﻿WEBVTT

00:00:05.053 --> 00:00:16.053
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:33.020 --> 00:00:34.220
‫بله؟

00:00:35.180 --> 00:00:38.990
‫کنت مونت کریستو می‌خوان
‫ شما رو ببینن، قربان.

00:00:52.220 --> 00:00:55.930
‫حتماً آشفته‌حالی.
‫ دخترت با اتهام قتل روبروئه.

00:00:56.670 --> 00:00:58.310
‫بله، بله.

00:01:01.730 --> 00:01:03.530
‫بیاین کنار من بشینین، جناب.

00:01:18.100 --> 00:01:21.280
‫خانواده چطور
‫با این آشفتگی وحشتناک کنار میان؟

00:01:22.200 --> 00:01:24.540
‫همونطور که می‌تونی تصور کنی،
‫خوب نیستن.

00:01:25.250 --> 00:01:27.380
‫فرای درک آدمه.

00:01:30.210 --> 00:01:35.450
‫بعد از خوندن روزنامه‌ها، خوابم نبرد.

00:01:37.490 --> 00:01:41.720
‫یه چیزی تو این ماجرا
‫حسابی ذهنمو مشغول کرده.

00:01:43.520 --> 00:01:50.670
‫بروسین هیچ اثری تو بدن باقی نمی‌ذاره؛
‫ولی بیرون از بدن راحت پیدا می‌شه.

00:01:51.090 --> 00:01:55.300
‫مثلاً تو قوری چای.

00:01:56.000 --> 00:02:00.800
‫- اونجا بود که پیداش کردن.
‫- آره، خوندم.

00:02:02.520 --> 00:02:07.270
‫و همینه که نمی‌ذاره شب‌ها بخوابم.

00:02:10.410 --> 00:02:13.790
‫ببین، من ولنتاین رو دیدم و...

00:02:14.610 --> 00:02:16.870
‫به نمیاد دختر احمقی باشه.

00:02:18.030 --> 00:02:21.050
‫مطمئناً اونقدر احمق نیست
‫که مادربزرگش رو مسموم کنه

00:02:21.140 --> 00:02:23.690
‫و بعدش مدرک رو از بین نبره.

00:02:24.270 --> 00:02:29.970
‫مگه شستن یه قوری
‫و تمیز کردن یه فنجون چقدر سخته؟

00:02:33.340 --> 00:02:37.700
‫یکی تو خونه‌ی من مارکی رو
‫مسموم کرده.

00:02:39.120 --> 00:02:41.560
‫و همه‌ی مدارک
‫به یه نفر اشاره می‌کنه.

00:02:44.370 --> 00:02:47.530
‫برای همینه که اینجام، آقای ویلفورت.

00:02:48.130 --> 00:02:52.930
‫باید مطلب خیلی حساسی رو
‫باهاتون در میون بذارم.

00:02:57.700 --> 00:03:00.860
‫آخرین باری که اومدین
‫خونه‌ی روستایی من،

00:03:00.950 --> 00:03:06.690
‫همسرتون بین غذا
‫از سر میز بلند شد، یادتونه؟

00:03:08.660 --> 00:03:09.900
‫کمابیش.

00:03:10.090 --> 00:03:14.550
‫ببخشید. می‌رم یه آبی به صورتم بزنم.

00:03:16.210 --> 00:03:19.990
‫دوشیزه هیدی، دختری که سرپرستیش با منه،

00:03:20.510 --> 00:03:23.910
‫دید که ایشون رفتن پایین پله‌ها
‫و وارد آزمایشگاه من شدن.

00:03:26.620 --> 00:03:31.480
‫بعد از اینکه همه رفتین،
‫فهمیدم یکی از شیشه‌های سمم گم شده.

00:03:32.680 --> 00:03:35.680
‫همونی که توش بروسین بود.

00:04:48.120 --> 00:04:51.907
‫کنت مونت کریستو

00:05:03.230 --> 00:05:04.970
‫آقای دانگلار.

00:05:07.910 --> 00:05:09.510
‫ممنون.

00:05:09.780 --> 00:05:13.450
‫- خیلی لطف کردین منو پذیرفتین، کنت.
‫- بشینید.

00:05:14.730 --> 00:05:16.440
‫امروز همون روزه.

00:05:19.190 --> 00:05:20.450
‫چه روزی؟

00:05:22.010 --> 00:05:25.510
‫روزی که مهلت خرید زمین تموم می‌شه.

00:05:26.500 --> 00:05:29.040
‫آه، بله.

00:05:29.130 --> 00:05:32.820
‫شرمنده که اینو ازتون می‌خوام، کنت،
‫ولی نمی‌تونین حداقل

00:05:32.980 --> 00:05:36.760
‫یه چک تاریخ‌دار پنج میلیونی
‫بهم بدین؟

00:05:36.850 --> 00:05:41.690
‫ولی بهتون که گفتم، بارون،
‫هر وقت کنت اسپادا سهم رو بده

00:05:41.780 --> 00:05:44.760
‫به شما داد، منم سمم رو می‌دم.

00:05:47.570 --> 00:05:51.090
‫فکر نمی‌کنم درک کنین
‫من تو چه موقعیتی هستم.

00:05:51.180 --> 00:05:54.870
‫قیمت زمین نه میلیونه.
‫تقریباً دو برابر سهم من.

00:05:54.960 --> 00:05:57.390
‫و حالا، بدون فرناند
‫به عنوان متحدم تو دولت،

00:05:57.480 --> 00:06:00.190
‫شایعه شده که اگه معامله‌ی زمین
‫انجام نشه

00:06:00.280 --> 00:06:02.280
‫امتیاز رو پس می‌گیرن.

00:06:02.370 --> 00:06:04.940
‫شایعه همیشه فقط شایعه‌ست، مگه نه؟

00:06:05.030 --> 00:06:08.890
‫من فقط... نمی‌تونم همچین پول هنگفتی رو
‫روی یه معامله ریسک کنم.

00:06:09.350 --> 00:06:12.100
‫داریم درباره زمین‌های وسیعی
‫از اینجا تا کاله حرف می‌زنیم.

00:06:12.190 --> 00:06:15.550
‫مهندس‌های انگلیسی، همونایی که
‫راه‌آهن منچستر-لیورپول رو ساختن،

00:06:15.640 --> 00:06:19.000
‫تا جمعه به سیصد هزار فرانک پیش‌پرداخت نیاز دارن
‫وگرنه پروژه رو ول می‌کنن.

00:06:19.090 --> 00:06:21.420
‫- اگه من نداشته باشم...
‫- بارون، آروم باشین.

00:06:21.510 --> 00:06:24.900
‫چطور می‌تونم آروم باشم
‫وقتی این همه‌چیز در خطره؟

00:06:27.940 --> 00:06:30.120
‫- یه‌کم آب بفرمایید؟
‫- ممنون.

00:06:37.310 --> 00:06:40.730
‫مراسم نامزدی پنجشنبه‌ست، درسته؟

00:06:48.840 --> 00:06:50.200
‫بله.

00:06:50.380 --> 00:06:53.910
‫کنت اسپادا امضا می‌کنه،
‫اوژنی رو دوست داره.

00:06:54.000 --> 00:06:56.850
‫و به محض اینکه امضا کنه،
‫یه چک

00:06:56.950 --> 00:07:01.730
‫پنج میلیونی می‌ذاره کف دستتون،
‫و من هم چکم رو می‌دم.

00:07:01.820 --> 00:07:04.960
‫ولی اگه نظرش عوض بشه چی؟

00:07:05.860 --> 00:07:08.250
‫به من قول داده که انجامش می‌ده.

00:07:08.340 --> 00:07:10.710
‫و اگه به من قولی بده،
‫سرش بره، حرفش نمی‌ره.

00:07:10.800 --> 00:07:15.570
‫- من این چیزا رو سرسری نمی‌گیرم.
‫- نه، نه، مطمئنم همین طوره.

00:07:15.660 --> 00:07:20.100
‫خوبه. خیلی خوبه.
‫عالیه. خب، ممنون.

00:07:22.760 --> 00:07:24.600
‫خدای من، حالا می‌تونم
‫یه نفس راحت بکشم.

00:07:26.860 --> 00:07:31.400
‫- خیلی خب، روز خوش، کنت.
‫- روز خوش.

00:07:35.970 --> 00:07:39.370
‫پنجشنبه تشریف میارین، مگه نه؟

00:07:40.010 --> 00:07:42.500
‫شک نکنین

00:07:55.480 --> 00:07:57.530
‫کنت اسپادا اومدن شما رو ببینن، دوشیزه...

00:07:57.620 --> 00:08:00.160
‫بله، بله، بله.
‫ممنون.

00:08:00.440 --> 00:08:03.600
‫یه شگفتانه‌ی قشنگ
‫برای شما دو تا دارم.

00:08:04.050 --> 00:08:10.600
‫نامه‌های معرفی به مدیران
‫چهار تا از بهترین اپراهای رم،

00:08:10.690 --> 00:08:13.350
‫توصیه‌نامه‌ با امضای
‫کنت مونت کریستو،

00:08:13.440 --> 00:08:18.030
‫که تو رو، اوژنی،
‫به‌عنوان ستاره‌ی ‌آینده اپرا معرفی می‌کنه.

00:08:21.050 --> 00:08:22.690
‫چه هیجان‌انگیز.

00:08:28.930 --> 00:08:31.750
‫پدرم محاله اجازه بده
‫برم روی صحنه.

00:08:31.840 --> 00:08:36.410
‫خب، وقتی تو رم باشی و
‫اون اینجا، چطور می‌تونه مخالفت کنه؟

00:08:40.170 --> 00:08:45.050
‫کنجکاوم، قربان. شما که اهل رم هستین
‫و کارشناس اپرا.

00:08:45.270 --> 00:08:48.110
‫چرا خودتون این نامه‌ها رو ننوشتین؟

00:08:49.530 --> 00:08:50.990
‫اجازه هست بشینم؟

00:08:53.470 --> 00:08:58.240
‫یه اعتراف کوچیک براتون دارم. من...

00:08:59.290 --> 00:09:04.800
‫من کارشناس اپرا نیستم.
‫در واقع، اصلاً از اپرا خوشم نمیاد.

00:09:06.360 --> 00:09:10.650
‫از طرف دیگه، کنت مونت کریستو
‫خیلی از اپرا سر درمیاره

00:09:10.740 --> 00:09:14.140
‫و نظراتش تو این زمینه
‫خیلی معتبره.

00:09:14.800 --> 00:09:16.930
‫این خیلی عجیبه.

00:09:17.210 --> 00:09:21.280
‫تو رو خدا، یه کلمه از اینا رو
‫به پدرتون نگین.

00:09:21.370 --> 00:09:27.030
‫همین حالاشم کلی خیال‌بافی می‌کنه.
‫بهتره تو بی‌خبری بمونه.

00:09:28.750 --> 00:09:32.280
‫حالا دیگه باید برم.
‫روز خوبی داشته باشین، خانم‌ها.

00:09:32.370 --> 00:09:37.160
‫خب، تو امضای به‌اصطلاح
‫عقد ازدواج پنجشنبه می‌بینمتون.

00:09:37.890 --> 00:09:41.800
‫البته اگه تا اون موقع
‫نرفته باشین رم.

00:09:47.940 --> 00:09:50.920
‫خداحافظ، خانم‌های زیبا.

00:09:52.573 --> 00:09:57.263
‫بدون اوریدیس چیکار کنم؟
‫(اوریدیس در اساطیر همسر اورفئوس بود
‫که اورفئوس به دنبالش به سرزمین مردگان رفت)

00:10:02.280 --> 00:10:05.150
‫کم کم دارم به این دیوونه علاقه‌مند می‌شم.

00:10:05.450 --> 00:10:07.440
‫بذار اونا رو ببینم.

00:10:09.250 --> 00:10:16.290
‫اوژنی، با اینا
‫آینده‌ت تضمین شده.

00:10:16.570 --> 00:10:20.070
‫آینده‌مون، عزیزم! آینده‌مون!

00:10:23.960 --> 00:10:29.160
‫فکر می‌کنی منظورش از «اگه تا اون موقع
‫نرفته باشین رم» چی بود؟

00:10:42.370 --> 00:10:45.520
‫ادوارد، لطفاً با غذات بازی نکن، بخورش.

00:10:45.610 --> 00:10:48.420
‫چون موقع عصرونه
‫کلی کیک خورده، میل نداره.

00:10:49.240 --> 00:10:51.140
‫مامان می‌تونم برم بازی کنم؟

00:10:51.840 --> 00:10:53.620
‫البته که می‌تونی، ادوارد.

00:11:02.260 --> 00:11:06.660
‫جرارد، چرا دادگاه ولنتاین
‫هنوز شروع نشده؟

00:11:06.920 --> 00:11:11.400
‫از معاون دادستان خواستم
‫عقب بندازه‌ش.

00:11:11.490 --> 00:11:12.690
‫چرا؟

00:11:13.320 --> 00:11:16.570
‫می‌دونی
‫اگه مجرم شناخته بشه...

00:11:17.190 --> 00:11:20.040
‫... ارثیه مادربزرگش رو
‫از دست می‌ده، درسته؟

00:11:20.410 --> 00:11:23.010
‫البته، می‌رسه به تو.

00:11:24.690 --> 00:11:28.130
‫و از من می‌رسه به ادوارد.

00:11:29.150 --> 00:11:32.790
‫نمی‌فهمم این چه ربطی
‫به دادگاه ولنتاین داره.

00:11:33.130 --> 00:11:39.390
‫فکر می‌کنیم وکیل می‌خواد از این موضوع
‫تو دفاعیه‌ش استفاده کنه تا شک ایجاد کنه.

00:11:40.310 --> 00:11:43.030
‫ولی پرونده که دیگه بسته شده‌ست، نه؟

00:11:43.730 --> 00:11:45.890
‫ظاهراً بله.

00:11:47.580 --> 00:11:52.240
‫- از وقتی دستگیر شده چی عوض شده؟
‫- اطلاعات جدیدی به دست اومده.

00:11:52.330 --> 00:11:55.200
‫- چه اطلاعاتی؟
‫- نمی‌تونم بگم.

00:11:55.290 --> 00:11:57.890
‫ولی من زنتم.

00:12:00.110 --> 00:12:01.430
‫می‌دونم.

00:12:05.733 --> 00:12:09.413
‫بـ .مـ ا بـ یـ ن

00:12:12.860 --> 00:12:15.980
‫چرا پلیس اصلاً
‫اتاق ولنتاین رو نگشت؟

00:12:16.920 --> 00:12:19.760
‫عجیبه که نگشتن،
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

00:12:26.800 --> 00:12:30.290
‫شاید فکر کردن پرونده بسته شده‌ست،

00:12:30.480 --> 00:12:31.990
‫همونطور که تو فکر می‌کنی.

00:12:39.050 --> 00:12:42.580
‫- مادام کجاست؟
‫- داره ادوارد رو می‌بره درس انجیل.

00:12:43.340 --> 00:12:44.600
‫آهان.

00:14:04.350 --> 00:14:05.890
‫مرسدس؟

00:14:07.080 --> 00:14:08.980
‫لطفاً بشین.

00:14:22.240 --> 00:14:27.610
‫نمی‌دونم چی درباره‌ی فرناند بگم.

00:14:29.270 --> 00:14:32.630
‫به چیزی که می‌خواستی رسیدی، مگه نه؟

00:14:33.090 --> 00:14:35.830
‫باور کن،
‫نمی‌خواستم اینجوری تموم شه.

00:14:36.230 --> 00:14:39.130
‫ترجیح می‌دادی
‫بیشتر عذاب بکشه؟

00:14:42.930 --> 00:14:45.580
‫ادموند، واقعاً می‌گم،
‫داری با زندگی مردم بازی می‌کنی.

00:14:45.680 --> 00:14:47.940
‫خب، اونا با زندگی من بازی کردن.

00:14:51.966 --> 00:14:53.466
‫باید ازم متنفر شده باشی.

00:14:57.050 --> 00:14:58.850
‫نمی‌دونم چطور باید باشم.

00:15:03.690 --> 00:15:06.590
‫به حساب‌های فرناند
‫دسترسی داری؟

00:15:07.510 --> 00:15:08.730
‫آره.

00:15:08.820 --> 00:15:11.870
‫خب، مطمئناً با بارون دانگلار
‫کار می‌کرده.

00:15:13.290 --> 00:15:20.640
‫باید امروز تا آخرین فرانک رو
‫از حساب‌های فرناند بیرون بکشی.

00:15:21.920 --> 00:15:24.540
‫نصفش رو نقد بگیر،
‫ نصفش رو طلا بخواه.

00:15:26.660 --> 00:15:27.900
‫چرا؟

00:15:31.120 --> 00:15:34.530
‫چون به شب نکشیده،
‫هست و نیست دانگلار به باد می‌ره.

00:15:38.350 --> 00:15:40.070
‫پس نفر بعدی اونه؟

00:15:44.110 --> 00:15:46.990
‫این موضوع تمام وجودت رو گرفته.

00:15:50.970 --> 00:15:53.080
‫برمی‌گردی مارسی؟

00:15:55.360 --> 00:16:00.000
‫اونجا خونه‌مه. مگه خونه‌ی تو نیست؟

00:16:02.590 --> 00:16:04.520
‫من خونه‌ای ندارم.

00:16:14.490 --> 00:16:16.620
‫ببخشید، ولی باید برم.

00:16:17.530 --> 00:16:20.450
‫به زودی میام دیدنت،
‫مرسدس.

00:16:20.610 --> 00:16:25.770
‫ادموند،
‫می‌تونم یه سؤال شخصی بپرسم؟

00:16:28.440 --> 00:16:32.420
‫تو که این‌همه وقت توی زندان بودی
‫چطوری یهو این‌قدر ثروت سرهم کردی؟

00:16:35.380 --> 00:16:37.350
‫فکر می‌کنم مشیت الهی بود.

00:16:40.570 --> 00:16:43.350
‫درک تو از مشیت الهی چیه؟

00:16:46.210 --> 00:16:50.670
‫به طور کلی،
‫اینکه سرنوشت عدالت رو برقرار می‌کنه.

00:16:52.250 --> 00:16:55.330
‫پس تو ابزار سرنوشتی.

00:17:19.523 --> 00:17:20.763
‫تنهامون بذار.

00:17:25.600 --> 00:17:30.700
‫- حالت چطوره؟ خودت رو وفق دادی؟
‫- همونطور که می‌تونی تصور کنی.

00:17:34.590 --> 00:17:38.880
‫- بهت خوب غذا می‌دن؟
‫- به قدر کافی خوبه.

00:17:41.806 --> 00:17:43.006
‫بشین.

00:17:48.120 --> 00:17:49.540
‫اومدی اینجا چیکار؟

00:17:55.290 --> 00:17:56.780
‫کار تو نبوده.

00:17:59.360 --> 00:18:00.600
‫بوده؟

00:18:03.880 --> 00:18:05.590
‫بهت که گفتم.

00:18:09.580 --> 00:18:11.800
‫من تو موقعیت وحشتناکی گیر کردم.

00:18:37.650 --> 00:18:42.180
‫آقای بوشان، اینجا چیزهای خیلی جالبی
‫دارم که روزنامه‌ی شما

00:18:42.270 --> 00:18:45.340
‫احتمالاً خیلی دلش بخواد بدونه.

00:18:46.240 --> 00:18:51.210
‫این سابقه معاملات بورس پاریسه
‫که به سه سال پیش برمی‌گرده.

00:18:51.300 --> 00:18:53.330
‫که دست بر قضا هم‌زمانی عجیبی

00:18:53.420 --> 00:18:58.050
‫با صورتحساب‌های شخصی
‫بارون دانگلار داره.

00:18:58.630 --> 00:19:01.520
‫اگه تاریخ‌های این دو تا سند رو
‫مقایسه کنین،

00:19:01.610 --> 00:19:05.640
‫متوجه می‌شین که بارون دانگلار
‫برداشت‌های کلان از حساب شخصیش داشته.

00:19:05.730 --> 00:19:11.470
‫همون روز، همسرش یه حجم سنگین روی سهام
‫یه کالای خاص معامله باز کرده.

00:19:11.990 --> 00:19:15.530
‫سهامی که دو سه روز بعد
‫ارزشش دو برابر شده

00:19:15.620 --> 00:19:20.480
‫بعد از اینکه خبر رسمی اون کالاها
‫به اطلاع عموم رسیده.

00:19:20.750 --> 00:19:24.090
‫می‌بینید که یه الگویی هست
‫که مرتب بعد از اینکه لوسین دبره

00:19:24.180 --> 00:19:29.070
‫به عنوان منشی وزیر کشور منصوب شده
‫این الگو هی تکرار شده

00:19:29.160 --> 00:19:33.140
‫- متوجه منظورم هستین؟
‫- سعی می‌کنم بشم.

00:19:34.050 --> 00:19:38.170
‫برای راحتی شما معاملات مربوطه رو
‫با قرمز مشخص کردم.

00:19:38.650 --> 00:19:41.790
‫مطمئنم که منبع این اطلاعات رو
‫به کسی نمی‌گین.

00:19:42.230 --> 00:19:45.340
‫ما هیچوقت منابعمون رو
‫لو نمی‌دیم. خصوصاً اگه خودشون بخوان.

00:19:45.430 --> 00:19:47.450
‫پس می‌ذارم با خودتون باشه.

00:19:48.310 --> 00:19:52.290
‫من یه نسخه از این اسناد رو دارم
‫که تحویل پلیس می‌دم،

00:19:52.690 --> 00:19:55.760
‫مثل هر شهروند وظیفه‌شناسی.

00:19:57.150 --> 00:19:59.440
‫روز خوش، آقای بوشان.

00:20:56.820 --> 00:21:00.900
‫- مامان، اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- عزیزم، هیچی.

00:21:00.990 --> 00:21:04.500
‫- کارهای پایین چطور پیش می‌ره، همه‌چی آماده‌ست؟
‫- شامپاین و خاویار تازه رسیده.

00:21:04.590 --> 00:21:08.010
‫عالیه.
‫همه‌چیز خیلی هیجان‌انگیزه، نه؟

00:21:08.100 --> 00:21:09.300
‫آره.

00:21:09.640 --> 00:21:11.260
‫بریم پایین.

00:21:37.420 --> 00:21:39.030
‫پاسپورت برادرم.

00:21:39.120 --> 00:21:42.820
‫خواهری که با برادرش سفر می‌کنه
‫شک برانگیز نیست.

00:21:46.800 --> 00:21:50.220
‫- و کالسکه؟
‫- پشت خونه‌ست.

00:21:50.283 --> 00:21:51.683
‫منتظرمونه.

00:22:02.040 --> 00:22:05.670
‫چک رو نوشتین و
‫امضا کردین؟

00:22:06.290 --> 00:22:07.560
‫تو جیبمه.

00:22:07.650 --> 00:22:10.070
‫و مال من هم تو جیب خودمه.

00:22:10.370 --> 00:22:11.690
‫عالیه.

00:22:29.030 --> 00:22:30.610
‫عاشقشم.

00:23:12.900 --> 00:23:16.670
‫پلیس از حقه‌مون توی بورس
‫خبردار شده.

00:23:16.760 --> 00:23:19.900
‫سهم منو از آخرین معامله بده.
‫برو بیارش برام.

00:23:19.990 --> 00:23:22.980
‫- چی داری می‌گی؟
‫- بوشان بهم خبر داد.

00:23:23.070 --> 00:23:28.230
‫پلیس مدرک داره که با اطلاعات محرمانه‌ای
‫که من بهت دادم معامله کردی!

00:23:28.320 --> 00:23:32.240
‫- خدای من!
‫- برو پولمو بیار.

00:23:32.330 --> 00:23:34.480
‫امروز دارم از پاریس می‌رم.

00:24:10.240 --> 00:24:13.310
‫- مادرم حسابی عصبانی می‌شه.
‫- فکر می‌کنم همین طور باشه.

00:24:13.410 --> 00:24:15.280
‫نه فقط به خاطر فرار من.

00:24:15.370 --> 00:24:19.030
‫فهمیدم کلید گنجه‌ش کجاست
‫و برای خرج سفر

00:24:19.230 --> 00:24:21.620
‫ برش داشتم.

00:24:21.860 --> 00:24:23.630
‫- نیست.
‫- یعنی چی؟

00:24:23.720 --> 00:24:26.620
‫گفتم که نیست.
‫از گنجه‌م دزدیدنش.

00:24:35.667 --> 00:24:38.697
‫خانم‌ها و آقایون، وقتشه.

00:24:38.900 --> 00:24:45.410
‫انتظار طولانی برای ازدواج دخترم
‫بالاخره تموم شد.

00:24:45.790 --> 00:24:51.250
‫وکیلم قراردادها رو نوشته
‫و هر دو طرف قبول کردن.

00:24:51.342 --> 00:24:57.072
‫و تنها چیزی که باقی مونده
‫امضای اوناست.

00:24:58.640 --> 00:25:02.050
‫می‌شه کنت اسپادا
‫اول امضا کنه؟

00:25:02.140 --> 00:25:04.780
‫بله، البته.

00:25:07.540 --> 00:25:09.680
‫دوشیزه دانگلار کجان؟

00:25:10.786 --> 00:25:13.106
‫باید اینجا باشه، نه؟

00:25:20.897 --> 00:25:24.107
‫هرمین، می‌شه اوژنی رو
‫صدا کنی؟

00:25:24.270 --> 00:25:25.490
‫حتماً.

00:25:34.200 --> 00:25:35.440
‫اوژنی؟

00:25:40.100 --> 00:25:44.260
‫اوژنی،
‫می‌شه لطفاً در رو باز کنی؟

00:25:45.320 --> 00:25:46.960
‫در رو باز کن.

00:25:51.850 --> 00:25:52.900
‫در رو باز کن!

00:25:52.990 --> 00:25:55.340
‫مشکل چیه،
‫بارونس؟

00:25:55.430 --> 00:26:00.050
‫فکر می‌کنم دخترم دچار
‫اضطراب قبل از عروسی شده.

00:26:00.670 --> 00:26:01.950
‫این در رو باز کن!

00:26:02.040 --> 00:26:04.580
‫برو کنار، هرمین.
‫برو کنار.

00:26:25.410 --> 00:26:27.570
‫این موی دخترتونه،
‫بارون.

00:26:32.530 --> 00:26:36.400
‫من سربازرس روبرت هستم.
‫بذارین بیام تو.

00:26:40.420 --> 00:26:45.620
‫اینجا حکم بازداشت
‫منشی وزیر کشور،

00:26:45.710 --> 00:26:48.950
‫آقای لوسین دبره،
‫بانکدار بارون دانگلار،

00:26:49.040 --> 00:26:51.380
‫و همسرش هرمین رو دارم.

00:26:51.800 --> 00:26:56.060
‫مسخره‌ست.
‫از خونه من برین بیرون!

00:26:57.490 --> 00:27:00.100
‫بدون شما
‫و همدستاتون، نمی‌شه جناب بارون.

00:27:00.190 --> 00:27:03.310
‫شما به یه جرم خیلی جدی
‫متهم شدین.

00:27:06.670 --> 00:27:08.510
‫به چه جرمی؟

00:27:09.010 --> 00:27:14.630
‫معامله غیرقانونی، در بورس
‫با استفاده از اطلاعات محرمانه‌ی دولتی، قربان.

00:27:21.290 --> 00:27:24.570
‫دستتو بکش!
‫به من دست نزن!

00:27:25.720 --> 00:27:27.060
‫کجا می‌برینم؟

00:27:27.150 --> 00:27:30.500
‫به زندان لافورس، مادام،
‫جایی که ظاهراً بهش تعلق دارین.

00:27:30.590 --> 00:27:35.730
‫یه کاری بکن، احمق بی‌عرضه!
‫جلوشونو بگیر!

00:27:35.820 --> 00:27:39.190
‫ولم کن!
‫به من دست نزن!

00:27:39.530 --> 00:27:41.720
‫ولم کن!

00:27:42.360 --> 00:27:43.940
‫از این طرف، بارون.

00:27:50.867 --> 00:27:55.007
‫بـا ما ب‍ی‍ـن

00:27:57.750 --> 00:28:00.650
‫می‌دونی چقدر آبروی من رفت؟

00:28:00.860 --> 00:28:03.720
‫از تصور خارجه.

00:28:16.400 --> 00:28:18.600
‫پسره رو بیار بیرون.

00:28:19.176 --> 00:28:21.736
‫ببرش تو دادگاه.
‫زود باش.

00:28:23.570 --> 00:28:27.840
‫اون ماما،
‫قضیه‌ی پسره رو می‌دونه؟

00:28:29.620 --> 00:28:31.810
‫می‌دونه که گاستون به قتل متهم شده.

00:28:31.900 --> 00:28:34.580
‫نمی‌دونه که دادگاه
‫فردا شروع می‌شه؟

00:28:35.120 --> 00:28:36.320
‫هنوز نه.

00:28:38.340 --> 00:28:39.540
‫خوبه.

00:28:39.860 --> 00:28:43.960
‫چون اگه وقت زیادی برای فکر کردن
‫داشته باشه، شهادت نمی‌ده.

00:28:44.820 --> 00:28:46.870
‫می‌دونه که پلیس دنبالشه

00:28:46.960 --> 00:28:50.210
‫به خاطر قتل پرستاری که
‫تو تیمارستان کشتی.

00:28:51.390 --> 00:28:52.590
‫البته.

00:28:53.620 --> 00:28:56.940
‫هر جا که امشب می‌مونه
‫باید جای امنی باشه.

00:28:57.360 --> 00:29:03.980
‫چون اگه ویلفورت بفهمه
‫اینجاست، زنه رو باید مُرده بدونیم.

00:29:05.020 --> 00:29:06.580
‫جاش امنه.

00:29:07.370 --> 00:29:11.650
‫فردا صبح، بهش می‌گی
‫داری می‌بریش دادگاه،

00:29:11.970 --> 00:29:14.170
‫که به شهادتش نیاز داریم،

00:29:15.530 --> 00:29:18.670
‫که نشون بده ویلفورت
‫پدر پسره‌ست.

00:29:19.240 --> 00:29:23.800
‫بهش بگو یه کالسکه بیرون منتظره،
‫که به محض تموم شدن شهادتش،

00:29:23.890 --> 00:29:26.490
‫اونو برای حفظ امنیتش برمی‌گردونه
‫به تالامون.

00:29:26.580 --> 00:29:29.600
‫و اگه از شهادت دادن خودداری کنه چی؟

00:29:30.370 --> 00:29:33.380
‫این آخریشونه، جاکوپو.

00:29:35.540 --> 00:29:37.600
‫برام مهم نیست چطوری، ولی باید انجام بشه.

00:29:40.860 --> 00:29:44.360
‫- صبح به‌خیر، عزیزم.
‫- صبح به‌خیر.

00:29:53.120 --> 00:29:57.490
‫ولنتاین امروز از بازداشت
‫آزاد می‌شه.

00:29:58.350 --> 00:29:59.930
‫غیرممکنه.

00:30:00.830 --> 00:30:06.210
‫شواهد کافی برای محکومیتش
‫وجود نداره.

00:30:06.610 --> 00:30:08.310
‫کافی نیست؟

00:30:09.290 --> 00:30:12.450
‫اون برای مارکی
‫چای درست کرد.

00:30:12.930 --> 00:30:15.630
‫برای اون زن بیچاره
‫چای برد.

00:30:18.820 --> 00:30:21.190
‫یه شاهد هست، هلوئیز.

00:30:22.870 --> 00:30:25.610
‫شاهد شهادت می‌ده که دیده
‫تو رفتی تو

00:30:25.700 --> 00:30:29.710
‫زیرزمین کنت مونت کریستو
‫شب آخری که اونجا شام خوردیم.

00:30:32.720 --> 00:30:37.340
‫بعد از اینکه ما رفتیم، کنت
‫رفته پایین تو آزمایشگاهش

00:30:37.430 --> 00:30:40.910
‫و دیده که یه شیشه بروسین
‫رو دزدیدن.

00:30:50.650 --> 00:30:52.100
‫این شیشه.

00:31:00.830 --> 00:31:05.520
‫این رو تو کشوی لباس ولنتاین
‫قایم کردی که من پیداش کنم، نه؟

00:31:08.620 --> 00:31:09.880
‫جوابمو بده.

00:31:17.910 --> 00:31:21.030
‫همونطور که چند روز پیش یادآوری کردی،

00:31:23.690 --> 00:31:25.510
‫هیچکس بالاتر از قانون نیست.

00:31:33.150 --> 00:31:35.400
‫می‌خوای چیکار کنی؟

00:31:40.430 --> 00:31:43.310
‫همون کاری که با ولنتاین کردم.

00:31:44.910 --> 00:31:51.770
‫چیزی رو که می‌دونم به مقامات
‫مربوطه گزارش می‌کنم.

00:31:54.200 --> 00:31:56.950
‫جرارد، صبر کن.

00:31:57.080 --> 00:31:58.540
‫جرارد؟

00:32:00.700 --> 00:32:02.240
‫جرارد، صبر کن.

00:32:02.670 --> 00:32:04.790
‫جرارد، صبر کن!

00:32:07.110 --> 00:32:09.170
‫مامان، چی شده؟

00:32:14.100 --> 00:32:19.110
‫هیچی، عزیزم.
‫برگرد تو اتاقت بازی کن.

00:32:39.940 --> 00:32:44.350
‫وقتی اولین بار این پسر رو دیدی،
‫قبلش بازرس بوویل رو چاقو زده بود؟

00:32:44.440 --> 00:32:44.890
‫بله.

00:32:44.980 --> 00:32:47.460
‫اون پایین چه خبره؟

00:32:49.310 --> 00:32:52.770
‫هیچکس دیگه‌ای تو خیابون
‫جز اون دو نفر نبود.

00:32:52.860 --> 00:32:55.320
‫سؤال دیگه‌ای از شاهد
‫ندارید؟

00:32:55.410 --> 00:32:58.220
‫نه، عالیجناب.
‫کار وکیل مدافع تموم شده.

00:32:58.310 --> 00:33:02.010
‫بسیار خب.
‫می‌تونید برید، ممنون.

00:33:02.510 --> 00:33:04.440
‫متهم لطفاً قیام کنه.

00:33:04.530 --> 00:33:08.610
‫حقایق این پرونده ساده
‫و سرراست هستند.

00:33:08.870 --> 00:33:11.950
‫من متهم رو مجرم می‌دانم
‫به اتهامات وارده.

00:33:12.900 --> 00:33:16.410
‫قبل از اینکه حکم رو صادر کنم
‫کسی حرفی داره که بزنه؟

00:33:16.500 --> 00:33:20.190
‫می‌خوام یه نفر رو به جایگاه
‫شاهد بیارم، عالیجناب،

00:33:20.420 --> 00:33:24.670
‫برای ارائه شرایط تخفیف
‫احتمالی به دادگاه،

00:33:24.760 --> 00:33:26.980
‫البته اگر دادگاه اجازه بده.

00:33:27.070 --> 00:33:28.580
‫آقای ویلفورت؟

00:33:28.670 --> 00:33:30.960
‫دادستانی اعتراضی نداره،
‫عالیجناب.

00:33:31.050 --> 00:33:32.350
‫بسیار خب.

00:33:32.810 --> 00:33:35.580
‫سابرین لوران رو به جایگاه
‫فرا می‌خوانم.

00:33:46.270 --> 00:33:49.540
‫- برای همین دعوتت کردم.
‫- دست راستتون رو بالا ببرید.

00:33:49.630 --> 00:33:54.160
‫قسم می‌خورید حقیقت رو بگید،
‫کل حقیقت رو، تا خدا کمکتون کنه؟

00:33:54.250 --> 00:33:56.970
‫قسم می‌خورم حقیقت رو بگم،
‫کل حقیقت رو.

00:33:57.250 --> 00:34:01.840
‫سابرین لوران، رابطه شما
‫با متهم چیه؟

00:34:02.220 --> 00:34:03.970
‫من مادرخوانده‌ش هستم.

00:34:04.060 --> 00:34:05.660
‫می‌تونید به دادگاه بگید

00:34:05.750 --> 00:34:08.470
‫چطور شدید مادرخوانده
‫گاستون؟

00:34:08.560 --> 00:34:15.320
‫من قابله‌م و ۱۶ سال پیش
‫گاستون رو به دنیا آوردم.

00:34:20.260 --> 00:34:21.540
‫چقدر دیگه مونده؟

00:34:22.220 --> 00:34:23.970
‫نزدیکه.

00:34:26.630 --> 00:34:29.830
‫اسم پدر بچه رو
‫به خاطر دارید؟

00:34:35.170 --> 00:34:38.530
‫پدرش آقای ویلفورت بود،

00:34:40.730 --> 00:34:43.790
‫دادستان کل،
‫اون آقایی که اونجا نشسته.

00:34:48.430 --> 00:34:53.230
‫- دارید شوخی می‌کنید؟
‫- نه، عالیجناب.

00:34:53.550 --> 00:34:56.310
‫سکوت!
‫سکوت دادگاه رو رعایت کنید!

00:34:57.540 --> 00:35:00.150
‫و مادری که اون شب
‫داشت زایمان می‌کرد،

00:35:00.280 --> 00:35:02.460
‫هویتش رو می‌دونید؟

00:35:04.040 --> 00:35:08.540
‫می‌دونی اگه این موضوع
‫لو بره،

00:35:08.630 --> 00:35:10.530
‫کار من تمومه؟

00:35:10.630 --> 00:35:12.630
‫هرمین دانگلار.

00:35:15.330 --> 00:35:16.960
‫ساکت!

00:35:17.910 --> 00:35:22.320
‫این چرنده. دادستانی
‫به این شاهد اعتراض داره.

00:35:22.410 --> 00:35:26.350
‫فکر می‌کنم می‌تونیم اجازه بدیم، آقای ویلفورت،
‫خصوصاً که ایشون دارن توضیح می‌دن...

00:35:26.440 --> 00:35:30.250
‫نه، این قضیه هیچ ربطی به قتل
‫بازرس بوویل نداره، قربان.

00:35:30.340 --> 00:35:35.120
‫لطفاً بشینید،
‫آقای ویلفورت.

00:35:42.820 --> 00:35:44.020
‫ادامه بدید.

00:35:44.860 --> 00:35:48.660
‫می‌تونید به ما بگید بعد از
‫به دنیا اومدن بچه چه اتفاقی افتاد؟

00:35:49.640 --> 00:35:56.200
‫آقای ویلفورت دستمزدم رو داد
‫و منو از خونه بیرون کرد،

00:35:56.290 --> 00:36:00.040
‫و تهدیدم کرد که
‫مبادا به کسی چیزی بگم.

00:36:00.600 --> 00:36:07.550
‫حس کردم یه جای کار می‌لنگه،
‫برای همین یواشکی رفتم تو باغ.

00:36:07.640 --> 00:36:09.600
‫و اونجا چی دیدی؟

00:36:43.760 --> 00:36:49.030
‫داخل جعبه یه نوزاد بود، زنده.

00:36:51.510 --> 00:36:55.830
‫سکوت رو رعایت کنید،
‫وگرنه بیرونتون می‌کنم.

00:36:57.180 --> 00:37:01.820
‫آقای ویلفورت، می‌دونستید
‫که متهم پسر شماست؟

00:37:12.300 --> 00:37:15.210
‫آقای ویلفورت،
‫ازتون سؤال پرسیدم.

00:37:19.750 --> 00:37:23.930
‫خانمی که در جایگاه هست رو
‫می‌شناسید؟

00:37:35.480 --> 00:37:37.850
‫بلندتر صحبت کنید، قربان. نمی‌شنوم.

00:37:42.890 --> 00:37:45.630
‫گفتم...

00:37:50.990 --> 00:37:53.900
‫هیچکس بالاتر از قانون نیست.

00:37:56.680 --> 00:37:58.460
‫از جمله خودم.

00:38:05.180 --> 00:38:06.860
‫من...

00:38:09.550 --> 00:38:12.130
‫من از این پرونده کنار می‌کشم.

00:38:14.600 --> 00:38:17.370
‫ساکت! ساکت!

00:38:37.050 --> 00:38:39.440
‫چی شده؟

00:38:41.570 --> 00:38:43.200
‫نه، نه...

00:38:44.640 --> 00:38:48.840
‫ادوارد؟
‫نفس بکش، ادوارد.

00:38:49.000 --> 00:38:51.560
‫نفس بکش، چشمات رو باز کن.

00:38:51.720 --> 00:38:55.880
‫نفس بکش.
‫زود باش، پسرم. نفس بکش.

00:38:57.120 --> 00:39:00.800
‫چشمات رو باز کن. نفس بکش.

00:39:10.720 --> 00:39:14.440
‫کمک! یکی کمکم کنه!

00:39:59.130 --> 00:40:01.680
‫خدایا، منو ببخش.

00:40:06.360 --> 00:40:07.980
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

00:40:13.870 --> 00:40:15.490
‫من...

00:40:16.020 --> 00:40:18.190
‫اومدم یه چیزی رو نشونت بدم.

00:40:21.470 --> 00:40:23.550
‫ولی دیگه لازم نیست.

00:42:17.790 --> 00:42:18.990
‫بیا تو.

00:42:23.720 --> 00:42:28.660
‫آقایون،
‫قرارداد من با شما تموم شده.

00:42:29.600 --> 00:42:32.410
‫فردا برمی‌گردید
‫تالامون.

00:42:33.760 --> 00:42:38.080
‫می‌خوام برای خدمات بی‌نظیری
‫ که به من دادین، ازتون تشکر کنم.

00:42:42.970 --> 00:42:45.410
‫کارت اینجا تموم شده؟

00:42:46.580 --> 00:42:48.800
‫کارهای باقی مونده رو
‫خودم می‌تونم انجام بدم.

00:42:50.980 --> 00:42:53.730
‫می‌تونید کالسکه و همه اسب‌ها رو
‫با خودتون ببرید.

00:42:53.820 --> 00:42:56.070
‫بهشون نیاز ندارم.

00:43:00.010 --> 00:43:05.720
‫- حالا کجا می‌خوای بری؟
‫- می‌خوام سفر کنم.

00:43:10.110 --> 00:43:13.180
‫اتوره می‌خواد در خدمت
‫شما بمونه.

00:43:14.950 --> 00:43:19.520
‫نه، باید با جاکوپو برگردی.

00:43:19.610 --> 00:43:25.260
‫سالانه، برای هردوتون با پست
‫مبلغی رو می‌فرستم.

00:43:26.840 --> 00:43:31.600
‫و وقتی پول‌ها قطع بشه،
‫معنیش اینه که من مُرده‌م.

00:43:35.240 --> 00:43:37.370
‫زود نمیر.

00:43:39.820 --> 00:43:44.550
‫بگو ببینم، جاکوپو، کنجکاوم.

00:43:45.330 --> 00:43:49.390
‫وقتی اولین بار کادروس رو دیدی،
‫پیشنهاد کردی چشم‌هاش رو دربیاری

00:43:49.490 --> 00:43:52.680
‫و بعد زبونش رو
‫تا نتونه جیغ بکشه.

00:43:54.100 --> 00:43:56.060
‫واقعاً می‌خواستی این کار رو بکنی؟

00:43:57.360 --> 00:44:01.700
‫می‌دونید، کنت، من تمام عمرم
‫با حقایق نصفه‌نیمه زندگی کردم.

00:44:02.360 --> 00:44:06.130
‫- به نظرم برام جواب می‌ده.
‫- آره، یعنی نمی‌کردی.

00:44:06.220 --> 00:44:09.390
‫اگه بگم نه، فکر می‌کنید
‫حقیقتی نصفه‌نیمه‌ست.

00:44:09.480 --> 00:44:12.790
‫اگه بگم آره هم همین طور.

00:44:20.440 --> 00:44:22.940
‫این برای خورد و خوراک
‫توی مسیر برگشت.

00:44:27.360 --> 00:44:31.780
‫این حقیقتی نصفه‌نیمه نیست اگه بگم...

00:44:31.870 --> 00:44:35.050
‫افتخار بزرگی بوده که
‫در خدمت شما بودم، ادموند.

00:44:36.740 --> 00:44:38.360
‫ممنون، جاکوپو.

00:44:41.240 --> 00:44:45.350
‫- اتوره هم همین طور فکر می‌کنه.
‫- ممنون، اتوره.

00:44:46.800 --> 00:44:50.160
‫وقتی پول می‌فرستی،
‫یه نامه کوچیک هم باهاش بفرست.

00:44:50.250 --> 00:44:52.770
‫می‌خوایم از حالت باخبر بشیم.

00:44:52.930 --> 00:44:57.860
‫وقتی برسم خونه، می‌خوام
‫خوندن و نوشتن یاد بگیرم.

00:44:59.740 --> 00:45:01.240
‫حتماً.

00:45:49.420 --> 00:45:51.640
‫برای توئه، دانگلار.

00:45:59.740 --> 00:46:05.130
‫- بارون دانگلار، اگه ممکنه.
‫- نامه رو بگیر و خفه شو.

00:46:33.480 --> 00:46:35.740
‫«بارون دانگلار عزیز...

00:46:36.600 --> 00:46:41.480
‫شاید تعجب کنی که بفهمی
‫اسم واقعی من ادموند دانتسه.»

00:46:44.030 --> 00:46:49.620
‫اون نامه‌ی دیگه که همراه این نامه‌ست،
‫ که تو با کمک فرناند موندگو نوشتی...

00:46:49.710 --> 00:46:53.290
‫و بعدش به دست
‫آقای ویلفورت رسید...

00:46:53.670 --> 00:46:57.140
‫و باعث شد من ۱۵ سال رنج عظیم رو...

00:46:57.230 --> 00:47:00.010
‫تو سیاهچال‌های قلعه‌ی ایف
‫تحمل کنم...

00:47:00.960 --> 00:47:05.170
‫همون مدتی که فکر می‌کنم تو
‫توی زندان لافورس خواهی گذروند...

00:47:05.260 --> 00:47:07.550
‫البته برای جرم‌هایی که واقعاً مرتکب شدی...

00:47:09.130 --> 00:47:13.720
‫برخلاف جرم‌های من،
‫که کاملاً ساختگی بودن...

00:47:17.820 --> 00:47:20.780
‫امیدوارم اون‌جا بهت بد بگذره...

00:47:22.300 --> 00:47:24.080
‫با احترام.»

00:47:25.650 --> 00:47:28.910
‫«کنت مونت کریستو»

00:47:31.600 --> 00:47:33.340
‫تخم سگ

00:47:35.290 --> 00:47:37.680
‫حرومزاده‌ی کثافت.

00:48:50.250 --> 00:48:52.170
‫ادموند.

00:48:53.820 --> 00:48:55.440
‫لب ساحل بهم گفتن،

00:48:55.600 --> 00:48:59.570
‫یه زن کاتالان هر  روز صبح
‫میاد اینجا تا به دریا نگاه کنه.

00:49:03.700 --> 00:49:05.800
‫قلعه‌ی ایف رو می‌بینی؟

00:49:10.390 --> 00:49:13.290
‫فکر کردن به تو
‫منو اونجا زنده نگه داشت.

00:49:16.230 --> 00:49:19.610
‫قرار بود ماه عسلمون رو
‫تو پاریس بگذرونیم، یادته؟

00:49:19.900 --> 00:49:21.950
‫آره، یادمه.

00:49:23.220 --> 00:49:27.960
‫الان که دیگه امکانش
‫برای هیچ کدوممون نیست.

00:49:32.900 --> 00:49:39.150
‫اومدم بهت بگم
‫که امروز دارم می‌رم.

00:49:40.850 --> 00:49:42.670
‫از فرانسه می‌رم.

00:49:47.520 --> 00:49:49.380
‫مدت زیادی می‌ری؟

00:49:51.060 --> 00:49:52.960
‫شاید دیگه برنگردم.

00:49:57.950 --> 00:50:06.250
‫یه کشیشی رو اونجا ملاقات کردم،
‫پیرمرد دانایی بود.

00:50:07.360 --> 00:50:13.760
‫بهم گفت، «اگه نقشه‌ی انتقام داری،
‫باید اول قبر خودت رو بکنی.»

00:50:19.480 --> 00:50:21.060
‫حق داشت.

00:50:44.590 --> 00:50:46.410
‫عشق شفابخشه.

00:50:47.627 --> 00:50:57.627
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:50:58.182 --> 00:51:03.308
‫[پایان سریال]

00:51:03.570 --> 00:51:13.570
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.