﻿WEBVTT

00:00:23.610 --> 00:00:34.610
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:42.110 --> 00:00:44.130
‫شامپاینش چطوره؟

00:00:44.530 --> 00:00:46.230
‫همه راضی هستن؟

00:00:48.690 --> 00:00:49.920
‫خوبه.

00:00:50.010 --> 00:00:53.040
‫ازتون می‌خواستم همه سر میز بشینیم،

00:00:53.130 --> 00:00:56.650
‫ولی منتظر یه جوون برجسته از رم هستم

00:00:56.740 --> 00:01:01.590
‫که بانکدارهای قبلیم ازم خواستن
‫به جامعه پاریس معرفیش کنم.

00:01:02.040 --> 00:01:06.860
‫ظاهراً اینجا هیچکس رو
‫نمی‌شناسه و یه‌کم گیج شده.

00:01:07.320 --> 00:01:09.400
‫ایزابل، بازم شامپاین بیار.

00:01:10.550 --> 00:01:13.560
‫افتخاره که اینجا هستید، سناتور.

00:01:14.260 --> 00:01:17.910
‫امیدوار بودم تو مهمونی بهاره
‫باهاتون صحبت کنم،

00:01:18.000 --> 00:01:20.370
‫ولی خیلی زود غیبتون زد.

00:01:20.460 --> 00:01:25.290
‫منو ببخشید، ولی وقتی شنیدم رقص
‫قراره شروع بشه، مثل یه ترسو فرار کردم.

00:01:25.420 --> 00:01:28.590
‫خب، من رقاص زبردستی نیستم.
‫تلوتلو می‌خورم و می‌افتم،

00:01:28.680 --> 00:01:30.620
‫و حسابی خودمو ضایع می‌کنم.

00:01:30.710 --> 00:01:34.330
‫رقصیدن تو مهمونی‌های
‫پاریسی اجباری نیست، کنت.

00:01:34.770 --> 00:01:36.710
‫پس باید می‌موندم.

00:01:38.110 --> 00:01:41.710
‫- شما رقصیدید، کنتس؟
‫- نه.

00:01:42.883 --> 00:01:44.773
‫من ازتون درخواست رقص کردم،
‫ولی رد کردید.

00:01:44.950 --> 00:01:49.750
‫کنت، باید بابت دارویی که به
‫الوئیز دادید ازتون تشکر کنم.

00:01:50.080 --> 00:01:53.140
‫پسرمون ادوارد شب مهمونی تشنج کرد،

00:01:53.240 --> 00:01:57.670
‫ولی یه قطره از اون تقریباً فوری
‫حالشو خوب کرد. خیلی عجیب بود.

00:01:57.760 --> 00:01:59.940
‫چیزی که شوهرم سعی داره بگه، کنت،

00:02:00.030 --> 00:02:03.290
‫اینه که به تاثیر دارویی
‫که به من دادید شک داشت.

00:02:03.380 --> 00:02:05.540
‫- قبول دارم.
‫- فکر کنم شغلتون

00:02:05.630 --> 00:02:07.720
‫ایجاب می‌کنه که شکاک باشید، برای همینه...

00:02:08.530 --> 00:02:10.170
‫شاید همین طور باشه.

00:02:11.090 --> 00:02:13.640
‫ولی همه اینا منو به یه
‫سوال می‌رسونه، قربان.

00:02:13.730 --> 00:02:16.920
‫دو سال پیش، پدرم دچار سکته شد،

00:02:17.010 --> 00:02:20.200
‫که تقریباً کاملاً فلجش کرده.

00:02:20.290 --> 00:02:28.480
‫پس می‌خواستم بدونم،
‫آیا شما دارویی دارید یا می‌شناسید

00:02:29.080 --> 00:02:32.810
‫که بتونه این وضعیت رو حتی یه‌کم بهتر کنه؟

00:02:32.900 --> 00:02:36.300
‫متأسفانه درمانی برای
‫سکته وجود نداره، قربان.

00:02:38.110 --> 00:02:39.830
‫همین فکر رو می‌کردم.

00:02:41.450 --> 00:02:43.730
‫سرنوشت می‌تونه خیلی ظالم باشه.

00:02:44.980 --> 00:02:48.560
‫تقریباً به اندازه عدالتی که
‫آدم‌ها اجرا می‌کنن.

00:02:51.760 --> 00:02:55.630
‫نباید سرنوشت و عدالت رو
‫با هم اشتباه گرفت. یکی نیستن.

00:02:55.720 --> 00:02:58.060
‫شما به مشیت الهی اعتقاد ندارید، قربان؟

00:02:59.680 --> 00:03:00.980
‫نه.

00:03:01.660 --> 00:03:05.170
‫من دارم.
‫ولی نه از نظر مذهبی.

00:03:07.330 --> 00:03:10.150
‫پس از چه نظر؟ البته اگه پرسیدنش
‫ایرادی نداره.

00:03:10.670 --> 00:03:14.690
‫از این نظر کلی که سرنوشت
‫نظم رو تضمین می‌کنه

00:03:14.780 --> 00:03:17.170
‫و عدالت برقرار می‌شه.

00:03:20.690 --> 00:03:22.460
‫و اگه نشه چی؟

00:03:24.420 --> 00:03:29.520
‫خب در اون صورت،
‫انسان باید مجبورش کنه که این کار رو بکنه.

00:03:35.790 --> 00:03:38.370
‫فکر نمی‌کنید خدا می‌تونه از پسش بربیاد؟

00:03:38.470 --> 00:03:40.450
‫نه.

00:03:41.260 --> 00:03:43.470
‫هرچند باید اعتراف کنم،
‫بارها بهش

00:03:43.560 --> 00:03:45.770
‫درباره همین موضوع دعا کردم.

00:03:45.860 --> 00:03:48.340
‫تا حالا جواب دعاهاتون رو داده؟

00:03:48.810 --> 00:03:51.230
‫همین الان داره جواب می‌ده.

00:03:53.350 --> 00:03:58.440
‫ولی بگید، مونت کریستو،
‫این مهمونی که منتظرشید کیه؟

00:03:58.530 --> 00:04:02.190
‫اجازه بدید معرفی کنم،
‫کنت اسپادا، از رم.

00:04:07.730 --> 00:04:09.800
‫سلام به همگی.

00:05:11.560 --> 00:05:12.860
‫شما

00:05:23.500 --> 00:05:27.440
‫کنت اسپادا، می‌دونم شاید
‫مسخره به نظر برسه، ولی...

00:05:28.310 --> 00:05:32.700
‫... احیاناً با کاردینال اسپادای مرحوم
‫نسبتی ندارید؟

00:05:33.110 --> 00:05:34.820
‫عموی بزرگم بود.

00:05:35.840 --> 00:05:38.360
‫افسانه‌ها می‌گن مرد خیلی ثروتمندی بود.

00:05:38.450 --> 00:05:41.020
‫حتی یه ضرب‌المثل تو اون منطقه هست،

00:05:41.110 --> 00:05:43.460
‫می‌گن «به ثروتمندی اسپادا»، درسته؟

00:05:43.550 --> 00:05:47.720
‫درباره ضرب‌المثل درست می‌گید.
‫ولی درباره عموی بزرگم اشتباه می‌کنید.

00:05:47.810 --> 00:05:52.150
‫- اون ثروتمند نبود.
‫- پس فقط یه افسانه بوده.

00:05:52.240 --> 00:05:55.600
‫با این حال، من به اندازه کافی
‫بخت‌یار بودم

00:05:55.690 --> 00:05:59.050
‫که افسانه‌ی اسپادا رو
‫به واقعیت تبدیل کنم.

00:05:59.140 --> 00:06:02.900
‫واقعاً؟ چطوری؟

00:06:06.020 --> 00:06:10.740
‫چند ماه پیش، داشتم کتابخونه قدیمی
‫عموی بزرگم رو بررسی می‌کردم.

00:06:10.830 --> 00:06:17.370
‫وقتی داشتم کتابخونه کنت اسپادا رو
‫تمیز می‌کردم، یه تیکه پوست پیدا کردم.

00:06:17.520 --> 00:06:20.170
‫هیچی روش نبود.
‫جالب نبود.

00:06:20.260 --> 00:06:21.410
‫انداختمش تو آتیش.

00:06:21.500 --> 00:06:24.840
‫فکر کردم چیز مهمی نیست،
‫انداختمش تو شومینه.

00:06:25.920 --> 00:06:27.220
‫خب؟

00:06:28.680 --> 00:06:31.280
‫و وقتی شعله‌ها خوردن بهش،

00:06:31.420 --> 00:06:34.220
‫به صورت معجزه‌آسایی، کلمات و یه نقاشی
‫شروع کردن به ظاهر شدن.

00:06:34.310 --> 00:06:37.940
‫- پس از آتیش کشیدمش بیرون.
‫- طبیعتاً، از شعله‌ها کشیدمش بیرون.

00:06:38.030 --> 00:06:39.280
‫و یه نقشه بود.

00:06:39.370 --> 00:06:42.120
‫و روش با جوهر نامرئی نوشته شده بود.

00:06:42.210 --> 00:06:46.390
‫با جوهر نامرئی کشیده شده بود
‫که فقط با حرارت واکنش نشون می‌داد.

00:06:46.990 --> 00:06:52.200
‫- نقشه‌ی یه گنج مخفی؟
‫- از کجا می‌دونستید، بارون دانگلار؟

00:06:52.290 --> 00:06:56.170
‫هر کسی که تاریخ ثروت‌ها و گنج‌های اروپا رو
‫مطالعه کرده باشه

00:06:56.260 --> 00:06:58.150
‫داستان سزار اسپادا رو می‌دونه

00:06:58.240 --> 00:07:01.340
‫و اینکه چطور قبل از اینکه پاپ مسمومش کنه
‫گنجش رو قایم کرد.

00:07:01.430 --> 00:07:05.930
‫- و هیچوقت پیدا نشد.
‫- تا همین اواخر.

00:07:07.230 --> 00:07:09.320
‫منظورتون چیه، کنت اسپادا؟

00:07:09.410 --> 00:07:14.190
‫شاید اگه بذارید حرفشو تموم کنه،
‫بارون دانگلار، متوجه بشید.

00:07:15.130 --> 00:07:18.270
‫نقشه منو به محل دقیق

00:07:18.360 --> 00:07:22.610
‫گنج سزار اسپادا رسوند،
‫که سال ۱۵۰۲ مخفی شده بود.

00:07:25.010 --> 00:07:27.210
‫- غیرممکنه.
‫- باورتون می‌شه؟

00:07:27.300 --> 00:07:30.410
‫و به عنوان تنها وارث املاک اسپادا...

00:07:35.940 --> 00:07:37.640
‫... اجازه داشتم نگهش دارم.

00:07:39.880 --> 00:07:43.030
‫البته، چیزی که دارم بهتون می‌گم
‫اطلاعات عمومی نیست،

00:07:43.120 --> 00:07:45.160
‫و خدا نکنه که بشه.

00:07:45.250 --> 00:07:48.300
‫وگرنه بانکدارها شب و روز
‫در خونه‌م رو می‌زنن.

00:07:48.390 --> 00:07:51.570
‫این گنج الان پیش شماست؟

00:07:51.660 --> 00:07:55.010
‫نه اینجا، البته،
‫ولی تو گاوصندوق بانکدارهام،

00:07:55.100 --> 00:07:57.050
‫تامپسون و فرنچ، تو رم.

00:07:57.140 --> 00:08:01.160
‫امروزه چقدر می‌ارزه؟

00:08:01.250 --> 00:08:03.810
‫من اهل پز دادن نیستم، قربان.

00:08:04.770 --> 00:08:08.280
‫ایزابل، فکر کنم
‫برای پیش غذا آماده‌ایم.

00:08:08.670 --> 00:08:12.330
‫مادموازل هایدی لطف کرده
‫و برامون یه غذای ایرانی پخته.

00:08:12.420 --> 00:08:14.850
‫بگید، کنت اسپادا،
‫اون چیزی که می‌گن درسته،

00:08:14.940 --> 00:08:18.700
‫که گنج شامل صندوقچه‌هایی از الماس،
‫یاقوت و شمش‌های طلا بود؟

00:08:18.790 --> 00:08:20.330
‫بارون، با احترام،

00:08:20.420 --> 00:08:25.120
‫ترجیح می‌دم سر میز شام
‫درباره مسائل مالی صحبت نکنیم.

00:08:25.210 --> 00:08:29.680
‫- همیشه همینو بهش می‌گم، کنت.
‫- آخرین سؤالمم بگم.

00:08:30.320 --> 00:08:32.620
‫چی شما رو به پاریس آورده؟

00:08:33.140 --> 00:08:35.160
‫اومدم یه همسر پیدا کنم.

00:08:37.620 --> 00:08:39.470
‫یه همسر؟

00:08:47.810 --> 00:08:49.960
‫به همون چیزی فکر می‌کنی
‫که من فکر می‌کنم؟

00:08:50.050 --> 00:08:51.360
‫آره.

00:08:53.110 --> 00:08:57.050
‫- ممکنه یه‌کم عجیب باشه.
‫- حتماً یه راهی پیدا می‌کنیم.

00:09:02.250 --> 00:09:04.030
‫ببخشید.

00:09:05.040 --> 00:09:07.580
‫می‌رم یه آبی به صورتم بزنم.

00:09:14.460 --> 00:09:16.940
‫باید برم پیش غذا رو چک کنم.

00:09:44.330 --> 00:09:47.600
‫سفرت به پاریس داره نتیجه می‌ده، وامپا.

00:09:49.480 --> 00:09:51.440
‫نقش بازی کردنم چطور بود؟

00:09:52.220 --> 00:09:55.540
‫اینکه دنبال همسری رو
‫یه‌کم بی‌مقدمه گفتی.

00:09:55.990 --> 00:09:58.700
‫ولی در کل، خیلی خوب پیش رفت.

00:09:59.390 --> 00:10:04.820
‫کنت، همسر موسیو ویلفورت
‫نرفت دستشویی.

00:10:04.910 --> 00:10:07.340
‫رفت تو آزمایشگاه شما.

00:10:15.210 --> 00:10:17.410
‫باید جلوشو می‌گرفتم؟

00:10:22.910 --> 00:10:24.370
‫اشکالی نداره.

00:10:25.050 --> 00:10:29.340
‫فکر کنم فقط مجذوب همه اینا شده،
‫همین.

00:10:30.260 --> 00:10:33.860
‫اتفاقی نیفتاده. ممنون.

00:10:51.050 --> 00:10:54.130
‫مگه لوئیز امروز بعد از ظهر
‫نباید بهت درس بده؟

00:10:54.220 --> 00:10:56.190
‫فردا، پدر.

00:10:58.610 --> 00:11:03.450
‫- آلبر امروز میاد اینجا؟
‫- برای چای، آره.

00:11:06.010 --> 00:11:07.720
‫تو...

00:11:09.140 --> 00:11:12.340
‫از آلبر خوشت میاد؟

00:11:14.400 --> 00:11:17.180
‫مشکل چندانی نداره.

00:11:18.740 --> 00:11:22.190
‫که اینطور... خب، پس تا بعد.

00:11:44.180 --> 00:11:48.130
‫بارون، چی شما رو به اینجا آورده؟

00:11:49.000 --> 00:11:53.310
‫تصمیم گرفتم سود سپرده‌تون رو

00:11:53.600 --> 00:11:55.440
‫یک درصد در سال افزایش بدم.

00:11:55.530 --> 00:12:00.930
‫چقدر دست‌ودل‌باز.
‫می‌تونم بپرسم به چه دلیل؟

00:12:02.870 --> 00:12:05.650
‫- دست‌ودل‌بازی.
‫- البته.

00:12:05.740 --> 00:12:08.300
‫بله، البته، فضیلت خوبیه.

00:12:09.300 --> 00:12:11.270
‫شراب؟ شری؟ برندی؟

00:12:11.360 --> 00:12:15.960
‫صبر کنید، اون یه بطری ویسکی اسکاتلندیه
‫که اون گوشه قایم شده؟

00:12:16.050 --> 00:12:19.260
‫این یه چیز جدیده.
‫ویسکی تک‌مالت.

00:12:19.350 --> 00:12:22.750
‫من که نمی‌خورم، پس نمی‌دونم
‫مزه‌ش چطوریه.

00:12:25.830 --> 00:12:29.430
‫بگید ببینم، کنت اسپادا
‫توی پاریس کجا اقامت داره؟

00:12:29.520 --> 00:12:31.290
‫گرند هتل.

00:12:31.680 --> 00:12:35.600
‫به نظر می‌رسه هیچی کم نداره.
‫به جز یه همسر.

00:12:38.820 --> 00:12:41.780
‫- بفرمایید بشینید.
‫- ممنون.

00:12:49.700 --> 00:12:53.830
‫خیلی خوبه.
‫یه جور مزه چوبی داره.

00:12:53.920 --> 00:12:55.820
‫مثل مکیدن مداد.

00:12:56.610 --> 00:12:59.750
‫خب من یه سری محاسبه کردم

00:12:59.910 --> 00:13:03.940
‫روی محتویات تخمینی
‫گنج اسپادا،

00:13:04.030 --> 00:13:09.870
‫و ارزشش امروزه از
‫۶۵۰ میلیون فرانک بیشتره.

00:13:10.310 --> 00:13:12.830
‫- یا خدای من.
‫- منم همینو گفتم.

00:13:15.810 --> 00:13:20.220
‫پس کنت اسپادا دنبال چه جور
‫همسری می‌گرده؟

00:13:22.100 --> 00:13:27.080
‫- من از کجا باید بدونم؟
‫- چی دوست داره، از چی بدش میاد؟

00:13:28.140 --> 00:13:32.460
‫- می‌دونم از اسب خوشش نمیاد.
‫- چطور؟

00:13:32.550 --> 00:13:36.140
‫دعوتش کردم به مسابقات،
‫ولی قبول نکرد.

00:13:36.230 --> 00:13:41.970
‫- گفت اسب حوصله‌ش رو سر می‌بره.
‫- به مراسم دیگه‌ای هم دعوتش کردید؟

00:13:42.320 --> 00:13:45.910
‫شکار اردک.
‫اونم براش جالب نبود.

00:13:46.130 --> 00:13:47.790
‫به نظر سختگیر میاد.

00:13:49.120 --> 00:13:50.720
‫صبر کن.

00:13:51.280 --> 00:13:56.170
‫وقتی از اپرا حرف زدم،
‫خیلی سرحال شد، تقریباً مشتاق.

00:13:56.260 --> 00:13:59.340
‫اپرا؟ خیلی هم خب.

00:14:03.580 --> 00:14:07.400
‫می‌دونید، داشتم یه‌کم با
‫اوژنی حرف می‌زدم.

00:14:07.860 --> 00:14:10.910
‫به نظر میاد خیلی از آلبر دو مورسف
‫خوشش نمیاد.

00:14:11.000 --> 00:14:14.060
‫- فکر می‌کردم عاشقشه.
‫- نه، انگار اینطور نیست.

00:14:14.613 --> 00:14:19.163
‫ولی هر دو طرف با ازدواج
‫موافقت کردن، نه؟

00:14:19.620 --> 00:14:23.900
‫الان که نمی‌تونید خودتون رو
‫از این قضیه بیرون بکشید، مطمئناً؟

00:14:35.930 --> 00:14:37.390
‫دنبالم بیاید.

00:14:45.560 --> 00:14:49.540
‫فکرشو بکن!
‫دو تا از محبوب‌ترین آدم‌های دنیا برای من.

00:14:49.720 --> 00:14:51.010
‫بارون، غافلگیرمون کردین!

00:14:51.100 --> 00:14:54.190
‫- فقط داشتیم رد می‌شدیم...
‫- نه، رد نمی‌شدیم، بابا.

00:14:54.280 --> 00:14:56.730
‫خودت مشخصاً گفتی می‌خوای
‫بیای اینجا برای کیک و قهوه.

00:14:56.820 --> 00:15:00.240
‫قهوه و کیک؟
‫قهوه و کیک برای همه بیارین.

00:15:01.850 --> 00:15:04.900
‫اجازه بدید دخترم اوژنی رو
‫معرفی کنم.

00:15:04.990 --> 00:15:08.950
‫اوژنی، این همون کنت اسپاداست
‫که بهت درموردش گفتم.

00:15:09.960 --> 00:15:11.800
‫مسحور شدم.

00:15:12.730 --> 00:15:17.030
‫- دخترتون خیلی زیباست، بارون.
‫- ممنون.

00:15:19.550 --> 00:15:21.350
‫از این طرف، دخترها.

00:15:29.420 --> 00:15:33.410
‫بشین و یه آریای کوچیک بخون،
‫اگه می‌شه.

00:15:33.500 --> 00:15:37.180
‫- بابا...
‫- بخون. و خوب بخون.

00:15:39.690 --> 00:15:44.210
‫اون دو تا خانم جوون، یه پیانو می‌بینن
‫و مثل آهنربا جذبش می‌شن.

00:15:44.870 --> 00:15:46.980
‫بفرمایید بشینید، لطفاً.

00:16:05.620 --> 00:16:09.540
‫خب کنت، تا اینجا از اوقاتتون تو پاریس
‫لذت بردید؟

00:16:10.050 --> 00:16:12.090
‫از زن‌هاش خوشم میاد.

00:16:13.280 --> 00:16:15.620
‫پس این قهوه و کیک چی شد؟

00:16:22.730 --> 00:16:28.510
‫کنت، تا حالا به سرمایه‌گذاری تو
‫راه‌آهن فکر کردید؟

00:16:28.970 --> 00:16:32.360
‫بارون، دارید مزاحم گوش کردنم می‌شید.

00:16:44.540 --> 00:16:45.960
‫براوو!

00:16:47.060 --> 00:16:51.050
‫صداتون مثل عسله،
‫مادموازل. محو شدم!

00:16:51.140 --> 00:16:54.340
‫باید روی صحنه‌های رم یا وین
‫اجرا کنن.

00:16:54.620 --> 00:16:57.640
‫شامپاین.
‫شامپاین بیارید!

00:16:57.860 --> 00:17:01.150
‫و شما یه آریای گلوک انتخاب کردید،
‫محبوب شخصی من.

00:17:01.240 --> 00:17:03.000
‫خیلی ممنون.

00:17:17.830 --> 00:17:21.360
‫مادربزرگ، فکر می‌کردیم بعدازظهر بیاین.
‫سفر چطور بود؟

00:17:21.450 --> 00:17:23.810
‫چهار روز و شب عذاب غیرقابل تحمل

00:17:23.900 --> 00:17:27.160
‫تو جاده‌هایی که حتی به درد اسب‌ها
‫هم نمی‌خورد، چه برسه به کالسکه!

00:17:29.540 --> 00:17:32.670
‫ولی به هیچ قیمتی نمی‌خواستم
‫مراسم نامزدیت رو از دست بدم.

00:17:32.760 --> 00:17:34.610
‫- پدرت کجاست؟
‫- سر کار.

00:17:34.700 --> 00:17:38.380
‫- و اون نامادریت؟
‫- داخله پیش ادوارد.

00:17:38.750 --> 00:17:42.790
‫اون وروجک کوچولو رو از من دور نگه دار.
‫کجا می‌خوای منو بذاری؟

00:17:42.880 --> 00:17:46.090
‫- تو اتاق مهمان طبقه بالا.
‫- از پله بالا رفتن متنفرم.

00:17:46.180 --> 00:17:49.230
‫نمی‌دونم چرا تو و خانواده‌ت
‫برای امضای عقد

00:17:49.320 --> 00:17:51.480
‫نیومدید مارسی!

00:17:51.570 --> 00:17:56.250
‫- زندگی رو برام راحت‌تر می‌کرد.
‫- بابا خیلی سرش شلوغه، نمی‌تونه مرخصی بگیره.

00:18:13.980 --> 00:18:15.410
‫چیه؟

00:18:18.340 --> 00:18:21.820
‫- آماده‌ای؟
‫- حتماً.

00:18:26.680 --> 00:18:30.410
‫دو تا از محبوب‌ترین آدم‌های
‫دنیای من.

00:18:30.500 --> 00:18:31.890
‫دنبالم بیاید، آقایون.

00:18:31.980 --> 00:18:35.210
‫نقشه‌ها، طرح‌ها، درآمدهای پیش‌بینی شده،

00:18:35.300 --> 00:18:38.480
‫و مهم‌تر از همه،
‫سودهای تخمینی رو دارم

00:18:38.570 --> 00:18:40.620
‫که از این کار نصیبمون می‌شه.

00:18:41.790 --> 00:18:44.700
‫پیشنهاد رو به وزیر کشور
‫ارائه کردم

00:18:44.790 --> 00:18:47.560
‫و همین الان هم خبر رسیده
‫که امتیاز

00:18:47.650 --> 00:18:50.820
‫تا آخر هفته آینده
‫اعطا می‌شه.

00:18:51.090 --> 00:18:53.890
‫مطمئنم موسیو دبری
‫تو این مورد کمک کرده.

00:18:53.980 --> 00:18:56.210
‫به من بدهکار بود، و هنوز هم هست.

00:18:56.390 --> 00:18:58.030
‫بفرمایید، آقایون،

00:18:58.180 --> 00:19:03.050
‫این طرح تجاریه که تا آخرین فرانک
‫تنظیم شده.

00:19:03.140 --> 00:19:07.500
‫لازم نیست هیچکدوم از اینا رو نگاه کنم.
‫بهتون اعتماد دارم، بارون.

00:19:08.090 --> 00:19:11.090
‫عالیه.
‫شما چی، کنت؟

00:19:11.270 --> 00:19:17.600
‫ببینید، ترس من اینه که قطارها برای
‫حمل مسافر مناسب نیستن.

00:19:18.180 --> 00:19:20.050
‫برای کالا، خوبن.

00:19:20.140 --> 00:19:23.670
‫ولی مسافرها، یه جورایی شک دارم
‫از این فکر خوششون بیاد.

00:19:24.090 --> 00:19:25.790
‫ولی لندن رو ببینید.

00:19:25.880 --> 00:19:28.970
‫انگلستان رو نگاه کنید.
‫انگلیسی‌ها عاشق قطارهاشونن.

00:19:29.060 --> 00:19:32.880
‫- ولی ما فرانسوی هستیم.
‫- ما هم مثل اونا آدمیم.

00:19:34.170 --> 00:19:35.730
‫ساکت، لطفاً.

00:19:38.930 --> 00:19:39.660
‫اون دخترمه.

00:19:39.750 --> 00:19:42.430
‫فکر می‌کنید صداشو
‫نمی‌شناسم؟

00:19:42.630 --> 00:19:45.170
‫باید همین الان منو پیشش ببرید.

00:19:52.400 --> 00:19:54.020
‫اونجا هستن.

00:19:55.260 --> 00:19:59.540
‫- بدون خبر قبلی؟
‫- نه، نه. بهش گفتم که میای.

00:19:59.940 --> 00:20:01.880
‫منتظرته.

00:20:12.070 --> 00:20:13.140
‫نه، نه، نه.

00:20:13.230 --> 00:20:15.710
‫به خاطر من متوقف نکنید،
‫لطفاً.

00:20:26.980 --> 00:20:29.070
‫ببخشید.
‫می‌بینم مزاحمتون شدم.

00:20:29.160 --> 00:20:31.480
‫درس اوژنی تموم شده، بارون؟

00:20:31.980 --> 00:20:36.490
‫همونطور که می‌شنوید، نه.
‫درسش تمدید شده.

00:20:36.950 --> 00:20:40.000
‫من بهش گفته بودم بعد از ساعت دو
‫اینجا خواهم بود.

00:20:40.090 --> 00:20:43.570
‫دخترم امروز مایل به ملاقات نیست، قربان.

00:20:44.580 --> 00:20:47.330
‫نمی‌فهمم.

00:20:47.420 --> 00:20:49.810
‫من کسی رو به نحوی
‫ناراحت کردم؟

00:20:49.900 --> 00:20:54.320
‫اوژنی امروز نمی‌خواد
‫مزاحمش بشن.

00:21:05.930 --> 00:21:07.220
‫ولنتاین؟

00:21:07.310 --> 00:21:09.460
‫مادربزرگت می‌خواد
‫ببیندت.

00:21:13.740 --> 00:21:16.200
‫خیلی وقته منتظرت
‫بودم.

00:21:17.460 --> 00:21:20.010
‫- امضای عقد کی هست؟
‫- فردا شب.

00:21:20.100 --> 00:21:23.860
‫- صبح با یه گاری میام اینجا.
‫- نمی‌تونم. می‌دونی که نمی‌تونم.

00:21:23.950 --> 00:21:26.710
‫لطفاً با فرانتس ازدواج نکن.

00:21:27.650 --> 00:21:31.830
‫- دوستت دارم، ولنتاین.
‫- نمی‌تونم. متأسفم.

00:21:31.990 --> 00:21:33.790
‫ولنتاین؟

00:21:39.060 --> 00:21:41.000
‫بیا اینجا، عزیزم.

00:21:41.920 --> 00:21:43.290
‫استراحت کردی؟

00:21:43.410 --> 00:21:48.260
‫از تکون خوردن‌های اون کالسکه کبود شدم،
‫ولی منو فراموش کن.

00:21:48.380 --> 00:21:51.340
‫حتماً خیلی هیجان‌زده‌ای.

00:21:52.320 --> 00:21:53.620
‫هستم.

00:21:55.680 --> 00:21:57.520
‫این مرد رو دوست داری؟

00:21:58.760 --> 00:22:00.240
‫فرانتس...

00:22:00.780 --> 00:22:02.280
‫... خیلی مهربونه.

00:22:02.620 --> 00:22:04.390
‫عشق همه‌چیز نیست.

00:22:04.480 --> 00:22:07.850
‫تا وقتی ازش خوشت میاد،
‫کم کم عاشقش می‌شی.

00:22:08.400 --> 00:22:10.360
‫آخرین آرزوی پدربزرگت

00:22:10.450 --> 00:22:14.200
‫این بود که این اتحاد
‫بین خانواده‌هامون محکم بشه.

00:22:14.650 --> 00:22:18.200
‫اگه هنوز زنده بود،
‫خیلی خوشحال می‌شد.

00:22:19.980 --> 00:22:23.800
‫مادرت هم همین طور.
‫خدا رحمتش کنه.

00:22:25.110 --> 00:22:27.070
‫کاش الان اینجا بود.

00:22:28.030 --> 00:22:29.750
‫خدا اونو برد.

00:22:30.930 --> 00:22:34.550
‫و می‌ترسم به زودی منم می‌بره.

00:22:35.140 --> 00:22:39.740
‫و وقتی این اتفاق بیفته،
‫آینده‌ت تضمین شده خواهد بود.

00:22:40.290 --> 00:22:45.830
‫من همه‌چیز رو برای تو به جا گذاشتم،
‫و فقط برای تو، ولنتاین.

00:22:50.280 --> 00:22:52.220
‫به نظر خوشحال نمیای.

00:22:53.530 --> 00:22:54.830
‫بیا.

00:22:57.070 --> 00:23:01.780
‫برو. تو مراسم امضای عقد می‌بینمت.

00:23:11.940 --> 00:23:13.640
‫ولنتاین؟

00:23:15.180 --> 00:23:17.200
‫حالت خوبه؟

00:23:18.770 --> 00:23:20.150
‫خوبم.

00:23:20.650 --> 00:23:23.850
‫یه راه دیگه برای خلاص شدن
‫از این ازدواج هست، می‌دونی.

00:23:24.430 --> 00:23:28.080
‫یه بار گفته بودی علاقه داری
‫بری صومعه.

00:23:28.170 --> 00:23:31.460
‫مطمئنم اگه این کار رو بکنی،
‫هیچکس ناراحت نمی‌شه،

00:23:31.485 --> 00:23:33.165
‫حتی مادربزرگت.

00:23:35.450 --> 00:23:38.990
‫ولی پس تکلیف پدربزرگ
‫چی می‌شه؟

00:23:39.100 --> 00:23:44.230
‫اون باروآ و ما رو داره،
‫البته، که ازش مراقبت کنیم.

00:23:47.330 --> 00:23:50.450
‫اگه برم صومعه و راهبه بشم،

00:23:50.820 --> 00:23:53.540
‫همه ارثیه‌م می‌رسه به پدرم.

00:23:54.250 --> 00:23:57.760
‫- واقعاً؟
‫- خودت خوب می‌دونی که همین طوره.

00:23:58.160 --> 00:24:01.880
‫و از اون به ادوارد می‌رسه،
‫تنها پسرش.

00:24:02.520 --> 00:24:06.210
‫که این همون چیزیه که بیشتر از همه
‫می‌خوای. مگه نه، الوئیز؟

00:24:06.520 --> 00:24:12.540
‫من فقط دارم از طرف یه زن به یه زن دیگه
‫مشورت می‌دم.

00:24:18.064 --> 00:24:25.064


00:24:36.660 --> 00:24:42.050
‫پسر مورل رو می‌شناسی، ماکس؟
‫عاشق دختر ویلفورته.

00:24:42.140 --> 00:24:44.380
‫ولنتاین؟ می‌دونم.

00:24:45.120 --> 00:24:50.760
‫ولی پسر بیچاره داره وقتشو تلف می‌کنه.
‫تازه با فرانتس د'اپینه نامزد کرده.

00:24:50.850 --> 00:24:53.880
‫خیلی خوشحال نیست،
‫ولی از اون دسته آدم‌های حرف‌گوش‌کنه.

00:24:53.970 --> 00:24:56.790
‫همیشه هر چی پدرش می‌گه
‫انجام می‌ده.

00:24:57.130 --> 00:25:00.000
‫کنت می‌خواد جلوی این کار رو
‫بگیره.

00:25:02.570 --> 00:25:06.820
‫خانواده د'اپینه معروفن که
‫سلطنت‌طلب سرسختی هستن.

00:25:07.270 --> 00:25:08.391
‫خب؟

00:25:08.424 --> 00:25:13.624
‫یادمه یه چیزی درباره پدر فرانتس
‫خونده بودم. اون...

00:25:14.010 --> 00:25:15.940
‫به قتل رسیده.

00:25:16.540 --> 00:25:20.270
‫باید برم کتابخونه تا
‫حافظه‌م رو تازه کنم.

00:25:20.390 --> 00:25:23.150
‫خب، زود انجامش بده.

00:25:24.470 --> 00:25:26.750
‫کنت صبرش لبریزه.

00:25:37.520 --> 00:25:41.510
‫- کنت، حالتون چطوره؟
‫- خیلی خوب، ممنون ولنتاین.

00:25:41.600 --> 00:25:44.590
‫متأسفانه پدر و نامادریم
‫الان خونه نیستن.

00:25:44.680 --> 00:25:45.980
‫می‌دونم.

00:25:46.420 --> 00:25:49.060
‫اومدم موسیو نوآرتیه رو ببینم.

00:25:50.380 --> 00:25:53.030
‫پدربزرگم نمی‌تونه حرف بزنه، قربان.

00:25:53.170 --> 00:25:56.020
‫لازم نیست حرف بزنه.
‫فقط کافیه گوش کنه.

00:25:56.110 --> 00:25:58.980
‫یه چیز خیلی مهم هست
‫که باید بهش بگم.

00:26:03.520 --> 00:26:05.000
‫اون کیه، ولنتاین؟

00:26:05.090 --> 00:26:09.140
‫این کنت مونت کریستوئه، ادوارد.
‫اومده پدربزرگ رو ببینه.

00:26:09.230 --> 00:26:12.890
‫- روز به‌خیر، کنت.
‫- روز شما هم به‌خیر، مرد جوان.

00:26:19.080 --> 00:26:23.860
‫اگه دوبار پلک بزنه، یعنی بله.
‫و اگه چشماشو ببنده، یعنی نه.

00:26:24.510 --> 00:26:28.530
‫باید خصوصی باهاش صحبت کنم،
‫اگه اشکالی نداره.

00:26:30.710 --> 00:26:33.090
‫ممنون که منو پذیرفتید، قربان.

00:26:35.570 --> 00:26:38.050
‫می‌تونم رک باهاتون حرف بزنم؟

00:26:47.560 --> 00:26:50.850
‫دارن نوه‌تون رو مجبور می‌کنن
‫به ازدواج

00:26:50.940 --> 00:26:57.550
‫با فرانتس د'اپینه برخلاف میلش.
‫اون به شدت ناراحته، قربان.

00:26:58.800 --> 00:27:01.100
‫پای کل زندگیش وسطه.

00:27:02.540 --> 00:27:06.140
‫و هیچکس حق نداره خوشبختی رو
‫از کسی بدزده.

00:27:07.476 --> 00:27:12.746
‫مخصوصاً نه از کسی به جوونی
‫ولنتاین. غم‌انگیزه.

00:27:14.506 --> 00:27:17.356
‫و به نظرم شما می‌تونید
‫کمک کنید.

00:28:03.690 --> 00:28:07.010
‫موسیو د'اپینه،
‫نام شاهدهاتون؟

00:28:07.550 --> 00:28:12.210
‫ویکنت دو مورسرف
‫و موسیو بوشان.

00:28:29.773 --> 00:28:32.803
‫و شما، موسیو ویلفورت؟

00:28:33.092 --> 00:28:37.132
‫من، خودم و مارکیز
‫دو سنت مران

00:28:53.460 --> 00:28:55.180
‫چی شده، باروآ؟

00:28:55.373 --> 00:28:58.543
‫موسیو نوآرتیه می‌خواد
‫موسیو د'اپینه رو ببینه.

00:29:00.410 --> 00:29:01.700
‫به چه دلیل؟

00:29:01.790 --> 00:29:05.910
‫می‌خواد قبل از امضا
‫چیزی رو بهش بگه.

00:29:07.530 --> 00:29:09.460
‫نه، نه.
‫این خیلی نامناسبه.

00:29:09.550 --> 00:29:12.270
‫اشکالی نداره، موسیو ویلفورت.

00:29:14.070 --> 00:29:15.890
‫کل روز رو وقت داریم.

00:29:20.170 --> 00:29:21.910
‫دنبالم بیاید، لطفاً، قربان.

00:29:34.870 --> 00:29:39.430
‫پدر، لطفاً مختصر باشید.
‫دارید کار ما رو عقب میندازین.

00:29:42.200 --> 00:29:43.500
‫این؟

00:29:45.726 --> 00:29:49.126
‫می‌خواید موسیو د'اپینه
‫با صدای بلند بخوندش؟

00:29:51.779 --> 00:29:54.479
‫- اون چیه؟
‫- این یه اعترافه.

00:29:54.509 --> 00:29:58.209
‫موسیو نوآرتیه امروز بعد از ظهر
‫برام خوندن که بنویسم.

00:30:04.450 --> 00:30:08.020
‫«اعتراف زیر توسط من، موسیو نوآرتیه،

00:30:08.110 --> 00:30:10.990
‫با اراده خودم و بدون پشیمونی
‫انجام می‌شه.»

00:30:12.270 --> 00:30:16.570
‫«در شب چهارم مارس ۱۸۱۵...

00:30:17.830 --> 00:30:20.500
‫اون شبی بود که پدرم
‫به قتل رسید.

00:30:26.940 --> 00:30:32.110
‫من با این باور که ژنرال د'اپینه
‫وفاداریش رو تغییر داده»

00:30:32.220 --> 00:30:34.250
‫از پادشاه به سمت
‫امپراطور ناپلئون،

00:30:34.340 --> 00:30:38.710
‫اونو به یه جلسه مخفی
‫باشگاه بناپارتیست در پاریس دعوت کردم...

00:30:38.800 --> 00:30:42.040
‫جایی که جزئیات فرار ناپلئون
‫از جزیره البا...

00:30:42.130 --> 00:30:45.250
‫بهش گفته شد.
‫در طول جلسه...

00:30:45.340 --> 00:30:50.890
‫مشخص شد که نمی‌شه به ژنرال د'اپینه
‫برای این اطلاعات اعتماد کرد...

00:30:51.140 --> 00:30:56.160
‫و، از ترس خیانت
‫و لو رفتن...

00:30:56.560 --> 00:31:01.480
‫تصمیم گرفته شد که،
‫به خاطر هدفمون...

00:31:01.850 --> 00:31:05.310
‫اطمینان حاصل کنیم
‫که این کار رو نکنه...

00:31:05.920 --> 00:31:08.380
‫من تصمیم گرفتم زیر نظر بگیرمش...

00:31:11.320 --> 00:31:13.400
‫«به جای برگشتن به خونه‌ش...

00:31:13.490 --> 00:31:17.300
‫ژنرال د'اپینه به سمت
‫قصر پادشاه راه افتاد...

00:31:19.340 --> 00:31:24.050
‫برام مشخص شد که قصدش
‫واقعاً لو دادن ما بوده...

00:31:28.850 --> 00:31:34.090
‫شمشیرش رو کشید،
‫و من هم شمشیرم رو کشیدم...

00:31:35.900 --> 00:31:40.390
‫ما تو خیابون دوئل کردیم...

00:31:59.880 --> 00:32:01.620
‫و من کشتمش.»

00:32:09.009 --> 00:32:13.709
‫ازدواج با زنی که پدربزرگش
‫پدرم رو کشته مسخره‌ست.

00:32:18.100 --> 00:32:20.190
‫چی تو رو به پاریس آورده؟

00:32:21.810 --> 00:32:23.690
‫من...

00:32:25.670 --> 00:32:27.320
‫چه بلایی سر دستت اومده؟

00:32:28.950 --> 00:32:31.610
‫دستت خونیه، پدر.

00:32:32.030 --> 00:32:37.290
‫نه، دیشب دستم با یه نرده زنگ‌زده
‫بریده شد.

00:32:40.159 --> 00:32:42.039
‫موسیو د'اپینه...

00:32:43.320 --> 00:32:48.130
‫قربان، مطمئناً یک کلمه از این حرف‌ها رو
‫باور نمی‌کنید.

00:32:48.220 --> 00:32:50.710
‫اینا پرت و پلاهای یه ذهن
‫توهم‌زده‌ست.

00:32:50.800 --> 00:32:55.300
‫منظورم اینه، نگاهش کنید، به این مرد نگاه
‫کنید. مریضه. دیوونه‌ست. حالش خوب نیست.

00:32:55.390 --> 00:32:57.940
‫این اعتراف یه دیوونه نیست،
‫قربان.

00:32:57.965 --> 00:32:59.825
‫می‌تونیم ادامه بدیم، لطفاً؟

00:33:09.340 --> 00:33:10.720
‫متأسفم.

00:33:18.380 --> 00:33:20.860
‫- ما داریم می‌ریم.
‫- چی شده؟

00:33:21.870 --> 00:33:25.180
‫آقایون...
‫آقایون، التماس می‌کنم.

00:33:25.270 --> 00:33:28.160
‫این همه‌ش یه سوءتفاهم
‫وحشتناکه.

00:33:28.250 --> 00:33:32.050
‫فقط یه چیز به نفع
‫موسیو نوآرتیه هست.

00:33:32.140 --> 00:33:36.010
‫اونطور که همه فکر می‌کردیم قتل نبوده،
‫بلکه یه دوئل بوده.

00:33:36.100 --> 00:33:39.510
‫- حقیقت نداره.
‫- دیگه هرگز خبری از من نمی‌شنوین، قربان.

00:33:40.410 --> 00:33:41.860
‫بریم.

00:34:05.490 --> 00:34:07.290
‫این برای کیه؟

00:34:08.020 --> 00:34:11.400
‫- برای مارکیز.
‫- اوه، دمنوش گیاهیه؟

00:34:12.000 --> 00:34:15.010
‫- آره.
‫- باروآ دنبالت می‌گشت.

00:34:15.100 --> 00:34:17.600
‫پدربزرگت می‌خواد
‫شب به‌خیر بگه.

00:34:18.020 --> 00:34:20.560
‫می‌تونم چای رو برای
‫مارکیز ببرم بالا.

00:34:21.460 --> 00:34:23.660
‫اشکالی نداره، خودم می‌برم.

00:34:24.160 --> 00:34:26.250
‫زیاد طول نمی‌کشه.

00:34:53.830 --> 00:34:56.670
‫فردا اول وقت
‫می‌رم.

00:34:57.820 --> 00:34:59.670
‫متأسفم که همه‌چیز اونطور که
‫برنامه‌ریزی شده بود پیش نرفت.

00:34:59.780 --> 00:35:05.060
‫پدر پدرت مرد شیطان صفتیه.
‫همیشه بوده!

00:35:05.220 --> 00:35:08.290
‫این حرف وحشتناکیه،
‫مادربزرگ.

00:35:10.630 --> 00:35:14.110
‫- شب به‌خیر، عزیزم.
‫- شب به‌خیر.

00:35:36.950 --> 00:35:39.680
‫دکتر، از این طرف.

00:35:59.240 --> 00:36:01.900
‫از ظاهرش پیداست که
‫خیلی عذاب کشیده.

00:36:04.560 --> 00:36:08.040
‫- آخرین نفر کی زنده دیدش؟
‫- من بودم.

00:36:08.340 --> 00:36:10.870
‫براش چای آوردم،
‫شب به‌خیر گفتم و...

00:36:10.970 --> 00:36:13.950
‫از چیزی شکایت نداشت؟
‫دل درد یا چیزی؟

00:36:14.040 --> 00:36:16.170
‫- هیچی.
‫- ناراحتی نداشت؟

00:36:16.260 --> 00:36:17.560
‫نه.

00:36:32.410 --> 00:36:36.000
‫برام یکم شکر بیارید.
‫یه مشت کافیه.

00:36:36.870 --> 00:36:40.010
‫- چی شده، دکتر؟
‫- این چای رو کی آماده کرده؟

00:36:40.310 --> 00:36:43.700
‫- ولنتاین.
‫- کی به مارکیز رسوندش؟

00:36:43.790 --> 00:36:45.300
‫ولنتاین.

00:36:45.390 --> 00:36:49.080
‫من پیشنهاد دادم ببرم، ولی اون
‫اصرار کرد که خودش ببره.

00:36:55.480 --> 00:36:56.780
‫ممنون.

00:37:11.770 --> 00:37:13.550
‫همونطور که فکر می‌کردم.

00:37:15.180 --> 00:37:18.700
‫مارکیز با بروسین
‫مسموم شده.

00:37:49.330 --> 00:37:50.760
‫اینجا هستن.

00:37:58.120 --> 00:37:59.860
‫موسیو ویلفورت...

00:38:00.100 --> 00:38:03.280
‫دخترم بالاست،
‫منتظر شماست.

00:38:07.240 --> 00:38:08.890
‫اون...

00:38:10.790 --> 00:38:13.360
‫... جایی که داره می‌ره باهاش
‫خوب رفتار می‌شه، مگه نه؟

00:38:13.450 --> 00:38:16.620
‫خب، من با رئیس زندان
‫صحبت کردم،

00:38:16.710 --> 00:38:20.690
‫و بهم اطمینان داده که باهاش رفتار
‫ویژه خواهد شد، قربان.

00:38:27.350 --> 00:38:28.830
‫خب، بریم.

00:38:46.080 --> 00:38:47.630
‫حالا خداحافظی کن.

00:39:55.390 --> 00:39:56.690
‫چیه؟

00:39:58.890 --> 00:40:00.650
‫صبحانه‌تون، قربان.

00:40:03.370 --> 00:40:07.130
‫بله، می‌بینم.
‫ممنون.

00:40:09.460 --> 00:40:11.980
‫قربان، ما نگرانتون هستیم.

00:40:12.840 --> 00:40:16.860
‫نگران من؟ چه کوفتی
‫دارید می‌گید؟

00:40:17.040 --> 00:40:20.560
‫شب‌ها صداتون رو می‌شنویم، قربان،
‫که تو خونه راه می‌رید.

00:40:21.150 --> 00:40:24.780
‫آخر شب،
‫اوایل صبح،

00:40:24.970 --> 00:40:30.390
‫راه می‌رید، بالا و پایین.
‫به نظر می‌رسه نمی‌خوابید، قربان.

00:40:30.480 --> 00:40:36.400
‫می‌خوابم.
‫به خواب زیادی نیاز ندارم.

00:40:37.880 --> 00:40:40.220
‫نباید نگران باشید، حالم خوبه.

00:40:55.520 --> 00:40:56.700
‫خب؟

00:40:56.790 --> 00:40:59.740
‫مباشر کنت رو
‫زیر نظر داشتم.

00:41:01.730 --> 00:41:05.090
‫هر از گاهی، با مردی به نام
‫کادروس ملاقات می‌کنه.

00:41:05.180 --> 00:41:10.290
‫اول فکر کردم فقط دوستن،
‫ولی بعد عمیق‌تر بررسی کردم.

00:41:10.380 --> 00:41:13.910
‫شروع کردم به پرس و جو
‫درباره این کادروس.

00:41:14.000 --> 00:41:17.120
‫ظاهراً با پول کافی
‫اومده پاریس.

00:41:17.820 --> 00:41:22.540
‫بیشتر وقتش رو تو کتابخونه‌ها گذرونده،
‫روزنامه‌های قدیمی رو بررسی کرده،

00:41:23.630 --> 00:41:26.250
‫و درباره سه نفر تحقیق کرده.

00:41:27.850 --> 00:41:30.380
‫شما، موسیو ویلفورت،

00:41:30.560 --> 00:41:36.220
‫بانکدار، بارون دانگلار،
‫و کنت دو مورسرف.

00:41:41.880 --> 00:41:45.280
‫کنت چند شب پیش هر سه تامون رو
‫برای شام دعوت کرد.

00:41:45.370 --> 00:41:48.110
‫خب، به نظر نمیاد
‫تصادفی باشه.

00:41:48.990 --> 00:41:51.510
‫- آیا شما...
‫- می‌خوام بدونم این...

00:41:51.600 --> 00:41:54.460
‫... کادروس با اون مونت کریستوی لعنتی
‫چیکار داره.

00:41:54.550 --> 00:41:56.740
‫موسیو ویلفورت. من نمی‌تونم فقط...

00:41:56.830 --> 00:41:59.850
‫نه، نه، البته که نمی‌تونی،
‫حریص عوضی!

00:42:06.480 --> 00:42:07.780
‫کافیه؟

00:42:14.290 --> 00:42:18.530
‫می‌خوام همه‌چیز رو بدونم.

00:42:50.830 --> 00:42:52.810
‫بیرون خبری نیست.

00:43:19.050 --> 00:43:20.430
‫کی اینجاست؟

00:43:29.180 --> 00:43:32.700
‫دیروقته.
‫چرا بیداری؟

00:43:36.050 --> 00:43:39.190
‫قراره چه بلایی سر
‫فرناند موندگو بیاد؟

00:43:40.270 --> 00:43:43.100
‫هنوز منتظر جواب
‫از سلطانم.

00:43:43.770 --> 00:43:45.230
‫در هر صورت،

00:43:45.920 --> 00:43:49.790
‫اطمینان حاصل می‌کنم که رسوا
‫و علناً بی‌آبرو بشه.

00:43:50.410 --> 00:43:53.940
‫این به همسر و پسرش
‫آسیب می‌زنه.

00:43:55.650 --> 00:43:57.510
‫انتظارش رو دارم.

00:43:58.630 --> 00:44:04.030
‫ولی یادت باشه، اونا هم از کارهای
‫شیطانی اون سود بردن.

00:44:07.890 --> 00:44:11.480
‫روزی که اومدی، گفتی می‌خوای
‫انتقام مرگ پدرت رو

00:44:11.570 --> 00:44:15.690
‫بیشتر از هر چیزی تو دنیا بگیری.
‫دقیقاً همین کار رو می‌کنیم.

00:44:18.230 --> 00:44:20.730
‫نباید نگران این چیزها
‫باشی.

00:44:23.600 --> 00:44:25.920
‫واقعاً، نباید باشی.

00:44:34.540 --> 00:44:38.680
‫مباشر کنت مونت کریستو
‫این رو برای شما آورده، مادام.

00:44:45.450 --> 00:44:47.670
‫ممنون، ماری.
‫همین کافیه.

00:45:17.220 --> 00:45:19.570
‫برای شام اینجا نیستم.

00:45:20.750 --> 00:45:22.550
‫خیلی قشنگ به نظر میان، مامان.

00:45:23.710 --> 00:45:27.050
‫چه جور مردی به یه زن،
‫اونم یه زن متأهل،

00:45:27.140 --> 00:45:29.260
‫یهویی گوشواره هدیه می‌ده؟

00:45:30.060 --> 00:45:31.960
‫قدردانی برای چی؟

00:45:33.000 --> 00:45:36.780
‫شاید برای قبول کردن
‫دعوتش به شام.

00:45:38.240 --> 00:45:40.770
‫تصمیم دارم پسشون
‫بدم.

00:45:41.420 --> 00:45:44.770
‫درکش نمی‌کنی.
‫ذاتاً سخاوتمنده.

00:45:45.130 --> 00:45:47.720
‫بعداً می‌بینمت، مامان.

00:46:03.870 --> 00:46:06.190
‫باز خرج کردی،
‫نه؟

00:46:06.930 --> 00:46:10.250
‫- هدیه‌ست.
‫- از طرف کی؟

00:46:12.670 --> 00:46:14.750
‫کنت مونت کریستو.

00:46:16.190 --> 00:46:18.990
‫فکر کنم تو رو به‌عنوان معشوقه‌ش
‫می‌خواد.

00:46:19.470 --> 00:46:21.260
‫فکر نمی‌کنم از اون تیپ آدما باشه.

00:46:21.360 --> 00:46:24.560
‫فکر می‌کنی به همخوابگی با اون
‫محافظ جوونش راضیه

00:46:24.650 --> 00:46:26.490
‫و نیازی نداره جای دیگه
‫دنبال کنه؟

00:46:26.580 --> 00:46:29.180
‫ذهن کثیفی داری،
‫فرناند.

00:46:29.710 --> 00:46:32.760
‫من چشم دارم، مرسدس.

00:46:33.760 --> 00:46:37.960
‫تو مهمونی دیدمت، که تنهایی
‫باهاش رفتی تو باغ.

00:46:38.340 --> 00:46:40.520
‫این کار هیچ عیبی نداره.

00:46:40.720 --> 00:46:43.050
‫- خجالت‌آوره.
‫- خواهش می‌کنم.

00:46:43.140 --> 00:46:48.050
‫و تو شام خونه‌ش، نحوه نگاه کردنت
‫بهش، حرف زدنت باهاش.

00:46:48.140 --> 00:46:49.940
‫من که کور نیستم.

00:46:52.160 --> 00:46:55.700
‫باید وحشتناک باشه که با عذاب
‫حسادت زندگی کنی.

00:46:56.030 --> 00:46:58.050
‫ازت می‌خوام این گوشواره‌ها رو
‫پس بدی

00:46:58.140 --> 00:47:01.780
‫و به هر فکری که ممکنه درباره تو
‫داشته باشه پایان بدی.

00:47:02.020 --> 00:47:03.480
‫نمی‌خوام.

00:47:05.080 --> 00:47:06.700
‫با من مخالفت می‌کنی؟

00:47:07.220 --> 00:47:09.360
‫فکر می‌کنم بهم میان.

00:47:12.930 --> 00:47:15.330
‫فرناند!

00:47:49.140 --> 00:47:51.660
‫ممنون که اومدین.

00:47:53.900 --> 00:47:56.260
‫می‌تونم بپرسم چرا اینجا؟

00:47:56.720 --> 00:47:59.260
‫هیچکس رو نمی‌شناسم که
‫به این پارک بیاد.

00:48:00.740 --> 00:48:02.120
‫می‌فهمم.

00:48:03.480 --> 00:48:07.980
‫متأسفانه وقت زیادی ندارم.
‫ساعت ۴ باید خونه بارون دانگلار باشم.

00:48:08.070 --> 00:48:10.410
‫زیاد طول نمی‌کشه، من...

00:48:11.370 --> 00:48:13.260
‫متأسفم من...

00:48:21.410 --> 00:48:25.780
‫کی این کار رو باهات کرده؟
‫مرسدس؟

00:48:33.430 --> 00:48:35.510
‫قبلاً هیچوقت اینجوری
‫صدام نکرده بودی.

00:48:40.810 --> 00:48:42.830
‫خب، اسمته، مگه نه؟

00:48:49.700 --> 00:48:51.840
‫باید اینا رو بهت پس بدم.

00:48:54.790 --> 00:48:56.410
‫خوشت نیومد ازشون؟

00:48:58.150 --> 00:49:01.730
‫ازشون خوشم میاد.
‫ولی شوهرم خوشش نمیاد.

00:49:05.250 --> 00:49:07.510
‫سر این باهاش دعوات شده؟

00:49:08.090 --> 00:49:09.390
‫آره.

00:49:19.720 --> 00:49:21.520
‫بگو ببینم، کنت...

00:49:24.210 --> 00:49:26.670
‫... تا حالا واقعاً عاشق شدی؟

00:49:37.620 --> 00:49:39.120
‫یه بار.

00:49:41.000 --> 00:49:42.500
‫چی شد؟

00:49:43.810 --> 00:49:47.470
‫برای مدت طولانی رفتم و...

00:49:48.280 --> 00:49:51.040
‫منتظرت نموند؟

00:49:52.140 --> 00:49:54.070
‫فکر می‌کرد مردم.

00:49:57.880 --> 00:50:00.400
‫شاید هنوز
‫منتظرت باشه.

00:50:04.430 --> 00:50:05.730
‫نه.

00:50:06.730 --> 00:50:08.990
‫نه، به زندگیش ادامه داد.

00:50:11.810 --> 00:50:14.100
‫الان یه زن متفاوته.

00:50:15.940 --> 00:50:17.820
‫و من یه مرد متفاوت.

00:50:38.760 --> 00:50:41.530
‫متأسفانه وقتم با شما
‫تموم شده، کنتس.

00:50:43.110 --> 00:50:44.570
‫متأسفم...

00:50:46.070 --> 00:50:48.430
‫بابت گوشواره‌ها متأسفم.

00:50:51.550 --> 00:50:53.390
‫گوشواره‌ها ارزشی ندارن.

00:50:56.950 --> 00:50:58.810
‫خداحافظ.

00:51:31.613 --> 00:51:51.613
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.