﻿WEBVTT

00:00:06.320 --> 00:00:10.320
‫[ بر اساس داستانی واقعی ]

00:00:10.359 --> 00:00:15.159
‫[ اتفاقاتی به تصویر کشیده می‌شود
‫که اکثرشان بسیار باونکردنی به نظر می‌رسند ]

00:00:16.519 --> 00:00:20.519
‫[ اما اغلب حقیقت دارند ]

00:00:20.946 --> 00:00:23.426
‫[ ماه مِه سال 1941 ]

00:00:23.506 --> 00:00:25.906
‫[ جایی در صحرای مصر ]

00:00:54.538 --> 00:00:58.122
‫[ اقتباسی از کتاب قهرمانان یاغی ساس ]
‫[ اثر بن مکین‌تیر ]

00:00:59.805 --> 00:01:06.805
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:01:57.816 --> 00:02:00.096
‫سوخت کامیون من
‫داره تموم می‌شه

00:02:00.096 --> 00:02:02.176
‫یعنی بقیه‌ی کامیون‌ها
‫هم باید همین‌طور باشن

00:02:02.176 --> 00:02:04.146
‫اجازه‌ی آوردن کامیون‌های حمل سوخت
‫رو بدین

00:02:07.226 --> 00:02:10.606
‫هنوز 120 مایل تا طبرق مونده
‫[ حدوداً 200 کیلومتر ]

00:02:10.606 --> 00:02:12.616
‫لازمه سوخت‌گیری کنیم

00:02:12.616 --> 00:02:14.257
‫بله

00:02:14.257 --> 00:02:16.026
‫می‌دونم

00:02:16.026 --> 00:02:20.296
‫خب. پس باید دستورش رو بدید
‫تا بیارن‌شون

00:02:24.016 --> 00:02:30.776
‫وای، خواهش می‌کنم بگین
‫که ما در این کاروان کامیون‌های حمل سوخت رو

00:02:30.776 --> 00:02:32.466
‫با خودمون اوردیم

00:02:36.606 --> 00:02:40.257
‫راستش، نیاوردیم

00:02:40.257 --> 00:02:45.226
‫همین‌طور که داشتم آمپر بنزینم
‫رو که ناجوانمردانه پایین می‌رفت تماشا می‌کردم

00:02:45.226 --> 00:02:48.656
‫به این نتیجه رسیدم

00:02:48.656 --> 00:02:53.176
‫که این کاروان بهش سوخت بنزین رسیده

00:02:53.176 --> 00:02:56.296
‫که مسافتی 500 کیلومتری رو طی کنه

00:02:58.146 --> 00:02:59.507
‫صحیح

00:02:59.507 --> 00:03:02.416
‫اما مسافت قاهره تا طبرق

00:03:02.416 --> 00:03:04.336
‫500 مایله، پیرمرد

00:03:06.306 --> 00:03:07.576
‫درسته

00:03:08.856 --> 00:03:12.616
‫توی اداره‌ی حمل و نقل

00:03:12.616 --> 00:03:14.866
‫فرانسوی‌ها هستن

00:03:14.866 --> 00:03:16.686
‫فرانسوی‌ها. صحیح

00:03:16.686 --> 00:03:18.096
‫پس همینه

00:03:23.736 --> 00:03:25.816
‫پس به طبرق نمی‌رسیم

00:03:25.816 --> 00:03:27.666
‫و محاصره‌ی طبرق نخواهد شکست

00:03:27.666 --> 00:03:29.886
‫و بمب و گلوله همچنان از آسمان
‫خواهد بارید

00:03:29.886 --> 00:03:31.486
‫و صدها نفر دیگه می‌میرن؟

00:03:33.456 --> 00:03:34.746
‫بله

00:03:36.137 --> 00:03:38.336
‫استیرلنگ، پدرت هرکی می‌خواد
‫بوده باشه

00:03:38.336 --> 00:03:41.096
‫تو باید من رو «جناب» خطاب کنی

00:03:51.736 --> 00:03:53.056
‫گمشو

00:04:07.072 --> 00:04:09.972
‫[ قهرمانان یاقی ساس ]

00:04:12.056 --> 00:04:18.056
‫[ در سال 1941، بریتانیا و ارتش‌های مستعمراتی
‫تک و تنها مقابل آلمان نازی و ایتالیای فاشیست ایستادند ]

00:04:20.686 --> 00:04:27.686
‫[ بریتانیا سخت در آفریقای شمالی سخت مشغول
‫دفاع از خط حیاتی تدارکاتی‌اش از کانال سوئز بود ]

00:04:32.096 --> 00:04:36.137
‫[ با پیشروی نازی‌ها، نیروهای متحدین به طبرق
‫عقب نشینی کردند ]

00:04:36.317 --> 00:04:41.317
‫[ بندرگاهی مهم که باید به هر قیمتی
‫از آن دفاع می‌کردند ]

00:04:42.394 --> 00:04:46.094
‫[ سقوط طبرق مساوی بود با از دست رفتن سوئز ]

00:04:47.137 --> 00:04:50.401
‫[ از دست رفتن سوئز مساوی بود
‫با از دست رفتن آفریقا ]

00:04:51.425 --> 00:04:54.369
‫[ از دست رفتن آفریقا مساوی بود
‫با شکست در جنگ ]

00:04:55.770 --> 00:04:59.098
‫[ به زبان خود وینستون چرچیل
‫کل دنیای انگلیسی زبانان ]

00:04:59.118 --> 00:05:01.585
‫[ در حال عبور از دره‌ای
‫تاریک و مرگبار بود ]

00:05:01.625 --> 00:05:03.425
‫[ به زبان سربازان عادی... ]

00:05:03.782 --> 00:05:05.782
‫[ کون‌مون پاره بود ]

00:05:08.283 --> 00:05:10.283
‫[ قاهره ]

00:05:29.706 --> 00:05:33.456
‫فردا یه گندکاری دیگه
‫از ستاد مرکزی درمیاد

00:06:04.127 --> 00:06:05.696
‫ایول

00:06:05.696 --> 00:06:07.106
‫ویسکی!

00:06:07.106 --> 00:06:08.736
‫من بُردم

00:06:08.736 --> 00:06:10.976
‫من روی اسبی به نام اسموکی
‫شرط بستم و بُردم

00:06:12.576 --> 00:06:14.906
‫امشب به خاطر بارون
‫دخترها نرسیدن

00:06:16.377 --> 00:06:18.626
‫دعوت شده بود
‫که پشیمون بشه

00:06:18.626 --> 00:06:20.696
‫پشیمون نشد

00:06:20.696 --> 00:06:22.186
‫من ازت خوشم میاد

00:06:22.186 --> 00:06:23.856
‫می‌دونی چرا؟

00:06:23.856 --> 00:06:26.496
‫چون اگه برات جُک بگم
‫تظاهر می‌کنی که خنده دار بوده

00:06:26.496 --> 00:06:29.666
‫پس اینو داشته باش
‫«چرا جوجه مرغ به انتهای جاده نرسید؟»

00:06:31.176 --> 00:06:32.826
‫چون...

00:06:32.826 --> 00:06:36.426
‫یه جوجه واسه فرماندهی

00:06:36.426 --> 00:06:38.536
‫در هنگ فرماندهی بریتانیا
‫داوطلب شده بود

00:06:38.536 --> 00:06:40.186
‫پس از ستاد مرکزی دستور اومد

00:06:40.186 --> 00:06:42.576
‫که جوجه بزنه به جاده

00:06:42.576 --> 00:06:44.946
‫جاده‌ی کوفتی

00:06:44.946 --> 00:06:46.906
‫پس جوجه وسایلش رو جمع کرد

00:06:46.906 --> 00:06:50.186
‫دستش رو از توی شورتش بیرون آورد
‫خدا خدا کرد و سوار ماشینش شد

00:06:50.186 --> 00:06:52.387
‫زدن به جاده
‫و بعد جلوتر که رسیدن

00:06:52.387 --> 00:06:53.736
‫همون جلوتر

00:06:53.736 --> 00:06:57.186
‫دقیق به 120 مایلی

00:06:57.186 --> 00:07:00.976
‫خارج طبرق که رسیدن

00:07:00.976 --> 00:07:05.226
‫قسمت خنده‌دار این
‫جُک خیلی خیلی بامزه می‌رسه

00:07:06.826 --> 00:07:08.706
‫قسمت خنده‌دار چیه؟

00:07:10.106 --> 00:07:12.216
‫یه راز نظامی ارتش بریتانیاست

00:07:19.026 --> 00:07:21.306
‫خب پس جا موندیم

00:07:21.306 --> 00:07:22.746
‫دوباره

00:07:24.036 --> 00:07:27.196
‫جوجه توی قاهره می‌مونه
‫مسابقه می‌ده

00:07:27.196 --> 00:07:30.426
‫بارون می‌گیره
‫و دخترها نمی‌رسن بیان

00:07:30.426 --> 00:07:31.746
‫می‌دونی چیه؟

00:07:31.746 --> 00:07:33.036
‫تو از اینجا متنفری

00:07:33.036 --> 00:07:35.387
‫من از این آرامش متنفرم

00:07:37.696 --> 00:07:41.826
‫جنگ، دوست من...

00:07:41.826 --> 00:07:44.056
‫جاییه که پیداش می‌کنی

00:07:47.257 --> 00:07:49.216
‫یه بطری و دوتا لیوان

00:07:55.186 --> 00:07:57.186
‫عه، آشخور

00:08:01.216 --> 00:08:03.826
‫آهای، آشخور

00:08:03.826 --> 00:08:07.257
‫هیچ‌کدوم از شما آشخورها
‫نمی‌خواید پاتون رو از قاهره بیرون بذارید؟

00:08:07.257 --> 00:08:10.286
‫اصلاً کسی بین شما بریتانیایی‌ها هست
‫که یه ایتالیایی از نزدیک دیده باشه؟

00:08:10.286 --> 00:08:11.736
‫استرالیایی‌ها

00:08:11.736 --> 00:08:14.296
‫من عاشق استرالیام

00:08:14.296 --> 00:08:17.267
‫طبیعت و جک و جانور

00:08:17.267 --> 00:08:19.106
‫که یه روانی ساختتش

00:08:19.106 --> 00:08:20.346
‫گور بابات

00:08:22.024 --> 00:08:26.148
‫[ ستوان آرکی‌بالد. دیوید استیرلینگ ]
‫[ گارد اسکاتلندی / کماندوی 8 ]

00:08:26.157 --> 00:08:30.157
‫[ گادزی، زندان نظامی بریتانیایی ]
‫[ قاهره، همان شب ]

00:08:32.976 --> 00:08:38.056
‫بگذار از خانه‌ی خاکی بگویم
‫که اقامتم در آن طولانی خواهد شد

00:08:38.056 --> 00:08:41.776
‫در کشوری که وجود ندارد
‫هیچ چیز جلودارش نبوده است

00:08:41.776 --> 00:08:46.626
‫آن‌جا که انتقام‌ها فراموش شده
‫و متنفران از بین رفته‌اند

00:08:46.626 --> 00:08:50.416
‫و غافل از کمند مأمور اعدام
‫ساعت‌های صبح‌گاهی به زنگ در می‌آیند

00:09:14.856 --> 00:09:16.936
‫همکارتون چطوره؟

00:09:19.706 --> 00:09:22.116
‫امیدوارم آسیب جبران ناپذیری
‫نزده باشم

00:09:23.926 --> 00:09:25.387
‫ایرلندی جاکش

00:09:25.387 --> 00:09:27.866
‫جاکش.
‫در وهله‌ی اول

00:09:27.866 --> 00:09:30.387
‫ایرلندی شاید یه فاکتور
‫زمینه‌ساز بوده باشه

00:09:30.387 --> 00:09:34.746
‫اما در مواقع دیگه
‫من دوست افراد تنهام

00:09:36.056 --> 00:09:38.216
‫همکارتون با یه مرد کوچک‌تر
‫داشت نامهربونی می‌کرد

00:09:38.216 --> 00:09:39.826
‫رفت روی مخ من

00:09:39.826 --> 00:09:42.986
‫خب، ما هم می‌خوایم باهات
‫نامهربونی کنیم

00:09:42.986 --> 00:09:45.936
‫دیگه از پلیس‌نظامی
‫به عنوان کیسه‌بکس استفاده نمی‌کنی

00:09:45.936 --> 00:09:48.216
‫تو پرونده‌ات بیماری روانیه

00:09:48.216 --> 00:09:51.656
‫اگه فردا از دار آویزون پیدات کنن
‫کسی تعجبی نمی‌کنه

00:09:51.656 --> 00:09:53.506
‫و در آن سوی چوب‌های
‫طناب‌دار آویخته...

00:09:56.826 --> 00:10:00.346
‫اگه می‌خواید روی هوا راه برم

00:10:00.346 --> 00:10:03.007
‫یعنی باید اولش
‫مرغ گردن برهنه پیدا کنید

00:10:04.546 --> 00:10:07.056
‫چون من به نبردهای
‫نابرابرانه عادت دارم، بچه‌ها

00:10:07.056 --> 00:10:09.277
‫پس...

00:10:09.277 --> 00:10:11.257
‫جستجوتون رو آغاز کنید

00:10:12.091 --> 00:10:16.571
‫[ ستوان رابرت بلیر ]
‫[ پدی مِین، تفنگداران السیتر سلطنتی / کماندوی 11 ]

00:10:16.901 --> 00:10:17.632
‫[ خط محاصره: طبرق، لیبی ]

00:10:17.656 --> 00:10:19.226
‫طوفان‌های شنی

00:10:19.226 --> 00:10:20.466
‫اسهال خونی
‫[ همان شب ]

00:10:20.466 --> 00:10:21.816
‫شن توی باسنت

00:10:21.816 --> 00:10:23.147
‫شن توی چشم‌هات

00:10:23.147 --> 00:10:24.416
‫شن توی ریه‌هات

00:10:24.416 --> 00:10:25.856
‫شن توی کلیه‌هات

00:10:25.856 --> 00:10:27.626
‫شن توی شورتت

00:10:27.626 --> 00:10:29.137
‫همه چیز فراموش می‌شه

00:10:31.706 --> 00:10:33.017
‫بگیرش

00:10:35.147 --> 00:10:36.626
‫حالا

00:10:36.626 --> 00:10:38.826
‫عرق نیشکر بزنیم به بدن

00:10:40.946 --> 00:10:43.866
‫بخورید. فکر نکنید

00:10:43.866 --> 00:10:45.816
‫امشب خودتون نباشید

00:10:47.546 --> 00:10:49.506
‫این رو یادتون بمونه...

00:10:49.506 --> 00:10:51.906
‫بین‌شون که هستیم

00:10:51.906 --> 00:10:53.626
‫مادرتون شما رو نمی‌بینه

00:10:55.277 --> 00:10:57.696
‫پاشید بریم

00:11:23.656 --> 00:11:25.656
‫ده ثانیه...

00:11:25.656 --> 00:11:27.776
‫سپس دیوانه...

00:11:27.776 --> 00:11:29.346
‫وحشی

00:11:29.449 --> 00:11:32.841
‫[ ستوان جان استیل ]
‫جاک لوییس. گارد ولزی / کماندوی 8 ]

00:11:36.186 --> 00:11:37.906
‫تاحالا اصلاً توی درگیری بودی؟

00:11:37.906 --> 00:11:40.586
‫متأسفانه به دفعات
‫جا موندم

00:11:40.586 --> 00:11:42.296
‫ما ولی توی درگیری بودیم

00:11:42.296 --> 00:11:44.306
‫حس می‌کنم دلخوری داری

00:11:44.306 --> 00:11:45.546
‫عوضی بیخود

00:11:45.546 --> 00:11:46.916
‫و من درک می‌کنم

00:11:46.916 --> 00:11:48.706
‫بعد از رویارویی با خطر

00:11:48.706 --> 00:11:51.626
‫مدت زیادی طول می‌کشه
‫تا غضب حیوانی از بین بره

00:11:51.626 --> 00:11:53.826
‫عین ماشین‌تایپ زر می‌زنه

00:11:53.826 --> 00:11:57.506
‫بارون با آدم‌ها این کار رو می‌کنه.
‫ولش کنید بابا

00:11:57.506 --> 00:11:59.506
‫که این‌طور؟

00:11:59.506 --> 00:12:01.066
‫ما دو نفر خوب رو از دست دادیم

00:12:05.586 --> 00:12:06.836
‫سرقت

00:12:08.346 --> 00:12:11.376
‫متأسفانه سرقت رو نمی‌تونم
‫تحمل کنم

00:12:11.376 --> 00:12:13.147
‫اما...

00:12:13.147 --> 00:12:15.186
‫اگه قراره درگیر بشیم

00:12:15.186 --> 00:12:17.416
‫قبلش، بذارید بهتون یه اخطار کوچک بدم

00:12:17.416 --> 00:12:19.916
‫من یه سرباز معمولی نیستم

00:12:19.916 --> 00:12:23.267
‫من یه فرمانده‌ام. با نفرات دیگه‌ای
‫مثل خودم تمرین دیدم

00:12:23.267 --> 00:12:26.456
‫بعضی‌هامون فقط به شوق
‫کشتن دشمن زنده هستن

00:12:26.456 --> 00:12:28.226
‫الباقی به لباس‌فرم‌ها
‫اهمیتی نمی‌دن

00:12:28.226 --> 00:12:30.986
‫و با هرکی که باشه
‫می‌جنگن

00:12:30.986 --> 00:12:32.986
‫اندکی بین‌مون هستن
‫که دل‌رحم باشن

00:12:32.986 --> 00:12:37.746
‫اما تویی جنگ، اجازه داریم
‫اون حیوان درون‌مون رو بروز بدیم

00:12:40.426 --> 00:12:42.017
‫بهمون یاد دادن
‫که بی‌سر و صدا بکشیم

00:12:42.017 --> 00:12:43.546
‫و برامون غریزی می‌شه

00:12:43.546 --> 00:12:45.076
‫عین آب دهان قورت دادن

00:12:45.076 --> 00:12:46.626
‫و بدبختیش اینه
‫که وقتی یاد بگیری

00:12:46.626 --> 00:12:48.556
‫دیگه از یادت نمی‌ره

00:12:49.906 --> 00:12:51.346
‫متوجهید؟

00:12:54.426 --> 00:12:57.426
‫وقتی با یکی دست بدی
‫نمی‌تونی جلوی خودت رو بگیری

00:12:57.426 --> 00:12:59.216
‫که نیم‌نگاهی به گلوش نندازی

00:13:00.586 --> 00:13:04.267
‫هر بخشی از بدنش، یک دعوت‌نامه‌ست
‫که می‌خواد مثل یک سگ که مشتاق استخوانه

00:13:04.267 --> 00:13:06.706
‫پذیرای تو باشه

00:13:08.426 --> 00:13:12.496
‫چشم‌ها برای انگشتان شست
‫ساخته شدند تا فشار بدی...

00:13:12.496 --> 00:13:14.157
‫و به مغز برسی

00:13:14.157 --> 00:13:15.986
‫دهان‌ها رو می‌شه جر داد

00:13:15.986 --> 00:13:17.196
‫گردن‌ها نعمتن

00:13:18.706 --> 00:13:20.277
‫بزرگ‌ترین خطای خداوندگار

00:13:21.826 --> 00:13:24.376
‫قاشق، حوله ظرف خشک‌کنی

00:13:24.376 --> 00:13:26.626
‫فنجان‌های چای...
‫این‌ها همه سلاحن

00:13:26.626 --> 00:13:29.426
‫هرچیزی که بهش دست بزنی...

00:13:29.426 --> 00:13:31.516
‫یه سلاحه.
‫تو یه سلاحی

00:13:33.556 --> 00:13:37.466
‫اگه ژنرال‌های محترم‌مون
‫قصد داشته باشن رهامون کنن...

00:13:39.506 --> 00:13:41.376
‫اصلاً تصورش رو هم می‌تونید کنید؟

00:13:47.147 --> 00:13:49.226
‫افراد عادی...

00:13:49.226 --> 00:13:51.296
‫وقتی باهامون رو به رو می‌شن...

00:13:53.267 --> 00:13:56.816
‫بسیار از آشنا شدن باهامون
‫بیزار هستند

00:13:56.816 --> 00:13:59.226
‫اما اگه واقعاً اصرار دارید

00:14:14.456 --> 00:14:17.556
‫ایستگاه من اینجا نیست، بچه‌ها

00:14:17.556 --> 00:14:19.816
‫ایستگاه کوفتی من نیست

00:14:19.816 --> 00:14:21.356
‫امروز نیست

00:14:33.066 --> 00:14:34.576
‫خب...

00:14:34.576 --> 00:14:36.346
‫ما فقط بخاطر دخترها
‫اومدیم اینجا

00:14:42.816 --> 00:14:44.636
‫پولی که برنده شدم

00:14:52.716 --> 00:14:54.226
‫باهاش یه مشروب بگیرید

00:14:54.226 --> 00:14:56.426
‫به سلامتی بزنید...

00:14:56.426 --> 00:14:57.916
‫به سلامتی هم‌رزم‌های از میان رفته

00:15:07.426 --> 00:15:10.796
‫به جای اینکه یه سال کوفتی
‫توی اسکتلند می‌موندم و از کوه بالا می‌رفتم

00:15:10.796 --> 00:15:12.816
‫توی جوی می‌خوابیدم
‫و دام خفه می‌کردم

00:15:12.816 --> 00:15:14.716
‫باید فقط اون سخن رو حفظ می‌کردم

00:15:14.716 --> 00:15:16.786
‫چون هر سری به کار میاد

00:15:18.786 --> 00:15:20.356
‫یه ویسکی بده، پیرمرد

00:15:24.736 --> 00:15:26.176
‫به سلامتی ویسکی

00:16:03.796 --> 00:16:05.466
‫صبح بخیر،‌ جناب

00:16:09.396 --> 00:16:11.596
‫جناب

00:16:14.376 --> 00:16:16.796
‫صبح بخیر، جناب

00:16:16.796 --> 00:16:18.866
‫یکی اون کوفتی رو درست کنه

00:16:18.866 --> 00:16:19.897
‫جناب

00:16:25.466 --> 00:16:28.076
‫این جیرجیر کوفتی روانی‌تون نمی‌کنه؟

00:16:30.666 --> 00:16:32.786
‫کوفتی رو درست کنید

00:16:32.786 --> 00:16:34.386
‫صبح بخیر جناب

00:16:40.706 --> 00:16:42.306
‫یک، دو، سه

00:16:47.656 --> 00:16:49.256
‫صبح بخیر، جناب

00:17:04.796 --> 00:17:06.546
‫یه موضوعی هست

00:17:06.546 --> 00:17:10.027
‫امشب مشروب و بخور بخوره...

00:17:10.027 --> 00:17:11.876
‫توی...

00:17:13.037 --> 00:17:14.626
‫کجا؟

00:17:14.626 --> 00:17:16.426
‫سفارت‌خونه

00:17:16.426 --> 00:17:18.746
‫یه جور وداعه با یه نفر

00:17:18.746 --> 00:17:20.876
‫یه یپرمردی که داره می‌ره خونه

00:17:20.876 --> 00:17:22.476
‫فرصتیه برای همه تا...

00:17:22.476 --> 00:17:24.866
‫فرصتیه برای همه
‫تا نقشه‌ی

00:17:24.866 --> 00:17:28.066
‫حمله‌ی بعدی‌مون به طبرق رو بچینن؟

00:17:28.066 --> 00:17:29.316
‫چی؟

00:17:29.316 --> 00:17:32.256
‫فرصتیه برای همه که باهاش خداحافظی کنن
‫و ارزوی موفقیت کنن براش

00:17:32.256 --> 00:17:34.266
‫هرکی هم که باشه

00:17:34.266 --> 00:17:36.366
‫تو هم باید حضور داشته باشی، استیرلینگ

00:17:36.366 --> 00:17:39.176
‫طبرق تحت بمباران 24 ساعته‌ست

00:17:40.716 --> 00:17:43.027
‫درباره‌ی دومین تلاش برای محاصره‌شکنی طبرق
‫در حال بحثه

00:17:43.027 --> 00:17:45.186
‫درواقع، سومین تلاش می‌شه

00:17:45.186 --> 00:17:47.076
‫درسته

00:17:52.186 --> 00:17:54.157
‫پنکه‌ها خرابن

00:17:54.157 --> 00:17:57.466
‫دیگه چه احترامی بذارم

00:17:57.466 --> 00:18:01.147
‫هِی نقشه‌ی روی دیوار
‫رو از نو می‌کشید

00:18:02.157 --> 00:18:03.907
‫و نفرات دارن کشته می‌شن

00:18:03.907 --> 00:18:06.037
‫استیرلینگ، چرا به من نمی‌گی جناب؟

00:18:08.106 --> 00:18:10.456
‫چون باید احترام خرج کنم

00:18:10.456 --> 00:18:13.086
‫استیرلینگ، تو اون سربازی نیستی
‫که پدرت بود

00:18:13.086 --> 00:18:14.676
‫هیچ‌وقت هم نمی‌شی

00:18:14.676 --> 00:18:17.096
‫تو یه آدم مست و سرکش و سرگردانی

00:18:17.096 --> 00:18:19.546
‫که اگه بود حالش ازت به هم می‌خورد.
‫باید به دورهمی بیای

00:18:19.546 --> 00:18:21.516
‫هشیار و به موقع هم میای

00:18:21.516 --> 00:18:23.716
‫وگرنه متهم می‌شی، دوست من

00:18:43.956 --> 00:18:45.346
‫پدرمان...

00:18:46.746 --> 00:18:49.876
‫که جایش در بهشت است
‫درود بر نام او

00:18:49.876 --> 00:18:53.037
‫پادشاهی‌ات خواهد رسید
‫و به پایان خواهد رسید

00:18:53.037 --> 00:18:55.676
‫روی زمین، همانند بهشت

00:18:55.676 --> 00:19:00.106
‫نان امروزمان را به ما برسان
‫و از گناهان‌مان بگذر

00:19:00.106 --> 00:19:03.106
‫همان‌طور که ما از گناهان دیگران
‫بر علیه‌مان می‌گذریم

00:19:03.106 --> 00:19:07.236
‫و ما را از وسوسه‌ها دور کن
‫و از شر شیطان خلاص کن

00:19:07.236 --> 00:19:10.897
‫چون پادشاهی‌ات،‌ پادشاهی
‫قدرت و شوکت است

00:19:10.897 --> 00:19:14.106
‫تا ابد. آمین

00:19:38.316 --> 00:19:42.986
‫ما شب گذشته 50 سرباز دشمن کشتیم

00:19:42.986 --> 00:19:45.706
‫و یک موضع کلیدی سلاح رو
‫نابود کردیم

00:19:48.546 --> 00:19:50.346
‫فقط یک تلفات داشتیم

00:19:51.466 --> 00:19:53.466
‫متیوز شبانه مُرد

00:20:03.266 --> 00:20:04.636
‫خوب خوابیدی؟

00:20:04.636 --> 00:20:07.266
‫بسیار از شدت کارهامون خسته بودم، جناب
‫اما...

00:20:07.266 --> 00:20:09.236
‫از دستاوردمون راضی بودم

00:20:11.066 --> 00:20:12.516
‫روی پوتین‌هام خوابیدم

00:20:14.326 --> 00:20:16.116
‫من همیشه خوب می‌خوابم، جناب

00:20:24.626 --> 00:20:27.866
‫ما 112 روز آزگار رو بین موش
‫عقرب و مگس

00:20:29.336 --> 00:20:32.516
‫صرف دفاع از اینجا کردیم

00:20:33.956 --> 00:20:36.796
‫همچنان باید استوار باشیم

00:20:52.396 --> 00:20:56.907
‫فرماندهی یه کاروان دیگه می‌فرسته
‫تا محاصره‌مون رو بشکنه

00:20:56.907 --> 00:21:00.466
‫ممکنه دوستان عزیزمون در ستاد مرکزی
‫این بار یادشون بمونه

00:21:00.466 --> 00:21:04.316
‫که ماشین‌های زره‌پوش رو
‫به قدر کافی بنزین بزنن

00:21:04.316 --> 00:21:06.506
‫که به مقصد برسن

00:21:06.506 --> 00:21:08.876
‫حواس‌شون خیلی پرته

00:21:14.186 --> 00:21:19.436
‫در عین حال، من امشب پروازی
‫به مقصد قاهره دارم

00:21:19.436 --> 00:21:21.186
‫برای انجام کاری ضروری

00:21:21.186 --> 00:21:25.056
‫اگه فرماندهی نتونه محاصره‌مون رو بشکنه
‫خودم یه برنامه‌ای می‌چینم

00:21:25.056 --> 00:21:27.706
‫که شاید ما رو از این مخمصه
‫خلاص کنه

00:21:36.056 --> 00:21:37.907
‫برید کنار!

00:21:39.226 --> 00:21:40.476
‫تکون بخورید!

00:21:42.796 --> 00:21:44.826
‫اون شترهای کوفتی رو ببر کنار!

00:21:45.897 --> 00:21:47.546
‫برید کنار!

00:22:25.037 --> 00:22:28.416
‫جناب، اجازه داریم آذوقه‌ی اهدایی
‫به استرالیایی‌ها رو بدزدیم؟

00:22:28.416 --> 00:22:30.027
‫اجازه دارید

00:22:33.756 --> 00:22:35.956
‫خب، دنبال چی هستیم، جناب؟

00:22:35.956 --> 00:22:38.396
‫از طرف یکی از کارگرهای بندر
‫که بهش حشیش رشوه دادم

00:22:38.396 --> 00:22:40.316
‫برام پیغامی رسیده

00:22:40.316 --> 00:22:41.956
‫ازش خواستم...

00:22:44.236 --> 00:22:45.756
‫که در بین بلبشوی

00:22:45.756 --> 00:22:49.236
‫تجهیزات و تدارکاتی که میان می‌رن
‫دنبال چتر نجات بگرد

00:22:49.236 --> 00:22:50.787
‫و حالا...

00:22:53.196 --> 00:22:55.266
‫یه دسته چترنجات پیدا شده

00:22:56.506 --> 00:22:58.956
‫و... مال کی هستن، جناب؟

00:23:01.266 --> 00:23:03.506
‫این ارتش بریتانیاست

00:23:03.506 --> 00:23:06.476
‫نه کسی صاحب چیزیه
‫نه کسی از چیزی خبر داره

00:23:06.476 --> 00:23:09.186
‫هیچ‌چیز حتمی نیست.
‫هیچ‌چیز اون‌طور که به نظر میاد نیست

00:23:09.186 --> 00:23:11.676
‫و هر کوفتی که گیرت بیاد
‫مال خودته

00:23:13.516 --> 00:23:16.266
‫شما چتر نجات به چه کارتون میاد، جناب؟

00:23:16.266 --> 00:23:18.266
‫می‌خوام باهاشون از هواپیما بپرم پایین

00:23:21.716 --> 00:23:24.106
‫چتربازی بلدید، جناب؟
‫شما...

00:23:24.106 --> 00:23:26.636
‫«چتربازی بلدی؟»

00:23:26.636 --> 00:23:30.236
‫بلدم که ببندمش به پشتم
‫بپرم...

00:23:31.396 --> 00:23:33.256
‫چتر بزرگ بشه...

00:23:35.626 --> 00:23:37.037
‫و صحیح و سالم فرود بیام

00:23:39.556 --> 00:23:42.476
‫اون لعنتی رو قبل اینکه بیفته توی دریا
‫بگیرش، آلموندز

00:23:45.066 --> 00:23:46.636
‫جمعش کن

00:23:48.196 --> 00:23:50.266
‫- چطوری جناب؟
‫- من از کجا بدونم؟

00:23:51.506 --> 00:23:54.196
‫به نظرم خیلی روند خاص و دقیقی داره

00:23:55.276 --> 00:23:56.756
‫پس دقیق باش

00:23:56.756 --> 00:23:59.426
‫همه شون رو توی کامیون بار بزن
‫و بفرست‌شون باند فرودگاه

00:23:59.426 --> 00:24:00.996
‫تا به پرواز امشب برسن

00:24:06.116 --> 00:24:09.047
‫تو هم قراره سوار همون پرواز بشی
‫گروهبان

00:24:09.047 --> 00:24:11.276
‫به همراه رایلی

00:24:11.276 --> 00:24:13.606
‫به این نتیجه رسیدم
‫که آدم درست برای این کار شمایید

00:24:15.986 --> 00:24:17.276
‫آدم درست برای چه کاری؟

00:24:18.386 --> 00:24:22.606
‫در دنیایی که هیچ قانونی
‫هیچ نظمی

00:24:22.606 --> 00:24:25.276
‫هیچ نقشه‌ی سازمان‌دهی شده‌ای
‫وجود نداره

00:24:25.276 --> 00:24:29.666
‫برخی افراد توسط خود جنگ
‫به عنوان مجریان طبیعی‌اش شناخته می‌شن

00:24:31.756 --> 00:24:34.917
‫اون مجریان طبیعی زمام امور رو
‫بدست خودشون می‌گیرن

00:24:36.556 --> 00:24:38.866
‫من تصمیم گرفتم گروه چترباز
‫تشکیل بدم

00:24:40.406 --> 00:24:42.037
‫تصمیم گرفتید؟

00:24:43.396 --> 00:24:46.636
‫ژنرال‌هامون هنوز فکر می‌کنن
‫ما توی جنگ جهانی اولیم

00:24:46.636 --> 00:24:50.787
‫سر هر تصمیمی بحث و تعلل می‌کنن
‫و در عین حال که

00:24:50.787 --> 00:24:53.076
‫نازی‌ها با عقایدشون

00:24:53.076 --> 00:24:55.476
‫عین خنجرهای فولادی
‫ما رو زخمی می‌کنن

00:24:59.516 --> 00:25:02.626
‫وسط صحرای کوفتی
‫انداختن دنبال‌مون

00:25:02.626 --> 00:25:04.396
‫واقعاً کمدیه

00:25:04.396 --> 00:25:06.866
‫اگه پلیدی ایدئولوژی‌شون
‫رو فاکتور بگیریم

00:25:08.556 --> 00:25:11.236
‫می‌دونین توی برلین
‫با بچه‌ها چی‌کار می‌کنن؟

00:25:11.236 --> 00:25:13.716
‫اون قوطی‌های گوشت رو
‫شیطان برام فرستاد

00:25:13.716 --> 00:25:15.326
‫خدا اون چتر‌ها رو

00:25:16.416 --> 00:25:18.356
‫من تلاشم رو می‌کنم

00:25:18.356 --> 00:25:21.986
‫نفراتی با استعدادها خاص
‫دور هم جمع می‌کنم

00:25:21.986 --> 00:25:23.966
‫که شما هم جزئی ازشون هستید

00:25:23.966 --> 00:25:27.196
‫بقیه همه خل شدن، یا تو زندانن
‫یا عین من ناامید شدن

00:25:31.606 --> 00:25:33.836
‫بیاید بریم این جنگ کوفتی
‫رو ببریم

00:26:30.917 --> 00:26:32.116
‫خماری؟

00:26:33.586 --> 00:26:37.116
‫با خشم درونی توجیه می‌شه

00:26:41.876 --> 00:26:43.586
‫چی می‌خوای؟

00:26:43.586 --> 00:26:47.406
‫یه گواهی پزشکی
‫که به یه کوکتل پارتی کوفتی نرم

00:26:47.406 --> 00:26:50.276
‫حالا که مشغولی
‫یه چند روزی هم از تمرین معافم کن

00:26:50.276 --> 00:26:53.756
‫تمرین رو نمی‌شه با عقل توجیه کرد
‫چون برای این ساخته شده

00:26:53.756 --> 00:26:56.066
‫که قانعت کنه چیزهای بی‌اهمیت
‫مهمن

00:26:57.226 --> 00:26:59.226
‫دیشب یه افسر دنبالت می‌گشت

00:26:59.226 --> 00:27:02.956
‫می‌خواست بدون گزارش اسهال خونی
‫مال دو هفته پیش واقعی بوده یا نه

00:27:02.956 --> 00:27:04.706
‫فکر می‌کنن تمارض می‌کنی

00:27:04.706 --> 00:27:07.276
‫من نیستم که تمارض می‌کنم.
‫ستاد مرکزیه

00:27:07.276 --> 00:27:09.476
‫لایه لایه گُه فسیل شده

00:27:09.476 --> 00:27:11.356
‫فرماسونری میانه‌رو

00:27:11.356 --> 00:27:13.126
‫آره، افتادن دنبالت

00:27:13.126 --> 00:27:15.196
‫دادگاه نظامی

00:27:15.196 --> 00:27:17.306
‫بیماری ابداعی

00:27:17.306 --> 00:27:18.676
‫دروغ می‌گی؟

00:27:18.676 --> 00:27:20.206
‫معلومه

00:27:22.996 --> 00:27:25.846
‫خب... پس واقعاً درباره‌ی چی
‫سؤال پرسید؟

00:27:25.846 --> 00:27:28.766
‫من زیاد مطلع نبودم
‫و زیاد برام روشن نیست

00:27:28.766 --> 00:27:32.226
‫اون یه پیغام از طرف ستوان جک لوییس
‫در طبرق داشت

00:27:32.226 --> 00:27:33.556
‫جاک لوییس

00:27:33.556 --> 00:27:36.116
‫حالا هرچی. وای خدا
‫چسبیدی به سقف

00:27:36.116 --> 00:27:39.917
‫ویسکی. تق، تق، تق
‫یکی پس از دیگری

00:27:39.917 --> 00:27:41.566
‫خاطرات اسکاتلند

00:27:42.667 --> 00:27:44.576
‫می‌دونی چرا یه خرس توی قفس

00:27:44.576 --> 00:27:48.047
‫همین‌طوری اون جا می‌ایسته
‫و از یه طرف به اون طرف تاب می‌خوره؟

00:27:57.306 --> 00:27:59.797
‫خب جاک لوییس چی گفت؟

00:27:59.797 --> 00:28:02.156
‫آهان، اینجاست

00:28:02.156 --> 00:28:05.226
‫امشب برو کلوب امپایر
‫پدی مِین رو ببین

00:28:05.226 --> 00:28:07.116
‫و بیارش به کلوب تیپراری

00:28:07.116 --> 00:28:09.116
‫برای دورهمی سه تفنگدار

00:28:09.116 --> 00:28:10.586
‫این دیگه چه کسشعریه؟

00:28:12.037 --> 00:28:13.716
‫فقط نوشته «چتربازی»

00:28:24.484 --> 00:28:28.484
‫[ اردوگاه کماندوی 11 ]
‫[ هلیوپلیس، قاهره ]

00:28:36.946 --> 00:28:39.396
‫مردگان برخاستند
‫و برای بسیاری نمایان شدند

00:28:41.646 --> 00:28:43.047
‫خوش اومدی به خونه

00:28:43.047 --> 00:28:44.366
‫نه

00:28:48.206 --> 00:28:49.506
‫دستگیر شده بودی؟

00:28:50.566 --> 00:28:51.596
‫بازداشت بودم

00:28:53.996 --> 00:28:56.026
‫شناسایی شدی؟

00:28:56.026 --> 00:29:00.846
‫نه. گفتم اسمم آقای هایده
‫و شناسنامه هم همراهم نیست

00:29:00.846 --> 00:29:03.996
‫واسه شناسنامه نداشتن
‫ده شیلینگ جریمه‌ام کرد

00:29:05.196 --> 00:29:08.126
‫راستش رو بخوای
‫می‌خواستن دارم بزنن

00:29:08.126 --> 00:29:09.917
‫واسه شناسنامه نداشتن؟

00:29:10.996 --> 00:29:12.726
‫نه، برای جویای عدالت بودن

00:29:12.726 --> 00:29:14.646
‫این چه سوپیه؟

00:29:14.646 --> 00:29:17.116
‫همون بز کوهیه که شکار کردی

00:29:19.956 --> 00:29:21.356
‫خیلی خوبه

00:29:23.316 --> 00:29:24.636
‫مرسی

00:29:28.156 --> 00:29:29.677
‫حالا...

00:29:29.677 --> 00:29:31.716
‫البته که در نهایت...

00:29:34.506 --> 00:29:37.166
‫بالاخره یه کاری می‌کنی
‫که دار بزننت

00:29:39.646 --> 00:29:42.126
‫می‌گن مرگ دل‌چسبیه

00:29:42.126 --> 00:29:46.586
‫هرچند اونایی که این رو می‌دونن
‫نیستن که بگن

00:29:48.516 --> 00:29:50.836
‫باید بیمارستان می‌بودی

00:29:50.836 --> 00:29:52.316
‫چرا نموندی؟

00:29:53.476 --> 00:29:55.716
‫خب، دیگه در اون حد مالریا ندارم

00:29:55.716 --> 00:29:57.316
‫که بخوام زمین‌گیر بشم

00:29:58.446 --> 00:30:01.716
‫تنها عارضه‌ای که ازش دارم
‫اینه که هرشب ملحفه رو خیس می‌کنم

00:30:01.716 --> 00:30:04.086
‫این‌قدر عرق می‌کنم
‫که خجالت می‌کشم به پرستارها بگم

00:30:04.086 --> 00:30:05.306
‫بیان ملحفه رو بچلونن

00:30:07.286 --> 00:30:09.506
‫پس رفتم تا توی یه کلوپ شبانه
‫عرق بریزم

00:30:11.146 --> 00:30:14.086
‫و یکی اعصابم رو بهم ریخت

00:30:14.086 --> 00:30:16.246
‫خبر دیگه‌ای نشد

00:30:22.596 --> 00:30:26.836
‫دیشب یه نفر اینجا بود
‫که پیغامی آورده بود

00:30:26.836 --> 00:30:29.506
‫از یه نفر به نام ستوان جاک لوییس
‫از طبرق

00:30:29.506 --> 00:30:31.566
‫درمورد چتربازی بود

00:30:31.566 --> 00:30:34.797
‫قراره امشب به امپایر بری
‫و یه یارو به نام استیرلینگ رو ببینی

00:30:34.797 --> 00:30:37.156
‫تا سه تفنگ‌دار رو دور هم جمع کنی

00:30:42.772 --> 00:30:45.772
‫[ کلوپ امپایر ]
‫[ قاهره ]

00:31:38.726 --> 00:31:40.886
‫- کمکت کنم،‌ آقا؟
‫- امشب نه، عزیزم

00:31:44.106 --> 00:31:46.436
‫نه، نه، نه

00:31:47.466 --> 00:31:48.797
‫متأسفانه خیر

00:31:50.006 --> 00:31:53.036
‫نمی‌دونم گل سرخ روی میز
‫توی زبان قاهره‌‌ای

00:31:53.036 --> 00:31:54.927
‫چه مفهومی داره

00:31:54.927 --> 00:31:57.746
‫اما اگه برات سؤال شده
‫باید بگم که من

00:31:57.746 --> 00:31:59.677
‫دنبال همدلی مختصر نیستم

00:31:59.677 --> 00:32:01.386
‫«همدلی مختصر؟»

00:32:01.386 --> 00:32:02.856
‫چه شاعرانه

00:32:02.856 --> 00:32:04.426
‫راستش رو بخوای، شاعرم

00:32:05.956 --> 00:32:08.216
‫و من روزنامه‌نگارم

00:32:08.216 --> 00:32:09.956
‫جاسوس گفت:«من روزنامه‌نگارم»

00:32:11.286 --> 00:32:13.036
‫البته که جاسوسم

00:32:13.036 --> 00:32:14.927
‫در طی جنگ
‫همه باید ار استعداد‌های حرفه‌ای‌مون

00:32:14.927 --> 00:32:16.956
‫- تغییر کاربری بدیم
‫- ببخشید پیرمرد

00:32:16.956 --> 00:32:17.996
‫گمشو!

00:32:22.876 --> 00:32:24.826
‫و کاربری تو چیه؟

00:32:25.927 --> 00:32:28.476
‫من یه افسر اطلاعاتی هستم
‫که مستقیماً به دولت

00:32:28.476 --> 00:32:31.436
‫تبعیدی فرانسه گزارش می‌‌ده
‫ژنرال دو گل

00:32:32.566 --> 00:32:35.566
‫در حالی که روی صندلیش
‫توی میخونه‌ی خیابان دین نشسته

00:32:35.566 --> 00:32:37.956
‫از قاهره لذت می‌بری، پدی مین؟

00:32:39.206 --> 00:32:40.476
‫اسمم رو از کجا بلدی؟

00:32:40.476 --> 00:32:44.356
‫ستوان مین، پیروزیت در مقابل فرانسه‌ی ویشی
‫در رودخانه‌ی لیتانی

00:32:44.356 --> 00:32:47.286
‫پس از مدت‌ها، اولین خبر خوبی بود
‫که فرانسوی‌هایی که جلوی هیتلر

00:32:47.286 --> 00:32:48.807
‫ایستادگی کردن، شنیدن

00:32:49.956 --> 00:32:52.276
‫می‌خوام یه ارزیابی از روحیه‌ی

00:32:52.276 --> 00:32:55.316
‫سربازان فرانسوی دوست‌دار نازی
‫که باهاشون رو به رو شدی بهم بدی

00:32:55.316 --> 00:32:58.316
‫تا بتونم یه گزارش
‫برای ژنرال تهیه کنم

00:32:58.316 --> 00:33:00.596
‫همه‌ی سربازان فرانسوی دوست‌دار نازی

00:33:00.596 --> 00:33:02.956
‫که شخصاً باهاشون در تماس بودم
‫مردن

00:33:04.006 --> 00:33:05.156
‫با این وجود...

00:33:06.286 --> 00:33:09.036
‫می‌شه گفت روحیه‌شون بسیار ضعیفه

00:33:13.566 --> 00:33:15.006
‫پدر من یه سرتیپ بود

00:33:15.006 --> 00:33:17.876
‫سوارکاری، تیراندازی

00:33:17.876 --> 00:33:19.687
‫و کشتن رو بهم یاد اد

00:33:19.687 --> 00:33:22.316
‫در مواقع لزوم
‫کشتن با قاشق و چنگال

00:33:22.316 --> 00:33:26.276
‫خب، اگه به قاشق و چنگال نیاز داری
‫من برم یه میز دیگه پیدا کنم

00:33:26.276 --> 00:33:28.036
‫من اومدم اینجا یه ملاقات داشته باشم

00:33:30.596 --> 00:33:34.086
‫- بسیارخب. عذرخواهی می‌کنم
‫- نه بابا، اصلاً

00:33:34.086 --> 00:33:35.726
‫می‌دونی چیه؟ من می‌رم

00:33:35.726 --> 00:33:37.746
‫در هر حال نمی‌خواستم اینجا باشم

00:33:37.746 --> 00:33:39.446
‫فقط واسه این اومده بودم
‫که مؤدبانه بگم نه

00:33:39.446 --> 00:33:41.966
‫می‌شه منتظر بمونی
‫و پیغامم رو بهش بدی؟

00:33:41.966 --> 00:33:43.646
‫- منتظر کی؟
‫- فقط بهش بگو

00:33:43.646 --> 00:33:46.677
‫پدی مین گفت نه
‫چون می‌خواست بره برمه

00:33:46.677 --> 00:33:48.807
‫و به جاش با ژاپنی‌ها بجنگه

00:33:48.807 --> 00:33:53.366
‫یه مرد بسیار بلندقده که مسته
‫یا مست می‌کنه

00:33:53.366 --> 00:33:55.956
‫و وقتی پیغامم رو بهش بدی
‫ممکنه عصبانی شه

00:33:55.956 --> 00:33:57.386
‫پس بهتره بری

00:34:02.006 --> 00:34:03.677
‫فقط بهش بگو
‫پدی مین گفت نه

00:34:04.726 --> 00:34:05.756
‫خب؟

00:34:43.543 --> 00:34:47.543
‫معرفی می‌کنم
‫النا کارنت

00:35:10.432 --> 00:35:13.462
‫ببخشید، این میز رزرو شده

00:35:13.462 --> 00:35:15.162
‫غافل‌گیرم کردین

00:35:15.162 --> 00:35:17.222
‫متأسفانه باید تشریف ببرید

00:35:17.222 --> 00:35:18.793
‫من براتون یه پیغام دارم

00:35:18.793 --> 00:35:21.152
‫از طرف کی؟

00:35:21.152 --> 00:35:22.712
‫پدی مین

00:35:22.712 --> 00:35:27.022
‫اینجا بود، اما گفت که تصمیم گرفته
‫به برمه بره

00:35:27.022 --> 00:35:28.663
‫تا با ژاپنی‌ها بجنگه

00:35:30.382 --> 00:35:31.862
‫بسیارخب

00:35:32.952 --> 00:35:34.592
‫گفت که عصبانی می‌شین

00:35:36.582 --> 00:35:38.102
‫نه. عصبانی نیستم

00:35:39.182 --> 00:35:40.352
‫مست نبود؟

00:35:40.352 --> 00:35:41.992
‫فکر نکنم

00:35:41.992 --> 00:35:43.892
‫- اما واقعاً عجیب و غریب بود
‫- آره، همینه

00:35:43.892 --> 00:35:45.452
‫- نوشیدنی می‌خواید، آقا؟
‫- ویسکی

00:35:45.452 --> 00:35:46.632
‫بله، قربان

00:35:49.182 --> 00:35:50.422
‫راست می‌گفت

00:35:50.422 --> 00:35:51.862
‫قدت بلنده

00:35:53.582 --> 00:35:56.432
‫تو کدوم خری هستی؟

00:35:56.432 --> 00:35:59.812
‫من معاون رئیس اطلاعات نظامی فرانسه
‫در قاهره هستم

00:35:59.812 --> 00:36:02.432
‫پس رئیس اطلاعات نظامی فرانسوی
‫در قاهره تویی؟

00:36:02.432 --> 00:36:03.952
‫چون رئیست رو می‌شناسم

00:36:05.172 --> 00:36:07.112
‫که همیشه مسته

00:36:07.112 --> 00:36:08.872
‫جدید اومدی؟

00:36:08.872 --> 00:36:10.812
‫به قاهره، بله

00:36:10.812 --> 00:36:13.102
‫اگه منظورت چیز دیگه‌ای بوده
‫نه، تازه نیستم

00:36:20.793 --> 00:36:22.533
‫ببین، اگه شرایط طور دیگه‌ای بود...

00:36:23.622 --> 00:36:26.302
‫دوست داشتم بشینم و صحبت کنیم
‫اما در حال حاضر

00:36:26.302 --> 00:36:27.862
‫زیبایی برام چندان اهمیت نداره

00:36:30.512 --> 00:36:31.793
‫وای، ببخشید

00:36:31.793 --> 00:36:34.072
‫یه طوری گفتم که انگار
‫می‌خواستم دلربایی کنم،‌ مگه نه؟

00:36:34.072 --> 00:36:35.472
‫قصدم چنین نبود

00:36:35.472 --> 00:36:37.622
‫اصلاً برداشت دلربایانه‌ای هم ازش نشد

00:36:37.622 --> 00:36:39.262
‫به هیچ وجه

00:36:40.462 --> 00:36:43.902
‫گاهی اوقات بریتانیایی‌ها و فرانسوی‌ها
‫اشتباه منظور هم رو می‌فهمن

00:36:43.902 --> 00:36:46.622
‫مثل فرق بین کیلومتر و مایل می‌مونه

00:36:48.822 --> 00:36:51.512
‫نتایج... نافرخی می‌تونه داشته باشه

00:36:52.512 --> 00:36:53.982
‫درموردش شنیدی

00:36:53.982 --> 00:36:56.152
‫متوجه می‌شی که من معمولاً
‫همه چیز رو می‌شنوم

00:36:57.512 --> 00:36:58.872
‫ویسکی

00:36:58.872 --> 00:37:00.903
‫- یه ماشین برام بگیرین
‫- به کدوم مقصد، آقا؟

00:37:00.944 --> 00:37:03.244
‫تیپرری تی کلاب کوفتی

00:37:12.673 --> 00:37:14.362
‫ستوان استیرلینگ

00:37:15.553 --> 00:37:18.272
‫برای اجتناب از تردید

00:37:18.272 --> 00:37:21.232
‫بی‌تابی‌تون درمورد جنگ رو
‫با اداره‌ی جنگ درمیون می‌گذارم

00:37:21.232 --> 00:37:23.182
‫و می‌خوام کاری در قبالش انجام بدم

00:37:52.663 --> 00:37:54.032
‫دم‌تون گرم، بچه‌ها

00:38:04.722 --> 00:38:05.942
‫خب؟

00:38:08.192 --> 00:38:09.912
‫رفتی ببینیش؟

00:38:09.912 --> 00:38:10.982
‫رفتم

00:38:12.102 --> 00:38:14.712
‫گل سرخ اونجا بود
‫و جاسوس فرانسوی

00:38:16.442 --> 00:38:17.712
‫و؟

00:38:18.912 --> 00:38:20.432
‫چی بهش گفتی؟

00:38:20.432 --> 00:38:21.902
‫چیزی بهش نگفتم

00:38:21.902 --> 00:38:24.242
‫براش پیغام گذاشتم
‫که می‌خوام برم به شرق دور

00:38:27.462 --> 00:38:28.822
‫می‌خوای بری؟

00:38:28.822 --> 00:38:33.952
‫پس هرچی که بین اون
‫و لوییس سگ‌اخلاق و دیوانه هست

00:38:33.952 --> 00:38:36.742
‫هر نقشه‌ای که دارن می‌کشن

00:38:36.742 --> 00:38:38.622
‫بدون من بکشنش

00:38:38.622 --> 00:38:40.312
‫حالا اون‌ها کی هستن؟

00:38:40.312 --> 00:38:41.952
‫صرفاً‌ افرادی که باهاشون تمرین کردم

00:38:43.102 --> 00:38:46.872
‫استیرلینگ
‫می‌تونی به عنوان یه عرق خور ردش کنی

00:38:48.082 --> 00:38:49.793
‫قمارباز

00:38:49.793 --> 00:38:52.982
‫یکی از اون پول‌دارهاست
‫که با استفاده از خانواده‌اش

00:38:52.982 --> 00:38:55.352
‫درجاتش بالاتر رفته

00:38:57.312 --> 00:39:02.102
‫لوییس، می‌شه گفت
‫یه قلدر کم عقله

00:39:04.472 --> 00:39:06.262
‫اون رو هم می‌تونی رد کنیش

00:39:06.262 --> 00:39:08.312
‫اما تو ردشون نمی‌کنی

00:39:08.312 --> 00:39:09.392
‫نه

00:39:10.872 --> 00:39:14.322
‫نه، چون وقتش که برسه
‫دیگه خودشون نیستن

00:39:15.982 --> 00:39:19.262
‫هیچ‌کدوم از این‌هایی که گفتم نیستن.
‫اون‌ها...

00:39:21.232 --> 00:39:23.062
‫اون‌ها مردان مرده‌ان...

00:39:24.312 --> 00:39:26.082
‫که منتظر تأیید مرگ‌شونن

00:39:27.803 --> 00:39:29.872
‫عین من

00:39:37.112 --> 00:39:39.912
‫اما همون‌طور که گفتم
‫می‌خوام به شرق دور برم

00:39:41.192 --> 00:39:44.472
‫من رو ببره شرق سوئز

00:39:44.472 --> 00:39:46.832
‫جایی که بهترین حالتش
‫انگار بدترین حالته

00:39:46.832 --> 00:39:49.673
‫تئاتر شرق دور
‫یه نمایش خفنه

00:39:49.673 --> 00:39:51.182
‫وقتی شروع بشه، دیگه خودت می‌دونی

00:40:00.062 --> 00:40:02.482
‫راستی، تو نمی‌خوای بیای؟

00:40:02.482 --> 00:40:05.683
‫دارم یه واحد جمع می‌کنم.
‫اگه بخوای می‌تونم درخواست بدم

00:40:07.553 --> 00:40:09.032
‫آره

00:40:09.032 --> 00:40:10.702
‫گور باباش

00:40:11.872 --> 00:40:12.982
‫چرا که نه؟

00:40:22.702 --> 00:40:24.152
‫خیلی ممنون

00:40:30.062 --> 00:40:33.062
‫مین کجاست؟
‫قرار بود بیاریش

00:40:33.062 --> 00:40:36.262
‫مین می‌گه می‌خواد بره برمه
‫تا با ژاپنی‌ها بجنگه

00:40:36.262 --> 00:40:37.902
‫هنوز با ژاپن وارد جنگ نشدن

00:40:37.902 --> 00:40:40.182
‫نه، اما اگه پدی بره
‫به زودی وارد جنگ می‌شن

00:40:41.522 --> 00:40:43.982
‫- بفرما چای
‫- نوش جان، پیرمرد

00:40:43.982 --> 00:40:45.982
‫واسه توئه

00:40:45.982 --> 00:40:47.673
‫نه، نیست

00:40:47.673 --> 00:40:49.622
‫چای من نیست

00:40:50.992 --> 00:40:52.553
‫یه فکری برات دارم

00:40:52.553 --> 00:40:53.952
‫نقشه!

00:40:53.952 --> 00:40:56.602
‫وای خدا
‫حتماً قضیه شوخی بردار نیست

00:40:56.602 --> 00:41:01.312
‫آره، راستش یه نقشه‌ی خیلی گنده
‫و مزاحمه

00:41:11.902 --> 00:41:13.272
‫ببخشید، آقایان

00:41:13.272 --> 00:41:15.553
‫می‌خوام از این میز
‫برای نمایش نقشه استفاده کنم

00:41:15.553 --> 00:41:17.433
‫- چقدر کارتون طول می‌کشه؟
‫- تورنمنته

00:41:17.433 --> 00:41:19.112
‫تا صبح اینجاییم

00:41:19.112 --> 00:41:21.032
‫و اگه بخواید اونجا بایستید
‫و خیره شید

00:41:21.032 --> 00:41:22.752
‫مبلغ پذیرش ازتون می‌گیریم

00:41:23.902 --> 00:41:27.632
‫بله. متأسفانه به زودی
‫در کلوپ کیت‌کت قرار ملاقات دارم

00:41:27.632 --> 00:41:30.553
‫و تا صبح وقت ندارم، آقایون

00:41:30.553 --> 00:41:33.982
‫تازه از گشت بزرگ صحرایی
‫برگشتم

00:41:33.982 --> 00:41:35.683
‫و حسابی اعصابم خرده

00:41:39.062 --> 00:41:40.112
‫چی‌کار داره می‌کنه؟

00:41:40.112 --> 00:41:41.352
‫نارنجک!

00:41:41.352 --> 00:41:42.423
‫برید بیرون! زود باشید!

00:41:43.482 --> 00:41:44.792
‫برید کنار!

00:41:48.032 --> 00:41:50.112
‫افرادم حوصله‌شون سر رفته.
‫حوصله‌شون که سر می‌ره

00:41:50.112 --> 00:41:51.192
‫این جور چیزها رو می‌سازن

00:41:51.192 --> 00:41:54.262
‫اگه صندلی داخل قطار گیرت نیومد
‫این خیلی به کار میاد

00:41:54.262 --> 00:41:56.522
‫تو اصلاً عوض نشدی، استیرلینگ

00:41:56.522 --> 00:41:58.842
‫- نه
‫- اصلاً بزرگ هم نشدی

00:41:58.842 --> 00:42:00.472
‫هنوز انگار 12 سالمه

00:42:00.472 --> 00:42:02.792
‫ترقه‌های بوگندو
‫و دوچرخه سواری

00:42:02.792 --> 00:42:03.992
‫بچین

00:42:05.232 --> 00:42:06.792
‫فقط حالا بوی گند
‫از جسدها میاد

00:42:06.792 --> 00:42:09.242
‫اگه پیشنهاد اینه
‫چرا که نه

00:42:10.962 --> 00:42:12.522
‫خودت این رو کشیدی؟

00:42:12.522 --> 00:42:15.102
‫نقشه‌های ستاد مرکزی
‫قدیمی‌ان و دقیق نیستن

00:42:15.102 --> 00:42:17.912
‫به این خاطر که وقتی آلمانی‌ها
‫در حال پیشروی‌ان، ما دست روی دست گذاشتیم

00:42:17.912 --> 00:42:20.433
‫و می‌گیم:«ایده‌آل نیست
‫جالب نیست، خطرناکه»

00:42:20.433 --> 00:42:23.522
‫اصلاً ژنرالی رو می‌شناسی
‫که عین پرستار خانه‌ی سالمندان حرف نزنه؟

00:42:23.522 --> 00:42:27.272
‫آلمانی‌ها در شش هفته 800 مایل
‫پیشروی کردن

00:42:27.272 --> 00:42:29.312
‫هر طرف رو نگاه می‌کنی
‫فیلدمارشال رومل هست

00:42:29.312 --> 00:42:31.423
‫اما به نظرم
‫یه اشتباهی کرده

00:42:31.423 --> 00:42:32.832
‫زیادی سریع حرکت کرده

00:42:32.832 --> 00:42:34.402
‫به خط تدارکاتی نگاه کن

00:42:35.992 --> 00:42:39.632
‫یه خط بلندبالای 300 مایلیه

00:42:39.632 --> 00:42:42.622
‫تا الان، از دریا به کاروان‌های آلمانی
‫حمله می‌کردیم

00:42:42.622 --> 00:42:44.192
‫واسه همین هیچ‌وقت غافل‌گیرشون نکردیم

00:42:44.192 --> 00:42:45.952
‫صحیح. فکر بهتری داری؟

00:42:45.952 --> 00:42:47.002
‫بله

00:42:48.632 --> 00:42:52.462
‫یه دکتری که با گاز خنده اوردوز کرد
‫یه حرفی درمورد چترهای نجات زد

00:42:53.632 --> 00:42:56.352
‫به جای حمله از دریا

00:42:56.352 --> 00:42:58.152
‫باید از

00:42:58.152 --> 00:42:59.673
‫دریای ماسه‌ای حمله کنیم

00:43:00.952 --> 00:43:04.142
‫ما نفرات انتخابی رو
‫با چتر می‌فرستیم داخل

00:43:04.142 --> 00:43:06.902
‫و از صحرا خط تدارکات رومل رو
‫مورد حمله قرار می‌دیم

00:43:06.902 --> 00:43:10.602
‫- گروهی منظم از نفرات
‫- آهان، نظم

00:43:10.602 --> 00:43:13.762
‫من به شخصه قبل از هر درگیری
‫با شخص جانی واکر

00:43:13.762 --> 00:43:14.962
‫مشورت می‌کنم
‫[ جانی واکر نوعی ویسکی است ]

00:43:14.962 --> 00:43:17.402
‫این چطور به منظمی شما میاد؟

00:43:17.402 --> 00:43:19.832
‫- برات مهمه؟
‫- مثال شاخصیه

00:43:20.992 --> 00:43:24.832
‫یه بار که داشتم خواب می‌دیدم
‫و عرق کرده بودم

00:43:24.832 --> 00:43:27.632
‫به این نتیجه رسیدم
‫که تمام نظم‌های نظامی کسشعرن

00:43:27.632 --> 00:43:30.782
‫هر نفر باید مثل یک مهره‌ی شطرنج
‫به هر طرفی که خواست بره

00:43:30.782 --> 00:43:33.673
‫حالت حرکتش باید به خودش مربوط باشه

00:43:33.673 --> 00:43:35.352
‫مهم‌ترین چیز جرئت داشتنه

00:43:35.352 --> 00:43:39.062
‫مهم‌ترین چیز داشتن هوشه
‫داشتن هوش کامل

00:43:39.062 --> 00:43:42.602
‫هرچیز قابل انتظاری شکست می‌خوره.
‫هیچ‌وقت اون‌جایی که باید باشی قرار نمی‌گیری

00:43:42.602 --> 00:43:44.922
‫راستش، اولین چیزی که باید
‫ثابت کنیم

00:43:44.922 --> 00:43:47.832
‫اینه که اصل فرود آمدن با چتر
‫مطمئنه

00:43:47.832 --> 00:43:50.622
‫هیچ‌کس تاحالا توی صحرا
‫با چتر فرود نیومده

00:43:50.622 --> 00:43:52.122
‫حالا هرچی

00:43:52.122 --> 00:43:55.152
‫وقتی اونجا یه لاشخور بال‌هاش رو باز می‌کنه
‫بالا می‌ره، نه پایین

00:44:00.072 --> 00:44:03.602
‫پس یه نفر باید باشه که امتحانش کنه

00:44:05.632 --> 00:44:06.872
‫بله

00:44:07.872 --> 00:44:09.202
‫فقط ما

00:44:09.202 --> 00:44:10.762
‫من و تو

00:44:10.762 --> 00:44:13.992
‫امیدوار بودم مین هم بهمون ملحق شه
‫اما بدون اون هم از پسش برمیایم

00:44:13.992 --> 00:44:15.782
‫ثابت می‌کنیم که شدنیه

00:44:15.782 --> 00:44:18.512
‫و به هم ثابت می‌کنیم
‫که اراده‌مون قویه

00:44:18.512 --> 00:44:20.482
‫هیچ‌کس نیست
‫که عقب بندازت‌مون

00:44:21.632 --> 00:44:23.392
‫هیچ‌کس نیست
‫که عقب بندازت‌مون

00:44:26.322 --> 00:44:27.912
‫اسم خودمون رو چی بذاریم؟

00:44:31.072 --> 00:44:32.332
‫پس پایه‌ای؟

00:44:33.872 --> 00:44:35.433
‫استیرلینگ. پایه‌ای؟

00:44:37.402 --> 00:44:39.832
‫تو چترها رو بدزد

00:44:39.832 --> 00:44:41.832
‫من هواپیما

00:44:51.550 --> 00:44:54.550
‫[ باند هوایی قطاره ]
‫[ در 50 مایلی غرب کایرو ]

00:45:14.872 --> 00:45:17.272
‫اصلاً امکان نداره.
‫اصلاً راه نداره...

00:45:17.272 --> 00:45:18.792
‫جناب ستوان. این مرد ادعا می‌کنه

00:45:18.792 --> 00:45:20.683
‫که اجازه داره هواپیمای من رو
‫مصادره کنه

00:45:20.683 --> 00:45:22.222
‫آزاد باش. اجازه داره

00:45:22.222 --> 00:45:24.122
‫قبلاً که توضیح دادم
‫این کار جنگیه

00:45:24.122 --> 00:45:26.512
‫و واسه بدرفتاری مجوز داریم

00:45:26.512 --> 00:45:28.402
‫می‌دونی که من فقط یه پستچی‌ام

00:45:28.402 --> 00:45:30.142
‫نامه‌های نظامی تحویل می‌دم

00:45:30.142 --> 00:45:32.402
‫می‌خوام بدونم چه خبره

00:45:32.402 --> 00:45:34.762
‫می‌خوام بدونم کی هستید
‫و اسم واحدتون چیه

00:45:34.762 --> 00:45:36.592
‫- اسم انتخاب کردی؟
‫- نه، هنوز نه

00:45:38.232 --> 00:45:41.632
‫اگه حتی به ذهن‌تون خطور کرده
‫که از چتر با هواپیمای من بپرید

00:45:41.632 --> 00:45:43.832
‫باید بدونید که توی این هوا
‫هیچ‌ جا نمی‌شه رفت

00:45:43.832 --> 00:45:45.762
‫پیش‌بینی هوا گفته
‫یه ساعت دیگه تمومه

00:45:45.762 --> 00:45:47.872
‫هیچ‌کس توی صحرا نمی‌پره

00:45:47.872 --> 00:45:49.042
‫می‌دونیم

00:45:49.042 --> 00:45:52.152
‫- و چترهاتون طناب‌های راکد دارن
‫- چی دارن؟

00:45:52.152 --> 00:45:53.712
‫طناب‌های راکد

00:45:53.712 --> 00:45:56.272
‫ببینید، این طناب‌ها
‫باید به یه کابل فولادی وصل باشن

00:45:56.272 --> 00:45:57.992
‫از سر و ته

00:45:57.992 --> 00:45:59.832
‫هواپیمای من ساخت شرکت
‫ده هاویلنده

00:45:59.832 --> 00:46:02.352
‫کابل نداره

00:46:02.352 --> 00:46:03.842
‫از صندلی‌ها استفاده می‌کنیم

00:46:03.842 --> 00:46:06.032
‫آره، کابل‌های چتر رو
‫به صندلی وصل می‌کنیم

00:46:06.032 --> 00:46:08.272
‫به پایه‌های صندلی شاگرد

00:46:08.272 --> 00:46:11.042
‫چقدر تمرینات چتربازی میدانی داشتید؟

00:46:11.042 --> 00:46:13.482
‫سه هفته از بالای داربست
‫و ماشین در حال حرکت

00:46:13.482 --> 00:46:16.642
‫- می‌پریدیم پاین
‫- و به جلو و بغل غلت می‌زدیم

00:46:16.642 --> 00:46:18.782
‫و در به جهت باد باز می‌شه؟

00:46:18.782 --> 00:46:21.443
‫- آلموندز، در رو بکن
‫- بله، قربان

00:46:21.443 --> 00:46:24.332
‫وقتی هوا صاف بشه
‫تاریک هم می‌شه

00:46:24.332 --> 00:46:27.232
‫پس اگه هوا تاریک شد
‫چطور می‌خواید مسیر برگشت رو پیدا کنید؟

00:46:27.232 --> 00:46:28.752
‫لوییس؟

00:46:29.792 --> 00:46:31.443
‫- با ستاره‌ها
‫- بله، با ستاره‌ها

00:46:31.443 --> 00:46:35.683
‫جناب، با وجود طوفان و تاریکی هوا
‫نمی‌خواید تجدید نظر کنیم؟

00:46:35.683 --> 00:46:39.402
‫لوییس، انگار گروهبانت داره می‌گه
‫که جا بمونیم

00:46:39.402 --> 00:46:42.272
‫ما دیگه به هیچ وجه
‫جا نمی‌مونیم

00:46:42.272 --> 00:46:44.792
‫اسم واحدمون باید همین باشه

00:46:44.792 --> 00:46:46.762
‫افرادی که نخواستن جا بمونن

00:46:46.762 --> 00:46:50.563
‫در مواجهه با خطر
‫من نمی‌تونم ببرم‌تون

00:46:50.563 --> 00:46:52.712
‫اگه نمی‌خوای برونی...

00:46:52.712 --> 00:46:54.842
‫من یه بار هواپیمای کشاورزی روندم

00:46:54.842 --> 00:46:56.642
‫خودم می‌رونمش

00:46:56.642 --> 00:46:58.482
‫ای خدا
‫اون آمریکاییه

00:46:58.482 --> 00:46:59.842
‫حتی با این حال
‫بازم خوبه

00:47:00.922 --> 00:47:03.322
‫شما همگی عقل‌تون رو از دست دادید

00:47:03.322 --> 00:47:05.362
‫بالاخره! فهمید

00:47:06.762 --> 00:47:08.112
‫شاشم گرفته

00:47:13.592 --> 00:47:15.002
‫یالا

00:47:15.002 --> 00:47:16.352
‫بله، جناب

00:48:14.592 --> 00:48:16.082
‫موفق باشید، جناب

00:48:23.162 --> 00:48:24.952
‫بیا استیرلینگ

00:49:28.672 --> 00:49:30.762
‫حالا برگرد به باند هوایی!

00:49:45.492 --> 00:49:47.792
‫شصت ثانیه تا حرکت

00:50:04.313 --> 00:50:06.722
‫قبل پریدن به چی فکر می‌کنی؟

00:50:08.082 --> 00:50:11.592
‫دارم به اون صدایی که تو کله‌ام هست
‫فکر می‌کنم که می‌گه «که چی؟»

00:50:13.032 --> 00:50:14.952
‫«آخرش که چی؟»

00:52:39.082 --> 00:52:41.092
‫آقا سقوط کردی؟

00:52:47.762 --> 00:52:49.722
‫بله، پدر
‫سقوط کردم

00:52:51.472 --> 00:52:53.472
‫- من مرده‌ام؟
‫- نه کاملاً

00:52:55.002 --> 00:52:56.472
‫فکر کنم لب مرگ باشی

00:52:59.372 --> 00:53:01.812
‫یادته می‌گفتی می‌تونی فقط با یه دست

00:53:01.812 --> 00:53:03.522
‫از درخت بلوط پیر بالا بری؟

00:53:05.002 --> 00:53:07.443
‫همیشه تصور می‌کردی
‫کارهایی که نمی‌تونی رو بکنی

00:53:07.443 --> 00:53:09.272
‫از حد طبیعیت بالاتر می‌رفتی

00:53:10.602 --> 00:53:13.112
‫همه فکر می‌کردن که دیگه تا الان
‫از سرت افتاده باشه

00:53:17.922 --> 00:53:19.732
‫نمی‌تونم

00:53:19.732 --> 00:53:21.882
‫نمی‌تونم پاهام رو تکون بدم، بابا

00:53:24.392 --> 00:53:26.313
‫پاهام رو حس نمی‌کنم

00:53:28.002 --> 00:53:31.313
‫از کمر به پایین حسی ندارم

00:53:31.313 --> 00:53:35.372
‫چقدر که من نیمه عاشق مرگ آسوده شدم

00:53:36.652 --> 00:53:39.602
‫اسم‌های لطیف بشه دادم
‫با قافیه‌های آهنگین آمیخته‌اش کردم

00:53:39.602 --> 00:53:43.203
‫با نفس آروم در هوا زمزمه‌اش کردم

00:53:44.642 --> 00:53:47.532
‫حالا بیش از هر زمانی
‫مرگ فاخر به نظر میاد

00:53:47.532 --> 00:53:49.002
‫نه، نه، نه

00:53:49.002 --> 00:53:50.752
‫همیشه شعر مورد علاقه‌ات بود

00:53:50.752 --> 00:53:52.242
‫همیشه ملکه‌ی ذهنت بود

00:53:53.752 --> 00:53:56.872
‫نیمه‌عاشق مرگ آسوده

00:53:58.443 --> 00:53:59.832
‫من هنوز کار دارم

00:53:59.832 --> 00:54:01.552
‫تحت فشار قرار نمی‌گیرم

00:54:01.552 --> 00:54:02.932
‫من...

00:54:04.002 --> 00:54:05.802
‫جا نمی‌مونم

00:54:07.002 --> 00:54:08.323
‫حتی بدست خدا

00:54:09.752 --> 00:54:12.242
‫می‌شنوی، خدا؟

00:54:12.242 --> 00:54:14.602
‫می‌شنوی، پدر؟

00:54:14.602 --> 00:54:16.402
‫من این جنگ کوفتی رو برنده می‌شم

00:54:20.682 --> 00:54:24.602
‫من جا نمی‌مونم

00:54:29.200 --> 00:54:44.500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.