1
00:00:06,320 --> 00:00:10,320
‫[ بر اساس داستانی واقعی ]

2
00:00:10,359 --> 00:00:15,159
‫[ اتفاقاتی به تصویر کشیده می‌شود
‫که اکثرشان بسیار باونکردنی به نظر می‌رسند ]

3
00:00:16,519 --> 00:00:20,519
‫[ اما اغلب حقیقت دارند ]

4
00:00:20,946 --> 00:00:23,426
‫[ ماه مِه سال 1941 ]

5
00:00:23,506 --> 00:00:25,906
‫[ جایی در صحرای مصر ]

6
00:00:54,538 --> 00:00:58,122
‫[ اقتباسی از کتاب قهرمانان یاغی ساس ]
‫[ اثر بن مکین‌تیر ]

7
00:00:59,805 --> 00:01:06,805
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

8
00:01:57,816 --> 00:02:00,096
‫سوخت کامیون من
‫داره تموم می‌شه

9
00:02:00,096 --> 00:02:02,176
‫یعنی بقیه‌ی کامیون‌ها
‫هم باید همین‌طور باشن

10
00:02:02,176 --> 00:02:04,146
‫اجازه‌ی آوردن کامیون‌های حمل سوخت
‫رو بدین

11
00:02:07,226 --> 00:02:10,606
‫هنوز 120 مایل تا طبرق مونده
‫[ حدوداً 200 کیلومتر ]

12
00:02:10,606 --> 00:02:12,616
‫لازمه سوخت‌گیری کنیم

13
00:02:12,616 --> 00:02:14,257
‫بله

14
00:02:14,257 --> 00:02:16,026
‫می‌دونم

15
00:02:16,026 --> 00:02:20,296
‫خب. پس باید دستورش رو بدید
‫تا بیارن‌شون

16
00:02:24,016 --> 00:02:30,776
‫وای، خواهش می‌کنم بگین
‫که ما در این کاروان کامیون‌های حمل سوخت رو

17
00:02:30,776 --> 00:02:32,466
‫با خودمون اوردیم

18
00:02:36,606 --> 00:02:40,257
‫راستش، نیاوردیم

19
00:02:40,257 --> 00:02:45,226
‫همین‌طور که داشتم آمپر بنزینم
‫رو که ناجوانمردانه پایین می‌رفت تماشا می‌کردم

20
00:02:45,226 --> 00:02:48,656
‫به این نتیجه رسیدم

21
00:02:48,656 --> 00:02:53,176
‫که این کاروان بهش سوخت بنزین رسیده

22
00:02:53,176 --> 00:02:56,296
‫که مسافتی 500 کیلومتری رو طی کنه

23
00:02:58,146 --> 00:02:59,507
‫صحیح

24
00:02:59,507 --> 00:03:02,416
‫اما مسافت قاهره تا طبرق

25
00:03:02,416 --> 00:03:04,336
‫500 مایله، پیرمرد

26
00:03:06,306 --> 00:03:07,576
‫درسته

27
00:03:08,856 --> 00:03:12,616
‫توی اداره‌ی حمل و نقل

28
00:03:12,616 --> 00:03:14,866
‫فرانسوی‌ها هستن

29
00:03:14,866 --> 00:03:16,686
‫فرانسوی‌ها. صحیح

30
00:03:16,686 --> 00:03:18,096
‫پس همینه

31
00:03:23,736 --> 00:03:25,816
‫پس به طبرق نمی‌رسیم

32
00:03:25,816 --> 00:03:27,666
‫و محاصره‌ی طبرق نخواهد شکست

33
00:03:27,666 --> 00:03:29,886
‫و بمب و گلوله همچنان از آسمان
‫خواهد بارید

34
00:03:29,886 --> 00:03:31,486
‫و صدها نفر دیگه می‌میرن؟

35
00:03:33,456 --> 00:03:34,746
‫بله

36
00:03:36,137 --> 00:03:38,336
‫استیرلنگ، پدرت هرکی می‌خواد
‫بوده باشه

37
00:03:38,336 --> 00:03:41,096
‫تو باید من رو «جناب» خطاب کنی

38
00:03:51,736 --> 00:03:53,056
‫گمشو

39
00:04:07,072 --> 00:04:09,972
‫[ قهرمانان یاقی ساس ]

40
00:04:12,056 --> 00:04:18,056
‫[ در سال 1941، بریتانیا و ارتش‌های مستعمراتی
‫تک و تنها مقابل آلمان نازی و ایتالیای فاشیست ایستادند ]

41
00:04:20,686 --> 00:04:27,686
‫[ بریتانیا سخت در آفریقای شمالی سخت مشغول
‫دفاع از خط حیاتی تدارکاتی‌اش از کانال سوئز بود ]

42
00:04:32,096 --> 00:04:36,137
‫[ با پیشروی نازی‌ها، نیروهای متحدین به طبرق
‫عقب نشینی کردند ]

43
00:04:36,317 --> 00:04:41,317
‫[ بندرگاهی مهم که باید به هر قیمتی
‫از آن دفاع می‌کردند ]

44
00:04:42,394 --> 00:04:46,094
‫[ سقوط طبرق مساوی بود با از دست رفتن سوئز ]

45
00:04:47,137 --> 00:04:50,401
‫[ از دست رفتن سوئز مساوی بود
‫با از دست رفتن آفریقا ]

46
00:04:51,425 --> 00:04:54,369
‫[ از دست رفتن آفریقا مساوی بود
‫با شکست در جنگ ]

47
00:04:55,770 --> 00:04:59,098
‫[ به زبان خود وینستون چرچیل
‫کل دنیای انگلیسی زبانان ]

48
00:04:59,118 --> 00:05:01,585
‫[ در حال عبور از دره‌ای
‫تاریک و مرگبار بود ]

49
00:05:01,625 --> 00:05:03,425
‫[ به زبان سربازان عادی... ]

50
00:05:03,782 --> 00:05:05,782
‫[ کون‌مون پاره بود ]

51
00:05:08,283 --> 00:05:10,283
‫[ قاهره ]

52
00:05:29,706 --> 00:05:33,456
‫فردا یه گندکاری دیگه
‫از ستاد مرکزی درمیاد

53
00:06:04,127 --> 00:06:05,696
‫ایول

54
00:06:05,696 --> 00:06:07,106
‫ویسکی!

55
00:06:07,106 --> 00:06:08,736
‫من بُردم

56
00:06:08,736 --> 00:06:10,976
‫من روی اسبی به نام اسموکی
‫شرط بستم و بُردم

57
00:06:12,576 --> 00:06:14,906
‫امشب به خاطر بارون
‫دخترها نرسیدن

58
00:06:16,377 --> 00:06:18,626
‫دعوت شده بود
‫که پشیمون بشه

59
00:06:18,626 --> 00:06:20,696
‫پشیمون نشد

60
00:06:20,696 --> 00:06:22,186
‫من ازت خوشم میاد

61
00:06:22,186 --> 00:06:23,856
‫می‌دونی چرا؟

62
00:06:23,856 --> 00:06:26,496
‫چون اگه برات جُک بگم
‫تظاهر می‌کنی که خنده دار بوده

63
00:06:26,496 --> 00:06:29,666
‫پس اینو داشته باش
‫«چرا جوجه مرغ به انتهای جاده نرسید؟»

64
00:06:31,176 --> 00:06:32,826
‫چون...

65
00:06:32,826 --> 00:06:36,426
‫یه جوجه واسه فرماندهی

66
00:06:36,426 --> 00:06:38,536
‫در هنگ فرماندهی بریتانیا
‫داوطلب شده بود

67
00:06:38,536 --> 00:06:40,186
‫پس از ستاد مرکزی دستور اومد

68
00:06:40,186 --> 00:06:42,576
‫که جوجه بزنه به جاده

69
00:06:42,576 --> 00:06:44,946
‫جاده‌ی کوفتی

70
00:06:44,946 --> 00:06:46,906
‫پس جوجه وسایلش رو جمع کرد

71
00:06:46,906 --> 00:06:50,186
‫دستش رو از توی شورتش بیرون آورد
‫خدا خدا کرد و سوار ماشینش شد

72
00:06:50,186 --> 00:06:52,387
‫زدن به جاده
‫و بعد جلوتر که رسیدن

73
00:06:52,387 --> 00:06:53,736
‫همون جلوتر

74
00:06:53,736 --> 00:06:57,186
‫دقیق به 120 مایلی

75
00:06:57,186 --> 00:07:00,976
‫خارج طبرق که رسیدن

76
00:07:00,976 --> 00:07:05,226
‫قسمت خنده‌دار این
‫جُک خیلی خیلی بامزه می‌رسه

77
00:07:06,826 --> 00:07:08,706
‫قسمت خنده‌دار چیه؟

78
00:07:10,106 --> 00:07:12,216
‫یه راز نظامی ارتش بریتانیاست

79
00:07:19,026 --> 00:07:21,306
‫خب پس جا موندیم

80
00:07:21,306 --> 00:07:22,746
‫دوباره

81
00:07:24,036 --> 00:07:27,196
‫جوجه توی قاهره می‌مونه
‫مسابقه می‌ده

82
00:07:27,196 --> 00:07:30,426
‫بارون می‌گیره
‫و دخترها نمی‌رسن بیان

83
00:07:30,426 --> 00:07:31,746
‫می‌دونی چیه؟

84
00:07:31,746 --> 00:07:33,036
‫تو از اینجا متنفری

85
00:07:33,036 --> 00:07:35,387
‫من از این آرامش متنفرم

86
00:07:37,696 --> 00:07:41,826
‫جنگ، دوست من...

87
00:07:41,826 --> 00:07:44,056
‫جاییه که پیداش می‌کنی

88
00:07:47,257 --> 00:07:49,216
‫یه بطری و دوتا لیوان

89
00:07:55,186 --> 00:07:57,186
‫عه، آشخور

90
00:08:01,216 --> 00:08:03,826
‫آهای، آشخور

91
00:08:03,826 --> 00:08:07,257
‫هیچ‌کدوم از شما آشخورها
‫نمی‌خواید پاتون رو از قاهره بیرون بذارید؟

92
00:08:07,257 --> 00:08:10,286
‫اصلاً کسی بین شما بریتانیایی‌ها هست
‫که یه ایتالیایی از نزدیک دیده باشه؟

93
00:08:10,286 --> 00:08:11,736
‫استرالیایی‌ها

94
00:08:11,736 --> 00:08:14,296
‫من عاشق استرالیام

95
00:08:14,296 --> 00:08:17,267
‫طبیعت و جک و جانور

96
00:08:17,267 --> 00:08:19,106
‫که یه روانی ساختتش

97
00:08:19,106 --> 00:08:20,346
‫گور بابات

98
00:08:22,024 --> 00:08:26,148
‫[ ستوان آرکی‌بالد. دیوید استیرلینگ ]
‫[ گارد اسکاتلندی / کماندوی 8 ]

99
00:08:26,157 --> 00:08:30,157
‫[ گادزی، زندان نظامی بریتانیایی ]
‫[ قاهره، همان شب ]

100
00:08:32,976 --> 00:08:38,056
‫بگذار از خانه‌ی خاکی بگویم
‫که اقامتم در آن طولانی خواهد شد

101
00:08:38,056 --> 00:08:41,776
‫در کشوری که وجود ندارد
‫هیچ چیز جلودارش نبوده است

102
00:08:41,776 --> 00:08:46,626
‫آن‌جا که انتقام‌ها فراموش شده
‫و متنفران از بین رفته‌اند

103
00:08:46,626 --> 00:08:50,416
‫و غافل از کمند مأمور اعدام
‫ساعت‌های صبح‌گاهی به زنگ در می‌آیند

104
00:09:14,856 --> 00:09:16,936
‫همکارتون چطوره؟

105
00:09:19,706 --> 00:09:22,116
‫امیدوارم آسیب جبران ناپذیری
‫نزده باشم

106
00:09:23,926 --> 00:09:25,387
‫ایرلندی جاکش

107
00:09:25,387 --> 00:09:27,866
‫جاکش.
‫در وهله‌ی اول

108
00:09:27,866 --> 00:09:30,387
‫ایرلندی شاید یه فاکتور
‫زمینه‌ساز بوده باشه

109
00:09:30,387 --> 00:09:34,746
‫اما در مواقع دیگه
‫من دوست افراد تنهام

110
00:09:36,056 --> 00:09:38,216
‫همکارتون با یه مرد کوچک‌تر
‫داشت نامهربونی می‌کرد

111
00:09:38,216 --> 00:09:39,826
‫رفت روی مخ من

112
00:09:39,826 --> 00:09:42,986
‫خب، ما هم می‌خوایم باهات
‫نامهربونی کنیم

113
00:09:42,986 --> 00:09:45,936
‫دیگه از پلیس‌نظامی
‫به عنوان کیسه‌بکس استفاده نمی‌کنی

114
00:09:45,936 --> 00:09:48,216
‫تو پرونده‌ات بیماری روانیه

115
00:09:48,216 --> 00:09:51,656
‫اگه فردا از دار آویزون پیدات کنن
‫کسی تعجبی نمی‌کنه

116
00:09:51,656 --> 00:09:53,506
‫و در آن سوی چوب‌های
‫طناب‌دار آویخته...

117
00:09:56,826 --> 00:10:00,346
‫اگه می‌خواید روی هوا راه برم

118
00:10:00,346 --> 00:10:03,007
‫یعنی باید اولش
‫مرغ گردن برهنه پیدا کنید

119
00:10:04,546 --> 00:10:07,056
‫چون من به نبردهای
‫نابرابرانه عادت دارم، بچه‌ها

120
00:10:07,056 --> 00:10:09,277
‫پس...

121
00:10:09,277 --> 00:10:11,257
‫جستجوتون رو آغاز کنید

122
00:10:12,091 --> 00:10:16,571
‫[ ستوان رابرت بلیر ]
‫[ پدی مِین، تفنگداران السیتر سلطنتی / کماندوی 11 ]

123
00:10:16,901 --> 00:10:17,632
‫[ خط محاصره: طبرق، لیبی ]

124
00:10:17,656 --> 00:10:19,226
‫طوفان‌های شنی

125
00:10:19,226 --> 00:10:20,466
‫اسهال خونی
‫[ همان شب ]

126
00:10:20,466 --> 00:10:21,816
‫شن توی باسنت

127
00:10:21,816 --> 00:10:23,147
‫شن توی چشم‌هات

128
00:10:23,147 --> 00:10:24,416
‫شن توی ریه‌هات

129
00:10:24,416 --> 00:10:25,856
‫شن توی کلیه‌هات

130
00:10:25,856 --> 00:10:27,626
‫شن توی شورتت

131
00:10:27,626 --> 00:10:29,137
‫همه چیز فراموش می‌شه

132
00:10:31,706 --> 00:10:33,017
‫بگیرش

133
00:10:35,147 --> 00:10:36,626
‫حالا

134
00:10:36,626 --> 00:10:38,826
‫عرق نیشکر بزنیم به بدن

135
00:10:40,946 --> 00:10:43,866
‫بخورید. فکر نکنید

136
00:10:43,866 --> 00:10:45,816
‫امشب خودتون نباشید

137
00:10:47,546 --> 00:10:49,506
‫این رو یادتون بمونه...

138
00:10:49,506 --> 00:10:51,906
‫بین‌شون که هستیم

139
00:10:51,906 --> 00:10:53,626
‫مادرتون شما رو نمی‌بینه

140
00:10:55,277 --> 00:10:57,696
‫پاشید بریم

141
00:11:23,656 --> 00:11:25,656
‫ده ثانیه...

142
00:11:25,656 --> 00:11:27,776
‫سپس دیوانه...

143
00:11:27,776 --> 00:11:29,346
‫وحشی

144
00:11:29,449 --> 00:11:32,841
‫[ ستوان جان استیل ]
‫جاک لوییس. گارد ولزی / کماندوی 8 ]

145
00:11:36,186 --> 00:11:37,906
‫تاحالا اصلاً توی درگیری بودی؟

146
00:11:37,906 --> 00:11:40,586
‫متأسفانه به دفعات
‫جا موندم

147
00:11:40,586 --> 00:11:42,296
‫ما ولی توی درگیری بودیم

148
00:11:42,296 --> 00:11:44,306
‫حس می‌کنم دلخوری داری

149
00:11:44,306 --> 00:11:45,546
‫عوضی بیخود

150
00:11:45,546 --> 00:11:46,916
‫و من درک می‌کنم

151
00:11:46,916 --> 00:11:48,706
‫بعد از رویارویی با خطر

152
00:11:48,706 --> 00:11:51,626
‫مدت زیادی طول می‌کشه
‫تا غضب حیوانی از بین بره

153
00:11:51,626 --> 00:11:53,826
‫عین ماشین‌تایپ زر می‌زنه

154
00:11:53,826 --> 00:11:57,506
‫بارون با آدم‌ها این کار رو می‌کنه.
‫ولش کنید بابا

155
00:11:57,506 --> 00:11:59,506
‫که این‌طور؟

156
00:11:59,506 --> 00:12:01,066
‫ما دو نفر خوب رو از دست دادیم

157
00:12:05,586 --> 00:12:06,836
‫سرقت

158
00:12:08,346 --> 00:12:11,376
‫متأسفانه سرقت رو نمی‌تونم
‫تحمل کنم

159
00:12:11,376 --> 00:12:13,147
‫اما...

160
00:12:13,147 --> 00:12:15,186
‫اگه قراره درگیر بشیم

161
00:12:15,186 --> 00:12:17,416
‫قبلش، بذارید بهتون یه اخطار کوچک بدم

162
00:12:17,416 --> 00:12:19,916
‫من یه سرباز معمولی نیستم

163
00:12:19,916 --> 00:12:23,267
‫من یه فرمانده‌ام. با نفرات دیگه‌ای
‫مثل خودم تمرین دیدم

164
00:12:23,267 --> 00:12:26,456
‫بعضی‌هامون فقط به شوق
‫کشتن دشمن زنده هستن

165
00:12:26,456 --> 00:12:28,226
‫الباقی به لباس‌فرم‌ها
‫اهمیتی نمی‌دن

166
00:12:28,226 --> 00:12:30,986
‫و با هرکی که باشه
‫می‌جنگن

167
00:12:30,986 --> 00:12:32,986
‫اندکی بین‌مون هستن
‫که دل‌رحم باشن

168
00:12:32,986 --> 00:12:37,746
‫اما تویی جنگ، اجازه داریم
‫اون حیوان درون‌مون رو بروز بدیم

169
00:12:40,426 --> 00:12:42,017
‫بهمون یاد دادن
‫که بی‌سر و صدا بکشیم

170
00:12:42,017 --> 00:12:43,546
‫و برامون غریزی می‌شه

171
00:12:43,546 --> 00:12:45,076
‫عین آب دهان قورت دادن

172
00:12:45,076 --> 00:12:46,626
‫و بدبختیش اینه
‫که وقتی یاد بگیری

173
00:12:46,626 --> 00:12:48,556
‫دیگه از یادت نمی‌ره

174
00:12:49,906 --> 00:12:51,346
‫متوجهید؟

175
00:12:54,426 --> 00:12:57,426
‫وقتی با یکی دست بدی
‫نمی‌تونی جلوی خودت رو بگیری

176
00:12:57,426 --> 00:12:59,216
‫که نیم‌نگاهی به گلوش نندازی

177
00:13:00,586 --> 00:13:04,267
‫هر بخشی از بدنش، یک دعوت‌نامه‌ست
‫که می‌خواد مثل یک سگ که مشتاق استخوانه

178
00:13:04,267 --> 00:13:06,706
‫پذیرای تو باشه

179
00:13:08,426 --> 00:13:12,496
‫چشم‌ها برای انگشتان شست
‫ساخته شدند تا فشار بدی...

180
00:13:12,496 --> 00:13:14,157
‫و به مغز برسی

181
00:13:14,157 --> 00:13:15,986
‫دهان‌ها رو می‌شه جر داد

182
00:13:15,986 --> 00:13:17,196
‫گردن‌ها نعمتن

183
00:13:18,706 --> 00:13:20,277
‫بزرگ‌ترین خطای خداوندگار

184
00:13:21,826 --> 00:13:24,376
‫قاشق، حوله ظرف خشک‌کنی

185
00:13:24,376 --> 00:13:26,626
‫فنجان‌های چای...
‫این‌ها همه سلاحن

186
00:13:26,626 --> 00:13:29,426
‫هرچیزی که بهش دست بزنی...

187
00:13:29,426 --> 00:13:31,516
‫یه سلاحه.
‫تو یه سلاحی

188
00:13:33,556 --> 00:13:37,466
‫اگه ژنرال‌های محترم‌مون
‫قصد داشته باشن رهامون کنن...

189
00:13:39,506 --> 00:13:41,376
‫اصلاً تصورش رو هم می‌تونید کنید؟

190
00:13:47,147 --> 00:13:49,226
‫افراد عادی...

191
00:13:49,226 --> 00:13:51,296
‫وقتی باهامون رو به رو می‌شن...

192
00:13:53,267 --> 00:13:56,816
‫بسیار از آشنا شدن باهامون
‫بیزار هستند

193
00:13:56,816 --> 00:13:59,226
‫اما اگه واقعاً اصرار دارید

194
00:14:14,456 --> 00:14:17,556
‫ایستگاه من اینجا نیست، بچه‌ها

195
00:14:17,556 --> 00:14:19,816
‫ایستگاه کوفتی من نیست

196
00:14:19,816 --> 00:14:21,356
‫امروز نیست

197
00:14:33,066 --> 00:14:34,576
‫خب...

198
00:14:34,576 --> 00:14:36,346
‫ما فقط بخاطر دخترها
‫اومدیم اینجا

199
00:14:42,816 --> 00:14:44,636
‫پولی که برنده شدم

200
00:14:52,716 --> 00:14:54,226
‫باهاش یه مشروب بگیرید

201
00:14:54,226 --> 00:14:56,426
‫به سلامتی بزنید...

202
00:14:56,426 --> 00:14:57,916
‫به سلامتی هم‌رزم‌های از میان رفته

203
00:15:07,426 --> 00:15:10,796
‫به جای اینکه یه سال کوفتی
‫توی اسکتلند می‌موندم و از کوه بالا می‌رفتم

204
00:15:10,796 --> 00:15:12,816
‫توی جوی می‌خوابیدم
‫و دام خفه می‌کردم

205
00:15:12,816 --> 00:15:14,716
‫باید فقط اون سخن رو حفظ می‌کردم

206
00:15:14,716 --> 00:15:16,786
‫چون هر سری به کار میاد

207
00:15:18,786 --> 00:15:20,356
‫یه ویسکی بده، پیرمرد

208
00:15:24,736 --> 00:15:26,176
‫به سلامتی ویسکی

209
00:16:03,796 --> 00:16:05,466
‫صبح بخیر،‌ جناب

210
00:16:09,396 --> 00:16:11,596
‫جناب

211
00:16:14,376 --> 00:16:16,796
‫صبح بخیر، جناب

212
00:16:16,796 --> 00:16:18,866
‫یکی اون کوفتی رو درست کنه

213
00:16:18,866 --> 00:16:19,897
‫جناب

214
00:16:25,466 --> 00:16:28,076
‫این جیرجیر کوفتی روانی‌تون نمی‌کنه؟

215
00:16:30,666 --> 00:16:32,786
‫کوفتی رو درست کنید

216
00:16:32,786 --> 00:16:34,386
‫صبح بخیر جناب

217
00:16:40,706 --> 00:16:42,306
‫یک، دو، سه

218
00:16:47,656 --> 00:16:49,256
‫صبح بخیر، جناب

219
00:17:04,796 --> 00:17:06,546
‫یه موضوعی هست

220
00:17:06,546 --> 00:17:10,027
‫امشب مشروب و بخور بخوره...

221
00:17:10,027 --> 00:17:11,876
‫توی...

222
00:17:13,037 --> 00:17:14,626
‫کجا؟

223
00:17:14,626 --> 00:17:16,426
‫سفارت‌خونه

224
00:17:16,426 --> 00:17:18,746
‫یه جور وداعه با یه نفر

225
00:17:18,746 --> 00:17:20,876
‫یه یپرمردی که داره می‌ره خونه

226
00:17:20,876 --> 00:17:22,476
‫فرصتیه برای همه تا...

227
00:17:22,476 --> 00:17:24,866
‫فرصتیه برای همه
‫تا نقشه‌ی

228
00:17:24,866 --> 00:17:28,066
‫حمله‌ی بعدی‌مون به طبرق رو بچینن؟

229
00:17:28,066 --> 00:17:29,316
‫چی؟

230
00:17:29,316 --> 00:17:32,256
‫فرصتیه برای همه که باهاش خداحافظی کنن
‫و ارزوی موفقیت کنن براش

231
00:17:32,256 --> 00:17:34,266
‫هرکی هم که باشه

232
00:17:34,266 --> 00:17:36,366
‫تو هم باید حضور داشته باشی، استیرلینگ

233
00:17:36,366 --> 00:17:39,176
‫طبرق تحت بمباران 24 ساعته‌ست

234
00:17:40,716 --> 00:17:43,027
‫درباره‌ی دومین تلاش برای محاصره‌شکنی طبرق
‫در حال بحثه

235
00:17:43,027 --> 00:17:45,186
‫درواقع، سومین تلاش می‌شه

236
00:17:45,186 --> 00:17:47,076
‫درسته

237
00:17:52,186 --> 00:17:54,157
‫پنکه‌ها خرابن

238
00:17:54,157 --> 00:17:57,466
‫دیگه چه احترامی بذارم

239
00:17:57,466 --> 00:18:01,147
‫هِی نقشه‌ی روی دیوار
‫رو از نو می‌کشید

240
00:18:02,157 --> 00:18:03,907
‫و نفرات دارن کشته می‌شن

241
00:18:03,907 --> 00:18:06,037
‫استیرلینگ، چرا به من نمی‌گی جناب؟

242
00:18:08,106 --> 00:18:10,456
‫چون باید احترام خرج کنم

243
00:18:10,456 --> 00:18:13,086
‫استیرلینگ، تو اون سربازی نیستی
‫که پدرت بود

244
00:18:13,086 --> 00:18:14,676
‫هیچ‌وقت هم نمی‌شی

245
00:18:14,676 --> 00:18:17,096
‫تو یه آدم مست و سرکش و سرگردانی

246
00:18:17,096 --> 00:18:19,546
‫که اگه بود حالش ازت به هم می‌خورد.
‫باید به دورهمی بیای

247
00:18:19,546 --> 00:18:21,516
‫هشیار و به موقع هم میای

248
00:18:21,516 --> 00:18:23,716
‫وگرنه متهم می‌شی، دوست من

249
00:18:43,956 --> 00:18:45,346
‫پدرمان...

250
00:18:46,746 --> 00:18:49,876
‫که جایش در بهشت است
‫درود بر نام او

251
00:18:49,876 --> 00:18:53,037
‫پادشاهی‌ات خواهد رسید
‫و به پایان خواهد رسید

252
00:18:53,037 --> 00:18:55,676
‫روی زمین، همانند بهشت

253
00:18:55,676 --> 00:19:00,106
‫نان امروزمان را به ما برسان
‫و از گناهان‌مان بگذر

254
00:19:00,106 --> 00:19:03,106
‫همان‌طور که ما از گناهان دیگران
‫بر علیه‌مان می‌گذریم

255
00:19:03,106 --> 00:19:07,236
‫و ما را از وسوسه‌ها دور کن
‫و از شر شیطان خلاص کن

256
00:19:07,236 --> 00:19:10,897
‫چون پادشاهی‌ات،‌ پادشاهی
‫قدرت و شوکت است

257
00:19:10,897 --> 00:19:14,106
‫تا ابد. آمین

258
00:19:38,316 --> 00:19:42,986
‫ما شب گذشته 50 سرباز دشمن کشتیم

259
00:19:42,986 --> 00:19:45,706
‫و یک موضع کلیدی سلاح رو
‫نابود کردیم

260
00:19:48,546 --> 00:19:50,346
‫فقط یک تلفات داشتیم

261
00:19:51,466 --> 00:19:53,466
‫متیوز شبانه مُرد

262
00:20:03,266 --> 00:20:04,636
‫خوب خوابیدی؟

263
00:20:04,636 --> 00:20:07,266
‫بسیار از شدت کارهامون خسته بودم، جناب
‫اما...

264
00:20:07,266 --> 00:20:09,236
‫از دستاوردمون راضی بودم

265
00:20:11,066 --> 00:20:12,516
‫روی پوتین‌هام خوابیدم

266
00:20:14,326 --> 00:20:16,116
‫من همیشه خوب می‌خوابم، جناب

267
00:20:24,626 --> 00:20:27,866
‫ما 112 روز آزگار رو بین موش
‫عقرب و مگس

268
00:20:29,336 --> 00:20:32,516
‫صرف دفاع از اینجا کردیم

269
00:20:33,956 --> 00:20:36,796
‫همچنان باید استوار باشیم

270
00:20:52,396 --> 00:20:56,907
‫فرماندهی یه کاروان دیگه می‌فرسته
‫تا محاصره‌مون رو بشکنه

271
00:20:56,907 --> 00:21:00,466
‫ممکنه دوستان عزیزمون در ستاد مرکزی
‫این بار یادشون بمونه

272
00:21:00,466 --> 00:21:04,316
‫که ماشین‌های زره‌پوش رو
‫به قدر کافی بنزین بزنن

273
00:21:04,316 --> 00:21:06,506
‫که به مقصد برسن

274
00:21:06,506 --> 00:21:08,876
‫حواس‌شون خیلی پرته

275
00:21:14,186 --> 00:21:19,436
‫در عین حال، من امشب پروازی
‫به مقصد قاهره دارم

276
00:21:19,436 --> 00:21:21,186
‫برای انجام کاری ضروری

277
00:21:21,186 --> 00:21:25,056
‫اگه فرماندهی نتونه محاصره‌مون رو بشکنه
‫خودم یه برنامه‌ای می‌چینم

278
00:21:25,056 --> 00:21:27,706
‫که شاید ما رو از این مخمصه
‫خلاص کنه

279
00:21:36,056 --> 00:21:37,907
‫برید کنار!

280
00:21:39,226 --> 00:21:40,476
‫تکون بخورید!

281
00:21:42,796 --> 00:21:44,826
‫اون شترهای کوفتی رو ببر کنار!

282
00:21:45,897 --> 00:21:47,546
‫برید کنار!

283
00:22:25,037 --> 00:22:28,416
‫جناب، اجازه داریم آذوقه‌ی اهدایی
‫به استرالیایی‌ها رو بدزدیم؟

284
00:22:28,416 --> 00:22:30,027
‫اجازه دارید

285
00:22:33,756 --> 00:22:35,956
‫خب، دنبال چی هستیم، جناب؟

286
00:22:35,956 --> 00:22:38,396
‫از طرف یکی از کارگرهای بندر
‫که بهش حشیش رشوه دادم

287
00:22:38,396 --> 00:22:40,316
‫برام پیغامی رسیده

288
00:22:40,316 --> 00:22:41,956
‫ازش خواستم...

289
00:22:44,236 --> 00:22:45,756
‫که در بین بلبشوی

290
00:22:45,756 --> 00:22:49,236
‫تجهیزات و تدارکاتی که میان می‌رن
‫دنبال چتر نجات بگرد

291
00:22:49,236 --> 00:22:50,787
‫و حالا...

292
00:22:53,196 --> 00:22:55,266
‫یه دسته چترنجات پیدا شده

293
00:22:56,506 --> 00:22:58,956
‫و... مال کی هستن، جناب؟

294
00:23:01,266 --> 00:23:03,506
‫این ارتش بریتانیاست

295
00:23:03,506 --> 00:23:06,476
‫نه کسی صاحب چیزیه
‫نه کسی از چیزی خبر داره

296
00:23:06,476 --> 00:23:09,186
‫هیچ‌چیز حتمی نیست.
‫هیچ‌چیز اون‌طور که به نظر میاد نیست

297
00:23:09,186 --> 00:23:11,676
‫و هر کوفتی که گیرت بیاد
‫مال خودته

298
00:23:13,516 --> 00:23:16,266
‫شما چتر نجات به چه کارتون میاد، جناب؟

299
00:23:16,266 --> 00:23:18,266
‫می‌خوام باهاشون از هواپیما بپرم پایین

300
00:23:21,716 --> 00:23:24,106
‫چتربازی بلدید، جناب؟
‫شما...

301
00:23:24,106 --> 00:23:26,636
‫«چتربازی بلدی؟»

302
00:23:26,636 --> 00:23:30,236
‫بلدم که ببندمش به پشتم
‫بپرم...

303
00:23:31,396 --> 00:23:33,256
‫چتر بزرگ بشه...

304
00:23:35,626 --> 00:23:37,037
‫و صحیح و سالم فرود بیام

305
00:23:39,556 --> 00:23:42,476
‫اون لعنتی رو قبل اینکه بیفته توی دریا
‫بگیرش، آلموندز

306
00:23:45,066 --> 00:23:46,636
‫جمعش کن

307
00:23:48,196 --> 00:23:50,266
‫- چطوری جناب؟
‫- من از کجا بدونم؟

308
00:23:51,506 --> 00:23:54,196
‫به نظرم خیلی روند خاص و دقیقی داره

309
00:23:55,276 --> 00:23:56,756
‫پس دقیق باش

310
00:23:56,756 --> 00:23:59,426
‫همه شون رو توی کامیون بار بزن
‫و بفرست‌شون باند فرودگاه

311
00:23:59,426 --> 00:24:00,996
‫تا به پرواز امشب برسن

312
00:24:06,116 --> 00:24:09,047
‫تو هم قراره سوار همون پرواز بشی
‫گروهبان

313
00:24:09,047 --> 00:24:11,276
‫به همراه رایلی

314
00:24:11,276 --> 00:24:13,606
‫به این نتیجه رسیدم
‫که آدم درست برای این کار شمایید

315
00:24:15,986 --> 00:24:17,276
‫آدم درست برای چه کاری؟

316
00:24:18,386 --> 00:24:22,606
‫در دنیایی که هیچ قانونی
‫هیچ نظمی

317
00:24:22,606 --> 00:24:25,276
‫هیچ نقشه‌ی سازمان‌دهی شده‌ای
‫وجود نداره

318
00:24:25,276 --> 00:24:29,666
‫برخی افراد توسط خود جنگ
‫به عنوان مجریان طبیعی‌اش شناخته می‌شن

319
00:24:31,756 --> 00:24:34,917
‫اون مجریان طبیعی زمام امور رو
‫بدست خودشون می‌گیرن

320
00:24:36,556 --> 00:24:38,866
‫من تصمیم گرفتم گروه چترباز
‫تشکیل بدم

321
00:24:40,406 --> 00:24:42,037
‫تصمیم گرفتید؟

322
00:24:43,396 --> 00:24:46,636
‫ژنرال‌هامون هنوز فکر می‌کنن
‫ما توی جنگ جهانی اولیم

323
00:24:46,636 --> 00:24:50,787
‫سر هر تصمیمی بحث و تعلل می‌کنن
‫و در عین حال که

324
00:24:50,787 --> 00:24:53,076
‫نازی‌ها با عقایدشون

325
00:24:53,076 --> 00:24:55,476
‫عین خنجرهای فولادی
‫ما رو زخمی می‌کنن

326
00:24:59,516 --> 00:25:02,626
‫وسط صحرای کوفتی
‫انداختن دنبال‌مون

327
00:25:02,626 --> 00:25:04,396
‫واقعاً کمدیه

328
00:25:04,396 --> 00:25:06,866
‫اگه پلیدی ایدئولوژی‌شون
‫رو فاکتور بگیریم

329
00:25:08,556 --> 00:25:11,236
‫می‌دونین توی برلین
‫با بچه‌ها چی‌کار می‌کنن؟

330
00:25:11,236 --> 00:25:13,716
‫اون قوطی‌های گوشت رو
‫شیطان برام فرستاد

331
00:25:13,716 --> 00:25:15,326
‫خدا اون چتر‌ها رو

332
00:25:16,416 --> 00:25:18,356
‫من تلاشم رو می‌کنم

333
00:25:18,356 --> 00:25:21,986
‫نفراتی با استعدادها خاص
‫دور هم جمع می‌کنم

334
00:25:21,986 --> 00:25:23,966
‫که شما هم جزئی ازشون هستید

335
00:25:23,966 --> 00:25:27,196
‫بقیه همه خل شدن، یا تو زندانن
‫یا عین من ناامید شدن

336
00:25:31,606 --> 00:25:33,836
‫بیاید بریم این جنگ کوفتی
‫رو ببریم

337
00:26:30,917 --> 00:26:32,116
‫خماری؟

338
00:26:33,586 --> 00:26:37,116
‫با خشم درونی توجیه می‌شه

339
00:26:41,876 --> 00:26:43,586
‫چی می‌خوای؟

340
00:26:43,586 --> 00:26:47,406
‫یه گواهی پزشکی
‫که به یه کوکتل پارتی کوفتی نرم

341
00:26:47,406 --> 00:26:50,276
‫حالا که مشغولی
‫یه چند روزی هم از تمرین معافم کن

342
00:26:50,276 --> 00:26:53,756
‫تمرین رو نمی‌شه با عقل توجیه کرد
‫چون برای این ساخته شده

343
00:26:53,756 --> 00:26:56,066
‫که قانعت کنه چیزهای بی‌اهمیت
‫مهمن

344
00:26:57,226 --> 00:26:59,226
‫دیشب یه افسر دنبالت می‌گشت

345
00:26:59,226 --> 00:27:02,956
‫می‌خواست بدون گزارش اسهال خونی
‫مال دو هفته پیش واقعی بوده یا نه

346
00:27:02,956 --> 00:27:04,706
‫فکر می‌کنن تمارض می‌کنی

347
00:27:04,706 --> 00:27:07,276
‫من نیستم که تمارض می‌کنم.
‫ستاد مرکزیه

348
00:27:07,276 --> 00:27:09,476
‫لایه لایه گُه فسیل شده

349
00:27:09,476 --> 00:27:11,356
‫فرماسونری میانه‌رو

350
00:27:11,356 --> 00:27:13,126
‫آره، افتادن دنبالت

351
00:27:13,126 --> 00:27:15,196
‫دادگاه نظامی

352
00:27:15,196 --> 00:27:17,306
‫بیماری ابداعی

353
00:27:17,306 --> 00:27:18,676
‫دروغ می‌گی؟

354
00:27:18,676 --> 00:27:20,206
‫معلومه

355
00:27:22,996 --> 00:27:25,846
‫خب... پس واقعاً درباره‌ی چی
‫سؤال پرسید؟

356
00:27:25,846 --> 00:27:28,766
‫من زیاد مطلع نبودم
‫و زیاد برام روشن نیست

357
00:27:28,766 --> 00:27:32,226
‫اون یه پیغام از طرف ستوان جک لوییس
‫در طبرق داشت

358
00:27:32,226 --> 00:27:33,556
‫جاک لوییس

359
00:27:33,556 --> 00:27:36,116
‫حالا هرچی. وای خدا
‫چسبیدی به سقف

360
00:27:36,116 --> 00:27:39,917
‫ویسکی. تق، تق، تق
‫یکی پس از دیگری

361
00:27:39,917 --> 00:27:41,566
‫خاطرات اسکاتلند

362
00:27:42,667 --> 00:27:44,576
‫می‌دونی چرا یه خرس توی قفس

363
00:27:44,576 --> 00:27:48,047
‫همین‌طوری اون جا می‌ایسته
‫و از یه طرف به اون طرف تاب می‌خوره؟

364
00:27:57,306 --> 00:27:59,797
‫خب جاک لوییس چی گفت؟

365
00:27:59,797 --> 00:28:02,156
‫آهان، اینجاست

366
00:28:02,156 --> 00:28:05,226
‫امشب برو کلوب امپایر
‫پدی مِین رو ببین

367
00:28:05,226 --> 00:28:07,116
‫و بیارش به کلوب تیپراری

368
00:28:07,116 --> 00:28:09,116
‫برای دورهمی سه تفنگدار

369
00:28:09,116 --> 00:28:10,586
‫این دیگه چه کسشعریه؟

370
00:28:12,037 --> 00:28:13,716
‫فقط نوشته «چتربازی»

371
00:28:24,484 --> 00:28:28,484
‫[ اردوگاه کماندوی 11 ]
‫[ هلیوپلیس، قاهره ]

372
00:28:36,946 --> 00:28:39,396
‫مردگان برخاستند
‫و برای بسیاری نمایان شدند

373
00:28:41,646 --> 00:28:43,047
‫خوش اومدی به خونه

374
00:28:43,047 --> 00:28:44,366
‫نه

375
00:28:48,206 --> 00:28:49,506
‫دستگیر شده بودی؟

376
00:28:50,566 --> 00:28:51,596
‫بازداشت بودم

377
00:28:53,996 --> 00:28:56,026
‫شناسایی شدی؟

378
00:28:56,026 --> 00:29:00,846
‫نه. گفتم اسمم آقای هایده
‫و شناسنامه هم همراهم نیست

379
00:29:00,846 --> 00:29:03,996
‫واسه شناسنامه نداشتن
‫ده شیلینگ جریمه‌ام کرد

380
00:29:05,196 --> 00:29:08,126
‫راستش رو بخوای
‫می‌خواستن دارم بزنن

381
00:29:08,126 --> 00:29:09,917
‫واسه شناسنامه نداشتن؟

382
00:29:10,996 --> 00:29:12,726
‫نه، برای جویای عدالت بودن

383
00:29:12,726 --> 00:29:14,646
‫این چه سوپیه؟

384
00:29:14,646 --> 00:29:17,116
‫همون بز کوهیه که شکار کردی

385
00:29:19,956 --> 00:29:21,356
‫خیلی خوبه

386
00:29:23,316 --> 00:29:24,636
‫مرسی

387
00:29:28,156 --> 00:29:29,677
‫حالا...

388
00:29:29,677 --> 00:29:31,716
‫البته که در نهایت...

389
00:29:34,506 --> 00:29:37,166
‫بالاخره یه کاری می‌کنی
‫که دار بزننت

390
00:29:39,646 --> 00:29:42,126
‫می‌گن مرگ دل‌چسبیه

391
00:29:42,126 --> 00:29:46,586
‫هرچند اونایی که این رو می‌دونن
‫نیستن که بگن

392
00:29:48,516 --> 00:29:50,836
‫باید بیمارستان می‌بودی

393
00:29:50,836 --> 00:29:52,316
‫چرا نموندی؟

394
00:29:53,476 --> 00:29:55,716
‫خب، دیگه در اون حد مالریا ندارم

395
00:29:55,716 --> 00:29:57,316
‫که بخوام زمین‌گیر بشم

396
00:29:58,446 --> 00:30:01,716
‫تنها عارضه‌ای که ازش دارم
‫اینه که هرشب ملحفه رو خیس می‌کنم

397
00:30:01,716 --> 00:30:04,086
‫این‌قدر عرق می‌کنم
‫که خجالت می‌کشم به پرستارها بگم

398
00:30:04,086 --> 00:30:05,306
‫بیان ملحفه رو بچلونن

399
00:30:07,286 --> 00:30:09,506
‫پس رفتم تا توی یه کلوپ شبانه
‫عرق بریزم

400
00:30:11,146 --> 00:30:14,086
‫و یکی اعصابم رو بهم ریخت

401
00:30:14,086 --> 00:30:16,246
‫خبر دیگه‌ای نشد

402
00:30:22,596 --> 00:30:26,836
‫دیشب یه نفر اینجا بود
‫که پیغامی آورده بود

403
00:30:26,836 --> 00:30:29,506
‫از یه نفر به نام ستوان جاک لوییس
‫از طبرق

404
00:30:29,506 --> 00:30:31,566
‫درمورد چتربازی بود

405
00:30:31,566 --> 00:30:34,797
‫قراره امشب به امپایر بری
‫و یه یارو به نام استیرلینگ رو ببینی

406
00:30:34,797 --> 00:30:37,156
‫تا سه تفنگ‌دار رو دور هم جمع کنی

407
00:30:42,772 --> 00:30:45,772
‫[ کلوپ امپایر ]
‫[ قاهره ]

408
00:31:38,726 --> 00:31:40,886
‫- کمکت کنم،‌ آقا؟
‫- امشب نه، عزیزم

409
00:31:44,106 --> 00:31:46,436
‫نه، نه، نه

410
00:31:47,466 --> 00:31:48,797
‫متأسفانه خیر

411
00:31:50,006 --> 00:31:53,036
‫نمی‌دونم گل سرخ روی میز
‫توی زبان قاهره‌‌ای

412
00:31:53,036 --> 00:31:54,927
‫چه مفهومی داره

413
00:31:54,927 --> 00:31:57,746
‫اما اگه برات سؤال شده
‫باید بگم که من

414
00:31:57,746 --> 00:31:59,677
‫دنبال همدلی مختصر نیستم

415
00:31:59,677 --> 00:32:01,386
‫«همدلی مختصر؟»

416
00:32:01,386 --> 00:32:02,856
‫چه شاعرانه

417
00:32:02,856 --> 00:32:04,426
‫راستش رو بخوای، شاعرم

418
00:32:05,956 --> 00:32:08,216
‫و من روزنامه‌نگارم

419
00:32:08,216 --> 00:32:09,956
‫جاسوس گفت:«من روزنامه‌نگارم»

420
00:32:11,286 --> 00:32:13,036
‫البته که جاسوسم

421
00:32:13,036 --> 00:32:14,927
‫در طی جنگ
‫همه باید ار استعداد‌های حرفه‌ای‌مون

422
00:32:14,927 --> 00:32:16,956
‫- تغییر کاربری بدیم
‫- ببخشید پیرمرد

423
00:32:16,956 --> 00:32:17,996
‫گمشو!

424
00:32:22,876 --> 00:32:24,826
‫و کاربری تو چیه؟

425
00:32:25,927 --> 00:32:28,476
‫من یه افسر اطلاعاتی هستم
‫که مستقیماً به دولت

426
00:32:28,476 --> 00:32:31,436
‫تبعیدی فرانسه گزارش می‌‌ده
‫ژنرال دو گل

427
00:32:32,566 --> 00:32:35,566
‫در حالی که روی صندلیش
‫توی میخونه‌ی خیابان دین نشسته

428
00:32:35,566 --> 00:32:37,956
‫از قاهره لذت می‌بری، پدی مین؟

429
00:32:39,206 --> 00:32:40,476
‫اسمم رو از کجا بلدی؟

430
00:32:40,476 --> 00:32:44,356
‫ستوان مین، پیروزیت در مقابل فرانسه‌ی ویشی
‫در رودخانه‌ی لیتانی

431
00:32:44,356 --> 00:32:47,286
‫پس از مدت‌ها، اولین خبر خوبی بود
‫که فرانسوی‌هایی که جلوی هیتلر

432
00:32:47,286 --> 00:32:48,807
‫ایستادگی کردن، شنیدن

433
00:32:49,956 --> 00:32:52,276
‫می‌خوام یه ارزیابی از روحیه‌ی

434
00:32:52,276 --> 00:32:55,316
‫سربازان فرانسوی دوست‌دار نازی
‫که باهاشون رو به رو شدی بهم بدی

435
00:32:55,316 --> 00:32:58,316
‫تا بتونم یه گزارش
‫برای ژنرال تهیه کنم

436
00:32:58,316 --> 00:33:00,596
‫همه‌ی سربازان فرانسوی دوست‌دار نازی

437
00:33:00,596 --> 00:33:02,956
‫که شخصاً باهاشون در تماس بودم
‫مردن

438
00:33:04,006 --> 00:33:05,156
‫با این وجود...

439
00:33:06,286 --> 00:33:09,036
‫می‌شه گفت روحیه‌شون بسیار ضعیفه

440
00:33:13,566 --> 00:33:15,006
‫پدر من یه سرتیپ بود

441
00:33:15,006 --> 00:33:17,876
‫سوارکاری، تیراندازی

442
00:33:17,876 --> 00:33:19,687
‫و کشتن رو بهم یاد اد

443
00:33:19,687 --> 00:33:22,316
‫در مواقع لزوم
‫کشتن با قاشق و چنگال

444
00:33:22,316 --> 00:33:26,276
‫خب، اگه به قاشق و چنگال نیاز داری
‫من برم یه میز دیگه پیدا کنم

445
00:33:26,276 --> 00:33:28,036
‫من اومدم اینجا یه ملاقات داشته باشم

446
00:33:30,596 --> 00:33:34,086
‫- بسیارخب. عذرخواهی می‌کنم
‫- نه بابا، اصلاً

447
00:33:34,086 --> 00:33:35,726
‫می‌دونی چیه؟ من می‌رم

448
00:33:35,726 --> 00:33:37,746
‫در هر حال نمی‌خواستم اینجا باشم

449
00:33:37,746 --> 00:33:39,446
‫فقط واسه این اومده بودم
‫که مؤدبانه بگم نه

450
00:33:39,446 --> 00:33:41,966
‫می‌شه منتظر بمونی
‫و پیغامم رو بهش بدی؟

451
00:33:41,966 --> 00:33:43,646
‫- منتظر کی؟
‫- فقط بهش بگو

452
00:33:43,646 --> 00:33:46,677
‫پدی مین گفت نه
‫چون می‌خواست بره برمه

453
00:33:46,677 --> 00:33:48,807
‫و به جاش با ژاپنی‌ها بجنگه

454
00:33:48,807 --> 00:33:53,366
‫یه مرد بسیار بلندقده که مسته
‫یا مست می‌کنه

455
00:33:53,366 --> 00:33:55,956
‫و وقتی پیغامم رو بهش بدی
‫ممکنه عصبانی شه

456
00:33:55,956 --> 00:33:57,386
‫پس بهتره بری

457
00:34:02,006 --> 00:34:03,677
‫فقط بهش بگو
‫پدی مین گفت نه

458
00:34:04,726 --> 00:34:05,756
‫خب؟

459
00:34:43,543 --> 00:34:47,543
‫معرفی می‌کنم
‫النا کارنت

460
00:35:10,432 --> 00:35:13,462
‫ببخشید، این میز رزرو شده

461
00:35:13,462 --> 00:35:15,162
‫غافل‌گیرم کردین

462
00:35:15,162 --> 00:35:17,222
‫متأسفانه باید تشریف ببرید

463
00:35:17,222 --> 00:35:18,793
‫من براتون یه پیغام دارم

464
00:35:18,793 --> 00:35:21,152
‫از طرف کی؟

465
00:35:21,152 --> 00:35:22,712
‫پدی مین

466
00:35:22,712 --> 00:35:27,022
‫اینجا بود، اما گفت که تصمیم گرفته
‫به برمه بره

467
00:35:27,022 --> 00:35:28,663
‫تا با ژاپنی‌ها بجنگه

468
00:35:30,382 --> 00:35:31,862
‫بسیارخب

469
00:35:32,952 --> 00:35:34,592
‫گفت که عصبانی می‌شین

470
00:35:36,582 --> 00:35:38,102
‫نه. عصبانی نیستم

471
00:35:39,182 --> 00:35:40,352
‫مست نبود؟

472
00:35:40,352 --> 00:35:41,992
‫فکر نکنم

473
00:35:41,992 --> 00:35:43,892
‫- اما واقعاً عجیب و غریب بود
‫- آره، همینه

474
00:35:43,892 --> 00:35:45,452
‫- نوشیدنی می‌خواید، آقا؟
‫- ویسکی

475
00:35:45,452 --> 00:35:46,632
‫بله، قربان

476
00:35:49,182 --> 00:35:50,422
‫راست می‌گفت

477
00:35:50,422 --> 00:35:51,862
‫قدت بلنده

478
00:35:53,582 --> 00:35:56,432
‫تو کدوم خری هستی؟

479
00:35:56,432 --> 00:35:59,812
‫من معاون رئیس اطلاعات نظامی فرانسه
‫در قاهره هستم

480
00:35:59,812 --> 00:36:02,432
‫پس رئیس اطلاعات نظامی فرانسوی
‫در قاهره تویی؟

481
00:36:02,432 --> 00:36:03,952
‫چون رئیست رو می‌شناسم

482
00:36:05,172 --> 00:36:07,112
‫که همیشه مسته

483
00:36:07,112 --> 00:36:08,872
‫جدید اومدی؟

484
00:36:08,872 --> 00:36:10,812
‫به قاهره، بله

485
00:36:10,812 --> 00:36:13,102
‫اگه منظورت چیز دیگه‌ای بوده
‫نه، تازه نیستم

486
00:36:20,793 --> 00:36:22,533
‫ببین، اگه شرایط طور دیگه‌ای بود...

487
00:36:23,622 --> 00:36:26,302
‫دوست داشتم بشینم و صحبت کنیم
‫اما در حال حاضر

488
00:36:26,302 --> 00:36:27,862
‫زیبایی برام چندان اهمیت نداره

489
00:36:30,512 --> 00:36:31,793
‫وای، ببخشید

490
00:36:31,793 --> 00:36:34,072
‫یه طوری گفتم که انگار
‫می‌خواستم دلربایی کنم،‌ مگه نه؟

491
00:36:34,072 --> 00:36:35,472
‫قصدم چنین نبود

492
00:36:35,472 --> 00:36:37,622
‫اصلاً برداشت دلربایانه‌ای هم ازش نشد

493
00:36:37,622 --> 00:36:39,262
‫به هیچ وجه

494
00:36:40,462 --> 00:36:43,902
‫گاهی اوقات بریتانیایی‌ها و فرانسوی‌ها
‫اشتباه منظور هم رو می‌فهمن

495
00:36:43,902 --> 00:36:46,622
‫مثل فرق بین کیلومتر و مایل می‌مونه

496
00:36:48,822 --> 00:36:51,512
‫نتایج... نافرخی می‌تونه داشته باشه

497
00:36:52,512 --> 00:36:53,982
‫درموردش شنیدی

498
00:36:53,982 --> 00:36:56,152
‫متوجه می‌شی که من معمولاً
‫همه چیز رو می‌شنوم

499
00:36:57,512 --> 00:36:58,872
‫ویسکی

500
00:36:58,872 --> 00:37:00,903
‫- یه ماشین برام بگیرین
‫- به کدوم مقصد، آقا؟

501
00:37:00,944 --> 00:37:03,244
‫تیپرری تی کلاب کوفتی

502
00:37:12,673 --> 00:37:14,362
‫ستوان استیرلینگ

503
00:37:15,553 --> 00:37:18,272
‫برای اجتناب از تردید

504
00:37:18,272 --> 00:37:21,232
‫بی‌تابی‌تون درمورد جنگ رو
‫با اداره‌ی جنگ درمیون می‌گذارم

505
00:37:21,232 --> 00:37:23,182
‫و می‌خوام کاری در قبالش انجام بدم

506
00:37:52,663 --> 00:37:54,032
‫دم‌تون گرم، بچه‌ها

507
00:38:04,722 --> 00:38:05,942
‫خب؟

508
00:38:08,192 --> 00:38:09,912
‫رفتی ببینیش؟

509
00:38:09,912 --> 00:38:10,982
‫رفتم

510
00:38:12,102 --> 00:38:14,712
‫گل سرخ اونجا بود
‫و جاسوس فرانسوی

511
00:38:16,442 --> 00:38:17,712
‫و؟

512
00:38:18,912 --> 00:38:20,432
‫چی بهش گفتی؟

513
00:38:20,432 --> 00:38:21,902
‫چیزی بهش نگفتم

514
00:38:21,902 --> 00:38:24,242
‫براش پیغام گذاشتم
‫که می‌خوام برم به شرق دور

515
00:38:27,462 --> 00:38:28,822
‫می‌خوای بری؟

516
00:38:28,822 --> 00:38:33,952
‫پس هرچی که بین اون
‫و لوییس سگ‌اخلاق و دیوانه هست

517
00:38:33,952 --> 00:38:36,742
‫هر نقشه‌ای که دارن می‌کشن

518
00:38:36,742 --> 00:38:38,622
‫بدون من بکشنش

519
00:38:38,622 --> 00:38:40,312
‫حالا اون‌ها کی هستن؟

520
00:38:40,312 --> 00:38:41,952
‫صرفاً‌ افرادی که باهاشون تمرین کردم

521
00:38:43,102 --> 00:38:46,872
‫استیرلینگ
‫می‌تونی به عنوان یه عرق خور ردش کنی

522
00:38:48,082 --> 00:38:49,793
‫قمارباز

523
00:38:49,793 --> 00:38:52,982
‫یکی از اون پول‌دارهاست
‫که با استفاده از خانواده‌اش

524
00:38:52,982 --> 00:38:55,352
‫درجاتش بالاتر رفته

525
00:38:57,312 --> 00:39:02,102
‫لوییس، می‌شه گفت
‫یه قلدر کم عقله

526
00:39:04,472 --> 00:39:06,262
‫اون رو هم می‌تونی رد کنیش

527
00:39:06,262 --> 00:39:08,312
‫اما تو ردشون نمی‌کنی

528
00:39:08,312 --> 00:39:09,392
‫نه

529
00:39:10,872 --> 00:39:14,322
‫نه، چون وقتش که برسه
‫دیگه خودشون نیستن

530
00:39:15,982 --> 00:39:19,262
‫هیچ‌کدوم از این‌هایی که گفتم نیستن.
‫اون‌ها...

531
00:39:21,232 --> 00:39:23,062
‫اون‌ها مردان مرده‌ان...

532
00:39:24,312 --> 00:39:26,082
‫که منتظر تأیید مرگ‌شونن

533
00:39:27,803 --> 00:39:29,872
‫عین من

534
00:39:37,112 --> 00:39:39,912
‫اما همون‌طور که گفتم
‫می‌خوام به شرق دور برم

535
00:39:41,192 --> 00:39:44,472
‫من رو ببره شرق سوئز

536
00:39:44,472 --> 00:39:46,832
‫جایی که بهترین حالتش
‫انگار بدترین حالته

537
00:39:46,832 --> 00:39:49,673
‫تئاتر شرق دور
‫یه نمایش خفنه

538
00:39:49,673 --> 00:39:51,182
‫وقتی شروع بشه، دیگه خودت می‌دونی

539
00:40:00,062 --> 00:40:02,482
‫راستی، تو نمی‌خوای بیای؟

540
00:40:02,482 --> 00:40:05,683
‫دارم یه واحد جمع می‌کنم.
‫اگه بخوای می‌تونم درخواست بدم

541
00:40:07,553 --> 00:40:09,032
‫آره

542
00:40:09,032 --> 00:40:10,702
‫گور باباش

543
00:40:11,872 --> 00:40:12,982
‫چرا که نه؟

544
00:40:22,702 --> 00:40:24,152
‫خیلی ممنون

545
00:40:30,062 --> 00:40:33,062
‫مین کجاست؟
‫قرار بود بیاریش

546
00:40:33,062 --> 00:40:36,262
‫مین می‌گه می‌خواد بره برمه
‫تا با ژاپنی‌ها بجنگه

547
00:40:36,262 --> 00:40:37,902
‫هنوز با ژاپن وارد جنگ نشدن

548
00:40:37,902 --> 00:40:40,182
‫نه، اما اگه پدی بره
‫به زودی وارد جنگ می‌شن

549
00:40:41,522 --> 00:40:43,982
‫- بفرما چای
‫- نوش جان، پیرمرد

550
00:40:43,982 --> 00:40:45,982
‫واسه توئه

551
00:40:45,982 --> 00:40:47,673
‫نه، نیست

552
00:40:47,673 --> 00:40:49,622
‫چای من نیست

553
00:40:50,992 --> 00:40:52,553
‫یه فکری برات دارم

554
00:40:52,553 --> 00:40:53,952
‫نقشه!

555
00:40:53,952 --> 00:40:56,602
‫وای خدا
‫حتماً قضیه شوخی بردار نیست

556
00:40:56,602 --> 00:41:01,312
‫آره، راستش یه نقشه‌ی خیلی گنده
‫و مزاحمه

557
00:41:11,902 --> 00:41:13,272
‫ببخشید، آقایان

558
00:41:13,272 --> 00:41:15,553
‫می‌خوام از این میز
‫برای نمایش نقشه استفاده کنم

559
00:41:15,553 --> 00:41:17,433
‫- چقدر کارتون طول می‌کشه؟
‫- تورنمنته

560
00:41:17,433 --> 00:41:19,112
‫تا صبح اینجاییم

561
00:41:19,112 --> 00:41:21,032
‫و اگه بخواید اونجا بایستید
‫و خیره شید

562
00:41:21,032 --> 00:41:22,752
‫مبلغ پذیرش ازتون می‌گیریم

563
00:41:23,902 --> 00:41:27,632
‫بله. متأسفانه به زودی
‫در کلوپ کیت‌کت قرار ملاقات دارم

564
00:41:27,632 --> 00:41:30,553
‫و تا صبح وقت ندارم، آقایون

565
00:41:30,553 --> 00:41:33,982
‫تازه از گشت بزرگ صحرایی
‫برگشتم

566
00:41:33,982 --> 00:41:35,683
‫و حسابی اعصابم خرده

567
00:41:39,062 --> 00:41:40,112
‫چی‌کار داره می‌کنه؟

568
00:41:40,112 --> 00:41:41,352
‫نارنجک!

569
00:41:41,352 --> 00:41:42,423
‫برید بیرون! زود باشید!

570
00:41:43,482 --> 00:41:44,792
‫برید کنار!

571
00:41:48,032 --> 00:41:50,112
‫افرادم حوصله‌شون سر رفته.
‫حوصله‌شون که سر می‌ره

572
00:41:50,112 --> 00:41:51,192
‫این جور چیزها رو می‌سازن

573
00:41:51,192 --> 00:41:54,262
‫اگه صندلی داخل قطار گیرت نیومد
‫این خیلی به کار میاد

574
00:41:54,262 --> 00:41:56,522
‫تو اصلاً عوض نشدی، استیرلینگ

575
00:41:56,522 --> 00:41:58,842
‫- نه
‫- اصلاً بزرگ هم نشدی

576
00:41:58,842 --> 00:42:00,472
‫هنوز انگار 12 سالمه

577
00:42:00,472 --> 00:42:02,792
‫ترقه‌های بوگندو
‫و دوچرخه سواری

578
00:42:02,792 --> 00:42:03,992
‫بچین

579
00:42:05,232 --> 00:42:06,792
‫فقط حالا بوی گند
‫از جسدها میاد

580
00:42:06,792 --> 00:42:09,242
‫اگه پیشنهاد اینه
‫چرا که نه

581
00:42:10,962 --> 00:42:12,522
‫خودت این رو کشیدی؟

582
00:42:12,522 --> 00:42:15,102
‫نقشه‌های ستاد مرکزی
‫قدیمی‌ان و دقیق نیستن

583
00:42:15,102 --> 00:42:17,912
‫به این خاطر که وقتی آلمانی‌ها
‫در حال پیشروی‌ان، ما دست روی دست گذاشتیم

584
00:42:17,912 --> 00:42:20,433
‫و می‌گیم:«ایده‌آل نیست
‫جالب نیست، خطرناکه»

585
00:42:20,433 --> 00:42:23,522
‫اصلاً ژنرالی رو می‌شناسی
‫که عین پرستار خانه‌ی سالمندان حرف نزنه؟

586
00:42:23,522 --> 00:42:27,272
‫آلمانی‌ها در شش هفته 800 مایل
‫پیشروی کردن

587
00:42:27,272 --> 00:42:29,312
‫هر طرف رو نگاه می‌کنی
‫فیلدمارشال رومل هست

588
00:42:29,312 --> 00:42:31,423
‫اما به نظرم
‫یه اشتباهی کرده

589
00:42:31,423 --> 00:42:32,832
‫زیادی سریع حرکت کرده

590
00:42:32,832 --> 00:42:34,402
‫به خط تدارکاتی نگاه کن

591
00:42:35,992 --> 00:42:39,632
‫یه خط بلندبالای 300 مایلیه

592
00:42:39,632 --> 00:42:42,622
‫تا الان، از دریا به کاروان‌های آلمانی
‫حمله می‌کردیم

593
00:42:42,622 --> 00:42:44,192
‫واسه همین هیچ‌وقت غافل‌گیرشون نکردیم

594
00:42:44,192 --> 00:42:45,952
‫صحیح. فکر بهتری داری؟

595
00:42:45,952 --> 00:42:47,002
‫بله

596
00:42:48,632 --> 00:42:52,462
‫یه دکتری که با گاز خنده اوردوز کرد
‫یه حرفی درمورد چترهای نجات زد

597
00:42:53,632 --> 00:42:56,352
‫به جای حمله از دریا

598
00:42:56,352 --> 00:42:58,152
‫باید از

599
00:42:58,152 --> 00:42:59,673
‫دریای ماسه‌ای حمله کنیم

600
00:43:00,952 --> 00:43:04,142
‫ما نفرات انتخابی رو
‫با چتر می‌فرستیم داخل

601
00:43:04,142 --> 00:43:06,902
‫و از صحرا خط تدارکات رومل رو
‫مورد حمله قرار می‌دیم

602
00:43:06,902 --> 00:43:10,602
‫- گروهی منظم از نفرات
‫- آهان، نظم

603
00:43:10,602 --> 00:43:13,762
‫من به شخصه قبل از هر درگیری
‫با شخص جانی واکر

604
00:43:13,762 --> 00:43:14,962
‫مشورت می‌کنم
‫[ جانی واکر نوعی ویسکی است ]

605
00:43:14,962 --> 00:43:17,402
‫این چطور به منظمی شما میاد؟

606
00:43:17,402 --> 00:43:19,832
‫- برات مهمه؟
‫- مثال شاخصیه

607
00:43:20,992 --> 00:43:24,832
‫یه بار که داشتم خواب می‌دیدم
‫و عرق کرده بودم

608
00:43:24,832 --> 00:43:27,632
‫به این نتیجه رسیدم
‫که تمام نظم‌های نظامی کسشعرن

609
00:43:27,632 --> 00:43:30,782
‫هر نفر باید مثل یک مهره‌ی شطرنج
‫به هر طرفی که خواست بره

610
00:43:30,782 --> 00:43:33,673
‫حالت حرکتش باید به خودش مربوط باشه

611
00:43:33,673 --> 00:43:35,352
‫مهم‌ترین چیز جرئت داشتنه

612
00:43:35,352 --> 00:43:39,062
‫مهم‌ترین چیز داشتن هوشه
‫داشتن هوش کامل

613
00:43:39,062 --> 00:43:42,602
‫هرچیز قابل انتظاری شکست می‌خوره.
‫هیچ‌وقت اون‌جایی که باید باشی قرار نمی‌گیری

614
00:43:42,602 --> 00:43:44,922
‫راستش، اولین چیزی که باید
‫ثابت کنیم

615
00:43:44,922 --> 00:43:47,832
‫اینه که اصل فرود آمدن با چتر
‫مطمئنه

616
00:43:47,832 --> 00:43:50,622
‫هیچ‌کس تاحالا توی صحرا
‫با چتر فرود نیومده

617
00:43:50,622 --> 00:43:52,122
‫حالا هرچی

618
00:43:52,122 --> 00:43:55,152
‫وقتی اونجا یه لاشخور بال‌هاش رو باز می‌کنه
‫بالا می‌ره، نه پایین

619
00:44:00,072 --> 00:44:03,602
‫پس یه نفر باید باشه که امتحانش کنه

620
00:44:05,632 --> 00:44:06,872
‫بله

621
00:44:07,872 --> 00:44:09,202
‫فقط ما

622
00:44:09,202 --> 00:44:10,762
‫من و تو

623
00:44:10,762 --> 00:44:13,992
‫امیدوار بودم مین هم بهمون ملحق شه
‫اما بدون اون هم از پسش برمیایم

624
00:44:13,992 --> 00:44:15,782
‫ثابت می‌کنیم که شدنیه

625
00:44:15,782 --> 00:44:18,512
‫و به هم ثابت می‌کنیم
‫که اراده‌مون قویه

626
00:44:18,512 --> 00:44:20,482
‫هیچ‌کس نیست
‫که عقب بندازت‌مون

627
00:44:21,632 --> 00:44:23,392
‫هیچ‌کس نیست
‫که عقب بندازت‌مون

628
00:44:26,322 --> 00:44:27,912
‫اسم خودمون رو چی بذاریم؟

629
00:44:31,072 --> 00:44:32,332
‫پس پایه‌ای؟

630
00:44:33,872 --> 00:44:35,433
‫استیرلینگ. پایه‌ای؟

631
00:44:37,402 --> 00:44:39,832
‫تو چترها رو بدزد

632
00:44:39,832 --> 00:44:41,832
‫من هواپیما

633
00:44:51,550 --> 00:44:54,550
‫[ باند هوایی قطاره ]
‫[ در 50 مایلی غرب کایرو ]

634
00:45:14,872 --> 00:45:17,272
‫اصلاً امکان نداره.
‫اصلاً راه نداره...

635
00:45:17,272 --> 00:45:18,792
‫جناب ستوان. این مرد ادعا می‌کنه

636
00:45:18,792 --> 00:45:20,683
‫که اجازه داره هواپیمای من رو
‫مصادره کنه

637
00:45:20,683 --> 00:45:22,222
‫آزاد باش. اجازه داره

638
00:45:22,222 --> 00:45:24,122
‫قبلاً که توضیح دادم
‫این کار جنگیه

639
00:45:24,122 --> 00:45:26,512
‫و واسه بدرفتاری مجوز داریم

640
00:45:26,512 --> 00:45:28,402
‫می‌دونی که من فقط یه پستچی‌ام

641
00:45:28,402 --> 00:45:30,142
‫نامه‌های نظامی تحویل می‌دم

642
00:45:30,142 --> 00:45:32,402
‫می‌خوام بدونم چه خبره

643
00:45:32,402 --> 00:45:34,762
‫می‌خوام بدونم کی هستید
‫و اسم واحدتون چیه

644
00:45:34,762 --> 00:45:36,592
‫- اسم انتخاب کردی؟
‫- نه، هنوز نه

645
00:45:38,232 --> 00:45:41,632
‫اگه حتی به ذهن‌تون خطور کرده
‫که از چتر با هواپیمای من بپرید

646
00:45:41,632 --> 00:45:43,832
‫باید بدونید که توی این هوا
‫هیچ‌ جا نمی‌شه رفت

647
00:45:43,832 --> 00:45:45,762
‫پیش‌بینی هوا گفته
‫یه ساعت دیگه تمومه

648
00:45:45,762 --> 00:45:47,872
‫هیچ‌کس توی صحرا نمی‌پره

649
00:45:47,872 --> 00:45:49,042
‫می‌دونیم

650
00:45:49,042 --> 00:45:52,152
‫- و چترهاتون طناب‌های راکد دارن
‫- چی دارن؟

651
00:45:52,152 --> 00:45:53,712
‫طناب‌های راکد

652
00:45:53,712 --> 00:45:56,272
‫ببینید، این طناب‌ها
‫باید به یه کابل فولادی وصل باشن

653
00:45:56,272 --> 00:45:57,992
‫از سر و ته

654
00:45:57,992 --> 00:45:59,832
‫هواپیمای من ساخت شرکت
‫ده هاویلنده

655
00:45:59,832 --> 00:46:02,352
‫کابل نداره

656
00:46:02,352 --> 00:46:03,842
‫از صندلی‌ها استفاده می‌کنیم

657
00:46:03,842 --> 00:46:06,032
‫آره، کابل‌های چتر رو
‫به صندلی وصل می‌کنیم

658
00:46:06,032 --> 00:46:08,272
‫به پایه‌های صندلی شاگرد

659
00:46:08,272 --> 00:46:11,042
‫چقدر تمرینات چتربازی میدانی داشتید؟

660
00:46:11,042 --> 00:46:13,482
‫سه هفته از بالای داربست
‫و ماشین در حال حرکت

661
00:46:13,482 --> 00:46:16,642
‫- می‌پریدیم پاین
‫- و به جلو و بغل غلت می‌زدیم

662
00:46:16,642 --> 00:46:18,782
‫و در به جهت باد باز می‌شه؟

663
00:46:18,782 --> 00:46:21,443
‫- آلموندز، در رو بکن
‫- بله، قربان

664
00:46:21,443 --> 00:46:24,332
‫وقتی هوا صاف بشه
‫تاریک هم می‌شه

665
00:46:24,332 --> 00:46:27,232
‫پس اگه هوا تاریک شد
‫چطور می‌خواید مسیر برگشت رو پیدا کنید؟

666
00:46:27,232 --> 00:46:28,752
‫لوییس؟

667
00:46:29,792 --> 00:46:31,443
‫- با ستاره‌ها
‫- بله، با ستاره‌ها

668
00:46:31,443 --> 00:46:35,683
‫جناب، با وجود طوفان و تاریکی هوا
‫نمی‌خواید تجدید نظر کنیم؟

669
00:46:35,683 --> 00:46:39,402
‫لوییس، انگار گروهبانت داره می‌گه
‫که جا بمونیم

670
00:46:39,402 --> 00:46:42,272
‫ما دیگه به هیچ وجه
‫جا نمی‌مونیم

671
00:46:42,272 --> 00:46:44,792
‫اسم واحدمون باید همین باشه

672
00:46:44,792 --> 00:46:46,762
‫افرادی که نخواستن جا بمونن

673
00:46:46,762 --> 00:46:50,563
‫در مواجهه با خطر
‫من نمی‌تونم ببرم‌تون

674
00:46:50,563 --> 00:46:52,712
‫اگه نمی‌خوای برونی...

675
00:46:52,712 --> 00:46:54,842
‫من یه بار هواپیمای کشاورزی روندم

676
00:46:54,842 --> 00:46:56,642
‫خودم می‌رونمش

677
00:46:56,642 --> 00:46:58,482
‫ای خدا
‫اون آمریکاییه

678
00:46:58,482 --> 00:46:59,842
‫حتی با این حال
‫بازم خوبه

679
00:47:00,922 --> 00:47:03,322
‫شما همگی عقل‌تون رو از دست دادید

680
00:47:03,322 --> 00:47:05,362
‫بالاخره! فهمید

681
00:47:06,762 --> 00:47:08,112
‫شاشم گرفته

682
00:47:13,592 --> 00:47:15,002
‫یالا

683
00:47:15,002 --> 00:47:16,352
‫بله، جناب

684
00:48:14,592 --> 00:48:16,082
‫موفق باشید، جناب

685
00:48:23,162 --> 00:48:24,952
‫بیا استیرلینگ

686
00:49:28,672 --> 00:49:30,762
‫حالا برگرد به باند هوایی!

687
00:49:45,492 --> 00:49:47,792
‫شصت ثانیه تا حرکت

688
00:50:04,313 --> 00:50:06,722
‫قبل پریدن به چی فکر می‌کنی؟

689
00:50:08,082 --> 00:50:11,592
‫دارم به اون صدایی که تو کله‌ام هست
‫فکر می‌کنم که می‌گه «که چی؟»

690
00:50:13,032 --> 00:50:14,952
‫«آخرش که چی؟»

691
00:52:39,082 --> 00:52:41,092
‫آقا سقوط کردی؟

692
00:52:47,762 --> 00:52:49,722
‫بله، پدر
‫سقوط کردم

693
00:52:51,472 --> 00:52:53,472
‫- من مرده‌ام؟
‫- نه کاملاً

694
00:52:55,002 --> 00:52:56,472
‫فکر کنم لب مرگ باشی

695
00:52:59,372 --> 00:53:01,812
‫یادته می‌گفتی می‌تونی فقط با یه دست

696
00:53:01,812 --> 00:53:03,522
‫از درخت بلوط پیر بالا بری؟

697
00:53:05,002 --> 00:53:07,443
‫همیشه تصور می‌کردی
‫کارهایی که نمی‌تونی رو بکنی

698
00:53:07,443 --> 00:53:09,272
‫از حد طبیعیت بالاتر می‌رفتی

699
00:53:10,602 --> 00:53:13,112
‫همه فکر می‌کردن که دیگه تا الان
‫از سرت افتاده باشه

700
00:53:17,922 --> 00:53:19,732
‫نمی‌تونم

701
00:53:19,732 --> 00:53:21,882
‫نمی‌تونم پاهام رو تکون بدم، بابا

702
00:53:24,392 --> 00:53:26,313
‫پاهام رو حس نمی‌کنم

703
00:53:28,002 --> 00:53:31,313
‫از کمر به پایین حسی ندارم

704
00:53:31,313 --> 00:53:35,372
‫چقدر که من نیمه عاشق مرگ آسوده شدم

705
00:53:36,652 --> 00:53:39,602
‫اسم‌های لطیف بشه دادم
‫با قافیه‌های آهنگین آمیخته‌اش کردم

706
00:53:39,602 --> 00:53:43,203
‫با نفس آروم در هوا زمزمه‌اش کردم

707
00:53:44,642 --> 00:53:47,532
‫حالا بیش از هر زمانی
‫مرگ فاخر به نظر میاد

708
00:53:47,532 --> 00:53:49,002
‫نه، نه، نه

709
00:53:49,002 --> 00:53:50,752
‫همیشه شعر مورد علاقه‌ات بود

710
00:53:50,752 --> 00:53:52,242
‫همیشه ملکه‌ی ذهنت بود

711
00:53:53,752 --> 00:53:56,872
‫نیمه‌عاشق مرگ آسوده

712
00:53:58,443 --> 00:53:59,832
‫من هنوز کار دارم

713
00:53:59,832 --> 00:54:01,552
‫تحت فشار قرار نمی‌گیرم

714
00:54:01,552 --> 00:54:02,932
‫من...

715
00:54:04,002 --> 00:54:05,802
‫جا نمی‌مونم

716
00:54:07,002 --> 00:54:08,323
‫حتی بدست خدا

717
00:54:09,752 --> 00:54:12,242
‫می‌شنوی، خدا؟

718
00:54:12,242 --> 00:54:14,602
‫می‌شنوی، پدر؟

719
00:54:14,602 --> 00:54:16,402
‫من این جنگ کوفتی رو برنده می‌شم

720
00:54:20,682 --> 00:54:24,602
‫من جا نمی‌مونم

721
00:54:29,200 --> 00:54:44,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

