﻿WEBVTT

00:00:05.375 --> 00:00:16.375
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:59.375 --> 00:01:00.500
‫مامان!

00:01:03.500 --> 00:01:04.791
‫چی شده؟

00:01:04.875 --> 00:01:05.750
‫بذار ببینـم

00:01:06.541 --> 00:01:08.458
‫مامان، قراره بمیرم؟

00:01:09.625 --> 00:01:11.250
‫کاملاً برعکس، رمدیوس

00:01:13.041 --> 00:01:15.958
‫« صد سال تنهایی »
‫« فصل اول: قسمت پنجـم  »

00:01:53.333 --> 00:01:55.125
‫تلاش طاقت فرسایی بود،

00:01:55.875 --> 00:01:57.750
‫اما در روز مراسم

00:01:58.250 --> 00:02:00.708
‫رمدیوس به اندازه هر یک از خواهرانـش

00:02:00.791 --> 00:02:02.583
‫در امور دنیا ماهر بود

00:02:11.833 --> 00:02:13.583
‫از طرف دیگه، آئورلیانو

00:02:14.166 --> 00:02:15.916
‫درحالی که بغض گلویش رو می‌فشارید

00:02:16.000 --> 00:02:19.875
‫داشت بوت‌هایی را می‌پوشید که
‫چند سال بعد

00:02:20.875 --> 00:02:23.625
‫قرار بود در رویارویی با
‫جوخه آتش هم، به پایشان کند

00:02:23.625 --> 00:02:25.083
‫مثل همیشه خوشتیپ شدی

00:02:28.625 --> 00:02:29.583
‫ربکا کجاست؟

00:02:35.208 --> 00:02:36.083
‫ممنون

00:02:49.375 --> 00:02:51.041
‫طبق ترتیبی که اورسولا داده بود،

00:02:51.708 --> 00:02:53.875
‫ربکا هم همان روز ازدواج می‌کرد...

00:02:53.958 --> 00:02:56.708
‫خانم ربکا، یکی اومده دیدن‌تون

00:02:56.791 --> 00:02:58.250
‫اما شب قبلـش،

00:02:58.958 --> 00:03:03.375
‫پیِترو کرسپی نامه‌ای رو دریافت کرد
‫که خبر از مرگ قریب الوقوع جولیا می‌داد،

00:03:03.458 --> 00:03:04.375
‫مادرش،

00:03:05.208 --> 00:03:07.333
‫و او بیدرنگ به سمت پایتخت حرکت کرد

00:03:15.458 --> 00:03:16.291
‫ربکا

00:03:17.708 --> 00:03:20.833
‫نامه‌های پیِترو حتی نتونستن
‫ذره‌ای از زیبایی تو رو توصیف کنـن

00:03:21.875 --> 00:03:22.916
‫جولیا؟

00:03:27.208 --> 00:03:28.125
‫پیِترو کجاست؟

00:03:28.625 --> 00:03:30.708
‫می‌خوام قبل از عروسی ببینمـش

00:03:32.166 --> 00:03:35.000
‫توی عروسی که قرار نیست
‫این لباس رو بپوشی، نه؟

00:03:47.458 --> 00:03:48.291
‫حواسـت اینجا باشه

00:03:50.916 --> 00:03:56.458
‫نباید زندگی را در همه جا تحت سلطه درآورد

00:03:59.625 --> 00:04:00.541
‫زندگی

00:04:07.541 --> 00:04:08.958
‫امروز نه، خوزه آرکادیو

00:04:10.041 --> 00:04:10.916
‫امروز نه

00:04:41.541 --> 00:04:43.041
‫عروسی بخش آسونشـه

00:04:43.791 --> 00:04:45.291
‫آروم باش

00:05:44.166 --> 00:05:46.666
‫آئورلیانو، حلقه رو بگیر.
‫بعد از من تکرار کن.

00:05:47.625 --> 00:05:48.583
‫من، آئـ...

00:05:50.666 --> 00:05:52.375
‫حلقه افتاد

00:06:32.750 --> 00:06:33.833
‫از اون روز...

00:06:35.083 --> 00:06:38.166
‫متانت و آرامش طبیعی‌ای که
‫رمدیوس همیشه در تلاقی با

00:06:38.250 --> 00:06:41.041
‫فلاک داشت، نمایان شد

00:06:41.750 --> 00:06:44.416
‫من، آئورلیانو بوئندیا...

00:06:45.458 --> 00:06:47.541
‫من، آئورلیانو بوئندیا...

00:06:47.625 --> 00:06:49.666
‫رمدیوس موسکوتە را به همسری می‌گیرم

00:06:49.750 --> 00:06:51.666
‫رمدیوس موسکوتە را به همسری می‌گیرم

00:06:51.750 --> 00:06:52.916
‫عهد می‌بندم که تا روزی...

00:06:53.416 --> 00:06:54.916
‫عهد می‌بندم که تا روزی...

00:06:55.000 --> 00:06:56.791
‫که مرگ ما را جدا کند به او وفادار باشم

00:06:56.875 --> 00:06:58.458
‫که مرگ ما را جدا کند به او وفادار باشم

00:07:02.291 --> 00:07:06.916
‫من رمدیوس موسکوتە، تو را،
‫آئورلیانو بوئندیا، به عنوان شوهر می‌پذیرم

00:07:08.166 --> 00:07:13.583
‫عهد می‌بندم که در ناخوشی و سلامتی
‫به تو وفادار باشـم

00:07:13.666 --> 00:07:15.125
‫تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا کند

00:07:17.666 --> 00:07:20.791
‫- چیکار کردی؟
‫- بگذارید این برای همه ما یک درس باشد

00:07:21.291 --> 00:07:24.125
‫تا همه چیز در مسیر درستـش باشد،

00:07:25.666 --> 00:07:28.916
‫مانند کاری که آقای آپولینار موسکوته کرد
‫و ما را به ماکوندو آورد

00:07:30.666 --> 00:07:33.125
‫حالا من شما را زن و شوهر اعلام می‌کنـم

00:07:44.291 --> 00:07:46.625
‫- سنگ تموم گذاشتن
‫- آره

00:07:47.208 --> 00:07:50.791
‫خانواده‌های مارکز و ویسبال اینجا هستند

00:07:53.750 --> 00:07:54.750
‫عصر بخیر

00:07:56.208 --> 00:07:58.333
‫متوجه شدم که شما یکی از بنیان گذاران هستید

00:07:58.416 --> 00:08:01.791
‫- درستـه. جرینلدو مارکز.
‫- خوشوقتم

00:08:01.875 --> 00:08:05.166
‫پدر نیکانور رینا این افتخار رو به ما دادند

00:08:05.250 --> 00:08:09.125
‫که فعالیت‌های معنوی‌شون در
‫سانتا مارتا رو رها کنـن و در کنار ما باشن

00:08:09.208 --> 00:08:13.250
‫خانم موسکوته، لازم نیست اینطوری بگید.
‫باور کنید افتخار بزرگتـر نسیب من شده.

00:08:14.458 --> 00:08:16.791
‫- حالتون چطوره؟
‫- خوشوقتـم. ایزابل.

00:08:16.875 --> 00:08:18.750
‫نظرتون درمورد شهر چیـه؟

00:08:18.833 --> 00:08:22.500
‫همونطور که تصور میشد.
‫حالا با حضور خدا بهتر هم شده.

00:08:23.875 --> 00:08:25.125
‫- با من بیایید
‫- ممنون

00:08:25.208 --> 00:08:27.750
‫- فکر کرده کیـه؟
‫- آروم باش. آروم.

00:08:59.375 --> 00:09:02.291
‫خانم اورسولا، حتماً برای حفظ این خانواده

00:09:02.375 --> 00:09:04.541
‫به تنهایی زحمت فراوانی کشیدید

00:09:07.916 --> 00:09:10.375
‫خوشبختانه با کار بیگانه نیستم، آقای نیکانور

00:09:10.458 --> 00:09:11.291
‫البته

00:09:12.875 --> 00:09:15.291
‫هر دوی شما رو دعا خواهم کرد

00:09:15.791 --> 00:09:17.541
‫نگران نباش عزیزم

00:09:17.625 --> 00:09:20.500
‫مطمئنـم که پیترو برمی‌گرده
‫و با تو ازدواج می‌کنـه

00:09:20.583 --> 00:09:25.125
‫مطمئنـم که ازدواج‌تون معرکه میشه.
‫شما یک روج زیبا هستید.

00:09:25.958 --> 00:09:27.666
‫ربکا. کجا میری؟

00:09:33.708 --> 00:09:35.625
‫تو اون نامه رو فرستادی؟

00:09:35.708 --> 00:09:37.958
‫ربکا، تمومـش کن

00:09:38.916 --> 00:09:40.875
‫این مهربانانـه‌ترین راه بود

00:09:41.833 --> 00:09:43.500
‫راه دیگه کشتنـت بود

00:09:45.958 --> 00:09:48.291
‫- می‌خوای برقصی آمارانتا؟
‫- البته

00:09:49.875 --> 00:09:50.708
‫ممنون

00:10:32.750 --> 00:10:34.000
‫مادرم کجاست؟

00:10:36.625 --> 00:10:38.125
‫هنوز هم می‌تونیم ازدواج کنیم

00:10:39.250 --> 00:10:42.875
‫پدر نیکانور هنوزم اینجاست. لباس هم که داریم.
‫همه‌چیز آماده‌ست.

00:10:42.958 --> 00:10:44.375
‫بدون اون نمی‌تونم انجامـش بدم

00:10:45.041 --> 00:10:46.458
‫هیچ وقت نمی‌بخشتـم

00:10:47.958 --> 00:10:48.791
‫ربکا

00:10:55.791 --> 00:10:58.083
‫قراره کل زندگی‌مون رو با هم باشیم

00:10:58.875 --> 00:11:00.458
‫دیر یا زود اتفاق می‌افته

00:11:17.500 --> 00:11:20.125
‫ما زمانی که باید نمی‌میریم،
‫بلکه زمانی که می‌توانیم می‌میریم

00:11:20.208 --> 00:11:22.541
‫ما زمانی که باید نمی‌میریم،
‫بلکه زمانی که می‌توانیم می‌میریم

00:11:24.541 --> 00:11:26.583
‫ما زمانی که باید نمی‌میریم...

00:11:26.666 --> 00:11:28.291
‫ما زمانی که باید نمی‌میریم...

00:11:28.791 --> 00:11:30.208
‫بلکه زمانی که می‌توانیم می‌میریم

00:11:30.291 --> 00:11:31.333
‫بلکه زمانی که می‌توانیم می‌میریم

00:11:31.875 --> 00:11:34.750
‫رمدیوس غرق انجام کارهای طاقت فرسای

00:11:34.833 --> 00:11:37.208
‫خوزه آرکادیو بوئندیا شده بود

00:11:37.833 --> 00:11:41.583
‫دائم موها و ریشـش رو از شپش پاک می‌کرد

00:11:42.708 --> 00:11:44.500
‫در آخرین ماه‌هایـش،

00:11:45.500 --> 00:11:47.375
‫قادر به برقراری ارتباط با او بود

00:11:47.458 --> 00:11:49.041
‫مِتوس؟ ترس؟

00:11:50.625 --> 00:11:52.125
‫ازش نمی‌ترسی؟

00:11:58.041 --> 00:12:01.500
‫مورچه کوچولوها، اگه این طرفی برید
‫هیچ کس شما رو نمی‌بینـه

00:12:01.583 --> 00:12:02.958
‫اما اگه اون طرفی برید...

00:12:04.041 --> 00:12:04.958
‫مراقب باش

00:12:11.791 --> 00:12:13.000
‫حالا متوجه شدید؟

00:12:15.250 --> 00:12:19.291
‫ورود او نسیمی شادمانه به خانواده بوئندیا آورد

00:12:19.375 --> 00:12:22.125
‫رمدیوس، بیا اینجا.
‫قرار یاد بیگریم آب نبات درست کنیم.

00:12:32.625 --> 00:12:35.041
‫عزیزم، تو خیلی زیبا آواز می‌خونـی

00:12:36.750 --> 00:12:40.375
‫زنده دلی او همچون پیچک
‫بر فضای خانه پیچیده بود

00:12:42.750 --> 00:12:46.083
‫خانم ربکا بوئندیا،
‫بهم افتخار رقص می‌دید؟

00:13:04.125 --> 00:13:06.458
‫یک، دو، سه

00:13:06.541 --> 00:13:07.750
‫خیلی خوبـه

00:13:07.833 --> 00:13:09.041
‫حالا بچرخ!

00:13:09.708 --> 00:13:10.708
‫عالیـه

00:13:14.041 --> 00:13:15.458
‫صبح بخیر دنیا

00:13:15.958 --> 00:13:19.291
‫او همچون تندبادی از طراوت و سلامت
‫در راهروها می‌وزید

00:13:19.375 --> 00:13:22.625
‫- صبح بخیر خوزه آرکاندو
‫- صبح بخیر رمدیوس

00:13:33.416 --> 00:13:34.875
‫صبح بخیر ویزیتاسیون

00:13:34.958 --> 00:13:35.875
‫صبح بخیر

00:13:48.375 --> 00:13:50.041
‫صبح بخیر خانم اورسولا

00:13:51.250 --> 00:13:52.666
‫صبح بخیر، دخترم

00:14:13.625 --> 00:14:20.500
‫آئورلیانو انگیزه‌ای که برای زندگی
‫نیازش داشت را در او یافت

00:14:28.666 --> 00:14:29.791
‫خودت ساختیـش؟

00:14:32.041 --> 00:14:33.458
‫اینجا یک فضای خصوصیـه

00:14:36.000 --> 00:14:37.250
‫عذر می‌خوام، آرکادیو

00:14:37.791 --> 00:14:39.500
‫گفتم شاید دلـت قهوه بخواد

00:14:43.000 --> 00:14:44.083
‫و او...

00:14:44.166 --> 00:14:45.041
‫ممنون

00:14:45.125 --> 00:14:48.541
‫آخرین فردی بود که آرکادیو
‫پیش از مرگ به فکرش بود

00:15:04.791 --> 00:15:05.958
‫رمدیوس، تکون نخور

00:15:40.958 --> 00:15:43.958
‫بهت نگفتم چون نمی‌خواستم
‫ازدواجـت رو خراب کنـه

00:15:46.125 --> 00:15:48.291
‫می‌دونم که این یه مشکلـه، آئورلیانو

00:15:49.750 --> 00:15:52.666
‫اما من الانـش هم دو پسر دارم.
‫او لیاقت داشتن یک خانواده رو داره.

00:15:56.125 --> 00:15:56.958
‫چیزی نیست

00:15:58.125 --> 00:15:59.208
‫من ازش مراقبـت می‌کنـم

00:16:02.416 --> 00:16:04.583
‫اما نباید اینطور سر زده می‌اومدی

00:16:34.625 --> 00:16:36.916
‫چیزی نیست

00:16:41.250 --> 00:16:42.250
‫عشقـم

00:16:48.666 --> 00:16:49.500
‫آئورلیانو

00:17:06.833 --> 00:17:08.250
‫چطور تونستی آئورلیانو؟

00:17:11.583 --> 00:17:14.708
‫قبل از درخواست ازدواجـم از
‫رمدیو اتفاق افتاد

00:17:14.791 --> 00:17:15.958
‫اهمیتـی نداره!

00:17:22.083 --> 00:17:23.416
‫مجبورش می‌کنـی یک حروم‌زاده رو بزرگ کنـه؟

00:17:25.708 --> 00:17:26.708
‫چی گفتی؟

00:17:32.916 --> 00:17:35.083
‫این پسر نام خانواده بوئندیا را خواهد داشت

00:17:38.208 --> 00:17:40.250
‫خوب گوش کن اورسولا ایگوآران

00:17:41.041 --> 00:17:44.583
‫نمی‌ذارم با پسرم مثل آرکادیو رفتار کنی!

00:17:46.458 --> 00:17:47.333
‫باشه

00:17:49.416 --> 00:17:52.791
‫بذار ببینیم وقتی اون و والدینـش
‫بفهمـن که یه پسر داری چی میگن

00:17:55.250 --> 00:17:56.166
‫خواهیم دید

00:17:58.791 --> 00:17:59.666
‫بله، خواهیم دید

00:18:02.875 --> 00:18:04.291
‫آیا اسمـی روش گذاشتید؟

00:18:04.791 --> 00:18:06.583
‫اون اسم من و برادرم رو می‌گیره

00:18:07.791 --> 00:18:08.791
‫آئورلیانو خوزه

00:18:13.083 --> 00:18:15.875
‫نیکانور رو قانع می‌کنم که فردا
‫غسل تعمیدش بده

00:18:15.958 --> 00:18:18.708
‫با عنایت خدا، این قضیه
‫بین خودمون می‌مونـه

00:18:18.791 --> 00:18:21.541
‫فکر نمی‌کنم مشکلی باشه.
‫موافقـی؟

00:18:23.875 --> 00:18:24.708
‫موافقـم

00:18:29.875 --> 00:18:32.416
‫به قلمرو پادشاهی خدا خوش آمدی

00:18:33.250 --> 00:18:34.500
‫بفرمایید

00:18:47.833 --> 00:18:48.916
‫محکم بگیرش

00:18:53.583 --> 00:18:55.750
‫چقدر داخل شهر می‌مونید، پدر؟

00:18:55.833 --> 00:18:59.208
‫مایلیم از حضورتون برای برنامه‌ریزی
‫ازدواج‌مون استفاده کنیم

00:18:59.291 --> 00:19:01.083
‫نیازی به عجله نیست، عزیزم

00:19:01.166 --> 00:19:03.625
‫چون پدر نیکانور تصمیم گرفتن که بمونـن

00:19:05.958 --> 00:19:09.500
‫چیزی که اینجا، در وسط ناکجاآباد بهش دست یافتید
‫باور نکردنیـه، خانم اورسولا

00:19:10.000 --> 00:19:11.416
‫چیزی که من رو متعجب می‌کنـه...

00:19:11.916 --> 00:19:14.083
‫اینـه که در 30 سالی که اینجا بنیان گذاری شده

00:19:14.166 --> 00:19:16.500
‫ساخت یک کلیسا به فکر کسی نزده

00:19:17.833 --> 00:19:21.666
‫حقیقت اینـه که ما برای گفتگو با خدا، هیچ وقت
‫نیاز به یک کلیسا نداشتیم، آقای نیکانور

00:19:21.750 --> 00:19:26.416
‫خدا با کسی گفتگو نمی‌کنـه، خانم.
‫متون مقدس این مسئله رو به وضوح بیان کردن.

00:19:26.958 --> 00:19:31.750
‫تاحالا به این فکر کردید که شاید
‫طاعون وحشتناکی که چند سال پیش

00:19:32.250 --> 00:19:34.666
‫فراگیر شد، عذاب الهیـی در جواب
‫زندگی با گناه بوده؟

00:19:35.500 --> 00:19:38.291
‫می‌خواهی اورسولا جواب‌گوی همه‌ی ماکوندو باشه؟

00:19:38.375 --> 00:19:41.000
‫نه، اصلاً.
‫قطعاً نه.

00:19:41.958 --> 00:19:44.500
‫دیشب یه خواب درمورد کلیسا دیدم

00:19:45.500 --> 00:19:47.708
‫بزرگ ترین کلیسای کشور بود،

00:19:48.416 --> 00:19:50.083
‫با پنجره‌های رنگی از کف تا سقف،

00:19:51.166 --> 00:19:52.875
‫قدیسانـی به اندازه‌ی انسان،

00:19:53.791 --> 00:19:55.250
‫و یک ارگ

00:19:55.333 --> 00:19:57.541
‫یک ارگ مثل اونـی که در
‫نوتردام هست

00:19:58.958 --> 00:20:01.083
‫ما الانـش هم کمک مالی خودمون رو کردیم

00:20:02.041 --> 00:20:04.500
‫بیایید امیدوار باشیم که بقیه شهر هم
‫کمک مالی بکنـن

00:20:07.041 --> 00:20:09.458
‫با عنایت خدا و کمک همگی،

00:20:09.958 --> 00:20:12.791
‫می‌تونی کلیسا رو تا سه سال دیگه
‫افتتاح کنیم

00:20:13.291 --> 00:20:15.458
‫ربکا از همه خوش شانس تره

00:20:16.333 --> 00:20:19.083
‫عروسی تو میشه اولین عروسی‌ای
‫که توی اون کلیسا برگزار میشه

00:20:19.166 --> 00:20:20.041
‫نه!

00:20:22.875 --> 00:20:24.166
‫من رو ببخشید، پدر

00:20:24.708 --> 00:20:26.833
‫ازدواج در اون کلیسا باعث افتخاره

00:20:27.625 --> 00:20:29.958
‫اما دلیلی برای این همه
‫صبر کردن نمی‌بینم

00:20:30.041 --> 00:20:32.166
‫چون پیوندتون با برکت خدا شکل می‌گیره

00:20:32.250 --> 00:20:33.291
‫همینطوره

00:20:34.125 --> 00:20:36.125
‫- مال رمدیوس و آئورلیانو اینطوری شکل نمی‌گیره؟
‫- ربکا

00:20:36.208 --> 00:20:37.833
‫چرا ما باید سه سال صبر کنیم؟

00:20:37.916 --> 00:20:39.291
‫آئورلیانو همینجا ازدواج کرد

00:20:39.375 --> 00:20:42.458
‫چون همه افراد خانواده یک شبیه
‫تبدیل به آدم‌های سنت گرا شدن

00:20:47.000 --> 00:20:48.250
‫چی گفتی؟

00:20:50.208 --> 00:20:52.791
‫- گفتم که همه...
‫- دهنـت رو ببند!

00:20:57.166 --> 00:21:00.000
‫ما اینجا همه‌چیز رو با هم ساختیم، آقای نیکانور

00:21:01.416 --> 00:21:04.833
‫مطمئنـم که این کلیسا زودتر چیزی
‫که تصورش رو می‌کنید ساخته میشه

00:21:06.208 --> 00:21:10.541
‫و ما کلی وقت داریم که ازدواجی
‫که تو لایقـش هستی رو برنامه ریزی کنیم

00:21:26.291 --> 00:21:27.750
‫حق با رمدیوس بود

00:21:28.833 --> 00:21:30.291
‫تو مرد فرهیخته‌ای هستی

00:21:32.291 --> 00:21:34.791
‫کسی یادتـون نداده اول در بزنیـد؟

00:21:34.875 --> 00:21:36.083
‫یهو میایـد داخل

00:21:36.166 --> 00:21:37.750
‫ما موسکوته‌ها کنجکاویم

00:21:42.291 --> 00:21:43.208
‫چی می‌خوای؟

00:21:43.791 --> 00:21:44.666
‫آرکادیو...

00:21:45.208 --> 00:21:48.750
‫دولت منابع مالی برای ساخت یک مدرسه
‫در ماکوندو رو در اختیار ما گذاشته

00:21:49.708 --> 00:21:51.375
‫اما هنوز معلمی پیدا نکردم

00:21:51.458 --> 00:21:55.083
‫که مایل باشه تمام مدت برای
‫مراقبـت از تجهیزات داخلـش بمونـه

00:21:56.000 --> 00:21:59.416
‫ببین، من نمی‌خوام که کار کنم
‫یا جوابگوی کسی باشم

00:22:00.041 --> 00:22:03.666
‫من انقد سرم شلوغـه که قرار نیست
‫کاری به کارت داشته باشم

00:22:04.791 --> 00:22:05.791
‫نظرت چیـه؟

00:22:55.625 --> 00:22:57.666
‫هنوزم منتظر عذر خواهی هستم

00:22:59.750 --> 00:23:01.000
‫داری کجا میری؟

00:23:02.916 --> 00:23:04.541
‫حالا یک اتاق اضافی داری

00:23:08.666 --> 00:23:10.083
‫لازم نیست چیزی بگی

00:23:12.791 --> 00:23:14.416
‫باید چند وقت پیش می‌رفتم

00:24:00.666 --> 00:24:02.250
‫- عذر می‌خوام
‫- دکتر خواهش می‌کنـم

00:24:02.333 --> 00:24:04.333
‫نمی‌دونم داری درمورد کدوم
‫مدارک حرف می‌زنـی

00:24:04.416 --> 00:24:06.000
‫هرکسی می‌تونه ادعای دکتر بودن بکنـه

00:24:06.083 --> 00:24:08.083
‫یکم احترام بذار.
‫نمی‌دونم چی می‌خوای.

00:24:08.166 --> 00:24:10.875
‫- پروانه کسبـت رو
‫- من هیچی نشونـت نمیدم!

00:24:10.958 --> 00:24:12.500
‫توی تمام این منطقه،

00:24:12.583 --> 00:24:16.041
‫تاحالا هیچکس ازم  برای
‫انجام حرفه‌ام مجوز دولتی نخواسته

00:24:16.125 --> 00:24:22.125
‫پس اگه می‌خواید چیزی بیشتر از

00:24:22.208 --> 00:24:25.750
‫گواهی‌نامه‌هایم رو نشون‌تون بدم،
‫باید یک حکم قانونی داشته باشید

00:24:25.833 --> 00:24:27.958
‫مجبورم ازتون بخوام که برید

00:24:28.750 --> 00:24:31.416
‫حالا بذارید به کارم برسـم.
‫دارید مراجعه‌اینـم رو می‌ترسونید.

00:24:33.083 --> 00:24:34.375
‫ببخشید که مزاحم شدیم

00:24:41.666 --> 00:24:44.375
‫خیلی وقت بود کسی جلوشون
‫واینستاده بود

00:24:44.458 --> 00:24:48.291
‫خب، مردم قطعاً به کسی نیاز دارن
‫که حقوق‌شون رو بهشون یادآوری کنـه

00:24:50.375 --> 00:24:53.666
‫من دکتر آلیریو نوگرا هستم، هومیوپات

00:24:54.375 --> 00:24:56.125
‫- خوشوقتـم
‫- آرکادیو

00:24:57.041 --> 00:24:58.291
‫مدیر مدرسه

00:25:00.666 --> 00:25:01.500
‫نه بابا

00:25:02.833 --> 00:25:05.625
‫تدریس به اون بچه‌ها مسئولیت بزرگیـه

00:25:08.416 --> 00:25:10.041
‫اگه یوقت خواستی با کسی صحبت کنـی

00:25:10.125 --> 00:25:12.250
‫یا وقتی که نیاز به دارو داشتی

00:25:12.333 --> 00:25:13.958
‫می‌دونی کجا پیدام کنـی

00:25:16.916 --> 00:25:18.833
‫[مدرسه دولتی]

00:25:47.416 --> 00:25:49.208
‫حتی برای مدتی کوتاه،

00:25:50.208 --> 00:25:54.416
‫مدرسه بار رنجی که آرکادیو در آن خانواده قدیمی
‫بر شانه داشت را برداشت

00:25:56.916 --> 00:25:57.958
‫کیمیاگری...

00:25:59.916 --> 00:26:05.791
‫کیمیاگری همیشه دغدغه‌ی برجسته‌ترین
‫مردان تاریخ بوده است

00:26:06.958 --> 00:26:10.833
‫چرا که آن‌ها در جستجوی سنگ جادوی
‫افسانه‌ای بوده‌اند

00:26:11.333 --> 00:26:13.916
‫سنگ جادو...

00:26:16.583 --> 00:26:19.666
‫با توجه به صدات مشخصـه
‫که اصلاً نمی‌دونی چی هست

00:26:20.625 --> 00:26:23.250
‫معلم، قضیه اینـه که گونزالس
‫هیچ وقت هیچی نمیدونـه

00:26:23.333 --> 00:26:24.541
‫هیچ وقت خدا نمی‌دونـه

00:26:26.000 --> 00:26:28.750
‫پس بیا. بیا و چیزای روی
‫تخته رو توضیح بده، روخاس

00:26:28.833 --> 00:26:30.416
‫نه، منم نمی‌دونم

00:26:34.083 --> 00:26:36.958
‫مهم‌ترین چیز اینـه که راهت رو گم نکنـی

00:26:37.583 --> 00:26:38.875
‫بس کن، خوزه آرکادیو

00:26:39.625 --> 00:26:41.875
‫اگه می‌خوای حرف بزنی، یه چیزی بگو
‫که متوجه‌اش بشم

00:26:47.458 --> 00:26:48.541
‫ممنون، عزیزم

00:26:49.833 --> 00:26:51.041
‫از جفت‌تون ممنونـم

00:26:53.333 --> 00:26:54.166
‫بیا اینجا

00:27:01.958 --> 00:27:02.875
‫چی شده؟

00:27:04.899 --> 00:27:11.899


00:27:14.541 --> 00:27:15.416
‫چی شده؟

00:27:20.208 --> 00:27:21.208
‫آئورلیانو...

00:27:23.166 --> 00:27:25.250
‫تو چند ماه پیش ازدواج کردی

00:27:26.375 --> 00:27:27.875
‫فکر می‌کنـی چی شده؟

00:27:35.250 --> 00:27:37.333
‫قراره آئورلیانو خوزه خواهر برادر دار بشه؟

00:27:54.458 --> 00:27:56.291
‫میشه یه سفیدش رو بدوزید؟

00:27:56.958 --> 00:27:58.916
‫نمی‌دونیم دختره یا پسر

00:27:59.000 --> 00:28:01.666
‫اما خوب میشه اگه خاله‌هاش
‫اولین هدیه‌اش رو بهش بدن

00:28:05.291 --> 00:28:09.875
‫این زوج چنان مهری در خانواده‌هایشان
‫برانگیخته بودند

00:28:09.958 --> 00:28:13.333
‫که زمانی که رمدیوس اعلام کرد
‫که حامله است

00:28:13.916 --> 00:28:16.666
‫حتی ربکا و آمارانتا هم اعلام آتش بس کردند

00:28:18.708 --> 00:28:22.875
‫اما شما قول دادید، جناب.
‫داریم درمورد خانه‌ی خدا صحبت می‌کنیم.

00:28:22.958 --> 00:28:26.958
‫پدر، اگه خدا پولی که بهمون بدهکاره رو
‫داده بود، کارمون تاحالا تموم شده بود

00:28:27.041 --> 00:28:30.375
‫تا وقتی که کلیسا باز نباشه، چطور می‌تونم
‫از مردم درخواست مالیات کنـم که پول تو رو بدم؟

00:28:30.458 --> 00:28:33.583
‫- پولـت رو از طریق مالیات‌ها میدم
‫- از طریق چی؟ مالیات؟

00:28:33.666 --> 00:28:35.125
‫بله، درستـه

00:28:37.916 --> 00:28:40.250
‫- چند وقتـه اینطوریـه؟
‫- یک ماه

00:28:41.000 --> 00:28:42.708
‫به نظر میر‌سه پولشون تموم شده

00:28:43.625 --> 00:28:45.708
‫چوب خدا صدا نداره‌ها

00:28:45.791 --> 00:28:47.875
‫بیایید کاشی‌ها رو بچینیم.
‫آروم آروم.

00:28:47.958 --> 00:28:50.083
‫نمی‌خوام چیزی بیوفته رو سرم

00:28:54.500 --> 00:28:55.541
‫بیا فرار کنیم و ازدواج کنیم

00:28:55.625 --> 00:28:57.000
‫به کجا، ربکا؟

00:28:58.125 --> 00:28:59.708
‫من هرچی که دارم اینجاست

00:29:18.208 --> 00:29:19.250
‫چی شده؟

00:29:19.750 --> 00:29:21.833
‫هیچی. همه‌چی خوبـه خانم اورسولا

00:31:29.666 --> 00:31:35.791
‫خدایا، رحم کن

00:31:39.375 --> 00:31:42.083
‫چون حتی پول کافی برای
‫ساخت درها هم جمع نشده بود

00:31:43.041 --> 00:31:45.875
‫نیکانور با یک زنگ کوچک در شهر راه افتاد

00:31:46.833 --> 00:31:48.833
‫و مردم را به یک مراسم مذهبی
‫در فضای باز دعوت کرد

00:31:48.916 --> 00:31:50.708
‫پروردگارا...

00:31:51.291 --> 00:31:53.125
‫خیلی‌ها از روی کنجکاوی رفتن

00:31:54.041 --> 00:31:55.625
‫دعده‌ای بخاطر حس نوستالژیـش

00:31:57.625 --> 00:31:59.375
‫عده‌ای هم رفتن تا خداوند

00:31:59.458 --> 00:32:03.500
‫بی‌احترامی به واسطـش رو
‫یه مسئله شخصی برداشت نکنـه

00:32:03.583 --> 00:32:05.833
‫شما اکنون شاهد

00:32:07.333 --> 00:32:11.500
‫اثبات قدرت غیرقابل انکار خداوند خواهید بود

00:32:13.125 --> 00:32:15.583
‫پسری که داشت کمکـش می‌کرد

00:32:16.250 --> 00:32:20.625
‫یک فنجان شکلات غلیظ براش آورد،
‫یک نفس همه‌اش رو خورد

00:32:43.333 --> 00:32:45.000
‫آیا این واقعیـه؟

00:33:08.583 --> 00:33:12.208
‫هیچ کس شک نداشت که این نمایش
‫منشأ الهی داره...

00:33:14.791 --> 00:33:16.666
‫بجز خوزه آرکادیو بوئندیا

00:33:18.916 --> 00:33:20.625
‫ساده‌ست

00:33:22.791 --> 00:33:26.166
‫اون چهارمین حالت ماده رو کشف کرده

00:33:29.791 --> 00:33:30.625
‫این رو انکار می‌کنـم

00:33:32.125 --> 00:33:35.000
‫این وجود خداوند را فراتر از هر شکی ثابت می‌کنـه

00:33:38.375 --> 00:33:42.250
‫حقه‌ی جادوییـت... من رو گول نمی‌زنـه

00:33:44.625 --> 00:33:47.208
‫تا زمانی که یک "داگرئوتایپ" از خدا ندیدم
‫[عکس]

00:33:48.125 --> 00:33:50.916
‫نیرنگـت رو باور نمی‌کنم

00:33:54.916 --> 00:33:55.958
‫چی گفت؟

00:33:58.666 --> 00:33:59.791
‫داره چی میگه؟

00:34:00.666 --> 00:34:04.000
‫گفت که همیشه دلـش می‌خواسته
‫یک داگرئوتایپ از خدا ببینـه

00:34:07.208 --> 00:34:09.708
‫به همین ترتیب کشف شد

00:34:10.541 --> 00:34:13.291
‫که زبان شیطانی خوزه آرکادیو بوئندیا
‫لاتین بوده

00:34:13.375 --> 00:34:15.833
‫- خانم اورسولا، میشه باهاتون صحبت کنم؟
‫- بیا

00:34:17.583 --> 00:34:19.500
‫باید استراحت کنـی

00:34:20.333 --> 00:34:22.250
‫فقط می‌خواستم یه چیزی بهتون بگم

00:34:23.791 --> 00:34:26.666
‫خودتون شاهدین که تمام تلاشـم رو کردم

00:34:26.750 --> 00:34:28.750
‫تا ایمان رو به میان مردم موکاندو بیارم

00:34:30.666 --> 00:34:34.958
‫اگه پول‌های اهدایی در همین حد بمونـن،
‫نمی‌تونم کلیسا رو سه سالـه تموم کنـم

00:34:35.583 --> 00:34:37.375
‫حداقل ده سال ازم وقت می‌گیره

00:34:39.041 --> 00:34:41.750
‫واسه همین می‌خواستم ازتون بخوام

00:34:41.833 --> 00:34:43.416
‫که بهم کمک کنید و با مردم حرف...

00:34:43.500 --> 00:34:46.791
‫نباید این مسئولیت رو بندازیم روی دوش
‫خانم اورسولا، پدر

00:34:47.291 --> 00:34:49.583
‫هروقت خدا خودش بخواد چیزی که باید
‫اتفاق می‌افته

00:34:49.666 --> 00:34:51.083
‫آمین

00:34:51.166 --> 00:34:53.083
‫و خب چه عجله‌ایـه؟

00:35:05.958 --> 00:35:07.208
‫بعداً می‌بینم‌تون خانم

00:35:08.166 --> 00:35:09.875
‫داری بچه‌ها رو دیوونه می‌کنـی

00:35:09.958 --> 00:35:12.416
‫حالا ازم می‌خوان براشون
‫کتاب‌های شیمی بگیرم

00:35:12.500 --> 00:35:13.333
‫جداً؟

00:35:13.416 --> 00:35:16.208
‫بله. تبریک میگم بابت شغلت.

00:35:16.291 --> 00:35:17.625
‫- ممنون
‫- بریم

00:35:32.541 --> 00:35:35.083
‫بدون آن که از راز اصل و نسبـش با خبر باشه

00:35:35.750 --> 00:35:39.666
‫اون هم درست مثل پدرش مجذوب پیلار ترنرا شده بود

00:35:50.625 --> 00:35:51.958
‫دائم دنبالـش می‌گشت

00:35:53.291 --> 00:35:56.250
‫و بدون آنکه بنداند چگونه به اون
‫نزدیک شود

00:35:57.250 --> 00:35:59.916
‫از روی بوی دود بدنـش او را پیدا می‌کرد

00:36:05.083 --> 00:36:05.916
‫یکی دیگه؟

00:36:12.166 --> 00:36:13.000
‫ممنون

00:36:14.791 --> 00:36:15.625
‫بفرما

00:36:18.625 --> 00:36:19.458
‫ماتیلده!

00:36:26.666 --> 00:36:28.583
‫دیگه دوست نسیتیم؟

00:36:28.666 --> 00:36:30.375
‫سوال منـم همین بود

00:36:31.083 --> 00:36:33.583
‫مدتی هست نیومدی خونه‌مون‌

00:36:34.958 --> 00:36:38.250
‫از زمان اتفاق خوزه آرکادیو
‫خیلی کم وقت دارم

00:36:38.333 --> 00:36:39.375
‫می‌تونم تصورش رو بکنـم

00:36:39.958 --> 00:36:41.458
‫همه دلمون براش تنگ شده

00:36:44.041 --> 00:36:46.583
‫باورتون میشه با پدر نیکانور حرف می‌زنـه؟

00:36:47.666 --> 00:36:50.916
‫و اگه بخاطر اون نبود، هیچ وقت
‫نمی‌فهمیدیم چی میگه

00:36:52.833 --> 00:36:54.708
‫تمام روز رو صحبت می‌کنـن

00:36:55.250 --> 00:36:56.708
‫همونطور که با تو حرف میزد

00:36:59.166 --> 00:37:00.500
‫نیکانور مرد خوبیـه

00:37:01.041 --> 00:37:03.083
‫اورسولا، چی می‌خوای بگی؟

00:37:05.125 --> 00:37:07.208
‫بعضی وقتا فکر می‌کنم که این پیوند با موسکوت‌ها

00:37:07.291 --> 00:37:10.000
‫باعث شده شهری که با خوزه آرکادیو
‫بنیان گذاریـش کردیم رو فراموش کنـی

00:37:15.958 --> 00:37:18.583
‫متاسفانه خوزه آرکادیو به یک درخت بسته شده

00:37:19.916 --> 00:37:21.666
‫حالا من از خانواده مراقبـت می‌کنـم

00:37:24.041 --> 00:37:26.125
‫حافظه‌ی من اشتباه نمی‌کنـه، گرینلدو

00:37:27.083 --> 00:37:30.833
‫چون یادمته که شما دو نفر وسط
‫عروسی آئورلیانو اونجا رو ترک کردید،

00:37:31.333 --> 00:37:33.375
‫تازه این رو هم یادمـه که موسکوت‌ها

00:37:33.458 --> 00:37:37.125
‫تنها کسایی بودن که وقتی خوزه آرکادیو
‫من رو تنها گذاشت به دیدنـم می‌اومدن

00:37:38.458 --> 00:37:39.625
‫از دیدن‌تون خوشحال شدم

00:37:42.250 --> 00:37:43.125
‫عذر می‌خوام

00:37:53.750 --> 00:37:55.291
‫هیچ وقت متوجه نشدم...

00:37:57.375 --> 00:38:00.208
‫که رقابت بین دو حریف که

00:38:00.916 --> 00:38:03.000
‫اصول مشترک دارن چی هست

00:38:12.666 --> 00:38:14.291
‫چطور تونستن

00:38:16.208 --> 00:38:17.333
‫ببندنـت به یه درخت؟

00:38:19.833 --> 00:38:21.208
‫خیلی ساده‌ست

00:38:24.125 --> 00:38:25.291
‫چون من روانی‌ام

00:38:33.500 --> 00:38:35.375
‫چون کشیش نگران ایمان خود بود

00:38:36.000 --> 00:38:38.291
‫دیگر هرگز به ملاقات او نرفت

00:38:56.166 --> 00:38:57.875
‫حداقل یه قاشق بخور، عزیزم

00:38:58.708 --> 00:39:00.708
‫نمی‌تونی بچه رو گرسنه بذاری

00:40:21.333 --> 00:40:22.375
‫خانم اورسولا

00:40:23.125 --> 00:40:25.625
‫چه با پنجره‌های رنگی و زنگ
‫یا بدون اونـا

00:40:25.708 --> 00:40:28.916
‫ربکا باید تا قبل از پایان ماه
‫مقابل محراب بایستـه

00:40:30.625 --> 00:40:32.041
‫روشنـه، نیکانور؟

00:40:50.541 --> 00:40:52.875
‫صبح بخیر عشقـم

00:40:54.333 --> 00:40:55.750
‫برای مامانـت نامه بنویس

00:40:55.833 --> 00:40:59.375
‫چه با اون، چه بدون اون، داریم تا
‫آخر ماه توی ماکوندو ازدواج می‌کنیم

00:41:11.500 --> 00:41:15.833
‫آمارانتا از ترس در انتظار آن ساعت می‌لرزید

00:41:52.166 --> 00:41:53.375
‫تکون نخور. اینـم از این.

00:42:09.458 --> 00:42:11.541
‫فکر می‌کنـی دختر میشه یا پسر؟

00:42:12.291 --> 00:42:15.500
‫نمیدونم، اما قرار نیست یکی باشه
‫دوقلو هستن

00:42:16.875 --> 00:42:18.125
‫از کجا می‌دونی؟

00:42:19.791 --> 00:42:21.958
‫همینطوری که قبل از این که
‫ربکا با چشم‌های ترسون

00:42:22.041 --> 00:42:24.750
‫از اون در بیاد داخل می‌دونستم

00:42:25.750 --> 00:42:28.666
‫حرفـم رو باور نمی‌کنـی؟
‫از مامانـم بپرس. بهت میگه.

00:42:34.333 --> 00:42:35.166
‫میگ!

00:42:36.750 --> 00:42:37.875
‫کجا بودی؟

00:42:39.250 --> 00:42:40.083
‫چی؟

00:42:53.416 --> 00:42:54.708
‫چی شده؟

00:42:56.500 --> 00:42:57.583
‫چه اتفاقی افتاده؟

00:42:58.333 --> 00:42:59.666
‫- میخاره
‫- میخاره؟

00:43:04.500 --> 00:43:05.458
‫چطوری؟

00:43:21.375 --> 00:43:22.208
‫پیلار!

00:43:23.125 --> 00:43:23.958
‫آقای مدیر

00:43:24.500 --> 00:43:26.250
‫میشه یه لحظه صحبت کنیم؟

00:43:26.333 --> 00:43:28.750
‫- پسرم توی دردسر افتاده؟
‫- نه، معلومـه که نه

00:43:29.333 --> 00:43:30.708
‫- میشه حواسـت بهش باشه؟
‫- البته

00:43:31.375 --> 00:43:32.208
‫چی شده؟

00:43:33.583 --> 00:43:34.416
‫بفرما داخل

00:43:44.958 --> 00:43:47.416
‫نه!

00:43:47.500 --> 00:43:49.291
‫- نه، آرکادیو، نه
‫- نه؟

00:43:49.375 --> 00:43:50.708
‫- نه!
‫- نه؟

00:43:52.291 --> 00:43:53.125
‫نه

00:43:55.458 --> 00:43:58.875
‫مثل قدیس‌ها رفتار نکن.
‫همه می‌دونن که فاحشه‌ای.

00:44:03.041 --> 00:44:04.541
‫اینجا نه

00:44:05.750 --> 00:44:07.541
‫اینجا نه. الان نه.

00:44:08.416 --> 00:44:10.750
‫پسرم بیرونـه.
‫صدامون رو می‌شنوه، آرکادیو.

00:44:10.833 --> 00:44:12.500
‫آرکادیو

00:44:17.250 --> 00:44:18.125
‫میام پیشت

00:44:19.583 --> 00:44:20.958
‫امشب میام پیشت

00:44:21.583 --> 00:44:24.458
‫در رو باز بذار و چراغ رو هم خاموش کن

00:44:27.291 --> 00:44:28.166
‫جدی؟

00:44:30.208 --> 00:44:32.166
‫چرا باید بهت دروغ بگم، آرکادیو؟

00:44:37.000 --> 00:44:38.291
‫امشب منتظرم باش

00:44:44.583 --> 00:44:45.791
‫میگ! بیا بریم

00:45:12.333 --> 00:45:13.833
‫اون بیدار، منتظرش موند،

00:45:15.125 --> 00:45:18.958
‫در ساعت‌های بی‌پایان اول صبح
‫به صدای جیرجیرک‌ها گوش می‌کرد

00:45:20.083 --> 00:45:23.208
‫و بیشتر و بیشتر قانع میشد
‫که زن گولـش زده است

00:46:21.750 --> 00:46:24.666
‫آرکادیو متوجه شد که این زن
‫زنـی که منتظرش بود نیست

00:46:24.750 --> 00:46:26.333
‫چون بوی دود نمی‌داد

00:46:35.416 --> 00:46:36.500
‫اون باکره بود

00:46:37.500 --> 00:46:40.416
‫و اسمـش سانتا سوفیا دِ لا پی‌داد بود

00:46:41.916 --> 00:46:44.791
‫پیلال ترنرا به او ۵۰ پزو داده بود،

00:46:46.083 --> 00:46:48.458
‫یعنی نصف پس اندازه زندگیـش رو،

00:46:49.750 --> 00:46:51.958
‫که بجاش کار اون رو انجام بده

00:46:57.375 --> 00:46:59.458
‫آرکادیو بار‌ها اون رو دیده بود،

00:47:00.458 --> 00:47:02.666
‫اما هرگز خوب نگاهش نکرده بود

00:47:03.208 --> 00:47:06.625
‫چون اون ویژگی نادری داشت
‫که بجز در لحظات مناسب

00:47:07.166 --> 00:47:09.083
‫خودش را نمایان نمی‌کرد

00:47:15.583 --> 00:47:16.916
‫اما از اون روز به بعد

00:47:17.875 --> 00:47:20.833
‫مثل یک گربه در گرمای
‫بغل اون زن جمع میشد

00:47:54.791 --> 00:47:56.208
‫کمک!

00:47:57.166 --> 00:47:59.208
‫رمه. نفس بکش!

00:48:03.250 --> 00:48:04.750
‫یکی کمک کنـه!

00:48:06.791 --> 00:48:08.333
‫یکی یه دکتر بیاره!

00:48:08.416 --> 00:48:09.333
‫مامان!

00:48:22.416 --> 00:48:25.666
‫رمدیوس، نفس بکش!
‫من رو نگاه کن. من همینجام.

00:48:26.166 --> 00:48:28.041
‫اینجام. عشقـم.

00:48:28.583 --> 00:48:29.875
‫عشق من!

00:48:31.666 --> 00:48:33.541
‫من رو نگاه کن، نخواب

00:48:33.625 --> 00:48:35.875
‫نخوابـی!

00:48:35.958 --> 00:48:38.125
‫عشقـم. عزیزم، نخواب.

00:48:38.208 --> 00:48:39.458
‫نخواب!

00:48:46.750 --> 00:48:47.958
‫رمدیوس...

00:48:49.166 --> 00:48:51.708
‫خون خودش او را از پا درآورد،

00:48:52.875 --> 00:48:55.875
‫با دوقلوهایی که در رحمش به‌هم پیچیده بودند

00:49:30.833 --> 00:49:32.583
‫امروز، بیش از همیشه...

00:49:34.708 --> 00:49:37.791
‫با توجه به شرایط وحشتناکی
‫که ما رو دور هم جمع کرده...

00:49:40.458 --> 00:49:41.916
‫از خدا تشکر می‌کنم...

00:49:43.750 --> 00:49:45.500
‫برای حکمت بی‌پایانش...

00:49:48.500 --> 00:49:51.791
‫بابت این که در‌های

00:49:53.500 --> 00:49:55.916
‫کلیسایـش، خانه‌اش را به موقع باز کرده است

00:49:57.291 --> 00:49:58.708
‫که ما بتوانیم..

00:49:59.958 --> 00:50:00.875
‫درد...

00:50:01.791 --> 00:50:03.625
‫و بار این تراژدی را اینجا رها کنیم

00:50:10.208 --> 00:50:14.416
‫آمارانتا چنان با شور درخواست کرده بود
‫که اتفاقی بیوفتد

00:50:14.500 --> 00:50:16.708
‫تا مجبور نشود ربکا را مسموم کند

00:50:17.291 --> 00:50:20.208
‫که بابت مرگ رمدیوس احساس گناه می‌کرد

00:50:21.291 --> 00:50:25.750
‫و اون آئورلیانو خوزه را به فرزندی قبول کرد،
‫شخصی که قرار است همدم تنهایی ابدی‌اش باشد

00:52:16.125 --> 00:52:19.833
‫اورسولا دستور داد که دوره سوگواری
‫با در و پنجره‌های بسته سپری شود

00:52:20.666 --> 00:52:23.500
‫و برای یک سال بلند صبحت کردن را ممنوع کرد

00:54:11.375 --> 00:54:13.583
‫درحالی که سوگواری آنقد طول کشید

00:54:13.666 --> 00:54:16.750
‫که جلسات گلدوزی دوباره شروع شدند

00:54:17.791 --> 00:54:21.625
‫در ساعت دو بعد از ظهر یک طوفان
‫در رو به خیابان را باز کرد

00:55:00.416 --> 00:55:01.250
‫نمی‌تونه واقعی باشه

00:55:03.833 --> 00:55:05.250
‫نمی‌تونه واقعی باشه

00:55:09.458 --> 00:55:10.791
‫خوزه آرکادیو بود

00:55:11.708 --> 00:55:14.083
‫همانقدر فقیر که رفته بود، بازگشت

00:55:14.625 --> 00:55:17.625
‫و حتی پدرش در زیر درخت خرما

00:55:18.708 --> 00:55:22.625
‫این حس را داشت که زلزله‌ای
‫درحال خراب کردن خانه است

00:55:24.708 --> 00:55:44.708
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:55:48.666 --> 00:55:51.083
‫« بر اساس رمانی از گابریل گارسیا مارکز »