﻿WEBVTT

00:00:02.000 --> 00:00:04.920
‫می‌خواستم بهتون اطلاع بدم که من و همسرم
‫تا دو هفتۀ دیگه...

00:00:04.920 --> 00:00:09.180
‫- تو خونۀ کشیش اقامت می‌کنیم.
‫- عه، یه موضوع دیگه. دربارۀ نامه‌های الایزا!

00:00:09.280 --> 00:00:11.040
‫احیاناً تو جاش رو میدونی یا نه؟

00:00:11.040 --> 00:00:12.240
‫چرا همچین فکری میکنی؟

00:00:12.240 --> 00:00:15.080
‫- کتابم داره چاپ میشه!
‫- کتابت داره چاپ میشه!

00:00:18.040 --> 00:00:21.480
‫خواهش می‌کنم، اگه هرفرصتی برای فرار پیدا کردی،

00:00:21.480 --> 00:00:23.360
‫ردش نکن.

00:00:23.360 --> 00:00:26.360
‫کسی آستن، من دقیقاً
‫از همون لحظه‌ای که اولین بار

00:00:26.360 --> 00:00:28.440
‫دست‌هامون همدیگه رو لمس کرد، عاشقت شدم.

00:00:28.440 --> 00:00:31.120
‫- تو چه جوابی بهش دادی؟
‫- نمی‌تونم باهاش ازدواج کنم.

00:00:31.120 --> 00:00:34.000
‫اگه تو و آقای لیدردیل
‫تصمیم دارید ازدواج کنین...

00:00:34.000 --> 00:00:37.880
‫- بت بهت کمک کرد، مگه نه؟
‫- راستش رو بخوای، آره.

00:00:38.920 --> 00:00:42.200
‫ازدواج؟
‫اون هم من با آقای لیدردیل؟

00:00:42.200 --> 00:00:45.080
‫اوه، کاساندرا!
‫خواهر اشتباهی رو انتخاب کردی.

00:00:45.604 --> 00:00:51.604
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:52.141 --> 00:00:55.308
‫« خانم آستن »
‫« قسمت چهارم »

00:00:57.760 --> 00:00:59.760
‫ببین چقدر باشکوهه!

00:01:01.040 --> 00:01:04.760
‫- به نظرت اینجا...
‫- لطفاً، لطفاً...بیا منم ببر!

00:01:09.040 --> 00:01:11.480
‫- الان بهتر شد؟
‫- ممنونم.

00:01:26.040 --> 00:01:29.040
‫اینجا خیلی کوچیک‌‌تر از چیزیه که
‫فکرش رو می‌کردم، داندس.

00:01:29.040 --> 00:01:31.280
‫می‌ترسم وسایلمون خیلی زیاد باشه.

00:01:31.280 --> 00:01:32.920
‫نگرانیت الکیه، عزیز دلم.

00:01:32.920 --> 00:01:35.760
‫اگه بوفه رو بذاریم سمت این دیوار،
‫خیلی قشنگ میشه.

00:01:35.760 --> 00:01:38.280
‫دقیقاً زیر نقاشیِ پرترۀ پدرِ مرحوم و عزیزم.

00:01:38.280 --> 00:01:40.520
‫پس میزِ مجسممون رو کجا بذاریم؟

00:01:40.520 --> 00:01:44.000
‫اون پنجره هم
‫خیلی برای فضای این اتاق نامناسبه.

00:01:44.000 --> 00:01:46.320
‫باید اعتراف کنم
‫منم همیشه همین فکر رو می‌کردم.

00:01:46.320 --> 00:01:49.040
‫چقدر عجیب،
‫آخه قبلاً درباره‌اش حرفی نزده بودی، مامان.

00:01:49.040 --> 00:01:51.120
‫- لابد یادت رفته آنا.
‫- نه، مامان.

00:01:51.120 --> 00:01:54.280
‫تا جایی که یادم میاد همیشه می‌گفتین
‫خواهرتون، الایزا...

00:01:54.280 --> 00:01:56.360
‫چقدر خوش شانسه که
‫این اتاقِ زیبا گیرش اومده.

00:01:56.360 --> 00:01:59.120
‫مامانِ عزیزم، ساعات خوشی رو
‫کنار این پنجره گذرونده.

00:01:59.120 --> 00:02:01.920
‫من اینقدر بچه دارم که
‫وقت نمی‌کنم چندین ساعت یه جا بشینم.

00:02:01.920 --> 00:02:04.520
‫ایزابلا،
‫من الان خواهرت، بت رو دیدم.

00:02:04.520 --> 00:02:06.040
‫اوه.

00:02:06.040 --> 00:02:08.760
‫ببخشید.
‫نمی‌دونستم شماها هم اینجایید.

00:02:08.760 --> 00:02:12.480
‫خانم آستن،
‫باعث افتخارمه که مجدداً ملاقاتتون می‌کنم.

00:02:12.480 --> 00:02:14.760
‫حضورتون دقیقاً به اندازۀ
‫بودن در کنار خواهر عزیزتون...

00:02:14.760 --> 00:02:16.400
‫برام با ارزشه.

00:02:16.400 --> 00:02:20.760
‫عزیزم، خانم آستن که
‫سعادت داریم الان در کنارشون باشیم

00:02:20.760 --> 00:02:25.280
‫خواهر بانوی رمان‌نویس معروف،
‫خانم جین آستن هستن.

00:02:25.280 --> 00:02:26.840
‫تصور کن!

00:02:26.840 --> 00:02:29.040
‫چه باشکوه!

00:02:29.040 --> 00:02:30.920
‫حالا داندس، بیا بریم سراغ پرده‌ها!

00:02:30.920 --> 00:02:35.080
‫می‌ترسم پرده‌هامون
‫برای این پنجرۀ نسبتاً بزرگ مناسب نباشه.

00:02:35.080 --> 00:02:37.240
‫مامان، بهتره دیگه بریم.

00:02:37.240 --> 00:02:40.520
‫خانم بانبری، زنی نیست که بشه منتظرش گذاشت.

00:02:40.520 --> 00:02:43.040
‫مطمئنم میشه یه کاریش کرد.

00:02:43.040 --> 00:02:46.520
‫باید وسایل رو یکم عوض کنیم.
‫با توجه به سلیقۀ من، زیادی ساده‌ان.

00:02:46.520 --> 00:02:48.320
‫وسایلی رو که
‫پر زرق و برق‌تر باشن رو ترجیح میدم.

00:02:49.320 --> 00:02:51.120
‫خیلی متاسفم، ایزابلا.

00:02:51.120 --> 00:02:54.040
‫من خیلی از وضعیتت خبر نداشتم.

00:02:55.040 --> 00:02:57.440
‫اگه باعث شدم فکر کنی که خواهرت بت

00:02:57.440 --> 00:03:00.440
‫- با آقای لیدردیل...
‫- تو همچین حسی بهم ندادی، کاساندرا.

00:03:01.440 --> 00:03:04.600
‫اگر هم اینکار رو کرده بودی،
‫تاثیر خاصی رو چیزی نداشته.

00:03:05.800 --> 00:03:07.440
‫درسته...

00:03:08.760 --> 00:03:11.520
‫ما یه زمانی، یه حسی به هم داشتیم.

00:03:12.760 --> 00:03:16.280
‫اون از من خواستگاری کرد
‫و من هم رد کردم.

00:03:16.280 --> 00:03:18.520
‫تموم شد و رفت.

00:03:18.520 --> 00:03:21.560
‫عه، ایزابلا. ببخشید،
‫ولی باید یه چیزی ازت بپرسم.

00:03:21.560 --> 00:03:24.040
‫با میل خودت بهش جواب رد دادی

00:03:24.040 --> 00:03:26.400
‫یا کسی ازت خواست که درخواستش رو رد کنی؟

00:03:26.400 --> 00:03:29.840
‫پدرم باهاش موافق نبود.

00:03:31.800 --> 00:03:36.520
‫فکر می‌کرد آقای لیدردیل
‫از ما پایین‌تره.

00:03:39.040 --> 00:03:43.040
‫مادرِ آقای لیدردیل،
‫توی یه خونۀ بزرگ، خدمتکار بود.

00:03:45.040 --> 00:03:46.680
‫منظورم رو می‌فهمی؟

00:03:47.680 --> 00:03:49.360
‫آره، می‌فهمم.

00:03:51.280 --> 00:03:55.040
‫آقای لیدردیل ارث و میراث قابل توجهی
‫که بشه بهش اشاره کرد.

00:03:55.040 --> 00:03:57.760
‫اون به افراد فقیر خدمت‌رسانی می‌کنه.

00:03:59.040 --> 00:04:00.760
‫مرد خوبیه.

00:04:02.040 --> 00:04:04.040
‫آره، من هم این رو می‌دونم.

00:04:04.040 --> 00:04:06.520
‫همچنین مرد مغروری هم هست.

00:04:08.760 --> 00:04:10.680
‫من درخواست ازدواجش رو رد کردم.

00:04:12.040 --> 00:04:14.240
‫و اون دوباره از من خواستگاری نمی‌کنه.

00:04:16.040 --> 00:04:18.760
‫از مثالی که برام زدی دلگرم شدم، کاساندرا.

00:04:19.760 --> 00:04:23.040
‫بهم نشون دادی که زندگیِ مجردی...

00:04:23.040 --> 00:04:27.760
‫و خدمت‌رسانی به دیگران
‫چقدر می‌تونه باعث خشنودی بشه.

00:04:28.760 --> 00:04:31.720
‫- مگه نه؟
‫- همینطوره، عزیزم.

00:04:33.280 --> 00:04:35.840
‫وظیفمون در مقابل عشق‌ورزی چی میشه پس!

00:04:38.760 --> 00:04:42.520
‫خیلی ممنون میشم اگه
‫بری دیدن مری جین

00:04:42.520 --> 00:04:45.200
‫و به موضوع محل اقامتمون رسیدگی کنی.

00:04:56.040 --> 00:04:58.680
‫بیا تو!
‫بیا تو!

00:05:02.760 --> 00:05:04.680
‫پس موضوع حل شد؟

00:05:06.040 --> 00:05:10.400
‫من و ایزابلا، همونطور که پدر مرحوم
‫و عزیزمون آرزو داشت، با هم زندگی می‌کنیم.

00:05:10.400 --> 00:05:14.200
‫هرچند من ترجیح میدم خونۀ خودم بمونم.
‫اینجا خیالم راحته.

00:05:14.200 --> 00:05:19.440
‫- ایزابلا هم نقل مکان می‌کنه میاد اینجا...
‫- بدون شک خونۀ شما خیلی جذابه.

00:05:19.440 --> 00:05:22.960
‫فقط می‌ترسم برای هردوی شما،
‫جا نداشته باشه.

00:05:23.960 --> 00:05:27.440
‫متاسفانه،
‫هیچ‌کدومتون نمی‌تونین توش راحت باشین.

00:05:28.440 --> 00:05:30.040
‫هوممم.

00:05:31.760 --> 00:05:33.600
‫پس باید بریم سراغ اقامتگاه جدید.

00:05:33.600 --> 00:05:36.520
‫هرچند باید حواسمون باشه
‫توی این مسئله...

00:05:36.520 --> 00:05:38.440
‫کاری به نظر ایزابلا نداشته باشیم.

00:05:38.440 --> 00:05:41.960
‫- چون خوب بلده نصیحت کنه.
‫- خب دیگه.

00:05:41.960 --> 00:05:45.080
‫ایزابل قضیه‌ی کینتبری رو
‫خیلی به صرفه مدیریت کرد.

00:05:45.080 --> 00:05:47.120
‫دلیلش این بود که تو اینجایی!

00:05:47.120 --> 00:05:52.520
‫خب، صمیمانه امیدوارم که هردوتون
‫به خوبی و خوشی با هم کنار بیاید.

00:05:52.520 --> 00:05:54.520
‫من به معاشرت و هم‌نشینی اهمیتی نمیدم.

00:05:54.520 --> 00:05:57.240
‫هدفمون از با هم زندگی کردن، این چیزها نیست.

00:05:57.240 --> 00:06:00.280
‫هدفمون اینه،
‫دوباره ایزابلا برنگرده سر کارهایی که...

00:06:00.280 --> 00:06:02.760
‫باعث ناراحتی پدر عزیزمون شده بود.

00:06:06.040 --> 00:06:09.760
‫فکر کنم منظورتون، جریاناتِ آقای لیدردیله!

00:06:09.760 --> 00:06:11.640
‫اسم اون مرد رو نیار.

00:06:11.640 --> 00:06:14.520
‫لاس زدن‌های اون با خواهرم باعثِ...

00:06:14.520 --> 00:06:16.680
‫لکه‌دار شدنِ اسم و رسم پدرم شد.

00:06:16.680 --> 00:06:19.480
‫من باید سنتش رو ادامه بدم و حفظ کنم.

00:06:20.480 --> 00:06:23.760
‫فکر نمی‌کنم بشه اسمش رو لاس زدن گذاشت،
‫مری جین.

00:06:24.760 --> 00:06:26.760
‫من معتقدم که رابطشون، عشق و عاشقی بود.

00:06:26.760 --> 00:06:29.360
‫مسخره بازی در نیار.

00:06:29.360 --> 00:06:32.840
‫ایزابلا بخاطر اینکه اون یارو یکم بهش
‫توجه کرده بود، از خود بی‌خود شده بود.

00:06:34.040 --> 00:06:37.040
‫فوراً مقدمات نقل مکان کردن رو فراهم می‌کنم.

00:06:38.280 --> 00:06:40.680
‫تمام وسایلم رو باید با خودم بیارم.

00:06:40.680 --> 00:06:43.040
‫- همشون؟
‫- آره، همشون!

00:06:43.040 --> 00:06:45.560
‫اون‌ها وسایل باارزشی‌ان
‫که از شوهر مرحومم به جا مونده.

00:06:45.560 --> 00:06:48.040
‫اون‌ها رو از هند آورده بود

00:06:48.040 --> 00:06:51.560
‫و برام یادآورِ روزهای خیلی خوبیه.

00:06:51.560 --> 00:06:53.600
‫باید بگم که...

00:06:53.600 --> 00:06:57.280
‫اینکار رو فقط بخاطر پدرم دارم انجام میدم.
‫از روی وظیفم نیست!

00:07:10.040 --> 00:07:11.760
‫- خانم.
‫- هوم؟

00:07:12.760 --> 00:07:14.760
‫داینا، اینطور که معلومه...

00:07:14.760 --> 00:07:18.760
‫قراره خانم ایزابلا، با خانم مری جین دکستر
‫یکجا مستقر بشن.

00:07:18.760 --> 00:07:21.360
‫برای همین دیگه نیازی نیست من اینجا بمونم.

00:07:21.360 --> 00:07:24.040
‫به نظر میاد من دیگه زیادی اینجا موندم.

00:07:24.040 --> 00:07:26.280
‫فوراً میام وسایلتون رو
‫جمع و جور می‌کنم، خانم.

00:07:26.280 --> 00:07:28.840
‫نه، مرسی.
‫خودم وسایلم رو جمع می‌کنم.

00:07:28.840 --> 00:07:32.280
‫- چشم خانم، هرطور مایلین.
‫- آره داینا، اینجوری ترجیح میدم.

00:08:34.040 --> 00:08:37.360
‫الایزا، من و مادرم و جین
‫بابت...

00:08:37.360 --> 00:08:39.520
‫همدردی صمیمانه‌ات، ازت ممنونیم.

00:08:39.520 --> 00:08:43.440
‫مامانمون خیلی جسورانه
‫داره با غم از دست دادن پدرمون کنار میاد،

00:08:43.440 --> 00:08:45.360
‫هرچند قابل تحمل نیست.

00:08:45.360 --> 00:08:50.040
‫ولی بخوام از جین بگم،
‫انگار داره از من دور میشه.

00:08:51.040 --> 00:08:53.680
‫اصلاً نمی‌تونم متقاعدش کنم دست به قلم بشه

00:08:53.680 --> 00:08:55.760
‫حتی برای نامه نوشتن.

00:08:55.760 --> 00:08:58.760
‫و از این می‌ترسم که دیگه
‫هرگز سراغ نوشتن نره.

00:09:03.040 --> 00:09:04.440
‫مامان.

00:09:05.520 --> 00:09:08.520
‫وقتشه دربارۀ کارمون یکم حرف بزنیم.

00:09:08.520 --> 00:09:10.240
‫درسته...

00:09:10.240 --> 00:09:12.120
‫کارمون.

00:09:12.120 --> 00:09:14.000
‫خواهرت چی پس؟

00:09:19.760 --> 00:09:21.840
‫ممنونم که از جات پاشدی، عزیز دلم.

00:09:21.840 --> 00:09:23.920
‫قول میدم خیلی طول نکشه.

00:09:34.520 --> 00:09:39.120
‫ما دیگه نمی‌تونیم به وجودِ درآمد بابا
‫و مستمریش تکیه کنیم.

00:09:39.120 --> 00:09:42.040
‫و همین باعث کمبود توی منابع مالیمون شده.

00:09:42.040 --> 00:09:44.680
‫ولی مامان جون باید با خوشحالی اعلام کنم که

00:09:44.680 --> 00:09:46.520
‫پسرات به همین دلیل یه اقداماتی کردن.

00:09:48.760 --> 00:09:52.440
‫فرانک پیشنهاد داده که
‫در سال بهمون 100 پوند بده.

00:09:52.440 --> 00:09:54.920
‫اوه، عجب پسر شریفی!

00:09:55.920 --> 00:09:58.360
‫ولی متاسفانه نمی‌تونیم قبول کنیم.

00:09:58.360 --> 00:10:03.040
‫اون به زودی قراره ازدواج کنه و
‫نباید پولش رو خرج ما کنه.

00:10:03.040 --> 00:10:05.760
‫همین که فهمیدیم بهمون پیشنهاد داده، بسه.

00:10:05.760 --> 00:10:08.160
‫اگه پدرتون بود، خیلی بهش افتخار می‌کرد.

00:10:08.160 --> 00:10:10.040
‫موافقم مامان.

00:10:10.040 --> 00:10:13.760
‫جیمز و ادوارد هم مثل اون
‫سخاوتشون رو بهمون نشون دادن.

00:10:13.760 --> 00:10:18.280
‫الان قرار شده جیمز و فرانک
‫هر کدوم 50 پوند بهمون بدن

00:10:18.280 --> 00:10:20.120
‫و ادوارد هم 100 پوند بهمون میده.

00:10:20.120 --> 00:10:21.680
‫خدا خودش رحم کنه!

00:10:21.680 --> 00:10:24.360
‫پسرایی از این بهتر هم مگه وجود داره؟

00:10:24.360 --> 00:10:26.040
‫وایسا.

00:10:26.040 --> 00:10:29.520
‫ببین درست متوجه شدم که فرانک
‫به عنوان یه ملوان سخت‌کوش...

00:10:29.520 --> 00:10:32.440
‫که هیچ خونه و زندگی‌ای هم نداره
‫قرار بود بهمون 100 پوند بده

00:10:32.440 --> 00:10:35.680
‫بعد ادوارد آستن که صاحب املاک گادمرشام
‫توی کنته هم...

00:10:35.680 --> 00:10:39.360
‫- همون اندازه پول پیشنهاد داده و نه بیشتر!
‫- آره، جفتشون خیلی سخاوتمندن.

00:10:40.360 --> 00:10:43.360
‫ما باید دنبال
‫یه جای کوچیک‌تر و ارزون‌تر باشیم.

00:10:43.360 --> 00:10:46.280
‫ولی اگه قرار باشه
‫ایام تابستون بریم دیدن دوست‌ها و خانواده

00:10:46.280 --> 00:10:47.760
‫اوضاع خیلی بد پیش نمیره.

00:10:47.760 --> 00:10:51.520
‫اینجوری 200 پوند دستمون رو می‌گیره
‫که می‌تونیم...

00:10:51.520 --> 00:10:55.040
‫- به حاصل پولمون اضافه کنیم...
‫- باید بگم من نمی‌تونم پولی کمک کنم.

00:10:55.040 --> 00:10:56.560
‫حداقل تا یه مدت نمی‌تونم.

00:10:56.560 --> 00:10:59.040
‫خیلی آدم بدبختیم.

00:11:04.040 --> 00:11:09.280
‫تو منبع قدرت مایی، کَسی.
‫دقیقاً همونطور که پدرت درباره‌ات فکر می‌کرد.

00:11:10.280 --> 00:11:13.520
‫به خوبی می‌تونیم این شرایط رو مدیریت کنیم
‫مطمئنم.

00:11:29.760 --> 00:11:31.640
‫چیکار کنم برات؟

00:11:31.640 --> 00:11:33.280
‫هیچی.

00:11:34.280 --> 00:11:37.440
‫برای کمک به زنی که 30 ساله
‫داره روی زمین زندگی می‌کنه

00:11:37.440 --> 00:11:40.560
‫و هیچ چیزی برای عرضه نداره،
‫کاری از کسی بر نمیاد.

00:11:40.560 --> 00:11:44.760
‫خیلی از نویسنده‌ها توی یه مقطعی از زمان
‫از خودشون ناامید شدن، جین.

00:11:46.520 --> 00:11:48.840
‫تو کتابِ «خانم سوزان» رو
‫به آقای کرازبی فروختی.

00:11:48.840 --> 00:11:51.480
‫تونستی 10 پوند ازش به دست بیاری، عزیزم.

00:11:51.480 --> 00:11:53.840
‫پول باد‌آورده که نبوده.

00:11:53.840 --> 00:11:57.440
‫جفتمون هم خوب می‌دونیم که آقای کرازبی،
‫هیچ‌وقت کتابم رو منتشر نکرد.

00:11:57.440 --> 00:12:01.000
‫باید قبول کنم که
‫نمی‌تونم از نوشته‌هام چیزی به دست بیارم.

00:12:01.000 --> 00:12:03.840
‫- اوه، جین...
‫- خیلی وقت‌ها مراقبم بودی.

00:12:04.840 --> 00:12:08.400
‫بهم اجازه دادی تو سرم با خودم خلوت کنم
‫و بابتش ازت ممنونم.

00:12:09.400 --> 00:12:11.360
‫فرصت‌های زیادی نصیبم شده بود.

00:12:11.360 --> 00:12:13.280
‫ولی از دستشون دادم.

00:12:14.280 --> 00:12:16.800
‫بذار بخاطر از دست دادن بابا
‫و از دست دادن فرصت‌هام، غصه بخورم.

00:12:24.040 --> 00:12:27.200
‫ایزابلا، اگه اجازه بدی نظر بدم،
‫باید بگم اینجا باغ نداره.

00:12:27.200 --> 00:12:29.400
‫به باغ نیاز نداریم.

00:12:29.400 --> 00:12:32.040
‫اگه به کارت میاد
‫باید بگم من اصلاً نمیام بیرون.

00:12:32.040 --> 00:12:34.920
‫شاید تو نیای بیرون مری جین،
‫ولی من میام.

00:12:34.920 --> 00:12:38.040
‫و اگه قراره با هم زندگی کنیم،
‫جفتمون باید از خونه رضایت داشته باشیم.

00:12:39.040 --> 00:12:42.040
‫حق با کاساندراست.
‫باید باغ داشته باشه.

00:12:45.760 --> 00:12:48.280
‫تو اینجایی تا به من کمک کنی، کاساندرا.

00:12:55.280 --> 00:12:58.520
‫پیدا کردن یه خونۀ مقرون به صرفه...

00:12:58.520 --> 00:13:00.920
‫ما رو به همپشایر برگردوند، الایزا.

00:13:00.920 --> 00:13:04.080
‫به نظر میاد شهر ساوت‌همپتون،
‫جای خیلی مناسبیه،

00:13:04.080 --> 00:13:06.360
‫و قراره ما حسابی باهاش کنار بیایم.

00:13:11.760 --> 00:13:14.280
‫من فقط و فقط نگران جین‌ام.

00:13:14.280 --> 00:13:18.280
‫اون خیلی سخت با این تغییرات مواجهه میشه
‫که متاسفانه...

00:13:18.280 --> 00:13:22.360
‫تغییرات هم همیشه بدون اخطار قبلی
‫یهو سراغ ما میان.

00:13:22.360 --> 00:13:26.280
‫می‌ترسم دوباره افسردگی بیاد سراغش.

00:13:28.760 --> 00:13:31.520
‫به نظرت خوش‌شانس نیستیم که
‫همچین چیزی، جلوی خونمونه؟

00:13:31.520 --> 00:13:33.440
‫چرا، خیلی خوش‌شانسیم.

00:13:37.280 --> 00:13:39.680
‫بالاخره یه اقامتگاه بهتر پیدا می‌کنیم، جین.

00:13:40.680 --> 00:13:43.280
‫تا چند ماه دیگه
‫وقتی زن داداشمون...

00:13:43.280 --> 00:13:47.520
‫از بستر زایمانش پا شد
‫می‌تونیم بریم گادمرشام.

00:13:47.520 --> 00:13:49.600
‫محوطۀ اونجا کلی بهت روحیه میده.

00:13:49.600 --> 00:13:52.280
‫شبیه شخصیت «لیزی بنت» برای من می‌مونی.
‫<c.colorffa200>(قهرمانِ رمان غرور و تعصب نوشته جین آستن)</c>

00:13:52.280 --> 00:13:55.360
‫با یه نگاه به یه جای زیبا،
‫همه‌چیز برات تغییر می‌کنه.

00:13:55.360 --> 00:13:58.320
‫با مقایسۀ من با «لیزی بنت»،
‫رسماً داری تملق می‌کنی عزیزم.

00:14:00.280 --> 00:14:04.040
‫شاید وقتی اونجا بودیم،
‫یه داستان نوشتی!

00:14:06.040 --> 00:14:07.520
‫نه.

00:14:07.520 --> 00:14:10.240
‫این چیزها دیگه از من گذشته.

00:14:16.000 --> 00:14:19.040
‫فکر کنم بتونم از باغ اینجا یه چیزایی بسازم.

00:14:20.520 --> 00:14:23.280
‫ولی به نظرت اینجا
‫یکم برای شما دو نفر...

00:14:23.280 --> 00:14:25.040
‫کوچیک نیست، ایزابلا؟

00:14:25.040 --> 00:14:26.840
‫کجا می‌خوای تدریس کنی؟

00:14:26.840 --> 00:14:29.560
‫تدریس کنه؟
‫برای چی باید تدریس کنی؟

00:14:29.560 --> 00:14:32.920
‫ایزابلا باید به تدریسش ادامه بده،
‫مری جین.

00:14:32.920 --> 00:14:36.280
‫خیلی بده که شاگردانش از داشتنش محروم بشن.

00:14:36.280 --> 00:14:38.360
‫حق با توئه، کاساندرا.

00:14:38.360 --> 00:14:40.760
‫حداقل، باید اینکار رو بکنم.

00:15:08.960 --> 00:15:11.280
‫اگه بعضی از نوشته‌ها رو
‫با صدای بلند بخونم خیلی کمک می‌کنه

00:15:11.280 --> 00:15:13.000
‫اینجوری توام می‌تونی تاییدشون کنی.

00:15:13.000 --> 00:15:15.760
‫باورم نمیشه که
‫سرهنگ براندون و ماریانا

00:15:15.760 --> 00:15:17.280
‫قراره ازدواج کنن.

00:15:17.280 --> 00:15:20.760
‫می‌ترسم سرنوشتشون برای تمام دنیا
‫مجهول بمونه.

00:15:20.760 --> 00:15:22.760
‫فکر نکنم هیچ‌وقت منتشرش کنم.

00:15:24.040 --> 00:15:26.360
‫- کَسی؟
‫- چی شده مامان؟

00:15:30.520 --> 00:15:32.520
‫از طرف آقای هابدیه.

00:15:32.520 --> 00:15:34.800
‫اون از کجا می‌دونه، ما کجا زندگی می‌کنیم؟

00:15:34.800 --> 00:15:36.280
‫عه...

00:15:36.280 --> 00:15:40.880
‫من و مادرش از زمانی که توی «سیدموث» بودیم
‫با هم نامه‌نگاری می‌کردیم.

00:15:40.880 --> 00:15:43.280
‫وقتی باباتون مُرد، خیلی بهم لطف داشت.

00:15:43.280 --> 00:15:44.760
‫مامان!

00:16:03.520 --> 00:16:06.040
‫مطمئنین چایی میل ندارید آقای هابدی؟

00:16:06.040 --> 00:16:09.760
‫نه ممنونم، خیلی نمی‌تونم بمونم.
‫یه عالمه کار تو شهر دارم.

00:16:09.760 --> 00:16:11.760
‫ساوت‌همپتون رو چجوری پیدا کردید؟

00:16:13.120 --> 00:16:15.280
‫اینجا خیلی باصفاست.

00:16:16.520 --> 00:16:19.040
‫خیلی با دربیشایر فرق داره.

00:16:20.040 --> 00:16:21.840
‫یا حتی با سیدموث.

00:16:24.040 --> 00:16:27.280
‫وقتی مادرم بهم گفت اینجا ساکن شدی

00:16:29.040 --> 00:16:31.520
‫حس کردم نیاز دارم دوباره ببینمت.

00:16:33.040 --> 00:16:35.040
‫برای چی؟

00:16:38.760 --> 00:16:40.520
‫می‌خواستم شخصاً...

00:16:41.520 --> 00:16:43.280
‫موقعیتم رو...

00:16:45.040 --> 00:16:46.760
‫بهت بگم.

00:16:48.280 --> 00:16:51.040
‫من دارم ازدواج می‌کنم، خانم آستن.

00:16:53.760 --> 00:16:55.280
‫کَسی!

00:16:56.280 --> 00:16:58.760
‫پس باید به شما و همسر آیندتون

00:16:58.760 --> 00:17:00.760
‫از صمیم قلب تبریک بگم.

00:17:02.280 --> 00:17:04.040
‫ممنونم.
‫عه...

00:17:05.040 --> 00:17:08.520
‫ببخشید، ولی متوجه نشدم
‫این موضوع چه ربطی به من داشت؟

00:17:11.520 --> 00:17:14.840
‫- ما یه زمانی با هم دوست بودیم.
‫- آره بودیم، یه مدت کوتاهی!

00:17:14.840 --> 00:17:17.120
‫آره، بیشتر از دوست بودیم،
‫اگه درست خاطرم باشه!

00:17:19.040 --> 00:17:22.040
‫و من...
‫می‌خواستم که...

00:17:23.160 --> 00:17:26.320
‫خودم شخصاً ببینم،
‫هنوز هم همینطور هستش یا نه!

00:17:26.320 --> 00:17:28.760
‫- لطفاً این رو از من نخواه.
‫- برای چی؟

00:17:30.280 --> 00:17:31.640
‫برای چی؟

00:17:32.640 --> 00:17:35.040
‫چون از چیزی مطمئن نیستی
‫یا چون...

00:17:35.040 --> 00:17:37.040
‫یه نگاه به اطرافت بنداز، آقای هابدی!

00:17:39.280 --> 00:17:42.520
‫اینجا الان جاییه که، خانواد‌ه‌ام
‫زندگی می‌کنن.

00:17:47.040 --> 00:17:50.120
‫شرایطمون تغییر کرده.
‫الان بیشتر از هروقت دیگه‌ای بهم نیاز دارن.

00:17:50.120 --> 00:17:53.520
‫آره، ولی من می‌تونستم کمکشون کنم.
‫نمی‌تونستم؟

00:17:56.280 --> 00:17:58.440
‫تو مهربون‌ترین مردی هستی که دیدم.

00:18:02.760 --> 00:18:04.680
‫ولی واقعیت اینه که...

00:18:05.760 --> 00:18:08.800
‫خواهرم بدون مراقبتِ دائمی من،
‫از این وضعیت نجات پیدا نمی‌کنه.

00:18:10.640 --> 00:18:12.760
‫من اینجا در برابرش مسئولم.

00:18:17.520 --> 00:18:19.960
‫عه...
‫پس نباید دیگه چیزی ازت بپرسم.

00:18:22.040 --> 00:18:23.600
‫ممنونم.

00:18:24.600 --> 00:18:27.480
‫من هم آرزو می‌کنم جفتتون
‫خوشبخت و شاد باشین.

00:18:59.040 --> 00:19:02.280
‫دیشب خبرهای وحشتناکی
‫به دستمون رسید، الایزا.

00:19:04.040 --> 00:19:06.680
‫همسرِ برادرمون ادوارد،
‫یعنی الیزابت آستن،

00:19:06.680 --> 00:19:10.440
‫سر زایمانش،
‫بخاطر تشنج فوت کرد.

00:19:10.440 --> 00:19:13.120
‫گادمرشام توی تاریکی فرو رفته.

00:19:13.120 --> 00:19:15.760
‫الان که دارم این رو برات می‌نویسم،
‫کَسی توی راه اونجاست.

00:19:16.760 --> 00:19:18.320
‫بچه‌های بیچاره‌شون...

00:19:18.320 --> 00:19:22.280
‫و ادوارد عزیزمون،
‫غمی که دارن، غیرقابل تصوره.

00:19:31.440 --> 00:19:33.040
‫داداش!

00:19:35.520 --> 00:19:38.040
‫- چیزی می‌خوای برات بیارم؟
‫- نه ممنونم.

00:19:39.040 --> 00:19:40.520
‫هیچی نمی‌خوام.

00:19:41.760 --> 00:19:44.040
‫پس میرم دیدن بچه‌ها.

00:19:45.760 --> 00:19:47.280
‫کَسی.

00:19:50.080 --> 00:19:52.680
‫من و بچه‌ها خیلی...

00:19:53.680 --> 00:19:55.440
‫دوست داریم...

00:19:56.520 --> 00:19:59.400
‫بیای و با ما زندگی کنی.

00:19:59.400 --> 00:20:01.280
‫اوه. ادوارد!

00:20:03.280 --> 00:20:06.120
‫من عمیقاً برای همتون ناراحتم

00:20:06.120 --> 00:20:09.360
‫و هرکاری در توانم باشه براتون می‌کنم
‫ولی...

00:20:11.040 --> 00:20:13.040
‫من نمی‌تونم باهات زندگی کنم.

00:20:14.760 --> 00:20:19.040
‫خونۀ من پیش جین و مامانه.
‫من در مقابلشون مسئولم.

00:20:20.280 --> 00:20:21.760
‫البته!

00:20:22.760 --> 00:20:24.800
‫درک می‌کنم.

00:20:39.040 --> 00:20:43.040
‫- هنوزم برنامه داری هر از گاهی روستای چاوتون رو ببینی؟
‫- آره.

00:20:44.280 --> 00:20:46.760
‫به نظرم برای بچه‌ها خیلی خوبه.

00:20:46.760 --> 00:20:50.760
‫و همونطور که مامان همیشه می‌گفت،
‫همپشایر، پادشاه تمام شهرستان‌هاست.

00:20:50.760 --> 00:20:53.240
‫پس شاید من یه پیشنهادی داشته باشم...

00:20:53.240 --> 00:20:56.760
‫که برای همه خوب باشه.
‫تو، بچه‌هات، مامان و جین.

00:20:57.760 --> 00:20:59.120
‫خواهش می‌کنم، بگو.

00:20:59.120 --> 00:21:03.280
‫اون کلبۀ کوچیک که توی چاوتون بود.
‫همونی که جلوش یه حوض با اردک داره.

00:21:03.280 --> 00:21:06.040
‫اون نزدیک یه خونۀ بزرگه،
‫مگه نه؟

00:21:06.040 --> 00:21:07.960
‫اگه ما بریم اونجا زندگی کنیم.

00:21:07.960 --> 00:21:11.040
‫اون هم وقتی که تو و بچه‌هات
‫توی اون خونه بزرگه زندگی می‌کنین

00:21:11.040 --> 00:21:12.960
‫اینجوری می‌تونیم همه‌اش ببینیمتون.

00:21:14.280 --> 00:21:16.040
‫فکر خوبیه کَسی.

00:21:17.040 --> 00:21:19.280
‫میشه گفت این بهترین راه و چاره

00:21:19.280 --> 00:21:20.920
‫برای هممونه.

00:21:24.520 --> 00:21:26.760
‫تو چقدر بزرگواری، برادر.

00:21:52.760 --> 00:21:54.680
‫خیلی بی‌نقصه.

00:21:57.040 --> 00:21:58.680
‫جین...

00:22:06.280 --> 00:22:09.600
‫اون میز کوچولو اون گوشه...

00:22:09.600 --> 00:22:11.360
‫منتظر توئه که ازش استفاده کنی.

00:22:11.360 --> 00:22:14.480
‫اون دست‌نوشته‌هایی که
‫تمام این مدت با خودت حمل می‌کردی...

00:22:14.480 --> 00:22:16.680
‫بالاخره می‌تونن خودشون رو نشون بدن.

00:22:20.760 --> 00:22:22.960
‫دیگه چی قراره جلوت رو بگیره؟

00:22:24.040 --> 00:22:25.680
‫تموم شد!

00:22:26.760 --> 00:22:28.440
‫بدترین روزها رو گذروندیم.

00:22:36.040 --> 00:22:38.360
‫این خونه خیلی جذابه،
‫مگه نه؟

00:22:38.360 --> 00:22:41.040
‫اندازۀ باغ هم خیلی خوبه و میشه درستش کرد.

00:22:41.040 --> 00:22:43.360
‫فکر کنم داخل خونه خیلی نور باشه.

00:22:43.360 --> 00:22:45.520
‫نیاز به پرده‌های کُلفت داریم.

00:22:46.520 --> 00:22:50.280
‫آفتاب به شدت می‌تونه به خود آدم
‫و وسایل آسیب بزنه.

00:22:50.280 --> 00:22:52.560
‫مطمئنم خیلی وقته زیر نور آفتاب بوده.

00:22:52.560 --> 00:22:54.760
‫مطمئنم پرده‌هامون برای اینجا مشکلی نداره.

00:22:54.760 --> 00:22:57.760
‫بعد هم توی همۀ اتاق‌ها به پرده
‫احتیاجی نداریم. مخصوصاً اون اتاق کوچیک...

00:22:57.760 --> 00:23:01.040
‫که به شدت
‫مناسب تدریس برای دانش‌آموزهای منه.

00:23:01.040 --> 00:23:03.360
‫ایزابلا،
‫ما سر این موضوع هنوز به توافق نرسیدیم.

00:23:03.360 --> 00:23:06.280
‫نمی‌تونم تصور کنم یه مشت غریبه میان خونمون.

00:23:06.280 --> 00:23:09.640
‫اون‌ها غریبه نیستن مری جین،
‫برای من که نیستن!

00:23:10.640 --> 00:23:13.040
‫اگه اینطوره، یه قفلِ محکم لازممون میشه.

00:23:14.280 --> 00:23:16.360
‫فردا قرارداد و اجاره‌نامۀ اینجا رو
‫امضا می‌کنیم.

00:23:19.280 --> 00:23:23.440
‫ایزابلا، مطمئنی که بابت تمام این‌ها

00:23:23.440 --> 00:23:25.520
‫راضی و خوشحالی؟

00:23:25.520 --> 00:23:28.040
‫همه‌چیز درست میشه کاساندرا.

00:23:28.040 --> 00:23:31.520
‫تا وقتی که باغ و تدریسم وسط باشه...

00:23:31.520 --> 00:23:34.840
‫و تا وقتی که
‫از پنجرۀ خونه‌ام هیچ خونۀ کشیشی نبینم!

00:23:47.760 --> 00:23:49.360
‫خانم‌ها!

00:23:49.360 --> 00:23:51.280
‫آقای لیدردیل.

00:23:51.280 --> 00:23:54.280
‫حالتون چطوره؟
‫شرط می‌بندم که خوبین.

00:23:54.280 --> 00:23:56.120
‫خیلی خوبیم، ممنونم.

00:23:59.160 --> 00:24:02.520
‫رفته بودیم یه کلبه ببینیم،
‫مگه نه، ایزابلا؟

00:24:02.520 --> 00:24:04.520
‫بله، درسته.

00:24:04.520 --> 00:24:06.520
‫برای خودتون، خانم فاول؟

00:24:06.520 --> 00:24:11.080
‫بله، برای خودم و خواهرم،
‫خانم مری جین دکستر.

00:24:11.080 --> 00:24:14.760
‫صمیمانه امیدوارم،
‫اون مکان براتون مناسب بوده باشه.

00:24:16.040 --> 00:24:17.760
‫من هم امیدوارم.

00:24:19.760 --> 00:24:23.440
‫اونجا زیباترین کلبۀ موجود بود.
‫مگه نه، ایزابلا؟

00:24:23.440 --> 00:24:25.400
‫آره.
‫خیلی خوشگل بود.

00:24:25.400 --> 00:24:27.840
‫من هم یه موقعیت جدید برام پیش اومده.

00:24:29.640 --> 00:24:33.040
‫بهم پیشنهاد شده توی شالبورن، جراح بشم.

00:24:34.760 --> 00:24:37.040
‫تا یک ماه دیگه دارم میرم.

00:24:45.040 --> 00:24:46.760
‫براتون آرزوی سلامتی می‌کنم.

00:24:48.760 --> 00:24:50.520
‫من هم همینطور.

00:24:53.760 --> 00:24:57.960
‫بیا کاساندرا. هنوز کلی کار داریم
‫که باید توی خونۀ کشیش انجام بدیم.

00:24:57.960 --> 00:25:00.520
‫خداحافظ، آقای لیدردیل.

00:25:15.280 --> 00:25:19.280
‫داینا، من و خواهرم یه خونه پیدا کردیم.
‫به شدت مناسبمونه.

00:25:19.280 --> 00:25:23.320
‫یه اتاق هم برای تو داره.
‫پس خیالت از آینده، راحت باشه.

00:25:23.320 --> 00:25:25.520
‫فکر نکن بهمون مدیونی.

00:25:25.520 --> 00:25:28.400
‫پس اگه به اختمال زیاد، یه آقای جوون...

00:25:29.400 --> 00:25:31.680
‫کاساندرا، واقعاً دلم می‌خواد که...

00:25:31.680 --> 00:25:34.040
‫ای کاش الان می‌تونستیم
‫کتاب ترغیب رو تموم کنیم

00:25:35.680 --> 00:25:38.040
‫این حسن ختام خوبی برای دیدارمون می‌شد.

00:25:40.064 --> 00:25:47.064


00:25:49.280 --> 00:25:53.360
‫شدت باد توی بخش بالایی کابین

00:25:53.360 --> 00:25:57.040
‫برای خانم‌ها زیاد بود.
‫و آن‌ها موافقت کردن که از پله‌ها پایین بیایند.

00:25:57.040 --> 00:26:00.280
‫همه توافق کردن که
‫آرام و با احتیاط...

00:26:00.280 --> 00:26:03.360
‫از پله‌های هواپیما پایین بیان
‫به جز لوئیزا.

00:26:03.360 --> 00:26:06.920
‫اون باید توسط کاپیتان ونت‌ورث
‫از پله‌ها پایین می‌پرید.

00:26:06.920 --> 00:26:09.360
‫سختی آسفالت، زیر پاهایش

00:26:09.360 --> 00:26:11.840
‫او را در این لحظه مردد کرد.

00:26:11.840 --> 00:26:13.680
‫ولی با این حال، او اینکار را کرد.

00:26:13.680 --> 00:26:17.040
‫او در سلامت پایین اومد.
‫و بلافاصله دوباره از پله‌ها بالا رفت.

00:26:17.040 --> 00:26:19.120
‫تا مجدد از پله‌ها به پایین بپرد.

00:26:19.120 --> 00:26:21.360
‫کاپیتان جلویش را گرفت.

00:26:22.360 --> 00:26:26.040
‫فکر می‌کرد لرزش‌ها خیلی شدید هستن.
‫ولی حرف‌هایش بی‌فاییده بود.

00:26:26.040 --> 00:26:27.640
‫اون لبخندی زد و گفت...

00:26:27.640 --> 00:26:29.640
‫من می‌خواهم این کار را بکنم!

00:26:30.640 --> 00:26:32.440
‫من می‌خواهم این کار را بکنم!

00:26:32.440 --> 00:26:34.520
‫کاپیتان دست‌هایش را دراز کرد.

00:26:34.520 --> 00:26:36.960
‫اما لوئیزا خیلی عجله داشت.

00:26:38.200 --> 00:26:40.680
‫او بر روی آسفالتِ زیر کابین افتاد.

00:26:40.680 --> 00:26:43.640
‫و جانش را از دست داد.

00:26:45.040 --> 00:26:46.680
‫کُشتیش؟

00:26:46.680 --> 00:26:49.840
‫نه زخمی داشت.
‫نه خون ریزی‌ای.

00:26:49.840 --> 00:26:52.200
‫هیچ کبودی هم دیده نمی‌شد.

00:26:52.200 --> 00:26:56.280
‫اما چشمانش بسته شده بود
‫و نفس نمی‌کشید.

00:26:56.280 --> 00:26:58.120
‫قیافه‌اش شبیه مُرده‌ها شده بود.

00:26:58.120 --> 00:27:01.280
‫وحشت به جون تمام افرادی که حضور داشتن
‫افتاده بود.

00:27:02.600 --> 00:27:04.280
‫اون مُرده!

00:27:04.280 --> 00:27:06.280
‫اون مُرده!
‫مری با فریاد میگه.

00:27:06.280 --> 00:27:09.040
‫جین چطور تونسته اینکار رو باهاش بکنه؟
‫یا با ما؟

00:27:09.040 --> 00:27:10.840
‫ادامه بده.
‫خواهش می‌کنم.

00:27:10.840 --> 00:27:13.600
‫هیچکس نیست به من کمک کند؟
‫این اولین کلماتی بود که کاپیتان ونت‌ورث...

00:27:13.600 --> 00:27:17.680
‫با تمام ناامیدی‌اش گفت...

00:27:17.680 --> 00:27:20.280
‫انگار تمام نیرویش از بین رفته بود.

00:27:20.280 --> 00:27:22.240
‫یعنی هیچکس نیست که کمکش کنه؟

00:27:22.240 --> 00:27:26.040
‫آن با گریه فریاد زد:
‫دست‌ها و شقیقه‌اش را بمالید.

00:27:26.040 --> 00:27:28.520
‫بیاید، بیاید.
‫نمک اینجاست. برش دارید.

00:27:28.520 --> 00:27:30.800
‫آره نمک!
‫خودشه، برش دارید!

00:27:30.800 --> 00:27:32.760
‫نمک بردارید!
‫نمک بردارید!

00:27:32.760 --> 00:27:34.760
‫کاپیتان بنویک اطاعت کرد.

00:27:34.760 --> 00:27:38.720
‫کاپیتان ونت‌ورث که از پا در آمده بود
‫و به دیوار تکیه کرده بود

00:27:38.720 --> 00:27:41.440
‫با تمام وجودش فریاد زد:

00:27:41.440 --> 00:27:43.080
‫وای، خدا جون!

00:27:43.080 --> 00:27:45.560
‫مادرش و پدرش!

00:27:45.560 --> 00:27:49.680
‫جراح خبر کنین!
‫آن هم گفت: یه جراح خبر کنین! همین الان!

00:27:49.680 --> 00:27:51.520
‫جراح.

00:27:51.520 --> 00:27:53.080
‫جراح.

00:27:54.080 --> 00:27:55.640
‫جراح.

00:28:02.200 --> 00:28:03.760
‫نمی‌تونم.

00:28:05.040 --> 00:28:06.680
‫اون افتاد!

00:28:08.760 --> 00:28:10.520
‫اون افتاد!

00:28:26.040 --> 00:28:27.760
‫اوه!

00:28:27.760 --> 00:28:30.520
‫- حتماً بیهوش شده.
‫- شایدم خورده زمین.

00:28:31.520 --> 00:28:34.040
‫نبضش به سختی می‌زنه.
‫داینا.

00:28:34.040 --> 00:28:36.280
‫داینا، دووم بیار.
‫داینا!

00:28:36.280 --> 00:28:39.520
‫ایزابلا، می‌ترسم آُسیب جدی‌ای دیده باشه.

00:28:39.520 --> 00:28:42.760
‫برو. برو و سریعاً آقای لیدردیل رو بیار.
‫برو ایزابلا.

00:28:48.280 --> 00:28:49.840
‫آقای لیدردیل!

00:28:50.840 --> 00:28:52.600
‫آقای لیدردیل!

00:28:53.760 --> 00:28:55.360
‫آقای لیدردیل!

00:28:56.360 --> 00:28:58.760
‫یه اتفاق وحشتناک افتاده.

00:29:15.040 --> 00:29:16.640
‫بدید به من.

00:29:37.280 --> 00:29:40.040
‫میتونم بگم جاییش نشکسته.

00:29:42.040 --> 00:29:45.040
‫- به مغزش ضربه وارد نشده؟
‫- تا جایی که میبینم، نه!

00:29:45.040 --> 00:29:48.040
‫میشه کیفم رو باز کنی و گیاه درخت فندق
‫و باند رو بدی؟

00:29:48.040 --> 00:29:50.760
‫- خانم آستن، یکم آب می‌دید.
‫- بله البته.

00:29:55.040 --> 00:29:57.080
‫قراره حسابی بدنش ورم کنه.

00:29:58.080 --> 00:29:59.800
‫به نظرت نمک به کارش میاد؟

00:29:59.800 --> 00:30:01.440
‫قطعاً.

00:30:18.520 --> 00:30:20.800
‫ممنون که اومدید.

00:30:22.520 --> 00:30:25.760
‫هروقت ازم بخوای،
‫حتماً میام.

00:30:26.760 --> 00:30:28.920
‫بعد از تمام اتفاقاتی که بینمون افتاد...

00:30:28.920 --> 00:30:31.480
‫اگه نمی‌اومدی، ازت دلخور نمی‌شدم.

00:30:31.480 --> 00:30:33.920
‫هیچ‌وقت بیخیال هیچ بیماری نمیشم.

00:30:34.920 --> 00:30:36.840
‫یا بیخیال تو...

00:30:36.840 --> 00:30:38.680
‫خانم ایزابلا!

00:30:46.560 --> 00:30:48.440
‫اون بهوش اومد.

00:30:51.760 --> 00:30:53.320
‫اون اومدش.

00:32:21.040 --> 00:32:22.520
‫اوه...

00:32:23.760 --> 00:32:26.480
‫داینا، تکون نخور.

00:32:26.480 --> 00:32:28.520
‫سرم درد می‌کنه خانم.

00:32:28.520 --> 00:32:30.360
‫خیلی بدجور افتادی.

00:32:30.360 --> 00:32:32.200
‫خیلی خوش‌شانس بودی.

00:32:32.200 --> 00:32:34.040
‫برات چایی درست کردم.

00:32:35.520 --> 00:32:38.360
‫- همون سرویس چینی خوباتونه خانم؟
‫- آره.

00:32:38.360 --> 00:32:40.120
‫بالاخره پیداش کردم.

00:32:40.120 --> 00:32:42.760
‫انگار هنوز وقت نکرده بودی جمعشون کنی.

00:32:42.760 --> 00:32:44.920
‫خانم ایزابلا عاشقشونه.
‫برای همین...

00:32:46.760 --> 00:32:49.280
‫دوست بهتر از تو پیدا نمیکنه.

00:32:49.280 --> 00:32:51.040
‫من رو میگید خانم؟

00:32:51.040 --> 00:32:54.280
‫بخاطر تو و شیطنتت

00:32:54.280 --> 00:32:57.880
‫خانم ایزابلا و آقای لیدردیل
‫با هم آشتی کردن.

00:33:00.280 --> 00:33:03.200
‫اصلاً نمی‌فهمم چی دارید میگید.

00:33:03.200 --> 00:33:05.120
‫اتفاقی که افتاد خیلی عجیب بود.

00:33:05.120 --> 00:33:08.760
‫ولی مطمئنم توی رمان خواهرم
‫دقیقاً یه همچین اتفاقی افتاده بود.

00:33:08.760 --> 00:33:13.360
‫راستش دقیقاً قبل از اینکه تو بیفتی
‫داشتم همین تیکه‌اش رو می‌خوندم.

00:33:13.360 --> 00:33:15.840
‫خیلی عجیبه خانم.

00:33:15.840 --> 00:33:17.360
‫هوممم.

00:33:20.760 --> 00:33:24.280
‫جسارت و زرنگیت رو تحسین می‌کنم.

00:33:25.280 --> 00:33:28.280
‫راستش من توی درک کردن اتفاقاتی که...

00:33:28.280 --> 00:33:31.560
‫دقیقاً زیر گوشم داشت میفتاد،
‫خیلی دیرفهم عمل کردم.

00:33:32.560 --> 00:33:34.680
‫ولی در نهایت بهش پی بردید.

00:33:35.760 --> 00:33:37.920
‫اون‌ها عاشق هم هستن خانم.

00:33:37.920 --> 00:33:40.040
‫همیشه عاشق هم بودن.

00:33:40.040 --> 00:33:41.920
‫ولی آقا بخاطر سابقۀ آقای لیدردیل

00:33:41.920 --> 00:33:44.440
‫هیچ چیزی از این جریان رو متوجه نمیشه.

00:33:45.760 --> 00:33:48.640
‫مامان ایزابلا چیزی از این جریان می‌دونه؟

00:33:49.640 --> 00:33:51.920
‫راستش اگه می‌دونستن، محال بود اجازه بدن.

00:33:51.920 --> 00:33:55.760
‫وقتی نیاز به دخالتشون بود
‫اصلاً دخالتی نمی‌کردن.

00:33:56.760 --> 00:33:58.520
‫حداقل نه مثل ما.

00:33:58.520 --> 00:34:01.040
‫این فرقیه که بین من و شما هستش خانم.

00:34:01.040 --> 00:34:03.520
‫دخالت کردن‌های من چیز خوبی بود.

00:34:12.640 --> 00:34:14.880
‫نمی‌تونم بنویسم.

00:34:14.880 --> 00:34:17.520
‫من فقط سربار خانواده‌ام.

00:34:17.520 --> 00:34:19.360
‫این چیزیه که با منه.

00:34:19.360 --> 00:34:21.520
‫نمی‌تونم از این حس ترسم خلاص بشم.

00:34:21.520 --> 00:34:24.120
‫انگار یه هیولا داره تعقیبم می‌کنه.

00:34:24.120 --> 00:34:26.920
‫و از این ناامیدم که اون رو همراهم دارم.

00:34:26.920 --> 00:34:31.040
‫من دارم از این هوایی که از نوک پا تا سرم
‫و از چپ به راست می‌وزه، لذت می‌برم.

00:34:31.040 --> 00:34:34.400
‫بادی که به صورت طولی،
‫عمودی و مورب می‌وزه...

00:34:34.400 --> 00:34:36.040
‫خوش بحالت مری.

00:34:36.040 --> 00:34:38.760
‫والتر اسکات هیچ ربطی به نوشتن رمان نداره

00:34:38.760 --> 00:34:40.520
‫مخصوصاً یه رمان خوب!

00:34:40.520 --> 00:34:43.840
‫اون به  عنوان یه شاعر مشهور هست
‫دیگه نیازی نیست که...

00:34:43.840 --> 00:34:45.440
‫این بهتره همینجا بمونه.

00:34:45.440 --> 00:34:48.120
‫اگه یه راهی برای رهایی من از افسردگی باشه
‫باید پیداش کنم

00:34:48.120 --> 00:34:50.800
‫- تمام این داروها و نسخه‌ها...
‫- همراهم میاد.

00:34:50.800 --> 00:34:54.040
‫من یه رمان فروختم الایزا.
‫مری.

00:34:54.040 --> 00:34:56.760
‫این بار مطمئنم که منتشر میشه.

00:35:17.040 --> 00:35:20.520
‫در حال حاضر جهان باید
‫من را با عنوان «بانو» بشناسه.

00:35:20.520 --> 00:35:24.480
‫خیلی خوبه که همیشه از اینکه
‫یک زن مرموز بودم لذت بردم.

00:35:24.480 --> 00:35:28.040
‫الایزای عزیزم
‫خوشحالم که نامه نوشتی.

00:35:28.040 --> 00:35:32.520
‫تمایلات تو و الیزابت برای
‫برطرف کردن دوران پوچ من برام بس بود.

00:35:32.520 --> 00:35:35.600
‫حتماً خوشحال خواهی شد اگر بشنوی
‫اولین نسخه کتاب «منسفیلد پارک»

00:35:35.600 --> 00:35:37.120
‫تماماً فروش رفت.

00:35:37.120 --> 00:35:40.800
‫دیگه قرار نیست بابت مشکلات مالی اذیتتون کنم.

00:35:40.800 --> 00:35:45.240
‫الایزا، بسیار خوشحالم
‫که از خواندن «اما» لذت بردی،

00:35:45.240 --> 00:35:48.760
‫هرچند ورودش به جهان اونطور که امید داشتم،

00:35:48.760 --> 00:35:50.520
‫هموار نبود.

00:35:52.520 --> 00:35:56.040
‫نشریه‌ی «کوارتلی ریویو» بر این باوره
‫که رمان فاقد رویدادهای پرکششه.

00:36:00.280 --> 00:36:01.840
‫چطور جرات کردن؟

00:36:01.840 --> 00:36:04.440
‫با عجله به پایان رسوندمش،
‫بخاطر دردی که

00:36:04.440 --> 00:36:06.280
‫در پشتم احساس می‌کنم.

00:36:06.280 --> 00:36:09.520
‫کَسی میگه حاصل ساعت‌ها نشستن

00:36:09.520 --> 00:36:11.760
‫و نوشتن هر روزه‌ست،

00:36:11.760 --> 00:36:14.680
‫اما به گمانم چیزی فراتر از این باشه.

00:36:15.760 --> 00:36:20.040
‫صادقانه بگم حاضرم از تمام امیدهام
‫به ثروت و موفقیت بگذرم،

00:36:20.040 --> 00:36:21.920
‫تا بار دیگه سلامتی‌ام رو به دست بیارم.

00:36:23.520 --> 00:36:25.600
‫پزشک‌های بی‌شماری دیدم،

00:36:25.600 --> 00:36:28.280
‫اما هیچ‌ کدوم نتونستن
‫علت بیماری‌ام را بفهمن.

00:36:29.760 --> 00:36:31.120
‫خیلی‌خب.

00:36:32.760 --> 00:36:34.280
‫آره، چیزی نیست.

00:36:36.360 --> 00:36:39.040
‫هرچند کَسی پا پس نمی‌کشه.

00:36:43.280 --> 00:36:47.040
‫من رو به چلتنهام می‌برد،
‫با این باور که آب‌های اونجا

00:36:47.040 --> 00:36:48.840
‫معجزه میکنن.

00:36:56.040 --> 00:37:00.280
‫با تمام توان تلاش میکنم خودم رو متقاعد کنم
‫نشونه‌های بیماریم رو به بهبوده...

00:37:01.760 --> 00:37:03.760
‫اما اینطور نیست، الایزا.

00:37:04.760 --> 00:37:09.040
‫این جسم رنجور و لجوج
انگار مصممه که فرو بپاشه.

00:37:12.040 --> 00:37:15.040
‫اما به‌زودی به کینتبری بر می‌گردم،

00:37:15.040 --> 00:37:18.040
‫و همین، کمی روحم رو تسلا می‌بخشه.

00:37:23.760 --> 00:37:26.040
‫به نظرت چطوره، الایزا؟

00:37:28.520 --> 00:37:30.200
‫خیلی نحیف شده.

00:37:31.200 --> 00:37:35.920
‫لکه‌های سیاه روی بازوهاش نگرانم کرده.

00:37:38.040 --> 00:37:39.800
‫مطمئنم چیزی نیست، کَسی.

00:37:39.800 --> 00:37:43.040
‫پزشکی توی وینچستر هست
‫که فکر می‌کنه بتونه کمک کنه.

00:37:44.040 --> 00:37:45.920
‫می‌خوام ببرمش اونجا.

00:37:46.920 --> 00:37:48.600
‫- کَسی، من...
‫- الایزا؟

00:37:49.600 --> 00:37:52.720
‫الایزا، عزیزم،
‫امیدوارم یادت باشه که امشب خونه نیستم.

00:37:52.720 --> 00:37:54.520
مهمونی شام توری‌ها در نیوبریه.

00:37:56.040 --> 00:37:58.040
‫امروز حال خواهرت چطوره؟

00:37:59.040 --> 00:38:01.040
‫همین الان داشتیم می‌گفتیم که...

00:38:01.040 --> 00:38:03.440
‫- به نظر می‌رسه حالش بهتره.
‫- واقعاً؟

00:38:03.440 --> 00:38:05.680
یه غمِ عمیقی تو چهره‌اش می‌بینم.

00:38:05.680 --> 00:38:09.040
‫حیف که کتاب‌هاش هیچ ثمره‌ای نداشتن.

00:38:09.040 --> 00:38:13.160
‫جین چهار تا رمان منتشر کرده
‫و همگی ستایش شدن.

00:38:13.160 --> 00:38:15.760
‫اما سودی براش نداشتن،
‫اون طور که مری میگه.

00:38:15.760 --> 00:38:19.120
‫رمان جدیدش رو خوندیم.
‫اسم یه زن بود. گفتی چی بود؟

00:38:19.120 --> 00:38:20.920
‫- اِما.
‫- بله.

00:38:20.920 --> 00:38:24.040
‫متأسفانه فصل اول رو خوندیم
‫و بعد پریدیم به فصل آخر.

00:38:24.040 --> 00:38:28.760
‫من اینکار رو نکردم.
‫تا انتها خوندم و خیلی لذت بردم.

00:38:31.040 --> 00:38:33.840
‫شاید رمان تازه‌ی جین به اسم «ترغیب»،

00:38:33.840 --> 00:38:35.760
‫بیشتر باب میل شما باشه، فولر.

00:38:35.760 --> 00:38:38.080
‫بهترین اثرش میشه.

00:38:59.520 --> 00:39:02.120
‫وینچستر شهر زیبایی به نظر می‌رسه.

00:39:07.040 --> 00:39:09.520
‫باید سعی کنی استراحت کنی، عزیزم.

00:39:09.520 --> 00:39:12.280
‫آدرس پزشک رو دارم.
‫الان میرم اونجا.

00:39:12.280 --> 00:39:14.360
‫نه، نمی‌خوامش.

00:39:14.360 --> 00:39:17.120
‫قول بهبودی داده.
‫باید همه چی رو امتحان کنیم.

00:39:17.120 --> 00:39:19.040
‫کافیه، کَسی. خسته‌ام.

00:39:20.760 --> 00:39:22.920
‫می‌خوام برگردم خونه، برم چاوتون.

00:39:26.040 --> 00:39:28.120
‫اما خیلی دیر شده، نه؟

00:39:35.440 --> 00:39:37.040
‫کَسی.

00:39:39.280 --> 00:39:41.280
‫چی شده؟ چی می‌خوای؟

00:39:41.280 --> 00:39:43.560
‫کاملاً از پا افتادی.

00:39:43.560 --> 00:39:45.200
‫حالم خوبه.

00:39:48.760 --> 00:39:50.680
‫ناراحت نشو، اما...

00:39:51.680 --> 00:39:54.040
‫مری آستن داره میاد.

00:39:55.040 --> 00:39:56.760
‫باشه.

00:40:11.040 --> 00:40:13.120
‫به‌ محض اینکه تونستم اومدم.

00:40:14.120 --> 00:40:16.480
‫من کنارش می‌مونم.
‫تو باید استراحت کنی.

00:40:18.040 --> 00:40:21.040
‫برو. اگه تغییری اتفاق افتاد صدات می‌کنم.

00:40:21.040 --> 00:40:22.680
‫بی‌درنگ.

00:40:25.080 --> 00:40:27.040
‫بدون تو نمی‌رم.

00:40:33.280 --> 00:40:36.000
‫مری، بیا کنارم بشین.

00:40:36.000 --> 00:40:37.520
‫باشه.

00:40:53.520 --> 00:40:55.760
‫هیچ وقت تو ورق ازت نمی‌بردیم.

00:40:55.760 --> 00:40:58.520
‫همیشه از ما باهوش‌تر بودی.
‫بیش از اندازه باهوش.

00:40:58.520 --> 00:41:00.880
‫و بعد برامون قطعات کوتاه می‌نواختی.

00:41:01.880 --> 00:41:04.440
‫تو خیلی چیزها استعداد شگرفی داشتی، جین.

00:41:06.040 --> 00:41:09.520
‫و بعد جیمز عزیزم با اشعارش
‫ما را مسحور می‌کرد.

00:41:11.280 --> 00:41:13.040
‫آره، همین ‌طور بود.

00:41:15.280 --> 00:41:16.840
‫وای، جین...

00:41:20.280 --> 00:41:22.040
‫چه روزگار خوشی بود.

00:41:40.520 --> 00:41:42.360
‫مری رفت؟

00:41:42.360 --> 00:41:44.040
‫آره، رفت.

00:41:48.040 --> 00:41:51.040
‫دیدن شادی شما دو نفر تأثیرگذار بود.

00:41:51.040 --> 00:41:54.520
‫اتفاقات ناگوار معمولاً بهترین
‫جنبه‌های مری رو نشون میدن.

00:41:54.520 --> 00:41:57.520
‫چیزی که نگرانش می‌کنه موفقیته.

00:42:00.040 --> 00:42:03.280
‫الان بیشتر از گذشته
‫من رو مایه‌ی ترحم می‌دونه.

00:42:04.760 --> 00:42:07.760
‫و منی که روزگاری
‫شادترین زن انگلستان بودم،

00:42:09.040 --> 00:42:11.280
‫از نظرش فقط یه تراژدی بودم.

00:42:14.040 --> 00:42:17.040
‫بقیه هم من رو مثل مری می‌دیدن؟

00:42:18.040 --> 00:42:19.920
‫یه موجود غمگین و عبوس؟

00:42:24.280 --> 00:42:26.760
مگه ‫مهمه دیگران چی فکر می‌کنن؟

00:42:26.760 --> 00:42:28.280
‫مهمه.

00:42:29.280 --> 00:42:31.040
‫برای من مهمه.

00:42:32.520 --> 00:42:35.680
‫نمی‌خوام دنیا از اندوه‌م باخبر بشه.

00:42:36.680 --> 00:42:39.040
‫فقط شادی‌های داستان‌هام رو بدونن..

00:42:46.520 --> 00:42:48.800
‫بگو چه می‌خوای؟

00:42:48.800 --> 00:42:51.840
‫جز مرگ هیچی نمی‌خوام.

00:42:55.280 --> 00:42:57.360
‫دیگه چیزی باقی نمانده...

00:42:59.120 --> 00:43:00.840
‫عزیز دلم...

00:43:03.360 --> 00:43:05.680
‫تا به آرامش برسی.

00:43:22.760 --> 00:43:24.520
‫جین آستن...

00:43:28.040 --> 00:43:30.280
‫تو بهترین...

00:43:33.760 --> 00:43:35.920
‫وفادارترین،

00:43:38.760 --> 00:43:40.760
‫محبوب‌ترین،

00:43:40.760 --> 00:43:43.280
‫و بااستعدادترین خواهر بودی.

00:43:46.760 --> 00:43:48.920
‫و من، کسی آستن

00:43:52.040 --> 00:43:55.520
‫خوشبخت‌ترین خواهر بودم
‫که تونستم تو رو دوست داشته باشم.

00:45:39.280 --> 00:45:42.520
‫امیدوارم مزاحمت نشده باشم، عزیزم.

00:45:42.520 --> 00:45:46.760
‫خوشحالم که اینطور شاد و مسرور می‌بینمت.

00:45:46.760 --> 00:45:49.320
‫فکر می‌کنم آقای لیدردیل...؟

00:45:49.320 --> 00:45:51.040
‫پیشنهاد ازدواج داده. آره!

00:45:51.040 --> 00:45:53.040
‫آره، داد.

00:45:53.040 --> 00:45:56.760
‫و من با کمال میل و از صمیم قلب پذیرفتم.

00:45:57.760 --> 00:46:00.400
‫ازت ممنونم که اصرار کردی برم دنبالش.

00:46:00.400 --> 00:46:03.520
‫از داینا هم ممنونم
‫که این فرصت رو فراهم کرد.

00:46:03.520 --> 00:46:05.760
‫و از جین عزیز، برای الهام‌بخشیش.

00:46:11.280 --> 00:46:14.760
‫فکر می‌کنم دلیل کافی برای جشن داریم، نه؟

00:46:16.360 --> 00:46:22.280
تازه مطمئنم که کشیش جدید
‫و همسرش نیازی به اینا نخواهند داشت.

00:46:28.520 --> 00:46:30.280
‫خب...

00:46:30.280 --> 00:46:32.120
‫دلم براتون تنگ میشه،

00:46:32.120 --> 00:46:34.640
‫اما از اینکه دوباره توی تخت خودم می‌خوابم،
‫خوشحالم.

00:46:35.640 --> 00:46:37.760
‫منم! کجایید؟

00:46:37.760 --> 00:46:40.480
‫خانم، این رو زمین افتاده بود.

00:46:40.480 --> 00:46:43.040
‫نمی‌خواستم دست آدم نامناسبی بیفته،

00:46:43.040 --> 00:46:44.920
‫گفتم بهتره بدمش به شما.

00:46:44.920 --> 00:46:47.520
‫به‌هرحال، من که خوندن بلد نیستم،
‫به دردم نمی‌خوره.

00:46:48.520 --> 00:46:50.280
‫مرسی، داینای عزیز.

00:46:51.280 --> 00:46:53.040
‫خب، چه حکایتی!

00:46:53.040 --> 00:46:55.760
‫بازم قصد سفر کردی
‫بدون اینکه خواهرت،

00:46:55.760 --> 00:46:58.040
‫تنها خواهر باقی‌مونده‌ت رو مطلع کنی؟

00:46:59.040 --> 00:47:01.040
‫این دیگه چه وضعیه؟ بلند شو فوراً!

00:47:02.040 --> 00:47:03.070
‫ایزابلا، چه خوب که برگشتم.

00:47:03.070 --> 00:47:06.920
‫- وگرنه تا فردا آماده نمی‌شدیم.
‫- واقعاً لطف بزرگی کردی، خاله مری.

00:47:08.040 --> 00:47:11.520
‫راستی مری، درباره‌ی نامه‌های الایزا...

00:47:13.040 --> 00:47:15.760
‫شاید بتونی تو کمد اتاقش رو بگردی.

00:47:15.760 --> 00:47:18.840
‫تنها جاییه که موفق نشدم بگردم.

00:47:18.840 --> 00:47:21.040
‫اگه درست خاطرم باشه...

00:47:21.040 --> 00:47:24.920
‫الایزا، نامه‌های جین رو
‫با روبان آبی بسته بود.

00:47:26.520 --> 00:47:29.360
‫باشه.
‫همین حالا میرم.

00:47:29.360 --> 00:47:31.280
‫خب، بیا ایزابلا.

00:47:31.280 --> 00:47:34.680
‫اون مرد نفرت‌انگیز، داندس،
‫به‌زودی از راه می‌رسه

00:47:34.680 --> 00:47:36.704
‫و کاساندرا هم ما رو می‌بخشه

00:47:36.704 --> 00:47:39.240
‫که اون رو تنها می‌ذاریم
‫تا منتظر کالسکه‌‌ش بمونه.

00:47:40.240 --> 00:47:41.800
‫بخشیدمت.

00:47:45.040 --> 00:47:47.040
‫خداحافظ، عزیزم.

00:47:47.040 --> 00:47:50.280
‫اقامتم تو این خونه
‫برام خیلی ارزش داشت.

00:47:53.520 --> 00:47:57.760
‫دو دست از بهترین ظروف چینی رو با خود ببر.

00:47:57.760 --> 00:47:59.760
‫کسی متوجه نمیشه.

00:48:00.760 --> 00:48:03.760
‫دیگه بیش از حد شلوغش نکنید.

00:48:03.760 --> 00:48:06.120
‫بهترین وداع‌ها همیشه کوتاه‌ترینن.

00:48:06.120 --> 00:48:07.600
‫داینا.

00:48:09.280 --> 00:48:10.760
‫خانم.

00:48:10.760 --> 00:48:14.640
‫مراقب خودتون باشید
‫و تو هوای بارونی بیرون نرید.

00:48:18.560 --> 00:48:21.760
‫پس این آخرین باریه
‫که من و تو توی این خونه همدیگه رو می‌بینیم.

00:48:22.760 --> 00:48:25.720
‫اینجا سرشار از خاطراتمونه
‫و حالا همه از بین میره.

00:48:26.720 --> 00:48:29.960
‫خاطرات تو ذهنمون محفوظ می‌مونه.

00:48:29.960 --> 00:48:33.120
‫تنها کاری که می‌تونیم بکنیم
‫اینه که اونا رو صادقانه،

00:48:34.120 --> 00:48:37.520
‫برای آیندگان بازگو کنیم.

00:48:37.520 --> 00:48:40.920
‫نه اینکه کسی به سرگذشت ما، زنان، علاقه‌منده!

00:48:44.520 --> 00:48:46.280
‫پس خداحافظ...

00:48:50.040 --> 00:48:51.760
‫خواهرم.

00:49:27.360 --> 00:49:28.880
‫برو حیوون!

00:49:47.040 --> 00:49:49.360
‫این، آخرین نامه‌ی من خواهد بود.

00:49:49.360 --> 00:49:52.680
‫دیگه توان نوشتن ندارم، الایزا،

00:49:52.680 --> 00:49:55.280
‫ولی بابت دوستیت ممنونم،

00:49:55.280 --> 00:49:57.920
‫و عمری طولانی، همراه با سلامتی
‫و شادی برات آرزو می‌کنم.

00:49:59.280 --> 00:50:02.840
‫ازت خواهش میکنم
‫که از کَسِ عزیز و دلبندم مراقبت کنی.

00:50:07.040 --> 00:50:11.040
‫حمله‌ی دیگه‌ای از این دردِ غم‌انگیز
‫من رو توی چنگال خودش گرفته،

00:50:11.040 --> 00:50:16.040
‫و چنان ناتوانم کرده
‫که دیگه امیدی به بهبودی ندارم.

00:50:17.520 --> 00:50:21.520
‫اما نباید برام دلسوزی کنی،
‫چون اگه الان مرگ من رو بطلبه

00:50:21.520 --> 00:50:25.280
‫مطمئنم که خوشبخت‌ترین زن دنیا خواهم بود.

00:50:26.760 --> 00:50:28.555
‫کلمات در وصف مهربانی خانواده‌ام

00:50:28.555 --> 00:50:30.096
‫در این دوران بیماری یاری‌ام نمیکنن.

00:50:31.887 --> 00:50:34.701
‫و کاساندرا، همواره

00:50:35.344 --> 00:50:37.344
‫مهربان‌ترین،

00:50:38.240 --> 00:50:39.990
‫باملاحظه‌ترین خواهر در طول زندگیم بوده.

00:50:40.080 --> 00:50:42.280
‫همیشه من رو در پناه خودش گرفته،

00:50:42.280 --> 00:50:45.640
‫و می‌دونم که بعد از رفتنم،
‫حافظ میراث من خواهد بود.

00:50:46.640 --> 00:50:48.760
‫اما چیزی که بهش بدهکارم...

00:50:48.760 --> 00:50:51.040
‫جز اشک کاری از دستم بر نمیاد

00:50:51.040 --> 00:50:55.120
‫و فقط امیدوارم که زندگیش،
‫بیش از پیش سرشار از برکت باشه.

00:50:56.560 --> 00:50:59.760
‫روزهای پیش رو دشوار خواهند بود.

00:50:59.760 --> 00:51:02.760
‫ما هرگز تحمل دوری نداشتیم...

00:51:04.040 --> 00:51:06.920
‫اما حالا که به این جدایی نهایی نزدیک می‌شم...

00:51:07.920 --> 00:51:10.760
‫به طور خودخواهانه‌ای خوشحالم که سرنوشت،

00:51:10.760 --> 00:51:12.920
‫بار این اندوه رو به دوش من نگذاشت.

00:51:14.560 --> 00:51:16.280
در اون صورت چطوری دووم میاوردم؟

00:51:17.520 --> 00:51:20.040
‫چه زندگی‌ای می‌تونست در انتظارم باشه،

00:51:20.040 --> 00:51:22.280
‫اگر اون رو در کنار خودم نداشتم؟

00:51:25.760 --> 00:51:27.920
‫با مهر و محبتی بی‌پایان...

00:51:30.520 --> 00:51:32.200
‫جین.

00:51:33.224 --> 00:51:53.224
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.