﻿WEBVTT

00:00:03.100 --> 00:00:14.100
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:15.156 --> 00:00:19.786
‫خیلی وقت پیش فهمیدم که قصه‌ها
‫نه کاملاً درست هستن و نه کاملاً غلط.

00:00:21.538 --> 00:00:23.873
‫اونا با نیمه‌هایی از حقیقت، دروغ‌هایی که به خوبی تعریف شدن،

00:00:23.957 --> 00:00:27.252
‫یا خاطرات مبهم آدما تغذیه میشن.

00:00:31.965 --> 00:00:35.260
‫خاطراتی که تو دود اجاق‌ها
‫گم میشن...

00:00:35.927 --> 00:00:39.848
‫با بوی ادویه‌ها عجین میشن
‫و مثل یه دستور غذا...

00:00:40.431 --> 00:00:43.309
‫به مشابه یه مواد اولیه‌ی دیگه
‫با غذا قاطی میشن.

00:00:43.333 --> 00:00:47.133
‫«سال 1892»

00:00:47.772 --> 00:00:51.234
‫این داستان خاله مادرم تیتاست.

00:00:52.026 --> 00:00:54.571
‫مطمئن نیستم دقیقاً همینجوری
‫اتفاق افتاده باشه.

00:00:54.946 --> 00:00:58.366
‫یه بخشیش رو برام تعریف کردن
‫و بقیه‌ش رو تو دفتر خاطراتش...

00:00:58.450 --> 00:01:00.243
‫و کتاب دستور غذای قدیمی آبی رنگش خوندم.

00:01:02.454 --> 00:01:05.290
‫هرچند با گذر زمان، اون کتاب به یه جور خاطره تبدیل شد.

00:01:06.708 --> 00:01:08.835
‫خاطره‌ای از زندگی‌ای که تجربه نکرده بودم،

00:01:08.918 --> 00:01:13.047
‫ولی به نوعی، الان دیگه بخشی از زندگیم شده.

00:01:27.353 --> 00:01:30.899
‫میگن تیتا حتی وقتی تو شکم مادربزرگم بود،

00:01:31.483 --> 00:01:34.152
‫یه رابطه‌ی خیلی نزدیکی با غذا داشت.

00:01:34.235 --> 00:01:36.529
‫موقع خرد کردن پیاز گریه می‌کرد.

00:01:39.073 --> 00:01:41.159
‫باید نصف پیاز بذاری رو سرت.

00:01:41.659 --> 00:01:42.952
‫دوباره بچه داره گریه می‌کنه.

00:01:44.287 --> 00:01:45.830
‫مسخره‌بازی درنیار، ناچا.

00:01:47.582 --> 00:01:52.962
‫یه روز گریه‌ش اونقدر شدید بود
‫که باعث شد زودتر به دنیا بیاد.

00:01:56.090 --> 00:01:59.260
‫نفس بکش، نفس بکش، نترس.
‫زود باش.

00:02:00.678 --> 00:02:01.805
‫برو بالا، بالا.

00:02:03.014 --> 00:02:06.267
‫برو بالا، بالا. آفرین. بالا، بالا.

00:02:14.400 --> 00:02:16.778
‫نفس بکش، نفس بکش.

00:02:19.322 --> 00:02:22.033
‫نفس بکش. نفس عمیق بکش.
‫نترس.

00:02:22.117 --> 00:02:24.160
‫میگن مادربزرگم النا،

00:02:24.244 --> 00:02:26.454
‫با درد خیلی بیشتری از حد معمول زایمان کرد.

00:02:27.247 --> 00:02:31.459
‫انگار یه چیزی تو وجودش
‫مانع زایمان می‌شد.

00:02:32.210 --> 00:02:36.673
‫یه کم دیگه مونده. داره تموم میشه.

00:02:36.756 --> 00:02:39.425
‫نگام کن! نگام کن! نفس بکش.

00:02:39.509 --> 00:02:43.179
‫اینجوری بود که تیتا با سیل عظیمی از اشک...

00:02:43.263 --> 00:02:45.932
‫به معنای واقعی به این دنیا هل داده شد.

00:03:17.088 --> 00:03:21.009
‫میگن اشک‌ها اونقدر زیاد بودن
‫که وقتی تبخیر شدن،

00:03:21.342 --> 00:03:24.304
‫ناچا تونست یه کیسه پنج کیلویی نمک پر کنه...

00:03:24.637 --> 00:03:27.515
‫که تا چند سال باهاش غذا می‌پختن.

00:03:37.776 --> 00:03:39.027
‫تیتا با گریه به دنیا اومد.

00:03:40.320 --> 00:03:43.198
‫شاید چون حس می‌کرد مادرش اون رو نمی‌خواد.

00:03:44.574 --> 00:03:47.619
‫شاید چون تو دنیایی به دنیا اومد
‫که مردها توش حکمرانی می‌کردن.

00:03:49.287 --> 00:03:54.167
‫یا شاید چون می‌تونست حس کنه
‫که سرنوشتش از قبل تعیین شده...

00:03:54.834 --> 00:03:59.005
‫و زندگیش یه نبرد سخت و طولانی
‫برای به دست آوردن خوشبختی خواهد بود.

00:04:01.132 --> 00:04:06.179
‫«مثل آب برای شکلات»

00:04:08.765 --> 00:04:10.016
‫یک...

00:04:11.101 --> 00:04:12.143
‫دو...

00:04:14.479 --> 00:04:15.814
‫سه...

00:04:17.065 --> 00:04:18.233
‫چهار...

00:04:22.070 --> 00:04:23.154
‫پنج...

00:04:25.073 --> 00:04:26.116
‫شیش...

00:04:28.868 --> 00:04:30.078
‫هفت...

00:04:34.374 --> 00:04:35.625
‫هشت...

00:04:38.169 --> 00:04:39.212
‫نه...

00:04:40.255 --> 00:04:42.799
‫نه، نرو اونجا. اون اتاق مامانه.

00:04:42.882 --> 00:04:44.801
‫- خب که چی؟
‫- اجازه نداریم بریم اونجا.

00:04:44.884 --> 00:04:47.011
‫چه بهتر، گرترودیس اینجا دنبالمون نمی‌گرده.

00:04:51.141 --> 00:04:52.392
‫ده! دارم میام!

00:05:18.668 --> 00:05:19.919
‫کجایین؟

00:05:23.548 --> 00:05:26.426
‫- پیدات کردم!
‫- قبول نیست.

00:05:26.509 --> 00:05:27.844
‫کی رفته تو اتاق من؟

00:05:28.428 --> 00:05:29.679
‫تیتا، مامان جون.

00:05:29.762 --> 00:05:31.306
‫خبرچینی نکن، روسورا.

00:05:40.899 --> 00:05:45.445
‫چطور جرئت کردی، تیتا دلا گارزا!
‫دفعه آخرت باشه.

00:05:45.528 --> 00:05:46.780
‫مامان...

00:06:27.195 --> 00:06:28.279
‫تیتا!

00:06:33.076 --> 00:06:34.869
‫تیتا، ناراحت نباش.

00:06:34.953 --> 00:06:37.956
‫ناراحت نیستم. از دست روسورا عصبانیم.

00:06:38.373 --> 00:06:41.084
‫می‌دونی که روسورا فقط می‌خواد
‫پیش مامان خودشیرینی کنه.

00:06:41.918 --> 00:06:44.504
‫بیا بریم مزرعه ذرت
‫با بچه‌ها بازی کنیم.

00:06:45.547 --> 00:06:46.756
‫خواهش می‌کنم، تیتا.

00:06:57.851 --> 00:06:58.935
‫اون کیه؟

00:07:00.103 --> 00:07:03.231
‫اون پدروئه، پسر همسایه‌مون،
‫موزکیزه.

00:07:03.314 --> 00:07:05.275
‫تازه از مدرسه شبانه‌روزی برگشته.

00:07:09.696 --> 00:07:13.116
‫هی، شرط می‌بندم نمی‌تونین
‫برسین اون طرف مزرعه ذرت.

00:07:13.199 --> 00:07:16.119
‫هر کی برنده شد می‌تونه
‫ده بار بقیه رو بزنه.

00:07:16.202 --> 00:07:18.288
‫- من دخترا رو نمی‌زنم.
‫- ولی من می‌زنم.

00:07:57.952 --> 00:08:01.623
‫مثل شکلاتی که با فلفل خشک
‫ذوب میشه تا سس رو آماده کنه،

00:08:02.207 --> 00:08:06.586
‫روح تیتا و پدرو
‫تو ابدیت اون لحظه ذوب شد.

00:08:10.006 --> 00:08:12.425
‫تیتا و پدرو بدون اینکه حرفی بزنن،

00:08:13.009 --> 00:08:16.805
‫به هم قول دادن
‫تا ابد همدیگه رو دوست داشته باشن.

00:08:26.100 --> 00:08:28.100
‫«سال 1908»

00:08:31.361 --> 00:08:32.821
‫تیتا بدون مراقبت مادرش،

00:08:33.238 --> 00:08:35.532
‫تو آشپزخونه و کنار ناچایی بزرگ شد...

00:08:36.282 --> 00:08:39.119
‫که تمام دانش آشپزیش رو
‫بهش منتقل کرد.

00:08:41.788 --> 00:08:44.582
‫میراثی که از نسل‌های زیادی به ارث رسیده بود.

00:08:45.125 --> 00:08:46.668
‫دو قاشق غذاخوری خامه اضافه کن.

00:08:49.379 --> 00:08:52.799
‫تو کتاب دستور غذا نوشته که
‫برای درست کردن کیک خامه‌ای،

00:08:52.882 --> 00:08:55.260
‫باید زرده رو از سفیده جدا کنی

00:08:55.343 --> 00:08:59.722
‫و با خامه هم بزنی تا مایه نازک بشه.

00:09:02.225 --> 00:09:04.727
‫آروم.
‫آروم هم بزن تا خوب مخلوط بشه.

00:09:08.231 --> 00:09:12.819
‫بعد، چند دقیقه میذاری تو یه ظرف آغشته به کره بمونه.

00:09:13.319 --> 00:09:14.821
‫یادت باشه، فقط دو تا، باشه؟

00:09:15.780 --> 00:09:19.659
‫سفیده‌های باقی مونده رو با شکر، پوست پرتقال،

00:09:20.034 --> 00:09:22.370
‫رازیانه و میخک قاطی می‌کنیم تا شیرع درست بشه.

00:09:32.922 --> 00:09:33.965
‫بفرما.

00:09:37.886 --> 00:09:38.928
‫خوبه؟

00:09:39.888 --> 00:09:42.891
‫ناچا همه‌ی ترفندها رو به تیتا یاد داد.

00:09:56.613 --> 00:09:58.156
‫چیزی که هیچکدومشون نمی‌دونستن،

00:09:59.157 --> 00:10:01.534
‫این بود که تیتا یه توانایی باورنکردنی داشت...

00:10:01.618 --> 00:10:04.871
‫و می‌تونست احساساتش رو به غذاهایی که
‫درست می‌کرد منتقل کنه.

00:10:07.499 --> 00:10:09.542
‫این شیرینی‌ها رو برای کی درست می‌کنی؟

00:10:14.589 --> 00:10:18.426
‫چه شادی بود چه غم،
‫همه چیز با وجودش عجین می‌شد.

00:10:19.427 --> 00:10:22.847
‫انگار خود تیتا هم
‫یکی از مواد اولیه‌ی غذا بود.

00:10:37.756 --> 00:10:40.323
‫<c.colorff41ac>کیک خامه‌ای</c>

00:10:49.916 --> 00:10:51.167
‫ببین چی واسه‌ت آوردم.

00:10:58.591 --> 00:11:00.635
‫از کجا می‌دونستی شیرینی مورد علاقمه؟

00:11:01.719 --> 00:11:04.597
‫یه بار بهم گفته بودی، یادم مونده بود.

00:11:14.649 --> 00:11:16.860
‫وقتی رفتی شهر، واسه‌م نامه می‌نویسی؟

00:11:17.735 --> 00:11:19.904
‫معلومه! چرا ننویسم؟

00:11:25.660 --> 00:11:27.829
‫- هر روز؟
‫- هر روز، تیتا.

00:11:28.663 --> 00:11:29.747
‫هر روزِ روز.

00:11:37.005 --> 00:11:38.840
‫این شیرینیا دارن دیوونه‌م می‌کنن.

00:11:48.475 --> 00:11:50.602
‫شیرینیا پر بودن از همه چیزایی...

00:11:50.685 --> 00:11:52.687
‫که تیتا نمی‌تونست با کلمات بیان کنه.

00:11:59.694 --> 00:12:01.696
‫اضطراب دوری از پدرو.

00:12:04.073 --> 00:12:06.451
‫ترس از دست دادن پیوندی که
‫بینشون شکل گرفته بود.

00:12:08.703 --> 00:12:12.791
‫ولی امید به اینکه  این فاصله
‫باعث بیشتر شدن عشقشون بشه.

00:12:27.639 --> 00:12:30.475
‫وقتی برگردم،
‫دیگه هیچی نمی‌تونه ما رو از هم جدا کنه.

00:12:53.623 --> 00:12:56.501
‫<c.colorff41ac>شهر پوئبلا</c>

00:12:56.584 --> 00:12:59.087
‫دیروز، دیکتاتور پورفیریو دیاز

00:12:59.170 --> 00:13:02.090
‫جرئت کرد آقای فرانسیسکو مادرو رو
‫تو مونتری دستگیر کنه.

00:13:03.133 --> 00:13:07.637
‫<c.colorff41ac>«دو سال بعد»</c>
‫دیاز فکر می‌کنه با دستگیر کردنش
‫قدرتشو نشون میده. اشتباه می‌کنه

00:13:08.346 --> 00:13:12.934
‫مشخصاً از جنبش ما ترسیده،
‫و مجبوره همه‌مون رو دستگیر کنه...

00:13:13.017 --> 00:13:16.479
‫تا صدای انتخابات مؤثر و عدم انتخاب مجدد رو خفه کنه.

00:13:16.563 --> 00:13:19.190
‫انتخابات مؤثر، عدم انتخاب مجدد!

00:13:19.274 --> 00:13:23.236
‫دوستان، جایگزین شدن دیاز با قانون
‫به دست ما انجام میشه.

00:13:24.112 --> 00:13:28.450
‫قانون انتخابات آزاد.
‫قانون رای برای حکومت.

00:13:29.993 --> 00:13:34.873
‫قانون رای مردم.
‫انتخابات مؤثر، عدم انتخاب مجدد!

00:13:34.956 --> 00:13:37.000
‫انتخابات مؤثر، عدم انتخاب مجدد!

00:13:39.502 --> 00:13:41.796
‫به جرم تحریک به شورش دستگیر میشی.

00:13:41.880 --> 00:13:44.048
‫اینجا چیکار می‌کنید؟
‫کسی شما رو خبر نکرده.

00:13:59.689 --> 00:14:01.357
‫سزار!

00:14:03.651 --> 00:14:07.071
‫سزار! سزار! کمک!

00:14:07.864 --> 00:14:10.325
‫سزار! سزار، جواب بده! سزار!

00:14:11.409 --> 00:14:14.078
‫بیا بریم. پدرو!

00:14:37.769 --> 00:14:38.895
‫ببخشید.

00:14:39.938 --> 00:14:41.898
‫حالا تو بزن، گرترودیس.

00:14:47.695 --> 00:14:48.947
‫گرترودیس...

00:14:51.407 --> 00:14:53.660
‫فکر کنم امروز به اندازه کافی تمرین کردی.

00:14:54.119 --> 00:14:55.787
‫- بله مامان.
‫- در واقع، پیِر،

00:14:56.287 --> 00:14:58.581
‫فکر کنم دخترم می‌تونه
‫به تنهایی تمرین کنه.

00:14:59.165 --> 00:15:01.292
‫اگه بازم به آموزش احتیاج داشتیم،
‫خبرت می‌کنیم.

00:15:01.376 --> 00:15:02.961
‫- مامان...
‫- نه...

00:15:04.462 --> 00:15:06.714
‫آموزش به شما باعث افتخارم بود، گرترودیس.

00:15:08.299 --> 00:15:10.844
‫مادام. مادمازل

00:15:11.553 --> 00:15:14.097
‫- بدرقه‌تون می‌کنم.
‫- نه، نیازی نیست.

00:15:14.180 --> 00:15:15.431
‫خودم می‌خوام. از این طرف.

00:15:17.892 --> 00:15:20.645
‫- می‌خوای باهاشون برم، مامان؟
‫- تیتا، تو برو.

00:15:24.482 --> 00:15:25.942
‫نذار از جلوی چشمت جُم بخورن.

00:15:38.621 --> 00:15:39.664
‫هی.

00:15:44.502 --> 00:15:45.670
‫پنج دقیقه وقت دارین.

00:15:56.514 --> 00:15:58.433
‫خیلی ازش کار می‌کشید، رئیس.

00:15:59.309 --> 00:16:00.685
‫مورو اسب خیلی نجیبیه.

00:16:01.811 --> 00:16:03.980
‫و از پس هر کاری برمیاد.

00:16:04.773 --> 00:16:07.817
‫ولی اگه بهش استراحت ندی
‫و مدام سوارش بشی...

00:16:07.901 --> 00:16:10.528
‫اگه نتونم سوارش بشم، پس اسب می‌خوام چیکار،‌خوان؟

00:16:10.612 --> 00:16:11.738
‫نگاه کن.

00:16:13.156 --> 00:16:15.241
‫این استخون داره می‌زنه بیرون.

00:16:15.325 --> 00:16:18.912
‫مطمئنی نعل رو اشتباه نبستی
‫یا سُمش رو درست تمیز نکردی؟

00:16:18.995 --> 00:16:21.039
‫اگه جاتون بودم سر اسب با خوان بحث نمی‌کردم.

00:16:21.122 --> 00:16:22.582
‫- پسرم!
‫- پدرو.

00:16:22.665 --> 00:16:23.708
‫صبح بخیر.

00:16:24.667 --> 00:16:26.878
‫حالتون چطوره، عمو؟
‫از دیدنتون خوشحالم.

00:16:27.754 --> 00:16:29.130
‫منم از دیدنت خوشحالم.

00:16:29.214 --> 00:16:31.257
‫می‌بینی وکیلای این دوره زمونه چقدر زود بیدار میشن؟

00:16:31.800 --> 00:16:34.344
‫این دفعه به خاطر سفر اشتباهت رو نادیده می‌گیرم،
‫ولی از فردا...

00:16:34.427 --> 00:16:37.722
‫صبح اول وقت بیدار میشی،
‫وگرنه یه سطل آب میریزم روت.

00:16:37.806 --> 00:16:39.015
‫باشه، قبوله.

00:16:39.098 --> 00:16:40.975
‫پس می‌مونی؟

00:16:41.601 --> 00:16:45.105
‫کجا می‌خواستی بره؟
‫زیادی حقوق و قانون تو مخ پسرم رفته.

00:16:45.188 --> 00:16:47.315
‫وقتشه که اینجا پیش پدرش باشه،

00:16:47.398 --> 00:16:48.858
‫و این مزرعه رو اداره کنه، مگه نه؟

00:16:48.942 --> 00:16:49.943
‫درسته.

00:16:50.944 --> 00:16:54.823
‫خوان! کی می‌تونیم یه سواری حسابی
‫تا تپه داشته باشیم؟

00:16:55.907 --> 00:16:58.034
‫- فردا.
‫- خوبه.

00:16:58.701 --> 00:17:01.871
‫به بابات بگو در انبار رو باز بذاره.
‫می‌خوام چند تا عقرب نقاشی کنم.

00:17:01.955 --> 00:17:04.874
‫وقتی بهش بگم خیلی خوشحال میشه، پدرو.

00:17:09.671 --> 00:17:12.382
‫خوشحال شدم دیدمتون، عمو.
‫به خانمتون سلام برسونید.

00:17:13.174 --> 00:17:15.718
‫می‌رسونم، پدریتو. سلامت رو می‌رسونم.

00:17:22.892 --> 00:17:26.104
‫دیگه بسه، خوان.
‫بذار مورو استراحت کنه.

00:17:27.105 --> 00:17:29.816
‫کارامِلو رو زین کن.
‫و اون مادیون رو برای برادرم آماده کن.

00:17:32.735 --> 00:17:37.157
‫خوان، پسرم دیگه بچه نیست،
‫تو هم نیستی.

00:17:37.824 --> 00:17:40.702
‫پس از این به بعد می‌خوام
‫بهش بگی جناب پدرو، درست مثل خودم.

00:17:40.785 --> 00:17:42.579
‫یا حداقل رئیس صداش بزن، فهمیدی؟

00:17:45.165 --> 00:17:46.374
‫فهمیدم، رئیس.

00:18:40.053 --> 00:18:42.639
‫فکر کنم شما و دخترای دوست داشتنیتون رو

00:18:42.722 --> 00:18:44.933
‫تو جشن صدمین سال استقلال می‌بینیم.

00:18:45.475 --> 00:18:49.104
‫از این رقص‌های مسخره بدم میاد.
‫ولی آره، باید بریم.

00:18:49.187 --> 00:18:50.188
‫چطور نمیشه بریم؟

00:18:50.271 --> 00:18:53.108
‫اونجا پر از مردای محترم آماده ازدواجه.

00:18:53.191 --> 00:18:55.235
‫درسته. به همین درد می‌خوره.

00:18:59.447 --> 00:19:00.657
‫داره میاد.

00:19:01.241 --> 00:19:03.451
‫تیتا، میشه با هم صحبت کنیم؟

00:19:05.745 --> 00:19:06.913
‫حالت چطوره، پدرو؟

00:19:08.164 --> 00:19:09.916
‫خانم النا. حال شما چطوره؟

00:19:10.500 --> 00:19:13.545
‫- خوبم. حال پدرت چطوره؟
‫- خیلی خوبه، ممنون.

00:19:14.587 --> 00:19:16.464
‫- سلام برسون.
‫- سلامت باشین.

00:19:25.598 --> 00:19:26.724
‫کاری که گفتم رو انجام بده.

00:19:33.356 --> 00:19:37.235
‫کل شهر به خاطر این جشن صدساله‌ی مسخره
‫به هم ریخته.

00:19:39.487 --> 00:19:41.614
‫رقص خسته‌کننده‌ترین چیز ممکنه، مامان.

00:19:41.698 --> 00:19:44.784
‫ولی اگه اصرار داری، خب،
‫شاید مجبور باشیم بریم.

00:19:45.410 --> 00:19:47.704
‫اگه بریم، به خاطر خواهرت روسورا میریم،

00:19:47.787 --> 00:19:49.038
‫پس زیادی ذوق نکن.

00:19:52.584 --> 00:19:55.170
‫موزکیز جوان برای چی می‌خواست
‫باهات حرف بزنه؟

00:19:56.129 --> 00:19:57.380
‫نمی‌دونم، مامان.

00:19:57.964 --> 00:19:59.507
‫و راستش واسه‌م مهم نیست.

00:20:18.526 --> 00:20:23.114
‫- با این لباس شبیه مادربزرگ شدم.
‫- خب، اینا مال مادربزرگ لولا بودن.

00:20:23.490 --> 00:20:26.201
‫مامان تا حالا بیست بار
‫وصله‌پینه‌شون کرده.

00:20:26.284 --> 00:20:28.119
‫چرا نمی‌تونیم لباس نو بخریم؟

00:20:28.578 --> 00:20:31.664
‫به همون دلیلی که مامان نمی‌تونه
‫سقف انبارها رو تعمیر کنه.

00:20:31.748 --> 00:20:34.167
‫از پرداخت حقوق کشاورزها
‫عقب می‌مونه.

00:20:34.584 --> 00:20:38.922
‫قدیما چه خوب بوده، حاضر بودم واسه پوشیدن همچین لباسی
‫به جشن رقص برم.

00:20:39.964 --> 00:20:43.176
‫شاید یکی رو پیدا می‌کردم
‫که به خاطر قدیمی بودنش بخواد درش بیاره.

00:20:43.802 --> 00:20:46.054
‫- هی، فینا!
‫- چطوره همین الان تنت کنی؟

00:20:47.430 --> 00:20:48.681
‫- نه...
‫- کمکم کن

00:20:48.765 --> 00:20:50.016
‫نه، صبر کن، صبر کن.

00:20:52.560 --> 00:20:54.813
‫- این اینجوریه.
‫- پشت و روئه.

00:20:55.688 --> 00:20:57.482
‫حتماً پدرو میاد جشن.

00:20:57.982 --> 00:21:00.276
‫- به من چه؟
‫- چه خبر از پدرو؟

00:21:00.944 --> 00:21:03.321
‫قول داد نامه بنویسه، ولی ننوشت.

00:21:04.405 --> 00:21:06.950
‫حتماً شهر پر از دخترای خوشگل بوده، تیتا.

00:21:07.575 --> 00:21:10.286
‫که چی؟ منم خوشگلم.

00:21:11.579 --> 00:21:15.041
‫به فرض که زشتبودم، تو دو سال
‫یه نامه هم به دستم نرسید.

00:21:15.917 --> 00:21:19.420
‫- پدرو دوستت داره، تیتا.
‫- از کجا می‌دونی؟

00:21:19.504 --> 00:21:23.049
‫خب، چون دیدم چجوری نگاش می‌کنه.

00:21:25.051 --> 00:21:26.427
‫هنوز آماده نشدین؟

00:21:28.179 --> 00:21:31.599
‫این چه لباسیه، فینا؟
‫همین الان درش بیار.

00:21:31.683 --> 00:21:32.725
‫چشم، خانم.

00:21:34.018 --> 00:21:35.603
‫امشب شب خواهرته.

00:21:37.355 --> 00:21:40.150
‫پس، می‌دونید که اگه کسی
‫ازتون درخواست رقص کرد،

00:21:40.233 --> 00:21:42.902
‫باید بگید نه و بگید
‫از اون درخواست کنن.

00:21:46.114 --> 00:21:48.992
‫خیلی زیبا شدی، عزیزم.
‫فهمیدید؟

00:21:49.826 --> 00:21:51.077
‫- بله مامان.
‫- بله مامان.

00:22:58.228 --> 00:23:00.230
‫دکتر براون، غروب بخیر.

00:23:00.730 --> 00:23:02.023
‫گرترودیس.

00:23:03.900 --> 00:23:05.110
‫روسورا.

00:23:13.827 --> 00:23:15.995
‫تیتا، باورت نمیشه کی رو دیدم.

00:23:16.079 --> 00:23:18.123
‫- کی رو؟
‫- دکتر براون یادته؟

00:23:18.206 --> 00:23:19.332
‫آره

00:23:19.874 --> 00:23:22.001
‫- خیلی فرق کرده.
‫- واقعاً؟

00:23:30.025 --> 00:23:37.025


00:23:55.201 --> 00:23:58.872
‫- از طرف دیگه نگرانیم.
‫- چرا؟

00:23:58.955 --> 00:24:02.333
‫یه خبرایی مبنی بر شورش مردمی
‫به گوشم رسیده.

00:24:03.042 --> 00:24:04.169
‫بهتون که گفتم.

00:24:04.627 --> 00:24:07.005
‫خبر خوب اینه که مادرو
‫الان تو زندانه.

00:24:07.088 --> 00:24:09.674
‫شاید تو زندان باشه
‫ولی اون مادروهای شورشی

00:24:09.757 --> 00:24:11.509
‫هنوز دارن ذهن مردم رو شستشو میدن.

00:24:12.177 --> 00:24:14.471
‫قرار بود دموکرات باشن، نه؟

00:24:14.554 --> 00:24:17.515
‫انتخابات می‌خواستن،
‫حالا باید شکست رو قبول کنن.

00:24:18.850 --> 00:24:20.977
‫نظر موزکیز جوان چیه؟

00:24:23.396 --> 00:24:26.024
‫فکر می‌کنم دیاز با این نتایج
‫به خودش کمکی نکرده.

00:24:26.941 --> 00:24:29.986
‫فکر نمی‌کنید مسخره‌ست که
‫با 18000 رای برنده شد

00:24:30.069 --> 00:24:31.905
‫و مادرو حتی 200 تا هم نگرفت؟

00:24:32.447 --> 00:24:36.701
‫حق با اونه.
‫نمایش مسخره‌ای از قدرت بود.

00:24:37.952 --> 00:24:39.287
‫غروب بخیر، آقایون.

00:24:39.370 --> 00:24:40.705
‫- غروب بخیر.
‫- فلیپه.

00:24:41.915 --> 00:24:44.876
‫- خوشحالم می‌بینمت، برادرشوهر.
‫- منم همینطور، زن برادر.

00:24:45.919 --> 00:24:48.421
‫پدرو، شنیدم دانشگاه رو ول کردی.

00:24:48.505 --> 00:24:51.216
‫- مطمئنی؟
‫- موقتیه.

00:24:51.299 --> 00:24:52.717
‫الان اینجا بهم نیاز دارن.

00:24:53.676 --> 00:24:56.971
‫خوبه. فلیپه، فکر کنم رقص شروع شده.

00:24:57.430 --> 00:25:00.558
‫فکر کنم داره شروع میشه. آقایون.

00:25:01.976 --> 00:25:03.353
‫- با اجازه.
‫- خواهش می‌کنم.

00:25:05.647 --> 00:25:07.482
‫پس تو مزرعه می‌مونه.

00:25:08.483 --> 00:25:10.110
‫بالاخره این اتفاق باید یه روزی میفتاد.

00:25:10.944 --> 00:25:13.738
‫یه روز، همه چیزایی که متعلق به تو هست
‫رو تصاحب می‌کنه.

00:25:15.240 --> 00:25:16.241
‫بیا برقصیم.

00:25:16.324 --> 00:25:17.534
‫پدرو؟

00:25:18.576 --> 00:25:20.370
‫- رفیق.
‫- خیلی وقته ندیدمت.

00:25:22.539 --> 00:25:23.790
‫باید حرف بزنیم.

00:25:24.457 --> 00:25:25.625
‫بذار واسه بعداً.

00:25:26.626 --> 00:25:28.128
‫از دیدنت خوشحال شدم، سانتیاگو.

00:25:28.211 --> 00:25:31.089
‫و اون یاغی‌ها تا همین چند وقت پیش
‫کارگر بودن.

00:25:31.673 --> 00:25:34.551
‫نظرت درباره اون سیبیلوئه که اونجاست چیه؟

00:25:35.260 --> 00:25:38.388
‫اگه ریش میذاشت بهتر بود،
‫اینطوری کل صورتش پوشیده می‌شد.

00:25:38.930 --> 00:25:41.307
‫خانم‌های جوان، شما رو همه
‫عیب و ایراد میذارید.

00:25:43.560 --> 00:25:44.811
‫دکتر براون داره میاد.

00:25:47.897 --> 00:25:49.065
‫روسورا.

00:25:49.441 --> 00:25:50.692
‫- گرترودیس.
‫- دکتر.

00:25:51.568 --> 00:25:52.735
‫تیتا.

00:25:54.112 --> 00:25:55.363
‫کی فکرشو می‌کرد؟

00:25:55.738 --> 00:25:58.450
‫همین چند وقت پیش
‫یه دختربچه بودی، و حالا...

00:25:59.492 --> 00:26:02.620
‫خب، حالا تبدیل به یه خانم زیبا شدی.

00:26:03.204 --> 00:26:04.456
‫شما لطف دارید، دکتر براون.

00:26:23.016 --> 00:26:24.267
‫افتخار یه رقص رو بهم میدین؟

00:27:25.286 --> 00:27:27.497
‫- بله، دکتر براون.
‫- ببخشید؟

00:27:27.580 --> 00:27:29.707
‫می‌خوام باهاتون برقصم. بیاید.

00:27:29.791 --> 00:27:31.501
‫- گرترودیس...
‫- این رو که بلدید.

00:28:29.225 --> 00:28:31.561
‫- اینجوری حرف گوش می‌کنی؟
‫- من که اشتباهی نکردم.

00:28:31.644 --> 00:28:32.687
‫نکردی؟

00:28:33.271 --> 00:28:34.898
‫می‌دونستی نباید برقصی...

00:28:34.981 --> 00:28:38.026
‫و باید همه درخواست‌ها رو
‫به خواهرت معرفی می‌کردی.

00:28:38.109 --> 00:28:40.904
‫- پدرو از من خواست برقصم، نه روسورا.
‫- تو هم قبول کردی.

00:28:42.530 --> 00:28:44.783
‫اجازه نداری بری باهاش برقصی، تیتا.

00:28:44.866 --> 00:28:47.786
‫- گرترودیس هم داشت می‌رقصید.
‫- خواهرت رو قاطی این ماجرا نکن.

00:28:49.078 --> 00:28:51.956
‫همین بالا می‌مونی، و وای به حالت،
‫تیتا دلا گارزا،

00:28:52.040 --> 00:28:53.958
‫اگه برگردی و دوباره خجالتم بدی.

00:28:55.752 --> 00:28:56.795
‫بله، مامان.

00:29:04.636 --> 00:29:05.678
‫پدرو.

00:29:06.846 --> 00:29:07.972
‫با من بیا.

00:29:14.437 --> 00:29:17.107
‫- خوشحالم می‌بینمت.
‫- کارهامون چطور پیش میره؟

00:29:17.190 --> 00:29:20.068
‫خوب. تازه با چند تا گروه ارتباط گرفتم.

00:29:20.568 --> 00:29:22.362
‫اونا کشاورزن، کارگرن.

00:29:22.445 --> 00:29:25.031
‫کسایی که مزرعه‌های اربابا رو
‫ترک کردن.

00:29:25.115 --> 00:29:27.575
‫پر از خشمن، چیزی برای از دست دادن ندارن.

00:29:27.659 --> 00:29:29.953
‫هدف ما بدون این کارگرها
‫ارزشی نداره.

00:29:31.037 --> 00:29:33.873
‫ با این نفرتی که دارن
‫بدون اسلحه کاری از دستشون برنمیاد.

00:29:34.332 --> 00:29:36.459
‫همین روزا میرم تگزاس.

00:29:36.543 --> 00:29:38.503
‫می‌خوام پول و اسلحه جمع کنم.

00:29:39.003 --> 00:29:41.464
‫مطمئناً یه جایی به کمکت
‫احتیاج پیدا می‌کنم، پدرو.

00:29:41.548 --> 00:29:45.385
‫البته، برای همین برگشتیم اینجا.
‫نگاشون کن.

00:29:47.095 --> 00:29:50.223
‫فکر می‌کنن می‌تونن تا سی سال دیگه
‫همینجوری حکومت کنن.

00:29:51.349 --> 00:29:54.394
‫مادرو حق داره.
‫باید مردم رو هدایت و مسلح کنیم.

00:29:57.105 --> 00:29:58.148
‫به یاد سزار.

00:29:58.731 --> 00:29:59.941
‫به یاد سزار.

00:30:00.024 --> 00:30:01.276
‫مراقب خودت باش.

00:30:22.130 --> 00:30:25.383
‫- تو فوق‌العاده‌ای.
‫- ممنون، ولی بهتره وقت رو تلف نکنیم، باشه؟

00:30:25.467 --> 00:30:26.634
‫باشه.

00:30:28.678 --> 00:30:32.765
‫هیچوقت فراموشت نمی‌کنم.
‫تا آخر عمر تو خاطرم می‌مونی.

00:30:32.849 --> 00:30:34.559
‫- چیز دیگه‌ای هم هست؟
‫- دوستت دارم.

00:30:34.642 --> 00:30:35.894
‫منم دوستت دارم، پیِر.

00:30:35.977 --> 00:30:38.897
‫می‌تونی قبل از اینکه مامانم بیاد و پیدامون کنه
‫باهام عشقبازی کنی؟

00:30:40.857 --> 00:30:42.108
‫البته.

00:31:15.975 --> 00:31:21.064
‫تیتا، اون روز تو کلیسا
‫باهام مثل یه غریبه رفتار کردی.

00:31:23.316 --> 00:31:24.567
‫ولی همین الان،

00:31:27.904 --> 00:31:29.739
‫وقتی داشتیم می‌رقصیدیم، خودمون بودیم.

00:31:31.157 --> 00:31:32.408
‫مثل همیشه بودیم.

00:31:34.744 --> 00:31:36.037
‫من عوض نشدم، پدرو.

00:31:37.831 --> 00:31:39.082
‫منم نشدم.

00:31:39.707 --> 00:31:40.959
‫مطمئنی؟

00:31:41.292 --> 00:31:43.419
‫چون پدرویی که من می‌شناختم
‫سر قولش می‌موند.

00:31:46.297 --> 00:31:49.175
‫- گفت برام نامه می‌نویسه.
‫- نوشتم.

00:31:50.051 --> 00:31:52.929
‫- حتی یه نامه هم به دستم نرسید.
‫- تیتا، من چندین نامه نوشتم.

00:31:53.388 --> 00:31:54.514
‫چندین نامه؟

00:31:55.765 --> 00:31:57.100
‫هر روز نامه می‌نوشتم.

00:31:59.227 --> 00:32:03.106
‫هر روز هفته، بعدش از اینکه به هیچ کدومشون
‫جواب نمی‌دادی خسته شدم.

00:32:07.360 --> 00:32:08.445
‫پس...

00:32:10.613 --> 00:32:12.449
‫یعنی تو شهر با کسی آشنا نشدی.

00:32:20.039 --> 00:32:22.500
‫یه روز، موقع قدم زدن
‫تو یه بازار تو زوکالو...

00:32:24.586 --> 00:32:25.920
‫یه بوی آشنا حس کردم.

00:32:29.007 --> 00:32:31.217
‫تو یه دکه داشتن کیک خامه‌ای می‌فروختن.

00:32:33.219 --> 00:32:34.471
‫یکی رو امتحان کردم.

00:32:35.722 --> 00:32:39.225
‫مجبور شدم بهشون بگم که اصلاً نمی‌دونن
‫کیک خامه‌ای واقعی چجوریه.

00:32:47.984 --> 00:32:51.362
‫تیتا، هیچی بدون تو
‫مزه‌ی همیشگی رو نداره.

00:32:55.825 --> 00:32:57.076
‫هیچی معنی نمیده.

00:33:04.209 --> 00:33:05.460
‫دوستت دارم.

00:33:47.252 --> 00:33:49.170
‫این دختر همیشه عجله داره.

00:33:52.090 --> 00:33:53.174
‫ناچا!

00:33:53.800 --> 00:33:55.260
‫پدرو دوستم داره.

00:33:55.343 --> 00:33:56.719
‫پدرو موزکیز دوستم داره.

00:33:57.095 --> 00:33:58.221
‫چی شده، دختر؟

00:33:58.304 --> 00:34:00.974
‫کلی نامه نوشته بود،
‫ولی هیچ‌کدوم به دستم نرسیده.

00:34:01.558 --> 00:34:02.642
‫بعدش چی شد؟

00:34:03.977 --> 00:34:05.228
‫می‌خواد باهام ازدواج کنه.

00:34:07.355 --> 00:34:11.401
‫واقعاً خوشبخت میشیم،
‫و تو هم میای با ما زندگی می‌کنی.

00:34:14.654 --> 00:34:15.905
‫اگه خدا بخواد.

00:34:31.337 --> 00:34:34.757
‫بین وظایف زیادی که مادربزرگم
‫به تیتا تحمیل کرده بود...

00:34:34.841 --> 00:34:37.469
‫به طور مشکوکی باید به حمام کردنش هم کمک می‌کرد.

00:34:40.013 --> 00:34:42.765
‫تیتا تنها کسی بود که اجازه داشت
‫اون رو لخت ببینه.

00:34:44.392 --> 00:34:48.855
‫زمانی بود که نجابت یه فضیلت بود،
‫عجیب نیست؟

00:34:51.024 --> 00:34:52.817
‫- مامان...
‫- بله؟

00:34:53.902 --> 00:34:56.196
‫پدرو موزکیز و پدرش می‌خوان به دیدنتون بیان.

00:34:56.279 --> 00:34:57.447
‫برای چی؟

00:34:59.657 --> 00:35:00.784
‫نمی‌دونم.

00:35:00.867 --> 00:35:03.119
‫فقط یه یادداشت فرستادن
‫که می‌خوان شما رو ببینن.

00:35:03.203 --> 00:35:05.163
‫خب، بهشون بگو لازم نیست زحمت بکشن.

00:35:06.748 --> 00:35:08.750
‫- چرا؟
‫- هیچ موزکیزی پاش رو...

00:35:08.833 --> 00:35:10.418
‫تو این خونه نمی‌ذاره، شنیدی چی گفتم؟

00:35:11.336 --> 00:35:12.921
‫موزکیزها آدمای بدی هستن.

00:35:14.047 --> 00:35:16.216
‫از من سوءاستفاده کردن،
‫اونا دزدن.

00:35:17.342 --> 00:35:18.384
‫از ما دزدی کردن.

00:35:21.554 --> 00:35:24.015
‫- چی دزدیدن؟
‫- این آب سرد شده.

00:35:28.103 --> 00:35:29.354
‫روساریو، حالت چطوره؟

00:35:30.772 --> 00:35:32.273
‫صبح بخیر، آمانسیو.

00:35:32.357 --> 00:35:34.150
‫- صبح بخیر، خانم.
‫- صبح بخیر.

00:35:37.695 --> 00:35:38.780
‫رمدیوس.

00:35:38.863 --> 00:35:41.241
‫- خانم تیتا.
‫- سوپی که فرستادم خوب بود؟

00:35:41.324 --> 00:35:43.743
‫- آره، دخترم خوابید.
‫- خوبه.

00:35:43.827 --> 00:35:45.078
‫با اجازه.

00:35:47.956 --> 00:35:49.833
‫دلفینو، حالت چطوره؟

00:35:50.250 --> 00:35:52.961
‫خیلی خوبم، خانم تیتا.
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

00:35:53.545 --> 00:35:56.714
‫هیچی، فقط می‌خوام یه کم
‫باهات حرف بزنم.

00:35:57.882 --> 00:35:59.050
‫البته.

00:36:01.052 --> 00:36:02.220
‫چی شده؟

00:36:02.762 --> 00:36:05.598
‫می‌دونی بین مامانم و موزکیزها
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:36:07.600 --> 00:36:10.437
‫گاوها رو یادته؟

00:36:12.021 --> 00:36:15.692
‫خب، اون حیوونا مایه افتخار این مزرعه بودن.

00:36:16.359 --> 00:36:18.403
‫مامانت پول زیادی نداشت.

00:36:19.028 --> 00:36:24.367
‫آقای پدرو فهمید و براشون
‫یه قیمتی پیشنهاد داد.

00:36:24.993 --> 00:36:28.705
‫یه پیشنهاد توهین‌آمیز، مثل اونایی که
‫اول یه معامله میدن.

00:36:28.788 --> 00:36:29.873
‫بعدش چی شد؟

00:36:29.956 --> 00:36:32.876
‫مامانت به پول نیاز داشت،
‫پس قبول کرد.

00:36:32.959 --> 00:36:34.627
‫زیر قیمت فروختشون.

00:36:34.711 --> 00:36:36.963
‫ولی حقیقت اینه که
‫خودش معامله رو قبول کرد.

00:36:38.214 --> 00:36:42.260
‫آقای پدرو می‌تونست با یه بیوه زن
‫مهربون‌تر باشه، ولی می‌دونی که چجوریه؟

00:36:42.343 --> 00:36:45.138
‫یه آدم طمع‌کاره، و خیلی هم مغروره.

00:36:49.392 --> 00:36:51.227
‫ممنون، دلفینو. روز خوبی داشته باشی.

00:36:51.311 --> 00:36:52.562
‫هر کاری بود در خدمتم.

00:36:57.025 --> 00:37:00.069
‫هر وقت تیتا نیاز داشت
‫افکارش رو جمع و جور کنه،

00:37:00.153 --> 00:37:01.488
‫به آشپزی رو می‌آورد.

00:37:06.409 --> 00:37:11.039
‫برخورد بوها و طعم‌های خورشت‌ با آتیش،

00:37:11.498 --> 00:37:14.709
‫تیتا رو به تصمیم‌گیری وا می‌داشتن.

00:37:46.199 --> 00:37:48.076
‫- سلام.
‫- کِساديا آوردم.

00:37:48.952 --> 00:37:50.203
‫بیا اینجا.

00:38:09.889 --> 00:38:11.975
‫تیتا، فوق‌العاده‌ن.

00:38:16.187 --> 00:38:17.772
‫با مامانم حرف زدم.

00:38:19.149 --> 00:38:20.775
‫کار رو برامون سخت می‌کنه.

00:38:21.276 --> 00:38:23.862
‫انگار یه مشکلاتی با بابات داره
‫که حل نشده.

00:38:24.571 --> 00:38:25.738
‫می‌دونم.

00:38:27.198 --> 00:38:31.786
‫میشه وقتی میای خواستگاریم،
‫به عنوان هدیه نامزدی...

00:38:32.495 --> 00:38:34.956
‫به مامانم گاوهایی که به بابات فروخته رو
‫پیشنهاد بدی؟

00:38:35.415 --> 00:38:37.959
‫گاوها؟ نه، نه، تیتا
‫این خیلی زیاده.

00:38:38.042 --> 00:38:41.087
‫می‌دونم
‫ولی مطمئنم مامانم نه نمیگه.

00:38:41.171 --> 00:38:42.797
‫مطمئنم بابام نه میگه.

00:38:42.881 --> 00:38:45.675
‫ولی اگه ازدواج کنیم،
‫گاوها تو خانواده می‌مونن.

00:38:45.758 --> 00:38:47.927
‫به نظرت راه‌حل خوبی نیست؟

00:38:54.392 --> 00:38:56.227
‫- می‌دونی چیه؟
‫- چی؟

00:38:57.854 --> 00:38:59.105
‫فکر کنم جواب بده.

00:38:59.522 --> 00:39:00.732
‫- واقعاً؟
‫- آره.

00:39:03.902 --> 00:39:05.320
‫حتماً باید یه دلا گارزا رو انتخاب می‌کردی؟

00:39:06.196 --> 00:39:08.531
‫نمی‌تونم این زن رو تحمل کنم،
‫اصلاً نمی‌تونم.

00:39:08.907 --> 00:39:11.951
‫نمی‌تونم اجازه بدم وارد خانوادمون بشه.
‫ مسخره‌ست.

00:39:12.368 --> 00:39:15.163
‫دختر آقای خنارو، فرماندار رو میگم، خیلی زیباست.

00:39:15.246 --> 00:39:19.209
‫یا خواهرزاده آقای مائورو. ده‌ها دختر
‫از خانواده‌های خوب وجود دارن، پدرو.

00:39:19.292 --> 00:39:20.585
‫من انتخابمو کردم.

00:39:20.668 --> 00:39:23.213
‫آره، تصمیم‌گیری با اموال دیگران راحته.

00:39:23.296 --> 00:39:26.674
‫ببین، من برای اون گاوها به خانم النا
‫یه پیشنهاد دادم

00:39:26.758 --> 00:39:28.802
‫- اونم قبول کرد.
‫- مسئله این نیست.

00:39:28.885 --> 00:39:30.094
‫چرا، مسئله همینه.

00:39:30.178 --> 00:39:33.807
‫باید با دخترش و یه جهیزیه خوب
‫میومد اینجا.

00:39:33.890 --> 00:39:36.643
‫باید خوشحال باشه که دخترش
‫یه موزکیز میشه.

00:39:36.726 --> 00:39:38.394
‫ولی به جاش، من باید چیکار کنم؟

00:39:39.187 --> 00:39:41.147
‫گاوها رو بدم؟ گاوهای خودم رو!

00:39:42.148 --> 00:39:44.150
‫چطوری این چیزا رو هضم کنم؟

00:39:48.863 --> 00:39:49.948
‫- بابا.
‫- چیه؟

00:39:50.031 --> 00:39:52.367
‫چه بخوای چه نخوای، من با تیتا ازدواج می‌کنم.

00:39:53.118 --> 00:39:55.245
‫نمی‌خوای از شر این گاوها خلاص شی؟

00:39:55.328 --> 00:39:57.122
‫باشه، یه راهی پیدا می‌کنم.

00:39:57.539 --> 00:39:59.499
‫- خیلی خوشمزه‌ست.
‫- تیتا درست کرده.

00:40:06.714 --> 00:40:09.175
‫بابا، تیتا تنها زنیه که دوستش دارم.

00:40:10.635 --> 00:40:11.845
‫فقط اون رو دوست دارم.

00:40:27.444 --> 00:40:30.071
‫می‌تونیم اون زن رو از توافق
‫بیرون بذاریم.

00:40:30.155 --> 00:40:33.283
‫و گاوها برای شما دو تا
‫و بچه‌هاتون باشه.

00:40:34.742 --> 00:40:36.077
‫فکر کنم آره. آره.

00:40:36.161 --> 00:40:38.246
‫خب، پس، در این صورت...

00:40:39.372 --> 00:40:41.374
‫مهم نیست چی بشه، بازم تو خانواده باقی می‌مونه.

00:40:46.421 --> 00:40:49.716
‫واقعاً فکر می‌کنی چند تا گاو
‫از خوشبختی تو...

00:40:49.799 --> 00:40:51.509
‫واسم مهم‌تره، پدرو؟

00:40:55.221 --> 00:40:58.516
‫این همه سال به خاطر کی جون کندم؟
‫واسه تو نکنم واسه کی بکنم؟

00:40:58.600 --> 00:40:59.934
‫هر چی دارم مال توئه.

00:41:01.436 --> 00:41:02.687
‫مطمئنی؟

00:41:08.276 --> 00:41:09.569
‫خب، پس باشه.

00:41:09.652 --> 00:41:10.904
‫- به سلامتی.
‫- به سلامتی.

00:41:19.996 --> 00:41:21.664
‫اونطور که خانوادم تعریف می‌کردن،

00:41:21.748 --> 00:41:24.626
‫هیچوقت معلوم نشد
‫آیا حرف‌های پدرو بود

00:41:24.709 --> 00:41:26.920
‫که در نهایت پدرش رو متقاعد کرد

00:41:27.253 --> 00:41:31.299
‫یا خواسته عمیق تیتا بود
‫که تو اون کِسادیاها ذوب شده بود.

00:41:35.845 --> 00:41:38.723
‫تیتا نه تنها رویای خواستگاری پدرو رو داشت،

00:41:38.807 --> 00:41:41.017
‫بلکه با برگشتن گاوها...

00:41:41.101 --> 00:41:44.437
‫برای اولین بار، مامانش بهش افتخار می‌کرد.

00:41:56.157 --> 00:41:58.785
‫خانم، آقای پدرو موزکیز
‫و پسرش اینجان.

00:41:58.868 --> 00:42:01.371
‫- می‌خوان شما رو ببینن.
‫- بهت چی گفتم، تیتا؟

00:42:01.913 --> 00:42:03.331
‫نمی‌دونم چی می‌خوان.

00:42:06.251 --> 00:42:09.546
‫خب، فینا،
‫بفرستشون به اتاق پذیرایی.

00:42:27.856 --> 00:42:29.107
‫کیک خامه‌ای.

00:42:34.863 --> 00:42:39.701
‫خب، آقای پدرو، دلیل این دیدار غیرمنتظره چیه؟

00:42:43.329 --> 00:42:44.581
‫خب، خانم النا،

00:42:46.749 --> 00:42:48.877
‫من رو که می‌شناسید،
‫زیاد اهل حاشیه نیستم.

00:42:49.961 --> 00:42:52.589
‫پسرم پدرو عاشق دخترتون تیتا شده

00:42:52.672 --> 00:42:54.424
‫و اومدیم خواستگاریش.

00:42:56.301 --> 00:42:58.803
‫متاسفم که الکی تشریف آوردین.

00:42:59.220 --> 00:43:01.514
‫قصد ندارم با ازدواج دخترم تیتا
‫موافقت کنم.

00:43:01.598 --> 00:43:04.809
‫از اونجایی که کوچکترین دخترمه،
‫برنامه‌های خودم رو براش دارم.

00:43:07.187 --> 00:43:10.398
‫خانم النا،
‫من تیتا رو دوست دارم و می‌خوام باهاش ازدواج کنم.

00:43:10.523 --> 00:43:12.901
‫بهتون اطمینان میدم که همه نیازهاش
‫برآورده میشه.

00:43:12.984 --> 00:43:16.196
‫اصرار می‌کنم، این ازدواج غیرممکنه.

00:43:16.279 --> 00:43:18.615
‫حالا، اگر اجازه بدید،
‫کارهایی دارم که باید انجام بدم.

00:43:19.616 --> 00:43:20.909
‫خانم النا، متوجهم.

00:43:20.992 --> 00:43:24.621
‫ولی به نفع خودتونه که
‫به پیشنهاد پدرم گوش کنید.

00:43:25.038 --> 00:43:26.790
‫بله، خب، پسرم...

00:43:27.499 --> 00:43:31.920
‫منظورم اینه که، ما پیشنهاد می‌کنیم...

00:43:32.295 --> 00:43:34.881
‫به عنوان شیر بهای عروس برای دخترتون تیتا،
‫گاوهامون رو بهتون بدیم...

00:43:36.049 --> 00:43:40.136
‫همون گاوهایی که قبلاً از شما خریدم.

00:43:42.555 --> 00:43:44.057
‫پیشنهاد سخاوتمندانه‌ایه.

00:43:46.601 --> 00:43:51.231
‫ولی در حال حاضر، فقط قصد دارم
‫دختر بزرگم، روسورا رو شوهر بدم.

00:43:54.192 --> 00:43:55.652
‫کار درست همینه.

00:43:57.320 --> 00:43:58.947
‫خانم النا، فکر می‌کنم عاقلانه‌ست...

00:43:59.030 --> 00:44:01.241
‫اصرار می‌کنم،
‫تیتا از این خونه نمیره.

00:44:01.699 --> 00:44:04.994
‫ولی می‌تونیم یه راه حل پیدا کنیم.

00:44:14.254 --> 00:44:15.672
‫چرا اینقدر طول کشید؟

00:44:22.804 --> 00:44:24.055
‫موزکیزها دارن میرن.

00:44:25.306 --> 00:44:27.058
‫اومده بودن خواستگاری تیتا.

00:44:28.309 --> 00:44:30.103
‫و بله، یه عروسی در راهه.

00:44:32.647 --> 00:44:34.858
‫ولی همونطور که براشون توضیح دادم،
‫خیلی وقت پیش

00:44:34.941 --> 00:44:37.402
‫تصمیم گرفتم که تیتا
‫تو این خونه می‌مونه...

00:44:37.485 --> 00:44:39.070
‫و تا وقتی بمیرم ازم مراقبت می‌کنه.

00:44:40.238 --> 00:44:41.614
‫چی می‌گی، مامان؟

00:44:44.659 --> 00:44:46.703
‫پدرو موزکیز قراره با روسورا ازدواج کنه.

00:45:36.000 --> 00:45:56.000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.