﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:12.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:12.200 --> 00:00:14.062
‫بده، بذار من انجامش بدم.
‫اَه، نکن دیگه، وایسا.

00:00:14.087 --> 00:00:15.162
‫یالا دیگه. ول کن.

00:00:15.723 --> 00:00:17.197
.الان باعث میشی سقوط کنه
!نه

00:00:18.733 --> 00:00:19.784
‫نه.

00:00:24.057 --> 00:00:26.193
‫نگاه کن، هنوز داره فیلم می‌گیره.

00:00:27.194 --> 00:00:29.396
‫اون یه ماشینه؟

00:00:33.535 --> 00:00:34.736
اوه، ‫آه!

00:00:41.000 --> 00:00:48.000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:00:49.000 --> 00:00:52.000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:00:59.711 --> 00:01:00.721
‫چطوری پیدام کردی؟

00:01:00.746 --> 00:01:03.353
‫خب، وقتی جواب تلفنامو نمی‌دادی،
‫مجبور شدم نظرات مشتری‌هاتو بخونم.

00:01:03.824 --> 00:01:05.619
‫انگار استیو از شرکت «پن‌تِک» ‫

00:01:05.825 --> 00:01:08.023
.از چمن‌زنی روز پنج‌شنبه‌ش خیلی راضی بوده

00:01:08.048 --> 00:01:09.182
‫پنج ستاره داده.

00:01:09.207 --> 00:01:10.877
‫کارت چیه، مورگن؟

00:01:10.902 --> 00:01:13.713
‫برام سوال بود چرا کارتتو بهم دادی
‫و بعدش پیچوندی.

00:01:13.738 --> 00:01:16.705
‫رومن ازم خواست
.یه آماری از تو و بچه‌ش بگیرم

00:01:16.944 --> 00:01:18.193
‫بهش گفتم حالتون خوبه.

00:01:18.580 --> 00:01:19.714
‫کارم تموم شد.

00:01:20.247 --> 00:01:22.025
‫پس تو و رومن مثلاً چی‌این؟
‫رفیق مکاتبه‌ای؟

00:01:22.050 --> 00:01:25.687
‫قبل از اینکه زنگ بزنه،
‫15 سال بود با طرف حرف نزده بودم.

00:01:26.546 --> 00:01:29.274
‫یعنی یکی که بیشتر از یه دهه
‫باهاش حرف نزدی زنگ میزنه،

00:01:29.299 --> 00:01:32.602
‫و تو همه‌چی رو ول می‌کنی
‫میری نوادا یه کوله‌پشتی برداری،

00:01:32.627 --> 00:01:34.403
‫و بعدشم بیای
جاسوسی ‫من و دخترمو بکنی؟

00:01:34.428 --> 00:01:36.101
‫آره خب،
‫ظاهرش که اینطور نشون میده.

00:01:37.351 --> 00:01:38.586
‫می‌دونی رومن کجاست؟

00:01:39.433 --> 00:01:41.469
‫رومن از یه گوشی
 یه بار مصرف بهم زنگ زد، خب؟

00:01:41.494 --> 00:01:43.697
‫وقتی رفتم اونجا حتی ندیدمش.

00:01:45.073 --> 00:01:46.349
‫من اون کوله‌پشتی رو می‌خوام.

00:01:47.835 --> 00:01:50.053
‫خب چرا از اون رفیقای پلیست
‫در موردش نمی‌پرسی؟

00:01:50.078 --> 00:01:51.713
‫اونا می‌تونن کمکت کنن.
‫‫آره، حق با توئه.

00:01:51.738 --> 00:01:54.256
‫منم تو پلیس لس‌آنجلس ‫رفیقایی دارم،

00:01:54.281 --> 00:01:55.248
‫آره.

00:01:55.273 --> 00:01:57.409
‫تو بخش جرائم مالی.

00:01:57.434 --> 00:02:00.604
‫می‌تونم ازشون بخوام
‫یه سرکی به کسب و کارت بکشن.

00:02:00.629 --> 00:02:02.916
‫می‌دونی چیه؟
.البته که جای نگرانی نیست

00:02:02.941 --> 00:02:04.634
‫مطمئنم تا تک‌دلاریِ

00:02:04.659 --> 00:02:06.910
‫این کاسبی نقدی رو
‫به اداره مالیات گزارش کردی، مگه نه؟

00:02:08.007 --> 00:02:10.176
‫خوبه. زمان و مکانش رو ‫بهت خبر میدم.

00:02:10.430 --> 00:02:12.374
‫به کار پنج ستاره‌ت ادامه بده، آرتور.

00:02:15.115 --> 00:02:18.251
‫یکی از چیزایی که به عنوان سرپرستتون
‫بیشتر از همه بهش افتخار می‌کنم،

00:02:18.573 --> 00:02:20.917
‫تعهد این تیم به وظیفه‌شونه.

00:02:20.942 --> 00:02:24.177
‫شما هر روز با سخت‌ترین
جرائمی که ‫این شهر جلوتون میذاره

00:02:24.202 --> 00:02:26.159
‫با شرافت و سرسختی سر و کله میزنین.

00:02:26.648 --> 00:02:29.748
‫و «سرسخت» کلمه‌ایه که می‌تونم
‫برای توصیف کاپیتان وگنر هم به کار ببرم.

00:02:30.518 --> 00:02:32.394
‫سوابق کاریش گویای همه‌چیزه.

00:02:32.419 --> 00:02:33.999
‫خوش‌آمد بگید به کاپیتان نیک وگنر.

00:02:38.533 --> 00:02:40.079
‫ممنونم، ستوان سوتو.

00:02:40.104 --> 00:02:43.341
‫می‌دونم تغییر فرمانده چه حسی داره

00:02:43.366 --> 00:02:45.412
‫و چه شک و شبهه‌هایی با خودش میاره،

00:02:45.437 --> 00:02:47.573
‫برای همین می‌خوام
همین اول کار ‫تکلیف رو روشن کنم.

00:02:47.598 --> 00:02:49.311
‫اینجا نیومدم پا تو کفش کسی بکنم.

00:02:49.336 --> 00:02:52.607
‫کار من اینه که از شما حمایت کنم
‫تا بتونین کار خودتون رو انجام بدید.

00:02:53.141 --> 00:02:54.813
...مشتاقانه منتظرم که بیشتر

00:02:56.512 --> 00:02:57.872
.باهاتون آشنا بشم

00:03:01.481 --> 00:03:05.015
‫و برای شروع این فرایند،
‫می‌خوام تک به تک باهاتون جلسه بذارم.

00:03:05.040 --> 00:03:07.295
‫چیز رسمی‌ای نیست.
.فقط یه گپ و گفت ساده‌ست

00:03:07.320 --> 00:03:10.867
‫و از اونجایی که دفتر خودم طبقه سومه،
‫امیدوار بودم ستوان سوتو

00:03:10.892 --> 00:03:13.961
‫بدشون نیاد اگه چند روزی از
دفتر ایشون ‫به عنوان مقر استفاده کنم.

00:03:14.896 --> 00:03:16.731
‫هر چی لازم دارید، کاپیتان.
‫‫عالیه.

00:03:17.364 --> 00:03:18.416
‫ممنونم از همگی.

00:03:21.002 --> 00:03:23.203
‫کارآگاه آزدیل،
‫برای یه گپ وقت داری؟

00:03:24.384 --> 00:03:25.453
‫حتماً.

00:03:30.520 --> 00:03:31.520
،هی

00:03:32.781 --> 00:03:33.964
‫ با این قضیه مشکلی نداری؟

00:03:33.989 --> 00:03:35.925
منظورت اینه که از دفتر خودم بیرونم کردن

00:03:35.950 --> 00:03:38.226
یا کلاً منظورت کاپیتان وگنره؟

00:03:38.251 --> 00:03:39.219
‫جفتش.

00:03:41.068 --> 00:03:42.364
‫مشکلی نیست، واقعاً.

00:03:42.389 --> 00:03:44.920
‫چند روز اول با فرمانده جدید
‫همیشه یکم پستی بلندی داره.

00:03:48.998 --> 00:03:50.019
‫دفنی.

00:03:50.867 --> 00:03:52.194
از وگنر چی می‌دونیم؟

00:03:52.219 --> 00:03:54.477
‫خب، می‌دونم که از اون وگنرهاست.

00:03:54.502 --> 00:03:57.171
‫یعنی چی؟
‫‫وگنرها یه خاندان پلیسن تو لس‌آنجلس.

00:03:57.196 --> 00:03:59.833
‫پدربزرگ، پدر، عمو. همشون کاپیتان شدن.

00:04:00.074 --> 00:04:02.185
‫پدرش یه دهه پیش بازنشسته شد
.و رفت تو کار سیاست

00:04:02.210 --> 00:04:04.654
‫شنیدم باباش پارتی‌بازی کرده
.تا پسره فرمانده بشه

00:04:04.679 --> 00:04:06.622
‫چه حالی میده
.همچین پارتی‌ای داشته باشی

00:04:06.647 --> 00:04:08.689
‫هی، بچه‌ها.
.همین الان یه تلفن بهم شد

00:04:08.714 --> 00:04:10.860
‫یه جسد تو برکه «شی رنچ» پیدا شده.

00:04:10.885 --> 00:04:11.919
‫برید یه سر بزنید.

00:04:27.201 --> 00:04:28.202
‫با چی طرفیم؟

00:04:28.227 --> 00:04:30.680
‫مقتول از قفسه سینه تیر خورده.
.کارت شناسایی نداره

00:04:30.705 --> 00:04:33.406
‫ماشین به اسم
.توری نولان سی و یک ساله‌ست

00:04:33.431 --> 00:04:35.218
‫از راهنمایی رانندگی عکسش رو گرفتیم.

00:04:35.243 --> 00:04:37.466
‫فکر می‌کنیم مقتول ماشین رو دزدیده.

00:04:41.281 --> 00:04:46.093
‫نه، ماشین توری نولان رو ندزدیده.
‫خودش توری نولانـه.

00:04:46.118 --> 00:04:49.422
‫انگار توری تازگیا
.یه کارایی رو صورتش کرده

00:04:49.447 --> 00:04:53.468
‫بوتاکس، میکروپلنینگ، لیفت با نخ،
‫فیلر گونه، اکستنشن مژه.

00:04:53.493 --> 00:04:55.431
‫موهاشو کوتاه کرده و قهوه‌ای رنگ کرده.

00:04:56.664 --> 00:04:59.133
‫معلومه خیلی به خودش زحمت داده
‫تا قیافه‌شو عوض کنه.

00:04:59.158 --> 00:05:02.578
‫آره، یا تسلیم فشارهای
‫زن بودن تو لس‌آنجلس شده،

00:05:02.603 --> 00:05:04.446
‫یا داشته از دست کسی قایم میشده.
‫هوم.

00:05:04.471 --> 00:05:08.133
‫هی، این زخم گلوله‌ها قطعاً
‫مال یه کالیبر کوچیکه، شاید یه 380.

00:05:08.158 --> 00:05:10.334
‫اونا سوختگی با بخاره،
‫ولی نگاه کن، به نظر شیمیایی میان.

00:05:10.359 --> 00:05:12.221
‫روی لباس و پوستش هم
.لکه‌های قرمز هست

00:05:12.246 --> 00:05:14.701
‫هیچکدومش شبیه خون نیست.
‫یه جور رنگه؟

00:05:17.603 --> 00:05:18.905
‫همه شیشه‌ها نیستن.

00:05:19.687 --> 00:05:20.957
‫شاید با تیر ترکوندتشون.

00:05:27.628 --> 00:05:29.462
‫انگار توری یه انبار اجاره کرده بوده.

00:05:29.487 --> 00:05:33.024
‫وایسا ببینم. ‫چرا این هنوز
داره چکه می‌کنه؟ ‫بقیه داشبورد خشکه.

00:05:33.968 --> 00:05:35.405
‫اوکی.

00:05:36.938 --> 00:05:39.447
‫پس توری نولان قیافه‌شو عوض کرده،
‫اسلحه حمل می‌کرده،

00:05:39.472 --> 00:05:42.200
‫آخرشم بهش شلیک شده، سوزونده شده،
‫و انداختنش تو یه برکه.

00:05:45.246 --> 00:05:48.182
‫خب، از هر کی داشته قایم میشده،
‫انگار پیداش کرده.

00:05:53.420 --> 00:05:56.657
‫«هولا هاند».
تو اینجارو می‌شناسی چون

00:05:56.682 --> 00:05:59.128
‫ همه بارهای لس‌آنجلس که مسابقه
.اطلاعات عمومی دارن رو می‌شناسم

00:05:59.327 --> 00:06:02.772
‫قضاوتم نکن. کل مزه مسابقه تو بار
‫به دونستن همین اطلاعات به درد نخوره.

00:06:02.797 --> 00:06:04.315
‫عاشقشن.
‫‫هوم.

00:06:05.681 --> 00:06:07.476
‫شاید عاشقش نیستن
‫چون می‌دونی،

00:06:07.501 --> 00:06:09.612
‫ بیشترشون راهم نمیدن،
‫ولی برای همین اینجا نیستیم.

00:06:09.637 --> 00:06:11.820
‫اینجاییم چون گفتی
 توری یه انبار داشته، درسته؟

00:06:11.845 --> 00:06:13.213
‫آره.
‫‫اوکی.

00:06:13.867 --> 00:06:14.951
.تادا

00:06:17.278 --> 00:06:19.789
‫هیچکی بی‌دلیل
،سر از «هولا هاند» در نمیاره

00:06:19.814 --> 00:06:21.791
‫ به نظرم دلیل توری
.نزدیک بودن به یه جایی بوده

00:06:21.816 --> 00:06:23.329
‫آره، برای شروع جای خوبیه.

00:06:23.354 --> 00:06:25.469
‫آخرین آدرس ثبت شده
،از توری تو محله کره‌ای‌ها بوده

00:06:25.494 --> 00:06:27.470
‫ولی صاحبخونه‌ش گفته
.سال‌هاست اونجا زندگی نمی‌کنه

00:06:27.495 --> 00:06:29.411
‫بریم ببینیم چی انبار کرده بوده.
‫‫بزن بریم.

00:06:42.049 --> 00:06:44.258
‫اینا یعنی چی؟
‫‫هنوز نمی‌دونم.

00:06:47.407 --> 00:06:49.139
‫تو ماشین توری لپ‌تاپی نبود.

00:06:49.164 --> 00:06:50.733
‫شاید قاتل برش داشته.

00:06:55.428 --> 00:06:56.428
"برزیل"

00:06:56.891 --> 00:06:57.891
"هاوانا"

00:06:59.132 --> 00:07:00.227
‫واو.

00:07:01.338 --> 00:07:02.378
.اینا رو نگاه

00:07:07.695 --> 00:07:08.718
‫ها.

00:07:09.196 --> 00:07:11.925
‫همه اینا با جاهایی که
.رو فایل‌ها نوشته مطابقت داره

00:07:12.233 --> 00:07:14.635
‫توری با هویت‌های جعلی
.دور دنیا سفر می‌کرده

00:07:14.660 --> 00:07:16.895
‫این دختره دیگه کی بوده؟
کارمن سندیگو؟

00:07:22.514 --> 00:07:24.945
‫روزها طول میکشه تا
‫همه اینا رو به هم بچسبونیم.

00:07:28.549 --> 00:07:29.954
‫شاید لازم نباشه.

00:07:30.584 --> 00:07:34.204
‫خب، هر جایی که توری سفر کرده،
‫یه جور رسوایی بزرگ اتفاق افتاده.

00:07:34.229 --> 00:07:36.799
‫«کریستال لیک»
،به خاطر لوله‌های آب خراب

00:07:36.824 --> 00:07:39.044
‫یه شیوع گسترده "ای.کولای" داشته
‫تو جولای 2018.

00:07:39.069 --> 00:07:42.238
‫اواخر 2023، یه آژانس کاریابی
‫پرستار بچه آمریکایی،

00:07:42.263 --> 00:07:44.799
‫یه باند قاچاق انسان رو
‫از کامبوج اداره می‌کرده.

00:07:44.824 --> 00:07:46.887
‫و این علامت‌های قرمز رو اینجا می‌بینی؟

00:07:47.835 --> 00:07:49.108
‫اینا علامت‌های ویرایشه.

00:07:49.344 --> 00:07:53.673
‫و این شماره‌ها،
‫تاریخ و شماره چاپ یه مجله‌ست.

00:07:53.698 --> 00:07:56.060
‫توری که یه زن مرموز ‫و بین‌المللی نبوده.

00:07:56.085 --> 00:07:58.006
‫اون یه ‫خبرنگار تحقیقی بوده.

00:07:58.031 --> 00:08:01.101
‫خب، هر سوژه‌ای که دنبالش بوده،
ممکنه ‫کار دستش داده و کشته شده.

00:08:02.382 --> 00:08:04.495
‫توی اسناد مالی توری نولان
‫چیزی پیدا کردی؟

00:08:05.840 --> 00:08:06.910
‫آز.

00:08:07.647 --> 00:08:08.700
‫آز.

00:08:09.242 --> 00:08:10.766
‫اوه. ببخشید.

00:08:10.791 --> 00:08:13.928
از وقتی جلسه با ‫کاپیتان تموم شده،
داری ‫عجیب رفتار می‌کنی.

00:08:13.953 --> 00:08:16.075
‫فکر کردم گفتی ‫خوب پیش رفت.
‫‫آره، خوب پیش رفت.

00:08:16.510 --> 00:08:18.687
‫فکر کنم. نمی‌دونم.

00:08:19.767 --> 00:08:21.385
‫خودت وقتی ببینیش، ‫متوجه می‌شی.

00:08:24.667 --> 00:08:26.246
دافنی، ‫چی دستگیرت شد؟

00:08:26.507 --> 00:08:30.302
‫باشه، من مکان، ‫تاریخ‌ها و شماره‌های
‫نشریاتی که فرستادی رو چک کردم.

00:08:30.327 --> 00:08:33.364
‫مورگن درست می‌گفت. توری
‫خبرنگار مجله‌ی تیک‌داون بوده،

00:08:33.389 --> 00:08:35.992
‫یه نشریه‌ی آنلاین
‫که به خاطر افشاگری‌هاش معروفه.

00:08:36.017 --> 00:08:38.961
‫به گفته‌ی سردبیرش، توری
‫همیشه با اسم مستعار می‌نوشته.

00:08:38.986 --> 00:08:42.865
‫ظاهراً بعد از چاپ یه مقاله‌ای‫ تو روزنامه‌ی
 دانشجویی، ‫اطلاعات شخصیش فاش شده.

00:08:42.890 --> 00:08:45.278
‫اینکه اطلاعات خصوصیش
‫همه جای اینترنت پخش شده،

00:08:45.303 --> 00:08:47.412
‫اونقدر براش سخت بوده
‫که از دانشگاه انصراف داده.

00:08:47.437 --> 00:08:49.772
‫سردبیر می‌دونسته توری
‫الان داره روی چی کار می‌کنه؟

00:08:49.797 --> 00:08:51.640
‫نه، ولی این غیرعادی نبوده.

00:08:51.665 --> 00:08:54.103
‫می‌گفت توری وقتی ‫دنبال
یه سوژه می‌ره، ‫کاملاً غیب می‌شه.

00:08:54.128 --> 00:08:56.855
‫خبر خوب اینه که اصرار ‫داشتن هر بار که
مخفیه، ‫باید عکس زنده‌ بودن بفرسته،

00:08:56.880 --> 00:08:59.483
‫واسه همین الان دارم برات
‫عکس‌ها رو می‌فرستم.

00:09:03.477 --> 00:09:06.781
‫این جدیده. وقتی مُرده،
‫ناخن‌هاش همین رنگی بوده.

00:09:06.806 --> 00:09:08.735
‫هیچ اثری از رشد مجدد
‫اطراف ناخناش نیست.

00:09:08.760 --> 00:09:10.906
‫ولی مورگن، این عکس ‫می‌تونسته
 هر جایی ‫گرفته شده باشه.

00:09:10.931 --> 00:09:13.397
هیچ نشونه یا چیزی تو پس‌زمینه
.نیست که بتونیم ازش استفاده کنیم

00:09:14.287 --> 00:09:15.288
‫اشتباهه.

00:09:15.489 --> 00:09:16.877
‫یه "پودل داگ" توشه.

00:09:19.326 --> 00:09:21.128
‫ولی واقعاً هیچ پودلی ‫اینجا نیست.

00:09:26.235 --> 00:09:27.522
‫باشه، گرفتم.

00:09:27.547 --> 00:09:30.925
‫دنبال بوته‌های پودل داگ ‫می‌گردیم،
اما از کجا می‌دونی ‫همین منطقه‌ست؟

00:09:31.278 --> 00:09:34.790
‫چون همین چند ماه پیش
‫توی این تپه‌ها یه آتیش‌سوزی شده.

00:09:34.815 --> 00:09:38.442
‫بوته‌های پودل داگ پایروفت هستن.
‫گیاهانی که بعد از آتیش در میان.

00:09:38.467 --> 00:09:42.191
‫دونه‌هاشون خفته می‌مونن تا وقتی
‫گرمای شدید آتیش ‫بیدارشون کنه.

00:09:42.216 --> 00:09:44.757
‫بر اساس اندازه‌ی
 بوته ‫تو این عکسی که گرفته،

00:09:44.782 --> 00:09:46.850
‫اینجا با جدول زمانی ‫جور درمیاد.

00:09:47.606 --> 00:09:50.423
‫آره، آره، آره، نگاه کن.
‫ببین، داریم نزدیک می‌شیم. می‌بینی؟

00:09:50.448 --> 00:09:52.563
‫باشه، وایسا. یه بررسی کنیم.

00:09:52.588 --> 00:09:54.824
‫درست همینجا عکسو گرفته.
‫‫اوم.

00:09:55.564 --> 00:10:00.518
‫اوکی، اگه من جای توری باشم،
‫به این «ورود ممنوع» ‫بی‌اعتنایی می‌کنم.

00:10:00.535 --> 00:10:01.942
‫اگه جای توری باشی؟

00:10:03.070 --> 00:10:05.680
‫خب چرا باید گوش کنم؟ هر ساده‌لوحی
‫می‌تونه یه تابلو بخره، ‫بکوبتش به فنس.

00:10:05.705 --> 00:10:07.918
‫مورگن، اونی که اون تابلو رو
‫نصب کرده، شاید شوخی نداشته.

00:10:08.275 --> 00:10:11.413
‫توری خودشو درگیر موقعیت‌های ‫خطرناک
 و آدمای حسابی خطرناک ‫کرده،

00:10:11.438 --> 00:10:13.505
‫پس نمی‌دونیم داریم وارد
‫چه وضعیت خطرناکی می‌شیم.

00:10:22.456 --> 00:10:23.858
‫اینجا چه جور جاییه؟

00:10:24.410 --> 00:10:25.816
‫اوه، تو که بچه‌ی نوجوون نداری.

00:10:26.160 --> 00:10:27.962
‫اینجا خونه‌ی تولید محتواست.

00:10:42.297 --> 00:10:43.915
‫این پسرا همه‌شون اینجا زندگی می‌کنن

00:10:43.940 --> 00:10:46.233
و برای پلتفرم‌های پخش آنلاینشون
‫ویدیو درست می‌کنن.

00:10:46.258 --> 00:10:48.279
‫این می‌تونه دلیل آرایش‌های ‫توری باشه.

00:10:48.304 --> 00:10:50.799
‫اگه می‌خواست مخفیانه
نقش ‫یه اینفلوئنسر رو بازی کنه،

00:10:50.824 --> 00:10:52.496
‫باید 24 ساعته آماده‌ی دوربین می‌بود.

00:10:52.521 --> 00:10:53.644
‫اوم، ‫خب،

00:10:53.816 --> 00:10:56.299
این سوژه واقعاً در حد ‫بقیه‌ی
داستان‌هایی که دنبال می‌کرده، نیست

00:10:56.323 --> 00:10:57.541
‫اینجا دنبال ‫چی می‌گشته؟

00:10:58.893 --> 00:10:59.942
‫کمکی از دستم برمیاد؟

00:10:59.967 --> 00:11:02.793
‫من کارآگاه کارادک هستم. ایشونم
 مورگن ‫گیلوری، از پلیس لس‌آنجلس.

00:11:03.598 --> 00:11:04.964
‫این خانم رو می‌شناسی؟

00:11:06.307 --> 00:11:07.308
‫این دارلاست.

00:11:08.648 --> 00:11:09.810
‫اینجا زندگی می‌کنه.

00:11:11.872 --> 00:11:12.973
‫حالش خوبه؟

00:11:12.998 --> 00:11:16.201
‫نه، متأسفانه ‫حالش خوب نیست.
.مُرده

00:11:17.111 --> 00:11:20.573
‫هی. کس دیگه‌ای دلش می‌خواد
‫توی جکوزی ژله‌ای شیرجه بره؟

00:11:25.019 --> 00:11:26.487
‫اوه، پس یعنی نه؟

00:11:27.321 --> 00:11:29.392
‫دارلا...
‫خب، همون توری، فکر کنم،

00:11:29.417 --> 00:11:31.967
‫فقط چند هفته بود که اومده بود،
‫ولی همه دوستش داشتن.

00:11:31.992 --> 00:11:34.770
‫-چه نوع محتوایی ‫درست می‌کرد؟
‫-ویدیوهایی با صداهای آروم و نزدیک.

00:11:35.119 --> 00:11:37.106
‫کانالش زیاد تعریفی نداشت،
‫ولی داشت رشد می‌کرد.

00:11:37.131 --> 00:11:38.608
‫آخرین باری که ‫توری رو دیدی کی بود؟

00:11:38.633 --> 00:11:40.501
‫یه روز پیش، ‫شاید دو روز.

00:11:40.935 --> 00:11:43.538
‫وقتی همه در حال فیلمبرداری‌ان،
‫یه جورایی حواسمون به زمان نیست.

00:11:43.563 --> 00:11:45.398
‫کسی رو می‌شناسی
‫که بخواد بهش آسیب بزنه؟

00:11:45.423 --> 00:11:47.584
‫نه، همه‌مون توی کامنت‌ها
‫آدمای مزاحم داشتیم،

00:11:47.609 --> 00:11:49.877
‫ولی توری هیچ‌وقت اسم کسی رو
‫که نگرانش باشه، نبرد.

00:11:50.228 --> 00:11:52.079
‫فکر می‌کنین یکی ‫از فالوئراش کشتش؟

00:11:52.104 --> 00:11:53.789
‫خب، ما هیچ فرضیه‌ای رو ‫رد نمی‌کنیم.

00:11:53.814 --> 00:11:55.191
‫ممنون. باهاتون تماس می‌گیریم.

00:11:56.339 --> 00:11:58.052
‫هیچ‌کس ادعا نمی‌کنه
‫که می‌دونه چی شده.

00:11:58.077 --> 00:11:59.382
‫تو چیزی پیدا کردی؟

00:11:59.954 --> 00:12:02.591
‫فقط اینکه این بچه‌ها
‫تحت فشار خفه‌کننده‌ای ‫قرار دارن.

00:12:02.616 --> 00:12:04.800
‫اون شوخی‌ای که
‫پرینکز داشت انجام می‌داد؟

00:12:04.825 --> 00:12:08.040
‫یه جعبه‌ی 6 اونسی
‫دو پیمونه ژلاتین می‌ده.

00:12:08.065 --> 00:12:10.773
‫یه استخر بچگونه‌ی معمولی
‫حدود 400 گالن آب می‌بره.

00:12:10.798 --> 00:12:13.643
‫یعنی 3,360 جعبه ‫فقط واسه پر کردنش.

00:12:14.144 --> 00:12:16.818
‫حدسم اینه از راه‌اندازی
‫تا تمیزکاری چقدر می‌شه؟

00:12:16.843 --> 00:12:19.179
‫30 ساعت کار
‫برای یه ویدیوی 30 ثانیه‌ای.

00:12:20.130 --> 00:12:22.586
‫این به‌زور می‌تونه ‫توی
نمودار هدفش ‫تغییری ایجاد کنه.

00:12:22.611 --> 00:12:25.100
‫این یارو "فینیاس" اینجا رو
‫مثل کوره‌ی آجرپزی اداره می‌کنه.

00:12:30.518 --> 00:12:33.688
‫اوکی. مثل اینکه
‫مخفیگاه پرینکز رو پیدا کردیم.

00:12:38.425 --> 00:12:39.527
‫رنگ قرمز؟

00:12:39.552 --> 00:12:41.538
‫از همون رنگ قرمزی
‫که تمام بدن توری رو پوشونده بود؟

00:12:41.563 --> 00:12:43.518
‫چی می‌خوای بگی؟
‫که نمی‌دونی چی شده.

00:12:43.543 --> 00:12:46.012
‫فقط بذار حرف بزنم!
‫‫خونسرد باش. ‫باشه، داریم می‌ریم تو.

00:12:46.667 --> 00:12:48.389
‫چیزی هست که بخواین ‫بهمون بگید؟

00:12:49.770 --> 00:12:52.448
‫کار ما بود. کار ما بود. ‫ما کشتیمش.
‫‫آه. یه اتفاق بود.

00:12:52.473 --> 00:12:54.030
‫یکی از شماها به توری شلیک کرده؟

00:12:54.055 --> 00:12:55.184
‫بهش شلیک شده؟

00:12:55.209 --> 00:12:56.752
‫فکر می‌کنین ‫چطور کشتیدش؟

00:12:56.777 --> 00:12:58.112
‫اینجوری.

00:12:58.912 --> 00:13:00.888
‫اوه، نه، نه، نه،
‫نه، نه، نه. نه. کارادک!

00:13:00.913 --> 00:13:02.046
‫بهتره برگردی.

00:13:02.974 --> 00:13:04.219
‫اوه!
‫‫اوه، خدای من.

00:13:16.897 --> 00:13:21.436
‫دارلا، توری هر چهارشنبه ‫بعدازظهر
 از خونه می‌رفت بیرون ‫تا کاراشو انجام بده.

00:13:21.770 --> 00:13:23.662
‫چون می‌دونستیم توی ماشینشه،

00:13:23.882 --> 00:13:27.126
‫من و پرینکز
یه ماجرا ‫توی صندلی عقبش چیدیم.

00:13:27.884 --> 00:13:29.280
‫چه جور ماجرایی؟

00:13:29.305 --> 00:13:31.198
‫خمیردندون شیطانی.

00:13:31.223 --> 00:13:33.385
‫دقیقاً همونی که سر ‫کارآگاه کارادک اومد،‫

00:13:34.309 --> 00:13:35.309
.فقط بزرگتر

00:13:37.217 --> 00:13:38.265
‫نشونم بده.

00:13:42.079 --> 00:13:43.265
‫آماده شین.

00:13:43.290 --> 00:13:45.159
‫این کلی بازدید می‌خوره.

00:13:45.184 --> 00:13:47.518
‫ببخشید دارلا،
‫ولی خودت اینو خواستی.

00:13:50.739 --> 00:13:51.816
‫اوه، خدای من.

00:13:52.283 --> 00:13:53.558
‫چیکار کنیم؟
‫ـ نمی‌دونم.

00:13:53.583 --> 00:13:55.719
‫زود باش، ماشین هنوز داره می‌ره.
‫باید از اینجا بریم.

00:13:55.744 --> 00:13:57.507
‫فیلم گرفتن رو ‫بس کن، پرینکز!

00:13:58.332 --> 00:13:59.448
‫حالشو چک کردین؟

00:13:59.473 --> 00:14:01.528
‫خب، ما هول کردیم،
‫واسه همین به فینیاس زنگ زدیم.

00:14:01.885 --> 00:14:02.985
‫اون صاحب کلاد هاوسه.

00:14:03.010 --> 00:14:04.962
‫فینیاس گفت حال دارلا
‫خوبه ولی خیلی عصبانیه.

00:14:04.987 --> 00:14:06.861
‫گفت می‌خواد یه دوری بزنه
‫تا حالش جا بیاد.

00:14:06.886 --> 00:14:09.425
‫نه، با اون شدت ضربه،
‫توری قطعاً دچار ضربه مغزی شده بوده.

00:14:09.450 --> 00:14:11.035
‫نمی‌تونسته جایی بره.

00:14:11.060 --> 00:14:13.496
‫بچه‌ها، این یه شوخی ‫خیلی خطرناک بوده.

00:14:13.521 --> 00:14:16.156
‫می‌دونم. فکر نمی‌کردم
‫اینقدر انفجار بزرگی باشه.

00:14:16.181 --> 00:14:17.346
‫خیلی‌خب، چی توش بود؟

00:14:17.525 --> 00:14:21.303
‫فقط رنگ، صابون، خمیر مایه
‫و پراکساید.

00:14:21.328 --> 00:14:22.905
‫چقدر پراکساید؟
.زیاد

00:14:22.930 --> 00:14:25.187
‫زیاد. اوکی، خب،
‫این سوختگی‌های بخار رو توضیح می‌ده.

00:14:25.733 --> 00:14:27.920
‫وقتی هیدروژن پراکساید
‫با خمیر مایه قاطی می‌شه،

00:14:28.389 --> 00:14:31.706
‫کلی اکسیژن و کلی ‫گرما تولید می‌کنه.

00:14:31.731 --> 00:14:34.536
‫اکسیژن یه کف خفن ‫درست می‌کنه،

00:14:34.821 --> 00:14:38.833
‫و هرچی درصد پراکساید ‫بالاتر باشه،
‫صدای انفجار هم بزرگتره.

00:14:41.982 --> 00:14:44.243
‫ همچنین توضیح می‌ده که چرا
‫توی ماشین توری خونی نبوده.

00:14:44.268 --> 00:14:45.536
‫پراکساید همه‌چیزو تمیز کرده.

00:14:45.561 --> 00:14:46.663
‫اوم.

00:14:46.688 --> 00:14:49.089
‫توی ویدیو گفتی
 توری خودش خواسته. چرا؟

00:14:49.724 --> 00:14:51.844
‫پودر پروتئین اِل‌تری منو دزدید.

00:14:52.152 --> 00:14:53.536
"لیـو، لَـف، لیفت"

00:14:53.561 --> 00:14:55.429
‫قرار بود براشون
یه تبلیغ اختصاصی ‫انجام بدم.

00:14:55.454 --> 00:14:58.442
‫من تنها تولیدکننده‌ی محتوا ‫تو این کشورم
 که اِل‌تری رو ‫قبل از عرضه به دست آورده.

00:14:58.467 --> 00:15:00.901
‫قرار بود کلی
... بازدید ‫واسه کانالم بیاره، ولی

00:15:01.275 --> 00:15:03.312
‫ توری پودر رو قبل از اینکه
‫بتونم فیلم بگیرم، دزدید.

00:15:03.337 --> 00:15:04.382
‫چرا باید این کارو کنه؟

00:15:04.407 --> 00:15:06.547
‫احتمالاً چون کانال
‫خودش اوضاع خوبی نداشت،

00:15:06.572 --> 00:15:08.275
‫واسه همین می‌خواست کانال منو خراب کنه.

00:15:09.994 --> 00:15:12.216
‫اون احمق‌ها با اون شوخی مزخرف
‫می‌تونستن توری رو بکشن،

00:15:12.241 --> 00:15:14.519
‫فکر نمی‌کنم ‫اونا بهش شلیک کرده باشن.
‫فکر ‌کنم کس دیگه‌ای این کارو کرده.

00:15:14.864 --> 00:15:15.864
،نگاه کن

00:15:16.403 --> 00:15:18.167
،‫ رنگ قرمز و رد لاستیک

00:15:18.501 --> 00:15:20.188
‫تا اون علف‌ها ادامه پیدا کرده.

00:15:20.213 --> 00:15:21.891
‫فکر کنم اینجا جاییه
‫که به توری شلیک شده.

00:15:27.695 --> 00:15:29.926
کنجکاوم بدونم
.کی می‌خواسته این کارو بکنه

00:15:37.344 --> 00:15:39.022
‫برگردیم سمت ماشین.
‫ یه آگهی تعقیب می‌فرستم.

00:15:39.047 --> 00:15:40.750
‫یه ثانیه ‫صبر کن.

00:15:40.775 --> 00:15:42.961
‫الان سعی کردی
‫دنبال یه ماشین اسپورت بدوی؟

00:15:42.986 --> 00:15:43.999
‫ حس غریزی بود.

00:15:44.024 --> 00:15:47.011
‫حس غریزیت می‌گفت می‌تونی
‫به یه وی-8 تویین توربو برسی؟

00:15:47.036 --> 00:15:47.839
‫مورگن.

00:15:48.256 --> 00:15:49.799
‫شاید این بهترین روز ‫زندگیم باشه.

00:15:49.824 --> 00:15:50.840
.آها

00:15:50.865 --> 00:15:52.961
‫فقط می‌خواستم ازت بابت
‫اون هدیه‌ی زیبا تشکر کنم.

00:15:52.986 --> 00:15:54.021
‫باشه.

00:15:59.661 --> 00:16:01.328
‫ نمی‌دونستیم ‫به این زودی میایی خونه.

00:16:01.896 --> 00:16:03.982
‫معلومه. این چیه؟

00:16:04.007 --> 00:16:05.374
‫اوه، ساندویچ کره بادوم زمینی و ژله.

00:16:05.399 --> 00:16:06.868
‫کوکی‌ها نون نیستن.

00:16:06.893 --> 00:16:10.321
‫آخ. گشت هوایی داره دنبال
‫یه نفر می‌گرده، پس یکم وقت دارم.

00:16:10.346 --> 00:16:12.582
‫چقدر باحال. باید می‌خواستی
‫که تو پرواز باهاشون بری.

00:16:12.607 --> 00:16:15.209
‫اوم.
ترجیح می‌دم ‫روی زمین بالا بیارم.

00:16:16.242 --> 00:16:18.324
‫هی، اِلیوت،
‫می‌تونی بری خواهرتو بیاری؟

00:16:18.349 --> 00:16:20.103
‫فکر کردم داری
‫دنبال پرستار می‌گردی.

00:16:20.128 --> 00:16:21.342
‫می‌تونی بری بیاریش؟

00:16:21.836 --> 00:16:24.092
‫لطفاً؟
تو آدم محبوبش ‫تو کل دنیایی.

00:16:24.117 --> 00:16:26.002
‫می‌دونم داری اینو می‌گی ‫تا منو بپیچونی.

00:16:26.027 --> 00:16:27.067
‫ جواب می‌ده؟

00:16:27.776 --> 00:16:29.679
‫آره، ولی فقط ‫چون واقعیت داره.

00:16:29.704 --> 00:16:31.100
‫اون از طرفداران دو آتیشه‌ی اِلیوته.

00:16:31.125 --> 00:16:33.682
‫مگه همه‌مون نیستیم؟
‫‫اوم. پسر خوبیه.

00:16:35.563 --> 00:16:37.264
‫آخ. چندش.

00:16:40.334 --> 00:16:42.277
‫دلیل دیگه‌ای که می‌خواستم
‫سری به خونه بزنم این بود که

00:16:42.302 --> 00:16:45.346
‫بهت بگم که من آرتور رو
‫امروز صبح پیدا کردم.

00:16:45.707 --> 00:16:47.241
‫همون آدمی که بابامو می‌شناسه؟
‫‫اوهوم.

00:16:47.266 --> 00:16:48.674
‫می‌دونه کجاست؟

00:16:48.699 --> 00:16:51.153
‫نه، ولی قبول کرد
‫که کوله‌پشتیشو بهم بده.

00:16:51.178 --> 00:16:53.824
‫باشه، بریم بیاریمش.
‫‫هی، ‫یه لحظه صبر کن.

00:16:53.849 --> 00:16:55.991
‫ما هنوز زمان یا مکانی رو
‫مشخص نکردیم،

00:16:56.016 --> 00:16:58.033
‫ولی وقتی مشخص شد،
‫من کوله‌پشتی رو می‌گیرم.

00:16:58.325 --> 00:17:00.019
‫من نمی‌تونم باهات بیام؟
‫‫نه.

00:17:00.322 --> 00:17:01.409
‫چرا نه؟

00:17:02.074 --> 00:17:03.336
ما اصلاً نمی‌دونیم ‫این یارو کیه.

00:17:03.361 --> 00:17:04.853
‫اجازه نمی‌دم
‫اصلاً نزدیکت بشه. نه.

00:17:04.878 --> 00:17:06.979
‫ولی، مامان، اگه اطلاعاتی ‫داشته باشه...
‫‫ایوا.

00:17:07.628 --> 00:17:08.929
‫ بحث مذاکره نیست.

00:17:10.297 --> 00:17:11.331
‫باشه.

00:17:12.634 --> 00:17:13.935
‫خبرت می‌کنم.

00:17:20.842 --> 00:17:23.447
‫پیدا کردن لامبورگینی
‫نارنجی فینیاس سخت نبود.

00:17:23.645 --> 00:17:26.287
‫پلیس بزرگراه یک ساعت پیش
‫تو ونتورا گرفتش.

00:17:26.312 --> 00:17:28.015
‫تا الان که حرفی برای گفتن نداشته.

00:17:28.040 --> 00:17:31.026
‫ساکت موندنش احتمالاً عاقلانه‌ترین
‫کاریه که تو این مدت انجام داده.

00:17:31.051 --> 00:17:32.085
‫اوهوم.

00:17:32.654 --> 00:17:34.148
‫مزاحم که نشدم؟

00:17:34.381 --> 00:17:38.118
‫نه، کارآگاه‌ آز و کارادک دارن می‌ذارن
‫فینیاس یکم عرق بریزه،

00:17:38.143 --> 00:17:40.078
‫قبل از اینکه بازجویی رو ‫شروع کنن.

00:17:40.360 --> 00:17:42.730
‫خوبه. پس کارآگاه فارستر
‫یه دقیقه وقت داره.

00:17:43.531 --> 00:17:46.576
‫امیدوارم ناراحت نشی، ‫ولی سر میزت
 توقف کردم ‫و نتونستم مقاومت کنم.

00:17:46.601 --> 00:17:48.168
‫نه، برای همین کار اونجان.

00:17:48.870 --> 00:17:51.606
‫تا وقتی که وارد نیرو نشدم،
‫علاقه‌ای به شیرینی نداشتم.

00:17:51.631 --> 00:17:53.850
‫حالا دیگه نمی‌تونم روزی رو
‫بدون خوردن شکر سر کنم.

00:17:53.875 --> 00:17:55.643
‫اوه، خب، عادت‌های
‫بدتری هم وجود داره.

00:17:55.668 --> 00:17:59.003
‫درسته، و بعضی عادت‌ها هستن
‫که توی شغلتون ‫به دردتون می‌خورن.

00:17:59.028 --> 00:18:00.757
‫من پرونده‌تو دیدم، کارآگاه.

00:18:00.782 --> 00:18:03.609
‫تا حالا به شرکت در
‫آزمون گروهبانی فکر کردی؟

00:18:04.584 --> 00:18:05.584
...آه

00:18:06.126 --> 00:18:08.856
‫آره، بهش فکر کردم، ولی نه جدی.

00:18:08.881 --> 00:18:12.502
‫باید این کارو بکنی. یه دوستی دارم
‫که قبلاً ارزیاب آزمون بوده.

00:18:12.527 --> 00:18:15.203
‫می‌تونه بهت نکاتی بگه،
‫منابع درست مطالعاتی رو بهت بده.

00:18:16.190 --> 00:18:18.733
‫عالیه، ولی می‌دونین،
‫من واقعاً اینجا راحتم و...

00:18:18.758 --> 00:18:21.017
‫نه، البته که راحتی، ‫ولی ضرری نداره که

00:18:21.575 --> 00:18:23.786
‫نسبت به گسترش افق دیدت ‫کنجکاو باشی.

00:18:24.217 --> 00:18:26.016
‫مطمئنم ستوان سوتو ‫موافقه.

00:18:27.140 --> 00:18:29.038
‫من موافقم.
‫‫خوشحالم که می‌شنوم.

00:18:29.577 --> 00:18:32.145
‫ ترتیبشو می‌دم.
‫‫ممنونم.

00:18:36.256 --> 00:18:37.457
‫چی رو از دست دادم؟

00:18:37.651 --> 00:18:39.820
‫هیچی. هنوز بازجویی رو ‫شروع نکردن،

00:18:39.845 --> 00:18:41.580
‫ولی خوشحالم که سر زدی، مورگن.

00:18:41.605 --> 00:18:43.650
‫امیدوار بودم بتونیم بشینیم
‫و اون حرفو بزنیم و ببینیم...

00:18:43.675 --> 00:18:46.508
‫آره، اوه. می‌دونی چیه،
‫من... عالیه.

00:18:46.533 --> 00:18:49.210
‫ولی نمی‌تونم چون
‫باید حواسم به این باشه، ‫پس بعداً.

00:18:49.235 --> 00:18:51.008
‫شاید یکی بتونه ‫بگه جریان چیه.

00:18:51.033 --> 00:18:52.066
‫شاید.

00:18:52.573 --> 00:18:53.641
‫البته.

00:18:53.901 --> 00:18:57.005
‫بیا در مورد توری نولان حرف بزنیم.
‫‫کی؟

00:18:57.030 --> 00:18:59.150
‫همون خبرنگاری که بهش شلیک کردی
‫و بعد انداختیش تو برکه.

00:18:59.175 --> 00:19:01.476
‫فکر می‌کنیم فهمیدی که اون
‫مخفیانه تو خونه‌ی تو بوده.

00:19:01.501 --> 00:19:04.404
‫نگران داستانی بودی که ‫قراره منتشر کنه،
‫واسه همین از شرش خلاص شدی.

00:19:04.429 --> 00:19:05.598
‫منظورت دارلاست؟

00:19:05.623 --> 00:19:07.547
‫پس جزئیات برات آشناست
‫ولی اسم نه.

00:19:07.572 --> 00:19:09.404
‫من نمی‌دونستم اون دارلاست.

00:19:09.429 --> 00:19:11.699
‫و قطعاً نمی‌دونستم ‫که اون یه خبرنگاره.

00:19:11.724 --> 00:19:12.982
‫چرا توی کلاد هاوس بود؟

00:19:13.007 --> 00:19:15.217
‫ما هم همین سوالو داشتیم،
‫ولی بعد یه نگاهی انداختیم

00:19:15.242 --> 00:19:16.210
‫به صورت‌های مالی شما.

00:19:16.235 --> 00:19:18.704
‫ماشین اسپورت 200,000 دلاری.
‫‫اوم.

00:19:18.729 --> 00:19:21.023
‫چندین اقامت ‫تو هتل ایبیزا فور سیزنز.

00:19:21.048 --> 00:19:23.601
‫از بچه‌ها سخت کار می‌کشی، ‫و خیلی کمتر
،از چیزی که درآمد دارن، بهشون پول می‌دی

00:19:23.626 --> 00:19:24.927
‫بعد تمام سود رو خودت برمی‌داری.

00:19:24.952 --> 00:19:26.318
‫به نظر من شبیه یه داستان میاد.

00:19:26.343 --> 00:19:29.075
‫هر پولی که از ‫تولیدکننده‌ها می‌گیرم
‫برای اقامت و خورد و خوراک‌شونه.

00:19:29.100 --> 00:19:31.836
‫درسته. ماهی 50 هزار دلار برای هر کدوم.

00:19:31.861 --> 00:19:33.513
‫یکمی زیاده، نه، فینیاس؟

00:19:33.538 --> 00:19:34.974
‫حتی با استانداردهای لس‌آنجلس.

00:19:36.511 --> 00:19:38.587
.باید یه تست میک پاپ بگیرم
یه ‫‫چی؟

00:19:39.572 --> 00:19:40.847
‫باید ساعتشو ‫ببینم.

00:19:41.015 --> 00:19:42.071
‫ساعت، لطفاً.

00:19:42.315 --> 00:19:43.330
‫ممنون.

00:19:46.721 --> 00:19:49.358
‫به محل اتصال قطعات ‫نگاه کن.
خوردگی داره،‫می‌بینی؟

00:19:49.383 --> 00:19:53.407
‫این اتفاق وقتی میفته که ‫تیتانیوم
با پراکساید غلیظ ‫تماس پیدا می‌کنه،

00:19:54.162 --> 00:19:57.370
‫اوه. می‌بینی، فینیاس، ‫بعد از اون انفجار،
توری ‫کاملاً با اون پوشیده شده بود،

00:19:57.395 --> 00:19:59.492
‫و وقتی جسدشو از
‫صندلی راننده جابه‌جا کردی،

00:19:59.517 --> 00:20:01.757
‫باید مقدار زیادی از اونم
‫به خودت مالیده شده باشه.

00:20:01.782 --> 00:20:05.148
‫تو بعد از اینکه راکل و پرینکز ‫ماشین
 توری رو کف‌آلود کردن،‫توی ماشین بودی.

00:20:05.173 --> 00:20:07.634
‫تویی که بهش شلیک کردی
‫و بعد ماشینو جابه‌جا کردی.

00:20:11.025 --> 00:20:14.189
‫من جسد رو جابه‌جا کردم،
‫اما قسم می‌خورم که من نکشتمش.

00:20:14.214 --> 00:20:15.911
‫آه. همه جا پر از کف بود.

00:20:15.936 --> 00:20:18.239
‫تا وقتی که به برکه رسیدم،
‫اصلاً نمی‌دونستم بهش شلیک شده.

00:20:18.264 --> 00:20:20.700
‫اگه تو نکشتیش،
‫چرا جسد رو جابه‌جا کردی؟

00:20:20.969 --> 00:20:22.832
‫چون اجاره‌ی خونه رو از دست می‌دادم.

00:20:22.857 --> 00:20:25.968
‫صاحب‌خونه چند ماهه ‫داره سعی می‌کنه
‫کلاد هاوس رو بیرون کنه.

00:20:25.993 --> 00:20:28.145
‫همسایه‌ها از ما متنفرن،
‫و اگه بیرونمون کنن،

00:20:28.170 --> 00:20:29.839
‫مجبورم کل این ماجرا رو ‫تعطیل کنم.

00:20:29.864 --> 00:20:32.193
‫می‌تونی ثابت کنی ‫که تو نکشتیش؟
‫‫می‌تونم.

00:20:32.452 --> 00:20:33.954
‫شماها می‌دونید بات چیه؟

00:20:33.979 --> 00:20:35.878
‫کاربرهای جعلی ‫تو شبکه‌های اجتماعی.

00:20:35.903 --> 00:20:37.655
‫مردم ازشون استفاده می‌کنن
‫تا فالوئر‌هاشون رو زیاد کنن. آره.

00:20:37.680 --> 00:20:41.684
‫دقیقاً. آمار دارلا...
‫آمار توری افتضاح بود،

00:20:41.709 --> 00:20:45.270
‫و درست قبل از اینکه پرینکز
‫و راکل دوان دوان بیان بالا،

00:20:45.295 --> 00:20:48.879
‫من تو دفترم بودم و داشتم بات می‌خریدم
‫تا کانال توری رو تقویت کنم.

00:20:49.342 --> 00:20:51.390
‫که اگه یک دقیقه بعدش
‫قصد داشتی از شرش خلاص بشی،

00:20:51.415 --> 00:20:53.048
‫هرگز این کارو نمی‌کردی.

00:20:53.073 --> 00:20:54.141
‫دقیقاً.

00:20:56.691 --> 00:20:57.758
‫لعنت بهت.

00:21:04.766 --> 00:21:08.503
‫ما فینیاس رو به جرم دستکاری شواهد
‫و حمل و نقل غیرقانونی بازداشت کردیم.

00:21:08.528 --> 00:21:11.623
‫اون کیف توری رو به عنوان ‫یه معامله
 برای تخفیف در مجازات‫ بهمون داد.

00:21:11.648 --> 00:21:13.960
‫گفت که اونو برداشته تا کسی
‫نتونه هویت توری رو بفهمه.

00:21:13.985 --> 00:21:17.263
‫کسی که عاشق ماشینه ‫فکر نمی‌کرد بتونیم
 توری رو ‫از طریق شماره شاسی ماشین پیدا کنیم؟

00:21:17.288 --> 00:21:18.360
‫بی‌خیال.

00:21:19.247 --> 00:21:21.949
‫عالیه. توری قفل‌گذاری
‫فوق‌پیشرفته‌ای روی این داره.

00:21:21.974 --> 00:21:23.875
‫با توجه به شغلش ‫جای تعجب نداره.

00:21:25.527 --> 00:21:28.865
‫راکل درست می‌گفت.
‫توری واقعاً پودر پروتئین رو دزدیده.

00:21:28.890 --> 00:21:30.709
‫اما چرا؟ من کانال کلاد هاوس
‫توری رو چک کردم.

00:21:30.734 --> 00:21:32.702
‫اون هرگز تبلیغش نکرده.
‫‫آره، چرا باید تبلیغ می‌کرد؟

00:21:32.727 --> 00:21:34.511
‫اون واقعاً
‫به آمار خودش اهمیت نمی‌داد،

00:21:34.536 --> 00:21:36.706
‫این یعنی کانال کس دیگه‌ای رو هم
‫خراب نمی‌کرد.

00:21:36.731 --> 00:21:37.974
‫مورگن، نظرت در مورد این چیه؟

00:21:37.999 --> 00:21:39.934
‫چیزی تو این
نتایج آزمایشگاه ‫برات آشنا نیست؟

00:21:41.702 --> 00:21:44.672
‫آره، چیز خیلی جالبی نیست،
‫به جز کاستوریوم.

00:21:44.697 --> 00:21:46.800
‫این چیه؟
‫‫ترشحات مقعد سگ آبی.

00:21:47.175 --> 00:21:48.785
‫یک عامل طعم‌دهنده‌ست.

00:21:48.810 --> 00:21:51.287
‫اتیل متیل فنیل گلیسیدات ‫هم همینطوره.

00:21:51.312 --> 00:21:52.847
‫توت فرنگی مصنوعی.

00:21:52.872 --> 00:21:55.916
‫اینو از دعوای هفتگی با
‫بچه‌هام سر قفسه‌ی غلات می‌دونم.

00:21:56.731 --> 00:21:57.775
‫بله.

00:21:58.485 --> 00:21:59.595
‫توت فرنگی.

00:21:59.620 --> 00:22:02.505
‫اوکی، پس توری ‫در مورد
خونه‌ی تولید محتوا ‫تحقیق نمی‌کرده،

00:22:02.530 --> 00:22:04.941
‫داشته در مورد پودر پروتئین
‫تحقیق می‌کرده. چرا؟

00:22:04.966 --> 00:22:08.675
‫آره، این زن با افشای ‫رسوایی‌های بزرگ
‫برای خودش شهرتی دست و پا کرده بود.

00:22:09.156 --> 00:22:10.606
‫اون فساد رو پوشش می‌داد.

00:22:10.631 --> 00:22:12.967
‫حیوانات رو از آزار نجات می‌داد.

00:22:12.992 --> 00:22:16.228
‫اون با شرکت‌های نفتی بزرگ
‫درگیر می‌شد ‫و حالا پودر پروتئین؟

00:22:16.520 --> 00:22:18.824
‫دنبال کردن یه محصول
‫خرده‌پا اصلاً منطقی نیست.

00:22:21.942 --> 00:22:23.696
گفتیم که
 اطلاعات شخصیش لو رفته بود، درسته؟

00:22:23.721 --> 00:22:25.588
‫آره، یه مقاله
در مورد یه ‫هم‌کلاسیش نوشت

00:22:25.613 --> 00:22:27.548
‫که یه کسب و کار
‫استخدام آزمون‌دهنده رو ‫اداره می‌کرد.

00:22:27.575 --> 00:22:29.241
‫اون به خاطر انتقام، ‫قلدر اینترنتی شد.

00:22:29.266 --> 00:22:32.368
‫اسمش، امم، ‫رابرت رومانو بود.

00:22:33.520 --> 00:22:35.445
‫خب، فکر کنم الان اسمش بابی‌ه.

00:22:44.866 --> 00:22:46.634
‫ممنون.
‫‫رابرت رومانو؟

00:22:47.393 --> 00:22:49.430
‫واو، اسم کامل من.

00:22:49.455 --> 00:22:51.666
‫مامانم وقتی کار اشتباهی می‌کنم،
‫با این اسم صدام می‌کنه.

00:22:54.596 --> 00:22:56.794
‫صبر کنین، کار اشتباهی کردم؟
‫‫نه، فقط می‌خوایم حرف بزنیم.

00:22:56.819 --> 00:22:58.226
‫ تشکیلات چشمگیری ‫اینجا داری.

00:22:58.251 --> 00:23:01.335
‫ممنون، رفیق. آره،
‫دوران هیجان‌انگیزی در اِل‌تری‌ه.

00:23:01.360 --> 00:23:02.872
‫آره، پیش‌فروش‌هامون ‫فوق‌العاده‌ان.

00:23:02.897 --> 00:23:05.399
‫دارم سعی می‌کنم فروتن بمونم،
‫ولی یه حسی بهم می‌گه

00:23:05.424 --> 00:23:08.494
‫"لـیو، لَـف، لیفت"
 قراره ‫صنعت بدنسازی رو متحول کنه.

00:23:09.389 --> 00:23:10.426
‫واقعاً؟

00:23:10.451 --> 00:23:12.820
‫اوه. آخه یه جورایی به نظر می‌رسه
‫داری فقط یه عالمه

00:23:12.845 --> 00:23:16.818
‫پودر پروتئین فله از چین رو ‫دوباره بسته‌بندی
 می‌کنی ‫و برچسب خودتو روش می‌زنی.

00:23:16.843 --> 00:23:19.342
‫اوه، نه، نه، نه.
‫خیلی بیشتر از این حرفاست.

00:23:19.367 --> 00:23:20.893
‫هست؟
‫‫آره، آره، آره.

00:23:20.918 --> 00:23:23.683
‫اِل‌تری یه جنبشه، خب؟
‫این آقا می‌فهمه. معلومه.

00:23:23.708 --> 00:23:26.555
‫بابی،
تحویل "سن‌دیماس" ‫دیر می‌شه.

00:23:26.580 --> 00:23:28.282
‫لاستیک کامیون پنچر شده.

00:23:28.736 --> 00:23:31.520
‫اگه شما دو نفر از وزارت بهداشت اومدین،
‫گواهینامه‌هامون مطابق مقررات هستن.

00:23:31.545 --> 00:23:33.915
‫نگران نباش، اونا بازرس بهداشت نیستن.
‫فقط پلیسن.

00:23:35.383 --> 00:23:38.286
‫بچه‌ها، ایشون لامار ولپیس هستن.
‫مدیر عملیات منه.

00:23:38.418 --> 00:23:39.921
‫می‌تونیم کمکی بهتون بکنیم؟

00:23:39.946 --> 00:23:41.731
‫آره، لامار، امیدوار بودیم
‫یه نگاهی به اطراف بندازیم.

00:23:41.756 --> 00:23:43.409
‫حتماً، حکم بازرسی دارید؟

00:23:43.434 --> 00:23:45.707
‫نمی‌دونم. اینجا چیزی هست
‫که حکم بازرسی بخواد؟

00:23:45.732 --> 00:23:48.744
‫واو، نه، نه.
 اونا ‫حکم نمی‌خوان، رفیق.

00:23:48.769 --> 00:23:50.848
‫ فقط داریم صحبت می‌کنیم، درسته؟
‫‫درسته.

00:23:50.873 --> 00:23:53.122
‫آره. ببین، لامار، من زنگ می‌زنم
‫به سن‌دیماس.

00:23:53.734 --> 00:23:55.803
‫چشم، رئیس.
‫‫باشه، ممنون.

00:23:58.105 --> 00:24:01.181
‫می‌دونم، خیلی خشن به نظر می‌رسه، نه؟
‫این فقط کارشه.

00:24:01.206 --> 00:24:02.709
‫بدون اون
نمی‌تونستم ‫اینجا رو اداره کنم.

00:24:02.734 --> 00:24:04.128
.‫هوم
‫آره، شک ندارم.

00:24:04.153 --> 00:24:06.355
‫یعنی، بقیه‌ی کسب و کارهای تو
‫همه‌شون کلاهبرداری بودن، درسته؟

00:24:06.380 --> 00:24:08.858
‫شرکت کفش طراحیت که معلوم شد
‫جنس‌های کپیِ بی‌کیفیت بوده.

00:24:08.883 --> 00:24:10.960
‫اپلیکیشن کنسرتی که داشت
‫بلیت‌های جعلی می‌فروخت.

00:24:10.985 --> 00:24:12.848
‫آره. اون یکی باعث شد ‫به جرم
کلاهبرداری اینترنتی ‫گیر بیفتی.

00:24:12.873 --> 00:24:14.321
‫دو سال رو تو زندان بودی، درسته؟

00:24:14.346 --> 00:24:17.001
‫آره، مأموران فدرال به خاطر یه گزارش
،ناشناس بهت مشکوک شدن

00:24:17.026 --> 00:24:20.098
‫اما برات خیلی هم
‫ناشناس نبود، اینطور نیست؟

00:24:21.054 --> 00:24:23.205
‫آره، در مورد توری نولان حرف می‌زنی؟
‫‫هوم.

00:24:23.230 --> 00:24:25.107
‫اون ازم کینه به دل داره.
‫‫اوه، واقعاً؟

00:24:25.132 --> 00:24:27.576
‫فکر می‌کنی ربطی به اون زمانی داره
‫که اونقدر اطلاعات شخصیشو فاش کردی

00:24:27.601 --> 00:24:28.936
‫که مجبور شد ترک تحصیل کنه؟

00:24:28.961 --> 00:24:30.729
‫من واقعاً از اون کار پشیمونم.

00:24:31.839 --> 00:24:34.675
‫من یه بچه احمق بودم،
‫و کارهای احمقانه می‌کردم.

00:24:39.559 --> 00:24:40.593
‫لطفاً.

00:24:42.283 --> 00:24:44.022
‫چرا در مورد توری ‫سوال می‌پرسین؟

00:24:44.047 --> 00:24:46.554
‫خب، بابی، امم، اون مُرده.

00:24:50.117 --> 00:24:51.258
‫چه خبر بدی.

00:24:51.283 --> 00:24:52.319
‫اوهوم.

00:24:53.627 --> 00:24:55.747
‫صبر کنین، شما که فکر نمی‌کنین
‫تو این ماجرا نقشی داشتم؟

00:24:55.772 --> 00:24:56.739
‫قوی و باهوش.

00:24:56.764 --> 00:24:58.699
‫اون بی‌نقصه.
‫‫ممنون.

00:24:58.724 --> 00:25:00.562
‫آخرین باری که با توری
‫تماس داشتی کِی بود؟

00:25:00.587 --> 00:25:02.219
‫خب، یه هفته پیش بهم زنگ زد.

00:25:02.244 --> 00:25:04.246
‫بهم گفت که حالا یه ‫خبرنگار بزرگ شده،

00:25:04.271 --> 00:25:06.440
‫و این بار برای همیشه ‫منو زمین می‌زنه.

00:25:06.465 --> 00:25:08.551
‫خب، چطور می‌خواست ‫این کارو بکنه؟
‫‫هیچ نمی‌دونم.

00:25:08.576 --> 00:25:09.766
‫من قطع کردم.

00:25:09.986 --> 00:25:12.530
‫این نوع انرژی منفی ‫چیزی نیست که
.لـیو، لَـف، لیفت" به دنبالشه"

00:25:12.555 --> 00:25:16.025
‫به هر حال، همه‌ش بی‌معنیه،
‫چون اِل‌تری قانونیه.

00:25:16.050 --> 00:25:19.068
‫باشه، پس این موضوع که سعی می‌کرد
 شما رو زمین بزنه، ‫حتماً عصبانیت کرده.

00:25:19.093 --> 00:25:21.091
‫من به کسی آسیب نمی‌زنم.

00:25:21.116 --> 00:25:23.583
‫ هر چقدر می‌خواین ‫اطراف رو
.نگاه کنین. من مثل یه کتاب بازم

00:25:26.494 --> 00:25:28.515
‫مورگن
‫‫کارادک، اون مثل یه کتاب بازه.

00:25:29.063 --> 00:25:30.870
‫آره، من مشکلی ندارم.
‫‫اون مشکلی نداره.

00:25:32.406 --> 00:25:35.176
‫وقتی به توری شلیک شده،
‫ توی یه باشگاه اون سر شهر بوده.

00:25:36.143 --> 00:25:38.413
‫چون من هیچوقت
تمرین پا رو ‫از دست نمی‌دم.

00:25:38.639 --> 00:25:40.395
‫می‌تونی اینو تأیید کنی؟
‫‫بله.

00:25:47.148 --> 00:25:48.799
‫آه، منظورتون عذر موجه بود.

00:25:48.824 --> 00:25:51.264
‫آره، شریک تمرینیم می‌تونه
‫شهادتمو تأیید کنه.

00:25:51.289 --> 00:25:54.021
‫اوه خدا،
‫این داره بهتر و بهتر می‌شه.

00:25:54.500 --> 00:25:57.232
‫من عذر موجه بابی رو چک می‌کنم،
‫ببینم باشگاه دوربین داشته یا نه.

00:25:57.257 --> 00:26:00.303
‫داری میگی به حرف
‫شریک تمرینیش اعتماد نداری؟

00:26:00.328 --> 00:26:01.763
‫خب، حتی اگه
‫داستانش درست باشه،

00:26:01.796 --> 00:26:03.629
‫به این معنی نیست که
 هیچ ربطی به ‫مرگ توری نداشته.

00:26:03.654 --> 00:26:04.976
‫می‌تونسته کسی رو استخدام کنه
‫که اونو بکشه.

00:26:05.001 --> 00:26:06.015
‫آره، شاید.

00:26:06.040 --> 00:26:07.920
‫ مسیریابیش ‫نشون نمی‌ده
 که ‫به کلاد هاوس رفته باشه،

00:26:07.945 --> 00:26:10.093
‫با این حال نشون می‌ده
‫که حداقل هفته‌ای یکبار

00:26:10.118 --> 00:26:11.889
‫به جایی به نام سرنیتی آرمز
‫سر می‌زده.

00:26:11.914 --> 00:26:13.315
‫اوم.
‫‫شبیه یه فرقه‌ست.

00:26:13.340 --> 00:26:15.326
‫نه، در واقع، یه مرکز بازپروری
‫برای زندانی‌های سابقه‌داره.

00:26:15.351 --> 00:26:17.261
‫شاید بابی بعد از اینکه
‫از زندان آزاد شده، اونجا مونده.

00:26:17.286 --> 00:26:18.754
‫شاید جای خوبی باشه
‫که مطمئن شیم

00:26:18.779 --> 00:26:20.184
‫اون واقعاً چقدر ‫اصلاح شده.

00:26:23.055 --> 00:26:26.345
‫عالیه، برای ملاقات با کاپیتان
‫فراخوانده شدم.

00:26:26.370 --> 00:26:27.469
‫نه، ممنونم.

00:26:27.496 --> 00:26:30.542
‫البته زمانش خوبه ‫باید ماشینمو از ایستگاه
 بردارم ‫و به یه کار خانوادگی برسم.

00:26:30.567 --> 00:26:31.631
‫همه چیز مرتبه؟

00:26:31.656 --> 00:26:35.004
‫اوه، آره. هیچ وقت تو
‫خانواده گیلوری درامی وجود نداره.

00:26:35.029 --> 00:26:36.063
‫اوه، هیچوقت.

00:26:42.169 --> 00:26:43.991
‫کارآگاه کارادک، بفرمایید داخل.

00:26:46.107 --> 00:26:47.462
‫نگران نباش، مربوط به تو نیست.

00:26:47.487 --> 00:26:48.531
‫نگران نبودم.

00:26:48.556 --> 00:26:50.958
‫نباید هم باشی.
‫من حتی پرونده‌ت رو هم نخوندم.

00:26:51.192 --> 00:26:53.278
‫شهرتت جلوتر از خودته. بفرمایید.

00:26:56.000 --> 00:27:03.000


00:27:06.427 --> 00:27:08.370
‫مورگن گیلوری، در موردش بگو.

00:27:08.395 --> 00:27:10.164
‫فکر کردم این جلسه ‫در مورد منه.

00:27:10.189 --> 00:27:11.736
‫درسته، اما اون همکارته،

00:27:12.112 --> 00:27:15.352
‫و فکر می‌کنم هر دومون می‌تونیم
.اعتراف کنیم ‫که این یه مورد غیرمتعارفه

00:27:15.377 --> 00:27:17.485
‫و واقعاً با سبک شما ‫جور در نمیاد، کارآگاه.

00:27:17.905 --> 00:27:19.214
‫پس، پرونده‌ی منو خوندین.

00:27:19.239 --> 00:27:22.157
‫لازم نیست چیزی بخونم تا بدونم
‫آدمی هستی که ‫به نشان و سوگند پایبنده.

00:27:22.910 --> 00:27:26.376
‫اما مورگن، اون به نظر کسی نمیاد
‫که به قوانین پایبند باشه.

00:27:28.282 --> 00:27:29.725
‫خب، ما خوب با هم کار می‌کنیم

00:27:29.750 --> 00:27:31.284
‫اگه منظورتون اینه.
‫‫قطعاً همینطوره.

00:27:31.886 --> 00:27:34.655
‫از وقتی که شما دو تا با هم ‫تیم شدین،
 آمار پرونده‌هاتون ‫رفته بالا.

00:27:35.590 --> 00:27:37.904
‫باهوش بودی که اونو
‫به عنوان همکار خودت انتخاب کردی.

00:27:39.166 --> 00:27:41.862
‫اگه فکر می‌کنین کسی می‌تونه
‫مورگن رو انتخاب کنه، پس اونو نمی‌شناسین.

00:27:43.183 --> 00:27:44.198
‫هوم.

00:27:51.272 --> 00:27:53.298
‫چیز دیگه‌ای نیاز داشتی، ‫کارآگاه؟

00:27:56.010 --> 00:27:57.012
‫نه.

00:27:58.812 --> 00:28:02.258
‫هی، از کسی که سرنیتی آرمز رو اداره
 می‌کنه، ‫گاوین تیلمن، خبری گرفتم.

00:28:02.283 --> 00:28:04.195
‫برای ملاقات در دسترسه.
‫‫هوم. بریم.

00:28:22.571 --> 00:28:23.986
‫فکر کنم یه چیزی رو فراموش کردی.

00:28:24.011 --> 00:28:25.714
‫می‌خوام اول صحبت کنم.
‫‫در مورد چی؟

00:28:25.739 --> 00:28:27.750
‫این خیلی ساده‌ست.
‫تو کوله‌پشتی رو داری.

00:28:27.775 --> 00:28:30.009
‫تو کوله‌پشتی رو به من میدی.
‫پایان معامله.

00:28:33.214 --> 00:28:34.971
‫پس، واقعاً فکر می‌کنی که

00:28:35.845 --> 00:28:37.078
‫هر چیزی که توی اون کیفه

00:28:37.103 --> 00:28:38.585
،بهت جواب میده

00:28:38.963 --> 00:28:40.537
‫سوالات بیشتری دیگه نیست؟

00:28:42.382 --> 00:28:43.824
‫توشو نگاه نکردی، نه؟

00:28:46.073 --> 00:28:47.141
‫چرا؟

00:28:47.895 --> 00:28:50.686
‫نمی‌دونم، بهش فکر کردم، می‌دونی؟

00:28:51.198 --> 00:28:52.975
‫اما رومن رو می‌شناسم، باشه؟

00:28:53.000 --> 00:28:54.247
‫این مرد قابل اعتماده،

00:28:54.272 --> 00:28:57.770
‫و همینطوری ‫از بین مردمش
.بلند نمی‌شه و بی‌دلیل ناپدید بشه

00:28:58.205 --> 00:29:02.409
‫بنابراین، مدام از خودم می‌پرسم،
‫ تو 15 سال پیش چه اتفاقی افتاده

00:29:02.434 --> 00:29:04.820
‫که اونقدر بد بوده که
یه مرد خوب رو ‫مجبور به فرار کرده؟

00:29:05.209 --> 00:29:08.650
‫و اگه بخوام کاملاً صادق باشم،
‫مطمئن نیستم که بخوام ‫جوابشو بدونم.

00:29:08.890 --> 00:29:09.925
‫شما چطور؟

00:29:09.950 --> 00:29:12.287
‫بله، پس کیف رو بهمون بده.

00:29:12.487 --> 00:29:15.532
‫تو چطوری...
‫چطور فهمیدی من کجام؟

00:29:15.557 --> 00:29:18.343
‫اپلیکیشن ردیاب خانواده. ‫تو می‌تونی
 موقعیت منو ببینی، ‫منم مال تو رو.

00:29:18.368 --> 00:29:20.177
‫نه، این کارو ‫نمی‌کنیم، باشه؟
‫‫نه، مامان، بس کن.

00:29:20.202 --> 00:29:21.370
‫ما هنوز کیف رو نگرفتیم.

00:29:21.395 --> 00:29:23.343
‫تو می‌تونی بری، ولی من
‫بدون اون از اینجا نمی‌رم.

00:29:26.333 --> 00:29:27.350
‫نه، اون...

00:29:28.435 --> 00:29:33.073
‫تو دقیقاً شبیه پدرت می‌شی
‫وقتی می‌خواد ‫شروع به کاوش کنه.

00:29:36.745 --> 00:29:38.713
‫شما واقعاً پدر منو می‌شناختین؟
‫‫اوه، آره.

00:29:39.756 --> 00:29:42.827
‫می‌دونی، من و اون، ‫خیلی وقت پیش
 با هم بودیم. ‫یعنی با هم بزرگ شدیم.

00:29:43.075 --> 00:29:44.878
‫ما عملاً ‫جدایی‌ناپذیر بودیم.

00:29:46.020 --> 00:29:47.863
‫و اینقدر وقت ‫تو خونه‌ی من می‌گذروند،

00:29:47.888 --> 00:29:50.704
‫اینقدر غذا می‌خورد،
‫که مامانم اسمشو گذاشته بود "بشقاب".

00:29:55.896 --> 00:29:57.164
‫ما به کمکت نیاز داریم.

00:29:59.466 --> 00:30:03.937
‫من نمی‌فهمم چرا پدرم ‫منو ترک کرد،
‫اما باید بفهمم.

00:30:12.049 --> 00:30:14.114
‫خب، ببین، من ‫می‌فهمم، باشه؟

00:30:14.848 --> 00:30:19.380
‫وقتی صداشو شنیدم،
انگار ‫زمانی نگذشته، ‫اما گذشته بود.

00:30:19.993 --> 00:30:22.863
‫یعنی 15 سال زمان زیادیه
‫که کسی ناپدید بشه.

00:30:26.827 --> 00:30:28.088
‫و دلم براش تنگ شده.

00:30:28.356 --> 00:30:32.041
‫مامانم خیلی باهوشه،
‫پس اگه سرنخی تو اون کیف باشه،

00:30:32.066 --> 00:30:34.856
‫اون پیداش می‌کنه
‫و بعد شاید ما هم اونو پیدا کنیم.

00:30:40.974 --> 00:30:42.009
‫لطفاً؟

00:30:45.012 --> 00:30:46.847
‫باشه. اوکی.

00:30:47.754 --> 00:30:48.922
‫ اونو بهت می‌رسونم.

00:30:49.408 --> 00:30:51.377
‫عالیه. آماده‌ای؟

00:30:55.450 --> 00:30:57.415
‫می‌دونم نمی‌خواستی ‫ اینجا باشم...
‫‫یه کلمه نگو.

00:30:57.440 --> 00:30:58.820
‫نه. می‌بینی؟ کمک کردم.
‫‫ایوا، بس کن.

00:30:58.845 --> 00:31:01.504
...‫ اگه ‫کیف رو بهمون نمی‌داد
‫‫بعداً در موردش حرف می‌زنیم.

00:31:01.529 --> 00:31:05.199
‫الان، اونقدر عصبانیم که ‫به هر چیزی
 که از دهنم دربیاد ‫اطمینان ندارم.

00:31:13.746 --> 00:31:15.748
‫چیزی در مورد بابی رومانو
‫می‌تونی بهمون بگی؟

00:31:16.029 --> 00:31:17.853
‫من 22 ساله اینجارو اداره می‌کنم،

00:31:17.878 --> 00:31:22.015
‫و صادقانه بگم ‫هرگز کسی رو
تا حالا شبیه بابی ‫ملاقات نکردم.

00:31:22.457 --> 00:31:23.793
‫این چیز خوبیه؟
‫‫اوه، آره.

00:31:23.818 --> 00:31:26.372
‫ببینید، خیلی از آدما که اینجا میان،
‫تازه از زندان آزاد شدن.

00:31:26.397 --> 00:31:28.631
‫از دنیا عصبانی‌ان.
‫می‌خوان همه‌شو آتیش بزنن.

00:31:28.656 --> 00:31:29.709
‫اما بابی نه.

00:31:30.070 --> 00:31:33.368
‫اون خودشو سر و سامون داد ‫و
تصمیم گرفت ‫دنیا رو جای بهتری کنه.

00:31:33.393 --> 00:31:34.462
‫با پودر پروتئین؟

00:31:35.062 --> 00:31:39.018
‫ آره، ‫می‌دونم احمقانه به نظر می‌رسه،
‫اما بابی بهش اعتقاد داره.

00:31:39.366 --> 00:31:40.401
‫ضررش چیه؟

00:31:41.001 --> 00:31:44.235
‫خب، اگه بابی نسبت به
‫کسب‌وکارش اینقدر حساس بود،

00:31:44.691 --> 00:31:46.802
‫فکر می‌کنی برای محافظت از اون
‫تا کجا پیش می‌رفت؟

00:31:48.529 --> 00:31:49.714
‫چی می‌پرسی؟

00:31:49.954 --> 00:31:51.488
‫یه زنی به قتل رسیده.

00:31:51.513 --> 00:31:52.984
‫امم، توری نولان.

00:31:53.313 --> 00:31:55.801
‫اون و بابی یه گذشته‌ای ‫با هم داشتن.
‫این اسمو می‌شناسی؟

00:31:55.826 --> 00:31:58.636
‫بابی چند بار وقتی تازه
‫اومده بود اینجا، از توری نام برد،

00:31:58.661 --> 00:32:01.376
‫گفت که اون در واقع کمک کرده
‫که بابی بره زندان،

00:32:01.401 --> 00:32:02.847
‫اما عصبانی نبود.

00:32:03.356 --> 00:32:06.192
‫همونطور که گفتم، بابی همه اون
‫چیزا رو وقتی آزاد شد، پشت سر گذاشت.

00:32:06.217 --> 00:32:08.805
‫اما بعدش توری تهدیدش کرد.

00:32:08.830 --> 00:32:11.105
‫ بهمون گفت که توری بهش زنگ زده.
‫‫اوه، اون بیشتر از اینا کرده.

00:32:11.506 --> 00:32:13.166
‫اون سر و کله‌اش تو انبارش پیدا شد.

00:32:13.606 --> 00:32:15.944
‫گفت که نه تنها
‫راه‌اندازی کسب‌وکارشو خراب می‌کنه،

00:32:15.969 --> 00:32:18.972
‫بلکه کاری می‌کنه که بابی
‫تا آخر عمرش ‫برگرده زندان.

00:32:18.997 --> 00:32:20.438
‫توری چی فهمیده بود؟

00:32:22.029 --> 00:32:23.339
‫بابی چیزی نگفت.

00:32:23.712 --> 00:32:26.826
‫اما وقتی یه صبح، ‫جلسه گروهی
 آخرشو نیومد، ‫بهش زنگ زدم.

00:32:27.327 --> 00:32:28.926
‫اون آشفته بود.

00:32:29.451 --> 00:32:30.451
:اون گفت

00:32:31.190 --> 00:32:33.670
‫ "باید ده سال پیش
‫از شرش خلاص می‌شدم."

00:32:35.548 --> 00:32:38.448
‫ببین، من فکر کردم منظورش‫گرفتن حکم
.ممنوعیت نزدیک شدن یا همچین چیزیه

00:32:39.259 --> 00:32:40.929
‫فکر نمی‌کردم بهش آسیب بزنه.

00:32:45.834 --> 00:32:48.565
‫پلیس لس آنجلس.
‫‫بابی، در رو باز کن.

00:33:01.229 --> 00:33:02.826
‫چند وقته که بابی مُرده؟

00:33:02.851 --> 00:33:04.516
‫پزشکی قانونی میگه چند ساعت.

00:33:04.927 --> 00:33:07.839
‫یکی از کارمنداش بهمون گفت ‫که بابی
 بعد از صحبت با ما‫ خیلی ناراحت بوده،

00:33:07.864 --> 00:33:10.132
‫همه رو زود فرستاده خونه
‫و خودشو تو دفترش حبس کرده.

00:33:10.157 --> 00:33:13.536
‫و حدس می‌زنیم همونجا بوده که
‫به اندازه‌ی کافی قرص خورده ‫تا اوردوز کنه؟

00:33:13.561 --> 00:33:14.727
‫هوم.
‫‫چی مصرف کرده؟

00:33:14.752 --> 00:33:17.507
‫یه ماده مخدر جدید
برای مهمونی ‫به اسم دَزِل کیتی.

00:33:17.532 --> 00:33:21.243
‫یه محرک ایجادکننده سرخوشی
‫مثل اکستازی، ‫اما پنج برابر قوی‌تر.

00:33:21.268 --> 00:33:24.137
‫در مقادیر زیاد،
‫می‌تونه باعث ایست قلبی بشه،

00:33:24.162 --> 00:33:25.848
‫که فکر می‌کنیم
‫همین اتفاق برای بابی افتاده.

00:33:25.873 --> 00:33:27.951
‫اِل‌تری یه پوششی برای
‫قاچاق مواد مخدر بوده.

00:33:27.976 --> 00:33:30.110
‫بسته‌هایی ازش رو
مخفی ‫تو قوطی‌های پودر پیدا کردیم.

00:33:31.211 --> 00:33:34.122
‫حالا، بیشتر اینا ‫شرکت‌های واقعی‌ان
که فقط ‫پودر پروتئین می‌خرن،

00:33:34.147 --> 00:33:35.683
‫اما این کُد، 44889،

00:33:35.708 --> 00:33:37.961
‫مربوط به سفارشاتیه که ‫بسته‌های
 مواد مخدر ‫توی پودر داشتن.

00:33:37.986 --> 00:33:40.295
‫حدس می‌زنیم دارن به توزیع‌کننده‌ها
‫در سراسر کشور قاچاق میشن.

00:33:40.320 --> 00:33:42.447
‫یه اسلحه کالیبر 380 هم
 تو میز کارش پیدا کردیم

00:33:42.472 --> 00:33:44.712
‫که با زخم‌های
.گلوله‌ی توری مطابقت داره

00:33:44.737 --> 00:33:46.104
‫داریم می‌فرستیم برای آزمایش.

00:33:46.129 --> 00:33:47.569
‫‫سوپ گوشت گاو و جو!

00:33:51.332 --> 00:33:52.542
‫‫سوپ گوشت گاو و جو!

00:33:53.008 --> 00:33:55.010
‫تکرارش نمی‌کنه که واضح‌تر بشه، مورگن.

00:33:55.035 --> 00:33:58.781
‫یکی می‌خواد ما فکر کنیم که ‫بابی،
توری رو کشته ‫و بعدش اوردوز کرده.

00:33:58.806 --> 00:34:00.783
‫اما باور نمی‌کنی.
‫‫نه، وقتی زودتر اینجا بودیم،

00:34:00.808 --> 00:34:02.559
‫بابی نمی‌تونست صبر کنه
‫تا همه‌جا رو بهمون نشون بده.

00:34:02.584 --> 00:34:04.787
‫حالا اون ‫باهوش‌ترین آدم نیست،
‫اما حتی اونم انقدر عقل داره

00:34:04.812 --> 00:34:07.657
‫که نخواد پلیس ‫تو جایی که
مواد مخدر هست ‫بگرده.

00:34:07.682 --> 00:34:09.912
‫به علاوه، اون سوپ.
‫‫سوپ؟

00:34:09.937 --> 00:34:11.628
‫من دهنشو باز کردم ‫و بوش کردم،

00:34:11.653 --> 00:34:13.772
‫قطعاً بوی سوپ گوشت گاو و جو میده.

00:34:13.797 --> 00:34:15.473
‫و یه کم ازش
‫روی تیشرتش ریخته.

00:34:15.498 --> 00:34:17.000
‫می‌تونی اونجا ببینیش.
‫قبلاً اونجا نبود.

00:34:17.025 --> 00:34:20.068
‫این مرد سوپ رو خورده
‫و درست در همون زمان ‫فوت کرده.

00:34:20.093 --> 00:34:22.137
‫باشه؟
‫‫هیچ ظرف سوپی نیست.

00:34:22.162 --> 00:34:23.906
‫همه‌ی سطل‌های آشغال رو چک کردیم،
‫هیچی نیست.

00:34:23.931 --> 00:34:25.899
‫سینک ظرفشویی رو هم چک کردیم.

00:34:30.113 --> 00:34:31.915
‫این چیه؟
‫‫یه هویج؟

00:34:31.940 --> 00:34:34.842
‫اوهوم. و یه کپسول دَزِل کیتی
‫نیمه ذوب شده.

00:34:35.409 --> 00:34:38.605
‫پس، یا بابی سوپ خودشو
 مسموم کرده، ‫خورده،

00:34:39.079 --> 00:34:41.891
‫و بعد در اوج نشئگی،
‫بقیه‌شو ریخته تو سینک،

00:34:41.916 --> 00:34:44.919
‫ظرف سوپ رو جادو کرده
‫که قبل از بیهوشی ناپدید بشه

00:34:45.484 --> 00:34:46.480
...یا

00:34:46.504 --> 00:34:48.424
یا شخص دیگه‌ای ‫مواد رو تو سوپ ریخته.

00:34:48.455 --> 00:34:50.033
‫و اون شخص می‌خواد ما فکر کنیم

00:34:50.058 --> 00:34:52.777
‫که عملیات مواد مخدر ‫و قتل توری
‫همه‌ش کار بابی بوده.

00:34:52.802 --> 00:34:54.704
‫و حالا که اون مرده،
‫پرونده مختومه‌ست.

00:34:54.729 --> 00:34:57.072
‫بله. من فکر می‌کنم هر کسی که
‫بابی رو کشته، ‫توری رو هم کشته

00:34:57.097 --> 00:34:58.430
‫و کل ماجرا رو ‫رهبری کرده.

00:34:58.819 --> 00:34:59.887
‫پس مغز متفکر کیه؟

00:35:20.114 --> 00:35:21.898
‫ایست!
‫‫دست‌ها بالا!

00:35:21.923 --> 00:35:24.749
‫گاوین تیلمن، با دست‌های بالا
‫از ماشین بیا بیرون.

00:35:38.573 --> 00:35:40.959
‫امیدوارم کنجکاو باشی که
‫چطور اینو فهمیدیم،

00:35:40.984 --> 00:35:42.719
‫چون خیلی هیجان‌زده‌ام که بهت بگم.

00:35:42.744 --> 00:35:44.621
‫اولش، فکر کردیم،
‫"اوه، قطعاً لاماره."

00:35:44.646 --> 00:35:46.923
‫آره، اونو آوردیم برای
‫بازجویی، اما هیچی لو نداد.

00:35:46.948 --> 00:35:48.950
‫آدم وفاداریه، اینو بهش میگم.

00:35:48.975 --> 00:35:50.944
‫اما بابی همون لطف رو ‫در حقش نکرد.

00:35:50.969 --> 00:35:54.072
‫لامار خیلی سریع بهمون گفت
‫که بابی رو تو زندان ملاقات کرده،

00:35:54.097 --> 00:35:57.466
‫و بابی اونو وارد
‫عملیات مواد مخدر اِل‌تری خودش کرده.

00:35:57.491 --> 00:36:00.705
‫ببین، مشکل اینجاست که ‫
هیچ کدوم از این چیزا ‫واقعیت نداره.

00:36:00.730 --> 00:36:02.695
‫اولاً، بابی اصلاً نمی‌دونست
‫عملیات مواد مخدری وجود داره،

00:36:02.720 --> 00:36:04.883
‫و دوماً، اونا همزمان ‫تو زندان نبودن.

00:36:04.908 --> 00:36:05.837
‫قطعاً نبودن.

00:36:05.862 --> 00:36:10.368
‫بعد از اینکه آزاد شدن، ‫مدتی رو تو مرکز
 بازپروری شما ‫به نام سرنیتی آرمز گذروندن.

00:36:11.047 --> 00:36:13.485
‫وقتی اون ارتباط رو برقرار کردیم،
‫لامار خیلی ‫بیشتر همکاری کرد.

00:36:13.510 --> 00:36:14.964
‫اوه آره،
‫اون خیلی راحت تو رو لو داد.

00:36:14.989 --> 00:36:17.954
‫آره، اما لامار اصرار داشت
‫که هیچ ربطی به مرگ ‫توری و بابی نداشته،

00:36:17.979 --> 00:36:19.473
‫و عذر موجه برای اثباتش داشت.

00:36:19.498 --> 00:36:22.858
‫مطمئناً همینطوره، همه‌ش کار تو بود.
‫اما در مقابل کارادک و آز صادق بودی.

00:36:24.190 --> 00:36:26.161
‫بابی در جلساتش
‫در مورد توری به تو گفته بود،

00:36:26.186 --> 00:36:28.758
‫و بابی در مورد تهدیدات توری
‫با تو صحبت کرده بود.

00:36:28.783 --> 00:36:31.501
‫بابی نمی‌دونست ‫توری در مورد چی
صحبت می‌کنه، ‫اما تو می‌دونستی.

00:36:31.526 --> 00:36:34.095
‫تماس توری با بابی،
‫پوشش اونو لو داد.

00:36:34.120 --> 00:36:35.578
‫تو دقیقاً می‌دونستی
‫کجا پیداش کنی.

00:36:36.041 --> 00:36:37.640
‫بنابراین، تو کلاد هاوس ‫منتظر موندی،

00:36:37.665 --> 00:36:40.301
‫و وقتی ماشین توری پیداش شد،
‫بهش شلیک کردی.

00:36:40.822 --> 00:36:42.619
‫نمی‌تونستی وضعیت اونو پیش‌بینی کنی،

00:36:42.644 --> 00:36:44.279
‫اما فقط ازش
‫به نفع خودت استفاده کردی.

00:36:44.304 --> 00:36:45.982
‫در اون مرحله، ‫بابی یه معضل بود.

00:36:46.007 --> 00:36:48.810
‫لامار گفت اون بلافاصله بعد از
‫حضور ما در انبار، به تو زنگ زده.

00:36:49.728 --> 00:36:51.567
‫باید سرنخ‌های باز رو جمع می‌کردی.

00:36:52.400 --> 00:36:55.130
‫وقتی باهات تو مرکز بازپروری
‫صحبت کردیم، ‫بابی قبلاً مُرده بود.

00:36:56.383 --> 00:36:58.494
‫من وکیل می‌خوام.
‫‫اوه، مطمئنم که می‌خوای.

00:36:58.519 --> 00:36:59.854
‫شاید بیشتر از یکی.

00:36:59.879 --> 00:37:01.481
‫همه‌ی ذخیره‌هاتو خرج کن.

00:37:05.193 --> 00:37:07.144
‫با سردبیر مجله‌ی ‫تیک‌داون صحبت کردم.

00:37:07.169 --> 00:37:10.039
‫قرار گذاشتن آخرین مقاله‌ی توری رو
‫کامل کنن و یه شماره‌ی یادبود منتشر کنن.

00:37:10.064 --> 00:37:11.398
‫اوه، واقعاً؟
‫‫آره.

00:37:11.658 --> 00:37:14.493
‫آه، از این کار خوشم میاد.
دنیا ‫به توری‌های بیشتری نیاز داره.

00:37:14.869 --> 00:37:15.961
‫آره.

00:37:16.145 --> 00:37:18.280
‫می‌خوام از اینجا برم
‫قبل از اینکه کاپیتان بهم کمین کنه.

00:37:18.305 --> 00:37:20.373
‫می‌دونی، تا ابد نمی‌تونی ‫ازش دوری کنی.

00:37:20.398 --> 00:37:21.666
‫امم. من 3.50 دلار

00:37:21.691 --> 00:37:25.822
‫به کتابخونه عمومی کالور سیتی
.‫از دهه 90 بدهکارم

00:37:25.847 --> 00:37:28.497
‫پس، باید با این حرفت مخالفت کنم.

00:37:28.522 --> 00:37:31.920
‫هوم. می‌دونی همیشه یه دوره انطباق هست
‫وقتی یه آدم جدید به تیم اضافه میشه.

00:37:32.404 --> 00:37:33.438
‫هست؟

00:37:34.121 --> 00:37:37.557
من ‫وقتی وارد تیم شدم
.چیزی جز لذت مطلق رو به خاطر ندارم

00:37:38.458 --> 00:37:39.381
‫اوه.

00:37:40.148 --> 00:37:41.222
.می‌بینمت

00:37:52.817 --> 00:37:54.517
‫هی، کمکی می‌خوای؟

00:37:54.542 --> 00:37:55.693
‫نه، نمی‌خوام.

00:37:56.544 --> 00:37:58.780
‫فقط یه کم ضدیخ می‌خواد
‫وگرنه کج‌خلق میشه.

00:37:58.805 --> 00:38:01.040
‫کج‌خلق که نه، با اعتمادبه‌نفس.

00:38:02.015 --> 00:38:04.001
‫فکر کردم امروز میای ‫برای یه گپ و گفت.

00:38:04.026 --> 00:38:06.862
‫نه، اونو از خودم درآوردم
‫که زمان بخرم ‫تا بتونم ازش در برم.

00:38:06.887 --> 00:38:08.998
‫به علاوه، سرم شلوغ بود،
‫می‌دونی، داشتم کارمو انجام می‌دادم.

00:38:09.023 --> 00:38:10.658
‫آره، تو دوست داری اینجا کار کنی.

00:38:12.226 --> 00:38:15.406
‫این یه سواله؟
‫‫نه، این مشاهده‌ی یه متعجبه.

00:38:15.773 --> 00:38:16.755
‫چرا متعجب؟

00:38:16.780 --> 00:38:21.051
‫‫من یه شایعاتی شنیدم ‫که تو
واکنش مثبتی ‫به اقتدار نشون نمی‌دی.

00:38:22.703 --> 00:38:26.507
‫من واکنش مثبتی به ‫اقتداری که از قدرتش
 سوءاستفاده می‌کنه‫ نشون نمی‌دم.

00:38:26.754 --> 00:38:27.913
‫تو منو اینطور می‌بینی؟

00:38:27.942 --> 00:38:29.073
‫نمی‌دونم.

00:38:31.012 --> 00:38:32.379
‫هنوز در این مورد تصمیم نگرفتم.

00:38:32.622 --> 00:38:34.581
‫خب، در مورد چی تصمیم گرفتی؟

00:38:36.281 --> 00:38:37.292
...‫امم

00:38:37.317 --> 00:38:40.395
‫تصمیم گرفتم که
‫ماشینتو از سر راهم برداری

00:38:40.420 --> 00:38:41.831
‫تا بتونم برم خونه پیش بچه‌هام.

00:38:42.142 --> 00:38:43.367
‫باشه، گیلوری.

00:38:44.992 --> 00:38:46.027
‫اجازه میدم حدس بزنی.

00:38:50.497 --> 00:38:53.000
‫باشه
‫بذار ببینم.

00:38:53.935 --> 00:38:55.919
‫تو از یه خانواده‌ی قدیمی هستی، درسته؟

00:38:55.944 --> 00:38:58.413
‫خب، این بهم میگه تو
‫می‌تونستی راه آسون رو انتخاب کنی،

00:38:58.438 --> 00:39:01.664
‫اما انتخاب می‌کنی که این کارو نکنی
‫چون می‌خوای به همه ثابت کنی که می‌تونی.

00:39:01.689 --> 00:39:05.095
‫و این قابل احترامه،
‫اما همچنین تو رو مغرور می‌کنه.

00:39:05.980 --> 00:39:09.792
‫ دوست داری کاپیتان باشی.
‫از احترام لذت می‌بری،‫از اقتدار.

00:39:09.817 --> 00:39:10.927
‫عاشق چکمه‌هاتی.

00:39:10.952 --> 00:39:12.602
‫اما همچنین
 دلت برای ‫بودن تو میدون هم

00:39:12.627 --> 00:39:14.151
‫بیشتر از چیزی که
 فکر می‌کردی ‫تنگ شده.

00:39:14.176 --> 00:39:16.953
‫دوست داری تو بطن ماجرا باشی، درسته؟
‫چون باعث میشه احساس مهم بودن کنی.

00:39:17.859 --> 00:39:18.893
‫چیز دیگه‌ای هست؟

00:39:20.294 --> 00:39:21.329
‫اوهوم.

00:39:22.936 --> 00:39:25.873
‫دوست داری مردم رو در شک نگه داری
‫که آیا علاقه‌ت به اونا واقعیه

00:39:25.898 --> 00:39:28.243
‫یا فقط راهی برای
‫بدست آوردن چیزیه که می‌خوای.

00:39:29.203 --> 00:39:30.236
‫خیلی خوب بود.

00:39:31.873 --> 00:39:33.608
‫از سه تا، دو تاشو درست گفتی.

00:39:33.633 --> 00:39:36.180
‫اوه، واقعاً؟
کدوم یکی رو ‫اشتباه حدس زدم؟

00:39:41.435 --> 00:39:43.803
‫من به خوبی تو ‫توی این بازی نیستم.

00:39:47.154 --> 00:39:48.990
‫اما یه چیز رو مطمئناً یاد گرفتم.

00:39:50.120 --> 00:39:52.253
،اگه یه معما به مورگن گیلوری بدی

00:39:52.278 --> 00:39:54.878
.تا حلش نکنه دست از فکر کردن برنمی‌داره

00:40:02.116 --> 00:40:03.214
‫شب بخیر، مورگن.

00:40:18.586 --> 00:40:19.620
.سلام

00:40:21.155 --> 00:40:22.223
.سلام

00:40:24.592 --> 00:40:25.824
‫تو هنوز عصبانی هستی.

00:40:28.822 --> 00:40:30.829
‫آره، هستم.

00:40:32.715 --> 00:40:34.718
‫من تو رو بیشتر از هر چیزی
‫تو این دنیا دوست دارم،

00:40:34.743 --> 00:40:37.468
‫پس هر کاری لازم باشه
‫برای حفظ امنیت تو انجام میدم.

00:40:37.493 --> 00:40:40.683
‫اگه بهت میگم نه،
‫انتظار دارم گوش کنی.

00:40:40.708 --> 00:40:42.843
‫اما هیچ اتفاق بدی نیفتاد.
‫‫بحث این نیست.

00:40:42.868 --> 00:40:46.547
‫بهت گفتم نه، و تو رفتی ‫و به هر حال
 کاری که می‌خواستی رو ‫انجام دادی.

00:40:46.873 --> 00:40:48.598
‫آشنا به نظر می‌رسه.
‫‫ببخشید؟

00:40:49.045 --> 00:40:51.385
‫اگه با کسی موافق نباشی،
‫هیچ وقت به حرفش گوش نمی‌کنی.

00:40:51.735 --> 00:40:53.181
‫اگه جای من بودی چیکار می‌کردی؟

00:40:54.055 --> 00:40:55.823
‫آره، دقیقاً.
‫‫ایوا.

00:40:57.457 --> 00:40:59.497
‫اشتباه نمی‌کنی، باشه؟

00:41:00.138 --> 00:41:02.114
‫تفاوت اینجاست که ‫من یه بزرگسالم.

00:41:02.139 --> 00:41:04.143
‫من می‌تونم اون انتخاب‌ها رو انجام بدم.
‫تو نمی‌تونی.

00:41:04.170 --> 00:41:05.147
‫تو چقدر ریاکاری.

00:41:05.172 --> 00:41:08.411
‫باشه، خوشحالم که آمادگی آزمون
 ‫نتیجه داده، اما لطفاً ‫مراقب لحنت باش.

00:41:08.436 --> 00:41:10.022
‫جدی می‌گم.
‫ناجوانمردانه رفتار می‌کنی.

00:41:10.047 --> 00:41:12.949
‫من مامان توام.
‫ایوا، من همیشه اشتباه می‌کنم.

00:41:12.974 --> 00:41:14.317
‫این یکی از اونا نیست، باشه؟

00:41:14.342 --> 00:41:16.510
‫و اعمال، پیامدهایی دارن.
‫‫یعنی چی؟

00:41:16.535 --> 00:41:19.121
‫یعنی باید فکر کنم چقدر می‌خوام
‫تو رو درگیر مسائل مربوط به پدرت کنم

00:41:19.146 --> 00:41:21.131
‫تا وقتی که دوباره بتونم بهت اعتماد کنم.

00:41:21.156 --> 00:41:23.540
‫تو هیچ وقت به اندازه کافی
‫بهم اعتماد نمی‌کنی ‫چون نمی‌خوای.

00:41:23.565 --> 00:41:25.533
‫متأسفم، اعتماد چیزیه ‫که باید از یک...

00:41:25.558 --> 00:41:28.224
‫نه، بس کن. فکر می‌کنی
‫یه مامان باحالی ‫یا چیزی شبیه اون،

00:41:28.249 --> 00:41:29.821
‫اما در واقع فقط خجالت‌آوری.

00:42:20.990 --> 00:42:40.990
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.