﻿WEBVTT

00:00:06.273 --> 00:00:10.362
بهش شلیک کرد. نمی‌دونم چیکار کنم
.همین الان به دختره شلیک کرد

00:00:15.917 --> 00:00:17.963
!‫آه،وحشتناک بود

00:00:17.988 --> 00:00:19.433
‫ اون اینجاست.

00:00:21.000 --> 00:00:32.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:39.339 --> 00:00:41.107
‫می‌دونم، فهمیدم. دیر کردم.

00:00:41.132 --> 00:00:42.583
.راستش اصلاً متوجه نشدم

00:00:42.608 --> 00:00:45.120
‫جریمه شدم، ولی این‌بار واقعاً توقف کردم!

00:00:45.444 --> 00:00:46.720
‫کامل توقف کردم؟

00:00:47.116 --> 00:00:49.466
‫نه دقیقاً. مدیریت زمانم افتضاحه!

00:00:49.491 --> 00:00:51.547
‫از لحن صدات معلومه
که می‌گی تقصیر منه، درسته؟

00:00:51.572 --> 00:00:53.072
...‫این کارتِ معافیت از مجازات

00:00:53.097 --> 00:00:54.605
‫کارتِ معافیت از مجازات نیست!

00:00:54.630 --> 00:00:56.226
‫این یه کارتِ مشاور پلیسه،
!به هیچ دردی نمی‌خوره

00:00:56.251 --> 00:00:59.569
‫ باید برگردم همون روش قدیمی
!با ناز و عشوه از جریمه در برم

00:00:59.594 --> 00:01:01.029
‫جواب نمی‌ده،ولی حداقل حال میده!

00:01:01.054 --> 00:01:02.639
‫یا اینکه کلاً از تابلو "ایست" رد نشی!

00:01:02.664 --> 00:01:05.386
‫نیازی نیست در مورد تابلو "ایست"
...هی بگی چی کار بکنم چی کار نکنم

00:01:05.411 --> 00:01:07.396
‫مورگن، حواست به اطراف باشه!

00:01:14.207 --> 00:01:16.678
‫شماها تو تظاهر به کار کردن
!جلوی رئیس افتضاحین

00:01:17.377 --> 00:01:19.022
‫باید براتون کلاس بذارم! چی شده؟

00:01:19.460 --> 00:01:21.904
.سوتو کاندیدای فرماندهی شده
.این پست خیلی وقته خالی مونده

00:01:21.929 --> 00:01:23.330
.میگن شانسش از همه بیشتره

00:01:23.355 --> 00:01:24.758
.خب، این که هیجان‌انگیزه

00:01:25.954 --> 00:01:29.107
حالا این تماس خوبه یا بد؟
.منم داشتم همینو از تو می‌پرسیدم

00:01:29.951 --> 00:01:31.459
.این چیزی نبود که فکرشو می‌کردین

00:01:31.484 --> 00:01:32.820
.هر وقت خبری شد، خودم بهتون میگم

00:01:32.860 --> 00:01:33.928
‫شما دوتا، بیاین.

00:01:34.518 --> 00:01:37.385
چند دقیقه پیش یه تماس با 911 گرفته شده
.پرونده‌ش باید به دستتون رسیده باشه

00:01:37.410 --> 00:01:38.679
.این فایل صوتی تماسه

00:01:39.199 --> 00:01:41.069
!‫اون بهش شلیک کرد

00:01:42.188 --> 00:01:45.205
‫نمی‌دونم چی‌کار کنم،
!همین الان به دختره شلیک کرد

00:01:45.238 --> 00:01:48.034
!‫آه، وحشتناک بود

00:01:48.059 --> 00:01:49.662
!اون اینجاست

00:01:49.937 --> 00:01:52.956
‫مرکز تماس، آدرس رو
.به نام رِینا ویِرا ردگیری کرده

00:01:52.981 --> 00:01:55.707
‫ممکنه دو تا قربانی داشته باشیم
.و یه تیرانداز فراری. بجنبید

00:02:12.199 --> 00:02:14.355
‫رِینا ویِرا، شما با 911 تماس گرفتین

00:02:14.380 --> 00:02:16.271
‫در مورد تیراندازی
و ورود یه مزاحم به خونه‌تون؟

00:02:16.296 --> 00:02:20.324
نه. به اون یکی افسرا هم گفتم
!من همچین تماسی نگرفتم

00:02:20.349 --> 00:02:22.298
،باشه، ولی ما به تماس گوش دادیم

00:02:22.323 --> 00:02:24.119
‫و ردش به همین آدرس خورد.

00:02:24.144 --> 00:02:26.421
‫کسی دیگه‌ای اینجا زندگی می‌کنه؟
‫نه، تنها زندگی می‌کنم.

00:02:26.446 --> 00:02:29.191
کس دیگه‌ای اینجا نبود
.دیگه نمی‌دونم چی باید بهتون بگم

00:02:29.216 --> 00:02:31.072
‫اون تماس کار من نبود، تموم شد و رفت!

00:02:31.819 --> 00:02:34.581
.اوه، جز اینکه کار خودت بوده

00:02:35.355 --> 00:02:36.731
داری میگی من دروغگوام؟

00:02:36.758 --> 00:02:38.776
نه، فقط میگه
لهجه‌ت مال "گالا گیچی"هاست

00:02:38.801 --> 00:02:40.268
‫از قوم سواحل جنوب شرقی کشور.

00:02:40.293 --> 00:02:42.905
‫آره، لهجه‌ قشنگیه ولی خیلی نادره.

00:02:42.930 --> 00:02:45.562
‫تو عمرم فقط
.یه نفر دیگه با این لهجه می‌شناختم

00:02:45.587 --> 00:02:47.183
.رئیس قبلیم تو راهنمایی رانندگی

00:02:47.208 --> 00:02:48.279
‫اسمش پِرل بود.

00:02:48.304 --> 00:02:50.796
‫خدایا مورگن، باید اخراجت کنم دختر!

00:02:51.806 --> 00:02:53.950
‫اصلاً نمی‌فهمم
!داری راجع به چی حرف می‌زنی

00:02:53.975 --> 00:02:56.198
‫آره خب، اون عکست اونجا،

00:02:56.223 --> 00:02:59.287
‫زیر کاج‌های لاب‌لالی
،که مخصوص کارولینای جنوبی‌ان

00:02:59.312 --> 00:03:01.289
به‌علاوه لهجه‌ت
.که تا الان دو بار از زیر زبونت در رفته

00:03:01.314 --> 00:03:03.250
‫اوه!
‫‫تمومه دیگه.

00:03:03.275 --> 00:03:06.085
‫خب نشون می‌ده
.اون تماس 911 کار خودت بوده

00:03:06.110 --> 00:03:09.899
‫مگه لهجه داشتن جرمه؟
!اگه نیست، پس می‌تونین برید

00:03:09.924 --> 00:03:12.777
‫با کمال میل خانم، به محض این که
.این موضوع روشن بشه می‌ریم

00:03:12.802 --> 00:03:15.076
‫ممکنه یه نگاه کوچیک به گوشیت بندازیم؟

00:03:15.361 --> 00:03:17.313
‫چرا باید دروغ بگم که بهتون زنگ زدم؟

00:03:17.338 --> 00:03:19.504
‫فقط می‌خوایم مطمئن بشیم
.که در امان هستین، همین

00:03:19.529 --> 00:03:22.335
‫باشه، اگه این باعث می‌شه
.دست از سرم بردارین، بفرمایید

00:03:24.966 --> 00:03:26.293
‫هیچ تماسی با 911 نیست.

00:03:26.841 --> 00:03:28.676
‫عجیبه.
‫‫آره.

00:03:28.810 --> 00:03:31.154
،خب، فقط یه چیز کوچیک، محض کنجکاوی

00:03:31.179 --> 00:03:33.514
.وگرنه تا خودِ خونه مخم رو می‌خوره

00:03:33.539 --> 00:03:35.091
،آشپزخونه به این قشنگی داری

00:03:35.116 --> 00:03:38.351
اونوقت قضیه این ماهیتابه‌های
ارزون‌قیمت روی اجاقت چیه؟

00:03:38.746 --> 00:03:40.471
.می‌دونی، منم از این ماهیتابه‌ها دارم

00:03:40.496 --> 00:03:41.723
،واسه من منطقیه

00:03:41.748 --> 00:03:43.374
‫ولی با این دکور آشپزخونه جور درنمیاد.

00:03:44.257 --> 00:03:45.323
این الان جدی بود؟

00:03:45.693 --> 00:03:48.196
‫کارمون اینجا تمومه، ممنون از همکاری‌تون.

00:03:48.460 --> 00:03:49.480
‫اوه...

00:03:53.668 --> 00:03:56.571
اول زنگ می‌زنه به 911
بعدم همه چی رو انکار می‌کنه؟

00:03:56.596 --> 00:03:57.884
‫به نظرت یعنی چی؟

00:03:57.909 --> 00:04:00.175
‫شاید یه چیزی دیده،
.ولی حالا می‌ترسه حرف بزنه

00:04:00.200 --> 00:04:02.753
دقیقاً. پس اگه یکی داره بهش
،فشار میاره که ساکت بمونه

00:04:02.778 --> 00:04:03.815
چطوری الان ول کنیم بریم؟

00:04:03.840 --> 00:04:05.521
‫چون خودش گفت از خونه‌ش بریم بیرون

00:04:05.546 --> 00:04:07.138
‫و هنوز جرمی هم مرتکب نشده، مورگن.

00:04:07.163 --> 00:04:08.170
‫گشت منطقه رو بررسی کرده.

00:04:08.195 --> 00:04:10.375
‫کسی چیزی ندیده یا نشنیده،
.خونه رو هم گشتن

00:04:10.400 --> 00:04:13.070
‫هیچ نشونه‌ای از درگیری
.یا ورود غیرمجاز نیست

00:04:13.286 --> 00:04:15.823
‫فعلاً که در امن و امانه.
‫‫اوه چه خیال راحتی!

00:04:16.524 --> 00:04:19.115
‫درخواست می‌دم یه تیم نامحسوس
.جلوی خونه‌ش مستقر بشن

00:04:25.566 --> 00:04:28.435
رومن ازم خواست
.حواسم به تو و ایوا باشه

00:04:29.123 --> 00:04:31.483
‫کاش دست از سر لپ‌تاپ من برداری دیگه!

00:04:31.508 --> 00:04:33.750
شاید باید یه پسوردی بذاری
.که کمتر قابل حدس باشه

00:04:33.775 --> 00:04:35.715
‫حدس می‌زنم هنوز نگران رِینا ویِرايی.

00:04:35.740 --> 00:04:38.571
معلومه که هستم اینکه سوتو تونست
.مجوز مراقبت رو بگیره، کمک می‌کنه

00:04:39.012 --> 00:04:41.365
‫خیلی سریع پیگیریش کرد،
.کار هر کسی نیست

00:04:41.390 --> 00:04:43.425
شاید این نشونه‌ایه که
.سوتو پست فرماندهی رو گرفته

00:04:43.450 --> 00:04:44.604
‫جدی؟
‫آره.

00:04:44.629 --> 00:04:46.961
‫خب اگه فرمانده بشه، تو چی‌کار می‌کنی؟

00:04:47.188 --> 00:04:49.206
.احتمالاً به عنوان ستوان میرم جای اون

00:04:49.231 --> 00:04:50.425
‫پس من با کی می‌افتم؟

00:04:50.758 --> 00:04:51.831
‫با یکی دیگه.

00:04:51.856 --> 00:04:54.570
نمی‌خوام با کس دیگه‌ای کار کنم
.مگه اینکه آز یا دافنه باشه

00:04:54.595 --> 00:04:56.816
‫اونا خودشون با همن.
‫‫خب منم با اونا کار می‌کنم دیگه.

00:04:56.841 --> 00:04:58.541
‫تو پلیس که همکار سه‌نفره نداریم!

00:04:58.566 --> 00:05:00.977
‫اون دیگه کمبود قوه تخیله، نه قانون.

00:05:01.002 --> 00:05:05.248
آره. ببین، می‌فهمم با ذهنی مثل ذهن تو
.همه چیز یه هرج و مرج منظمه

00:05:05.273 --> 00:05:08.015
‫وقتی چیزی از کنترلت خارج بشه،
‫همه‌چی تغییر می‌کنه و به هم می‌ریزی.

00:05:08.810 --> 00:05:09.844
‫ازش خوشم نمیاد.

00:05:10.978 --> 00:05:14.515
اگه قرار به جابجایی باشه، بی‌دردسر
.انجام میشه، یه کاریش می‌کنیم

00:05:15.143 --> 00:05:16.176
‫باشه.

00:05:19.526 --> 00:05:20.576
‫کارادِک.

00:05:34.933 --> 00:05:36.625
‫هر کاری از دستمون برمی‌اومد کردیم، مورگن.

00:05:36.650 --> 00:05:38.960
.واقعاً؟ انگار کافی نبوده

00:05:49.402 --> 00:05:51.034
‫دافنه داره با همسایه‌ها حرف می‌زنه.

00:05:51.059 --> 00:05:53.328
‫فعلاً هیچ‌کی چیزی مشکوک ندیده یا نشنیده.

00:05:53.353 --> 00:05:55.139
‫نه جای گلوله‌ای هست، نه نشونه‌ی درگیری.

00:05:55.164 --> 00:05:56.899
‫به نظر میاد خورده زمین، سرش ضربه خورده.

00:05:56.924 --> 00:05:59.014
‫ولی رِینا سه تا تماس ناموفق
.از کسی به اسم لوسی داشته

00:05:59.039 --> 00:06:01.208
‫باید بفهمیم کیه.
‫‫آره، الان می‌پرسم.

00:06:01.696 --> 00:06:03.990
.جالبه
.منم اینجا یه چیز جالب پیدا کردم

00:06:04.015 --> 00:06:05.216
.جدی؟ اول تو بگو

00:06:05.241 --> 00:06:07.143
.پشت لباس راینا یه لکه هست

00:06:07.168 --> 00:06:08.477
‫به نظر خون خشک‌شده نمیاد.

00:06:08.502 --> 00:06:10.213
‫شاید خاک باشه، درست وسط کمرش.

00:06:10.238 --> 00:06:11.705
.بعیده کار خودش باشه

00:06:11.973 --> 00:06:14.684
‫خودم انقدر لباس زیپ‌دار زیاد پوشیدم،
.که بدونم دسترسی به اونجا سخته

00:06:14.709 --> 00:06:16.696
.آره، دقیقاً فکر منم همینه
.حالا نوبت توئه

00:06:17.132 --> 00:06:19.322
،خب، وقتی از بالای پله‌ها
،با مخ می‌خوری زمین

00:06:19.347 --> 00:06:20.957
‫غریزی دستتو می‌گیری به نرده، نه؟

00:06:20.982 --> 00:06:22.275
‫نگاه کن، کلی انگشتر تو دستشه.

00:06:23.477 --> 00:06:25.194
‫اگه گرفته بود،
.نرده خش می‌افتاد. ولی نیست

00:06:25.219 --> 00:06:27.688
‫پس یا خودش پریده، یا یکی هلش داده.

00:06:31.092 --> 00:06:32.935
راینا شاهد یه قتل بوده
‫و قبل اینکه گزارش بده،

00:06:32.960 --> 00:06:34.036
.یکی زده کشتش

00:06:34.061 --> 00:06:35.425
‫پس اون صحنه‌ی قتل کجاست؟

00:06:35.450 --> 00:06:38.174
‫همسایه‌ها گفتن دیشب
اون‌ور خیابون ‫یه مهمونی پر سر و صدا بوده.

00:06:38.199 --> 00:06:39.371
.بیا از اونجا شروع کنیم

00:06:42.535 --> 00:06:44.228
‫اوضاع اینجا تعریفی نداره.

00:06:44.739 --> 00:06:46.674
خب، ‫شب سنگینی بوده، نه؟

00:06:48.029 --> 00:06:49.693
‫فقط چند نفر اومده بودن یه دورهمی.

00:06:49.718 --> 00:06:51.320
‫چند نفر؟
منظورت بیست سی نفره؟

00:06:51.345 --> 00:06:53.446
‫یه کم مشروب هم اضافه کن،
.اوضاع از کنترل خارج میشه

00:06:53.471 --> 00:06:55.291
شاید یکی حالش بدتر از
.وقتی که اومده، از اینجا رفته

00:06:55.316 --> 00:06:56.636
‫یا شاید اصلاً نرفته!

00:06:56.661 --> 00:06:58.801
هی، نمی‌دونم فکر می‌کنی
...اینجا چه خبر بوده، رفیق، ولی

00:06:58.826 --> 00:06:59.949
‫تو خونه اسلحه داری، لوگن؟

00:06:59.974 --> 00:07:02.944
چون از همسایه‌ت ‫در مورد تیراندازی
.‫یه تماس 911 داشتیم

00:07:02.969 --> 00:07:04.905
کم‌کم به این فکر میوفتیم
.که شاید طرف اینجا تیر خورده

00:07:04.930 --> 00:07:06.569
‫شاید یه معامله‌ی مواد ‫خراب از آب دراومده؟

00:07:06.594 --> 00:07:08.053
‫معامله‌ی مواد؟ بر چه اساسی؟

00:07:08.078 --> 00:07:10.653
چطوره که افراد رو
 بدون شناخت کامل، قضاوتش نکنیم؟

00:07:11.565 --> 00:07:13.549
.اوه، پسر. نزدیک بودا

00:07:13.777 --> 00:07:17.713
‫نه بابا، قضاوت نمی‌کنم، ‫فقط اون
،برچسب تک‌شاخ رو رو صندوق پستت دیدم

00:07:17.738 --> 00:07:20.241
.که به مشتریات علامت میده کاسبی به راهه

00:07:20.266 --> 00:07:23.902
‫مثل اون یارو مضطربه بیرون،
‫که هی با دوچرخه داره دور خونه می‌چرخه،

00:07:23.927 --> 00:07:27.155
‫منتظره ما بریم تا بیاد تو
.و تو بهش مواد بفروشی

00:07:28.216 --> 00:07:30.919
‫همونی که وقتی گفتم «مواد»
‫یه نگاه دزدکی به اون کشو انداختی!

00:07:30.944 --> 00:07:32.019
‫دقیقاً همون کشو.

00:07:35.256 --> 00:07:37.392
.اوه، آره، ایناهاشن

00:07:38.693 --> 00:07:40.369
‫لوگن! هی!

00:07:40.773 --> 00:07:41.784
.پشت سرتم

00:07:42.983 --> 00:07:45.253
‫هی، تو، دوچرخه رو بده!
.شرمنده، داداش

00:07:46.546 --> 00:07:47.493
‫لوگن!

00:08:00.448 --> 00:08:03.159
‫خب لوگن، حدسمون اینه...
‫یکی تو مهمونیت مُرده.

00:08:03.184 --> 00:08:05.161
‫رِینا هم دیده، بعدم تو کُشتیش.

00:08:05.186 --> 00:08:08.463
‫من کسی رو نکشتم!
داداش، تازه داشتم به رینا کمک می‌کردم

00:08:08.488 --> 00:08:09.663
اومم، چطوری کمکش می‌کردی؟

00:08:13.774 --> 00:08:15.058
‫تو ساقیش بودی.

00:08:15.083 --> 00:08:17.214
‫با اون برچسبا منو اینجوری صدا نزن!

00:08:17.239 --> 00:08:19.575
‫من یه داروساز محلی‌ام...
‫بدون مجوز رسمی البته!

00:08:19.600 --> 00:08:21.755
‫آها، یعنی ساقی خودمون دیگه!

00:08:21.780 --> 00:08:22.731
.نه

00:08:23.620 --> 00:08:25.581
.من از یکی می‌گیرم که خرج یکی دیگه کنم

00:08:25.606 --> 00:08:27.538
‫وقتی سیستم
‫داروشونو ازشون دریغ می‌کنه.

00:08:27.563 --> 00:08:28.558
.هوم

00:08:28.583 --> 00:08:31.787
‫خب، رِینا چی لازم داشت؟
‫‫قرص میگرن.

00:08:31.812 --> 00:08:34.624
اوضاعش ریخته بود به هم، بیمه‌شو
.از دست داده بود، پول داروهاشو نداشت

00:08:34.649 --> 00:08:37.693
‫منم کمکش کردم، زن خوب و آرومی بود،
.هیچوقت اذیتش نمی‌کردم

00:08:37.718 --> 00:08:41.397
‫لوگن، حدود ساعت 9:30 صبح ‫رِینا
با 911 تماس گرفته ‫و گزارش قتل داده.

00:08:41.422 --> 00:08:43.095
 اون موقع ‫کجا بودی؟
‫پیش رِینا.

00:08:43.120 --> 00:08:46.402
‫داشت یه چیزایی تو زیرزمینش نشونم می‌داد،
‫می‌خواست بفروشه پول قبض‌هاشو بده.

00:08:46.427 --> 00:08:48.504
بعدش بونز بهم زنگ زد
.منم یه لحظه پریدم بالا

00:08:48.529 --> 00:08:51.040
تلفنم که تموم شد
‫رِینا هم بعدش اومد بالا.

00:08:51.065 --> 00:08:54.276
هیچ اشاره‌ای به تماس
با 911 یا دیدن یه قتل نکرد؟

00:08:54.301 --> 00:08:56.679
‫نه، به خدا، کاملاً آروم بود.

00:08:56.704 --> 00:08:58.272
‫با بونز چه ساعتی حرف زدی؟

00:08:58.297 --> 00:09:00.510
‫فکر کنم همون حدودی که
.شما اون تماس 911 رو گرفتین

00:09:00.535 --> 00:09:01.713
‫حدود 9:30.

00:09:02.382 --> 00:09:03.382
.باشه

00:09:03.407 --> 00:09:08.624
‫خب یعنی رِینا از زیرزمین ‫داشته صحنه‌ی
 قتل رو می‌دیده ‫و هم‌زمان زنگ زده 911؟

00:09:08.649 --> 00:09:09.784
‫یه‌خورده عجیب نیست؟

00:09:09.809 --> 00:09:12.349
‫آره، اگه فرض کنیم
...لوگن راستشو می‌گه، ولی

00:09:13.042 --> 00:09:14.688
‫ یه راه دارم ‫که زمان‌بندیشو چک کنیم.

00:09:16.924 --> 00:09:18.225
‫نور فرابنفش، ها؟

00:09:18.456 --> 00:09:20.770
‫دقیقاً دنبال چی می‌گردی؟
قضیه مربوط به مایعات و ایناست؟

00:09:20.795 --> 00:09:23.092
‫نه، همچین چیزی نیست.
‫رِینا نمی‌تونسته اینجا شاهد قتل باشه،

00:09:23.117 --> 00:09:24.378
‫مگه اینکه
.قتل همین‌جا اتفاق افتاده باشه

00:09:24.403 --> 00:09:26.105
خب، ‫پس یعنی لوگن شاید دروغ گفته.

00:09:26.130 --> 00:09:27.932
‫اگه اثر انگشتش این پایین پیدا بشه،

00:09:27.957 --> 00:09:29.396
‫ شاید راستشو گفته باشه.

00:09:29.421 --> 00:09:32.403
‫به‌جای اینکه دو روز صبر کنیم
‫تا آزمایشگاه اثر انگشتا رو بررسی کنه...

00:09:32.428 --> 00:09:34.897
‫تو داری قانونو دور می‌زنی!
‫دمت گرم.

00:09:34.922 --> 00:09:37.467
‫رفتار لوگن نشون می‌ده
،یه عالمه مواد تو بدنش بوده

00:09:37.494 --> 00:09:39.530
‫اون باعث می‌شه اثر انگشتش
 ‫زیر نور فرابنفش فرق کنه.

00:09:39.555 --> 00:09:43.767
‫زیر نور فرابنفش، ‫اثر انگشتا از حالت
 معمولی روشن‌تره، ‫فرقشو می‌بینی؟

00:09:44.011 --> 00:09:44.921
‫آره.

00:09:44.946 --> 00:09:47.430
آره، تقریباً مطمئنم
،اثر انگشت درخشانه مال لوگانه

00:09:47.455 --> 00:09:48.563
‫که یعنی این پایین، تو زیرزمین بوده،

00:09:48.588 --> 00:09:50.232
ولی واسه اینکه
،از لیست مظنونین حذفش کنیم

00:09:50.257 --> 00:09:51.892
‫باید ثابت کنیم ساعت 9:30 ‫بالا بوده.

00:09:51.926 --> 00:09:52.950
‫نوبت منه.

00:09:53.740 --> 00:09:56.113
‫ اون چهار تا بوق تو تماس 911 یادته؟

00:09:56.138 --> 00:09:57.653
‫آره، ضعیف بود، ولی شنیدمش.

00:09:57.998 --> 00:10:00.434
‫نمی‌دونم چیکار کنم...
.به دختره شلیک کرد

00:10:00.459 --> 00:10:03.212
‫اوکی، فکر کنم
.اون دستگاه قهوه‌ساز شیک رِینا بوده

00:10:03.237 --> 00:10:05.139
‫آره، وقتی وارد شدیم
داشت یه فنجون قهوه ‫می‌خورد.

00:10:05.164 --> 00:10:07.551
فکر کنم تنظیم شده بود
،ساعت 9:30 صبح روشن بشه

00:10:07.576 --> 00:10:08.951
ولی قضیه اینه این مدل قهوه‌سازها

00:10:08.976 --> 00:10:11.347
وقتی قهوه آماده می‌شه
.هشت بار بوق می‌زنن

00:10:11.372 --> 00:10:14.098
چند تا رئیس خیلی بد داشتم
!ولی سلیقه‌شون تو قهوه عالی بود

00:10:14.123 --> 00:10:15.858
‫ولی ما فقط چهار بوق شنیدیم.
‫‫درسته.

00:10:15.883 --> 00:10:18.738
‫کسی زنگ هشدارو خاموش کرده،
‫و فکر کنم اون یه نفر لوگن بوده.

00:10:20.187 --> 00:10:22.155
‫این ثابت می‌کنه
لوگن ساعت 9:30 ‫اینجا بوده،

00:10:22.180 --> 00:10:25.076
‫پس قطعاً رِینا
تماس 911 رو ‫همین پایین گرفته.

00:10:25.101 --> 00:10:27.055
‫ولی چرا؟
‫چی می‌تونسته از تو زیرزمین ببینه؟

00:10:27.080 --> 00:10:28.248
.بذار ببینیم

00:10:29.029 --> 00:10:32.466
.تو کی هستی؟ اوه، نگاه کن

00:10:34.235 --> 00:10:36.888
قدیمی و از مد افتاده‌ست‫
‫رِینا یه تلفن دوم هم داشته.

00:10:36.913 --> 00:10:38.028
‫آره، ولی بدون آنتن موبایل.

00:10:38.053 --> 00:10:41.050
‫مهم نیست. از سال 96، کمیسیون ارتباطات
،فدرال ایجاب می‌کنه که همه موبایل‌ها

00:10:41.075 --> 00:10:43.315
فعال یا غیرفعال،
.قابلیت تماس با 911 رو داشته باشن

00:10:43.340 --> 00:10:44.373
‫هوم!

00:10:44.398 --> 00:10:46.497
‫تو که از قبل می‌دونستی، نه؟
‫‫آره، می‌دونستم.

00:10:46.522 --> 00:10:47.948
‫امیدوار بودم
تو هم بدونی، چون فکر کردم

00:10:47.973 --> 00:10:49.188
.خوبه که بذارم این یکیو تو بگی

00:10:49.213 --> 00:10:50.292
.ممنون

00:10:50.317 --> 00:10:52.059
‫باشه،
‫اون گوشی رو همین‌جا روشن کرده،

00:10:52.086 --> 00:10:54.238
‫تماس رو هم همین پایین گرفته،
‫ولی چرا؟ چی دیده؟

00:10:54.263 --> 00:10:57.098
سه تا کارتن پر از قابلمه
 و ماهیتابه جدید و ارزون؟

00:10:57.123 --> 00:10:58.469
‫یکی بخر، دوتا ببر؟

00:10:59.426 --> 00:11:02.638
نه، به اینا به عنوان یدکی نیاز داشته
.چون همش قبلی‌هاشو می‌سوزونده

00:11:02.663 --> 00:11:05.199
اجاق گاز رو روشن می‌ذاشته
و وسایل آشپزخونه‌اش رو هم

00:11:05.224 --> 00:11:06.946
‫جاهای اشتباه می‌ذاشته.

00:11:06.971 --> 00:11:08.856
قرصایی که می‌خورده
،تنها واسه میگرن نبوده

00:11:08.881 --> 00:11:11.115
اون قرصا واسه درمان
‫زودرس زوال عقل هم هست.

00:11:11.140 --> 00:11:13.682
‫پس وقتی گفته با 911 تماس نگرفته،
‫دروغ نمی‌گفته.

00:11:13.707 --> 00:11:15.885
.یادش نمی‌اومده
.زوال عقل می‌تونه خاطرات رو ازت بگیره

00:11:15.910 --> 00:11:17.353
.ولی می‌تونه همه‌شونو قاطی پاتی کنه

00:11:17.378 --> 00:11:20.114
‫طوری که خاطرات جدید گم بشن
.و خاطرات قدیمی دوباره بر‌گردن

00:11:20.139 --> 00:11:22.009
ولی یه چیزی باید
.باعث فعال شدنش شده باشه

00:11:22.034 --> 00:11:23.959
فکر می‌کنی وقتی دنبال
،وسایل واسه فروش می‌گشته

00:11:23.984 --> 00:11:25.364
شاید یه چیزی تحریکش کرده؟

00:11:25.389 --> 00:11:28.330
‫آره، فکر می‌کنم همینطور باشه.
‫و راستش، می‌تونه هر چیزی باشه.

00:11:28.355 --> 00:11:31.069
.می‌تونسته یه بو باشه یا یه صدا

00:11:31.094 --> 00:11:32.136
‫مورگن.

00:11:33.093 --> 00:11:34.146
‫اوه!

00:11:34.171 --> 00:11:35.708
.یا یه لباس خونی

00:11:35.733 --> 00:11:38.127
‫به نظر من این یه محرکه.
.آره، این کفایت می‌کنه

00:11:38.152 --> 00:11:39.953
‫پس رِینا واقعاً شاهد قتل بوده.

00:11:39.978 --> 00:11:42.229
‫سوال اینه: ‫کِی این صحنه رو دیده؟

00:11:47.474 --> 00:11:50.280
‫پس رِینا شاهد یه قتل بوده.
‫فقط نمی‌دونیم کِی اتفاق افتاده.

00:11:50.305 --> 00:11:52.718
اگه تاریخ لباس رو بفهمیم
.تاریخ پرونده مختومه رو هم می‌فهمیم

00:11:52.743 --> 00:11:57.314
‫معمولاً سن شروع شکل‌گیری حافظه
در افراد، ‫حدود سه یا چهار سالگیه.

00:11:57.339 --> 00:12:00.610
‫با توجه به سن رِینا، ‫می‌تونیم
.پرونده‌های قبل از 1975 رو کنار بذاریم

00:12:00.635 --> 00:12:02.650
.این یعنی 50 سال پرونده‌ی مختومه

00:12:02.989 --> 00:12:06.059
‫15,320 پرونده، همین حدودا.

00:12:06.084 --> 00:12:07.620
.یکی باید این تعداد رو کم کنه

00:12:07.645 --> 00:12:10.065
یه بار بهم نگفتی
زبان عشق من لباسای قدیمیه، مورگن؟

00:12:10.090 --> 00:12:13.560
‫من هیچ وقت بهت نگفتم «زبان عشق»!
‫ولی می‌تونم یه نگاه بندازم.

00:12:17.264 --> 00:12:19.799
چرا همه‌تون اینجوری زل زدین بهم؟
.همه دارن مستقیم نگام می‌کنن

00:12:20.087 --> 00:12:21.934
‫آره، یه کم فاصله بگیرین. مرسی.

00:12:25.686 --> 00:12:26.854
‫فندک می‌خوام.

00:12:26.879 --> 00:12:28.596
‫همین الان خواستی فاصله بگیریم،
‫حالا فندک می‌خوای؟

00:12:28.621 --> 00:12:30.917
‫آره، من یه زن پیچیده‌ام.
میشه یه فندک بدین لطفا؟

00:12:31.285 --> 00:12:33.469
‫این پارچه یه کم براقه.

00:12:33.494 --> 00:12:35.802
‫مثل ساتن براق نیست،
‫ولی از پنبه صیقلی‌تره.

00:12:35.827 --> 00:12:37.184
.فکر کنم باید تِنسِل باشه

00:12:37.209 --> 00:12:39.099
چیز دیگه‌ای نمی‌خوای؟
.آره، یه قیچی

00:12:40.800 --> 00:12:42.769
‫می‌دونی که این مدرکه، نه مورگن؟

00:12:42.794 --> 00:12:45.054
‫آره، آره. بهتره برگردی اون‌ور رو نگاه کنی.

00:12:51.959 --> 00:12:53.681
‫آره، سریع و تمیز می‌سوزه.

00:12:53.706 --> 00:12:57.043
این پارچه تِنسِله که
.تا قبل از 1985 موجود نبوده

00:12:57.068 --> 00:12:58.987
.حالا جنس پارچه فقط سرنخ اوله

00:12:59.012 --> 00:13:01.467
شماره شناسایی ثبت‌شده آمریکا
سرنخ دومه؟

00:13:01.492 --> 00:13:03.035
.قطعاً همینطوره، دافنه

00:13:03.503 --> 00:13:07.896
«ساخت آمریکا»
‫خیلی‌خب، 178549.

00:13:08.188 --> 00:13:11.859
این لباس رو
،شرکت "سیبریِن کریِشنز" تولید کرده

00:13:11.884 --> 00:13:13.766
‫ولی شرکت سال 2015 تعطیل شده.

00:13:15.262 --> 00:13:18.140
خب، ‫می‌دونین کِی شروع کردن
 برچسب گذاشتن روی لباسا؟

00:13:18.165 --> 00:13:21.295
سال ‫1971، تولیدکننده‌ها
باید دستورالعمل واضح می‌دادن

00:13:21.320 --> 00:13:24.148
‫که مردم موقع
.شستشو لباساشونو خراب نکنن

00:13:24.173 --> 00:13:27.517
سال 1998، کمیسیون فدرال تجارت
.استفاده از علامت‌ها رو تأیید کرد

00:13:27.542 --> 00:13:30.286
‫برچسب مراقبت این لباس فقط نماده.

00:13:30.311 --> 00:13:33.103
‫حالا آخرین قطعه پازل، همونیه که گم شده.

00:13:33.128 --> 00:13:36.064
‫نه بارکد داره، نه شماره انبار.

00:13:36.089 --> 00:13:38.514
‫پس این لباس قبل از سال 2000 ساخته شده.

00:13:41.262 --> 00:13:42.631
.ببین، این زل زدنتون رو دوست دارم

00:13:42.923 --> 00:13:46.460
‫این بازه زمانی ما رو
.به 200 پرونده می‌رسونه

00:13:46.485 --> 00:13:49.287
‫آره، ولی تماس 911 رِینا،
‫گفته بود فرد مورد نظر تیر خورده.

00:13:50.130 --> 00:13:51.730
‫بعد نُه تا باقی موندن.

00:13:52.078 --> 00:13:53.401
.نه، این نبود

00:13:54.068 --> 00:13:58.015
اوکی، فقط توی یه پرونده
.قربانی لباسی شبیه رِینا پوشیده بوده

00:13:58.305 --> 00:14:01.526
گرتا سِینت جان، زن سیاه‌پوست 25 ساله
،خواننده رو به رشد

00:14:01.551 --> 00:14:05.042
‫آخرین بار شب سال نو 2000
.تو یه کلاب به نام "بِلَک جول" دیده شده

00:14:05.067 --> 00:14:06.698
‫بعد جسدش اون سر شهر
.توی یه کوچه پیدا شده

00:14:06.723 --> 00:14:08.491
.مرگ به دلیل شلیک گلوله به سینه بوده

00:14:08.516 --> 00:14:10.338
‫ولی هیچ اسلحه‌ای صحنه پیدا نشده،

00:14:10.363 --> 00:14:12.754
‫هیچ شاهدی نبوده،مصاحبه با
.مظنون‌ها هم چندان انجام نشده

00:14:12.779 --> 00:14:14.768
‫پزشک قانونی حتی
.زمان دقیق مرگ رو ثبت نکرده

00:14:14.793 --> 00:14:17.603
پزشک قانونی آثار سوختگی باروت
و ترکش روی سمت راست بدنش دیده

00:14:17.628 --> 00:14:19.268
.ولی هیچ کاری در موردش نکرده

00:14:19.293 --> 00:14:21.045
.این پرونده اصلاً مورد توجه قرار نگرفته

00:14:21.070 --> 00:14:22.847
یه زن جوون سیاه‌پوست
.که اون سر شهر پیدا شده

00:14:22.872 --> 00:14:25.474
‫حدس می‌زنم تیتر اصلی اخبار شبانه نبوده.

00:14:25.499 --> 00:14:28.921
خب، پس 25 سال پیش
،رِینا شاهد قتل گرتا سنت جان بوده

00:14:28.946 --> 00:14:30.938
‫و بعدش قبل از اینکه
.بتونه چیزی بگه کشته شده

00:14:30.963 --> 00:14:33.949
‫منطقیه که رِینا و گرتا
‫توسط یه نفر کشته شده باشن،

00:14:33.974 --> 00:14:35.743
‫احتمالاً کسی که هر دوشون رو می‌شناخته.

00:14:35.768 --> 00:14:38.262
‫طبق پرونده،
یه مرد به اسم ادی فریدمن بوده

00:14:38.287 --> 00:14:40.170
‫که اون موقع مدیر "بِلک جول" بوده.

00:14:40.195 --> 00:14:41.301
‫برو ببین چی می‌دونه.

00:14:41.326 --> 00:14:44.226
‫‫لوسی، ‫زنیه که سه بار با رِینا
.تماس گرفته، الان جواب داد

00:14:44.632 --> 00:14:46.696
.حاضره با ما حرف بزنه
.تقسیم کار می‌کنیم

00:14:46.721 --> 00:14:48.197
‫شما ادی رو پیدا کنین،
.ما با لوسی حرف می‌زنیم

00:14:48.222 --> 00:14:49.019
.حله

00:14:51.858 --> 00:14:54.055
‫چی می‌تونی درباره
گرتا سنت جان بهمون بگی؟

00:14:54.080 --> 00:14:56.972
.آه، صدایی داشت که لنگه نداشت

00:14:56.997 --> 00:15:01.108
اجرای شب سال نو لحظه موفقیتش بود
.داشت می‌رفت که حسابی بدرخشه

00:15:01.133 --> 00:15:02.671
‫و این باعث شد کسی دلخور بشه؟

00:15:02.696 --> 00:15:04.445
اوه، ‫آره. رِینا ویرا.

00:15:04.905 --> 00:15:07.320
‫خب لوسی،
‫رِینا و گرتا چطور همو می‌شناختن؟

00:15:07.345 --> 00:15:09.351
‫ تو "بِلَک جول"رقیب هم بودن.

00:15:09.557 --> 00:15:11.405
...‫رِینا هم خواننده بود، ولی

00:15:11.938 --> 00:15:13.823
‫زیاد دوست نداشت درباره گرتا حرف بزنه.

00:15:13.848 --> 00:15:15.063
‫دلیل خاصی داشت؟

00:15:15.088 --> 00:15:17.033
رینا رو وقتی دیدم که داشتم
.ازش عکس می‌گرفتم

00:15:17.066 --> 00:15:19.427
واسه مقاله‌ای که توی مجله
.استاتیک وینیل" کار می‌کردم"

00:15:19.452 --> 00:15:21.888
،راجع به صداهای گمشده دهه 90 بود

00:15:21.913 --> 00:15:25.980
زنان با استعدادی که هیچ‌وقت نتونستن به
.صحنهٔ موسیقی بی‌رحم لس‌آنجلس راه پیدا کنن

00:15:26.005 --> 00:15:28.772
فکر کنم برای رینا سخت بوده
.در مورد گرتا حرف بزنه

00:15:28.797 --> 00:15:30.785
،اون برخلاف انتظار موفق شد
.ولی رینا نتونست

00:15:31.152 --> 00:15:35.377
‫رشد گرتا به عنوان یه هنرمند،
‫یه چیز دیگه بود...

00:15:35.402 --> 00:15:38.085
برای همه‌مون منطقی بود که
.چرا ستاره‌اش داره اوج می‌گیره

00:15:39.853 --> 00:15:43.424
‫تو اون اجرای شب سال نو،
.همه می‌دونستن ستاره کیه

00:15:47.791 --> 00:15:49.893
این واقعاً شبیه صدای
.یه هنرمند رو به اوج نیست

00:15:49.918 --> 00:15:53.487
.حق با شماست
.ببینید، این صدای گرتا قبلی بود

00:15:53.753 --> 00:15:54.786
‫و این...

00:15:56.289 --> 00:15:57.486
.گرتای بعدیه

00:16:14.187 --> 00:16:17.219
‫واو... این خیلی شبیه صدای همون زن نیست.

00:16:19.570 --> 00:16:22.445
‫پس این آهنگ بعد از یه اتفاق ضبط شده.

00:16:22.470 --> 00:16:23.344
چی بوده اون؟

00:16:23.369 --> 00:16:24.513
‫مک اِپس.

00:16:24.538 --> 00:16:26.428
‫اسمش تو تحقیقات من اومده.

00:16:26.453 --> 00:16:28.392
،اولش مدیر گرتا بود

00:16:28.417 --> 00:16:30.292
‫بعد شروع کرد با رِینا کار کردن،

00:16:30.317 --> 00:16:32.234
‫و حالا مالک "بِلک جول" شده.

00:16:32.259 --> 00:16:34.011
‫دو تا رقیب و یه مدیر مشترک؟

00:16:34.442 --> 00:16:35.464
.به نظر ایده مزخرفیه

00:16:35.489 --> 00:16:36.972
‫رِینا تا حالا درباره اِپس حرف زده؟

00:16:36.997 --> 00:16:39.975
‫نه خیلی، ولی حس کردم
که اونو مقصر می‌دونسته

00:16:40.000 --> 00:16:41.573
‫برای اینکه کارش هیچ‌وقت نگرفته.

00:16:41.598 --> 00:16:45.057
‫اون آدم مشکوکی بود. بعد از اینکه
.اِپس به جرم مواد مخدر دستگیر شد

00:16:45.082 --> 00:16:47.558
گرتا صداش رو پیدا کرد
.یعنی هم واقعی هم مجازی

00:16:47.583 --> 00:16:50.218
‫ولی بعد از اینکه اِپس آزاد شد،
.می‌خواست جزو این ماجرا باشه

00:16:50.243 --> 00:16:51.588
‫گرتا با خواسته‌هاش کنار اومد؟

00:16:51.613 --> 00:16:53.263
.نه، اونم خوب کنار نیومد

00:16:53.288 --> 00:16:54.824
‫شروع کرد به اذیت کردنش.

00:16:54.849 --> 00:16:56.291
‫شایعه بود که تنها دلیلی که

00:16:56.316 --> 00:16:59.302
‫اِپس شروع کرد رِینا رو مدیریت کنه،
.نزدیک شدن به گرتا بوده

00:16:59.327 --> 00:17:01.296
داشت از رینا
.به‌عنوان مهره استفاده می‌کرد

00:17:01.321 --> 00:17:04.266
‫فکر کنم رِینا فهمید
.که اون واقعاً به کارش علاقه‌ای نداره

00:17:04.291 --> 00:17:05.625
پس چرا ولش نکرد؟

00:17:05.650 --> 00:17:08.995
حتی اون موقع هم مرد خطرناکی
.بود و دوستای کله‌گنده‌ای داشت

00:17:09.020 --> 00:17:11.555
و واسه همین بود که گرتا
.نمی‌خواست هیچ ربطی بهش داشته باشه

00:17:11.580 --> 00:17:14.782
اون زندگی خانواده‌شو
.دهه‌ها زیر و رو کرده بود

00:17:14.807 --> 00:17:18.777
‫این توضیح می‌ده چرا همه در تحقیقات
 اولیه ‫در مورد قتل گرتا ساکت بودن.

00:17:18.802 --> 00:17:23.019
‫باید اون موقع به پلیس می‌گفتم
 چی می‌دونم، ‫ولی ترسیده بودم.

00:17:23.567 --> 00:17:24.747
‫همه‌مون ترسیده بودیم.

00:17:24.772 --> 00:17:29.021
‫اگه عکسی یا ویدیویی ‫از "بِلک جول"
.دارید که بتونیم قرض بگیریم، خیلی کمک می‌کنه

00:17:29.046 --> 00:17:32.159
چشم. بیشتر از اون چیزی که بخواید
.یا نیاز داشته باشید، دارم

00:17:32.880 --> 00:17:35.747
فکر می‌کنیم رینا یه رازی رو
.نگه داشته که باعث مرگش شده

00:17:35.772 --> 00:17:37.430
‫می‌دونی چی می‌تونسته باشه؟

00:17:37.455 --> 00:17:40.184
‫نه، هیچ نمی‌دونم که
.کی می‌خواسته بهش آسیب بزنه

00:17:40.485 --> 00:17:41.894
‫باورم نمی‌شه رفته.

00:17:42.201 --> 00:17:45.213
.اون و من خیلی... صمیمی بودیم

00:17:45.449 --> 00:17:47.181
‫مثل یه مادر دوم برام بود.

00:17:48.738 --> 00:17:50.383
.اون کسی که این کارو کرده رو پیدا می‌کنیم

00:17:52.443 --> 00:17:54.042
"00-قربانی، پرونده 948107"

00:18:00.504 --> 00:18:04.168
"داریم محتوای نفرت‌انگیز برنامهٔ "ریِل هاوس‌وایوز
.می‌بینیم؟ فرقی نمی‌کنه کدوم شهر

00:18:14.734 --> 00:18:17.357
‫صندوق پستی پُره و نمی‌تونه
‫فعلاً هیچ پیامی دریافت کنه.

00:18:19.290 --> 00:18:21.979
چقدر طول می‌کشه تا آزمایشگاه
 جواب لکه رو بهمون بده؟

00:18:22.004 --> 00:18:25.077
آه، خیلی بیشتر از اونی که بخوایم
ولی می‌دونی چی از آزمایشگاه سریع‌تره؟

00:18:25.873 --> 00:18:27.050
‫من؟
‫‫هوم.

00:18:27.354 --> 00:18:29.601
ممکنه همه لطفاً توجه کنن؟

00:18:30.330 --> 00:18:33.018
‫شاید شنیده باشید که من
.برای صندلی فرماندهی نامزد بودم

00:18:34.475 --> 00:18:35.932
.گویا هنوز گیر من افتادین

00:18:38.399 --> 00:18:39.726
‫اینقدر ناامید نباشین.

00:18:40.914 --> 00:18:44.283
‫در حال حاضر، فقط می‌دونم
.دارن یه نفرو از یه تیم دیگه میارن

00:18:44.308 --> 00:18:46.524
‫ولی فرقی نمی‌کنه فرمانده کی باشه،

00:18:46.549 --> 00:18:49.658
‫انتظار دارم باهاش همون احترامی رو
.داشته باشین که با من دارین

00:18:50.176 --> 00:18:51.497
‫شما هنوز تیم من هستین.

00:18:51.822 --> 00:18:54.368
مثل همیشه
.به افتخار آفرینی واسم ادامه بدین

00:18:56.172 --> 00:18:57.311
‫بیایید برگردیم سر کار.

00:18:57.542 --> 00:18:59.465
‫این انصاف نیست.
.باید تو می‌شدی

00:18:59.490 --> 00:19:01.745
‫واضحه نمی‌دونن کی
.نظم و ترتیب اینجا رو حفظ کرده

00:19:01.770 --> 00:19:03.090
.قدردان همه‌تونم

00:19:03.115 --> 00:19:05.255
‫چرا الان اینقدر آرومی؟
.از این وضعیت متنفرم

00:19:05.280 --> 00:19:08.026
‫شرایط این آدم جدید چیه؟
.حدس می‌زنم مرد باشه

00:19:08.051 --> 00:19:09.436
.از لحاظ آماری، بله

00:19:09.729 --> 00:19:11.131
‫ولی می‌دونی از چی متنفرم؟

00:19:11.524 --> 00:19:14.527
از ‫پرونده‌های حل‌نشده.
.که الان دوتا داریم

00:19:14.552 --> 00:19:17.091
‫پس بیاید تمرکز کنیم
.روی اینکه کی گرتا و رِینا رو کشته

00:19:17.558 --> 00:19:18.960
‫خب، مظنون‌ها؟

00:19:18.985 --> 00:19:20.908
.ادی فریدمن که اثبات بی‌گناهی کرده

00:19:20.933 --> 00:19:23.304
.با تیم بولینگش توی "کوربین لینز" بوده

00:19:23.329 --> 00:19:26.069
‫لوسی هستینگز هم
.برای عکاسی توی گریفیت پارک بوده

00:19:26.094 --> 00:19:28.462
‫تنها بوده، ولی
.عکس‌هاش تایم‌کد داشته

00:19:28.487 --> 00:19:30.708
پس مک اِپس
.تنها مظنون اصلی ما می‌مونه

00:19:30.733 --> 00:19:31.822
‫ یه امپراتوری ساخته،

00:19:31.847 --> 00:19:35.323
‫ترکیبی از کسب‌وکارهای غیرقانونی
"و قانونی، شامل "بِلک جول

00:19:35.348 --> 00:19:36.768
‫آره، و انگیزه داشته گرتا رو بکشه

00:19:36.793 --> 00:19:39.132
چون کار گرتا داشته می‌گرفته
.ولی نمی‌خواسته با خودش ببرتش بالا

00:19:39.157 --> 00:19:41.593
‫و رِینا چی؟
برای قتل اون هم محتمل به نظر میاد؟

00:19:41.618 --> 00:19:44.658
خب، رینا مدت کوتاهی بعد از مرگ گرتا
.اومده تو این خونه‌ای که الان داره

00:19:44.683 --> 00:19:47.720
‫مطمئناً اون خونه رو تو بیست و چند سالگی
.نخریده مگه اینکه لاتاری برنده شده باشه

00:19:47.745 --> 00:19:49.168
‫به همین خاطر سند رو بررسی کردیم.

00:19:49.193 --> 00:19:51.486
.چند سال اول، سند به نام مک اِپس بوده

00:19:51.511 --> 00:19:54.514
احتمالاً یه هدیه بوده، یا به احتمال زیاد
.حق‌السکوت برای ساکت موندنش

00:19:54.539 --> 00:19:56.541
حق‌السکوت که رعایتش کرد
تا وقتی که یه حمله ناشی از آلزایمر

00:19:56.566 --> 00:19:58.063
.باعث شد حقیقت رو لو بده

00:19:58.088 --> 00:20:00.624
نشانه‌ای هست که اِپس
می‌دونسته این اتفاق ممکنه بیفته؟

00:20:00.649 --> 00:20:05.165
‫خب، چند روز پیش فیلم دوربین مداربسته
 بیرون "بِلک جول" رو پیدا کردیم

00:20:05.190 --> 00:20:06.244
‫و اینو پیدا کردیم.

00:20:06.554 --> 00:20:07.808
‫این مک اِپسه.

00:20:07.833 --> 00:20:10.119
‫آره، به نظر نمیاد دیدار دوستانه‌ای باشه.

00:20:10.144 --> 00:20:12.081
.نه، این شبیه انگیزه قتل می‌مونه

00:20:12.445 --> 00:20:14.547
‫فکر کنم وقتشه بریم سراغ "بِلک جول".

00:20:18.000 --> 00:20:25.000


00:20:28.414 --> 00:20:30.416
‫من سکوت‌های تو رو می‌شناسم، مورگن.

00:20:31.243 --> 00:20:32.674
سکوت‌هام؟
.اوهوم

00:20:32.881 --> 00:20:34.233
.همچین چیزی نداریم
!اوه

00:20:34.647 --> 00:20:35.698
.اتفاقاً داریم

00:20:35.941 --> 00:20:37.171
‫خیلی وقت‌ها ساکت می‌شی.

00:20:37.196 --> 00:20:39.788
"یه "سکوتِ درامای خانوادگی
،یکم اخم روی پیشونی

00:20:39.813 --> 00:20:42.350
و شروع می‌کنی با پوست دور ناخنت
.ور رفتن، انگار دنبال یه راز می‌گردی

00:20:42.375 --> 00:20:44.543
"یه "سکوتِ کلافگی از پرونده
.دندون‌ها رو روی هم فشار می‌دی

00:20:44.568 --> 00:20:47.951
‫و چشمات شروع می‌کنه به اسکن کردن
.صحنه جرم مثل اینکه ذهنت در حال تحلیلشه

00:20:47.976 --> 00:20:51.045
سکوتِ عصبانیت از منم داری
.این یکی کلاسیکه

00:20:51.071 --> 00:20:53.907
یه خیره شدن خشک و
.یه یکم گشاد شدن پره‌های بینی

00:20:53.932 --> 00:20:55.481
‫بعد این یکی هم هست،

00:20:55.506 --> 00:20:57.909
.که "سکوتِ یه چیزی می‌خوای بگی" ئه

00:20:57.934 --> 00:21:00.756
‫لب‌ها جمع شده، نگاه به دور.

00:21:03.369 --> 00:21:04.302
حالا ‫هر چی.

00:21:05.055 --> 00:21:06.791
من فقط نگران سوتو هستم، تو نیستی؟

00:21:06.816 --> 00:21:07.874
‫باهاش حرف زدی؟

00:21:08.220 --> 00:21:10.351
‫‫نه. قصدی هم ندارم.

00:21:12.653 --> 00:21:14.465
‫همین؟
.هر پلیسی سیم‌کشی‌ش فرق می‌کنه

00:21:14.490 --> 00:21:16.143
اگه می‌خواست با من حرف بزنه
.حرف می‌زد

00:21:16.168 --> 00:21:19.546
باشه، پس سکوت تو یعنی فقط
"هیچ کاری نکن، هیچی نگو"

00:21:20.607 --> 00:21:21.642
‫آره.

00:21:23.083 --> 00:21:25.452
‫خب، احمقانه‌ست و من خوشم نمیاد.

00:21:28.268 --> 00:21:30.581
‫دوباره برمی‌گردیم به سکوت «عصبانی از من».
!باشه بابا

00:21:42.028 --> 00:21:44.297
‫آقای اِپس انتظار شما رو نداشت،
.پس باید ازش اجازه بگیرم

00:21:44.322 --> 00:21:46.992
‫اشکالی نداره چون من گفتم
 اشکالی نداره. فهمیدی؟

00:21:47.017 --> 00:21:48.785
‫می‌دونی چیه؟ بذار خودش کارشو بکنه.

00:21:48.810 --> 00:21:52.207
‫وگرنه الان کارتشو درمیاره، شروع می‌کنه
.به خودنمایی، خیلی رو مخه

00:21:52.232 --> 00:21:53.500
‫سلام رئیس…
‫‫مک اِپس.

00:21:55.448 --> 00:21:57.458
‫کارآگاه کاراداک، پلیس لس‌آنجلس.
‫‫ایشون هم…

00:21:57.483 --> 00:22:01.050
‫سلام رفیق. ‫اصلاً برام مهم نیست
.تو کی هستی یا اون کیه

00:22:01.475 --> 00:22:03.515
‫بذار بگم تو "بِلک جول"
.چه جوری کار می‌کنیم

00:22:03.540 --> 00:22:06.762
‫وقت بگیر،
بیا دفتر سر وقت اداری. قبوله؟

00:22:06.787 --> 00:22:09.268
.نه، فکر نکنم
.اوه، نه! نمی‌تونی

00:22:09.596 --> 00:22:11.979
‫حمله به افسر جرم سنگینیه، پسر.

00:22:12.004 --> 00:22:14.729
‫گفتم بهت هشدار دادم، نه؟
‫ بهش هشدار دادم.

00:22:14.754 --> 00:22:15.750
‫ممنون.

00:22:15.775 --> 00:22:17.823
،سلام. سلام

00:22:18.063 --> 00:22:19.145
.من مورگن هستم

00:22:19.170 --> 00:22:20.770
می‌تونم بیام این ور؟
.سلام. آره

00:22:20.795 --> 00:22:24.899
‫من جولی هستم. عاشق این ژاکتم.
.دختر، می‌بینم که، استایلت محشره

00:22:24.924 --> 00:22:26.105
‫مرسی.
‫‫آره.

00:22:26.406 --> 00:22:27.926
‫این برای همه‌ست؟
‫‫می‌دونی چیه؟

00:22:27.951 --> 00:22:30.489
منم وقتی رسیدم همین سوال رو پرسیدم
،و جوابی نگرفتم

00:22:30.514 --> 00:22:32.921
.برای همین همین‌جوری خوردم
تو همین جوری پریدی تو کار؟

00:22:32.946 --> 00:22:34.636
.باید می‌خوردی
.منم از استایلت خوشم اومد

00:22:35.309 --> 00:22:37.712
‫یه لطف کن. سوالاتو بپرس و برو.

00:22:37.737 --> 00:22:40.573
‫دو تا اسم. گرتا سنت جان، رِینا ویرا.

00:22:41.662 --> 00:22:43.931
اونا چی؟
.هردوشون مُردن، مک

00:22:44.404 --> 00:22:46.545
.گرتا 25 سال پیش
.پرونده هنوز راکده

00:22:46.570 --> 00:22:48.629
‫رِینا، حدود 36 ساعت پیش.

00:22:48.654 --> 00:22:50.438
چیزی در این مورد برای گفتن داری، مک؟

00:22:51.345 --> 00:22:52.638
‫نه، هیچی.

00:22:53.507 --> 00:22:55.559
هوم. جالبه، چون
.تو مدیر برنامه‌های جفتشون بودی

00:22:56.155 --> 00:22:59.671
در واقع، تو مدت کوتاهی بعد از
.قتل گرتا، برای رینا خونه خریدی

00:22:59.696 --> 00:23:01.318
‫زمان‌بندی مشکوکیه، می‌دونی؟

00:23:01.343 --> 00:23:03.537
.این دو تا هیچ ربطی به هم ندارن

00:23:04.077 --> 00:23:07.162
‫با رِینا معامله کردم. یه معامله بزرگ.

00:23:07.187 --> 00:23:10.139
حق پخش آهنگ‌هاشو گرفتم
.در ازای اون خونه

00:23:10.164 --> 00:23:12.299
‫ولی می‌دونی چیه؟
.تهش تو اون معامله ضرر کردم

00:23:12.493 --> 00:23:16.031
‫کارش هرگز نگرفت،
،ولی بهش اجازه دادم اونجا بمونه

00:23:16.056 --> 00:23:17.648
‫به خاطر خوش قلبیم.

00:23:17.673 --> 00:23:19.645
.آخی. چه قلب مهربونی

00:23:19.670 --> 00:23:23.566
امم، حالا که صحبت از قلبت شد
.تو برای گرتا بیشتر از یه مدیر بودی

00:23:23.591 --> 00:23:26.657
‫تتو قطب‌نما روی مچش داشت،
،و اون ستاره شمالی رو می‌بینم

00:23:26.682 --> 00:23:29.900
‫کاملن سِت. دو ابزار جهت‌یابی.

00:23:29.925 --> 00:23:32.517
‫قطب‌نما راه رو نشون می‌ده.
.ستاره شمالی ثابت می‌مونه

00:23:32.542 --> 00:23:33.599
‫چه رمانتیک.

00:23:33.624 --> 00:23:35.872
‫پس شاید گرتا فقط از کارت جدا نمی‌شد.

00:23:35.897 --> 00:23:37.309
.شاید داشت ازت جدا می‌شد

00:23:37.334 --> 00:23:40.003
بعد از اون جشن شب سال نو
.یه اتفاق شخصی افتاده

00:23:40.028 --> 00:23:43.933
توپ می‌افته، نقل و نبات می‌پاشن
...بعدش شاید چند ساعت بعد، یا روز بعد

00:23:43.973 --> 00:23:45.492
‫می‌دونی چیه؟ به اندازه کافی شنیدم.

00:23:45.517 --> 00:23:48.849
یا همین الان می‌رید بیرون
.یا وکیلم رو وارد ماجرا می‌کنم

00:23:49.422 --> 00:23:53.288
جی‌جی پیرس. بهش می‌گن
کلکسیونر نشان‌". اسمشو شنیدی؟"

00:23:53.313 --> 00:23:54.656
.اسم جی‌جی رو نشنیدم

00:23:54.681 --> 00:23:56.396
تا حالا چیزی در مورد
 درماتیت نیکلی شنیدی؟

00:23:56.421 --> 00:23:57.255
.نه

00:23:57.280 --> 00:24:00.784
این یه واکنش به فلزات ارزونه، مثل همونایی
.که توی کاغذهای براق جشنه

00:24:00.809 --> 00:24:03.116
‫وقتی عکسای گرتا رو قبل از نیمه‌شب دیدم،

00:24:03.141 --> 00:24:07.064
‫پوستش صاف و شفاف بود، زیبا.

00:24:07.808 --> 00:24:10.310
اما سر نیمه‌شب، توپ افتاد
.و کاغذهای براق هم ریخت

00:24:13.479 --> 00:24:16.584
‫هر جا که این کاغذها
روی پوستش نشست، ‫کهیر زد.

00:24:16.609 --> 00:24:19.011
نیکل می‌تونه خیلی سریع
.در کمتر از یک دقیقه، باعث کهیر بشه

00:24:19.036 --> 00:24:21.372
 این کهیرها هنوز توی
.عکس‌های کالبدشکافی بودن

00:24:21.397 --> 00:24:23.666
همه‌ی اینارو کنار هم بذاری
:چیزی که می‌گم اینه

00:24:23.691 --> 00:24:27.261
‫گرتا چند ساعت بعد از نیمه‌شب،
.تو همین کلاب کشته شده

00:24:27.994 --> 00:24:29.099
.دیگه حرفی ندارم

00:24:29.124 --> 00:24:30.124
‫خب،

00:24:30.149 --> 00:24:31.354
‫ما هنوز دست نکشیدیم.

00:24:31.706 --> 00:24:33.525
حس می‌کنم خیلی زود
.دوباره همدیگه رو می‌بینیم

00:24:33.550 --> 00:24:35.470
‫دفعه‌ی بعد، چند بشقاب کوچیک بذار.

00:24:35.495 --> 00:24:37.776
.هم کمتر گیج‌کننده‌ست، هم بهداشتی‌تر
‫مورگن.

00:24:38.278 --> 00:24:39.987
‫ ببین چند بار
‫ناخن‌هامو توش گذاشتم؟ ‫

00:24:40.012 --> 00:24:41.012
.اوهوم

00:24:51.204 --> 00:24:53.907
یه تماس از وکیل اِپس
.جی‌جی پیرس، داشتم

00:24:54.145 --> 00:24:55.679
‫کلکسیونر نشان چی می‌گه؟

00:24:55.704 --> 00:24:58.659
‫گفت اگه دوباره بدون حکم
،به "بِلک جول" برگردیم

00:24:58.684 --> 00:25:00.457
‫اونم یه چیز به کلکسیونش اضافه می‌کنه.

00:25:00.626 --> 00:25:02.295
.خب، این خیلی جالبه

00:25:02.320 --> 00:25:03.735
‫سوتو، این عکسو نگاه کن.

00:25:05.011 --> 00:25:06.823
‫و این یکی، یک هفته بعد.

00:25:07.501 --> 00:25:09.359
‫و این یکی، یک ماه بعد از اون.

00:25:10.103 --> 00:25:11.479
‫ چیزی که من می‌بینم رو می‌بینی؟

00:25:11.504 --> 00:25:13.455
‫یه بچه داشته.
‫‫یه بچه داشته.

00:25:13.480 --> 00:25:14.869
‫ام… نمی‌فهمم.

00:25:15.455 --> 00:25:16.989
.آره خب، این منو متعجب نمی‌کنه

00:25:17.014 --> 00:25:18.365
.دوسِت دارم، اِل.ای

00:25:19.419 --> 00:25:21.688
هیچ کس ‫واقعا
‫در مورد بدن زنان بهت یاد نمی‌ده

00:25:21.713 --> 00:25:23.881
مردم فکر می‌کنن جشن به محض
،اتمام بارداری برمی‌گرده

00:25:23.906 --> 00:25:25.684
.اما دوران پس از زایمان افتضاحه

00:25:26.101 --> 00:25:28.778
‫نگاه کن، آتل دستشه
‫چون درد مچ مادرانه گرفته.

00:25:30.624 --> 00:25:33.760
‫حرکات مکرر دست و مچ هنگام
.نگه داشتن بچه باعث این می‌شه

00:25:33.785 --> 00:25:36.997
‫پاشنه‌هاشو هم کنار گذاشته چون ‫نمی‌تونی
.بچه و کیف پوشک رو با پاشنه‌بلند حمل کنی

00:25:37.022 --> 00:25:38.119
‫این احمقانه‌ست.

00:25:38.144 --> 00:25:41.684
و بعدش مدل موهاشو عوض کرده
.چون موهاش می‌ریخته

00:25:42.376 --> 00:25:45.869
‫همه اینا علائم
.سه ماهه‌ی اول بعد از تولد بچه‌ست

00:25:45.894 --> 00:25:47.315
‫بهش می‌گن سه ماهه چهارم.

00:25:47.340 --> 00:25:50.143
و بعدش وقتی اِپس پشت میله‌های
.زندان بود، گرتا واقعاً خودشو پیدا کرد

00:25:50.168 --> 00:25:53.718
‫فکر کنم چون مادر شد
،و برای محافظت از بچه‌اش

00:25:53.743 --> 00:25:56.269
‫باید بچه‌شو از دست
.پدر خطرناک مخفی می‌کرد

00:25:56.294 --> 00:25:59.162
اون بچه اِپس رو به دنیا آورده بود
،و وقتی بالاخره متوجه بچه شد

00:25:59.187 --> 00:26:01.089
.یه درگیری پیش اومد و گرتا رو کُشت

00:26:01.114 --> 00:26:04.284
چطوری ثابت کنیم اون شلیک کرده؟
.اون تفنگ خیلی وقته که گم شده

00:26:04.645 --> 00:26:06.661
اما شاید
.چیزی از خودش جا گذاشته باشه

00:26:06.686 --> 00:26:08.176
‫این چیزیه که به ذهنم می‌رسه.

00:26:08.201 --> 00:26:10.546
به این همه عکس اِپس نگاه کن
دست راستش رو می‌بینی؟

00:26:12.259 --> 00:26:15.464
‫چیزی توجهت رو جلب کرد؟
‫‫آره، شب سال نو، هیچ زخمی نیست.

00:26:15.788 --> 00:26:17.723
‫روز اول سال نو، دستش بانداژ شده.

00:26:17.748 --> 00:26:19.162
.اون شب به خودش آسیب زده

00:26:19.187 --> 00:26:21.755
‫دقیقا. و عکس‌های کالبدشکافی گرتا،
.سمت راست صورتش

00:26:22.683 --> 00:26:25.751
‫سوختگی باروت روی فکش.
‫‫آره، از تفنگ اِپس بهش رسیده.

00:26:27.021 --> 00:26:28.153
‫به سینه‌ش شلیک کرده،

00:26:28.178 --> 00:26:30.142
‫اما این باعث سوختگی روی صورتش نمی‌شه،

00:26:30.523 --> 00:26:31.858
‫پس دوباره شلیک کرده.

00:26:33.000 --> 00:26:35.358
‫اما اینم باعث زخم دستش نمی‌شه.

00:26:36.558 --> 00:26:37.747
‫انفجار باعثش می‌شه.

00:26:37.772 --> 00:26:41.128
‫تنها راه انفجار یه تفنگ،
‫شلیک بعد از گیر کردن گلوله‌ست.

00:26:41.160 --> 00:26:42.861
،‫پس شلیک اول به سینه گرتا بوده

00:26:42.886 --> 00:26:44.621
‫شلیک دوم گیر کرده،

00:26:44.646 --> 00:26:48.294
‫و شلیک سوم منفجر شده،
.دست اِپس رو پاره کرده

00:26:49.702 --> 00:26:50.937
.و صورت گرتا رو سوزونده

00:26:52.259 --> 00:26:54.428
‫و رینا شاهد کل ماجرا بوده.

00:26:54.453 --> 00:26:55.786
‫چیکار کردی؟

00:26:56.389 --> 00:26:58.282
که این، لکه خون روی
.لباس رینا رو توجیه می‌کنه

00:26:58.307 --> 00:26:59.336
‫گرتا!

00:27:00.266 --> 00:27:02.329
این زخم اسلحه قتل رو توی
.دست اِپس قرار می‌ده

00:27:02.354 --> 00:27:04.489
"به نظر می‌رسه "کلکسیونر نشان‌ها
.داره حکم رو می‌گیره

00:27:04.514 --> 00:27:05.817
‫تا یک ساعت دیگه می‌گیرمش.

00:27:05.842 --> 00:27:09.137
‫تو برمی‌گردی کلاب،
.من دافنه و آز رو می‌فرستم خونه‌ش

00:27:09.162 --> 00:27:11.688
‫تو اینجا می‌مونی.
‫‫چی؟ نه، من میام باهات.

00:27:11.713 --> 00:27:13.915
‫مورگن، خطرناکه.
.چیزیم نمیشه

00:27:13.940 --> 00:27:16.409
‫کارادک، باید اون قیافه
از خود راضی‌شو ببینم

00:27:16.434 --> 00:27:17.900
‫وقتی بفهمه به جرم قتل گرفتیمش.

00:27:17.925 --> 00:27:19.676
‫نمی‌تونم ریسک کنم
.که موقع یورش آسیب ببینی

00:27:19.701 --> 00:27:21.902
‫من قاتل گرتا رو می‌گیرم. تو بچه‌شو پیدا کن.

00:27:22.809 --> 00:27:24.199
...‫باشه، اما وقتی گرفتیش

00:27:24.224 --> 00:27:27.045
قول می‌دم وقتی انداختمش تو اتاق
.بازجویی، قیافه از خود راضیش رو ببینی

00:27:43.296 --> 00:27:46.032
ببخشید. برید کنار، برید کنار
.برید کنار ببخشید

00:27:50.277 --> 00:27:51.326
‫اِپس!

00:27:52.051 --> 00:27:54.754
از سر راه برو کنار. برید، برید
.ببخشید. برو کنار

00:27:57.343 --> 00:27:58.583
!ولم کن

00:28:02.643 --> 00:28:05.995
!اسلحه رو بذار زمین، اِپس
.نه، همین‌جا که هست خوبه

00:28:06.020 --> 00:28:08.451
اینجا محاصره شده
.تنها راه خروجت با دستبنده

00:28:08.476 --> 00:28:11.045
‫دیوونه‌ای اگه فکر می‌کنی برمی‌گردم زندان.

00:28:11.713 --> 00:28:14.331
باید قبل از کشتن گرتا سنت‌جان
.بهش فکر می‌کردی

00:28:14.356 --> 00:28:16.658
گرتا دقیقاً به چیزی که
.لیاقتش رو داشت رسید

00:28:16.683 --> 00:28:22.158
‫به من بگو چه جور زنی،
پدر رو از بچه‌ش دور نگه می‌داره، ها؟

00:28:22.504 --> 00:28:25.414
‫سال‌ها همه جا رو دنبال بچه‌ش گشتم.

00:28:25.439 --> 00:28:27.496
همین الان تسلیم شو
منم بهت قول می‌دم

00:28:27.521 --> 00:28:30.056
‫همه کار می‌کنم تا بچه‌ت رو پیدا کنی.

00:28:30.081 --> 00:28:33.863
خیلی دیره! برو عقب، وگرنه
.سرنوشتش درست مثل گرتا می‌شه

00:28:34.240 --> 00:28:37.177
اگه این کارو بکنی، مک
.راهی جز واکنش برام باقی نمی‌ذاری

00:28:40.374 --> 00:28:43.256
ترجیح می‌دم روی دوش شش نفر حمل بشم
.تا توسط دوازده نفر محاکمه بشم

00:28:44.464 --> 00:28:45.894
.ببینیم کی اول تسلیم می‌شه

00:29:03.023 --> 00:29:05.827
‫اون مرد کیه؟ از اینجا هم ازش خوشم نمیاد.

00:29:05.852 --> 00:29:07.745
.بازرسی داخلیه
‫چی؟

00:29:07.770 --> 00:29:09.983
‫استفاده از سلاح جدیه، مهمه.

00:29:10.008 --> 00:29:12.188
اون زندگی جولی رو نجات داده
.این‌طور نبوده که یارو رو کُشته باشه

00:29:12.213 --> 00:29:14.307
‫فرقی نمی‌کنه. این روند کاریه.

00:29:14.668 --> 00:29:15.807
‫پس باید نگران باشم؟

00:29:18.491 --> 00:29:21.164
‫اِپس گرتا رو کشته. فکر می‌کنم رینا رو
هم کشته. نمی‌تونی انتظار داشته باشی

00:29:21.189 --> 00:29:23.710
‫فقط بشینم خونه.
.این قانونه

00:29:23.735 --> 00:29:27.757
تو باید توسط بخش علوم رفتاری
.تأیید بشی تا بتونی برگردی سر کار

00:29:27.782 --> 00:29:30.885
‫بیخیال، سولومن. می‌دونی گرفتن وقت
.از علوم رفتاری چقدر طول می‌کشه

00:29:30.910 --> 00:29:35.398
‫وظیفه‌مه مطمئن شم که قوانین رو رعایت
.می‌کنی، نه اینکه کمکت کنم زیر پا بذاریش

00:29:35.423 --> 00:29:37.873
‫باشه، خوب. پس زنگ بزن
.و اولین وقت رو رزرو کن

00:29:37.898 --> 00:29:40.568
.این زیر پا گذاشتن قانون نیست
.نه، ولی دور زدنشه

00:29:40.593 --> 00:29:42.038
.و این سبک کار من نیست

00:29:42.522 --> 00:29:44.044
‫قبلا هم سبک کار تو نبوده.

00:29:46.139 --> 00:29:47.917
.اگه مهم نبود، درخواست نمی‌کردم

00:29:48.682 --> 00:29:50.150
‫هر پرونده‌ای مهمه، آدام.

00:29:50.629 --> 00:29:52.598
.متأسفم. قانون، قانونه

00:29:52.623 --> 00:29:54.659
مگه قانون نمی‌گه نباید قضاوت کنیم

00:29:54.684 --> 00:29:57.587
‫و هر پرونده‌ای رو
تا حد قانون کامل بررسی کنیم، ها؟

00:29:57.612 --> 00:29:59.365
‫برای گرتا سنت جان این اتفاق نیفتاد.

00:29:59.993 --> 00:30:01.219
‫اگه کار درست انجام شده بود،

00:30:01.244 --> 00:30:03.762
‫لازم نبود ماشه بکشم،
.و رینا ویرا هم هنوز زنده بود

00:30:03.787 --> 00:30:06.862
چون مک اِپس تو زندان بود
.نه اینکه تو خیابونا جولان بده

00:30:10.276 --> 00:30:11.833
قانون در مورد اون چی می‌گه؟

00:30:18.932 --> 00:30:21.592
‫فقط این یک بار، تماس می‌گیرم.

00:30:22.769 --> 00:30:25.957
‫ممنون. هر موقه که وقت
.داشته باشن، میام اونجا

00:30:25.982 --> 00:30:27.575
.پس با مورگن برو پارکینگ پلیس

00:30:27.600 --> 00:30:30.655
ماشین اِپس رو بگردین دنبال چیزی
.که اونو به قتل رینا ربط بده

00:30:30.911 --> 00:30:31.947
‫باشه.

00:30:38.885 --> 00:30:40.965
‫چیزایی درباره این مشاور شنیدم.

00:30:41.428 --> 00:30:43.255
.پس می‌دونی چقدر ارزشمنده

00:30:44.017 --> 00:30:47.254
ارزش اون با چیزای زیادی همراهه
.که منو نگران می‌کنه

00:30:48.382 --> 00:30:51.586
اونقدر نگران که باعث شده
.گزارش‌های تو رو کمی بیشتر نگاه کنم

00:30:52.272 --> 00:30:54.744
اتفاقاتی که تو تیم من می‌افته
.ربطی به تو نداره

00:30:56.937 --> 00:30:58.141
‫تا وقتی ربط پیدا کنه.

00:30:59.860 --> 00:31:00.945
‫شب بخیر، سلنا.

00:31:14.648 --> 00:31:16.624
‫ماشین نسبتاً تمیز برای چنین کثافت بزرگی.

00:31:16.649 --> 00:31:19.581
‫فقط امیدوارم چیزی توش پیدا کنیم
.که ثابت کنه رینا رو کشته

00:31:21.649 --> 00:31:23.056
‫هی، حالت خوبه؟

00:31:23.904 --> 00:31:25.406
‫خوبم. چرا؟

00:31:25.431 --> 00:31:27.542
‫چون دیروز به یه نفر شلیک کردی.

00:31:27.567 --> 00:31:30.039
 نمی‌تونی از اون وضعیت
.طی 24 ساعت حالت خوب بشه

00:31:30.396 --> 00:31:32.668
گفتم که شلیکم درست بوده
.بازرسی داخلی منو تبرئه می‌کنه

00:31:32.693 --> 00:31:35.336
‫من نگران نشانت نیستم. نگران خودتم.

00:31:36.849 --> 00:31:39.708
معمولاً وقتی یه نفر وانمود می‌کنه
،یه اتفاق بزرگ مهم نیست

00:31:39.733 --> 00:31:41.214
‫یعنی واقعاً مهمه.

00:31:42.296 --> 00:31:44.998
تو و سوتو دارین خیلی وانمود می‌کنین
.که حالتون خوبه

00:31:46.913 --> 00:31:49.517
بدترین کابوس هر پلیسی
.اینه که مجبور بشه از سلاحش استفاده کنه

00:31:50.230 --> 00:31:51.239
‫آره، حدس می‌زنم.

00:31:52.000 --> 00:31:53.392
چند بار این کارو کردی؟

00:31:53.832 --> 00:31:54.862
‫سه بار.

00:31:55.692 --> 00:31:57.346
.ولی تا الان هیچکس رو نزده بودم

00:31:58.625 --> 00:32:01.595
اِپس اسلحه رو روی شقیقه
.یه زن جوان فشار داده بود

00:32:02.221 --> 00:32:04.948
اون قبلاً آدم کشته بود
،مشکلی هم نداشت دوباره این کارو کنه

00:32:04.973 --> 00:32:06.565
.پس دقیقاً دو تا انتخاب داشتم

00:32:06.807 --> 00:32:09.914
.بذارم بره یا بهش شلیک کنم
...با علم به اینکه اگه خطا کنم

00:32:09.939 --> 00:32:12.097
ممکنه کسی رو که داری
.ازش محافظت می‌کنی، بکشی

00:32:13.681 --> 00:32:16.399
چطوری این کارو کردی؟
نگران نبودی که ممکنه تصادفی بهش بزنی؟

00:32:17.756 --> 00:32:19.853
‫هر صبح روزم رو با تیراندازی شروع می‌کنم.

00:32:20.353 --> 00:32:22.388
‫انضباط. تکرار.

00:32:22.757 --> 00:32:24.959
‫ساعت‌ها تمرکز روی یک فکر.

00:32:24.984 --> 00:32:27.219
اگه روزی مثل دیروز پیش بیاد
چیکار می‌کنم؟

00:32:27.547 --> 00:32:31.986
من اون شلیک رو توی ذهنم هر روز در
.طول 20 سال گذشته دیدم، و انجامش دادم

00:32:33.534 --> 00:32:34.732
‫می‌دونستم خطا نمی‌کنم.

00:32:49.116 --> 00:32:51.185
‫این رو نگاه کن. یه جور کارت وروده.

00:32:51.331 --> 00:32:52.800
‫دوشنبه روزی بود که رینا کشته شد.

00:32:52.825 --> 00:32:54.812
.این کارت ملاقات یه زندان فدراله

00:32:54.837 --> 00:32:57.184
پس اِپس دوشنبه
.داشته از یه زندان بازدید می‌کرده

00:32:57.812 --> 00:32:59.628
‫کالیفرنیا 13 تا زندان فدرال داره.

00:32:59.653 --> 00:33:01.855
‫به دافنه و آز می‌گم که با همه‌شون تماس بگیرن.

00:33:01.880 --> 00:33:04.782
‫کدومشون نزدیک صحرای موهاوه؟
.چون این ماشین اونجا بوده

00:33:06.279 --> 00:33:10.149
شب پره یوکا. اونا برای بقا
.به درختان جاشوا وابسته‌ان

00:33:12.092 --> 00:33:15.746
پس اگه یکیشون به شیشه جلوی ماشین
.اِپس خورده، ماشین توی موهاوه بوده

00:33:15.771 --> 00:33:19.153
‫تنها زندان اون سمت ویکتورویل هست،
.ولی دو ساعت فاصله داره

00:33:19.178 --> 00:33:21.679
‫اِپس اعتراف کرده
.گرتا رو 25 سال پیش کشته

00:33:21.704 --> 00:33:24.753
اما اگه در زمان کشته شدن راینا
...دو ساعت دورتر تو صحرا بوده

00:33:24.778 --> 00:33:26.237
.پس اون قاتل ما نیست

00:33:27.081 --> 00:33:30.951
خیلی‌خب، پس رینا به اِپس کمک کرده
...قتل گرتا رو سرپوش بذاره

00:33:30.976 --> 00:33:32.476
‫به همین دلیل داشتیم فکر می‌کردیم

00:33:32.501 --> 00:33:34.729
اِپس رینا رو از پله‌ها هل داده
.تا راز قتل گرتا رو پنهون کنه

00:33:34.754 --> 00:33:36.339
‫ولی زندان ویکتورویل تایید کرد که

00:33:36.364 --> 00:33:37.722
‫وقتی رینا کشته شده اونجا بوده.

00:33:37.747 --> 00:33:40.201
‫آره. این یعنی رینا و گرتا
توسط دو نفر متفاوت کشته شدن

00:33:40.226 --> 00:33:41.626
اونم با ‫25 سال فاصله.

00:33:41.651 --> 00:33:43.888
‫پس اگه قتل رینا برای مخفی کردن راز نبوده،

00:33:43.913 --> 00:33:45.080
.شاید به خاطر انتقام بوده

00:33:45.105 --> 00:33:47.176
‫فکر می‌کنی کسی فهمیده نقش رینا

00:33:47.201 --> 00:33:48.658
‫در قتل گرتا چی بوده و بعد اونو کشته؟

00:33:48.683 --> 00:33:50.600
‫آره، پس حالا باید
.به اعضای خانواده فکر کنیم

00:33:50.625 --> 00:33:53.249
‫شاید حتی بچه گرتا.
.هنوز نمی‌دونیم چه بلایی سر بچه اومده

00:33:53.274 --> 00:33:55.710
خب، هیچ سندی مبنی بر تولد بچه
.توسط گرتا در لس‌آنجلس ثبت نشده

00:33:55.735 --> 00:33:58.191
‫ممکنه از اسم مستعار استفاده کرده.
‫یا کاملاً جای دیگه زایمان کرده باشه،

00:33:58.216 --> 00:34:00.133
‫که پیدا کردن بچه‌ش رو
.تقریباً غیرممکن می‌کنه

00:34:00.158 --> 00:34:03.469
خب، ‫صبر کن، فکر کنم
.دقیقاً می‌دونم بچه گرتا چی شده

00:34:04.083 --> 00:34:05.341
‫و رینا هم همینطور.

00:34:10.590 --> 00:34:12.381
‫کارآگاه، خانم گیلوری،

00:34:12.822 --> 00:34:14.816
خبری درباره پرونده رینا شده؟
.آره

00:34:15.248 --> 00:34:17.790
‫ یه پیشرفت بزرگ داشتیم.
‫‫فکر کردم بهتره بدونی.

00:34:17.815 --> 00:34:19.367
‫بالاخره فهمیدیم کی کشته‌ش.

00:34:20.112 --> 00:34:21.374
این که ‫عالیه.

00:34:24.562 --> 00:34:25.608
‫تو بودی.

00:34:26.699 --> 00:34:27.699
‫چی؟

00:34:28.420 --> 00:34:29.776
.من رینا رو دوست داشتم

00:34:29.801 --> 00:34:31.987
‫شاید درست باشه، ولی تو کشتی‌ش.

00:34:32.012 --> 00:34:34.881
‫من نمی‌تونستم اونو بکشم.
.بهتون گفتم سر کار بودم

00:34:34.906 --> 00:34:36.774
‫درسته. گفتی که ‫در زمان قتل،

00:34:36.799 --> 00:34:38.955
.در رصدخانه گریفیت مشغول عکاسی بودی

00:34:38.980 --> 00:34:41.600
‫با یکی از دوربین‌هات
.که قابلیت ثبت زمان داخلی داره

00:34:42.936 --> 00:34:46.038
‫می‌دونی چه چیزی
.از مهر زمانی قابل اعتمادتره؟ خورشید

00:34:46.713 --> 00:34:49.250
‫چند نکته جالب درباره رصدخانه گریفیت:

00:34:49.275 --> 00:34:52.808
در عرشه دیدبانی
،خطوط برنزی تعبیه شده

00:34:52.833 --> 00:34:55.898
‫که موقعیت خورشید در آسمون رو
.در طول سال نشون می‌ده

00:34:57.037 --> 00:35:00.490
‫و اون مجسمه حلقه‌ای عجیب
،با سیم وسطش

00:35:00.515 --> 00:35:02.130
‫در واقع یه ساعت خورشیدی هم هست.

00:35:02.475 --> 00:35:05.745
بنابراین برچسب زمان شما می‌گفت
که این عکس‌ها رو ظهر روز دوشنبه گرفتی

00:35:05.770 --> 00:35:09.691
‫ولی خورشید بهم می‌گه حدود ساعت
.سه بعدازظهر دسامبر گذشته گرفته شده

00:35:10.110 --> 00:35:11.140
‫این دیوونگیه.

00:35:11.165 --> 00:35:12.573
‫نه، دیوونگی نیست.
‫علومه.

00:35:12.598 --> 00:35:14.654
‫و می‌تونیم ثابت کنیم
.تو کسی بودی که رینا رو هل داده

00:35:14.679 --> 00:35:17.655
یه لکه روی پشت پیراهن رینا بود
،که داشت همکارم رو دیوونه می‌کرد

00:35:17.680 --> 00:35:19.762
‫آره، نمی‌تونستم بفهمم اون لکه چیه.

00:35:19.787 --> 00:35:21.883
پس یک بار دیگه
.شغلتون باعث رسوایی شما شد

00:35:21.908 --> 00:35:23.538
‫اون لکه نقره نیترات بود،

00:35:23.563 --> 00:35:26.583
‫چیزی که عکاس‌هایی مثل تو
.هنگام ظهور عکس استفاده می‌کنن

00:35:26.608 --> 00:35:29.145
‫حتماً وقتی اونو هل دادی
.مقدار کمی ازش روی دستت بوده

00:35:29.170 --> 00:35:31.759
‫تنها سوال اینه چرا این کارو کردی؟

00:35:31.784 --> 00:35:34.729
‫چرا رینا رو کشتی؟
.گفتی مثل مادر دوم تو بود

00:35:34.754 --> 00:35:36.856
حدس می‌زنیم به محض اینکه فهمیدی همه

00:35:36.881 --> 00:35:40.102
درباره مادر واقعی‌ت، گرتا سنت‌جان
.بهت دروغ می‌گفتن، همه اینا به فنا رفته

00:35:40.127 --> 00:35:44.987
‫آخرین بار که اینجا بودیم،
.گفتی اِپس خانواده گرتا رو دهه‌ها ترسونده

00:35:45.012 --> 00:35:48.009
این ‫چیزی نیست که بدونی، لوسی،
.مگه اینکه عضو خانواده باشی

00:35:48.347 --> 00:35:51.978
مگه اینکه دلیل تمام اون
.فداکاری‌های گرتا، تو بوده باشی

00:35:55.200 --> 00:35:58.900
من فقط اومدم اینجا تا دنبال جوابی
،درباره اتفاقی که برای مادرم افتاد، بگردم

00:35:59.171 --> 00:36:02.386
‫آره، رینا رو پیدا کردم و
.هویتمو مخفی نگه داشتم

00:36:02.411 --> 00:36:05.718
‫ولی بعد اون شروع کرد به این همه حمله،

00:36:06.061 --> 00:36:07.501
.‫به خاطر زوال عقلش

00:36:08.167 --> 00:36:12.038
‫اون موقع به من اعتراف کرد که
.در پنهون کردن مرگ مادرم نقش داشته

00:36:12.063 --> 00:36:13.599
‫ولی کل داستان رو بهت نگفت.

00:36:13.624 --> 00:36:15.064
...نه، بعدش

00:36:15.089 --> 00:36:17.306
،فهمیدم مک اِپس پدرمه

00:36:17.331 --> 00:36:19.023
.و احتمالاً اون مادرم رو کشته

00:36:20.007 --> 00:36:23.744
بنابراین فقط می‌خواستم
.رینا حقیقت اتفاق رو بهم بگه

00:36:23.769 --> 00:36:27.392
‫پس این کارو کردم.
...باهاش روبرو شدم، ولی بعدش اون

00:36:27.417 --> 00:36:31.172
‫رفتارش با من بد شد،
.تهدید کرد که دیگه هرگز باهام حرف نمیزنه

00:36:31.543 --> 00:36:33.132
‫کنترل خودمو از دست دادم.

00:36:39.089 --> 00:36:40.363
‫ببینید، قسم می‌خورم...

00:36:41.060 --> 00:36:43.368
قسم می‌خورم ‫قصد نداشتم اونو بکشم.

00:36:44.044 --> 00:36:45.724
‫لوسی، ما عدالت رو
،برای مادرت به دست آوردیم

00:36:46.204 --> 00:36:48.065
.و حالا باید همون کارو برای رینا هم انجام بدیم

00:36:48.090 --> 00:36:49.726
.اوه، خدای من

00:36:49.924 --> 00:36:52.121
‫تو تحت بازداشتی به جرم قتل رینا ویرا.

00:37:00.941 --> 00:37:02.976
‫بیا. از این طرف.

00:37:13.490 --> 00:37:16.184
‫جدی؟ گیلوری؟
.می‌تونیم یه کامپیوتر بهت بدیم

00:37:16.209 --> 00:37:17.413
‫خودم میرم بیارمش.

00:37:17.438 --> 00:37:20.763
اگه از کامپیوتر خودم استفاده کنم، چطوری
می‌تونم با سابقه جستجوهات عصبی‌ت کنم؟

00:37:21.347 --> 00:37:22.301
‫اومم.

00:37:26.113 --> 00:37:27.231
‫حق با تو بود.

00:37:29.309 --> 00:37:31.697
‫ببخشید. می‌تونی دوباره بگی؟ نشنیدم.

00:37:33.855 --> 00:37:35.000
‫درباره چی حق با من بود؟

00:37:36.196 --> 00:37:38.207
‫مدت زیادیه که مراقب خودم بودم.

00:37:39.086 --> 00:37:42.832
اونقدر زیاد که گاهی فراموش می‌کنم
.اینکه یکی مراقبم باشه چه حسی داره

00:37:43.611 --> 00:37:45.768
‫حق با تو بود که نرفتم به بلک جول.

00:37:46.787 --> 00:37:50.020
‫برخی چیزها هست که
.یه مشاور پلیس نباید نزدیکش باشه

00:37:53.013 --> 00:37:55.049
‫حق با تو هم بود.
‫‫اوه، راستی؟

00:37:55.212 --> 00:37:56.212
.اومم

00:37:56.618 --> 00:37:58.767
 سکوت "هیچ کاری نکن هیچ چیز نگو"ی من

00:37:59.522 --> 00:38:00.522
.بهینه نیست

00:38:01.882 --> 00:38:03.851
‫قصد نداری اینو تغییر بدی، مگه نه؟

00:38:04.191 --> 00:38:06.938
‫لازم ندارم. تو رو دارم.

00:38:13.206 --> 00:38:14.313
‫چیز دیگه‌ای هست؟

00:38:16.290 --> 00:38:17.548
‫آره، یه چیز آخر.

00:38:42.342 --> 00:38:44.145
‫حق داری از دستم عصبانی باشی.

00:38:44.912 --> 00:38:46.748
‫مورگن، چیکار کردی؟
‫‫هیچی.

00:38:46.940 --> 00:38:49.770
‫نه، منظورم این نبود که
.اجازه داری از دستم عصبانی باشی

00:38:49.795 --> 00:38:51.048
‫می‌تونی باشی. تو رئیسی.

00:38:51.073 --> 00:38:53.067
‫هر کاری دلت بخواد می‌تونی بکنی،
.اما منظورم این نیست

00:38:53.092 --> 00:38:56.260
‫احساس می‌کنم قبل از اینکه شروع بشه،
.مکالمه رو گم کردم

00:39:01.453 --> 00:39:03.886
،با وجود صلاحیت‌های فوق‌العاده‌ات

00:39:03.911 --> 00:39:05.813
‫تو از گرفتن فرماندهی رد شدی.

00:39:05.838 --> 00:39:09.925
‫باید فرض کنم بخشی از تو می‌پرسه
 که آیا این به خاطر زن بودنته؟

00:39:10.504 --> 00:39:11.734
...چون اگه جای من بودی

00:39:11.759 --> 00:39:13.033
،زمین و زمان رو به هم می‌دوختی

00:39:13.058 --> 00:39:16.595
اوه ‫قطعاً، و از هر ثانیه‌اش لذت می‌بردم،

00:39:16.864 --> 00:39:18.447
.پس شانس آوردن که جای من نیستی

00:39:18.893 --> 00:39:19.876
‫تو خودتی.

00:39:21.333 --> 00:39:23.726
‫باید برای همه اون بیرون قوی باشی.

00:39:24.177 --> 00:39:25.406
.اینو درک می‌کنم

00:39:26.313 --> 00:39:28.549
...یکی از زیبایی‌های اینکه پلیس نیستم اینه که

00:39:28.574 --> 00:39:31.072
‫اینه که می‌تونم از دستت عصبانی باشم.

00:39:32.159 --> 00:39:35.062
‫هر چیزی که لازم داری.
.هر وقت لازم داشتی

00:39:36.030 --> 00:39:37.443
‫می‌تونم فقط دوستت باشم.

00:39:45.672 --> 00:39:47.578
‫عصبانی‌ام. باید جایگاه من می‌بود.

00:39:50.138 --> 00:39:51.206
‫آره.

00:39:55.780 --> 00:39:57.285
‫این هرگز اتفاق نیفتاده.

00:39:57.624 --> 00:40:00.361
‫از اول هم اصلاً برام مهم نبود.
.نمی‌دونم چی داری می‌گی

00:40:17.143 --> 00:40:18.459
‫سلام.
‫‫سلام.

00:40:19.726 --> 00:40:23.130
‫تنها چیزی که می‌خوام اینه که
.با حس حقانیت وارد خونه‌ام بشم

00:40:25.125 --> 00:40:26.126
‫باشه.

00:40:26.773 --> 00:40:28.758
‫یه جمله از یه وسترن قدیمیه که دوسِش دارم.

00:40:29.016 --> 00:40:30.876
‫آره. یه جمله از کتاب مقدسه.

00:40:32.179 --> 00:40:33.586
.‫درسته، همینه

00:40:34.180 --> 00:40:35.447
.کارگردان پکینپا دزدیده‌ش

00:40:36.395 --> 00:40:38.255
‫به هر حال، این روش
دست و پا شکسته منه که بگم

00:40:38.280 --> 00:40:40.816
‫تو شبیه کسی هستی که
.به کار خوب روزانه‌اش افتخار می‌کنه

00:40:42.662 --> 00:40:44.635
‫ممنون. آره.

00:40:45.411 --> 00:40:47.823
اونقدر خسته‌ام که
.ممکنه توی ماشینم خوابم ببره

00:40:47.848 --> 00:40:50.718
تنها چیزی که می‌خوام اینه که
.با حس حقانیت توی ماشینم خوابم ببره

00:41:01.775 --> 00:41:04.280
خب، کسی مثل شما
توی ایستگاه پلیس چیکار می‌کنه؟

00:41:04.305 --> 00:41:06.240
سعی می‌کنی اون سبیل معنی پیدا کنه؟

00:41:08.863 --> 00:41:09.874
‫خوب بود.

00:41:10.965 --> 00:41:12.273
‫ درباره‌ات شنیدم.

00:41:14.148 --> 00:41:16.503
‫ببخشید؟
‫‫مورگن گیلوری، درسته؟

00:41:17.058 --> 00:41:19.027
.سلاح مخفی بخش جرایم بزرگ

00:41:21.194 --> 00:41:24.368
‫قصد نداشتم شوکه‌ت کنم.
.فقط مشتاق دیدارت بودم

00:41:27.761 --> 00:41:28.862
‫باشه.

00:41:31.779 --> 00:41:34.280
‫نمیای بیرون؟
‫‫نه، قرار بود ساعت سه بیام بیرون.

00:41:34.305 --> 00:41:36.307
‫فقط ‌خواستم مکالمه‌مون رو تموم کنم.

00:41:37.070 --> 00:41:38.161
‫طبقه سوم.

00:41:38.921 --> 00:41:40.201
.اونجا فرماندهیه

00:41:40.821 --> 00:41:43.623
‫آره، همینطوره. نیک واگنر.

00:41:45.425 --> 00:41:46.534
‫فرمانده جدیدت.

00:41:56.359 --> 00:42:16.359
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.