﻿WEBVTT

00:00:06.000 --> 00:00:17.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:25.182 --> 00:00:27.100
‫ چند نفرین؟
‫ یه میز واسه 2 نفر لطفاً.

00:00:27.463 --> 00:00:29.793
‫ با آدم خاصی قرار داری؟
‫ آره، خیلی خاص.

00:00:29.818 --> 00:00:32.247
‫ای جان. خب، بفرما.
‫بریم سر میز بشینین.

00:00:34.078 --> 00:00:35.086
‫اوه. واو.

00:00:35.369 --> 00:00:37.055
‫بعضی آدما چقدر بی‌شعورن واقعاً.

00:00:37.508 --> 00:00:39.409
‫اشکال نداره. بهترین جای اینجاست.

00:00:41.439 --> 00:00:44.001
‫ تا اینو نگاه کنین، منم اینو تمیز کنم.

00:00:44.178 --> 00:00:45.248
‫اوه، ببخشید.

00:00:46.211 --> 00:00:48.046
‫قیافه‌م خوبه؟

00:00:48.331 --> 00:00:50.763
‫ به نظرم خیلی خوش‌تیپی.
‫ ممنون.

00:01:15.420 --> 00:01:16.858
‫بچه‌ها، پاشین دیگه، بیاین بریم.

00:01:16.883 --> 00:01:19.149
‫الان لودو می‌رسه. صبحونه حاضره.

00:01:20.807 --> 00:01:23.083
‫می‌بینم که اون نگاه
.قضاوت‌جوی منو به ارث بردی

00:01:23.108 --> 00:01:24.548
‫فکر می‌کردم فقط ایوا از اینا داره،

00:01:24.573 --> 00:01:26.783
که ‫اتفاقاً عاشق وافل‌های تست شده‌ست،
.لازمه که بدونی

00:01:27.151 --> 00:01:28.395
‫اوه، وافل تست شده.

00:01:28.697 --> 00:01:30.218
‫یکی‌شون دوست داره.
.گاهی قاطی می‌کنم کیه

00:01:30.243 --> 00:01:31.650
‫ وای، داغه، داغه.
.بیا

00:01:33.434 --> 00:01:34.560
‫اینا چیه؟

00:01:34.585 --> 00:01:36.220
‫یه پروژه کوچیکه دارم روش کار می‌کنم،

00:01:36.245 --> 00:01:38.206
،حالا که یه خورده پول اومده دستمون

00:01:38.231 --> 00:01:40.142
تصمیم گرفتم
.یه نیروی نیمه‌وقت استخدام کنم

00:01:40.167 --> 00:01:41.899
‫ این یکی رو پیشنهاد می‌کنم.
‫ اوه، جدی؟

00:01:41.924 --> 00:01:45.260
‫لیزر تگ بازی می‌کنه. دید محیطی بالا،
‫رفلکس‌های سریع.

00:01:45.285 --> 00:01:47.127
‫خصوصیات مهمیه
.حالا که کلویی داره راه می‌افته

00:01:47.152 --> 00:01:48.880
‫احساس می‌کنم
،به‌خاطر خوشگلی‌ش انتخابش کردی

00:01:48.905 --> 00:01:50.160
‫ولی داری خوب قایمش می‌کنی.

00:01:50.533 --> 00:01:53.400
‫اوه، می‌شناسمش.
.اون سال بالایی بود منم سال اول بودم

00:01:53.425 --> 00:01:54.991
‫ جدی؟ چی در موردش می‌دونی؟
‫ هیچی.

00:01:55.016 --> 00:01:56.570
‫سال بالایی‌ها
.با سال اولی‌ها حرف نمی‌زنن

00:01:56.595 --> 00:01:58.426
‫خب، شاید یه چرخی
.تو شبکه‌های اجتماعیش بزنی

00:01:58.451 --> 00:02:00.411
‫دارم به استخدام یه نفر پاره‌وقت فکر می‌کنم.

00:02:00.436 --> 00:02:01.442
‫آها، درسته.

00:02:01.856 --> 00:02:03.693
.امروز دوباره می‌ری سر کار تمام‌وقت

00:02:03.718 --> 00:02:06.161
دقیقاً و تا وقتی سر کارم
،می‌خوام مطمئن بشم

00:02:06.186 --> 00:02:08.252
‫که تو خونه از شماها حمایت لازم بشه.

00:02:08.277 --> 00:02:11.451
لودو کمک لازم داشت، منم براش جور کردم
.حالا شما بگین چی می‌خواین

00:02:11.476 --> 00:02:14.521
‫ هنوزم دوست دارم از سردخونه دیدن کنم.
.‫ از این ایده‌ات خوشم میاد، می‌دونی

00:02:14.546 --> 00:02:16.919
‫چطوره اول نشونم بدی
می‌تونی پوشک کلویی رو عوض کنی

00:02:16.944 --> 00:02:20.030
‫بدون اینکه از بوش بیهوش بشی،
بعد بریم سراغ فرمالدهاید؟

00:02:20.055 --> 00:02:21.074
‫تو چی ایوا؟

00:02:21.709 --> 00:02:24.003
‫من دلم می‌خواد یه خبری از بابام بشنوم.

00:02:28.206 --> 00:02:29.379
‫یعنی، مهم نیست.

00:02:29.404 --> 00:02:32.084
‫می‌دونم تا حالا فرصت نشده
،درست با ستوان سوتو حرف بزنی

00:02:32.109 --> 00:02:35.028
‫ولی حالا که برگشتی سر کار،
.شاید خبری داشته باشه

00:02:36.683 --> 00:02:38.253
‫حتماً پیگیریش می‌کنم.

00:02:41.021 --> 00:02:43.524
‫اما الان باید برم سر صحنه جرم.
تو کارو دست بگیر، باشه؟

00:02:43.549 --> 00:02:45.579
‫ببین می‌تونی اینا رو
 تا رسیدن لودو زنده نگهداری؟

00:02:45.604 --> 00:02:47.020
‫ دوسِت دارم. خداحافظ.
‫ دوسِت دارم.

00:02:47.045 --> 00:02:48.529
‫ پولی که می‌خوای
.به دختره بدی رو به من بده

00:02:48.554 --> 00:02:49.554
‫ اوه، حتماً.

00:02:49.579 --> 00:02:52.374
‫ فاکتورو بفرست بخش حسابداری، اوکی؟

00:02:52.749 --> 00:02:54.236
‫ خداحافظ.
‫ خداحافظ.

00:02:57.372 --> 00:02:59.100
‫منظورش از حسابداری فکر کنم اینه که...

00:02:59.125 --> 00:03:00.264
‫آره، آره، آره. فهمیدم.

00:03:08.819 --> 00:03:11.613
‫اسم قربانی نیتِن گولد، 46 ساله.

00:03:11.924 --> 00:03:13.943
‫آدرس گواهینامه‌ش نشون می‌ده
.همین محله زندگی می‌کنه

00:03:14.187 --> 00:03:17.637
میزبان کافه پشت این سطل آشغالا پیداش کرده
‫یه پلاستیک هم چسبونده شده رو سرش.

00:03:17.662 --> 00:03:19.107
‫پول و کارت‌های اعتبار‌ی هنوز سر جاشه.

00:03:19.132 --> 00:03:20.932
‫آره. موبایلشم هست.
‫انگار سرقت نبوده.

00:03:20.957 --> 00:03:22.109
‫شاید یه چیز شخصی‌تر بوده؟

00:03:22.697 --> 00:03:23.780
‫زنده می‌مونه؟

00:03:23.805 --> 00:03:27.657
‫وقتی رسیدیم ایست قلبی کرده بود.
.نبض و نفس نداشت

00:03:27.682 --> 00:03:30.309
‫ضربان قلب برگشته،
‫ولی هنوز به هوش نیومده.

00:03:30.334 --> 00:03:32.144
‫دستگاه ونتیلاتور داره جاش نفس می‌کشه.

00:03:32.545 --> 00:03:33.930
‫پس ممکنه مرگ مغزی شده باشه.

00:03:33.955 --> 00:03:35.673
‫تو بیمارستان می‌تونن دقیق‌تر بگن.

00:03:35.698 --> 00:03:38.451
‫ نمی‌دونیم قبل از اینکه برسیم
‫چقدر بدون اکسیژن مونده بود.

00:03:38.476 --> 00:03:40.248
‫احتمالاً شانس این بدبخت
‫بالاخره تموم شده.

00:03:40.273 --> 00:03:41.636
‫بالاخره؟ این یارو رو می‌شناسی؟

00:03:41.661 --> 00:03:44.582
‫نیتِن مشتری پروپاقرص‌مون بود.
.بیش از یه بار اومده بود پیشمون

00:03:44.607 --> 00:03:46.525
‫سابقه صدمات مشکوک داره.

00:03:46.550 --> 00:03:47.763
‫ مشکوک از چه نظر؟

00:03:48.003 --> 00:03:50.003
‫ بهمون گفت افتاده و پاش شکسته.

00:03:50.028 --> 00:03:52.195
‫قبل‌ترش هم گفت دستشو گاز سوزونده.

00:03:52.220 --> 00:03:53.848
‫همیشه می‌گفت دست و پا چلفتیه.

00:03:54.465 --> 00:03:56.215
‫اما فکر می‌کنی یه نفر دیگه کمکش کرده؟

00:03:56.451 --> 00:03:57.739
‫نیتِن آدم خوبی بود.

00:03:58.359 --> 00:03:59.936
‫امیدوارم کسی که این کارو کرده پیدا کنین.

00:04:02.154 --> 00:04:03.215
‫گفتی میزبان پیداش کرده؟

00:04:03.240 --> 00:04:05.866
‫آره، یه کم حالش خوب نیست، ولی
.فکر کنم بتونه چند تا سؤال جواب بده

00:04:11.113 --> 00:04:12.531
‫اون خیلی استرس داشت.

00:04:12.556 --> 00:04:14.642
‫گفت قراره با یه آدم خاصی ملاقات کنه.

00:04:15.632 --> 00:04:17.092
‫آه مرد بیچاره.

00:04:17.489 --> 00:04:18.585
‫اینجا نشسته بود؟

00:04:19.548 --> 00:04:21.666
‫من رفتم تو که وسایل تمیزکاریو بیارم،

00:04:21.691 --> 00:04:23.651
‫وقتی برگشتم بیرون فکر کردم رفته.

00:04:24.141 --> 00:04:26.935
‫اون سنجاق سینه رو پیدا کردم،
‫دویدم توی خیابون دنبالش بگردم.

00:04:26.960 --> 00:04:30.136
‫بعدش سرم شلوغ شد و
‫کلاً یادم رفت تمیزش کنم.

00:04:30.161 --> 00:04:31.344
‫خوبه که یادت رفت.

00:04:31.823 --> 00:04:33.199
‫کارادک، اینو ببین.

00:04:34.908 --> 00:04:37.068
‫تا حالا شده خودت چیزی رو
 پشت این میزها بریزی؟

00:04:37.093 --> 00:04:39.057
‫امم، یادم نمیاد این کارو کرده باشم، نه.

00:04:39.378 --> 00:04:41.482
‫معلومه که نکردی.
دوست داری وقتی یه چیز تُرد می‌خوری

00:04:41.507 --> 00:04:42.456
.لباس ایمنی بپوشی

00:04:42.481 --> 00:04:43.815
‫حالا فقط برای یه ثانیه وانمود کن

00:04:43.840 --> 00:04:46.840
‫که یه آدم عادی هستی و داری
 یه وعده غذای معمولی می‌خوری، خب؟

00:04:49.773 --> 00:04:53.388
‫اینجایی، تو یه روز گرم تابستونی
داری یه نوشیدنی خنک می‌خوری

00:04:53.413 --> 00:04:55.587
‫که اوه، اوه،
می‌ریزی همه‌شو ‫روی میز.

00:04:57.197 --> 00:05:01.352
‫از شکاف‌های میز می‌چکه و می‌ریزه
‫روی شلوار بی‌دفاع و تمیزت.

00:05:01.377 --> 00:05:02.926
‫نه!

00:05:05.481 --> 00:05:07.115
‫اوهوم. می‌دونم.

00:05:07.727 --> 00:05:09.829
‫ولی به این ریخت و پاش‌ها نگاه کن.
‫همه‌شون یه جور ریخته شدن.

00:05:09.854 --> 00:05:12.023
‫همه‌جا، روی زمین، روی صندلیا.

00:05:12.478 --> 00:05:13.875
‫حتی کسی هم روشون ننشسته.

00:05:15.474 --> 00:05:16.716
‫این ریخت و پاش‌ها ساختگیه.

00:05:16.956 --> 00:05:18.475
‫یکی می‌دونسته نیتِن قراره اینجا باشه

00:05:18.500 --> 00:05:20.419
‫و می‌خواسته مطمئن شه
‫کنار کوچه پشتی می‌شینه.

00:05:20.941 --> 00:05:23.670
‫فکر می‌کنی چه ساعتی اونو سر این میز نشوندی؟
‫و کِی تو کوچه پیداش کردی؟

00:05:23.695 --> 00:05:26.145
‫حدس می‌زنم حدود یه ربع به هشت رسید.

00:05:26.375 --> 00:05:27.862
‫باشه، پس چطور جسد رو پیدا کردی؟

00:05:28.146 --> 00:05:30.038
‫ صدای اردک شنیدم.
‫ اردک؟

00:05:30.063 --> 00:05:32.485
‫صدای کواک اردک از یه جایی تو کوچه.

00:05:32.964 --> 00:05:34.644
‫رفتم که نگاه کنم و...

00:05:36.819 --> 00:05:37.974
‫اونجا پیداش کردم.

00:05:38.548 --> 00:05:39.942
‫فکر کنم برای الان کافی باشه.

00:05:39.967 --> 00:05:41.969
‫اگه سؤال دیگه‌ای بود،
.حتماً بهت اطلاع می‌دیم

00:05:42.323 --> 00:05:43.349
‫باشه.

00:05:48.509 --> 00:05:49.465
‫چیه؟

00:05:49.698 --> 00:05:51.885
‫فکر کردم می‌خوای
یه تحلیل جامع شروع کنی

00:05:51.910 --> 00:05:54.389
‫درباره الگوهای مهاجرت
‫اردک‌ها توی منطقه لس آنجلس.

00:05:54.414 --> 00:05:56.014
‫ این فکر رو کردی؟ هوم.
‫ آره.

00:05:56.039 --> 00:05:59.216
‫خب، می‌تونستم، ولی کاملاً بی‌فایده بود
‫چون تو اون کوچه هیچ اردکی نبوده.

00:05:59.808 --> 00:06:02.139
‫نشونه‌ای از اردک دیدی؟ فضله‌ای نبود.

00:06:02.164 --> 00:06:03.545
‫کار اردک همینه دیگه. فضولات.

00:06:03.570 --> 00:06:05.733
‫نمی‌دونم اون چی شنیده،
‫ولی بعید می‌دونم اردک بوده باشه.

00:06:05.758 --> 00:06:07.525
‫خیلی‌خب، اردک‌ها رو بذاریم کنار.

00:06:08.041 --> 00:06:09.841
‫آپارتمان مقتول
 فقط ‫چند کوچه اون طرف‌تره.

00:06:09.866 --> 00:06:12.277
‫اگه امدادگرا مطمئن بودن یه نفر
‫مدام داشته بهش آسیب می‌زده،

00:06:12.302 --> 00:06:13.325
‫بریم ببینیم کیه.

00:06:20.171 --> 00:06:24.175
‫خب، کتابای آمار بازیکن‌ها،
‫نصف دوجین جدول برنامۀ تیم‌ها.

00:06:24.426 --> 00:06:26.205
‫نیتِن گولد واقعاً عاشق ورزش بوده.

00:06:26.230 --> 00:06:27.176
‫ جدی؟

00:06:27.393 --> 00:06:29.322
تیم مورد علاقه‌ش چی بوده؟‫
.تو بهم بگو

00:06:29.533 --> 00:06:32.280
‫من؟ من که نتونستم بفهمم
‫ورزش مورد علاقه‌ش چیه.

00:06:32.305 --> 00:06:33.421
‫همه جای اینجارو گشتم.

00:06:33.446 --> 00:06:37.256
‫نه کلاه بیسبالی هست،
نه لباسی، ‫نه یه پرچمی به دیوار.

00:06:37.281 --> 00:06:38.413
‫ولی اینجا عجیبه‌ها.

00:06:38.438 --> 00:06:41.289
‫اگه کسی انقدر درگیر آمار و ارقام باشه،
‫و واقعاً اهل ورزش باشه،

00:06:41.314 --> 00:06:42.851
‫می‌دونی اینجا باید چه شکلی می‌بود؟

00:06:48.666 --> 00:06:50.952
‫شبیه داخل مغازه کادویی استادیوم.

00:06:51.604 --> 00:06:53.867
‫اما یه چیز دیگه هم دیدم،
‫این دسته‌ی چشمگیر و قطور

00:06:53.892 --> 00:06:57.131
‫از قبض‌های عقب‌افتاده،
‫ورزشی که حسابی توش حرفه‌ای‌ام.

00:06:57.542 --> 00:06:59.103
‫انگار نیتِن فقط دو هفته وقت داشته

00:06:59.128 --> 00:07:00.236
‫تا همه چیزش قطع بشه.

00:07:00.261 --> 00:07:02.631
‫پس به نظرت نیتِن عاشق ورزش نبوده،
‫فکر می‌کنی عاشق قمار بوده.

00:07:03.053 --> 00:07:05.748
‫فکر نمی‌کنم قمار هم دوسِش داشته،
‫که همین می‌تونه توضیح بده

00:07:05.773 --> 00:07:09.110
‫اون همه آسیب‌های مرموز که
‫امدادگرا در موردش می‌گفتن.

00:07:09.135 --> 00:07:11.462
‫نیتِن بدهی‌هاش عقب افتاده بوده،

00:07:11.873 --> 00:07:13.713
‫به اون مدل آدمایی که وقتی پرداخت دیر میشه،

00:07:13.738 --> 00:07:15.151
‫کارشون بدتر از قطع کردن آبـه.

00:07:17.007 --> 00:07:17.986
‫هوم.

00:07:20.273 --> 00:07:21.351
‫فکر می‌کنی چیه؟

00:07:22.565 --> 00:07:27.243
‫نمی‌دونم. می‌تونه حساب بانکی باشه،
‫یا رمز عبور، یا شماره تلفن بین‌المللی.

00:07:27.268 --> 00:07:28.193
‫هوم.

00:07:32.185 --> 00:07:34.313
‫خب، اون آدمای ترسناکی که الان گفتی،

00:07:34.338 --> 00:07:36.703
‫اون طلبکارها، ‫آدرس خونه رو بلدن؟

00:07:36.728 --> 00:07:37.583
‫هیس.

00:07:44.263 --> 00:07:46.174
‫ما آدماى خوبى هستیم.
‫می‌تونستى فقط در بزنى.

00:07:47.553 --> 00:07:48.591
‫آخ!

00:07:49.453 --> 00:07:52.039
‫به ستوان زنگ بزن.
.بگو نیروی کمکی بفرسته

00:07:57.290 --> 00:07:58.354
‫تکون بخور.

00:07:58.820 --> 00:07:59.835
‫واو، واو، واو.

00:07:59.860 --> 00:08:01.487
‫ خوبی؟ حالت خوبه؟
‫ آره.

00:08:21.709 --> 00:08:23.228
‫شما با ستوان سوتو تماس گرفتید.

00:08:23.253 --> 00:08:26.006
‫لطفاً پیغام بذارید و در اسرع وقت
.باهاتون تماس می‌گیرم

00:08:29.750 --> 00:08:31.335
‫هی! پلیس!

00:08:44.925 --> 00:08:45.932
‫اوه.

00:08:47.383 --> 00:08:50.071
‫رو شکمت بخواب. رو شکمت.

00:08:50.096 --> 00:08:51.321
‫دستاتو بذار پشت سرت.

00:09:04.700 --> 00:09:05.701
‫اوهوم.

00:09:06.283 --> 00:09:07.742
‫"مارکو دلئون".

00:09:08.821 --> 00:09:11.341
‫رفیقت خیلی زود قال‌ت گذاشت،
‫مارکو. ناراحت شدی؟

00:09:11.366 --> 00:09:14.202
‫ اون رفیق من نیست.
‫  نه، بعد از یه همچین کاری که باهات کرد.

00:09:14.227 --> 00:09:16.489
‫فکر کنم منظور مارکو اینه که
‫اونا فقط همکار کاری بودن،

00:09:16.514 --> 00:09:17.974
‫درسته مارکو؟ اوه.

00:09:18.668 --> 00:09:20.545
‫ببین اینجا رو. یه چیزی پیدا کردم.

00:09:20.841 --> 00:09:22.312
‫خب مارکو، فکرمون اینه.

00:09:22.337 --> 00:09:25.316
‫تو و شریکت برای کسی کار می‌کنین
‫که نیتِن گولد بهش بدهکار بوده.

00:09:25.341 --> 00:09:27.302
‫و تو یا یه نفر دیگه
‫که برای رئیست کار می‌کنه

00:09:27.327 --> 00:09:29.579
‫امروز صبح
یه کیسه پلاستیکی ‫کشیدین سر نیتِن.

00:09:29.604 --> 00:09:32.392
‫راستی، اون هنوز زنده‌س.
‫ولی احتمالاً جون سالم به در نمی‌بره.

00:09:32.417 --> 00:09:34.895
‫به هر حال، رئیست می‌دونسته نیتِن
‫هیچ‌وقت نمی‌تونه بدهی‌هاشو پس بده،

00:09:34.920 --> 00:09:37.840
‫و شما رو فرستاده اینجا تا
‫هر چی می‌تونین مال با ارزش بدزدین.

00:09:37.865 --> 00:09:38.774
‫درسته؟

00:09:38.799 --> 00:09:42.162
‫چیز دیگه‌ای تو جیبش نیست؟
‫سلاحی، شیشه کوچیک تزریق؟

00:09:42.187 --> 00:09:43.109
.آه

00:09:43.726 --> 00:09:45.714
‫نه. چرا؟ به چی فکر می‌کنی؟

00:09:46.206 --> 00:09:48.895
‫فکر می‌کنم ممکنه در مورد
‫دوستمون مارکو اشتباه کرده باشیم.

00:09:48.920 --> 00:09:50.296
‫و اگه حق با من باشه،

00:09:50.321 --> 00:09:52.709
‫تو واقعاً باید ما رو ‫به رئیست معرفی کنی.

00:10:28.996 --> 00:10:30.209
‫هی. مهمون داریم...

00:10:32.508 --> 00:10:35.219
‫هی ری، ما اینجاییم که
‫چند تا سوال در مورد نیتِن گولد بپرسیم.

00:10:35.244 --> 00:10:36.791
‫من با پلیس حرف نمی‌زنم.

00:10:37.179 --> 00:10:38.639
‫واسه من فرقی نداره. من پلیس نیستم.

00:10:38.664 --> 00:10:40.614
‫و بدم نمیاد اگه این یکی اصلاً حرف نزنه.

00:10:41.584 --> 00:10:42.624
‫اوه، خدای من.

00:10:42.977 --> 00:10:45.017
‫این "ویسپرشو آلترا" نیست؟

00:10:45.042 --> 00:10:49.048
‫اوووف. دستگاه بُر زدن کارت برقی.
‫اینا خیلی باحالن.

00:10:49.073 --> 00:10:51.659
‫ همه میزهای اینجا ‫یکی از اینا رو دارن؟

00:10:51.684 --> 00:10:54.895
‫البته که داره.
‫اوه، مرد، کاش پسرم اینجا بود.

00:10:55.173 --> 00:10:57.532
‫اون الان حسابی تو فاز کارتـه.

00:10:57.926 --> 00:11:00.497
‫همین چند روز پیش، مجبورم کرد
‫کل یه ویدئوی یوتیوب رو تماشا کنم

00:11:00.522 --> 00:11:02.927
اونم ‫در مورد جزئیات کارکرد این دستگاه.

00:11:03.892 --> 00:11:05.393
‫چقدر عجیب و بی‌ربطه، نه؟

00:11:06.625 --> 00:11:07.725
‫همه برن بیرون.

00:11:09.607 --> 00:11:10.736
‫الان!

00:11:16.676 --> 00:11:17.677
‫اوه...

00:11:17.702 --> 00:11:18.776
‫چی شد الان؟

00:11:18.801 --> 00:11:22.745
،معلوم شد این دستگاه‌های بر زدن کارت
‫اونقدرا هم که مردم فکر می‌کنن تصادفی کار نمی‌کنه.

00:11:23.065 --> 00:11:24.063
‫درسته، ری؟

00:11:29.614 --> 00:11:34.000
‫و مخصوصاً این یکی،
‫یعنی "ویسپرشو آلترا"، واقعاً تصادفی نیست.

00:11:39.964 --> 00:11:43.486
‫به طوری که یه قمارخونه بدنام می‌تونه
‫برای دستکاری کردن شانس ازش استفاده کنه.

00:11:44.500 --> 00:11:47.002
‫قطعاً چیزی نیست که ری بخواد
‫ بیرون درز کنه و لو بره.

00:11:47.452 --> 00:11:49.996
‫تو دل و جرئت داری. اینو قبول دارم.

00:11:50.021 --> 00:11:52.649
‫که اومدی اینجا و ‫داری تهمت می‌زنی.

00:11:52.674 --> 00:11:54.676
‫در واقع ری، فکر کنم اشتباه شنیدی.

00:11:54.701 --> 00:11:57.474
‫به لطف همکارم، ‫تقریباً مطمئنیم که

00:11:57.499 --> 00:11:59.774
‫ توی حمله به آقای گولد ‫دست نداشتی.

00:11:59.799 --> 00:12:01.509
‫حداقل نه تو حمله امروز صبح.

00:12:01.534 --> 00:12:04.204
‫بله، ببین، ‫وقتی اون سرنگ خالی رو
،تو جیب مارکو پیدا کردیم

00:12:04.229 --> 00:12:08.144
‫فهمیدیم که می‌خواسته یه حباب هوا
‫ تو جریان خون نیتِن تزریق کنه.

00:12:08.471 --> 00:12:11.037
‫پس اگه مارکو رفته بوده اونجا
‫تا نیتِن رو همون موقع بکشه،

00:12:11.062 --> 00:12:14.482
‫معنیش اینه که شما و آدمات
‫قبلاً به نیتِن حمله نکردین.

00:12:14.507 --> 00:12:16.110
‫عجب پارادوکسی، نه؟ هوم؟

00:12:16.135 --> 00:12:20.265
‫فرستادن یه نفر برای انجام قتل
‫ثابت می‌کنه که اون قتلو تو انجام ندادی.

00:12:20.966 --> 00:12:23.050
‫این یکی رو بفرست واسه آلانیس، مگه نه؟

00:12:23.710 --> 00:12:25.378
اما این باعث می‌شه بپرسم

00:12:26.165 --> 00:12:30.109
‫چرا مارکو رو فقط
‫با یه سرنگ خالی فرستادی؟

00:12:30.134 --> 00:12:32.957
‫یعنی، تزریق حباب هوا
‫تو جریان خون یه نفر،

00:12:32.982 --> 00:12:35.591
‫باعث می‌شه مرگ طرف
‫شبیه عوامل طبیعی به نظر بیاد، درسته؟

00:12:35.616 --> 00:12:39.181
،اما کسی مثل تو
،که تو کار شهرت و اعتباره

00:12:39.206 --> 00:12:41.517
‫می‌خواد مرگ نیتِن ‫یه پیامی رو برسونه.

00:12:42.163 --> 00:12:47.127
‫مگه اینکه... یه راهی داشتی
‫که از مرگ نیتِن سود ببری،

00:12:47.152 --> 00:12:50.587
‫اما فقط در صورتی که
‫به نظر می‌رسید تو نکشتیش.

00:12:51.718 --> 00:12:54.847
‫185004606.
‫این شماره آشنا به نظر نمی‌رسه؟

00:12:56.932 --> 00:12:59.601
‫چرا. آشنا بود. می‌بینی؟

00:12:59.626 --> 00:13:02.458
‫اون شماره‌ای که تو خونه نیتِن دیدیم،
‫شماره تأمین اجتماعی ری بوده.

00:13:04.578 --> 00:13:06.872
‫می‌دونی،
‫قبل از سیستم تصادفی‌سازی فعلی،

00:13:06.897 --> 00:13:09.149
‫شماره‌های تأمین اجتماعی بر اساس
‫ایالتی که متقاضی زندگی می‌کرد

00:13:09.174 --> 00:13:12.511
‫و زمان ثبت درخواست ‫صادر می‌شدن.

00:13:15.479 --> 00:13:17.776
‫خب، من می‌تونم حدوداً سن تو رو حدس بزنم،

00:13:17.801 --> 00:13:20.811
می‌دونی،‫حتی با اون ده سالی که
‫زندگی سخت بهت اضافه کرده.

00:13:20.836 --> 00:13:24.131
‫و به لطف عکس اونجا
‫که تو رژه مامرز داری رژه می‌ری،

00:13:24.156 --> 00:13:27.682
‫که یه مراسم سالانه تو فیلادلفیاس،
‫حدس می‌زنم اهل پنسیلوانیا باشی.

00:13:27.998 --> 00:13:30.343
‫هر دو تای اینا با اون شماره‌ای
‫که پیدا کردیم همخونی داره.

00:13:30.368 --> 00:13:32.093
‫اما این سؤال پیش میاد.

00:13:32.118 --> 00:13:36.524
‫چرا نیتِن گولد باید شماره
تأمین اجتماعی‫ نزول‌خورش رو داشته باشه؟

00:13:36.549 --> 00:13:39.844
‫ولی تو از حرف زدن با پلیس متنفری،
‫پس این یکیو خودم جواب می‌دم.

00:13:39.869 --> 00:13:43.324
‫برای اینکه کسی رو ذینفع بیمه عمرت کنی،
‫به شماره تأمین اجتماعی و به یه محضر نیاز داری،

00:13:43.349 --> 00:13:44.971
‫که این لکه جوهر هم ‫همونو نشون می‌ده،

00:13:45.363 --> 00:13:48.036
‫تا اون شخص رو ‫ذینفع بیمه عمرت کنی.

00:13:49.252 --> 00:13:53.256
خب، ‫در واقع ری، تو نیتِن گولد رو
مجبور کردی ‫که تو رو ذینفع

00:13:53.281 --> 00:13:56.013
‫بیمه‌نامه‌ش کنه تا راهی باشه
‫واسه پرداخت بدهی‌هاش.

00:13:56.038 --> 00:13:58.073
‫و بعد چون عاشق
‫دسیسه‌چینی و تقلب بازی‌ای،

00:13:58.098 --> 00:13:59.932
‫مارکو رو فرستادی
.تا مطمئن شی پولتو می‌گیری

00:13:59.957 --> 00:14:03.107
‫من نیتِن رو مجبور به کاری نکردم.
‫این ایده خودش بود.

00:14:03.132 --> 00:14:05.748
‫واقعاً؟
 می‌خوای بیشتر توضیح بدی؟

00:14:07.774 --> 00:14:09.511
‫احساس نمی‌کنم بخواد این کارو بکنه.

00:14:09.536 --> 00:14:12.494
‫خب، ما می‌خوایم بدونیم کی دیگه
‫اونقدر از نیتِن عصبانی بوده که بکشتش،

00:14:12.519 --> 00:14:15.086
‫باید بفهمیم
 اسم کی رو ‫از بیمه عمر حذف کرده.

00:14:15.787 --> 00:14:16.914
‫به امید دیدار، ری.

00:14:22.876 --> 00:14:27.714
‫جسیکا، این فرم ذینفع قدیمی
 ‫بیمه عمر پدرته.

00:14:27.739 --> 00:14:29.773
‫از شرکت بیمه خواستیم ‫برامون بکِشنش.

00:14:29.798 --> 00:14:33.344
‫تا چند هفته پیش، تو ذینفع بودی
‫که بعد از مرگ پدرت 100,000 دلار بگیری.

00:14:33.656 --> 00:14:36.001
‫این باعث شد بپرسیم وقتی فرم رو عوض کرد،
‫چه حسی بهت دست داد.

00:14:36.532 --> 00:14:39.627
‫این اولین باریه که می‌شنوم
‫پدرم اصلاً بیمه عمر داشته،

00:14:39.652 --> 00:14:41.569
‫چه برسه به اینکه اسمم توش باشه.

00:14:41.894 --> 00:14:43.664
‫راستش، تعجب می‌کنم.

00:14:43.689 --> 00:14:45.474
‫تو مسائل مالی اصلاً خوب نبود.

00:14:45.715 --> 00:14:47.467
‫به نظر میاد
.شما دو تا با هم صمیمی نبودین

00:14:47.492 --> 00:14:49.458
‫اون و مامانم که هشت سالم بود
‫از هم جدا شدن...

00:14:50.147 --> 00:14:53.195
‫بیشتر به خاطر عادات قمارش بود،
‫فکر کنم.

00:14:53.220 --> 00:14:56.223
‫ مادرت الان کجاست؟
‫ دنور، با ناپدری‌م.

00:14:56.761 --> 00:14:59.681
‫من بعد از دانشگاه ‫برای کار برگشتم اینجا.

00:14:59.884 --> 00:15:01.178
‫سعی کردم طی این سال‌ها

00:15:01.752 --> 00:15:03.760
...‫با پدرم در ارتباط باشم، ولی

00:15:04.311 --> 00:15:05.645
‫ اون هیچ‌وقت پیگیر نمی‌شد.

00:15:05.670 --> 00:15:09.215
‫تا اینکه چند ماه پیش
‫یهویی بهم زنگ زد.

00:15:09.557 --> 00:15:13.386
‫گفت به زودی می‌خواد بره و
‫می‌خواست قبل از مردنش همه چیزو درست کنه.

00:15:15.166 --> 00:15:18.120
‫تو این چند ماه بیشتر همدیگه رو دیدیم
‫تا چند دهه گذشته.

00:15:19.444 --> 00:15:24.032
‫جسیکا، وقتی پدرت مورد حمله قرار گرفته،
‫یه سنجاق سینه تو جعبه کادو همراهش بوده.

00:15:24.362 --> 00:15:26.656
‫یه کفشدوزک بود.
‫معنی خاصی برات داره؟

00:15:28.668 --> 00:15:30.143
‫اوه... امم...

00:15:31.867 --> 00:15:35.746
‫کفشدوزک برای من
 اسم مستعارش‫ تو بچگی بود.

00:15:40.026 --> 00:15:42.570
‫چون می‌گفت بانمک و خوش‌شانسم.

00:15:45.819 --> 00:15:46.820
‫بفرمایید.
.مرسی

00:15:47.822 --> 00:15:49.866
‫خب، پس اگه اون هدیه برای تو بوده،

00:15:49.891 --> 00:15:51.994
‫تو کسی هستی که
امروز صبح پدرت ‫منتظر بود ببینه.

00:15:52.550 --> 00:15:53.856
‫می‌تونم بپرسم چرا نیومدی؟

00:15:54.901 --> 00:15:56.561
‫من اومدم، اون نیومد.

00:15:58.110 --> 00:16:01.688
‫پس شما تو "دادلی مارکت" ونیز بودی،
‫حدود 7:45 صبح امروز؟

00:16:01.907 --> 00:16:04.788
نه، من تو ‫"گراوند وایر" در "تولکا لِیک"
.منتظرش بودم

00:16:04.813 --> 00:16:06.333
‫قرارمون اونجا بود.

00:16:11.432 --> 00:16:12.452
‫ممنون، جسیکا.

00:16:12.477 --> 00:16:13.978
‫ خبر جدیدی شد، باهات تماس می‌گیریم.

00:16:16.261 --> 00:16:18.305
‫ دختر نیتِن گولد؟
‫ آره، جسیکا.

00:16:18.330 --> 00:16:20.475
‫داریم عذر موجهش رو چک می‌کنیم،
‫ولی تو این قضیه بهش شک نداریم.

00:16:20.500 --> 00:16:21.510
‫تو چی پیدا کردی؟

00:16:21.535 --> 00:16:25.095
‫تازه دیدم هتل روبه‌روی کافه
‫دوربین امنیتی داره.

00:16:25.120 --> 00:16:27.766
‫سروان گفت چک کنم ببینم
...صحنه حمله رو گرفته، ولی

00:16:28.251 --> 00:16:29.170
‫هیچی.

00:16:29.195 --> 00:16:30.321
‫چیز جالبی بود؟

00:16:30.346 --> 00:16:33.683
‫خب، نیتِن و دخترش
‫بیشتر عمرش با هم قهر بودن.

00:16:33.708 --> 00:16:37.623
‫تازگیا با هم آشتی کردن و قرار بوده
،امروز صبح همدیگه رو ببینن

00:16:37.648 --> 00:16:39.962
‫ولی به دلایلی
‫تو دو تا کافه‌ مختلف قرار گذاشتن.

00:16:39.987 --> 00:16:41.280
‫هنوز داریم سر در میاریم قضیه چیه.

00:16:41.635 --> 00:16:45.097
‫چیزی که گفت اینه که پدرش بهش گفته
‫قصد داره برای مدتی بره.

00:16:45.122 --> 00:16:48.670
‫خب، بلیط هواپیما یا اتاق هتلی
‫رزرو کرده که بفهمیم کجا می‌رفته؟

00:16:48.695 --> 00:16:50.924
‫دارم صورتحساب‌های بانکی
.و کارت اعتباری‌شو می‌گردم

00:16:50.949 --> 00:16:52.782
‫هنوز چیزی در مورد ‫برنامه‌ سفر ندیدم.

00:16:56.455 --> 00:16:57.598
‫خب، این عجیبه.

00:16:58.075 --> 00:17:01.828
‫یه اشتراک برای غذای مخصوص سگ داشته
‫که چند هفته پیش لغو کرده.

00:17:01.853 --> 00:17:04.208
‫ما که همین الان خونه‌ش بودیم.
‫نشونه‌ای از سگ دیدی؟

00:17:04.683 --> 00:17:05.684
‫من که نه.

00:17:06.149 --> 00:17:08.127
‫خب، حدس می‌زنم
 ممکنه سگ ‫مرده باشه،

00:17:08.152 --> 00:17:11.030
‫ولی اگه واگذارش کرده باشه چی؟
‫این خیلی بیشتر منطقیه.

00:17:11.055 --> 00:17:12.077
‫ادامه بده.

00:17:12.652 --> 00:17:14.972
‫خب، نیتِن
تازگی‌ها ‫با دخترش آشتی کرده،

00:17:14.997 --> 00:17:17.082
‫کسی که سال‌ها
‫هیچ تماسی باهاش نداشته.

00:17:17.107 --> 00:17:21.066
‫بدهی‌هاشو با یه نزول‌خور،
‫با واگذاری بیمه عمرش تسویه می‌کنه، درسته؟

00:17:21.091 --> 00:17:23.754
‫و بعد به دخترش می‌گه ‫قصد داره بره،

00:17:23.779 --> 00:17:25.919
‫با اینکه هیچ مدرکی از سفر نداره.

00:17:26.667 --> 00:17:28.311
‫اینو بذار کنار ‫واگذاری سگش،

00:17:28.336 --> 00:17:30.603
‫فکر می‌کنم
این مرد ‫قصد خودکشی داشته.

00:17:30.977 --> 00:17:33.203
‫منظورش از "برای مدتی رفتن" همین بوده.

00:17:33.610 --> 00:17:37.113
‫پس یکی تصمیم می‌گیره درست وقتی
.یارو می‌خواد خودشو بکشه، اونو بکشه

00:17:37.537 --> 00:17:38.594
‫آخه چرا؟

00:17:49.156 --> 00:17:51.260
‫ استویا نداشتن.
‫ اشکالی نداره.

00:17:51.285 --> 00:17:53.370
‫ شیر جو هم نداشتن.
‫ این یکم ناخوشاینده.

00:17:53.395 --> 00:17:55.509
‫ فکر نمی‌کردم تو
‫قهوه بدون کافئین‌شو رو بخوای. خب...

00:17:58.457 --> 00:17:59.792
‫پس آب داغ آوردی.

00:18:00.715 --> 00:18:01.716
‫عالیه واقعاً!

00:18:03.827 --> 00:18:05.904
‫اون مسئول هماهنگی ‫اهدای عضو بیمارستانه.

00:18:05.929 --> 00:18:07.431
‫دارن در مورد اهدای عضو صحبت می‌کنن.

00:18:07.866 --> 00:18:09.276
‫ پس رسماً مرگ مغزی شده؟

00:18:09.854 --> 00:18:10.854
‫ آره.

00:18:14.130 --> 00:18:15.606
‫چه بدشانسی‌ای، نه؟

00:18:15.631 --> 00:18:19.009
‫این دختر بیچاره
‫بالاخره با پدرش آشتی می‌کنه.

00:18:21.404 --> 00:18:22.436
‫خوبی؟

00:18:23.213 --> 00:18:26.365
‫آخه، نمی‌دونم،
‫واسه تو یه کم ساکتی.

00:18:27.889 --> 00:18:30.050
‫ایوا پرسید خبری از پدرش شده یا نه.

00:18:30.075 --> 00:18:31.825
‫هنوز در مورد آرتور ‫بهش نگفتی، ها؟

00:18:32.482 --> 00:18:33.650
‫ نه.
‫ هوم.

00:18:33.675 --> 00:18:36.116
‫خب، حتی منم شنیدم که می‌خواد
‫باهاش مثل یه آدم بزرگ رفتار کنی.

00:18:36.864 --> 00:18:38.241
‫شاید بهتره حرفشو باور کنی.

00:18:47.554 --> 00:18:49.868
‫فکر می‌کنی می‌خواسته ‫خودشو بکشه؟

00:18:50.732 --> 00:18:51.758
‫نمی‌دونستی؟

00:18:53.579 --> 00:18:54.580
‫آه.

00:18:55.707 --> 00:18:58.215
‫اِمِت. سگش.

00:18:58.679 --> 00:19:01.592
‫بابا ازم خواست
وقتی رفته سفر ‫مراقبش باشم.

00:19:02.286 --> 00:19:04.413
‫ولی چرا می‌خواست بمیره؟

00:19:04.438 --> 00:19:08.137
‫فعلاً فقط یه فرضیه‌ست، ولی فکر می‌کنیم
‫در واقع داشته از تو محافظت می‌کرده.

00:19:08.162 --> 00:19:11.290
‫پدرت به نزول‌خورهایی پول بدهکار بوده.
‫اونا همین‌طوری بهش آسیب می‌زدن.

00:19:11.315 --> 00:19:13.009
‫و کم‌کم، شاید خیلی بدتر.

00:19:13.034 --> 00:19:16.389
‫با شناختی که از طرز کار
 این آدما داریم، فکر می‌کنیم

00:19:16.414 --> 00:19:20.389
‫شاید تهدید کردن که دفعه بعد
،‫سراغ تو میان. پس با تغییر بیمه عمرش

00:19:20.414 --> 00:19:22.813
‫و پیشنهاد پایان دادن به زندگی خودش،
.‫فکر می‌کنیم می‌خواسته مطمئن بشه

00:19:22.838 --> 00:19:25.707
‫ پدرت با کسی صمیمی بود که
‫که بخواد در مورد این موضوع باهاش حرف بزنه؟

00:19:27.237 --> 00:19:31.011
‫من... تازه داشتیم دوباره همدیگه‌رو می‌شناختیم.

00:19:31.036 --> 00:19:35.082
‫من ‫اونقدر در مورد
.زندگی‌ش نمی‌دونم که بتونم بگم

00:19:35.605 --> 00:19:37.130
‫پدرت می‌دونست که بارداری؟

00:19:39.230 --> 00:19:40.481
‫شما از کجا می‌دونین؟

00:19:40.506 --> 00:19:42.459
‫خب، بوی اینجا داره دیوونه‌ت می‌کنه.

00:19:42.484 --> 00:19:45.779
‫دارم اون بیسکویت سالتین که از کیفت
.زده بیرون رو می‌بینم و چای زنجبیل هم داری

00:19:45.804 --> 00:19:47.168
‫چند بار جای تو بودم.

00:19:48.916 --> 00:19:50.023
‫تبریک می‌گم.

00:19:51.733 --> 00:19:52.769
‫اوه...

00:19:53.217 --> 00:19:55.469
‫آخرین بار که همدیگه‌رو دیدیم بهش گفتم.

00:19:55.886 --> 00:19:56.886
...و

00:19:57.855 --> 00:19:59.782
‫خیلی هیجان‌زده شد.

00:20:00.287 --> 00:20:03.747
‫شوخی می‌کردیم که چقدر
‫سر زدن به دکترها باحاله.

00:20:04.938 --> 00:20:06.853
‫این تنها چیزی بود که
.سرش با هم صمیمی شدیم

00:20:07.138 --> 00:20:08.514
‫در مورد جراحاتش بهت گفته بود؟

00:20:09.211 --> 00:20:10.712
‫ام، جراحاتش؟ نه، نه.

00:20:10.737 --> 00:20:13.489
‫ملاقات‌هایی که در موردش حرف زد،
‫مربوط به متخصص قلب بود.

00:20:13.514 --> 00:20:16.901
‫گفت تازگی‌ها یه سری
‫آزمایش و اسکن کامل انجام داده.

00:20:16.926 --> 00:20:18.612
‫به علائم خاصی ‫اشاره کرد؟

00:20:18.637 --> 00:20:21.473
‫نه. اگه چیزی هم بود،
‫کاملاً برعکس بود.

00:20:21.498 --> 00:20:25.710
‫خیلی تلاش کرد تا مطمئن شم
‫همه چی خوبه.

00:20:26.063 --> 00:20:28.824
‫چرا کسی که حالش خوبه،
‫خودشو درگیر این همه آزمایش می‌کنه؟

00:20:37.293 --> 00:20:39.453
‫اوه، 20 دقیقه زود اومدیم.
‫اصلاً حواسم نبود.

00:20:39.478 --> 00:20:42.454
‫آره. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم.
‫نمی‌دونم چطور تونستیم این کارو بکنیم.

00:20:42.479 --> 00:20:43.623
‫از این وضعمون خوشم اومد.

00:20:43.648 --> 00:20:46.313
‫می‌تونم قبل از کلاس اصلی
‫تو آزمایشگاه هیدروپونیک یه کم تنها باشم.

00:20:47.349 --> 00:20:49.528
‫ خداحافظ، دوسِت دارم.
‫ خداحافظ، روز خوبی داشته باشی.

00:20:49.553 --> 00:20:50.921
‫لذت‌های درس‌خون بودن.

00:20:50.946 --> 00:20:53.520
‫مطمئن نیستم باید چیکار کنم،
‫ولی از پسش برمیام.

00:20:54.817 --> 00:20:55.870
‫ایوا.

00:20:56.904 --> 00:20:58.384
‫می‌شه یه لحظه صبر کنی؟

00:21:00.139 --> 00:21:01.755
‫باید باهات در مورد یه چیزی صحبت کنم.

00:21:03.838 --> 00:21:08.009
‫پس، حداقل تا چند هفته پیش،
‫بابام تو نوادا زندگی می‌کرده؟

00:21:08.466 --> 00:21:09.968
‫به گفته این یارو آرتور.

00:21:10.890 --> 00:21:13.216
‫گفت چقدر اونجا زندگی می‌کرده؟

00:21:13.241 --> 00:21:14.314
‫نه.

00:21:16.006 --> 00:21:19.881
‫ تنها چیزی که در مورد
‫آرتور می‌دونیم اینه که باغبون بوده؟

00:21:19.906 --> 00:21:21.074
‫فکر کنم آره.

00:21:21.099 --> 00:21:24.111
‫می‌دونم اطلاعات زیادی نیست ولی
.به کندوکاو ‫ادامه می‌دیم

00:21:24.512 --> 00:21:26.097
‫نمی‌خواستم خیلی زود بهت بگم

00:21:26.122 --> 00:21:29.219
‫چون نمی‌خواستم امیدوار شی
‫و بعدش دلسرد بشی.

00:21:29.623 --> 00:21:31.666
‫نه، من... می‌خوام همه چیزو بهم بگی.

00:21:31.691 --> 00:21:35.403
‫می‌دونم که می‌خوای. حرفتو شنیدم،
 واسه همین ‫دارم اینا رو بهت می‌گم.

00:21:39.694 --> 00:21:41.071
‫اوه. من باید برم سر کار.

00:21:42.098 --> 00:21:44.470
‫ حالت خوبه؟
‫ آره، خوبم.

00:21:44.495 --> 00:21:46.156
‫مطمئنی؟ چون اگه نه،
‫بهش می‌گم امروز نمیام.

00:21:46.181 --> 00:21:48.407
‫ نه، نه، نه. مامان، خوبم.
‫ می‌خوای بپیچونی...

00:21:48.432 --> 00:21:49.517
‫خوبم.

00:21:51.406 --> 00:21:52.971
‫ باشه. دوسِت دارم.
‫ منم دوسِت دارم.

00:21:58.308 --> 00:21:59.988
‫می‌تونی از اینجا راه مدرسه‌تو پیدا کنی؟

00:22:00.580 --> 00:22:02.682
‫آره مامان، می‌زنم تو ویِـز.

00:22:08.000 --> 00:22:15.000


00:22:21.712 --> 00:22:22.712
،هی

00:22:22.737 --> 00:22:24.365
‫هی، دافنه، گوشی نیتِن گولد دست توئه؟

00:22:24.390 --> 00:22:26.184
‫آره، بخش فنی قفلشو باز کرده.

00:22:26.209 --> 00:22:28.335
‫نیتِن شب قبل از حمله یه ایمیل دریافت کرده،

00:22:28.360 --> 00:22:29.837
‫که ادعا می‌کرده
،از طرف دخترش جسیکاست

00:22:29.862 --> 00:22:32.323
‫و قرار ملاقاتشونو به 7:45 صبح
‫تو کافه ونیز تغییر داده.

00:22:32.348 --> 00:22:34.320
‫حدس می‌زنم،
‫این آدرس ایمیل جسیکا نیست.

00:22:34.345 --> 00:22:35.461
‫چک کردم، تقلبیه.

00:22:35.486 --> 00:22:37.088
‫آره، این توضیح می‌ده ‫چرا نیتِن و جسیکا

00:22:37.113 --> 00:22:38.549
‫تو کافه‌های مختلف بودن.

00:22:38.574 --> 00:22:41.118
‫هر کی این کارو کرده، می‌خواسته
‫نیتِن تنها تو اون کافه باشه.

00:22:41.143 --> 00:22:43.430
‫چون نیتِن و جسیکا
‫تازه با هم آشتی کرده بودن،

00:22:43.455 --> 00:22:46.130
‫شاید اصلاً متوجه نشده که ایمیل
‫از یه آدرس ناشناس اومده.

00:22:50.439 --> 00:22:52.110
...امم
‫مورگن، داری چیکار می‌کنی؟

00:22:52.135 --> 00:22:55.096
‫گوشی نیتِن روی 8:01 صبح آلارم داره.

00:22:55.121 --> 00:22:57.457
‫و آهنگ زنگش صدای اردکه.

00:22:58.765 --> 00:23:00.941
‫این همون صداییه که
 مسئول کافه ‫تو کوچه شنیده.

00:23:01.461 --> 00:23:05.048
‫قاتل می‌خواسته یه نفر
جنازه‌شو ‫حدود 8 صبح پیدا کنه.

00:23:06.138 --> 00:23:09.051
‫البته بعد از حمله اونقدر که
‫مطمئن بشه مرگ مغزی شده،

00:23:09.076 --> 00:23:11.764
‫ولی به اندازه کافی زود که مطمئن بشه
‫اعضاش هنوز قابل استفاده‌ن.

00:23:12.820 --> 00:23:15.767
‫فکر می‌کنم
نیتِن گولد رو ‫به خاطر قلبش کشتن.

00:23:26.304 --> 00:23:28.348
‫بازم سرقت شده، به پلیس زنگ بزنین.

00:23:29.186 --> 00:23:30.195
‫چه به موقع.

00:23:30.895 --> 00:23:31.935
.پلیس اینجاست

00:23:32.895 --> 00:23:34.659
‫ببخشید، شمارو ندیدم.

00:23:34.684 --> 00:23:36.561
‫ در مورد سرقت ‫چیزی می‌گفتی؟

00:23:36.586 --> 00:23:38.333
 در مورد زنگ زدن به پلیس شوخی می‌کنه

00:23:38.358 --> 00:23:40.851
‫وقتی می‌ریم مأموریت، مردم
‫از آمبولانس وسایلو می‌دزدن،

00:23:40.876 --> 00:23:43.498
‫این اواخر هم که کمبود دارو زیاده، بدتر شده.

00:23:43.523 --> 00:23:46.367
‫ما فقط صورتجلسه‌ش می‌کنیم،
‫اما داروهای کنترل‌شده نیستن.

00:23:46.392 --> 00:23:47.399
‫اونا قفل شدن.

00:23:47.934 --> 00:23:51.705
‫ داروهای کنترل‌شده نیستن، درسته؟
‫ آلبوترول. داروی آسم.

00:23:51.730 --> 00:23:53.107
‫تو پایگاه بیشتر داریم.

00:23:53.546 --> 00:23:54.843
‫کاری از دستمون برمیاد؟

00:23:54.868 --> 00:23:57.460
‫چند تا سؤال در مورد
‫تماس نیتِن گولد داشتیم.

00:23:57.485 --> 00:23:59.573
‫امیدواریم بتونین جدول زمان‌بندی رو
‫برامون توضیح بدین.

00:23:59.598 --> 00:24:01.013
‫حتماً، بپرسین.

00:24:01.038 --> 00:24:04.563
‫خب، تماس با 911
حدود 8:01، 8:02 اومده. درسته؟

00:24:04.588 --> 00:24:07.363
‫آره، درسته. درست بعد از اینکه
‫شیفتمون که 8:00 شروع ‌شده.

00:24:07.388 --> 00:24:09.472
‫و چقدر بعد از اون ‫به صحنه رسیدین؟

00:24:09.497 --> 00:24:11.624
‫حدود پنج دقیقه. کافه نزدیکه.

00:24:11.889 --> 00:24:15.559
‫و شاید سه دقیقه دیگه طول کشید
‫تا نبضشو برگردونیم.

00:24:15.584 --> 00:24:17.941
‫ سؤال آخر. سؤال سختیه.

00:24:18.587 --> 00:24:20.755
‫یه قربانی چقدر باید بیهوش باشه

00:24:20.780 --> 00:24:23.111
‫تا مرگ مغزی‌ش ‫تضمین بشه؟

00:24:25.962 --> 00:24:28.498
‫یازده دقیقه، کم و بیش.

00:24:30.644 --> 00:24:31.641
‫ممنونم.

00:24:44.816 --> 00:24:46.979
ایوا: سلام عزیزم
.فقط دارم حالت رو می‌پرسم

00:24:47.004 --> 00:24:48.106
‫حق با تو بود.

00:24:48.855 --> 00:24:49.963
‫معلومه که حق با من بود.

00:24:49.988 --> 00:24:52.741
‫راستی، اگه به آلبوترول نیاز داری،
‫باید به فکر ذخیره کردنش باشی.

00:24:52.766 --> 00:24:54.601
‫ظاهراً مشکل سرقت دارن.

00:24:54.626 --> 00:24:56.537
‫فکر کنم مشکلی ندارم، ولی ممنون.

00:24:56.964 --> 00:24:57.965
‫سوتو کجاست؟

00:24:57.990 --> 00:25:00.416
‫تو بیمارستان موند
.تا چند تا سؤال دیگه بپرسه

00:25:00.996 --> 00:25:04.360
‫زمان حمله طوری تنظیم شده بود که
 نیتِن گولد ‫تبدیل به کامل‌ترین اهداکننده عضو بشه.

00:25:04.385 --> 00:25:06.641
‫حداقل 11 دقیقه
 قبل از رسیدن کمک ‫بیهوش بوده.

00:25:06.666 --> 00:25:08.835
‫دارم بهش فکر می‌کنم.
‫فکر کنم موضوع فراتر از این حرفاست.

00:25:08.860 --> 00:25:10.425
‫نیتِن خودش تو ماجرا بوده.

00:25:10.818 --> 00:25:13.529
‫آزمایش‌های قلب.
مطمئن می‌شده ‫قلبش سالم باشه.

00:25:13.554 --> 00:25:15.783
‫درسته. ما قبلاً می‌دونستیم
‫قصد داشته خودشو بکشه.

00:25:15.808 --> 00:25:17.696
‫نیتِن با یکی هماهنگ کرده
‫که قلبشو بهش بده.

00:25:17.721 --> 00:25:19.657
‫ولی بعداً فهمیده داره پدربزرگ می‌شه،

00:25:19.682 --> 00:25:21.976
‫و نظرش عوض شده،
‫واسه همین قاتل مجبور شده بکشتش.

00:25:22.001 --> 00:25:23.061
‫باورنکردنیه.

00:25:25.900 --> 00:25:26.948
‫همه چی مرتبه؟

00:25:27.293 --> 00:25:28.156
‫آره.

00:25:28.181 --> 00:25:30.326
‫قرار نیست اون صدای بوق
‫ماشین‌های قدیمی رو بذاری، نه؟

00:25:30.351 --> 00:25:32.102
‫تو هر پرونده بیش از یه آهنگ زنگ بامزه؟

00:25:32.127 --> 00:25:34.119
‫فکر نکنم. اون دیگه افراطه.

00:25:34.391 --> 00:25:37.311
‫منطقیه، چون به نظر میاد
‫سؤال بعدی ما این باشه:

00:25:37.336 --> 00:25:39.109
‫"قلب نیتِن گولد قراره به کی برسه؟"

00:25:39.134 --> 00:25:41.341
‫اگه اونو پیدا کنیم،
.فکر کنم قاتل رو هم پیدا می‌کنیم

00:25:46.244 --> 00:25:48.915
‫ببخشید. سلام، من با پلیس کار می‌کنم.

00:25:48.940 --> 00:25:51.159
‫دیدم دیروز با جسیکا گولد ‫صحبت می‌کردین

00:25:51.184 --> 00:25:52.892
‫در مورد اهدای عضو پدرش.

00:25:52.917 --> 00:25:54.722
‫ بله، شما رو یادمه.
‫ آره.

00:25:54.747 --> 00:25:57.041
‫تصمیم گرفته شده
که قلب نیتِن به کی برسه؟

00:25:59.182 --> 00:26:01.226
‫مـن متأسفم، نمی‌دونم.

00:26:01.830 --> 00:26:03.957
‫شما مسئول هماهنگی پیوند
‫بیمارستان نیستین؟

00:26:04.242 --> 00:26:05.552
‫عضو کمیته هم هستین، درسته؟

00:26:05.577 --> 00:26:07.152
‫آره، به شماها می‌گن "کمیته خدا".

00:26:07.177 --> 00:26:09.722
‫شما عملاً تصمیم می‌گیرین
‫کی زنده بمونه و کی بمیره.

00:26:09.747 --> 00:26:12.472
‫اگه شما نمی‌تونین به سؤالات ما
 جواب بدین، ‫پس کی می‌تونه؟

00:26:12.771 --> 00:26:13.771
...من

00:26:13.796 --> 00:26:16.157
‫منظورم این بود که همین الان
‫حاضر و آماده نمی‌دونم.

00:26:16.567 --> 00:26:19.403
‫با دفترم قرار بذارین، ‫تا براتون پیداش کنم.

00:26:19.809 --> 00:26:20.893
‫باشه؟

00:26:23.433 --> 00:26:24.559
‫موفق شدین؟

00:26:25.080 --> 00:26:27.725
‫نمی‌دونستم پرسیدن اینکه
قلب اهدا شده ‫قراره کجا بره، ترسناکه،

00:26:27.750 --> 00:26:29.420
‫ولی اون زن از جواب دادن می‌ترسید.

00:26:29.445 --> 00:26:30.934
‫با جراح پیوند هم همینطور بود.

00:26:30.959 --> 00:26:32.770
‫احساس می‌کنم اینا دارن
‫موضع دفاعی می‌گیرن.

00:26:32.795 --> 00:26:35.123
‫انگار یه نفر با نفوذ زیاد
‫داره مجبورشون می‌کنه ساکت بمونن.

00:26:35.935 --> 00:26:38.005
‫چون شاید خودشون قلب رو می‌خوان.

00:26:38.030 --> 00:26:40.342
‫یه چیزی که فهمیدم، اینه که
‫جسیکا گولد رضایت داده،

00:26:40.367 --> 00:26:42.536
‫پس نیتِن قراره
 فردا ‫از دستگاه جدا بشه.

00:26:42.561 --> 00:26:44.921
‫ اعضای بدنشو همون موقع برمی‌دارن.
‫ یعنی اگه حق با ما باشه،

00:26:44.946 --> 00:26:47.407
‫یکی داره بیمارستان رو مجبور می‌کنه
‫قلب رو بهش بده...

00:26:47.432 --> 00:26:49.257
‫خوبه اول بفهمیم کیه.

00:26:49.863 --> 00:26:50.839
‫الو.

00:26:51.745 --> 00:26:53.747
‫چـی؟ کجاست؟

00:26:55.038 --> 00:26:56.257
‫همین الان میام.

00:26:56.868 --> 00:26:58.253
‫ایوا تازه دستگیر شده.

00:27:06.157 --> 00:27:07.189
‫ااه...

00:27:10.103 --> 00:27:11.469
‫چه گندی زده شده؟

00:27:11.933 --> 00:27:13.000
‫حالت خوبه؟

00:27:13.305 --> 00:27:14.691
‫لطفاً دستبندشو باز کنین.

00:27:14.716 --> 00:27:17.729
‫نمی‌شه. صاحب ساختمون
‫موقع خرابکاری تو ملکش مچشو گرفته.

00:27:18.477 --> 00:27:19.477
،ایوا

00:27:19.834 --> 00:27:22.489
‫  این یکی از نقاشی‌های دیواری باباته.
‫ آره، می‌دونم.

00:27:24.108 --> 00:27:27.445
‫ اوه، عزیزم، خیلی متأسفم.
‫ فقط تنهام بذار، باشه؟

00:27:29.656 --> 00:27:32.050
‫باشه.
‫خب، حالا چی می‌شه؟

00:27:32.075 --> 00:27:33.201
‫می‌بریمش بازداشتگاه.

00:27:33.226 --> 00:27:35.937
‫نه، گوش کنین، نیازی به این کار نیست،
‫باشه؟

00:27:35.962 --> 00:27:38.165
‫بابای خودش اینو کشیده.
‫این یه مسئله خانوادگیه.

00:27:38.190 --> 00:27:39.509
‫خودم درستش می‌کنم.

00:27:39.534 --> 00:27:42.063
‫این رو به صاحب ملک بگین.
‫یارو می‌خواد شکایت کنه.

00:27:42.088 --> 00:27:44.631
‫اون صاحب ملکه؟
،چطوره من برم باهاش کنار بیام

00:27:44.656 --> 00:27:46.342
‫بهش اطمینان بدیم
این خانم جوان ‫برمی‌گرده،

00:27:46.367 --> 00:27:48.661
‫بعداً این گندو تمیز می‌کنه
‫و فراموش می‌کنیم این اتفاق افتاده؟

00:27:48.686 --> 00:27:50.831
‫ هیچ کاغذبازی‌ای هم برای شما نداره.
‫ متأسفم، کارآگاه.

00:27:50.856 --> 00:27:52.608
‫اگه دختره واقعاً می‌خواست
‫این کارو درست کنه،

00:27:52.633 --> 00:27:54.250
‫قبل از اینکه شما برسین فرصتشو داشت.

00:27:54.275 --> 00:27:55.352
‫یالا، پاشو.

00:27:55.377 --> 00:27:58.096
‫ نه، به دخترم دست نزن، باشه؟
‫ مورگن، آروم باش.

00:27:58.121 --> 00:27:59.725
‫آرومم! من خوبم!

00:27:59.750 --> 00:28:01.731
‫ خانم!
‫ بهم نگو خانم. باشه، آقا؟

00:28:01.756 --> 00:28:03.776
‫الان بهم نگو خانم.
‫من به این نیاز ندارم.

00:28:03.801 --> 00:28:05.511
‫چیزی که ازت می‌خوام اینه که بفهمی

00:28:05.536 --> 00:28:07.898
‫دادن سابقه کیفری ‫به یه دختر 15 ساله

00:28:07.923 --> 00:28:10.323
‫به خاطر یه کم رنگ، کاملاً احمقانه‌ست.

00:28:10.348 --> 00:28:12.767
‫می‌تونیم همه سر این موضوع توافق کنیم؟
‫آخه، فقط یه رنگه!

00:28:23.261 --> 00:28:25.737
‫ ایوا...
‫ می‌شه اینجا نگی؟

00:28:28.625 --> 00:28:29.731
‫به خاطر اونه؟

00:28:30.587 --> 00:28:33.549
‫ایوا، اون زن مشکلات خودشو
.داره که باید حلش کنه

00:28:35.874 --> 00:28:36.900
.بهت بر نخوره

00:28:37.728 --> 00:28:38.692
‫آره.

00:28:38.717 --> 00:28:40.762
‫ ممنون، جینا.
‫ خواهش می‌کنم.

00:28:45.715 --> 00:28:47.706
خودت گفتی
‫"باهاش مثل یه آدم بزرگ رفتار کن،"

00:28:49.497 --> 00:28:50.534
.‫قابلی نداشت

00:29:11.117 --> 00:29:12.118
‫سلام.

00:29:15.002 --> 00:29:16.087
‫متأسفم.

00:29:18.200 --> 00:29:20.035
‫اوه، عزیزم، بیا اینجا.

00:29:20.637 --> 00:29:21.763
‫متأسفم.

00:29:22.608 --> 00:29:23.734
‫گند زدم.

00:29:24.383 --> 00:29:28.398
‫بعضی وقتا یادم می‌ره که یه زمان درست
 برای گفتن ‫یه خبر بزرگ به یه نفر وجود داره

00:29:28.423 --> 00:29:31.883
‫و یه زمان غلط، که اینم درست
‫قبل از فرستادن تو به مدرسه بود.

00:29:34.725 --> 00:29:35.876
‫اونطور نبود.

00:29:36.873 --> 00:29:39.220
‫می‌دونم گفتم می‌خوام همه چیزو بدونم،

00:29:39.887 --> 00:29:41.059
‫ولی اشتباه کردم.

00:29:41.314 --> 00:29:43.132
‫این خیلی بدتر از ندونستنه.

00:29:43.157 --> 00:29:44.325
‫منظورت چیه؟

00:29:44.794 --> 00:29:49.319
‫بابام تمام این مدت زنده بوده
‫و یه ایالت اونورتر داشته زندگی می‌کرده.

00:29:51.396 --> 00:29:53.430
‫و با همه چیزایی که تو داشتی پیدا می‌کردی،

00:29:54.346 --> 00:29:59.310
‫من واقعاً به خودم اجازه دادم باور کنم
 اون اهمیت می‌داده، ‫که مارو ول نکرده.

00:29:59.335 --> 00:30:00.602
‫هنوزم بهش باور دارم.

00:30:00.627 --> 00:30:02.712
‫ چطور؟
‫ چون می‌دونم پدرت چجور آدمی بود،

00:30:03.084 --> 00:30:05.753
‫و ما هنوز
‫طرف داستان اونو نشنیدیم، می‌دونی؟

00:30:05.778 --> 00:30:08.945
‫شاید دلیلی هست که
‫مجبور بوده دور بمونه.

00:30:08.970 --> 00:30:10.073
‫تمام زندگیم؟

00:30:10.098 --> 00:30:13.331
‫اصلاً نمی‌تونم تو کله‌م جا بدم
‫که اون دلیل چی می‌تونه باشه،

00:30:14.168 --> 00:30:15.573
،اما تنها چیزی که می‌دونم

00:30:15.598 --> 00:30:18.017
‫اینه که اون تو رو بیشتر از
‫هر چیزی تو دنیا دوست داشت.

00:30:20.522 --> 00:30:21.523
‫باشه.

00:30:23.031 --> 00:30:25.108
‫می‌دونی،
‫من الان دارم رو یه پرونده کار می‌کنم

00:30:25.133 --> 00:30:28.416
‫که توش این پدر
‫از دخترش جدا افتاده بوده،

00:30:28.838 --> 00:30:30.881
‫و همین که برگشته سر زندگیش،

00:30:30.906 --> 00:30:33.074
‫تنها چیزی که براش مهم بوده
‫جبران کردنه.

00:30:35.774 --> 00:30:37.270
‫و همه چیز به خاطر اینه؟

00:30:38.133 --> 00:30:39.134
‫بخشی از اونه.

00:30:39.497 --> 00:30:43.228
‫من دنبال کسی هستم
‫که به پیوند قلب نیاز داره.

00:30:43.742 --> 00:30:47.996
‫کسی که به اندازه کافی قدرت داره
‫تا یه بیمارستان رو بترسونه تا بهش قلب بدن.

00:30:48.021 --> 00:30:51.144
‫پس، فکر کردم
با بزرگترین ‫اهداکنندگانشون شروع کنم.

00:30:51.450 --> 00:30:53.327
‫ این آدما.
‫ اوهوم.

00:30:53.352 --> 00:30:56.688
‫داری به لیست مشهورترین
‫اهداگنندگان لس آنجلس نگاه می‌کنی.

00:30:59.291 --> 00:31:00.292
‫این چی؟

00:31:01.424 --> 00:31:03.650
‫کارسون وود.
‫به نظر میاد یه تهیه‌کننده بزرگه.

00:31:04.683 --> 00:31:07.645
‫این عکس برای اون افتتاحیه نبوده.
‫می‌بینی کی پشت سرشه؟

00:31:08.003 --> 00:31:08.962
.آها

00:31:09.508 --> 00:31:11.958
‫اوه خدای من. ‫مامان، جدی می‌گم،
 تو توی غار زندگی می‌کنی؟

00:31:11.983 --> 00:31:13.767
‫اون یه بازیگره.
‫تو تقریباً همه‌چی بازی کرده.

00:31:14.049 --> 00:31:15.050
‫ حق با توئه.
‫ باشه.

00:31:15.075 --> 00:31:17.931
‫به هر حال، تمام این ماجرا
‫سر این لباس شروع شده.

00:31:17.956 --> 00:31:21.945
‫اون طراح رو مسخره کرد،
‫و تا هفته‌ها با هم دعوا داشتن،

00:31:21.970 --> 00:31:24.094
‫ولی این حدود یک سال پیش اتفاق افتاد.

00:31:24.119 --> 00:31:25.523
‫ واقعاً؟
‫ اوهوم.

00:31:26.442 --> 00:31:27.777
‫خب، خودتو ببین.

00:31:28.193 --> 00:31:30.905
‫فکر می‌کردی
‫هیچ شباهتی به من نداری.

00:31:30.930 --> 00:31:34.448
‫ یعنی، اولش با هم دستگیر می‌شیم...
‫ باشه، باشه.

00:31:36.369 --> 00:31:38.829
‫ می‌تونیم این آقا رو پیدا کنیم؟
‫ آره.

00:31:40.732 --> 00:31:41.733
‫بذار ببینم.

00:31:43.714 --> 00:31:44.841
‫اینه.

00:31:46.619 --> 00:31:47.730
‫اومم، قدیمیه.

00:31:48.674 --> 00:31:49.759
‫قدیمیه.

00:31:50.166 --> 00:31:52.273
‫ همه‌ی اینا قدیمین.
‫ آره. اون یکی قطعاً قدیمیه.

00:31:52.298 --> 00:31:56.260
‫خب، اگه حق با تو باشه، این آقا
‫ماه‌هاست تو انظار عمومی دیده نشده،

00:31:56.285 --> 00:31:59.465
‫ولی عکس‌های قدیمی رو
‫جوری پست می‌کنه که انگار تازه‌ان.

00:31:59.801 --> 00:32:01.898
‫ مشکوکه.
‫ شاید بیشتر از مشکوک باشه.

00:32:01.923 --> 00:32:04.384
‫شاید داره پنهون می‌کنه که ‫بیماره.

00:32:12.918 --> 00:32:14.489
‫ حال مورگن خوبه؟
‫ آره.

00:32:14.514 --> 00:32:17.394
‫دیروز مجبور شد بره مدرسه ایوا،
‫ مشکل غیبت غیرمجاز رو حل کنه.

00:32:17.419 --> 00:32:18.420
‫اینجا چه خبره؟

00:32:18.445 --> 00:32:20.842
‫درست موقعی رسیدم که
‫کارسون وود داشت می‌رفت بیرون.

00:32:20.867 --> 00:32:23.244
‫گفتم صبر کنه،
.آدماش خوششون نیومد

00:32:23.269 --> 00:32:24.938
‫پس تصمیم گرفتی راه ورودی رو ببندی.

00:32:24.963 --> 00:32:27.424
‫ اوضاع داره یه کم شکرآب می‌شه.
‫ حله، فهمیدم.

00:32:29.227 --> 00:32:30.286
‫کارسون وود.

00:32:30.311 --> 00:32:33.615
‫کارآگاهان کارادک و فورستر، پلیس لس‌آنجلس.
‫میشه چندتا سؤال ازتون بپرسیم؟

00:32:33.640 --> 00:32:36.162
‫اگه قراره از جلوی در خونه‌م
 گُم شید برید، ‫بپرسید.

00:32:36.561 --> 00:32:37.635
‫فقط سریع باشید.

00:32:37.660 --> 00:32:40.624
‫اسم نیتِن گولد به گوشتون خورده؟

00:32:41.264 --> 00:32:42.285
‫باید بخوره؟

00:32:42.310 --> 00:32:44.390
‫مقتول یه پرونده قتله که
‫ما داریم روش تحقیق می‌کنیم.

00:32:44.415 --> 00:32:45.522
‫تا حالا نشنیدم.

00:32:45.964 --> 00:32:47.758
‫راستی، نمی‌دونم نگام کردین یا نه،

00:32:47.783 --> 00:32:50.786
‫اما من همین الان دارم می‌رم
‫پیوند قلب انجام بدم.

00:32:50.811 --> 00:32:52.855
‫من وقت ندارم برم مردم رو بکشم.

00:32:53.400 --> 00:32:55.976
‫خب، حالا که به این اشاره کردین،
‫یکی از دلایلی که اینجاییم

00:32:56.001 --> 00:32:57.674
‫اینه که ببینیم شما
.خریدار یه قلب جدید نیستین، آقا

00:32:57.699 --> 00:33:00.530
‫فکر می‌کنیم آقای گولد رو کشتن
 تا قلبش ‫برای پیوند آماده شه.

00:33:00.555 --> 00:33:03.626
‫در مورد اینکه اونو کشته باشین...
.شایدم چند نفر رو برای این کار استخدام کردین

00:33:03.651 --> 00:33:04.819
‫نمی‌تونم حرفتونو رد کنم.

00:33:05.645 --> 00:33:06.743
‫هی، کارادک.

00:33:06.768 --> 00:33:09.689
‫جی‌پی‌اس برای فرودگاه تنظیم شده،
.نه سنت‌کلِیر

00:33:10.134 --> 00:33:12.873
‫آقای وود، درسته که
 به بیمارستان سنت‌کلِیر فشار آوردین

00:33:12.898 --> 00:33:14.690
‫تا شما رو صدر ‫لیست پیوندشون بذارن؟

00:33:14.715 --> 00:33:17.217
‫شاید آره. شاید نه. فرقی نمی‌کنه.

00:33:17.242 --> 00:33:19.416
‫یه قلب بهتر توی یوتا منتظرمه.

00:33:19.683 --> 00:33:22.352
‫صبر کنین، یعنی می‌گین
 شما قلب نیتِن گولد رو نمی‌خواین؟

00:33:22.377 --> 00:33:24.088
‫همونی که توی سنت‌کلِیره؟

00:33:24.113 --> 00:33:28.409
‫دکتر گفت تطابقش خوب نیست،
.مسائل فنی، به من نمی‌خوره

00:33:28.875 --> 00:33:32.629
‫ اگه کارمون اینجا تموم شده،
.ممنون می‌شم از جلوی راهم برید کنار

00:33:32.654 --> 00:33:34.406
‫"وقت" تنها چیزیه که ندارم.

00:33:38.651 --> 00:33:39.869
‫هی، اوضاع مدرسه چطور بود؟

00:33:39.894 --> 00:33:41.937
‫قانعش کردم که 30 دقیقه
‫بازداشتگاه می‌تونه

00:33:41.962 --> 00:33:44.206
‫جای تنبیه کلاسی رو بگیره،
.حالا هرچی. به خاطر اون زنگ نزدم

00:33:44.231 --> 00:33:46.971
‫از طرف سوتو پیام دارم.
.بیمارستان سنت‌کلِیر زنگ زده

00:33:46.996 --> 00:33:48.081
‫آره، آره، می‌دونیم.

00:33:48.106 --> 00:33:50.316
‫کارسون وود اصلاً
‫قلب نیتِن رو نمی‌خواسته.

00:33:50.341 --> 00:33:51.994
.‫حدس می‌زنم برگشته توی سامانه

00:33:52.019 --> 00:33:54.468
‫باید برمی‌گشت، ولی دزدیده شده.

00:33:54.493 --> 00:33:57.417
‫ آخه قلبو چجوری می‌دزدن؟
‫ ما هم می‌خوایم همینو می‌فهمیم.

00:33:57.442 --> 00:33:59.617
‫بیمارستان میگه همه چیز موقع
‫خارج کردن عضو عادی بوده.

00:33:59.642 --> 00:34:01.756
‫قلب رو از بدن نیتِن خارج کردن،
.برای انتقال بسته‌بندی شده

00:34:01.781 --> 00:34:03.416
‫ قرار بوده
قلب ‫رو ببرن یه بیمارستان دیگه.

00:34:03.441 --> 00:34:05.243
‫ولی همون لحظه دیگه کلاً
‫ردش گم می‌شه.

00:34:05.268 --> 00:34:07.807
یکی که از روال کار خبر داشته
،همین‌که می‌خواستن از ساختمون ببرنش بیرون

00:34:07.832 --> 00:34:08.950
.‫جلوی قلب رو می‌گیره

00:34:08.975 --> 00:34:11.120
‫تا الان که چیزی توی
‫دوربین‌های بیمارستان پیدا نکردیم،

00:34:11.145 --> 00:34:12.342
‫ولی همچنان داریم می‌گردیم.

00:34:12.367 --> 00:34:15.995
‫ بین درآوردن قلب ‫و پیوندش
به یه نفر دیگه چقدر وقت هست؟

00:34:16.020 --> 00:34:19.189
‫بیمارستان می‌گه نهایت 6 ساعت،
‫که 2 ساعتش پریده.

00:34:19.214 --> 00:34:21.134
‫پس همین‌قدر وقت داریم.

00:34:22.003 --> 00:34:25.298
‫یکی که برای این قاتل خیلی مهمه،
‫الان داره عمل پیوند قلب انجام می‌ده،

00:34:25.323 --> 00:34:27.534
‫معنیش اینه که
بهترین شانسِ ‫ما برای پیدا کردن قاتل،

00:34:27.559 --> 00:34:29.895
‫همون وقتیه که اون آدم
‫توی تخت بیمارستانه.

00:34:29.920 --> 00:34:32.618
‫بعد اینکه حال مریض خوب شد،
‫طرف ما می‌تونه فرار کنه.

00:34:32.643 --> 00:34:36.359
‫حالا، دیروز احساس کردم مسئول هماهنگی
.پیوند داره یه چیزایی رو پنهون می‌کنه

00:34:36.384 --> 00:34:38.591
برای یه صحبت دوستانه
.دوباره بیارینش اینجا

00:34:38.616 --> 00:34:41.873
‫حالا که فشار وود برداشته شده،
‫شاید بیشتر دهن باز کنه.

00:34:43.915 --> 00:34:45.875
‫کم‌کم حس می‌کنم باید ‫یه وکیل بگیرم.

00:34:45.900 --> 00:34:47.428
‫اوه، حتماً می‌تونی این کارو بکنی،

00:34:47.453 --> 00:34:49.786
‫چون می‌تونیم به جرم
‫اخلال در تحقیقات متهمت کنیم.

00:34:49.811 --> 00:34:52.289
‫شاید شغلت رو از دست بدی،
‫پس گرفتن وکیل کار عاقلانه‌ایه.

00:34:52.314 --> 00:34:55.583
‫ولی حقیقت اینه که،
‫ما قصد نداریم دنبال تو بیفتیم.

00:34:55.956 --> 00:34:58.972
‫ما باید قاتل نیتِن گولد رو پیدا کنیم،
‫همین حالا.

00:34:58.997 --> 00:35:02.347
‫اگه کمکمون کنی، تمایل داریم
‫نقشت تو این قضیه رو کلاً فراموش کنیم.

00:35:02.372 --> 00:35:03.749
‫نقش من تو این قضیه؟

00:35:04.682 --> 00:35:06.714
‫من چاره‌ای نداشتم.

00:35:07.101 --> 00:35:09.739
‫اگه برای آقای وود قلب پیدا نمی‌کردیم،

00:35:09.972 --> 00:35:12.505
‫میلیون‌ها دلار از بودجه رو قطع می‌کرد.

00:35:13.073 --> 00:35:16.406
‫این پولیه که ما باهاش
‫جون کلی آدم رو نجات می‌دیم.

00:35:16.431 --> 00:35:18.227
‫ما اینجا نیستیم که قضاوت کنیم.

00:35:22.186 --> 00:35:23.180
‫باشه.

00:35:23.205 --> 00:35:25.059
‫ما دلیل داریم
 که فکر کنیم یه زمانی

00:35:25.084 --> 00:35:27.545
‫نیتِن گولد ‫و قاتلش
.با هم همکاری می‌کردن

00:35:27.570 --> 00:35:30.824
‫فرض کنیم کارسون وود هیچ‌وقت
دخالت نمی‌کرد، ‫اونوقت قلب به کی می‌رسید؟

00:35:30.849 --> 00:35:35.145
‫نیتِن گولد یه "اهدای مستقیم"
‫تعیین کرده بود.

00:35:35.170 --> 00:35:37.909
‫اسمی از کسی که می‌خواست
 قلبش ‫به اون برسه رو برده بود.

00:35:37.934 --> 00:35:42.189
‫و وقتی آقای وود بهمون فشار آورد
‫که براش یه قلب پیدا کنیم،

00:35:43.171 --> 00:35:47.894
‫من و کمیته،
‫اهدای مستقیم آقای گولد رو باطل کردیم.

00:35:49.043 --> 00:35:53.089
‫ اسم کی تو اون اهدای مستقیم بود؟
‫ نمی‌دونم.

00:35:53.840 --> 00:35:56.509
‫هر چی مدرک تو سیستم بیمارستان بود
‫حذف کردم.

00:35:56.534 --> 00:36:00.580
‫اسم گیرنده‌ی اصلی رو پاک کردی،
‫و حتی یادت نیست کی بوده؟

00:36:00.605 --> 00:36:02.273
‫مسئله این نیست که یادم نیست.

00:36:03.376 --> 00:36:04.574
‫من اصلاً نگاهش هم نکردم.

00:36:05.321 --> 00:36:09.142
‫اون آدم کسیه که
 نمی‌خوام ‫اصلاً بهش فکر کنم.

00:36:11.397 --> 00:36:14.533
‫خب، پس اسم اون هنوز
‫تو لیست پیوند هست، درسته؟

00:36:16.361 --> 00:36:17.362
‫آره.

00:36:18.542 --> 00:36:20.728
‫این همون اطلاعاتیه که از
‫مسئول هماهنگی پیوند گرفتیم؟

00:36:20.753 --> 00:36:21.963
‫ پایگاه داده‌ی یونوس؟
‫ بله.

00:36:21.988 --> 00:36:24.768
‫این لیست همه‌ی کساییه که
 تو جنوب غربی ‫ایالات متحده منتظر قلبن.

00:36:24.793 --> 00:36:27.546
‫خوبه، چون اون قلب فقط
‫حدود 2 ساعت دیگه قابل استفاده‌س.

00:36:27.571 --> 00:36:28.947
‫چجوری می‌خوایم محدودش کنیم؟

00:36:41.317 --> 00:36:44.120
‫نچ، نچ، نه. اوکی.

00:36:45.257 --> 00:36:48.888
،‫این یکی، این یکی، و این یکی

00:36:48.913 --> 00:36:51.104
همه‌شون ‫دورن
.و قلب به‌موقع بهشون نمی‌رسه

00:36:51.917 --> 00:36:54.956
‫اینا هم گروه خونی‌شون اشتباهه.

00:36:55.871 --> 00:36:59.416
‫و از اونجایی که یه عامل کلیدی
 تو تطابق ‫قلب، اندازه‌ی بدن گیرنده‌س.

00:36:59.441 --> 00:37:02.444
‫تو حذف، تو حذف،
‫تو هم که رسماً حذف.

00:37:03.494 --> 00:37:04.692
‫ اینم از این.

00:37:05.259 --> 00:37:06.342
‫ عالی بود، مورگن.

00:37:06.367 --> 00:37:08.137
‫می‌تونیم با تک‌تک
‫این بیمارستان‌ها تماس بگیریم...

00:37:08.162 --> 00:37:09.331
‫نه، لازم نیست.

00:37:10.407 --> 00:37:12.826
‫باید سریع یه چیزی رو چک کنم،
‫ولی اگه درست بگم،

00:37:13.597 --> 00:37:15.197
‫می‌دونم قاتل رو کجا پیدا کنیم.

00:37:20.432 --> 00:37:24.912
‫رزمری کَفِری، 70 ساله در بیمارستان
‫ایتون جنرال، مرحله‌ی نهایی نارسایی قلبی.

00:37:24.937 --> 00:37:27.191
‫ اون کسیه که قلب رو می‌گیره.
‫ از کجا فهمیدی؟

00:37:27.216 --> 00:37:30.941
‫چون تنها کسی بود که ‫تو پرونده‌ش
.نوشته بود آلبوترول مصرف می‌کنه

00:37:32.236 --> 00:37:35.173
‫آره، امدادگرا گفتن مردم دارن
‫آلبوترول می‌دزدن چون کمبود دارو هست.

00:37:35.198 --> 00:37:37.033
‫شک ندارم که
‫کمبود دارو وجود داشته،

00:37:37.058 --> 00:37:41.479
‫اما مردم آلبوترول نمی‌دزدیدن، یکی از
‫امدادگراها برای مادرش می‌دزدیده.

00:37:41.504 --> 00:37:43.589
‫ همون بود که می‌خواستی چک کنی.
‫ دقیقاً.

00:37:43.614 --> 00:37:46.033
‫"کَفِری" فامیل شوهر دوم رزمری بوده.

00:37:46.058 --> 00:37:50.843
‫شوهر اولش "بیشاپ" بوده، دقیقاً مثل
‫یکی از امدادگرهامون، کریستوفر بیشاپ.

00:37:50.868 --> 00:37:52.370
‫اون پسر رزمریه.

00:37:53.558 --> 00:37:56.412
‫کریستوفر و نیتِن به خاطر
‫جراحات نیتِن همدیگه رو می‌شناختن.

00:37:56.437 --> 00:37:58.456
‫احتمالاً مشکلاتشون رو
‫با هم در میون گذاشته بودن.

00:37:58.481 --> 00:38:00.442
‫پس وقتی نیتِن تصمیم می‌گیره
،به زندگی‌ش خاتمه بده

00:38:00.467 --> 00:38:02.603
‫پیشنهاد می‌کنه قلبش رو
‫به مادر کریستوفر بده.

00:38:02.628 --> 00:38:04.213
‫ولی بعدش نیتِن نظرش عوض می‌شه.

00:38:04.238 --> 00:38:06.824
‫خب کریستوفر مجبور شده
‫خودش آستین بالا بزنه.

00:38:07.421 --> 00:38:09.417
‫اون میزای به‌هم‌ریخته رو
درست کرد تا مطمئن شه

00:38:09.442 --> 00:38:11.695
‫نیتِن دقیقاً جایی بشینه
...که اون می‌خواسته

00:38:13.698 --> 00:38:15.818
‫و بعد جسدش رو
‫کشیده تو کوچه پشتی.

00:38:23.559 --> 00:38:26.144
‫و یه آلارم تنظیم کرده
 تا مطمئن شه ‫یه نفر دقیقاً سر وقت

00:38:26.169 --> 00:38:27.629
‫نیتِن رو پیدا می‌کنه.

00:38:32.530 --> 00:38:34.020
‫این قضیه، مکان و زمان رو هم توضیح می‌ده.

00:38:34.045 --> 00:38:36.383
‫نزدیک به ایستگاه آتش‌نشانی کریستوفر،
‫که بتونه بیاد سر شیفتش

00:38:36.408 --> 00:38:38.414
‫قبل از این که تماس گرفته شه
،و یه بهونه جور کنه

00:38:38.439 --> 00:38:41.608
‫و مطمئن شه که خودش ‫همون امدادگریه
.که داره به اون تماس رسیدگی می‌کنه

00:38:41.633 --> 00:38:43.606
‫همه‌ی این کارا رو کرده
.تا مادرِ در حال مرگش رو نجات بده

00:38:44.617 --> 00:38:47.004
‫باشه، ‫به واحد گشت می‌گم
جلو کریستوفر رو بگیرن

00:38:47.029 --> 00:38:48.611
‫و به بیمارستان
.ایتون جنرال هم خبر می‌دم

00:38:49.979 --> 00:38:51.979
‫قراره نذاریم اون قلب رو بگیره، نه؟

00:39:06.008 --> 00:39:09.308
‫اصلاً خبر نداشتم. به خدا قسم.

00:39:09.604 --> 00:39:13.691
‫فقط بهم گفتن یه قلب
‫آماده شده و موجوده.

00:39:15.238 --> 00:39:17.532
‫اون می‌دونه شما خبر دارین؟

00:39:17.557 --> 00:39:21.274
‫قلب رو با مدارک آورد
‫و گفت واسه شماست، بعدم رفت.

00:39:21.299 --> 00:39:24.404
‫سند اهدای مستقیم آقای گولد
‫هم هنوز اینجا ثبت بود.

00:39:24.429 --> 00:39:26.739
‫ما به عنوان نزدیک‌ترین فرد،
‫به کریستوفر پیام دادیم

00:39:26.764 --> 00:39:29.142
‫و گفتیم که باید برگرده، اونم برگشت.

00:39:29.765 --> 00:39:31.141
‫الان بازداشتش کردیم.

00:39:32.255 --> 00:39:34.465
‫می‌ره زندان، مگه نه؟

00:39:35.139 --> 00:39:36.140
‫امم...

00:39:36.639 --> 00:39:38.527
‫بهم اجازه می‌دین ببینمش؟

00:39:40.322 --> 00:39:41.406
‫خواهش می‌کنم.

00:39:47.751 --> 00:39:49.294
‫به مأمورهام می‌گم بیارنش تو.

00:39:49.319 --> 00:39:50.445
‫ممنونم.

00:39:51.305 --> 00:39:54.266
‫البته، دوباره توی لیست
‫انتظار قلب قرار می‌گیرید.

00:39:55.347 --> 00:39:56.473
‫واقعاً...

00:39:57.003 --> 00:39:59.214
‫دیگه قلب برام مهم نیست.

00:40:06.762 --> 00:40:08.389
‫اوه، خدای من.

00:40:10.672 --> 00:40:11.926
‫پسر شیرینم.

00:40:13.934 --> 00:40:15.089
‫سلام مامان.

00:40:15.539 --> 00:40:17.985
‫سلام عزیزم. هی، بیا اینجا.

00:40:18.823 --> 00:40:19.990
‫ببخشید.

00:40:21.397 --> 00:40:23.617
‫خیلی متأسفم. خیلی متأسفم.

00:40:23.868 --> 00:40:26.188
‫ خیلی دوسِت دارم.
‫ منم دوسِت دارم.

00:40:26.972 --> 00:40:29.099
‫سعی کردم. تلاش کردم.

00:40:44.229 --> 00:40:47.877
‫کارِ بازپرس‌های پلیس باهاش تموم شد.
‫فکر کنم پدرت می‌خواسته اینو بده به تو.

00:40:53.366 --> 00:40:55.756
‫راستش، قبلاً یکی دقیقاً
.مثل همینو بهم داده بود

00:40:57.324 --> 00:40:59.284
‫فکر کنم می‌خواسته
.اینو بده به اون خانم

00:41:03.829 --> 00:41:05.024
‫یه سؤال بپرسم؟

00:41:06.460 --> 00:41:09.338
‫پدرت تمام عمرت غایب بوده،
‫ولی تو دوباره راهش دادی تو زندگیت.

00:41:10.338 --> 00:41:11.373
‫چطور این کارو کردی؟

00:41:14.656 --> 00:41:16.575
‫فکر کنم مادرم اینجوری بارم آورده.

00:41:19.912 --> 00:41:20.913
‫مواظب خودت باش.

00:41:32.856 --> 00:41:36.568
‫آنجلا لی، 17 ساله، نقص مادرزادی.

00:41:36.593 --> 00:41:39.198
‫وضعیتش بدتر و بدتر شده.
‫دکترا دیگه نتونستن بهترش کنن.

00:41:42.779 --> 00:41:44.072
‫اون قلب رو گرفته.

00:41:49.764 --> 00:41:50.765
‫ممنونم.

00:41:52.209 --> 00:41:53.509
‫فردا می‌بینمت، گیلوری.

00:42:09.942 --> 00:42:29.942
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.