﻿WEBVTT

00:00:12.355 --> 00:00:13.287
‫« آنچه گذشت »

00:00:13.292 --> 00:00:14.582
‫ممنون نیویورک.

00:00:14.583 --> 00:00:17.166
‫خیلی افتخار می‌کنم که امشب به عنوان
‫شهردار دارم باهاتون حرف می‌زنم.

00:00:17.167 --> 00:00:21.749
‫مقاومت ونسا در برابر شرکت تو این داستان داره به
‫شما ضربه می‌زنه، اونم پیش رأی‌دهنده‌های سنتی‌تر.

00:00:21.750 --> 00:00:24.957
‫من و همسرم، ما کارهایی
‫داریم که باید انجام بدیم.

00:00:24.958 --> 00:00:29.291
‫دکتر گلن، اجازه بدید شهردار
‫و خانم فیسک رو معرفی کنم.

00:00:29.292 --> 00:00:31.624
‫هکتور آیالا؟ میدونی،
‫میگن تو یه پلیس رو کشتی؟

00:00:31.625 --> 00:00:33.624
‫ببین، من هلش ندادم، قسم میخورم.

00:00:33.625 --> 00:00:35.041
‫من هنوز میخوام وکیلت باشم.

00:00:35.042 --> 00:00:36.707
‫هکتور... دیگه اون مردی
‫نیست که باهاش ازدواج کردم.

00:00:36.708 --> 00:00:37.791
‫ببر سفید؟

00:00:37.792 --> 00:00:38.874
‫فراموش کردی بهم بگی

00:00:38.875 --> 00:00:41.749
‫- که شب‌ها نقاب میزنی و قهرمان بازی درمیاری؟
‫- یکی باید از خیابون‌ها محافظت کنه.

00:00:41.750 --> 00:00:44.457
‫میخوام شاهدی رو که هکتور
‫توی سکو نجات داد پیدا کنی.

00:00:45.291 --> 00:00:47.749
‫نیکی. تو تنها کسی هستی که بین

00:00:47.750 --> 00:00:49.291
‫هکتور و حبس ابد پشت سر هم ایستادی.

00:00:49.292 --> 00:00:50.582
‫کجاست؟

00:00:50.583 --> 00:00:52.167
‫متأسفانه، دیگه اینجا نیست.

00:00:53.750 --> 00:00:54.916
‫نمیخوای این کارو بکنی.

00:01:07.667 --> 00:01:08.667
‫ممنون.

00:01:14.542 --> 00:01:16.667
‫برات غذا آوردن؟

00:01:18.667 --> 00:01:19.667
‫نه.

00:01:29.583 --> 00:01:32.583
‫لوکیو یه ساحله نزدیک جایی
‫که من تو پورتوریکو بزرگ شدم.

00:01:33.667 --> 00:01:36.082
‫به نظر من، قشنگ‌ترین جای دنیاست.

00:01:36.083 --> 00:01:41.292
‫شن‌های سفید، درخت‌های نخل، و کوکی‌ها.

00:01:42.250 --> 00:01:43.812
‫یه نوع قورباغه درختی کوچیکه.

00:01:44.417 --> 00:01:46.832
‫قور قور نمیکنه. اسم خودش رو میخونه.

00:01:52.958 --> 00:01:56.291
‫میخندم چون توریست‌ها، مرد،

00:01:56.292 --> 00:01:59.452
‫فکر میکنن پر سر و صدا و آزاردهنده‌ست،

00:02:00.083 --> 00:02:03.624
‫ولی برای ما بوریکواها،
‫مرد، یه صدای جادوییه.

00:02:05.708 --> 00:02:10.250
‫و کوکی، تا آخر عمرش یه جفت
‫داره، درسته؟ پس، هر غروب...

00:02:13.583 --> 00:02:18.583
‫هزاران تا از این قورباغه‌ها شروع
‫میکنن به صدا زدن تنها عشق زندگیشون.

00:02:22.833 --> 00:02:24.290
‫این موسیقی جزیره‌ست.

00:02:26.875 --> 00:02:30.023
‫تو دوباره اون ساحل رو
‫میبینی، هکتور. قول میدم.

00:02:30.708 --> 00:02:33.125
‫و دوباره به خانواده‌ت ملحق میشی.

00:02:36.934 --> 00:02:48.134
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:04:02.373 --> 00:04:09.389
‫« دردویل: تولدی دوباره »
‫« قسمت سوم »

00:04:42.292 --> 00:04:43.292
‫هی، چه خبره؟

00:04:46.042 --> 00:04:49.041
‫آروم باش. این یه کار راحته.

00:04:49.042 --> 00:04:50.542
‫هیچکس قهرمان بازی درنمیاره.

00:04:57.874 --> 00:04:59.958
‫عصر بخیر، آقایون.

00:05:00.042 --> 00:05:02.623
‫اوه! هوا سرده، نه؟

00:05:04.125 --> 00:05:07.416
‫میتونم زحمت بدم سوییچ این
‫ماشین خوشگل رو بهم بدید؟

00:05:07.417 --> 00:05:09.332
‫- بفرمایید.
‫- خیلی ممنون.

00:05:09.333 --> 00:05:13.540
‫و، کیف پولاتون هم،
‫حالا که دستتون اومده.

00:05:17.958 --> 00:05:19.333
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.

00:05:22.958 --> 00:05:24.166
‫تو هم همینطور، سوزان.

00:05:24.167 --> 00:05:25.957
‫میدونی این کامیون مال کیه؟

00:05:28.125 --> 00:05:29.500
‫خیلی سرسختی، آره؟

00:05:30.116 --> 00:05:31.324
‫آره.

00:05:33.315 --> 00:05:35.131
‫احمق کوچولوی بیچاره.

00:05:45.333 --> 00:05:48.749
‫پشت سرم رو نگاه میکنم، ولی
‫من تو شهر بزرگ شدم. نمیترسم،

00:05:48.750 --> 00:05:50.874
‫ولی اگه کسی به حریم خصوصیم تجاوز کنه،

00:05:50.875 --> 00:05:55.291
‫هیچ مشکلی ندارم که اسلحه‌م
‫رو بذارم رو سرش. همین.

00:05:55.292 --> 00:05:57.791
‫ شب‌های طولانی و تاریکی داریم اینجا، مرد.

00:05:57.792 --> 00:06:01.291
‫خوب علیه بد، بد علیه بد، خوب علیه خوب.

00:06:01.292 --> 00:06:03.957
‫نیویورک دووم میاره؟ نمیدونم.

00:06:03.958 --> 00:06:06.500
‫از من جواب میخوای؟ من ندارم، متأسفم.

00:06:27.792 --> 00:06:31.708
‫شنیدم سه‌لتی فروید بیکن
‫قراره دوباره حراج بشه.

00:06:34.125 --> 00:06:35.250
‫اون زرده.

00:06:37.583 --> 00:06:38.833
‫یادته.

00:06:40.083 --> 00:06:41.125
‫یادمه.

00:06:42.792 --> 00:06:46.203
‫میتونم دویست میلیون رو از
‫طریق اون فروش پولشویی کنم.

00:06:46.708 --> 00:06:50.541
‫میدونم که اینکه فقط
‫بشینی کنار دردناکه،

00:06:50.542 --> 00:06:53.833
‫ولی من دنبال اهداف بزرگتری هستم.

00:06:56.125 --> 00:06:57.169
‫مثلاً؟

00:06:58.208 --> 00:07:00.416
‫ببخشید که مزاحم شدم، قربان،

00:07:00.417 --> 00:07:04.416
‫ولی خواسته بودید در مورد هر اتفاقی که
‫نزدیک بندر رد هوک میفته بهتون خبر بدم.

00:07:04.417 --> 00:07:05.541
‫- بله.
‫- آره.

00:07:05.542 --> 00:07:08.916
‫دیشب، یه قتل دوگانه اتفاق
‫افتاد کمتر از یک کیلومتر از بندر.

00:07:08.917 --> 00:07:11.624
‫ظاهراً یه دزدی ماشین که بد پیش رفته.

00:07:11.625 --> 00:07:15.499
‫واقعاً کمکی نمیکنه که اونجا
‫رو به عنوان یه مقصد بفروشیم.

00:07:15.500 --> 00:07:18.333
‫باید تماس‌های لازم رو بگیریم...

00:07:19.208 --> 00:07:23.625
‫و رئیس گالو رو تشویقش کنیم
‫که اولویتش رو روی این بذاره.

00:07:25.875 --> 00:07:27.369
‫آره، میتونیم سعی کنیم.

00:07:32.083 --> 00:07:35.874
‫اونا بدرفتاری میکنن چون
‫کسی بالای سر میز نیست.

00:07:35.875 --> 00:07:41.100
‫بدون حضور تو یا من
‫اونجا، به جون هم میفتن.

00:07:42.042 --> 00:07:43.417
‫اونا موش هستن.

00:07:44.583 --> 00:07:48.374
‫موش‌های ته بشکه. بذار همدیگه رو بکشن.

00:07:48.375 --> 00:07:51.582
‫ و وقتی کارشون با هم تموم شد،

00:07:51.583 --> 00:07:54.460
‫هر کی که زنده موند میاد سراغ تو.

00:07:58.542 --> 00:08:04.875
‫اون دنیا، اون جور خشونت،
‫دشمنی‌های خونی بی‌اهمیت...

00:08:09.116 --> 00:08:10.448
‫هیچ کدومش به ما مربوط نیست.

00:08:53.042 --> 00:08:55.750
‫آره، باشه. الان میام اونجا.

00:09:01.833 --> 00:09:04.124
‫میدونی که تو خونه نیازی به
‫این عینک‌ها نداری، درسته؟

00:09:04.125 --> 00:09:06.374
‫ببخشید، با من بودید؟

00:09:06.375 --> 00:09:07.500
‫کی اونجاست؟

00:09:10.417 --> 00:09:12.877
‫پس، تو یه وکیل نابینایی
‫که میتونه مبارزه کنه.

00:09:15.167 --> 00:09:16.721
‫افسر پاول.

00:09:19.708 --> 00:09:22.207
‫میدونی، مرداک، شرط میبندم
‫قاضی کوپر علاقه‌مند باشه بشنوه

00:09:22.208 --> 00:09:24.332
‫که تو داری تو تحقیقات پلیس دخالت میکنی.

00:09:24.333 --> 00:09:25.832
‫فکر کنم منظورت اخاذیه.

00:09:25.833 --> 00:09:29.167
‫دقیقاً اخلاقی به نظر نمیرسه. شرط
‫میبندم تو رو از پرونده بندازه بیرون.

00:09:29.958 --> 00:09:31.541
‫خب، حداقل من زندان نمیرم.

00:09:31.542 --> 00:09:33.374
‫دستکاری شاهد جرم جدیه.

00:09:33.375 --> 00:09:36.333
‫حالا، شاید شانس بیاری، و دادستان
‫فقط یه بزه کوچیک بهت انتساب بده...

00:09:37.025 --> 00:09:38.025
‫ولی شک دارم.

00:09:41.292 --> 00:09:42.875
‫تو دادگاه میبینمت، افسر.

00:10:04.208 --> 00:10:08.042
‫فکر کنم مفهوم خونه امن
‫رو اشتباه متوجه شدی.

00:10:08.417 --> 00:10:10.249
‫احتمالاً زیر نظرمون دارن.

00:10:10.250 --> 00:10:12.333
‫میگه آرومش میکنه یا یه همچین چیزی.

00:10:13.375 --> 00:10:14.625
‫این واسه همینه.

00:10:15.250 --> 00:10:19.833
‫هی! چری کولا، برگشتی، مرد. بالاخره.

00:10:22.542 --> 00:10:25.832
‫همینه؟ بابا بیخیال.

00:10:25.833 --> 00:10:29.041
‫اولاً، این یه مهمونی
‫نیست. من رفیقت نیستم.

00:10:29.042 --> 00:10:32.207
‫و این فقط برای اینه که بتونم تو رو
‫بدون عرق و بالا آوردن ببرم پای شهادت.

00:10:32.208 --> 00:10:35.250
‫آروم باش. هواتو دارم. هی.

00:10:42.125 --> 00:10:45.874
‫چند وقته که با پلیس
‫نیویورک هستید، افسر پاول؟

00:10:45.875 --> 00:10:47.208
‫کمی بیشتر از 15 سال.

00:10:47.958 --> 00:10:49.166
‫ و تو این 15 سال،

00:10:49.167 --> 00:10:52.749
‫چند تا تقدیرنامه برای
‫عملکرد عالی دریافت کردید؟

00:10:52.750 --> 00:10:56.042
‫ سه تا. یکی برای درستکاری
‫و دو تا برای خدمت به جامعه.

00:10:56.792 --> 00:11:00.541
‫میشه گفت برای افسری
‫با سابقه شما غیرعادی بود

00:11:00.542 --> 00:11:02.207
‫که شب سال نو کار کنید؟

00:11:02.208 --> 00:11:04.124
‫ خب، من داوطلب شدم.

00:11:04.125 --> 00:11:07.832
‫خیلی از بچه‌های پاسگاه ما
‫خانواده دارن، میدونید، بچه دارن،

00:11:07.833 --> 00:11:10.249
‫و بچه‌های من بزرگ
‫شدن. مال کل هم همینطور.

00:11:10.250 --> 00:11:13.582
‫کل، افسر شاناهان، همکارتون؟

00:11:13.583 --> 00:11:16.457
‫آره. ما رو فرستادن واشنگتن هایتس،

00:11:16.458 --> 00:11:19.207
‫و خیلی از بچه‌ها رو فرستادن
‫تایمز اسکوئر برای مراسم توپ.

00:11:19.208 --> 00:11:23.082
‫شما و افسر شاناهان اون
‫شب خیلی درگیری داشتید؟

00:11:23.083 --> 00:11:25.041
‫ ما هیچ درگیری نداشتیم

00:11:25.042 --> 00:11:27.541
‫تا اینکه رسیدیم به سکوی 168ام.

00:11:27.542 --> 00:11:29.583
‫ اونجا چه اتفاقی افتاد؟

00:11:30.375 --> 00:11:32.832
‫خب، ما داشتیم یه گشت
‫معمولی رو تموم می‌کردیم.

00:11:32.833 --> 00:11:34.875
‫میدونید، اونجا مثل شهر ارواح بود،

00:11:35.000 --> 00:11:37.582
‫و... متهم، یهو از هیچ‌جا پیداش شد.

00:11:37.583 --> 00:11:40.291
‫یه نگاه وحشی تو چشماش بود،
‫و وقتی به اندازه کافی پلیس باشی،

00:11:40.292 --> 00:11:43.291
‫میفهمی اون نگاه چه معنی میده،
‫و شروع کرد به دویدن به سمت ما.

00:11:45.417 --> 00:11:47.499
‫به متهم گفتید وایسه؟

00:11:48.708 --> 00:11:50.042
‫بله، چندین بار.

00:11:52.375 --> 00:11:53.667
‫واکنش نشون نده، هکتور.

00:11:55.708 --> 00:11:57.499
‫داد زدیم و نشان‌هامون رو نشون دادیم،

00:11:57.500 --> 00:12:00.082
‫ولی اون همینطور میومد جلو.
‫شروع کرد به کتک زدن ما، و بعد...

00:12:00.083 --> 00:12:02.375
‫حس کردم کل اونو از روی من کشید.

00:12:03.125 --> 00:12:06.500
‫بعدش یهو دیدم یارو کل رو
‫گرفت و هلش داد جلوی قطار.

00:12:09.167 --> 00:12:10.167
‫انگار هیچی نبود.

00:12:10.917 --> 00:12:12.082
‫ انگار هیچی نبود؟

00:12:12.083 --> 00:12:13.666
‫اعتراض. هدایت شاهد.

00:12:13.667 --> 00:12:15.583
‫پذیرفته شد.

00:12:18.042 --> 00:12:22.042
‫افسر پاول، میدونم این چقدر برات سخته.

00:12:22.708 --> 00:12:25.833
‫من و کل شاناهان، هشت سال همکار بودیم.

00:12:26.625 --> 00:12:30.082
‫میدونید، این یعنی هشت
‫سال آبجو خوردن و بچه‌داری،

00:12:30.083 --> 00:12:32.416
‫و فقط حرف زدن از
‫اینکه نیکس چقدر افتضاحه.

00:12:34.542 --> 00:12:36.792
‫کل شاناهان بهترین دوستم بود.

00:12:38.167 --> 00:12:39.667
‫و حالا همه اینا تموم شده.

00:12:41.750 --> 00:12:43.207
‫ سوال دیگه‌ای ندارم.

00:12:49.958 --> 00:12:51.417
‫افسر پاول، صبح بخیر، ام...

00:12:52.000 --> 00:12:53.499
‫بهم گفتن چشمتون کبود شده.

00:12:53.500 --> 00:12:55.916
‫- امیدوارم همه چیز خوب باشه.
‫- آره، نگران نباش.

00:12:55.917 --> 00:12:58.041
‫میدونید، تو بوکس یه چیزی میگن.

00:12:58.042 --> 00:13:00.416
‫بهترین درمان برای چشم
‫کبود دست‌های سریعه.

00:13:00.417 --> 00:13:01.832
‫- اعتراض.
‫- پذیرفته شد.

00:13:01.833 --> 00:13:03.624
‫بس کنید، آقای مرداک.

00:13:03.625 --> 00:13:06.166
‫افسر پاول، فقط میخوام مطمئن
‫شم یه چیزی رو درست فهمیدم.

00:13:06.167 --> 00:13:08.874
‫شما شهادت دادید که قبل از
‫اینکه موکل من به ایستگاه برسه،

00:13:08.875 --> 00:13:10.292
‫اونجا مثل شهر ارواح بود.

00:13:11.167 --> 00:13:12.166
‫آره.

00:13:12.167 --> 00:13:14.874
‫یعنی شما و همکارتون تنها روی سکو بودید.

00:13:14.875 --> 00:13:16.124
‫ بله.

00:13:16.125 --> 00:13:17.749
‫خب، زبان گاهی اوقات عجیب میشه

00:13:17.750 --> 00:13:19.832
‫پس فقط میخوام مطمئن شم
‫داریم یه چیز رو میگیم اینجا.

00:13:19.833 --> 00:13:22.749
‫منظورتون از «تنها»، اینه که فقط
‫شما دو نفر بودید، هیچکس دیگه؟

00:13:22.750 --> 00:13:25.457
‫- درسته.
‫- هیچ مسافری منتظر قطار نبود؟

00:13:25.807 --> 00:13:26.974
‫نه.

00:13:27.833 --> 00:13:29.833
‫هیچ نوازنده خیابونی‌ای گیتار نمیزد؟

00:13:30.708 --> 00:13:33.207
‫- نه.
‫- باشه. پس شما تنها بودید.

00:13:33.208 --> 00:13:34.500
‫نه نوازنده خیابونی نه مسافر.

00:13:35.458 --> 00:13:38.416
‫که یعنی قطعاً هیچ خبرچین محرمانه‌ای هم

00:13:38.417 --> 00:13:39.874
‫- نبود که شما بزنیدش.
‫- اعتراض!

00:13:39.875 --> 00:13:42.499
‫امیدوارم پایه و اساس محکمی
‫برای این داشته باشید، آقای مرداک.

00:13:42.500 --> 00:13:43.666
‫بله، دارم، عالیجناب.

00:13:43.667 --> 00:13:45.707
‫افسار کوتاه، اگه منظورمو میفهمید.

00:13:45.708 --> 00:13:50.152
‫افسر پاول، بیایید اینطوری امتحان کنیم. تا
‫حالا با مردی به اسم نیکی تورس آشنا شدید؟

00:13:54.833 --> 00:13:56.124
‫هرگز اسمشو نشنیدم.

00:13:56.125 --> 00:13:59.832
‫عجیبه، چون تا جایی که من میدونم،
‫نیکی تورس یه خبرچین محرمانه‌ست

00:13:59.833 --> 00:14:01.207
‫که قبلاً با پلیس نیویورک کار میکرده.

00:14:01.208 --> 00:14:04.500
‫در واقع، قبلاً مستقیماً با شما
‫و افسر شاناهان کار می‌کرده.

00:14:06.917 --> 00:14:09.457
‫افسر پاول، آیا شما و افسر شاناهان

00:14:09.458 --> 00:14:12.667
‫یه قرار ملاقات از پیش تعیین شده با
‫نیکی تورس روی اون سکو اون شب داشتید؟

00:14:20.958 --> 00:14:22.417
‫بهت گفتم، نمیشناسمش.

00:14:23.917 --> 00:14:25.333
‫آره. اینو گفتی.

00:14:27.250 --> 00:14:28.375
‫ممنون.

00:14:33.708 --> 00:14:35.583
‫تورس نمیتونه شهادت بده.

00:14:50.500 --> 00:14:51.667
‫ تقریباً آماده‌ست.

00:14:52.375 --> 00:14:54.832
‫داره چیکار میکنه؟ باید نگران باشم؟

00:14:55.283 --> 00:14:56.408
‫آره.

00:14:56.500 --> 00:14:58.082
‫هی، قول دادی امنیتم تأمینه.

00:14:58.083 --> 00:15:00.499
‫اگه از دید دور بمونی
‫چیزیت نمیشه. بیا بریم.

00:15:17.000 --> 00:15:19.500
‫خیره شدن به درها باعث نمیشه زودتر برسن.

00:15:20.375 --> 00:15:22.083
‫کی گفته من به درها نگاه میکنم؟

00:15:22.708 --> 00:15:24.208
‫میان.

00:15:39.125 --> 00:15:40.374
‫همه بایستید.

00:15:40.375 --> 00:15:43.832
‫دادگاه عالی ایالت نیویورک،
‫بخش 20 در حال برگزاریه.

00:15:43.833 --> 00:15:46.250
‫قاضی محترم فیتزجرالد
‫کوپر ریاست میکنه.

00:16:04.833 --> 00:16:07.125
‫- خوبی؟
‫- آره.

00:16:27.791 --> 00:16:29.583
‫آقای مرداک، شاهدتون رو صدا کنید.

00:16:31.792 --> 00:16:34.708
‫فقط یه لحظه دیگه، عالیجناب.

00:16:40.333 --> 00:16:41.332
‫صبح بخیر، افسر.

00:16:41.333 --> 00:16:42.792
‫از ون بیا بیرون، عوضی.

00:16:45.000 --> 00:16:46.083
‫کجاست؟

00:16:49.125 --> 00:16:50.125
‫بازش کن.

00:16:58.583 --> 00:16:59.791
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

00:16:59.792 --> 00:17:01.000
‫ بجنب! بریم!

00:17:06.417 --> 00:17:07.625
‫اومدن.

00:17:15.250 --> 00:17:16.583
‫زمان‌بندی عالی بود، رفیق.

00:17:23.792 --> 00:17:25.791
‫میشه اسمتون رو برای ثبت در پرونده بگید؟

00:17:26.275 --> 00:17:28.941
‫آره. اسمم نیکی تورسه.

00:17:29.125 --> 00:17:30.833
‫و کجا زندگی می‌کنید، آقای تورس؟

00:17:31.750 --> 00:17:32.875
‫ واشنگتن هایتس.

00:17:33.708 --> 00:17:36.042
‫پس به ایستگاه مترو
‫خیابون 168ام نزدیکید؟

00:17:36.625 --> 00:17:38.542
‫آره، چهار تا کوچه با خونه‌م فاصله داره.

00:17:39.292 --> 00:17:40.953
‫الان کجا کار می‌کنید؟

00:17:41.542 --> 00:17:44.124
‫فعلاً بین دو تا شغلم.

00:17:44.324 --> 00:17:46.741
‫درسته، چند سال سختی رو گذروندید؟

00:17:47.417 --> 00:17:49.750
‫ هجده ماه پیش، به جرم
‫خرید و فروش مواد دستگیر شدم.

00:17:50.542 --> 00:17:54.208
‫می‌دونستم نباید این کارو می‌کردم،
‫ولی یه بچه دارم. به پول نیاز داشتم.

00:17:54.875 --> 00:17:57.250
‫پس داشتید به حبس محکوم می‌شدید.

00:17:57.917 --> 00:17:59.958
‫چی شد که اون پرونده بسته شد؟

00:18:01.292 --> 00:18:02.749
‫بسته شد.

00:18:03.167 --> 00:18:04.792
‫می‌تونید به هیئت منصفه بگید چرا؟

00:18:06.000 --> 00:18:09.083
‫ به پلیس‌ها گفتم
‫گاهی بهشون کمک می‌کنم.

00:18:09.958 --> 00:18:13.625
‫و منظورتون از «کمک»،
‫اینه که خبرچین محرمانه شدید؟

00:18:15.208 --> 00:18:16.208
‫آره.

00:18:17.042 --> 00:18:20.166
‫آقای تورس، شب سال
‫نو همین کار رو می‌کردید؟

00:18:20.167 --> 00:18:23.583
‫داشتید به افسر شاناهان
‫و پاول اطلاعات می‌دادید؟

00:18:36.958 --> 00:18:38.458
‫یادتون باشه که سوگند خوردید.

00:18:42.667 --> 00:18:44.833
‫نه. تمام شب خونه بودم.

00:18:46.917 --> 00:18:48.291
‫ببخشید، من گیج شدم.

00:18:48.292 --> 00:18:49.999
‫قبلاً خیلی واضح گفتید که

00:18:50.000 --> 00:18:52.457
‫در واقع توی ایستگاه مترو خیابون
‫168ام بودید و کتک می‌خوردید

00:18:52.458 --> 00:18:54.207
‫- که هکتور آیالا نجاتتون داد.
‫- اعتراض.

00:18:54.208 --> 00:18:55.374
‫- اعتراض!
‫- پذیرفته شد.

00:18:55.375 --> 00:18:56.999
‫اون خودشو به خطر انداخت، مگه نه؟

00:18:57.000 --> 00:18:58.958
‫- مت! مت!
‫- وکیل، بس کنید!

00:19:06.583 --> 00:19:08.458
‫خب، این مزخرفه.

00:19:09.333 --> 00:19:12.119
‫تمومش کن. خب،
‫تصمیمتون چیه، آقای مرداک؟

00:19:13.066 --> 00:19:14.608
‫شاهد رو پس می‌گیرم، جناب قاضی.

00:19:15.875 --> 00:19:17.792
‫آقای تورس، شما مرخصید.

00:19:49.000 --> 00:19:50.791
‫شهردار 30 دقیقه دیر کرده.

00:19:50.792 --> 00:19:52.291
‫به ما ملحق نمیشه.

00:19:52.292 --> 00:19:54.874
‫حالا، تیراندازی دو روز پیش توی بندر

00:19:54.875 --> 00:19:57.792
‫فقط آخرین مورد از یه سری
‫اشتباهات پر سر و صداست.

00:19:58.667 --> 00:20:02.874
‫دزدی کامیون‌ها، خشونت
‫توی اسکله‌ها، جنگ بین باندها...

00:20:02.875 --> 00:20:06.124
‫اینا تیترهایی هستن که روی
‫صفحه اول اگزمینر چاپ شدن.

00:20:06.125 --> 00:20:07.708
‫همه اینا امروز تموم میشه.

00:20:08.333 --> 00:20:10.875
‫ما از تو دستور نمی‌گیریم،
‫پسر. اینجوری کار نمی‌کنه.

00:20:11.750 --> 00:20:13.250
‫لوکا.

00:20:14.667 --> 00:20:16.667
‫این چیزیه که به ویکتور بدهکارید.

00:20:18.333 --> 00:20:19.417
‫غرامت.

00:20:25.750 --> 00:20:28.416
‫1.8 به نظر خوب میاد.

00:20:28.417 --> 00:20:30.166
‫عقلت رو از دست دادی؟

00:20:30.167 --> 00:20:32.041
‫شاید دفعه بعد، آدم‌هایی رو استخدام
‫کن که بلدن چطور یه کامیون رو بدزدن!

00:20:32.042 --> 00:20:33.957
‫شاید تو نباید یه مشت عوضی
‫ماشه به دست استخدام می‌کردی.

00:20:33.958 --> 00:20:35.999
‫بسه! دارید حرف منو ثابت می‌کنید.

00:20:36.000 --> 00:20:40.499
‫همه این دعواها، خونریزی‌ها، هرج
‫و مرج... داره جلوی کار رو می‌گیره.

00:20:40.500 --> 00:20:43.333
‫1.8 پیشنهادمون اینه.

00:20:44.792 --> 00:20:46.624
‫آره؟ من یه ایده بهتر دارم.

00:20:46.625 --> 00:20:49.416
‫چطوره صفر دلار به ویکتور
‫بدم، و تو بری به فیسک بگی

00:20:49.417 --> 00:20:52.082
‫اگه حرفی داره به من
‫بزنه، خودش بیاد بهم بگه؟

00:20:52.083 --> 00:20:54.583
‫من از پادوی شهردار دستور نمی‌گیرم!

00:20:56.458 --> 00:21:00.292
‫من برای شهردار کار نمی‌کنم.
‫من برای رئیس کار می‌کنم.

00:21:03.500 --> 00:21:05.457
‫پس وقتی آماده‌ش کردیم حالش خوب بود.

00:21:05.458 --> 00:21:07.707
‫اون یه مزاحم حال به هم
‫زنه، ولی حالش خوب بود.

00:21:07.708 --> 00:21:09.041
‫پس چه اتفاقی افتاد؟

00:21:09.042 --> 00:21:12.207
‫شاید پلیس‌ها رفتن سراغش،
‫یا بچه‌ش رو تهدید کردن.

00:21:12.208 --> 00:21:14.957
‫یا شاید از اول هم طرف ما نبود.

00:21:14.958 --> 00:21:16.916
‫ پس بدون نیکی چی داریم؟

00:21:17.250 --> 00:21:20.999
‫هیچی. کل دفاعیه‌مون رفت تو چاه.

00:21:22.417 --> 00:21:24.082
‫ شاید یه ردی روی کاغذ باشه،

00:21:24.083 --> 00:21:30.124
‫یه جور فرم ثبت نام خبرچین یا
‫سابقه پرداخت‌ها یا یه همچین چیزی؟

00:21:30.125 --> 00:21:32.457
‫اگه اینو پیدا کنیم، می‌تونیم دوباره به
‫عنوان شاهد متخاصم احضارش کنیم.

00:21:32.458 --> 00:21:34.916
‫من دنبالش گشتم. هیچی نیست.

00:21:34.917 --> 00:21:37.707
‫پاول همه چیز رو نقدی انجام
‫داده، هیچی تو دفترها ثبت نکرده.

00:21:37.708 --> 00:21:38.999
‫برای اونا شهادت داده؟

00:21:39.000 --> 00:21:41.833
‫- پرونده‌ای هست که بتونیم گیرش بندازیم؟
‫- چیزی پیدا نکردم.

00:21:42.792 --> 00:21:44.750
‫اون بی‌گناهه. می‌بریمش پای شهادت.

00:21:45.875 --> 00:21:48.333
‫بذار داستان خودش رو بگه. حقیقت رو.

00:21:50.141 --> 00:21:52.850
‫و امیدواریم هیئت منصفه اونو
‫همونجوری ببینن که ما می‌بینیم.

00:21:54.667 --> 00:21:55.750
‫تنها راهیه که داریم.

00:21:57.375 --> 00:21:59.208
‫به بوربون خیلی بیشتری نیاز داریم.

00:22:06.333 --> 00:22:08.917
‫کاری که داری می‌کنی، جواب نمیده.

00:22:10.042 --> 00:22:11.042
‫مشاوره؟

00:22:15.875 --> 00:22:16.917
‫بهم بگو.

00:22:24.083 --> 00:22:25.791
‫باک رو فرستادم پیش لوکا

00:22:25.792 --> 00:22:29.708
‫تا بهش بگه به ویکتور 1.8 میلیون
‫غرامت بده برای دزدی کامیون.

00:22:32.375 --> 00:22:34.958
‫نذار به جایی برسیم که
‫دیگه بهت اعتماد نداشته باشم.

00:22:42.708 --> 00:22:45.041
‫خوشم نمیاد ببینم همه
‫چیز داره از هم می‌پاشه.

00:22:48.375 --> 00:22:51.790
‫درک می‌کنم. می‌خواستی صلح رو حفظ کنی.

00:22:53.167 --> 00:22:55.667
‫گاهی وقت‌ها، صلح باید شکسته بشه،

00:22:56.500 --> 00:22:58.708
‫و هرج و مرج باید حکمفرما بشه،

00:22:59.333 --> 00:23:02.875
‫فقط برای یه لحظه، تا
‫یه نظم قوی‌تر ساخته بشه.

00:23:03.500 --> 00:23:06.874
‫این همون چیزیه؟ هرج و
‫مرج قبل از یه صلح قوی‌تر؟

00:23:06.875 --> 00:23:09.041
‫یا کفاره‌ی منه؟ برای کاری که کردم.

00:23:09.042 --> 00:23:11.374
‫نه. داری برای آدام تنبیهم می‌کنی.

00:23:11.375 --> 00:23:14.208
‫- من برای هیچی تنبیهت نمی‌کنم!
‫- داری منو کنار می‌ذاری.

00:23:21.250 --> 00:23:22.750
‫ممنون از صبرتون.

00:23:23.917 --> 00:23:26.541
‫خب، کجا بودیم؟

00:23:27.565 --> 00:23:34.565


00:23:36.333 --> 00:23:39.667
‫آقای آیالا، چند وقت یک بار
‫میرید ایستگاه مترو خیابون 168ام؟

00:23:40.375 --> 00:23:43.082
‫چند بار در هفته. به آپارتمان نزدیکه.

00:23:43.083 --> 00:23:44.624
‫شب سال نو اونجا بودید؟

00:23:44.625 --> 00:23:45.791
‫بله.

00:23:45.792 --> 00:23:48.208
‫میشه لطفاً برامون توضیح
‫بدید اون شب چه اتفاقی افتاد؟

00:23:48.792 --> 00:23:52.166
‫آره، من از «لا بودگا» یکم گل خریدم

00:23:52.167 --> 00:23:54.624
‫و داشتم به سمت ایستگاه می‌رفتم.

00:23:54.625 --> 00:23:56.333
‫آقای آیالا داشتین کجا می‌رفتین؟

00:24:00.458 --> 00:24:01.874
‫آقای آیالا؟

00:24:01.875 --> 00:24:07.542
‫من و همسرم با خواهرم
‫و خواهرزاده‌م زندگی می‌کنیم.

00:24:08.625 --> 00:24:11.393
‫من و سولِداد همیشه رویای این رو داشتیم
‫که خونۀ خودمون رو داشته باشیم؛

00:24:11.401 --> 00:24:14.208
‫و من بالاخره
‫به اندازه کافی پول جمع کرده بودم.

00:24:15.875 --> 00:24:19.750
‫پول یه آپارتمان کوچیک
‫تو برانکس جنوبی رو داده بودم.

00:24:20.500 --> 00:24:23.875
‫خیلی بزرگ نیست، ولی مال خودمونه.

00:24:24.833 --> 00:24:28.124
‫می‌خواستم گل‌ها رو برای روز بعد بذارم اونجا.

00:24:28.125 --> 00:24:30.500
‫چون می‌خواستین همسرتون رو غافلگیر کنین.

00:24:31.500 --> 00:24:32.999
‫بله.

00:24:33.000 --> 00:24:36.499
‫خیلی خب، پس شما داشتین
‫به سمت ایستگاه می‌رفتین.

00:24:36.500 --> 00:24:37.583
‫بعدش چه اتفاقی افتاد؟

00:24:38.333 --> 00:24:39.332
‫صدای فریاد شنیدم.

00:24:39.333 --> 00:24:41.708
‫به نظر میومد یکی تو دردسر افتاده،
‫پس دویدم...

00:24:42.327 --> 00:24:43.577
‫تا ببینم چه خبره.

00:24:44.208 --> 00:24:45.208
‫چی دیدین؟

00:24:45.792 --> 00:24:47.291
‫دیدم یه مرد داره کتک می‌خوره.

00:24:47.292 --> 00:24:48.832
‫مرده رو می‌شناختین؟

00:24:48.833 --> 00:24:51.791
‫نه. و تا دیروز توی دادگاه دوباره ندیدمش.

00:24:51.792 --> 00:24:53.666
‫و الان می‌دونم که اسمش نیکی تورسه.

00:24:56.375 --> 00:24:58.249
‫اونایی که داشتن کتک می‌زدن چی؟

00:24:58.250 --> 00:25:00.166
‫- اونا رو می‌شناختین؟
‫- نه.

00:25:00.167 --> 00:25:03.042
‫می‌دونستین که اونا مامور پلیس هستن؟

00:25:03.625 --> 00:25:07.541
‫نه. نه، من فریاد زدم که تمومش کنن
‫ولی اونا گوش نکردن.

00:25:07.542 --> 00:25:09.416
‫پس دویدم که کمک کنم.

00:25:09.417 --> 00:25:11.374
‫و بعدش همه‌چی خیلی سریع اتفاق افتاد.

00:25:11.375 --> 00:25:13.916
‫سعی کردم جداشون کنم،
‫و اونا شروع کردن به کتک زدن من

00:25:13.925 --> 00:25:15.307
‫و من سعی کردم باهاشون مبارزه کنم

00:25:15.323 --> 00:25:17.958
‫و بعدش یهویی، یکی از اونا سر خورد
‫و افتاد روی ریل.

00:25:20.208 --> 00:25:21.333
‫من فقط سعی داشتم کمک کنم.

00:25:22.167 --> 00:25:24.249
‫نمی‌خواستم کسی آسیب ببینه.

00:25:24.250 --> 00:25:25.683
‫می‌تونستین راهتون رو بکشین و برین.

00:25:26.958 --> 00:25:28.374
‫مشکل رو نادیده بگیرین.

00:25:28.375 --> 00:25:31.167
‫تصمیم گرفتین امنیت خودتون رو
‫به خطر بندازین تا به یه غریبه کمک کنین.

00:25:31.763 --> 00:25:33.263
‫این اولین بارتون نبود، مگه نه؟

00:25:36.125 --> 00:25:38.249
‫- متوجه نیستم.
‫- خب، منظورم اینه که

00:25:38.250 --> 00:25:40.749
‫شما قبلا هم خودتون رو تو خطر انداختین.
‫اونم بارها.

00:25:40.750 --> 00:25:42.667
‫سوال اینه که چرا؟

00:25:43.375 --> 00:25:44.416
‫چون اون تو دردسر افتاده بود.

00:25:44.417 --> 00:25:46.666
‫شما اون شب دخالت کردین،
‫چون شما یه قهرمانین.

00:25:46.667 --> 00:25:47.749
‫مت، این کار رو نکن.

00:25:47.750 --> 00:25:49.166
‫مت، نکن.

00:25:49.167 --> 00:25:51.957
‫آقای آیالا، با بله یا خیر جواب بدین.
‫آیا شما یاغی ببر سفید هستین؟

00:25:51.958 --> 00:25:53.457
‫- اعتراض دارم آقای قاضی!
‫- نظم!

00:25:53.458 --> 00:25:55.332
‫- بله یا نه؟ آقای آیالا؟
‫- نظم رو رعایت کنین!

00:25:57.750 --> 00:25:59.750
‫نظم رو تو دادگاه من رعایت کنین!

00:26:03.542 --> 00:26:05.792
‫جفتتون بیاین دفتر من، الان.

00:26:14.833 --> 00:26:17.624
‫پسرجون تو یه کثافت دغل‌کاری، می‌دونستی؟

00:26:17.625 --> 00:26:20.249
‫دقیقا همونجایی که هستی نشستی
‫و من رو گمراه کردی.

00:26:20.250 --> 00:26:22.082
‫بهم شکایت کردی،

00:26:22.083 --> 00:26:24.082
‫من رو فریب دادی تا نذارم
‫اطلاعات درز پیدا کنن،

00:26:24.083 --> 00:26:26.999
‫درباره این که چی درسته
‫و چی غلطه برام نطق کردی

00:26:27.000 --> 00:26:30.332
‫و الان، پررو پررو اومدی
‫دادگاه من رو به سخره می‌گیری؟

00:26:30.333 --> 00:26:31.749
‫قصدم این نبود جناب قاضی.

00:26:31.750 --> 00:26:34.082
‫اونا یجوری دستشون به شاهد اصلی من رسید.
‫مجبور شدم.

00:26:34.083 --> 00:26:37.249
‫پس اون سخنرانی بلندمرتبه‌ت دربارۀ
‫«جهت دادن نامنصفانه هیئت‌منصفه» چی شد؟

00:26:37.250 --> 00:26:39.124
‫شخصیت دوم هکتور برای این پرونده حیاتیه.

00:26:39.125 --> 00:26:41.416
‫کاری که به عنوان ببر سفید انجام داده،
‫نشون‌دهندۀ قدرت شخصیتشه.

00:26:41.417 --> 00:26:42.916
‫- خدای من.
‫- من حق این رو دارم...

00:26:42.917 --> 00:26:45.249
‫توی دفتر مرداک و همکاران
‫بخش دورویی هم دارین؟

00:26:45.250 --> 00:26:46.583
‫خیلی خب، تمومش کنین!
‫جفتتون تمومش کنین.

00:26:48.125 --> 00:26:51.417
‫می‌تونم این رو از صورت‌جلسه پاک کنم
‫ولی دیگه فایده‌ای نداره.

00:26:52.208 --> 00:26:53.666
‫می‌تونم بگم تو محاکمه اشتباه شده،

00:26:53.667 --> 00:26:56.042
‫اما دیگه خبرش درز کرده،
‫پس میشه گفت که کار از کار گذشته.

00:26:57.593 --> 00:26:59.332
‫من رو تو موقعیت خیلی سختی
‫قرار دادی آقای مرداک.

00:26:59.333 --> 00:27:01.249
‫قصد بی‌احترامی
‫به دادگاه رو نداشتم آقای قاضی.

00:27:01.250 --> 00:27:02.417
‫بذار واضح بگم.

00:27:03.292 --> 00:27:05.749
‫تو به‌زور این دروازه رو باز کردی آقای مرداک.
‫که یعنی...

00:27:05.750 --> 00:27:08.624
‫آره. فصل شکار موکل من شده. متوجهم.

00:27:08.625 --> 00:27:10.125
‫خب، حرفم تمومه.

00:27:11.125 --> 00:27:12.249
‫ممنون آقای قاضی.

00:27:12.250 --> 00:27:13.833
‫آم...

00:27:14.792 --> 00:27:17.291
‫من بالای یه هرمی نشستم

00:27:17.292 --> 00:27:19.332
‫که از بیشتر از 500تا
‫معاون دادستان تشکیل شده.

00:27:19.333 --> 00:27:21.457
‫امکان نداره وارد یه دادگاه چه بسا کوچیک بشی

00:27:21.458 --> 00:27:23.291
‫و یکیشون نیفته دنبالت.

00:27:23.292 --> 00:27:24.725
‫امیدوارم ارزشش رو داشته بوده باشه.

00:27:26.042 --> 00:27:29.582
‫فکر نمی‌کنم آقای آیالا منصفانه محاکمه بشه.

00:27:29.583 --> 00:27:32.082
‫می‌دونین چرا؟ اون اهل پورتو ریکوئه.

00:27:32.083 --> 00:27:33.666
‫باعث میشه تک بیفته.

00:27:33.667 --> 00:27:37.374
‫اگه مدارک کافی دارین، باید بره زندان.

00:27:37.375 --> 00:27:40.667
‫ولی منصفانه محاکمه‌ش کنین،
‫که بعید می‌دونم اتفاق بیفته.

00:27:49.708 --> 00:27:51.125
‫باید اول ازم اجازه می‌گرفتی.

00:27:53.667 --> 00:27:54.667
‫می‌دونم.

00:27:57.333 --> 00:27:58.875
‫راز تو نبود که بخوای برملاش کنی.

00:28:01.875 --> 00:28:04.167
‫فقط سعی دارم جلوی زندان رفتنت رو بگیرم.

00:28:04.750 --> 00:28:07.000
‫داشتیم می‌باختیم
‫و من باید یه حرکت بزرگ می‌زدم.

00:28:11.417 --> 00:28:14.000
‫می‌دونی هکتور، اگه تبرئه بشی،

00:28:15.167 --> 00:28:16.875
‫روزهای ببر سفید بودنت به سر رسیده.

00:28:18.292 --> 00:28:22.792
‫می‌دونی دیگه؟
‫دیگه نمی‌تونی... اون لباس رو بپوشی.

00:28:25.333 --> 00:28:26.833
‫فکر نکنم متوجه باشی.

00:28:27.875 --> 00:28:31.542
‫ببر سفید بودن چیزی فراتر از
‫پوشیدن یه لباس ساده‌ست.

00:28:33.167 --> 00:28:34.333
‫شخصیت منه.

00:28:37.750 --> 00:28:38.750
‫یه رسالته.

00:28:40.375 --> 00:28:43.792
‫من اون رو انتخاب نکردم.
‫اون من رو انتخاب کرد.

00:28:44.833 --> 00:28:46.999
‫با اینکه ازم بخوای دیگه نفس نکشم فرقی نداره.

00:28:49.375 --> 00:28:50.875
‫راه‌های دیگه‌ای برای کمک کردن هست.

00:28:52.093 --> 00:28:53.526
‫راه‌های دیگه‌ای برای تاثیر گذاشتن.

00:28:55.083 --> 00:28:56.958
‫راه‌هایی که نیازی به نقاب ندارن.

00:28:57.792 --> 00:29:00.667
‫الان باید به خانواده‌ت فکر کنی.
‫اون‌ها بهت نیاز دارن.

00:29:01.583 --> 00:29:02.624
‫و اگه نظر من رو بخوای،

00:29:02.625 --> 00:29:06.375
‫فکر کنم از اینکه چقدر دلت برای ببر سفید بودن
‫تنگ نمیشه غافلگیر بشی.

00:29:12.208 --> 00:29:14.707
‫تازه پسرمون رو برای یه بازی رسونده بودیم.

00:29:14.708 --> 00:29:15.875
‫داشتیم به خونه می‌رفتیم

00:29:16.458 --> 00:29:21.374
‫و یه شاسی بلند از تابلوی ایست رد میشه
‫و مستقیم می‌کوبه به ما.

00:29:21.375 --> 00:29:23.250
‫موتور ماشین آتیش گرفت.

00:29:24.250 --> 00:29:26.792
‫سعی کردم در ماشین رو باز کنم،
‫اما گیر کرده بود.

00:29:27.542 --> 00:29:29.250
‫فکر کردم که مطمئنا می‌میریم.

00:29:30.125 --> 00:29:33.041
‫تا اینکه یهویی،
‫دیدم یه نفر داره می‌دوه سمت ما.

00:29:33.042 --> 00:29:34.625
‫ببر سفید بود.

00:29:37.792 --> 00:29:39.083
‫اون جونمون رو نجات داد.

00:29:40.167 --> 00:29:42.082
‫چند هفته قبل،
‫داشتم از سر کار برمی‌گشتم.

00:29:42.083 --> 00:29:45.250
‫دیروقت بود و باید از یه کوچه‌ای
‫میانبر می‌زدم تا به خونه برم.

00:29:45.875 --> 00:29:49.458
‫و یه یارویی سعی کرد من رو بگیره.
‫فریاد زدم،

00:29:50.083 --> 00:29:51.624
‫اما دیدم که طرف یه چاقو داره.

00:29:51.625 --> 00:29:53.333
‫خیلی ترسیده بودم.

00:29:54.292 --> 00:29:58.208
‫اگه ببر سفید اونجا نبود،
‫نمی‌دونم چه اتفاقی برام می‌افتاد.

00:29:59.167 --> 00:30:02.624
‫و حالا بیاین از یک شخص بی‌تعصب بشنویم.

00:30:02.625 --> 00:30:06.791
‫این یه گزارش پلیسه که توسط
‫افسر لوکاس بارلو نوشته شده.

00:30:06.792 --> 00:30:10.082
‫«در شب دوم اکتبر
‫در ساعت 2:8 بامداد

00:30:10.083 --> 00:30:12.624
‫به یک تماس دزدی نافرجام پاسخ دادم.

00:30:12.625 --> 00:30:16.041
‫وقتی به صحنه رسیدم،
‫مظنون در یک کوچه پنهان شده بود

00:30:16.042 --> 00:30:20.041
‫و قبل از اینکه بتوانم اسلحه‌م را دربیاورم،
‫او بدون تحریک به من حمله‌ور شد.

00:30:20.042 --> 00:30:24.124
‫با هم درگیر شدیم.
‫و بعد، ببر سفید ظاهر شد.

00:30:24.125 --> 00:30:26.541
‫اون مداخله کرد، مظنون را از من جدا کرد،

00:30:26.542 --> 00:30:29.667
‫بعد به من در از پا در آوردن
‫و دستگیر کردن مظنون کمک کرد.»

00:30:32.458 --> 00:30:34.125
‫گزارشات بیشتری از پلیس.

00:30:34.792 --> 00:30:38.207
‫افسر رِیِز، افسر وانگ،

00:30:38.208 --> 00:30:41.625
‫افسر مورالز، افسر گرنت...

00:30:42.375 --> 00:30:45.582
‫تمام این‌ها، نسخه‌های متفاوتی
‫از یک داستان رو بیان می‌کنن

00:30:45.583 --> 00:30:48.667
‫و این، داستان مردی نیست
‫که با پلیس پدرکشتگی داره.

00:30:49.792 --> 00:30:52.541
‫در حقیقت، فکر می‌کنم
‫خیلی از کسانی که در این اتاق هستن

00:30:52.542 --> 00:30:54.708
‫ببر سفید رو متحد خودشون می‌دونن.

00:30:56.875 --> 00:30:59.083
‫آقای آیالا،
‫بیاین دربارۀ آقا و خانم برگوس صحبت کنیم.

00:30:59.792 --> 00:31:02.804
‫چرا زندگی خودتون رو به خطر انداختین
‫و به سمت یه ماشین در حال سوختن دویدین

00:31:02.828 --> 00:31:03.950
‫تا دوتا غریبه رو نجات بدین؟

00:31:04.424 --> 00:31:05.799
‫چون کار درست همینه.

00:31:06.667 --> 00:31:08.332
‫جیانا مورنو چطور؟

00:31:08.333 --> 00:31:10.625
‫دوباره خودتون رو تو خطر انداختین. چرا؟

00:31:12.682 --> 00:31:14.057
‫چون کار درست همینه.

00:31:14.833 --> 00:31:16.749
‫و وقتی دیدین افسر بارلو تو دردسر افتاده

00:31:16.750 --> 00:31:20.500
‫دویدین تا کمکش کنین، در حالی که
‫اگه کس دیگه‌ای بود فرار می‌کرد. چرا؟

00:31:22.958 --> 00:31:24.417
‫چون کار درست همینه.

00:31:27.625 --> 00:31:30.041
‫پلیس گفت که هکتور بهشون حمله کرد،

00:31:30.042 --> 00:31:32.708
‫که یهویی پیداش شد.
‫این چیزیه که اونا گفتن.

00:31:33.583 --> 00:31:36.667
‫اما چرا هکتور، ببر سفید...

00:31:38.333 --> 00:31:40.479
‫چرا اون باید بدون طلسمی

00:31:40.503 --> 00:31:43.500
‫که بهش قدرت و زور خارق‌العاده میده
‫همچین کاری بکنه؟

00:31:44.083 --> 00:31:47.875
‫آیا یکی از شما
‫با یک دست بسته وارد نبرد می‌شین؟

00:31:50.458 --> 00:31:51.583
‫من که نمیشم.

00:31:53.833 --> 00:31:57.917
‫هر شب، هکتور آیالا از خونه بیرون میره
‫و زندگیش رو به خطر میندازه

00:31:58.833 --> 00:32:02.083
‫تا محله‌ش رو در امان نگه‌داره،
‫تا از جامعه‌ای که توشه محافظت کنه.

00:32:03.542 --> 00:32:04.750
‫پس از خودتون بپرسین،

00:32:05.836 --> 00:32:07.753
‫آیا این شبیه مردیه

00:32:09.042 --> 00:32:11.500
‫که یه افسر پلیس رو با خونسردی تمام می‌کشه؟

00:32:12.333 --> 00:32:14.916
‫اون یه مرد درست‌کاره.

00:32:14.917 --> 00:32:16.707
‫جامعه این رو میگه.

00:32:16.708 --> 00:32:19.708
‫خود پلیس‌ها این رو میگن.

00:32:21.417 --> 00:32:24.125
‫این نقاب نیست که شخصیت اون رو تعریف می‌کنه.

00:32:25.125 --> 00:32:28.708
‫و چه هکتور آیالا
‫لباس یه ببر سفید رو بپوشه چه نپوشه،

00:32:30.458 --> 00:32:31.750
‫یه قهرمانه.

00:32:35.458 --> 00:32:36.583
‫ممنون.

00:32:42.417 --> 00:32:46.749
‫می‌دونین، هر روز صبح، من از خواب بیدار میشم،
‫همسرم رو می‌بوسم، به بچه‌هام زنگ می‌زنم،

00:32:46.750 --> 00:32:49.707
‫میرم سر کار
‫تا به مردم این شهر بزرگ خدمت کنم،

00:32:49.708 --> 00:32:51.207
‫هر یکشنبه به کلیسا میرم،

00:32:51.208 --> 00:32:54.082
‫روی همون نیمکت همیشگیم می‌شینم،
‫به قصبه‌م پول میدم،

00:32:54.083 --> 00:32:56.541
‫بعدش با ماشین
‫به کویینز میرم تا مادرم رو ببینم.

00:32:56.542 --> 00:32:59.083
‫آیا این باعث میشه من آدم خوبی باشم؟

00:33:00.292 --> 00:33:01.999
‫این سوال انحرافی بود.

00:33:02.000 --> 00:33:04.749
‫می‌بینین، رک بگم، یه پیش‌شرط غلطه.

00:33:04.750 --> 00:33:07.249
‫آدمای خوب می‌تونن کار بد انجام بدن.

00:33:07.250 --> 00:33:09.999
‫و آدمای بد می‌تونن کار خوب انجام بدن.

00:33:10.000 --> 00:33:13.041
‫انسان‌ها... همۀ ما.

00:33:13.042 --> 00:33:18.332
‫ما پیچیده و سردرنیاوردنی هستیم،
‫قادر به انجام کار خوب و کار بدیم.

00:33:18.333 --> 00:33:22.541
‫بله، هکتور آیالا ممکنه
‫چندتا کار خوب انجام داده باشه.

00:33:22.542 --> 00:33:25.667
‫اما باعث میشه که نتونه کار بد انجام بده؟

00:33:27.762 --> 00:33:29.137
‫معلومه که نه.

00:33:34.917 --> 00:33:38.332
‫می‌دونین وقتی قطار به یه شخص اصابت می‌کنه
‫چه اتفاقی میفته؟

00:33:38.333 --> 00:33:42.166
‫وقتی 100 تن فولاد بهت برخورد می‌کنه،

00:33:42.167 --> 00:33:46.874
‫همه استخونات درهم می‌شکنن،
‫همه اعضای بدنت بیرون می‌پاشن،

00:33:46.875 --> 00:33:50.291
‫بدنت مثل یه بادکنک سیرک
‫که پر از خونه مچاله میشه.

00:33:50.292 --> 00:33:53.375
‫اما نکتۀ جالب اینجاست که هنوز زنده‌ای.

00:33:54.708 --> 00:33:57.582
‫تا وقتی که قطار رو از روت برنداشتن نمی‌میری

00:33:57.583 --> 00:34:00.374
‫و بعدش بدنت منفجر میشه.

00:34:00.375 --> 00:34:03.874
‫و این دقیقا همون اتفاقیه
‫که برای افسر شاناهان افتاد

00:34:03.875 --> 00:34:07.624
‫وقتی که هکتور آیالا اون رو هل داد جلوی قطار.

00:34:07.625 --> 00:34:10.291
‫اما باید مشکلی
‫با این قضیه نداشته باشیم، درسته؟

00:34:10.292 --> 00:34:13.125
‫چون چندتا کار خوب واسه مردم انجام داده.

00:34:14.875 --> 00:34:17.375
‫چون «کار درست همین بود».

00:34:19.792 --> 00:34:20.917
‫اطرافتون رو نگاه کنین.

00:34:21.625 --> 00:34:26.457
‫این آقایون و خانم‌هایی که اینجا نشستن،
‫مجریان قانون هستن.

00:34:26.458 --> 00:34:30.499
‫اونا قسم خوردن که حتی در مواجهه با خطر،
‫از دیگران محافظت کنن.

00:34:30.500 --> 00:34:34.707
‫و هر روز خدا،
‫این مردها و زنان شجاع میرن سر کار

00:34:34.708 --> 00:34:38.249
‫تا به مردم این شهر خدمت کنن،
‫تا به شما خدمت کنن، تا به من خدمت کنن،

00:34:38.250 --> 00:34:42.133
‫و تمام این کارها رو
‫بدون نقاب زدن انجام میدن.

00:34:43.958 --> 00:34:48.333
‫اگه تنها نیت هکتور انجام کار خوب
‫برای جامعه‌ش بود، پس چرا پنهان میشه؟

00:34:49.625 --> 00:34:51.167
‫چون آخرین بار که چک کردم،

00:34:52.625 --> 00:34:54.708
‫قهرمان‌های واقعی نیازی به پنهان شدن ندارن.

00:35:53.667 --> 00:35:54.792
‫سلام.

00:35:55.500 --> 00:35:56.542
‫سلام.

00:35:58.292 --> 00:35:59.833
‫حالت خوبه؟

00:36:11.958 --> 00:36:13.499
‫هیئت منصفه به نتیجه‌ای رسیدن؟

00:36:13.500 --> 00:36:14.833
‫بله جناب قاضی.

00:36:16.097 --> 00:36:17.638
‫میشه متهم بایسته؟

00:36:22.542 --> 00:36:25.541
‫در مورد پروندۀ
‫«مدعی‌العموم دربرابر هکتور آیالا»

00:36:25.542 --> 00:36:28.082
‫در رابطه با اتهام قتل عمد با نیت قبلی،

00:36:28.083 --> 00:36:29.875
‫از نظر هیئت منصفه، متهم...

00:36:34.708 --> 00:36:36.333
‫بی‌گناهه.

00:36:37.333 --> 00:36:39.666
‫در رابطه با اتهام قتل عمد بدون نیت قبلی،

00:36:39.667 --> 00:36:42.792
‫از نظر هیئت منصفه، متهم بی‌گناهه.

00:36:44.375 --> 00:36:47.207
‫در رابطه با اتهام قتل غیرعمد درجۀ اول،

00:36:47.208 --> 00:36:50.124
‫از نظر هیئت منصفه، متهم بی‌گناهه.

00:36:53.458 --> 00:36:54.917
‫پرونده مختومه شد.

00:36:59.792 --> 00:37:01.292
‫تبریک میگم رفیق.

00:37:02.292 --> 00:37:05.167
‫آقای آیالا، شما آزادین.

00:37:06.083 --> 00:37:07.375
‫ممنون جناب قاضی. ممنون.

00:37:11.000 --> 00:37:13.083
‫- ممنون.
‫- تبریک میگم هکتور.

00:37:16.833 --> 00:37:19.166
‫از همه ممنونم. ممنون.

00:37:19.167 --> 00:37:20.951
‫آقای مرداک، جوابتون به شهردار فیسک

00:37:20.959 --> 00:37:22.999
‫که شما و تمام یاغی‌ها رو
‫پلیس‌کش خطاب کرده چیه؟

00:37:23.000 --> 00:37:25.332
‫ما ممنونیم که عدالت اجرا شد.

00:37:25.333 --> 00:37:28.083
‫در حال حاضر صحبت دیگه‌ای ندارم. ممنون.

00:37:28.107 --> 00:37:31.354
‫«هکتور آیالا بی‌گناه شناخته شد»
‫«یاغی ببر سفید آزاد شد»

00:37:37.625 --> 00:37:38.791
‫دنیل.

00:37:38.792 --> 00:37:39.875
‫بله قربان؟

00:37:40.417 --> 00:37:42.374
‫رفیق خبرنگارت تو بی‌بی...

00:37:42.375 --> 00:37:45.499
‫با نهایت احترام قربان،
‫ما توی خبرگزاری تایمز آدم داریم.

00:37:45.500 --> 00:37:47.083
‫بهش بگو دوباره می‌خوام ببینمش.

00:37:48.042 --> 00:37:49.250
‫حتما.

00:37:59.625 --> 00:38:01.125
‫آدم عاشق مردی میشه که آشپزی بلده.

00:38:01.792 --> 00:38:04.124
‫و یه نفره تو جای عمومی
‫غذا خوردن یکم افسرده‌کننده‌ست.

00:38:04.125 --> 00:38:06.375
‫همون رو بگو.

00:38:07.333 --> 00:38:10.249
‫پس این دور پیروزی مت مرداکه؟

00:38:10.250 --> 00:38:13.832
‫پروندۀ آیالا رو بردی
‫و حالا داری از غنایم لذت می‌بری؟

00:38:13.833 --> 00:38:16.458
‫هنوز نه. یه چیزی کمه.

00:38:17.500 --> 00:38:20.041
‫من و شریک قدیمیم،

00:38:20.042 --> 00:38:22.541
‫همین که از دانشکده حقوق دراومدیم،
‫اونقدری فقیر بودیم

00:38:22.542 --> 00:38:26.917
‫که هرچی پول داشتیم روی هم گذاشتیم
‫و یه بطری اداری شراب اومِلوِنی گرفتیم.

00:38:28.458 --> 00:38:30.917
‫فقط وقتی بازش می‌کردیم که پرونده رو ببریم.

00:38:31.542 --> 00:38:34.416
‫ناگفته نماند که اولین بطری
‫تا مدت زیادی تموم نشد.

00:38:37.875 --> 00:38:40.083
‫فقط یه یادآور کوچیک که...

00:38:41.250 --> 00:38:44.125
‫هر از گاهی، سیستم قضایی کار می‌کنه.

00:38:47.583 --> 00:38:51.250
‫داری دربارۀ دوستت
‫فاگی نلسون صحبت می‌کنی، درسته؟

00:38:55.000 --> 00:38:56.083
‫آره.

00:38:57.708 --> 00:38:59.608
‫برام سوال بود که
‫کی می‌خوای درباره‌ش حرف بزنی.

00:39:02.292 --> 00:39:03.833
‫کار راحتی نیست.

00:39:04.792 --> 00:39:08.708
‫اون واقعا می‌دونست که چطور
‫از لحظات خوب لذت ببره.

00:39:11.875 --> 00:39:13.083
‫خب پس،

00:39:14.917 --> 00:39:16.708
‫به افتخار مردی که آشپزی می‌کنه،

00:39:18.792 --> 00:39:19.958
‫یه پروندۀ برنده شده

00:39:20.500 --> 00:39:23.292
‫و فاگی نلسون.

00:39:25.250 --> 00:39:27.875
‫خدا همه‌شون رو تو گودی کف دستش نگه‌داره.

00:39:37.292 --> 00:39:41.500
‫حکم نهایی آیالا یه اشتباه قضایی مطلقه.

00:39:42.417 --> 00:39:45.624
‫خب قربان، دادگاه و هیئت منصفه
‫اون رو بی‌گناه اعلام کردن.

00:39:45.625 --> 00:39:50.042
‫دادگاه‌ها شکست می‌خورن.
‫هیئت منصفه اشتباه می‌کنه.
‫من بهتر از هرکسی می‌دونم.

00:39:53.417 --> 00:39:56.832
‫و الان، یه یاغی نقاب‌دار،

00:39:56.833 --> 00:40:00.042
‫یه قاتل،
‫اجازه داره تو خیابون‌ها پرسه بزنه

00:40:01.167 --> 00:40:04.875
‫در حالی که
‫یه افسر باتجربه پلیس نیویورک مرده.

00:40:20.250 --> 00:40:23.166
‫این یاغی‌ها تهدیدی بر

00:40:23.167 --> 00:40:28.625
‫تمامی جوامعی که
‫با حاکمیت قانون اداره میشن هستن.

00:40:32.333 --> 00:40:36.167
‫مردی که نقاب می‌زنه تا صورتش رو بپوشونه...

00:40:38.500 --> 00:40:39.667
‫یه ترسوئه.

00:40:44.250 --> 00:40:46.958
‫این یاغی‌ها قهرمان نیستن.

00:40:55.292 --> 00:40:56.875
‫و من برای شهردار شدن قولی دادم،

00:40:58.250 --> 00:41:02.875
‫و تبرئه هکتور آیالا ایجاب می‌کنه
‫که به قولم عمل کنم.

00:41:12.417 --> 00:41:14.042
‫حاکمیت قانون باید پیروز بشه.

00:41:15.354 --> 00:41:35.354
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.