﻿1
00:00:01,258 --> 00:00:11,258
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:01:53,375 --> 00:01:55,250
‫خیلی خوشگله.

3
00:02:04,083 --> 00:02:06,416
‫وقتی بچه بودم،
‫پدرم من و برادر بزرگ‌ترم رو

4
00:02:06,500 --> 00:02:08,041
‫می‌آورد به این ساحل

5
00:02:08,125 --> 00:02:09,375
‫که دنبال «آفتابی‌ها» بگردیم.

6
00:02:10,291 --> 00:02:12,333
‫آفتابی دیگه چی؟

7
00:02:12,416 --> 00:02:15,375
‫خب،‌ اونا صدفن.
‫صدفای خوشگل.

8
00:02:15,458 --> 00:02:16,791
‫بعدا یکی واسه‌ت پیدا می‌کنم.

9
00:02:18,416 --> 00:02:20,333
‫بعد بر می‌گردیم سر کشتزارمون

10
00:02:20,416 --> 00:02:24,291
‫جوب رو تمیز می‌کنیم،
‫به خوک‌ها غذا می‌دیم، گوشفیل رو می‌کشیم بیرون.

11
00:02:27,416 --> 00:02:29,000
‫چیه؟

12
00:02:29,083 --> 00:02:32,916
‫نمی‌دونم، تو خیلی...واقعی و خوبی.

13
00:02:34,416 --> 00:02:35,416
‫کاملا واقعی‌م.

14
00:02:40,041 --> 00:02:41,833
‫هتل اینجا بود؟

15
00:02:41,916 --> 00:02:44,958
‫خب، در واقع اونا هستن که

16
00:02:45,041 --> 00:02:47,291
‫ما رو از زمینامون روندن
‫زمینی که

17
00:02:47,375 --> 00:02:49,666
‫توسط شاه «کامهامها»
‫به خان اینجا واگذار شده بود

18
00:02:49,750 --> 00:02:52,416
‫یه قرارداد مقدس بود
‫که نمی‌شد از بینش برد.

19
00:02:54,250 --> 00:02:56,625
‫ولی دولت...

20
00:02:56,708 --> 00:02:58,750
‫ولی اجاره‌نامه‌مون رو غیرقانونی لغو کردن.

21
00:03:01,250 --> 00:03:02,708
‫خیلی بده که.

22
00:03:02,791 --> 00:03:05,333
‫برادرام، هنوز سعی دارن
‫با بخش‌داری مقابله کنن

23
00:03:05,416 --> 00:03:08,250
‫ولی نمی‌تونن پول وکیل رو جور کنن.

24
00:03:08,333 --> 00:03:10,291
‫اونایی که خوبن خیلی قیمتشون بالاست.

25
00:03:11,458 --> 00:03:13,541
‫اوضاع داغونیه.

26
00:03:15,125 --> 00:03:18,000
‫و الان واسه همون لاشی‌هایی کار می‌کنی
‫که ازت دزدی کردن؟

27
00:03:19,583 --> 00:03:22,625
‫وقتی برادرام فهمیدن که کار رو قبول کردم...

28
00:03:24,083 --> 00:03:25,458
‫خیلی عصبانی شد‌ن.

29
00:03:27,583 --> 00:03:31,166
‫ولی خب باید خرج زندگی رو بدم دیگه.

30
00:03:49,166 --> 00:03:51,791
‫تا بیدار نشده برم.

31
00:03:51,875 --> 00:03:54,375
‫چرا نمی‌خوای بدونه که با همیم؟

32
00:03:57,375 --> 00:03:58,416
‫دو دره بازی در می‌آره.

33
00:03:59,958 --> 00:04:01,291
‫مگه دوستت نیست؟

34
00:04:01,958 --> 00:04:03,541
‫آره دوستمه.

35
00:04:05,166 --> 00:04:07,541
‫تا وقتی که من هر چی دارم
‫اون بیشترش رو داشته باشه.

36
00:04:09,916 --> 00:04:13,833
‫ول اگه چیزی مال من باشه،
‫می‌خوادش.

37
00:04:14,916 --> 00:04:17,291
‫این‌جوریه پس؟

38
00:04:22,708 --> 00:04:24,458
‫اون خونواده‌ دیوونه‌ن.

39
00:04:26,083 --> 00:04:30,125
‫وای خدا.
‫اصلا یه چیزی می‌گم یه چیزی می‌شنوی.

40
00:04:30,208 --> 00:04:31,958
‫همهٔ مهمونای اینجا دیوونه‌ن.

41
00:05:24,625 --> 00:05:25,916
‫کیر!

42
00:05:46,666 --> 00:05:48,000
‫ببخشید؟

43
00:05:49,416 --> 00:05:52,000
‫اسپا تا ۹ باز نیست.

44
00:05:56,125 --> 00:05:59,041
‫- فکر کردم یکی از مهمونایی.
‫- الان میام بیرون.

45
00:05:59,125 --> 00:06:01,125
‫اینجا رختکن خانوماست راستی.

46
00:06:02,541 --> 00:06:05,541
‫- وای گوه‌توش.
‫- اشکال نداره. دوشت رو بگیر.

47
00:06:26,375 --> 00:06:29,125
‫می‌دونم باهوش‌تر از این حرفایی
‫که بخوام سرت شیره بمالم.

48
00:06:32,333 --> 00:06:34,333
‫دیروز زدم جاده ‌خاکی.

49
00:06:34,416 --> 00:06:38,583
‫جریان لنی خیلی تحت فشارم گذاشته بود،
‫واسه همین یه زانکس انداختم بالا.

50
00:06:38,666 --> 00:06:42,041
‫بعد دیدم داره اثر مواد می‌پره،
‫واسه همین یه محرک هم انداختم بالا.

51
00:06:44,625 --> 00:06:46,791
‫بعدش یکی دیگه‌م خوردم
‫و دوباره یکی دیگه.

52
00:06:49,291 --> 00:06:50,916
‫و بعد کار هم رفتم بار

53
00:06:51,000 --> 00:06:52,708
‫- و چند پیک خوردم.
‫- آرماند!

54
00:06:52,791 --> 00:06:57,333
‫و بعد فکر کنم پدر خونواده‌ای که
‫توی «تریدویندز» می‌مونن....

55
00:06:59,416 --> 00:07:01,416
‫ازم خواست که از کون بکنمش؟

56
00:07:01,875 --> 00:07:02,875
‫چی؟

57
00:07:05,083 --> 00:07:07,666
‫ولی واسه همینه که
‫باید مست و نشئه نباشم بلیندا.

58
00:07:07,750 --> 00:07:08,958
‫چون وقتی تفریحی مواد می‌زنم...

59
00:07:10,083 --> 00:07:11,416
‫حتی فقط یه‌کم...

60
00:07:12,583 --> 00:07:14,833
‫کاملا کنترلم رو از دست می‌دم.

61
00:07:14,916 --> 00:07:16,166
‫مشخصه.

62
00:07:16,250 --> 00:07:17,833
‫ولی خب...خوبم.

63
00:07:17,916 --> 00:07:20,583
‫دیگه...اون‌کار رو نمی‌کنم.

64
00:07:20,666 --> 00:07:23,583
‫پس قرصا رو بنداز بره.

65
00:07:23,666 --> 00:07:25,875
‫حتما. صد در صد.

66
00:07:37,458 --> 00:07:39,000
‫دیروز چکار کردی؟

67
00:07:42,291 --> 00:07:43,666
‫آموزش غواصی رفتم.

68
00:07:43,750 --> 00:07:45,916
‫اوهوم.
‫هشت ساعت بعدش چی؟

69
00:07:47,541 --> 00:07:49,250
‫رفتم «کاهونا» آبجو خوردم.

70
00:07:49,333 --> 00:07:52,583
‫همم. خب ما مجبور شدیم
‫بریم رستوران غذا بخوریم.

71
00:07:52,666 --> 00:07:54,208
‫خیلی خوش نگذشت.

72
00:07:54,291 --> 00:07:56,916
‫ببخشید. دلم گرفته بود.

73
00:07:58,125 --> 00:08:02,333
‫همه‌ش دربارهٔ اینکه بابام
‫چطور زندگی جنسی‌ش رو

74
00:08:02,416 --> 00:08:04,291
‫به خونواده‌ش ترجیح داده بود فکر می‌کردم.

75
00:08:04,375 --> 00:08:05,875
‫خب، آشنا به‌نظر میاد.

76
00:08:10,125 --> 00:08:11,875
‫و تقریباً به قیمت جونش تموم شد.

77
00:08:13,833 --> 00:08:16,375
‫پس هیچ وقت نشد بشناسمش، می‌دونی؟

78
00:08:19,583 --> 00:08:23,083
‫خب، امروز میای پیشمون

79
00:08:23,166 --> 00:08:24,791
‫یا می‌خوای بازم مست و پاتیل بیفتی؟

80
00:08:24,875 --> 00:08:26,458
‫میام پیشتون!

81
00:08:27,666 --> 00:08:29,000
‫بخند یه‌کم!

82
00:08:31,000 --> 00:08:32,208
‫خدایا.

83
00:08:34,625 --> 00:08:35,666
‫دخترا!

84
00:08:38,750 --> 00:08:40,416
‫خب دیگه دخترا، بریم صبحونه.

85
00:08:42,416 --> 00:08:45,500
‫بوفه گرونه و پولشم که دادیم.

86
00:08:45,583 --> 00:08:48,541
‫مامان، پائولا دیگه
‫نمی‌تونه این‌قدر میوه بخوره.

87
00:08:48,625 --> 00:08:49,708
‫چرا؟

88
00:08:49,791 --> 00:08:51,875
‫نمی‌تونم فروکتوز رو جذب کنم.

89
00:08:51,958 --> 00:08:52,958
‫وای خدا.

90
00:08:53,041 --> 00:08:54,750
‫همه‌ش اسهال می‌شه.

91
00:08:54,833 --> 00:08:55,916
‫و دل‌پیچه.

92
00:08:56,000 --> 00:08:59,541
‫یه‌کم گوشت بخور پائولا.
‫چه می‌دونم، سوسیس بخور.

93
00:08:59,625 --> 00:09:01,750
‫کوئین بازم دیشب تو ساحل خوابیده؟

94
00:09:01,833 --> 00:09:04,250
‫اصلا خوب نیست.
‫باید بیشتر حواست به

95
00:09:04,333 --> 00:09:06,333
‫برادر کوچیک‌ترت باشه اولیویا.

96
00:09:06,416 --> 00:09:08,125
‫نمی‌شه که همه‌ش مجبورش کنی
‫توی ساحل بخوابه

97
00:09:08,208 --> 00:09:10,041
‫ممکنه جزر و مد بزنه خیس آبش کنه.

98
00:09:10,125 --> 00:09:13,625
‫آره اولیویا، ممکن بود
‫بدزدن و بهش تجاوز کنن.

99
00:09:13,708 --> 00:09:16,416
‫یا چندتا دلفین بگیرن گروهی بکننش.

100
00:11:04,083 --> 00:11:06,375
‫ولی حقیقت اینه که

101
00:11:06,458 --> 00:11:07,666
‫چیزی که گفتی کاملا درسته.

102
00:11:07,750 --> 00:11:10,916
‫بیشترش جنبهٔ تبلیغاتی داره
‫ و پولی هم توش نیست.

103
00:11:11,000 --> 00:11:13,125
‫و خب آره کسب و کار کساده.

104
00:11:13,208 --> 00:11:16,708
‫ولی خب آدمایی همسن من هستن که
‫دارن کارای خیلی خوبی انجام می‌دن.

105
00:11:17,458 --> 00:11:20,583
‫و خب من از اونا نیستم.

106
00:11:20,666 --> 00:11:24,375
‫و شاید واسه اینه که من عالی نیستم.

107
00:11:24,458 --> 00:11:26,833
‫که من کارم خیلی خوب نیست.

108
00:11:28,000 --> 00:11:29,750
‫می‌دونی چی می‌گم؟

109
00:11:29,833 --> 00:11:33,041
‫به‌نظر من که عالی هستی.
‫ولی خب می‌دونم چی می‌گی.

110
00:11:35,416 --> 00:11:36,583
‫خب...

111
00:11:36,666 --> 00:11:40,708
‫شاید من مثل یه‌سری آدما
‫انگیزه‌ش رو ندارم.

112
00:11:40,791 --> 00:11:43,875
‫و نگرانم که الان بدتر هم بشه.

113
00:11:43,958 --> 00:11:46,208
‫چون الان می‌تونی پاکسازی
‫صورت گرون‌تری انجام بدی.

114
00:11:46,291 --> 00:11:48,416
‫بی‌خیال شین، جدی باش خب.

115
00:11:49,750 --> 00:11:51,458
‫آره دیگه، نظرم اینه که

116
00:11:51,541 --> 00:11:53,750
‫اگه می‌خوام یه تفاوتی ایجاد کنم

117
00:11:53,833 --> 00:11:56,333
‫شاید برم تو کار یه خیریه بزرگ

118
00:11:56,416 --> 00:11:59,291
‫و....فعلا رزونامه‌نگاری رو بذارم کنار

119
00:11:59,375 --> 00:12:01,416
‫- موقتا البته.
‫- خیلی فکر خوبیه.

120
00:12:02,083 --> 00:12:03,083
‫آره.

121
00:12:05,625 --> 00:12:08,583
‫وای خدا.
‫اون خونواده...

122
00:12:08,666 --> 00:12:10,791
‫اونجا، خیلی عجیبن.

123
00:12:10,875 --> 00:12:15,208
‫پدرشون منحرفه،
‫و پسره دائما به ممه‌هام زل می‌زنه.

124
00:12:15,833 --> 00:12:17,583
‫خب...

125
00:12:17,656 --> 00:12:20,458
‫نه به عجیبی اونی که اونجاست و مثل فیلم
‫«چی سر بی‌بی جین اومده» می‌مونه.

126
00:12:20,541 --> 00:12:22,416
‫- چی؟
‫- خب...

127
00:12:22,500 --> 00:12:24,750
‫داره میاد...
‫داره میاد سمت میزمون.

128
00:12:24,833 --> 00:12:25,625
‫سلام.

129
00:12:25,708 --> 00:12:26,750
‫- سلام.
‫- سلام.

130
00:12:26,833 --> 00:12:28,833
‫دیروز خیلی کمک‌حالم بودید واقعا.

131
00:12:28,916 --> 00:12:31,125
‫حالتون چطوره؟

132
00:12:31,208 --> 00:12:34,166
‫نمی‌دونم..
‫حس سرخوردگی دارم، ولی...

133
00:12:34,500 --> 00:12:36,166
‫وای نه.

134
00:12:36,250 --> 00:12:38,375
‫- نه.
‫- آره.

135
00:12:38,458 --> 00:12:42,375
‫وقتی دیدم خاکستر مادرم به آب می‌خوره

136
00:12:42,458 --> 00:12:45,666
‫منو یاد آکواریوم انداخت

137
00:12:45,750 --> 00:12:49,208
‫وقتی غذای ماهی رو داخلش می‌ریزی.

138
00:12:49,291 --> 00:12:53,291
‫و با خودم گفتم وای خدا

139
00:12:53,375 --> 00:12:55,958
‫دارم مادرم رو به خورد ماهی‌ها می‌دم؟

140
00:12:56,041 --> 00:13:00,250
‫می‌دونی؟ و این چیزیه که می‌خواست؟

141
00:13:03,750 --> 00:13:05,125
‫خب...

142
00:13:07,875 --> 00:13:10,125
‫امیدوارم که از صبحونه‌تون لذت ببرید.

143
00:13:10,208 --> 00:13:12,041
‫آره. شمام...بگیر.

144
00:13:12,625 --> 00:13:13,916
‫فکر کنم بگیرم.

145
00:13:26,166 --> 00:13:29,833
‫پائولا می‌گم،
‫تو که هنوز سر جریان «ترور» عصبانی نیستی؟

146
00:13:29,916 --> 00:13:30,958
‫هستی؟

147
00:13:31,625 --> 00:13:32,916
‫نه، اصلا.

148
00:13:34,166 --> 00:13:38,166
‫خوبه، چون اگه از یه پسری خوشت میاد،
‫می‌تونی بهم بگی.

149
00:13:38,250 --> 00:13:39,708
‫در کل می‌گم، می‌تونی بهم اعتماد کنی.

150
00:13:39,791 --> 00:13:42,750
‫دیگه قرار نیست ازت بقاپمش.

151
00:13:43,875 --> 00:13:46,166
‫آره..بهت اعتماد دارم.

152
00:13:46,250 --> 00:13:50,041
‫خوبه چون ترور فقط یه سوءتفاهم لحظه‌ای بود

153
00:13:50,125 --> 00:13:52,416
‫و درسم رو یاد گرفتم.

154
00:13:53,916 --> 00:13:55,291
‫سلام دخترا.

155
00:13:56,166 --> 00:13:57,916
‫کیفتون رو پس گرفتین؟

156
00:14:00,625 --> 00:14:02,708
‫اون‌روز روی ساحل جاش گذاشته بودین.

157
00:14:02,791 --> 00:14:05,041
‫دادمش به یکی از پیش‌خدمتا.

158
00:14:05,833 --> 00:14:07,666
‫- دادی؟
‫- آره.

159
00:14:08,458 --> 00:14:10,583
‫دادمش به اونی که اونجاست.

160
00:14:10,666 --> 00:14:12,583
‫همونی که صورت سبزه‌ داره.

161
00:14:15,625 --> 00:14:16,666
‫ممنون.

162
00:14:32,291 --> 00:14:33,541
‫- کریستی.
‫- صبح‌ به‌خیر.

163
00:14:33,625 --> 00:14:34,541
‫سلام خانوما.

164
00:14:34,625 --> 00:14:35,875
‫- سلام.
‫- سلام.

165
00:14:36,833 --> 00:14:38,458
‫خوش‌‌تیپ شدی.

166
00:14:38,541 --> 00:14:40,125
‫جناب. جناب!

167
00:14:40,208 --> 00:14:41,250
‫عامو!

168
00:14:41,333 --> 00:14:44,000
‫عه، درود!
‫امروز حالتون چطوره؟

169
00:14:44,750 --> 00:14:46,166
‫کیف ما پیشته.

170
00:14:47,875 --> 00:14:48,791
‫سبز رنگه.

171
00:14:48,875 --> 00:14:50,375
‫دیروز گفتی که پیشت نیست

172
00:14:50,458 --> 00:14:52,708
‫ولی الان گفت که دو روز پیش بهت داده‌ش

173
00:14:52,791 --> 00:14:54,583
‫و بعدش گذاشتی‌ش داخل کمد اشیاء گمشده.

174
00:14:54,666 --> 00:14:56,666
‫آره، مطمئنم که توی دفتره.

175
00:14:58,333 --> 00:15:00,166
‫کیف سبز؟

176
00:15:00,250 --> 00:15:01,958
‫آره...یادمه.

177
00:15:02,041 --> 00:15:04,791
‫الان می‌رم دفتر و براتون می‌آرمش.

178
00:15:07,125 --> 00:15:08,875
‫داشتم با خودم فکر می‌کردم که
‫اگر هم دلم واسه روزنامه‌نگاری تنگ شد

179
00:15:08,958 --> 00:15:10,541
‫- بعد می‌تونم دوباره برم سراغش...
‫- ببین داداش.

180
00:15:10,625 --> 00:15:11,833
‫سلام، ببخشید...

181
00:15:12,833 --> 00:15:15,041
‫ - آهای!
‫- شین.

182
00:15:16,750 --> 00:15:18,083
‫- این یارو دیگه خیلی آشغاله.
‫- شین.

183
00:15:18,166 --> 00:15:19,500
‫- دیدی چکار کرد؟
‫- شین. شین.

184
00:15:19,583 --> 00:15:21,500
‫- کلا منو به یه ورش گرفت.
‫- سعی دارم باهات

185
00:15:21,583 --> 00:15:23,500
‫- دربارهٔ آینده‌م حرف بزنم.
‫- می‌دونم.

186
00:15:25,625 --> 00:15:28,958
‫- باشه.
‫- نظرت راجع‌بهش چیه؟

187
00:15:29,041 --> 00:15:33,541
‫به‌نظرم...خوبه.
‫باحاله.

188
00:15:38,916 --> 00:15:41,375
‫این مرتیکه.
‫ببخشید. باید برم حلش کنم.

189
00:15:42,000 --> 00:15:43,000
‫این...

190
00:15:43,625 --> 00:15:44,958
‫داداش؟

191
00:16:03,875 --> 00:16:05,000
‫عه آقای پتن،
‫صبح به‌خیر.

192
00:16:05,083 --> 00:16:06,541
‫الان منو توی رستوران ندیدی یعنی؟

193
00:16:06,625 --> 00:16:08,208
‫- ببخشید؟
‫- دست برات تکون می‌دم، صدات می‌زنم..

194
00:16:08,291 --> 00:16:10,125
‫- می‌دونم که دیدیم.
‫- اومدم که این کیف رو پس بدم.

195
00:16:10,208 --> 00:16:12,250
‫منو دیدی و به راهت ادامه دادی.

196
00:16:12,333 --> 00:16:13,958
‫ببخشید. شرمنده‌م.

197
00:16:14,041 --> 00:16:16,208
‫راستی شام همراه شمع دیشب‌تون چطور بود؟

198
00:16:16,291 --> 00:16:18,208
‫آره، در مورد همون می‌خواستم باهات صحبت کنم.

199
00:16:18,291 --> 00:16:20,666
‫در واقع گوه‌ رفت توش.

200
00:16:20,750 --> 00:16:21,833
‫- وای نه.
‫- بله.

201
00:16:21,916 --> 00:16:23,625
‫تو ما رو گذاشتی توی یه قایق با

202
00:16:23,708 --> 00:16:26,333
‫یه زن دیوونه که مراسم یادبود گرفته بود.

203
00:16:26,416 --> 00:16:29,083
‫تو می‌دونستی! می‌دونستی که اون زن قراره

204
00:16:29,166 --> 00:16:31,166
‫خاکستر مادرش رو بریزه تو اون اقیانوس لامصب.

205
00:16:31,250 --> 00:16:33,000
‫خب، ممکنه بهش اشاره‌ای هم کرده باشه.

206
00:16:33,083 --> 00:16:35,541
‫من سعی دارم یه حرکت
‫عاشقانه واسه همسرم انجام بدم.

207
00:16:35,625 --> 00:16:36,958
‫یه خانوم دیوونه ور دلم می‌شینه

208
00:16:37,041 --> 00:16:38,958
‫که یه‌جور حملهٔ عصبی بهش دست می‌ده.

209
00:16:39,041 --> 00:16:40,916
‫پس نه، رمانتیک نبوده.

210
00:16:41,000 --> 00:16:42,708
‫یه فاجعهٔ مضخرف بود!

211
00:16:42,791 --> 00:16:44,083
‫من که روحمم خبر نداشت!

212
00:16:44,166 --> 00:16:47,625
‫خیلی متأسفم که تعطیلات‌تون
‫اونی نیست که امیدوار بودین باشه،‌ فعلا البته.

213
00:16:48,166 --> 00:16:49,416
‫ولی خبر خوب اینه که

214
00:16:49,500 --> 00:16:52,541
‫امروز یه سورپرایزِ
‫هیجان‌‌انگیز نصیب‌تون می‌شه.

215
00:16:52,625 --> 00:16:54,916
‫چیه؟‌ می‌ریم داخل اتاقمون؟

216
00:16:55,000 --> 00:16:56,125
‫- متأسفانه نه.
‫- خدایا.

217
00:16:56,208 --> 00:16:58,208
‫ولی فکر کنم این یکی واقعاً
‫شرایط رو عوض کنه.

218
00:16:58,291 --> 00:16:59,875
‫پس نمی‌خوامش!

219
00:16:59,958 --> 00:17:03,208
‫ماساژ مجانی نمی‌خوام.
‫شامپاین ارزون نمی‌خوام.

220
00:17:04,291 --> 00:17:07,208
‫چیزی که می‌خوام اینه که با رئیست صبحت کنم.

221
00:17:08,625 --> 00:17:12,208
‫- خب من مدیر این مجموعه‌م.
‫- آره،‌ ولی یه رئیس که داری.

222
00:17:12,291 --> 00:17:14,041
‫رئیست کیه؟

223
00:17:14,125 --> 00:17:17,125
‫مدیر کل‌مون آقای «زیاولی»
‫این هفته کنفرانس دارن.

224
00:17:17,208 --> 00:17:19,625
‫آره،‌ می‌خوام باهاش صحبت کنم.

225
00:17:19,708 --> 00:17:21,708
‫- می‌شه شماره‌ش رو داشته باشم؟
‫- بهشون می‌گم بهتون زنگ بزنه.

226
00:17:21,791 --> 00:17:24,958
‫نه! نه. من می‌خوام به اون زنگ بزنم.

227
00:17:26,750 --> 00:17:28,541
‫یکی رو می‌فرستم که کارتش رو

228
00:17:28,625 --> 00:17:30,458
‫همراه شماره تلفنش بیاره اتاقتون.

229
00:17:30,541 --> 00:17:32,750
‫و هر وقت خواستین
‫می‌تونین باهاش تماس بگیرید.

230
00:17:32,833 --> 00:17:36,125
‫خوبه. همین امروز صبح باشه لطفا.

231
00:17:44,708 --> 00:17:46,208
‫مادر جنده!

232
00:18:09,916 --> 00:18:10,916
‫گوه‌ توش!

233
00:18:27,000 --> 00:18:28,375
‫خیلی‌خب.

234
00:18:28,458 --> 00:18:31,083
‫امروز یکی باید گوشیش رو بهم بده.

235
00:18:31,166 --> 00:18:32,958
‫نمی‌تونم یه روز دیگه بدون گوشی سر کنم.

236
00:18:33,041 --> 00:18:35,708
‫تو که کل دیروز گوشی من دستت بود.

237
00:18:35,791 --> 00:18:37,541
‫خب می‌تونم بازم بدیش؟

238
00:18:37,625 --> 00:18:38,958
‫نه. لازمش دارم.

239
00:18:41,375 --> 00:18:43,375
‫- آره جون عمه‌ت.
‫- برو بابا!

240
00:18:45,166 --> 00:18:46,333
‫مامان؟

241
00:18:46,416 --> 00:18:49,708
‫عزیزم، خیلی دوست دارم کمک کنم،
‫ولی گوشیم رو لازم دارم.

242
00:18:49,791 --> 00:18:51,250
‫تماس کاری دارم.

243
00:18:52,083 --> 00:18:53,458
‫باشه.

244
00:18:53,541 --> 00:18:56,125
‫باشه، ولی از این کارتون پشیمون می‌شید.

245
00:18:59,625 --> 00:19:02,666
‫ببین، یادت نره که کلاس غواصی داریم رفیق.

246
00:19:02,750 --> 00:19:04,291
‫باید می‌ذاشتیم یه دوستی بیاره با خودش.

247
00:19:04,375 --> 00:19:05,541
‫اون که دوستی نداره.

248
00:19:05,625 --> 00:19:07,958
‫البته که داره،
‫هیروکی تاکیوچی پس چیه؟

249
00:19:08,041 --> 00:19:10,125
‫هیروکی تاکیوچی که برگشت ژاپن.

250
00:19:10,750 --> 00:19:12,333
‫چی؟‌ کی؟

251
00:19:12,416 --> 00:19:14,166
‫همون دو سال پیش.

252
00:19:15,449 --> 00:19:16,666
‫کوئین!

253
00:19:18,041 --> 00:19:20,262
‫- کی؟
‫- خب همه‌چی به خیر و خوشی تموم شد.

254
00:19:20,375 --> 00:19:21,500
‫ممنون.

255
00:19:22,458 --> 00:19:24,291
‫- خدافظ بابا.
‫- خدافظ.

256
00:19:32,000 --> 00:19:33,333
‫آقای ماسباکر.

257
00:19:35,458 --> 00:19:36,458
‫حالت چطوره؟

258
00:19:39,375 --> 00:19:40,708
‫یه‌کم خمارم.

259
00:19:43,000 --> 00:19:44,375
‫ولی خیلی بد نیستم.

260
00:19:47,500 --> 00:19:48,791
‫خب، عالی که به‌نظر می‌رسی.

261
00:19:51,875 --> 00:19:52,958
‫ممنون.

262
00:19:55,208 --> 00:19:56,208
‫توام همینطور.

263
00:20:11,208 --> 00:20:12,541
‫خب دیگه،‌ روز خوبی داشته باشی.

264
00:20:15,541 --> 00:20:16,791
‫به زودی می‌بینمت.

265
00:20:30,291 --> 00:20:32,250
‫ببخشید،‌ خیلی عذر می‌خوام.

266
00:20:32,666 --> 00:20:33,750
‫ممنون.

267
00:20:33,833 --> 00:20:35,416
‫- سلام تانیا.
‫- سلام.

268
00:20:35,500 --> 00:20:37,583
‫گفتم شاید یه‌کم چای پونه قبل از «بادی رپ»

269
00:20:37,666 --> 00:20:40,083
‫- دوست‌ داشته باشی.
‫- وای،‌ مرسی.

270
00:20:40,166 --> 00:20:42,375
‫خواهش می‌کنم. خوشحالم می‌بینمت.

271
00:20:47,166 --> 00:20:49,958
‫- آره.
‫- واسه گردش خون خوبه.

272
00:20:51,500 --> 00:20:55,083
‫آره، عاشق چای پونه‌م.

273
00:20:57,750 --> 00:20:59,416
‫خوبه.

274
00:20:59,500 --> 00:21:02,666
‫می‌خواستم بابت دیروز صمیمانه ازت تشکر کنم.

275
00:21:02,750 --> 00:21:06,166
‫اینکه کنارم بودی،
‫منو آوردی به اتاقم.

276
00:21:06,250 --> 00:21:08,708
‫- آخه خیلی داغون بودم.
‫- نه بابا، خوب بودی.

277
00:21:08,791 --> 00:21:11,625
‫خیلی بدتر می‌شد اگه اونجا نبودی.

278
00:21:11,708 --> 00:21:15,041
‫حضورت خیلی خوب

279
00:21:15,125 --> 00:21:17,666
‫مهربون و آرام‌بخشه.

280
00:21:17,750 --> 00:21:19,625
‫جدی می‌گم بلیندا.
‫شوخی نمی‌کنم.

281
00:21:19,708 --> 00:21:22,000
‫تو...باید مرکز درمانی خودت رو داشته باشی.

282
00:21:22,083 --> 00:21:23,041
‫باید داشته باشی.

283
00:21:23,125 --> 00:21:25,041
‫چون حالیته چکار می‌کنی.

284
00:21:25,125 --> 00:21:26,791
‫خیلی خیلی لطف داری، مرسی.

285
00:21:26,875 --> 00:21:30,625
‫نمی‌شه که پشت میز اسپای یه هتل باشی.

286
00:21:30,708 --> 00:21:32,666
‫باید مشغول کار خودت باشی.

287
00:21:33,250 --> 00:21:34,375
‫می‌دونم.

288
00:21:34,458 --> 00:21:37,791
‫آره، و خب ببین،
‫من کسی‌م که می‌تونه عملی‌ش کنه.

289
00:21:38,750 --> 00:21:40,958
‫واقعا باید بهش فکر کنی.

290
00:21:43,750 --> 00:21:45,625
‫چیزی که منم می‌تونم استفاده کنم.

291
00:21:46,791 --> 00:21:49,291
‫می‌دونی، منم کلی سرگرم می‌شم

292
00:21:49,375 --> 00:21:52,500
‫و حتی می‌تونم بهت چندتا ایده‌ هم بدم.

293
00:21:52,583 --> 00:21:55,166
‫می‌دونی، کلیّت کار مال تو می‌مونه بازم.

294
00:21:58,000 --> 00:21:59,333
‫نظرمو جلب کرده.

295
00:21:59,416 --> 00:22:02,000
‫و خیلی خیلی بهش علاقه‌مندم.

296
00:22:02,083 --> 00:22:06,708
‫سلام، یه لحظه...
‫آره دیگه،‌ من باید برم...

297
00:22:06,791 --> 00:22:08,500
‫تو فعلا چای پونه رو بخور

298
00:22:08,583 --> 00:22:10,500
‫و می‌خوام بیشتر درباره‌ش صحبت کنیم

299
00:22:10,583 --> 00:22:14,291
‫ولی بعد از پاکسازی با اکسیژنم
‫خیلی ذهنم بازتر می‌شه.

300
00:22:14,833 --> 00:22:16,625
‫خیلی‌خب دیگه.

301
00:22:18,833 --> 00:22:21,166
‫بریم تو کسب و کار. خب دیگه.

302
00:22:31,833 --> 00:22:32,708
‫یعنی چی؟

303
00:22:32,791 --> 00:22:34,291
‫بانگ اینجاست،
‫علف اینجاست

304
00:22:34,375 --> 00:22:35,625
‫ولی قرص‌ها نیستن.

305
00:22:35,708 --> 00:22:38,041
‫نه. «ک» چطور؟

306
00:22:38,125 --> 00:22:39,708
‫یعنی اون جاکش موادمون رو برده؟

307
00:22:39,791 --> 00:22:41,750
‫کلونوپین رو می‌گم لیو.

308
00:22:41,833 --> 00:22:43,083
‫خوش می‌گذره؟

309
00:22:51,000 --> 00:22:53,041
‫می‌گم دخترا، می‌شه یه خواهشی ازتون بکنم؟

310
00:22:54,750 --> 00:22:57,125
‫می‌شه سعی کنید یه‌کم بیشتر کوئین رو

311
00:22:57,208 --> 00:22:59,583
‫توی مراسم جادوگری‌تون
‫یا هر کاری که انجام می‌دید شرکت بدید؟

312
00:22:59,666 --> 00:23:02,125
‫مامان، اون داره توی
‫یه استخر بچه‌گونه غواصی می‌کنه.

313
00:23:02,208 --> 00:23:05,666
‫نه، می‌دونم، کلا می‌گم.
‫می‌دونی،‌ فقط...

314
00:23:05,750 --> 00:23:08,291
‫فکر نمی‌کنم به حد کافی درک کنید که
‫الان شرایط چقدر

315
00:23:08,375 --> 00:23:10,416
‫واسه بچه‌هایی مثل کوئین سخته.

316
00:23:10,500 --> 00:23:12,458
‫چرا؟ بخاطر آسپرگر داشتن؟

317
00:23:12,541 --> 00:23:15,291
‫اولیویا،‌ اون آسپرگر نداره.

318
00:23:15,375 --> 00:23:18,833
‫ولی یه جوونِ سفید و دگرجنس‌گراست.

319
00:23:18,916 --> 00:23:21,416
‫و الان کسی دلش واسه‌شون نمی‌سوزه.

320
00:23:21,500 --> 00:23:23,625
‫و فکر می‌کنم که حداقل ما باید اهمیت بدیم.

321
00:23:24,833 --> 00:23:27,708
‫آره دیگه، بخوای حساب کنی
‫اینا الان قشر مظلوم جامعه‌ن.

322
00:23:29,291 --> 00:23:30,291
‫ادامه بده.

323
00:23:30,375 --> 00:23:32,625
‫خب، مثلا جوونایی مثل کوئین

324
00:23:32,708 --> 00:23:34,083
‫که تازه دانشگاهش رو تموم کرده‌ن

325
00:23:34,166 --> 00:23:36,791
‫فرقی نداره چقدر عملکردشون عالی باشه

326
00:23:36,875 --> 00:23:40,250
‫تقریباً محاله که بشه استخدامشون کرد.

327
00:23:40,333 --> 00:23:42,458
‫خب، به‌خاطر این نیست که تا الان

328
00:23:42,541 --> 00:23:44,500
‫اونا رو کلا استخدام کردین؟

329
00:23:44,583 --> 00:23:46,416
‫آره، مگه به اندازهٔ کافی
‫ازشون استخدام ندارین؟

330
00:23:46,500 --> 00:23:47,500
‫باور کن می‌فهمم چی‌میگین.

331
00:23:47,583 --> 00:23:52,833
‫فقط می‌گم که درک می‌کنم
‫پسرایی مثل کوئین

332
00:23:52,916 --> 00:23:55,666
‫چطور ممکنه الان
‫حس رونده شدن از جامعه رو داشته باشن.

333
00:23:56,125 --> 00:23:57,333
‫مامان چندشم شد!

334
00:23:57,416 --> 00:24:00,000
‫و به‌نظرم منصفانه‌ نیست.

335
00:24:00,083 --> 00:24:01,375
‫مامان زشته!

336
00:24:01,458 --> 00:24:04,750
‫اولیویا اون پسرمه، خب؟

337
00:24:06,041 --> 00:24:08,333
‫به‌نظرم مشکلی براش پیش نیاد نیکول.

338
00:24:09,125 --> 00:24:10,166
‫مرسی پائولا.

339
00:24:11,208 --> 00:24:13,416
‫خب دیگه. پائولا داروهاش گم شده.

340
00:24:13,500 --> 00:24:15,958
‫و باید بریم پیداشون کنیم.
‫ضروریه.

341
00:24:16,041 --> 00:24:17,916
‫قرار نیست تشنجی چیزی کنه که؟

342
00:24:18,000 --> 00:24:19,583
‫اگه بیشتر از این اینجا بشینم می‌کنم.

343
00:24:36,291 --> 00:24:38,541
‫حالا می‌دونم که گفتین سوپرایز منو نمی‌خوای

344
00:24:38,625 --> 00:24:41,041
‫ولی بی‌اجازه گفتم بیارمش به هرحال.

345
00:24:41,916 --> 00:24:42,958
‫چیه حالا؟

346
00:24:43,625 --> 00:24:44,833
‫خب...

347
00:24:47,500 --> 00:24:49,291
‫- تا دا!
‫- مامان!

348
00:24:49,375 --> 00:24:51,000
‫- مزاحم شدم؟
‫- بیخیال مامان.

349
00:24:51,083 --> 00:24:52,666
‫می‌دونم که ماه‌عسلته.

350
00:24:52,750 --> 00:24:54,833
‫اینجا چکار می‌کنی؟ سلام!

351
00:24:54,916 --> 00:24:56,416
‫آخی.

352
00:24:56,500 --> 00:24:58,125
‫گوش‌کن،‌ می‌دونم درست نیست و خوبیت نداره

353
00:24:58,208 --> 00:24:59,833
‫و اینکه بهش گفتم که مخفی نگه‌ش داره

354
00:24:59,916 --> 00:25:02,333
‫چون می‌دونستم قبول نمی‌کنی.

355
00:25:02,416 --> 00:25:04,750
‫برو بابا.
‫بیا داخل، بدو،‌ بدو!

356
00:25:04,833 --> 00:25:06,416
‫شام واسه سه نفر بیاریم؟

357
00:25:06,500 --> 00:25:07,583
‫آره.

358
00:25:08,125 --> 00:25:09,166
‫ریچ.

359
00:25:09,250 --> 00:25:11,875
‫سورپرایز!

360
00:25:11,958 --> 00:25:14,708
‫وای خدا.
‫قیافه‌ش رو ببین طفلکی.

361
00:25:14,791 --> 00:25:16,375
‫رنگش مثل گچ سفید شده.

362
00:25:17,333 --> 00:25:19,916
‫نگران نباش،‌ اتاق جدا دارم.

363
00:25:20,000 --> 00:25:22,875
‫و اینکه فقط یه شب، شایدم دو شب اینجام.

364
00:25:22,958 --> 00:25:24,958
‫من عقل تو کله‌م نیست، خیلی ببخشید.

365
00:25:25,041 --> 00:25:27,083
‫رسما رد داده‌م،‌ می‌دونم.

366
00:25:27,166 --> 00:25:28,833
‫فقط خیلی خستهٔ عروسی

367
00:25:28,916 --> 00:25:30,541
‫و اون همه مقدماتش بودم.

368
00:25:30,625 --> 00:25:31,666
‫می‌دونم شمام بودین.

369
00:25:32,458 --> 00:25:33,666
‫ولی بعد «کتی کلمنت»...

370
00:25:33,750 --> 00:25:35,625
‫به‌خدا این فکرو کتی کلمنت انداخت تو سرم.

371
00:25:35,708 --> 00:25:38,208
‫گفت که
‫« باید آخر هفته رو بریم اسپای مانو کی»

372
00:25:38,291 --> 00:25:40,375
‫و خب خیلی عالی به‌نظر میومد.

373
00:25:40,458 --> 00:25:42,208
‫بعدشم که تلفنی باهات صحبت کردم

374
00:25:42,291 --> 00:25:45,416
‫و خیلی صدات ناراحت بود، نگرانم کردی.

375
00:25:45,500 --> 00:25:48,791
‫و با خودم گفتم،‌ بهتره جلدی بیام اینجا

376
00:25:48,875 --> 00:25:51,916
‫و شماها رو ببینم و
‫یه‌کم قربون‌ صدقه‌تون برم

377
00:25:52,000 --> 00:25:53,291
‫بعدش برم و

378
00:25:53,375 --> 00:25:55,166
‫کتی رو توی «مانو کی» ببینم.

379
00:25:55,250 --> 00:25:57,083
‫لطفاً از دست مادرشوهرت عصبانی نشو.

380
00:25:57,166 --> 00:25:59,333
‫وای خدا، معلومه که عصبی نیستم.

381
00:25:59,416 --> 00:26:01,208
‫خیلی خیلی از دیدنتون خوشحالم.

382
00:26:01,291 --> 00:26:03,416
‫خوبه پس.
‫خیلی خوشحالم می‌کنه.

383
00:26:03,500 --> 00:26:05,041
‫منظرهٔ خیلی خوبی داره.

384
00:26:05,916 --> 00:26:07,583
‫اتاق خیلی خوبیه.

385
00:26:07,666 --> 00:26:10,125
‫ولی قطعاً اونی که من رزرو کردم نیست.

386
00:26:11,125 --> 00:26:12,208
‫باور کن می‌دونم.

387
00:26:12,291 --> 00:26:13,958
‫آخه چرا این اتاق رو بهتون دادن؟

388
00:26:14,041 --> 00:26:16,958
‫مادر... اصلاً بحثشم نکن.

389
00:26:17,500 --> 00:26:18,541
‫چیزه...

390
00:26:22,000 --> 00:26:24,125
‫هممم؟ بحث حساسیه نه؟

391
00:26:24,208 --> 00:26:25,291
‫آره.

392
00:26:27,250 --> 00:26:30,083
‫باورم نمی‌شه پسر کوچولوم زن گرفته.

393
00:26:30,166 --> 00:26:32,375
‫باورم نمی‌شه آخی!

394
00:26:32,458 --> 00:26:34,375
‫خیلی خوشحالم که اون‌همه دوربین بود حداقل.

395
00:26:34,458 --> 00:26:37,333
‫کل ماجرا واسه‌م کاملا مبهمه الان.

396
00:26:37,408 --> 00:26:40,617
‫من که چیزی یادم نمیاد.
‫تو میاد؟‌ تو چی؟

397
00:26:40,708 --> 00:26:43,458
‫و ریچل،‌ عجب عروس خوشگلی شده بودی

398
00:26:43,541 --> 00:26:44,791
‫ولی خب خیلی رنگ‌پریده.

399
00:26:44,875 --> 00:26:46,500
‫ولی الان یه‌کم رنگ و روت وا شده
‫و عالیه.

400
00:26:46,583 --> 00:26:49,000
‫- مرسی.
‫- اقیانوس و موج‌سواری رفتین شین؟

401
00:26:49,083 --> 00:26:49,958
‫یه‌کم.

402
00:26:50,041 --> 00:26:51,291
‫خیلی نگران گوشاتم البته.

403
00:26:51,375 --> 00:26:52,958
‫باید حتما گوشت رو...
‫گوش‌گیرات رو آوردی؟

404
00:26:53,041 --> 00:26:53,958
‫می‌دونم.

405
00:26:54,349 --> 00:26:57,341
‫خیلی از این کاغذ دیواری این یکی خوشم میاد.

406
00:26:57,416 --> 00:27:00,041
‫خیلی خوشگله.
‫می‌خوام یکی ازش بخرم، تو نمی‌خوای؟

407
00:27:01,208 --> 00:27:03,875
‫بهش شخصیت می‌ده.

408
00:27:03,958 --> 00:27:05,958
‫چقدرم نخل اینجاست.

409
00:27:06,041 --> 00:27:08,541
‫- اسمش همینه دیگه.
‫- پس تِم اتاقه، خیلی‌خب پس.

410
00:27:10,708 --> 00:27:12,041
‫اینجا چیه؟

411
00:27:12,125 --> 00:27:14,041
‫- چیه؟
‫- وای چه خوشگله!

412
00:27:14,125 --> 00:27:16,791
‫ولی خیلی گل و گیاه‌ اینجا
‫منظره رو خراب کردن.

413
00:27:23,625 --> 00:27:26,541
‫رفیق، کوئین، دیروز...

414
00:27:28,250 --> 00:27:30,791
‫فکر کنم یه چیزی که
‫احتمالا نباید می‌گفتم رو گفتم.

415
00:27:30,875 --> 00:27:33,166
‫- مثل چی؟
‫- خب...

416
00:27:34,250 --> 00:27:38,333
‫دقیقا یادم نمیاد چی گفتم خب...

417
00:27:38,416 --> 00:27:40,625
‫گفتی سکس با مامان مثل این بوده که

418
00:27:40,708 --> 00:27:42,583
‫یه بشقاب کرم زنده بخوری.

419
00:27:44,125 --> 00:27:45,166
‫اینو گفتم؟

420
00:27:51,250 --> 00:27:54,375
‫کوئین، ببین.
‫به‌خاطر مادرت نیست.

421
00:27:54,458 --> 00:27:57,625
‫مادرت خوشگله، خیلی خوش‌‌شانسم که زنم شده.

422
00:27:59,500 --> 00:28:01,041
‫یعنی،‌ حقیقت اینه که...

423
00:28:05,333 --> 00:28:06,791
‫می‌خوای حقیقت رو بدونی؟

424
00:28:08,083 --> 00:28:09,083
‫باشه.

425
00:28:10,041 --> 00:28:12,541
‫من یه بار...
‫به مادرت خیانت کردم.

426
00:28:14,500 --> 00:28:17,583
‫خب، یه بار که نه
‫ولی با یه زن.

427
00:28:19,416 --> 00:28:21,416
‫می‌دونی، یکی دو باری.

428
00:28:21,500 --> 00:28:23,375
‫البته...چند بار بود.

429
00:28:23,458 --> 00:28:25,208
‫- کردی؟
‫- آره.

430
00:28:27,958 --> 00:28:28,916
‫مامان می‌دونه؟

431
00:28:29,000 --> 00:28:30,875
‫آره می‌دونه.
‫البته که می‌دونه.

432
00:28:32,125 --> 00:28:35,125
‫و موقع کنار اومدن باهاش،
‫کنار اومدن با مامانت

433
00:28:35,208 --> 00:28:37,250
‫موقع راضی کردنش واسه بخشیدنم...

434
00:28:37,833 --> 00:28:39,333
‫روزگارم جهنم بود.

435
00:28:41,666 --> 00:28:43,416
‫بدترین دوران زندگی‌م بود.

436
00:28:44,541 --> 00:28:46,458
‫تونستیم از بچه‌ها مخفی‌ش کنیم

437
00:28:46,541 --> 00:28:48,208
‫ولی تقریبا ترکم کرد.

438
00:28:51,375 --> 00:28:53,750
‫و می‌دونی، کلی داستان پیش اومد.

439
00:28:53,833 --> 00:28:55,541
‫کلی جلسات درمانی رفتیم.

440
00:28:55,625 --> 00:28:59,041
‫آره، یه جفت النگو واسه‌ش خریدم،
‫۷۵هزار دلار تموم شد.

441
00:28:59,125 --> 00:29:00,125
‫چی؟

442
00:29:01,333 --> 00:29:02,958
‫آره، با پول خودم.

443
00:29:03,041 --> 00:29:04,375
‫نه اون.

444
00:29:06,291 --> 00:29:08,333
‫پسر... اون لحظه...

445
00:29:09,666 --> 00:29:10,916
‫انگار یه...

446
00:29:12,375 --> 00:29:13,458
‫یه میمونی.

447
00:29:14,708 --> 00:29:16,500
‫انگار تسخیر شدی.

448
00:29:16,583 --> 00:29:19,166
‫هر کاری می‌کنی که نیاز جنسی‌ت رفع بشه.

449
00:29:20,500 --> 00:29:22,708
‫و بعدش ازش پشیمون می‌شی.

450
00:29:24,083 --> 00:29:25,500
‫و پشیمون هم می‌شی.

451
00:29:29,250 --> 00:29:31,750
‫این وسط مرد هست
‫و یه میمون هم.

452
00:29:33,750 --> 00:29:36,250
‫و یه‌جورایی،
‫باید اون‌قدر مرد باشی

453
00:29:36,333 --> 00:29:37,833
‫که پوزه میمون رو به خاک بمالونی.

454
00:29:49,833 --> 00:29:51,541
‫کیرم توت!
‫گوه‌ توش.

455
00:29:52,458 --> 00:29:54,041
‫ناموسا؟ زودباش دیگه.

456
00:29:54,125 --> 00:29:56,416
‫چه مرگته؟ باز شو دیگه.

457
00:29:56,500 --> 00:29:58,583
‫آهای؟

458
00:30:00,666 --> 00:30:02,625
‫- یالا!
‫- ببخشید.

459
00:30:03,791 --> 00:30:05,583
‫فکر کنم اون اتاق منه.

460
00:30:08,208 --> 00:30:13,083
‫وای! بخشکی شانس!
‫پس من کجام؟ دارم چکار می‌کنم؟

461
00:30:13,166 --> 00:30:16,083
‫خب، معلومه کار هم نمی‌کنه.

462
00:30:16,625 --> 00:30:18,041
‫خیلی گیج شدم.

463
00:30:19,250 --> 00:30:23,041
‫594!
‫من اتاق 592ـم.

464
00:30:23,125 --> 00:30:25,458
‫روی قایق مست کردم.

465
00:30:25,541 --> 00:30:26,666
‫نه بابا؟

466
00:30:26,750 --> 00:30:28,750
‫آره، ببخشید
‫الان می‌رم کنار.

467
00:30:28,833 --> 00:30:31,958
‫فکر کنم باید اتاق بغلی باشم.

468
00:30:32,041 --> 00:30:33,250
‫شاید اینجاست.

469
00:30:33,333 --> 00:30:36,375
‫آها خودشه، اینجا اتاق منه.
‫ببخشید.

470
00:30:36,458 --> 00:30:39,166
‫- روی قایق مشغول مشروب خوردن بودیم.
‫- آره

471
00:30:39,250 --> 00:30:40,750
‫گفتی قبلا.

472
00:30:40,833 --> 00:30:43,250
‫آره هر سال می‌ریم قسمت
‫آب‌های عمیق ماهی‌گیری.

473
00:30:43,333 --> 00:30:44,666
‫یه گروه مشتی.

474
00:30:44,750 --> 00:30:46,500
‫چند نفر از رفقای «ز.س.م».

475
00:30:47,708 --> 00:30:50,916
‫عه! وای!

476
00:30:51,000 --> 00:30:54,583
‫از هاوایی لذت می‌برین؟
‫با خونواده تشریف آوردین؟

477
00:30:56,500 --> 00:30:59,750
‫نه. نه،‌ من تنهایی اومدم سفر.

478
00:30:59,833 --> 00:31:01,416
‫عه! باشه پس.

479
00:31:01,500 --> 00:31:03,666
‫خونوادهٔ منم اینجا نیستن.

480
00:31:03,750 --> 00:31:06,916
‫بچه‌هام بزرگ شده‌ن، همسرم نیست.
‫طلاق گرفتیم.

481
00:31:07,541 --> 00:31:08,750
‫آها.

482
00:31:08,833 --> 00:31:12,083
‫ببخشید که دم درتون اومدم.

483
00:31:12,166 --> 00:31:14,041
‫حالا شد! کار کرد.

484
00:31:35,416 --> 00:31:38,333
‫- سلام.
‫- سلام،‌ خب می‌گم

485
00:31:38,416 --> 00:31:40,250
‫می‌دونید دوستام امروز دارن می‌رن

486
00:31:40,333 --> 00:31:42,416
‫و من تا آخر هفته اینجا می‌مونم

487
00:31:42,500 --> 00:31:43,875
‫و شما تنهایی و با خودم گفتم که

488
00:31:43,958 --> 00:31:45,541
‫خب چرا شام رو با هم نخوریم؟

489
00:31:45,625 --> 00:31:47,083
‫می‌خواید امشب شام بخوریم؟

490
00:31:47,833 --> 00:31:48,916
‫خیلی...ناجوره؟

491
00:31:49,000 --> 00:31:51,250
‫همین طبقهٔ پایینه دیگه،
‫همینجور بی‌مناسبت بریم.

492
00:31:52,333 --> 00:31:54,041
‫آها، خب...

493
00:31:55,166 --> 00:31:56,750
‫- برنامه داشتم.
‫- عه.

494
00:31:57,666 --> 00:31:59,541
‫- خب،‌ پس...
‫- ولی می‌تونم...

495
00:32:00,750 --> 00:32:02,166
‫می‌تونم بندازمش...

496
00:32:02,250 --> 00:32:04,625
‫- بعدا.
‫- آره؟ خوبه پس.

497
00:32:04,708 --> 00:32:06,958
‫عالیه!
‫یعنی حرف نداره.

498
00:32:07,041 --> 00:32:09,458
‫ساعت هفت می‌بینمتون پس.

499
00:32:09,541 --> 00:32:11,500
‫خب دیگه.
‫راستی!

500
00:32:11,583 --> 00:32:14,166
‫من گِرگ هستم.
‫باید همون اول می‌گفتم.

501
00:32:17,333 --> 00:32:19,083
‫من تانیا مک‌کوادم.

502
00:32:20,541 --> 00:32:21,708
‫خوش‌وقتم.

503
00:32:38,083 --> 00:32:39,333
‫با اسپا تماس گرفتید.

504
00:32:39,416 --> 00:32:41,208
‫سلام،‌ منم.

505
00:32:41,291 --> 00:32:44,125
‫- سلام تانیا.
‫- می‌گم ببین...

506
00:32:45,291 --> 00:32:48,708
‫مشکلی نیست که شام رو بندازیم فردا؟

507
00:32:48,791 --> 00:32:52,875
‫باورت بشه یا نه شام دعوتم کردن.

508
00:32:52,958 --> 00:32:55,791
‫یه ماهی‌گیر آب‌های عمیق تو اتاق بغلیه.

509
00:32:55,875 --> 00:32:58,666
‫و با یه گروه از «زندگی سیاه‌پوستان مهمه» رفیقه.

510
00:32:59,625 --> 00:33:00,958
‫جدی؟

511
00:33:01,041 --> 00:33:02,208
‫حتما، مشکلی نیست.

512
00:33:02,291 --> 00:33:04,000
‫فکر کنم یه قرار واسه‌ت خوب باشه.

513
00:33:04,083 --> 00:33:05,291
‫والا چی بگم.

514
00:33:05,375 --> 00:33:08,166
‫من...خب مطمئمن نیستم،
‫ولی خب آره دیگه

515
00:33:08,250 --> 00:33:11,666
‫خیلی شرمنده‌م که شام رو عقب انداختم.

516
00:33:11,750 --> 00:33:12,916
‫مشکلی نیست.

517
00:33:13,000 --> 00:33:15,416
‫می‌دونی اون‌قدر دربارهٔ
‫صحبتمون هیجان‌زده شدم

518
00:33:15,500 --> 00:33:17,750
‫که تصمیم گرفتم یه طرح درخواست شغل بنویسم.

519
00:33:17,833 --> 00:33:20,000
‫دارم الان روش کار می‌کنم.
‫امشب خوش بگذره.

520
00:33:20,083 --> 00:33:22,375
‫باشه‌پس.
‫ببین، خیلی ممنون ازت.

521
00:33:22,458 --> 00:33:23,916
‫- خواهش می‌کنم.
‫- خب دیگه.

522
00:33:24,000 --> 00:33:25,375
‫خداحافظ.

523
00:33:49,208 --> 00:33:50,083
‫الو؟

524
00:33:50,166 --> 00:33:51,875
‫آقای پتن پشت خطه.

525
00:33:51,958 --> 00:33:53,166
‫وای گوه توش.

526
00:33:54,083 --> 00:33:55,250
‫باشه، حله.

527
00:33:58,125 --> 00:33:59,541
‫الو.

528
00:33:59,625 --> 00:34:01,625
‫آقای پتن،
‫از دیدار با مادرتون لذت می‌برین؟

529
00:34:01,708 --> 00:34:03,875
‫گفتی اون شماره تلفن رو واسه‌م می‌فرستی

530
00:34:04,000 --> 00:34:05,375
‫همون شمارهٔ مدیر کل.

531
00:34:06,250 --> 00:34:07,791
‫یادت رفته که بفرستی واسه‌م؟

532
00:34:07,875 --> 00:34:09,250
‫آره حتما، الان میارم خدمتتون.

533
00:34:09,333 --> 00:34:11,041
‫- مشکلی نیست.
‫- همون سر میز غذا بیارش.

534
00:34:11,125 --> 00:34:12,625
‫خدافظ.

535
00:34:12,708 --> 00:34:14,916
‫پناه بر خدا.
‫مرتیکهٔ خُل و چل.

536
00:34:16,791 --> 00:34:18,041
‫یه لحظه!

537
00:34:19,625 --> 00:34:20,666
‫بله؟

538
00:34:23,083 --> 00:34:25,291
‫عه،‌ دیلن
‫بیا داخل.

539
00:34:26,833 --> 00:34:28,958
‫خوشحالم اینجایی.
‫یه کارت تبلیغاتی باید درست کنم

540
00:34:29,041 --> 00:34:31,750
‫که لوگوی «لوتس» روش باشه.
‫کارت با کامپیوتر خوبه؟

541
00:34:31,833 --> 00:34:34,500
‫ببنید،‌ دخترای سوئیت
‫«تریدویندز» توی لابی منتظرن.

542
00:34:34,583 --> 00:34:36,583
‫- چی می‌خوان؟
‫- می‌خوان با شما صحبت کنن.

543
00:34:36,666 --> 00:34:39,000
‫وای سگ توش.
‫باشه خب.

544
00:34:51,041 --> 00:34:52,541
‫خانوما،
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

545
00:34:52,625 --> 00:34:54,166
‫یه‌سری چیزا از کیفم دزدیده شده.

546
00:34:54,250 --> 00:34:56,333
‫- چه‌جور چیزا؟
‫- چیزای مهم.

547
00:34:56,416 --> 00:34:58,041
‫داروهای پائولا.

548
00:34:58,125 --> 00:34:59,125
‫ای وایِ من!

549
00:35:00,750 --> 00:35:02,333
‫خب، اگه می‌خواید یه لیست از

550
00:35:02,416 --> 00:35:04,500
‫ داروهایی که گم‌ کردید بنویسید،

551
00:35:04,583 --> 00:35:06,291
‫بعد می‌تونیم بهتر دنبالشون باشیم.

552
00:35:08,208 --> 00:35:10,583
‫بیخیال، لیستش خیلی طولانی می‌شه.

553
00:35:12,125 --> 00:35:13,166
‫نمی‌خواید؟

554
00:36:33,500 --> 00:36:35,333
‫سلام. من ...

555
00:36:35,416 --> 00:36:37,375
‫اسمم کوئینه،‌ و اونجا بودم که...

556
00:37:22,958 --> 00:37:24,500
‫شنیدیم، الان تمیز می‌کنیم.

557
00:37:24,583 --> 00:37:25,875
‫ردیفش می‌کنیم رئیس.

558
00:37:37,583 --> 00:37:38,916
‫همینجا.

559
00:37:39,583 --> 00:37:40,833
‫این از میزتون.

560
00:37:42,041 --> 00:37:43,208
‫خیلی هم عالی.

561
00:37:43,291 --> 00:37:44,416
‫ممنون.

562
00:37:44,500 --> 00:37:46,000
‫اینم منوی غذاها.

563
00:37:48,291 --> 00:37:50,333
‫آقای ماسباکر، امشب خیلی خوش‌تیپ شدی.

564
00:37:50,416 --> 00:37:51,875
‫عه، مرسی!

565
00:37:51,958 --> 00:37:54,166
‫امشب یه چیز ویژه واسه‌تون داریم.

566
00:37:54,250 --> 00:37:55,791
‫کارکنان بومی‌مون براتون

567
00:37:55,875 --> 00:37:58,000
‫یه نمایش سرگرم‌کنندهٔ مخصوص هاوایی
‫اجرا می‌کنن.

568
00:37:58,083 --> 00:38:01,250
‫عه! که همین الان با دمیدن ساز «پو»
‫شروع می‌شه.

569
00:38:17,750 --> 00:38:19,750
‫خب، عالی نبود؟
‫ حالش رو ببرید.

570
00:38:28,416 --> 00:38:29,416
‫بابا...

571
00:38:30,416 --> 00:38:31,875
‫فکر کنم اون یارو داشت دست‌مالی‌ت می‌کرد.

572
00:38:31,958 --> 00:38:34,375
‫شاید چون نشئه کتامین ما بوده.

573
00:38:35,333 --> 00:38:37,041
‫نه بابا فقط صمیمی برخورد کرد.

574
00:38:38,000 --> 00:38:39,958
‫از قیافه‌ش مشخص بود که
‫می‌خواد بذاره در کونت بابا.

575
00:38:40,041 --> 00:38:41,833
‫اولیویا، بس کن.

576
00:38:41,916 --> 00:38:44,333
‫اینا همون النگوهای ۷۵هزار دلاری هستن؟

577
00:38:46,125 --> 00:38:48,333
‫یه هدیه از طرف پدرته.

578
00:38:48,416 --> 00:38:50,375
‫نمیـ... نمی‌دونم چقدر واسه‌ش آب خورده‌ن.

579
00:38:50,458 --> 00:38:52,250
‫۷۵هزار دلار! چرا آخه؟

580
00:38:52,333 --> 00:38:55,333
‫کوئین! مودبانه نیست بیای
‫درمورد قیمت چیزی صحبت کنی.

581
00:38:55,416 --> 00:38:57,958
‫و همنیجوری رو مچ دستت می‌مونن؟

582
00:38:58,041 --> 00:39:01,250
‫- باهاشون چکار می‌کنی؟
‫- هی! تموش کن دیگه پسر.

583
00:39:18,833 --> 00:39:22,625
‫می‌دونی...احتمالا بهتره
‫دیگه صحبت‌ها رو شروع کنیم.

584
00:39:22,708 --> 00:39:26,541
‫چون قراره یه ضیافت خیلی
‫پر سر و صدا برگزار کنن.

585
00:39:26,625 --> 00:39:29,375
‫آها. باشه.

586
00:39:29,458 --> 00:39:31,416
‫خب، صحبت کنیم پس.

587
00:39:36,416 --> 00:39:37,416
‫خب...

588
00:39:48,208 --> 00:39:50,625
‫- درود!‌خوش اومدین.
‫- سلام.

589
00:39:50,708 --> 00:39:52,833
‫یه میز مخصوص واسه شما نگه داشتم،

590
00:39:52,916 --> 00:39:55,166
‫که بتونین از برنامه لذت ببرید،
‫از این طرف.

591
00:40:02,541 --> 00:40:04,583
‫چه باصفا!

592
00:40:04,666 --> 00:40:08,750
‫موسیقی زنده داریم و مردای خوش‌هیکل که

593
00:40:08,833 --> 00:40:11,250
‫که دامن برگی پوشیدن،
‫عاشقشم.

594
00:40:11,333 --> 00:40:13,583
‫- خدمت شما.
‫- ممنونم.

595
00:40:13,666 --> 00:40:15,958
‫می‌گم می‌تونم الان شماره رو بدی؟

596
00:40:16,041 --> 00:40:18,833
‫- اتفاقا خودمم می‌خواستم بدم بهتون.
‫- آها.

597
00:40:19,333 --> 00:40:20,500
‫خدمت شما.

598
00:40:22,083 --> 00:40:24,625
‫- شام خوبی داشته باشین.
‫- ممنونم.

599
00:40:28,625 --> 00:40:32,250
‫غذای ویژهٔ امشب «ماهولو ماهی-ماهی» هستش.

600
00:40:32,333 --> 00:40:34,833
‫که با انبه برنجی،

601
00:40:34,916 --> 00:40:36,375
‫سالاد جلبک،

602
00:40:36,458 --> 00:40:39,875
‫و یه سالاد خفن سزار سرو می‌شه.

603
00:40:39,958 --> 00:40:41,875
‫- واسه شما چی؟
‫- باشه همون عالیه پس.

604
00:40:44,791 --> 00:40:45,958
‫مامان، خبرای خوب.

605
00:40:46,041 --> 00:40:49,375
‫دارم اطراف رو نگاه می‌کنم
‫و به‌نظر

606
00:40:49,458 --> 00:40:52,958
‫همهٔ مردای سفیدپوست دگرجنس‌گرا
‫قبراق و سر حالن.

607
00:40:53,041 --> 00:40:54,416
‫هنوزم دارن می‌ترکونن.

608
00:40:54,500 --> 00:40:56,000
‫منظورت رو فهمیدم.
‫فقط به‌نظرم جالبه که

609
00:40:56,083 --> 00:40:57,833
‫چطور الان مشکلی نداره همه رو

610
00:40:57,916 --> 00:40:59,958
‫محدود به نژاد و جنسیت‌شون بکنیم؟
‫مگه همین ذهنیت نبوده که

611
00:41:00,041 --> 00:41:02,208
‫سال‌ها داریم علیه‌ش می‌جنگیم؟

612
00:41:05,125 --> 00:41:06,166
‫موافقم.

613
00:41:07,791 --> 00:41:09,916
‫یعنی سال‌ها من آدم خوبهٔ ماجرا بودم.

614
00:41:10,000 --> 00:41:11,833
‫من اونی بودم که همه جا خطاب به

615
00:41:11,916 --> 00:41:13,000
‫اون زن‌ستیز‌ها و متعصب‌ها می‌گفتم که

616
00:41:13,083 --> 00:41:17,000
‫« آهای!‌این کارتون خوب نیست.»

617
00:41:17,083 --> 00:41:18,333
‫ولی حالا آدم بدهٔ قصه شده‌م،

618
00:41:18,416 --> 00:41:19,833
‫یا حداقل نباید چیزی رو

619
00:41:19,916 --> 00:41:23,000
‫بر مبنای ویژگی‌های ارثی‌م می‌گفتم.

620
00:41:23,083 --> 00:41:26,416
‫یعنی چرا باید نیت و ذهنیتِ
‫ضد نژادپرستانه‌م رو ثابت کنم؟

621
00:41:26,500 --> 00:41:28,000
‫اشتباه به‌نظر می‌آد.

622
00:41:28,916 --> 00:41:31,000
‫دیگه بالاخره‌ «گهی پشت بر زین و
‫گهی زیر بر پشت!»

623
00:41:31,083 --> 00:41:33,250
‫آره.
‫قرار نیست همه‌چیز حول محور تو باشه بابا.

624
00:41:33,333 --> 00:41:35,333
‫وقتشه که واسه داستان یه راوی جدید بذاریم.

625
00:41:36,416 --> 00:41:38,041
‫من که مشکلی ندارم.

626
00:41:38,125 --> 00:41:41,541
‫نمی‌خوام روای داستان من باشم، باور کن.

627
00:41:42,875 --> 00:41:46,250
‫خب این‌بار مرکز توجه رو
‫به سمت پائولا ببریم.

628
00:41:49,416 --> 00:41:50,458
‫باشه.

629
00:41:51,291 --> 00:41:52,625
‫آره.

630
00:41:52,708 --> 00:41:54,291
‫چی درباره‌ش می‌دونی؟

631
00:41:55,500 --> 00:41:56,916
‫منظورت چیه؟

632
00:41:57,000 --> 00:41:59,375
‫چیزی دربارهٔ پائولا می‌دونی؟

633
00:41:59,458 --> 00:42:02,333
‫می‌دونم که با تو دانشگاه می‌ره.

634
00:42:02,416 --> 00:42:05,416
‫و اینکه یه دختر خیلی باهوش

635
00:42:05,500 --> 00:42:07,583
‫و خوش‌قیافه‌ست

636
00:42:07,666 --> 00:42:09,333
‫ولی تا حالا ازش یه چیز

637
00:42:09,416 --> 00:42:11,166
‫در مورد خودش نپرسیدی.

638
00:42:11,250 --> 00:42:13,875
‫خب، مصاحبه کاری که نیست.

639
00:42:13,958 --> 00:42:16,583
‫اومدیم تعطیلات،‌ پس...

640
00:42:16,666 --> 00:42:18,375
‫یعنی، جدا از اون...

641
00:42:18,458 --> 00:42:19,791
‫پائولا چی دربارهٔ من می‌دونه؟

642
00:42:20,916 --> 00:42:22,375
‫تخماتون ورم کرده.

643
00:42:22,458 --> 00:42:25,416
‫ورمشون خوابیده.
‫دیدی؟ واسه اونم صدق می‌کنه.

644
00:42:26,583 --> 00:42:28,833
‫یعنی پائولا کی از من سوالی کرده؟

645
00:42:28,916 --> 00:42:30,500
‫می‌تونم یه سوال ازتون بپرسم.

646
00:42:30,583 --> 00:42:31,958
‫باشه،‌ خوبه.
‫بپرس.

647
00:42:33,250 --> 00:42:34,583
‫باوری که ازش دفاع می‌کنی چیه؟

648
00:42:37,708 --> 00:42:39,250
‫از چی دفاع می‌کنم؟

649
00:42:47,166 --> 00:42:50,166
‫عزیزم، چرا به مامان نمیگی چی تو سرته؟

650
00:42:50,250 --> 00:42:52,083
‫- چی تو سرمه؟
‫- چی؟

651
00:42:52,166 --> 00:42:53,666
‫همونی که امروز صبح درباره‌ش صحبت می‌کردیم.

652
00:42:53,750 --> 00:42:55,375
‫وای نه شین.
‫نمی‌خوام در اون مورد حرف بزنم.

653
00:42:55,458 --> 00:42:57,208
‫بگو دیگه!

654
00:42:57,291 --> 00:42:59,416
‫- نه.
‫- بگو بابا! شاید کمکی کرد.

655
00:43:01,166 --> 00:43:03,250
‫ریچل تو فکر کنار گذاشتن روزنامه‌نگاریه.

656
00:43:03,333 --> 00:43:05,583
‫- هممم.
‫- هنوزم می‌خواد یه تفاوتی ایجاد کنه

657
00:43:05,666 --> 00:43:08,833
‫ولی بالاخره فهمید که
‫روزنامه‌نگاری عاقبت نداره.

658
00:43:08,916 --> 00:43:10,833
‫- اینو نگفتم.
‫- خب دیگه...

659
00:43:10,916 --> 00:43:12,666
‫فکر کنم همه بدونیم که...

660
00:43:12,750 --> 00:43:14,291
‫خب دیگه، تو فکر اینه که

661
00:43:14,375 --> 00:43:15,708
‫وارد کارای خیریه بشه.

662
00:43:15,791 --> 00:43:18,333
‫مامان می‌دونم که کلی با خیریه‌ها کار کردی

663
00:43:18,416 --> 00:43:20,166
‫واسه همین، بگو ببینیم.

664
00:43:20,250 --> 00:43:21,625
‫به‌نظرم فکر خیلی خوبیه ریچل.

665
00:43:21,708 --> 00:43:24,166
‫عاشق کار کردن با خیریه‌هامم.

666
00:43:24,250 --> 00:43:26,458
‫یه راه عالی و برگردوندن محسوب می‌شه.

667
00:43:26,541 --> 00:43:30,416
‫و یه چیزی که خیلی خوبه اینه که
‫می‌تونی خیلی زیاد

668
00:43:30,500 --> 00:43:34,291
‫یا خیلی کم خودت رو درگیرش کنی،
‫واسه همین این انعطاف پذیری رو بهت می‌ده.

669
00:43:34,375 --> 00:43:36,632
‫یعنی، در واقع می‌خواستم...

670
00:43:37,062 --> 00:43:39,046
‫خیلی می‌خوام یه شغل داشته باشم.

671
00:43:39,375 --> 00:43:41,208
‫نه. چرا باید همچین چیزی رو بخوای؟

672
00:43:43,750 --> 00:43:46,166
‫عزیزم. نه.
‫چرا باید بخوای اینکارو کنی؟

673
00:43:46,250 --> 00:43:48,333
‫اصلا با عقل جور در نمیاد. نوچ.

674
00:43:48,416 --> 00:43:49,666
‫- نیازی به انجامش نیست.
‫- چرا...

675
00:43:49,750 --> 00:43:51,666
‫- صحیح.
‫- منظورتون چیه؟‌چرا نیست؟

676
00:43:51,750 --> 00:43:54,541
‫خب آخه محدودت می‌کنه.
‫می‌تونی خیلی کارای بیشتری کنی

677
00:43:54,625 --> 00:43:58,416
‫وقتی مدیر باشی
‫و میزبان یه‌سری مراسم...

678
00:43:58,500 --> 00:44:00,208
‫یه همچین چیزایی.
‫و بخش خوبش اینه که

679
00:44:00,291 --> 00:44:02,166
‫اصلا لازم نیست به کسی حساب پس بدی.

680
00:44:04,791 --> 00:44:08,041
‫می‌خوام بدونم که
‫چطور قاطی جریان «ز.س.م» شدی؟

681
00:44:08,125 --> 00:44:10,375
‫به‌نظرم خیلی جالبه.

682
00:44:11,208 --> 00:44:12,958
‫خب...

683
00:44:14,750 --> 00:44:19,125
‫توی ادارهٔ پلیس «گرند جانکشن» بودم.

684
00:44:19,208 --> 00:44:21,875
‫بعد «ز.س.م» مرکزشون رو
‫به کلورادو منتقل کردن.

685
00:44:21,958 --> 00:44:24,583
‫یه برنامهٔ اجرای قانون داشتن

686
00:44:24,666 --> 00:44:27,875
‫و خب همه چی خیلی خوب جور شده بود دیگه.

687
00:44:27,958 --> 00:44:30,000
‫چی باعث شد که زندگیت رو

688
00:44:30,083 --> 00:44:32,250
‫وقف کنش‌گری کنی؟

689
00:44:32,333 --> 00:44:35,583
‫یه اتفاق بوده که خشونت به‌خصوصی داشته؟

690
00:44:35,666 --> 00:44:38,000
‫من...متوجه نمی‌شم،
‫منظورت از کنش‌گری چیه؟

691
00:44:39,333 --> 00:44:40,375
‫آره خب.

692
00:44:40,458 --> 00:44:41,708
‫جریان «زندگی سیاه‌پوستان مهمه».

693
00:44:43,250 --> 00:44:44,625
‫زندگی سیاه‌پوستان مهمه؟

694
00:44:45,333 --> 00:44:47,458
‫من که...

695
00:44:47,541 --> 00:44:48,875
‫درگیر اون قضیه نیستم.

696
00:44:48,958 --> 00:44:50,541
‫- نیستی؟
‫- نه.

697
00:44:51,958 --> 00:44:53,333
‫- نه.
‫- آخه تو...

698
00:44:53,416 --> 00:44:55,083
‫گفتی «ز.س.م».

699
00:44:57,208 --> 00:44:59,291
‫آره خب، یعنی سازمان مدیریت زمین و اراضی.

700
00:44:59,367 --> 00:45:03,617
‫حدود ۳۰۰ جنگلبان توی ۱۰ ایالت دارم

701
00:45:03,708 --> 00:45:05,791
‫که بهم گزارش می‌دن.

702
00:45:05,875 --> 00:45:08,833
‫وای، فکر...
‫فکر کنم خیلی بد متوجه شدم.

703
00:45:08,916 --> 00:45:10,791
‫یعنی، الان...الان...

704
00:45:11,500 --> 00:45:13,083
‫الان منطقیه.

705
00:45:14,208 --> 00:45:15,500
‫خیلی بیشتر.

706
00:45:18,208 --> 00:45:22,750
‫ولی من... واقعا می‌خوام درگیرش باشم

707
00:45:22,833 --> 00:45:24,625
‫می‌خوام یه کار معنادار بکنم.

708
00:45:24,708 --> 00:45:27,291
‫آخی، ولی عزیزم اون کارها خیلی نابودن.

709
00:45:27,375 --> 00:45:28,875
‫- پولی ازشون در نمیاد.
‫- آره.

710
00:45:28,958 --> 00:45:30,750
‫آره ولی خب من که نیازی
‫ندارم پول زیادی در بیارم.

711
00:45:30,833 --> 00:45:32,125
‫خب اصلا هدفش چیه؟

712
00:45:32,208 --> 00:45:35,375
‫اون کارها
‫درخواست پول از آدمای پول‌داره.

713
00:45:35,458 --> 00:45:38,791
‫کار تو رسما درخواست پول از خودت می‌شه.

714
00:45:38,875 --> 00:45:40,166
‫همه‌چی حول پول می‌چرخه.

715
00:45:40,250 --> 00:45:42,916
‫همه‌ش در مورد پوله.

716
00:45:44,333 --> 00:45:46,625
‫پول، پول، پول.

717
00:45:46,708 --> 00:45:49,083
‫- پول، پول، پول.
‫- پول، پول، پول.

718
00:45:49,166 --> 00:45:51,625
‫و اگه پول داشته باشی،
‫با همینه که می‌تونی کار مفیدی کنی.

719
00:45:51,708 --> 00:45:53,583
‫نیازی به کار کردن نیست.

720
00:45:53,666 --> 00:45:55,125
‫مهمونی می‌گیری.

721
00:45:55,208 --> 00:45:58,166
‫و این کاره.
‫خیلی کاره،‌ باور کن.

722
00:45:58,250 --> 00:45:59,583
‫عروسیت چند سال ازم وقت گرفت.

723
00:45:59,666 --> 00:46:02,333
‫اشتباه برداشت نکن، خیلی دوسش داشتم،
‫تک تک دقایقش رو دوست داشتم.

724
00:46:02,416 --> 00:46:04,291
‫و هیچی یادم نمیاد.

725
00:46:05,875 --> 00:46:08,541
‫هیچی یادم نیست.

726
00:46:08,625 --> 00:46:11,333
‫شوخی نمی‌کنم.
‫هیچی یادم نیست.

727
00:46:11,916 --> 00:46:13,083
‫مبهمه.

728
00:46:13,166 --> 00:46:16,041
‫می‌دونی این همون تفکر قدیمی قبیله‌ایه

729
00:46:16,125 --> 00:46:19,291
‫که صرفا سیستم رده‌بندی قدیمی رو
‫با یه جدیدش جایگزین می‌کنن،‌ انگار...

730
00:46:19,375 --> 00:46:21,833
‫حس می‌کنم که بیشتر این کنش‌گراها

731
00:46:21,916 --> 00:46:24,458
‫واقعا نمی‌خوان که سیستم‌های استمثار اقتصادی

732
00:46:24,541 --> 00:46:27,958
‫از بین بره.
‫حداقل نه اونایی که به‌خودشون نفع می‌رسونه

733
00:46:28,041 --> 00:46:30,625
‫که همه‌شون جهانی هستن دیگه.

734
00:46:30,708 --> 00:46:33,750
‫فقط یه جایگاه بهتر توی سیستم استبداد می‌خوان.

735
00:46:33,833 --> 00:46:36,875
‫هممم. نه،‌ فقط خودت اینطوری مامان.

736
00:46:36,958 --> 00:46:39,333
‫و سیستم باوری تو چیه اولیویا؟

737
00:46:40,041 --> 00:46:41,125
‫نه به سرمایه‌داری؟

738
00:46:41,875 --> 00:46:43,000
‫نه به جامعه‌گرایی؟

739
00:46:44,666 --> 00:46:46,041
‫پس فقط بدبینیه؟

740
00:46:47,958 --> 00:46:49,375
‫چه فرقی داره چه فکری می‌کنیم؟

741
00:46:49,458 --> 00:46:51,833
‫حتی اگه به کارهای درست و غلط فکر کنیم؟

742
00:46:51,916 --> 00:46:53,083
‫بازم همون گهی رو می‌خوریم که قبلا خوردیم.

743
00:46:54,791 --> 00:46:57,250
‫بازم همگی یه مشت انگل رو زمین هستیم.

744
00:46:57,333 --> 00:46:59,833
‫هیچ‌کسی این وسط شریف نیست
‫وقتی ماهی آخر رو می‌خوریم

745
00:46:59,916 --> 00:47:02,541
‫و نایلون زباله‌هامون رو
‫می‌ندازیم تو اقیانوس؟

746
00:47:06,666 --> 00:47:08,291
‫یه میلیارد حیوون

747
00:47:08,375 --> 00:47:09,958
‫توی آتش‌سوزی‌های استرالیا تلف شدن.

748
00:47:11,750 --> 00:47:12,833
‫یه میلیارد.

749
00:47:14,291 --> 00:47:16,375
‫این دردها تکلیف‌شون چی می‌شه؟

750
00:47:28,291 --> 00:47:30,041
‫من می‌رم داخل اتاق،
‫حالم خوش نیست.

751
00:47:30,125 --> 00:47:31,458
‫می‌خوای باهات بیام؟

752
00:47:31,541 --> 00:47:32,875
‫نه.

753
00:47:32,958 --> 00:47:34,333
‫ممنون بابت شام.

754
00:48:08,958 --> 00:48:10,333
‫خب...

755
00:48:17,833 --> 00:48:19,583
‫خب، خیلی‌خب...

756
00:48:31,291 --> 00:48:32,541
‫بیا ببینم.

757
00:48:38,291 --> 00:48:42,333
‫وای! هر چی هوا تو ریه‌م بود رو کشیدی بیرون!

758
00:48:42,416 --> 00:48:44,541
‫می‌خوای بیای آخر شبی یه مشروبی بزنیم؟

759
00:48:44,958 --> 00:48:46,000
‫قطعا.

760
00:48:48,541 --> 00:48:49,625
‫باشه پس.

761
00:49:03,375 --> 00:49:05,458
‫اینو بنداز دور.
‫اینو بنداز دور.

762
00:49:05,541 --> 00:49:06,958
‫- ممنون که کمک کردی.
‫- مشکلی نیست.

763
00:49:07,041 --> 00:49:08,291
‫قرار نیست بهش شمارهٔ رندی رو بدیم.

764
00:49:08,375 --> 00:49:10,333
‫مرتیکه می‌خواد اخراجم کنه.

765
00:49:10,416 --> 00:49:12,708
‫بین خودمون می‌مونه دیگه؟

766
00:49:13,333 --> 00:49:14,375
‫آره.

767
00:49:18,583 --> 00:49:20,000
‫ببین دیلن...

768
00:49:21,250 --> 00:49:23,875
‫دیشب یه‌کم مست بودم.

769
00:49:23,958 --> 00:49:26,333
‫این قضیه رو در موردم نمی‌دونی
‫ولی ۵ سال بود که لب به الکل نزده بودم

770
00:49:26,416 --> 00:49:27,416
‫و خب...

771
00:49:29,958 --> 00:49:32,916
‫وقتی می‌زنم به جاده‌خاکی
‫خیلی بی‌بند و بار می‌شم.

772
00:49:34,875 --> 00:49:37,000
‫مشکلی نیست... پیش میاد.

773
00:49:40,166 --> 00:49:43,833
‫و الان حتی بیشتر از قبل بی‌بند و بارم.

774
00:49:46,250 --> 00:49:47,750
‫چی؟

775
00:49:54,083 --> 00:49:55,166
‫گوش کن.

776
00:49:57,583 --> 00:49:59,041
‫نمی‌تونم تو رو از سرم بیرون کنم.

777
00:50:00,208 --> 00:50:01,583
‫می‌خوام لختت کنم.

778
00:50:02,166 --> 00:50:03,541
‫چکار کنم؟

779
00:50:07,750 --> 00:50:10,541
‫فردا مرخصی می‌گیری،
‫هر شیفتی رو بخوای بهت می‌دم.

780
00:50:15,458 --> 00:50:16,583
‫بیا امشب رو جشن بگیریم.

781
00:50:27,000 --> 00:50:28,041
‫سلام.

782
00:50:29,291 --> 00:50:30,291
‫چخبرا؟

783
00:50:30,375 --> 00:50:33,500
‫فقط می‌خواستم بگم خیلی خفن بود.

784
00:50:33,583 --> 00:50:35,375
‫آره، مرسی.

785
00:50:36,291 --> 00:50:37,375
‫من اولیویام.

786
00:50:37,458 --> 00:50:38,666
‫منم کای.

787
00:50:38,750 --> 00:50:39,875
‫- کای؟
‫- آره.

788
00:50:39,958 --> 00:50:41,333
‫چه اسم خفنی.

789
00:50:41,416 --> 00:50:44,291
‫- مرسی.
‫- اهل هاوایی هستی؟

790
00:50:44,375 --> 00:50:46,125
‫آره.

791
00:50:46,208 --> 00:50:49,208
‫آره خب معلومه،‌ ببخشید
‫خیلی سوال مسخره‌ای بود.

792
00:50:49,291 --> 00:50:50,708
‫نه،‌ اشکالی نداره.
‫مشکلی نیست.

793
00:50:50,791 --> 00:50:52,458
‫بزرگ شدن اینجا حتما خیلی باحال بوده.

794
00:50:52,541 --> 00:50:55,958
‫آره خب، اینجا رو... دوست دارم.

795
00:50:56,875 --> 00:50:58,500
‫آره. خب...

796
00:50:58,583 --> 00:51:01,250
‫یه هفته دیگه با خونواده‌م اینجام.

797
00:51:01,333 --> 00:51:02,541
‫عه، چه خوب.
‫ایول.

798
00:51:02,625 --> 00:51:04,041
‫- خوبه پس.
‫- آره.

799
00:51:12,625 --> 00:51:15,458
‫ریچل، متوجه نمی‌شم چیه که این‌قدر مهمه؟

800
00:51:15,541 --> 00:51:19,166
‫ناسلامتی ماه‌عسلیم!
‫خیلی گستاخانه‌ست.

801
00:51:19,250 --> 00:51:21,916
‫یعنی دیگه...این تهشه!

802
00:51:22,000 --> 00:51:24,583
‫خب...به‌هر حال،
‫مادرم دوستت داره.

803
00:51:24,666 --> 00:51:26,791
‫نه‌خیر نداره شین.

804
00:51:26,875 --> 00:51:29,250
‫- چرا داره.
‫نه، نداره.

805
00:51:29,333 --> 00:51:31,708
‫اگه مامان من میومد چی؟
‫چه حسی داشتی؟

806
00:51:31,791 --> 00:51:33,500
‫مشکلی نبود.
‫هیچ مشکلی نبود.

807
00:51:33,583 --> 00:51:35,833
‫تازه، اصلا اینجوری نمی‌شد.

808
00:51:35,916 --> 00:51:37,958
‫نه بابا؟ چرا نمی‌شد؟

809
00:51:38,041 --> 00:51:39,958
‫چون نمی‌تونه پول هواپیما رو بده.

810
00:51:44,771 --> 00:51:46,479
‫این دیگه خیلی چرته.

811
00:51:47,344 --> 00:51:48,927
‫می‌دونی منظورم چیه دیگه.

812
00:51:49,081 --> 00:51:51,248
‫آره شین،
‫دقیقا می‌دونم منظورت چیه.

813
00:51:51,340 --> 00:51:52,340
‫همه‌ش این پیغام رو می‌ده

814
00:51:52,424 --> 00:51:54,424
‫که «شماره‌ای که باهاش تماس گرفتید
‫در شبکه موجود نمی‌باشد.»

815
00:51:59,340 --> 00:52:00,674
‫شمارهٔ سرکاریه.

816
00:52:03,132 --> 00:52:04,549
‫کیر توش.

817
00:52:07,378 --> 00:52:08,295
‫کجا تشریف می‌بری؟

818
00:52:08,378 --> 00:52:09,670
‫می‌رم برینم به این یارو.

819
00:52:09,753 --> 00:52:12,628
‫شین، وایـسا... چی...
‫الان وسط دعواییم مثلا.

820
00:52:13,711 --> 00:52:15,836
‫بقیه زندگی‌مون واسه دعوا وقت هست.

821
00:53:05,003 --> 00:53:06,336
‫تو بد دردسری افتادی.

822
00:53:07,420 --> 00:53:08,628
‫می‌دونم.

823
00:53:15,545 --> 00:53:16,628
‫لعنتی.

824
00:53:18,045 --> 00:53:19,128
‫خب دیگه.

825
00:53:21,795 --> 00:53:22,920
‫جشن بگیریم.

826
00:53:28,711 --> 00:53:30,086
‫چه‌ عجب!
‫ صلوات!

827
00:54:14,295 --> 00:54:15,711
‫چرا رفتی؟

828
00:54:17,670 --> 00:54:19,211
‫دیدن اینکه مردم هاوایی مجبورن

829
00:54:19,295 --> 00:54:21,503
‫واسه این آدمای سفید پوست که
‫جزیره‌شون رو دزدیده‌ن برقصن...

830
00:54:23,003 --> 00:54:24,295
‫حال آدمو می‌گیره.

831
00:54:26,753 --> 00:54:28,878
‫شرمنده‌م که خونواده‌م انقد عقب‌ مونده‌ن

832
00:54:31,878 --> 00:54:33,211
‫من مثل اونا نیستم.

833
00:54:34,461 --> 00:54:35,753
‫من دوستتم.

834
00:55:36,253 --> 00:55:37,711
‫دنبال آرماندم.

835
00:55:37,795 --> 00:55:39,545
‫فکر کنم دیگه رفته باشه.

836
00:55:40,170 --> 00:55:41,503
‫مطمئنی؟

837
00:55:43,086 --> 00:55:44,586
‫می‌دونی چیه؟
‫شاید توی دفترش باشه.

838
00:55:44,670 --> 00:55:45,836
‫ می‌رم یه نگاه بندازم

839
00:55:47,295 --> 00:55:48,753
‫می‌تونید همونجا صبر کنید.

840
00:55:48,836 --> 00:55:50,295
‫مشکلی نیست. باهات میام.

841
00:55:57,586 --> 00:55:58,586
‫آرماند؟

842
00:56:01,795 --> 00:56:03,795
‫یکی اونجاست، صداش میاد دیگه!

843
00:56:06,795 --> 00:56:07,878
‫آرماند؟

844
00:56:10,461 --> 00:56:11,628
‫پشمام.

845
00:56:14,003 --> 00:56:15,003
‫وای.

846
00:56:19,045 --> 00:56:20,170
‫کیر!

847
00:56:33,086 --> 00:56:34,461
‫فاتحه‌ش خونده‌ست.

848
00:56:35,378 --> 00:56:37,336
‫به‌گای سگ رفتی داداش!

849
00:56:58,316 --> 00:57:18,316
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

