﻿1
00:00:08,060 --> 00:00:09,436
‫اوه، صبر کن. صبر کن، زوئی

2
00:00:09,520 --> 00:00:11,313
‫- چه اتفاقی افتاده؟
‫- اون مسموم شده

3
00:00:11,397 --> 00:00:13,607
‫- چی؟
‫- باید فرض کنم منم آلوده شدم

4
00:00:13,691 --> 00:00:16,360
‫یه پادزهری داره، ولی دستِ اوناست

5
00:00:16,443 --> 00:00:18,988
‫تنها شانسم اینه که بذارم من رو ببرن

6
00:00:19,071 --> 00:00:20,072
‫معامله کنسله

7
00:00:20,155 --> 00:00:22,199
‫یه نفر علیه من حرکت کرده

8
00:00:22,283 --> 00:00:26,328
‫من وقت ندارم تعیین کنم
‫تو توش دست داشتی یا نه

9
00:00:26,412 --> 00:00:30,416
‫پس فرض می‌کنم اینطوره
‫و مطابقش عمل می‌کنم

10
00:00:30,499 --> 00:00:31,625
‫زوئی؟

11
00:00:31,709 --> 00:00:33,711
‫هارلد هارپر من رو فرستاد
‫که مطمئن شم حالت خوبه

12
00:00:33,794 --> 00:00:35,170
‫میای؟

13
00:00:35,254 --> 00:00:36,255
‫سلام، ماریون

14
00:00:36,338 --> 00:00:37,715
‫من از کارتل خبر دارم

15
00:00:37,798 --> 00:00:39,925
‫از معدنِ مشبهار خبر دارم

16
00:00:40,009 --> 00:00:42,761
‫فراز همزاد هیچکدوم
‫از پیشنهادهامون رو قبول نمی‌کرد

17
00:00:42,845 --> 00:00:47,099
‫برای بهره‌برداری از معدن مشبهار
‫به مدت سال‌ها و دهه‌ها

18
00:00:47,182 --> 00:00:50,477
‫و برای پایدار نگه داشتنش،
‫یه جور شریکِ دیگه لازم داری.

19
00:00:50,561 --> 00:00:52,938
‫من کمکت می‌کردم پروانه همزاد رو نجات بدی،

20
00:00:53,022 --> 00:00:57,151
‫چون می‌خواستم من رو
‫به پروانه همزاد معرفی کنی

21
00:00:58,175 --> 00:01:09,175
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

22
00:01:10,831 --> 00:01:11,832
‫بابا؟

23
00:01:12,708 --> 00:01:14,335
‫بله

24
00:01:15,377 --> 00:01:16,879
‫می‌تونی صدام رو از بلندگو در بیاری؟

25
00:01:16,962 --> 00:01:19,340
‫آره. من اینجام

26
00:01:22,468 --> 00:01:24,345
‫می‌خوام یه کاری برام انجام بدی

27
00:01:26,138 --> 00:01:27,139
‫چیه؟

28
00:01:29,642 --> 00:01:31,143
‫می‌خوام این رو بپذیری

29
00:01:35,231 --> 00:01:36,482
‫این که چرا این اتفاق می‌افته

30
00:01:38,317 --> 00:01:39,318
‫چرا این اتفاق افتاد

31
00:01:43,656 --> 00:01:44,907
‫من اینجا یه چیزی پیدا کردم

32
00:01:47,910 --> 00:01:49,912
‫این خانواده برای من مهمه

33
00:01:51,914 --> 00:01:52,915
‫این حقیقت داره

34
00:02:00,798 --> 00:02:04,051
‫و این طرد کردنِ تو یا مامان نیست

35
00:02:04,134 --> 00:02:05,219
‫و اینم حقیقت داره

36
00:02:06,011 --> 00:02:08,764
‫بهم قول بده یه راهی
‫برای پذیرفتن این پیدا می‌کنی

37
00:02:08,847 --> 00:02:12,017
‫می‌خوام بدونم بقیه‌ی عمرت رو
‫صرفِ متنفر بودن از این نمی‌کنی

38
00:02:12,518 --> 00:02:14,197
‫یا متنفر بودن از من به خاطرش

39
00:02:14,221 --> 00:02:16,221
‫یا منتفر بودن از این خانواده به خاطرش

40
00:02:18,107 --> 00:02:22,736
‫من ازت می‌خوام بپذیری که
‫این چیزیه که خودم می‌خواستم

41
00:02:22,820 --> 00:02:23,821
‫می‌تونی این کارو برام بکنی؟

42
00:02:23,904 --> 00:02:26,198
‫میشه لطفاً این کارو برام بکنی؟

43
00:02:26,282 --> 00:02:27,783
‫لعنتی. لعنتی

44
00:02:28,367 --> 00:02:29,660
‫نه، صبر کن!

45
00:02:59,106 --> 00:03:00,983
‫من تنها همزادم

46
00:03:03,485 --> 00:03:05,571
‫من تنها همزادم!

47
00:03:05,654 --> 00:03:07,907
‫من تنها همزادم!

48
00:03:07,990 --> 00:03:10,576
‫من تنها همزادم.
‫من تنها همزادم.

49
00:03:11,368 --> 00:03:12,870
‫من تنها همزادم

50
00:03:22,838 --> 00:03:24,089
‫فراز همزاد مُرده

51
00:03:26,133 --> 00:03:27,384
‫من دخترشم

52
00:03:30,888 --> 00:03:32,139
‫اونا کی هستن؟

53
00:03:32,223 --> 00:03:33,724
‫کسی نیستن که برای شما مهم باشن

54
00:03:35,517 --> 00:03:36,518
‫اون یه خواهر داشت،

55
00:03:38,354 --> 00:03:39,605
‫ولی شما الان کشتیدش

56
00:03:41,857 --> 00:03:44,610
‫پس من تنها بازمانده‌ای هستم
‫که در جریانِ کارهاش بود

57
00:03:46,695 --> 00:03:50,282
‫کاری به اونا نداشته باش
‫و من کمکت می‌کنم

58
00:03:51,450 --> 00:03:52,451
‫کمکم می‌کنی؟

59
00:03:53,410 --> 00:03:54,411
‫چطوری؟

60
00:03:54,495 --> 00:03:57,164
‫هرچی که می‌خوای راجع به اینجا بدونی بهت میگم

61
00:03:57,248 --> 00:04:00,251
‫چطور کار می‌کنه و چیزها کجا مخفی شدن

62
00:04:01,543 --> 00:04:05,798
‫چیزهایی که نیاز داری بدونی
‫اما کُلی زمان می‌بره بفهمی

63
00:04:08,300 --> 00:04:09,301
‫من بهت میگم

64
00:05:04,773 --> 00:05:06,775
‫من دستور دارم اعضای خانواده رو جدا کنم

65
00:05:08,611 --> 00:05:09,862
تا اونا رو بکشید

66
00:05:12,615 --> 00:05:14,116
‫هیچکس نمی‌فهمه تو اینجایی

67
00:05:15,367 --> 00:05:16,368
‫اگه دروغ بگی،

68
00:05:17,620 --> 00:05:19,121
‫دیگه هیچکس تو رو نمی‌بینه

69
00:05:28,380 --> 00:05:29,381
‫هرچی می‌دونی بنویس

70
00:05:33,969 --> 00:05:35,971
‫چطور می‌تونم مطمئن باشم
‫بقیه در امان می‌مونن؟

71
00:06:17,304 --> 00:06:18,347
‫ممنون

72
00:06:22,851 --> 00:06:24,353
‫تو روسی بلدی؟

73
00:06:26,564 --> 00:06:27,565
‫یکم

74
00:06:28,941 --> 00:06:30,859
‫چرا قبلاً روسی حرف نمی‌زدی؟

75
00:06:32,361 --> 00:06:33,904
‫گیج شده بودم

76
00:06:34,989 --> 00:06:36,824
‫می‌ترسیدم

77
00:06:40,494 --> 00:06:41,954
‫اسمِ من پاوله

78
00:07:10,357 --> 00:07:12,818
‫اینجا مخفیگاه سلاح‌هاشونه

79
00:07:21,744 --> 00:07:23,287
‫تو آمریکایی هستی؟

80
00:07:25,998 --> 00:07:27,750
‫ولی خانواده‌ات اینجاست

81
00:07:32,463 --> 00:07:34,798
‫و به زبونی که نمی‌فهمن بهشون خیانت می‌کنی

82
00:07:42,890 --> 00:07:43,807
‫چرا؟

83
00:07:46,602 --> 00:07:48,687
‫برای محافظت کردن ازشون

84
00:07:50,981 --> 00:07:53,067
‫چون دوستشون دارم

85
00:09:15,399 --> 00:09:17,067
‫این از طرف فرمانده‌ست

86
00:09:19,194 --> 00:09:20,988
‫هرچی که به ما گفتی حقیقت داشت

87
00:09:21,071 --> 00:09:22,281
‫اسلحه‌ها. انبارها

88
00:09:22,364 --> 00:09:25,534
اسناد. همه‌شون جاهایی که گفتی بودن

89
00:09:26,452 --> 00:09:28,996
‫اینا رو برای قدردانی فرستاد

90
00:09:30,956 --> 00:09:32,791
‫صرفاً واسه تشکر کردن؟

91
00:09:34,501 --> 00:09:36,337
‫یا چیز دیگه‌ای هم می‌خواد؟

92
00:09:40,841 --> 00:09:42,343
‫حالا یه سری اسم می‌خواد

93
00:09:43,636 --> 00:09:45,429
‫هرکسی که نیازه نگرانش باشیم...

94
00:09:46,263 --> 00:09:49,558
‫کسایی که نمیشه رامشون کرد
‫و شاید بخوان دردسر درست کنن

95
00:09:49,642 --> 00:09:53,312
‫می‌خواید بهتون بگم کیا رو بکشید

96
00:10:11,372 --> 00:10:12,623
‫من پاداشی نمی‌خوام

97
00:10:15,000 --> 00:10:17,044
برای پاداش این کارو نمی‌کنم

98
00:10:26,637 --> 00:10:28,514
‫فکر می‌کنی روزی دوباره قبولت می‌کنن؟

99
00:10:29,974 --> 00:10:30,975
‫چی؟

100
00:10:32,476 --> 00:10:34,103
‫اونایی که نجات میدی

101
00:10:35,729 --> 00:10:37,815
‫اونایی که به خاطرشون خودت رو به خطر میندازی

102
00:10:41,610 --> 00:10:44,321
‫چی میشه اگه وقتی برمی‌گردی پیش اونا...

103
00:10:44,822 --> 00:10:46,865
‫بیش از حد فرق کرده باشی...

104
00:10:47,157 --> 00:10:49,243
‫زیادی عوض شده باشی... زیادی...

105
00:10:50,035 --> 00:10:51,245
‫زشت شده باشم؟

106
00:10:53,998 --> 00:10:57,459
‫اگه همیشه اینجوری بوده باشم

107
00:10:57,835 --> 00:11:00,379
‫و هیچکس متوجهش نشده باشه چی؟

108
00:11:01,046 --> 00:11:03,924
‫اگه حاضر باشم برای نجات دادن عزیزهام...

109
00:11:09,538 --> 00:11:11,926
‫دست به هر کاری بزنم چی؟

110
00:13:28,652 --> 00:13:29,737
‫روس‌ها

111
00:13:30,863 --> 00:13:32,114
‫اونا معدن رو از دست دادن

112
00:13:33,032 --> 00:13:34,533
‫- آره
‫ به کی؟

113
00:13:34,617 --> 00:13:35,701
‫معلوم نیست

114
00:13:36,452 --> 00:13:39,538
‫خب، شاید. ولی این چیزی نیست
‫که الان بهت گفتن

115
00:13:39,622 --> 00:13:40,748
‫همش این نبود

116
00:13:41,248 --> 00:13:42,499
‫کی معدن رو گرفته؟

117
00:13:42,583 --> 00:13:45,419
‫گروه خیلی مصممی از جنگجویانِ محلی

118
00:13:45,502 --> 00:13:48,005
‫ظاهراً روس‌های حاضر
‫در محل رو از بین بردن

119
00:13:51,967 --> 00:13:53,469
‫آره. خب؟

120
00:13:54,053 --> 00:13:57,640
‫شایعاتی وجود دارن
‫که رهبرشون یه زن بوده

121
00:13:59,391 --> 00:14:00,809
‫یه زنِ آمریکایی

122
00:14:04,647 --> 00:14:05,648
‫آنجلا

123
00:14:06,649 --> 00:14:07,900
‫آنجلا زنده‌ست

124
00:14:09,068 --> 00:14:10,569
‫آره، ولی شاید مدتِ زیادی زنده نمونه

125
00:14:11,320 --> 00:14:14,406
‫پاولوویچ داره نیروهای ذخیره‌اش رو
‫از آفریقای مرکزی فرامی‌خونه

126
00:14:14,490 --> 00:14:16,492
‫تمام نیروهاش رو جمع می‌کنه
‫که اون ناحیه رو پس بگیره

127
00:14:16,575 --> 00:14:18,369
‫خب، تو می‌تونی جلوش رو بگیری

128
00:14:19,036 --> 00:14:20,454
‫و چرا باید بخوام همچین کاری بکنم؟

129
00:14:20,537 --> 00:14:23,624
‫چون می‌دونی که از اول هم
‫همکاری با اون اشتباه بود

130
00:14:23,707 --> 00:14:28,128
‫می‌دونی که در بلند مدت
‫آنجلا برات شریک بهتری میشه

131
00:14:28,212 --> 00:14:30,214
‫تو گفتی اون هرگز با من متحد نمیشه

132
00:14:30,297 --> 00:14:32,549
‫بهم گفتی که هرگز حتی اجازه نمیدی
‫چنین تلاشی بکنم

133
00:14:32,633 --> 00:14:33,884
‫جونش در خطره

134
00:14:34,635 --> 00:14:36,887
‫فکر کنم احتمالاً جونِ جانی هم در خطر باشه

135
00:14:37,471 --> 00:14:40,140
الان دیگه ممکنه حاضر باشم
دست به هر کاری بزنم

136
00:14:51,485 --> 00:14:54,572
‫می‌دونی، تو واقعاً باهوش‌تر شدی، هارلد

137
00:14:54,655 --> 00:14:57,658
‫مطمئنم این حقیقت نداره،
‫ولی فقط برای یه لحظه،

138
00:14:58,409 --> 00:15:00,703
‫واقعاً داشتم حرف‌هات رو باور می‌کردم

139
00:15:01,787 --> 00:15:03,038
‫کمکم کن این ماجرا رو تموم کنم

140
00:15:04,206 --> 00:15:06,458
‫می‌تونیم در مورد اتفاقی که
‫بعدش می‌افته دعوا کنیم

141
00:15:07,126 --> 00:15:08,127
‫بعدش

142
00:15:11,797 --> 00:15:12,798
‫چطور تمومش کنی؟

143
00:15:30,849 --> 00:15:32,101
‫فکر می‌کنی اون مُرده؟

144
00:15:33,185 --> 00:15:34,436
‫دونستنش غیرممکنه

145
00:15:34,520 --> 00:15:35,854
‫می‌دونم

146
00:15:35,938 --> 00:15:37,940
‫دارم می‌پرسم فکر می‌کنی مُرده یا نه

147
00:15:39,441 --> 00:15:41,944
‫وقتی نمی‌دونم، چه فرقی می‌کنه
‫که چی فکر می‌کنم؟

148
00:15:42,027 --> 00:15:47,032
‫چون توی یه حالت ممکنه کمکم کنی
‫پیداش کنم و نجاتش بدم

149
00:15:47,116 --> 00:15:49,243
‫و توی حالت دیگه فقط تظاهر به کمک می‌کنی

150
00:15:49,326 --> 00:15:52,079
‫تا وقتی بهم نیاز داری کمکت کنم
‫پاولوویچ رو بکشی

151
00:15:53,747 --> 00:15:55,332
‫من بهت قول دادم

152
00:15:55,916 --> 00:15:59,586
‫شاید تازه کار باشم،
‫ولی انقدر سرم میشه که ارزشِ قولت رو بدونم.

153
00:16:01,046 --> 00:16:03,298
‫پیرمرد اون کارو باهات کرده، مگه نه؟

154
00:16:04,383 --> 00:16:05,717
‫چه کاری؟

155
00:16:05,801 --> 00:16:10,324
‫همون مزخرف در مورد این که
‫یه چاقو توی یه دستت همدردیته...

156
00:16:10,348 --> 00:16:14,726
‫- و توی اون یکی هم یه چیز دیگه‌ست
‫- بی‌رحمی

157
00:16:14,810 --> 00:16:16,311
‫آره. همون

158
00:16:17,563 --> 00:16:19,148
‫داری میگی حقیقت نداره؟

159
00:16:19,231 --> 00:16:21,233
‫برای اون؟ بیش از حد حقیقت داشت

160
00:16:22,109 --> 00:16:25,195
‫می‌دونستم نمی‌تونم به یک کلمه
‫از حرف‌هاش اعتماد کنم

161
00:16:25,279 --> 00:16:30,200
‫یا شاید کلی تمرین برد که بدونم
‫به کدوم حرف‌هاش اعتماد کنم

162
00:16:31,243 --> 00:16:33,996
‫به هر حال این نقشیه که
‫بازی ازش می‌خواست ایفا کنه

163
00:16:34,663 --> 00:16:36,206
‫مارِ افعی حیله‌گر

164
00:16:37,332 --> 00:16:38,834
‫و هیچکس بهتر از اون نبود

165
00:16:42,004 --> 00:16:45,841
‫ولی پیرمرد می‌دونست که هر حرفی
‫از دهنِ من بیرون می‌اومد سند بود

166
00:16:47,301 --> 00:16:48,969
‫نقشِ من توی بازی اینه

167
00:16:53,640 --> 00:16:55,309
‫کمکم کن به پاولوویچ برسم،

168
00:16:57,060 --> 00:16:58,771
‫منم کمکت می‌کنم دن چیس رو پیدا کنی

169
00:17:09,364 --> 00:17:10,365
‫بله

170
00:17:11,700 --> 00:17:12,701
‫گرفتم

171
00:17:13,535 --> 00:17:14,787
‫ده دقیقه دیگه می‌رسیم

172
00:17:16,538 --> 00:17:19,541
‫هر کاری می‌خوای بکنی،
‫سریع انجامش بده.

173
00:17:21,835 --> 00:17:23,837
‫اون داره به هدف نزدیک میشه

174
00:17:23,921 --> 00:17:25,339
‫می‌خوای چیکار کنی؟

175
00:17:26,799 --> 00:17:30,803
‫من ازت نمی‌خوام کاری بکنی
‫که خودت نمی‌خوای انجام شه

176
00:17:31,637 --> 00:17:34,556
‫حتی اگه پاولوویچ بتونه خودش رو
‫از این گندی که زده بیرون بیاره

177
00:17:34,640 --> 00:17:36,391
‫چقدر طول می‌کشه گندِ بعدیش

178
00:17:36,475 --> 00:17:39,728
‫چیزی باشه که تمیز کردنش برات غیرممکنه؟

179
00:17:40,729 --> 00:17:42,773
‫درست کردنش غیرممکنه؟

180
00:17:42,856 --> 00:17:44,191
‫غیرممکن

181
00:17:46,401 --> 00:17:49,488
‫برای مردی مثل تو،
‫پیدا کردنِ این حرف باید خیلی سخت باشه،

182
00:17:50,030 --> 00:17:53,033
‫و با این حال همیشه کاملاً در دسترست بوده

183
00:17:53,117 --> 00:17:56,620
‫پرورش دادن آنجلا آدامز غیرممکنه

184
00:17:57,371 --> 00:18:00,707
‫انجامِ کار سرّی و پرورش خانواده غیرممکنه

185
00:18:00,791 --> 00:18:04,795
‫اعتماد به من و درک و راضی کردنم غیرممکنه

186
00:18:05,546 --> 00:18:07,297
‫اون چه دخترِ جاه‌طلبیه

187
00:18:07,381 --> 00:18:08,775
‫من چطور می‌تونستم مثل اون باشم؟

188
00:18:14,138 --> 00:18:18,559
‫درک کردن نگرشِ مطلقت
‫همیشه برام خیلی سخت بود

189
00:18:18,642 --> 00:18:21,061
‫درکِ نگرش غیرمطلقت
برای من سخت بود

190
00:18:21,812 --> 00:18:23,814
‫یه چیزهایی باید مطلق باشن

191
00:18:24,731 --> 00:18:25,732
‫چه چیزهایی؟

192
00:18:25,816 --> 00:18:28,485
‫چیزهایی که به کسایی که دوست داریم مدیونیم

193
00:18:28,569 --> 00:18:31,864
‫اونا باید پایدار باشن.
‫باید خدشه‌ناپذیر باشن.

194
00:18:32,448 --> 00:18:35,200
‫و فداکاری‌هایی که حاضر بودی
‫به خاطر آنجلا انجام بدی

195
00:18:35,284 --> 00:18:37,035
‫اونا هم برات خدشه‌ناپذیر بودن؟

196
00:18:37,119 --> 00:18:38,120
‫آره

197
00:18:38,203 --> 00:18:40,372
‫و مهم نیست برات به چه قیمتی تموم میشه؟

198
00:18:49,298 --> 00:18:51,800
‫تو می‌تونستی مرد خیلی خوبی باشی، هارلد...

199
00:18:54,511 --> 00:18:57,765
‫اگه انقدر از ناامید کردن کسی نمی‌ترسیدی

200
00:19:01,602 --> 00:19:03,437
‫کونِ لقت

201
00:19:07,733 --> 00:19:09,067
‫لطفاً وصل کن به رئیس

202
00:19:09,276 --> 00:19:10,402
‫فوریه

203
00:19:14,698 --> 00:19:16,241
‫منم

204
00:19:16,325 --> 00:19:18,786
‫می‌دونم امروز اونجا رویدادهایی داشتیم

205
00:19:19,369 --> 00:19:21,765
‫من کمکتون می‌کنم اوضاع رو
‫تحتِ کنترل در بیارید

206
00:19:21,789 --> 00:19:23,165
‫وارد عمل می‌شیم

207
00:19:23,665 --> 00:19:27,252
‫به زودی بهت میگم چطوری به هدف نزدیک شی

208
00:19:27,336 --> 00:19:28,629
‫مهمون کنفرانس هستیم

209
00:19:29,588 --> 00:19:31,566
به زودی یه گروه به اونجا می‌رسن

210
00:19:31,590 --> 00:19:34,361
بی سر و صدا میذارید وارد شن

211
00:19:51,151 --> 00:19:52,152
وارد محل شدی؟

212
00:19:53,529 --> 00:19:54,530
‫اینجاییم

213
00:19:56,573 --> 00:19:58,575
‫افراد مسلح زیادی اینجان

214
00:19:58,659 --> 00:20:03,163
‫اگه کار خراب شه، خیلی خراب میشه،
‫خیلی سریع.

215
00:20:03,956 --> 00:20:04,957
‫دست نگه دار

216
00:20:05,874 --> 00:20:07,376
‫اینجا داره یه اتفاقی می‌افته

217
00:20:24,309 --> 00:20:25,644
‫چه اتفاقی افتاد؟

218
00:20:25,727 --> 00:20:28,540
‫تیم حفاظتی هیئتِ چینی

219
00:20:28,564 --> 00:20:31,984
‫از سایر هیئت‌ها خواسته
‫از تیم‌های حفاظتی‌شون بخوان

220
00:20:32,067 --> 00:20:35,571
‫که توی 15 دقیقه‌ی آینده
‫وانمود کنن شما وجود ندارید

221
00:20:36,071 --> 00:20:39,408
‫پاولوویچ با تیم حفاظتش توی ویلای چهاردهه

222
00:20:39,491 --> 00:20:42,494
‫اونا هفت نفرن و از رسیدن شما بی‌خبرن

223
00:20:42,578 --> 00:20:44,663
کلکش رو بکن و بیا بیرون

224
00:20:44,746 --> 00:20:46,707
‫دریافت شد. منتظر باش

225
00:20:47,583 --> 00:20:48,584
‫من چیکار می‌تونم بکنم؟

226
00:20:49,084 --> 00:20:50,085
‫هیچی

227
00:20:50,836 --> 00:20:52,838
‫من هدف رو پیدا می‌کنم و بهت خبر میدم

228
00:20:52,921 --> 00:20:54,840
‫- من چیکار می‌تونم بکنم؟
‫- هیچی

229
00:20:58,427 --> 00:20:59,678
‫یکی رو زنده نگه می‌دارم

230
00:21:00,512 --> 00:21:03,766
‫هر کاری بتونم انجام میدم
‫تا جای چیس رو از زیر زبونش بکشم،

231
00:21:03,849 --> 00:21:06,101
‫ولی وقتِ زیادی نداریم که
‫اون پادزهر رو بهش برسونیم

232
00:21:06,185 --> 00:21:07,186
‫پس عجله کن

233
00:21:09,210 --> 00:21:16,210


234
00:21:29,291 --> 00:21:32,795
‫اونا کاری به کارم ندارن.
‫حداقل فعلاً.

235
00:21:35,798 --> 00:21:37,299
‫دارم به سمتِ ویلا میرم

236
00:22:29,184 --> 00:22:31,353
‫- رسیدی؟
‫- آره

237
00:22:31,437 --> 00:22:33,939
‫الان دو نفر رو دیدم.
‫فکر کنم دارن به سمتت میان.

238
00:22:34,022 --> 00:22:35,023
‫دریافت شد

239
00:23:23,989 --> 00:23:25,824
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

240
00:23:38,921 --> 00:23:40,422
‫می‌دونی من کی هستم؟

241
00:23:43,133 --> 00:23:45,052
‫تو کسی هستی که پیرمرد رو کشتی

242
00:23:50,682 --> 00:23:52,184
‫و من کسی‌ام که دخلت رو آورد

243
00:24:05,781 --> 00:24:08,635
[آخرین مقصدها]

244
00:24:10,369 --> 00:24:11,703
‫یکی‌شون رو زنده گرفتم

245
00:24:12,454 --> 00:24:15,040
‫تمام تلاشم رو می‌کنم
‫آدرس رو از زیر زبونش بکشم

246
00:24:15,124 --> 00:24:16,125
‫لازمش نداریم

247
00:24:17,376 --> 00:24:18,377
‫پیداش کردم

248
00:24:32,374 --> 00:24:33,375
‫انجام شد

249
00:24:34,459 --> 00:24:37,003
‫همکارهام داستانش رو ردیف می‌کنن

250
00:24:37,879 --> 00:24:38,880
‫تو از من جلوتری

251
00:24:40,173 --> 00:24:41,424
تموم شد

252
00:24:42,884 --> 00:24:44,553
‫هارلد

253
00:24:49,683 --> 00:24:50,684
‫خوشحالم که اومدی

254
00:24:51,810 --> 00:24:53,311
خوشحال شدم که دوباره دیدمت

255
00:25:02,988 --> 00:25:03,989
‫خودت گفتی

256
00:25:04,781 --> 00:25:07,284
‫تو هیچوقت نمیذاشتی نزدیکِ آنجلا بشم

257
00:25:16,751 --> 00:25:18,003
‫متأسفم

258
00:25:19,337 --> 00:25:20,589
‫آره، مطمئنم

259
00:26:00,128 --> 00:26:01,379
‫اوه، نه

260
00:26:01,463 --> 00:26:03,215
‫لعنتی

261
00:26:05,550 --> 00:26:07,636
‫هی. هی. هی

262
00:26:10,722 --> 00:26:12,432
‫خدای من

263
00:26:15,644 --> 00:26:16,645
‫خیلی خب

264
00:26:19,814 --> 00:26:20,815
‫پیداش کردم

265
00:26:20,899 --> 00:26:22,234
‫- زنده‌ست؟
‫- نمی‌دونم

266
00:26:22,317 --> 00:26:24,528
‫بلدی نبضش رو چک کنی؟
‫زیرِ گردنشه.

267
00:26:24,611 --> 00:26:26,238
‫اوه. صبر کن

268
00:26:26,988 --> 00:26:28,990
‫نمی‌تونم تشخیص بدم. شاید

269
00:26:29,699 --> 00:26:32,070
‫- پادزهر رو بهش تزریق کردی؟
‫- نه. الان انجامش میدم

270
00:26:34,663 --> 00:26:35,914
‫هر سه دوز رو بهش تزریق کن

271
00:26:35,997 --> 00:26:37,374
‫- آره
‫- و زرده رو هم تزریق کن

272
00:26:37,457 --> 00:26:38,834
‫اوه. باشه

273
00:26:38,917 --> 00:26:39,918
‫لعنتی

274
00:26:40,919 --> 00:26:42,420
‫خیلی خب. برو بریم

275
00:26:45,799 --> 00:26:47,801
‫خیلی خب

276
00:27:03,358 --> 00:27:04,693
‫اثری داشت؟

277
00:27:04,776 --> 00:27:05,777
‫نه

278
00:27:07,279 --> 00:27:09,531
‫گفتی احیای قلبی-ریوی بلدی. انجامش بده

279
00:27:09,614 --> 00:27:10,866
‫خیلی خب. برو بریم

280
00:27:10,949 --> 00:27:12,492
‫برو بریم. از پسش برمیام

281
00:29:07,232 --> 00:29:08,233
‫به هوش اومدی

282
00:29:10,861 --> 00:29:12,737
‫اینجا کجاست؟

283
00:29:12,821 --> 00:29:13,989
‫یه خونه‌ی امنه

284
00:29:14,489 --> 00:29:15,740
‫مالِ مورگان بود

285
00:29:16,241 --> 00:29:18,910
‫خیلی وقته هیچکس ازش استفاده نکرده.
‫هیچکس نمی‌دونه اینجاییم.

286
00:29:18,994 --> 00:29:20,412
‫چطوری...

287
00:29:20,495 --> 00:29:22,247
‫واسه آوردنت به اینجا یکم کمک گرفتم

288
00:29:22,747 --> 00:29:23,832
‫هارلد؟

289
00:29:23,915 --> 00:29:26,918
‫عه، نه. نه، جولین. شریکِ مورگان

290
00:29:27,002 --> 00:29:29,004
‫ولی یه مدته فقط دوتامون اینجاییم

291
00:29:29,754 --> 00:29:31,590
‫توی چند روز گذشته
‫هی به هوش اومدی و از هوش رفتی

292
00:29:31,673 --> 00:29:33,925
‫من مدتِ زیادی یه جا موندم

293
00:29:34,009 --> 00:29:35,510
‫نه، نه، نه. اینجا در امانیم

294
00:29:35,594 --> 00:29:37,762
‫اوه، بعد از کاری که کردیم،

295
00:29:37,846 --> 00:29:39,514
‫ما در امانیم. در امانیم

296
00:29:40,640 --> 00:29:42,100
‫هیچکس نمی‌دونه اینجاییم

297
00:29:43,435 --> 00:29:44,436
‫قسر در رفتیم

298
00:29:47,772 --> 00:29:48,773
‫هیچکس...

299
00:29:49,774 --> 00:29:50,775
‫هیچکس نمی‌دونه؟

300
00:29:50,859 --> 00:29:53,111
‫خب، جولین می‌دونه.
‫ولی مورگان بهش اعتماد داشت.

301
00:29:54,529 --> 00:29:55,530
‫هارلد چی؟

302
00:29:55,614 --> 00:29:58,700
‫نه، نه. حس کردیم شرایط
‫برای تماس با اون امن نشده

303
00:29:58,783 --> 00:30:00,911
‫شاید... شاید یه روزی. بیا، بخور

304
00:30:05,207 --> 00:30:06,708
یه نفر دیگه هم می‌دونه، مگه نه؟

305
00:30:09,628 --> 00:30:10,879
‫آره، یه نفر دیگه هم می‌دونه

306
00:30:12,506 --> 00:30:16,426
‫اون پسرمه و هیچکس نمی‌تونه
‫از طریقش به من برسه

307
00:30:16,510 --> 00:30:20,555
‫هرکسی که می‌خواست ما رو پیدا کنه
‫اصلاً نمی‌دونه زوئی مک‌دونالد وجود داره

308
00:30:20,639 --> 00:30:21,640
‫من مواظب بودم

309
00:30:22,224 --> 00:30:25,519
‫قبل از این که جولین بره،
‫ازش خاطر جمع شدم.

310
00:30:26,102 --> 00:30:28,605
‫- اینجا یه جزیره‌ست
‫- خیلی خب

311
00:30:28,688 --> 00:30:30,190
‫- ممنون
‫- خیلی خب

312
00:30:34,986 --> 00:30:36,655
‫تو در امانی

313
00:30:36,738 --> 00:30:39,241
‫می‌تونیم تا وقتی که نیازه اینجا بمونیم.
‫تا هر وقت که بخوایم.

314
00:30:43,829 --> 00:30:45,831
‫می‌خوای یه مدت با من اینجا بمونی؟

315
00:31:08,770 --> 00:31:12,607
‫وقتی دختر بچه بودم،
‫از تاریکی می‌ترسیدم...

316
00:31:14,776 --> 00:31:16,528
‫و تمام چیزهایی که نمی‌تونستم ببینم

317
00:31:17,397 --> 00:31:21,676
[مارشا دیکسون]
[زوئی مک‌دونالد]

318
00:31:21,700 --> 00:31:24,953
‫چیزهای امیدوارکننده‌ای که صرفاً
‫بر اساس ایمان وعده داده می‌شدن...

319
00:31:28,957 --> 00:31:30,417
‫و داستان‌ها...

320
00:31:32,127 --> 00:31:33,378
‫هرگز به اونا اعتماد نداشتم

321
00:31:36,214 --> 00:31:38,633
‫نمی‌تونستم تصور کنم
‫چطور کسی می‌تونست بهشون اعتماد کنه

322
00:31:46,057 --> 00:31:48,143
‫چون توی اون تاریکی که پیشِ رو بود،

323
00:31:49,728 --> 00:31:51,229
‫دیگه چی پرسه می‌زد؟

324
00:31:55,984 --> 00:31:59,821
‫همیشه مطمئن بودم که یه چیز دیگه
‫توی تاریکی وجود داشت

325
00:32:03,658 --> 00:32:06,161
‫ولی این... این...

326
00:32:07,996 --> 00:32:09,247
‫حسِ متفاوتی داره

327
00:32:12,250 --> 00:32:18,507
‫با بابات همیشه احساس می‌کردم
‫نیاز دارم از خودم دفاع کنم

328
00:32:19,174 --> 00:32:23,345
‫در برابر هر چیزی که قرار بود
‫خودش رو از بین ناشناخته‌ها نشون بده،

329
00:32:23,428 --> 00:32:25,722
‫هرچی که ممکن بود توی هر گوشه پنهان باشه

330
00:32:27,057 --> 00:32:30,060
‫و الان چنین احساسی نداری؟

331
00:32:32,270 --> 00:32:33,271
‫نه

332
00:32:34,689 --> 00:32:36,691
‫نه، ندارم

333
00:32:39,110 --> 00:32:40,362
‫خوشحال به نظر میای، مامان

334
00:32:42,614 --> 00:32:43,657
‫لایقش هستی

335
00:32:46,284 --> 00:32:48,119
‫شاید یه زمانی بتونم ببینمش

336
00:33:08,139 --> 00:33:09,808
‫عینکم رو ندیدی؟

337
00:33:11,643 --> 00:33:13,645
‫- چی؟
‫- عینکم

338
00:33:13,728 --> 00:33:14,979
‫حس می‌کنم الان پیشم بود

339
00:33:15,563 --> 00:33:18,983
‫همش همه چی رو گُم می‌کنم.
‫انگار این خونه جِن داره.

340
00:33:19,067 --> 00:33:20,068
‫بعیده

341
00:33:20,568 --> 00:33:21,736
‫هی

342
00:33:26,116 --> 00:33:27,951
‫لعنتی

343
00:33:28,785 --> 00:33:30,286
‫داری تمرکزت رو از دست میدی

344
00:33:31,579 --> 00:33:32,664
‫شوخی نکن

345
00:33:37,085 --> 00:33:38,586
‫چیزی نگرانت کرده؟

346
00:33:40,713 --> 00:33:41,714
‫نه

347
00:33:43,341 --> 00:33:45,677
‫فکر کنم احتمالاً مشکل همین باشه

348
00:33:48,138 --> 00:33:50,640
‫چیزهای زیادی برای نگرانی هست

349
00:33:54,144 --> 00:33:57,897
‫ما دنیا رو پر از سؤال‌های
‫بدون جواب ترک کردیم

350
00:33:58,606 --> 00:34:03,278
‫توی اخبار هیچی در مورد کارتل نیست چون چی؟

351
00:34:03,361 --> 00:34:04,779
‫از هم پاشید؟

352
00:34:05,280 --> 00:34:07,866
‫چون در مورد میزان نزدیک بودنش گمراه شدیم؟

353
00:34:07,949 --> 00:34:10,452
‫چون ما هنوز تنها کسایی هستیم
‫که ازش خبر داریم؟

354
00:34:12,203 --> 00:34:15,373
‫جاسوسی که توی اداره پلیس بریتانیا دیدی...

355
00:34:15,457 --> 00:34:17,208
‫به دوست‌هاش چیزی گفته؟

356
00:34:19,377 --> 00:34:22,380
‫اگه گفته باشه چیزی می‌تونه
‫نذاره ما رو پیدا کنن؟

357
00:34:26,050 --> 00:34:29,888
یه اصطلاح آلمانی هست
‫که الان یادم نمیاد،

358
00:34:29,971 --> 00:34:33,224
‫برای ایده‌ای که تظاهر
‫به نادیده موندن می‌کنه

359
00:34:33,308 --> 00:34:37,812
‫چون به محض این که به رسمیت شناخته شه،
‫هیچکس نمی‌تونه وانمود کنه حقیقت نداره.

360
00:34:43,359 --> 00:34:45,653
‫ای کاش یادم می‌اومد

361
00:34:48,823 --> 00:34:50,658
‫اگه اینا چیزهایی هستن
‫که نیاز به نگرانی دارن،

362
00:34:50,742 --> 00:34:52,744
‫فکر می‌کنی برای چی اونا رو نادیده می‌گرفتی؟

363
00:35:02,837 --> 00:35:05,840
‫چون نمی‌خوام این عوض شه

364
00:35:11,679 --> 00:35:13,181
‫نمی‌خوام این تموم شه

365
00:38:17,782 --> 00:38:18,783
‫این زوئیـه

366
00:38:21,035 --> 00:38:23,037
‫زوئی، این دخترم امیلیـه

367
00:38:23,538 --> 00:38:25,290
‫خیلی خوشحالم که بالأخره می‌بینمت

368
00:38:26,458 --> 00:38:27,709
‫منم از دیدنتون خوشحالم

369
00:38:29,627 --> 00:38:31,129
‫پیدا کردنت آسون نبود

370
00:38:31,880 --> 00:38:33,798
‫متأسفم. فکر می‌کردیم...

371
00:38:34,299 --> 00:38:35,967
‫چیزی نیست. چیزی نیست

372
00:38:37,135 --> 00:38:38,803
‫فقط خیلی خوشحالم که اینجایی

373
00:38:39,971 --> 00:38:41,473
‫خیلی خوشحالم که خوبی

374
00:38:43,391 --> 00:38:44,392
‫تو خوبی؟

375
00:38:49,230 --> 00:38:50,231
‫من اینجام

376
00:38:51,357 --> 00:38:52,609
‫صحیح و سالمم

377
00:38:54,569 --> 00:38:57,238
‫همه چی رو برات تعریف می‌کنم، باشه؟
‫جدی میگم.

378
00:38:58,907 --> 00:39:00,158
‫می‌خوام بدونی...

379
00:39:02,744 --> 00:39:03,995
‫ولی الان نه

380
00:39:05,413 --> 00:39:07,665
‫الان وقت تنگه و به کمکت نیاز دارم

381
00:39:19,511 --> 00:39:21,262
‫شما دوتا اینجا خیلی منزوی بودید

382
00:39:21,346 --> 00:39:25,141
‫پس، نمی‌دونید چه اتفاقی
‫برای هارلد افتاده، مگه نه؟

383
00:39:25,725 --> 00:39:26,726
‫چه اتفاقی افتاده؟

384
00:39:27,727 --> 00:39:28,728
‫غیبش زده

385
00:39:30,188 --> 00:39:31,523
‫غیبش زده؟

386
00:39:31,606 --> 00:39:36,111
‫برای کمک گرفتن واسه نجاتِ من و تو
‫به دیدن زنِ سابقش رفت

387
00:39:37,278 --> 00:39:39,114
‫زنش یه جایی حبسش کرده،

388
00:39:39,197 --> 00:39:42,951
‫و سعی داره ازش برای معامله
‫واسه کنترل معدن مشبهار استفاده کنه

389
00:39:43,618 --> 00:39:44,869
‫معامله با کی؟

390
00:39:46,538 --> 00:39:50,583
‫فکر می‌کردم یه مُشت دهاتی
‫توی دره از پاولوویچ گرفتنش

391
00:39:52,168 --> 00:39:53,670
‫یه جورایی میشه گفت

392
00:39:55,547 --> 00:39:57,298
‫الان کی معدن رو کنترل می‌کنه؟

393
00:39:59,717 --> 00:40:00,718
‫من

394
00:40:02,387 --> 00:40:03,972
‫و چیزی که از خانواده باقی مونده

395
00:40:04,472 --> 00:40:06,266
‫ازم خواستن نماینده‌شون باشم

396
00:40:06,349 --> 00:40:08,351
‫ازم خواستن کمک کنم
‫تصمیم بگیرن چیکار کنن

397
00:40:09,894 --> 00:40:12,897
‫ماریون داره از هارلد واسه سرشاخ شدن
‫با من استفاده می‌کنه

398
00:40:13,565 --> 00:40:16,568
‫و من نمی‌خوام با کسی سرشاخ شم.
‫نه الان و نه در مورد این قضیه.

399
00:40:17,694 --> 00:40:19,696
‫پس می‌خوام هارلد رو پس بگیرم،

400
00:40:20,613 --> 00:40:22,282
‫و برای انجام دادنش بهت نیاز دارم

401
00:40:23,366 --> 00:40:24,868
‫آره. آره

402
00:40:24,951 --> 00:40:27,454
‫- چیزی رو که لازم دارم بهم میدی؟
‫- آره

403
00:40:27,537 --> 00:40:28,872
‫مهم نیست چی ازت بخوام؟

404
00:40:28,955 --> 00:40:30,707
‫اوهوم. آره، معلومه

405
00:40:32,584 --> 00:40:34,453
‫می‌خوام به لو بارلو دسترسی داشته باشم

406
00:40:38,089 --> 00:40:41,176
‫می‌خوام کمکم کنی به زره ماریون نفوذ کنم

407
00:40:41,259 --> 00:40:43,511
‫لو بارلو ارتباطاتِ لازم
‫برای این کارو داشت

408
00:40:44,262 --> 00:40:45,764
‫این تنها راه انجام دادنشه

409
00:40:47,432 --> 00:40:49,434
‫پای جونِ هارلد وسطه

410
00:40:50,018 --> 00:40:52,645
‫می‌دونم که شاید نخوای
‫دوباره اون درو باز کنی،

411
00:40:53,438 --> 00:40:54,439
‫ولی نیاز دارم این کارو بکنی

412
00:40:56,775 --> 00:40:58,193
‫لو بارلو کیه؟

413
00:40:58,276 --> 00:40:59,944
‫بابا، خواهش می‌کنم

414
00:41:02,197 --> 00:41:03,448
‫کمکم می‌کنی؟

415
00:41:03,531 --> 00:41:06,367
‫خب، البته که کمکت می‌کنم

416
00:41:10,330 --> 00:41:12,332
‫راه‌های بهتری برای انجام این کار هست

417
00:41:16,252 --> 00:41:18,088
‫می‌تونم نشونت بدم، اِم. قول میدم

418
00:41:18,171 --> 00:41:19,672
‫لو بارلو کیه؟

419
00:41:28,306 --> 00:41:29,307
‫من بودم

420
00:41:32,727 --> 00:41:34,854
‫و چیکار می‌کردی؟

421
00:41:36,731 --> 00:41:40,401
‫بهم گفتی چیکار می‌کردی.
‫از زشت‌ترین خشونت‌ها برام گفتی.

422
00:41:40,485 --> 00:41:42,237
‫- این دیگه چی می‌تونه باشه؟
‫- آره

423
00:41:42,320 --> 00:41:45,156
‫نه، بعضی از کارهایی رو که می‌کردم بهت گفتم

424
00:41:47,909 --> 00:41:48,910
‫یه کارهایی

425
00:41:51,663 --> 00:41:54,916
‫ولی کارهایی هستن که از خشونت هم زشت‌ترن

426
00:41:58,420 --> 00:42:01,089
‫اِم، ما هارلد رو پس می‌گیریم

427
00:42:01,172 --> 00:42:03,425
‫برای انجام دادنش به هر دری می‌زنم

428
00:42:03,925 --> 00:42:05,343
‫یه راهی پیدا می‌کنم

429
00:42:05,427 --> 00:42:07,679
‫من قبلاً یه راهی پیدا کردم، بابا

430
00:42:09,514 --> 00:42:12,434
‫- راه‌های بهتری برای رسیدن به ماریون هست
‫- راه انجام دادنش اینه

431
00:42:12,517 --> 00:42:14,602
‫- امیلی...
‫- این بهترین راه برای انجام دادنشه

432
00:42:14,686 --> 00:42:17,522
‫من از قبل به دنیا اومدنت ماریون رو می‌شناسم

433
00:42:18,022 --> 00:42:21,025
‫- باید بهم اعتماد کنی
‫- من می‌خوام اینجوری انجامش بدم

434
00:42:26,197 --> 00:42:30,034
‫هارلد هارپر خودش رو
‫به خاطر من و تو فدا کرد

435
00:42:31,453 --> 00:42:35,707
‫تنها چیزی که ازت می‌خوام اینه که
‫کاری رو که بهم یاد دادی انجام بدی

436
00:42:37,542 --> 00:42:38,869
‫کاری رو که بهش مدیونیم انجام بدیم

437
00:42:38,877 --> 00:42:40,795
‫برای نجات جونش

438
00:42:40,879 --> 00:42:44,174
‫و می‌خوای در این مورد بحث کنی که
‫این کار ممکنه زیادی ناخوشایند باشه؟

439
00:42:44,257 --> 00:42:46,593
‫- نه... ما بحث نمی‌کنیم
‫- نه، بحث نمی‌کنیم

440
00:42:58,062 --> 00:42:59,647
‫تنها چیزی که نمی‌تونم بفهمم...

441
00:43:01,649 --> 00:43:05,653
‫داری میگی نه چون نمی‌خوای
‫کاری رو که لازمه انجام بدی

442
00:43:06,738 --> 00:43:08,740
‫یا چون نمی‌خوای اون
در حال انجامش ببینتت؟

443
00:43:20,585 --> 00:43:22,128
‫اون کیه؟

444
00:43:22,712 --> 00:43:24,706
‫اومدن ما رو بردارن، زوئی،

445
00:43:24,730 --> 00:43:26,776
‫و ببرنمون کنارِ هواپیمایی که تدارک دیدم

446
00:43:26,800 --> 00:43:27,801
‫ببرنمون؟

447
00:43:28,635 --> 00:43:30,136
‫اون کیه، امیلی؟

448
00:43:34,015 --> 00:43:38,019
‫کنترلِ یه چیز جایگزین‌نشدنی دستمه

449
00:43:40,605 --> 00:43:43,358
‫هیچ دولتی روی زمین نیست
‫که بهش نیاز نداشته باشه

450
00:43:43,858 --> 00:43:47,112
‫که از رسیدنِ دست دشمن‌هاش بهش
‫وحشت نداشته باشه

451
00:43:48,154 --> 00:43:52,568
‫پس، وقتی از اف‌بی‌آی کمک خواستم

452
00:43:53,068 --> 00:43:55,362
‫که گوشیِ پسر زوئی رو برام شنود کنن،

453
00:43:56,371 --> 00:43:57,705
‫یا شما رو اینجا پیدا کنن،

454
00:43:59,582 --> 00:44:01,584
‫یا شما رو از کشور خارج کنن...

455
00:44:03,211 --> 00:44:05,880
‫پروانه همزاد هرچی که می‌خواد به دست میاره

456
00:44:10,385 --> 00:44:11,386
‫آره،

457
00:44:12,720 --> 00:44:13,721
‫همینطوره

458
00:44:15,450 --> 00:44:35,450
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

