﻿1
00:00:14,715 --> 00:00:15,991
‫حالا دیگه وقتشه بریم خونه

2
00:00:16,015 --> 00:00:18,026
‫فقط کافیه تماس بگیرم
‫تا هلیکوپتر رو بفرسته

3
00:00:18,050 --> 00:00:19,461
‫اگه اینجا ولش کنیم، می‌میره

4
00:00:19,485 --> 00:00:20,621
‫باید اون رو ببریم خونه

5
00:00:22,388 --> 00:00:24,701
‫یه اتفاقی بین اونا افتاده

6
00:00:24,725 --> 00:00:27,135
‫نمی‌دونم چی هست یا چه معنایی داره

7
00:00:27,159 --> 00:00:29,506
‫ولی اگه اون بالا ولش می‌کردیم بمیره،

8
00:00:29,530 --> 00:00:31,106
‫برای همیشه امیلی رو از دست می‌دادیم

9
00:00:31,130 --> 00:00:33,342
‫تا حالا چیزی در مورد مردی
‫به اسم مورگان بوت شنیدی؟

10
00:00:33,366 --> 00:00:36,011
‫اون پشتِ معامله برای تحویل دادن دن چیس بود

11
00:00:36,035 --> 00:00:39,740
‫اون تمام دارایی‌هامون رو مسدود کرده
‫و می‌خواد ما رو به خاک سیاه بنشونه

12
00:00:40,239 --> 00:00:42,441
‫فاروق!

13
00:00:49,081 --> 00:00:51,393
‫اگه مُرده باشیم نمی‌تونید ما رو خارج کنید!

14
00:00:51,417 --> 00:00:53,620
‫من مسئولیتش رو قبول می‌کنم.
‫فقط انجامش بده! فهمیدی؟

15
00:00:58,792 --> 00:01:00,970
‫می‌خوای بهم بگی کی هستی؟

16
00:01:00,994 --> 00:01:04,096
‫اسمِ من پروانه همزاده

17
00:01:04,220 --> 00:01:15,158
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

18
00:01:22,626 --> 00:01:24,753
‫این انتخاب ما نبود، ولی...

19
00:01:26,212 --> 00:01:28,131
‫ولی الان به شما گزارش میدم

20
00:01:31,468 --> 00:01:34,471
‫ما با احترام تلاش کردیم
‫از این اتفاق جلوگیری کنیم

21
00:01:44,197 --> 00:01:46,024
‫آره، می‌فهمم

22
00:01:53,323 --> 00:01:59,371
‫باورم نمیشه کسی که باعث این اتفاقات شده
‫واقعاً نماینده‌ی شما بوده باشه

23
00:01:59,621 --> 00:02:03,500
‫ما می‌تونیم این اتفاقات رو فراموش کنیم
‫و روی چیزهای بهتر تمرکز کنیم...

24
00:02:05,502 --> 00:02:06,502
‫بله؟

25
00:02:21,351 --> 00:02:26,314
‫اونا به من اجازه نمیدن مستقیم
‫با وزیر حرف بزنم

26
00:02:32,195 --> 00:02:34,030
‫پروانه کجاست؟

27
00:02:35,407 --> 00:02:36,783
‫بیارش

28
00:02:38,952 --> 00:02:41,329
‫اگه به خاطر اون نبود...

29
00:02:41,705 --> 00:02:45,542
‫من الان توی زندان بودم

30
00:02:45,566 --> 00:02:47,085
‫یا بدتر از اون

31
00:02:49,054 --> 00:02:51,556
‫من حاضر بودم قبولش کنم

32
00:02:53,049 --> 00:02:55,135
‫شاید تو هم حاضر بودی

33
00:02:55,677 --> 00:02:57,554
‫ولی اون حاضر نبود

34
00:02:58,138 --> 00:03:01,474
‫لطفاً برو بیارش

35
00:03:01,572 --> 00:03:02,615
‫برو

36
00:03:27,642 --> 00:03:30,812
‫به این زن گفتم که توی اتاق دیگه منتظر باشه

37
00:03:31,614 --> 00:03:33,908
‫اون از اتاق بیرون نمی‌رفت

38
00:03:34,622 --> 00:03:36,665
‫همه تلاش کردیم

39
00:03:37,077 --> 00:03:39,370
‫بعدش اون زن اومد توی اتاق و...

40
00:03:41,320 --> 00:03:42,456
‫پروانه

41
00:03:44,791 --> 00:03:46,093
‫پدرت می‌خواد تو رو ببینه

42
00:04:01,440 --> 00:04:03,342
‫حالا که همه‌مون اینجاییم...

43
00:04:06,479 --> 00:04:08,982
‫فکر کنم 72 ساعت وقت داریم

44
00:04:10,249 --> 00:04:12,152
‫هرکس که تا اون موقع
‫هنوز اینجا باشه کارش تمومه

45
00:04:23,797 --> 00:04:25,775
‫- تو قبلاً این رو گفتی
‫- من نگفتم

46
00:04:25,799 --> 00:04:27,944
‫- تو قبلاً این رو گفتی!
‫- نه، نگفتم!

47
00:04:27,968 --> 00:04:30,046
‫گفتم ده دقیقه وقت داریم

48
00:04:30,070 --> 00:04:31,413
‫اون پنج دقیقه پیش بود

49
00:04:31,437 --> 00:04:34,708
‫هنوز پنج دقیقه وقت داریم
‫قبل از این که این هلیکوپتر جایی بره

50
00:04:40,981 --> 00:04:43,817
‫من الان یک ساعته که دارم
‫پنج دقیقه وقتِ اضافه می‌خوام

51
00:04:48,555 --> 00:04:52,225
‫اگه هلیکوپتر بلند شه و بره
‫مشکلی با جا موندن نداریم؟

52
00:04:53,226 --> 00:04:54,995
‫اون می‌دونه زیاد منتظر نمی‌مونن

53
00:04:56,897 --> 00:04:58,064
‫میاد

54
00:05:04,370 --> 00:05:07,741
‫چند سال پیش توی یه یورش بود

55
00:05:08,909 --> 00:05:10,911
‫توی یورش تبادل آتش شده بود

56
00:05:12,378 --> 00:05:13,890
‫توی کالبدشکافی،

57
00:05:13,914 --> 00:05:17,884
‫از سرِ یه نفر گلوله‌ای در آورده بودن
‫که از سلاح اون شلیک شده بود

58
00:05:20,419 --> 00:05:22,899
‫اون تمام جلسات مشاوره رو پشت سر گذاشت...

59
00:05:22,923 --> 00:05:24,066
‫خوب باهاش کنار اومد...

60
00:05:24,090 --> 00:05:26,169
‫چرا این رو بهم میگی؟

61
00:05:26,193 --> 00:05:27,594
‫تا یه وقت نگران نشی

62
00:05:29,062 --> 00:05:32,498
‫این اولین بارش نیست
‫که همچین کاری کرده

63
00:05:33,667 --> 00:05:34,835
‫منظورم گرفتنِ جون یه نفره

64
00:05:35,602 --> 00:05:39,573
‫نه، اونا همه مثل هم نیستن

65
00:05:50,784 --> 00:05:51,952
‫اومد

66
00:05:58,525 --> 00:06:00,036
‫اون تازه مادرش رو از دست داده

67
00:06:00,060 --> 00:06:02,038
‫فکر کنم دارم کمکش می‌کنم.
‫واقعاً نمی‌دونم

68
00:06:02,062 --> 00:06:03,272
‫اون انگلیسی بلد نیست

69
00:06:03,296 --> 00:06:05,875
‫- پس لازم نیست نگران باشی
‫- نه، نه. اشکالی نداره

70
00:06:05,899 --> 00:06:09,178
‫گوش کنید، وقت خیلی تنگه

71
00:06:09,202 --> 00:06:11,681
‫چند روز دیگه،
نیروهای ارتش قراره برگردن

72
00:06:11,705 --> 00:06:14,183
‫و قراره اینجا رو با خاک یکسان کنن

73
00:06:14,207 --> 00:06:17,019
‫این جماعت با پولشون
‫جلوی هجوم دولت رو گرفته بودن

74
00:06:17,043 --> 00:06:18,955
‫و جریانِ پولشون یهویی قطع شده

75
00:06:18,979 --> 00:06:21,490
‫- امیلی، تو نمی‌تونی اینجا بمونی
‫- من باید بمونم

76
00:06:21,514 --> 00:06:23,159
‫چرا باید بمونی؟

77
00:06:23,183 --> 00:06:26,286
‫چون کسی که جریانِ پولشون رو قطع کرده
‫مورگان بوتـه

78
00:06:30,257 --> 00:06:34,503
‫بوت فقط من رو دزدید که تو رو راضی کنه
‫خودت رو تسلیم کنی

79
00:06:34,527 --> 00:06:36,873
‫وقتی من رو به جای تو گرفتن،
‫بوت عصبانی شد

80
00:06:36,897 --> 00:06:38,975
‫تونسته تمام دارایی‌هاشون رو مسدود کنه

81
00:06:38,999 --> 00:06:42,302
‫اونا رو توی زمانی ضعیف کرده که
‫واقعاً نمی‌تونن ضعف نشون بدن

82
00:06:43,670 --> 00:06:46,414
‫اینجا بعد از اتفاقاتِ آینده دوام نمیاره

83
00:06:46,438 --> 00:06:48,008
‫و من می‌خوام درستش کنی

84
00:06:48,608 --> 00:06:49,819
‫درستش کنم؟

85
00:06:49,843 --> 00:06:51,020
‫چی رو درست کنم؟ چطوری؟

86
00:06:51,044 --> 00:06:52,355
‫از لیستِ تحریم‌ها خارجشون کن

87
00:06:52,379 --> 00:06:54,490
‫مورگان بوت رو قانع کن آروم بگیره

88
00:06:54,514 --> 00:06:56,592
‫قبل از این که کلی آدمِ بی‌گناه
‫اینجا صدمه ببینن

89
00:06:56,616 --> 00:06:58,861
‫اون آدمی نیست که بشه قانعش کرد

90
00:06:58,885 --> 00:06:59,929
‫و وقتی که عصبانیه،

91
00:06:59,953 --> 00:07:02,765
‫قطعاً آدمی نیست که
‫کسی بتونه آرومش کنه

92
00:07:02,789 --> 00:07:05,400
‫هر کدوم از شما بهم گفتید
‫اون براتون چی بوده

93
00:07:05,424 --> 00:07:06,469
‫و شما براش چی بودید

94
00:07:06,493 --> 00:07:09,071
‫اون خیلی وقت پیش بود

95
00:07:09,095 --> 00:07:10,940
‫عالیه. پس قطعاً توجهش رو جلب می‌کنه

96
00:07:10,964 --> 00:07:15,544
‫وقتی هردوتون بعد از این همه مدت
‫باهم برید خونه‌اش و بهش سر بزنید

97
00:07:15,568 --> 00:07:18,138
‫نه. تو نمی‌دونی از ما چی می‌خوای

98
00:07:19,339 --> 00:07:20,941
‫می‌دونم این چطور به نظر میاد

99
00:07:22,309 --> 00:07:23,310
‫باور کنید

100
00:07:24,210 --> 00:07:25,211
‫می‌دونم

101
00:07:26,346 --> 00:07:28,281
‫ولی من هنوز همون کسی‌ام که فکر می‌کنید

102
00:07:29,549 --> 00:07:31,785
‫هم برای تو و هم برای تو

103
00:07:33,987 --> 00:07:37,566
‫ولی نمی‌تونم این آدم‌ها رو
‫اینجا ول کنم بمیرن...

104
00:07:37,590 --> 00:07:40,160
‫به خاطر مشکلی که
‫به دنبال خودم آوردم

105
00:07:40,827 --> 00:07:42,738
‫اصلاً نمی‌تونم

106
00:07:42,762 --> 00:07:45,832
‫و بعید می‌دونم اگه این کارو می‌کردم
‫هر کدوم از شما من رو می‌شناختید

107
00:07:47,000 --> 00:07:49,245
‫من بهشون گفتم می‌تونید انجامش بدید

108
00:07:49,269 --> 00:07:53,316
‫بهشون گفتم انجامش می‌دید
‫چون من ازتون خواستم انجامش بدید

109
00:07:53,340 --> 00:07:56,009
‫و اگه قبول نمی‌کردید
‫هیچکدوم از شما رو نمی‌شناختم

110
00:07:57,978 --> 00:07:58,979
‫من بهتون اعتماد دارم

111
00:07:59,713 --> 00:08:00,880
‫و دوستتون دارم

112
00:08:01,848 --> 00:08:03,016
‫لطفاً عجله کنید

113
00:08:38,218 --> 00:08:39,219
‫اینجا منتظر بمونید

114
00:09:04,444 --> 00:09:07,113
‫منظورت چی بود که
‫«اونا همه مثل هم نیستن؟»

115
00:09:08,448 --> 00:09:10,550
‫یعنی، می‌دونم منظورت چی بود

116
00:09:11,384 --> 00:09:12,520
‫ولی مقصودت از گفتنش چی بود؟

117
00:09:13,653 --> 00:09:17,424
‫عه. وقتی اونجوری خونِ یکی رو می‌ریزی،

118
00:09:18,658 --> 00:09:20,903
‫می‌دونی، نه برای محافظت از چیزی،

119
00:09:20,927 --> 00:09:23,005
‫نه برای گرفتنِ انتقام چیزی،

120
00:09:23,029 --> 00:09:26,567
‫و نه چون شغلت ایجاب می‌کنه یکی رو بکشی
‫یا تصادفی پیش نمیاد

121
00:09:27,567 --> 00:09:30,070
‫ولی وقتی که انجامش میدی که
‫به یکی نشون بدی دوستش داری،

122
00:09:31,805 --> 00:09:33,473
‫هیچ راه برگشتی ازش نیست

123
00:09:34,508 --> 00:09:36,085
‫بهم اعتماد کن

124
00:09:36,109 --> 00:09:38,178
‫فکر می‌کنی چیزی که اونجا دیدی همین بود؟

125
00:09:38,845 --> 00:09:41,424
‫لباس‌ها، پسربچه

126
00:09:41,448 --> 00:09:43,726
‫فکر می‌کنی به این سرعت براش اتفاق افتاد؟

127
00:09:43,750 --> 00:09:45,628
‫نمی‌دونم اونجا چی دیدیم،

128
00:09:45,652 --> 00:09:48,321
‫ولی فکر کنم احتمالاً بخشی
‫از وجودش رو از دست داده

129
00:09:50,123 --> 00:09:52,859
‫و بخشی ازش تازه داره متولد میشه

130
00:09:54,761 --> 00:09:56,596
‫نتیجه‌ی کلی همه‌ی اینا چیه؟

131
00:10:04,637 --> 00:10:06,615
‫سخت میشه فهمید چطوری
‫برای کسی سوگواری کنی

132
00:10:06,639 --> 00:10:08,641
‫و همزمان باهاش آشنا شی

133
00:10:12,312 --> 00:10:13,613
‫نه، نمی‌دونم

134
00:10:15,348 --> 00:10:17,561
‫به نظرم یه نفر می‌تونه خیلی عوض شه

135
00:10:17,585 --> 00:10:19,862
‫بدون این که نتیجه‌اش
فاجعه‌بار باشه

136
00:10:19,886 --> 00:10:24,357
‫مادامی که کسی نباشه که این حس رو
‫بهش القا کنه که باید عوض شه

137
00:10:27,827 --> 00:10:30,964
‫یالا. این هواپیمای ماست

138
00:10:35,401 --> 00:10:36,669
‫اون نه

139
00:10:40,173 --> 00:10:41,241
‫این یکی

140
00:10:49,048 --> 00:10:52,161
‫«ترتیبِ وسیله‌ی نقلیه رو بده، هارلد»

141
00:10:52,185 --> 00:10:54,154
‫«مطمئن شو قابل اطمینان باشه، هارلد»

142
00:10:55,021 --> 00:10:57,257
‫خب، بفرمایید

143
00:10:59,659 --> 00:11:00,827
‫قابلت رو نداره

144
00:11:02,695 --> 00:11:03,696
اونا سوار هواپیما شدن

145
00:11:06,666 --> 00:11:09,002
‫کاری رو که خواستی انجام میدن؟

146
00:11:11,938 --> 00:11:13,607
‫می‌تونن کاری رو که خواستی انجام بدن؟

147
00:11:14,542 --> 00:11:16,544
‫آره، در جوابِ هردو سؤالت

148
00:11:21,047 --> 00:11:25,118
‫بهم گفتن که از فاروق مراقبت می‌کنی

149
00:11:27,730 --> 00:11:29,357
‫اون پسرِ خوبیه

150
00:11:30,190 --> 00:11:31,776
‫علتش رو نمی‌دونم ولی...

151
00:11:33,319 --> 00:11:37,448
‫به نظر میاد بودن کنارم آرومش می‌کنه

152
00:11:40,534 --> 00:11:42,945
‫چرا؟

153
00:11:42,969 --> 00:11:46,306
‫تازگی‌ها به نظر میاد «چرا» عجیب‌ترین سؤالیه
‫که میشه پرسید

154
00:11:48,908 --> 00:11:52,912
‫کدوم «چرا» ممکنه بتونه
‫کاری رو که کردیم توضیح بده؟

155
00:11:56,049 --> 00:12:00,787
‫در هر حال، همین الان
‫نقشه‌هایی داره کشیده میشه

156
00:12:03,807 --> 00:12:07,677
‫بعضی‌ها می‌مونن که از خونه‌مون دفاع کنن

157
00:12:08,879 --> 00:12:12,458
‫بعضی‌ها به جای دیگه‌ای
‫توی دره تخلیه میشن

158
00:12:12,482 --> 00:12:14,050
‫که در امان بمونن

159
00:12:16,486 --> 00:12:19,055
‫لطفاً بهم نگو که اینجا برام خیلی خطرناکه

160
00:12:20,824 --> 00:12:24,060
‫لطفاً بهم نگو که جای من اینجا نیست

161
00:12:26,529 --> 00:12:28,006
‫نه

162
00:12:28,030 --> 00:12:30,233
‫تو... تو جات اینجاست

163
00:12:33,736 --> 00:12:35,071
‫جای تو اینجاست

164
00:12:46,082 --> 00:12:48,518
‫نیازی نیست دیگه چیزی در موردش بگی

165
00:12:56,793 --> 00:12:58,728
‫ولی من ازت می‌خوام بری

166
00:13:00,396 --> 00:13:01,473
‫ولی الان گفتی...

167
00:13:01,497 --> 00:13:03,566
‫من به انواع دیگه‌ای از کمک نیاز دارم

168
00:13:04,433 --> 00:13:07,004
‫نبردهای دیگه‌ای که نیاز به جنگیدن دارن

169
00:13:08,204 --> 00:13:10,206
‫جاهای دیگه‌ای که توشون
نیاز ‫به پشتیبانی دارم. من...

170
00:13:13,109 --> 00:13:17,613
‫من... ازت می‌خوام برگردی به خونه‌ی اولت

171
00:13:29,292 --> 00:13:30,293
‫سلام

172
00:13:31,160 --> 00:13:32,896
‫ما درست و حسابی باهم آشنا نشدیم

173
00:13:35,766 --> 00:13:36,934
‫من طارق هستم

174
00:13:41,737 --> 00:13:43,006
‫پروانه

175
00:13:44,607 --> 00:13:45,909
بین اسم‌های دیگه

176
00:13:54,650 --> 00:13:55,953
‫بهت چی گفت؟

177
00:14:00,323 --> 00:14:01,691
‫بهم گفت تو رو پیدا کنم

178
00:14:02,859 --> 00:14:04,694
‫و باهات برگردم آمریکا

179
00:14:05,528 --> 00:14:07,706
‫و به مدیریت کسب و کار کمک کنم

180
00:14:07,730 --> 00:14:10,208
‫اون سعی داره قبل از خراب شدن اوضاع
‫از اینجا خارجت کنه

181
00:14:10,232 --> 00:14:11,300
‫آره

182
00:14:12,268 --> 00:14:13,603
‫تو رو دوست داره

183
00:14:16,773 --> 00:14:18,674
‫پس شاید بتونی کمکم کنی قانعش کنم

184
00:14:19,609 --> 00:14:20,978
‫که بذاره جونش رو نجات بدم

185
00:14:38,829 --> 00:14:41,473
‫این خیلی تخمیه

186
00:14:41,497 --> 00:14:42,498
‫چی؟

187
00:14:45,201 --> 00:14:47,169
‫شنیدی چی گفتم، عوضی

188
00:14:49,072 --> 00:14:52,384
‫تو مدتِ زیادی تظاهر کردی
‫آدم پولداری هستی

189
00:14:52,408 --> 00:14:54,644
‫خب، یادم نمیاد تظاهر کرده باشم

190
00:14:56,079 --> 00:14:59,291
‫و هیچوقت بیشتر از یکی دو هفته در سال

191
00:14:59,315 --> 00:15:00,592
‫هنری دیکسون نبودم

192
00:15:00,616 --> 00:15:02,895
‫پروازهای دن چیس اکونومی بودن.
‫این اکونومی نیست.

193
00:15:02,919 --> 00:15:08,067
‫و تو در حالی پولدار شدی که 50 هفته در سال
‫اصلاً تلاشی براش نمی‌کردی؟

194
00:15:08,091 --> 00:15:09,736
‫خب، کمابیش، آره

195
00:15:09,760 --> 00:15:11,327
‫چطوری؟

196
00:15:12,395 --> 00:15:13,830
‫بگو دیگه، چطوری؟

197
00:15:15,498 --> 00:15:18,601
‫کار نکردن برای دولت شروع خوبی بود

198
00:15:20,703 --> 00:15:24,107
‫باید در مورد چیزی حرف بزنیم
‫که نمی‌خوایم در موردش حرف بزنیم

199
00:15:26,742 --> 00:15:28,244
‫- منظورت چیه؟
‫- یه نقشه

200
00:15:29,880 --> 00:15:32,290
‫وقتی برسیم خونه‌ی پیرمرد،

201
00:15:32,314 --> 00:15:33,826
‫من صحبت می‌کنم

202
00:15:33,850 --> 00:15:35,360
‫- باشه
‫- شوخی نمی‌کنم

203
00:15:35,384 --> 00:15:36,528
‫چرا باید فکر کنم شوخی داری؟

204
00:15:36,552 --> 00:15:38,097
‫نمی‌دونم به حرفم گوش میده یا نه،

205
00:15:38,121 --> 00:15:40,833
‫ولی مطمئنم که به حرفِ تو گوش نمیده

206
00:15:40,857 --> 00:15:42,367
‫اوهوم. آره

207
00:15:42,391 --> 00:15:44,302
‫این کار مهم‌تر از اونه...

208
00:15:44,326 --> 00:15:49,231
‫که بذاریم توی مشکلاتِ مختلفی
‫که شما دوتا باهم دارید گُم بشه

209
00:15:49,732 --> 00:15:50,977
‫آره

210
00:15:51,001 --> 00:15:54,279
‫هردومون می‌دونیم که نمیشه
‫اون رو مجبور به این کار کرد

211
00:15:54,303 --> 00:15:55,815
‫و من یه لحظه هم باور نمی‌کنم

212
00:15:55,839 --> 00:16:00,485
‫که اون این کارو می‌کنه چون
‫از رودست خوردن عصبانیه

213
00:16:00,509 --> 00:16:02,813
‫باید دلیل بیشتری داشته باشه

214
00:16:04,213 --> 00:16:07,492
‫و باید خیلی مراقب طرز اجرای نقشه‌مون باشیم

215
00:16:07,516 --> 00:16:09,052
‫یکم بهش فکر می‌کنم

216
00:16:13,723 --> 00:16:15,092
‫تو چته؟

217
00:16:17,493 --> 00:16:19,129
‫از چه نظر چمه؟

218
00:16:22,899 --> 00:16:25,969
‫تو قصد داری با مُشت و لگد
مجبورش کنی، مگه نه؟

219
00:16:33,576 --> 00:16:35,721
‫بعید می‌دونم باز کردنِ کمربندت بی‌خطر باشه

220
00:16:35,745 --> 00:16:37,781
‫آشغالِ لامصب

221
00:16:38,949 --> 00:16:40,258
‫خیلی عصبانی به نظر میای

222
00:16:40,282 --> 00:16:41,484
‫من به نظر...

223
00:16:44,587 --> 00:16:46,990
‫قصد داشتی کِی بهم بگی که...

224
00:16:48,457 --> 00:16:52,404
‫تو نمی‌تونی انقدر احمق باشی که فکر کنی...

225
00:16:52,428 --> 00:16:54,339
‫خوشحال میشم به هر کدوم
‫از اینا جواب بدم

226
00:16:54,363 --> 00:16:56,441
‫فقط شاید بهتر باشه اول
‫یکی از جملاتت رو تموم کنی

227
00:16:56,465 --> 00:16:59,277
‫شکنجه کردنش جزو گزینه‌ها نیست

228
00:16:59,301 --> 00:17:01,881
‫- چرا؟
‫- چون اون تقریباً 100 سالشه

229
00:17:01,905 --> 00:17:03,116
‫چون جواب نمیده

230
00:17:03,140 --> 00:17:04,549
‫چون من مطمئنم

231
00:17:04,573 --> 00:17:06,886
‫می‌دونم کدوم یکی‌مون سرِ این قضیه میره زندان

232
00:17:06,910 --> 00:17:08,955
‫تو که واقعاً فکر نمی‌کنی
‫شانسی داشته باشی...

233
00:17:08,979 --> 00:17:10,388
‫که با حرف زدن راضیش کنی، نه؟

234
00:17:10,412 --> 00:17:13,649
‫- آره! آره، واقعاً اینطور فکر می‌کنم
‫- خب، من اینطور فکر نمی‌کنم

235
00:17:15,218 --> 00:17:16,963
‫و ما به امیلی قول دادیم

236
00:17:16,987 --> 00:17:19,297
‫که هر کاری لازم باشه
‫برای انجام دادنش می‌کنیم

237
00:17:19,321 --> 00:17:22,101
‫من یادم نمیاد هیچکدوم از اینایی رو که میگی
‫بهش قول داده باشم

238
00:17:22,125 --> 00:17:25,570
‫پس ما گفتگوهای متفاوتی داشتیم

239
00:17:25,594 --> 00:17:29,208
‫چون من مطمئنم که اون دقیقاً همین رو گفت

240
00:17:29,232 --> 00:17:30,943
‫زبونِ من و تو باهم یکیه

241
00:17:30,967 --> 00:17:32,912
‫شنیدم چی گفت

242
00:17:32,936 --> 00:17:35,248
‫وقتی به اونجا رسیدیم
‫تو هیچ کاری نمی‌کنی

243
00:17:35,272 --> 00:17:36,648
‫جز این که اونجا وایمیستی

244
00:17:36,672 --> 00:17:39,584
‫و وقتی من با حرف به این کار راضیش می‌کنم
‫در حمایت از من سر تکون میدی

245
00:17:39,608 --> 00:17:41,077
‫- هارلد
‫- چیه؟

246
00:17:41,912 --> 00:17:43,479
‫بهتره سریع حرف بزنی

247
00:17:53,857 --> 00:17:56,002
‫خب، می‌خوای چطوری انجامش بدی؟

248
00:17:56,026 --> 00:17:58,070
‫منظورت چیه که چطوری...

249
00:17:58,094 --> 00:18:00,438
‫من زنگِ درو می‌زنم،
‫اون میذاره بریم داخل.

250
00:18:00,462 --> 00:18:01,430
‫اوه، واقعاً؟

251
00:18:02,731 --> 00:18:08,004
‫شاید بهتر باشه وقتی که درو باز می‌کنه
‫لبخند بزنی یا روی خوش نشون بدی

252
00:18:11,507 --> 00:18:13,485
‫- ماریون بود؟
‫- آره

253
00:18:13,509 --> 00:18:16,989
‫این سومین باریه که زنگ زده
‫و نادیده گرفتیش

254
00:18:17,013 --> 00:18:18,925
‫این پنجمین باره

255
00:18:18,949 --> 00:18:21,260
‫و نادیده می‌گیرمش چون

256
00:18:21,284 --> 00:18:24,462
‫نادیده گرفتن یه چیزهایی
‫باعث میشه از بین برن

257
00:18:24,486 --> 00:18:27,224
‫خب، روی تو که جواب نداد

258
00:18:34,264 --> 00:18:35,364
‫از این طرف لطفاً

259
00:19:00,156 --> 00:19:01,490
‫نمی‌دونم چقدر در جریان قرار داری

260
00:19:03,326 --> 00:19:05,004
‫تا حد زیادی در جریانم

261
00:19:05,028 --> 00:19:07,672
‫ما توی پنجشیر بودیم

262
00:19:07,696 --> 00:19:10,042
‫و شرایط عوض شده

263
00:19:10,066 --> 00:19:13,145
‫بچه‌ی اون دیگه گروگان نیست

264
00:19:13,169 --> 00:19:14,881
‫اونجا یه اتفاقی افتاد،

265
00:19:14,905 --> 00:19:17,750
‫و اون با همزاد و خانواده‌اش ارتباط داره

266
00:19:17,774 --> 00:19:19,819
‫اینم می‌دونم

267
00:19:19,843 --> 00:19:22,889
‫حداقل، الان این رو می‌دونم

268
00:19:22,913 --> 00:19:26,691
‫شاید مفید واقع می‌شد
‫اگه کسی خیلی وقت پیش بهم می‌گفت

269
00:19:26,715 --> 00:19:29,929
‫دختره اصلاً بچه‌ی اون نبوده،

270
00:19:29,953 --> 00:19:32,331
‫و شاید توی این دردسر نمی‌افتادیم

271
00:19:32,355 --> 00:19:34,499
‫این زن در خطرِ مرگه

272
00:19:34,523 --> 00:19:36,736
‫دارایی‌های همزاد مسدود شدن،

273
00:19:36,760 --> 00:19:38,738
‫که تمام اطرافیانش رو آسیب‌پذیر کرده

274
00:19:38,762 --> 00:19:40,740
‫قراره خیلی‌هاشون رو به کشتن بده

275
00:19:40,764 --> 00:19:42,866
‫ما اومدیم ازت بخوایم تجدید نظر کنی

276
00:19:45,668 --> 00:19:46,970
‫نه

277
00:19:48,305 --> 00:19:49,681
‫چرا نه؟

278
00:19:49,705 --> 00:19:54,619
‫چون هیچکدوم از شما
‫نمی‌فهمید چی می‌خواید

279
00:19:54,643 --> 00:19:58,925
‫یا این که چرا خطرناکه
‫یا ممکنه به کی صدمه بزنه

280
00:19:58,949 --> 00:20:01,559
‫شما نمی‌دونید توی چه داستانی هستید

281
00:20:01,583 --> 00:20:05,430
‫و حتی یه بارم این فکر به ذهنتون خطور نکرده.
‫خدایا!

282
00:20:05,454 --> 00:20:08,935
‫- که «شاید بهتره بپرسیم»
‫- ما واسه این حرف‌ها وقت نداریم

283
00:20:08,959 --> 00:20:10,736
‫تو عصبانی هستی.
‫قصد داری منظورت رو برسونی

284
00:20:10,760 --> 00:20:12,437
‫- من عصبانی‌ام؟
‫- نه. یه لحظه صبر کن

285
00:20:12,461 --> 00:20:15,975
‫من کسی نیستم که وقتی عصبانی‌ام
‫وسایل رو بشکنم

286
00:20:15,999 --> 00:20:17,167
‫بس کنید!

287
00:20:18,068 --> 00:20:21,204
‫وقتی گفتی ما نمی‌دونیم توی چه داستانی هستیم
‫منظورت چی بود؟

288
00:20:27,228 --> 00:20:34,228


289
00:20:43,726 --> 00:20:47,940
‫اصلاً روحتون هم خبر نداره
‫درگیرِ چه قضیه‌ای شدید

290
00:20:47,964 --> 00:20:49,399
‫یا این که ممکنه به کی صدمه بزنه

291
00:20:51,600 --> 00:20:53,179
‫تو پای اون رو به این ماجرا کشیدی

292
00:20:53,203 --> 00:20:55,839
‫نه. تو پاش رو به این ماجرا کشیدی

293
00:20:56,873 --> 00:20:59,175
‫من سعی دارم همه‌مون رو خارج کنم

294
00:21:03,246 --> 00:21:04,247
‫سلام

295
00:21:15,225 --> 00:21:19,796
‫اولین باری که توی آمریکا رفتم مدرسه
‫تقریباً هم‌سنِ اون بودم

296
00:21:21,197 --> 00:21:24,477
‫داستانی که همیشه بزرگ‌ترها
‫بهم می‌گفتن این بود که...

297
00:21:24,501 --> 00:21:26,803
‫من انقدر باهوش بودم
‫که بیشتر نیاز داشته باشم،

298
00:21:27,569 --> 00:21:29,538
‫بیشتر عمل کنم و بیشتر باشم

299
00:21:32,275 --> 00:21:33,986
‫ولی در طول سال‌ها داستان‌هایی شنیدم

300
00:21:34,010 --> 00:21:39,125
‫که دایی‌ام تحملِ شنیدن صدام
‫و صدای خنده‌ام رو نداشت

301
00:21:39,149 --> 00:21:40,784
‫صدام خیلی به صدای تو نزدیک بود

302
00:21:42,252 --> 00:21:43,496
‫ولی نیازی به گفتنش نیست،

303
00:21:43,520 --> 00:21:45,822
‫به دوش کشیدن چنین باری برام آسون نبود

304
00:21:47,223 --> 00:21:48,425
‫وقتی شبیه اون هستم

305
00:21:50,559 --> 00:21:53,705
‫اما مسخرگیِ همش بهم فرصت داد

306
00:21:53,729 --> 00:21:55,631
‫که دلیل خودم رو برای اونجا بودن پیدا کنم

307
00:21:57,100 --> 00:21:58,101
‫و پیداش کردم

308
00:21:59,502 --> 00:22:00,503
‫و دلیلت چیه؟

309
00:22:02,138 --> 00:22:03,940
‫که همه رو از اینجا خارج کنم

310
00:22:06,443 --> 00:22:08,521
‫نمی‌فهمم منظورت چیه؟

311
00:22:08,545 --> 00:22:09,587
‫منظورت از همه کیه؟

312
00:22:09,611 --> 00:22:15,327
‫مادرم، دایی‌ام، پسردایی‌هام، خانواده‌ام

313
00:22:15,351 --> 00:22:17,695
‫آره. خب، فکر نکنم
‫اونا بخوان جایی برن

314
00:22:17,719 --> 00:22:18,755
‫ازشون پرسیدی؟

315
00:22:19,355 --> 00:22:20,433
‫به طور واضح نه

316
00:22:20,457 --> 00:22:21,991
‫من پرسیدم. هزاران بار

317
00:22:23,259 --> 00:22:25,371
‫بهشون توضیح دادم
‫چطور میشه انجامش داد،

318
00:22:25,395 --> 00:22:27,672
‫کجا می‌تونیم بریم، چی بهتر میشه

319
00:22:27,696 --> 00:22:30,575
‫ولی فکر کنم شاید امروز این حرف‌ها
‫تأثیرِ دیگه‌ای روشون بذاره

320
00:22:30,599 --> 00:22:32,344
‫با توجه به وضعیتِ فعلی

321
00:22:32,368 --> 00:22:34,612
‫و با توجه به این که
‫تو این حرف‌ها رو می‌زنی

322
00:22:34,636 --> 00:22:36,182
‫اونا به حرف من گوش نمیدن

323
00:22:36,206 --> 00:22:37,883
‫می‌خوای باهام شرط ببندی
‫که به حرفت گوش میدن؟

324
00:22:37,907 --> 00:22:41,053
‫من اصلاً مطمئن نیستم
‫بخوام چنین بحثی بکنم

325
00:22:41,077 --> 00:22:42,687
‫اینجا ریشه‌هایی وجود دارن

326
00:22:42,711 --> 00:22:43,923
‫و فقط چون تو اونا رو نمی‌بینی،

327
00:22:43,947 --> 00:22:46,316
‫به این معنا نیست که هیچ اثری ندارن

328
00:22:47,484 --> 00:22:50,120
‫اون تو رو برد قبرستون، مگه نه؟

329
00:22:54,023 --> 00:22:56,402
‫فکر می‌کنی چندتا از مردها
‫و زن‌های تو اون قبرستون

330
00:22:56,426 --> 00:22:58,571
‫تصمیم می‌گرفتن اینجا بمونن

331
00:22:58,595 --> 00:23:02,108
‫اگه جایگزینش راحتی و امنیت

332
00:23:02,132 --> 00:23:04,376
‫و آرامش توی یه جای دیگه بود؟

333
00:23:04,400 --> 00:23:07,379
‫مطمئنم بعضی‌ها می‌موندن،
‫و شرط می‌بندم همه نمی‌موندن.

334
00:23:07,403 --> 00:23:09,315
‫سرِ جونم باهات شرط می‌بندم
‫که همه‌شون نمی‌موندن

335
00:23:09,339 --> 00:23:10,883
‫تو داری با آدمِ اشتباهی حرف می‌زنی

336
00:23:10,907 --> 00:23:14,086
‫من دارم با تنها کسی حرف می‌زنم
‫که شاید بهش گوش بدن

337
00:23:14,110 --> 00:23:16,055
‫نباید ارزشی رو که براشون داری
‫دست کم بگیری

338
00:23:16,079 --> 00:23:19,091
‫نه. منظورم اینه که من تمام
‫چیزهایی رو که میگی داشتم

339
00:23:19,115 --> 00:23:20,083
‫راحتی...

340
00:23:22,352 --> 00:23:23,353
‫و امنیت...

341
00:23:26,589 --> 00:23:27,824
‫و توش غرق بودم

342
00:23:28,758 --> 00:23:30,836
‫- اصلاً قابل مقایسه نیست
‫- علتش چیه؟

343
00:23:30,860 --> 00:23:32,362
‫به تو دروغ گفتن

344
00:23:34,597 --> 00:23:36,475
‫هر روز

345
00:23:36,499 --> 00:23:40,312
‫آشکارا و به طور غیرمستقیم
‫و به هر روشی که ممکن بود

346
00:23:40,336 --> 00:23:43,482
‫تو قربانی یه کلاهبرداری
‫به دقت برنامه ریزی شده بودی

347
00:23:43,506 --> 00:23:44,917
‫متأسفم، ولی همینطور بود

348
00:23:44,941 --> 00:23:46,919
‫راحتی و امنیت مشکل نبودن

349
00:23:46,943 --> 00:23:49,245
‫اونا فقط حواس‌پرتی‌های ناکافی بودن

350
00:23:54,050 --> 00:23:55,761
‫این وضعیت فرق می‌کنه

351
00:23:55,785 --> 00:23:58,397
‫این یه مهاجرتِ خانوادگیه

352
00:23:58,421 --> 00:24:02,468
‫به جایی که لازم نیست نگران این باشن که
‫دخترهاشون اجازه دارن ریاضی بخونن یا نه

353
00:24:02,492 --> 00:24:03,860
‫و پسرهاشون...

354
00:24:06,429 --> 00:24:12,978
‫پسرهاشون یکم فضای بیشتر
‫برای بیشتر عمل کردن و بیشتر بودن دارن

355
00:24:13,002 --> 00:24:15,047
‫من خانواده‌ام رو دوست دارم،
‫همه‌شون رو دوست دارم،

356
00:24:15,071 --> 00:24:17,040
تا آخرین سنگِ قبر زیر درخت

357
00:24:17,941 --> 00:24:19,351
‫ولی برام سخته که اینجا وایسم

358
00:24:19,375 --> 00:24:21,954
‫بدون این که بشنوم
‫همه‌شون سرم داد می‌زنن،

359
00:24:21,978 --> 00:24:24,247
‫«تو هنوز اینجا چه غلطی می‌کنی؟»

360
00:24:29,152 --> 00:24:30,220
‫خواهش می‌کنم

361
00:24:31,221 --> 00:24:32,288
‫کمکم کن نجاتشون بدم

362
00:24:35,225 --> 00:24:36,869
‫دیره و قرار نیست آسون باشه،

363
00:24:36,893 --> 00:24:38,494
‫ولی کارِ درست همینه...

364
00:24:44,901 --> 00:24:46,436
‫چیه؟

365
00:24:49,639 --> 00:24:51,074
‫برادرم مُرده

366
00:25:02,118 --> 00:25:04,563
‫همونطور که گفتی از مراکش برگشتم خونه

367
00:25:04,587 --> 00:25:06,432
‫همونطور که گفتی بچه‌ها رو برداشتم

368
00:25:06,456 --> 00:25:10,793
‫سعی کردم همه چی رو فراموش کنم،
‫برگردم سراغ زندگی واقعی.

369
00:25:11,761 --> 00:25:13,129
‫ولی این کار یه جورایی جواب نداد

370
00:25:14,297 --> 00:25:16,833
‫می‌خواستم کمک کنم،
‫برای همین به نینا کروگر زنگ زدم

371
00:25:18,034 --> 00:25:20,512
‫تو به وکیل فراز همزاد زنگ زدی؟

372
00:25:20,536 --> 00:25:23,048
‫بهش چی گفتی؟

373
00:25:23,072 --> 00:25:25,384
‫فکر کردم شاید بتونم قانعش کنم
‫با همزاد صحبت کنه

374
00:25:25,408 --> 00:25:27,086
‫تا تو و امیلی رو ول کنه

375
00:25:27,110 --> 00:25:31,056
‫ولی خب برای این کار لازم بود
‫اول جواب تلفنم رو بده

376
00:25:31,080 --> 00:25:34,260
‫بالأخره یه تماسی دریافت کردم،
‫فقط از طرفِ وکیله نبود.

377
00:25:34,284 --> 00:25:36,819
‫بلکه از طرفِ اون بود

378
00:25:39,656 --> 00:25:41,100
‫من اوضاع رو زیر نظر داشتم،

379
00:25:41,124 --> 00:25:46,272
‫و ناگهان دیدم پای کسی به قضیه
‫باز شد که انتظارش رو نداشتم

380
00:25:46,296 --> 00:25:51,043
‫زیاد پیش نمیاد که کسایی رو پیدا کنم
‫که واقعاً غافلگیرم کنن

381
00:25:51,067 --> 00:25:52,378
‫اون غافلگیرم کرد

382
00:25:52,402 --> 00:25:55,204
‫چرا وکیلِ همزاد رو زیر نظر داشتی؟

383
00:25:57,874 --> 00:25:59,118
ما دقیقاً از چی بی‌خبریم؟

384
00:25:59,142 --> 00:26:01,787
‫ما از معدنِ مشبهار خبر داریم

385
00:26:01,811 --> 00:26:05,424
‫اونجا اهرمِ فشار همزاد بود، درسته؟

386
00:26:05,448 --> 00:26:06,825
‫پولی که قرار بود ازش در بیاره؟

387
00:26:06,849 --> 00:26:10,896
‫پول؟ میشه همه جا پول در آورد

388
00:26:10,920 --> 00:26:13,733
‫اگه می‌خواید به میکروچیپ‌ها
‫دسترسی داشته باشید،

389
00:26:13,757 --> 00:26:15,801
‫اگه می‌خواید از لوازمی که
‫باتری دارن استفاده کنید،

390
00:26:15,825 --> 00:26:18,671
‫اگه می‌خواید توی تمدن
‫شرکت داشته باشید...

391
00:26:18,695 --> 00:26:23,309
‫هرکی اون معدن رو کنترل می‌کنه قراره
‫در موردش حق اظهار نظر داشته باشه

392
00:26:23,333 --> 00:26:24,643
‫ما بهش نیاز داریم

393
00:26:24,667 --> 00:26:26,145
‫در اختیارمون بود

394
00:26:26,169 --> 00:26:33,343
‫تا این که فهمیدم یه طرفِ دیگه مخفیانه
‫به دنبال در آوردنش از چنگِ ماست

395
00:26:34,444 --> 00:26:35,511
‫کی؟

396
00:26:36,946 --> 00:26:38,715
‫تو پای اون رو به این ماجرا کشیدی

397
00:26:39,783 --> 00:26:42,594
‫تو اون رو انداختی توی صندوق ماشین

398
00:26:42,618 --> 00:26:45,197
‫تو بهش اسم و لباس جدیدی دادی

399
00:26:45,221 --> 00:26:48,434
‫و اون رو بردی یه مهمونی توی مراکش

400
00:26:48,458 --> 00:26:51,103
‫تا بتونی تلاش کنی یکی رو تحتِ تأثیر قرار بدی

401
00:26:51,127 --> 00:26:52,471
‫پاولوویچ. نه

402
00:26:52,495 --> 00:26:54,640
‫سلیمان پاولوویچ

403
00:26:54,664 --> 00:26:56,508
‫اشتباه متوجه شدی

404
00:26:56,532 --> 00:26:59,845
‫فراز همزاد مخفیانه با روس‌ها معامله نمی‌کنه

405
00:26:59,869 --> 00:27:03,716
‫و اگه این کارو می‌کرد،
‫قطعاً با اون روس معامله نمی‌کرد.

406
00:27:03,740 --> 00:27:05,541
‫خیالم راحت شد که اینطور فکر می‌کنی

407
00:27:07,009 --> 00:27:08,911
‫اوه. چه حلال زاده!

408
00:27:14,785 --> 00:27:16,119
‫می‌تونی انجامش بدی

409
00:27:23,960 --> 00:27:25,537
‫سلام

410
00:27:25,561 --> 00:27:28,307
‫آره. آره. خیلی خوشحالم که زنگ زدی

411
00:27:28,331 --> 00:27:29,809
‫اون با کی حرف می‌زنه؟

412
00:27:29,833 --> 00:27:31,845
‫وکیلِ همزاد

413
00:27:31,869 --> 00:27:35,647
‫غیر قابل تصوره که
‫به یه تبهکارِ روس اجازه بدیم

414
00:27:35,671 --> 00:27:41,855
‫کنترلِ چیزی رو به دست بگیره که
‫انقدر برای آینده‌ی این کشور مهمه

415
00:27:41,879 --> 00:27:47,226
‫وکیله الان برای پیدا کردن راهی
‫برای متوقف کردنش کلیدیه

416
00:27:47,250 --> 00:27:52,097
‫و الان به نظر میاد وکیله خیلی تمایل داره

417
00:27:52,121 --> 00:27:54,257
‫با دوست دخترت حرف بزنه

418
00:27:55,691 --> 00:27:57,369
‫چی گفت؟

419
00:27:57,393 --> 00:28:01,597
‫اون پیشنهاد کرد که هفته بعد
‫گفتگو رو سرِ ناهار ادامه بدیم

420
00:28:04,267 --> 00:28:05,344
‫این خوبه، درسته؟

421
00:28:05,368 --> 00:28:07,045
‫این خیلی خوبه

422
00:28:07,069 --> 00:28:11,917
‫اون می‌خواد یه چیزی بهت بگه
‫که پشتِ تلفن نمیگه

423
00:28:11,941 --> 00:28:14,754
‫هفته‌ی بعد؟ این وضعیت
‫تا هفته‌ی بعد دوام نمیاره

424
00:28:14,778 --> 00:28:15,855
‫درک می‌کنم

425
00:28:15,879 --> 00:28:16,790
‫اگه حدست اشتباه باشه،

426
00:28:16,814 --> 00:28:18,290
‫یه عده قراره به خاطرش بمیرن

427
00:28:18,314 --> 00:28:21,050
‫اگه حدسم درست باشه،
‫خیلی بدتر میشه.

428
00:28:25,955 --> 00:28:27,190
‫من بهت گفتم

429
00:28:28,724 --> 00:28:30,469
‫چی؟

430
00:28:30,493 --> 00:28:33,838
‫وقتی ازت خواستم به امیلی کمک کنی
‫توی اف‌بی‌آی استخدام شه

431
00:28:33,862 --> 00:28:36,442
‫بهت گفتم اون دخترِ همزاده

432
00:28:36,466 --> 00:28:38,802
‫تو این کارو نکردی

433
00:28:40,069 --> 00:28:42,414
‫داشتم جونش رو به دستِ تو می‌سپردم

434
00:28:42,438 --> 00:28:44,082
‫واقعاً فکر می‌کنی همچین کاری می‌کردم

435
00:28:44,106 --> 00:28:47,553
‫و چیزی رو که ممکن بود
‫به خطر بندازتش بهت نمی‌گفتم؟

436
00:28:47,577 --> 00:28:51,557
‫من گفتم لازم نبود نوه‌ات باشه
‫که بخوای کمکش کنی

437
00:28:51,581 --> 00:28:54,984
‫همونطور که لازم نبود دخترم باشه
‫که از تو براش کمک بخوام

438
00:28:56,185 --> 00:28:57,797
‫فکر کردم غیر از بی‌پرده گفتنش،

439
00:28:57,821 --> 00:29:00,523
‫تحتِ اون شرایط منظورم
‫از اون حرفم کاملاً واضح بود

440
00:29:01,524 --> 00:29:03,602
‫می‌فهمم چی میگی

441
00:29:03,626 --> 00:29:06,305
‫مسائل مهم رو درک می‌کنم

442
00:29:06,329 --> 00:29:08,307
‫می‌تونی هرچی دلت می‌خواد در موردم بگی

443
00:29:08,331 --> 00:29:11,945
‫هردوتون می‌تونید هرچی دلتون می‌خواد
‫در موردم بگید

444
00:29:11,969 --> 00:29:14,179
‫ولی من همیشه مسائل مهم رو درک کردم

445
00:29:14,203 --> 00:29:15,481
‫خودت این رو می‌دونی

446
00:29:15,505 --> 00:29:18,083
‫وقتی که بهم گفتی براشون جنگیدم

447
00:29:18,107 --> 00:29:19,819
‫ولی اگه بچه‌ات نتونه
‫روت حساب کنه،

448
00:29:19,843 --> 00:29:21,210
‫این چیزها چه ارزشی دارن؟

449
00:29:23,212 --> 00:29:25,615
‫ببین، می‌دونم نمی‌تونی تسلیم شی

450
00:29:27,250 --> 00:29:29,185
‫ولی باید یه راه دیگه‌ای باشه

451
00:29:29,209 --> 00:29:32,022
‫که بتونی به نجات دادن ‫این مردم کمک کنی

452
00:29:32,046 --> 00:29:33,565
‫حتی به طور موقت

453
00:29:34,690 --> 00:29:37,837
‫و اگه بهم بگی هیچ راه دیگه‌ای نیست،

454
00:29:37,861 --> 00:29:40,764
‫می‌دونم علتش اینه که
‫سعی نمی‌کنی پیداش کنی

455
00:29:43,366 --> 00:29:47,036
‫به خاطر این که از من عصبانی هستی
‫این کارو نکن

456
00:29:49,405 --> 00:29:50,439
‫اصلاً این کارو نکن

457
00:30:03,452 --> 00:30:04,955
‫فردا برگردید

458
00:30:05,889 --> 00:30:07,132
‫من خسته‌ام

459
00:30:07,156 --> 00:30:10,502
‫اگه صبح هنوزم خواستی
‫در موردش حرف بزنی،

460
00:30:10,526 --> 00:30:12,328
‫شاید جوابِ بهتری برات داشته باشم

461
00:30:13,764 --> 00:30:15,574
‫- تو از اینجا بیرون نمیری
‫- صبر کن. صبر کن

462
00:30:15,598 --> 00:30:18,501
‫از سرِ راهم برو کنار

463
00:30:22,005 --> 00:30:24,106
‫فقط یه لحظه باهام بیا بیرون. لطفاً

464
00:30:35,251 --> 00:30:36,319
‫اون اشتباه نمی‌کنه

465
00:30:37,687 --> 00:30:40,900
‫تو وقتی عصبانی هستی چیزی رو نمی‌شکنی؟

466
00:30:40,924 --> 00:30:44,403
‫همه وقتی عصبانی هستن
‫یه چیزی رو می‌شکنن

467
00:30:44,427 --> 00:30:47,706
‫اگه حتی سعی نمی‌کنی کمک کنی،
‫به خاطر اینه که می‌خوای بدونیم

468
00:30:47,730 --> 00:30:49,265
‫که مجبور نیستی کمک کنی

469
00:30:50,466 --> 00:30:51,835
‫چیزی که می‌خوام

470
00:30:56,305 --> 00:31:03,814
‫تو هیچوقت فرق بین چیزهایی که می‌خوایم
‫و چیزهایی که داریم رو درک نکردی

471
00:31:05,514 --> 00:31:09,552
‫برای همین این شغل همیشه
‫فراتر از توانت بود

472
00:31:11,187 --> 00:31:13,198
‫و اگه نمی‌خواستی عصبانی بشم،

473
00:31:13,222 --> 00:31:16,602
‫اون رو بیرون کنارِ خیابون میذاشتی،

474
00:31:16,626 --> 00:31:20,864
‫ولی نمی‌تونستی جلوی خودت رو بگیری،
‫مگه نه؟

475
00:31:29,639 --> 00:31:30,640
‫سلام

476
00:31:31,307 --> 00:31:32,408
‫زوئی،

477
00:31:33,844 --> 00:31:37,656
‫ممنونم که سعی داری کمک کنی،
‫ولی این قضیه به تو مربوط نیست.

478
00:31:37,680 --> 00:31:39,082
‫لطفاً خودت رو قاتی نکن

479
00:31:41,417 --> 00:31:42,685
‫این قضیه به من مربوط نیست

480
00:31:45,554 --> 00:31:49,668
‫- باشه
‫- امروز وقتِ این بحث نیست، قول میدم

481
00:31:49,692 --> 00:31:51,570
‫می‌خوام از اینجا بری

482
00:31:51,594 --> 00:31:54,406
‫من تا وقتی که چیزی رو که ازش می‌خوام
‫بهم نده هیچ جا نمیرم

483
00:31:54,430 --> 00:31:55,698
‫اون همچین کاری نمی‌کنه

484
00:31:56,699 --> 00:31:58,310
‫می‌خوای شرط ببندی؟

485
00:31:58,334 --> 00:32:02,481
‫اون به همون دلیل که تو از اینجا نمیری
‫چیزی رو که می‌خوای بهت نمیده

486
00:32:02,505 --> 00:32:03,706
‫ولی اون رو به من میده

487
00:32:05,675 --> 00:32:08,021
‫تو با حرف‌هات تحتِ تأثیر قرارش دادی.
‫می‌خواد کمک کنه.

488
00:32:08,045 --> 00:32:10,881
‫فقط نمی‌خواد وقتی انجامش میده
‫توی روی تو نگاه کنه

489
00:32:11,782 --> 00:32:13,158
‫من و اون باهم خوب کنار میایم

490
00:32:13,182 --> 00:32:16,763
‫ازش خوشم میاد.
‫به نظرم مرد خیلی خوبیه.

491
00:32:16,787 --> 00:32:17,964
‫ای وای، زوئی

492
00:32:17,988 --> 00:32:20,198
‫برای من مرد خیلی خوبی بوده

493
00:32:20,222 --> 00:32:21,968
‫و هر کاری که قبلاً می‌کرده،

494
00:32:21,992 --> 00:32:24,369
‫نمی‌تونه از کاری که خودت
‫قبلاً می‌کردی بدتر باشه

495
00:32:24,393 --> 00:32:25,604
‫و من با اونم کنار اومدم

496
00:32:25,628 --> 00:32:29,842
‫و هر چقدر هم که از روی چیزهایی که
‫الان اونجا دیدم باورش سخت باشه،

497
00:32:29,866 --> 00:32:31,968
‫فکر می‌کنم واقعاً دلش برات تنگ شده

498
00:32:38,975 --> 00:32:41,610
‫برو یه فنجون قهوه بخر.
‫یه کتاب بخون.

499
00:32:43,646 --> 00:32:44,647
‫بهم اعتماد کن

500
00:32:46,582 --> 00:32:47,818
‫می‌تونم انجامش بدم

501
00:33:08,270 --> 00:33:10,140
‫اون نمی‌خواست کسی بدونه

502
00:33:12,441 --> 00:33:18,849
‫اون نمی‌خواست آخرین حرف‌هاش
‫با هر کدوم از شما...

503
00:33:21,350 --> 00:33:22,685
‫خداحافظی باشه

504
00:33:31,260 --> 00:33:32,294
‫پروانه

505
00:33:53,850 --> 00:33:56,219
‫من تا صبح می‌مونم

506
00:33:57,020 --> 00:33:58,354
‫که برای خاکسپاری اینجا باشم

507
00:34:00,322 --> 00:34:02,859
‫نمی‌دونم می‌تونم بیشتر از اون بمونم یا نه

508
00:34:06,062 --> 00:34:07,396
‫خودشم همین رو می‌خواست

509
00:34:11,001 --> 00:34:13,837
‫تو هم باید تصمیمت رو بگیری

510
00:34:16,739 --> 00:34:17,740
‫بمونی

511
00:34:19,042 --> 00:34:20,043
‫یا بری

512
00:34:25,481 --> 00:34:27,150
‫باید یه چیزی بهت بگم

513
00:34:30,220 --> 00:34:35,025
‫من بهتون گفتم یه نگهبان
‫روی تپه‌ها بهش شلیک کرد...

514
00:34:38,228 --> 00:34:39,830
‫ولی همچین اتفاقی نیفتاد

515
00:34:40,831 --> 00:34:42,398
‫- کسی که بهش شلیک کرد...
‫- ما می‌دونیم

516
00:34:47,170 --> 00:34:48,737
‫- از کجا می‌دونید...
‫- می‌دونیم

517
00:34:50,907 --> 00:34:52,242
‫هیچکس دیگه این رو نمی‌فهمه

518
00:34:55,045 --> 00:34:58,514
‫خودت تصمیم می‌گیری بمونی یا بری

519
00:35:00,083 --> 00:35:05,755
‫ولی پدرت نمی‌خواست
‫احساس کنی اینجا جاییه...

520
00:35:08,457 --> 00:35:11,427
‫که شاید توش به خاطر
‫این اتفاق سرزنش شی

521
00:35:15,966 --> 00:35:20,971
‫وقتی پدرت داشت ازت دفاع می‌کرد
‫یه سربازِ طالبان بهش شلیک کرد

522
00:35:24,307 --> 00:35:26,276
‫اون جونش رو به خاطر تو فدا کرد

523
00:35:28,778 --> 00:35:31,214
‫در مورد دوتا آمریکایی که آوردی اینجا،

524
00:35:32,949 --> 00:35:33,950
‫خب،

525
00:35:35,384 --> 00:35:37,629
‫اونا الان توی آمریکا هستن،

526
00:35:37,653 --> 00:35:41,958
‫و به خواستِ تو تلاش می‌کنن
‫تهدیدی رو که باهاش روبروییم خنثی کنن

527
00:35:44,294 --> 00:35:46,428
‫این کاریه که برای ما کردی

528
00:36:06,917 --> 00:36:08,417
‫مرسی که ازم دفاع کردی

529
00:36:11,154 --> 00:36:13,323
‫و تو. واقعاً؟

530
00:36:15,759 --> 00:36:18,004
‫شرمنده، بچه‌ها.
‫باید برم باهاش حرف بزنم.

531
00:36:18,028 --> 00:36:19,504
‫و فکر کنم اگه راستش رو بخواید،

532
00:36:19,528 --> 00:36:22,631
‫اون دوست نداره توی اتاق‌هایی باشید
‫که فرش‌های قشنگ دارن، پس...

533
00:36:23,666 --> 00:36:24,667
‫شما اینجا می‌مونید

534
00:36:27,703 --> 00:36:29,806
‫خیلی خب

535
00:36:39,615 --> 00:36:40,951
‫خب، حق با تو بود

536
00:36:43,019 --> 00:36:45,731
‫به محض این که شما دوتا
‫توی یه فضا قرار گرفتید،

537
00:36:45,755 --> 00:36:47,556
‫من اون روی دیگه‌ات رو دیدم

538
00:36:49,225 --> 00:36:52,238
‫خب، هر از گاهی اشتباه کردن هم خوبه،

539
00:36:52,262 --> 00:36:58,168
‫ولی خوش خیالی خصیصه‌ی بدی
‫برای یه پیرمرده

540
00:36:59,002 --> 00:37:00,971
‫خب، اگه خیال خوبی باشه نه

541
00:37:05,342 --> 00:37:08,411
‫تو قراره ازم بخوای به اونا کمک کنم

542
00:37:10,213 --> 00:37:11,214
‫البته که همینطوره

543
00:37:13,049 --> 00:37:14,050
‫چرا؟

544
00:37:14,918 --> 00:37:17,253
‫چون به نظرم می‌تونی

545
00:37:18,088 --> 00:37:20,723
‫و چون به نظرم می‌خوای این کارو بکنی

546
00:37:22,591 --> 00:37:26,172
‫باید پیش مردهایی مثل من مواظب باشی

547
00:37:26,196 --> 00:37:30,475
‫اگه فکر می‌کنی می‌تونی همچین حرف‌هایی
‫در مورد ماها بزنی،

548
00:37:30,499 --> 00:37:34,670
‫تقریباً همیشه به خاطر اینه که
‫خودمون می‌خوایم

549
00:37:36,339 --> 00:37:37,340
‫خدایا،

550
00:37:38,942 --> 00:37:40,410
‫تو دقیقاً عینِ اون حرف می‌زنی

551
00:38:04,234 --> 00:38:05,235
‫سرت رو بدزد!

552
00:39:21,377 --> 00:39:23,556
‫زوئی، خوبی؟

553
00:39:23,580 --> 00:39:24,924
‫آره، آره

554
00:39:24,948 --> 00:39:26,483
‫الان چه اتفاقی افتاد؟

555
00:39:27,183 --> 00:39:28,527
‫اون کی بود؟

556
00:39:28,551 --> 00:39:31,931
‫آره. فکر کنم هرچی که
‫شما دوتا دنبالش بودید،

557
00:39:31,955 --> 00:39:34,567
‫بیشتر از اونی که بابِ میل پاولوویچ بود
‫بهش نزدیک شدید

558
00:39:34,591 --> 00:39:37,570
‫این تازه شروعشه

559
00:39:37,594 --> 00:39:41,255
‫مشکل بزرگ‌تر اینه که راه نجات امیلی

560
00:39:41,279 --> 00:39:42,465
‫اونجا مُرده افتاده زمین

561
00:39:56,363 --> 00:39:58,406
‫باورش خیلی سخته

562
00:40:01,230 --> 00:40:03,399
‫که اون بالأخره مُرده

563
00:40:08,711 --> 00:40:12,923
‫تصورش سخته  که حالا که اون زنده نیست
‫دنیا چه شکلی میشه...

564
00:40:15,781 --> 00:40:17,575
دو نفرِ دیگه چی شدن؟

565
00:40:19,703 --> 00:40:22,414
منظورم ‫هدف‌های اصلیه؟

566
00:40:23,187 --> 00:40:24,986
‫تیمم هنوز گزارش نداده

567
00:40:25,278 --> 00:40:27,280
‫هنوز سعی دارم باهاشون تماس بگیرم

568
00:40:28,726 --> 00:40:31,729
‫وقتی باهاشون تماس گرفتی،

569
00:40:32,102 --> 00:40:36,815
‫ببین قصد دارن چطور کارشون رو تموم کنن

570
00:40:38,095 --> 00:40:39,305
‫حتماً

571
00:40:41,841 --> 00:40:45,845
‫اوضاع خطرناک‌تر از اونه که...

572
00:40:48,901 --> 00:40:53,606
‫بتونیم کاری رو ناتموم بذاریم

573
00:40:54,630 --> 00:41:14,630
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

