﻿1
00:00:06,226 --> 00:00:17,526
<b><font color=#00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color=#FFC947> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:24,979 --> 00:00:27,384
‫وقتی دختربچه بودم...

3
00:00:27,484 --> 00:00:30,691
‫فکر می‌کردم از هیچی نمی‌‌ترسی.

4
00:00:31,960 --> 00:00:35,834
‫که هر نو‌ع فاصله‌‌ای هم بین ما بیفته،
‫نمی‌‌تونه تو رو نگران کنه.

5
00:00:36,636 --> 00:00:40,511
‫که سنگین‌‌ترین سکوت‌‌ها هم نمی‌‌تونن
‫تو رو وادار به حرف‌‌زدن کنن.

6
00:00:41,813 --> 00:00:43,850
‫غیر قابل دسترس بودی.

7
00:00:43,951 --> 00:00:46,790
‫دور بودی.

8
00:00:46,890 --> 00:00:49,228
‫یه خیال بودی.

9
00:00:49,328 --> 00:00:51,800
‫تکالیفت رو انجام دادی؟

10
00:00:53,670 --> 00:00:55,406
‫نمی‌‌دونم چی‌‌ بنویسم.

11
00:00:55,507 --> 00:00:57,712
‫به‌‌قدر کافی سعی نمی‌کنی.

12
00:00:57,812 --> 00:00:59,916
‫دارم سعی می‌کنم.

13
00:01:00,016 --> 00:01:01,853
‫می‌ترسم.

14
00:01:01,953 --> 00:01:05,059
‫اصلاً کجای این ترس داره که ازش بترسی؟

15
00:01:05,159 --> 00:01:07,732
‫از اینکه بابایی بمیره.

16
00:01:07,832 --> 00:01:10,303
‫از اینکه هر دوشون بمیرن.

17
00:01:11,438 --> 00:01:15,246
‫از اینکه خیلی سؤال می‎‌‌پرسم.

18
00:01:15,346 --> 00:01:18,754
‫اینکه مرگ‌شون تقصیر من باشه.

19
00:01:22,528 --> 00:01:26,235
‫این‌‌قدر همه‌‌چیز رو نادیده نگیر، آدامز.

20
00:01:26,335 --> 00:01:27,972
‫چشم‌هات رو باز کن.

21
00:01:32,180 --> 00:01:34,719
‫خدمت کردی؟

22
00:01:34,819 --> 00:01:36,288
‫جان؟

23
00:01:36,388 --> 00:01:38,426
‫قبل از لنگلی تو ارتش بودی؟

24
00:01:38,527 --> 00:01:41,465
‫آره. چطور مگه؟

25
00:01:43,235 --> 00:01:45,473
‫همین‌‌جوری.

26
00:01:46,408 --> 00:01:48,647
‫کجا خدمت کردی؟

27
00:01:50,149 --> 00:01:53,055
‫فورت هوچوکا، چند سال.

28
00:01:53,155 --> 00:01:54,525
‫قبل از اونم فورت درام.

29
00:01:54,626 --> 00:01:57,130
‫شوخی نکن.
‫من تو گردان دهم بودم.

30
00:01:57,230 --> 00:01:59,468
‫جدی؟

31
00:02:00,504 --> 00:02:02,708
‫یه مدت کوتاه.
‫قبل اینکه برم فرماندهی مشترک عملیات ویژه.

32
00:02:02,808 --> 00:02:04,746
‫دنیای کوچیکیه.

33
00:02:04,846 --> 00:02:06,482
‫عضو عملیات ویژه بودی؟

34
00:02:07,918 --> 00:02:09,756
‫آره.

35
00:02:09,856 --> 00:02:11,893
‫هی.

36
00:02:27,123 --> 00:02:28,894
‫چی شده؟

37
00:02:30,196 --> 00:02:32,033
‫تابستون پارسال اون یارو که...

38
00:02:32,133 --> 00:02:34,004
‫اومده بود مرکز رو یادته؟

39
00:02:34,104 --> 00:02:35,406
‫سرطان خون داشت...

40
00:02:35,507 --> 00:02:38,145
‫بهش می‌‌خورد 24 یا 25 سالش باشه.

41
00:02:38,245 --> 00:02:40,751
‫شرکت محوطه‌‌سازی راه انداخته بود.

42
00:02:41,753 --> 00:02:44,324
‫یادم میاد از اینکه کارش
‫چه حسی داشت، حرف می‌‌زد.

43
00:02:45,126 --> 00:02:47,030
‫خورشید صبح.

44
00:02:47,130 --> 00:02:49,334
‫رسیدگی به دنیا.

45
00:02:52,908 --> 00:02:55,346
‫به خودم اومدم دیدم دارم به اون فکر می‌کنم.

46
00:02:57,952 --> 00:02:59,922
‫چی داری می‌‌گی، پسر؟

47
00:03:00,724 --> 00:03:02,460
‫اون بیرون یه جای کار می‌‌لنگه.

48
00:03:02,561 --> 00:03:04,899
‫- لعنت، چی دیدی؟
‫- هیچی.

49
00:03:04,999 --> 00:03:07,437
‫ولی شاید از اون هیچی‌‌های نگران‌‌کننده‌ست.

50
00:03:17,992 --> 00:03:19,762
‫واترز هستم.

51
00:03:22,802 --> 00:03:24,839
‫آره، این‌‌جاست.

52
00:03:26,475 --> 00:03:28,847
‫خب، بیا درمورد اینکه
‫انتظار داریم تو چند ساعت آینده...

53
00:03:28,947 --> 00:03:31,085
‫چه اتفاق‌هایی بیفته صحبت کنیم.

54
00:03:31,185 --> 00:03:33,489
‫داره با همزاد حرف می‌زنه؟

55
00:03:33,590 --> 00:03:35,961
‫نه، داره با کسایی که امیلی رو گرفتن...

56
00:03:36,061 --> 00:03:37,665
‫حرف می‌‌زنه.

57
00:03:38,065 --> 00:03:41,706
‫می‌خواد بفهمه دقیقاً چی می‌خوان.

58
00:03:46,315 --> 00:03:49,121
‫اگه از فراز همزاد چیزی بدونم...

59
00:03:49,221 --> 00:03:50,657
‫که شاید تو ندونی...

60
00:03:50,758 --> 00:03:53,229
‫وقتش الانه که بهت بگم، نه؟

61
00:03:53,329 --> 00:03:54,599
‫آره، حتماً.

62
00:03:54,699 --> 00:03:57,605
‫وقتی با وکیلش تو جزیره بودیم.

63
00:03:57,705 --> 00:04:00,443
‫گفت می‌تونه من رو
‫از شر تمام این ماجراها خلاص کنه.

64
00:04:00,544 --> 00:04:02,480
‫منم بهش گفتم... ازش پرسیدم...

65
00:04:02,581 --> 00:04:04,484
‫تضمین می‌‌کنه که همزاد...

66
00:04:04,585 --> 00:04:06,723
‫از پیشنهادی که داره بهم می‌ده حمایت کنه؟

67
00:04:06,823 --> 00:04:08,894
‫و...

68
00:04:08,994 --> 00:04:11,365
‫و قیافه‌‌اش یه جوری شد.

69
00:04:16,341 --> 00:04:18,914
‫- قیافه‌‌اش یه جوری شد؟
‫- تو گفتی حواسم به...

70
00:04:19,014 --> 00:04:22,287
‫چیزهای کوچیکی که ممکنه
‫چیزهای بزرگ‌‌تری رو نشون بدن باشه و...

71
00:04:22,387 --> 00:04:25,661
‫و... خب... منظورم اینه که...

72
00:04:25,761 --> 00:04:28,099
‫شاید داشت نشون می‌‌داد که
‫بین اون و موکلش...

73
00:04:28,199 --> 00:04:29,535
‫یه مقدار تنش وجود داره...

74
00:04:29,635 --> 00:04:31,314
‫و اگه تنشی وجود داشته باشه،
‫شاید... شاید بشه...

75
00:04:31,338 --> 00:04:33,577
‫- ازش استفاده کنیم.
‫- فهمیدم، آره.

76
00:04:34,579 --> 00:04:36,281
‫فراز همزاد با آدم‌هایی که...

77
00:04:36,381 --> 00:04:38,954
‫بهش وفادار نیستن مدارا نمی‌‌کنه.

78
00:04:39,054 --> 00:04:41,826
‫فراز همزاد با آدم‌‌هایی که...

79
00:04:41,926 --> 00:04:45,834
‫قیافه‌‌شون عدم وفاداری رو
‫نشون بده مدارا نمی‌‌کنه.

80
00:04:45,934 --> 00:04:47,972
‫اشتباه خوندیش.

81
00:04:54,552 --> 00:04:56,923
‫آدمِ مورگان بوت بود.

82
00:04:57,023 --> 00:04:59,662
‫بوت خیلی وقته که می‌‌خواد
‫سروتَه این داستان هم بیاد...

83
00:04:59,762 --> 00:05:01,265
‫از همون اول که شروع شد.

84
00:05:01,365 --> 00:05:04,437
‫حالا وارد عمل شده
‫تا خودش داستان رو تموم کنه...

85
00:05:04,539 --> 00:05:08,279
‫و داره از آدامز... از امیلی استفاده می‌‌کنه...

86
00:05:08,379 --> 00:05:11,018
‫تا مطمئن بشه این اتفاق می‌‌افته.

87
00:05:12,822 --> 00:05:16,896
‫بوت به همزاد گفته توی یه فرودگاه نزدیک
‫یه هواپیما آماده کنه.

88
00:05:16,996 --> 00:05:19,936
‫اگه توی اون هواپیما باشی...

89
00:05:20,036 --> 00:05:22,073
‫امیلی رو آزاد می‌کنه.

90
00:05:22,173 --> 00:05:23,910
‫اگه نباشی...

91
00:05:24,010 --> 00:05:27,150
‫در عوض به همزاد تحویلش می‌ده.

92
00:05:27,250 --> 00:05:29,956
‫نمی‌دونم اون‌‌ موقع چی می‌‌شه.

93
00:05:30,056 --> 00:05:32,093
‫ولی اتفاق خوبی نمی‌‌افته.

94
00:05:33,874 --> 00:05:35,367
‫چیه؟

95
00:05:35,868 --> 00:05:38,940
‫همزاد بین مافوق‌‌های من متحدینی داره.

96
00:05:39,040 --> 00:05:41,245
‫بهم دستور داده شده که
‫مطئمن بشم این اتفاق بیفته.

97
00:05:41,345 --> 00:05:43,617
‫- می‌تونم یه مقدار به تأخیر بندازمش...
‫- نه...

98
00:05:43,717 --> 00:05:45,954
‫نه، تأخیر لازم نیست.

99
00:05:48,092 --> 00:05:50,531
‫آدم بوت رو می‌شناسی؟

100
00:05:50,631 --> 00:05:52,367
‫آره.

101
00:05:52,467 --> 00:05:54,705
‫بهش اعتماد داری که...

102
00:05:54,805 --> 00:05:56,543
‫طرف خودشون از معالمه رو انجام بده؟

103
00:05:56,643 --> 00:05:59,649
‫وقتی من رو بگیرن،
‫امیلی رو آزاد می‌کنه؟

104
00:06:03,422 --> 00:06:05,459
‫آره.

105
00:06:06,495 --> 00:06:10,102
‫باشه، همینه دیگه،
‫بازی همین شکلیه.

106
00:06:22,360 --> 00:06:24,264
‫نمی‌فهمم.

107
00:06:24,364 --> 00:06:27,605
‫خب، همه به چیزی که می‌‌خوان می‌‌رسن،
‫این‌جوری همه‌‌چی تموم می‌‌شه.

108
00:06:27,705 --> 00:06:28,745
‫دیگه داری برمی‌‌گردی خونه.

109
00:06:28,807 --> 00:06:30,510
‫من وقتی برمی‌‌گردم خونه که تو هم بیای.

110
00:06:30,611 --> 00:06:32,213
‫نه، الان دیگه در امانی...

111
00:06:32,313 --> 00:06:35,186
‫دیگه دلیلی نداره که بخوای بمونی.

112
00:06:35,286 --> 00:06:37,423
‫تو برمی‌‌گردی و زندگیت رو می‌‌کنی.

113
00:06:37,524 --> 00:06:39,003
‫هیچ کار دیگه‌‌ای نمی‌‌تونی بکنی؟

114
00:06:39,027 --> 00:06:40,429
‫چطور ممکنه؟

115
00:06:40,530 --> 00:06:42,635
‫در خطر بودن جون امیلی...

116
00:06:42,735 --> 00:06:45,439
‫واسه من یعنی کیش‌ومات.

117
00:06:46,441 --> 00:06:48,513
‫خطر و ریسکی داره که
‫من حاضر نیستم قبول کنم.

118
00:06:48,613 --> 00:06:50,116
‫باید راه دیگه‌‌ای باشه.

119
00:06:50,918 --> 00:06:53,790
‫- نه، نیست.
‫- باشه، پس باید به این فکر کنیم که...

120
00:06:53,890 --> 00:06:55,661
‫بعدش چه‌‌جوری تو رو برگردونیم...

121
00:06:55,761 --> 00:06:58,633
‫- اینکه واسه نجات‌دادنت چه نقشه‌‌ای داریم.
‫- زوئی، زوئی.

122
00:06:58,733 --> 00:07:00,647
‫- باید...
‫- مهم نیست...

123
00:07:00,671 --> 00:07:03,677
‫بعد این ماجرا چه اتفاقی واسه خودت بیفته؟

124
00:07:04,779 --> 00:07:07,551
‫ببخشید، ولی مهمه که...

125
00:07:07,651 --> 00:07:09,030
‫بعد این ماجرا چه اتفاقی برات می‌افته.

126
00:07:09,054 --> 00:07:11,158
‫کمِ کمش واسه من مهمه که...

127
00:07:11,258 --> 00:07:12,962
‫بعد این ماجرا چه اتفاقی برات می‌افته.

128
00:07:13,062 --> 00:07:15,132
‫واسه من مهمه زنده از این داستان بیرون بیای.

129
00:07:15,232 --> 00:07:17,170
‫اون دختر کوچولوی منه.

130
00:07:20,476 --> 00:07:22,415
‫دختر کوچولومه.

131
00:07:29,160 --> 00:07:32,801
‫معذرت می‌‌خوام که تو رو
‫وارد این ماجراها کردم.

132
00:07:35,807 --> 00:07:39,114
‫معذرت می‌‌خوام که
‫آخرش باید این‌‌جوری باشه.

133
00:07:47,130 --> 00:07:48,733
‫اینم یه قیافه‌‌ست.

134
00:07:52,040 --> 00:07:55,112
‫به گمونم هیچ‌‌وقت نمی‌‌فهمم که
‫این قیافه چی رو نشون می‌ده، نه؟

135
00:08:41,325 --> 00:08:42,570
‫می‌‌خوام محتاط باشم...

136
00:08:44,562 --> 00:08:46,378
‫درمورد چیزی که ازش خبر دارم...

137
00:08:46,844 --> 00:08:48,570
‫درمورد چیزهایی که بهشون شک کردم...

138
00:08:49,184 --> 00:08:51,669
‫می‌‌خوام واسه از بین بردن شک‌‌هام...

139
00:08:51,839 --> 00:08:54,073
‫- باهام صادق باشی.
‫- از چی خبر داری؟

140
00:08:55,694 --> 00:08:58,774
‫یه جوری حرف می‌زنی که انگار چیزهایی هست
‫که دلت نمی‌‌خواد من بفهمم.

141
00:09:00,045 --> 00:09:01,552
‫خواستی صادق باشم.

142
00:09:01,964 --> 00:09:03,954
‫از خودت شروع می‌‌کنم.

143
00:09:06,684 --> 00:09:08,184
‫می‌‌دونم که همسرم...

144
00:09:08,654 --> 00:09:09,854
‫و دوستم...

145
00:09:10,574 --> 00:09:14,044
‫واسه فراری دادن
‫یه اسیر روسی با هم همکاری کردن.

146
00:09:14,864 --> 00:09:16,292
‫و اینو هم می‌‌دونم که...

147
00:09:16,574 --> 00:09:18,222
‫تا وقتی دلیلش رو نفهمم...

148
00:09:18,501 --> 00:09:20,434
‫هیچ‌‌کس از این اتاق بیرون نمی‌‌ره.

149
00:09:21,194 --> 00:09:22,194
‫این کار رو نکن.

150
00:09:22,658 --> 00:09:23,658
‫نکنم؟

151
00:09:23,709 --> 00:09:25,159
‫چی‌‌کار نکنم؟

152
00:09:25,424 --> 00:09:27,105
‫نپرسم که واقعیت چیه؟

153
00:09:27,624 --> 00:09:29,473
‫من به تو متعهد هستم.

154
00:09:30,226 --> 00:09:32,634
‫‌بهت وفادارم. من همسرتم.

155
00:09:34,094 --> 00:09:36,424
‫و ازت می‌‌خوام که بهم اعتماد کنی.

156
00:09:36,854 --> 00:09:39,714
‫چیزهایی هست که بهتره ندونی.

157
00:09:40,544 --> 00:09:43,149
‫چون اگه فاش بشن
‫دیگه نمی‌شه مخفی‌‌شون کرد.

158
00:09:43,152 --> 00:09:44,152
‫بسه.

159
00:09:45,734 --> 00:09:48,264
‫من می‌خوام حقیقت رو بدونم. کلش رو!

160
00:09:55,124 --> 00:09:57,163
‫چند وقتی هست که...

161
00:09:57,244 --> 00:10:00,243
‫به شوروی‌ها درمورد دشمن‌هامون اطلاعاتی می‌‌دم.

162
00:10:01,784 --> 00:10:04,694
‫این اون‌‌ها رو ضعیف
‫و ما رو قدرتمندتر می‌‌کنه.

163
00:10:05,084 --> 00:10:08,214
‫این کار به موفقیت ما کمک خیلی بزرگی می‌‌کنه.

164
00:10:08,800 --> 00:10:14,800
‫نمی‌‌خواستم این موضوع توسط
‫یه روسی تحت شکنجه افشا بشه.

165
00:10:25,870 --> 00:10:26,870
‫می‌‌دونم.

166
00:10:30,160 --> 00:10:35,294
‫درسته که هیچ‌‌وقت درموردش حرف نزدیم،
‫ولی فکر می‌‌کنم می‌‌دونستی که من می‌‌دونم.

167
00:10:35,980 --> 00:10:39,060
‫تو داری یه چیزی رو مخفی می‌‌کنی...

168
00:10:41,020 --> 00:10:43,320
‫چیزی که می‌‌دونی من ازش خبر ندارم.

169
00:10:45,650 --> 00:10:47,150
‫داره واسه من لاپوشونی می‌‌کنه.

170
00:10:49,331 --> 00:10:51,540
‫اون روسی واسه لنگلی خیلی باارزشه.

171
00:10:53,620 --> 00:10:58,130
‫فکر کردم اگه اون روسی رو تحویل‌‌شون بدم...

172
00:10:58,420 --> 00:11:01,714
‫شاید بتونم رابطه‌ام باهاشون رو درست کنم.

173
00:11:01,810 --> 00:11:02,910
‫کافیه.

174
00:11:06,700 --> 00:11:10,990
‫روس‌‌ها اومدن این‌‌جا چون
‫توی پنجشیر دنبال ذخایر معدنی هستن.

175
00:11:12,070 --> 00:11:14,620
‫این ارزش استراتژیکی خیلی زیادی داره.

176
00:11:17,980 --> 00:11:20,690
‫چرا می‌‌خواستی اینو از من مخفی کنی؟

177
00:11:21,565 --> 00:11:23,761
‫چون من می‌‌دونم کجاست.

178
00:11:24,910 --> 00:11:26,940
‫چرا می‌خواستی من ندونم که کجاست؟

179
00:11:26,941 --> 00:11:29,040
‫نگران بودم که اگه خبردار بشی...

180
00:11:29,170 --> 00:11:32,570
‫آرزو و هوس پیدا کردنش
‫و تصاحب کردنش دیوونه‌‌ت کنه.

181
00:11:32,571 --> 00:11:35,271
‫ارزش استراتژیکی خیلی زیاد یعنی چی؟

182
00:11:37,420 --> 00:11:38,420
‫هان؟

183
00:11:39,220 --> 00:11:42,190
‫این‌‌قدر باارزشه که سرنوشت جنگ رو عوض کنه؟

184
00:11:45,490 --> 00:11:47,687
‫برای پیروز شدن تو این جنگ کافیه؟

185
00:11:47,770 --> 00:11:49,775
‫یه روزی خوشبختی رو به این سرزمین میاره.

186
00:11:50,170 --> 00:11:53,000
‫روزی که شرایط این‌‌جا باثبات شده باشه.

187
00:11:53,001 --> 00:11:54,817
‫ولی الان...

188
00:11:55,150 --> 00:11:57,590
‫این همه قدرت و نفوذ یکباره...

189
00:11:57,843 --> 00:12:01,720
‫توانایی رد کردن صلح و سازش
‫چیزیه که افراد ظالم رو به وجود میاره.

190
00:12:02,080 --> 00:12:03,920
‫من این‌‌قدر دوستت دارم که...

191
00:12:04,210 --> 00:12:06,300
‫می‌‌تونم ببینم یه هیولا ساختی.

192
00:12:07,150 --> 00:12:08,580
‫مسیری که پیش گرفتیم...

193
00:12:08,717 --> 00:12:11,500
‫دقیقاً به همون‌‌جایی که امیدوار بودیم می‌‌رسه.

194
00:12:12,096 --> 00:12:15,744
‫همه بهت ایمان میارن
‫و مخالفان رو با هم متحد می‌‌کنی.

195
00:12:15,745 --> 00:12:18,542
‫قضاوت اینکه من باید چی رو بدونم
‫و چی رو ندونم به عهدۀ تو نیست.

196
00:12:18,550 --> 00:12:20,032
‫این که نمی‌شه.
‫راهش این نیست.

197
00:12:20,113 --> 00:12:22,612
‫راهش همینه و خیلی وقت هم هست
‫که راهش همین بوده.

198
00:12:26,261 --> 00:12:27,480
‫تو سرکشی.

199
00:12:28,510 --> 00:12:30,341
‫مردی که می‌‌تونه...

200
00:12:30,550 --> 00:12:32,710
‫هرزمانی همه‌‌ چیزِ همه بشه.

201
00:12:35,595 --> 00:12:37,195
‫من تو رو رام می‌‌کنم.

202
00:12:38,380 --> 00:12:39,910
‫وقتی تو بی‌‌رحم باشی...

203
00:12:40,720 --> 00:12:42,220
‫من مهربون می‌‌شم.

204
00:12:42,695 --> 00:12:44,095
‫وقتی تو دل‌رحم با‌‌شی...

205
00:12:44,530 --> 00:12:45,970
‫من سنگ‌دل می‌‌شم.

206
00:12:46,450 --> 00:12:48,629
‫وقتی تو کوته‌بین باشی...

207
00:12:48,820 --> 00:12:50,220
‫من آینده‌‌نگر می‎‌‌شم.

208
00:12:51,042 --> 00:12:53,990
‫و این همون آینده‌ایه که باید ازش دوری کنیم.

209
00:12:55,017 --> 00:12:57,980
‫الان کنترل اوضاع از دست من در رفته.

210
00:13:00,123 --> 00:13:01,920
‫بهم بگو این معدن کجاست.

211
00:13:05,289 --> 00:13:06,289
‫بهم بگو...

212
00:13:06,400 --> 00:13:08,579
‫تا منم بتونم به مردمم بگم...

213
00:13:08,710 --> 00:13:11,310
‫و از همین امروز
‫درست کردن خرابی‌ها رو شروع کنم.

214
00:13:18,494 --> 00:13:19,494
‫بهم بگو...

215
00:13:20,290 --> 00:13:21,290
‫چون تو...

216
00:13:21,820 --> 00:13:26,090
‫باور داری که من از دیگران رهبر بهتری‌ام.

217
00:13:40,840 --> 00:13:42,040
‫بهم بگو...

218
00:13:46,449 --> 00:13:48,049
‫چون اگه نگی...

219
00:13:55,571 --> 00:13:58,571
‫تو می‌‌تونی ما رو به هدف‌مون برسونی...

220
00:13:59,350 --> 00:14:01,050
‫اگه به من اعتماد کنی.

221
00:14:02,260 --> 00:14:03,660
‫می‌‌تونی انجامش بدی.

222
00:14:09,700 --> 00:14:11,410
‫فکر‌هات رو بکن.

223
00:14:13,001 --> 00:14:14,701
‫امشب رو بهش فکر کن.

224
00:14:16,362 --> 00:14:17,862
‫شاید تا صبح...

225
00:14:18,400 --> 00:14:20,140
‫نظرت عوض بشه.

226
00:14:29,199 --> 00:14:30,499
‫صبح...

227
00:14:31,960 --> 00:14:33,660
‫دیگه این‌‌جا نباش.

228
00:14:42,026 --> 00:14:44,798
‫سریع‌‌تر از چیزی که
‫فکرش رو می‌کردم داره اتفاق می‌افته.

229
00:14:44,898 --> 00:14:46,267
‫کمکت رو لازم دارم.

230
00:14:46,367 --> 00:14:48,338
‫و فکر می‌کنی اون زن در خطره.

231
00:14:48,438 --> 00:14:51,846
‫فکر می‌کردم اون و همزاد جدانشدنی‌‌ هستن.

232
00:14:51,946 --> 00:14:54,150
‫بودن‌، تا اینکه همزاد فهمید...

233
00:14:54,250 --> 00:14:56,956
‫یه چیزهایی هست که
‫راجع‌‌به زنش نمی‌‌دونسته.

234
00:14:57,056 --> 00:15:00,062
‫این داره همزاد رو داغون می‌‌کنه،
‫باور کن، دارم به‌چشم خودم می‌‌بینم.

235
00:15:01,665 --> 00:15:03,736
‫خدایا.

236
00:15:07,410 --> 00:15:11,050
‫من به حرف تو یواشکی به این یارو...

237
00:15:11,151 --> 00:15:12,587
‫پول و اسلحه می‌‌رسوندم...

238
00:15:12,687 --> 00:15:15,359
‫و حالا داری می‌‌گی این‌‌قدر
‫از مسیرش منحرف شده که...

239
00:15:15,459 --> 00:15:18,498
‫حتی ممکنه مشاور ارشدش رو بکشه...

240
00:15:18,599 --> 00:15:21,037
‫که اتفاقاً همسرش هم هست.

241
00:15:22,674 --> 00:15:24,177
‫این...

242
00:15:26,481 --> 00:15:29,855
‫دیگه فاجعه‌‌ای از این بزرگ‌‌تر نداریم.

243
00:15:29,955 --> 00:15:33,295
‫اگه من تو خیانت کردن به همزاد...

244
00:15:33,395 --> 00:15:35,934
‫به هر شکلی کمک کنم،
‫و بعداً اگه یه روزی...

245
00:15:36,034 --> 00:15:37,547
‫تو این جنگ پیروز بشه...

246
00:15:37,571 --> 00:15:39,808
‫مجبور می‌‌شیم به خودش جواب پس بدیم.

247
00:15:39,908 --> 00:15:41,187
‫بدون زنش نمی‌تونه تو این جنگ پیروز بشه.

248
00:15:41,211 --> 00:15:43,850
‫خب، این چیزی رو تضمین نمی‌‌کنه.

249
00:15:43,950 --> 00:15:46,187
‫من تضمین لازم دارم.

250
00:15:50,362 --> 00:15:51,197
‫جانی؟

251
00:15:51,297 --> 00:15:53,503
‫می‌‌فهمی منظورم چیه؟

252
00:15:55,405 --> 00:15:58,311
‫اگه تو دور زدن همزاد مشارکت کنم...

253
00:15:59,247 --> 00:16:01,384
‫باید مطمئن باشم که دیگه هیچ‌‌وقت...

254
00:16:01,484 --> 00:16:03,455
‫قرار نیست باهاش سر‌‌وکار داشته باشیم.

255
00:16:05,325 --> 00:16:07,229
‫کمک‌مون کن از این‌‌جا بیایم بیرون.

256
00:16:07,329 --> 00:16:09,400
‫من ترتیب بقیۀ کارها رو می‌‌دم.

257
00:16:21,491 --> 00:16:24,363
‫هرولد هارپر رو چه‌‌‌قدر می‌شناسی؟

258
00:16:27,303 --> 00:16:29,541
‫چه‌‌‌قدر می‌‌شناسمش؟

259
00:16:29,641 --> 00:16:32,012
‫بهش اعتماد داری که کاری نکنه...

260
00:16:32,112 --> 00:16:33,749
‫که این عملیات خراب بشه؟

261
00:16:37,122 --> 00:16:39,728
‫بعید می‌‌دونم کاری کنه.
‫وقتی پای این دختره وسطه...

262
00:16:39,828 --> 00:16:43,001
‫اصلاً دلش نمی‌‌خواد اتفاقی بیفته
‫که شرایط خطرناک بشه.

263
00:16:45,038 --> 00:16:47,844
‫می‌دونی، فکر می‌کردم بیشتر
‫کسایی که از فرماندهی عملیات ویژه...

264
00:16:47,944 --> 00:16:49,982
‫اومدن تو بخش خصوصی رو می‌‌شناسم.

265
00:16:50,082 --> 00:16:52,319
‫چرا تا حالا درمورد تو چیزی نشنیدم؟

266
00:16:53,823 --> 00:16:55,527
‫ما زیاد کار نمی‌کنیم.

267
00:16:55,627 --> 00:16:58,666
‫وقتی هم کار رو می‌کنیم،
‫فقط واسه یه نفر کار می‌‌کنیم.

268
00:17:01,337 --> 00:17:04,545
‫شما یه واحد عملیات مخفی شخصی
‫واسه مورگان بوت هستین.

269
00:17:05,547 --> 00:17:09,186
‫کل سازمان سیا یه زمانی
‫واحد عملیات مخفی شخصی‌ش بود.

270
00:17:09,287 --> 00:17:11,525
‫می‌‌خوای بگی این با اون فرق داره؟

271
00:17:12,961 --> 00:17:14,330
‫این؟

272
00:17:14,430 --> 00:17:16,635
‫می‌دونی اون کیه؟

273
00:17:18,606 --> 00:17:21,712
‫باید باهاش آشنا بشی، مرد.
‫ازش خوشت میاد. پلیسه...

274
00:17:21,812 --> 00:17:23,391
‫آره، ولی تا حالا هیچی پلیسی رو ندیدم که...

275
00:17:23,415 --> 00:17:25,001
‫به اندازۀ این دختر شبیه ماها باشه.

276
00:17:25,003 --> 00:17:26,589
‫دقیقاً منظورت چیه؟

277
00:17:26,689 --> 00:17:29,995
‫چیزهایی هست که نباید بفهمم، درسته؟

278
00:17:30,095 --> 00:17:32,534
‫سؤال‌‌هایی که نباید بپرسم.

279
00:17:32,634 --> 00:17:35,439
‫خودت تا حالا هیچ‌‌وقت همچین حسی نداشتی؟

280
00:17:35,540 --> 00:17:39,146
‫یعنی چه‌‌جوری باید اینو
‫توجیح کنیم که با عقل جور دربیاد؟

281
00:17:39,791 --> 00:17:41,117
‫هی.

282
00:17:42,687 --> 00:17:43,990
‫- بله؟
‫- مشکلی هست؟

283
00:17:44,090 --> 00:17:46,094
‫آره. فکر ‌کنم دو گروه‌ان...

284
00:17:46,194 --> 00:17:47,797
‫جمعاً 12 تا 24 نفرن...

285
00:17:47,897 --> 00:17:50,178
‫- دارن می‌‌رن تو موقعیت‌‌هاشون مستقر بشن.
‫- این همه نیرو بیرون دیدی؟

286
00:17:50,202 --> 00:17:52,206
‫فقط چند تاشون رو دیدم.
‫ولی همین تعدادن که گفتم.

287
00:17:52,306 --> 00:17:53,012
‫از کجا می‌دونی؟

288
00:17:53,013 --> 00:17:55,655
‫چون واسه بستن خیابون
‫از هر دو طرف این تعداد نیرو لازمه.

289
00:17:55,678 --> 00:17:56,858
‫که منم بودم همین کار رو می‌‌کردم.

290
00:17:56,882 --> 00:17:58,986
‫قبل از اینکه بهمون حمله کنن
‫باید حرکت کنیم...

291
00:17:59,086 --> 00:18:02,126
‫و باید دختره رو به‌‌هوش بیاریم،
‫که اگه لازم شد پیاده بریم بتونه بیاد.

292
00:18:37,262 --> 00:18:40,937
‫حدس می‌زنم اون زوئی مک‌دونالد بود.

293
00:18:41,037 --> 00:18:43,475
‫آره.

294
00:18:43,576 --> 00:18:46,815
‫به‌زور وادارش کردی که باهات بیاد این‌‌جا؟

295
00:18:46,915 --> 00:18:49,153
‫یه جورایی.

296
00:18:51,424 --> 00:18:54,497
‫وقتی بره واسه من مشکل‌‌ساز می‌‎‌شه؟

297
00:18:54,598 --> 00:18:56,702
‫مشکل‌‌ساز؟
‫چه‌جور مشکلی؟

298
00:18:56,802 --> 00:18:59,407
‫از چیزی خبر داره که لازم باشه
‫من براش برنامه‌‌‌ای داشته باشم؟

299
00:18:59,508 --> 00:19:01,845
‫منظورت اینه که می‌‌دونه...

300
00:19:01,945 --> 00:19:04,651
‫تو آدم فرستاده بودی که
‫من رو تو آشپرخونه‌‌اش بکشه؟

301
00:19:04,751 --> 00:19:06,989
‫نه، چیزی بهش نگفتم.

302
00:19:07,089 --> 00:19:08,458
‫چرا نگفتی؟

303
00:19:08,559 --> 00:19:11,598
‫گذشته‌ها گذشته، هرولد.
‫فراموشش کردم.

304
00:19:13,703 --> 00:19:16,074
‫از طرف اون خطری تو رو تهدید نمی‌‌کنه.

305
00:19:16,174 --> 00:19:20,282
‫فقط امیدوارم بعد اینکه این ماجراها تموم شد
‫بتونه برگرده سر زندگی واقعی‌ش.

306
00:19:21,284 --> 00:19:22,787
‫زندگی واقعی.

307
00:19:23,789 --> 00:19:25,425
‫آره.

308
00:19:26,361 --> 00:19:28,599
‫امیدوارم موفق بشه.

309
00:19:31,070 --> 00:19:32,907
‫دیگه برگردیم سر موضوع اصلی.

310
00:19:34,377 --> 00:19:37,817
‫آزور مراک ایر، پرواز 31.

311
00:19:38,652 --> 00:19:42,459
‫فراز همزاد دیروز ازم یه آزمونی گرفت.

312
00:19:42,560 --> 00:19:45,900
‫یه آزمون بدون سؤال.

313
00:19:46,000 --> 00:19:47,904
‫فقط موضوع داشت.

314
00:19:48,004 --> 00:19:51,244
‫آزور مراک ایر، پرواز 31.

315
00:19:53,114 --> 00:19:54,951
‫می‌دونم که تو و همسرت...

316
00:19:55,052 --> 00:19:57,322
‫با اون پرواز به ایالات متحده فرار کردین.

317
00:19:57,423 --> 00:20:00,495
‫اون سوزن رو تو یه انبار کاه پیدا کردم...

318
00:20:00,596 --> 00:20:02,433
‫ولی براش کافی نبود.

319
00:20:02,534 --> 00:20:04,504
‫یه چیز دیگه‌ هم درمورد اون پرواز بود...

320
00:20:04,604 --> 00:20:07,944
‫که فراز همزاد می‌خواست بدونه.

321
00:20:08,044 --> 00:20:10,583
‫چیزی که من درموردش اطلاعات نداشتم.

322
00:20:11,451 --> 00:20:14,390
‫تو اون پرواز چه اتفاقی افتاد؟

323
00:20:16,077 --> 00:20:17,895
‫تو راه رسیدن به اون پرواز...‏

324
00:20:17,920 --> 00:20:19,909
‫چه اتفاقی افتاد که
‫نتونستی همون‌طور که بهت گفتم...‏

325
00:20:19,934 --> 00:20:21,333
‫‏- از شر همزاد خلاص شی؟
‫‏- وای، هرولد.‏

326
00:20:21,357 --> 00:20:23,866
‫چی رو این وسط متوجه نشدم؟

327
00:20:23,891 --> 00:20:25,805
‫‏- الان داری جدی حرف می‌زنی؟
‫‏- هی...‏

328
00:20:25,830 --> 00:20:27,658
‫شغلم، کلی زندگی حرفه‌ایم...‏

329
00:20:27,683 --> 00:20:29,852
‫‏- به‌خاطر این قضیه تمومه و...‏
‫‏- من به‌خاطر این...‏

330
00:20:29,877 --> 00:20:31,555
‫من که کلاً زندگیم داره به انتها می‌رسه.‏

331
00:20:31,580 --> 00:20:33,135
‫پس برندۀ این بحث منم.

332
00:20:33,671 --> 00:20:35,274
‫متوجهم چیزهایی هست که...‏

333
00:20:35,299 --> 00:20:36,818
‫دلت می‌خواد بدونی...‏

334
00:20:36,843 --> 00:20:38,887
‫جنگ‌هایی که می‌تونیم بازسازی‌شون کنیم...‏

335
00:20:38,912 --> 00:20:41,229
‫زخم‌هایی که می‌تونیم بازشون کنیم.‏‏
‫ولی من نمی‌خوام...‏

336
00:20:41,254 --> 00:20:44,305
‫آخرین لحظات زندگیم
‫زیر نور خورشید رو این‌جوری بگذرونم.‏

337
00:20:44,912 --> 00:20:47,273
‫بعضی‌وقتا چیزهایی هستن که...‏

338
00:20:47,298 --> 00:20:48,985
‫قبل از رسیدن به پایان...‏

339
00:20:49,010 --> 00:20:51,081
‫نمی‌تونی بفهمی.‏

340
00:20:52,925 --> 00:20:54,499
‫شرمنده. تو به پایان نرسیدی.‏

341
00:21:03,533 --> 00:21:05,130
‫قبلاً هر روز یکی از...‏

342
00:21:05,155 --> 00:21:07,630
‫کلاس‌های سال آخر تو آکادمی رو...‏

343
00:21:07,655 --> 00:21:09,056
‫زیر نظر داشتم.‏

344
00:21:10,658 --> 00:21:11,921
‫مخفی می‌شدم...‏

345
00:21:11,946 --> 00:21:13,765
‫و دنبال دانشجوهای برجسته بودم.‏

346
00:21:14,908 --> 00:21:16,092
‫یه سال...‏

347
00:21:17,132 --> 00:21:18,802
‫دیدم که یه مربی تو کلاس...‏

348
00:21:18,827 --> 00:21:22,270
‫بدجوری به یکی از دانشجوهاش
‫که یه خانم جوان بود توهین کرد.‏

349
00:21:23,576 --> 00:21:25,914
‫مدام بهش می‌گفت خال‌خالی.‏

350
00:21:27,249 --> 00:21:30,617
‫اون از همه قد کوتاه‌تر بود.‏
‫تمام روز خیلی به‌چشمم نیومده بود.

351
00:21:30,642 --> 00:21:33,584
‫تا اینکه شنیدم این مربی
‫بارها و بارها...‏

352
00:21:33,609 --> 00:21:35,443
‫بهش گفت خال‌خالی.‏

353
00:21:35,560 --> 00:21:37,681
‫اونم رفت جلوش وایستاد...‏

354
00:21:37,706 --> 00:21:39,812
‫زل زد تو چشم‌هاش...‏

355
00:21:39,837 --> 00:21:42,129
‫و جوری هلش داد که پخش زمین شد.

356
00:21:44,820 --> 00:21:48,334
‫اون روز بود که به آنجلا آدامز علاقه‌مند شدم.‏

357
00:21:51,429 --> 00:21:53,272
‫اون لحظه همیشه برام ارزشمند بوده...‏

358
00:21:53,297 --> 00:21:55,133
‫به همون اندازه که...‏

359
00:21:57,351 --> 00:21:58,974
‫تولد پسرم برام ارزشمند بود.‏

360
00:22:03,547 --> 00:22:05,055
‫ولی تو این چند روز...‏

361
00:22:05,080 --> 00:22:07,375
‫اون لحظه مدام عذابم می‌ده.‏

362
00:22:07,817 --> 00:22:09,524
‫مغزم سؤال طرح می‌کنه.‏

363
00:22:09,976 --> 00:22:11,839
‫اینا رو به تو گفته بود؟

364
00:22:14,137 --> 00:22:16,691
‫همه‌چیز رو بهت می‌گفت؟

365
00:22:16,716 --> 00:22:19,949
‫برات خنده‌دار بود که این آدم ساختگی...‏

366
00:22:19,974 --> 00:22:21,394
‫این‌‌قدر واسم مهمه؟

367
00:22:21,419 --> 00:22:23,555
‫اون بهم نگفت‏
‫و خنده‌دارم نیست.

368
00:22:23,580 --> 00:22:26,286
‫دربارۀ این بخش از زندگی‌ش حرف نمی‌زدیم.‏

369
00:22:26,987 --> 00:22:30,327
‫خب، من نپرسیدم و اونم...‏

370
00:22:31,525 --> 00:22:33,493
‫دربارۀ اینا حرف نزدیم، هرولد.‏

371
00:22:33,518 --> 00:22:34,993
‫آره، حتماً.

372
00:22:35,657 --> 00:22:37,293
‫دقیقاً منظورت چیه؟

373
00:22:37,318 --> 00:22:38,863
‫فکر کردی من واسه این می‌خوام بدونم...‏

374
00:22:38,887 --> 00:22:42,828
‫تو پرواز 31 «آزور مراک ایر»‏
‫چه اتفاقی افتاده، چون کنجکاوم؟

375
00:22:42,928 --> 00:22:44,548
‫چون کینه‌توزم؟

376
00:22:44,573 --> 00:22:46,644
‫چون این اطلاعات برام مهمه؟

377
00:22:46,903 --> 00:22:49,942
‫واسه این می‌خوام بدونم
‫چون دخترت بعداً از من می‌پرسه.‏

378
00:22:50,042 --> 00:22:51,713
‫وقتی این قضایا تموم بشه...‏

379
00:22:51,813 --> 00:22:54,552
‫احتمالاً تنها چیزی که تو دنیا
‫می‌خواد بدونه، همین باشه.‏

380
00:22:54,652 --> 00:22:57,162
‫و شاید تا اینو نفهمه آروم نگیره.‏

381
00:22:57,187 --> 00:22:58,568
‫چیزی که راجع‌به من لازمه بدونه...‏

382
00:22:58,593 --> 00:23:02,100
‫‏- می‌دونه، و همین کافیه.‏
‫‏- موضوع تو نیستی.‏

383
00:23:02,296 --> 00:23:05,221
‫موضوع همسرته.‏

384
00:23:06,642 --> 00:23:07,745
‫همسرم؟

385
00:23:07,845 --> 00:23:09,660
‫‏- منظورت چیه؟
‫‏- همسرت.‏

386
00:23:09,685 --> 00:23:12,388
‫ابی چیس، بلور دادفر...‏

387
00:23:12,488 --> 00:23:14,024
‫یا به هر اسم دیگه‌ای که می‌شناختیش.

388
00:23:14,124 --> 00:23:17,530
‫اینکه درمورد مادرش خیلی کم می‌‌دونه،
‫آنجلا رو دیوونه کرده.

389
00:23:17,564 --> 00:23:19,513
‫نمی‌تونست جلوی خودش رو بگیره
‫تا دنبال این موضوع نره.‏

390
00:23:19,537 --> 00:23:22,763
‫سؤال نپرسه.‏
‫نزدیک به 10 سال...‏

391
00:23:22,788 --> 00:23:25,123
‫هویت خودش رو از من مخفی نگه داشت.‏

392
00:23:25,148 --> 00:23:27,787
‫ولی وقتی بحث گذشتۀ مادرش شد...‏

393
00:23:27,851 --> 00:23:30,279
‫ظرف چند روز خودش رو لو داد.

394
00:23:31,115 --> 00:23:33,774
‫می‌خوای ذهنیتش از تو
‫تحت کنترل خودت باشه؟

395
00:23:34,116 --> 00:23:35,643
‫چطور همچین چیزی ممکنه؟

396
00:23:35,667 --> 00:23:38,124
‫آدم‌های زنده تصمیم می‌گیرن...‏

397
00:23:38,149 --> 00:23:40,775
‫که کِی و به چی راضی باشن،
‫نه آدم‌‌هایی که از دنیا رفتن.

398
00:23:42,148 --> 00:23:45,754
‫تا به جواب نرسه
‫مدام سؤال می‌پرسه.‏

399
00:23:45,854 --> 00:23:48,225
‫و وقتی جواب‌ها کم‌کم آشکار بشه...‏

400
00:23:48,380 --> 00:23:49,883
‫تو دیگه نیستی...‏

401
00:23:49,929 --> 00:23:51,490
‫که از خودت دفاع کنی.‏

402
00:23:52,334 --> 00:23:55,867
‫من می‌تونم کمکش کنم،‏
‫ولی نه اگه اطلاعاتی...‏

403
00:23:55,892 --> 00:23:58,096
‫بیشتر از اون نداشته باشم.‏

404
00:23:59,237 --> 00:24:01,475
‫آفرین، هرولد.‏

405
00:24:01,676 --> 00:24:03,903
‫شوخی نمی‌کنم، جانی.‏

406
00:24:04,745 --> 00:24:07,044
‫طاقت رنج کشیدن اونو ندارم.‏

407
00:24:08,102 --> 00:24:10,238
‫و گمون نکنم تو هم داشته باشی.‏

408
00:24:12,362 --> 00:24:16,393
‫الان فرصت این رو داری
‫که نذاری تا آخر عمرش...‏

409
00:24:17,112 --> 00:24:19,855
‫از ناامیدی و سردرگمی عذاب بکشه.

410
00:24:20,726 --> 00:24:22,932
‫بگو چطور کمکش کنم.‏

411
00:24:36,796 --> 00:24:39,435
‫من... من هیچ‌وقت...‏

412
00:24:41,745 --> 00:24:42,928
‫چی؟

413
00:24:48,400 --> 00:24:50,443
‫پاولوویچ، می‌دونی...‏

414
00:24:51,419 --> 00:24:52,955
‫امروز یه چیزی بهم گفت.‏

415
00:24:52,980 --> 00:24:56,102
‫چیزهایی راجع‌به ابی گفت
‫که ازش خبر نداشتم.‏

416
00:24:57,264 --> 00:25:00,157
‫گفت که ابی استخدامش کرده بوده.‏

417
00:25:02,266 --> 00:25:05,388
‫سال‌ها قبل پاولوویچ رو
‫وارد سازمان اطلاعات اون‌‌ها کرده...‏

418
00:25:05,413 --> 00:25:07,284
‫تا زمانش برسه که فعالش کنه...‏

419
00:25:07,309 --> 00:25:09,574
‫و تا به پیروزی شوهرش تو جنگ کمک کنه.‏

420
00:25:11,266 --> 00:25:12,803
‫چند تا آدم به عمرمون دیدیم که...‏

421
00:25:12,828 --> 00:25:14,527
‫بتونن بازی رو به این روش پیش ببرن؟

422
00:25:15,312 --> 00:25:16,979
‫اصلاً تا به حال
‫همچین کسی دیدیم؟

423
00:25:20,066 --> 00:25:21,827
‫وقتی بهت زنگ زدم تا...‏

424
00:25:23,363 --> 00:25:24,994
‫کمک‌مون کنی فرار کنیم...‏

425
00:25:26,373 --> 00:25:28,802
‫دقیقاً می‌دونستم دارم چی‌کار می‌کنم.‏

426
00:25:28,827 --> 00:25:31,808
‫داشتم از شجاع‌ترین و نجیب‌ترین
‫زنی که به عمرم دیدم...‏

427
00:25:31,833 --> 00:25:33,922
‫محافظت می‌کردم.‏
‫و هیچ شکی بهش نداشتم.

428
00:25:35,222 --> 00:25:37,195
‫اون موقع شک نداشتم.
‫تا الانم شک نداشتم.‏

429
00:25:39,391 --> 00:25:40,758
‫ولی یه‌دفعه...‏

430
00:25:40,783 --> 00:25:42,954
‫سؤال‌هایی به گوشم می‌خوره.‏

431
00:25:43,715 --> 00:25:45,360
‫احتمال داره که...‏

432
00:25:46,433 --> 00:25:47,898
‫اون از منم سوءاستفاده کرده باشه؟

433
00:25:47,998 --> 00:25:50,504
‫احتمال داره که روی منم...

434
00:25:50,529 --> 00:25:52,511
‫به‌‌عنوان یه راه فرار کار کرده باشه؟

435
00:25:54,361 --> 00:25:56,541
‫واقعاً باورنکردنیه، مگه نه؟

436
00:25:58,823 --> 00:26:01,258
‫ممکنه آدم تمام عمرش...‏

437
00:26:01,283 --> 00:26:03,061
‫نسبت به یه چیزهایی یقین داشته باشه...‏

438
00:26:03,086 --> 00:26:05,222
‫ولی بعد تو یه لحظه...‏

439
00:26:05,247 --> 00:26:07,533
‫تمام یقین‌‌هاش به شک تبدیل می‌‌شن.

440
00:26:11,077 --> 00:26:12,415
‫نه.‏

441
00:26:13,015 --> 00:26:16,422
‫اگه لازم شد چیزی راجع‌به مادرش بهش بگی...‏

442
00:26:16,498 --> 00:26:19,036
‫بگو که مادرش عاشقش بود.‏

443
00:26:19,332 --> 00:26:23,365
‫بگو تمام کارهاش... یعنی تمام کارهامون...‏
‫به‌خاطر خودش بود.‏

444
00:26:26,589 --> 00:26:29,279
‫خب، احتمالاً تنها چیزی که
‫بهش یقین دارم همینه.‏

445
00:26:42,585 --> 00:26:43,894
‫واترز؟

446
00:26:47,543 --> 00:26:49,488
‫نمی‌دونم منظورت چیه...‏

447
00:26:50,421 --> 00:26:52,510
‫بهتون حمله کردن؟

448
00:26:53,119 --> 00:26:55,549
‫ری، بهم بگو کجایی تا بتونیم‌...‏

449
00:26:56,099 --> 00:26:57,702
‫موقعیت بفرست.‏

450
00:26:58,005 --> 00:26:59,207
‫ری، موقعیت بفـ...‏

451
00:26:59,471 --> 00:27:00,973
‫‏- موضوع چیه؟
‫‏- لعنت.‏

452
00:27:01,612 --> 00:27:03,383
‫می‌گه انگار محاصره‌شون کردن.‏

453
00:27:03,483 --> 00:27:04,707
‫محاصره؟ کی محاصره‌شون کرده؟

454
00:27:04,732 --> 00:27:06,368
‫فقط همینو می‌دونم.‏

455
00:27:10,207 --> 00:27:11,790
‫همزاد خبر داره که...‏

456
00:27:11,832 --> 00:27:14,103
‫‏- دخترم بخشی از این معامله‌‌ست؟
‫‏- چی؟

457
00:27:14,128 --> 00:27:16,182
‫‏- همزاد می‌دونه دخترم...‏
‫‏- ممکنه.‏

458
00:27:16,207 --> 00:27:18,211
‫‏- بخشی از معامله‌ست؟
‫‏- نمی‌دونم. چطور؟

459
00:27:18,388 --> 00:27:19,657
‫کار همزاده.‏

460
00:27:19,998 --> 00:27:22,553
‫می‌خواد خودش مستقیماً امیلی رو گروگان بگیره.

461
00:27:34,370 --> 00:27:36,141
‫هارپر هستم.‏
‫همزاد زد زیرش...‏

462
00:27:36,166 --> 00:27:38,234
‫معامله بی معامله.‏
‫دنبال من بیاین.‏

463
00:28:06,107 --> 00:28:07,695
‫تکالیفت رو انجام دادی؟

464
00:28:08,136 --> 00:28:09,413
‫دارم سعی می‌کنم.‏

465
00:29:02,863 --> 00:29:04,720
‫راه درازی رو اومدی.‏

466
00:29:05,931 --> 00:29:07,203
‫تا تو رو پیدا کنم.‏

467
00:29:09,063 --> 00:29:10,337
‫تا نجاتت بدم.‏

468
00:29:10,362 --> 00:29:11,373
‫بس کن.‏

469
00:29:11,821 --> 00:29:13,791
‫این‌جوری حرف نزن.‏

470
00:29:14,086 --> 00:29:15,924
‫مثل پدرتی.‏

471
00:29:16,976 --> 00:29:18,287
‫پدرم الان این‌جا نیست.‏

472
00:29:19,555 --> 00:29:20,757
‫منم.‏

473
00:29:22,520 --> 00:29:24,206
‫چرا متوجه این نیستی؟

474
00:29:26,651 --> 00:29:28,967
‫تو به این‌جا تعلق نداری، خال‌خالی.‏

475
00:29:28,992 --> 00:29:30,578
‫هیچ‌وقت نداشتی.‏

476
00:29:30,898 --> 00:29:32,328
‫منو این‌جوری صدا نکن.‏

477
00:29:33,454 --> 00:29:35,819
‫دوست داری چی صدات کنم؟

478
00:30:39,147 --> 00:30:41,886
‫چشم‌هات رو باز کن. هی، آنجلا!‏

479
00:30:41,911 --> 00:30:43,615
‫چشم‌هات رو باز کن.‏

480
00:30:43,952 --> 00:30:45,605
‫چشم‌هات رو باز کن.‏

481
00:30:47,125 --> 00:30:49,763
‫عجله نکن. می‌خوام خیلی آروم بشینی.‏

482
00:30:51,202 --> 00:30:52,560
‫می‌تونی، پاشو.‏

483
00:30:52,908 --> 00:30:54,101
‫هی، هی، هی، هی!‏

484
00:30:54,126 --> 00:30:56,624
‫چیزی نیست. چیزی نیست.‏
‫با تو کاری نداره.‏

485
00:30:56,649 --> 00:30:58,594
‫کسی نمی‌خواد به تو آسیب برسه، خب؟

486
00:30:58,619 --> 00:31:00,280
‫منو نگاه کن.‏
‫بشین.‏

487
00:31:00,761 --> 00:31:03,100
‫بشین. من این‌جام.‏

488
00:31:03,200 --> 00:31:04,780
‫من سالم می‌رسونمت خونه.‏

489
00:31:05,185 --> 00:31:07,381
‫خب؟ به من اعتماد داری؟

490
00:31:10,453 --> 00:31:11,724
‫خب، نگاه کن.‏

491
00:31:12,068 --> 00:31:14,874
‫اینو بخور.‏
‫آروم آروم بخور.‏

492
00:31:15,036 --> 00:31:17,537
‫آروم باش. خب؟

493
00:31:18,601 --> 00:31:21,546
‫هی. مطمئنیم که این فکر خوبیه دیگه؟

494
00:31:21,571 --> 00:31:24,646
‫اگه در گاراژ رو باز کنیم،‏
‫تک‌تیراندازی که بیرونه...‏

495
00:31:24,671 --> 00:31:27,151
‫به هرکی که پشت ون باشه شلیک می‌کنه.‏

496
00:31:27,494 --> 00:31:30,658
‫هیچ‌کس نمی‌خواد تو یه ون بی‌محافظ
‫با رانندۀ مرده باشه.‏

497
00:31:32,041 --> 00:31:34,351
‫تک‌تیراندازی که هیچ‌کدوم‌مون ندیدیمش، درسته؟

498
00:31:34,376 --> 00:31:36,403
‫‏- هست.‏
‫‏- از کجا می‌دونی؟

499
00:31:36,428 --> 00:31:39,176
‫‏- چون اگه منم بودم...‏
‫‏- اگه تو هم بودی همین کارو می‌کردی. فهمیدم.‏

500
00:31:39,200 --> 00:31:41,505
‫وقتی تیراندازی که بالاست رو کشتم...‏

501
00:31:41,530 --> 00:31:43,133
‫علامت می‌دم و شما فرار کنین.‏

502
00:31:43,309 --> 00:31:45,507
‫طبق نقشه‌مون تو جادۀ اصلی همو می‌بینیم.‏

503
00:35:04,532 --> 00:35:06,385
‫‏- امنه.‏
‫‏- دریافت شد.‏

504
00:35:06,410 --> 00:35:08,681
‫همه‌جا امنه و می‌تونیم از در خارج بشیم.‏

505
00:35:10,257 --> 00:35:11,917
‫اون‌طرف می‌بینم‌تون.‏

506
00:35:30,145 --> 00:35:31,498
‫قضیه چیه؟

507
00:35:33,220 --> 00:35:35,774
‫چی‌کار کردین و دلیلش چی بوده؟

508
00:35:36,852 --> 00:35:39,376
‫ببین، فراز همزاد هرچی بخواد به دست میاره.‏

509
00:35:39,833 --> 00:35:41,758
‫در این مورد، چیزی که می‌خواد توئی.‏

510
00:35:45,872 --> 00:35:47,887
‫چه گهی داره می‌خوره؟

511
00:35:49,876 --> 00:35:51,044
‫برو کنار!‏

512
00:35:52,797 --> 00:35:54,680
‫وای، دنده‌عقب بگیر، دنده‌عقب بگیر!

513
00:36:07,136 --> 00:36:09,622
‫همزاد درمورد هیچ‌‌کدوم
‫از افراد نزدیک بهت چیزی نپرسیده بود.

514
00:36:10,015 --> 00:36:11,476
‫هیچ کاری نکرده بود که نشون بده...‏

515
00:36:11,501 --> 00:36:13,582
‫غیر از تو دنبال چیز دیگه‌ایه.

516
00:36:13,682 --> 00:36:15,963
‫هرچی که می‌خواست از طریق
‫دولت آمریکا در دسترسش بود...‏

517
00:36:15,987 --> 00:36:17,590
‫ولی الان همه‌ش رو به‌خطر انداخته.‏

518
00:36:17,690 --> 00:36:19,562
‫‏- لحظه آخری داره همش رو خراب می‌کنه؟
‫‏- تو...‏

519
00:36:19,587 --> 00:36:21,844
‫هرچی می‌خواسته بهش دادین،‏
‫پس چرا باید فکر کنه...‏

520
00:36:21,869 --> 00:36:23,910
‫دزدیدن بچۀ من کسی رو ناراحت می‌‌کنه؟

521
00:36:23,935 --> 00:36:25,668
‫چون اون فقط بچۀ تو نیست.‏

522
00:36:26,021 --> 00:36:29,261
‫آنجلا آدامز یه مأمور فدرال‌ـه.‏

523
00:36:29,286 --> 00:36:31,177
‫این کار عواقبی داره.‏

524
00:36:32,554 --> 00:36:35,622
‫لعنت. یه‌چیزی این‌جا با عقل جور در نمیاد.‏

525
00:36:36,138 --> 00:36:39,208
‫یه ‌جای کار می‌‌لنگه،
‫و فکر می‌‌کنم تو می‌دونی چیه.‏

526
00:36:39,233 --> 00:36:40,936
‫و هر چه‌‌قدرم که زور می‌‌زنم نمی‌‌تونم بفهمم...‏

527
00:36:40,960 --> 00:36:42,942
‫چرا داری محافظت کردن ازش رو
‫واسه من سخت‌‌تر می‌‌کنی؟

528
00:36:42,966 --> 00:36:44,599
‫از چی حرف می‌زنی؟

529
00:36:44,624 --> 00:36:46,748
‫چرا من باید کاری بکنم که
‫امینتش رو به‌خطر بندازم؟

530
00:36:46,849 --> 00:36:48,752
‫نمی‌دونم، ولی داری می‌کنی.‏

531
00:36:48,853 --> 00:36:50,865
‫تمام این مدت داشتی همین کار رو می‌کردی.‏

532
00:36:50,890 --> 00:36:53,362
‫بهت این فرصت رو دادم تا کنار بکشی...‏

533
00:36:53,387 --> 00:36:57,296
‫و پای دخترت هم به‌هیچ‌وجه
‫به این ماجرا باز نشه، ولی این کارو نکردی.‏

534
00:36:57,489 --> 00:36:59,359
‫بهت گفتم... بهت گفتم...‏

535
00:36:59,390 --> 00:37:01,640
‫همزاد رو زنده ول نکن...‏

536
00:37:01,665 --> 00:37:04,468
‫یه روز برای شکارت برمی‌گرده،‏
‫ولی تو باز کار خودت رو کردی.‏

537
00:37:04,649 --> 00:37:07,398
‫انگار می‌خوای این ماجرا
‫تا جای ممکن خطرناک بشه.‏

538
00:37:07,423 --> 00:37:10,601
‫‏- من رو تجزیه و تحلیل نکن، هرولد.‏
‫‏- پس نذار تجزیه و تحلیل کردنت این‌‌قدر آسون باشه!‏

539
00:37:10,602 --> 00:37:12,264
‫اون بچۀ تو نیست!‏

540
00:37:13,793 --> 00:37:17,117
‫تو دوستش داری،‏
‫مراقبش بودی... ممنون.‏

541
00:37:17,142 --> 00:37:19,514
‫ولی پدرش منم،‏
‫من تصمیم می‌گیرم چی‌کار کنیم.‏

542
00:37:19,539 --> 00:37:22,445
‫اون بچۀ من نیست؟
‫تمام این سال‌ها...‏

543
00:37:22,470 --> 00:37:25,348
‫که شما دو تا از گفت‌وگوی
‫ناراحت‌کننده اجتناب می‌کردین...‏

544
00:37:25,373 --> 00:37:27,305
‫من کسی بودم که کنارش بودم...‏

545
00:37:27,330 --> 00:37:29,154
‫وقت‌هایی که لازم بود یه گفت‌وگوی...‏

546
00:37:29,179 --> 00:37:31,607
‫ناراحت‌کننده داشته باشیم.‏
‫من باهاش گریه کردم...‏

547
00:37:31,632 --> 00:37:33,826
‫من باهاش دست‌وپا زدم
‫و باهاش دعوا کردم...‏

548
00:37:33,851 --> 00:37:35,638
‫‏- و از خوابم زدم...‏
‫‏- هرولد.‏

549
00:37:35,663 --> 00:37:36,746
‫چیه؟

550
00:37:37,622 --> 00:37:39,348
‫جناب معاون، هارپر.‏

551
00:37:41,169 --> 00:37:42,245
‫چیه؟

552
00:37:43,126 --> 00:37:44,722
‫لطفاً بزنین کنار.‏

553
00:37:45,395 --> 00:37:46,595
‫چرا؟

554
00:37:46,851 --> 00:37:49,816
‫مافوقم دستور داده که به فرودگاه برگردیم.‏

555
00:37:50,578 --> 00:37:52,856
‫برگردیم...‏
‫منظورت چیه برگردیم؟

556
00:37:52,881 --> 00:37:56,115
‫به مافوقت بگو جون یه مأمور اف‌بی‌آی در خطره.‏

557
00:37:56,545 --> 00:37:58,024
‫گفتم. ولی دوباره...‏

558
00:37:58,049 --> 00:38:00,113
‫دستور رو تکرار کردن
‫و جای مخالفت نیست.‏

559
00:38:00,138 --> 00:38:02,938
‫اگه به دستور عمل نکنین،‏
‫مجبوم به زور وادارتون کنم.‏

560
00:38:02,963 --> 00:38:05,174
‫اگه مقاومت کنین، دستگیرتون می‌کنم.‏

561
00:38:05,606 --> 00:38:08,599
‫متأسفانه فکر می‌‌کنم گفت‌وگوهایی
‫بالاتر از سطح من در جریان باشه.‏

562
00:38:08,939 --> 00:38:10,883
‫عذر می‌خوام. سعیم رو کردم.‏

563
00:38:12,235 --> 00:38:14,016
‫گور باباش.

564
00:38:15,165 --> 00:38:16,595
‫وقتی نذاشتم بهت دستبند بزنن...‏

565
00:38:16,620 --> 00:38:18,624
‫مجبورم کردن اینو قبول کنم.‏

566
00:38:18,940 --> 00:38:20,710
‫پس گمونم هرچی بشه گردن خودشونه.

567
00:38:21,230 --> 00:38:23,334
‫تو این ماجرا تا کجا حاضری پیش بری؟

568
00:38:23,521 --> 00:38:25,494
‫‏- جانم؟
‫‏- شنیدی.‏

569
00:38:25,519 --> 00:38:27,022
‫باید بدونم.‏

570
00:38:27,708 --> 00:38:29,996
‫یه قاتل استخدام کردم تو رو بکشه...‏

571
00:38:30,021 --> 00:38:33,662
‫راضی شدم که یه فرماندۀ افغان
‫منو گروگان بگیره...‏

572
00:38:33,687 --> 00:38:36,593
‫الان یه ماشین از پلیس مخفی مراکش دزدیدم...‏

573
00:38:36,745 --> 00:38:39,505
‫دیگه چه کاریه که حس می‌کنی
‫راضی به انجامش نمی‌شم؟

574
00:38:39,530 --> 00:38:42,196
‫هیچ‌کدوم مهم نیست،‏
‫الان شرایط فرق داره.‏

575
00:38:42,221 --> 00:38:43,682
‫معلومه که فرق داره.

576
00:38:44,752 --> 00:38:46,417
‫زندگی اون در خطره.‏

577
00:38:47,006 --> 00:38:48,433
‫اون بچۀ منم هست.‏

578
00:38:49,527 --> 00:38:51,971
‫خوشت بیاد یا نه، برام مهم نیست.‏

579
00:38:52,722 --> 00:38:54,265
‫ولی الان قفط تو نیستی که...‏

580
00:38:54,290 --> 00:38:56,614
‫به‌‌خاطر آنجلا داره از ترس زهره‌ترک می‌‌شه.

581
00:38:57,888 --> 00:38:59,416
‫اون بچۀ منم هست.‏

582
00:39:04,944 --> 00:39:06,814
‫جناب معاون، هارپر.‏

583
00:39:07,804 --> 00:39:09,449
‫چاره‌ای برام نذاشتین.‏

584
00:39:31,328 --> 00:39:33,888
‫اگه من پشت فرمون می‌نشستم خیلی بهتر بود.

585
00:39:52,590 --> 00:39:54,875
‫‏- بدک نبود.‏
‫‏- گه نخور.‏

586
00:40:24,658 --> 00:40:25,961
‫خوبی؟

587
00:40:26,530 --> 00:40:27,530
‫آره.‏

588
00:40:30,520 --> 00:40:32,232
‫کار به هر جا که بکشه...‏

589
00:40:32,913 --> 00:40:34,552
‫از الان دیگه تو این ماجرا با همیم.‏

590
00:40:37,346 --> 00:40:38,871
‫بگو که اینو می‌دونی.‏

591
00:40:42,075 --> 00:40:43,721
‫سرعت رو کم نکن.‏

592
00:40:43,746 --> 00:40:45,984
‫به رانندگی ادامه بده.‏

593
00:42:13,431 --> 00:42:15,062
‫دو تا بلیت داشتیم...‏

594
00:42:15,812 --> 00:42:18,054
‫تو پرواز 31 آزور مراک ایر.‏

595
00:42:18,897 --> 00:42:21,083
‫دو تا بلیتی که تو بهمون دادی.‏

596
00:42:21,458 --> 00:42:22,576
‫دو تایی...‏

597
00:42:23,131 --> 00:42:24,889
‫که من ازت خواسته بودم.‏

598
00:42:26,661 --> 00:42:29,667
‫منو ابی بحث کردیم که
‫بلیت سوم هم ازت بگیریم یا نه.‏

599
00:42:29,692 --> 00:42:31,714
‫پرواز طولانی‌ای بود، ولی...‏

600
00:42:33,574 --> 00:42:36,335
‫اگه موضوع رو بهت می‌گفتیم
‫خیلی برات خطرناک می‌شد.‏

601
00:42:38,252 --> 00:42:39,867
‫نباید کسی خبردار می‌شد.‏

602
00:42:43,441 --> 00:42:46,480
‫همزاد می‌خواست بفهمه که تو...‏

603
00:42:46,505 --> 00:42:49,369
‫می‌دونستی دو تا بلیت برای
‫سه تا مسافر رزرو کردی یا نه.‏

604
00:42:51,580 --> 00:42:53,646
‫اینکه خبر داشتی من و ابی
‫یکی دیگه هم با خودمون...‏

605
00:42:53,671 --> 00:42:55,375
‫سوار هواپیما کردیم یا نه.‏

606
00:42:55,690 --> 00:42:57,328
‫یکی همراه‌تون بود؟

607
00:42:58,737 --> 00:42:59,963
‫کی باهاتون بود؟

608
00:43:03,535 --> 00:43:06,362
‫هیچ‌وقت بهت نگفتم اون شب چه اتفاقی افتاد.‏

609
00:43:10,082 --> 00:43:12,592
‫مطمئن نیستم که
‫می‌دونستم چه‌‌جوری باید بهت بگم یا نه.

610
00:43:17,420 --> 00:43:20,593
‫خاتمه دادن به همه‌چی، خیلی راحت بود.‏

611
00:43:21,886 --> 00:43:23,566
‫خیلی راحت می‌تونستم همزاد رو بکشم...

612
00:43:23,591 --> 00:43:25,128
‫همون‌طور که بهت گفته بودم می‌‌کشم.

613
00:43:29,883 --> 00:43:31,841
‫اون‌جوری خیلی ساده‌تر بود.‏

614
00:43:38,874 --> 00:43:42,105
‫ولی اون لحظه،‏
‫نتونستم این کار رو بکنم.‏

615
00:43:43,746 --> 00:43:46,458
‫نتونستم جلوی دخترش بکشمش.‏

616
00:44:49,579 --> 00:44:51,606
‫وقتی دختربچه بودی...‏

617
00:44:52,220 --> 00:44:53,981
‫فکر می‌کردم هیچ‌چیزی نیست که بتونه...‏

618
00:44:54,006 --> 00:44:56,145
‫بین ما فاصله بندازه.‏

619
00:44:59,448 --> 00:45:01,161
‫تو همه‌چیزم بودی.‏

620
00:45:04,407 --> 00:45:06,599
‫تو همه‌چیزم بودی.‏

621
00:45:10,045 --> 00:45:12,163
‫وقتی دختربچه بودی...‏

622
00:45:12,689 --> 00:45:15,140
‫رویای امپراتوری‌ای رو داشتم
‫که می‌‌خواستم برات بسازم.‏

623
00:45:17,409 --> 00:45:19,312
‫جایی که هرچیزی که می‌دیدی...‏

624
00:45:19,475 --> 00:45:21,037
‫و هرچیزی که می‌شناختی...‏

625
00:45:21,222 --> 00:45:22,677
‫متعلق به خودت بود.‏

626
00:45:25,354 --> 00:45:28,793
‫ولی بعد تو رو به جای خیلی دوری بردن...‏

627
00:45:29,243 --> 00:45:32,102
‫خیلی تاریک، خیلی دور...‏

628
00:45:32,568 --> 00:45:33,954
‫خیلی خالی.‏

629
00:45:35,339 --> 00:45:37,243
‫از چیزی که بهش تبدیل شدی می‌ترسم.‏

630
00:45:40,735 --> 00:45:42,809
‫از چیزی که ازت ساختن می‌ترسم.‏

631
00:45:44,143 --> 00:45:46,137
‫چیزی که ازت جدا کردن.‏

632
00:45:47,784 --> 00:45:49,671
‫چیزی که ازت باقی مونده.

633
00:45:51,168 --> 00:45:53,641
‫چطور ممکنه چیزی از خودت باقی مونده باشه؟

634
00:45:55,751 --> 00:45:57,455
‫تصمیم گرفتم که تو رو فقط به عنوان...‏

635
00:45:57,480 --> 00:45:59,595
‫یه رویا به‌خاطر بیارم.‏

636
00:46:00,800 --> 00:46:02,436
‫یه اندوه.‏

637
00:46:02,676 --> 00:46:04,013
‫یه روح.‏

638
00:46:06,232 --> 00:46:07,670
‫یه روح.‏

639
00:46:15,628 --> 00:46:19,503
‫روحی که مخفیانه دعا می‌کردم...‏

640
00:46:20,492 --> 00:46:23,255
‫تو این زندگی یه ‌بار دیگه سراغم بیاد.

641
00:46:28,318 --> 00:46:31,491
‫با اینکه می‌دونستم احتمالاً...‏

642
00:46:31,778 --> 00:46:34,125
‫از این اتفاق زنده بیرون نمیام.‏

643
00:46:40,309 --> 00:46:41,957
‫پروانه اومده خونه.‏

644
00:47:43,465 --> 00:47:50,465
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

645
00:47:52,466 --> 00:47:59,466
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

