﻿1
00:01:23,543 --> 00:01:30,543
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:01:49,218 --> 00:01:51,685
‫راحت‌‌ترین کاری که الان می‌‌تونم بکنم.‌‌.‌.‌‌

3
00:01:51,686 --> 00:01:54,323
‫عذرخواهی کردنه.

4
00:01:54,356 --> 00:01:55,523
‫اه.‌‌.‌.‌‌

5
00:01:55,524 --> 00:01:57,159
‫مهمه که درک کنی.‌‌.‌.‌‌

6
00:01:57,192 --> 00:01:59,861
‫چرا نمی‌تونم این کار رو بکنم.

7
00:01:59,862 --> 00:02:02,497
‫اون یارو که فرستاده بودن.‌‌.‌.‌‌

8
00:02:02,531 --> 00:02:05,199
‫حرفه‌‌ای بود.

9
00:02:05,200 --> 00:02:07,903
‫هر کی استخدامش کرده خیلی جدی.‌‌.‌.‌‌

10
00:02:07,937 --> 00:02:09,872
‫دنبال سربه‌‌نیست کردن منه و.‌‌.‌.‌‌

11
00:02:11,706 --> 00:02:13,408
‫و تجربه‌‌ام بهم می‌‌گه که.‌‌.‌.‌‌

12
00:02:13,442 --> 00:02:15,105
‫می‌‌خوان تمام نزدیکانم رو هم از بین ببرن.

13
00:02:15,106 --> 00:02:17,359
‫و الان.‌‌.‌.‌‌ تو به من نزدیک حساب می‌‌شی.

14
00:02:18,547 --> 00:02:21,884
‫زنده و امن نگه داشتن تو.‌‌.‌.‌‌

15
00:02:21,917 --> 00:02:24,453
‫شد اولویت اصلی، زوئی.

16
00:02:36,398 --> 00:02:37,900
‫بهت هیچ آسیبی‌‌ نمی‌‌زنم.

17
00:02:40,435 --> 00:02:43,392
‫فکر کردم اگه بخوای سرم داد بزنی.‌‌.‌.‌‌

18
00:02:43,405 --> 00:02:46,902
‫یا جیغ بزنی یا هرچیز دیگه‌‌ا‌ی،
‫این‌‌جا جای امنی واسه اون کارهاست.

19
00:02:52,514 --> 00:02:54,348
‫خیلی خب.

20
00:02:54,349 --> 00:02:56,518
‫مسیری که در پیش داریم طولانیه.

21
00:02:56,551 --> 00:02:59,054
‫هروقت آمادۀ صحبت کردن بودی،
‫می‌تونیم صحبت کنیم.

22
00:03:01,356 --> 00:03:03,558
‫یه کاری هست.‌‌.‌.‌‌

23
00:03:03,592 --> 00:03:06,061
‫که ازت می‌‌خوام انجام بدی.

24
00:03:10,199 --> 00:03:12,701
‫می‌‌خوام به پسرت زنگ بزنی.

25
00:03:17,739 --> 00:03:20,208
‫اف‌بی‌آی می‌ره سراغش.

26
00:03:20,209 --> 00:03:22,077
‫ازش سؤال‌وجواب می‌‌کنن.

27
00:03:24,046 --> 00:03:26,214
‫به خوبی جواب‌‌شون رو می‌‌ده، ولی.‌‌.‌.‌‌

28
00:03:26,215 --> 00:03:28,050
‫نگرانت می‌‌شه.

29
00:03:28,083 --> 00:03:31,620
‫الان بهترین زمانه که
‫همه‌‌چی رو براش توضیح بدی.

30
00:03:38,427 --> 00:03:39,893
‫این آخرین باری می‌‌شه.‌‌.‌.‌‌

31
00:03:39,894 --> 00:03:43,398
‫که با موبایلت زنگ می‌‌زنی.‌‌.‌.‌‌

32
00:03:43,432 --> 00:03:46,067
‫برای اینکه نتونن ردیابی‌‌مون کنن،
‫ولی لااقل.‌‌.‌.‌‌

33
00:03:46,068 --> 00:03:47,969
‫می‌فهمه توئی که داری بهش زنگ می‌‌زنی.

34
00:03:53,242 --> 00:03:55,610
‫می‌دونی.‌‌.‌.‌‌ فقط حقیقت رو بهش بگو.

35
00:03:57,412 --> 00:04:00,949
‫اینکه صدمه‌‌ای ندیدی.‌‌.‌.‌‌

36
00:04:00,982 --> 00:04:03,618
‫و اینکه برخلاف میل خودت نگهت داشتم.‌‌.‌.‌‌

37
00:04:03,652 --> 00:04:06,921
‫ولی در امانی و به زودی
‫دوباره باهاش تماس می‌‌گیری.

38
00:04:10,659 --> 00:04:13,562
‫آره. اگه از این کلمات استفاده کنی دیگه.‌‌.‌.‌‌

39
00:04:13,595 --> 00:04:16,465
‫تو هیچ‌‌کدوم از این کارها
‫به‌‌عنوان شریک جرم شناخته نمی‌‌شی.

40
00:04:37,319 --> 00:04:39,454
‫سلام، جیسون‌‌ام.
‫پیام بذار‌‌ین.

41
00:04:54,369 --> 00:04:56,705
‫سلام، جیسون‌‌ام.
‫پیام بذار‌‌ین.

42
00:05:28,403 --> 00:05:30,639
‫می‌دونی، گمونم بهتره.‌‌.‌.‌‌

43
00:05:30,672 --> 00:05:32,673
‫اه.‌‌.‌.‌‌

44
00:05:32,674 --> 00:05:34,376
‫دیگه راه بیفتیم.

45
00:06:00,991 --> 00:06:03,260
‫پلیس محلی، هیچی.

46
00:06:03,294 --> 00:06:05,596
‫دفاتر منطقه‌‌ای اف‌‌بی‌‌آی، هیچی.

47
00:06:05,629 --> 00:06:08,265
‫تیم‌‌های دیجیتال چند سازمان مختلف.‌‌.‌.‌‌

48
00:06:08,299 --> 00:06:11,634
‫که همه جا رو پوشش می‌‌دن، بازم هیچی.

49
00:06:11,635 --> 00:06:13,604
‫72 ساعته که هیچ‌‌کدوم از مراجع قانونی.‌‌.‌.‌‌

50
00:06:13,637 --> 00:06:16,673
‫هیچ سرنخی از اینکه کجاست ندارن.

51
00:06:16,707 --> 00:06:19,343
‫دن چیس ناپدید شده.

52
00:06:21,845 --> 00:06:23,814
‫و زنه.‌‌.‌.‌‌ مک‌‌دونالد؟

53
00:06:23,847 --> 00:06:25,282
‫هیچ اثری از اونم نیست.

54
00:06:25,316 --> 00:06:26,649
‫با پسرش تماس گرفتیم.

55
00:06:26,650 --> 00:06:28,352
‫به پسره زنگ زده،
‫ولی با هم صحبت نکردن.

56
00:06:28,385 --> 00:06:31,021
‫اونم سه روز پیش بوده.

57
00:06:31,054 --> 00:06:33,957
‫حواس‌‌مون رو جمع نگه می‌‌داریم،
‫ولی ام.‌‌.‌.‌‌

58
00:06:33,990 --> 00:06:35,826
‫آره.

59
00:06:35,859 --> 00:06:38,195
‫باشه. ممنون، جو.

60
00:06:38,229 --> 00:06:39,396
‫خواهش.

61
00:06:53,422 --> 00:06:55,357
‫جیدن؟ یا شایدم کیدن؟

62
00:06:55,390 --> 00:06:56,525
‫بریدن.

63
00:06:56,558 --> 00:07:00,829
‫پدرش دستیار وزیر امور خارجۀ آمریکا
‫در امور آفریقاست.‌‌.‌.‌‌

64
00:07:00,862 --> 00:07:03,030
‫ولی این.‌‌.‌.‌‌

65
00:07:03,031 --> 00:07:04,699
‫نه ربطی داره و نه مهمه.

66
00:07:04,733 --> 00:07:07,034
‫چی شده؟
‫بد بوده؟

67
00:07:07,035 --> 00:07:10,839
‫ظاهراً بریدن.‌‌.‌.‌‌

68
00:07:10,872 --> 00:07:13,708
‫با ارائه‌‌ای که هِنری
‫سر کلاس انجام داده، مخالف بوده.

69
00:07:15,043 --> 00:07:17,245
‫بعد کلاس رفته سراغش و بهش گفته.‌‌.‌.‌‌

70
00:07:19,381 --> 00:07:21,249
‫که تو قهرمان برحق و معتبری نیستی.

71
00:07:21,282 --> 00:07:23,884
‫گفته پلیس.‌‌.‌.‌‌

72
00:07:23,885 --> 00:07:25,687
‫فقط آدم‌‌های عادی‌‌ان.‌‌‌‌

73
00:07:25,720 --> 00:07:27,388
‫که خیلی‌‌شون کارهای بد می‌کنن.‌‌.‌.‌‌

74
00:07:27,389 --> 00:07:29,758
‫و از عواقب جرم‌‌هاشون قسر در می‌‌رن.‌‌.‌.‌‌

75
00:07:29,791 --> 00:07:31,893
‫و اینکه هنری باید.‌‌.‌.‌‌

76
00:07:31,926 --> 00:07:33,862
‫عاقلانه‌‌تر.‌‌.‌.‌‌

77
00:07:33,895 --> 00:07:36,004
‫انتخاب کنه که کی رو الگوش قرار می‌‌ده.

78
00:07:36,884 --> 00:07:38,899
‫اوه. چه عالی.

79
00:07:38,900 --> 00:07:41,235
‫بریدن کی رو به‌‌عنوان
‫قهرمانش انتخاب کرده بوده؟

80
00:07:41,983 --> 00:07:43,037
‫مرد عنکبوتی.

81
00:07:43,071 --> 00:07:45,073
‫خدایا.

82
00:07:47,909 --> 00:07:49,711
‫- هنری خوب بود؟
‫- آره.

83
00:07:49,744 --> 00:07:52,246
‫به‌‌نظرم خوبه.

84
00:07:55,750 --> 00:07:57,619
‫هیچ‌‌کد‌‌وم از اینا رو به من نگفت.

85
00:08:00,088 --> 00:08:02,590
‫به همین راحتی.‌‌.‌.‌‌ همه‌‌چی رو بهت می‌گه؟

86
00:08:02,591 --> 00:08:05,293
‫آره. خب وقتی کوچیک بود.‌‌.‌.‌‌

87
00:08:05,326 --> 00:08:07,596
‫زیاد خونه‌‌شون بودم.
‫خیلی‌‌وقتا ازش نگه‌‌داری می‌‌کردم.

88
00:08:09,798 --> 00:08:12,801
‫وقتی من و لیلی هنوز با هم بودیم،
‫لیلی می‌گفت.‌‌.‌.‌‌

89
00:08:12,834 --> 00:08:15,470
‫50 درصد خاله‌‌شم.‌‌.‌.‌‌

90
00:08:15,504 --> 00:08:18,773
‫50 درصد خواهر بزرگ‌ترش،
‫و 50 درصد مشاورش.

91
00:08:18,807 --> 00:08:21,175
‫خیلی ریاضیش خوب نبود.

92
00:08:22,944 --> 00:08:25,614
‫آره، خیلی کنار‌‌شون بودی.

93
00:08:31,653 --> 00:08:34,423
‫منم باید بیشتر کنارشون بودم.

94
00:08:34,456 --> 00:08:36,925
‫خب، شاید این حرف درست باشه.‌‌.‌.‌‌

95
00:08:36,958 --> 00:08:39,126
‫ولی همش هم تقصیر تو نیست.

96
00:08:39,127 --> 00:08:41,796
‫می‌دونی، چیپ هم
‫می‌تونست بیشتر سعی کنه.

97
00:08:46,300 --> 00:08:48,302
‫و الان که کنارشی.

98
00:08:49,005 --> 00:08:52,205
‫وقتی که فقط دلت می‌‌خواد زانوی غم بغل کنی
‫و به تنهایی خودت پناه ببری.‌‌.‌.‌‌

99
00:08:52,206 --> 00:08:54,207
‫کل دنیا رو دو دستی نگه داشتی.‌‌.‌.‌‌

100
00:08:54,215 --> 00:08:56,560
‫و مسئولیت بزرگ کردن
‫یه پسربچۀ هفت‌‌‌ساله رو گردن گرفتی.

101
00:08:58,647 --> 00:09:01,287
‫دوست دارم ببینم مرد عنکبوتی
‫می‌‌تونه از پس همچین کاری بربیاد یا نه.

102
00:09:08,890 --> 00:09:10,959
‫خب، با جو صحبت کردم.

103
00:09:10,992 --> 00:09:13,628
‫رسماً گزارش می‌‌کنیم
‫که 72 ساعت گذشته.‌‌.‌.‌‌

104
00:09:13,662 --> 00:09:15,329
‫از وقتی که.‌‌.‌.‌‌

105
00:09:15,363 --> 00:09:18,500
‫دیگه رد پایی از چیس پیدا نشده.

106
00:09:18,533 --> 00:09:20,368
‫قراره که همه‌‌مون.‌‌.‌.‌‌

107
00:09:20,401 --> 00:09:22,836
‫فردا با وکیل همزاد ملاقات کنیم.

108
00:09:22,837 --> 00:09:24,397
‫وکیلش خبردار می‌‌شه که چیس رو گم کردیم.

109
00:09:25,840 --> 00:09:28,176
‫گفت‌‌وگوی جالبی می‌‌شه.

110
00:09:30,679 --> 00:09:33,815
‫واسه حرف‌هات دلیل و منطق داری.

111
00:09:33,848 --> 00:09:37,552
‫می‌تونی کمک‌شون کنی
‫به چیزی که می‌‌خوان برسن.

112
00:09:37,586 --> 00:09:39,063
‫وقتی بفهمن درمورد.‌‌.‌.‌‌

113
00:09:39,087 --> 00:09:40,397
‫چیس و همسرش چه‌‌قدر اطلاعات داری.‌‌.‌.‌‌

114
00:09:40,421 --> 00:09:41,923
‫متوجه می‌‌شن که بهت نیاز دارن.

115
00:09:44,759 --> 00:09:46,360
‫چیه؟

116
00:09:46,394 --> 00:09:49,263
‫زنش.‌‌.‌.‌‌ چرا این‌‌قدر برات جالبه؟

117
00:09:51,566 --> 00:09:53,702
‫- منظورت چیه؟
‫- وقتی داشتم درموردش با واترز.‌‌.‌.‌‌

118
00:09:53,735 --> 00:09:55,704
‫صحبت می‌‌کردم.‌‌.‌.‌‌

119
00:09:55,737 --> 00:09:58,206
‫یه واکنشی نشون دادی.

120
00:09:58,239 --> 00:10:00,842
‫الانم که دوباره فکرت پیش همسرشه.

121
00:10:00,875 --> 00:10:02,210
‫چیزی هست که من متوجه نشده باشم؟

122
00:10:02,243 --> 00:10:04,712
‫وقتی تمام این ماجراها شروع شده.‌‌.‌.‌‌

123
00:10:04,713 --> 00:10:07,015
‫سه نفر درگیرش بودن.‌‌.‌.‌‌

124
00:10:07,048 --> 00:10:10,018
‫می‌دونی، دائم درمورد 2 نفر اول حرف می‌‌زنیم.‌‌.‌.‌‌

125
00:10:10,051 --> 00:10:13,254
‫ولی این وسط کسی که دیده نمی‌‌شه
‫شاید همین زن باشه.

126
00:10:15,790 --> 00:10:18,058
‫فقط به‌‌‌نظر ارزش داشته باشه
‫که حواس‌‌مون بهش باشه.‌‌.‌.‌‌

127
00:10:18,059 --> 00:10:21,129
‫تا وقتی که بفهمیم چی رو جا انداختیم.

128
00:10:27,138 --> 00:10:29,507
‫در‌‌مور‌‌د اون زن چیزی می‌‌دونستی؟

129
00:10:29,540 --> 00:10:31,475
‫چیزی که شاید الان بهمون کمکی بکنه؟

130
00:10:34,512 --> 00:10:36,146
‫نمی‌دونم.

131
00:10:36,147 --> 00:10:38,315
‫خیلی در‌‌مور‌‌دش نمی‌دونستم.

132
00:10:38,316 --> 00:10:40,184
‫فقط از وجودش خبر داشتم.

133
00:10:40,218 --> 00:10:43,487
‫خبر داشتم که می‌‌تونه تمام چیزهای اطرافش رو.‌‌.‌.‌‌

134
00:10:43,521 --> 00:10:45,689
‫جذب خودش کنه.

135
00:10:47,158 --> 00:10:50,461
‫اینکه مردها رو وادار
‫به انجام چه کارهایی می‌‌کرد.

136
00:10:50,494 --> 00:10:51,729
‫دیگه دیروقته.

137
00:10:53,331 --> 00:10:55,866
‫فردا روز سختیه.

138
00:10:55,899 --> 00:10:58,001
‫باید یه‌‌کم ‌بخوابیم.

139
00:10:59,203 --> 00:11:01,339
‫موقع رفتن دزدگیر رو هم فعال می‌‌کنی؟

140
00:11:01,372 --> 00:11:03,006
‫آره، حتماً.

141
00:11:03,040 --> 00:11:04,675
‫- شب بخیر، دخترجون.
‫- شب بخیر.

142
00:11:13,284 --> 00:11:14,452
‫کجایی؟

143
00:11:14,485 --> 00:11:16,487
‫کلرادو.

144
00:11:16,520 --> 00:11:19,623
‫دیگه فردا می‌‌رسیم لس آنجلس.
‫تو خوبی؟

145
00:11:19,657 --> 00:11:21,993
‫آره.

146
00:11:22,026 --> 00:11:23,995
‫می‌شه ازت یه سؤال بپرسم؟

147
00:11:24,028 --> 00:11:26,463
‫بپرس.

148
00:11:26,464 --> 00:11:29,133
‫فردا با یه خانمی جلسه داریم.‌‌.‌.‌‌

149
00:11:29,167 --> 00:11:31,502
‫نینا کروگر.

150
00:11:31,535 --> 00:11:34,138
‫وکیل فراز همزاده.

151
00:11:34,172 --> 00:11:36,607
‫باشه. چرا؟

152
00:11:36,640 --> 00:11:39,309
‫مثل اینکه نایب‌‌رئیس فکر می‌‌‌‌کنه.‌‌.‌.‌‌

153
00:11:39,310 --> 00:11:42,313
‫این اتفاق‌‌ها واسه این داره می‌افته که.‌‌.‌.‌‌

154
00:11:42,346 --> 00:11:45,817
‫همزاد دنبال اطلاعات به‌‌خصوصیه.

155
00:11:45,850 --> 00:11:48,652
‫چیزی که فکر می‌کنه
‫تو می‌دونی، چیزی که.‌‌.‌.‌‌

156
00:11:48,686 --> 00:11:50,688
‫همزاد می‌خواد بدونه.

157
00:11:50,721 --> 00:11:53,825
‫صبر کن، گفتی «ما» جلسه داریم؟
‫چرا «ما»؟

158
00:11:53,858 --> 00:11:55,459
‫منم باهاش می‌رم.

159
00:11:55,493 --> 00:11:57,661
‫واسه چی؟

160
00:11:57,695 --> 00:12:01,332
‫نمی‌خوای بدونی تو اون اتاق
‫چه حرف‌هایی زده می‌‌شه؟

161
00:12:01,365 --> 00:12:04,667
‫اگه به‌‌قیمت به‌‌خطر افتادن تو باشه نه.

162
00:12:04,668 --> 00:12:07,972
‫امیلی، اون درمونده‌‌ست
‫و شکست خورده.‌‌.‌.‌‌

163
00:12:08,006 --> 00:12:10,208
‫و من مشکلی ندارم
‫که بهای شکستش رو بده.‌‌.‌.‌‌

164
00:12:10,241 --> 00:12:12,386
‫ولی وقتی که هر اتفاقی
‫که قراره براش بیفته، ‌می‌‌افته.‌‌.‌.‌‌

165
00:12:12,410 --> 00:12:15,345
‫- نمی‌‌خوام تو در معرض خطر باشی.
‫- بابا.

166
00:12:15,346 --> 00:12:18,182
‫- بس کن.
‫- اوه، اِم.‌‌.‌.‌‌

167
00:12:18,216 --> 00:12:19,682
‫خدای من. باشه.

168
00:12:19,683 --> 00:12:23,520
‫خب، حالت چطوره؟
‫رو‌به‌‌راهی؟

169
00:12:23,521 --> 00:12:26,024
‫آره، من خوبم، خوبم.

170
00:12:26,057 --> 00:12:29,660
‫- زوئی چی؟
‫- خوابه. حالش خوبه.

171
00:12:29,693 --> 00:12:33,064
‫به‌‌نظرم فهمیده که قراره
‫یه مدت اوضاع این‌‌جوری باشه.

172
00:12:33,097 --> 00:12:37,035
‫گوش کن، ‌می‌شه درمورد
‫اون موضوع یه چیز دیگه هم بگم؟

173
00:12:37,068 --> 00:12:39,036
‫باشه.

174
00:12:39,037 --> 00:12:41,906
‫این ماجرا هیچیش پس و پنهون نیست، ام.

175
00:12:41,940 --> 00:12:44,909
‫واقعیت اینه که فراز همزاد در مقطعی از زندگیش.‌‌.‌.‌‌

176
00:12:44,943 --> 00:12:48,046
‫فکر می‌‌کرد مامانت مال اونه.

177
00:12:48,079 --> 00:12:49,848
‫بابت اینکه به مامانت کمک کردم که.‌‌.‌.‌‌

178
00:12:49,881 --> 00:12:51,749
‫این رو تغییر بده از من کینه داره.

179
00:12:51,782 --> 00:12:54,004
‫هر چیز دیگه که بگن
‫واسه منحرف کردن بقیه‌‌ست.

180
00:12:55,854 --> 00:12:57,722
‫هنوز پشت خطی؟

181
00:12:57,756 --> 00:13:00,058
‫آره. آره، دارم می‌‌شنوم.

182
00:13:01,392 --> 00:13:03,694
‫خب، چی کارش کنیم؟

183
00:13:03,695 --> 00:13:05,664
‫خب، آدم‌های دیگه‌‌ای هم هستن.‌‌.‌.‌‌

184
00:13:05,697 --> 00:13:07,866
‫که از همزاد کینه دارن.

185
00:13:07,899 --> 00:13:10,902
‫وقتی برسم لس آنجلس،
‫می‌تونم از شرکتم استفاده کنم.‌‌.‌.‌‌

186
00:13:10,935 --> 00:13:13,537
‫و توجه کسی که از
‫همزاد کینه داره رو جلب کنم.‌‌.‌.‌‌

187
00:13:13,571 --> 00:13:15,573
‫و ممکنه اون آدم بخواد
‫درمورد کینه‌اش یه کاری کنه.

188
00:13:17,608 --> 00:13:20,011
‫باشه.

189
00:13:20,044 --> 00:13:23,547
‫تحمل کن، امیلی.
‫این روزها رو پشت سر می‌‌ذاریم.

190
00:13:23,581 --> 00:13:25,116
‫می‌دونم.

191
00:13:28,787 --> 00:13:31,388
‫باید برم.
‫با احتیاط برون، باشه؟

192
00:13:31,389 --> 00:13:33,024
‫و.‌‌.‌.‌‌ وقتی رسیدی بهم زنگ بزن.

193
00:13:33,057 --> 00:13:35,559
‫باشه، زنگ می‌‌زنم.
‫دوستت دارم.

194
00:13:35,593 --> 00:13:37,228
‫منم دوستت دارم، بابا.

195
00:13:58,616 --> 00:14:00,618
‫برات یه چیزهایی گرفتم.

196
00:14:02,153 --> 00:14:03,988
‫مسواک.‌‌.‌.‌‌

197
00:14:04,022 --> 00:14:06,289
‫شونه.‌‌.‌.‌‌

198
00:14:06,290 --> 00:14:08,291
‫گفتم احتمالاً چند دست لباس.‌‌.‌.‌‌

199
00:14:08,292 --> 00:14:10,461
‫لازم داری.

200
00:14:11,963 --> 00:14:14,032
‫سایزهاش رو حدسی گرفتم.

201
00:14:18,869 --> 00:14:20,871
‫من هنری دیکسون هستم.

202
00:14:23,007 --> 00:14:25,309
‫هنری دیکسون.‌‌.‌.‌‌

203
00:14:25,343 --> 00:14:28,645
‫یکی از سرمایه‌‌گذارهای اصلی
‫یه صندوق سرمایه‌‌گذاری.‌‌.‌.‌‌

204
00:14:28,646 --> 00:14:31,282
‫به اسم «کورسِر فاینَنس» بوده.

205
00:14:31,315 --> 00:14:33,184
‫در طول زندگیش درآمد خوبی داشته.

206
00:14:34,518 --> 00:14:35,553
‫تو.‌‌.‌.‌‌

207
00:14:38,322 --> 00:14:40,959
‫تو مارشا دیکسون هستی.

208
00:14:40,992 --> 00:14:42,826
‫همسر هنری.

209
00:14:52,170 --> 00:14:54,338
‫وقتی رسیدیم می‌تونیم
‫عکسش رو عوض کنیم.

210
00:14:54,372 --> 00:14:57,141
‫امضاء.‌‌.‌.‌‌ امضاست که مهمه.

211
00:14:57,175 --> 00:14:59,342
‫می‌خوام امضاش رو یاد بگیری.

212
00:14:59,343 --> 00:15:01,011
‫و وقتی امضاء رو یاد گرفتی.‌‌.‌.‌‌

213
00:15:01,012 --> 00:15:02,556
‫با این اسم و مشخصات یه مقدار پول.‌‌.‌.‌‌

214
00:15:02,580 --> 00:15:05,015
‫به حسابت می‌‌ریزم.

215
00:15:05,016 --> 00:15:06,684
‫برات جبران می‌‌‌کنم.

216
00:15:08,719 --> 00:15:11,722
‫از جبران هم بیشتر.
‫نیم میلیون دلار.

217
00:15:18,696 --> 00:15:20,031
‫زوئی؟

218
00:15:43,743 --> 00:15:44,810
‫سلام، استوارت.

219
00:15:47,147 --> 00:15:50,783
‫سفر امن و آرومی بود.
‫آره، ممنون.

220
00:15:50,816 --> 00:15:54,253
‫همین الان دارم می‌‌رم داخل.

221
00:15:54,254 --> 00:15:56,422
‫آ‌‌‌ر‌‌‌ه، خونه مرتب و منظمه.

222
00:15:56,456 --> 00:15:59,259
‫آره، بابت خرید‌ها ممنونم.

223
00:16:01,094 --> 00:16:03,596
‫من.‌‌.‌.‌‌ آره، اون‌‌قدر این‌‌جا نمی‌‌مونم.‌‌.‌.‌‌

224
00:16:03,629 --> 00:16:05,231
‫ولی.‌‌.‌.‌‌ ممنونم.‌‌.‌.‌‌

225
00:16:05,265 --> 00:16:07,600
‫که به فکرم هستی.

226
00:16:07,633 --> 00:16:09,802
‫آ‌‌‌ر‌‌‌ه، در واقع برنامه‌‌مون یه‌‌کم عوض شد.

227
00:16:09,835 --> 00:16:12,272
‫آخرسر خانم دیکسون تصمیم گرفت باهام بیاد.

228
00:16:14,107 --> 00:16:17,077
‫آره، نمی‌خوام کسی رو خبردار کنم.

229
00:16:17,110 --> 00:16:18,954
‫می‌دونی، فقط واسه اون
‫ملاقات کوتاه با زک اومدم.

230
00:16:18,978 --> 00:16:21,614
‫ملاقات رو قطعی کردی؟

231
00:16:21,647 --> 00:16:24,450
‫عالیه، امروز وقت ناهار، این.‌‌.‌.‌‌

232
00:16:24,484 --> 00:16:26,419
‫آره، این.‌‌.‌.‌‌

233
00:16:26,452 --> 00:16:28,621
‫عالیه، استوارت.
‫ساعت چند؟

234
00:16:30,790 --> 00:16:33,426
‫منم دقیقاً همین رو می‌‌خواستم.

235
00:16:33,459 --> 00:16:35,595
‫آره.

236
00:16:35,628 --> 00:16:37,297
‫ساعت چند؟

237
00:16:40,032 --> 00:16:42,935
‫و کجا؟

238
00:16:42,968 --> 00:16:45,271
‫اوه، خیلی خب، عالیه.

239
00:16:45,305 --> 00:16:47,673
‫خیلی ممنون، استوارت.
‫کارت خوب بود.

240
00:16:47,707 --> 00:16:50,143
‫باشه، اون موقع می‌‌‌بینمت.

241
00:16:50,176 --> 00:16:51,811
‫آره.

242
00:16:51,812 --> 00:16:54,812
‫[اسمت مارشا دیکسون‌ـه.]

243
00:17:00,686 --> 00:17:03,988
‫آره، آخرین بار با زنم اومده بودم این‌‌جا.‌‌.‌.‌‌

244
00:17:03,989 --> 00:17:06,359
‫تازه بیماریش رو تشخیص داده بودن.

245
00:17:13,333 --> 00:17:15,468
‫آره، من.‌‌.‌.‌‌

246
00:17:15,501 --> 00:17:19,003
‫فکر کردم این‌‌جا می‌‌شه
‫مراقبت‌های پزشکی بهتری رو براش فراهم کرد.‌‌.‌.‌‌

247
00:17:19,004 --> 00:17:21,507
‫ولی.‌‌.‌.‌‌ زیادی ناراحتش کرد.

248
00:17:23,176 --> 00:17:27,179
‫اینکه جای ناآشنایی باشه، جایی.‌‌.‌.‌‌

249
00:17:27,180 --> 00:17:29,649
‫می‌دونی.‌‌.‌.‌‌ جایی که
‫خاطره‌‌ای از امیلی توش نیست.‌‌.‌.‌‌

250
00:17:29,682 --> 00:17:31,251
‫واسه همین برگشتیم خونه.

251
00:17:50,681 --> 00:17:52,983
‫و پیرمرد دانا گفت:

252
00:17:52,984 --> 00:17:56,487
‫«ذات و ماهیت زبان فریب دادنه.»

253
00:17:59,490 --> 00:18:01,859
‫«حقیقت رو در تاریکی مخفی می‌‌کنه.‌‌.‌.‌‌»

254
00:18:04,528 --> 00:18:06,730
‫«به جای اینکه حقیقت رو روشن کنه.»

255
00:18:12,836 --> 00:18:15,006
‫پیرمرد دانا گفت: «حقیقت.‌‌.‌.‌‌

256
00:18:15,039 --> 00:18:17,841
‫فقط در سکوت وجود داره.»

257
00:18:21,512 --> 00:18:24,215
‫وقتی همه در‌‌مور‌‌د همه‌‌چی دروغ می‌گن.‌‌.‌.‌‌

258
00:18:24,248 --> 00:18:26,016
‫فقط وقتی حقیقت معلوم می‌‌شه که.‌‌.‌.‌‌

259
00:18:26,017 --> 00:18:28,052
‫دیگه کسی حرفی نزنه.

260
00:18:28,086 --> 00:18:30,354
‫به‌نظر ممکنه نکتۀ داستان رو نفهمیده باشی.

261
00:18:30,388 --> 00:18:33,357
‫نه، فهمیدم.

262
00:18:33,391 --> 00:18:35,559
‫یه‌کم اهل چرت‌وپرت گفتنی.

263
00:18:35,593 --> 00:18:37,528
‫ولی از نوع باحالش.

264
00:18:47,560 --> 00:18:49,205
‫حالت خوبه؟

265
00:18:49,884 --> 00:18:51,206
‫چی شد؟

266
00:18:56,205 --> 00:18:59,705
‫من قبلاً وحشت روس‌‌ها رو دیده بودم.

267
00:18:59,884 --> 00:19:04,706
‫ولی تا حالا هیچی به وحشتناکی
‫چیزهایی که تو مشبهار دیدم، ندیده بودم.‌‌.‌.‌‌

268
00:19:05,794 --> 00:19:06,794
‫مرگ.

269
00:19:08,578 --> 00:19:10,004
‫به خشن‌ترین شکل.

270
00:19:10,505 --> 00:19:15,004
‫مادرهایی که بالای سر
‫بچه‌های تیکه‌تیکه‌شده‌شون زار می‌‌زدن.‌‌.‌.‌‌

271
00:19:16,005 --> 00:19:18,338
‫تا خودشونم تیکه‌‌وپاره کنن.

272
00:19:20,004 --> 00:19:22,339
‫ظالم‌ترین‌شون فرمانده‌شونه.

273
00:19:23,105 --> 00:19:25,340
‫بی‌رحمی که مسئول همه‌چیزه.

274
00:19:25,341 --> 00:19:29,549
‫یه هیولا که تو خون‌ریختن
‫و ایجاد وحشت استاده.

275
00:19:31,005 --> 00:19:33,550
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم فراموش کنم که اینا رو دیدم.

276
00:19:33,794 --> 00:19:38,551
‫چیزهایی که به‌سختی تونستیم
‫ازشون جون سالم به در ببریم.

277
00:19:45,730 --> 00:19:47,449
‫جواب‌شون رو می‌‌دیم.

278
00:19:47,492 --> 00:19:49,107
‫باید احتیاط کنیم.

279
00:19:57,579 --> 00:20:00,006
‫لطفاً تنهامون بذارین.

280
00:20:12,875 --> 00:20:14,243
‫جان، تو بمون.

281
00:20:17,645 --> 00:20:21,983
‫فرارمون این‌‌جوری هم که
‫کوشا می‌‌گه سخت و خطرناک نبود.

282
00:20:23,011 --> 00:20:24,640
‫خیلی سخت بوده.

283
00:20:25,006 --> 00:20:29,006
‫وحشت رو هم توی صدای تو
‫و هم کوشا حس کردم.

284
00:20:29,650 --> 00:20:32,255
‫وقتی کسی به زن من شلیک کنه.‌‌.‌.‌‌

285
00:20:32,906 --> 00:20:35,404
‫دنیا رو سرش خراب می‌‌کنم.

286
00:20:35,405 --> 00:20:37,405
‫شکست می‌‌خوریم.

287
00:20:38,106 --> 00:20:41,406
‫یگانی که مشبهار رو
‫اشغال کرده تعدادشون زیاده.‌‌.‌.‌‌

288
00:20:41,806 --> 00:20:44,606
‫تا دندون مسلح‌ان و خوب اداره می‌‌شن.‌‌.‌.‌‌

289
00:20:44,607 --> 00:20:48,607
‫و در حال حاضر دارن به رقیب‌‌هامون
‫حمله و ضعیف‌‌شون می‌‌کنن.

290
00:20:48,701 --> 00:20:53,192
‫واسه حمله به همچین یگانی 300 نفر لازمه.‌‌.‌.‌‌

291
00:20:53,803 --> 00:20:57,255
‫و این‌قدری امکانات که
‫بتونیم چندین ماه دووم بیاریم.

292
00:20:58,690 --> 00:20:59,830
‫حتماً هم لازم نیست.

293
00:21:05,551 --> 00:21:07,794
‫یه روز تو پایگاه‌‌مون.‌‌.‌.‌‌

294
00:21:09,461 --> 00:21:11,355
‫تو درۀ شو بیدار شدم.‌‌.‌.‌‌

295
00:21:11,356 --> 00:21:13,356
‫و فرمانده‌‌مون نبود.‌‌.‌.‌‌

296
00:21:15,794 --> 00:21:17,094
‫ناپدید شده بود.

297
00:21:19,015 --> 00:21:22,015
‫تمام شب هیچ‌‌کس هیچی نشنیده بود.

298
00:21:22,105 --> 00:21:23,605
‫هیچ‌کس چیزی ندیده بود.

299
00:21:24,883 --> 00:21:27,883
‫تنها چیزی که ازش مونده بود.‌‌.‌.‌‌

300
00:21:29,255 --> 00:21:32,255
‫چند تا خراش خونی روی زمین بود.‌‌.‌.‌‌

301
00:21:33,460 --> 00:21:35,655
‫و چند تا ناخن.‌‌.‌.‌‌

302
00:21:35,656 --> 00:21:39,156
‫جایی که سعی کرده بود
‫مقاومت کنه که نبرنش.

303
00:21:42,573 --> 00:21:46,573
‫هیچ‌‌کس نفهمید
‫ارتش ویتنام شمالی وارد پایگاه شده.

304
00:21:48,455 --> 00:21:50,955
‫هیچ‌‌کس نفهمید چه‌‌جوری.‌‌.‌.‌‌

305
00:21:52,242 --> 00:21:55,956
‫بدون هیچ سر‌‌وصدایی بردنش.

306
00:21:57,130 --> 00:21:59,630
‫هیچ‌کس نفهمید چه بلایی سرش اومد.

307
00:22:01,107 --> 00:22:06,631
‫و بعد اون تو پایگاه‌هامون
‫تقریباً تا یه ماه هیچ‌‌کس نخوابید.

308
00:22:11,255 --> 00:22:13,326
‫ما می‌‌تونیم انجامش بدیم.

309
00:22:17,821 --> 00:22:19,551
‫من می‌‌تونم انجامش بدم.

310
00:22:23,255 --> 00:22:29,255
‫این‌طور که تعریف کردن
‫به‌‌نظرم این کارِ افراد عادی نبوده.

311
00:22:32,085 --> 00:22:36,085
‫به‌نظر میاد ادارۀ اصلی اطلاعات روسیه
‫داره امور رو اداره می‌‌کنه.

312
00:22:36,255 --> 00:22:40,086
‫خوبه بفهمیم چرا یهو.‌‌.‌.‌‌

313
00:22:43,206 --> 00:22:46,255
‫یه افسر اطلاعات روسی داره
‫تا این‌جا عملیات تروریستی انجام می‌ده.‌‌.‌.‌‌

314
00:22:46,256 --> 00:22:51,256
‫تا جایی که تا حالا هیچ‌‌وقت
‫قبلاً عملیات انجام ندادن.

315
00:22:55,807 --> 00:23:00,257
‫و خوب می‌‌شه که همه تو دره بدونن.‌‌.‌.‌‌

316
00:23:00,430 --> 00:23:03,106
‫که وقتی بیان سراغ همسرت.‌‌.‌.‌‌

317
00:23:04,130 --> 00:23:07,130
‫کارشون بی‌‌جواب نمی‌‌مونه.

318
00:23:29,341 --> 00:23:32,277
‫در واقع بین این‌‌جا و مُردن.‌‌.‌.‌‌

319
00:23:32,310 --> 00:23:35,047
‫تفاوت خاصی وجود نداره.

320
00:23:35,048 --> 00:23:39,048
‫[جیمز مک‌گرا]
‫[زمان فوت: 16:02]

321
00:23:49,662 --> 00:23:51,496
‫یه جلیقۀ ضدگلولۀ چند سانتی.‌‌.‌.‌‌

322
00:23:51,497 --> 00:23:53,331
‫دندۀ شکسته.‌‌.‌.‌‌

323
00:23:53,365 --> 00:23:54,833
‫به جای اینکه گلوله به قلب بخوره.

324
00:24:01,507 --> 00:24:03,542
‫می‌دونی، بعضی‌‌وقتا به این فکر می‌‌کنم که.‌‌.‌.‌‌

325
00:24:03,576 --> 00:24:06,144
‫شاید مدت زیادیه که
‫تو این کار زیادی خوب بودیم.

326
00:24:06,178 --> 00:24:08,814
‫شاید یادمون رفته که اگه مراقب نباشیم.‌‌.‌.‌‌

327
00:24:08,847 --> 00:24:10,215
‫آخرعاقبت‌مون ممکنه چی بشه.

328
00:24:11,850 --> 00:24:14,553
‫فکر می‌کنی از اینکه ممکنه بمیرم خبر ندارم؟

329
00:24:14,587 --> 00:24:16,889
‫اینو نگفتم.

330
00:24:16,922 --> 00:24:18,524
‫پس یعنی حواسم نیست؟

331
00:24:20,726 --> 00:24:23,361
‫اونی که نگرانم بی‌احتیاطی کنه تو نیستی.

332
00:24:25,363 --> 00:24:26,865
‫منظورت چیه؟

333
00:24:30,536 --> 00:24:32,370
‫دارم می‌گم یا مورگان بوت وقتی که.‌‌.‌.‌‌

334
00:24:32,404 --> 00:24:34,339
‫شمارۀ تو رو به اون یارو داده می‌دونسته.‌‌.‌.‌‌

335
00:24:34,372 --> 00:24:36,132
‫که داره ما رو به یه موقعیت ناجور می‌فرسته...

336
00:24:36,875 --> 00:24:39,044
‫یا نمی‌دونسته.

337
00:24:39,077 --> 00:24:40,879
‫مطمئن نیستم کد‌‌ومش بدتره.

338
00:24:43,549 --> 00:24:45,050
‫باید بفهمیم.

339
00:24:58,797 --> 00:25:01,466
‫- بله؟
‫- زنگ زدم که گفت‌‌وگومون رو تموم کنیم.

340
00:25:03,401 --> 00:25:04,870
‫آره.

341
00:25:04,903 --> 00:25:08,240
‫خب، تو همچین شرایطی که کار.‌‌.‌.‌‌

342
00:25:08,273 --> 00:25:12,044
‫ناتمو‌‌م مونده، روال مرسوم چیه؟

343
00:25:12,077 --> 00:25:14,713
‫بیست درصد.

344
00:25:14,747 --> 00:25:17,749
‫مشکلی نیست.
‫ترتیبش رو می‌‌دم.

345
00:25:17,750 --> 00:25:20,085
‫ولی بعد این دیگه گفت‌‌وگویی نداریم، درسته؟

346
00:25:22,287 --> 00:25:25,090
‫می‌خوام در‌‌مور‌‌د اینکه
‫چرا کار ناتموم موند صحبت کنم.

347
00:25:26,458 --> 00:25:27,626
‫باشه.

348
00:25:29,662 --> 00:25:33,431
‫وقتی کاری رو انجام می‌دم،
‫واسه همه‌‌چیز برنامه‌‌‌ریزی می‌کنم.

349
00:25:33,465 --> 00:25:36,468
‫ولی نمی‌تونم واسه چیزی که
‫بهم نگفتن برنامه‌‌‌ریزی کنم.

350
00:25:36,501 --> 00:25:38,403
‫فکر می‌کنی چیزی می‌‌دونستم که بهت نگفتم؟

351
00:25:38,436 --> 00:25:41,273
‫هدف داشت خونه رو ترک می‌‌کرد.

352
00:25:41,306 --> 00:25:42,808
‫منظورت چیه که خونه رو ترک.‌‌.‌.‌‌

353
00:25:42,841 --> 00:25:46,444
‫وسایلش رو جمع کرده بود.
‫آمادۀ حرکت. گوش‌به‌زنگ بود.

354
00:25:46,478 --> 00:25:48,280
‫خبر داشت که دارم می‌‌رم سراغش؟

355
00:25:53,619 --> 00:25:55,453
‫نه، امکان نداره.

356
00:25:57,322 --> 00:26:00,025
‫خبر داشت که پلیس
‫با فاصلۀ کم بعد من از راه می‌‌رسه؟

357
00:26:02,194 --> 00:26:04,962
‫چون یا خوش‌‌شانس‌‌ترین آدم دنیاست.‌‌.‌.‌‌

358
00:26:04,963 --> 00:26:06,130
‫یا یکی از طرف شما بهش خبر داده.‌‌.‌.‌‌

359
00:26:06,131 --> 00:26:08,133
‫که دارن می‌‌رن سراغش.

360
00:26:09,467 --> 00:26:11,303
‫فکر می‌کنم تو عملیات‌‌تون جاسوس دارین.

361
00:26:12,537 --> 00:26:14,539
‫باید بفهمم چه‌‌جوری نمی‌‌دونستی.

362
00:26:17,375 --> 00:26:20,178
‫حدسی نداری که جاسوس ممکنه کی باشه؟

363
00:26:31,701 --> 00:26:33,235
‫صورت‌جلسه.

364
00:26:33,269 --> 00:26:35,204
‫تاریخ 10 سپتامبر.

365
00:26:35,237 --> 00:26:38,707
‫موضوع، هرولد هارپر.

366
00:26:38,708 --> 00:26:40,677
‫چون این یه فرم آماده‌ست.‌‌.‌.‌‌

367
00:26:40,710 --> 00:26:43,345
‫اطلاعات داخل پرانتز نوشته شده.

368
00:26:43,379 --> 00:26:46,582
‫به دست چندین نفر در کنگره و.‌‌.‌.‌‌

369
00:26:46,615 --> 00:26:49,852
‫و حداقل چهار سازمان می‌‌رسه.

370
00:26:49,886 --> 00:26:51,854
‫خبر داریم که مراجع قانونی در دستگیری.‌‌.‌.‌‌

371
00:26:51,888 --> 00:26:54,857
‫سوژه‌‌ای ملقب به دن چیس شکست خوردن.

372
00:26:54,891 --> 00:26:57,193
‫بهمون اطلاع دادن که آقای هرولد هارپر.‌‌.‌.‌‌

373
00:26:57,226 --> 00:26:59,195
‫نایب‌‌رئیس ضدجاسوسی اف‌‌بی‌‌‌‌آی.‌‌.‌.‌‌

374
00:26:59,228 --> 00:27:03,532
‫آقای چیس رو به فرار ترغیب کردن
‫و بهشون کمک رسوندن.

375
00:27:03,565 --> 00:27:06,068
‫حداقل از طریق یک فعل‌‌وانفعال تلفنی.‌‌.‌.‌‌

376
00:27:06,102 --> 00:27:08,236
‫و همچنین در عملیات و.‌‌.‌.‌‌

377
00:27:08,237 --> 00:27:09,872
‫و تلاش‌های مراجع قانونی.‌‌.‌.‌‌

378
00:27:09,906 --> 00:27:12,908
‫مداخله کرده و اختلال ایجاد کردن.

379
00:27:12,909 --> 00:27:15,410
‫قبل از اینکه آقای واترز با دفترم تماس بگیرن.‌‌.‌.‌‌

380
00:27:15,411 --> 00:27:18,782
‫و بگن که ممکنه شما حرفی داشته باشین
‫که ارزش شنیدن داشته باشه.‌‌.‌.‌‌

381
00:27:18,783 --> 00:27:21,383
‫اجازۀ ارسال این اطلاعات رو داشتم.

382
00:27:21,417 --> 00:27:24,286
‫اگه همین‌‌طوره.‌‌.‌.‌‌

383
00:27:24,320 --> 00:27:26,889
‫فکر می‌‌کنم باید زودتر حرف‌‌تون رو بزنین.

384
00:27:26,923 --> 00:27:30,960
‫می‌‌تونم جواب‌‌هایی که موکل‌‌تون
‫دنبال‌شون می‌‌گرده رو بهش بدم.

385
00:27:30,993 --> 00:27:34,262
‫در واقع شاید من
‫تنها کسی باشم که می‌تونه.

386
00:27:34,263 --> 00:27:36,465
‫جواب‌‌؟

387
00:27:36,498 --> 00:27:40,970
‫فکر می‌‌کنین موکل من
‫دنبال چه جواب‌‌هایی می‌‌گرده؟

388
00:27:41,003 --> 00:27:42,972
‫این قسمتش رو دیگه شما باید بگین.

389
00:27:43,005 --> 00:27:44,807
‫هنوز مطمئن نیستم.

390
00:27:47,109 --> 00:27:48,778
‫نمی‌دونم در‌‌مور‌‌د چی صحبت می‌کنین.

391
00:27:48,811 --> 00:27:50,913
‫چیس در گذشته با موکل شما.‌‌.‌.‌‌

392
00:27:50,947 --> 00:27:52,948
‫رابطه‌‌ای داشته.

393
00:27:52,949 --> 00:27:55,651
‫و همین‌‌طور با همسر اول موکل‌تون.

394
00:27:55,684 --> 00:27:58,286
‫من اون‌‌‌جا بودم.
‫شاهد این مسائل بودم.‌‌.‌.‌‌

395
00:27:58,287 --> 00:28:01,323
‫از دور، ولی شاهد زندۀ این اتفاقات بودم.

396
00:28:01,357 --> 00:28:04,625
‫پس، به اندازۀ هر کسی که از این
‫موضوع خبر داره، اطلاعات دارم.

397
00:28:04,626 --> 00:28:07,163
‫اگه بدونم دنبال چی می‌‌گرده.‌‌.‌.‌‌

398
00:28:07,196 --> 00:28:10,332
‫به احتمال زیاد می‌تونم
‫کمکش کنم که پیداش کنه.

399
00:28:12,134 --> 00:28:14,970
‫آقای هارپر، به مدت ده ساله که.‌‌.‌.‌‌

400
00:28:14,971 --> 00:28:18,340
‫وکالت آقای همزاد رو در انگلیس.‌‌.‌.‌‌

401
00:28:18,374 --> 00:28:21,142
‫آمریکا و تمام قارۀ آمریکا به عهده دارم.

402
00:28:21,143 --> 00:28:24,981
‫بسیار خوب با اهداف و منافع‌شون آشنا هستم.‌‌.‌.‌‌

403
00:28:25,014 --> 00:28:27,483
‫با سرمایه‌‌گذاری‌‌های خانواد‌‌ه‌شون آشنام.

404
00:28:27,516 --> 00:28:31,486
‫اجازۀ دسترسی به
‫حساس‌‌ترین اطلاعات ایشون رو دارم.

405
00:28:31,487 --> 00:28:33,990
‫و فکر اینکه ایشون درگیر.‌‌.‌.‌‌

406
00:28:34,023 --> 00:28:37,827
‫یه جور عملیات جمع‌‌آوری اطلاعات باشن.‌‌.‌.‌‌

407
00:28:37,860 --> 00:28:40,296
‫اینکه دنبال جواب‌‌هایی باشن که.‌‌.‌.‌‌

408
00:28:40,329 --> 00:28:43,132
‫من حتی سؤال‌‌هاشون رو نمی‌دونم.‌‌.‌.‌‌

409
00:28:43,165 --> 00:28:45,534
‫خیلی محتمل نیست.

410
00:28:48,337 --> 00:28:51,006
‫نگرانی‌‌‌های آقای همزاد.‌‌.‌.‌‌

411
00:28:51,007 --> 00:28:53,575
‫تا پایان ساعات کاری امروز.‌‌.‌.‌‌

412
00:28:55,377 --> 00:28:57,847
‫به اطلاع مراجع مربوطه خواهد رسید.

413
00:28:57,880 --> 00:28:59,348
‫روز خوش.

414
00:29:03,385 --> 00:29:05,754
‫اسمش بلور دادفر بود.

415
00:29:08,024 --> 00:29:09,024
‫ببخشید؟

416
00:29:09,025 --> 00:29:11,227
‫همسر همزاد.

417
00:29:12,761 --> 00:29:15,431
‫قبل از ازدواج‌شون اسمش این بود.

418
00:29:24,206 --> 00:29:26,242
‫از اینم خبر داشتین؟

419
00:29:27,877 --> 00:29:30,211
‫همسرش رو تو کابل،
‫تو شهر ملاقات کرد.

420
00:29:30,212 --> 00:29:32,748
‫خانم دادفر زیاد مورد تأیید
‫اطرافیان نزدیک همزاد نبود.‌‌.‌.‌‌

421
00:29:34,716 --> 00:29:37,052
‫ولی این‌‌قدر زیاد عاشق اون زن بود.‌‌.‌.‌‌

422
00:29:37,053 --> 00:29:41,257
‫عقاید بلور این‌قدر زیاد براش قابل احترام بود که.‌‌.‌.‌‌

423
00:29:41,290 --> 00:29:44,725
‫که در طول جنگ علیه شوروی اون رو...

424
00:29:44,726 --> 00:29:47,395
‫مورد اعتمادترین مشاور خودش می‌دونست.‌‌.‌.‌‌

425
00:29:47,396 --> 00:29:49,866
‫تا اینکه بهش خیانت کرد.‌‌.‌.‌‌

426
00:29:49,899 --> 00:29:53,401
‫و به‌‌خاطر مردی که ما
‫دن چیس خطابش می‌‌کنیم، ترکش کرد.‌‌.‌.‌‌

427
00:29:53,402 --> 00:29:55,571
‫کسی که اون زمان.‌‌.‌.‌‌

428
00:29:55,604 --> 00:29:58,240
‫با نام جانی کولر شناخته می‌‌شد.

429
00:30:00,142 --> 00:30:03,312
‫هیچ‌‌کدوم از اینا رو بهتون نگفته، درسته؟

430
00:30:07,416 --> 00:30:09,919
‫شما فقط از چیزهایی که
‫خودش خواسته خبر دارین.

431
00:30:11,487 --> 00:30:14,056
‫ولی شاید من چیزهایی می‌دونم
‫که بیشتر از این‌هاست.

432
00:30:14,090 --> 00:30:17,960
‫من خبر دارم قبل از اینکه همه‌چی خراب بشه،
‫چه اتفاقاتی افتاده.

433
00:30:17,994 --> 00:30:19,884
‫من با این موضوع از نزدیک آشنام.

434
00:30:21,430 --> 00:30:22,498
‫باهاش تماس بگیرین.

435
00:30:24,100 --> 00:30:26,102
‫بگین این فرصت رو هدر نده.

436
00:30:36,845 --> 00:30:38,948
‫یکی دو ساعت دیگه‌،
‫اون‌‌جا صبح می‌شه.

437
00:30:40,816 --> 00:30:43,452
‫طبقۀ پایین تو بار منتظر بمونین.
‫پیداتون می‌‌‌کنم.

438
00:31:15,459 --> 00:31:19,459
‫پدرم برنامه داشت که
‫برادرم با دختر دیگه‌‌ای ازدواج کنه.

439
00:31:20,884 --> 00:31:23,726
‫بعد برادرم با کنجکاوی رفت دانشگاه.‌‌.‌.‌‌

440
00:31:24,293 --> 00:31:27,392
‫و خیلی خوشحال برگشت خونه و گفت.‌‌.‌.‌‌

441
00:31:28,461 --> 00:31:29,928
‫ایشون بلوره.

442
00:31:31,147 --> 00:31:33,929
‫تمام نقشه‌های پدرم نقش‌برآب شد.

443
00:31:36,257 --> 00:31:40,210
‫از نفوذ و تأثیری که
‫روی برادرم داره دیگه تعجب نمی‌‌کنم.

444
00:31:41,020 --> 00:31:43,211
‫حداقل به‌‌نظر برادرم تنها کسی بوده که.‌‌.‌.‌‌

445
00:31:43,212 --> 00:31:45,884
‫اون زن روش یه همچین تأثیری داشته.

446
00:31:47,160 --> 00:31:48,885
‫حداقل تا الان.

447
00:31:49,706 --> 00:31:51,886
‫منظورت از این حرف چیه؟

448
00:31:52,156 --> 00:31:54,983
‫می‌‌گه باید درمورد روس‌‌ها مراقب باشیم.‌‌.‌.‌‌

449
00:31:55,640 --> 00:31:58,867
‫و شما، کسی که
‫در نبردهای زیادی کنار ما جنگیده.‌‌.‌.‌‌

450
00:31:59,683 --> 00:32:03,461
‫بقیه به کنار،
‫عجیبه که شما باهاش موافقت می‌‌کنین.

451
00:32:04,700 --> 00:32:06,255
‫موافقت کردم؟

452
00:32:06,880 --> 00:32:10,256
‫در جواب بی‌‌رحمی‌های اون‌ها.‌‌.‌.‌‌

453
00:32:10,257 --> 00:32:12,572
‫یه آدم‌‌ربایی بدون خون‌‌ریزی رو پیشنهاد دادین.

454
00:32:13,523 --> 00:32:19,241
‫یادم نمیاد گفته باشم که
‫امشب قرار نیست خونی ریخته بشه.

455
00:32:21,686 --> 00:32:23,992
‫شنیدم چی‌‌کار کردن.

456
00:32:26,489 --> 00:32:30,993
‫از نظر من به حال‌وهوای امشب نمی‌‌خوره
‫بدون‌ خون‌‌ریزی باشه.

457
00:32:52,384 --> 00:32:53,384
‫آهای.

458
00:32:54,461 --> 00:32:55,683
‫آتیش داری؟

459
00:32:56,461 --> 00:32:57,551
‫آتیش داری؟

460
00:32:58,449 --> 00:32:59,449
‫نداری؟

461
00:34:31,450 --> 00:34:36,450
‫کاری از بهادر و صاحب

462
00:36:59,462 --> 00:37:01,564
‫چیه؟

463
00:37:02,632 --> 00:37:04,133
‫چیه؟

464
00:37:05,334 --> 00:37:07,136
‫از جون من چی می‌خوای؟

465
00:37:08,938 --> 00:37:10,772
‫آهان.

466
00:37:10,773 --> 00:37:12,609
‫لعنت بهش.

467
00:37:12,642 --> 00:37:14,110
‫ببخشید.

468
00:37:21,317 --> 00:37:23,453
‫چرا دارم از شما عذرخواهی می‌کنم؟

469
00:37:25,655 --> 00:37:28,658
‫منو دزدیدن،
‫حالا دارم از تو به‌‌خاطر اینکه.‌‌.‌.‌‌

470
00:37:28,691 --> 00:37:31,794
‫بهتر از این بهت سرویس ندادم.‌‌.‌.‌‌

471
00:37:31,828 --> 00:37:33,630
‫عذرخواهی می‌‌کنم.

472
00:37:35,031 --> 00:37:36,332
‫اونم با صدای بلند.

473
00:37:43,139 --> 00:37:44,707
‫کون لق این وضع.

474
00:37:47,143 --> 00:37:49,154
‫معنیش این نیست که
‫واسه دو برابر داغ شدن.‌‌.‌.‌‌

475
00:37:49,178 --> 00:37:52,181
‫همین مقدار زمان می‌‌بره،
‫اگه این حرف منطقی باشه.

476
00:38:14,910 --> 00:38:16,712
‫‏- الو؟
‫‏- خانم دیکسون؟‌‌‌‌

477
00:38:18,914 --> 00:38:20,749
‫خودم هستم.‏

478
00:38:20,782 --> 00:38:22,382
‫شما؟

479
00:38:22,383 --> 00:38:24,720
‫استورات هستم،‏
‫دستیار آقای دیکسون.‏

480
00:38:25,698 --> 00:38:27,756
‫فقط خواستم بگم
‫اگه چیزی لازم داشتین...‏

481
00:38:27,789 --> 00:38:29,389
‫لطفاً رودربایستی نکنین.‏

482
00:38:29,390 --> 00:38:31,559
‫می‌دونم تا حالا همدیگه رو ندیدیم...‏

483
00:38:31,560 --> 00:38:34,562
‫ولی ما توی شرکت شما رو
‫جزء خانوادۀ خودمون می‌دونیم.‏

484
00:38:34,563 --> 00:38:37,398
‫پس، هرچی خواستین بگین.‏

485
00:38:39,801 --> 00:38:41,036
‫خانم دیکسون؟

486
00:38:41,069 --> 00:38:44,272
‫نه. نه، فکر کنم...‏

487
00:38:44,305 --> 00:38:46,073
‫خودم از پس همه‌چی بر بیام.‏

488
00:38:46,074 --> 00:38:47,408
‫ممنون.‏

489
00:39:03,057 --> 00:39:04,225
‫هنری.‏

490
00:39:05,093 --> 00:39:06,595
‫زکری.‏

491
00:39:08,078 --> 00:39:09,598
‫خیلی منتظر موندی؟

492
00:39:09,631 --> 00:39:10,809
‫آره.‏

493
00:39:11,667 --> 00:39:14,435
‫‏- تقریباً نیم ساعت شد.‏
‫‏- شرمنده.‏

494
00:39:14,469 --> 00:39:16,805
‫یه تماس طولانی با
‫ساکرامنتو داشتم. فقط...‏

495
00:39:16,838 --> 00:39:18,239
‫خودت می‌دونی که.‏

496
00:39:18,273 --> 00:39:19,775
‫‏- اوهوم.‏
‫‏- چه عالی...‏

497
00:39:19,808 --> 00:39:22,027
‫بالاخره حضوری دیدمت.‏
‫زودتر از اینا باید هم رو می‌‌دیدیم.

498
00:39:22,052 --> 00:39:24,780
‫راستش، ما با هم یه ارتباطی هم داریم...‏

499
00:39:24,813 --> 00:39:26,416
‫که گمونم ازش خبر نداری.

500
00:39:26,441 --> 00:39:27,616
‫که اینطور؟

501
00:39:27,649 --> 00:39:30,852
‫مادرم جولیا لوئیس‌ـه.‏

502
00:39:31,642 --> 00:39:34,643
‫اون اوایل توی شرکت
‫مسئول پذیرش بود.‏

503
00:39:35,111 --> 00:39:36,454
‫آها، که اینطور.‏

504
00:39:36,479 --> 00:39:38,459
‫مادرم بهم گفت...‏

505
00:39:38,493 --> 00:39:39,928
‫وقتی منو حامله بود...‏

506
00:39:39,961 --> 00:39:41,997
‫شریک مدیریت می‌خواسته اخراجش کنه...‏

507
00:39:42,288 --> 00:39:44,478
‫ولی تو جلوش رو گرفتی.‏

508
00:39:45,368 --> 00:39:47,071
‫یه مادر تنها توی این شهر.‏

509
00:39:48,498 --> 00:39:50,638
‫آره، مطمئنم که...‏

510
00:39:50,639 --> 00:39:52,973
‫یه مقالۀ علمی پیدا بشه که
‫نشون بده اگه تو نبودی...‏

511
00:39:52,974 --> 00:39:54,197
‫من الان این‌جا نبودم.‏

512
00:39:57,312 --> 00:40:00,314
‫خب، گوش کن یه چیزی می‌خوام بهت بگم.‏

513
00:40:00,315 --> 00:40:01,783
‫البته. موضوع چیه؟

514
00:40:01,817 --> 00:40:03,685
‫می‌خوام یه جا سرمایه گذاری کنم.‏

515
00:40:03,719 --> 00:40:06,320
‫معدن‌کاوی و متالوژی آرسلون.‏

516
00:40:06,321 --> 00:40:08,155
‫خب. چه‌جور سرمایه‌گذاری‌ای؟

517
00:40:08,156 --> 00:40:10,658
‫خب، خرید سهام.‏

518
00:40:10,659 --> 00:40:12,492
‫یه‌چیزی که توجه...‏

519
00:40:12,493 --> 00:40:15,496
‫مدیرکل‌شون، سلیمان پاولوویچ رو جلب کنه.‏

520
00:40:16,855 --> 00:40:19,134
‫زمین‌شناسی آسیای مرکزی.‏

521
00:40:19,835 --> 00:40:21,670
‫نمی‌تونم بگم خیلی باهاش آشنام...‏

522
00:40:21,703 --> 00:40:23,639
‫ولی قطعاً ارزش بررسی داره.‏‎

523
00:40:23,672 --> 00:40:25,505
‫چطوره بچه‌‌ها رو بفرستیم اون‌جا...‏

524
00:40:25,506 --> 00:40:26,644
‫یه‌کم تحقیق کنن...‏

525
00:40:26,669 --> 00:40:28,385
‫‏- یه برنامه معرفی آماده کنن...‏
‫‏- ترجیح می‌دم...‏

526
00:40:28,409 --> 00:40:29,943
‫سریع‌تر پیش برم.‏

527
00:40:30,511 --> 00:40:32,610
‫چقدر سریع‌تر می‌خوای پیش بری؟

528
00:40:33,043 --> 00:40:34,286
‫همین امروز.‏

529
00:40:36,969 --> 00:40:38,852
‫فردا هم باشه اشکالی نداره.‏

530
00:40:42,042 --> 00:40:43,184
‫هنری.‏

531
00:40:44,435 --> 00:40:45,627
‫چیه، زک؟

532
00:40:51,300 --> 00:40:53,836
‫این کار به شدت ناجور و ریسکیه.‏

533
00:40:55,039 --> 00:40:58,214
‫اطلاعت خاصی نداری که
‫با گفتنش به من...‏

534
00:40:58,239 --> 00:41:00,876
‫‏- یه‌کم برام منطقی بشه.‏
‫‏- پاولوویچ.‏

535
00:41:01,360 --> 00:41:04,044
‫این یارو کلی رابطه و سابقه...‏

536
00:41:04,045 --> 00:41:06,347
‫توی منطقه داره.‏

537
00:41:06,381 --> 00:41:08,382
‫منم می‌خوام باهاش ارتباط برقرار کنم...‏

538
00:41:08,383 --> 00:41:10,218
‫و می‌خوام از این راه وارد بشم.‏

539
00:41:12,905 --> 00:41:13,905
‫ببین...‏

540
00:41:14,712 --> 00:41:18,534
‫می‌دونم دو سرمایه‌گذاری بزرگ اول شرکت...‏

541
00:41:18,559 --> 00:41:20,428
‫خیلی برامون سودآور بود...‏

542
00:41:20,461 --> 00:41:22,097
‫و ممکنه اونا فکر تو بوده باشه.‏

543
00:41:22,130 --> 00:41:23,865
‫آره، فکر من بود. آره.‏

544
00:41:23,899 --> 00:41:25,544
‫عالیه.‏

545
00:41:25,569 --> 00:41:27,671
‫و بدون اونا ما الان این‌جا نبودیم.‏

546
00:41:29,458 --> 00:41:30,550
‫ولی پول...‏

547
00:41:31,198 --> 00:41:33,407
‫ببین، پول هم بزرگ می‌شه.‏

548
00:41:33,408 --> 00:41:35,043
‫می‌خواد راحت باشه.‏

549
00:41:35,076 --> 00:41:37,578
‫درمورد اینکه کجا باشه سخت‌گیر می‌شه.‏

550
00:41:37,612 --> 00:41:39,246
‫راستش رو بخوای...‏

551
00:41:39,247 --> 00:41:41,535
‫توی این مسئله نظر تو رو نخواستم.‏

552
00:41:42,283 --> 00:41:45,754
‫می‌خوام فوراً دست به کار بشی، زک.‏

553
00:41:51,426 --> 00:41:53,358
‫ساندویچ بوقلمون به‌نظر خیلی خوبه.‏

554
00:42:40,264 --> 00:42:42,633
‫فکر می‌کردی این کار
‫یه‌جور هدیه‌ست برای اون.‏

555
00:42:44,019 --> 00:42:46,122
‫یه جور پیشکش...‏

556
00:42:46,147 --> 00:42:48,188
‫برای اثبات وفاداریت.‏

557
00:42:49,141 --> 00:42:52,378
‫یا شاید برای نشون دادن یه‌چیز دیگه به من.‏

558
00:42:54,655 --> 00:42:56,391
‫تا این لحظه...‏

559
00:42:58,359 --> 00:43:00,983
‫با اون آینده خیلی امیدوارکننده به‌‌نظر می‌‌اومد.

560
00:43:01,814 --> 00:43:03,095
‫بعد از این...‏

561
00:43:03,813 --> 00:43:06,271
‫به چه هیولایی تبدیل بشه.‏

562
00:43:10,071 --> 00:43:11,539
‫اون‌‌قدر هیولا می‌شه...‏

563
00:43:11,572 --> 00:43:14,309
‫که من و تو هم
‫برای فرار کردن ازش...‏

564
00:43:14,342 --> 00:43:16,344
‫مجبوریم هیولا بشیم.‏

565
00:43:22,055 --> 00:43:23,890
‫همچین اتفاقی نمی‌افته.‏

566
00:43:25,857 --> 00:43:27,454
‫من درونم قدرت هیولا شدن ندارم.

567
00:43:29,978 --> 00:43:32,328
‫اگه کوچک‌ترین عشقی بهت داشتم...‏

568
00:43:32,353 --> 00:43:33,985
‫دلیلش همین بود.‏

569
00:43:34,961 --> 00:43:37,591
‫فکر می‌کردم واقعاً به این باور داری.‏

570
00:43:45,176 --> 00:43:47,192
‫سلیمان پاولوویچ.‏

571
00:43:47,624 --> 00:43:49,778
‫آغازِ پایان.‏

572
00:43:52,630 --> 00:43:54,215
‫خودت رو سرزنش نکن.‏

573
00:43:55,152 --> 00:43:57,394
‫دنیا پر از هیولاست.‏

574
00:43:58,207 --> 00:44:02,238
‫دیر یا زود،‏
‫نوبت همه‌مون می‌رسه.‏

575
00:44:43,965 --> 00:44:45,766
‫می‌دونی صدابیزاری چیه؟

576
00:44:47,388 --> 00:44:49,857
‫‏- ها؟
‫‏- صدابیزاری.‏

577
00:44:50,419 --> 00:44:53,279
‫ص-د-ا-ب-ی-ز-ا-ر-ی.

578
00:44:54,078 --> 00:44:55,213
‫سرچش کن.‏

579
00:45:05,953 --> 00:45:07,621
‫‏«به حالی گفته می‌شود...‏

580
00:45:07,622 --> 00:45:09,490
‫‏«که در آن صداهایی باعث بروز...‏

581
00:45:09,524 --> 00:45:12,827
‫واکنش عاطفی و فیزیولوژیکی
‫مانند خشم، وحشت...‏

582
00:45:13,289 --> 00:45:16,297
‫یا جنون در فرد می‌شوند.‏

583
00:45:16,658 --> 00:45:18,799
‫صداهایی نظیر...»‏

584
00:45:19,285 --> 00:45:20,548
‫آره.‏

585
00:45:23,504 --> 00:45:25,734
‫‏- یعنی الان تو...‏
‫‏- آره.‏

586
00:45:25,759 --> 00:45:28,261
‫‏- عصبانی هستی یا...‏
‫‏- خودشه.‏

587
00:45:38,853 --> 00:45:41,488
‫خب. می‌دونی چیه؟

588
00:45:41,489 --> 00:45:43,064
‫می‌خوام بی‌‌پرده حرفم رو بزنم.‏

589
00:45:43,682 --> 00:45:46,142
‫الان لحظۀ بزرگی واسه جفت‌مونه.‏

590
00:45:47,025 --> 00:45:48,196
‫واقعاً؟

591
00:45:48,229 --> 00:45:50,966
‫به مرحله‌ای رسیدیم که
‫می‌تونیم به هم اعتماد کنیم.‏

592
00:45:50,991 --> 00:45:53,168
‫واسه بعضیا چند سال
‫طول می‌کشه به این‌جا برسن.‏

593
00:45:53,201 --> 00:45:54,702
‫نقطۀ عطفیه.‏

594
00:45:56,157 --> 00:45:58,884
‫حتی شاید از مرحلۀ یواشکی
‫فضولی کردن تو زندگی همدیگه...‏

595
00:45:58,893 --> 00:46:00,893
‫هم عبور کرده باشیم.‏

596
00:46:03,604 --> 00:46:05,639
‫به چیز جالبی از من بر نخوردی؟

597
00:46:06,954 --> 00:46:08,102
‫نه راستش.‏

598
00:46:14,355 --> 00:46:16,057
‫تو چیز جالبی از من پیدا کردی؟

599
00:46:16,091 --> 00:46:18,526
‫‏- نه خیلی جالب، نه.‏
‫‏- هوم.‏

600
00:46:19,760 --> 00:46:21,562
‫ولی یه داستانی به گوشم خورده.‏

601
00:46:23,276 --> 00:46:24,986
‫ولی میل زیادی
‫واسه بازگو کردنش ندارم...‏

602
00:46:25,011 --> 00:46:27,228
‫چون به‌نظر دور از حقیقته.‏

603
00:46:28,345 --> 00:46:29,703
‫ولی می‌خوام بازگوش کنم...‏

604
00:46:29,704 --> 00:46:31,859
‫چون کنجکاو شدم...‏

605
00:46:31,884 --> 00:46:33,374
‫و باید حقیقت رو بدونم.‏

606
00:46:35,386 --> 00:46:38,002
‫شنیدم تو به یه سرپرست حمله کردی.‏

607
00:46:43,295 --> 00:46:44,478
‫راسته؟

608
00:46:45,909 --> 00:46:46,909
‫آره.‏

609
00:46:48,260 --> 00:46:49,609
‫چی‌کارش کردی؟

610
00:46:50,794 --> 00:46:52,629
‫با مشت زدم تو صورتش.‏

611
00:46:53,663 --> 00:46:54,663
‫اوه.‏

612
00:46:55,335 --> 00:46:57,432
‫اونم مثل من داشت بادوم می‌خورد؟

613
00:46:59,151 --> 00:47:00,524
‫نه.‏

614
00:47:02,237 --> 00:47:04,149
‫همش به من می‌گفت خال‌خالی.‏

615
00:47:06,241 --> 00:47:07,742
‫الان گیج شدم.‏

616
00:47:15,426 --> 00:47:17,292
‫هیچ‌وقت مادرم رو نشناختم.‏

617
00:47:17,585 --> 00:47:20,040
‫یعنی، همش پیش من بود. هر روز.‏

618
00:47:20,861 --> 00:47:22,751
‫تمام مدت. ولی...‏

619
00:47:23,824 --> 00:47:26,001
‫همش حس می‌کردم یه بخش ازش...‏

620
00:47:26,806 --> 00:47:27,909
‫گم شده.‏

621
00:47:28,429 --> 00:47:30,965
‫انگار در ازای این زندگی...‏

622
00:47:31,385 --> 00:47:34,385
‫از یه زندگی دیگه دست کشیده،‏
‫واسه همین همیشه...‏

623
00:47:35,002 --> 00:47:36,271
‫توخالی بود.‏

624
00:47:38,939 --> 00:47:40,940
‫واسه همین با خودم عهد بستم...‏

625
00:47:40,941 --> 00:47:42,442
‫که هرگز مثل اون نشم.‏

626
00:47:42,443 --> 00:47:44,612
‫که یه چیز ارزشمند پیدا کنم...‏

627
00:47:44,645 --> 00:47:47,948
‫و با تمام توانم برای خوب شدن توی اون کار...‏

628
00:47:47,982 --> 00:47:49,449
‫تلاش کنم.‏

629
00:47:49,731 --> 00:47:51,066
‫همین کار هم کردم.‏

630
00:47:52,987 --> 00:47:55,256
‫بعدش سر‌‌و‌‌کلۀ این حروم‌زاده پیدا شد...‏

631
00:47:55,290 --> 00:47:57,588
‫که می‌خواست همه بدونن این جالبه که...‏

632
00:47:57,613 --> 00:47:59,494
‫به‌نظر نمیاد من به این‌جا
‫تعلق داشته باشم.‏

633
00:48:02,497 --> 00:48:04,380
‫ولی من لیاقت این جایگاه رو دارم.‏

634
00:48:05,478 --> 00:48:07,313
‫واسه همین با مشت حالیش کردم.‏

635
00:48:13,549 --> 00:48:15,083
‫توی دردسر افتادی؟

636
00:48:16,097 --> 00:48:17,599
‫اخراج شدم.‏

637
00:48:20,315 --> 00:48:21,909
‫ولی هنوز که این‌جایی.‏

638
00:48:22,817 --> 00:48:25,152
‫چون پنج دقیقه بعد از اخراج من...‏

639
00:48:25,153 --> 00:48:26,986
‫رئیس سرپرستم...‏

640
00:48:26,987 --> 00:48:29,214
‫تهدیدشون کرد که اگه من نباشم
‫از کارش استعفا میده.‏

641
00:48:32,527 --> 00:48:35,168
‫‏- رئیسِ رئیست.‏
‫‏- اوهوم.‏

642
00:48:36,066 --> 00:48:37,274
‫هرولد هارپر؟

643
00:48:44,505 --> 00:48:45,987
‫من خیلی خوب می‌دونم...‏

644
00:48:46,012 --> 00:48:49,310
‫آقای همزاد با شنیدن
‫یه خبر ناراحت‌کننده...‏

645
00:48:49,344 --> 00:48:52,166
‫چه واکنشی ممکنه از خودش نشون بده.‏

646
00:48:52,952 --> 00:48:54,451
‫خبری که نگرانش کنه.‏

647
00:48:54,476 --> 00:48:56,183
‫خبری که عصبانیش کنه.‏

648
00:48:56,184 --> 00:48:58,686
‫خبری که باعث بشه
‫به کسی یا چیزی که...‏

649
00:48:58,711 --> 00:49:01,581
‫ناراحتش کرده، صدمه بزنه.‏

650
00:49:03,358 --> 00:49:05,343
‫وقتی چند دقیقه پیش بهش زنگ زدم...‏

651
00:49:05,368 --> 00:49:08,396
‫انتظار همچین چیزی داشتم.‏
‫یا حتی بدتر.

652
00:49:10,565 --> 00:49:12,811
‫ولی واکنشی که نشون داد...‏

653
00:49:13,921 --> 00:49:16,131
‫پیچیده‌تر از این حرفا بود.‏

654
00:49:21,231 --> 00:49:24,239
‫تا یه ساعت دیگه یه هواپیما
‫برای ترک این‌جا آماده می‌شه.‏

655
00:49:24,945 --> 00:49:28,057
‫اگه می‌خواین بیشتر از این
‫خودتون رو درگیر این ماجرا کنین...‏

656
00:49:28,778 --> 00:49:30,268
‫سوار هواپیما بشین.‏

657
00:49:32,518 --> 00:49:34,355
‫نه... نه، نه، نه، نه.‏

658
00:49:34,777 --> 00:49:36,300
‫‏- نه.‏
‫‏- وایستا. اون...‏

659
00:49:36,325 --> 00:49:38,892
‫داره تأیید می‌کنه
‫ادعای من درسته؟

660
00:49:38,893 --> 00:49:41,762
‫اینکه دنبال یه اطلاعاتیه؟

661
00:49:41,796 --> 00:49:43,731
‫گمون نکنم در حال تأیید چیزی باشه.‏

662
00:49:45,900 --> 00:49:48,164
‫نگو که واقعاً داری روش فکر می‌‌کنی.

663
00:49:48,851 --> 00:49:50,913
‫مطمئن نیستم فهمیده باشم...‏

664
00:49:50,938 --> 00:49:53,408
‫دقیقاً دارم روی چی فکر می‌‌کنم.

665
00:49:53,441 --> 00:49:54,954
‫اگه سوار هواپیما بشم...‏

666
00:49:54,979 --> 00:49:57,212
‫شخصاً با من ملاقات می‌کنه...‏

667
00:49:57,245 --> 00:49:59,423
‫‏- الان منظور شما اینه؟
‫‏- بذارین منظورم رو...‏

668
00:49:59,447 --> 00:50:01,382
‫کاملاً روشن کنم.‏

669
00:50:01,407 --> 00:50:04,358
‫من فقط اجازه دارم
‫همین رو بگم، نه بیشتر.‏

670
00:50:04,991 --> 00:50:08,223
‫اگه سوار اون هواپیما بشین...‏

671
00:50:08,256 --> 00:50:11,492
‫آقای همزاد فرض رو بر این می‌ذاره
‫که این گفت‌‌و‌‌گو ادامه داره.‏

672
00:50:12,927 --> 00:50:14,295
‫اگه سوار نشین...‏

673
00:50:14,329 --> 00:50:16,181
‫صورت‌‌جلسه رو به دولت گزارش می‌کنه...‏

674
00:50:16,206 --> 00:50:18,600
‫و شما رو برای تمام اتفاقاتی که افتاده...‏

675
00:50:18,625 --> 00:50:20,065
‫تقصیرکار می‌دونه.‏

676
00:50:56,504 --> 00:50:58,273
‫‏- سلام، دخترم.‏
‫‏- سلام.‏

677
00:50:58,306 --> 00:51:01,175
‫دارم برمی‌گردم خونه. چی شده؟

678
00:51:01,208 --> 00:51:03,478
‫همین الان با وکیلش ملاقات داشتیم.‏

679
00:51:03,511 --> 00:51:05,480
‫فراز همزاد می‌خواد نایب‌‌رئیس...‏

680
00:51:05,513 --> 00:51:07,482
‫با هوایپما بره پیشش،‏
‫و اونم قبول کرده.‏

681
00:51:07,515 --> 00:51:09,649
‫هواپیما؟
‫بره کجا؟

682
00:51:09,650 --> 00:51:12,820
‫چرا و کجاش رو نمی‌دونیم...‏

683
00:51:12,853 --> 00:51:14,164
‫ولی این تأیید می‌کنه که...‏

684
00:51:14,188 --> 00:51:16,309
‫همزاد با این موش و گربه بازی‌ها...‏

685
00:51:16,334 --> 00:51:19,207
‫دنبال یه‌جور اطلاعاته.‏

686
00:51:19,660 --> 00:51:21,796
‫امیلی، لطفاً نگو تو هم می‌خوای...‏

687
00:51:21,829 --> 00:51:23,197
‫باهاش سوار هواپیما بشی.‏

688
00:51:23,230 --> 00:51:24,664
‫فکر نکنم چاره‌ای داشته باشم.‏

689
00:51:24,665 --> 00:51:26,862
‫خیلی هم داری.‏

690
00:51:26,887 --> 00:51:28,689
‫نه، ندارم.‏

691
00:51:30,571 --> 00:51:32,672
‫داره کم‌‌کم به من شک می‌کنه.‏

692
00:51:32,673 --> 00:51:34,856
‫شک می‌کنه؟
‫منظورت چیه؟

693
00:51:34,881 --> 00:51:37,863
‫لعنت. ام، چرا زودتر اینو بهم نگفتی؟

694
00:51:37,888 --> 00:51:39,940
‫و اگه الان پشتش رو خالی کنم...‏

695
00:51:39,965 --> 00:51:42,015
‫توی این لحظه، اونم با
‫تمام چیزهایی که توی خطره...‏

696
00:51:42,016 --> 00:51:43,616
‫متوجه می‌شه یه جای کار می‌لنگه...‏

697
00:51:43,641 --> 00:51:45,853
‫چون من همچین آدمی نیستم.‏

698
00:51:45,886 --> 00:51:47,544
‫کی همچین آدمی نیست؟

699
00:51:47,569 --> 00:51:50,224
‫تو؟ یا آنجلا؟

700
00:51:55,569 --> 00:51:56,829
‫نمی‌دونم.‏

701
00:52:01,522 --> 00:52:03,884
‫کم‌کم فرق این دو نفر داره یادم می‌ره.‏

702
00:52:08,158 --> 00:52:09,910
‫گمونم دارم از هم می‌پاشم، بابا.‏

703
00:52:09,944 --> 00:52:12,045
‫امیلی، گوش کن چی می‌گم.‏

704
00:52:12,046 --> 00:52:13,881
‫کاری که می‌گم رو بکن.‏

705
00:52:13,914 --> 00:52:16,016
‫این تلفن رو بنداز دور...‏

706
00:52:16,050 --> 00:52:18,563
‫هرچی لازمه رو بسوزون و برو.‏

707
00:52:18,588 --> 00:52:19,887
‫خودت می‌دونی کجا بری.‏

708
00:52:19,920 --> 00:52:22,823
‫به زبون نیار.
‫به هیچ‌کس چیزی نگو.‏

709
00:52:22,848 --> 00:52:24,559
‫منم اون‌جا می‌بینمت.‏

710
00:52:27,906 --> 00:52:28,953
‫نه.‏

711
00:52:29,179 --> 00:52:31,065
‫ام، باهات شوخی نمی‌کنم.‏

712
00:52:31,098 --> 00:52:32,533
‫قضیه جدیه.‏

713
00:52:32,567 --> 00:52:34,734
‫کلی واسه این موقعیت زحمت کشیدم.‏

714
00:52:34,735 --> 00:52:37,236
‫بیش از حد فداکاری کردم.‏‎

715
00:52:37,237 --> 00:52:39,206
‫تو کارم واردم.

716
00:52:39,434 --> 00:52:41,136
‫اگه الان بذارم برم...‏

717
00:52:41,388 --> 00:52:43,310
‫همش از دست می‌ره.‏

718
00:52:44,866 --> 00:52:45,976
‫و اون موقع...‏

719
00:52:46,001 --> 00:52:47,757
‫دیگه نمی‌دونم کی هستم.‏

720
00:52:47,782 --> 00:52:49,362
‫امیلی، تو می‌دونی کی هستی.‏

721
00:52:49,387 --> 00:52:50,935
‫همه‌چی خوب بود.‏

722
00:52:50,960 --> 00:52:52,966
‫حال من خوب بود.‏

723
00:52:53,441 --> 00:52:56,043
‫تا اینکه اسم فراز همزاد رو شنیدم.‏

724
00:52:56,123 --> 00:52:58,759
‫نقشه‌ای واسه جمع کردن این قضیه داری؟

725
00:52:58,793 --> 00:53:00,595
‫آره، دارم، دارم.‏

726
00:53:00,628 --> 00:53:03,769
‫آخر این نقشه فراز همزاد زنده می‌مونه؟

727
00:53:07,058 --> 00:53:10,004
‫چون گمون نکنم تا وقتی اون
‫زنده‌ست، حال من خوب بشه.‏

728
00:53:11,448 --> 00:53:13,783
‫فکر کنم تا وقتی اون زنده‌ست...‏

729
00:53:13,808 --> 00:53:16,147
‫بفهمم کی هستم.‏

730
00:53:18,434 --> 00:53:19,725
‫پس، لطفاً...‏

731
00:53:20,670 --> 00:53:23,022
‫هرچی زودتر بهتر.‏

732
00:53:26,747 --> 00:53:28,332
‫و تا زمان اون برسه،
‫فعلاً باید سوار اون هواپیما بشم.‏

733
00:53:28,356 --> 00:53:29,650
‫امیلی، نه.‏

734
00:53:29,790 --> 00:53:31,626
‫‏- دوستت دارم، بابا.‏
‫‏- امیلی.‏

735
00:53:54,482 --> 00:53:55,683
‫متوجهی که چرا نمی‌تونم...‏

736
00:53:55,716 --> 00:53:57,317
‫با تو سوار هواپیما بشم، آره؟

737
00:53:57,351 --> 00:53:59,019
‫آدمایی هستن که باید بهشون جواب پس بدم.‏

738
00:53:59,053 --> 00:54:01,216
‫این یکی دیگه خیلی
‫از وظایفم فاصله داره.‏

739
00:54:01,241 --> 00:54:02,771
‫نه، متوجهم.‏

740
00:54:04,160 --> 00:54:06,662
‫خیلی خب، گوش کن. من...‏

741
00:54:09,887 --> 00:54:11,887
‫این موضوع که دارم واردش می‌‌شم...

742
00:54:11,912 --> 00:54:13,593
‫خیلی ناآشنا و ناخوشاینده.

743
00:54:15,155 --> 00:54:18,813
‫بدجور کنجکاو شدم،‏
‫ولی دخالت نمی‌کنم.‏

744
00:54:18,838 --> 00:54:21,041
‫خب؟ دخالت کردن...‏

745
00:54:21,075 --> 00:54:23,595
‫واسه اوناییه که باید
‫بیشتر مراقب خودشون باشن.‏

746
00:54:25,389 --> 00:54:26,724
‫ولی این یکی...‏

747
00:54:27,691 --> 00:54:29,512
‫اون یکی از آدم خوب‌هاست.‏

748
00:54:30,184 --> 00:54:32,386
‫حاضره به‌خاطر تو صاف بره تو دل آتیش.‏

749
00:54:32,419 --> 00:54:33,888
‫و برام سؤاله که...‏

750
00:54:33,921 --> 00:54:35,521
‫چرا بهش اجازه می‌دی این کار رو بکنه.

751
00:54:37,327 --> 00:54:39,163
‫تو بچه داری، ری؟

752
00:54:42,750 --> 00:54:45,232
‫نه. نه، ندارم.‏

753
00:54:45,265 --> 00:54:47,828
‫یه روز اگه بچه‌دار شدی...‏

754
00:54:49,219 --> 00:54:52,006
‫وقتی وقتش برسه که دلت رو بشکونن...‏

755
00:54:53,040 --> 00:54:54,881
‫یادت باشه چی بهت گفتم.‏

756
00:54:56,028 --> 00:54:57,963
‫لحظه‌ای که می‌‌ذاری وارد قلبت بشن...‏

757
00:54:59,393 --> 00:55:01,196
‫خودت همچین روزی رو خواستی.

758
00:55:41,642 --> 00:55:42,976
‫غذا سفارش دادم.‏

759
00:55:48,832 --> 00:55:50,605
‫غذا بخوریم؟

760
00:55:53,463 --> 00:55:54,630
‫امروز چطور بود؟

761
00:55:58,939 --> 00:56:00,390
‫از این‌جا به بعد خوب می‌شه.‏

762
00:56:01,842 --> 00:56:03,510
‫خب، خوبه.‏

763
00:56:09,818 --> 00:56:11,755
‫راستش خیلی هم خوب به‌‌نظر نمیاد.

764
00:56:12,729 --> 00:56:14,925
‫- آره.
‫- حس می‌کنم می‌تونست بهتر باشه.‏

765
00:56:15,770 --> 00:56:17,253
‫آره، ممکن بود.‏

766
00:56:22,321 --> 00:56:24,243
‫داشتم دوباره عذرخواهی می‌کردم.‏

767
00:56:25,217 --> 00:56:27,223
‫واسه چی؟ تقصیر تو نیست.‏

768
00:56:27,248 --> 00:56:28,389
‫می‌دونم نیست.‏

769
00:56:29,136 --> 00:56:31,102
‫فقط سخته عادتم رو کنار بذارم.‏

770
00:56:51,058 --> 00:56:52,389
‫این چیه؟

771
00:56:56,038 --> 00:56:57,659
‫یه نامه‌ست...‏

772
00:56:57,865 --> 00:56:59,869
‫از طرف مارشا دیکسون.‏

773
00:57:01,120 --> 00:57:03,222
‫برای هیئت مدیرۀ...‏

774
00:57:03,247 --> 00:57:05,175
‫کورسر فایننس.‏

775
00:57:06,462 --> 00:57:10,276
‫یه‌جور اطلاعیه‌ست
‫برای درخواست طلاق از شوهرش.

776
00:57:17,475 --> 00:57:19,139
‫چی‌کار می‌کنی؟

777
00:57:22,046 --> 00:57:23,487
‫انگار تا حالا...‏

778
00:57:23,512 --> 00:57:25,206
‫تجربۀ طلاق‌‌گرفتن نداشتی.

779
00:57:27,089 --> 00:57:29,002
‫من از طلاق خودم خیلی چیزها یاد گرفتم.‏

780
00:57:30,179 --> 00:57:32,368
‫مدام به این فکر می‌کنم اگه
‫بهتر قوانین رو درک می‌کردم...‏

781
00:57:32,392 --> 00:57:34,164
‫می‌تونستم از خودم محافظت کنم.‏

782
00:57:36,168 --> 00:57:38,436
‫معلوم شد قوانین اصلاً برای این نیست.‏

783
00:57:40,319 --> 00:57:42,655
‫ولی گمونم مارشا...‏

784
00:57:42,703 --> 00:57:45,059
‫یه‌کم بیشتر از من اهرم فشار داره.‏

785
00:57:46,566 --> 00:57:50,369
‫اگه درست شرایط رو درک کرده باشم،‏
‫این نامه می‌تونه...‏

786
00:57:50,394 --> 00:57:52,362
‫شرکتت رو بدجور به‌هم بریزه.‏

787
00:57:54,018 --> 00:57:56,353
‫بازرسی، کند و کاو.‏

788
00:57:56,378 --> 00:57:58,456
‫ترس از چیزی که ممکنه
‫من توی طلاق بخوام.‏

789
00:57:58,481 --> 00:58:00,179
‫ترس از چیزی که ممکنه به من برسه.‏

790
00:58:00,204 --> 00:58:03,585
‫پس تو یه مدتی برای اونا
‫می‌شی «اون یارو».‏

791
00:58:03,610 --> 00:58:05,952
‫اونی که خیلی بهش نزدیک نمی‌شن...‏

792
00:58:05,977 --> 00:58:09,627
‫مگه اینکه بخوان کارشون
‫به شهادت دادن بکشه، پس...‏

793
00:58:10,018 --> 00:58:12,049
‫پس تقریباً برات غیرممکن می‌شه که...‏

794
00:58:12,074 --> 00:58:14,942
‫‏- بخوای کاری...‏
‫‏- چه غلطی داری می‌کنی؟

795
00:58:14,975 --> 00:58:16,424
‫هنوز نفرستادمش.‏

796
00:58:16,780 --> 00:58:21,288
‫تنظیم کردم دو ساعت دیگه ارسال شه
‫ولی می‌تونم جلوش رو بگیرم.‏

797
00:58:27,454 --> 00:58:29,254
‫شاید تو درست بگی...‏

798
00:58:30,290 --> 00:58:33,335
‫و اگه با تو نمی‌اومدم مرده بودم.‏

799
00:58:34,015 --> 00:58:35,515
‫شایدم حرفت اشتباه باشه...‏

800
00:58:35,540 --> 00:58:37,796
‫و این فقط یه آدم‌ربایی باشه.‏

801
00:58:38,525 --> 00:58:40,077
‫شایدم جفتش درست باشه.‏

802
00:58:40,434 --> 00:58:42,155
‫به هر حال، من این‌جام.‏

803
00:58:42,441 --> 00:58:45,878
‫و از این‌جا، دو تا راه می‌بینم.‏

804
00:58:48,132 --> 00:58:49,433
‫یک...‏

805
00:58:52,424 --> 00:58:53,525
‫بمونم.‏

806
00:58:55,615 --> 00:58:57,324
‫و بهت کمک کنم.‏

807
00:59:00,120 --> 00:59:01,655
‫می‌خوای کمکم کنی؟

808
00:59:01,688 --> 00:59:04,125
‫آره، درسته. به‌نظرم لازمش داری.‏

809
00:59:05,265 --> 00:59:07,333
‫یه روز توی آینه نگاه کردم...‏

810
00:59:07,358 --> 00:59:09,589
‫و نمی‌دونستم کی‌ام.‏

811
00:59:10,030 --> 00:59:11,831
‫گمونم تو بدونی چه حسی داشتم.‏

812
00:59:12,666 --> 00:59:14,300
‫به‌نظرم یادت نمیاد...‏

813
00:59:14,325 --> 00:59:16,847
‫زندگی قبل از این حس برات چه شکلی بوده.‏

814
00:59:17,457 --> 00:59:18,940
‫و حرف دخترت رو باور دارم.‏

815
00:59:18,965 --> 00:59:21,675
‫باور دارم مردی که ازش حرف زد...‏

816
00:59:21,708 --> 00:59:23,871
‫یه جایی در تو وجود داره،‏
‫و دوست دارم بهش کمک کنم.‏

817
00:59:24,410 --> 00:59:26,746
‫وقتی خودم گرفتار مشکلات بودم...‏

818
00:59:26,771 --> 00:59:28,691
‫هیچ‌کس نبود که بهم کمک کنه
‫و تا پای مرگ هم پیش رفتم...‏

819
00:59:28,715 --> 00:59:30,851
‫و تازه اون موقع لازم نبود...‏‎

820
00:59:30,885 --> 00:59:32,286
‫‏- واسه نجات جونم فرار کنم.‏
‫‏- زوئی.‏

821
00:59:32,319 --> 00:59:35,052
‫زوئی، گوش کن،‏
‫مشکلی واسه من پیش نمیاد.‏

822
00:59:35,077 --> 00:59:37,848
‫‏- این ماجرا به آدم آسیب روانی وارد می‌‌کنه...
‫‏- ولی اگه این کارو بکنم...‏

823
00:59:37,872 --> 00:59:40,195
‫باید بدونی که...‏

824
00:59:40,220 --> 00:59:41,935
‫ما توی این ماجرا با هم هستیم.‏

825
00:59:43,282 --> 00:59:46,615
‫باید برای اثباتش یه کار بزرگ بکنی.

826
00:59:48,732 --> 00:59:51,198
‫چه‌جور کار مدنظرته؟

827
00:59:56,867 --> 00:59:58,971
‫نصف دارایی‌هات...‏

828
01:00:00,876 --> 01:00:02,665
‫به نام من بشه.‏

829
01:00:03,501 --> 01:00:06,821
‫قبل از ساعت 10:17...‏

830
01:00:07,297 --> 01:00:09,189
‫وگرنه ایمیل ارسال می‌شه.‏

831
01:00:16,226 --> 01:00:17,436
‫راه دوم چیه؟

832
01:00:18,866 --> 01:00:19,904
‫دو؟

833
01:00:20,693 --> 01:00:23,576
‫خب، راه دوم اینه که
‫یه مقدار معقولی پول بهم بدی...‏

834
01:00:23,601 --> 01:00:26,040
‫به‌خاطر گندی که به زندگیم زدی...‏

835
01:00:26,073 --> 01:00:27,842
‫و منم ساکت توی این خونه می‌مونم...‏

836
01:00:27,875 --> 01:00:29,440
‫تا اینکه شرایط رفتنم مهیا بشه.‏

837
01:00:29,465 --> 01:00:30,848
‫بعدش هم می‌رم.‏

838
01:00:30,873 --> 01:00:33,421
‫دزدی. می‌خوای اخاذی کنی؟

839
01:00:34,390 --> 01:00:35,882
‫بهاش واسه من چیه؟

840
01:00:35,883 --> 01:00:38,685
‫نصف تمام دارایی‌ت.‏

841
01:00:38,718 --> 01:00:40,520
‫پس قضیه پول نیست تا اینکه...‏

842
01:00:40,554 --> 01:00:42,180
‫‏- خودت به پول ربطش بدی.‏
‫‏- نه، بهت گفتم...‏

843
01:00:42,205 --> 01:00:44,341
‫پول، فقط پول نیست.‏

844
01:00:45,599 --> 01:00:47,261
‫پول در واقع...‏

845
01:00:47,294 --> 01:00:49,173
‫معیاری واسه رنج و سختیه.‏

846
01:00:50,827 --> 01:00:53,067
‫چه‌‌قدر بد اینو می‌خوام؟

847
01:00:53,100 --> 01:00:55,647
‫چه‌‌قدر بد می‌خوام از اون جلوگیری کنم؟

848
01:00:56,136 --> 01:00:59,139
‫چ‌قدر قدرت دارم تا به هدفم برسم؟

849
01:01:01,334 --> 01:01:03,129
‫در این لحظه...‏

850
01:01:03,777 --> 01:01:05,612
‫می‌‌خوام بیشتر از یه...

851
01:01:05,645 --> 01:01:08,539
‫پیچیدگی توی داستان تو باشم.

852
01:01:09,219 --> 01:01:12,203
‫می‌خوام مطمئن بشم
‫دفعۀ بعد که اختلاف نظر داشتیم...‏

853
01:01:12,819 --> 01:01:16,131
‫اون‌قدر قدرت دارم که نتونی راحت تصمیم بگیری.

854
01:01:16,156 --> 01:01:17,877
‫قبل از اینکه منو تهدید کنی...‏

855
01:01:18,706 --> 01:01:21,487
‫یا منو بندازی توی صندوق ماشین...‏

856
01:01:22,491 --> 01:01:24,931
‫یا واسه من چشم غره بیای...‏

857
01:01:24,932 --> 01:01:26,800
‫تا ساکتم کنی.‏

858
01:01:26,833 --> 01:01:29,069
‫می‌خوام نادیده گرفته نشم.

859
01:01:29,103 --> 01:01:30,938
‫اون‌وقت قدرت این رو هم دارم...‏

860
01:01:30,971 --> 01:01:32,806
‫که مجبورت کنم منو نادیده نگیری.

861
01:01:34,993 --> 01:01:36,891
‫هیچ می‌دونی...‏

862
01:01:37,825 --> 01:01:40,422
‫خودتو داری توی چه خطری می‌اندازی؟

863
01:01:41,615 --> 01:01:43,984
‫خطری که داری منو توش می‌اندازی؟

864
01:01:44,018 --> 01:01:45,352
‫دخترم؟

865
01:01:47,690 --> 01:01:49,692
‫منو نادیده نمی‌‌گیری.

866
01:01:50,020 --> 01:01:57,020
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

