﻿1
00:00:05,053 --> 00:00:16,053
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:33,020 --> 00:00:34,220
‫بله؟

3
00:00:35,180 --> 00:00:38,990
‫کنت مونت کریستو می‌خوان
‫ شما رو ببینن، قربان.

4
00:00:52,220 --> 00:00:55,930
‫حتماً آشفته‌حالی.
‫ دخترت با اتهام قتل روبروئه.

5
00:00:56,670 --> 00:00:58,310
‫بله، بله.

6
00:01:01,730 --> 00:01:03,530
‫بیاین کنار من بشینین، جناب.

7
00:01:18,100 --> 00:01:21,280
‫خانواده چطور
‫با این آشفتگی وحشتناک کنار میان؟

8
00:01:22,200 --> 00:01:24,540
‫همونطور که می‌تونی تصور کنی،
‫خوب نیستن.

9
00:01:25,250 --> 00:01:27,380
‫فرای درک آدمه.

10
00:01:30,210 --> 00:01:35,450
‫بعد از خوندن روزنامه‌ها، خوابم نبرد.

11
00:01:37,490 --> 00:01:41,720
‫یه چیزی تو این ماجرا
‫حسابی ذهنمو مشغول کرده.

12
00:01:43,520 --> 00:01:50,670
‫بروسین هیچ اثری تو بدن باقی نمی‌ذاره؛
‫ولی بیرون از بدن راحت پیدا می‌شه.

13
00:01:51,090 --> 00:01:55,300
‫مثلاً تو قوری چای.

14
00:01:56,000 --> 00:02:00,800
‫- اونجا بود که پیداش کردن.
‫- آره، خوندم.

15
00:02:02,520 --> 00:02:07,270
‫و همینه که نمی‌ذاره شب‌ها بخوابم.

16
00:02:10,410 --> 00:02:13,790
‫ببین، من ولنتاین رو دیدم و...

17
00:02:14,610 --> 00:02:16,870
‫به نمیاد دختر احمقی باشه.

18
00:02:18,030 --> 00:02:21,050
‫مطمئناً اونقدر احمق نیست
‫که مادربزرگش رو مسموم کنه

19
00:02:21,140 --> 00:02:23,690
‫و بعدش مدرک رو از بین نبره.

20
00:02:24,270 --> 00:02:29,970
‫مگه شستن یه قوری
‫و تمیز کردن یه فنجون چقدر سخته؟

21
00:02:33,340 --> 00:02:37,700
‫یکی تو خونه‌ی من مارکی رو
‫مسموم کرده.

22
00:02:39,120 --> 00:02:41,560
‫و همه‌ی مدارک
‫به یه نفر اشاره می‌کنه.

23
00:02:44,370 --> 00:02:47,530
‫برای همینه که اینجام، آقای ویلفورت.

24
00:02:48,130 --> 00:02:52,930
‫باید مطلب خیلی حساسی رو
‫باهاتون در میون بذارم.

25
00:02:57,700 --> 00:03:00,860
‫آخرین باری که اومدین
‫خونه‌ی روستایی من،

26
00:03:00,950 --> 00:03:06,690
‫همسرتون بین غذا
‫از سر میز بلند شد، یادتونه؟

27
00:03:08,660 --> 00:03:09,900
‫کمابیش.

28
00:03:10,090 --> 00:03:14,550
‫ببخشید. می‌رم یه آبی به صورتم بزنم.

29
00:03:16,210 --> 00:03:19,990
‫دوشیزه هیدی، دختری که سرپرستیش با منه،

30
00:03:20,510 --> 00:03:23,910
‫دید که ایشون رفتن پایین پله‌ها
‫و وارد آزمایشگاه من شدن.

31
00:03:26,620 --> 00:03:31,480
‫بعد از اینکه همه رفتین،
‫فهمیدم یکی از شیشه‌های سمم گم شده.

32
00:03:32,680 --> 00:03:35,680
‫همونی که توش بروسین بود.

33
00:04:48,120 --> 00:04:51,907
‫کنت مونت کریستو

34
00:05:03,230 --> 00:05:04,970
‫آقای دانگلار.

35
00:05:07,910 --> 00:05:09,510
‫ممنون.

36
00:05:09,780 --> 00:05:13,450
‫- خیلی لطف کردین منو پذیرفتین، کنت.
‫- بشینید.

37
00:05:14,730 --> 00:05:16,440
‫امروز همون روزه.

38
00:05:19,190 --> 00:05:20,450
‫چه روزی؟

39
00:05:22,010 --> 00:05:25,510
‫روزی که مهلت خرید زمین تموم می‌شه.

40
00:05:26,500 --> 00:05:29,040
‫آه، بله.

41
00:05:29,130 --> 00:05:32,820
‫شرمنده که اینو ازتون می‌خوام، کنت،
‫ولی نمی‌تونین حداقل

42
00:05:32,980 --> 00:05:36,760
‫یه چک تاریخ‌دار پنج میلیونی
‫بهم بدین؟

43
00:05:36,850 --> 00:05:41,690
‫ولی بهتون که گفتم، بارون،
‫هر وقت کنت اسپادا سهم رو بده

44
00:05:41,780 --> 00:05:44,760
‫به شما داد، منم سمم رو می‌دم.

45
00:05:47,570 --> 00:05:51,090
‫فکر نمی‌کنم درک کنین
‫من تو چه موقعیتی هستم.

46
00:05:51,180 --> 00:05:54,870
‫قیمت زمین نه میلیونه.
‫تقریباً دو برابر سهم من.

47
00:05:54,960 --> 00:05:57,390
‫و حالا، بدون فرناند
‫به عنوان متحدم تو دولت،

48
00:05:57,480 --> 00:06:00,190
‫شایعه شده که اگه معامله‌ی زمین
‫انجام نشه

49
00:06:00,280 --> 00:06:02,280
‫امتیاز رو پس می‌گیرن.

50
00:06:02,370 --> 00:06:04,940
‫شایعه همیشه فقط شایعه‌ست، مگه نه؟

51
00:06:05,030 --> 00:06:08,890
‫من فقط... نمی‌تونم همچین پول هنگفتی رو
‫روی یه معامله ریسک کنم.

52
00:06:09,350 --> 00:06:12,100
‫داریم درباره زمین‌های وسیعی
‫از اینجا تا کاله حرف می‌زنیم.

53
00:06:12,190 --> 00:06:15,550
‫مهندس‌های انگلیسی، همونایی که
‫راه‌آهن منچستر-لیورپول رو ساختن،

54
00:06:15,640 --> 00:06:19,000
‫تا جمعه به سیصد هزار فرانک پیش‌پرداخت نیاز دارن
‫وگرنه پروژه رو ول می‌کنن.

55
00:06:19,090 --> 00:06:21,420
‫- اگه من نداشته باشم...
‫- بارون، آروم باشین.

56
00:06:21,510 --> 00:06:24,900
‫چطور می‌تونم آروم باشم
‫وقتی این همه‌چیز در خطره؟

57
00:06:27,940 --> 00:06:30,120
‫- یه‌کم آب بفرمایید؟
‫- ممنون.

58
00:06:37,310 --> 00:06:40,730
‫مراسم نامزدی پنجشنبه‌ست، درسته؟

59
00:06:48,840 --> 00:06:50,200
‫بله.

60
00:06:50,380 --> 00:06:53,910
‫کنت اسپادا امضا می‌کنه،
‫اوژنی رو دوست داره.

61
00:06:54,000 --> 00:06:56,850
‫و به محض اینکه امضا کنه،
‫یه چک

62
00:06:56,950 --> 00:07:01,730
‫پنج میلیونی می‌ذاره کف دستتون،
‫و من هم چکم رو می‌دم.

63
00:07:01,820 --> 00:07:04,960
‫ولی اگه نظرش عوض بشه چی؟

64
00:07:05,860 --> 00:07:08,250
‫به من قول داده که انجامش می‌ده.

65
00:07:08,340 --> 00:07:10,710
‫و اگه به من قولی بده،
‫سرش بره، حرفش نمی‌ره.

66
00:07:10,800 --> 00:07:15,570
‫- من این چیزا رو سرسری نمی‌گیرم.
‫- نه، نه، مطمئنم همین طوره.

67
00:07:15,660 --> 00:07:20,100
‫خوبه. خیلی خوبه.
‫عالیه. خب، ممنون.

68
00:07:22,760 --> 00:07:24,600
‫خدای من، حالا می‌تونم
‫یه نفس راحت بکشم.

69
00:07:26,860 --> 00:07:31,400
‫- خیلی خب، روز خوش، کنت.
‫- روز خوش.

70
00:07:35,970 --> 00:07:39,370
‫پنجشنبه تشریف میارین، مگه نه؟

71
00:07:40,010 --> 00:07:42,500
‫شک نکنین

72
00:07:55,480 --> 00:07:57,530
‫کنت اسپادا اومدن شما رو ببینن، دوشیزه...

73
00:07:57,620 --> 00:08:00,160
‫بله، بله، بله.
‫ممنون.

74
00:08:00,440 --> 00:08:03,600
‫یه شگفتانه‌ی قشنگ
‫برای شما دو تا دارم.

75
00:08:04,050 --> 00:08:10,600
‫نامه‌های معرفی به مدیران
‫چهار تا از بهترین اپراهای رم،

76
00:08:10,690 --> 00:08:13,350
‫توصیه‌نامه‌ با امضای
‫کنت مونت کریستو،

77
00:08:13,440 --> 00:08:18,030
‫که تو رو، اوژنی،
‫به‌عنوان ستاره‌ی ‌آینده اپرا معرفی می‌کنه.

78
00:08:21,050 --> 00:08:22,690
‫چه هیجان‌انگیز.

79
00:08:28,930 --> 00:08:31,750
‫پدرم محاله اجازه بده
‫برم روی صحنه.

80
00:08:31,840 --> 00:08:36,410
‫خب، وقتی تو رم باشی و
‫اون اینجا، چطور می‌تونه مخالفت کنه؟

81
00:08:40,170 --> 00:08:45,050
‫کنجکاوم، قربان. شما که اهل رم هستین
‫و کارشناس اپرا.

82
00:08:45,270 --> 00:08:48,110
‫چرا خودتون این نامه‌ها رو ننوشتین؟

83
00:08:49,530 --> 00:08:50,990
‫اجازه هست بشینم؟

84
00:08:53,470 --> 00:08:58,240
‫یه اعتراف کوچیک براتون دارم. من...

85
00:08:59,290 --> 00:09:04,800
‫من کارشناس اپرا نیستم.
‫در واقع، اصلاً از اپرا خوشم نمیاد.

86
00:09:06,360 --> 00:09:10,650
‫از طرف دیگه، کنت مونت کریستو
‫خیلی از اپرا سر درمیاره

87
00:09:10,740 --> 00:09:14,140
‫و نظراتش تو این زمینه
‫خیلی معتبره.

88
00:09:14,800 --> 00:09:16,930
‫این خیلی عجیبه.

89
00:09:17,210 --> 00:09:21,280
‫تو رو خدا، یه کلمه از اینا رو
‫به پدرتون نگین.

90
00:09:21,370 --> 00:09:27,030
‫همین حالاشم کلی خیال‌بافی می‌کنه.
‫بهتره تو بی‌خبری بمونه.

91
00:09:28,750 --> 00:09:32,280
‫حالا دیگه باید برم.
‫روز خوبی داشته باشین، خانم‌ها.

92
00:09:32,370 --> 00:09:37,160
‫خب، تو امضای به‌اصطلاح
‫عقد ازدواج پنجشنبه می‌بینمتون.

93
00:09:37,890 --> 00:09:41,800
‫البته اگه تا اون موقع
‫نرفته باشین رم.

94
00:09:47,940 --> 00:09:50,920
‫خداحافظ، خانم‌های زیبا.

95
00:09:52,573 --> 00:09:57,263
‫بدون اوریدیس چیکار کنم؟
‫(اوریدیس در اساطیر همسر اورفئوس بود
‫که اورفئوس به دنبالش به سرزمین مردگان رفت)

96
00:10:02,280 --> 00:10:05,150
‫کم کم دارم به این دیوونه علاقه‌مند می‌شم.

97
00:10:05,450 --> 00:10:07,440
‫بذار اونا رو ببینم.

98
00:10:09,250 --> 00:10:16,290
‫اوژنی، با اینا
‫آینده‌ت تضمین شده.

99
00:10:16,570 --> 00:10:20,070
‫آینده‌مون، عزیزم! آینده‌مون!

100
00:10:23,960 --> 00:10:29,160
‫فکر می‌کنی منظورش از «اگه تا اون موقع
‫نرفته باشین رم» چی بود؟

101
00:10:42,370 --> 00:10:45,520
‫ادوارد، لطفاً با غذات بازی نکن، بخورش.

102
00:10:45,610 --> 00:10:48,420
‫چون موقع عصرونه
‫کلی کیک خورده، میل نداره.

103
00:10:49,240 --> 00:10:51,140
‫مامان می‌تونم برم بازی کنم؟

104
00:10:51,840 --> 00:10:53,620
‫البته که می‌تونی، ادوارد.

105
00:11:02,260 --> 00:11:06,660
‫جرارد، چرا دادگاه ولنتاین
‫هنوز شروع نشده؟

106
00:11:06,920 --> 00:11:11,400
‫از معاون دادستان خواستم
‫عقب بندازه‌ش.

107
00:11:11,490 --> 00:11:12,690
‫چرا؟

108
00:11:13,320 --> 00:11:16,570
‫می‌دونی
‫اگه مجرم شناخته بشه...

109
00:11:17,190 --> 00:11:20,040
‫... ارثیه مادربزرگش رو
‫از دست می‌ده، درسته؟

110
00:11:20,410 --> 00:11:23,010
‫البته، می‌رسه به تو.

111
00:11:24,690 --> 00:11:28,130
‫و از من می‌رسه به ادوارد.

112
00:11:29,150 --> 00:11:32,790
‫نمی‌فهمم این چه ربطی
‫به دادگاه ولنتاین داره.

113
00:11:33,130 --> 00:11:39,390
‫فکر می‌کنیم وکیل می‌خواد از این موضوع
‫تو دفاعیه‌ش استفاده کنه تا شک ایجاد کنه.

114
00:11:40,310 --> 00:11:43,030
‫ولی پرونده که دیگه بسته شده‌ست، نه؟

115
00:11:43,730 --> 00:11:45,890
‫ظاهراً بله.

116
00:11:47,580 --> 00:11:52,240
‫- از وقتی دستگیر شده چی عوض شده؟
‫- اطلاعات جدیدی به دست اومده.

117
00:11:52,330 --> 00:11:55,200
‫- چه اطلاعاتی؟
‫- نمی‌تونم بگم.

118
00:11:55,290 --> 00:11:57,890
‫ولی من زنتم.

119
00:12:00,110 --> 00:12:01,430
‫می‌دونم.

120
00:12:05,733 --> 00:12:09,413
‫بـ .مـ ا بـ یـ ن

121
00:12:12,860 --> 00:12:15,980
‫چرا پلیس اصلاً
‫اتاق ولنتاین رو نگشت؟

122
00:12:16,920 --> 00:12:19,760
‫عجیبه که نگشتن،
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

123
00:12:26,800 --> 00:12:30,290
‫شاید فکر کردن پرونده بسته شده‌ست،

124
00:12:30,480 --> 00:12:31,990
‫همونطور که تو فکر می‌کنی.

125
00:12:39,050 --> 00:12:42,580
‫- مادام کجاست؟
‫- داره ادوارد رو می‌بره درس انجیل.

126
00:12:43,340 --> 00:12:44,600
‫آهان.

127
00:14:04,350 --> 00:14:05,890
‫مرسدس؟

128
00:14:07,080 --> 00:14:08,980
‫لطفاً بشین.

129
00:14:22,240 --> 00:14:27,610
‫نمی‌دونم چی درباره‌ی فرناند بگم.

130
00:14:29,270 --> 00:14:32,630
‫به چیزی که می‌خواستی رسیدی، مگه نه؟

131
00:14:33,090 --> 00:14:35,830
‫باور کن،
‫نمی‌خواستم اینجوری تموم شه.

132
00:14:36,230 --> 00:14:39,130
‫ترجیح می‌دادی
‫بیشتر عذاب بکشه؟

133
00:14:42,930 --> 00:14:45,580
‫ادموند، واقعاً می‌گم،
‫داری با زندگی مردم بازی می‌کنی.

134
00:14:45,680 --> 00:14:47,940
‫خب، اونا با زندگی من بازی کردن.

135
00:14:51,966 --> 00:14:53,466
‫باید ازم متنفر شده باشی.

136
00:14:57,050 --> 00:14:58,850
‫نمی‌دونم چطور باید باشم.

137
00:15:03,690 --> 00:15:06,590
‫به حساب‌های فرناند
‫دسترسی داری؟

138
00:15:07,510 --> 00:15:08,730
‫آره.

139
00:15:08,820 --> 00:15:11,870
‫خب، مطمئناً با بارون دانگلار
‫کار می‌کرده.

140
00:15:13,290 --> 00:15:20,640
‫باید امروز تا آخرین فرانک رو
‫از حساب‌های فرناند بیرون بکشی.

141
00:15:21,920 --> 00:15:24,540
‫نصفش رو نقد بگیر،
‫ نصفش رو طلا بخواه.

142
00:15:26,660 --> 00:15:27,900
‫چرا؟

143
00:15:31,120 --> 00:15:34,530
‫چون به شب نکشیده،
‫هست و نیست دانگلار به باد می‌ره.

144
00:15:38,350 --> 00:15:40,070
‫پس نفر بعدی اونه؟

145
00:15:44,110 --> 00:15:46,990
‫این موضوع تمام وجودت رو گرفته.

146
00:15:50,970 --> 00:15:53,080
‫برمی‌گردی مارسی؟

147
00:15:55,360 --> 00:16:00,000
‫اونجا خونه‌مه. مگه خونه‌ی تو نیست؟

148
00:16:02,590 --> 00:16:04,520
‫من خونه‌ای ندارم.

149
00:16:14,490 --> 00:16:16,620
‫ببخشید، ولی باید برم.

150
00:16:17,530 --> 00:16:20,450
‫به زودی میام دیدنت،
‫مرسدس.

151
00:16:20,610 --> 00:16:25,770
‫ادموند،
‫می‌تونم یه سؤال شخصی بپرسم؟

152
00:16:28,440 --> 00:16:32,420
‫تو که این‌همه وقت توی زندان بودی
‫چطوری یهو این‌قدر ثروت سرهم کردی؟

153
00:16:35,380 --> 00:16:37,350
‫فکر می‌کنم مشیت الهی بود.

154
00:16:40,570 --> 00:16:43,350
‫درک تو از مشیت الهی چیه؟

155
00:16:46,210 --> 00:16:50,670
‫به طور کلی،
‫اینکه سرنوشت عدالت رو برقرار می‌کنه.

156
00:16:52,250 --> 00:16:55,330
‫پس تو ابزار سرنوشتی.

157
00:17:19,523 --> 00:17:20,763
‫تنهامون بذار.

158
00:17:25,600 --> 00:17:30,700
‫- حالت چطوره؟ خودت رو وفق دادی؟
‫- همونطور که می‌تونی تصور کنی.

159
00:17:34,590 --> 00:17:38,880
‫- بهت خوب غذا می‌دن؟
‫- به قدر کافی خوبه.

160
00:17:41,806 --> 00:17:43,006
‫بشین.

161
00:17:48,120 --> 00:17:49,540
‫اومدی اینجا چیکار؟

162
00:17:55,290 --> 00:17:56,780
‫کار تو نبوده.

163
00:17:59,360 --> 00:18:00,600
‫بوده؟

164
00:18:03,880 --> 00:18:05,590
‫بهت که گفتم.

165
00:18:09,580 --> 00:18:11,800
‫من تو موقعیت وحشتناکی گیر کردم.

166
00:18:37,650 --> 00:18:42,180
‫آقای بوشان، اینجا چیزهای خیلی جالبی
‫دارم که روزنامه‌ی شما

167
00:18:42,270 --> 00:18:45,340
‫احتمالاً خیلی دلش بخواد بدونه.

168
00:18:46,240 --> 00:18:51,210
‫این سابقه معاملات بورس پاریسه
‫که به سه سال پیش برمی‌گرده.

169
00:18:51,300 --> 00:18:53,330
‫که دست بر قضا هم‌زمانی عجیبی

170
00:18:53,420 --> 00:18:58,050
‫با صورتحساب‌های شخصی
‫بارون دانگلار داره.

171
00:18:58,630 --> 00:19:01,520
‫اگه تاریخ‌های این دو تا سند رو
‫مقایسه کنین،

172
00:19:01,610 --> 00:19:05,640
‫متوجه می‌شین که بارون دانگلار
‫برداشت‌های کلان از حساب شخصیش داشته.

173
00:19:05,730 --> 00:19:11,470
‫همون روز، همسرش یه حجم سنگین روی سهام
‫یه کالای خاص معامله باز کرده.

174
00:19:11,990 --> 00:19:15,530
‫سهامی که دو سه روز بعد
‫ارزشش دو برابر شده

175
00:19:15,620 --> 00:19:20,480
‫بعد از اینکه خبر رسمی اون کالاها
‫به اطلاع عموم رسیده.

176
00:19:20,750 --> 00:19:24,090
‫می‌بینید که یه الگویی هست
‫که مرتب بعد از اینکه لوسین دبره

177
00:19:24,180 --> 00:19:29,070
‫به عنوان منشی وزیر کشور منصوب شده
‫این الگو هی تکرار شده

178
00:19:29,160 --> 00:19:33,140
‫- متوجه منظورم هستین؟
‫- سعی می‌کنم بشم.

179
00:19:34,050 --> 00:19:38,170
‫برای راحتی شما معاملات مربوطه رو
‫با قرمز مشخص کردم.

180
00:19:38,650 --> 00:19:41,790
‫مطمئنم که منبع این اطلاعات رو
‫به کسی نمی‌گین.

181
00:19:42,230 --> 00:19:45,340
‫ما هیچوقت منابعمون رو
‫لو نمی‌دیم. خصوصاً اگه خودشون بخوان.

182
00:19:45,430 --> 00:19:47,450
‫پس می‌ذارم با خودتون باشه.

183
00:19:48,310 --> 00:19:52,290
‫من یه نسخه از این اسناد رو دارم
‫که تحویل پلیس می‌دم،

184
00:19:52,690 --> 00:19:55,760
‫مثل هر شهروند وظیفه‌شناسی.

185
00:19:57,150 --> 00:19:59,440
‫روز خوش، آقای بوشان.

186
00:20:56,820 --> 00:21:00,900
‫- مامان، اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- عزیزم، هیچی.

187
00:21:00,990 --> 00:21:04,500
‫- کارهای پایین چطور پیش می‌ره، همه‌چی آماده‌ست؟
‫- شامپاین و خاویار تازه رسیده.

188
00:21:04,590 --> 00:21:08,010
‫عالیه.
‫همه‌چیز خیلی هیجان‌انگیزه، نه؟

189
00:21:08,100 --> 00:21:09,300
‫آره.

190
00:21:09,640 --> 00:21:11,260
‫بریم پایین.

191
00:21:37,420 --> 00:21:39,030
‫پاسپورت برادرم.

192
00:21:39,120 --> 00:21:42,820
‫خواهری که با برادرش سفر می‌کنه
‫شک برانگیز نیست.

193
00:21:46,800 --> 00:21:50,220
‫- و کالسکه؟
‫- پشت خونه‌ست.

194
00:21:50,283 --> 00:21:51,683
‫منتظرمونه.

195
00:22:02,040 --> 00:22:05,670
‫چک رو نوشتین و
‫امضا کردین؟

196
00:22:06,290 --> 00:22:07,560
‫تو جیبمه.

197
00:22:07,650 --> 00:22:10,070
‫و مال من هم تو جیب خودمه.

198
00:22:10,370 --> 00:22:11,690
‫عالیه.

199
00:22:29,030 --> 00:22:30,610
‫عاشقشم.

200
00:23:12,900 --> 00:23:16,670
‫پلیس از حقه‌مون توی بورس
‫خبردار شده.

201
00:23:16,760 --> 00:23:19,900
‫سهم منو از آخرین معامله بده.
‫برو بیارش برام.

202
00:23:19,990 --> 00:23:22,980
‫- چی داری می‌گی؟
‫- بوشان بهم خبر داد.

203
00:23:23,070 --> 00:23:28,230
‫پلیس مدرک داره که با اطلاعات محرمانه‌ای
‫که من بهت دادم معامله کردی!

204
00:23:28,320 --> 00:23:32,240
‫- خدای من!
‫- برو پولمو بیار.

205
00:23:32,330 --> 00:23:34,480
‫امروز دارم از پاریس می‌رم.

206
00:24:10,240 --> 00:24:13,310
‫- مادرم حسابی عصبانی می‌شه.
‫- فکر می‌کنم همین طور باشه.

207
00:24:13,410 --> 00:24:15,280
‫نه فقط به خاطر فرار من.

208
00:24:15,370 --> 00:24:19,030
‫فهمیدم کلید گنجه‌ش کجاست
‫و برای خرج سفر

209
00:24:19,230 --> 00:24:21,620
‫ برش داشتم.

210
00:24:21,860 --> 00:24:23,630
‫- نیست.
‫- یعنی چی؟

211
00:24:23,720 --> 00:24:26,620
‫گفتم که نیست.
‫از گنجه‌م دزدیدنش.

212
00:24:35,667 --> 00:24:38,697
‫خانم‌ها و آقایون، وقتشه.

213
00:24:38,900 --> 00:24:45,410
‫انتظار طولانی برای ازدواج دخترم
‫بالاخره تموم شد.

214
00:24:45,790 --> 00:24:51,250
‫وکیلم قراردادها رو نوشته
‫و هر دو طرف قبول کردن.

215
00:24:51,342 --> 00:24:57,072
‫و تنها چیزی که باقی مونده
‫امضای اوناست.

216
00:24:58,640 --> 00:25:02,050
‫می‌شه کنت اسپادا
‫اول امضا کنه؟

217
00:25:02,140 --> 00:25:04,780
‫بله، البته.

218
00:25:07,540 --> 00:25:09,680
‫دوشیزه دانگلار کجان؟

219
00:25:10,786 --> 00:25:13,106
‫باید اینجا باشه، نه؟

220
00:25:20,897 --> 00:25:24,107
‫هرمین، می‌شه اوژنی رو
‫صدا کنی؟

221
00:25:24,270 --> 00:25:25,490
‫حتماً.

222
00:25:34,200 --> 00:25:35,440
‫اوژنی؟

223
00:25:40,100 --> 00:25:44,260
‫اوژنی،
‫می‌شه لطفاً در رو باز کنی؟

224
00:25:45,320 --> 00:25:46,960
‫در رو باز کن.

225
00:25:51,850 --> 00:25:52,900
‫در رو باز کن!

226
00:25:52,990 --> 00:25:55,340
‫مشکل چیه،
‫بارونس؟

227
00:25:55,430 --> 00:26:00,050
‫فکر می‌کنم دخترم دچار
‫اضطراب قبل از عروسی شده.

228
00:26:00,670 --> 00:26:01,950
‫این در رو باز کن!

229
00:26:02,040 --> 00:26:04,580
‫برو کنار، هرمین.
‫برو کنار.

230
00:26:25,410 --> 00:26:27,570
‫این موی دخترتونه،
‫بارون.

231
00:26:32,530 --> 00:26:36,400
‫من سربازرس روبرت هستم.
‫بذارین بیام تو.

232
00:26:40,420 --> 00:26:45,620
‫اینجا حکم بازداشت
‫منشی وزیر کشور،

233
00:26:45,710 --> 00:26:48,950
‫آقای لوسین دبره،
‫بانکدار بارون دانگلار،

234
00:26:49,040 --> 00:26:51,380
‫و همسرش هرمین رو دارم.

235
00:26:51,800 --> 00:26:56,060
‫مسخره‌ست.
‫از خونه من برین بیرون!

236
00:26:57,490 --> 00:27:00,100
‫بدون شما
‫و همدستاتون، نمی‌شه جناب بارون.

237
00:27:00,190 --> 00:27:03,310
‫شما به یه جرم خیلی جدی
‫متهم شدین.

238
00:27:06,670 --> 00:27:08,510
‫به چه جرمی؟

239
00:27:09,010 --> 00:27:14,630
‫معامله غیرقانونی، در بورس
‫با استفاده از اطلاعات محرمانه‌ی دولتی، قربان.

240
00:27:21,290 --> 00:27:24,570
‫دستتو بکش!
‫به من دست نزن!

241
00:27:25,720 --> 00:27:27,060
‫کجا می‌برینم؟

242
00:27:27,150 --> 00:27:30,500
‫به زندان لافورس، مادام،
‫جایی که ظاهراً بهش تعلق دارین.

243
00:27:30,590 --> 00:27:35,730
‫یه کاری بکن، احمق بی‌عرضه!
‫جلوشونو بگیر!

244
00:27:35,820 --> 00:27:39,190
‫ولم کن!
‫به من دست نزن!

245
00:27:39,530 --> 00:27:41,720
‫ولم کن!

246
00:27:42,360 --> 00:27:43,940
‫از این طرف، بارون.

247
00:27:50,867 --> 00:27:55,007
‫بـا ما ب‍ی‍ـن

248
00:27:57,750 --> 00:28:00,650
‫می‌دونی چقدر آبروی من رفت؟

249
00:28:00,860 --> 00:28:03,720
‫از تصور خارجه.

250
00:28:16,400 --> 00:28:18,600
‫پسره رو بیار بیرون.

251
00:28:19,176 --> 00:28:21,736
‫ببرش تو دادگاه.
‫زود باش.

252
00:28:23,570 --> 00:28:27,840
‫اون ماما،
‫قضیه‌ی پسره رو می‌دونه؟

253
00:28:29,620 --> 00:28:31,810
‫می‌دونه که گاستون به قتل متهم شده.

254
00:28:31,900 --> 00:28:34,580
‫نمی‌دونه که دادگاه
‫فردا شروع می‌شه؟

255
00:28:35,120 --> 00:28:36,320
‫هنوز نه.

256
00:28:38,340 --> 00:28:39,540
‫خوبه.

257
00:28:39,860 --> 00:28:43,960
‫چون اگه وقت زیادی برای فکر کردن
‫داشته باشه، شهادت نمی‌ده.

258
00:28:44,820 --> 00:28:46,870
‫می‌دونه که پلیس دنبالشه

259
00:28:46,960 --> 00:28:50,210
‫به خاطر قتل پرستاری که
‫تو تیمارستان کشتی.

260
00:28:51,390 --> 00:28:52,590
‫البته.

261
00:28:53,620 --> 00:28:56,940
‫هر جا که امشب می‌مونه
‫باید جای امنی باشه.

262
00:28:57,360 --> 00:29:03,980
‫چون اگه ویلفورت بفهمه
‫اینجاست، زنه رو باید مُرده بدونیم.

263
00:29:05,020 --> 00:29:06,580
‫جاش امنه.

264
00:29:07,370 --> 00:29:11,650
‫فردا صبح، بهش می‌گی
‫داری می‌بریش دادگاه،

265
00:29:11,970 --> 00:29:14,170
‫که به شهادتش نیاز داریم،

266
00:29:15,530 --> 00:29:18,670
‫که نشون بده ویلفورت
‫پدر پسره‌ست.

267
00:29:19,240 --> 00:29:23,800
‫بهش بگو یه کالسکه بیرون منتظره،
‫که به محض تموم شدن شهادتش،

268
00:29:23,890 --> 00:29:26,490
‫اونو برای حفظ امنیتش برمی‌گردونه
‫به تالامون.

269
00:29:26,580 --> 00:29:29,600
‫و اگه از شهادت دادن خودداری کنه چی؟

270
00:29:30,370 --> 00:29:33,380
‫این آخریشونه، جاکوپو.

271
00:29:35,540 --> 00:29:37,600
‫برام مهم نیست چطوری، ولی باید انجام بشه.

272
00:29:40,860 --> 00:29:44,360
‫- صبح به‌خیر، عزیزم.
‫- صبح به‌خیر.

273
00:29:53,120 --> 00:29:57,490
‫ولنتاین امروز از بازداشت
‫آزاد می‌شه.

274
00:29:58,350 --> 00:29:59,930
‫غیرممکنه.

275
00:30:00,830 --> 00:30:06,210
‫شواهد کافی برای محکومیتش
‫وجود نداره.

276
00:30:06,610 --> 00:30:08,310
‫کافی نیست؟

277
00:30:09,290 --> 00:30:12,450
‫اون برای مارکی
‫چای درست کرد.

278
00:30:12,930 --> 00:30:15,630
‫برای اون زن بیچاره
‫چای برد.

279
00:30:18,820 --> 00:30:21,190
‫یه شاهد هست، هلوئیز.

280
00:30:22,870 --> 00:30:25,610
‫شاهد شهادت می‌ده که دیده
‫تو رفتی تو

281
00:30:25,700 --> 00:30:29,710
‫زیرزمین کنت مونت کریستو
‫شب آخری که اونجا شام خوردیم.

282
00:30:32,720 --> 00:30:37,340
‫بعد از اینکه ما رفتیم، کنت
‫رفته پایین تو آزمایشگاهش

283
00:30:37,430 --> 00:30:40,910
‫و دیده که یه شیشه بروسین
‫رو دزدیدن.

284
00:30:50,650 --> 00:30:52,100
‫این شیشه.

285
00:31:00,830 --> 00:31:05,520
‫این رو تو کشوی لباس ولنتاین
‫قایم کردی که من پیداش کنم، نه؟

286
00:31:08,620 --> 00:31:09,880
‫جوابمو بده.

287
00:31:17,910 --> 00:31:21,030
‫همونطور که چند روز پیش یادآوری کردی،

288
00:31:23,690 --> 00:31:25,510
‫هیچکس بالاتر از قانون نیست.

289
00:31:33,150 --> 00:31:35,400
‫می‌خوای چیکار کنی؟

290
00:31:40,430 --> 00:31:43,310
‫همون کاری که با ولنتاین کردم.

291
00:31:44,910 --> 00:31:51,770
‫چیزی رو که می‌دونم به مقامات
‫مربوطه گزارش می‌کنم.

292
00:31:54,200 --> 00:31:56,950
‫جرارد، صبر کن.

293
00:31:57,080 --> 00:31:58,540
‫جرارد؟

294
00:32:00,700 --> 00:32:02,240
‫جرارد، صبر کن.

295
00:32:02,670 --> 00:32:04,790
‫جرارد، صبر کن!

296
00:32:07,110 --> 00:32:09,170
‫مامان، چی شده؟

297
00:32:14,100 --> 00:32:19,110
‫هیچی، عزیزم.
‫برگرد تو اتاقت بازی کن.

298
00:32:39,940 --> 00:32:44,350
‫وقتی اولین بار این پسر رو دیدی،
‫قبلش بازرس بوویل رو چاقو زده بود؟

299
00:32:44,440 --> 00:32:44,890
‫بله.

300
00:32:44,980 --> 00:32:47,460
‫اون پایین چه خبره؟

301
00:32:49,310 --> 00:32:52,770
‫هیچکس دیگه‌ای تو خیابون
‫جز اون دو نفر نبود.

302
00:32:52,860 --> 00:32:55,320
‫سؤال دیگه‌ای از شاهد
‫ندارید؟

303
00:32:55,410 --> 00:32:58,220
‫نه، عالیجناب.
‫کار وکیل مدافع تموم شده.

304
00:32:58,310 --> 00:33:02,010
‫بسیار خب.
‫می‌تونید برید، ممنون.

305
00:33:02,510 --> 00:33:04,440
‫متهم لطفاً قیام کنه.

306
00:33:04,530 --> 00:33:08,610
‫حقایق این پرونده ساده
‫و سرراست هستند.

307
00:33:08,870 --> 00:33:11,950
‫من متهم رو مجرم می‌دانم
‫به اتهامات وارده.

308
00:33:12,900 --> 00:33:16,410
‫قبل از اینکه حکم رو صادر کنم
‫کسی حرفی داره که بزنه؟

309
00:33:16,500 --> 00:33:20,190
‫می‌خوام یه نفر رو به جایگاه
‫شاهد بیارم، عالیجناب،

310
00:33:20,420 --> 00:33:24,670
‫برای ارائه شرایط تخفیف
‫احتمالی به دادگاه،

311
00:33:24,760 --> 00:33:26,980
‫البته اگر دادگاه اجازه بده.

312
00:33:27,070 --> 00:33:28,580
‫آقای ویلفورت؟

313
00:33:28,670 --> 00:33:30,960
‫دادستانی اعتراضی نداره،
‫عالیجناب.

314
00:33:31,050 --> 00:33:32,350
‫بسیار خب.

315
00:33:32,810 --> 00:33:35,580
‫سابرین لوران رو به جایگاه
‫فرا می‌خوانم.

316
00:33:46,270 --> 00:33:49,540
‫- برای همین دعوتت کردم.
‫- دست راستتون رو بالا ببرید.

317
00:33:49,630 --> 00:33:54,160
‫قسم می‌خورید حقیقت رو بگید،
‫کل حقیقت رو، تا خدا کمکتون کنه؟

318
00:33:54,250 --> 00:33:56,970
‫قسم می‌خورم حقیقت رو بگم،
‫کل حقیقت رو.

319
00:33:57,250 --> 00:34:01,840
‫سابرین لوران، رابطه شما
‫با متهم چیه؟

320
00:34:02,220 --> 00:34:03,970
‫من مادرخوانده‌ش هستم.

321
00:34:04,060 --> 00:34:05,660
‫می‌تونید به دادگاه بگید

322
00:34:05,750 --> 00:34:08,470
‫چطور شدید مادرخوانده
‫گاستون؟

323
00:34:08,560 --> 00:34:15,320
‫من قابله‌م و ۱۶ سال پیش
‫گاستون رو به دنیا آوردم.

324
00:34:20,260 --> 00:34:21,540
‫چقدر دیگه مونده؟

325
00:34:22,220 --> 00:34:23,970
‫نزدیکه.

326
00:34:26,630 --> 00:34:29,830
‫اسم پدر بچه رو
‫به خاطر دارید؟

327
00:34:35,170 --> 00:34:38,530
‫پدرش آقای ویلفورت بود،

328
00:34:40,730 --> 00:34:43,790
‫دادستان کل،
‫اون آقایی که اونجا نشسته.

329
00:34:48,430 --> 00:34:53,230
‫- دارید شوخی می‌کنید؟
‫- نه، عالیجناب.

330
00:34:53,550 --> 00:34:56,310
‫سکوت!
‫سکوت دادگاه رو رعایت کنید!

331
00:34:57,540 --> 00:35:00,150
‫و مادری که اون شب
‫داشت زایمان می‌کرد،

332
00:35:00,280 --> 00:35:02,460
‫هویتش رو می‌دونید؟

333
00:35:04,040 --> 00:35:08,540
‫می‌دونی اگه این موضوع
‫لو بره،

334
00:35:08,630 --> 00:35:10,530
‫کار من تمومه؟

335
00:35:10,630 --> 00:35:12,630
‫هرمین دانگلار.

336
00:35:15,330 --> 00:35:16,960
‫ساکت!

337
00:35:17,910 --> 00:35:22,320
‫این چرنده. دادستانی
‫به این شاهد اعتراض داره.

338
00:35:22,410 --> 00:35:26,350
‫فکر می‌کنم می‌تونیم اجازه بدیم، آقای ویلفورت،
‫خصوصاً که ایشون دارن توضیح می‌دن...

339
00:35:26,440 --> 00:35:30,250
‫نه، این قضیه هیچ ربطی به قتل
‫بازرس بوویل نداره، قربان.

340
00:35:30,340 --> 00:35:35,120
‫لطفاً بشینید،
‫آقای ویلفورت.

341
00:35:42,820 --> 00:35:44,020
‫ادامه بدید.

342
00:35:44,860 --> 00:35:48,660
‫می‌تونید به ما بگید بعد از
‫به دنیا اومدن بچه چه اتفاقی افتاد؟

343
00:35:49,640 --> 00:35:56,200
‫آقای ویلفورت دستمزدم رو داد
‫و منو از خونه بیرون کرد،

344
00:35:56,290 --> 00:36:00,040
‫و تهدیدم کرد که
‫مبادا به کسی چیزی بگم.

345
00:36:00,600 --> 00:36:07,550
‫حس کردم یه جای کار می‌لنگه،
‫برای همین یواشکی رفتم تو باغ.

346
00:36:07,640 --> 00:36:09,600
‫و اونجا چی دیدی؟

347
00:36:43,760 --> 00:36:49,030
‫داخل جعبه یه نوزاد بود، زنده.

348
00:36:51,510 --> 00:36:55,830
‫سکوت رو رعایت کنید،
‫وگرنه بیرونتون می‌کنم.

349
00:36:57,180 --> 00:37:01,820
‫آقای ویلفورت، می‌دونستید
‫که متهم پسر شماست؟

350
00:37:12,300 --> 00:37:15,210
‫آقای ویلفورت،
‫ازتون سؤال پرسیدم.

351
00:37:19,750 --> 00:37:23,930
‫خانمی که در جایگاه هست رو
‫می‌شناسید؟

352
00:37:35,480 --> 00:37:37,850
‫بلندتر صحبت کنید، قربان. نمی‌شنوم.

353
00:37:42,890 --> 00:37:45,630
‫گفتم...

354
00:37:50,990 --> 00:37:53,900
‫هیچکس بالاتر از قانون نیست.

355
00:37:56,680 --> 00:37:58,460
‫از جمله خودم.

356
00:38:05,180 --> 00:38:06,860
‫من...

357
00:38:09,550 --> 00:38:12,130
‫من از این پرونده کنار می‌کشم.

358
00:38:14,600 --> 00:38:17,370
‫ساکت! ساکت!

359
00:38:37,050 --> 00:38:39,440
‫چی شده؟

360
00:38:41,570 --> 00:38:43,200
‫نه، نه...

361
00:38:44,640 --> 00:38:48,840
‫ادوارد؟
‫نفس بکش، ادوارد.

362
00:38:49,000 --> 00:38:51,560
‫نفس بکش، چشمات رو باز کن.

363
00:38:51,720 --> 00:38:55,880
‫نفس بکش.
‫زود باش، پسرم. نفس بکش.

364
00:38:57,120 --> 00:39:00,800
‫چشمات رو باز کن. نفس بکش.

365
00:39:10,720 --> 00:39:14,440
‫کمک! یکی کمکم کنه!

366
00:39:59,130 --> 00:40:01,680
‫خدایا، منو ببخش.

367
00:40:06,360 --> 00:40:07,980
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

368
00:40:13,870 --> 00:40:15,490
‫من...

369
00:40:16,020 --> 00:40:18,190
‫اومدم یه چیزی رو نشونت بدم.

370
00:40:21,470 --> 00:40:23,550
‫ولی دیگه لازم نیست.

371
00:42:17,790 --> 00:42:18,990
‫بیا تو.

372
00:42:23,720 --> 00:42:28,660
‫آقایون،
‫قرارداد من با شما تموم شده.

373
00:42:29,600 --> 00:42:32,410
‫فردا برمی‌گردید
‫تالامون.

374
00:42:33,760 --> 00:42:38,080
‫می‌خوام برای خدمات بی‌نظیری
‫ که به من دادین، ازتون تشکر کنم.

375
00:42:42,970 --> 00:42:45,410
‫کارت اینجا تموم شده؟

376
00:42:46,580 --> 00:42:48,800
‫کارهای باقی مونده رو
‫خودم می‌تونم انجام بدم.

377
00:42:50,980 --> 00:42:53,730
‫می‌تونید کالسکه و همه اسب‌ها رو
‫با خودتون ببرید.

378
00:42:53,820 --> 00:42:56,070
‫بهشون نیاز ندارم.

379
00:43:00,010 --> 00:43:05,720
‫- حالا کجا می‌خوای بری؟
‫- می‌خوام سفر کنم.

380
00:43:10,110 --> 00:43:13,180
‫اتوره می‌خواد در خدمت
‫شما بمونه.

381
00:43:14,950 --> 00:43:19,520
‫نه، باید با جاکوپو برگردی.

382
00:43:19,610 --> 00:43:25,260
‫سالانه، برای هردوتون با پست
‫مبلغی رو می‌فرستم.

383
00:43:26,840 --> 00:43:31,600
‫و وقتی پول‌ها قطع بشه،
‫معنیش اینه که من مُرده‌م.

384
00:43:35,240 --> 00:43:37,370
‫زود نمیر.

385
00:43:39,820 --> 00:43:44,550
‫بگو ببینم، جاکوپو، کنجکاوم.

386
00:43:45,330 --> 00:43:49,390
‫وقتی اولین بار کادروس رو دیدی،
‫پیشنهاد کردی چشم‌هاش رو دربیاری

387
00:43:49,490 --> 00:43:52,680
‫و بعد زبونش رو
‫تا نتونه جیغ بکشه.

388
00:43:54,100 --> 00:43:56,060
‫واقعاً می‌خواستی این کار رو بکنی؟

389
00:43:57,360 --> 00:44:01,700
‫می‌دونید، کنت، من تمام عمرم
‫با حقایق نصفه‌نیمه زندگی کردم.

390
00:44:02,360 --> 00:44:06,130
‫- به نظرم برام جواب می‌ده.
‫- آره، یعنی نمی‌کردی.

391
00:44:06,220 --> 00:44:09,390
‫اگه بگم نه، فکر می‌کنید
‫حقیقتی نصفه‌نیمه‌ست.

392
00:44:09,480 --> 00:44:12,790
‫اگه بگم آره هم همین طور.

393
00:44:20,440 --> 00:44:22,940
‫این برای خورد و خوراک
‫توی مسیر برگشت.

394
00:44:27,360 --> 00:44:31,780
‫این حقیقتی نصفه‌نیمه نیست اگه بگم...

395
00:44:31,870 --> 00:44:35,050
‫افتخار بزرگی بوده که
‫در خدمت شما بودم، ادموند.

396
00:44:36,740 --> 00:44:38,360
‫ممنون، جاکوپو.

397
00:44:41,240 --> 00:44:45,350
‫- اتوره هم همین طور فکر می‌کنه.
‫- ممنون، اتوره.

398
00:44:46,800 --> 00:44:50,160
‫وقتی پول می‌فرستی،
‫یه نامه کوچیک هم باهاش بفرست.

399
00:44:50,250 --> 00:44:52,770
‫می‌خوایم از حالت باخبر بشیم.

400
00:44:52,930 --> 00:44:57,860
‫وقتی برسم خونه، می‌خوام
‫خوندن و نوشتن یاد بگیرم.

401
00:44:59,740 --> 00:45:01,240
‫حتماً.

402
00:45:49,420 --> 00:45:51,640
‫برای توئه، دانگلار.

403
00:45:59,740 --> 00:46:05,130
‫- بارون دانگلار، اگه ممکنه.
‫- نامه رو بگیر و خفه شو.

404
00:46:33,480 --> 00:46:35,740
‫«بارون دانگلار عزیز...

405
00:46:36,600 --> 00:46:41,480
‫شاید تعجب کنی که بفهمی
‫اسم واقعی من ادموند دانتسه.»

406
00:46:44,030 --> 00:46:49,620
‫اون نامه‌ی دیگه که همراه این نامه‌ست،
‫ که تو با کمک فرناند موندگو نوشتی...

407
00:46:49,710 --> 00:46:53,290
‫و بعدش به دست
‫آقای ویلفورت رسید...

408
00:46:53,670 --> 00:46:57,140
‫و باعث شد من ۱۵ سال رنج عظیم رو...

409
00:46:57,230 --> 00:47:00,010
‫تو سیاهچال‌های قلعه‌ی ایف
‫تحمل کنم...

410
00:47:00,960 --> 00:47:05,170
‫همون مدتی که فکر می‌کنم تو
‫توی زندان لافورس خواهی گذروند...

411
00:47:05,260 --> 00:47:07,550
‫البته برای جرم‌هایی که واقعاً مرتکب شدی...

412
00:47:09,130 --> 00:47:13,720
‫برخلاف جرم‌های من،
‫که کاملاً ساختگی بودن...

413
00:47:17,820 --> 00:47:20,780
‫امیدوارم اون‌جا بهت بد بگذره...

414
00:47:22,300 --> 00:47:24,080
‫با احترام.»

415
00:47:25,650 --> 00:47:28,910
‫«کنت مونت کریستو»

416
00:47:31,600 --> 00:47:33,340
‫تخم سگ

417
00:47:35,290 --> 00:47:37,680
‫حرومزاده‌ی کثافت.

418
00:48:50,250 --> 00:48:52,170
‫ادموند.

419
00:48:53,820 --> 00:48:55,440
‫لب ساحل بهم گفتن،

420
00:48:55,600 --> 00:48:59,570
‫یه زن کاتالان هر  روز صبح
‫میاد اینجا تا به دریا نگاه کنه.

421
00:49:03,700 --> 00:49:05,800
‫قلعه‌ی ایف رو می‌بینی؟

422
00:49:10,390 --> 00:49:13,290
‫فکر کردن به تو
‫منو اونجا زنده نگه داشت.

423
00:49:16,230 --> 00:49:19,610
‫قرار بود ماه عسلمون رو
‫تو پاریس بگذرونیم، یادته؟

424
00:49:19,900 --> 00:49:21,950
‫آره، یادمه.

425
00:49:23,220 --> 00:49:27,960
‫الان که دیگه امکانش
‫برای هیچ کدوممون نیست.

426
00:49:32,900 --> 00:49:39,150
‫اومدم بهت بگم
‫که امروز دارم می‌رم.

427
00:49:40,850 --> 00:49:42,670
‫از فرانسه می‌رم.

428
00:49:47,520 --> 00:49:49,380
‫مدت زیادی می‌ری؟

429
00:49:51,060 --> 00:49:52,960
‫شاید دیگه برنگردم.

430
00:49:57,950 --> 00:50:06,250
‫یه کشیشی رو اونجا ملاقات کردم،
‫پیرمرد دانایی بود.

431
00:50:07,360 --> 00:50:13,760
‫بهم گفت، «اگه نقشه‌ی انتقام داری،
‫باید اول قبر خودت رو بکنی.»

432
00:50:19,480 --> 00:50:21,060
‫حق داشت.

433
00:50:44,590 --> 00:50:46,410
‫عشق شفابخشه.

434
00:50:47,627 --> 00:50:57,627
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

435
00:50:58,182 --> 00:51:03,308
‫[پایان سریال]

436
00:51:03,570 --> 00:51:13,570
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

