﻿1
00:00:32,980 --> 00:00:36,280
‫اون کنت مورسرفه؟

2
00:00:38,090 --> 00:00:39,890
‫بله، خودشه.

3
00:00:49,630 --> 00:00:53,700
‫حتماً  واسه ازدواج اوژنی و آلبرت
‫خیلی هیجان‌زده‌ داری.

4
00:00:54,860 --> 00:00:56,720
‫دیگه به سن ازدواج رسیدن.

5
00:00:58,360 --> 00:01:00,580
‫فکر کنم با هم بزرگ شدن.

6
00:01:01,350 --> 00:01:06,150
‫نمی‌دونستم. دانگلار چند روز پیش
‫اومد پیشم و بهم گفت.

7
00:01:06,320 --> 00:01:08,990
‫خانواده‌هامون مدت زیادیه
‫که با هم صمیمی هستن.

8
00:01:10,580 --> 00:01:12,700
‫زوج قشنگی می‌شن.

9
00:01:14,860 --> 00:01:18,430
‫حیف که دانگلار خیلی مطمئن نیست.

10
00:01:20,050 --> 00:01:24,310
‫- نیست؟
‫- به نظر من که اینطور نمیومد.

11
00:01:25,450 --> 00:01:27,200
‫چی گفت؟

12
00:01:29,410 --> 00:01:32,430
‫حرف دقیقش یادم نمیاد،

13
00:01:32,520 --> 00:01:38,260
‫ولی منظورش این بود که
‫آرزوهای بزرگ‌تری برای اوژنی داره.

14
00:01:39,010 --> 00:01:41,000
‫آرزوهای بزرگ‌تر...

15
00:01:41,940 --> 00:01:44,190
‫ببخشید، من...؟

16
00:01:44,580 --> 00:01:49,170
‫حرف بدی زدم؟
‫گاهی پیش میاد حرف بیخود از زبونم می‌پره بیرون

17
00:01:49,260 --> 00:01:53,770
‫شاید  اشتباه متوجه شده باشم، پس...

18
00:01:54,163 --> 00:01:57,193
‫سروان بهتره حرفم رو نشنیده بگیرین.

19
00:01:59,749 --> 00:02:02,489
‫پس دانگلار داره پا پس می‌کشه؟

20
00:02:03,140 --> 00:02:05,300
‫می‌دونی که پدرها
‫وقتی پای آینده‌ی دخترشون وسط باشه

21
00:02:05,390 --> 00:02:08,300
‫دودل می‌شن.

22
00:02:08,325 --> 00:02:11,405
‫نمی‌دونم، من دختر ندارم.

23
00:02:13,660 --> 00:02:15,740
‫شما بچه دارین، کنت؟

24
00:02:19,700 --> 00:02:21,770
‫من حتی زن هم ندارم.

25
00:03:37,560 --> 00:03:40,220
‫کنت مورسرف اومدن شما رو ببینن، قربان.

26
00:03:40,820 --> 00:03:42,380
‫بفرستش تو.

27
00:03:45,020 --> 00:03:49,120
‫دیروز اومدم خونه‌ت ببینمت،
‫ولی گفتن بیرونی.

28
00:03:49,590 --> 00:03:50,790
‫بله.

29
00:03:52,560 --> 00:03:54,830
‫نمی‌خوای تعارف کنی بشینم؟

30
00:03:55,182 --> 00:03:56,442
‫آه، بشین.

31
00:04:02,210 --> 00:04:05,070
‫- قهوه می‌خوری؟
‫- نه، ممنون.

32
00:04:05,710 --> 00:04:08,670
‫دلیل ملاقاتت چیه؟

33
00:04:08,760 --> 00:04:12,520
‫فکر می‌کنم وقتشه که ازدواج

34
00:04:12,610 --> 00:04:15,030
‫ آلبرت و دخترت اوژنی رو نهایی کنیم.

35
00:04:17,310 --> 00:04:19,880
‫- این همه عجله واسه چیه؟
‫- سؤال اینه که چرا دست‌دست کنیم؟

36
00:04:19,970 --> 00:04:21,520
‫خیلی وقته که
‫تصمیم به این وصلت گرفتیم

37
00:04:21,610 --> 00:04:26,870
‫خب، مال اون موقع بود،
‫ولی الان... الانه.

38
00:04:27,690 --> 00:04:29,980
‫چی داری می‌گی دانگلار؟
‫نمی‌فهمم منظورت چیه.

39
00:04:30,070 --> 00:04:33,990
‫- شرایط فرق کرده.
‫- یعنی چی؟

40
00:04:37,430 --> 00:04:39,060
‫من...

41
00:04:40,790 --> 00:04:42,440
‫نظرم عوض شده.

42
00:04:44,000 --> 00:04:47,370
‫- به چه دلیلی؟
‫- متأسفانه نمی‌تونم دلیلش رو بگم.

43
00:04:47,460 --> 00:04:49,470
‫چه مرگت شده؟

44
00:04:49,560 --> 00:04:53,180
‫نگو که این اسپادای دلقک ایتالیایی
‫یه ربطی به این قضیه داره.

45
00:04:53,290 --> 00:04:56,570
‫لطفاً بشین.
‫خوشم نمیاد سرمو بگیرم بالا نگات کنم.

46
00:04:59,750 --> 00:05:02,390
‫دانگلار، ما سال‌های زیادیه
‫که همو می‌شناسیم.

47
00:05:02,950 --> 00:05:05,700
‫چیزایی هست که ما رو
‫حتی از برادر هم نزدیک‌تر می‌کنه.

48
00:05:05,790 --> 00:05:10,250
‫چیزایی که همیشه باید بین خودمون راز بمونه.

49
00:05:16,940 --> 00:05:20,190
‫دارین تهدیدم می‌کنین جناب کنت؟

50
00:05:20,280 --> 00:05:23,700
‫شما باید به من توضیح بدید جناب.
‫چه اتفاقی افتاده که باعث شده

51
00:05:23,790 --> 00:05:25,770
‫پسر من از چشمتون بیفته؟

52
00:05:25,860 --> 00:05:29,670
‫این به خاطر مشکل شخصی با وایکنت نیست.

53
00:05:29,760 --> 00:05:32,440
‫پس با کی مشکل دارید؟

54
00:05:32,530 --> 00:05:34,860
‫فکر می‌کنم بهتره وارد جزئیات نشم.

55
00:05:34,950 --> 00:05:39,680
‫من اصرار دارم که توضیح بدید!
‫مادام مورسرف ناراحتتون کرده؟

56
00:05:39,770 --> 00:05:43,740
‫- ثروت من کمه؟
‫- نه، اصلاً اینطور نیست قربان.

57
00:05:43,830 --> 00:05:46,160
‫به خاطر این امتیاز راه‌آهنه؟

58
00:05:46,250 --> 00:05:49,050
‫می‌دونید که تصویب شده
‫و پارلمان تأییدش کرده؟

59
00:05:49,140 --> 00:05:54,110
‫نه قضیه این نیست. بذارید بگم که ممنونم
‫که به نفع من لابی کردید.

60
00:05:54,200 --> 00:05:57,010
‫ما پنج سال پیش
‫سر این وصلت توافق کردیم.

61
00:05:57,100 --> 00:05:58,730
‫همونطور که گفتم،
‫مال اون موقع بود، ولی این...

62
00:05:58,820 --> 00:06:02,030
‫نمی‌خواید با خانواده من وصلت کنید، آره؟

63
00:06:02,120 --> 00:06:06,370
‫فقط یه ماه صبر کنید.
‫عجله‌ای نیست، هست؟

64
00:06:06,460 --> 00:06:11,260
‫نمی‌خوام صبر کنم تا منو خوار کنین.
‫یا همین الان تاریخو مشخص کنین یا اصلاً نکنین.

65
00:06:11,350 --> 00:06:13,630
‫نمی‌فهمم چرا اینقدر ناراحتید.

66
00:06:13,720 --> 00:06:19,000
‫من فقط ازتون می‌خوام که اجازه بدید
‫تصمیمم رو به تعویق بندازم.

67
00:06:19,090 --> 00:06:21,210
‫این چرندیات رو تمومش کنین.

68
00:06:32,170 --> 00:06:34,440
‫می‌دونستید که فرناند موندگو

69
00:06:34,530 --> 00:06:37,380
‫یه زمانی یه ماهیگیر معمولی کاتالانی بود؟

70
00:06:39,420 --> 00:06:43,230
‫- فرناند موندگو کیه؟
‫- کنت مورسرف.

71
00:06:43,320 --> 00:06:48,300
‫این اسم اصلیشه.
‫یه ماهیگیر بی‌اهمیت تو مارسی بود.

72
00:06:48,390 --> 00:06:51,520
‫رفت تو ارتش،
‫یه جوری از رده‌ها بالا رفت،

73
00:06:51,610 --> 00:06:53,510
‫و دیگه هیچوقت به عقب نگاه نکرد.

74
00:06:55,543 --> 00:06:58,660
‫یه افسر فرانسوی به اسم موندگو نبود

75
00:06:58,750 --> 00:07:01,580
‫که تو اون ماجرای الجزایر دخیل بود؟

76
00:07:01,670 --> 00:07:05,030
‫همونی که علی پاشا توش کشته شد.

77
00:07:05,590 --> 00:07:10,230
‫خیلی سال پیش بود، ولی آره،
‫یادمه اون موقع یه حرفایی درموردش بود.

78
00:07:11,050 --> 00:07:14,310
‫اشراف‌زاده‌های فرانسوی
‫خیلی علی پاشا رو قبول داشتن.

79
00:07:14,400 --> 00:07:17,520
‫آره،
‫متحد شش‌دنگ ما بود.

80
00:07:17,660 --> 00:07:18,960
‫درسته.

81
00:07:20,590 --> 00:07:24,270
‫شما تو الجزایر آشنا دارید؟

82
00:07:26,590 --> 00:07:27,790
‫دارم.

83
00:07:29,390 --> 00:07:30,910
‫چرا می‌پرسید؟

84
00:07:31,633 --> 00:07:33,563
‫همینجوری.

85
00:07:35,820 --> 00:07:38,760
‫شاید بد نباشه که تحقیق کنید.

86
00:07:41,718 --> 00:07:45,977
‫ب‍...ام‍...اب‍...ی‍ن

87
00:07:51,810 --> 00:07:53,980
‫چی شده عزیزم؟

88
00:07:55,540 --> 00:07:58,470
‫پدرم می‌خواد من با کنت اسپادا ازدواج کنم.

89
00:07:59,410 --> 00:08:02,280
‫- طفلکی.
‫- اول آلبرت و حالا این احمق.

90
00:08:02,370 --> 00:08:06,700
‫بابا میگه اگه این کار رو نکنم،
‫تا آخر ماه ورشکست می‌شه.

91
00:08:06,850 --> 00:08:10,470
‫پای قرارداد خرید زمین‌هایی
‫که از اینجا تا کاله هست وسطه، تا راه‌آهن بسازه.

92
00:08:10,560 --> 00:08:14,020
‫و کنت اسپادا و مونت کریستو
‫هر کدوم پنج میلیون سرمایه‌گذاری می‌کنن،

93
00:08:14,110 --> 00:08:16,920
‫ولی فقط اگه
‫من با اسپادا نامزد کنم.

94
00:08:17,620 --> 00:08:19,980
‫وگرنه،
‫پدرم کرور کرور پول از دست میده.

95
00:08:20,950 --> 00:08:22,910
‫ولی این باج‌خواهیه.

96
00:08:26,930 --> 00:08:28,870
‫چیکار کنم، لوییز؟

97
00:08:30,950 --> 00:08:33,310
‫یه فکری می‌کنیم.

98
00:08:47,390 --> 00:08:49,670
‫همه‌شون جیب‌برن.

99
00:08:49,760 --> 00:08:52,440
‫- مطمئنی می‌شناسیش؟
‫- آره، مطمئنم.

100
00:08:52,530 --> 00:08:55,370
‫هر شب زیر اینجا می‌خوابن.

101
00:08:57,700 --> 00:08:59,700
‫اونجا، نفر سوم.

102
00:09:00,740 --> 00:09:02,530
‫اون گاستونه.

103
00:09:07,130 --> 00:09:10,190
‫قابله مثل پسر خودش بزرگش کرد.

104
00:09:13,210 --> 00:09:16,590
‫- ولی حالا یه دزد کثیفه.
‫- آره.

105
00:09:17,380 --> 00:09:19,910
‫می‌دونه که ویلفور پدرشه؟

106
00:09:20,000 --> 00:09:23,820
‫نه. و ویلفور هم درمورد اون چیزی نمی‌دونه.

107
00:09:23,980 --> 00:09:27,200
‫اگه می‌دونست،
‫پسره رو می‌کشت.

108
00:09:34,611 --> 00:09:35,938
‫آخ، چی شده؟

109
00:09:39,370 --> 00:09:41,560
‫ساکت باش!
‫ساکت باش!

110
00:09:42,730 --> 00:09:44,470
‫باشه؟ باشه؟

111
00:09:46,700 --> 00:09:48,250
‫آفرین.

112
00:09:49,470 --> 00:09:51,030
‫پسر خوب.

113
00:09:53,280 --> 00:09:55,200
‫پسره رو گرفتیم، کنت.

114
00:09:57,180 --> 00:10:00,900
‫- کی کادروس رو می‌بینی؟
‫- همین الان می‌رم.

115
00:10:02,500 --> 00:10:05,930
‫بهش بگو به پسره خبر بده که
‫پول همه‌چی پرداخت شده.

116
00:10:06,020 --> 00:10:10,280
‫- چرا؟
‫- نپرس چرا، جاکوپو. فقط انجامش بده.

117
00:10:12,420 --> 00:10:15,820
‫کادروس باید به پسره بگه که
‫کلی پول همراهشه.

118
00:10:15,910 --> 00:10:17,730
‫ولی پسره یه دزده.

119
00:10:18,130 --> 00:10:21,610
‫شاید بوویل داره
‫آپارتمان کادروس رو می‌پاد.

120
00:10:22,190 --> 00:10:24,470
‫کی می‌دونه چی پیش میاد؟

121
00:10:25,650 --> 00:10:28,010
‫باید کارش به دادگاه بکشه.

122
00:10:28,740 --> 00:10:30,700
‫می‌خواید از پسره استفاده کنید؟

123
00:10:31,920 --> 00:10:33,490
‫چرا که نه؟

124
00:10:34,730 --> 00:10:36,870
‫همونطور که خودت گفتی، اون پسر دزده.

125
00:10:39,100 --> 00:10:41,820
‫برو، کار خودت رو انجام بده.

126
00:10:42,580 --> 00:10:44,790
‫مطمئن شو که
‫کادروس گولش می‌زنه.

127
00:11:02,980 --> 00:11:04,420
‫خب.

128
00:11:04,870 --> 00:11:08,850
‫همه‌چیز آماده شده که از اینجا بری
‫پیش مادرت.

129
00:11:09,100 --> 00:11:12,770
‫ولی حتماً باید به این شرطی که می‌ذارم
‫پایبند باشی.

130
00:11:12,860 --> 00:11:15,000
‫اگه بدرفتاری کنی،

131
00:11:15,090 --> 00:11:18,930
‫مستقیم پرتت می‌کنن بیرون
‫و باید دوباره توی خیابون زندگی کنی.

132
00:11:19,970 --> 00:11:22,260
‫خوب به این فکر کن،
‫گاستون.

133
00:11:22,350 --> 00:11:25,600
‫با کسی که من براش کار می‌کنم
‫شانس دوم در کار نیست.

134
00:11:25,690 --> 00:11:27,270
‫اون مادر من نیست.

135
00:11:29,070 --> 00:11:32,960
‫- من فرزندخونده‌م.
‫- سابرین به یه دلیلی دوستت داره.

136
00:11:33,050 --> 00:11:36,480
‫باید به خاطر این قدردان باشی
‫و از اربابم تشکر کنی.

137
00:11:36,570 --> 00:11:40,270
‫همه اینا براش
‫خیلی خرج برداشته.

138
00:11:40,360 --> 00:11:45,030
‫- چقدر؟
‫- یه مبلغ خیلی خیلی قابل توجه.

139
00:11:45,637 --> 00:11:50,910
‫حالا، برو بخواب.
‫اول صبح راه می‌افتیم.

140
00:12:50,320 --> 00:12:52,040
‫می‌شناسمت!

141
00:12:52,540 --> 00:12:57,230
‫می‌شناسمت، جیب‌بر کوچولو!
‫پیش کادروس چیکار می‌کردی؟

142
00:12:58,170 --> 00:13:01,380
‫و چرا اینجوری لباس پوشیدی؟
‫توضیح بده، پسر!

143
00:13:01,470 --> 00:13:04,710
‫- دارم می‌رم خونه!
‫- تو خونه نداری.

144
00:13:05,990 --> 00:13:08,790
‫و این، ها؟
‫اینو از کی دزدیدی؟

145
00:13:08,880 --> 00:13:11,330
‫- پسش بده!
‫- فکر نکنم.

146
00:13:11,420 --> 00:13:13,220
‫دیگه چی تو جیبت داری؟

147
00:13:20,060 --> 00:13:26,260
‫حرومزاده‌ی کثافت...!

148
00:13:28,680 --> 00:13:31,690
‫اون پایین چه خبره؟

149
00:13:44,050 --> 00:13:45,840
‫ببخشید؟

150
00:13:46,170 --> 00:13:49,530
‫گاستون رو به جرم قتل بوویل
‫دستگیر کردن.

151
00:13:49,950 --> 00:13:52,470
‫- چی؟
‫- بوویل سعی کرد پسره رو دستگیر کنه،

152
00:13:52,560 --> 00:13:56,030
‫و اونم چاقوش زد. پلیس
‫یه شاهد داره که همه‌چیز رو دیده.

153
00:13:56,120 --> 00:13:59,590
‫من می‌خواستم پسره رو
‫ به جرم دزدی دستگیر کنن، نه قتل.

154
00:13:59,680 --> 00:14:03,370
‫- به خاطر این کار سرش رو می‌زنن.
‫- پسره رو فراموش کن.

155
00:14:03,460 --> 00:14:07,290
‫مشکل ما کادروسه.
‫اون لو رفته.

156
00:14:08,290 --> 00:14:10,120
‫باید سریع عمل کنیم.

157
00:14:24,270 --> 00:14:25,720
‫پسره رو آزاد کن.

158
00:14:30,970 --> 00:14:34,180
‫خب، بریم
‫با کادروس حرف بزنیم.

159
00:14:40,920 --> 00:14:43,020
‫پلیس! درو باز کن!

160
00:15:00,480 --> 00:15:02,730
‫مطمئنید این آپارتمانشه؟

161
00:15:04,630 --> 00:15:06,120
‫بود.

162
00:15:12,110 --> 00:15:14,130
‫حرومزاده‌ی دروغگو.

163
00:15:23,860 --> 00:15:28,690
‫تا دادگاه نگهش می‌داریم تو زندان لافورس،
‫موسیو ویلفور، به جرم قتل.

164
00:15:32,490 --> 00:15:37,020
‫کاش می‌تونستم بمونم
‫و ببینم قضایا چطور پیش می‌ره.

165
00:15:37,110 --> 00:15:39,310
‫امنیت اولویت داره، کادروس.

166
00:15:41,130 --> 00:15:45,075
‫ویلفور و چند تا پلیس با اون پسره گاستون
‫رفتن سراغ اقامت‌گاه کادروس

167
00:15:45,230 --> 00:15:47,790
‫حتماً خیلی
‫غافلگیر شدن.

168
00:15:48,360 --> 00:15:50,800
‫باید ترتیبی بدی که سابرین،
‫مادرخونده گاستون،

169
00:15:50,890 --> 00:15:53,190
‫هر چه زودتر از تالامونه
‫برگردونده بشه.

170
00:15:53,280 --> 00:15:54,480
‫بله قربان.

171
00:15:55,810 --> 00:15:57,380
‫نیویورک سیتی.

172
00:15:57,640 --> 00:15:59,980
‫نیویورک؟
‫اونجا کاری داری؟

173
00:16:00,070 --> 00:16:05,650
‫فکر می‌کنم یه میخونه باز کنم.
‫کار و بارش رو بلدم.

174
00:16:05,930 --> 00:16:08,200
‫تو آمریکا بهش می‌گن بار.

175
00:16:08,620 --> 00:16:12,710
‫باید یکی باز کنی که صدف دریایی،
‫ویسکی مالت و شامپاین بفروشه.

176
00:16:12,800 --> 00:16:16,780
‫نزدیک بورس بازش کن
‫تا اون جور مشتری‌ها رو جذب کنی.

177
00:16:17,440 --> 00:16:20,060
‫یه چیز کوچیک
‫برات دارم، کادروس.

178
00:16:25,840 --> 00:16:29,000
‫خیلی بهم کمک کردی.
‫ممنون.

179
00:16:30,260 --> 00:16:32,540
‫جبران کردم؟

180
00:16:33,970 --> 00:16:36,750
‫کمک کردی ایمانم به بشریت
‫برگرده.

181
00:16:37,470 --> 00:16:39,390
‫خیلی‌ها نتونستن این کار رو بکنن.

182
00:16:43,570 --> 00:16:44,910
‫برام نامه بنویس.

183
00:16:45,943 --> 00:16:51,413
‫امیدوارم وقتی همه این ماجراها تموم شد،
‫به آرامش برسی، ادموند.

184
00:16:54,906 --> 00:16:56,126
‫منم همین طور.

185
00:17:04,126 --> 00:17:05,516
‫منم همین طور.

186
00:17:42,197 --> 00:17:53,197
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

187
00:18:19,020 --> 00:18:20,570
‫خب، حالا!

188
00:18:20,740 --> 00:18:23,340
‫درمورد کنت مورسرف
‫حق با شما بود.

189
00:18:23,480 --> 00:18:25,830
‫همین الان از الجزایر
‫خبر رسید.

190
00:18:25,920 --> 00:18:32,520
‫سابقه‌ی پروپیمانی هست که
‫فرناند موندگو رو به علی پاشا ربط می‌ده.

191
00:18:32,610 --> 00:18:34,120
‫نه.

192
00:18:34,210 --> 00:18:38,930
‫سابقه‌ای که ظاهراً خیلی ناخوشایند
‫به پایان رسیده.

193
00:18:39,060 --> 00:18:41,340
‫بیا، اینو بخون.

194
00:18:45,510 --> 00:18:47,940
‫باید تا ظهر تموم بشه.

195
00:19:04,150 --> 00:19:07,690
‫انکوایرر ادعا می‌کنه که اطلاعاتی داره
‫درباره یه افسر فرانسوی

196
00:19:07,780 --> 00:19:11,680
‫به اسم فرناند که تو سال ۱۸۱۷
‫تو الجزایر به علی پاشا خیانت کرده.

197
00:19:13,050 --> 00:19:16,240
‫«یه عمل بزدلانه نفرت‌انگیز
‫که منجر به مرگ علی پاشا شد»

198
00:19:16,330 --> 00:19:19,210
‫«و از دست رفتن ثروتش.
‫ادامه دارد.»

199
00:19:19,300 --> 00:19:22,420
‫موسیو بوشان اومدن شما رو ببینه،
‫جناب وایکنت.

200
00:19:23,580 --> 00:19:25,050
‫ببرش به آپارتمانم.

201
00:19:25,140 --> 00:19:26,860
‫چرا دعوتش نمی‌کنی
‫واسه صبحونه بیاد پیشمون؟

202
00:19:26,950 --> 00:19:30,020
‫چون روزنامه اون بوده
‫که این تهمت کذایی رو چاپ کرده.

203
00:19:32,990 --> 00:19:34,530
‫می‌تونی اینو توضیح بدی؟

204
00:19:35,430 --> 00:19:38,300
‫- واسه همین اینجام، آلبرت.
‫- پس قضیه راجع‌به پدر منه؟

205
00:19:38,390 --> 00:19:41,480
‫یه نامه‌ی پراتهام دادن
‫به رئیس انکوایرر

206
00:19:41,570 --> 00:19:43,210
‫که اصرار داشت کاملاً چاپش کنم.

207
00:19:43,300 --> 00:19:46,430
‫ازش خواستم وقت بده تا ادعاها رو بررسی کنم،
‫صحتشون رو تأیید کنم.

208
00:19:46,520 --> 00:19:49,070
‫می‌خوام بدونم
‫پدرم به چی متهم شده.

209
00:19:49,160 --> 00:19:51,610
‫شرافت خانواده‌م
‫اینجا در خطره.

210
00:19:51,770 --> 00:19:53,740
‫مطمئنم ادعاها دروغه و اگه اینطور باشه،

211
00:19:53,830 --> 00:19:56,760
‫روزنامه‌م فردا صبح
‫یه تکذیبیه کامل چاپ می‌کنه.

212
00:19:56,850 --> 00:20:00,670
‫حداقل می‌تونی بگی کی این نامه رو
‫داده به رئیستون؟

213
00:20:02,140 --> 00:20:05,120
‫بارون دانگلار.
‫ولی نامه با دست‌خط اون نیست.

214
00:20:05,210 --> 00:20:07,640
‫یه سردفتر از الجزایر
‫برای بارون نوشته.

215
00:20:07,730 --> 00:20:09,910
‫اون فقط به ما رسوندش.

216
00:20:12,150 --> 00:20:13,610
‫به چه دلیل؟

217
00:20:14,350 --> 00:20:15,910
‫نمی‌دونم.

218
00:20:20,880 --> 00:20:22,420
‫اینو دیدی؟

219
00:20:24,820 --> 00:20:26,640
‫این تازه اولشه.

220
00:20:27,540 --> 00:20:30,520
‫همونطور که گفته، ادامه دارد.

221
00:20:30,820 --> 00:20:33,780
‫فردا، فرناند باید جواب
‫یه سری سؤال رو بده،

222
00:20:33,870 --> 00:20:36,790
‫و اونجاست که برگ برنده‌مون رو رو می‌کنیم.

223
00:20:38,590 --> 00:20:42,900
‫- تکذیبیه رو چاپ می‌کنید؟
‫- ادعاها تأیید شدن.

224
00:20:42,990 --> 00:20:46,090
‫ولی حتماً اینا فقط شایعه‌ن.
‫چه مدرکی دارید؟

225
00:20:46,190 --> 00:20:48,600
‫به اندازه کافی که چاپش کنیم،
‫متأسفانه.

226
00:20:49,520 --> 00:20:51,120
‫دانگلار!

227
00:20:51,780 --> 00:20:53,480
‫بارون دانگلار!

228
00:20:53,650 --> 00:20:55,620
‫آلبرت، این وقت شب اینجا چیکار می‌کنی؟

229
00:20:55,710 --> 00:20:57,490
‫این مزاحمت یعنی چی؟

230
00:20:57,580 --> 00:20:59,610
‫- می‌دونم کار تو بود.
‫- معلوم هست چی می‌گی؟

231
00:20:59,700 --> 00:21:03,530
‫تو یه نامه فرستادی به انکوایرر
‫که پدرم رو متهم به جرم می‌کنه،

232
00:21:03,620 --> 00:21:05,870
‫و اسم خانواده‌م رو
‫بی‌آبرو می‌کنه.

233
00:21:05,960 --> 00:21:08,300
‫چرا؟ راضی نشدی که جلوی همه
‫منو تحقیر کردی،

234
00:21:08,390 --> 00:21:11,220
‫حالا می‌خوای اسم خانواده‌م رو
‫هم تو لجن بکشی؟

235
00:21:11,310 --> 00:21:13,400
‫آلبرت، چرا همچین چیزی می‌گی؟

236
00:21:13,490 --> 00:21:16,510
‫- مجبور شدم این کار رو بکنم.
‫- چطور؟

237
00:21:17,110 --> 00:21:21,860
‫خب، شاید نه مجبور،
‫ولی مجاب شدم که این کار رو بکنم.

238
00:21:21,950 --> 00:21:25,430
‫- که از اسم خودم محافظت کنم، می‌فهمی که.
‫- توسط کی؟

239
00:21:27,160 --> 00:21:34,810
‫توسط دوست شما و مشتری من،
‫کنت مونت کریستو.

240
00:21:58,910 --> 00:22:00,250
‫آلبرت.

241
00:22:01,690 --> 00:22:04,590
‫بخون.
‫بخون.

242
00:22:05,530 --> 00:22:06,730
‫اوه، نه.

243
00:22:08,510 --> 00:22:09,960
‫پدر کجاست؟

244
00:22:10,240 --> 00:22:13,210
‫به مجلس اعیان تو پارلمان احضار شده.

245
00:22:13,300 --> 00:22:14,970
‫دلیلش رو پرسیدم،
‫ولی نگفت.

246
00:22:15,060 --> 00:22:17,700
‫خب، فهمیدی چرا.

247
00:22:18,380 --> 00:22:21,360
‫- ساعت چند باید حاضر بشه؟
‫- ساعت ده.

248
00:22:23,720 --> 00:22:24,920
‫آلبرت.

249
00:22:40,340 --> 00:22:42,880
‫اینا رسیدهای فروشه.

250
00:22:44,276 --> 00:22:49,296
‫یکی از فرناند به سلطان،
‫یکی از سلطان به من.

251
00:22:51,870 --> 00:22:53,070
‫آماده‌ای؟

252
00:22:56,070 --> 00:22:59,610
‫- آره.
‫- خوبه. حالا نوبت ماست.

253
00:23:06,270 --> 00:23:09,550
‫آقایان، این جلسه ویژه مجلس

254
00:23:09,640 --> 00:23:14,670
‫اونقدر جدیه که
‫خود پادشاه خواستار تشکیلش شده.

255
00:23:15,920 --> 00:23:20,920
‫کنت مورسرف، عضو محترم
‫این مجلس،

256
00:23:21,770 --> 00:23:26,090
‫لطفاً بلند شید و به سؤالات
‫همکارانتون پاسخ بدید.

257
00:23:26,910 --> 00:23:30,320
‫روزنامه‌ی انکوایرر ادعا می‌کنه که
‫شما به علی پاشا خیانت کردید

258
00:23:30,410 --> 00:23:34,910
‫و دروازه‌های قلعه‌ش رو
‫به روی سلیمان و افرادش باز کردید،

259
00:23:35,890 --> 00:23:37,920
‫که بعد از اون ناپدید شدید

260
00:23:38,010 --> 00:23:41,050
‫و فقط بعد از اینکه قتل‌عام تموم شد
‫برگشتید،

261
00:23:41,140 --> 00:23:45,750
‫که سلیمان نصف ثروت علی پاشا رو
‫به عنوان پاداش به شما داد.

262
00:23:45,840 --> 00:23:47,400
‫دروغ می‌گن!

263
00:23:48,360 --> 00:23:50,340
‫این داستان رو کسی سر هم کرده

264
00:23:50,430 --> 00:23:52,880
‫که مشخصاً با من
‫دشمنی شخصی داره.

265
00:23:52,970 --> 00:23:54,600
‫می‌تونید ثابتش کنید، قربان؟

266
00:23:54,690 --> 00:23:57,820
‫لازم نیست.
‫اعتبار من خودش گویاست.

267
00:23:57,910 --> 00:23:59,530
‫اعتبار من!

268
00:24:00,710 --> 00:24:03,030
‫من از این مجلس انتظار عذرخواهی دارم،

269
00:24:03,120 --> 00:24:06,520
‫و یه عذرخواهی عمومی
‫و تکذیبیه از انکوایرر.

270
00:24:06,610 --> 00:24:09,830
‫اگه اینو دریافت نکنم، به خاطر هتک حرمت
‫ازشون شکایت می‌کنم.

271
00:24:09,920 --> 00:24:12,050
‫این یه واقعیت رو همه می‌دونن

272
00:24:12,140 --> 00:24:16,180
‫که وقتی شما تو سال ۱۸۲۲
‫از الجزایر به پاریس برگشتید،

273
00:24:16,270 --> 00:24:20,320
‫یهو تبدیل به یه مرد
‫خیلی ثروتمند شدید. درست نیست؟

274
00:24:20,410 --> 00:24:24,150
‫من ثروتم رو از معامله
‫سهام به دست آوردم.

275
00:24:24,290 --> 00:24:27,190
‫بانکدار من، بارون دانگلار،
‫اینو تأیید می‌کنه.

276
00:24:27,790 --> 00:24:29,620
‫سؤال دیگه‌ای هست؟

277
00:24:29,710 --> 00:24:32,050
‫کم‌کم دیگه دارم از این ماجرا
‫خسته می‌شم.

278
00:24:32,140 --> 00:24:36,420
‫یه شاهد پا پیش گذاشته
‫که ادعا می‌کنه شواهدی داره

279
00:24:36,510 --> 00:24:40,280
‫که روایت شما از وقایع رو
‫نقض می‌کنه، کنت.

280
00:24:44,600 --> 00:24:49,710
‫لطفاً می‌شه بیاید اینجا
‫وایسید، مادمازل؟

281
00:24:52,910 --> 00:24:55,590
‫لطفاً اسمتون رو بگید.

282
00:25:00,410 --> 00:25:04,100
‫- اسم من هیدیه.
‫- ایشونن تحت حمایت کنت مونت کریستو هستن.

283
00:25:04,190 --> 00:25:08,030
‫من دختر علی پاشا هستم.

284
00:25:14,160 --> 00:25:17,900
‫اون مردی که اونجا وایستاده رو
‫می‌شناسید؟

285
00:25:22,100 --> 00:25:27,100
‫از وقتی بچه کوچیکی بودم می‌شناختمش.
‫اسمش فرناند موندگوئه.

286
00:25:27,190 --> 00:25:29,890
‫محافظ شخصی پدرم بود.

287
00:25:30,030 --> 00:25:34,310
‫شب کشته شدن پدرتون
‫چه اتفاقی افتاد؟

288
00:25:35,736 --> 00:25:37,816
‫پنج سالم بود.

289
00:25:39,550 --> 00:25:43,710
‫کاپیتان موندگو همیشه
‫کنار پدرم بود.

290
00:25:43,800 --> 00:25:47,070
‫چیز زیادی از شب قتل‌عام
‫یادم نمیاد.

291
00:25:47,095 --> 00:25:54,095
‫ولی، کاملاً خوب یادمه که
‫کاپیتان موندگو اونجا نبود.

292
00:25:54,530 --> 00:25:57,780
‫ناپدید شد، و فقط
‫صبح روز بعد برگشت.

293
00:25:58,650 --> 00:26:02,700
‫لطفاً،
‫اجازه بدید شاهد حرفش رو تموم کنه!

294
00:26:02,950 --> 00:26:05,510
‫مادرم و من جون سالم به در بردیم.

295
00:26:05,920 --> 00:26:10,000
‫محمد سلیمان
‫ما رو تحویل موندگو داد

296
00:26:10,090 --> 00:26:13,800
‫و بهش گفت هر کاری دوست داره
‫می‌تونه با ما بکنه.

297
00:26:13,890 --> 00:26:16,740
‫این مسخره‌ست!
‫این زن دیگه کیه؟

298
00:26:16,830 --> 00:26:20,430
‫سلیمان همچنین دو صندوق طلا
‫بهش داد.

299
00:26:20,520 --> 00:26:23,090
‫- طلایی که مال پدرم بود.
‫- داری دروغ می‌گی!

300
00:26:23,180 --> 00:26:29,100
‫ساکت! بشینید، کنت!
‫ساکت!

301
00:26:30,660 --> 00:26:33,340
‫بعدش چی شد؟

302
00:26:33,653 --> 00:26:39,313
‫مادرم یه روز بعد
‫از غصه دق کرد و مُرد.

303
00:26:39,490 --> 00:26:43,880
‫و روز بعدش،
‫فرناند موندگو

304
00:26:43,905 --> 00:26:48,295
‫منو به عنوان برده
‫به سلطان امیر فروخت.

305
00:26:50,650 --> 00:26:54,190
‫لطفاً ساکت باشید.

306
00:26:55,910 --> 00:26:59,190
‫شما مدارکی
‫تو دستتون دارید؟

307
00:27:00,730 --> 00:27:03,490
‫این رسید اون فروشه.

308
00:27:07,149 --> 00:27:10,509
‫همونطور که می‌بینید،
‫امضای فرناند موندگو پاشه.

309
00:27:10,700 --> 00:27:15,740
‫کنت مورسرف،
‫این امضای شماست؟

310
00:27:22,070 --> 00:27:24,830
‫این امضای منه.

311
00:27:29,540 --> 00:27:33,430
‫مدرک دیگه‌ای دارید؟

312
00:27:33,520 --> 00:27:36,400
‫این هم یه رسید فروش دیگه‌ست.

313
00:27:38,200 --> 00:27:43,610
‫که سلطان امیر صادر کرده
‫به نام مردی که آزادیم رو خرید.

314
00:27:45,810 --> 00:27:50,470
‫این امضای
‫کنت مونت کریستوئه.

315
00:27:57,930 --> 00:28:03,150
‫شما مایه‌ی شرمساری
‫این مجلس هستید، قربان.

316
00:28:03,489 --> 00:28:06,049
‫توصیه می‌کنم اینجا رو ترک کنید.

317
00:28:06,590 --> 00:28:10,250
‫بدون شک به‌زودی
‫از شاه هم نامه‌ای به دستتون خواهد رسید.

318
00:28:17,274 --> 00:28:24,274


319
00:28:38,970 --> 00:28:40,780
‫پدر!

320
00:28:44,110 --> 00:28:45,690
‫صبر کن.

321
00:28:49,643 --> 00:28:51,103
‫راسته؟

322
00:28:52,430 --> 00:28:54,930
‫تو مونت کریستو رو
‫وارد زندگیمون کردی.

323
00:28:55,590 --> 00:28:58,600
‫حالا هم باید خودت
‫از زندگیمون بیرونش کنی.

324
00:29:18,770 --> 00:29:20,300
‫کنت کجاست؟

325
00:29:20,580 --> 00:29:24,050
‫- کجاست؟
‫- کنت اینجا نیست.

326
00:29:24,140 --> 00:29:26,280
‫تو خونه‌شه.
‫می‌دونم که اینجاست.

327
00:29:26,440 --> 00:29:29,680
‫صبح رفت.
‫به همه‌مون امروز مرخصی داد.

328
00:29:29,770 --> 00:29:32,790
‫امشب چی؟
‫برنامه‌ش واسه امشب چیه؟

329
00:29:33,730 --> 00:29:35,490
‫می‌رن اپرا، قربان.

330
00:29:48,520 --> 00:29:50,310
‫آلبرت کجاست؟

331
00:30:10,330 --> 00:30:12,430
‫تو مجلس چی شد؟

332
00:30:24,370 --> 00:30:29,070
‫- ممنون که کمکم کردی.
‫- آره، ولی به چه قیمتی؟

333
00:30:51,480 --> 00:30:53,860
‫- کجا می‌ری؟
‫- اپرا.

334
00:30:53,950 --> 00:30:56,350
‫الان اصلاً وقت مناسبی
‫واسه رفتن به اپرا نیست، آلبرت.

335
00:30:56,440 --> 00:30:58,020
‫دلایل خودمو دارم.

336
00:31:01,410 --> 00:31:04,950
‫مارسل، آلبرت رو تعقیب کن.
‫می‌خوام بدونم چیکار می‌کنه.

337
00:31:31,900 --> 00:31:49,440
‫<i>چه لذتی به من می‌ده
‫دیدن روح روحم</i>

338
00:31:49,730 --> 00:31:57,300
‫<i>قلب قلبم
‫که پر از شادیه</i>

339
00:31:57,780 --> 00:31:59,780
‫ممنون که با این عجله اومدید.

340
00:32:01,800 --> 00:32:07,100
‫آلبرت، اون هم در تیراندازی و هم در شمشیرزنی
‫مهارت خارق‌العاده‌ای داره.

341
00:32:07,420 --> 00:32:09,110
‫چاره‌ای ندارم.

342
00:32:11,000 --> 00:32:14,880
‫همونطور که می‌ترسیدم.
‫شاهدهاش رو انتخاب کرده.

343
00:32:16,620 --> 00:32:18,920
‫به نظر خیلی عصبانی میاد.

344
00:32:25,620 --> 00:32:28,650
‫باید خودت رو دعوت کنی
‫به لژ دانگلار.

345
00:32:37,270 --> 00:32:40,030
‫از درام خوشتون میاد،
‫مادموازل؟

346
00:32:49,910 --> 00:32:52,680
‫- کار اشتباهی کردم؟
‫- اصلاً.

347
00:32:53,090 --> 00:32:57,740
‫ من و بارونس درمورد خواستگاری‌تون
‫با دخترمون صحبت کردیم،

348
00:32:57,830 --> 00:32:59,980
‫و اون موافقه.

349
00:33:00,920 --> 00:33:03,130
‫این خبر فوق‌العاده‌ایه.

350
00:33:03,720 --> 00:33:06,840
‫پس بالاخره می‌تونیم
‫شروع به کار کنیم.

351
00:33:06,930 --> 00:33:10,750
‫درسته.
‫من خیلی بابت ازدواج شما

352
00:33:11,230 --> 00:33:13,310
‫با دخترم، هیجان‌زده‌م.

353
00:33:13,590 --> 00:33:15,250
‫بیاید، آقایون.

354
00:33:20,980 --> 00:33:24,260
‫اینم از این. همه‌چی خوبه؟

355
00:33:25,970 --> 00:33:28,950
‫ظاهراً خیلی زود
‫قراره مرد متأهلی بشم.

356
00:33:29,460 --> 00:33:31,240
‫تبریک می‌گم.

357
00:33:37,800 --> 00:33:39,400
‫مونت کریستو!

358
00:33:39,860 --> 00:33:43,230
‫شما منو فریب دادید، قربان.
‫وانمود کردید دوستم هستید،

359
00:33:43,320 --> 00:33:46,610
‫ولی تمام مدت قصدتون
‫بی‌آبرو کردن پدرم بود.

360
00:33:46,700 --> 00:33:50,750
‫از اعتماد من سواستفاده کردین،
‫و بابتش می‌خوام اعتبارم رو پس بگیرم.

361
00:33:51,470 --> 00:33:53,660
‫وایکنت،
‫من به مادرتون خیلی علاقه دارم.

362
00:33:53,750 --> 00:33:56,520
‫چیزی که ازم می‌خواید
‫خیلی اذیتش می‌کنه.

363
00:33:56,610 --> 00:33:59,060
‫- اگر شما بمیرید، اذیتش نمی‌کنه.
‫- آلبرت، همین الان تمومش کن.

364
00:33:59,150 --> 00:34:01,600
‫من تقاضای دوئل دارم.

365
00:34:14,090 --> 00:34:16,370
‫مبارزه رو قبول می‌کنم.

366
00:34:18,170 --> 00:34:20,550
‫مکان و سلاح رو
‫شما انتخاب کنید.

367
00:34:20,870 --> 00:34:25,570
‫تفنگ، فردا سپیده‌دم.

368
00:34:25,660 --> 00:34:31,230
‫منتهاالیه غربی
‫جنگل لوسین.

369
00:34:41,030 --> 00:34:42,230
‫بله؟

370
00:34:43,750 --> 00:34:46,210
‫کنتس مورسرف اینجان.

371
00:34:47,510 --> 00:34:51,930
‫- چی؟ تنها؟
‫- بله، تنها.

372
00:34:55,880 --> 00:34:57,750
‫چیکار کنم؟

373
00:34:59,100 --> 00:35:00,960
‫راهنماییش کن به دفتر من.

374
00:35:17,270 --> 00:35:19,170
‫می‌خوای پسرم رو بکشی؟

375
00:35:21,130 --> 00:35:23,330
‫اگه اونو بکشی، منو کشتی.

376
00:35:24,190 --> 00:35:25,870
‫اینو می‌خوای؟

377
00:35:27,940 --> 00:35:31,320
‫- بهت گفت؟
‫- گذاشتم تا اپرا تعقیبش کنن.

378
00:35:35,020 --> 00:35:39,480
‫پس می‌دونی که پسر فرناند
‫اونجا جلوی همه بهم توهین کرد.

379
00:35:39,640 --> 00:35:43,190
‫فقط به خاطر اینکه شما رو مقصر
‫بدبختی‌های پدرش می‌دونه.

380
00:35:43,280 --> 00:35:47,140
‫اینا بدبختی نیستن، مرسدس.
‫اینا مجازاتن.

381
00:35:47,280 --> 00:35:53,130
‫و این من نیستم که اونو زمین زدم.
‫این تقدیره که این کار رو کرده.

382
00:35:56,460 --> 00:36:00,520
‫فرناند با خیانت به علی پاشا
‫چه آسیبی به تو زده؟

383
00:36:00,960 --> 00:36:04,960
‫تو نمی‌فهمی.
‫من قسم خوردم که انتقام بگیرم،

384
00:36:05,050 --> 00:36:09,200
‫نه از یه افسر فرانسوی،
‫یا کنت مورسرف،

385
00:36:09,290 --> 00:36:12,090
‫بلکه از شوهر
‫مرسدس کاتالان.

386
00:36:15,270 --> 00:36:18,530
‫پس مقصر منم، ادموند.

387
00:36:20,580 --> 00:36:24,080
‫این منم که به خودم اجازه دادم
‫باور کنم تو مُردی.

388
00:36:24,700 --> 00:36:28,500
‫اگه فکر نمی‌کردم مُردی،
‫هیچوقت با فرناند ازدواج نمی‌کردم.

389
00:36:28,590 --> 00:36:30,350
‫صبر می‌کردم.

390
00:36:31,990 --> 00:36:36,240
‫- چقدر صبر می‌کردی؟
‫- هنوزم دارم صبر می‌کنم.

391
00:36:39,870 --> 00:36:43,860
‫نباید این کار رو بکنی،
‫ادموند، خواهش می‌کنم.

392
00:36:45,600 --> 00:36:49,200
‫می‌دونی چرا دستگیر شدم،
‫مرسدس؟

393
00:36:51,940 --> 00:36:54,010
‫هیچکس نمی‌دونست.

394
00:37:05,730 --> 00:37:07,780
‫فرناند این رو داده
‫دست پلیس

395
00:37:07,870 --> 00:37:10,340
‫روز جشن
‫نامزدیمون.

396
00:37:14,330 --> 00:37:16,620
‫ اون و دانگلار
‫نوشتنش.

397
00:37:19,960 --> 00:37:23,580
‫دستگیریم پونزده سال طول کشید.

398
00:37:25,080 --> 00:37:26,930
‫و هر روز از اون پونزده سال،

399
00:37:27,020 --> 00:37:30,210
‫دوباره قسم خوردم
‫که انتقام بگیرم.

400
00:37:35,060 --> 00:37:38,040
‫ببخش.

401
00:37:38,460 --> 00:37:41,520
‫ببخش، ادموند.

402
00:37:41,970 --> 00:37:44,290
‫به خاطر من که هنوزم دوستت دارم؟

403
00:37:46,310 --> 00:37:50,230
‫می‌خوای درست لحظه‌ای که به هدفم رسیدم
‫رهاش کنم؟

404
00:37:53,330 --> 00:37:55,210
‫حرفشم نزن.

405
00:38:01,540 --> 00:38:03,490
‫پس انتقامت رو بگیر.

406
00:38:05,010 --> 00:38:07,750
‫ولی انتقامت رو از مجرم‌ها بگیر، نه بی‌گناه‌ها.

407
00:38:08,580 --> 00:38:13,330
‫از اون. از من.
‫ولی نه از آلبرت.

408
00:38:13,570 --> 00:38:15,640
‫نه از پسرم.

409
00:38:26,710 --> 00:38:29,200
‫از کی فهمیدی مونت کریستو، منم؟

410
00:38:32,400 --> 00:38:35,980
‫از همون روزی که اومدی خونه‌م
‫و صدات رو شنیدم.

411
00:38:40,440 --> 00:38:42,480
‫صدا که هیچوقت عوض نمی‌شه.

412
00:38:48,020 --> 00:38:50,880
‫اولش انکار کردم که تویی،

413
00:38:51,650 --> 00:38:55,050
‫ولی عشق از ته قلب حرف می‌زنه،
‫نه از مغز.

414
00:38:58,330 --> 00:39:02,440
‫دوستت دارم، ادموند.
‫همیشه داشتم.

415
00:39:10,730 --> 00:39:12,810
‫پس پسرت زنده می‌مونه.

416
00:39:21,860 --> 00:39:23,440
‫ممنون.

417
00:39:24,700 --> 00:39:26,180
‫ممنون، ادموند.

418
00:39:28,220 --> 00:39:30,720
‫ولی واسه اینکه این اتفاق بیفته،
‫من باید بمیرم.

419
00:39:32,560 --> 00:39:33,760
‫چی؟

420
00:39:35,770 --> 00:39:37,510
‫چی داری می‌گی؟

421
00:39:41,290 --> 00:39:46,010
‫پسرت جلوی عده‌ی زیادی
‫تمسخرم کرد.

422
00:39:47,210 --> 00:39:50,680
‫اگه درخواستش رو نادیده بگیرم،
‫چطور با خودم کنار بیام؟

423
00:39:52,880 --> 00:39:57,530
‫بعد از تو، چیزی که بیشتر از همه دوست داشتم،
‫مرسدس، غرورمه.

424
00:39:57,620 --> 00:40:00,750
‫اینکه دوباره خرد بشه
‫ضربه خیلی بزرگیه.

425
00:40:02,340 --> 00:40:05,570
‫ولی دوئل انجام نمی‌شه
‫چون تو بخشیدیش.

426
00:40:08,000 --> 00:40:09,280
‫باید انجام بشه.

427
00:40:10,690 --> 00:40:14,980
‫ولی به جای اینکه خون پسرت
‫زمین رو رنگین کنه، خون من می‌کنه.

428
00:40:15,470 --> 00:40:16,670
‫نه.

429
00:40:22,500 --> 00:40:24,580
‫این کار رو واسه من می‌کنی؟

430
00:40:28,660 --> 00:40:29,860
‫آره.

431
00:40:31,800 --> 00:40:33,520
‫ولی من دوستت دارم.

432
00:40:44,240 --> 00:40:48,480
‫می‌تونی به خاطر من تحقیر
‫رد کردن دوئل رو قبول کنی؟

433
00:40:58,870 --> 00:41:01,230
‫متأسفم که نمی‌تونم.

434
00:41:49,430 --> 00:41:53,850
‫- حریفم کجاست؟
‫- آلبرت به زودی میاد.

435
00:41:55,460 --> 00:41:58,040
‫- اجازه هست؟
‫- بله.

436
00:42:21,740 --> 00:42:23,460
‫آماده‌اید، قربان؟

437
00:42:24,980 --> 00:42:26,990
‫تفنگ‌ها پر شدن.

438
00:42:28,410 --> 00:42:32,940
‫بوشان بیست قدم رو واسه شما علامت‌گذاری می‌کنه،
‫آقایون، تا سر جاتون وایسید.

439
00:42:33,030 --> 00:42:34,660
‫صبر کنید.

440
00:42:36,530 --> 00:42:38,160
‫قربان...

441
00:42:39,040 --> 00:42:44,270
‫من یه اشتباه بزرگی کردم.
‫به حرفم گوش می‌دید؟

442
00:42:47,850 --> 00:42:49,360
‫بله.

443
00:42:50,850 --> 00:42:55,450
‫من شما رو به خاطر افشای
‫رفتار موسیو مورسرف تو الجزایر سرزنش می‌کردم،

444
00:42:55,770 --> 00:43:01,590
‫می‌دونستم مقصره، ولی فکر می‌کردم
‫شما حق ندارید اینجوری مجازاتش کنید.

445
00:43:02,720 --> 00:43:08,850
‫ولی، بعدش متوجه شدم که
‫شما خیلی هم حق داشتید.

446
00:43:14,020 --> 00:43:16,160
‫مادرت همه‌چیز رو بهت گفته.

447
00:43:18,150 --> 00:43:20,530
‫مطمئنم ازت قول گرفت راز نگه داری.

448
00:43:22,330 --> 00:43:23,940
‫گرفته.

449
00:43:26,270 --> 00:43:31,410
‫حالا، قربان، اگه فکر می‌کنید
‫عذرخواهی من کافیه،

450
00:43:32,780 --> 00:43:35,170
‫خواهش می‌کنم با من دست بدید.

451
00:43:46,570 --> 00:43:51,530
‫آقایون، جناب کنت
‫عذرخواهی منو پذیرفتن.

452
00:43:52,240 --> 00:43:57,910
‫امیدوارم جهان، به این خاطر که
‫مطابق وجدانم عمل کردم، من رو ترسو نخونه.

453
00:44:01,950 --> 00:44:03,150
‫خداحافظ.

454
00:44:03,710 --> 00:44:04,910
‫خداحافظ.

455
00:44:17,790 --> 00:44:19,130
‫مُرد؟

456
00:44:21,050 --> 00:44:26,750
‫دوئلی در کار نبود.
‫در عوض، ازش عذرخواهی کردم.

457
00:44:27,070 --> 00:44:28,490
‫چیکار کردی؟

458
00:44:28,810 --> 00:44:32,690
‫- شنیدی که چی گفتم.
‫- عذرخواهی واسه چی؟ چرا؟

459
00:44:34,980 --> 00:44:39,710
‫مطالب جدیدی به اطلاعم رسید،
‫که باعث شد درخواست مبارزه رو پس بگیرم.

460
00:44:40,540 --> 00:44:42,660
‫چه مطالبی؟

461
00:44:46,390 --> 00:44:49,190
‫مطالبی وحشتناک.

462
00:44:53,450 --> 00:44:55,290
‫آلبرت، برگرد اینجا.

463
00:44:57,180 --> 00:44:58,800
‫آلبرت!

464
00:45:11,730 --> 00:45:15,150
‫مارسل! اسب رو بیار!

465
00:45:43,610 --> 00:45:47,900
‫کنت مورسرف.
‫چی شده که این افتخار نصیبم شده؟

466
00:45:48,230 --> 00:45:51,000
‫امروز صبح با پسرم
‫قرار داشتید؟

467
00:45:51,090 --> 00:45:53,630
‫- داشتم.
‫- چرا مبارزه نکرد؟

468
00:45:54,030 --> 00:45:57,460
‫این مطالب جدیدی که ازش حرف می‌زنه
‫چیان؟

469
00:46:01,090 --> 00:46:04,210
‫اوه، اون، بله.
‫ چیزیه خیلی بدتر از خیانت به علی پاشا.

470
00:46:04,300 --> 00:46:08,870
‫قربان، دارید صبرمو لبریز می‌کنید!
‫اومدم اینجا که باهاتون دوئل کنم.

471
00:46:11,100 --> 00:46:13,750
‫خیلی خب، پس شروع کنیم.

472
00:46:16,150 --> 00:46:19,880
‫نیازی به شاهد و همراه نداریم.
‫به اندازه کافی همدیگه رو می‌شناسیم.

473
00:46:19,970 --> 00:46:24,000
‫برعکس.
‫خیلی هم اطلاعاتمون از هم کمه.

474
00:46:24,380 --> 00:46:26,310
‫بذار ببینیم.

475
00:46:26,640 --> 00:46:30,460
‫تو همون فرناند ماهیگیر نیستی؟

476
00:46:31,850 --> 00:46:34,100
‫تو همون سرباز فرناند نیستی

477
00:46:34,190 --> 00:46:37,800
‫که شب قبل از نبرد واترلو
‫فرار کرد؟

478
00:46:37,900 --> 00:46:43,270
‫تو همون ستوان فرناند نیستی
‫که به عنوان جاسوس و راهنما

479
00:46:43,360 --> 00:46:47,630
‫برای ارتش فرانسه تو اسپانیا خدمت کرد؟
‫تو همون سرهنگ فرناند نیستی

480
00:46:47,720 --> 00:46:51,000
‫که به سلطانش، علی پاشا، خیانت کرد
‫و کشتنش؟

481
00:46:51,090 --> 00:46:53,710
‫و آیا همه این فرناندها
‫با هم متحد نشدن

482
00:46:53,800 --> 00:46:57,940
‫تا بشن کنت مورسرف،
‫عضو مجلس اعیان فرانسه؟

483
00:47:01,210 --> 00:47:04,880
‫به نظر تعجب کردی که من
‫صفحه به صفحه‌ی زندگیت رو می‌دونم.

484
00:47:09,300 --> 00:47:11,970
‫ولی فقط یه صفحه هست که مهمه.

485
00:47:15,400 --> 00:47:17,230
‫این یکی.

486
00:47:18,280 --> 00:47:22,560
‫بگیرش، بخونش.
‫امیدوارم حافظه‌ت رو تکون بده.

487
00:47:26,480 --> 00:47:28,200
‫تو دادیش دست پلیس

488
00:47:28,290 --> 00:47:31,830
‫بیست سال پیش،
‫روز جشن نامزدیم.

489
00:47:43,820 --> 00:47:46,730
‫هنوزم آماده‌ای دوئل کنی، قربان؟

490
00:47:53,070 --> 00:47:55,340
‫مرسدس درمورد این می‌دونه؟

491
00:47:59,570 --> 00:48:01,640
‫پسرت هم همین طور.

492
00:48:04,870 --> 00:48:06,570
‫همه‌چیز رو می‌دونن.

493
00:49:03,100 --> 00:49:05,090
‫شجاع باش، مادر.

494
00:49:06,560 --> 00:49:09,300
‫دیگه نمی‌تونیم اینجا بمونیم.

495
00:50:33,000 --> 00:50:53,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

