﻿1
00:04:45,542 --> 00:04:56,542
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:05:04,090 --> 00:05:05,650
‫ماما

3
00:05:06,520 --> 00:05:10,130
‫همونی که فرستادمش تیمارستان، فرار کرده

4
00:05:10,220 --> 00:05:12,830
‫- چی؟
‫- درست قبل از اینکه

5
00:05:12,920 --> 00:05:17,080
‫کنت این داستان عجیب و غریب
‫بچه تو جعبه رو بهمون بگه، فرار کرده

6
00:05:18,680 --> 00:05:21,040
‫فکر می‌کنی ماماهه بهش گفته؟

7
00:05:21,136 --> 00:05:22,816
‫تو از کجا می‌شناسیش؟

8
00:05:23,810 --> 00:05:25,150
‫این کنت کیه؟

9
00:05:26,660 --> 00:05:30,150
‫شوهرم درباره گذشته‌ش
‫تحقیق کرد، ولی به هیچی نرسید

10
00:05:30,910 --> 00:05:33,770
‫چطور ممکنه یه نفر
‫با این‌همه ثروت ناشناس باشه؟

11
00:05:33,888 --> 00:05:35,618
‫نمی‌گنجه

12
00:05:39,400 --> 00:05:41,510
‫اگه جعبه‌ای که دفن کردی خالی بود

13
00:05:43,030 --> 00:05:44,500
‫بچه الان کجاست؟

14
00:05:44,590 --> 00:05:46,590
‫به من گوش کن!

15
00:05:47,190 --> 00:05:51,850
‫وقتی دفنش کردم، بچه تو جعبه بود، مرده بود

16
00:05:51,940 --> 00:05:53,870
‫چند بار باید بهت بگم؟

17
00:05:53,960 --> 00:05:59,760
‫وقتی بچه رو از من گرفتی
‫هنوز نفس می‌کشید

18
00:06:00,020 --> 00:06:02,140
‫- و خودت می‌دونی
‫- یه دقیقه بعدش نفسش قطع شد

19
00:06:02,186 --> 00:06:04,546
‫هرمینه، اینو می‌دونی

20
00:06:05,140 --> 00:06:07,890
‫مونت کریستو داره دروغ میگه
‫هیچ جعبه‌ای پیدا نکرده

21
00:06:07,986 --> 00:06:10,946
‫مطمئنی؟
‫بگو که مطمئنی!

22
00:06:10,977 --> 00:06:12,647
‫کالسکه رو نگه دار

23
00:06:15,150 --> 00:06:16,860
‫مطمئنی؟

24
00:06:17,500 --> 00:06:21,760
‫می‌فهمی که اگه این قضیه لو بره

25
00:06:22,180 --> 00:06:24,490
‫کار من تمومه...

26
00:06:25,680 --> 00:06:26,800
‫زندگی تو هم تمومه؟

27
00:06:27,510 --> 00:06:28,870
‫لطفاً برو

28
00:06:44,370 --> 00:06:48,480
‫- چقدر به دِبری دادی؟
‫- یه چهارم. مثل تو

29
00:06:48,570 --> 00:06:50,430
‫نصفشو واسه خودت نگه داشتی؟

30
00:06:51,290 --> 00:06:53,720
‫یه‌کم زیاده‌خواهی نیست به نظرت؟

31
00:06:55,760 --> 00:06:58,460
‫منم که اطلاعات رو می‌گیرم، نه تو

32
00:07:08,270 --> 00:07:11,500
‫ظاهراً یه کشتی که محموله بزرگ قهوه داره

33
00:07:11,590 --> 00:07:14,490
‫از برزیل به کاله میاد،
‫دو هفته‌ست تأخیر داره

34
00:07:15,200 --> 00:07:16,300
‫خب؟

35
00:07:16,980 --> 00:07:20,540
‫شاید غرق شده، که یعنی قیمت قهوه میره بالا

36
00:07:20,630 --> 00:07:22,700
‫می‌تونی با پول خودت

37
00:07:22,790 --> 00:07:25,690
‫رو کالاهایی مثل قهوه
‫سرمایه‌گذاری کنی، ولی با پول من نه

38
00:07:25,850 --> 00:07:29,060
‫می‌دونم
‫و مطمئن باش همین کار رو می‌کنم

39
00:07:47,820 --> 00:07:50,780
‫کنت مونت کریستو اومده
‫بارون دانگلار رو ببینه

40
00:07:54,510 --> 00:07:56,930
‫کنت مونت کریستو اومده شما رو ببینه

41
00:07:57,020 --> 00:07:58,740
‫بفرستش تو

42
00:07:58,940 --> 00:08:02,290
‫مردی که سر حرفش می‌مونه
‫چقدر کمیاب شده

43
00:08:02,810 --> 00:08:06,370
‫بارونس
‫امیدوارم مزاحم نشده باشم

44
00:08:06,510 --> 00:08:08,280
‫نه اصلاً، داشتم می‌رفتم

45
00:08:08,370 --> 00:08:11,790
‫متأسفم که با اون داستان جعبه ناراحتت کردم

46
00:08:11,960 --> 00:08:13,360
‫چیز مهمی نبود

47
00:08:13,680 --> 00:08:16,990
‫به نظر خیلی نگران سرنوشت
‫اون بچه کوچولو بودی

48
00:08:18,880 --> 00:08:20,220
‫من باید برم

49
00:08:26,600 --> 00:08:29,230
‫خیلی لطف کردین که با
‫این عجله منو می‌بینین، بارون

50
00:08:29,320 --> 00:08:34,850
‫اوه، نه اصلاً. شما به هر حال
‫نقل محافل شهر هستین

51
00:08:35,140 --> 00:08:38,650
‫شهر نه. اینجا یه کلانشهره!

52
00:08:40,410 --> 00:08:42,070
‫چه کلانشهری هم هست!

53
00:08:43,240 --> 00:08:45,830
‫فکر می‌کنم می‌خوام پاریس رو خونه دائمیم کنم

54
00:08:46,750 --> 00:08:51,950
‫یه سرزندگی تو هواش هست،
‫نه؟ حسش می‌کنی؟

55
00:08:53,510 --> 00:08:55,790
‫شاید خیلی وقته اینجایی

56
00:08:56,530 --> 00:08:59,630
‫برای من، شهر تازه‌ست

57
00:09:00,830 --> 00:09:02,890
‫آماده‌ست که چیده بشه،
‫اگه منظورمو می‌فهمی

58
00:09:06,930 --> 00:09:11,160
‫تو این پوشه، اوراق بهادار
‫به مبلغ ۱۰ میلیون فرانک هست

59
00:09:11,250 --> 00:09:15,350
‫که قبلاً پیش بانک تامپسون و فرنچ تو رم بود

60
00:09:15,810 --> 00:09:18,010
‫حتماً باید بررسی‌هایی انجام بدین

61
00:09:18,100 --> 00:09:20,590
‫که نباید بیشتر از چند روز طول بکشه

62
00:09:20,680 --> 00:09:23,920
‫ولی می‌تونم حساب کنم که از
‫الان یه حساب پیشتون دارم؟

63
00:09:25,430 --> 00:09:28,470
‫تو اپرا گفتین ۴ میلیون

64
00:09:30,920 --> 00:09:33,580
‫می‌خوام به نام من یه حساب باز کنین

65
00:09:33,670 --> 00:09:37,985
‫و ۱۰ میلیون فرانک توش بذارین
‫شدنی نیست؟

66
00:09:38,010 --> 00:09:39,737
‫البته که هست

67
00:09:40,363 --> 00:09:42,883
‫فقط چند روز نیاز دارم تا...

68
00:09:43,620 --> 00:09:45,400
‫- بررسی کنم
‫- بررسی کنین

69
00:09:48,870 --> 00:09:51,580
‫می‌دونین، منم درباره‌ی شما تحقیق کردم

70
00:09:51,670 --> 00:09:55,270
‫این روزا نمی‌شه خیلی
‫مطمئن بود به اعتبار آدما

71
00:09:56,686 --> 00:10:00,826
‫شما تو یه بانک تو اسپانیا
‫کار می‌کردین، درسته؟

72
00:10:01,940 --> 00:10:06,160
‫شروع کردین به معامله سهام
‫و اونجا خیلی خوب پیش رفتین

73
00:10:06,900 --> 00:10:09,490
‫اینجوری ثروتتون رو جمع کردین، نه؟

74
00:10:10,390 --> 00:10:12,660
‫خب، کم کم

75
00:10:12,750 --> 00:10:15,390
‫کم که نه، خیلی زیاد

76
00:10:16,650 --> 00:10:19,970
‫قبل از اون، تو کار کشتیرانی بودین

77
00:10:20,060 --> 00:10:23,820
‫برای شرکتی به اسم مورل و پسران
‫توی مارسی کار می‌کردین

78
00:10:25,060 --> 00:10:26,920
‫اطلاعاتم درسته؟

79
00:10:27,440 --> 00:10:29,420
‫اون موقع جوون بودم

80
00:10:31,050 --> 00:10:33,290
‫طبق شنیده‌ها،
‫یهویی رفتین

81
00:10:34,000 --> 00:10:36,730
‫- می‌تونم بپرسم چرا؟
‫- خب، من...

82
00:10:37,230 --> 00:10:40,740
‫آینده‌ای تو کار کشتیرانی نمی‌دیدم

83
00:10:42,200 --> 00:10:45,570
‫می‌دونین، شنیدم رفتین چون
‫مورل بهتون بی‌محلی کرد

84
00:10:45,700 --> 00:10:49,580
‫و یکی جوون‌تر رو انتخاب
‫کرد تا ناخدا کشتی اصلیش بشه

85
00:10:50,650 --> 00:10:53,340
‫به سختی اون دوره از زندگیم رو یادمه

86
00:10:57,730 --> 00:11:00,380
‫خب، برگردیم سر کار خودمون

87
00:11:00,470 --> 00:11:06,080
‫تا وقتی که شما دارین بررسی می‌کنین،
‫می‌خواستم بدونم می‌تونم

88
00:11:06,170 --> 00:11:11,670
‫یه پیش‌پرداخت ۳۰۰ هزار فرانکی داشته باشم،
‫فقط برای خرج روزمره

89
00:11:16,020 --> 00:11:19,740
‫این مبلغ خیلی زیادیه، قربان

90
00:11:22,060 --> 00:11:24,950
‫- بانکدارای دیگه‌ای هم تو پاریس هستن
‫- نه، نه، نه

91
00:11:25,040 --> 00:11:26,320
‫نه، صبر کنین

92
00:11:27,600 --> 00:11:29,950
‫اوراق رو پیش من بذارین

93
00:11:30,040 --> 00:11:35,930
‫تا عصر ۳۰۰ هزار فرانک رو براتون می‌فرستم

94
00:11:36,420 --> 00:11:39,820
‫به خونه‌م تو شانزلیزه، شماره ۳۰

95
00:11:40,420 --> 00:11:43,040
‫- روز خوش، بارون
‫- روز خوش

96
00:11:45,950 --> 00:11:48,090
‫می‌خوام از پولم استفاده خوبی بکنم

97
00:11:48,180 --> 00:11:52,180
‫پس اگه فرصت سرمایه‌گذاری جالبی سراغ دارین،
‫حتماً بهم خبر بدین

98
00:11:52,270 --> 00:11:53,990
‫البته، کنت

99
00:12:19,870 --> 00:12:23,630
‫آقای دبری...
‫غافلگیرم کردین

100
00:12:23,720 --> 00:12:25,330
‫چرا دیروز نیومدی؟

101
00:12:25,420 --> 00:12:28,600
‫نمی‌تونستم در برم
‫وقتی اون همه‌ش بالای سرم بود

102
00:12:29,160 --> 00:12:33,300
‫فردا بعدازظهر وقتم آزاده
‫تو چطور؟

103
00:12:35,070 --> 00:12:38,520
‫- من کاملاً آزادم
‫- مسافرخونه رو رزرو کنم؟

104
00:12:38,610 --> 00:12:41,250
‫- حتماً
‫- همون ساعت همیشگی؟

105
00:12:41,990 --> 00:12:43,190
‫همون ساعت

106
00:13:01,440 --> 00:13:03,440
‫به پاریس خوش اومدی، هایدی

107
00:13:07,983 --> 00:13:10,613
‫متأسفم، ولی کنت الان
‫اینجا نیست

108
00:13:10,940 --> 00:13:12,940
‫می‌تونم آپارتمانت رو نشونت بدم؟

109
00:13:14,000 --> 00:13:16,190
‫طبقه بالا مال شماست

110
00:13:24,300 --> 00:13:25,500
‫از این طرف بفرمایید

111
00:13:30,080 --> 00:13:32,800
‫این ایزابله، خدمتکار شما

112
00:13:33,460 --> 00:13:37,450
‫- ایزابل همه‌چیز رو نشونتون می‌ده
‫- دنبالم بیاین

113
00:13:45,466 --> 00:13:47,386
‫از این طرف اتاق نشیمن شماست

114
00:13:50,730 --> 00:13:52,290
‫از این طرف، لطفاً

115
00:13:54,404 --> 00:13:55,920
‫اتاق خوابتون اینه

116
00:13:56,900 --> 00:13:58,420
‫کی اینجا زندگی می‌کنه؟

117
00:13:58,600 --> 00:14:01,530
‫طبقه بالا منحصراً
‫برای استفاده‌ی شماست

118
00:14:01,620 --> 00:14:04,560
‫چی؟ امکان نداره

119
00:14:23,390 --> 00:14:26,710
‫برگشتی؟ خوبه.
‫کجاست؟

120
00:14:29,017 --> 00:14:31,537
‫- کجاست؟
‫- طبقه‌ی بالاست

121
00:14:32,636 --> 00:14:36,236
‫- مشکلی هست؟
‫- خودت بیا ببین

122
00:14:42,503 --> 00:14:44,513
‫من کنت مونت کریستو هستم

123
00:14:46,460 --> 00:14:48,130
‫صبح به‌خیر

124
00:14:49,430 --> 00:14:52,140
‫از آپارتمانت خوشت میاد؟

125
00:14:54,900 --> 00:14:58,870
‫- چی ناراحتش کرده؟
‫- نمی‌دونه چرا اینجاست

126
00:14:59,310 --> 00:15:04,030
‫من چطور باید خدمتتون کنم،
‫ارباب؟

127
00:15:05,290 --> 00:15:08,510
‫تو اینجا نیستی که
‫به من خدمت کنی، هایدی

128
00:15:09,550 --> 00:15:13,750
‫وقتی تو رو از سلطان امیر خریدم،
‫آزادیت رو خریدم

129
00:15:14,070 --> 00:15:17,610
‫تو دختر علی پاشای محترم هستی،
‫درست نیست؟

130
00:15:21,800 --> 00:15:25,180
‫ایزابل، برامون چای درست کن
‫و بیار

131
00:15:25,270 --> 00:15:27,410
‫توی اتاق نشیمن پایین

132
00:15:34,800 --> 00:15:39,400
‫سؤالایی که می‌خوام بپرسم
‫جواب دادنشون آسون نیست

133
00:15:39,490 --> 00:15:42,490
‫برای همین،
‫از قبل عذرخواهی می‌کنم

134
00:15:45,770 --> 00:15:50,690
‫شاهد قتل پدرت
‫بودی؟

135
00:15:58,170 --> 00:15:59,270
‫بله

136
00:16:02,590 --> 00:16:05,020
‫من پدرت رو نمی‌شناختم

137
00:16:05,110 --> 00:16:08,880
‫ولی فکر می‌کنم مردی که
‫مسئول مرگشه رو می‌شناسم

138
00:16:10,920 --> 00:16:13,890
‫یه فرناند موندگو
‫اینجا تو پاریس زندگی می‌کنه

139
00:16:13,980 --> 00:16:17,850
‫که همون موقع که پدرت به قتل رسید
‫تو الجزایر خدمت می‌کرد

140
00:16:21,090 --> 00:16:25,410
‫اگه دوباره فرناند رو ببینی
‫می‌شناسیش؟

141
00:16:29,520 --> 00:16:32,390
‫- می‌شناسم
‫- مطمئنی؟

142
00:16:32,800 --> 00:16:35,320
‫آخرین باری که دیدیش
‫فقط یه بچه بودی

143
00:16:39,690 --> 00:16:44,530
‫شما شخصاً می‌شناسینش،
‫فرناند موندگو رو می‌گم؟

144
00:16:45,410 --> 00:16:46,890
‫می‌شناسم

145
00:16:49,610 --> 00:16:53,280
‫نمی‌تونم درباره ظلمی که
‫در حقم کرده حرف بزنم

146
00:16:54,710 --> 00:16:57,400
‫ولی بدتر از ظلمی نیست که
‫در حق تو کرده

147
00:16:57,490 --> 00:16:59,370
‫با محروم کردنت از پدرت

148
00:17:03,040 --> 00:17:05,300
‫می‌خوای انتقام مرگش رو بگیری؟

149
00:17:09,610 --> 00:17:10,710
‫بله

150
00:17:28,380 --> 00:17:29,720
‫حالت خوبه؟

151
00:17:30,790 --> 00:17:34,110
‫- این اواخر یه‌کم حواست سر جاش نیست
‫- خوبم

152
00:17:35,510 --> 00:17:39,800
‫ماری، یکی از خدمتکارا رو بفرست
‫یه وقت پرو لباس تو لا فمینا بگیره

153
00:17:39,890 --> 00:17:43,360
‫یه ساعت فردا بعدازظهر
‫خوب می‌شه

154
00:17:44,600 --> 00:17:46,870
‫تو یه هفته چند تا لباس مهمونی می‌خوای بخری؟

155
00:17:46,960 --> 00:17:49,360
‫همه فکر و ذکرت پوله؟

156
00:17:50,600 --> 00:17:52,940
‫تو که خیلی راحت
‫خرجش می‌کنی

157
00:17:55,880 --> 00:18:00,300
‫لباس واسه مهمونی بهاره‌ایه که
‫تو توی خونه ترتیب دادی

158
00:18:02,140 --> 00:18:03,300
‫صبح به‌خیر

159
00:18:04,540 --> 00:18:07,180
‫خبر جدیدی رو که
‫ از مونت کریستو اومده، شنیدی؟

160
00:18:08,510 --> 00:18:12,590
‫پیش دانگلار یه حساب باز کرده
‫به مبلغ ۱۰ میلیون فرانک

161
00:18:13,380 --> 00:18:17,760
‫- دانگلار اعتبارش رو تأیید کرده؟
‫- طبق گفته بوشان، آره

162
00:18:17,900 --> 00:18:20,470
‫دیروز سکه‌ی زر
‫از رم رسید

163
00:18:20,560 --> 00:18:24,540
‫آلبر، داری با یکی از ثروتمندترین
‫دخترای پاریس ازدواج می‌کنی

164
00:18:27,140 --> 00:18:30,550
‫- اون پول دانگلار نیست، فرناند
‫- ساده نباش

165
00:18:30,640 --> 00:18:33,770
‫هرمینه با لوسین دبری
‫می‌خوابه

166
00:18:33,860 --> 00:18:36,550
‫منشی وزارت کشور

167
00:18:36,690 --> 00:18:41,870
‫قبل از اینکه مردم بفهمن،
‫اطلاعات محرمانه رو بهش می‌ده

168
00:18:41,960 --> 00:18:45,890
‫که با استفاده از اعتبار شوهرش
‫باهاش معامله سهام می‌کنه

169
00:18:46,550 --> 00:18:50,100
‫- مطمئنی؟
‫- ماه‌هاست دارن این کار رو می‌کنن

170
00:18:50,660 --> 00:18:54,170
‫- آلبر بهم گفت
‫- لطفاً جایی نگو، بابا

171
00:18:54,260 --> 00:18:56,830
‫به نظرم کاری که می‌کنن
‫خیلی زیرآبیه

172
00:18:56,920 --> 00:19:00,160
‫فقط زیرآبی نیست،
‫کاملاً غیرقانونیه

173
00:19:01,690 --> 00:19:03,840
‫این وصلتی که دل بهش بستی

174
00:19:03,930 --> 00:19:06,760
‫مطمئن نیستم آلبر هم
‫مثل تو مشتاقش باشه

175
00:19:08,240 --> 00:19:10,240
‫اوژنی دختر نازنینیه!

176
00:19:10,740 --> 00:19:13,430
‫به نفع هر دو خانواده‌ست

177
00:19:15,290 --> 00:19:18,940
‫نمی‌فهمم چرا پدر و مادرا همیشه فکر می‌کنن
‫بهتر می‌دونن چی به صلاح بچه‌هاشونه

178
00:19:19,030 --> 00:19:24,640
‫چون ما بیشتر از شما زندگی کردیم
‫اسمش تجربه‌ی زندگیه

179
00:19:24,730 --> 00:19:28,970
‫- چیزی که تو هنوز به دستش نیاوردی
‫- شما بهتر از من می‌دونین من چی می‌خوام؟

180
00:19:29,060 --> 00:19:32,620
‫می‌دونم نیازهات چیه
‫خواسته‌هات اصلاً مهم نیست

181
00:19:34,880 --> 00:19:37,440
‫- من باید برم
‫- ولی چیزی نخوردی

182
00:19:37,530 --> 00:19:41,640
‫بعداً می‌خورم. قول دادم
‫برم کلاس آواز اوژنی

183
00:19:46,850 --> 00:19:49,050
‫سال‌هاست اوژنی رو می‌شناسه

184
00:19:51,110 --> 00:19:52,650
‫با هم بزرگ شدن

185
00:20:32,860 --> 00:20:35,220
‫- کیه؟
‫- منم

186
00:20:39,880 --> 00:20:43,060
‫کجا بودی،
‫غنچه گل من؟

187
00:20:47,960 --> 00:20:50,870
‫تو ستون شایعات خوندم

188
00:20:51,100 --> 00:20:56,040
‫که آلبر جوون قراره با دختر بارون دانگلار
‫عقد کنه

189
00:20:56,420 --> 00:20:58,600
‫آره، اوژنی

190
00:20:59,040 --> 00:21:02,040
‫البته اگه کنت دو مورسف
‫موفق بشه

191
00:21:04,060 --> 00:21:07,370
‫باورت نمی‌شه چی درباره هرمینه،
‫زن دانگلار شنیدم

192
00:21:07,740 --> 00:21:11,600
‫- خب، بگو ببینم
‫- با دبری رابطه‌ی نامشروع داره

193
00:21:11,690 --> 00:21:15,850
‫که اطلاعات محرمانه درباره حرکت‌های آینده
‫سهام رو بهش می‌ده

194
00:21:17,540 --> 00:21:19,750
‫اطلاعاتش رو از کجا میاره؟

195
00:21:19,840 --> 00:21:22,790
‫اون منشی وزارت کشوره

196
00:21:22,880 --> 00:21:26,300
‫ولی این تازه اولشه...

197
00:21:40,280 --> 00:21:44,140
‫- روز به‌خیر قربان
‫- روز به‌خیر

198
00:21:44,740 --> 00:21:47,370
‫اومدین برج تلگراف رو
‫تماشا کنین؟

199
00:21:48,780 --> 00:21:50,420
‫بشینین، قربان

200
00:21:54,600 --> 00:21:58,470
‫گاهی بازدیدکننده داریم
‫دیروز یه نقاش اینجا بود

201
00:21:59,280 --> 00:22:01,070
‫از برج نقاشی کرد

202
00:22:01,160 --> 00:22:06,140
‫بهم میگه مردم پاریس شیفته
‫این روش جدید ارتباطی شدن

203
00:22:08,713 --> 00:22:11,233
‫ببخشید، احیاناً آب ندارین؟

204
00:22:11,258 --> 00:22:12,498
‫یه لحظه

205
00:22:33,330 --> 00:22:34,800
‫عافیت باشه

206
00:22:35,870 --> 00:22:38,570
‫- به سلامتی شما قربان
‫- به سلامتی شما

207
00:22:43,540 --> 00:22:46,900
‫- امروز گرمه، نه؟
‫- خیلی

208
00:22:48,510 --> 00:22:52,790
‫میشه لطف کنین و نشونم بدین
‫تلگراف چطور کار می‌کنه؟

209
00:22:53,500 --> 00:22:56,400
‫البته
‫در واقع خیلی ساده‌ست

210
00:23:18,600 --> 00:23:20,380
‫حتماً به خاطر گرماست

211
00:23:23,320 --> 00:23:24,860
‫آروم‌آروم اثر می‌کنه.

212
00:25:01,590 --> 00:25:05,430
‫حالتون خوبه؟
‫یهو از حال رفتین

213
00:25:07,350 --> 00:25:08,790
‫عجیبه...

214
00:25:10,990 --> 00:25:14,830
‫وای، ساعت رو نگاه!
‫ببخشید، باید برم

215
00:25:19,760 --> 00:25:21,840
‫خیلی ممنون بابت
‫مهمان‌نوازیتون

216
00:25:45,710 --> 00:25:47,700
‫- هرمینه!
‫- دبری؟

217
00:25:48,010 --> 00:25:51,130
‫- بارون کجاست؟
‫- تو اتاق پذیراییه

218
00:25:51,390 --> 00:25:52,910
‫چه خبر شده، مامان؟

219
00:25:55,460 --> 00:25:57,120
‫همینجا بمون، اوژنی

220
00:25:58,270 --> 00:26:00,130
‫تو اسپانیا شورش شده

221
00:26:00,220 --> 00:26:04,430
‫بارسلونا علیه پادشاه قیام کرده
‫باید همین حالا اوراق قرضه اسپانیا رو بفروشی

222
00:26:04,520 --> 00:26:06,670
‫- همه‌شون رو
‫- شورش؟

223
00:26:06,760 --> 00:26:09,010
‫همین الان با تلگراف
‫خبرش رسید

224
00:26:09,100 --> 00:26:13,180
‫- سهام اسپانیا میفته
‫- نمیفته. با سر سقوط می‌کنه

225
00:26:14,320 --> 00:26:15,900
‫خدای من

226
00:26:18,100 --> 00:26:20,980
‫درشکه منو بردار
‫بیرونه

227
00:26:21,260 --> 00:26:25,300
‫عجله کن، بارون!
‫تا یه ساعت دیگه بورس می‌بنده

228
00:26:28,580 --> 00:26:32,840
‫- خدا رو شکر که تلگراف هست
‫- وگرنه چیکار می‌کردیم؟

229
00:26:48,900 --> 00:26:50,670
‫تونستی همه رو رد کنی؟

230
00:26:50,760 --> 00:26:53,620
‫چند صد هزار تا ضرر کردم
‫وقتی قیمت افتاد

231
00:26:54,000 --> 00:26:57,620
‫در مقایسه با ضرری که بعضیا اون پایین
‫می‌کنن، پول خرده

232
00:27:04,430 --> 00:27:05,710
‫کنت!

233
00:27:06,970 --> 00:27:08,430
‫حالتون چطوره؟

234
00:27:09,750 --> 00:27:12,290
‫شما اوراق قرضه یا سهام اسپانیایی
‫داشتین؟

235
00:27:12,380 --> 00:27:14,600
‫آره، هنوزم دارم

236
00:27:15,690 --> 00:27:19,870
‫حتماً باید بفروشین
‫تا الان خبر رو شنیدین دیگه

237
00:27:19,960 --> 00:27:24,340
‫تصمیم گرفتم نگهشون دارم
‫شما داشتین که بفروشین؟

238
00:27:24,660 --> 00:27:29,060
‫آه، تا دیروز داشتم. شش میلیون
‫خیلیش رو فروختم

239
00:27:29,330 --> 00:27:33,950
‫- درست سر موقع، به نظرم
‫- به چه دلیل فروختین؟

240
00:27:36,250 --> 00:27:37,740
‫غریزه

241
00:27:39,620 --> 00:27:41,070
‫شما آدم خوش‌اقبالی هستین

242
00:27:41,160 --> 00:27:44,490
‫تو این کار باید
‫آینده‌نگر باشی

243
00:27:44,580 --> 00:27:50,360
‫- به نظر میاد که غریزه هم لازمه
‫- آره، هر دو با هم

244
00:28:01,590 --> 00:28:04,090
‫چقدر احمقه که نفروخت

245
00:28:13,740 --> 00:28:20,740


246
00:28:24,650 --> 00:28:25,820
‫آلبر!

247
00:28:28,370 --> 00:28:30,080
‫چه خوب که سر زدی

248
00:28:31,400 --> 00:28:35,670
‫از طرف مادرم
‫هر بهار این مهمونی رو داریم

249
00:28:35,760 --> 00:28:38,730
‫می‌تونین یه مهمون هم
‫با خودتون بیارین، اگه می‌خواین

250
00:28:38,980 --> 00:28:41,530
‫به مادرت بگو
‫با کمال میل قبول می‌کنم

251
00:28:41,620 --> 00:28:45,710
‫چای میل دارین؟ قهوه؟
‫ایزابل زحمتش رو بکش

252
00:28:48,310 --> 00:28:51,810
‫ماجرای سوتی دولت رو
‫شنیدین؟

253
00:28:52,410 --> 00:28:55,250
‫درباره شورش؟
‫بله

254
00:28:55,590 --> 00:28:59,460
‫همش چرت و پرت بود. یه اشتباه
‫تو سیستم تلگراف

255
00:28:59,550 --> 00:29:01,940
‫مردم با فروش سهام و اوراق قرضه
‫ثروتشون رو از دست دادن

256
00:29:02,030 --> 00:29:04,050
‫دیروز تو بورس بودم

257
00:29:04,290 --> 00:29:08,010
‫همه مثل دیوونه‌ها می‌فروختن
‫قیمت‌ها همین طور سقوط می‌کرد

258
00:29:08,630 --> 00:29:11,740
‫بارون دانگلار،
‫که شروع‌کننده فروش بود

259
00:29:11,920 --> 00:29:14,680
‫ظاهراً بیشتر از یه میلیون فرانک
‫ضرر کرده

260
00:29:14,770 --> 00:29:18,960
‫اوه، خدای من
‫حتماً داغون شده

261
00:29:19,200 --> 00:29:21,590
‫دوست ندارم الان
‫دور و برش باشم

262
00:29:24,480 --> 00:29:27,030
‫راسته که داری با
‫دخترش ازدواج می‌کنی؟

263
00:29:28,170 --> 00:29:30,100
‫خواسته‌ی پدرمه

264
00:29:31,810 --> 00:29:33,940
‫به نظر راضی نمیای

265
00:29:38,550 --> 00:29:41,140
‫مادرت با این ازدواج
‫موافقه؟

266
00:29:43,300 --> 00:29:46,890
‫نه کاملاً
‫یعنی، اوژنی رو دوست داره

267
00:29:47,000 --> 00:29:51,780
‫منم همین طور. صدای آواز
‫فوق‌العاده‌ای داره، ولی...

268
00:29:51,870 --> 00:29:53,320
‫ولی چی؟

269
00:29:55,930 --> 00:29:58,520
‫از بچگی
‫می‌شناسمش

270
00:29:58,610 --> 00:30:01,960
‫یه دوسته
‫یه دوست خوب

271
00:30:02,150 --> 00:30:04,610
‫ولی بعید می‌دونم هیچوقت عاشق هم بشیم

272
00:30:10,270 --> 00:30:12,580
‫ازت خوشم میاد، آلبر

273
00:30:13,740 --> 00:30:18,210
‫- هر جور که بتونم کمکت می‌کنم
‫- درباره اوژنی؟

274
00:30:19,020 --> 00:30:20,510
‫چطوری؟

275
00:30:22,240 --> 00:30:23,740
‫می‌بینیم

276
00:30:25,590 --> 00:30:27,550
‫تو مهمونی می‌بینمتون، کنت

277
00:30:33,380 --> 00:30:34,740
‫جاکوپو

278
00:30:39,180 --> 00:30:42,380
‫می‌خوام بری رم
‫و وامپا رو پیدا کنی

279
00:30:42,840 --> 00:30:47,100
‫بهش بگو می‌خوام لطفی که
‫بهم مدیونه رو جبران کنه

280
00:30:47,420 --> 00:30:49,230
‫اینجا تو پاریس بهش نیاز دارم

281
00:31:50,500 --> 00:31:54,610
‫ستوان مورل!
‫حال شما چطوره، جوون؟

282
00:31:54,700 --> 00:31:58,420
‫اوه، عالی. ممنون

283
00:31:59,300 --> 00:32:01,940
‫ببخشید که مزاحم شدم

284
00:32:02,740 --> 00:32:06,500
‫درست شنیدم که همین الان
‫اسم مورل اینجا گفته شد؟

285
00:32:06,660 --> 00:32:08,050
‫بله، قربان

286
00:32:08,140 --> 00:32:11,050
‫احتمالاً نسبتی با صاحب

287
00:32:11,140 --> 00:32:14,890
‫شرکت کشتیرانی مورل و پسر تو مارسی
‫ندارین؟

288
00:32:14,980 --> 00:32:16,740
‫پدرمون بود

289
00:32:17,140 --> 00:32:20,300
‫درباره‌ش به صورت گذشته
‫حرف می‌زنین...؟

290
00:32:20,600 --> 00:32:22,570
‫فوت کرده

291
00:32:26,010 --> 00:32:28,220
‫می‌شناختینش، قربان؟

292
00:32:29,510 --> 00:32:32,350
‫این روزا حال و روز مورل و پسر
‫چطوره؟

293
00:32:32,660 --> 00:32:34,820
‫وقتی پدرم فوت کرد

294
00:32:35,050 --> 00:32:38,990
‫من و ژولی کسب و کار رو فروختیم
‫و اومدیم پاریس

295
00:32:39,080 --> 00:32:43,410
‫من تازه اومدم به شهر
‫ولی لطفاً کارت منو بگیرین

296
00:32:43,630 --> 00:32:48,050
‫اگه هر وقت به چیزی نیاز داشتین
‫لطفاً تعارف نکنین و بهم بگین

297
00:32:59,940 --> 00:33:02,520
‫ولنتاین، بیا اینجا

298
00:33:05,300 --> 00:33:06,540
‫ولنتاین

299
00:33:07,600 --> 00:33:11,310
‫پدربزرگ، می‌تونم یه لحظه تنهاتون بذارم؟
‫زود برمی‌گردم

300
00:33:16,720 --> 00:33:19,700
‫- ماکس...
‫- نصف روزه منتظرتم

301
00:33:19,790 --> 00:33:22,920
‫نمی‌تونی یه‌کم عقل تو کله
‫بابای یه‌دنده‌ت کنی؟

302
00:33:23,010 --> 00:33:25,840
‫- نمی‌تونم رو حرفش حرف بزنم، ماکس
‫- با من فرار کن

303
00:33:25,930 --> 00:33:28,120
‫می‌تونی با پاسپورت
‫خواهرم سفر کنی

304
00:33:28,210 --> 00:33:31,630
‫- غیرممکنه
‫- دستمو بگیر

305
00:33:35,400 --> 00:33:38,930
‫هر روز این ساعت با پدربزرگت
‫از اینجا رد می‌شی؟

306
00:33:39,020 --> 00:33:42,140
‫- آره
‫- پس منو همینجا پیدا می‌کنی

307
00:33:43,960 --> 00:33:46,700
‫فرانتس د'اپینه این هفته
‫از ایتالیا برمی‌گرده

308
00:33:47,860 --> 00:33:52,060
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- به پدرم نامه نوشته

309
00:33:52,680 --> 00:33:54,920
‫مادربزرگم داره از مارسی میاد

310
00:33:55,010 --> 00:33:57,250
‫تا شاهد امضای
‫قرارداد ازدواج باشه

311
00:33:57,340 --> 00:33:59,490
‫یه دلیل دیگه که
‫باید با من فرار کنی

312
00:33:59,580 --> 00:34:02,700
‫نمی‌تونم پدربزرگم رو ول کنم!
‫اصلاً حرفشم نزن

313
00:34:02,890 --> 00:34:04,120
‫ولنتاین!

314
00:34:04,870 --> 00:34:07,480
‫اگه پدرم تو رو ببینه،
‫منو می‌کشه

315
00:34:09,820 --> 00:34:11,280
‫ولنتاین!

316
00:34:15,010 --> 00:34:19,460
‫فردا، همین ساعت
‫دوستت دارم

317
00:34:26,670 --> 00:34:28,770
‫الوئیز با ادوارد به کمک نیاز داره

318
00:34:49,970 --> 00:34:51,070
‫خب؟

319
00:34:52,100 --> 00:34:54,260
‫ماماهه هنوز پیدا نشده

320
00:34:59,700 --> 00:35:04,180
‫- چطور می‌تونه یهو غیب بشه؟
‫- پیداش می‌کنیم. نگران نباش

321
00:35:04,270 --> 00:35:06,140
‫کنت مونت کریستو چی؟

322
00:35:06,230 --> 00:35:10,650
‫هر نیم ساعت یه بار یه پیک
‫به خونه‌ش میاد

323
00:35:10,870 --> 00:35:16,490
‫با دعوت‌نامه برای چای،
‫ناهار، شام، مهمونی

324
00:35:16,660 --> 00:35:18,580
‫که بیشترشون رو رد می‌کنه

325
00:35:18,980 --> 00:35:22,430
‫هر دو روز یه بار،
‫کلاس اسلحه میره

326
00:35:23,050 --> 00:35:24,650
‫که خیلی هم توش خوبه

327
00:35:25,750 --> 00:35:29,440
‫مربیش ازش به عنوان
‫یه مرد خطرناک یاد می‌کنه

328
00:35:30,410 --> 00:35:33,290
‫و اسم زاکون چی؟

329
00:35:33,930 --> 00:35:37,410
‫اسم اصلی کنت
‫ژاک زاکونه

330
00:35:37,500 --> 00:35:41,930
‫پسر یه کشتی‌ساز تو مالت،
‫با اصل و نسب ایتالیایی-فرانسوی

331
00:35:42,370 --> 00:35:44,670
‫و کنت چطور
‫ثروتش رو جمع کرده؟

332
00:35:45,350 --> 00:35:50,590
‫دو تا معدن الماس تو آفریقای غربی داره
‫و یه معدن بزرگ نقره تو تسالی

333
00:35:54,950 --> 00:35:58,100
‫مدرکی برای اثبات اینا داری،
‫یا همه‌ش شایعه‌ست؟

334
00:35:58,190 --> 00:36:02,560
‫شایعه‌ست،
‫ولی از یه منبع موثق

335
00:36:02,650 --> 00:36:06,270
‫من با واقعیت‌ها سر و کار دارم، بوویل

336
00:36:07,590 --> 00:36:12,420
‫می‌خوام مونت کریستو و خونه‌ش رو
‫زیر نظر داشته باشی

337
00:36:13,720 --> 00:36:18,850
‫نمی‌تونم. بازپرس روبرت اصرار داره
‫که نباید مأمورها رو از پرونده‌ها

338
00:36:18,940 --> 00:36:22,130
‫برای یه جرم نامعلوم بکشم بیرون

339
00:36:22,220 --> 00:36:28,930
‫البته، می‌تونم خارج از ساعت کاری
‫حواسم بهش باشه، ولی...

340
00:36:29,630 --> 00:36:30,870
‫چقدر؟

341
00:36:33,230 --> 00:36:35,590
‫هفته‌ای صد تا کافیه

342
00:37:12,820 --> 00:37:15,880
‫اون دو تا پلیس رو دم در
‫دیدی؟

343
00:37:17,160 --> 00:37:19,160
‫از کجا می‌دونی
‫پلیسن؟

344
00:37:19,420 --> 00:37:23,690
‫خب، جاکوپو برای این جور چیزا
‫شم خوبی داره

345
00:37:23,780 --> 00:37:26,050
‫از دیروز دارن
‫خونه رو می‌پان

346
00:37:26,140 --> 00:37:29,190
‫- چرا؟
‫- می‌خوان بفهمن من کی‌ام

347
00:37:29,280 --> 00:37:33,100
‫و فقط دو نفر تو پاریس،
‫به جز خودم، هویت واقعی منو می‌دونن

348
00:37:33,190 --> 00:37:36,630
‫جاکوپو و تو

349
00:37:37,650 --> 00:37:41,340
‫به جاکوپو می‌تونم با جونم اعتماد کنم
‫ولی تو...

350
00:37:42,850 --> 00:37:45,130
‫... از اون جنس نیستی

351
00:37:46,260 --> 00:37:48,210
‫منظورتون چیه، کنت؟

352
00:37:48,300 --> 00:37:51,630
‫منظورم اینه که
‫ممکنه یه مشکل کوچیک داشته باشیم

353
00:37:51,720 --> 00:37:54,030
‫من هیچوقت بهتون خیانت نمی‌کنم

354
00:37:54,120 --> 00:37:58,470
‫حتی وقتی با انبر شروع کنن به
‫کشیدن دندونا و ناخنات چی؟

355
00:38:01,210 --> 00:38:03,070
‫اوه، اینقدر نگران نباش

356
00:38:04,390 --> 00:38:07,570
‫تو خوب بهم خدمت کردی، و من از
‫کسایی که این کار رو می‌کنن محافظت می‌کنم

357
00:38:08,290 --> 00:38:09,600
‫جاکوپو

358
00:38:12,780 --> 00:38:15,120
‫بشینین، هر دوتون

359
00:38:15,720 --> 00:38:18,980
‫یه‌کم شری می‌خوای، کادروس؟
‫به نظر بهش نیاز داری

360
00:38:22,470 --> 00:38:26,410
‫اگه ویلفور اون مردا رو فرستاده،
‫که حدس می‌زنم فرستاده

361
00:38:26,830 --> 00:38:30,470
‫یکی یا هر دوشون
‫تا خونه دنبالت میان، کادروس

362
00:38:31,390 --> 00:38:33,840
‫و اون وقت می‌فهمن
‫کجا زندگی می‌کنی

363
00:38:34,880 --> 00:38:37,240
‫می‌فهمن با کیا رفیقی

364
00:38:37,330 --> 00:38:40,440
‫و وقتت رو چجوری می‌گذرونی،
‫از این جور چیزا

365
00:38:40,530 --> 00:38:45,920
‫برای همینه که بهشون میگن بازرس،
‫که ما نمی‌تونیم این اجازه رو بدیم

366
00:38:47,020 --> 00:38:52,490
‫پس، جاکوپو باهات میاد خونه،
‫و مطمئن میشه کسی دنبالت نکرده

367
00:38:52,580 --> 00:38:55,870
‫از این به بعد جاکوپو
‫رابط ما میشه

368
00:38:56,970 --> 00:38:59,060
‫دیگه نباید بیای اینجا

369
00:39:00,010 --> 00:39:01,300
‫من که...

370
00:39:01,940 --> 00:39:04,100
‫من که تو خطر نیستم، هستم؟

371
00:39:06,700 --> 00:39:08,040
‫هنوز نه

372
00:39:11,370 --> 00:39:14,430
‫- خونه قشنگی دارین
‫- ممنون

373
00:39:15,070 --> 00:39:16,950
‫از پاریس خوشتون میاد؟

374
00:39:17,410 --> 00:39:19,810
‫این شهر وجهه‌های مختلفی داره

375
00:39:25,390 --> 00:39:27,550
‫می‌تونم بپرسم اون چیه؟

376
00:39:28,110 --> 00:39:30,750
‫خیلی از مهمونامون
‫همین سؤال رو می‌پرسن

377
00:39:38,860 --> 00:39:41,970
‫یه یادداشت توشه
‫می‌خواین براتون بخونمش؟

378
00:39:42,230 --> 00:39:43,840
‫لطفاً

379
00:39:49,580 --> 00:39:51,550
‫«آقای مورل عزیز...

380
00:39:51,810 --> 00:39:56,450
‫«امیدوارم این کمکتون کنه بر مشکلاتی که
‫الان باهاشون روبه‌رو هستین غلبه کنین»

381
00:39:56,930 --> 00:40:00,770
‫«لطفاً از الماس برای جایگزینی
‫فرعون از دست رفته استفاده کنین»

382
00:40:02,110 --> 00:40:04,590
‫پدرمون در آستانه ورشکستگی بود

383
00:40:04,680 --> 00:40:07,790
‫و یهو یه آقای ناشناس
‫این رو بهش داد

384
00:40:09,360 --> 00:40:12,020
‫چهار سال خیلی خوب
‫براش به ارمغان آورد

385
00:40:12,160 --> 00:40:16,520
‫هیچ نمی‌دونین هویت این ناشناس
‫کی بوده؟

386
00:40:16,770 --> 00:40:18,690
‫برای ما یه معماست

387
00:40:18,780 --> 00:40:22,460
‫پدرم معتقد بود که یکی از دنیای مردگان
‫بهش داده

388
00:40:22,790 --> 00:40:25,450
‫یه مرد جوون که
‫خیلی براش عزیز بود

389
00:40:27,430 --> 00:40:31,770
‫- می‌تونم اسمش رو بپرسم؟
‫- ادموند دانتس

390
00:40:35,790 --> 00:40:37,370
‫ولنتاینه

391
00:40:40,400 --> 00:40:42,260
‫- خیلی متأسفم
‫- ولنتاین، چی شده؟

392
00:40:42,350 --> 00:40:46,530
‫پدرم دید داشتم باهات حرف می‌زدم و گفت
‫دیگه نباید ببینمت

393
00:40:46,620 --> 00:40:48,630
‫الانم حتی
‫نباید اینجا باشم

394
00:40:48,720 --> 00:40:52,340
‫مجبور شدم یواشکی از خونه
‫بیام بیرون. ببخشید

395
00:40:53,880 --> 00:40:55,480
‫ولنتاین...

396
00:41:10,300 --> 00:41:11,870
‫هایدی؟

397
00:41:19,070 --> 00:41:20,370
‫بله؟

398
00:41:21,790 --> 00:41:26,590
‫دعوت شدم به یه مهمونی
‫تو عمارت مورسف

399
00:41:26,850 --> 00:41:28,590
‫باید به عنوان مهمونم بیای

400
00:41:29,090 --> 00:41:34,670
‫اگه فرناند رو شناختی،
‫خیلی مراقب باش که نشون ندی

401
00:41:36,680 --> 00:41:38,060
‫البته

402
00:41:41,380 --> 00:41:42,480
‫باشه

403
00:41:42,570 --> 00:41:46,750
‫ابریشم شانگهای
‫به رنگ‌های ملایم آبی و خاکستری

404
00:41:46,840 --> 00:41:48,140
‫نشونش بده

405
00:41:49,850 --> 00:41:51,270
‫بعدی

406
00:41:52,930 --> 00:41:56,270
‫ابریشم خیلی ظریف،
‫تازه از هند رسیده

407
00:41:56,370 --> 00:41:59,660
‫دست‌دوز خونه مد بالوچی
‫تو فلورانس

408
00:41:59,750 --> 00:42:03,240
‫- چرا آستین‌هاش اینقدر پف‌داره؟
‫- مد روزه، عزیزم

409
00:42:03,330 --> 00:42:06,750
‫همه لباسا رو می‌بریم،
‫همه‌چیز رو، با همه کفشا

410
00:42:23,480 --> 00:42:25,680
‫کنت مونت کریستو

411
00:42:27,020 --> 00:42:28,920
‫بالاخره ملاقات کردیم

412
00:42:30,220 --> 00:42:33,380
‫- کنت مورسف هستین، درسته؟
‫- بله

413
00:42:34,360 --> 00:42:35,520
‫خوش اومدین

414
00:42:36,580 --> 00:42:40,540
‫منتظر بودم ازتون تشکر کنم
‫که تو رم جون پسرم رو نجات دادین

415
00:42:41,000 --> 00:42:42,320
‫کاری نکردم

416
00:42:42,850 --> 00:42:47,230
‫کنتس،
‫ممنون که دعوتمون کردین

417
00:42:47,450 --> 00:42:50,760
‫من و همسرم خیلی مفتخریم
‫که تشریف آوردین، کنت

418
00:42:51,040 --> 00:42:54,800
‫اجازه بدین بانوی تحت حمایتم،
‫مادمازل هایدی رو معرفی کنم

419
00:42:55,060 --> 00:42:58,780
‫بفرمایید داخل. بعداً تو سالن
‫رقص داریم

420
00:43:04,600 --> 00:43:08,400
‫- خودشه
‫- شک نداری؟

421
00:43:09,200 --> 00:43:10,520
‫اصلاً

422
00:43:12,120 --> 00:43:16,850
‫ماکس، شاید مجبور شم برم بین جمعیت
‫لطفاً اگه این کار رو کردم مراقب هایدی باش

423
00:43:16,940 --> 00:43:18,200
‫با کمال میل، کنت

424
00:43:55,970 --> 00:43:58,020
‫- کنت!
‫- فرانتس

425
00:43:58,110 --> 00:44:01,250
‫- چه عالی که می‌بینمتون
‫- بالاخره از ایتالیا برگشتین؟

426
00:44:01,340 --> 00:44:05,070
‫آلبر میگه خیلی راحت تو
‫جامعه پاریس جا افتادین

427
00:44:05,170 --> 00:44:07,170
‫همه خیلی به من لطف داشتن

428
00:44:09,820 --> 00:44:11,460
‫پدربزرگ

429
00:44:12,000 --> 00:44:14,430
‫دلیل اینکه امشب اومدم
‫به مهمونی

430
00:44:14,520 --> 00:44:16,230
‫اینه که مجبورم کردن

431
00:44:16,320 --> 00:44:19,130
‫مردی که پدر می‌خواد باهاش ازدواج کنم
‫اونجا خواهد بود

432
00:44:19,660 --> 00:44:21,460
‫ولنتاین!

433
00:44:24,410 --> 00:44:25,970
‫ولنتاین!

434
00:44:27,210 --> 00:44:30,010
‫ژرار، کجایی؟

435
00:44:31,250 --> 00:44:33,500
‫آروم، آروم

436
00:44:33,590 --> 00:44:36,900
‫نفس بکش. هی، نفس بکش

437
00:45:03,370 --> 00:45:07,020
‫خدایا، جواب داد

438
00:45:12,580 --> 00:45:15,180
‫- باید تنها بری مهمونی
‫- نه!

439
00:45:15,270 --> 00:45:18,660
‫فرانتس اونجا منتظرته
‫من و الوئیز پیش ادوارد می‌مونیم

440
00:45:18,750 --> 00:45:21,040
‫برو الان،
‫کالسکه بیرون منتظره

441
00:45:43,050 --> 00:45:46,350
‫خدا رو شکر که اینجایی

442
00:45:46,600 --> 00:45:50,140
‫- و تنها
‫- نمی‌دونستم قراره اینجا باشی

443
00:45:50,230 --> 00:45:53,050
‫کنت مونت کریستو
‫لطف کرد و دعوتم کرد

444
00:45:53,210 --> 00:45:55,500
‫به حرفام فکر کردی؟

445
00:45:55,590 --> 00:45:58,080
‫- ولنتاین!
‫- فرانتس!

446
00:45:58,170 --> 00:46:00,590
‫بیش از یه ساعته
‫منتظرتم

447
00:46:01,280 --> 00:46:04,040
‫بیا
‫رقص داره شروع میشه

448
00:46:06,950 --> 00:46:08,360
‫با اجازه

449
00:46:15,480 --> 00:46:18,720
‫کنت، اجازه بدین اوژنی دانگلار رو
‫معرفی کنم

450
00:46:18,820 --> 00:46:20,200
‫کنت مونت کریستو

451
00:46:20,290 --> 00:46:23,110
‫شنیدم صدای آواز فوق‌العاده‌ای دارین،
‫عزیزم

452
00:46:23,350 --> 00:46:26,230
‫اگه دارم، همه‌ش به خاطر
‫معلم موسیقیمه

453
00:46:26,410 --> 00:46:29,440
‫لوئیز، بیا با کنت مونت کریستو
‫آشنا شو

454
00:46:31,020 --> 00:46:35,840
‫حرف اوژنی رو باور نکنین، کنت
‫اون خیلی متواضعه

455
00:46:37,970 --> 00:46:40,270
‫- نزدیک بود نابودم کنی، احمق
‫- تقصیر من نیست

456
00:46:40,360 --> 00:46:44,030
‫با ضرر فروختم، و حالا سهام
‫کاملاً برگشته سر جاش

457
00:46:44,120 --> 00:46:47,020
‫و به خاطر تو یه میلیون فرانک
‫ضرر کردم

458
00:46:48,130 --> 00:46:50,380
‫توقع دارم نصف این مبلغ رو
‫بهم برگردونی

459
00:46:50,470 --> 00:46:52,210
‫نه

460
00:46:52,460 --> 00:46:56,940
‫اگه این کار رو نکنی،
‫جلوی رابطه با زنم رو می‌گیرم

461
00:46:57,800 --> 00:46:59,500
‫فهمیدی؟

462
00:47:00,180 --> 00:47:03,000
‫تا فردا ظهر
‫پول رو می‌خوام

463
00:47:11,780 --> 00:47:14,940
‫همه فکر می‌کنن مضحکه
‫پاریس شدم

464
00:47:15,580 --> 00:47:17,770
‫می‌تونی یه ضربه رو تحمل کنی، دانگلار

465
00:47:17,860 --> 00:47:21,590
‫مثل همیشه دوباره سرپا
‫می‌شی

466
00:47:24,150 --> 00:47:28,250
‫نظرت درباره این کنت
‫مونت کریستو چیه؟

467
00:47:29,840 --> 00:47:31,200
‫ازش خوشم میاد

468
00:47:31,680 --> 00:47:32,970
‫رُکه

469
00:47:33,060 --> 00:47:35,600
‫آره، ولی تو از هر کی که
‫پولدار باشه خوشت میاد

470
00:47:38,040 --> 00:47:40,100
‫این زنی که باهاش
‫آورده کیه؟

471
00:47:41,670 --> 00:47:44,360
‫فکر کنم دانشجوی
‫شیمیه

472
00:47:44,740 --> 00:47:48,260
‫کنت هم در کنار چیزای دیگه،
‫شیمیدانه

473
00:47:57,810 --> 00:48:02,730
‫اون روز ندیدمتون
‫امیدوارم الان حالتون بهتر باشه

474
00:48:03,700 --> 00:48:06,070
‫این اواخر دارم

475
00:48:06,690 --> 00:48:09,910
‫لحظه‌های عجیبی رو تجربه می‌کنم که
‫انگار خودم نیستم

476
00:48:10,050 --> 00:48:12,000
‫و چه حسی دارین؟

477
00:48:13,530 --> 00:48:15,650
‫واژه‌ها از بیانش قاصرن.

478
00:48:15,910 --> 00:48:17,650
‫خیلی چیزا همین طورن

479
00:48:23,710 --> 00:48:25,340
‫این زنی که با خودتون آوردین

480
00:48:25,430 --> 00:48:29,230
‫تحت حمایت منه
‫همونی که درباره‌ش بهتون گفتم

481
00:48:29,255 --> 00:48:32,375
‫فکر کنم تو یه خونه
‫باهاتون زندگی می‌کنه

482
00:48:32,700 --> 00:48:34,610
‫اون طبقه بالا رو داره،
‫من طبقه پایین رو

483
00:48:34,700 --> 00:48:38,640
‫- مردم شایعه درست می‌کنن
‫- هر جور می‌خوان فکر کنن

484
00:48:45,740 --> 00:48:48,080
‫از زندگی مشترکتون راضی هستین، مادام؟

485
00:48:52,570 --> 00:48:54,790
‫خیلی رُک هستین، کنت

486
00:48:55,350 --> 00:48:56,810
‫اینم یه عیبه؟

487
00:49:01,090 --> 00:49:02,430
‫نه واقعاً

488
00:49:02,583 --> 00:49:02,969
‫آهان.

489
00:49:09,120 --> 00:49:12,000
‫حس می‌کنم از خیلی وقت پیش
‫می‌شناسمتون، ولی...

490
00:49:13,870 --> 00:49:16,210
‫مگه اینکه منو با
‫کس دیگه‌ای اشتباه گرفته باشین

491
00:49:18,610 --> 00:49:20,590
‫منظورتون کیه؟

492
00:49:26,540 --> 00:49:28,060
‫حتماً اشتباه می‌کنم

493
00:49:32,100 --> 00:49:34,660
‫نباید مهمونام رو زیاد
‫تنها بذارم

494
00:49:59,720 --> 00:50:01,600
‫خواسته بودین منو ببینین

495
00:50:06,370 --> 00:50:08,070
‫شما وامپا هستین؟

496
00:50:11,630 --> 00:50:13,070
‫چی می‌خواین؟

497
00:50:13,160 --> 00:50:16,330
‫کنت مونت کریستو می‌خواد
‫بیاین پاریس

498
00:50:18,010 --> 00:50:19,720
‫متأسفانه امکانش نیست

499
00:50:19,810 --> 00:50:23,210
‫اون پسرعموت پپینو رو
‫از اعدام نجات داد

500
00:50:27,680 --> 00:50:30,470
‫خوبه. خوشتون میاد

501
00:50:40,000 --> 00:51:00,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

