﻿1
00:00:05,000 --> 00:00:16,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:31,220 --> 00:00:34,820
‫چند سال قبل

3
00:00:53,696 --> 00:00:54,926
‫چقدر مونده؟

4
00:00:55,159 --> 00:00:56,409
‫نزدیکه.

5
00:00:57,543 --> 00:01:00,763
‫وقتی تموم شد خبرم کن.
‫من پایین منتظرم.

6
00:01:19,510 --> 00:01:20,930
‫پسره، قربان.

7
00:01:23,480 --> 00:01:24,880
‫باید همین الان بری.

8
00:01:25,480 --> 00:01:27,690
‫- ولی من هنوز باید بچه رو تمیز کنم...
‫- نه، نه. بیخیالش شو.

9
00:01:27,780 --> 00:01:29,080
‫زود باش.

10
00:01:34,920 --> 00:01:37,280
‫- چقدر باید بدم بهتون؟
‫- ده فرانک.

11
00:01:39,880 --> 00:01:42,670
‫- می‌دونی من کی‌ام؟
‫- بله، آقای ویلفورت.

12
00:01:42,760 --> 00:01:44,140
‫می‌دونی چیکار می‌کنم؟

13
00:01:44,480 --> 00:01:46,410
‫من مجرم‌ها رو محاکمه می‌کنم.

14
00:01:48,570 --> 00:01:51,610
‫هیچوقت نباید درباره این قضیه
‫به کسی چیزی بگی.

15
00:01:52,010 --> 00:01:54,110
‫- فهمیدی؟
‫- بله قربان.

16
00:04:19,520 --> 00:04:23,350
‫تو ایتالیا می‌تونی این کار رو بکنی
‫جاکوپو، ولی اینجا تو مارسی نه.

17
00:04:26,750 --> 00:04:27,870
‫یا خدا...؟

18
00:04:28,850 --> 00:04:31,770
‫کادروس،
‫چرا پاریس نیستی؟

19
00:04:31,860 --> 00:04:35,120
‫جاکوپو خبر داد که امروز
‫میای مارسی،

20
00:04:35,210 --> 00:04:39,100
‫منم گفتم خودم بیام
‫خبرایی که دارم رو بهت بدم.

21
00:04:39,940 --> 00:04:43,880
‫- چه خبرایی؟
‫- درباره‌ی ماماست، پس...

22
00:04:47,100 --> 00:04:48,740
‫می‌شنوم.

23
00:04:49,050 --> 00:04:53,790
‫نمی‌تونم با تو و جاکوپو
‫بشینم و یه ناهار بخورم؟

24
00:04:57,340 --> 00:04:58,910
‫درباره‌ی ماما بگو.

25
00:05:00,120 --> 00:05:04,060
‫خب، انگار یه کار احمقانه‌ای
‫کرده.

26
00:05:04,320 --> 00:05:07,290
‫رفته پیش ویلفورت که
‫ازش باج‌گیری کنه.

27
00:05:07,380 --> 00:05:12,490
‫در هر صورت، سریع دستگیرش کردن
‫و انداختنش تیمارستان.

28
00:05:12,810 --> 00:05:16,430
‫همه اینا رو از یه پرستار
‫که هنوز اونجا کار می‌کنه فهمیدم.

29
00:05:16,710 --> 00:05:20,930
‫راستی، اون خونه‌ای که
‫بچه توش به دنیا اومد،

30
00:05:21,310 --> 00:05:25,490
‫مال مادرزن اول ویلفورته،

31
00:05:25,580 --> 00:05:28,840
‫و الان خالیه
‫و برای فروش گذاشتنش.

32
00:05:32,810 --> 00:05:34,990
‫چیز دیگه‌ای هم هست
‫که باید بدونم؟

33
00:05:36,880 --> 00:05:39,010
‫آره هست. گفتم که...

34
00:05:39,100 --> 00:05:44,380
‫گفتم که مرسدس و فرناند
‫یه پسر دارن؟

35
00:05:53,560 --> 00:05:56,720
‫- چند سالشه؟
‫- ۱۸ سال.

36
00:05:56,810 --> 00:05:58,270
‫اسمش آلبرته.

37
00:06:02,390 --> 00:06:03,910
‫زنی که عاشقشم...

38
00:06:05,570 --> 00:06:07,770
‫تنها زنی که تا حالا عاشقش بودم...

39
00:06:09,660 --> 00:06:12,470
‫یه پسر داره، و تو به من نگفتی.

40
00:06:12,560 --> 00:06:15,740
‫کنت، اونا ۱۹ ساله که
‫با هم ازدواج کردن.

41
00:06:15,760 --> 00:06:17,590
‫وقت کافی برای بچه‌دار شدن داشتن.

42
00:06:17,610 --> 00:06:20,120
‫ولی چرا زودتر بهم نگفتی؟

43
00:06:20,790 --> 00:06:23,380
‫خودم هم تازه فهمیدم.

44
00:06:23,470 --> 00:06:27,270
‫پسره تمام این سال‌هایی که من پاریس بودم
‫تو مدرسه شبانه‌روزی بوده.

45
00:06:27,360 --> 00:06:29,840
‫و چرا الان داری بهم می‌گی؟

46
00:06:29,980 --> 00:06:33,150
‫چون به گوشم رسیده

47
00:06:33,250 --> 00:06:37,980
‫که آلبر الان داره با یه دوستش
‫ایتالیا رو می‌گرده

48
00:06:38,270 --> 00:06:41,190
‫و قصد داره بره
‫شادپیمایی رم.

49
00:06:41,450 --> 00:06:43,850
‫می‌دونی تو رم
‫کجا می‌مونن؟

50
00:06:44,230 --> 00:06:45,750
‫مسافرخونه دِ لندر.

51
00:06:47,500 --> 00:06:50,020
‫جاکوپو، یه کالسکه آماده کن.

52
00:06:51,600 --> 00:06:52,980
‫می‌رم رم.

53
00:06:55,260 --> 00:06:58,430
‫عالیه.
‫من تا حالا رم نرفتم.

54
00:06:59,530 --> 00:07:01,070
‫نه، تو نمیای.

55
00:07:02,510 --> 00:07:06,020
‫تو برمی‌گردی پاریس
‫تا اون خونه خالیه رو بخری.

56
00:07:09,448 --> 00:07:12,641
‫[رم]

57
00:07:30,010 --> 00:07:32,150
‫پسرا رسیدن و
‫رفتن تو مسافرخونه.

58
00:07:33,110 --> 00:07:34,210
‫خوبه.

59
00:07:34,590 --> 00:07:37,990
‫- اسم دوست آلبر چیه؟
‫- فرانتس دِ اپینی.

60
00:07:38,190 --> 00:07:41,460
‫حسابی شاکی‌ان که
‫نمی‌تونن کالسکه کرایه کنن.

61
00:07:43,880 --> 00:07:45,540
‫بشین، جاکوپو.

62
00:07:48,100 --> 00:07:51,410
‫نباید کوچکترین بویی
‫از نقشه‌مون ببرن.

63
00:07:51,720 --> 00:07:54,760
‫اگه ببرن،
‫همه‌چیز خراب می‌شه.

64
00:07:55,576 --> 00:07:56,366
‫می‌فهمم.

65
00:07:56,542 --> 00:07:59,622
‫مهم اینه که بذاریم
‫راحت باشن.

66
00:08:00,450 --> 00:08:01,850
‫که بهمون اعتماد کنن.

67
00:08:04,110 --> 00:08:07,200
‫اگه همه‌چیز خوب پیش بره،
‫کارم تو پاریس خیلی راحت‌تر می‌شه.

68
00:08:09,030 --> 00:08:09,890
‫آهان.

69
00:08:11,390 --> 00:08:14,710
‫- آلبر بلیت ورودته.
‫- دقیقاً.

70
00:08:23,280 --> 00:08:26,450
‫- شما آلبر، کنت مورسرف هستین؟
‫- بله خودمم.

71
00:08:26,540 --> 00:08:30,820
‫اربابم، کنت مونت کریستو،
‫می‌خواد شما رو برای ناهار دعوت کنه.

72
00:08:31,870 --> 00:08:36,550
‫- این کنت کیه؟
‫- یه مرد خیلی قدرتمنده.

73
00:08:36,810 --> 00:08:40,070
‫هر چی که بخواین،
‫کنت مونت کریستو می‌تونه براتون فراهم کنه.

74
00:08:41,410 --> 00:08:45,130
‫خب، به کنت بگین
‫باعث افتخارمونه که دعوتش رو قبول کنیم.

75
00:08:45,650 --> 00:08:48,770
‫چرا که نه؟ آره، عالیه.

76
00:08:54,380 --> 00:08:58,670
‫آره، درباره اینجا شنیده بودیم.
‫خیلی تحسین‌برانگیزه.

77
00:09:00,883 --> 00:09:03,383
‫غذای فلورانس خوب بود،
‫ولی این...

78
00:09:04,720 --> 00:09:06,470
‫فوق‌العاده‌ست.

79
00:09:07,810 --> 00:09:10,790
‫شنیدم آشپزی پاریس
‫تو دنیا حرف نداره.

80
00:09:11,190 --> 00:09:13,200
‫تا حالا پاریس رفتین، کنت؟

81
00:09:13,480 --> 00:09:15,160
‫هنوز نه.

82
00:09:17,480 --> 00:09:20,570
‫آقایون، دیگه چه برنامه‌هایی
‫تو رم دارین؟

83
00:09:20,970 --> 00:09:24,870
‫خب، می‌خوایم بریم
‫کولوسئوم رو ببینیم.

84
00:09:24,970 --> 00:09:26,680
‫و بریم اپرای قدیمی.

85
00:09:26,770 --> 00:09:31,490
‫و امیدواریم با دخترای خوشگلی که
‫این شهر بهشون معروفه آشنا بشیم.

86
00:09:32,070 --> 00:09:33,860
‫البته این آلبره که دنبال اوناست.

87
00:09:34,189 --> 00:09:36,879
‫فکر کنم فرانتس داره
‫درباره‌ی خودش حرف می‌زنه.

88
00:09:37,470 --> 00:09:40,810
‫جناب کنت، پدرتون،
‫کنت مورسرف،

89
00:09:40,900 --> 00:09:43,230
‫یه نظامی بودن، درسته؟

90
00:09:43,450 --> 00:09:46,370
‫بله بودن. خیلی سال پیش
‫از درجه‌ش استعفا داد.

91
00:09:46,730 --> 00:09:49,340
‫تو الجزیره حسابی
‫از خودش جذبه نشون داد

92
00:09:49,430 --> 00:09:53,670
‫وقتی که هنوز
‫سروان فرناند موندگو بودن، درسته؟

93
00:09:54,510 --> 00:09:58,410
‫بله. می‌گن تو میدون جنگ
‫اصلاً ترس نداشته.

94
00:09:59,670 --> 00:10:03,100
‫و الان عضو مجلس اعیان
‫در پارلمانن.

95
00:10:03,230 --> 00:10:04,730
‫زنده باد.

96
00:10:06,410 --> 00:10:09,500
‫پسر آدمی به این قدرتمندی
‫حتماً زندگی راحتی داره.

97
00:10:09,700 --> 00:10:10,790
‫واقعاً.

98
00:10:10,880 --> 00:10:14,750
‫گاهی اوقات شهرتش
‫برام ترسناکه.

99
00:10:17,790 --> 00:10:21,600
‫فکر کنم امروز می‌رین
‫اعدام رو ببینین.

100
00:10:24,740 --> 00:10:26,200
‫چه اعدامی؟

101
00:10:26,420 --> 00:10:29,850
‫قبل از شروع شادپیمایی
‫دو تا مجرم قراره اعدام بشن.

102
00:10:30,330 --> 00:10:33,970
‫اتاق من مشرف به میدونیه
‫که قراره اعدام اونجا انجام بشه.

103
00:10:34,670 --> 00:10:36,160
‫می‌تونین بیاین پیش من.

104
00:10:40,020 --> 00:10:42,360
‫تا حالا اعدام ندیدین؟

105
00:10:42,720 --> 00:10:43,770
‫نه.

106
00:10:43,860 --> 00:10:49,280
‫خب، دیدن مردی که داره
‫با مرگ روبه‌رو می‌شه خیلی جالبه.

107
00:10:51,860 --> 00:10:56,650
‫و بعدش، می‌تونین از کالسکه‌ی من
‫برای شادپیمایی استفاده کنید.

108
00:10:59,700 --> 00:11:00,800
‫عالیه.

109
00:11:17,840 --> 00:11:19,190
‫چطوری می‌کشنشون؟

110
00:11:21,830 --> 00:11:25,600
‫اولی، که شجاع‌ترشونه، پپینو،

111
00:11:25,690 --> 00:11:29,570
‫یکی از دار و دسته وامپاست.
‫سرش رو می‌برن.

112
00:11:29,660 --> 00:11:33,090
‫اون یکی رو
‫با چماق می‌زنن تا بمیره.

113
00:11:34,990 --> 00:11:37,530
‫ببین چقدر متفاوت
‫باهاشون برخورد می‌کنن.

114
00:11:38,969 --> 00:11:42,147
‫اونی که پشت پپینوئه
‫حسابی ترسیده.

115
00:11:43,503 --> 00:11:47,636
‫طبیعیه.
‫ترس داره دیگه.

116
00:11:48,600 --> 00:11:50,110
‫آره.

117
00:11:50,610 --> 00:11:53,500
‫ولی این جور مرگ
‫تاوان واقعی نیست.

118
00:11:55,150 --> 00:11:58,340
‫فکر نمی‌کنی مرگ
‫مجازاتی کافی براشون باشه؟

119
00:12:00,560 --> 00:12:04,440
‫تصور کن مردی تو رو مجبور کرده
‫یه زندگی پر از درد و بدبختی داشته باشی.

120
00:12:05,940 --> 00:12:09,670
‫کافیه که فقط چند ثانیه درد بکشه
‫و بعدش...

121
00:12:10,290 --> 00:12:12,820
‫تموم بشه بره؟

122
00:12:18,230 --> 00:12:21,910
‫منصفانه‌تر اینه که انتقام رو
‫آروم‌آروم ازشون بگیری...

123
00:12:23,770 --> 00:12:27,020
‫... معادل دردی که به
‫قربانیاشون تحمیل کردن.

124
00:12:43,620 --> 00:12:46,820
‫وایستین! وایستین!

125
00:12:47,000 --> 00:12:51,220
‫به دستور پاپ
‫اعدام رو متوقف کنین!

126
00:13:01,030 --> 00:13:05,870
‫«با بخشش
‫والاحضرت پاپ گرگوری شانزدهم...

127
00:13:05,960 --> 00:13:11,517
‫دستور می‌دم که
‫به محکوم پپینو رحم بشه.»

128
00:13:14,260 --> 00:13:15,810
‫آزادی که بری.

129
00:13:16,840 --> 00:13:18,470
‫چرا اون و نه من؟

130
00:13:20,120 --> 00:13:21,470
‫چرا؟

131
00:13:24,630 --> 00:13:28,980
‫ولم کنین! ولم کنین!
‫منم می‌خوام زنده بمونم!

132
00:13:30,910 --> 00:13:35,030
‫چرا اون و نه من؟
‫چرا اون؟

133
00:13:35,120 --> 00:13:36,500
‫چرا؟

134
00:13:41,490 --> 00:13:45,080
‫بی‌خیال آقایون. از وقتی دنیا به وجود اومده
‫آدما دارن می‌میرن.

135
00:13:48,950 --> 00:13:51,030
‫این زنگ نشون اینه که
‫شادپیمایی شروع می‌شه.

136
00:13:52,070 --> 00:13:55,330
‫براتون لباس و صورتک گرفتم
‫که بتونین عوض کنین.

137
00:14:24,150 --> 00:14:27,010
‫برای تو هم جا هست اینجا.
‫بیا.

138
00:14:28,330 --> 00:14:32,080
‫- اسمت چیه؟
‫- هر چی دوست داری صدام کن.

139
00:14:32,170 --> 00:14:34,090
‫من صدات می‌کنم دلربا.

140
00:14:36,270 --> 00:14:38,290
‫دوباره می‌بینمت، دلربا؟

141
00:14:39,540 --> 00:14:40,970
‫دیدی چجوری نگام کرد؟

142
00:14:41,060 --> 00:14:43,110
‫در واقع داشت منو نگاه می‌کرد.

143
00:14:43,200 --> 00:14:45,800
‫دلربا! بیا پیش من!

144
00:14:46,750 --> 00:14:49,680
‫بیا پیشم، خواهش می‌کنم.
‫غرقت می‌کنم تو عشق.

145
00:14:49,770 --> 00:14:52,090
‫- یه فرصت بهم بده.
‫- دنبالم بیا.

146
00:14:52,690 --> 00:14:55,090
‫- تو مسافرخونه می‌بینمت.
‫- چی؟

147
00:15:08,610 --> 00:15:09,770
‫صبر کن.

148
00:15:12,460 --> 00:15:14,410
‫کجا داری می‌ری؟

149
00:16:20,630 --> 00:16:22,690
‫- این چیه؟
‫- بخونش.

150
00:16:24,410 --> 00:16:27,320
‫اگه می‌خوای دوستت
‫فردا طلوع خورشید رو ببینه،

151
00:16:27,410 --> 00:16:30,690
‫باید پول رو برام بیاری.
‫همین‌جا منتظر می‌مونم.

152
00:16:54,490 --> 00:16:56,730
‫خیلی معذرت می‌خوام که
‫مزاحمتون شدم، کنت...

153
00:16:56,820 --> 00:16:58,580
‫- فرانتس؟
‫- ... ولی...

154
00:16:59,910 --> 00:17:01,120
‫اینو ببینید.

155
00:17:03,050 --> 00:17:04,280
‫بیا تو.

156
00:17:10,820 --> 00:17:15,460
‫«فرانتس، راهزن‌ها
‫منو دزدیدن...

157
00:17:15,760 --> 00:17:19,590
‫باید ۴۰۰۰ سکه‌ی زر به مردی که
‫این نامه رو آورده، بدی...

158
00:17:20,400 --> 00:17:23,950
‫وگرنه منو می‌کشن.
‫آلبر.»

159
00:17:28,170 --> 00:17:29,520
‫چی شد؟

160
00:17:29,980 --> 00:17:33,880
‫نمی‌دونم. آلبر وسط شادپیمایی
‫یهو غیبش زد.

161
00:17:33,970 --> 00:17:36,830
‫- این دست‌خط خودشه؟
‫- آره.

162
00:17:37,230 --> 00:17:38,630
‫چیکار کنم؟

163
00:17:38,760 --> 00:17:41,330
‫یعنی، نه اون پولشو داره
‫نه من.

164
00:17:41,420 --> 00:17:43,330
‫اون مردی که
‫نامه رو بهت داد کجاست؟

165
00:17:43,550 --> 00:17:45,690
‫بیرون منتظره.

166
00:17:47,650 --> 00:17:48,950
‫جاکوپو!

167
00:17:50,220 --> 00:17:52,460
‫کالسکه رو بیار جلوی در.

168
00:17:52,550 --> 00:17:55,470
‫و مطمئن شو دو تا
‫تپانچه پر همراهت باشه.

169
00:17:55,850 --> 00:17:56,970
‫تپانچه؟

170
00:18:02,040 --> 00:18:04,720
‫- می‌دونی من کی‌ام؟
‫- از کجا باید بدونم؟

171
00:18:04,810 --> 00:18:06,490
‫من کنت مونت کریستو هستم،

172
00:18:06,580 --> 00:18:09,230
‫و مردی که دزدیدین
‫دوست منه.

173
00:18:09,320 --> 00:18:10,700
‫شما...

174
00:18:12,490 --> 00:18:15,920
‫- عذر می‌خوام قربان. نمی‌دونستیم.
‫- رئیست کجاست؟

175
00:18:16,120 --> 00:18:19,320
‫تو یه قلعه متروکه،
‫نیم‌فرسخی دیوارای شهر.

176
00:18:19,580 --> 00:18:20,980
‫ما رو ببر پیشش.

177
00:18:25,800 --> 00:18:27,920
‫چرا اون مرد
‫اینقدر ازت حساب می‌برد؟

178
00:18:29,100 --> 00:18:30,660
‫من اسم و رسم دارم.

179
00:18:32,080 --> 00:18:34,330
‫کسی نیستم که بشه باهام شوخی کرد.

180
00:18:46,550 --> 00:18:47,960
‫دنبالم بیاین.

181
00:18:48,050 --> 00:18:49,190
‫کی اونجاست؟

182
00:18:52,350 --> 00:18:55,150
‫چی باعث شده
‫کنت مونت کریستو بیاد اینجا؟

183
00:18:55,520 --> 00:18:57,140
‫احمق.

184
00:18:57,940 --> 00:18:59,220
‫نفهم.

185
00:19:00,180 --> 00:19:04,420
‫کنت مورسرف دوست شخصی منه
‫و تو دزدیدیش؟

186
00:19:04,730 --> 00:19:08,750
‫مثل یه سگ ازش باج می‌خوای؟
‫دیوونه شدی؟

187
00:19:09,530 --> 00:19:11,850
‫اون دوست شماست؟

188
00:19:12,650 --> 00:19:15,700
‫بیارینش پیش من. همین الان!

189
00:19:15,790 --> 00:19:18,400
‫خیلی شرمسار شدم.

190
00:19:18,640 --> 00:19:22,700
‫چرا اونجا وایستادی؟
‫صدای کنت رو نشنیدی؟

191
00:19:29,760 --> 00:19:32,020
‫- آلبر!
‫- خدا رو شکر که اومدی.

192
00:19:35,340 --> 00:19:38,620
‫جاکوپو، این آقا رو
‫ببر سمت کالسکه.

193
00:19:38,640 --> 00:19:40,320
‫من هم الان میام.

194
00:19:41,500 --> 00:19:42,620
‫دنبالم بیا.

195
00:19:44,700 --> 00:19:47,540
‫- پول رو چجوری جور کردی؟
‫- جور نکردم.

196
00:19:48,140 --> 00:19:50,910
‫کنت اینجا انگار
‫این عوضی رو می‌شناسه...

197
00:19:51,000 --> 00:19:53,950
‫... و ترتیب آزادیت رو داد...

198
00:19:54,730 --> 00:19:56,790
‫حالا اون چیز مسخره رو دربیار.

199
00:19:59,270 --> 00:20:02,560
‫- پختم از گرما.
‫- پپینو کجاست؟

200
00:20:02,880 --> 00:20:06,010
‫با پاسپورتی که جور کردی
‫داره در امن و امان می‌ره مارسی.

201
00:20:06,100 --> 00:20:07,140
‫خوبه.

202
00:20:07,320 --> 00:20:09,830
‫این پاپ هر لحظه
‫نظرش عوض می‌شه.

203
00:20:10,010 --> 00:20:12,980
‫برای نجات جون پپینو
‫خیلی پول دادی؟

204
00:20:13,520 --> 00:20:18,660
‫بذار اینجوری بگم که ترازوی بین ما
‫هنوز خیلی به نفع من سنگینه.

205
00:20:20,700 --> 00:20:24,320
‫- نمایشم چطور بود؟
‫- خیلی نمایشی بود.

206
00:20:24,900 --> 00:20:26,620
‫ولی مؤثر.

207
00:20:27,950 --> 00:20:30,820
‫آفرین.

208
00:20:37,550 --> 00:20:41,590
‫کنت، اون راهزن‌ها رو
‫از کجا می‌شناسی؟

209
00:20:43,890 --> 00:20:45,410
‫روز خوش آقایون.

210
00:20:45,500 --> 00:20:48,830
‫صبر کنید.
‫این جاده خطرناکه قربان.

211
00:20:48,920 --> 00:20:52,540
‫یه سری راهزن به رهبری لوییجی وامپا
‫تو این منطقه فعالن.

212
00:20:53,880 --> 00:20:56,800
‫چند ماه پیش باهاشون
‫برخوردی داشتم،

213
00:20:56,890 --> 00:20:59,490
‫که اتفاقاً به نفع من
‫تموم شد.

214
00:21:03,880 --> 00:21:06,100
‫کدومتون لوییجی وامپاست؟

215
00:21:06,420 --> 00:21:08,000
‫اسم منو از کجا می‌دونی؟

216
00:21:08,465 --> 00:21:10,315
‫الان از کنار یه گروه سرباز رد شدم

217
00:21:10,340 --> 00:21:13,910
‫که گفتن دارن دنبال یه دسته راهزن
‫به رهبری تو می‌گردن.

218
00:21:15,190 --> 00:21:17,250
‫بهتر نیست قایم بشی؟

219
00:21:28,820 --> 00:21:32,560
‫- چرا لومون ندادی؟
‫- از مقامات خوشم نمیاد.

220
00:21:34,070 --> 00:21:36,630
‫انگار مدیون شما شدم قربان.

221
00:21:37,150 --> 00:21:39,070
‫خب، شاید بتونی کمکم کنی.

222
00:21:43,760 --> 00:21:45,700
‫چطور می‌تونم جبران کنم؟

223
00:21:45,820 --> 00:21:49,210
‫بی‌خیالش.
‫فقط یه‌کم وقت گرفت.

224
00:21:49,300 --> 00:21:52,620
‫ولی حتماً یه کاری هست
‫که بتونم براتون انجام بدم.

225
00:21:56,070 --> 00:21:57,170
‫خب...

226
00:21:58,360 --> 00:22:01,600
‫داشتم فکر می‌کردم چند ماه دیگه
‫برم پاریس.

227
00:22:01,690 --> 00:22:03,270
‫خب، عالی شد پس.

228
00:22:03,570 --> 00:22:06,240
‫شما شهر رو نمی‌شناسین.
‫من نشونتون می‌دم.

229
00:22:06,330 --> 00:22:09,490
‫با همه آشناتون می‌کنم.
‫و با پدر و مادرم.

230
00:22:09,580 --> 00:22:14,450
‫ببینیم چی می‌شه. فعلاً که
‫دارم روش فکر می‌کنم.

231
00:22:36,870 --> 00:22:38,730
‫کنت، به پاریس خوش اومدین.

232
00:22:42,870 --> 00:22:45,050
‫خونه‌ی قشنگیه، جاکوپو.

233
00:22:45,150 --> 00:22:48,080
‫آره، خیلی خرج برداشته

234
00:22:55,680 --> 00:22:57,870
‫خب، نظرت چیه؟

235
00:22:58,690 --> 00:23:00,360
‫خوشت میاد؟

236
00:23:01,600 --> 00:23:04,390
‫نمی‌دونستم اینقدر
‫سلیقه‌ت خوبه، جاکوپو.

237
00:23:06,100 --> 00:23:07,750
‫کار من نیست.

238
00:23:08,890 --> 00:23:12,700
‫یه سری آدم به اسم طراح داخلی
‫همه کارا رو کردن.

239
00:23:16,860 --> 00:23:18,800
‫می‌شه به چمدون‌هام
‫رسیدگی کنی؟

240
00:23:19,800 --> 00:23:20,900
‫بله قربان.

241
00:23:56,471 --> 00:24:03,471


242
00:24:11,960 --> 00:24:14,520
‫روزشماری می‌کردم
‫تا بیاین.

243
00:24:16,500 --> 00:24:19,130
‫- حالتون خوبه کنت؟
‫- عالی.

244
00:24:19,560 --> 00:24:21,980
‫بفرمایید داخل، لطفاً.

245
00:24:25,840 --> 00:24:28,850
‫همه خیلی مشتاق
‫دیدارتون هستن.

246
00:24:36,850 --> 00:24:38,890
‫از سبک نقاشی پینو خوشتون میاد؟

247
00:24:40,350 --> 00:24:44,780
‫خیلی... زیباست.

248
00:24:45,560 --> 00:24:47,470
‫پرتره مادرمه.

249
00:24:47,840 --> 00:24:52,720
‫شش سال پیش کشیدش،
‫ولی فکر نکنم از اون موقع یه روز هم پیرتر شده باشه.

250
00:24:54,660 --> 00:24:57,760
‫خودتون می‌بینید.
‫به زودی می‌پیونده به ما.

251
00:24:57,980 --> 00:24:59,750
‫خیلی مشتاق دیدارتونه.

252
00:25:00,540 --> 00:25:02,430
‫پدرتون هم میان؟

253
00:25:02,520 --> 00:25:05,980
‫متأسفانه امروز داره
‫تو مجلس سنا سخنرانی می‌کنه.

254
00:25:08,520 --> 00:25:12,790
‫اجازه بدین معرفی کنم.
‫آقای بوشان، سردبیر انکوایرر.

255
00:25:13,500 --> 00:25:17,230
‫و آقای دبری، منشی
‫وزیر کشور.

256
00:25:17,650 --> 00:25:18,930
‫کنت مونت کریستو.

257
00:25:19,020 --> 00:25:21,360
‫- خوشوقتم.
‫- مایه‌ی افتخاره.

258
00:25:21,450 --> 00:25:24,960
‫- آلبر می‌گه تازه اومدین پاریس.
‫- شهر خیلی قشنگیه.

259
00:25:25,050 --> 00:25:27,870
‫مطمئنم خیلی زود
‫باهاش کنار میاین.

260
00:25:29,270 --> 00:25:31,400
‫شراب نمی‌خورین کنت؟

261
00:25:31,650 --> 00:25:33,660
‫نه، الکل نمی‌خورم.

262
00:25:34,280 --> 00:25:38,400
‫کنت، چه خوب که تشریف آوردین!

263
00:25:38,780 --> 00:25:41,160
‫مادرم،
‫کنتس مورسرف.

264
00:25:43,420 --> 00:25:45,040
‫کنتس، خیلی...

265
00:25:50,410 --> 00:25:52,920
‫خیلی مشتاق این لحظه بودم.

266
00:25:54,530 --> 00:25:58,610
‫می‌خوام شخصاً بابت نجات جون
‫پسر عزیزم ازتون تشکر کنم.

267
00:26:02,220 --> 00:26:05,840
‫من و شوهرم تا ابد مدیون
‫کاری که کردین هستیم.

268
00:26:06,110 --> 00:26:07,490
‫قابل نداره.

269
00:26:09,430 --> 00:26:12,330
‫فکر کنم
‫اولین باره اومدین پاریس.

270
00:26:12,650 --> 00:26:13,750
‫بله.

271
00:26:15,490 --> 00:26:19,730
‫- کدوم مسافرخونه اقامت دارین؟
‫- نیازی به مسافرخونه ندارم.

272
00:26:20,210 --> 00:26:24,560
‫دو تا خونه دارم.
‫یکی همین نزدیکی،

273
00:26:24,650 --> 00:26:28,280
‫تو شانزه لیزه.
‫و یکی دیگه تو اوتوی.

274
00:26:30,360 --> 00:26:34,430
‫شما که تازه دیروز رسیدین،
‫چطور ملک خریدین؟

275
00:26:34,520 --> 00:26:37,030
‫مباشرم رو زودتر فرستادم

276
00:26:37,190 --> 00:26:39,720
‫که کارای خونه‌ها رو
‫راست و ریست کنه.

277
00:26:42,510 --> 00:26:43,610
‫ولی...

278
00:26:48,940 --> 00:26:50,040
‫مامان؟

279
00:26:51,010 --> 00:26:52,310
‫حالت خوبه؟

280
00:26:58,760 --> 00:27:00,900
‫عذر می‌خوام.

281
00:27:19,400 --> 00:27:21,480
‫اسم اصلی کنت چیه؟

282
00:27:22,620 --> 00:27:23,720
‫نمی‌دونم.

283
00:27:57,960 --> 00:28:02,140
‫همه‌شون اونجان،
‫با خانواده‌هاشون.

284
00:28:02,730 --> 00:28:05,490
‫- هر سه تاشون؟
‫- هر سه تاشون.

285
00:28:06,610 --> 00:28:10,250
‫- و تو رو ندیدن؟
‫- نه، نه. مطمئن شدم که ندیدن.

286
00:28:10,490 --> 00:28:11,590
‫خوبه.

287
00:28:18,520 --> 00:28:20,810
‫به اتوره بگو
‫کالسکه رو بیاره جلو.

288
00:29:36,580 --> 00:29:39,340
‫اوناهاش بابا.
‫اونجاست!

289
00:29:40,990 --> 00:29:47,520
‫تو فاصله‌ی بین پرده‌ها
‫معرفیت می‌کنم بهش.

290
00:29:47,610 --> 00:29:51,160
‫فکر می‌کردم اون جایگاه رو
‫سفیر اتریش گرفته.

291
00:29:51,250 --> 00:29:53,710
‫کنت برای کل فصل
‫ازش خریدش.

292
00:30:08,420 --> 00:30:24,940
‫<i>در تمام رگ‌هام
‫حس می‌کنم خون جاریه</i>

293
00:30:25,840 --> 00:30:32,660
‫<i>سایه‌ی پسر و خون</i>

294
00:30:33,970 --> 00:30:40,660
‫<i>سایه‌ی پسر و خون</i>

295
00:30:41,170 --> 00:30:48,700
‫<i>منو پر از وحشت می‌کنه</i>

296
00:30:49,570 --> 00:30:56,780
‫<i>منو پر از وحشت می‌کنه</i>

297
00:30:57,280 --> 00:31:05,580
‫<i>منو پر از وحشت می‌کنه</i>

298
00:31:38,070 --> 00:31:39,390
‫تو همین‌جا بمون.

299
00:32:30,780 --> 00:32:32,290
‫اینا رو بگیر.

300
00:32:36,340 --> 00:32:39,820
‫یکی یکی بهت نشونشون می‌دم.

301
00:32:46,790 --> 00:32:49,730
‫خیلی مشتاق بودم که
‫با پدرم آشنات کنم،

302
00:32:49,830 --> 00:32:53,370
‫ولی متأسفانه حال مادرم بد شد،
‫و بردش خونه.

303
00:32:53,830 --> 00:32:57,450
‫- امیدوارم چیز جدی نباشه.
‫- مطمئنم زود خوب می‌شه.

304
00:32:57,890 --> 00:33:00,370
‫ولی کسای دیگه‌ای هستن
‫که می‌تونم معرفیشون کنم.

305
00:33:00,460 --> 00:33:02,000
‫عالی می‌شه.

306
00:33:03,400 --> 00:33:05,320
‫پدر و مادر همسر آینده‌م.

307
00:33:06,200 --> 00:33:10,080
‫بارون و بارونس دانگلار،
‫کنت مونت کریستو.

308
00:33:15,240 --> 00:33:17,720
‫فکر کنم شما بانکدار هستین، قربان.

309
00:33:19,390 --> 00:33:20,690
‫بله.

310
00:33:21,880 --> 00:33:23,540
‫از آشناییتون خوشوقتم.

311
00:33:24,630 --> 00:33:26,740
‫خیلی دربارتون شنیدیم، کنت.

312
00:33:26,990 --> 00:33:31,170
‫- واقعاً از آشناییتون خوشحالم.
‫- منم همین طور، مادام.

313
00:33:31,470 --> 00:33:35,340
‫یکی از همین روزا می‌خوام
‫بیام دیدنتون تا یه حساب باز کنم،

314
00:33:35,430 --> 00:33:37,190
‫و یه مبلغ نسبتاً زیاد بذارم توش.

315
00:33:37,490 --> 00:33:41,180
‫- چقدر زیاد؟
‫- چهار میلیون فرانک.

316
00:33:44,220 --> 00:33:47,260
‫- خیلی کمه؟
‫- به هیچ وجه.

317
00:33:49,530 --> 00:33:53,320
‫یه نفر هست که باید باهاش آشنا بشی.
‫مادام و مسیو ویلفورت.

318
00:33:53,410 --> 00:33:57,810
‫مسیو ویلفورت
‫دادستان کل پاریسه.

319
00:33:59,210 --> 00:34:00,990
‫کنت مونت کریستو.

320
00:34:05,350 --> 00:34:07,310
‫خوشوقتم قربان.

321
00:34:09,170 --> 00:34:10,720
‫مادام ویلفورت.

322
00:34:13,540 --> 00:34:16,500
‫و دختر مسیو ویلفورت،
‫ولنتاین.

323
00:34:16,840 --> 00:34:18,650
‫ولنتاین، خوشوقتم از دیدنتون.

324
00:34:18,740 --> 00:34:21,750
‫کل پاریس از شما
‫حرف می‌زنن، کنت.

325
00:34:21,840 --> 00:34:23,710
‫مطمئنم لایق این همه توجه نیستم.

326
00:34:23,800 --> 00:34:27,410
‫می‌دونین که مردم ما اغراق می‌کنن.
‫یکی از ضعف‌هامونه.

327
00:34:27,500 --> 00:34:31,670
‫مطمئنم تو شغل شما
‫فقط حقایق ساده مهمن، درسته؟

328
00:34:31,810 --> 00:34:34,790
‫در نهایت، فقط حقیقته
‫که اهمیت داره.

329
00:34:35,509 --> 00:34:37,110
‫و در ابتدا چی؟

330
00:34:40,450 --> 00:34:42,710
‫متوجه منظورتون نمی‌شم قربان.

331
00:34:45,110 --> 00:34:47,030
‫باید برگردیم به جایگاهمون.

332
00:34:47,530 --> 00:34:50,000
‫اون فقط زنگ اول بود،
‫ولنتاین.

333
00:34:50,090 --> 00:34:53,830
‫با این حال، خوشم نمیاد پدربزرگ رو
‫زیاد تنها بذارم.

334
00:34:53,920 --> 00:34:57,140
‫- اجازه می‌دین مرخص شیم، کنت؟
‫- البته.

335
00:35:04,570 --> 00:35:08,010
‫- حالتون خوبه کنت؟
‫- بله، من...

336
00:35:08,880 --> 00:35:14,070
‫یه‌کم سرم درد می‌کنه.
‫فکر کنم دیگه برم.

337
00:35:14,830 --> 00:35:18,790
‫می‌خواستم همه رو دعوت کنم
‫به افتتاحیه خونه‌م تو حومه شهر.

338
00:35:18,880 --> 00:35:23,470
‫می‌تونی این کار رو برام انجام بدی؟
‫بعداً دعوتنامه‌های رسمی می‌فرستم.

339
00:35:23,670 --> 00:35:26,090
‫حتماً. کنت...

340
00:35:35,660 --> 00:35:36,760
‫بشین.

341
00:35:39,580 --> 00:35:41,720
‫خیلی چیزا پیدا کردم، کنت.

342
00:35:42,720 --> 00:35:45,670
‫ماماهه از قصد ما
‫خبر داره؟

343
00:35:45,760 --> 00:35:49,060
‫آره. و خیلی مشتاقه
‫که همکاری کنه.

344
00:35:49,150 --> 00:35:53,320
‫به پرستار تو تیمارستان رشوه دادم
‫که بذاره باهاش حرف بزنم.

345
00:35:53,990 --> 00:35:57,590
‫اگه بخواین می‌تونیم همین امشب
‫ماما رو فراری بدیم.

346
00:36:00,340 --> 00:36:03,920
‫بذارش برای فردا.
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

347
00:36:28,170 --> 00:36:29,430
‫ولش کن.

348
00:36:32,150 --> 00:36:33,770
‫دو برابر می‌خوام براش.

349
00:36:34,150 --> 00:36:37,140
‫نه، نه، نه.
‫ما قرار گذاشته بودیم.

350
00:36:37,340 --> 00:36:40,250
‫برام مهم نیست.
‫دارم ریسک خیلی بزرگی می‌کنم.

351
00:36:40,340 --> 00:36:42,980
‫- نمی‌تونم.
‫- یا دو برابر یا نگهبانا رو صدا می‌کنم.

352
00:36:43,000 --> 00:36:45,000
‫من فقط همونی که خواستی رو
‫همراهم دارم.

353
00:36:45,060 --> 00:36:47,360
‫پس برو. گمشو.

354
00:36:52,430 --> 00:36:53,560
‫یا خدا...

355
00:36:54,520 --> 00:36:57,270
‫- دیوونه شدی؟
‫- مگه نشنیدی چی گفت؟

356
00:37:07,210 --> 00:37:08,370
‫چی شد؟

357
00:37:08,860 --> 00:37:13,190
‫آه، آره، من...
‫مجبور شدم پرستاره رو بکشم.

358
00:37:13,790 --> 00:37:18,160
‫ولی فکر می‌کنن که چاقوشو برداشته،
‫گلوشو بریده، کلیداشو دزدیده.

359
00:37:18,250 --> 00:37:19,800
‫تر و تمیزه، نه؟

360
00:37:19,920 --> 00:37:23,160
‫قتل هیچوقت تروتمیز نیست،
‫جاکوپو.

361
00:37:27,090 --> 00:37:28,880
‫این همون خونه‌ایه
‫که اون اتفاق توش افتاد؟

362
00:37:28,970 --> 00:37:30,070
‫آره.

363
00:37:30,690 --> 00:37:33,200
‫اتاقی که بچه توش
‫به دنیا اومد رو نشونم بده.

364
00:37:47,840 --> 00:37:50,020
‫دقیقاً همونطوریه که یادم میاد.

365
00:37:51,210 --> 00:37:53,350
‫نشونم بده جعبه رو
‫کجا دفن کردن.

366
00:37:59,810 --> 00:38:01,230
‫اینجا بود.

367
00:38:05,220 --> 00:38:07,040
‫جعبه رو برام توصیف کن.

368
00:38:07,140 --> 00:38:13,220
‫چوبی بود،
‫مستطیلی، با یه در.

369
00:38:15,210 --> 00:38:16,930
‫ببرش به خونه‌ی داخل شهر.

370
00:38:17,950 --> 00:38:20,120
‫به یه کمد لباس جدید نیاز داره،
‫همه‌چیز جدید.

371
00:38:20,210 --> 00:38:22,960
‫از همه مهم‌تر،
‫باید از دید پنهان بمونه.

372
00:38:23,160 --> 00:38:25,040
‫من امنیتت رو تضمین می‌کنم.

373
00:38:26,900 --> 00:38:31,360
‫خدا خیرتون بده، کنت.
‫ممنونم.

374
00:38:50,370 --> 00:38:51,470
‫بله؟

375
00:38:51,910 --> 00:38:54,260
‫بازرس بوویل اومده شما رو ببینه،
‫مسیو.

376
00:38:54,820 --> 00:38:58,520
‫سریع باش بوویل.
‫برای دادگاه دیرم شده.

377
00:39:01,640 --> 00:39:03,480
‫ماماهه فرار کرده.

378
00:39:03,780 --> 00:39:06,730
‫همون مامایی رو می‌گم
‫که فرستادینش تیمارستان.

379
00:39:07,410 --> 00:39:10,850
‫همونی که داشت درباره شما
‫دروغ پخش می‌کرد.

380
00:39:15,030 --> 00:39:18,300
‫- فرار کرده؟
‫- یه جوری یه چاقو گیر آورده.

381
00:39:18,580 --> 00:39:22,280
‫یه پرستار رو کشته،
‫کلیداشو برداشته و...

382
00:39:29,360 --> 00:39:30,680
‫پیداش کن.

383
00:39:31,940 --> 00:39:35,360
‫برام مهم نیست چجوری.
‫پیداش کن.

384
00:39:36,340 --> 00:39:39,700
‫و این دفعه نمی‌فرستمش
‫تیمارستان، نه.

385
00:39:40,220 --> 00:39:42,740
‫مستقیم می‌فرستمش
‫زیر گیوتین.

386
00:40:12,060 --> 00:40:13,730
‫اولین مهمون‌ها رسیدن.

387
00:40:21,760 --> 00:40:23,530
‫خوش اومدین.

388
00:40:23,620 --> 00:40:25,550
‫- چه خونه‌ی قشنگی.
‫- ممنون.

389
00:40:27,050 --> 00:40:30,180
‫- پدر و مادرت کجان، آلبر؟
‫- مادرم پدرم رو با خودش برد

390
00:40:30,270 --> 00:40:32,350
‫رفتن خونه نزدیک مارسی
‫برای آخر هفته.

391
00:40:32,440 --> 00:40:33,980
‫چه حیف.

392
00:40:35,170 --> 00:40:37,900
‫لطفاً جاکوپو،
‫این آقایون رو ببر داخل

393
00:40:37,990 --> 00:40:40,380
‫و به پیشخدمت بگو
‫براشون شامپاین بیاره.

394
00:40:45,300 --> 00:40:47,580
‫عجب تصادفی شد.

395
00:40:48,200 --> 00:40:53,390
‫این ملک متعلق به
‫والدین همسر اول من بود،

396
00:40:53,570 --> 00:40:55,340
‫پدربزرگ و مادربزرگ ولنتاین.

397
00:40:55,430 --> 00:40:59,790
‫- پس قبلاً اینجا اومدین، مسیو ویلفورت؟
‫- بله، خیلی وقتا.

398
00:41:00,330 --> 00:41:03,880
‫حسابی اینجا رو
‫تغییر دادین.

399
00:41:03,970 --> 00:41:05,090
‫ممنون.

400
00:41:05,870 --> 00:41:08,350
‫بفرمایید، مهمان مقدمه.

401
00:41:15,880 --> 00:41:18,180
‫روز به‌خیر، بارون.
‫خوشحالم می‌بینمتون.

402
00:41:18,440 --> 00:41:20,880
‫- بارونس...
‫- روز به‌خیر، قربان.

403
00:41:32,160 --> 00:41:35,120
‫- همه‌چیز مرتبه، بارونس؟
‫- بله خوبه.

404
00:41:43,190 --> 00:41:46,850
‫اینجا اتاق مطالعه‌ی منه.

405
00:41:52,250 --> 00:41:53,800
‫من عاشق سکه‌م.

406
00:41:56,420 --> 00:41:59,540
‫- اینا گره‌های دریانوردیه؟
‫- بله.

407
00:41:59,760 --> 00:42:02,360
‫بله، به نظرم نمادینن.

408
00:42:02,560 --> 00:42:05,320
‫زندگی ما خیلی وقتا
‫به گره می‌خوره.

409
00:42:06,320 --> 00:42:08,920
‫تو پیچش‌های غیرمنتظره گیر می‌کنه.

410
00:42:09,170 --> 00:42:11,310
‫می‌تونین همه این گره‌ها رو
‫خودتون بزنین؟

411
00:42:11,400 --> 00:42:14,860
‫بله، هرچند باز کردن بعضیاشون
‫برام سخته.

412
00:42:15,300 --> 00:42:18,580
‫اینجا سکه‌هایی از ژاپن دارین.

413
00:42:20,920 --> 00:42:22,020
‫بفرمایین.

414
00:42:23,000 --> 00:42:25,280
‫یه اتاق دیگه هست که
‫می‌خوام نشونتون بدم.

415
00:42:32,400 --> 00:42:35,160
‫از وقتی جوون بودم
‫شیمی مطالعه می‌کردم.

416
00:42:35,315 --> 00:42:36,315
‫چقدر جالب.

417
00:42:36,340 --> 00:42:39,070
‫و تو سفرهام، گیاهای زیادی پیدا کردم که

418
00:42:39,160 --> 00:42:43,460
‫وقتی به روش خاصی فرآوری بشن،
‫هم می‌تونن شفا بدن و هم بکشن.

419
00:42:45,950 --> 00:42:49,590
‫اینا رو مثلاً، من بهشون میگم
‫»مرگ‌آورها».

420
00:42:49,830 --> 00:42:54,270
‫چهار قطره از این شیشه
‫یه مرد رو تو چند ثانیه می‌کشه.

421
00:42:55,230 --> 00:42:58,010
‫- این چیه؟
‫- بروسین.

422
00:43:01,650 --> 00:43:05,583
‫- اثری از خودش به جا می‌ذاره؟
‫- نه تو بدن، هیچی.

423
00:43:06,130 --> 00:43:09,210
‫و چرا این سم‌ها رو
‫نگه داشتین؟

424
00:43:09,470 --> 00:43:11,280
‫برای مقاصد دامپزشکی.

425
00:43:13,420 --> 00:43:17,810
‫گاهی وقتا باید حیوونا رو
‫از درد خلاص کرد.

426
00:43:17,900 --> 00:43:19,000
‫می‌فهمم.

427
00:43:19,360 --> 00:43:22,970
‫کنت، پسر عزیز من
‫از تشنج رنج می‌بره.

428
00:43:23,070 --> 00:43:25,440
‫الوئیز! الان وقتش نیست.

429
00:43:25,530 --> 00:43:28,890
‫نه، نه، خواهش می‌کنم.
‫الان هم وقت خوبیه.

430
00:43:29,140 --> 00:43:32,240
‫هر دو هفته یه بار
‫اتفاق می‌افته، و...

431
00:43:32,610 --> 00:43:36,860
‫... خیلی طول می‌کشه تا بهتر بشه،
‫و خسته و عصبیش می‌کنه، و...

432
00:43:37,170 --> 00:43:40,020
‫- می‌خواستم ببینم اگه...
‫- می‌تونی اینو ببری امتحان کنی.

433
00:43:41,130 --> 00:43:42,340
‫مارسینز،

434
00:43:42,430 --> 00:43:46,170
‫از پوست درختی گرفته شده
‫که فقط تو کامبوج پیدا می‌شه.

435
00:43:47,450 --> 00:43:48,940
‫چطور فرآوریش می‌کنین؟

436
00:43:49,030 --> 00:43:51,410
‫پوست رو می‌جوشونن،
‫مایع رو تقطیر می‌کنن،

437
00:43:51,500 --> 00:43:54,250
‫و بعد مایع غلیظش رو می‌ذارن
‫تبدیل به بلور بشه،

438
00:43:54,340 --> 00:43:56,270
‫و بعد بلور‌ها رو
‫تو الکل حل می‌کنن.

439
00:43:56,360 --> 00:43:57,620
‫جالبه.

440
00:44:00,180 --> 00:44:01,660
‫پسره چند سالشه؟

441
00:44:02,220 --> 00:44:05,140
‫- هشت سال.
‫- یه قطره کافیه.

442
00:44:05,230 --> 00:44:08,580
‫ولی مواظب باشین، سه قطره
‫بیهوشش می‌کنه.

443
00:44:08,760 --> 00:44:11,690
‫هرچند من پادزهرش رو
‫هم دارم.

444
00:44:14,540 --> 00:44:16,860
‫پادزهر بروسین رو هم دارین؟

445
00:44:19,130 --> 00:44:22,870
‫نه. برای مرگ‌آورها،
‫پادزهری وجود نداره.

446
00:44:26,230 --> 00:44:29,940
‫مگه مونت کریستو یه جزیره
‫نزدیک سواحل ایتالیا نیست؟

447
00:44:30,030 --> 00:44:32,690
‫آره، هست.

448
00:44:32,990 --> 00:44:35,390
‫از دوک بزرگ توسکانی
‫خریدمش.

449
00:44:36,470 --> 00:44:38,050
‫پس عنوانتون به خاطر اینه؟

450
00:44:39,090 --> 00:44:41,030
‫می‌تونم اسم اصلیتون رو بپرسم؟

451
00:44:43,030 --> 00:44:44,270
‫زاکونه.

452
00:44:44,630 --> 00:44:47,390
‫- زاکونه؟
‫- زاکونه، آره.

453
00:44:48,230 --> 00:44:51,040
‫باید بگم قربان، کار فوق‌العاده‌ای
‫با این خونه کردین.

454
00:44:51,130 --> 00:44:54,720
‫به‌سختی می‌شه
‫تشخیص داد که همون خونه‌ست.

455
00:44:54,810 --> 00:44:58,590
‫وقتی سنت مران گذاشتش برای فروش،
‫هیچکس نمی‌خواستش.

456
00:44:59,010 --> 00:45:00,820
‫درست می‌گم، مسیو ویلفورت؟

457
00:45:00,903 --> 00:45:04,413
‫آدم تعجب می‌کنه چرا،
‫چون این ملک انگار از بهشته.

458
00:45:04,510 --> 00:45:10,450
‫محضرداری که باهاش کار می‌کردم
‫یه داستان تلخ درباره این خونه برام تعریف کرد،

459
00:45:10,780 --> 00:45:12,820
‫که ظاهراً خریدارا رو فراری می‌داد.

460
00:45:14,640 --> 00:45:15,840
‫چه داستانی؟

461
00:45:18,020 --> 00:45:20,230
‫نمی‌خوام خانم‌ها رو ناراحت کنم.

462
00:45:20,880 --> 00:45:22,710
‫ولی ما ناراحت نمی‌شیم.

463
00:45:23,230 --> 00:45:26,300
‫بگین دیگه! نمی‌تونین
‫اینجوری ما رو تو خماری بذارین.

464
00:45:29,440 --> 00:45:32,820
‫خیلی خب.
‫بعد از ناهار نشونتون می‌دم.

465
00:45:46,720 --> 00:45:49,900
‫تصمیم گرفتم این اتاق رو
‫دقیقاً همونطور که پیداش کردم نگه دارم.

466
00:45:52,100 --> 00:45:55,380
‫می‌گن یه جنایت وحشتناک
‫اینجا اتفاق افتاده.

467
00:45:57,840 --> 00:45:59,500
‫یه بچه‌کشی.

468
00:46:04,090 --> 00:46:05,270
‫دیوونگیه!

469
00:46:05,360 --> 00:46:08,170
‫یه بچه ناخواسته
‫رو همین تخت به دنیا اومده.

470
00:46:12,870 --> 00:46:17,400
‫پدر بچه اونو گذاشت
‫توی یه جعبه.

471
00:46:20,100 --> 00:46:22,870
‫می‌خواین ببینین
‫سر اون جعبه چی اومد؟

472
00:46:24,820 --> 00:46:26,190
‫آره!

473
00:46:28,740 --> 00:46:31,100
‫جعبه رو همین‌جا دفن کردن.

474
00:46:32,620 --> 00:46:36,160
‫باغبون‌های من از زیر خاک درش آوردن
‫و نشونم دادن، ولی...

475
00:46:37,860 --> 00:46:39,450
‫خالی بود.

476
00:46:42,350 --> 00:46:44,670
‫الان اون جعبه کجاست؟

477
00:46:46,490 --> 00:46:48,170
‫سوزوندمش.

478
00:46:51,050 --> 00:46:52,520
‫باید بشینم.

479
00:46:55,170 --> 00:46:57,780
‫اینجور داستان‌ها رو
‫نباید برای خانم‌ها تعریف کنی!

480
00:46:57,870 --> 00:47:01,640
‫ولی خود همسرتون اصرار کرد که تعریف کنم،
‫مگه نه مسیو ویلفورت؟

481
00:47:09,540 --> 00:47:12,150
‫مطمئنی این همون مرده؟

482
00:47:12,240 --> 00:47:13,340
‫آره.

483
00:47:23,810 --> 00:47:25,600
‫خودت رو جمع و جور کن، هرمین!

484
00:47:25,690 --> 00:47:29,790
‫- وای خدای من، اون زنه‌ست.
‫- کدوم زن؟

485
00:47:30,120 --> 00:47:35,000
‫اون زنی که رو نیمکت نشسته.
‫همونیه که اون شب زایمان کرد.

486
00:48:22,400 --> 00:48:24,340
‫خودت رو جمع و جور کن، هرمین!

487
00:48:26,580 --> 00:48:29,720
‫- باید حرف بزنیم.
‫- نه. اینجا نه.

488
00:48:32,210 --> 00:48:33,490
‫لبخند بزن.

489
00:48:47,420 --> 00:49:07,420
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

