﻿1
00:00:05,160 --> 00:00:16,160
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:01:20,160 --> 00:01:22,880
‫- پدر، منو ببخشید چون گناه کردم...

3
00:01:23,200 --> 00:01:26,160
‫- آخرین باری که اعتراف کردین کی بود...؟

4
00:01:26,480 --> 00:01:27,720
‫- ۱۵ سال پیش...

5
00:01:30,200 --> 00:01:32,920
‫می‌ترسم خدا رو رها کرده باشم...

6
00:01:34,173 --> 00:01:35,813
‫- واقعاً کردین...؟

7
00:01:39,520 --> 00:01:41,000
‫- می‌خوام انتقام بگیرم...

8
00:01:41,320 --> 00:01:44,400
‫به خاطر ظلم بزرگی که در حقم کردن...

9
00:01:46,360 --> 00:01:48,520
‫- چه بلایی سرت آوردن پسرم...؟

10
00:01:52,640 --> 00:01:56,600
‫- ۱۵ سال آزگار از زندگیم رو ازم دزدیدن...

11
00:01:57,600 --> 00:02:01,680
‫و تنها زنی رو که عاشقش بودم
‫هم ازم گرفتن...

12
00:02:04,080 --> 00:02:07,040
‫حالا وقتشه که انتقام بگیرم...

13
00:03:11,993 --> 00:03:17,354
‫«کنت مونت‌کریستو»

14
00:03:31,760 --> 00:03:32,760
‫- توی چه عمقی هستیم...؟

15
00:03:34,520 --> 00:03:35,920
‫- دریا خیلی مواجه...!

16
00:03:38,040 --> 00:03:40,680
‫- ادموند! ناخدا می‌خواد باهات حرف بزنه...!

17
00:03:42,160 --> 00:03:43,880
‫- نمی‌شنوم چی می‌گی...!

18
00:03:45,120 --> 00:03:48,000
‫- ناخدا می‌خواد باهات حرف بزنه.
‫همین الان...!

19
00:03:48,320 --> 00:03:52,800
‫- ژان، تو جای من وایستا.
‫سکان رو نگه دار. مسیر ۲۷۰...

20
00:03:57,160 --> 00:03:58,320
‫- مواظب باش...!

21
00:04:05,640 --> 00:04:06,880
‫- حالش چطوره...؟

22
00:04:07,200 --> 00:04:09,680
‫- می‌ترسم تا صبح دووم نیاره...

23
00:04:12,640 --> 00:04:14,906
‫- با من کار داشتین...؟

24
00:04:16,200 --> 00:04:17,440
‫- کجاییم...؟

25
00:04:17,760 --> 00:04:20,400
‫- تازه از دماغه‌ی کُرس رد شدیم...

26
00:04:20,720 --> 00:04:22,120
‫- بادبان اصلی چی شد...؟

27
00:04:22,440 --> 00:04:26,040
‫- تقریباً تعمیر شده...
‫- گوش کن ادموند...

28
00:04:27,680 --> 00:04:30,640
‫دیگه حرف، حرف روز نیست...

29
00:04:30,960 --> 00:04:32,360
‫ساعت‌ها مهمن...

30
00:04:34,000 --> 00:04:38,920
‫می‌خوام ناخدای کشتی فرعون
‫بشی...

31
00:04:39,240 --> 00:04:43,480
‫- ناخدا، من ناوسروان هستم.
‫این وظیفه حق منه...

32
00:04:46,200 --> 00:04:49,080
‫- وظیفه‌ی تو اینه، دانگلار...

33
00:04:49,400 --> 00:04:52,440
‫که کالا بخری و ازش محافظت کنی...

34
00:04:53,440 --> 00:04:56,200
‫وظیفه‌ی من هدایت این کشتیه...

35
00:04:56,520 --> 00:04:58,160
‫از این به بعد...

36
00:04:58,480 --> 00:05:02,000
‫ادموند دانتس ناخدای این کشتیه...

37
00:05:02,320 --> 00:05:05,200
‫تا وقتی که به مارسی برسیم...

38
00:05:05,520 --> 00:05:06,840
‫روشنه...؟

39
00:05:08,000 --> 00:05:09,720
‫- بله قربان، روشنه...

40
00:05:10,040 --> 00:05:13,760
‫- حالا برو بیرون. تو بمون ادموند...

41
00:05:20,400 --> 00:05:22,120
‫اون صندوق رو باز کن...

42
00:05:25,120 --> 00:05:27,680
‫یه نامه‌ی مهر و موم شده توشه...

43
00:05:31,840 --> 00:05:35,160
‫نه. بذارش توی جیبت که جاش امن باشه...

44
00:05:39,320 --> 00:05:43,200
‫باید این نامه رو به یه آدم خیلی مهم...

45
00:05:43,520 --> 00:05:44,520
‫توی پاریس برسونی...

46
00:05:44,840 --> 00:05:47,720
‫عجله‌ایه ادموند...

47
00:05:48,040 --> 00:05:50,600
‫- وظیفه‌م رو انجام می‌دم قربان...

48
00:05:50,920 --> 00:05:54,560
‫باید به کی بدمش...؟
‫- بیا نزدیک‌تر...

49
00:06:00,360 --> 00:06:04,040
‫حالا ازت می‌خوام...

50
00:06:04,360 --> 00:06:06,360
‫که برگردی بالا و ما رو ببری خونه...

51
00:06:08,360 --> 00:06:09,520
‫- بله قربان...

52
00:06:20,320 --> 00:06:22,200
‫صدامو می‌شنوی...؟

53
00:06:22,520 --> 00:06:23,680
‫- بله قربان...!

54
00:06:24,000 --> 00:06:26,640
‫- بادبان اصلی رو بکشید بالا...!

55
00:06:26,960 --> 00:06:29,400
‫- بجنبید! بادبان اصلی رو می‌کشیم بالا...!

56
00:06:29,720 --> 00:06:32,200
‫- با این باد دکل کنده می‌شه...!

57
00:06:32,520 --> 00:06:34,320
‫- چاره‌ی دیگه‌ای نداریم...!

58
00:06:34,640 --> 00:06:37,440
‫باید از این طوفان رد بشیم...!

59
00:06:37,760 --> 00:06:39,480
‫بادبان اصلی رو بکشید بالا...!

60
00:06:39,800 --> 00:06:42,120
‫- چشم قربان! اطاعت می‌شه...!

61
00:06:44,640 --> 00:06:46,760
‫- چه فکری کردی با خودت؟! دیوونه شدی...؟

62
00:06:47,080 --> 00:06:49,240
‫بادبان داره از هم می‌پاشه...!

63
00:06:49,560 --> 00:06:52,520
‫- برو کمکشون! باید سرعت بگیریم...!

64
00:06:52,840 --> 00:06:54,640
‫- داری به من دستور می‌دی...؟

65
00:06:54,960 --> 00:06:58,920
‫- ناخدا منم، دانگلار!
‫کاری رو که می‌گم بکن...!

66
00:06:59,240 --> 00:07:02,120
‫برو کمکشون! من از اینجا می‌برمتون بیرون...!

67
00:07:12,983 --> 00:07:18,754
‫[مارسی]

68
00:07:27,680 --> 00:07:29,920
‫فعلاً محکم ببندینش...

69
00:07:30,240 --> 00:07:32,120
‫فردا تعمیرش می‌کنیم...

70
00:07:34,520 --> 00:07:36,400
‫ژاک...
‫- بله ناخدا...؟

71
00:07:36,720 --> 00:07:38,440
‫- باید تخلیه کنیم...
‫- بله...

72
00:07:38,760 --> 00:07:41,600
‫- بار آقای مورل رو خالی کنید...

73
00:07:45,880 --> 00:07:47,840
‫آقای مورل...!
‫- ادموند...

74
00:07:51,640 --> 00:07:55,000
‫از ایوان دیدم که اومدی توی بندر...

75
00:07:55,320 --> 00:07:57,840
‫ولی ناخدا لکلر رو ندیدم...

76
00:07:58,160 --> 00:08:00,200
‫- خبر بدی دارم...

77
00:08:01,520 --> 00:08:04,400
‫ناخدا لکلر دیگه بین ما نیست...

78
00:08:04,720 --> 00:08:07,120
‫سه روزه که توی دریا آروم گرفته...

79
00:08:08,160 --> 00:08:10,880
‫- تو کشتی فرعون رو برگردوندی...؟

80
00:08:11,200 --> 00:08:12,400
‫- بله قربان...

81
00:08:12,720 --> 00:08:14,120
‫- خدا خیرت بده...

82
00:08:14,440 --> 00:08:16,720
‫- آقای مورل، می‌تونم...

83
00:08:17,040 --> 00:08:20,520
‫از وظایفم معاف بشم تا
‫برم به خانواده‌م خبر بدم که زنده‌م...؟

84
00:08:20,840 --> 00:08:23,200
‫- البته. برو پسر...!
‫- ممنون...

85
00:08:23,520 --> 00:08:25,920
‫- بعداً می‌بینمت...
‫- بله...

86
00:08:29,720 --> 00:08:30,960
‫مرسدس...!

87
00:08:36,200 --> 00:08:37,440
‫- ادموند...؟

88
00:08:42,280 --> 00:08:43,280
‫وای خدای من...

89
00:08:53,200 --> 00:08:54,440
‫وای خدای من...

90
00:08:54,760 --> 00:08:58,320
‫کی برگشتی...؟
‫- همین الان رسیدم...

91
00:09:03,400 --> 00:09:04,640
‫- وای خدای من...

92
00:09:07,280 --> 00:09:10,280
‫دیگه امیدمون رو از دست داده بودیم...

93
00:09:10,600 --> 00:09:14,360
‫- من اینجام. پیشتم...
‫- یه ماه دیر کردی...

94
00:09:14,680 --> 00:09:18,320
‫- بدترین طوفان‌های دنیا رو رد کردیم...

95
00:09:18,640 --> 00:09:21,520
‫فقط فکر تو بود که نگهم داشت...

96
00:09:22,960 --> 00:09:26,920
‫- دیگه تا وقتی که ازدواج نکردیم،
‫ نمی‌ذارم بری...

97
00:09:28,880 --> 00:09:33,120
‫- می‌تونیم فردا ازدواج کنیم...
‫- اول باید نامزدی‌مون رو اعلام کنیم...

98
00:09:33,440 --> 00:09:34,880
‫نامزدی‌مون رو...

99
00:09:35,200 --> 00:09:36,840
‫- درسته. یادم رفته بود...

100
00:09:37,680 --> 00:09:39,480
‫آه می‌کشه...
‫- پسر عموم...

101
00:09:42,960 --> 00:09:46,000
‫- فرنان! از مدرسه نظامی برگشتی...؟

102
00:09:46,320 --> 00:09:48,040
‫و ستوان شدی...؟

103
00:09:48,360 --> 00:09:49,600
‫تبریک می‌گم...

104
00:09:52,560 --> 00:09:54,120
‫همه‌چی روبه‌راهه...؟

105
00:09:55,480 --> 00:09:59,000
‫- آره. فقط از دیدنت تعجب کردم، فکر می‌کردم...

106
00:09:59,320 --> 00:10:01,360
‫شاید غرق شده باشی...

107
00:10:01,680 --> 00:10:03,400
‫- خوشبختانه نه...

108
00:10:04,560 --> 00:10:07,960
‫- خب، اومده بودم ببینم...

109
00:10:07,985 --> 00:10:09,360
‫چیزی کم و کسر نداشته باشی...

110
00:10:10,348 --> 00:10:11,348
‫- هرچیزی که...

111
00:10:11,373 --> 00:10:12,693
‫نیاز دارم، دارم...

112
00:10:13,960 --> 00:10:14,960
‫- چه خوب...

113
00:10:16,200 --> 00:10:20,080
‫من باید برم. باید برم سر پستم توی سربازخونه...

114
00:10:44,360 --> 00:10:45,360
‫دانگلار...

115
00:10:47,560 --> 00:10:49,120
‫- چی شده...؟

116
00:10:49,440 --> 00:10:52,920
‫- از خونه‌ی مرسدس میام. ادموند اونجا بود...

117
00:10:53,240 --> 00:10:56,120
‫نمی‌ذارم مال اون بشه...!
‫- آروم باش...

118
00:10:56,440 --> 00:10:58,000
‫- تو نمی‌فهمی...

119
00:10:58,320 --> 00:11:02,280
‫ما هر دو کاتالانی هستیم.
‫تقدیر ما اینه که با هم ازدواج کنیم...

120
00:11:02,600 --> 00:11:06,400
‫باید تمومش کنم. اون باید عاشق من باشه...

121
00:11:06,720 --> 00:11:10,280
‫- می‌تونی دعوتش کنی به دوئل...
‫- نمی‌تونم...

122
00:11:10,600 --> 00:11:13,400
‫اگه بکشمش، خودکشی می‌کنه...

123
00:11:13,720 --> 00:11:14,600
‫- دانگلار...!

124
00:11:14,920 --> 00:11:18,560
‫بهت نیاز دارم...!
‫- الان میام آقای مورل...! یه دقیقه...!

125
00:11:19,720 --> 00:11:22,040
‫می‌تونست امروز رو بهمون مرخصی بده...

126
00:11:22,360 --> 00:11:24,800
‫- کشتی‌تون وضعش خرابه...

127
00:11:25,120 --> 00:11:26,920
‫- ناخدا لکلر مُرده...

128
00:11:27,240 --> 00:11:28,240
‫- آره، می‌دونم...

129
00:11:28,560 --> 00:11:32,520
‫- و بعدش مورل ادموند رو ناخدا کرد...

130
00:11:33,440 --> 00:11:34,440
‫همه...

131
00:11:34,760 --> 00:11:35,840
‫دارن مسخره‌م می‌کنن...

132
00:11:36,160 --> 00:11:39,960
‫- من نگرانی‌های دیگه‌ای دارم...
‫- فرنان، صبر کن...

133
00:11:43,000 --> 00:11:44,480
‫داشتم فکر می‌کردم...

134
00:11:44,800 --> 00:11:45,800
‫- چی...؟

135
00:11:47,480 --> 00:11:51,280
‫- قبل از اینکه لکلر بمیره، یه نامه داد به ادموند...

136
00:11:52,720 --> 00:11:53,960
‫مخفیانه...

137
00:11:54,280 --> 00:11:55,680
‫- یه نامه...؟

138
00:11:56,000 --> 00:11:58,400
‫- شاید بتونیم ازش استفاده کنیم...

139
00:12:00,960 --> 00:12:03,440
‫- منظورت چیه دانگلار...؟

140
00:12:05,560 --> 00:12:07,040
‫- ما...

141
00:12:07,360 --> 00:12:11,080
‫هدف مشترک داریم، نه...؟

142
00:12:11,960 --> 00:12:14,920
‫- آره. به نظر همین طوره...

143
00:12:33,040 --> 00:12:36,080
‫- «دادستان کل محترم...

144
00:12:36,400 --> 00:12:38,400
‫بدین وسیله مطلع می‌شوید...

145
00:12:38,720 --> 00:12:41,000
‫که به آقای ادموند دانتس...

146
00:12:41,320 --> 00:12:45,480
‫نامه‌ای از طرف غاصب، ناپلئون...

147
00:12:45,505 --> 00:12:48,735
‫به همراه دستورالعمل...

148
00:12:48,760 --> 00:12:50,920
‫برای تحویل...

149
00:12:51,240 --> 00:12:54,920
‫به کمیته‌ی بناپارتیست در پاریس داده شده...

150
00:12:55,240 --> 00:12:57,800
‫به عنوان مدرک...

151
00:12:58,120 --> 00:13:01,840
‫این نامه را...

152
00:13:02,160 --> 00:13:04,560
‫همراه شخص او خواهید یافت...»

153
00:13:04,880 --> 00:13:06,520
‫- «یا در خانه‌اش...»

154
00:13:06,840 --> 00:13:08,000
‫- «یا...

155
00:13:08,320 --> 00:13:11,720
‫در خانه‌اش...»

156
00:13:13,640 --> 00:13:16,760
‫چطوری امضا کنم...؟
‫بدون اسم خودمون...

157
00:13:20,040 --> 00:13:21,520
‫- نظرت چیه...

158
00:13:21,840 --> 00:13:25,760
‫درباره‌ی «امضا: دوستدار تاج و تخت و کلیسا»...؟

159
00:13:26,080 --> 00:13:27,480
‫- عالیه...

160
00:13:28,480 --> 00:13:29,480
‫«امضا:

161
00:13:29,800 --> 00:13:32,160
‫دوستدار تاج و تخت...

162
00:13:32,480 --> 00:13:35,240
‫و کلیسا...»

163
00:13:37,120 --> 00:13:40,840
‫بفرما. دیگه جای نگرانی نیست...

164
00:13:46,840 --> 00:13:51,240
‫- چرا دارین این رو می‌نویسین...؟
‫ادموند پسر خوبیه...

165
00:13:51,560 --> 00:13:54,080
‫می‌خواین گیرش بندازین...؟
‫- باشه بابا...

166
00:13:54,400 --> 00:13:57,720
‫آروم باش کادروس، داریم شوخی می‌کنیم...
‫- چه شوخی‌ای...؟

167
00:13:58,040 --> 00:14:00,320
‫اینجوری زندگیش رو خراب می‌کنین...

168
00:14:00,640 --> 00:14:03,720
‫دارین متهمش می‌کنین که دشمن تاج‌وتخته...

169
00:14:04,040 --> 00:14:08,320
‫- آروم باش...
‫- دارین یه نقشه‌ی شوم می‌کشین...

170
00:14:11,440 --> 00:14:12,920
‫- راضی شدین...؟

171
00:14:15,160 --> 00:14:17,480
‫بگیر. واسه شراب قلابیت...

172
00:14:17,800 --> 00:14:20,520
‫- کادروس، بیا تو آشپزخونه کمکم کن...

173
00:14:43,840 --> 00:14:44,840
‫- فرنان...

174
00:14:45,680 --> 00:14:47,760
‫کار احمقانه‌ای نکن...

175
00:14:48,080 --> 00:14:50,640
‫می‌شنوی چی می‌گم...؟ فرنان...!

176
00:15:01,920 --> 00:15:03,240
‫- می‌خوام...

177
00:15:04,320 --> 00:15:06,200
‫می‌خوام جلوی همه‌تون...

178
00:15:06,520 --> 00:15:09,800
‫حرفایی که تو دلمه رو بگم...
‫اول از همه...

179
00:15:10,120 --> 00:15:13,920
‫آقای مورل، من و مرسدس می‌خوایم ازتون تشکر کنیم...

180
00:15:14,240 --> 00:15:15,640
‫که حامی...

181
00:15:15,960 --> 00:15:18,160
‫جشن نامزدی ما هستین...

182
00:15:18,480 --> 00:15:21,800
‫نمی‌تونستم آرزوی خدمت...

183
00:15:22,120 --> 00:15:25,200
‫به مرد بهتری رو داشته باشم...
‫و برام افتخاره...

184
00:15:25,520 --> 00:15:27,720
‫که ناخدای...

185
00:15:28,040 --> 00:15:30,360
‫کشتی فرعون هستم.

186
00:15:31,600 --> 00:15:35,680
‫- خب، ممنون بابت این حرفای قشنگت ادموند...

187
00:15:36,000 --> 00:15:38,480
‫یا بهتره بگم ناخدا دانتس...

188
00:15:40,120 --> 00:15:41,760
‫خانم‌ها و آقایون...

189
00:15:42,080 --> 00:15:44,720
‫به افتخار این زوج خوشبخت...

190
00:15:45,920 --> 00:15:48,080
‫پیوندشون مبارک باشه...

191
00:15:50,120 --> 00:15:51,440
‫به سلامتی ادموند...

192
00:15:51,760 --> 00:15:52,920
‫و مرسدس...

193
00:15:53,240 --> 00:15:56,200
‫- به سلامتی ادموند و مرسدس...!

194
00:16:17,400 --> 00:16:18,800
‫- دانگلار...

195
00:16:20,440 --> 00:16:24,400
‫تو لیوانت رو به سلامتی این زوج عزیز
‫جامت رو بلند نکردی...

196
00:16:24,720 --> 00:16:26,640
‫خوش نمی‌گذره بهت...؟

197
00:16:26,960 --> 00:16:30,600
‫- وقتی مسئولیت محموله‌های فرعون رو بهم دادین...

198
00:16:30,920 --> 00:16:35,000
‫گفتین که قراره یه روز کشتی خودم رو
‫ فرماندهی کنم...

199
00:16:36,680 --> 00:16:37,680
‫به نظرم...

200
00:16:38,000 --> 00:16:40,920
‫الان وقت مناسبیه، قربان...

201
00:16:41,240 --> 00:16:44,080
‫- تو فقط یه سفر با ما کردی...

202
00:16:44,400 --> 00:16:47,560
‫ادموند از بچگی با من دریانوردی کرده...

203
00:16:47,880 --> 00:16:49,200
‫نوبت تو هم می‌رسه...

204
00:16:49,520 --> 00:16:53,120
‫- یه چیز دیگه هم هست که می‌خواستم بهتون بگم...

205
00:16:53,440 --> 00:16:56,000
‫- چی...؟
‫- موقع برگشت...

206
00:16:56,320 --> 00:16:58,440
‫ناخدا لکلر خواست...

207
00:16:58,760 --> 00:17:01,320
‫که بریم سمت جزیره‌ی الب...

208
00:17:01,640 --> 00:17:04,200
‫من سعی کردم منصرفش کنم...

209
00:17:04,520 --> 00:17:08,160
‫و جناب دانتس هم کمک چندانی نکرد...

210
00:17:08,480 --> 00:17:11,840
‫- الب که سر راهتون نبود...
‫- دقیقاً...

211
00:17:12,160 --> 00:17:13,880
‫- چرا می‌خواست...

212
00:17:14,200 --> 00:17:15,200
‫بره اونجا...؟

213
00:17:17,520 --> 00:17:19,920
‫- ظاهراً ناپلئون بناپارت...

214
00:17:21,320 --> 00:17:22,880
‫- با بناپارت حرف زد...؟

215
00:17:23,200 --> 00:17:27,680
‫- ملوان دیده بود که
‫مثل دو تا دوست قدیمی با هم حرف می‌زدن...

216
00:17:30,560 --> 00:17:34,560
‫- خواهش می‌کنم این رو پیش خودتون نگه دارید...

217
00:17:34,880 --> 00:17:37,280
‫حالا که ناپلئون تبعید شده...

218
00:17:37,600 --> 00:17:40,000
‫همه سلطنت‌طلب شدن...

219
00:17:40,320 --> 00:17:43,360
‫- به افتخار پادشاهمون...

220
00:17:43,680 --> 00:17:47,920
‫که بالاخره تونست ما رو
‫از شر زیاده‌روی‌های ناپلئون نجات بده...

221
00:17:48,240 --> 00:17:50,880
‫پادشاهیش دراز باد. به سلامتی پادشاه...!

222
00:17:51,200 --> 00:17:52,280
‫- به سلامتی پادشاه...!

223
00:17:52,600 --> 00:17:55,240
‫- و برای خوشبختی همیشگی شما، رنه...

224
00:17:55,560 --> 00:17:57,120
‫- ممنون، ژرار...

225
00:17:58,159 --> 00:18:01,480
‫- آقای دو ویلفور، ما سلطنت‌طلب هستیم...

226
00:18:01,505 --> 00:18:06,200
‫ما از بناپارت متنفریم و اجازه نمی‌دیم دخترمون...

227
00:18:06,520 --> 00:18:09,240
‫با کسی که این تمایلات رو داره ازدواج کنه...

228
00:18:09,560 --> 00:18:13,000
‫- همونطور که رنه می‌دونه،
‫وفاداری من به تاج و تخت...

229
00:18:13,320 --> 00:18:17,040
‫اونقدر زیاده که باعث شد
‫از اسم پدرم دست بکشم...

230
00:18:17,360 --> 00:18:21,200
‫- پس دیگه از اسم «نوآرتیه دو ویلفور» استفاده نمی‌کنید...؟

231
00:18:21,520 --> 00:18:25,280
‫- نه، حالا فقط «دو ویلفور» هستم...

232
00:18:25,600 --> 00:18:27,480
‫حتی برام سخته...

233
00:18:27,800 --> 00:18:29,960
‫که اسم نوآرتیه رو به زبون بیارم...

234
00:18:30,280 --> 00:18:31,360
‫پدرم...

235
00:18:31,680 --> 00:18:36,600
‫نظرات سیاسی متفاوتی با من داشت
‫و این منو شرمنده می‌کنه...

236
00:18:36,920 --> 00:18:38,000
‫به سلامتی پادشاه...

237
00:18:38,320 --> 00:18:39,760
‫- به سلامتی پادشاه...!

238
00:19:02,840 --> 00:19:04,080
‫- ادموند...

239
00:19:04,400 --> 00:19:06,800
‫می‌تونم با دختر عموم برقصم...؟

240
00:19:07,120 --> 00:19:09,000
‫- البته. خواهش می‌کنم...

241
00:19:11,840 --> 00:19:16,400
‫- ما کاتالانی هستیم مرسدس...
‫ با غریبه‌ها ازدواج نمی‌کنیم...

242
00:19:16,720 --> 00:19:19,200
‫ما با خودمون می‌مونیم. قانون ما اینه...

243
00:19:19,520 --> 00:19:21,920
‫- قانون نیست، فقط یه رسمه...

244
00:19:22,240 --> 00:19:23,720
‫و من مجبور نیستم ازش پیروی کنم...

245
00:19:24,040 --> 00:19:26,120
‫- تبریک می‌گم پسرم...

246
00:19:26,440 --> 00:19:28,000
‫- ممنون پدر...

247
00:19:28,320 --> 00:19:29,480
‫- ماه پیش...

248
00:19:29,800 --> 00:19:33,080
‫مرسدس هر روز سراغت رو می‌گرفت...

249
00:19:34,840 --> 00:19:37,800
‫- هنوز وقت داری نظرت رو عوض کنی...

250
00:19:38,720 --> 00:19:39,960
‫- برای چی...؟

251
00:19:41,040 --> 00:19:44,120
‫- می‌خوای بیوه‌ی یه ناخدا بشی...؟

252
00:19:44,440 --> 00:19:46,600
‫- چطور می‌تونی همچین حرفی بزنی...؟

253
00:19:46,920 --> 00:19:49,400
‫- اون هیچوقت بیشتر از یه ناخدا نمی‌شه...

254
00:19:49,720 --> 00:19:51,880
‫ولی من یه روز ژنرال می‌شم...

255
00:19:52,200 --> 00:19:54,320
‫با من آینده‌ی بهتری داری...

256
00:19:54,640 --> 00:19:55,640
‫- بسه دیگه...!

257
00:20:01,520 --> 00:20:03,480
‫- حالت خوبه...؟
‫- آره، خوبم...

258
00:20:03,800 --> 00:20:05,680
‫- اون مسته، ولش کن...

259
00:20:14,600 --> 00:20:15,560
‫- کادروس...

260
00:20:15,880 --> 00:20:19,120
‫دید که با نامه از مِیخونه رفتی بیرون...

261
00:20:19,440 --> 00:20:21,280
‫باهاش چیکار کردی...؟

262
00:20:21,600 --> 00:20:23,600
‫- همونی بود که امید داشتی کارساز بشه...

263
00:20:27,320 --> 00:20:28,880
‫این واسه کمکت...

264
00:20:29,960 --> 00:20:31,960
‫و این واسه دردسرش...

265
00:20:33,560 --> 00:20:36,600
‫- ولی انگار هیچ نتیجه‌ای نداشت...

266
00:20:37,520 --> 00:20:38,680
‫- خواهیم دید...

267
00:20:57,840 --> 00:21:01,480
‫- چطور جرئت می‌کنی بیای اینجا...؟
‫- الان می‌فهمید...

268
00:21:01,800 --> 00:21:04,600
‫این رو روی میز شکایات پیدا کردیم...

269
00:21:04,920 --> 00:21:06,960
‫هیچکس نمی‌دونه از کجا اومده...

270
00:21:07,280 --> 00:21:09,840
‫- این دانتس رو زندانی کردین...؟

271
00:21:10,160 --> 00:21:13,560
‫- هنوز نه. خواستم اول به شما اطلاع بدم...

272
00:21:16,520 --> 00:21:18,400
‫- پیداش کنید و بیاریدش...

273
00:21:18,720 --> 00:21:21,600
‫با محافظت کامل بیاریدش دفترم...

274
00:21:22,760 --> 00:21:25,680
‫- ادموند، این برای تو و مرسدسه...

275
00:21:26,000 --> 00:21:28,440
‫برای شروع زندگی مشترکتون...

276
00:21:28,760 --> 00:21:32,120
‫- شما خیلی به ما لطف کردین...
‫- بازش کن دیگه...

277
00:21:32,440 --> 00:21:36,360
‫- قربان...
‫- خواهش می‌کنم. لیاقتش رو داری...

278
00:21:36,680 --> 00:21:39,320
‫- می‌تونم بسپارمش دست شما، پدر...؟

279
00:21:49,720 --> 00:21:53,280
‫مرسدس، من به ناخدا لکلر قول دادم...

280
00:21:53,600 --> 00:21:57,240
‫که از طرفش یه نامه رو به یه نفر توی پاریس برسونم...

281
00:21:57,560 --> 00:22:01,120
‫می‌خواستم بپرسم دوست داری باهام بیای...؟

282
00:22:05,240 --> 00:22:08,040
‫- می‌تونیم یه هفته بریم...

283
00:22:08,360 --> 00:22:09,840
‫یا حتی بیشتر...

284
00:22:10,160 --> 00:22:12,400
‫می‌شه ماه عسلمون...

285
00:22:13,920 --> 00:22:14,920
‫- پاریس...؟

286
00:22:16,040 --> 00:22:18,360
‫من تا حالا پاریس نرفتم...

287
00:22:18,680 --> 00:22:19,880
‫- منم نرفتم...

288
00:22:20,200 --> 00:22:24,600
‫حالا که زن و شوهر می‌شیم،
‫می‌تونیم با هم سفر کنیم...

289
00:22:29,640 --> 00:22:32,120
‫- ادموند دانتس اینجا زندگی می‌کنه...؟

290
00:22:32,440 --> 00:22:36,080
‫- ولی الان اینجا نیست. خونه‌ی آقای مورله...

291
00:22:40,520 --> 00:22:42,160
‫- ادموند...
‫- بله...؟

292
00:22:42,480 --> 00:22:45,120
‫- فردا یه حلقه می‌ندازی دستم...

293
00:22:45,440 --> 00:22:49,320
‫که تا ابد نگهش می‌دارم و وقتی تو سفری...

294
00:22:49,640 --> 00:22:52,280
‫عشقت رو بهم یادآوری می‌کنه...

295
00:22:52,600 --> 00:22:55,760
‫پس منم یه چیزی دارم که بهت بدم...

296
00:22:56,080 --> 00:22:59,240
‫که وقتی دوری، به یاد من باشی...

297
00:23:07,240 --> 00:23:09,200
‫مال پدرم بود...

298
00:23:10,880 --> 00:23:13,280
‫- خیلی قشنگه...
‫- بازش کن...

299
00:23:13,600 --> 00:23:16,360
‫دقیق بهت ساعت رو نشون می‌ده...

300
00:23:16,680 --> 00:23:20,240
‫تمام ساعت‌هایی که دلت برام تنگ می‌شه...

301
00:23:27,040 --> 00:23:28,040
‫- ممنون...

302
00:23:35,680 --> 00:23:37,400
‫موسیقی شاد...

303
00:23:39,424 --> 00:23:46,424


304
00:23:49,080 --> 00:23:50,800
‫- دیدی بهت گفتم...؟

305
00:23:51,120 --> 00:23:53,000
‫- ادموند دانتس کیه...؟

306
00:23:53,720 --> 00:23:57,080
‫- منم...
‫- اومدیم دستگیرت کنیم...

307
00:23:57,400 --> 00:24:01,040
‫- به چه دلیل...؟
‫- به زودی می‌فهمی...

308
00:24:01,360 --> 00:24:04,760
‫- منظورتون چیه...؟
‫- چی شده...؟

309
00:24:05,080 --> 00:24:09,280
‫- دستور آقای دو ویلفورته، معاون دادستان...

310
00:24:09,600 --> 00:24:11,960
‫بیا و کار احمقانه‌ای نکن...

311
00:24:12,280 --> 00:24:13,920
‫- آقا! آقا...!

312
00:24:14,240 --> 00:24:17,120
‫- ادموند، چی شده...؟
‫- نمی‌دونم...

313
00:24:17,440 --> 00:24:19,240
‫- من باهاشون می‌رم...

314
00:24:19,560 --> 00:24:21,760
‫با ادموند برمی‌گردم...

315
00:24:22,080 --> 00:24:25,200
‫- حتماً یه سوء تفاهمی پیش اومده... بریم...

316
00:24:25,520 --> 00:24:27,160
‫- چی شده...؟

317
00:24:38,400 --> 00:24:40,040
‫- مواظبش باشید...

318
00:24:40,360 --> 00:24:43,680
‫اینجا چیکار می‌کنی کادروس...؟
‫- شما این نامه رو دادین...

319
00:24:44,000 --> 00:24:46,160
‫به پلیس...

320
00:24:46,480 --> 00:24:48,960
‫آره، شما دو تا این کار رو کردین...

321
00:24:49,280 --> 00:24:52,440
‫بهشون می‌گم که شما این نامه رو نوشتین...

322
00:24:52,760 --> 00:24:55,320
‫- این کار رو بکنی قلبت رو از سینه‌ت...

323
00:24:55,640 --> 00:24:58,600
‫می‌کشم بیرون و نشونت می‌دم که هنوز می‌تپه...

324
00:25:00,800 --> 00:25:03,280
‫- برو خونه‌ت کادروس...

325
00:25:03,600 --> 00:25:07,080
‫و طوری رفتار کن که شتر دیدی، ندیدی...

326
00:25:19,040 --> 00:25:21,520
‫- این دانتس همونه...؟
‫- بله قربان...

327
00:25:21,840 --> 00:25:25,920
‫- من آقای دو ویلفورت هستم،
‫ معاون دادستان مارسی...

328
00:25:26,240 --> 00:25:28,320
‫دنبالم بیا. شما همینجا بمونید...

329
00:25:33,280 --> 00:25:34,800
‫اونجا وایستا...

330
00:25:35,960 --> 00:25:40,280
‫موقع دستگری توی
‫جشن نامزدیت بودی؟

331
00:25:40,600 --> 00:25:41,680
‫- بله قربان...

332
00:25:42,000 --> 00:25:43,240
‫فردا عروسیمه...

333
00:25:43,560 --> 00:25:46,640
‫- چه جالب... و تو ملوانی...؟

334
00:25:47,640 --> 00:25:50,000
‫- از یه سفر ۴ ماهه برگشتم...

335
00:25:50,320 --> 00:25:52,400
‫- یه سفر...؟ به کجا...؟

336
00:25:52,720 --> 00:25:54,640
‫- مصر و قسطنطنیه...

337
00:25:56,800 --> 00:25:59,560
‫- ام، به من گفتن...

338
00:25:59,880 --> 00:26:02,200
‫که نظرات سیاسی شما...

339
00:26:02,520 --> 00:26:04,320
‫خیلی افراطیه...

340
00:26:05,320 --> 00:26:08,600
‫- من واقعاً نظر سیاسی خاصی ندارم...

341
00:26:08,920 --> 00:26:12,080
‫- ناپلئون رو دوست داشتی...؟
‫- مثل بقیه...

342
00:26:12,400 --> 00:26:14,640
‫- و پادشاه رو دوست داری، نه...؟

343
00:26:14,960 --> 00:26:16,000
‫- البته...

344
00:26:16,320 --> 00:26:17,320
‫- تو...

345
00:26:17,640 --> 00:26:19,360
‫دشمنی داری...؟
‫- چی...؟

346
00:26:19,680 --> 00:26:20,720
‫- جواب بده...

347
00:26:21,040 --> 00:26:23,440
‫- تا جایی که می‌دونم، نه قربان...

348
00:26:23,760 --> 00:26:26,400
‫- با این حال، ظاهراً یکی تصمیم گرفته...

349
00:26:26,720 --> 00:26:29,120
‫برات دردسر بزرگی درست کنه...

350
00:26:30,400 --> 00:26:31,560
‫- چطوری...؟

351
00:26:33,120 --> 00:26:38,000
‫- یه نفر امروز این نامه رو به پلیس داده...

352
00:26:38,320 --> 00:26:41,680
‫که توش نوشته به تو یه نامه دادن...

353
00:26:42,000 --> 00:26:43,720
‫از طرف غاصب، ناپلئون...

354
00:26:44,040 --> 00:26:46,920
‫همراه با دستور...

355
00:26:47,240 --> 00:26:49,080
‫که به کمیته‌ی بناپارتیست پاریس برسونی...

356
00:26:49,400 --> 00:26:51,640
‫- می‌تونم ببینمش...؟
‫- جلو نیا...

357
00:27:03,080 --> 00:27:06,320
‫موقع برگشت از شرق...

358
00:27:06,640 --> 00:27:09,600
‫کشتی فرعون توی جزیره‌ی الب توقف کرد...؟

359
00:27:09,920 --> 00:27:12,640
‫- بله قربان، درسته...
‫- چرا...؟

360
00:27:14,080 --> 00:27:15,800
‫- ناخدای مرحوم ما...

361
00:27:18,760 --> 00:27:19,760
‫- حرف بزن...

362
00:27:23,440 --> 00:27:27,520
‫- می‌خواست به ناپلئون بناپارت ادای احترام کنه...

363
00:27:27,840 --> 00:27:31,400
‫ناخدا لکلر توی نیروی دریایی امپراتوری بود...

364
00:27:31,720 --> 00:27:34,120
‫و فکر کنم همدیگه رو می‌شناختن...

365
00:27:34,440 --> 00:27:35,440
‫- و...

366
00:27:35,760 --> 00:27:38,320
‫به غاصب ادای احترام کرد...؟

367
00:27:38,640 --> 00:27:40,200
‫- فکر می‌کنم...

368
00:27:40,520 --> 00:27:43,680
‫من همراهش نرفتم توی جزیره، پس...

369
00:27:46,840 --> 00:27:50,080
‫- حتماً شاهدی برای همه‌ی اینا داری...؟

370
00:27:50,400 --> 00:27:53,040
‫- خدمه‌ی فرعون بهتون می‌گن...

371
00:27:53,360 --> 00:27:54,840
‫من روی کشتی بودم...

372
00:27:58,280 --> 00:28:00,920
‫- بهت مأموریت دادن یا نه...

373
00:28:01,240 --> 00:28:04,320
‫که یه نامه رو با این دستور...

374
00:28:04,640 --> 00:28:08,040
‫به یک یا چند نفر در پاریس برسونی...؟

375
00:28:08,960 --> 00:28:09,960
‫- بله...

376
00:28:10,280 --> 00:28:11,400
‫قربان...

377
00:28:11,720 --> 00:28:13,120
‫- اون نامه کجاست...؟

378
00:28:14,360 --> 00:28:17,000
‫- خب، اینجاست... همراهمه...

379
00:28:26,320 --> 00:28:30,720
‫- این مُهر غاصبه...
‫- اون رو نمی‌تونم بگم...

380
00:28:31,040 --> 00:28:32,800
‫- و نخوندیش...؟

381
00:28:33,120 --> 00:28:35,360
‫- مُهرش باز نشده...

382
00:28:51,840 --> 00:28:53,320
‫توش چی نوشته...؟

383
00:28:55,720 --> 00:28:57,120
‫- اگه می‌افتاد...

384
00:28:57,440 --> 00:28:59,160
‫دست آدم‌های بد...

385
00:28:59,480 --> 00:29:02,600
‫خسارت جبران‌ناپذیری به پادشاه...

386
00:29:02,920 --> 00:29:04,320
‫و کشورمون می‌زد...

387
00:29:04,640 --> 00:29:08,840
‫- من هیچ خبر نداشتم... خدا رو شکر که نشد...

388
00:29:12,560 --> 00:29:13,560
‫- درسته...

389
00:29:16,800 --> 00:29:17,800
‫خب، فکر کنم...

390
00:29:18,120 --> 00:29:19,680
‫کارمون تموم شد...

391
00:29:21,640 --> 00:29:23,240
‫آزادی...

392
00:29:25,680 --> 00:29:27,240
‫- آه. ممنون قربان...

393
00:29:27,560 --> 00:29:32,120
‫- متأسفم که تو همچین روزی مزاحمت شدیم...

394
00:29:32,440 --> 00:29:35,160
‫- بله. ممنون...

395
00:29:36,920 --> 00:29:38,560
‫- یه سوال دیگه...

396
00:29:41,760 --> 00:29:43,880
‫قرار بود این نامه رو...

397
00:29:44,200 --> 00:29:45,160
‫به کی بدی...؟

398
00:29:45,480 --> 00:29:47,200
‫- به یه آقایی به اسم نوآرتیه...

399
00:29:47,520 --> 00:29:49,240
‫توی پاریس...

400
00:29:56,480 --> 00:29:57,480
‫- برگرد...

401
00:30:03,960 --> 00:30:06,760
‫- بله قربان...؟
‫- باید درباره‌ی...

402
00:30:07,080 --> 00:30:10,840
‫این نوآرتیه تحقیق کنم... بازرس...!

403
00:30:13,080 --> 00:30:14,800
‫آقای دانتس رو ببرید...

404
00:30:15,120 --> 00:30:18,160
‫و منتظر دستورات بعدی باشید...

405
00:30:18,480 --> 00:30:19,800
‫- متأسفم قربان...

406
00:30:20,120 --> 00:30:22,080
‫نمی‌فهمم...
‫- برید بیرون...

407
00:30:31,080 --> 00:30:32,640
‫حتی برام سخته...

408
00:30:32,960 --> 00:30:36,160
‫که اسم نوآرتیه رو به زبون بیارم...

409
00:30:36,480 --> 00:30:38,880
‫پدرم نظرات سیاسی...

410
00:30:39,200 --> 00:30:41,840
‫خیلی متفاوتی با من داشت...

411
00:31:18,200 --> 00:31:22,600
‫- چرا اینقدر طول کشیده...؟
‫- من بازپرس رو خوب می‌شناسم...

412
00:31:22,920 --> 00:31:25,960
‫می‌رم به این مسخره‌بازی خاتمه می‌دم...

413
00:31:26,280 --> 00:31:27,280
‫- من همینجا می‌مونم...

414
00:31:27,600 --> 00:31:28,840
‫منتظر ادموند می‌مونم...

415
00:31:44,160 --> 00:31:45,480
‫- ناخدا دانتس...

416
00:31:45,800 --> 00:31:50,200
‫آقای دو ویلفورت عذرخواهی کرد
‫ بابت اینکه بی‌خودی نگهتون داشته...

417
00:31:50,520 --> 00:31:54,680
‫من با کالسکه همراهیتون می‌کنم
‫تا خونه‌ی آقای مورل...

418
00:31:55,000 --> 00:31:57,080
‫- عالیه...
‫- دنبالم بیاید...

419
00:31:57,400 --> 00:31:59,480
‫- می‌شه اینو باز کنید...؟

420
00:32:00,920 --> 00:32:02,560
‫- وقتی رسیدیم...

421
00:32:09,120 --> 00:32:10,120
‫سوار شید...

422
00:32:14,920 --> 00:32:16,840
‫- ادموند...!
‫- مرسدس...

423
00:32:17,160 --> 00:32:20,160
‫منو می‌برن خونه‌ی آقای مورل...
‫- بشینید...

424
00:32:20,480 --> 00:32:22,120
‫- اونجا می‌بینمت...

425
00:32:24,360 --> 00:32:25,360
‫- ادموند...!

426
00:32:26,800 --> 00:32:27,800
‫ادموند...!

427
00:32:47,400 --> 00:32:50,560
‫- مارکی خونه‌ست...؟
‫- داره آماده می‌شه بخوابه...

428
00:32:50,880 --> 00:32:53,840
‫- بهش بگید باید ببینمش... فوریه...

429
00:32:59,920 --> 00:33:01,480
‫- کجا دارید منو می‌برید...؟

430
00:33:17,040 --> 00:33:18,280
‫- پیاده شید دانتس...

431
00:33:24,000 --> 00:33:26,640
‫- تا توضیح ندید هیچ جا نمی‌رم...

432
00:33:26,960 --> 00:33:28,440
‫چرا منو آوردید اینجا...؟

433
00:33:28,760 --> 00:33:30,560
‫- ادموند...!
‫- اینو باز کنید...

434
00:33:30,880 --> 00:33:33,680
‫- ادموند، چی شده...؟
‫- نگهش دارید...

435
00:33:34,000 --> 00:33:36,200
‫- مرسدس...!
‫- چه خبر شده...؟

436
00:33:36,520 --> 00:33:39,720
‫- من اصلاً نمی‌دونم...!
‫- کجا می‌برنت...؟

437
00:33:40,040 --> 00:33:42,040
‫- یه سوء تفاهمه...

438
00:33:42,360 --> 00:33:44,280
‫- ادموند...!
‫- نگهش دارید...!

439
00:33:44,600 --> 00:33:45,720
‫- ادموند...!

440
00:33:46,040 --> 00:33:49,680
‫- برمی‌گردم دنبالت...!
‫- منتظرت می‌مونم ادموند...!

441
00:33:51,240 --> 00:33:52,280
‫- برو...

442
00:33:52,600 --> 00:33:55,480
‫- آقای دو ویلفورت، این وقت شب...

443
00:33:55,800 --> 00:33:58,520
‫اینجا چیکار می‌کنید...؟
‫- عذر می‌خوام قربان...

444
00:33:58,840 --> 00:34:02,880
‫ولی ماجرایی که الان باهاش درگیر بودم...

445
00:34:03,200 --> 00:34:06,160
‫یه جاسوس ناپلئون رو لو داد...

446
00:34:07,160 --> 00:34:09,320
‫پادشاه در خطر جدیه...

447
00:34:09,640 --> 00:34:13,080
‫باید برم پاریس تا باهاش صحبت کنم،
‫ اما برای این کار...

448
00:34:13,400 --> 00:34:16,360
‫به یه نامه‌ی معرفی نیاز دارم...

449
00:34:16,680 --> 00:34:18,360
‫- پسرم کجاست...؟

450
00:34:18,680 --> 00:34:19,920
‫- بردنش...

451
00:34:20,240 --> 00:34:22,720
‫آقای مورل برنگشته...؟
‫- هنوز نه...

452
00:34:23,040 --> 00:34:24,040
‫- مرسدس...

453
00:34:24,360 --> 00:34:26,440
‫بردنش کجا...؟
‫- سمت دریا...

454
00:34:26,760 --> 00:34:28,840
‫- می‌رم از مافوقم بپرسم...

455
00:34:29,160 --> 00:34:31,560
‫چه خبر شده...
‫- ممنون فرنان...

456
00:34:31,880 --> 00:34:34,920
‫بیاید آقای دانتس، دیر وقته... باید برگردیم...

457
00:34:35,240 --> 00:34:38,480
‫- مگه ادموند چیکار کرده...؟ من نمی‌فهمم...

458
00:34:38,800 --> 00:34:41,680
‫پسر من چی کار کرده...؟
‫- نمی‌دونم...

459
00:35:03,440 --> 00:35:07,000
‫- تقریباً رسیدیم قربان...
‫- نه، نه قلعه‌ی ایف...

460
00:36:04,680 --> 00:36:06,600
‫- سلام جناب فرماندار...

461
00:36:08,000 --> 00:36:10,400
‫- از اوناست...؟
‫- هوم...

462
00:36:10,720 --> 00:36:13,680
‫- قربان، من به هیچ جرمی متهم نشدم...

463
00:36:14,000 --> 00:36:16,840
‫- این برگه چیز دیگه‌ای می‌گه...

464
00:36:17,160 --> 00:36:18,480
‫- چی می‌گه...؟

465
00:36:18,800 --> 00:36:21,600
‫- می‌گه تو جاسوس ناپلئونی...

466
00:36:24,240 --> 00:36:27,480
‫- دروغه... باور کنید...

467
00:36:27,800 --> 00:36:30,200
‫- امثال تو همه همینو می‌گن...

468
00:36:30,520 --> 00:36:33,400
‫زندانیای سیاسی می‌رن سیاه‌چال...

469
00:36:34,560 --> 00:36:35,720
‫ببرینش...

470
00:36:49,760 --> 00:36:52,320
‫- دستبندای زندانی رو باز کنید...

471
00:36:58,400 --> 00:36:59,400
‫برو تو...

472
00:38:05,000 --> 00:38:06,880
‫- صبح زود اومدین پدر...

473
00:38:16,000 --> 00:38:18,160
‫- چی تو رو کشونده پاریس...؟

474
00:38:21,480 --> 00:38:23,200
‫- دستتون چی شده...؟

475
00:38:23,520 --> 00:38:24,760
‫خون‌ریزی داشته...

476
00:38:26,760 --> 00:38:27,760
‫- آره...

477
00:38:29,760 --> 00:38:30,760
‫چیزی نیست...

478
00:38:31,080 --> 00:38:35,080
‫دیشب دستم خورد به یه نرده‌ی زنگ زده، برید...

479
00:38:35,400 --> 00:38:36,440
‫قهوه می‌خوری...؟

480
00:38:36,760 --> 00:38:39,600
‫- نه. برای یه کار فوری اینجام...

481
00:38:39,920 --> 00:38:42,080
‫ولی باید قبلش باهاتون حرف می‌زدم...

482
00:38:43,440 --> 00:38:45,240
‫- چه کاری...؟

483
00:38:47,720 --> 00:38:51,600
‫- اومدم پادشاه رو از یه توطئه علیه خودش باخبر کنم...

484
00:38:52,880 --> 00:38:55,440
‫یه نامه‌ی خطرناک از ناپلئون...

485
00:38:55,760 --> 00:38:59,480
‫که برای شما فرستاده شده بود پدر، به دست من رسید...

486
00:39:00,960 --> 00:39:03,760
‫خوشبختانه موفق شدم نابودش کنم...

487
00:39:04,080 --> 00:39:06,240
‫و حامل نامه رو هم ساکت کردم...

488
00:39:06,560 --> 00:39:10,280
‫تا گردن شما زیر تیغ گیوتین نره...

489
00:39:10,600 --> 00:39:12,840
‫- توی نامه چی بود...؟

490
00:39:13,160 --> 00:39:15,920
‫- بهتره شما ندونید...

491
00:39:16,240 --> 00:39:17,560
‫- می‌تونم حدس بزنم...

492
00:39:17,880 --> 00:39:21,480
‫ناپلئون داره فرارش از جزیره‌ی الب رو آماده می‌کنه، نه...؟

493
00:39:21,800 --> 00:39:23,160
‫- کی بهتون گفته...؟

494
00:39:23,480 --> 00:39:25,960
‫- من همه جا آدم دارم ژرار...

495
00:39:26,280 --> 00:39:27,680
‫- پس درسته...؟

496
00:39:28,000 --> 00:39:29,560
‫- قبلاً فرار کرده...

497
00:39:29,880 --> 00:39:33,600
‫سه روز پیش با ۷۰۰ نفر وارد فرانسه شده...

498
00:39:35,240 --> 00:39:36,640
‫- غیرممکنه...

499
00:39:36,960 --> 00:39:38,520
‫- داره به سمت شمال می‌ره...

500
00:39:38,840 --> 00:39:41,800
‫همه‌ی افسرها دارن بهش
‫اعلام وفاداری می‌کنن...

501
00:39:42,120 --> 00:39:45,200
‫الان ۶۰۰۰ نفر آماده‌ی جنگ باهاش هستن...

502
00:39:45,520 --> 00:39:46,920
‫- خدای من...

503
00:39:47,240 --> 00:39:51,120
‫- به زودی ورود شکوه‌مندی
‫به پاریس خواهد داشت...

504
00:39:53,240 --> 00:39:55,880
‫پیشنهاد می‌کنم بدوی بری پیش پادشاه عزیزت...

505
00:39:56,200 --> 00:39:59,440
‫و همین الان ماجرای نامه رو بهش بگی...

506
00:40:01,040 --> 00:40:03,600
‫مطمئن باش ژرار که این کار رو...

507
00:40:03,920 --> 00:40:05,320
‫برای محافظت از پادشاه نمی‌کنی...

508
00:40:05,640 --> 00:40:08,720
‫فقط برای پیشرفت شغلیته...

509
00:40:09,040 --> 00:40:11,200
‫از دور دارم نگاهت می‌کنم...

510
00:40:11,520 --> 00:40:16,000
‫اون‌همه آدم رو
‫به «دلایل سیاسی» محکوم کردی...

511
00:40:18,440 --> 00:40:20,240
‫باعث می‌شه حسی هم داشته باشی...؟

512
00:40:21,800 --> 00:40:24,600
‫چرا اینقدر بی‌رحمی...؟

513
00:40:26,160 --> 00:40:27,560
‫به خاطر جاه‌طلبیه...؟

514
00:40:27,880 --> 00:40:31,680
‫- نه، من هر کاری می‌کنم به نام قانونه...

515
00:40:32,000 --> 00:40:34,960
‫- دروغه... تو فقط از روی جاه‌طلبی کار می‌کنی...

516
00:40:35,280 --> 00:40:37,840
‫برای همینه که اسمت رو عوض کردی...

517
00:40:38,160 --> 00:40:41,840
‫که از «نوآرتیه» خلاص شدی، آقای دو ویلفورت...

518
00:40:43,560 --> 00:40:44,560
‫برو...

519
00:40:45,600 --> 00:40:48,080
‫برو به پادشاهت بگو از فرانسه فرار کنه...

520
00:40:48,400 --> 00:40:49,960
‫تا وقت هست...

521
00:40:51,280 --> 00:40:54,440
‫- درباره‌ی گیرنده‌ی نامه چیزی نمی‌گم...

522
00:40:58,000 --> 00:40:59,400
‫- معلومه که نمی‌گی...

523
00:40:59,720 --> 00:41:02,760
‫اگه بگی، شغلت نابود می‌شه...

524
00:41:03,080 --> 00:41:06,640
‫از نظر قانون می‌شی بدتر از یه انگل...

525
00:41:06,960 --> 00:41:08,800
‫همه‌ش به خاطر اسم من...

526
00:41:09,120 --> 00:41:12,080
‫اسم نوآرتیه که من به داشتنش افتخار می‌کنم...

527
00:41:43,680 --> 00:41:46,400
‫- مافوقتون چی گفت...؟

528
00:41:46,720 --> 00:41:48,120
‫- داره تحقیق می‌کنه...

529
00:41:49,120 --> 00:41:52,080
‫بهش گفتم که برام خیلی مهمه...

530
00:41:52,400 --> 00:41:53,960
‫نخوابیدی...؟

531
00:41:54,280 --> 00:41:57,880
‫- وقتی نمی‌دونم ادموند کجاست
‫ چطور می‌تونم بخوابم...؟

532
00:42:04,640 --> 00:42:08,040
‫- کجا می‌ری...؟
‫- می‌رم ببینم چه خبره...

533
00:42:13,640 --> 00:42:14,640
‫خب...؟

534
00:42:16,600 --> 00:42:20,760
‫- آقای دو ویلفورت برای یه کار فوری رفته پاریس...

535
00:42:21,080 --> 00:42:23,240
‫- با بازرس حرف زدی...؟

536
00:42:23,560 --> 00:42:27,600
‫- آره. درباره‌ی قایق هیچی نمی‌دونه...

537
00:42:27,920 --> 00:42:30,520
‫- بردنش سمت دریا... من اونجا بودم...

538
00:42:30,840 --> 00:42:34,400
‫اگه برده باشنش زندان قلعه‌ی ایف چی...؟

539
00:42:34,720 --> 00:42:36,600
‫- ولی هیچ دلیلی نداره...

540
00:43:02,720 --> 00:43:03,720
‫- بیا تو...

541
00:43:10,880 --> 00:43:12,360
‫پیداش کردی...؟

542
00:43:12,680 --> 00:43:13,680
‫- نه...

543
00:43:15,160 --> 00:43:17,320
‫- باید یه جایی باشه...

544
00:43:18,920 --> 00:43:19,960
‫نمی‌تونه...

545
00:43:21,240 --> 00:43:22,560
‫غیبش زده باشه...

546
00:43:24,880 --> 00:43:26,680
‫به زودی برمی‌گرده...

547
00:43:27,000 --> 00:43:28,000
‫می‌بینی...

548
00:43:29,120 --> 00:43:30,840
‫از این در میاد تو...

549
00:43:32,080 --> 00:43:33,800
‫مثل همیشه...

550
00:43:44,880 --> 00:43:47,120
‫- لباس فرمش رو بدید به شماره ۳۴...

551
00:43:49,280 --> 00:43:50,840
‫اینو بپوش...

552
00:43:51,160 --> 00:43:53,040
‫- من نباید اینجا باشم...!

553
00:43:55,280 --> 00:43:56,680
‫- صدات رو...

554
00:43:57,000 --> 00:43:58,680
‫جلوی من بلند نکن... هیچوقت...

555
00:43:59,960 --> 00:44:02,360
‫- کاری که گفته می‌شه رو بکن، شماره ۳۴...

556
00:44:02,680 --> 00:44:04,160
‫- من یه قانون گذاشتم...

557
00:44:04,480 --> 00:44:08,880
‫که هیچ زندانی نباید زنده از سیاه‌چال‌ها بیرون بره...

558
00:44:09,200 --> 00:44:13,280
‫۶ ساله که اینجام و از اون موقع، این قانون رعایت شده...

559
00:44:15,720 --> 00:44:18,680
‫از تو هم انتظار دارم تمکین کنی...

560
00:44:20,840 --> 00:44:21,920
‫عجله کن...

561
00:44:23,000 --> 00:44:25,400
‫دو روز نه آب و نه غذا...

562
00:44:47,080 --> 00:44:48,320
‫- مرسدس...

563
00:44:48,640 --> 00:44:51,200
‫مافوقم بالاخره فهمید...

564
00:44:51,520 --> 00:44:53,400
‫چه بلایی سر ادموند اومده...

565
00:44:54,040 --> 00:44:55,200
‫- بهم بگو...

566
00:44:58,320 --> 00:45:02,280
‫- به خیانت متهم شده و بردنش قلعه‌ی ایف...

567
00:45:03,560 --> 00:45:05,800
‫از اون موقع اونجا نگهش داشتن...

568
00:45:08,240 --> 00:45:09,240
‫- خدای من...

569
00:45:09,560 --> 00:45:12,720
‫- هیچکس زنده از اونجا برنگشته...

570
00:45:14,160 --> 00:45:15,960
‫شاید الان مرده باشه...

571
00:45:21,640 --> 00:45:22,640
‫- نه...!

572
00:45:24,720 --> 00:45:25,720
‫نه ادموند...

573
00:45:27,920 --> 00:45:30,480
‫می‌دونه که من منتظرم برگرده...

574
00:45:31,640 --> 00:45:33,600
‫برمی‌گرده پیشم... می‌بینی...

575
00:45:34,400 --> 00:45:38,040
‫افسرت مطمئنه که بردنش اونجا...؟

576
00:45:43,720 --> 00:45:44,880
‫- کاملاً مطمئن...

577
00:46:53,280 --> 00:46:54,840
‫- چرا خدا...؟

578
00:46:57,160 --> 00:46:58,240
‫چرا...؟

579
00:47:24,120 --> 00:47:44,120
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

