1
00:00:04,671 --> 00:00:07,841
‫- جایی میری؟
‫- دارم از اینجا میرم.

2
00:00:07,966 --> 00:00:08,883
‫کِی بهش گفتی؟
« آنچه گذشت »

3
00:00:09,009 --> 00:00:10,260
‫امروز صبح.

4
00:00:10,385 --> 00:00:11,927
‫گمونم تقدیرمون همین بود.

5
00:00:11,928 --> 00:00:14,222
‫دیگه نمی‌خواد قیافه‌ام رو ببینه.

6
00:00:14,347 --> 00:00:17,183
‫کی انقدر با عجله منو از آدیس آورد؟

7
00:00:18,018 --> 00:00:20,019
‫منظورم اینه از کی باید تشکر کنم که...

8
00:00:20,020 --> 00:00:22,939
‫بعد از شیش سال مأموریت،
‫توی 48 ساعت بهم گفته برگردم

9
00:00:23,064 --> 00:00:25,607
‫کایوتی دستگیر شده.

10
00:00:25,608 --> 00:00:27,276
‫لعنتی!

11
00:00:27,277 --> 00:00:30,238
‫کایوتی از عملیات‌هایی که درحال حاضر
‫توی اوکراین در جریانه هم باخبره.

12
00:00:30,363 --> 00:00:32,906
‫فیلکس رتل‌باکس توی لویو،

13
00:00:32,907 --> 00:00:34,533
‫عملیات‌های پیش‌رو رو به تعویق بندازید.

14
00:00:34,534 --> 00:00:37,245
‫تمامی فعالیت‌های مخفیانه‌مون
‫توی روسیه و اوکراین

15
00:00:37,370 --> 00:00:38,412
‫شاید در خطر باشه.

16
00:00:38,413 --> 00:00:39,747
‫بخاطر همینـه که برگشتم؟

17
00:00:39,748 --> 00:00:40,956
‫می‌خوام قبل از اعزام،

18
00:00:40,957 --> 00:00:42,416
‫یه مامور جدید رو هم آموزش بدی.

19
00:00:42,417 --> 00:00:43,500
‫- کجا بره؟
‫- ایران!

20
00:00:43,501 --> 00:00:45,252
‫تو دل این کشور.

21
00:00:45,253 --> 00:00:46,671
‫مگه غیر این هم داشتیم؟

22
00:00:46,796 --> 00:00:48,256
‫- اینجا احساس راحتی می‌کنی؟
‫- خوبه.

23
00:00:48,381 --> 00:00:50,425
‫دخترم رو دیدم؛
‫هرجا رفتم تحت تعقیب بودم.

24
00:00:50,550 --> 00:00:52,926
‫یحتمل گوشیم هم شنود می‌شه.

25
00:00:52,927 --> 00:00:56,264
‫واسه حمله‌ای که به دانشگاه شده زنگ زدی؟

26
00:00:56,389 --> 00:00:58,390
‫- آره.
‫- من زنده‌ام.

27
00:00:58,391 --> 00:01:00,018
‫- اومدم لندن‌.
‫- منم همینطور.

28
00:01:00,143 --> 00:01:01,810
‫باید بهش می‌گفتیم

29
00:01:01,811 --> 00:01:03,229
‫یه ردیاب دومی هم در کاره.

30
00:01:11,321 --> 00:01:22,321
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

31
00:01:54,656 --> 00:01:58,723
‫« سازمان »
‫« فصل اول، قسمت دوم »

32
00:02:07,752 --> 00:02:09,379
‫مخفیانه زندگی کردن...

33
00:02:09,504 --> 00:02:11,213
‫پر از صداهای مختلفـه.

34
00:02:11,214 --> 00:02:14,008
‫از صداهای گوش خراش
‫گرفته تا زمزمه‌های نامحسوس.

35
00:02:15,635 --> 00:02:18,935
« اوکراین »

36
00:02:46,916 --> 00:02:48,835
‫فقط همین‌ها رو تونستیم بیاریم.

37
00:02:48,960 --> 00:02:50,377
‫عالیه.

38
00:02:50,378 --> 00:02:52,172
‫این‌ها چی‌ان؟

39
00:02:52,297 --> 00:02:53,714
‫یه‌سری کیت‌ کمک‌های اولیه‌ان.

40
00:02:53,715 --> 00:02:55,383
می‌دیم‌شون به غیرنظامی‌هایی که...

41
00:02:55,508 --> 00:02:58,219
‫از مناطق جنگی فرار کردن
‫و به‌اینجا پناه آوردن.

42
00:02:59,596 --> 00:03:01,013
‫- بچه داری؟
‫- دوتا.

43
00:03:01,014 --> 00:03:05,310
‫از این‌ها هم آوردم، چندتا دفتر نقاشی و خودکارهای رنگی.

44
00:03:06,477 --> 00:03:09,396
‫- بیا، چندتا ببر.
‫- ممنون.

45
00:03:09,397 --> 00:03:11,024
‫قابلی نداشت.

46
00:03:26,915 --> 00:03:29,082
وضعیت قرمز‌

47
00:03:29,083 --> 00:03:32,170
‫فیلکس در خطره.

48
00:03:33,671 --> 00:03:36,591
‫- لو رفتیـم؟
‫- نـه.

49
00:03:37,717 --> 00:03:39,510
‫منتظر خبرم باش‌.

50
00:03:57,362 --> 00:03:59,697
‫هی...

51
00:04:04,369 --> 00:04:06,328
‫این یعنی چی؟

52
00:04:10,375 --> 00:04:11,625
‫اوکراین...

53
00:04:11,626 --> 00:04:13,335
‫تا ابد...

54
00:04:13,336 --> 00:04:15,255
‫آزاد باد.

55
00:04:33,606 --> 00:04:36,442
‫اگه توی کشور خودم بودم، به‌خاطر زنا...

56
00:04:36,567 --> 00:04:40,613
‫منو تا گردن خاک می‌کردن و سنگسارم می‌کردن.

57
00:04:42,573 --> 00:04:45,576
‫وقتی اون‌جا رو ترک کردم، فهمیدم
‫که کار درست رو انجام دادم.

58
00:04:49,414 --> 00:04:51,416
‫تصور می‌کردم می‌تونم ازت بگذرم.

59
00:04:52,292 --> 00:04:54,294
‫نمی‌خواستم اذیت بشی...

60
00:04:55,878 --> 00:04:57,505
‫نمی‌خواستم خودم اذیت بشم.

61
00:05:03,678 --> 00:05:05,847
‫من باید برم.

62
00:05:25,909 --> 00:05:27,189
« تماس بی‌پاسخ »

63
00:05:29,620 --> 00:05:31,581
‫یادتی وقتی داشتیم خداحافظی می‌کردیم

64
00:05:31,706 --> 00:05:33,666
‫چه حرفی به‌هم زدیم؟

65
00:05:33,791 --> 00:05:35,752
‫آره، یادم میاد.

66
00:05:36,836 --> 00:05:38,338
‫واقعاً خنده‌دار بود.

67
00:05:39,255 --> 00:05:40,631
‫نه، نبود...

68
00:05:40,757 --> 00:05:43,176
‫اون‌موقع خنده‌دار بود.

69
00:05:47,180 --> 00:05:49,682
‫تو و من؛ تا ابد.

70
00:05:50,683 --> 00:05:52,185
‫تو و من.

71
00:06:12,830 --> 00:06:16,501
‫از سرشم زیاده...

72
00:06:20,171 --> 00:06:22,382
‫نه اگه بابت‌ش پول داده باشه.

73
00:06:23,341 --> 00:06:26,344
‫خداحافظی‌های ساعت 4 صبح؛
‫دقیقاً مثل بقیه جنده‌ها.

74
00:06:26,469 --> 00:06:27,887
‫شاید پروازی چیزی داشتن...

75
00:06:28,971 --> 00:06:30,264
‫عصبانی به‌نظر نمی‌رسه.

76
00:06:30,390 --> 00:06:31,891
‫شبیه جنده‌ها هم نیست.

77
00:06:32,016 --> 00:06:34,142
‫احتمالاً می‌خواد بره فرودگاه.

78
00:06:34,143 --> 00:06:36,479
‫بدون کیف و چمدون؟

79
00:06:55,748 --> 00:06:58,126
‫آهای! آهای! آهای!
‫بیـدار شو.

80
00:06:58,251 --> 00:07:01,837
‫این ردیاب‌هاتون؛ اینم صبحونه...

81
00:07:01,838 --> 00:07:03,338
‫الانم دارم می‌رم خونه.

82
00:07:03,339 --> 00:07:06,467
‫یه دوش بگیرم و بعد برم سرکار؛
‫اونم از دریچه‌ی تخلیه هوا.

83
00:07:07,510 --> 00:07:11,478
« ممنون که هتل سی‌کانتینرز لندن رو
برای اقامت انتخاب کردید... »

84
00:07:41,043 --> 00:07:42,711
‫دکتر ریچل بلیک،

85
00:07:42,712 --> 00:07:46,299
‫‏اومدم آقای هنری اوگلتری، مسئول
‫پشتیبانی خدمات خارجی رو ببینم.

86
00:07:49,719 --> 00:07:51,512
‫ممنون.

87
00:08:05,485 --> 00:08:06,943
‫سناریوی اول.

88
00:08:06,944 --> 00:08:10,198
‫کایوتی مست کرده و خودش رو لو داده.

89
00:08:10,323 --> 00:08:12,115
‫مستقیم از کلانتری

90
00:08:12,116 --> 00:08:14,118
‫بردنش واحد ضدجاسوسی.

91
00:08:14,243 --> 00:08:16,871
‫الان خدمت سازمان اطلاعات بلاروس تشریف داره.

92
00:08:16,996 --> 00:08:18,163
‫وقتی مستی‌ش پریده،

93
00:08:18,164 --> 00:08:19,748
‫گفته کسشعر گفتم
‫و خیلی مست بوده.

94
00:08:19,749 --> 00:08:21,751
‫اگه وقتی مست بوده همه‌چی
‫رو لو داده باشه چی؟

95
00:08:21,876 --> 00:08:23,127
‫همه‌ی مدارک، راه های ارتباطی‌اش...

96
00:08:23,252 --> 00:08:25,879
‫یا بدتر، اگه حتی یادش نیاد
‫همه‌چی رو لو داده چی؟

97
00:08:25,880 --> 00:08:28,131
‫اگه اینطوری بود خیلی راحت
‫ولش می‌کردن بره زندگی‌ش رو بکنه،

98
00:08:28,132 --> 00:08:29,758
‫اما چنین کاری نکردن.
‫اون ناپدید شده.

99
00:08:29,759 --> 00:08:32,552
‫عالیه؛ خب پس کایوتی مست و پاره بوده...

100
00:08:32,553 --> 00:08:35,096
‫و به همین خاطر،
‫یه‌کاری کرده که شاید نکرده باشه

101
00:08:35,097 --> 00:08:37,557
‫و اگـرم کرده باشه، مشخص نیست از
‫قصد بوده یا نه چون خودشم یادش نمیاد؟

102
00:08:37,558 --> 00:08:40,394
‫آره؛ منم تا حالا در این حد خمار بودم.
‫واقعاً افتضاحه!

103
00:08:42,104 --> 00:08:43,480
‫کایوتی قبل از این‌که اعزام بشه

104
00:08:43,481 --> 00:08:44,898
‫چند وقت توی اداره فعالیت داشته؟

105
00:08:44,899 --> 00:08:46,233
‫16 ماه.

106
00:08:46,234 --> 00:08:48,069
‫خب پس 16 ماه دسترسی کامل به

107
00:08:48,194 --> 00:08:49,778
‫اطلاعات عملیاتی محرمانه،

108
00:08:49,779 --> 00:08:51,947
‫دستورالعمل‌ها و عملیات‌های مخفی در حال اجرا.

109
00:08:51,948 --> 00:08:53,491
‫الان بالا میارم.

110
00:08:53,616 --> 00:08:54,992
‫باید سوابق‌ش رو بررسی کنیم.

111
00:08:55,117 --> 00:08:56,702
‫خیلی خب، تنها زندگی می‌کنه،

112
00:08:56,827 --> 00:08:59,789
‫یه آپارتمان دوبلکس یک خوابه داره که با وام خریده؛
‫حیوان خونگی نداره،

113
00:08:59,914 --> 00:09:03,124
‫تو یه شرکت مشاوره مالی تو
‫منطقه‌ی «اوپر مینسک» کار می‌کنه.

114
00:09:03,125 --> 00:09:05,753
‫فعالیت‌هایش کاملا قانونیـه
‫و مشتری‌هاش واقعی‌ان.

115
00:09:05,878 --> 00:09:08,213
‫گه بخوایم دزدکی وارد بشیم و اونجا
‫رو بگردیم، هیچی عایدمون نمیشه.

116
00:09:08,214 --> 00:09:10,758
‫قشنگ یه‌زندگی پر و پیمون واسه خودش داره.

117
00:09:10,883 --> 00:09:12,885
‫‏به چند تا از منابع فعلیش اطلاع دادیم؟

118
00:09:13,010 --> 00:09:15,720
‫سه تا؛ منتظرِ خبرـمون هستن.

119
00:09:15,721 --> 00:09:18,558
‫به نفر چهارم هم زنگ زدیم که حسابی ترسیده بود.

120
00:09:19,809 --> 00:09:21,394
‫چقدر ترسیده بود؟

121
00:09:23,771 --> 00:09:25,438
‫ببینید، این فقط یه اقدام احتیاطـیه.

122
00:09:25,439 --> 00:09:26,773
‫- لو رفتم؟
‫- نه، نه، نه.

123
00:09:26,774 --> 00:09:28,149
‫اصلاً؛ نگران نباشید.

124
00:09:28,150 --> 00:09:30,026
‫الکسی اورخف، 34 سالشه.

125
00:09:30,027 --> 00:09:32,280
‫رئیس یه شرکت حمل و نقلـه که...

126
00:09:32,405 --> 00:09:33,822
‫با مزدورهای روسی دست‌شون تو یه کاسه‌ست.

127
00:09:33,823 --> 00:09:35,324
‫خب پس دلیل این وقفـه چیه؟

128
00:09:35,449 --> 00:09:37,577
‫- داری یه‌چیزی رو مخفی می‌کنی.
‫- دستورالعمل‌مون به این شکله.

129
00:09:37,702 --> 00:09:38,868
‫دستورالعمل؟

130
00:09:38,869 --> 00:09:40,246
‫بله، جزوی از دستورالعمل‌مونه!

131
00:09:40,371 --> 00:09:42,415
‫- دستورالعمل‌مونه.
‫- دستورالعمل...

132
00:09:43,124 --> 00:09:44,458
‫دستورالعمل...

133
00:09:44,584 --> 00:09:47,252
‫شما می‌دونید من با کی‌ها کار می‌کنم،
‫با کوچک‌ترین اشتباه...

134
00:09:47,253 --> 00:09:49,004
‫چشم‌هام رو در میارن و جنازه‌ام
‫رو می‌اندازن توی جوب.

135
00:09:49,005 --> 00:09:50,338
‫- بعد تو میای می‌گی که...
‫- خیلی‌خب...

136
00:09:50,339 --> 00:09:52,882
‫باید از چنگ مزدورها نجات‌ش بدیم.

137
00:09:52,883 --> 00:09:54,301
می‌دونی چقدر خرج داره؟

138
00:09:54,302 --> 00:09:56,804
نگران اون نباش، خودم با هنری حرف می‌زنم.

139
00:09:56,929 --> 00:09:58,555
‫یعنی این‌قدر می‌تونه خطرناک باشه؟

140
00:09:58,556 --> 00:10:01,601
‫نه؛ به‌نظرم می‌تونیم ازش استفاده کنیم.

141
00:10:05,187 --> 00:10:06,813
‫خب...

142
00:10:06,814 --> 00:10:09,984
‫سه‌تا ردیاب رو از کار انداخت،
‫شب توی هتل موند

143
00:10:10,109 --> 00:10:11,610
‫و صبح به‌راحتی از چنگ‌تون فرار کرد...

144
00:10:11,611 --> 00:10:12,986
‫دیگه چی؟

145
00:10:12,987 --> 00:10:15,948
‫- برامون کیک «دنیش» خرید.
‫- خیلی خوشمزه بود!

146
00:10:16,907 --> 00:10:18,326
‫تنها بود؟

147
00:10:18,451 --> 00:10:20,661
‫مطمئن نیستیم.
‫رفت و آمد زیاد بود.

148
00:10:20,786 --> 00:10:22,330
‫هُتلـه‌ها.

149
00:10:22,455 --> 00:10:23,997
‫می‌دونم هتل چیه!

150
00:10:23,998 --> 00:10:26,374
‫ماموریت ما این بود که حواس‌مون باشه

151
00:10:26,375 --> 00:10:29,669
‫کسی تعقیب‌ش نکنه و هویت‌ش رو
‫شناسایی نکنن. خب؟

152
00:10:29,670 --> 00:10:32,673
‫اگه می‌خوای بیشتر از این در خدمتت باشیم،
‫بهش می‌گن جاسوسی کردن.

153
00:10:32,698 --> 00:10:34,716
‫اونطوری هر اطلاعاتی که
‫بخوای رو برات جور می‌کنیم.

154
00:10:34,717 --> 00:10:37,636
‫کی‌ها رو می‌کُنه، چندبار می‌کُنـه

155
00:10:37,637 --> 00:10:39,137
‫دختره از کون دوست داره یا نه...

156
00:10:39,138 --> 00:10:40,389
‫هنری؟

157
00:10:41,307 --> 00:10:44,352
‫سلام بچه‌ها.
‫وقت داری؟

158
00:10:45,436 --> 00:10:46,895
‫آره.

159
00:10:46,896 --> 00:10:48,814
‫می‌بینمتون.

160
00:10:53,778 --> 00:10:54,945
‫چی شده؟

161
00:10:55,780 --> 00:10:58,449
‫فکر کنم اردک پلاستیکی پیدا کردم.

162
00:10:59,241 --> 00:11:02,036
‫هر شب همهٔ مدارک رو بریز تو دستگاه خردکن

163
00:11:02,161 --> 00:11:03,578
‫یا بذارشون توی گاوصندوق.

164
00:11:03,579 --> 00:11:05,997
‫میزتون رو مرتب نگه دارید و
‫سطل آشغالتون همیشه خالی باشه.

165
00:11:05,998 --> 00:11:07,499
‫هرکسی دفتر خودش رو تمیز می‌کنه.

166
00:11:07,500 --> 00:11:10,378
‫این از رمزها؛
‫رمز در، گاوصندوق و تلفـون.

167
00:11:10,503 --> 00:11:12,837
با اصلِ «اسرار محرمانه» آشنایی داری؟
[ این اصل که در سازمان‌های امنیتی از اهمیتی به‌سزایی
برخوردار است، بر عدم اشتراک‌گذاری اسرار محرمانه این نهاد یا شرکت توسط کارکنان آن با دیگر مردم عادی تاکید دارد ]

168
00:11:12,838 --> 00:11:15,341
‫من 16 سال توی لنگلی کار کردم.

169
00:11:15,466 --> 00:11:17,009
‫اصل ماجرا از این‌جا شروع می‌شه.

170
00:11:17,968 --> 00:11:21,888
‫این طبقه، مرکز فعالیت ماموران مخفی غیررسمی ماست.
رعایت این اصل خیلی مهمه!

171
00:11:21,889 --> 00:11:24,224
‫مثل اصل «رعایت کردن اسرار شغلی» دیگه.

172
00:11:24,225 --> 00:11:26,142
‫مثل اطلاعات فوق سری و محرمانه.

173
00:11:26,143 --> 00:11:29,396
‫اگه یه دکتر به کشورش خیانت کنه،
‫دادگاهی می‌شه، اما خبری از اعدام نیست.

174
00:11:29,397 --> 00:11:32,775
‫از جنگ داخلی تا امروز هیچکس به‌خاطر
‫خیانت به کشور اعدام نشده.

175
00:11:43,119 --> 00:11:45,412
‫این‌جا آوردنش 100 هزار دلار آب می‌خوره!

176
00:11:45,413 --> 00:11:47,665
‫پول‌های پس‌انداز هم همه‌ش به‌گا رفته.

177
00:11:47,690 --> 00:11:49,541
‫یه آدم اون بیرونـه که ممکنه برامون دردسرساز بشه.

178
00:11:49,542 --> 00:11:53,045
‫باید خرج کنی تا بیاریمش این‌جا.

179
00:11:55,423 --> 00:11:56,882
‫اونی که دیشب توی هتل خوابیده شمایی...

180
00:11:57,007 --> 00:12:00,845
‫سی‌کانتینر، سـوف بانک.
‫بحث رو عوض نکن.

181
00:12:00,970 --> 00:12:02,262
‫تنها بودی؟

182
00:12:02,263 --> 00:12:04,431
‫چه‌خبره؟ دلسوزی پدرانه‌ست؟

183
00:12:04,432 --> 00:12:06,475
‫اونقدرها هم پیر نشدم.

184
00:12:09,895 --> 00:12:11,772
‫چرا تیم محافظت‌ات رو پیچوندی؟

185
00:12:11,897 --> 00:12:15,735
‫دارم به‌شون آموزش می‌دم؛
‫بلاخره یکی باید این‌کارو بکنه.

186
00:12:20,698 --> 00:12:22,824
‫می‌دونی که اختلالِ بعد ماموریت...

187
00:12:22,825 --> 00:12:25,411
‫اسم آلبوم جدید جوی دویژنـه؟

188
00:12:27,037 --> 00:12:29,248
‫هنری!

189
00:12:29,373 --> 00:12:31,584
‫گوشی کایوتی هنوز دستِ پلیس‌ بلاروسه.

190
00:12:31,709 --> 00:12:34,794
‫هیچ خبری ازش نیست.
‫حتماً بدجور گند زده.

191
00:12:34,795 --> 00:12:36,629
‫یا شاید خودش یا هر کس دیگه‌ای که استخدام کرده

192
00:12:36,630 --> 00:12:38,382
‫یه عامل نفوذی دوگانه‌ی روسیه‌ایه!

193
00:12:39,216 --> 00:12:41,009
‫پول رو بده.

194
00:12:42,762 --> 00:12:44,597
‫دکتر بلیک تشریف آوردن.

195
00:12:44,722 --> 00:12:46,724
‫بله...

196
00:12:49,101 --> 00:12:52,271
‫دکتر بلیک، به لندن خوش آب و هوامون خوش اومدید.

197
00:12:54,398 --> 00:12:57,485
‫ایشون از ماموران مخفی ما هستن، مارتین.
‫دکتر بلیک...

198
00:12:57,610 --> 00:12:59,653
‫قبلاً در بخش روانشناسی لنگلی کار می‌کردن،

199
00:12:59,779 --> 00:13:02,155
‫برای ارزیابی سلامت روان کارکنان اداره به این‌جا اومدن.

200
00:13:02,156 --> 00:13:03,239
‫خیلی هم عالی.

201
00:13:03,240 --> 00:13:04,949
‫مهم‌ترین چیز توی تو هر سازمان

202
00:13:04,950 --> 00:13:06,201
‫سلامتِ روان کارکنان‌شه.

203
00:13:06,202 --> 00:13:09,914
‫اومدم ببینم این‌جا چه‌خبره
‫و به حرف‌هاتون گوش بدم.

204
00:13:10,039 --> 00:13:13,132
‫به‌خدا که بعد از یکی دو روز
‫کلاً یادشون می‌ره من این‌جام.

205
00:13:14,502 --> 00:13:17,797
‫اگه بخوای کارهایی که این‌جا انجام می‌دیم
‫رو در نظر بگیریم اوضاع خیلی وخیـمه!

206
00:13:20,758 --> 00:13:23,052
‫می‌شه یه‌چیزی رو به‌تون نشون بدم؟

207
00:13:32,478 --> 00:13:34,939
‫دارم از سازمان میام بیرون.

208
00:13:35,064 --> 00:13:36,649
‫چی؟

209
00:13:36,774 --> 00:13:38,066
‫فکر می‌کردم بهت ماموریت دادن.

210
00:13:38,067 --> 00:13:39,359
‫دادن.

211
00:13:39,360 --> 00:13:42,529
‫یه ماموریت طولانی خارج از کشور، اما نمی‌تونم برم.

212
00:13:42,530 --> 00:13:43,489
‫چرا؟

213
00:13:43,614 --> 00:13:45,740
‫به‌خاطر دوست پسرم.

214
00:13:45,741 --> 00:13:49,745
‫کون لق اون.
‫پای آینده و شغلت درمیـونه.

215
00:13:51,455 --> 00:13:52,705
‫اگه برم رابطه‌مون تموم شه.

216
00:13:52,706 --> 00:13:55,376
‫آره اما بعد یه مدت فراموش می‌کنه دنی.

217
00:13:55,501 --> 00:13:56,877
‫گوش کن.

218
00:13:57,002 --> 00:13:59,546
‫تو واسه رسیدن به هدفـت خیلی تلاش کردی.

219
00:13:59,547 --> 00:14:01,865
‫- تو واسه‌ این کار ساخته شدی.
‫- خودمم اینطوری فکر می‌کردم.

220
00:14:04,426 --> 00:14:06,136
‫ظاهراً اینطور نیست.

221
00:14:24,572 --> 00:14:26,115
‫اومد.

222
00:14:44,842 --> 00:14:46,719
‫خداحافظی چطور بود؟

223
00:14:47,845 --> 00:14:50,221
‫همکارهام فکر می‌کنن کسخلی چیزی‌ام.

224
00:14:50,222 --> 00:14:51,599
‫همکارهای سابق‌ت...

225
00:14:51,724 --> 00:14:54,894
‫فکر می‌کنن شیفته‌ی دوست
‫پسر خیالی‌ام و نمی‌تونم ولش کنم.

226
00:14:55,728 --> 00:14:57,062
‫آفرین.

227
00:15:00,858 --> 00:15:02,359
‫تا حالا رفتی اسرائیل؟

228
00:15:02,484 --> 00:15:05,404
‫ ‏سال 2018، تو یه کنفرانس توسعه پایدار شرکت کردم

229
00:15:05,529 --> 00:15:07,698
‫ که جزئی از مدرک مهندسی‌م بود.

230
00:15:08,908 --> 00:15:13,119
‫اطلاعات ایران تمامی ورودی‌های تل‌آویو
‫رو زیر نظر داره و ثبت می‌کنه. بن؟

231
00:15:13,120 --> 00:15:16,415
‫‏بله، به اون سرور دسترسی داریم. می‌تونم حذف‌ش کنم.

232
00:15:27,426 --> 00:15:28,760
‫دستورالعمل!

233
00:15:28,761 --> 00:15:30,304
‫دستورالعمل!

234
00:15:30,429 --> 00:15:31,763
‫شما می‌دونید من با کی‌ها کار می‌کنم،

235
00:15:31,764 --> 00:15:34,349
‫چشم‌هام رو در میارن...

236
00:15:34,350 --> 00:15:36,643
‫و می‌اندازم توی جوب.
‫خواهش می‌کنم من رو از این‌جا نجات بدید.

237
00:15:36,644 --> 00:15:39,855
‫اگه کاری نمی‌کنید، خودم به روش...

238
00:15:41,065 --> 00:15:42,775
‫شدت ترسـش تو چه وضعیتی قرار داره؟

239
00:15:44,068 --> 00:15:46,110
‫اگه بحرانیه، یه دلیل کاملاً موجه داریم که

240
00:15:46,111 --> 00:15:48,029
‫از اون‌جا خارجش کنیم و نجات‌ش بدیم.

241
00:15:48,030 --> 00:15:50,449
‫اگه بحرانی نیست، بهش بگیم بره خونه‌ش

242
00:15:50,574 --> 00:15:52,784
‫یه دوش بگیره و استراحت کنه.

243
00:15:52,785 --> 00:15:55,329
‫اگه اشتباه کنی، ممکنه دستگیر بشه!

244
00:15:55,454 --> 00:15:57,164
‫اعدامش می‌کنن.

245
00:15:57,289 --> 00:15:58,707
‫کدومه؟

246
00:16:00,167 --> 00:16:01,627
‫دکتر بلیک؟

247
00:16:02,753 --> 00:16:04,964
‫فرض کن رفتی یه آزمایش چک‌آپ معمولی بدی،

248
00:16:05,089 --> 00:16:08,132
‫بعد که زنگ زدی جواب رو بگیری، دکتر می‌گه:

249
00:16:08,133 --> 00:16:11,178
‫«باید چندتا آزمایش دیگه انجام بدیم، نگران نباش،

250
00:16:12,012 --> 00:16:15,307
چیز خاصی نیست، فقط هرکاری می‌کنی، نرو سفر»

251
00:16:16,892 --> 00:16:18,685
‫تو آفریقای جنوبی زندگی می‌کنی.

252
00:16:18,686 --> 00:16:21,647
‫ابولا شیوع پیدا کرده،

253
00:16:22,690 --> 00:16:24,441
‫چیکار می‌کنی؟

254
00:16:26,860 --> 00:16:29,238
‫پول رو جور می‌کنم.

255
00:16:30,322 --> 00:16:31,907
‫دکتر بلیک هم با خودتون ببرید.

256
00:16:49,133 --> 00:16:50,967
‫‏آقای اورخوف، چندبار تماس گرفتم جواب ندادین...

257
00:16:50,968 --> 00:16:52,386
‫کجا بودین؟

258
00:16:52,511 --> 00:16:53,761
‫شما کی باشی؟

259
00:16:53,762 --> 00:16:56,264
‫یکم پیش با هم حرف زدیم تا
‫هماهنگی‌های سفرتون رو انجام بدیم.

260
00:16:56,265 --> 00:16:59,475
‫قابل توجه مسافران محترم عازم به نیویورک....

261
00:16:59,476 --> 00:17:01,395
‫فرودگاه جان اف کندی،

262
00:17:01,520 --> 00:17:03,397
‫لطفاً جهت سوار شدن به هواپیما...

263
00:17:03,522 --> 00:17:06,900
‫الکسی، کجایی؟

264
00:17:07,026 --> 00:17:10,154
‫من به شماها نیاز ندارم.
‫خیلی کُندیـن.

265
00:17:10,279 --> 00:17:12,698
‫لعنتی!

266
00:17:12,823 --> 00:17:13,906
‫لعنت بهش.

267
00:17:17,745 --> 00:17:19,120
‫- بلر؟
‫- چیـه؟

268
00:17:19,121 --> 00:17:20,580
‫بلر، رفته فرودگاه!

269
00:17:20,581 --> 00:17:22,041
‫زود باش.

270
00:17:33,469 --> 00:17:35,928
‫خب پس سلامت روان...

271
00:17:35,929 --> 00:17:38,598
‫آخه مگه کار ما چیز سالمی هم داره؟

272
00:17:38,599 --> 00:17:42,436
‫اصلاً تا حالا تو اداره کسی رو
‫دیدی که حالش خوب باشه؟

273
00:17:42,561 --> 00:17:43,979
‫اگه دیدی،

274
00:17:44,104 --> 00:17:45,980
‫امیدوارم به‌دلیل روانی بودن اخراج‌شون کرده باشی.

275
00:17:45,981 --> 00:17:49,317
‫من روانشناس بالینی‌ام، کسی رو اخراج نمی‌کنم.

276
00:17:49,318 --> 00:17:52,403
‫زیر نظر می‌گیرم، ارزیابی می‌کنم.

277
00:17:52,404 --> 00:17:54,822
‫یعنی الان داری من رو ارزیابی می‌کنی؟

278
00:17:54,823 --> 00:17:57,784
‫هر پنج ثانیه یه‌بار به آینه بغل نگاه می‌کنی.

279
00:17:57,785 --> 00:17:59,827
‫وسواس‌گونه‌ست.

280
00:17:59,828 --> 00:18:01,788
‫همین خیلی چیزها رو نشون می‌ده.

281
00:18:01,789 --> 00:18:05,833
‫همچنین مشخصات راننده هر ماشینی
‫که رد می‌شه رو به‌خاطر می‌سپاری،

282
00:18:05,834 --> 00:18:07,794
‫به‌علاوه بقیه کسایی که توی ماشین‌ان

283
00:18:07,795 --> 00:18:10,963
‫رنگش، مدلـش و محل ثبت‌ش.

284
00:18:12,674 --> 00:18:14,133
‫مگه همه این‌کارو نمی‌کنن؟

285
00:18:14,134 --> 00:18:15,552
‫هنری؟

286
00:18:15,677 --> 00:18:17,304
‫اورخوف توی فرودگاه مینسـکه

287
00:18:17,429 --> 00:18:20,431
‫داره می‌ره استانبول تا از اون‌جا بره نیویورک.

288
00:18:20,432 --> 00:18:21,390
‫کیرم توش!

289
00:18:21,391 --> 00:18:22,392
‫خیلی‌خب.

290
00:18:22,518 --> 00:18:23,810
‫چقدر مونده تا سوار هواپیما بشه؟

291
00:18:23,811 --> 00:18:26,104
‫- 47 دقیقه!
‫- کدوم هواپیمایی؟

292
00:18:26,105 --> 00:18:27,940
‫«آتمن اسکای‌لایز»
‫اوتـی284.

293
00:18:28,065 --> 00:18:29,733
‫و اوتـی 320؛ از استانبول به نیویورک.

294
00:18:29,858 --> 00:18:32,485
‫آمریکا اومدنـش مثل یه اعتراف‌نامه‌ی امضا شده‌ست،

295
00:18:32,486 --> 00:18:35,238
‫باید یه نقشه درست‌حسابی برای
‫خارج شدنش از مینسک ترتیب بدیم.

296
00:18:35,239 --> 00:18:38,158
‫نقشه‌ای که اگه اطلاعات روسیه و بلاروس افتادن دنبالش

297
00:18:38,283 --> 00:18:39,993
‫هیچ مشکلی پیش نیاد.

298
00:18:40,119 --> 00:18:43,497
‫خیلی‌خب، هرچی درمورد
‫این یارو می‌دونی بهم بگو.

299
00:18:43,622 --> 00:18:44,956
‫- خیلی خب...
‫- الکسی اورخوف،

300
00:18:44,957 --> 00:18:46,833
‫‏متولد 1989 در کالادزیچی،

301
00:18:46,834 --> 00:18:48,252
‫- ‏محله‌ای توی شرق مینسک.
‫- یه برادر داره.

302
00:18:48,377 --> 00:18:50,670
‫باباش کشاورز بود و به دلیل سرطان ریه فوت شده.

303
00:18:50,671 --> 00:18:52,840
‫سال 1995، در 18 سالگی، به خودِ مینسک نقل مکان می‌کنه.

304
00:18:52,965 --> 00:18:54,006
‫- تو یه کارخونه ماشین‌سازی کار می‌کرده.
‫- سال 1995...

305
00:18:54,007 --> 00:18:55,300
‫راننده کامیون بوده،

306
00:18:55,425 --> 00:18:56,843
‫- که بعد...
‫- الان راننده نیست.

307
00:18:56,844 --> 00:18:58,178
‫- شرکت رو می‌چرخونه.
‫- راننده کامیون «بوده»

308
00:18:58,303 --> 00:18:59,804
‫فوتبالِ 5 نفره بازی می‌کنه،

309
00:18:59,805 --> 00:19:01,389
‫هر ماه یه‌بار و کریسمس‌ها مامانش رو

310
00:19:01,390 --> 00:19:02,723
‫می‌بره کلیسای کاتولیک «قلب مقدس».

311
00:19:02,724 --> 00:19:03,975
‫پنج تا دوست دختر داشته،

312
00:19:03,976 --> 00:19:05,226
‫طولانی‌ترین رابطه‌ش یک سال بوده.

313
00:19:05,227 --> 00:19:06,352
‫برادرش به گدانسک نقل مکان کرده.

314
00:19:06,353 --> 00:19:07,687
‫یه کارگر باربری بندرگاه‌ست.

315
00:19:07,688 --> 00:19:09,231
‫یک سال پیش دچار...

316
00:19:09,356 --> 00:19:10,773
‫- سرطان لنفوم می‌شه.
‫- سرطان لنفوم، که...

317
00:19:10,774 --> 00:19:12,025
‫- الان بهبود پیدا کرده.
‫- وایسا.

318
00:19:12,151 --> 00:19:14,361
‫گدانسک! همین خوبه.

319
00:19:14,486 --> 00:19:15,987
‫زنگ بزن اورخف، بهش بگو...

320
00:19:15,988 --> 00:19:17,656
‫با پرواز بعدی می‌ره گدانسک؛ همراه ما.

321
00:19:17,781 --> 00:19:20,074
‫چه‌خبر شده؟ فکر می‌کردم داریم می‌ریم ویلنیوس.

322
00:19:20,075 --> 00:19:22,161
‫ویلنیـوس در وضعیت «او.بی‌.ای» قرار گرفت.

323
00:19:23,662 --> 00:19:25,621
‫یعنی به‌دلیل اتفاقات ناگهانی کنسل شد.

324
00:19:25,622 --> 00:19:28,207
‫این دفعه گند نزن!

325
00:19:34,339 --> 00:19:36,132
‫- الکسی؟
‫- اوون؟

326
00:19:36,133 --> 00:19:38,801
‫دوست من، دیگه خیلی دیره.
‫من رفتم. پنج دقیقه دیگه

327
00:19:38,802 --> 00:19:40,762
‫- سوار هواپیما می‌شم.
‫- گوش کن الکسی!

328
00:19:40,888 --> 00:19:42,889
‫ما پروازت رو کنسل کردیم و دیگه هیچ اثری از بلیطت

329
00:19:42,890 --> 00:19:44,432
‫به مقصد نیویورک توی سیستم‌شون وجود نداره.

330
00:19:44,433 --> 00:19:45,892
‫نمی‌ذارن سوار شی!

331
00:19:45,893 --> 00:19:47,477
‫- مادربه‌خطا!
‫- پس گوش کن ببین چی می‌گم...

332
00:19:47,603 --> 00:19:49,145
‫- الکسی.
‫- قسم می‌خورم اگه دستم بهت برسه...

333
00:19:49,146 --> 00:19:50,731
‫- مثل سگ می‌کشمت.
‫- الکسی گوش کن!

334
00:19:50,856 --> 00:19:52,064
‫- الکسی، ازت می‌خوام...
‫- مثل سگ می‌کشمت!

335
00:19:52,065 --> 00:19:53,357
‫- به من گوش کنی.
‫- گوش کن الکسی.

336
00:19:53,358 --> 00:19:54,984
‫کانتر شرکت هواپیمایی ایر پولند رو پیدا کن.

337
00:19:54,985 --> 00:19:57,269
‫یه بلیط با اسم تو به مقصد گدانسک
‫برای ساعت 13:20 دقیقه اون‌جاست.

338
00:19:57,270 --> 00:19:59,330
‫- حرفتون رو باور نمی‌کنم!
‫- قراره بری و داداشت که...

339
00:19:59,331 --> 00:20:01,548
‫در حال حاضر تو بیمارستانه رو ملاقات کنی.
‫سرطانش؟

340
00:20:01,549 --> 00:20:03,743
‫اما در حال حاضر...

341
00:20:03,744 --> 00:20:05,077
‫در حال حاضر،

342
00:20:05,078 --> 00:20:06,996
‫داری جون برادرت، مادرت

343
00:20:06,997 --> 00:20:09,249
‫و هرکسی که می‌شناسی رو
‫به‌خطر می‌اندازی.

344
00:20:09,374 --> 00:20:11,168
‫اول از همه خودت!

345
00:20:11,293 --> 00:20:13,711
‫عاقلانه تصمیم بگیر الکسی!

346
00:20:13,712 --> 00:20:15,087
‫- اگه احمق‌بازی در بیاری
‫- نه...

347
00:20:15,088 --> 00:20:17,089
‫- من نمی‌تونم کمکت کنم.
‫- صبرکن...

348
00:20:17,090 --> 00:20:18,634
‫- هیچکس نمی‌تونه.
‫- صبرکن!

349
00:20:18,759 --> 00:20:20,594
‫- چه غلطی بود کردی؟ خودم می‌تونستم!
‫- می‌دونستم می‌تونی...

350
00:20:20,719 --> 00:20:21,970
‫- محض اطلاع!
‫- می‌دونم می‌تونستی!

351
00:20:22,095 --> 00:20:23,472
‫- چرا قطع کردی؟
‫- نمی‌دونم.

352
00:20:23,597 --> 00:20:24,765
‫قطع کردم دیگه!
‫قطع کردم که بدونه جدی‌ایم!

353
00:20:24,890 --> 00:20:26,140
‫- یا نمی‌دونم...
‫- بدونه جدی‌ایم؟ چی؟

354
00:20:26,141 --> 00:20:27,767
‫- حالا قبول کرد؟
‫- یعنی چی؟

355
00:20:27,768 --> 00:20:29,435
‫قبول کرد سوار هواپیما بشه و بره؟

356
00:20:29,436 --> 00:20:31,103
‫چون اصلاً به‌نظر نمی‌رسید که
‫قبول کرده باشه.

357
00:20:31,104 --> 00:20:33,732
‫- گفت‌وگومون تموم شد.
‫- گفت‌وگو باید وقتی تموم می‌شد که

358
00:20:33,857 --> 00:20:35,609
‫اون مرتیکه قبول می‌کرد سوار هواپیما بشه.

359
00:20:35,734 --> 00:20:38,654
‫خب، حس شش‌ام می‌گه سوار می‌شه.

360
00:20:39,988 --> 00:20:41,573
‫حس ششم‌ات؟

361
00:20:43,450 --> 00:20:46,870
‫این‌جا سازمان اطلاعاته؛ کازینوهای رینو که نیست!

362
00:20:52,467 --> 00:20:54,277
‫اورخف سوار هواپیمای گدانسک شد.

363
00:20:54,402 --> 00:20:55,611
‫گل کاشتی.

364
00:20:55,612 --> 00:20:56,894
‫تیم استقبال چی؟

365
00:20:56,947 --> 00:20:57,988
‫سر جاشون مستقرن.

366
00:20:57,989 --> 00:20:59,741
‫برو کارو تموم کن.

367
00:21:00,106 --> 00:21:01,542
‫«لهستان»

368
00:21:02,253 --> 00:21:03,546
‫دیمیتری اورخف؟

369
00:21:03,684 --> 00:21:04,893
‫دیمیتری؟

370
00:21:21,096 --> 00:21:23,932
‫ببخشید آقا... انگلیسی بلدید؟

371
00:21:24,057 --> 00:21:26,643
‫- دیمیتری اورخف؟
‫- یه کوچولو، بله خودمم.

372
00:21:26,768 --> 00:21:28,144
‫دکتر تام وینسنت هستم.

373
00:21:28,270 --> 00:21:29,813
‫من پزشک نظامی آمریکا

374
00:21:29,938 --> 00:21:31,815
‫وابسته به سفارت ورشو هستم.

375
00:21:32,112 --> 00:21:35,448
‫اینم همکارم دکتر براونـه.
‫ اومدیم درباره‌ی برادرت صحبت کنیم.

376
00:21:35,449 --> 00:21:38,242
‫- چی شده؟ مشکل چیه؟
‫- سازمان ضدجاسوسی روسیه...

377
00:21:38,243 --> 00:21:41,663
‫فکر می‌کنه برای سازمان سیا کار می‌کرده.

378
00:21:41,788 --> 00:21:44,498
‫کنسولگری آمریکا مستقر در اونجا بهمون خبر داده.

379
00:21:44,499 --> 00:21:46,125
‫احتمالاً به جرم خیانت محاکمه میشه.

380
00:21:46,126 --> 00:21:47,918
‫- چیکار کرده مگه؟
‫- هیچی.

381
00:21:47,919 --> 00:21:49,796
‫ولی ترسیده و از کشور فرار کرده.

382
00:21:49,921 --> 00:21:52,047
‫فکر می‌کنن الکس جاسوسه؟

383
00:21:52,048 --> 00:21:53,605
‫اون حتی بند کفشش رو هم نمی‌تونه ببنده!

384
00:21:53,659 --> 00:21:55,452
‫فقط می‌خوایم کمکش کنیم که
‫سالم از این ماجرا بیرون بیاد.

385
00:21:55,579 --> 00:21:56,555
‫من چیکار می‌تونم بکنم؟

386
00:21:56,573 --> 00:21:58,353
‫خودتو تو بیمارستان بستری کن.

387
00:21:58,388 --> 00:22:01,233
‫- چرا؟
‫- الکسی به رئیسش گفته...

388
00:22:01,379 --> 00:22:04,310
‫داره میاد لهستان تا برادرش رو که سرطان داره ببینه.

389
00:22:04,311 --> 00:22:06,646
‫پس می‌خواین وانمود کنم سرطانم برگشته؟

390
00:22:07,564 --> 00:22:09,190
‫واقعاً سرطان داشتی؟

391
00:22:09,191 --> 00:22:11,484
‫یه سال پیش. الان رو به بهبودم.

392
00:22:11,485 --> 00:22:13,777
‫چطور اینو نمی‌دونستیم، دکتر براون؟

393
00:22:13,778 --> 00:22:15,363
‫فکر کردم...

394
00:22:15,489 --> 00:22:18,032
‫به پرونده‌های پزشکی دسترسی نداشتیم.

395
00:22:18,119 --> 00:22:19,870
‫فقط واسه چند روزه.

396
00:22:19,910 --> 00:22:21,535
‫تا وقتی مطمئن شیم برادرت در امانه.

397
00:22:21,536 --> 00:22:23,246
‫فقط چند روز.

398
00:22:24,289 --> 00:22:26,248
‫لطفاً اینجوری منو تحت فشار نذار.

399
00:22:26,281 --> 00:22:28,742
‫من اینجام تا نظارت کنم.

400
00:22:28,835 --> 00:22:30,252
‫می‌خواستم حسش رو درک کنی.

401
00:22:30,253 --> 00:22:32,505
‫اینکه یکی دیگه بودن چه حسی داره.

402
00:22:32,506 --> 00:22:35,300
‫اون فقط پنج ثانیه بود، نه شش سال.

403
00:22:36,510 --> 00:22:39,513
‫اگه عجله کنیم، می‌تونیم با آخرین پرواز برگردیم لندن.

404
00:22:44,726 --> 00:22:45,893
‫اورخف چی میشه؟

405
00:22:45,894 --> 00:22:47,436
‫نمی‌خوای وقتی برسه اونجا باشی؟

406
00:22:47,437 --> 00:22:50,106
‫اورخف رو تو همون فرودگاه خفت می‌کنن.

407
00:22:51,130 --> 00:22:58,130


408
00:23:00,492 --> 00:23:03,411
‫به لهستان خوش اومدی. با این ماشین بیا.

409
00:23:28,228 --> 00:23:30,730
‫داری کجا می‌ری؟

410
00:23:32,232 --> 00:23:33,900
‫ماشین رو نگه دار.

411
00:23:35,485 --> 00:23:37,444
‫نگه دار، می‌خوام پیاده شم.

412
00:23:37,445 --> 00:23:39,364
‫هی! این ماشین کیری رو نگه دار!

413
00:23:42,492 --> 00:23:44,035
‫بذار پیاده شم!

414
00:23:45,412 --> 00:23:47,997
‫گاییدمتون.

415
00:23:58,925 --> 00:24:01,048
‫ستاد فرماندهی مشترک عملیات ویژه زنگ زد.

416
00:24:03,430 --> 00:24:05,265
‫چه مرگته هنری؟

417
00:24:06,558 --> 00:24:07,934
‫- گوش کن...
‫- آره

418
00:24:08,059 --> 00:24:09,738
‫از برادر خانمت درباره‌ی یه عملیات محرمانه...

419
00:24:09,811 --> 00:24:12,318
‫با اسم رمزش سؤال می‌کنی...

420
00:24:12,351 --> 00:24:14,106
‫اسم رمزی که حتی نباید می‌دونستی چیه...

421
00:24:14,154 --> 00:24:15,989
‫فکر نمی‌کردی این قضیه دردسر میشه؟

422
00:24:16,067 --> 00:24:18,778
‫اتفاقاً برعکس، امیدوار بودم بشه.

423
00:24:18,903 --> 00:24:20,280
‫چرا؟

424
00:24:21,519 --> 00:24:24,022
‫می‌خواستم ببینم لو رفته یا نه.

425
00:24:24,451 --> 00:24:26,119
‫اون الان وسط یه عملیات مخفی
‫ توی منطقه‌ی جنگیـه.

426
00:24:26,244 --> 00:24:27,704
‫هیچ اطلاعات عملیاتی‌ای لو نرفته.

427
00:24:27,829 --> 00:24:30,457
‫من هیچی درباره‌ی فیلکس نمی‌دونم.
‫فقط یه اسم شنیده بودم.

428
00:24:34,986 --> 00:24:36,337
‫می‌خوای یه چیزی بهت بگم؟

429
00:24:36,338 --> 00:24:38,047
‫حرفت رو باور می‌کنم.

430
00:24:38,048 --> 00:24:39,673
‫می‌خوای بدونی چرا؟

431
00:24:39,674 --> 00:24:42,177
‫چون هنری، من، فرمانده‌ام...

432
00:24:42,302 --> 00:24:44,803
‫و حتی خودم هم نمی‌دونم فیلکس چیه.

433
00:24:44,804 --> 00:24:48,015
‫که یعنی فیلکس...

434
00:24:48,016 --> 00:24:50,809
‫از هر چی عملیات مخفی که تا حالا بوده

435
00:24:50,810 --> 00:24:52,353
‫مخفی‌تره...

436
00:24:52,354 --> 00:24:54,606
‫و هیچکس... نه تو، نه من، هیچکس...

437
00:24:54,731 --> 00:24:56,483
‫هیچوقت نباید ازش حرفی بزنه.

438
00:24:56,608 --> 00:24:57,984
‫هیچوقت.

439
00:25:19,923 --> 00:25:21,132
‫هی.

440
00:25:33,449 --> 00:25:35,449
‫کمک کنید!

441
00:25:35,676 --> 00:25:37,676
‫کمکم کنید!

442
00:25:38,026 --> 00:25:40,932
‫کمک کنید!

443
00:25:55,041 --> 00:25:57,209
‫خیلی‌خب.
‫چقدر واسم آب می‌خوره؟

444
00:25:57,210 --> 00:25:59,753
‫نهایتش پنجاه‌ هزارتا.

445
00:25:59,754 --> 00:26:03,257
‫بیست تا واسه انتقال، سه تا مأمور،
‫جتِ شرکت.

446
00:26:03,258 --> 00:26:06,093
‫دوتا مأمور واسه عملیات،
‫تجهیزات و اینا.

447
00:26:06,094 --> 00:26:08,387
‫بیست تا واسه بازجویی،
‫ده تا هم مراحل بعدش.

448
00:26:08,388 --> 00:26:10,264
‫باشه. خطراتش چیه؟

449
00:26:10,265 --> 00:26:13,100
‫به جز پنجاه هزارتا و اینکه اورخف رو
‫برای همیشه از دست می‌دیم؟

450
00:26:13,812 --> 00:26:15,210
‫نکته‌ی مثبتش چیه؟

451
00:26:15,445 --> 00:26:18,364
‫اگه اون جاسوس دوجانبه باشه،
‫پس کایوتی هم هست.

452
00:26:19,983 --> 00:26:21,234
‫نمی‌تونی با چهل هزار تا انجامش بدی؟

453
00:26:21,332 --> 00:26:22,742
‫- با چهل تا نمیشه.
‫- چهل و پنج تا.

454
00:26:22,815 --> 00:26:23,570
‫چهل و هشت تا.

455
00:26:23,581 --> 00:26:25,894
‫چه خبره؟ بازار ترک‌هاست که چونه می‌زنی؟

456
00:26:25,905 --> 00:26:27,508
‫خیلی‌خب...

457
00:26:27,542 --> 00:26:30,927
‫بذار برات توضیح بدم که چطور تخصیص بودجه

458
00:26:31,052 --> 00:26:33,221
‫توی دپارتمان‌های دولتی آمریکا انجام می‌شه، هنری.

459
00:26:33,346 --> 00:26:35,339
‫فرمانده هر سه ماه یه بار...

460
00:26:35,372 --> 00:26:39,185
‫یه درخواست می‌فرسته واسه کمیته مالی برون‌مرزی توی لنگلی...

461
00:26:39,186 --> 00:26:41,061
‫که ریاستش به عهدهٔ...

462
00:26:41,062 --> 00:26:43,147
‫یه خانم مارتینا-لوئیز بروکس نامیه.

463
00:26:43,148 --> 00:26:46,984
‫حالا این خانم بروکس از من خوشش نمیاد.

464
00:26:46,985 --> 00:26:48,778
‫حتی میشه گفت...

465
00:26:48,779 --> 00:26:52,365
‫خانم بروکس اصلاً اروپا رو به رسمیت نمی‌شناسه.

466
00:26:53,742 --> 00:26:54,950
‫چهل و هفت هزار تا.

467
00:26:54,951 --> 00:26:56,953
‫حله.

468
00:26:57,254 --> 00:26:59,254
‫«اورخف - دوربین شماره 4»

469
00:27:02,572 --> 00:27:04,544
‫شروع کن.

470
00:27:08,136 --> 00:27:10,136
‫کی هستی؟‍

471
00:27:12,458 --> 00:27:14,537
‫من کجام؟

472
00:27:14,931 --> 00:27:18,211
‫چی می‌خواین از جونم؟

473
00:27:18,971 --> 00:27:20,310
‫سلام.

474
00:27:20,551 --> 00:27:21,878
‫خب، ما اینجاییم...

475
00:27:21,895 --> 00:27:24,188
‫که سفارش ناهارتون رو بگیریم.

476
00:27:24,189 --> 00:27:26,000
‫چی میل دارین؟

477
00:27:26,024 --> 00:27:27,900
‫وافل یا پیتزا؟

478
00:27:27,901 --> 00:27:29,527
‫چیزبرگر یا هات داگ؟

479
00:27:30,862 --> 00:27:32,571
‫کوکاکولا یا مک‌دونالد؟

480
00:27:32,591 --> 00:27:35,366
‫توپاک یا بیگی؟

481
00:27:35,627 --> 00:27:37,669
‫بیل یا هیلاری؟

482
00:27:38,703 --> 00:27:40,830
‫بیانسه یا تیلور سوئیفت؟

483
00:27:42,222 --> 00:27:43,922
‫تو رو خدا بسه!

484
00:27:44,257 --> 00:27:46,257
‫واسه چی اومدی گداسک؟

485
00:27:46,976 --> 00:27:48,976
‫اومدم برادرم رو ببینم

486
00:27:49,336 --> 00:27:52,205
‫اون مریضه، تو بیمارستان ماری کوری بستریه.

487
00:27:52,339 --> 00:27:54,339
‫واسه کی کار می‌کنی؟

488
00:27:54,929 --> 00:27:56,929
‫من تو بخش تدارکات کار می‌کنم.

489
00:27:57,590 --> 00:28:00,210
‫به‌خدا من فقط یه راننده کامیونم!

490
00:28:00,490 --> 00:28:02,870
‫پیمانکار دولتم!

491
00:28:03,037 --> 00:28:07,158
‫دونالد ترامپ رو دیدی؟
‫گلف بازی کردین؟ کی برد؟

492
00:28:07,858 --> 00:28:09,733
‫چقدر می‌تونیم بهش صدمه بزنیم؟

493
00:28:09,734 --> 00:28:12,069
‫- تا کجا می‌تونیم پیش بریم؟
‫- کم تا متوسط.

494
00:28:12,070 --> 00:28:15,030
‫توی روسیه‌ست. اونا ملایم برخورد نمی‌کنن.

495
00:28:15,301 --> 00:28:16,947
‫قضیه‌ی اردک چوبیه.

496
00:28:17,086 --> 00:28:19,086
‫دیگه نگید نگفتم!

497
00:28:25,501 --> 00:28:28,514
‫چرا فرار کردی؟
‫فرار کردن تو خونِته؟

498
00:28:28,787 --> 00:28:32,548
‫رئیست کیه؟ همون فرمانده‌ست؟

499
00:28:33,258 --> 00:28:34,926
‫دکتر آماده باشه؟

500
00:28:35,051 --> 00:28:36,636
‫می‌تونه باشه.

501
00:28:37,550 --> 00:28:41,456
‫اومدم برادرم رو ببینم

502
00:28:42,031 --> 00:28:44,857
بذار حالش جا بیاد*
(ترس و فشار روانیِ شکنجه بهش غلبه کنه)

503
00:28:45,215 --> 00:28:46,674
بذار حالش جا بیاد

504
00:28:46,771 --> 00:28:48,771
‫تو تاریکی ولش کنید.

505
00:29:14,535 --> 00:29:17,648
‫♪ تو تاریکی دارم می‌رقصم ♪

506
00:29:19,846 --> 00:29:21,598
‫ببخشید.

507
00:29:25,226 --> 00:29:26,603
‫اردک چوبی چیه دیگه؟

508
00:29:27,938 --> 00:29:30,648
‫اردک چوبی رو فشار بدی، آخ نمیگه.

509
00:29:30,649 --> 00:29:32,274
‫اگه این یارو واسه روس‌ها کار کنه...

510
00:29:32,275 --> 00:29:34,151
‫به محض اینکه کم بیاره، دادش در میاد.

511
00:29:34,152 --> 00:29:35,402
‫میگه: «بچه‌ها، تایم‌اوت...

512
00:29:35,403 --> 00:29:38,198
‫کون لقِ آمریکا. من طرفِ شمام».

513
00:29:39,199 --> 00:29:40,950
‫اگه صداش در نیومد، یعنی حله.

514
00:29:40,951 --> 00:29:42,410
‫«حله» یعنی چی؟

515
00:29:43,227 --> 00:29:46,648
‫یعنی هفته‌ی دیگه هم خودش،
‫هم خیلی‌های دیگه زنده می‌مونن.

516
00:29:47,634 --> 00:29:48,783
‫اگه صداش در اومد چی؟

517
00:29:49,554 --> 00:29:51,097
‫اون‌وقت بگا رفتیم!

518
00:30:30,606 --> 00:30:32,144
‫خبری شد؟

519
00:30:32,168 --> 00:30:33,711
‫نه.

520
00:30:37,836 --> 00:30:39,836
‫ساعت 16 صحبت می‌کنیم.

521
00:30:40,814 --> 00:30:43,555
‫این‌جوری ادامهٔ مسیرمون مشخص می‌شه.

522
00:30:45,209 --> 00:30:47,209
‫آروم، آروم...

523
00:30:49,306 --> 00:30:51,306
‫همه‌چی درست میشه، برادر.

524
00:30:52,199 --> 00:30:54,199
‫خیلی‌خب، بریم.

525
00:31:02,510 --> 00:31:04,510
‫رو زمین چی‌کار می‌کنه؟

526
00:31:05,093 --> 00:31:06,086
‫بلندش کن.

527
00:31:10,322 --> 00:31:11,622
‫تشنَته؟

528
00:31:11,742 --> 00:31:14,397
‫به بیمارستان ماری‌کوری تو گدانسک زنگ زدیم.

529
00:31:15,264 --> 00:31:17,264
‫برادرت اونجاست.

530
00:31:19,043 --> 00:31:19,749
‫بگیر

531
00:31:20,790 --> 00:31:22,790
‫بخور، بخور.

532
00:31:26,545 --> 00:31:27,931
‫ودکا؟

533
00:31:32,319 --> 00:31:35,499
‫ولی وقتی رسیدیم اینجا، بستری نبوده.

534
00:31:38,665 --> 00:31:41,884
‫بچه‌بازی بسه.
‫وسایل شکنجه رو بیار.

535
00:31:53,875 --> 00:31:55,251
‫صبر کن.

536
00:31:56,836 --> 00:31:59,384
‫الان اسم مسکو... داره چی میگه؟

537
00:32:01,791 --> 00:32:03,509
‫«به مسکو گزارش می‌دم».

538
00:32:03,662 --> 00:32:04,596
‫کیر توش!

539
00:32:04,628 --> 00:32:06,880
‫«من واسه...

540
00:32:09,516 --> 00:32:11,893
‫آمریکایی‌ها و روس‌ها کار می‌کنم».

541
00:32:13,019 --> 00:32:15,355
‫«گزارش‌هام رو...

542
00:32:15,480 --> 00:32:17,190
‫به درزین توی اف‌اس‌بی* می‌دم».
‫(سرویس امنیت فدرال روسیه)

543
00:32:17,315 --> 00:32:19,149
‫به باسکو بگو بیاد.
‫درزین رو می‌شناسیم؟

544
00:32:19,150 --> 00:32:20,443
‫نه، الان بررسی‌اش می‌کنم.

545
00:32:20,568 --> 00:32:22,904
‫درزین توی کدوم بخش کار می‌کنه؟

546
00:32:23,029 --> 00:32:23,987
‫ضدجاسوسی؟

547
00:32:23,988 --> 00:32:25,323
‫امنیت نظامی؟

548
00:32:30,370 --> 00:32:32,205
‫میگه نمی‌دونه. خب؟

549
00:32:32,330 --> 00:32:34,164
‫درزینی در کار نیست.

550
00:32:34,165 --> 00:32:35,707
‫بگو داره چرت میگه.

551
00:32:39,254 --> 00:32:40,546
‫میگه راست میگم.

552
00:32:41,113 --> 00:32:42,221
‫کی استخدامش کرد؟

553
00:32:44,717 --> 00:32:45,676
‫ایوانوف.

554
00:32:45,729 --> 00:32:47,022
‫این ایوانوف رو تأیید کنید.

555
00:32:47,095 --> 00:32:48,220
‫ایوانوف مثل مَمَده

556
00:32:48,221 --> 00:32:50,265
‫- مثل نقل و نبات ایوانوف دارن.
‫- تأییدش کنید.

557
00:32:50,390 --> 00:32:51,598
‫محل تحویل امنش کجاست؟

558
00:32:56,062 --> 00:32:58,105
‫یه کمد توی ایستگاه قطار مینسک.

559
00:32:58,392 --> 00:32:59,525
‫شماره‌ی کمد؟

560
00:33:02,195 --> 00:33:03,694
‫یادش نمیاد.

561
00:33:03,695 --> 00:33:05,738
‫چه اتفاقی داره میفته؟

562
00:33:05,864 --> 00:33:07,072
‫دادش در اومده.

563
00:33:07,073 --> 00:33:08,422
‫آخرین اطلاعاتی که

564
00:33:08,429 --> 00:33:10,221
‫به آمریکایی‌ها داده چی بوده؟

565
00:33:23,053 --> 00:33:24,220
‫لیست‌‌های حمل‌و‌نقل...

566
00:33:24,215 --> 00:33:26,425
‫و فهرست محموله‌های کانتینری از مسکو...

567
00:33:26,426 --> 00:33:29,512
‫به بلاروس، بعد شرق اوکراین.

568
00:33:31,108 --> 00:33:33,850
‫تجهیزات پزشکی واسه درمانگاه‌های اونجا.

569
00:33:42,859 --> 00:33:44,651
‫به ستاد فرماندهی مشترک عملیات ویژه زنگ بزن.

570
00:33:44,652 --> 00:33:46,070
‫زمان لازم دارم.

571
00:33:46,196 --> 00:33:48,531
‫بذار ببینیم تحتِ فشار چه حرفایی می‌زنه
‫و این‌که با هم تناقض دارن یا نه.

572
00:33:48,656 --> 00:33:51,116
‫برادر خانمت الان تو عملیاتـه.

573
00:33:51,117 --> 00:33:54,933
‫تا مطمئن نشدیم دست به کاری نمی‌زنیم.
‫زمان می‌خوام.

574
00:33:56,331 --> 00:33:58,058
‫وقتی اطلاعاتی به دست بیاریم
‫باید همون لحظه

575
00:33:58,085 --> 00:34:00,558
‫به ستاد فرماندهی مشترک عملیات ویژه گزارش بدم.

576
00:34:00,698 --> 00:34:02,712
‫خدا شاهده که همین الانشم
‫ازمون متنفر هستن.

577
00:34:07,811 --> 00:34:10,577
‫{\an4}<font color="#858585">دلم برات تنگ شده</font>

578
00:34:07,804 --> 00:34:10,557
‫<font color="#0159ac">{\an6}<font color="#012b72">منم همین‌طور</font></font>

579
00:34:10,679 --> 00:34:13,319
‫<font color="#858585">!یه سورپرایز برات دارم
‫یه بلیت به سمت کیِف گرفتم</font>

580
00:34:17,560 --> 00:34:19,653
‫جدی؟

581
00:34:21,873 --> 00:34:23,539
‫<font color="#0159ac">جدی؟</font>

582
00:34:30,083 --> 00:34:32,083
‫<font color="#858585">❤️امشب می‌رسم، شایدم صبح زود</font>

583
00:34:37,038 --> 00:34:38,915
‫چه خبر شده؟

584
00:34:39,040 --> 00:34:40,750
‫سیگنال خروج اضطراری.

585
00:34:41,751 --> 00:34:43,961
‫هدف‌مون چی میشه؟

586
00:34:43,962 --> 00:34:45,588
‫دیگه هدف شما نیست.

587
00:34:46,435 --> 00:34:49,563
‫هیچی جا نذارید.
‫دیگه برنمی‌گردیم.

588
00:34:50,885 --> 00:34:53,012
‫چی شد مگه؟

589
00:34:53,930 --> 00:34:55,890
‫یه چیزی مأموریت رو خراب کرد.

590
00:34:57,517 --> 00:35:00,937
‫وقتی امن شد، بیشتر می‌فهمیم.

591
00:35:09,153 --> 00:35:11,197
‫این ایوانوفی که...

592
00:35:11,322 --> 00:35:12,864
‫میگه براش کار می‌کرده، وجود داره یا نه؟

593
00:35:12,865 --> 00:35:14,825
‫شاید یه اسم رمز باشه.

594
00:35:14,826 --> 00:35:16,952
‫اگه راست میگه، اسم واقعیش رو نمی‌دونه.

595
00:35:16,953 --> 00:35:18,370
‫چیکار کنیم؟

596
00:35:18,371 --> 00:35:20,498
‫بپرس درجه‌ی ایوانوف چیه.

597
00:35:22,458 --> 00:35:23,793
‫سرهنگ.

598
00:35:23,825 --> 00:35:26,243
‫بپرس سرهنگ سرگئی مِزاکوف رو می‌شناسه؟

599
00:35:26,290 --> 00:35:27,959
‫این یه تله‌ست؟

600
00:35:29,465 --> 00:35:31,383
‫نپرید تو تله. لعنتی.

601
00:35:31,384 --> 00:35:33,093
‫کِی و چطوری بهت پول می‌دادن؟

602
00:35:33,094 --> 00:35:35,847
‫به کدوم حساب؟

603
00:35:38,141 --> 00:35:40,351
‫نقدی. روبل روسی.

604
00:35:41,894 --> 00:35:44,022
‫هیچوقت نذاشته بانک.

605
00:35:57,118 --> 00:35:59,287
‫مادرتو!

606
00:35:59,412 --> 00:36:00,579
‫حتما دیشب از رودخونه رد شدن

607
00:36:00,580 --> 00:36:02,581
‫و نیروگاه رو گرفتن.

608
00:36:02,582 --> 00:36:04,709
‫می‌خوای چیکار کنم؟

609
00:36:07,170 --> 00:36:09,297
‫خب، اینجا گزینه‌هامون محدوده.

610
00:36:21,184 --> 00:36:23,686
‫وقتی گفتم «برو»،
‫از وسطشون رد شو بزنیم به چاک.

611
00:36:30,276 --> 00:36:32,195
‫تُف، تُف، تُف، تُف، تُف.

612
00:37:35,925 --> 00:37:38,343
‫گزارش ستاد فرماندهی مشترک عملیات ویژه.

613
00:37:38,344 --> 00:37:41,513
‫سه تا مأمور از فیلکس دارم...

614
00:37:41,514 --> 00:37:43,181
‫یه تیم تک‌تیرانداز دونفره...

615
00:37:43,182 --> 00:37:45,810
‫از نیروهای ویژه‌ی اوکراین.

616
00:37:45,935 --> 00:37:49,020
‫یه سرباز دلتای آمریکایی هم دارم.

617
00:37:49,021 --> 00:37:50,814
‫دستور خروج دادن...

618
00:37:50,815 --> 00:37:53,151
‫اما خیلی دیر شده که بی‌سر و صدا برن.

619
00:37:53,276 --> 00:37:55,277
‫دارن با نیروهای روسی درگیر میشن.

620
00:37:55,278 --> 00:37:58,239
‫گروه عملیات ویژه با ماهواره
‫داره می‌بیندشون و گزارش میده.

621
00:38:00,575 --> 00:38:02,033
‫متأسفم، هنری.

622
00:38:17,425 --> 00:38:19,551
‫گممون کردن؟

623
00:38:19,552 --> 00:38:21,262
‫نمی‌تونم ببینم لعنتی.

624
00:38:22,763 --> 00:38:24,474
‫وایسا!

625
00:38:34,650 --> 00:38:36,486
‫هل بده!

626
00:38:40,678 --> 00:38:41,782
‫باید بجنبیم.

627
00:38:47,550 --> 00:38:49,624
‫بگیرش. رِمی؟

628
00:38:50,374 --> 00:38:52,584
‫خیلی‌خب، برنامه اینه:

629
00:38:52,585 --> 00:38:54,712
‫شما بچه‌ها پشت اون لودرها پناه بگیرید...

630
00:38:54,837 --> 00:38:56,339
‫شاید بتونید حواسشون رو پرت کنید.

631
00:38:57,601 --> 00:38:59,477
‫من از سمت چپ میرم دورشون می‌زنم.

632
00:38:59,592 --> 00:39:00,842
‫فهمیدی؟

633
00:39:01,330 --> 00:39:02,540
‫فهمیدم.

634
00:39:03,513 --> 00:39:04,638
‫حالت خوبه؟

635
00:39:04,639 --> 00:39:06,473
‫آره.

636
00:39:06,474 --> 00:39:08,184
‫خیلی‌خب.

637
00:39:34,823 --> 00:39:36,823
‫نیکُلای بالکُنسکی، آره یا نه؟

638
00:39:44,882 --> 00:39:46,149
‫آره یا نه؟

639
00:39:46,243 --> 00:39:48,243
‫نه، نه، ن‍ه...

640
00:39:59,021 --> 00:40:01,021
‫ناتاشا رُستوا

641
00:40:01,966 --> 00:40:03,966
‫رُستوا، آره.

642
00:40:10,549 --> 00:40:11,998
‫توی مینسک‌ـه یا مسکو؟

643
00:40:12,299 --> 00:40:14,299
‫مینسک

644
00:40:16,955 --> 00:40:17,945
‫بوریس دروبیتسکوی

645
00:40:17,962 --> 00:40:19,380
‫زدیمش!

646
00:40:21,221 --> 00:40:21,868
‫آره، یا نه؟

647
00:40:21,922 --> 00:40:23,922
‫آره، آره.

648
00:40:46,784 --> 00:40:48,235
‫فیودور دولوخوف

649
00:40:48,262 --> 00:40:49,055
‫پیوتر بوزوخوف

650
00:41:02,177 --> 00:41:04,177
‫همه عضو شبکه‌ن، هر دوشون.

651
00:41:04,418 --> 00:41:06,418
‫آره.

652
00:41:27,156 --> 00:41:30,284
‫جمعش کنید، توجیهش کنید،
‫بهش غذا بدید بره بخوابه.

653
00:41:31,997 --> 00:41:33,581
‫به چی می‌خندی؟

654
00:41:34,351 --> 00:41:36,499
‫ادبیات روسی دوست داری؟

655
00:41:37,500 --> 00:41:39,705
‫نه، بیشتر طرفدار کانن دویل‌*ـم.
‫) <font color="#ccff00"> خالق شخصیت شرلوک هولمز</font> )

656
00:41:39,712 --> 00:41:41,003
‫این کصشرا چیه میگی؟

657
00:41:41,128 --> 00:41:44,799
‫خب، این یه معمای پیچیده
‫مختصِ شرلوک هولمز نیست.

658
00:41:46,133 --> 00:41:48,511
‫این اسم‌ها توی شبکه‌ی اورخف نیستن.

659
00:41:49,470 --> 00:41:51,054
‫از کجا می‌دونی؟

660
00:41:51,402 --> 00:41:53,821
‫چون همه‌شون مال رمان «جنگ و صلح»‌ـــن.

661
00:41:56,352 --> 00:42:00,731
‫اسم تو دانیلا مورینو آکوستاست.

662
00:42:00,856 --> 00:42:04,443
‫توی سِویل به دنیا اومدی و توی
‫سن لوکار دِ بارامدا، اسپانیا بزرگ شدی.

663
00:42:04,568 --> 00:42:06,945
‫زیاد پیش دخترخاله‌هات توی نیویورک می‌رفتی...

664
00:42:06,946 --> 00:42:08,571
‫واسه همینه که عاشق تیم نیکس‌ هستی...

665
00:42:08,572 --> 00:42:10,407
‫و انگلیسیت عالیه.

666
00:42:11,037 --> 00:42:12,423
‫من پیکِت میشم.

667
00:42:13,097 --> 00:42:15,084
‫مارشن روی مراحل اعزامت نظارت می‌کنه.

668
00:42:21,794 --> 00:42:22,794
‫این کیه؟

669
00:42:23,272 --> 00:42:24,838
‫پروفسور رضا مرتضوی.

670
00:42:25,160 --> 00:42:26,590
‫استاد مهمان زلزله‌شناسی...

671
00:42:26,716 --> 00:42:28,718
‫توی مدرسه‌ی علوم لندن.

672
00:42:28,930 --> 00:42:30,348
‫می‌فرستیمت تهران...

673
00:42:30,386 --> 00:42:32,949
‫تا مهندسین هسته‌ای ایران رو شناسایی کنی.

674
00:42:33,935 --> 00:42:36,087
‫پروفسور مرتضوی یه برنامه‌ی تبادل دانشجو...

675
00:42:36,121 --> 00:42:38,309
‫بین مدرسه‌ی علوم لندن...

676
00:42:38,310 --> 00:42:40,438
‫و دانشکده‌ی تهران اجرا می‌کنه.

677
00:42:40,972 --> 00:42:43,064
‫هر دو سال یه بار میاد لندن...

678
00:42:43,065 --> 00:42:45,609
‫تا توی مؤسسه‌ی ژئوفیزیک سخنرانی کنه.

679
00:42:45,735 --> 00:42:48,236
‫وظیفه‌ی تو اینه که اونجا استخدام بشی.

680
00:42:49,472 --> 00:42:50,539
و ‫تحت تأثیرش بذاری.

681
00:42:51,410 --> 00:42:54,313
تا ‫قانعش کنی تو بهترین گزینه
‫واسه برنامه‌شی.

682
00:42:54,689 --> 00:42:56,603
‫بعدش با یه مقام رسمی ایرانی...

683
00:42:56,636 --> 00:42:57,913
‫میری ایران.

684
00:42:58,038 --> 00:43:01,625
یه ‫پوشش صددرصد تضمینی که مو لا درزش نمی‌ره.

685
00:43:02,389 --> 00:43:05,901
‫چطوری توی مؤسسه‌ی ژئوفیزیک
‫یه شغل تحقیقاتی پیدا کنم؟

686
00:43:05,955 --> 00:43:07,423
‫اون دیگه مشکل خودته.

687
00:43:08,866 --> 00:43:11,493
‫اگه نتونستم قبول بشم چی؟

688
00:43:11,801 --> 00:43:13,677
‫اون وقت برگرد خونه.

689
00:43:13,764 --> 00:43:16,098
‫یه فکری واسه آینده‌ت بکن.

690
00:43:21,917 --> 00:43:23,522
‫دنبالم بیا.

691
00:43:25,232 --> 00:43:26,692
‫اینجا رو ببین.

692
00:43:33,741 --> 00:43:35,910
‫این کار یه تاوانی داره.

693
00:43:37,745 --> 00:43:38,912
‫یه بهایی داره.

694
00:43:39,805 --> 00:43:42,349
‫مطمئنی می‌خوای بپردازیش؟

695
00:43:50,398 --> 00:43:51,566
‫اوضاع چطور پیش میره؟

696
00:43:51,625 --> 00:43:52,835
‫می‌گذره.

697
00:43:52,927 --> 00:43:55,136
‫خب... آره، سمی ظهیر...

698
00:43:55,137 --> 00:43:57,722
‫بیست و پنجم فوریه از آدیس...

699
00:43:57,723 --> 00:44:00,350
‫با یه ویزای شیش ماهه‌ی حرفه‌ای اومده.

700
00:44:00,417 --> 00:44:02,377
‫دوبار بلیت رفت و برگشت گرفته...

701
00:44:02,436 --> 00:44:03,895
‫و اسمش رو واسه...

702
00:44:03,896 --> 00:44:05,481
‫کالج سلطنتی میراث جهانی نوشته.

703
00:44:05,606 --> 00:44:06,690
‫یعنی پاکـه.

704
00:44:06,735 --> 00:44:08,634
‫همه‌چی درسته. به نظر مشکل امنیتی نداره.

705
00:44:08,762 --> 00:44:10,347
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

706
00:44:10,493 --> 00:44:12,029
‫آره، توی هتل رافلز یه اتاق داره.

707
00:44:12,154 --> 00:44:13,863
‫- با اسم واقعی خودش.
‫- گوشیش رو هک کردی؟

708
00:44:13,864 --> 00:44:16,199
‫نه، نه، رمزنگاری شده‌ست،
‫نتونستم بهش دسترسی پیدا کنم.

709
00:44:16,200 --> 00:44:18,869
‫یعنی، می‌تونم، اگه بخوای،
‫ولی بیشتر طول می‌کشه...

710
00:44:18,994 --> 00:44:20,578
‫و باید، باید...

711
00:44:20,579 --> 00:44:22,164
‫یه شماره‌ی مأموریت
‫بدی تا زمان رو ثبت کنم.

712
00:44:22,902 --> 00:44:25,988
‫دیگه هیچوقت یه پرونده رو
‫از دفتر نبر بیرون...

713
00:44:26,149 --> 00:44:28,276
‫وگرنه اخراجی.

714
00:44:35,302 --> 00:44:38,305
‫حرفم درباره‌ی سختی‌هایی که
‫این کار به همراه داره نیست.

715
00:44:39,604 --> 00:44:42,171
‫دارم راجع‌به بهایی حرف می‌زنم
‫که یه آدم باید بپردازه...

716
00:44:42,183 --> 00:44:44,518
‫تا هویت خودش رو رها کنه.

717
00:44:45,689 --> 00:44:48,064
‫تا هر روز، هر هفته، یا هر سالی...

718
00:44:48,065 --> 00:44:50,860
‫که از عمرش باقی مونده رو
‫توی کالبد دیگه‌ای زندگی کنه.

719
00:44:52,486 --> 00:44:54,029
‫سلام.

720
00:44:55,980 --> 00:44:57,981
‫من دانیلا هستم.

721
00:44:58,041 --> 00:44:59,793
‫دانیلا آکوستا.

722
00:45:05,118 --> 00:45:07,287
‫ممنون.

723
00:45:15,050 --> 00:45:17,093
‫یه شامپاین لطفاً.

724
00:45:17,094 --> 00:45:20,097
‫استاد، می‌خوام یه نفر رو
‫بهتون معرفی کنم.

725
00:45:27,897 --> 00:45:30,440
‫باید از خودت بپرسی...

726
00:45:30,547 --> 00:45:32,841
‫«آیا ارزشش رو داره؟»

727
00:45:36,656 --> 00:45:39,326
‫«واقعاً می‌خوام بهاش رو بپردازم؟»

728
00:45:51,086 --> 00:45:54,130
‫پروفسور وارتنبرگ؟

729
00:45:54,131 --> 00:45:56,132
‫ببخشید، پروفسور وارتنبرگ؟

730
00:45:56,133 --> 00:45:58,259
‫- سلام.
‫- سلام.

731
00:45:58,260 --> 00:45:59,802
‫من دانیلا هستم.

732
00:45:59,803 --> 00:46:01,805
‫فقط خواستم خودم رو معرفی کنم...

733
00:46:01,931 --> 00:46:03,848
‫و بگم که مقاله‌تون رو خوندم.

734
00:46:03,849 --> 00:46:06,310
‫آخرین مقاله‌تون رو.

735
00:46:10,189 --> 00:46:12,566
‫بهاش چیه؟

736
00:46:13,943 --> 00:46:15,360
‫هیچ خانم ظهیری رو نمی‌بینم...

737
00:46:15,361 --> 00:46:17,320
‫که برای سخنرانی امشب اسم نوشته باشه.

738
00:46:17,321 --> 00:46:19,657
‫توی لیست طبقه‌ی سوم رو چک کنید.

739
00:46:19,782 --> 00:46:21,951
‫ممنون.

740
00:46:27,654 --> 00:46:30,125
‫بهاش زنده موندن در تنهایی مطلقـه.

741
00:46:31,919 --> 00:46:33,087
‫تا ابد.

742
00:46:33,879 --> 00:46:36,048
<i>آثار باستانی که هزاران سال...</i>

743
00:46:36,173 --> 00:46:39,969
<i>‫دوام آورده بودن، در یک لحظه</i>

744
00:46:40,094 --> 00:46:42,637
‫در پالمیرا نابود شدن...

745
00:46:42,638 --> 00:46:44,515
‫و همچنین در موزه‌ی موصل.

746
00:46:44,640 --> 00:46:48,017
‫تخریب‌شون بیشتر از اینکه
‫به خاطر مسائل مذهبی باشه...

747
00:46:48,018 --> 00:46:51,021
‫برای فرستادن یک پیام به غرب بود.

748
00:46:57,820 --> 00:47:00,531
‫دیدن این تصاویر برام خیلی دردناکه.

749
00:47:00,656 --> 00:47:04,534
‫موشک‌ها و کلنگ‌هایی که
‫مجسمه رو نابود می‌کنن...

750
00:47:08,407 --> 00:47:11,326
‫و دیگه هیچوقت نمیشه... جایگزینش کرد.

751
00:47:11,546 --> 00:47:13,395
‫درسته...

752
00:47:13,419 --> 00:47:16,295
‫خیلی‌خب... پونزده دقیقه استراحت می‌کنیم...

753
00:47:16,296 --> 00:47:18,424
‫بعد درباره‌ی فیلم صحبت می‌کنیم.

754
00:47:26,461 --> 00:47:27,557
‫استاد؟

755
00:47:27,558 --> 00:47:29,392
‫ببخشید، می‌خواستم یه کمکی ازتون بگیرم...

756
00:47:30,936 --> 00:47:32,395
‫آره، البته. یه لحظه صبر کن.

757
00:47:32,396 --> 00:47:34,772
‫الان در موردش صحبت می‌کنم.

758
00:47:34,773 --> 00:47:36,399
‫- سلام.
‫- بله؟

759
00:47:36,400 --> 00:47:40,028
‫دنبال یه نفر می‌گردم که توی کنفرانس‌تون شرکت کرده.

760
00:47:40,029 --> 00:47:42,364
‫دکتر سمیا ظهیر؟

761
00:47:42,489 --> 00:47:44,158
‫دکتر ظهیر.

762
00:47:44,462 --> 00:47:46,713
‫بله، ثبت‌نام کرد.

763
00:47:47,025 --> 00:47:48,537
‫بهش بگید من سلام رسوندم.

764
00:47:48,931 --> 00:47:50,913
‫از روز اول دیگه برنگشته.

765
00:47:50,914 --> 00:47:54,918
‫خوب از این ثبت‌نام استفاده کرد
که یونسکو ‫ویزاش رو تأیید کنه.

766
00:47:55,044 --> 00:47:57,086
‫امیدوارم از لندن لذت ببره.

767
00:48:02,910 --> 00:48:04,469
‫پس اونجا نبود؟

768
00:48:04,637 --> 00:48:06,680
‫اصلاً نیومده بود.

769
00:48:07,723 --> 00:48:10,184
‫می‌تونستم برگردم، بشینم پیش هنری...

770
00:48:10,309 --> 00:48:12,393
‫و بگم: «حدس بزن چی شده، گند زدم».

771
00:48:16,523 --> 00:48:18,372
‫ولی وقتی مخفیانه زندگی می‌کنی...

772
00:48:18,478 --> 00:48:20,277
‫یه عالمه صدا توی سرته.

773
00:48:20,402 --> 00:48:23,280
‫صداهای بلند، صداهای آروم.

774
00:48:25,157 --> 00:48:27,576
‫آروم‌ترینشون همیشه یه گوشه جا خوش کرده.

775
00:48:29,078 --> 00:48:31,830
‫دائم داره یه چیز رو تکرار می‌کنه.

776
00:48:34,208 --> 00:48:36,418
‫«من از پسش برمیام».

777
00:48:38,378 --> 00:48:40,171
‫«از پس هر چیزی برمیام».

778
00:48:46,011 --> 00:48:48,472
‫می‌دونی این صدا چیه؟

779
00:48:49,030 --> 00:48:50,823
همون ‫امیده.

780
00:48:52,061 --> 00:48:54,271
 قضیه‌ی این بازی هم همینه

781
00:48:55,534 --> 00:48:57,563
‫اگه امید داشته باشی... اگه به هر چیزی...

782
00:48:57,564 --> 00:49:00,275
‫هر زمانی، امیدوار باشی...

783
00:49:02,736 --> 00:49:05,030
‫دیگه فاتحه‌ت خونده‌ست.

784
00:49:06,981 --> 00:49:26,981
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

