﻿1
00:00:00,130 --> 00:00:03,600
‫این واسه بابامه. بابای بیچاره‌م

2
00:00:01,600 --> 00:00:04,900
{\an8}«آنچه گذشت»

3
00:00:03,600 --> 00:00:06,640
‫- تو کی هستی؟
‫- من سرهنگ بیل استرلینگ هستم

4
00:00:06,640 --> 00:00:08,480
‫برادرم این هنگ
‫رو به دنیا آورد

5
00:00:08,480 --> 00:00:10,280
‫من حاضر نیستم مرگش رو ببینم

6
00:00:10,280 --> 00:00:11,640
‫اسم هنگ رو عوض کرده

7
00:00:11,640 --> 00:00:13,560
‫بهشون یه راه جدید
‫و حتی مؤثرتر داده

8
00:00:13,560 --> 00:00:14,720
‫واسه خودکشی کردن

9
00:00:14,720 --> 00:00:17,920
‫مردان گردان ویژه تازه‌تأسیس یورش...

10
00:00:17,920 --> 00:00:20,280
‫اس‌ای‌اس، حالا و همیشه!

11
00:00:20,280 --> 00:00:23,000
‫فردا، شما اینجا مستقر می‌شید

12
00:00:23,000 --> 00:00:25,280
‫نوک جنوب شرقی سیسیل

13
00:00:25,280 --> 00:00:26,680
‫کمک! کمک!

14
00:00:26,680 --> 00:00:28,400
‫من یه بچه‌دارم که هنوز ندیدمش!

15
00:00:28,400 --> 00:00:31,520
‫وایسین! قایق رو نگه دارید!

16
00:00:31,520 --> 00:00:33,040
‫نه!

17
00:00:33,040 --> 00:00:34,080
‫رفیق، ما جا داریم

18
00:00:34,080 --> 00:00:36,880
‫- ولش کن وگرنه می‌کشمش!
- نکن!

19
00:00:36,880 --> 00:00:39,760
‫- متأسفم. متأسفم
‫- این کار رو نکن! نه!

20
00:00:39,760 --> 00:00:42,640
‫حدس من این بود که 9 ژوئیه،
‫یه چیزی برنامه‌ریزی شده

21
00:00:42,640 --> 00:00:45,000
‫که شما با متحدان
‫فرانسوی‌تون در میون نذاشتید

22
00:00:45,000 --> 00:00:47,800
‫این اس‌آر‌اس هست
‫که پیشتاز عملیاته

23
00:00:47,800 --> 00:00:49,480
‫ما اون مردها رو
‫ول کردیم غرق بشن!

24
00:00:49,480 --> 00:00:50,840
‫این فقط پوزه خوک‌ـه

25
00:00:50,840 --> 00:00:54,440
‫کار ما اینه که کل خوک
‫رو بگیریم، از سر تا دم

26
00:00:54,980 --> 00:00:57,840
‫[الهام گرفته از رویدادهای حقیقی...]

27
00:00:57,870 --> 00:01:01,090
‫[ اما به‌خاطر داشته باشید...]

28
00:01:01,110 --> 00:01:05,620
‫[یک روایت تاریخی نیست]

29
00:01:06,630 --> 00:01:17,630
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

30
00:01:22,520 --> 00:01:27,740
‫[بندر آگوستا، سیسیل]
‫[12ام جولای 1943]

31
00:01:39,960 --> 00:01:42,080
‫پدی، ما کمتر از

32
00:01:42,080 --> 00:01:43,440
‫سه دقیقه وقت داریم این

33
00:01:43,440 --> 00:01:44,800
‫مواضع رو پاکسازی
‫کنیم قبل از اینکه

34
00:01:44,800 --> 00:01:46,560
‫بقیه بچه‌ها پیاده بشن. رجی...

35
00:01:47,920 --> 00:01:50,160
‫...تو با داستان ایرلندی

36
00:01:50,160 --> 00:01:52,360
‫ماهی دانش آشنایی داری؟

37
00:01:53,720 --> 00:01:56,600
‫نه پدی، من داستان
‫ایرلندی رو نمی‌دونم...

38
00:01:56,600 --> 00:01:59,280
‫خلاصه‌ش اینه که توضیح میده چرا

39
00:01:59,280 --> 00:02:02,480
‫آدم‌های معمولی، مثل من و تو،

40
00:02:02,480 --> 00:02:06,000
‫از اون حرومزاده‌های
‫اشراف‌زاده‌ای

41
00:02:06,000 --> 00:02:08,440
‫که سعی می‌کنن بهمون
‫حکومت کنن، باهوش‌تریم

42
00:02:08,440 --> 00:02:11,040
‫الان واقعاً حوصله داستان‌های
‫فولکلور رو ندارم، پدی

43
00:02:11,040 --> 00:02:15,280
‫- چرا نه؟
‫- چون یه سرباز آلمانی داره مستقیم نگاهمون می‌کنه

44
00:02:25,400 --> 00:02:28,040
‫خب، یه ماهی بود که

45
00:02:28,040 --> 00:02:30,120
‫تو رودخونه بوین، که تمام

46
00:02:30,120 --> 00:02:32,280
‫دانش دنیا رو تو گوشت و فلس‌هاش

47
00:02:32,280 --> 00:02:34,360
‫حبس کرده بود

48
00:02:34,360 --> 00:02:37,440
‫و یه اشراف‌زاده به اسم فینیگاس

49
00:02:37,440 --> 00:02:40,680
‫هفت سال از عمرش رو

50
00:02:40,680 --> 00:02:43,000
‫صرف گرفتن این ماهی معروف کرد،

51
00:02:43,000 --> 00:02:46,240
‫با تور و قلاب و کلی وسیله دیگه

52
00:02:46,240 --> 00:02:47,840
‫الانه که بریم

53
00:02:47,840 --> 00:02:50,080
‫- آره؟
‫- و بالاخره، ماهی رو گرفت

54
00:02:50,080 --> 00:02:54,880
‫و داد به خدمتکار
‫ژنده‌پوشش به اسم فیون مک

55
00:02:54,880 --> 00:02:57,720
‫و بهش گفت، «این
‫ماهی کوفتی رو بپز،

56
00:02:57,720 --> 00:02:59,720
‫- ولی مبادا...»
‫- کمتر از دو دقیقه،

57
00:02:59,720 --> 00:03:01,960
‫- پدی.
‫- «...مبادا، ای حرومزاده ژنده‌پوش،

58
00:03:01,960 --> 00:03:04,040
‫یه گاز ازش بزنی، یا حتی

59
00:03:04,040 --> 00:03:05,840
‫مزه‌ش کنی، چون این ماهی مال منه

60
00:03:05,840 --> 00:03:09,320
‫و دانشش مال منه، و هر
‫کی اول از این ماهی بچشه

61
00:03:09,320 --> 00:03:11,160
‫تمام دانش دنیا
‫رو به دست میاره»

62
00:03:11,160 --> 00:03:14,320
‫اگه مواظب نباشی، کصشعرهایی
‫که داری میگی رو می‌شنون،

63
00:03:14,320 --> 00:03:16,880
‫- و تو داری به انگلیسی کصشعر میگی.
‫- خب،

64
00:03:16,880 --> 00:03:19,840
‫فیون مک، خدمتکاره،
‫ماهی رو می‌پزه،

65
00:03:19,840 --> 00:03:21,280
‫و برای اینکه چک
‫کنه پخته شده یا نه،

66
00:03:21,280 --> 00:03:23,560
‫با شستش گوشت ماهی رو فشار میده

67
00:03:23,580 --> 00:03:26,050
‫زیادی به دیواره بندر نزدیکین

68
00:03:26,080 --> 00:03:29,010
‫موتورتون رو روشن کنین و بذارین برین

69
00:03:29,960 --> 00:03:32,120
‫منتظر دستورم، پدی

70
00:03:32,120 --> 00:03:35,200
‫ولی خدمتکاره انگشتش رو
‫با گوشت ماهی می‌سوزونه،

71
00:03:35,200 --> 00:03:38,680
‫پس انگشت سوخته‌ش رو می‌مکه

72
00:03:38,680 --> 00:03:42,880
‫و با این کار، چربی ماهی
‫رو از روش می‌خوره

73
00:03:42,900 --> 00:03:45,570
‫از دیوار بندر دور بشین...

74
00:03:45,590 --> 00:03:47,190
‫وگرنه شلیک می‌کنیم

75
00:03:47,210 --> 00:03:49,920
‫و اینجوری، تمام دانش دنیا

76
00:03:49,920 --> 00:03:54,320
‫رفت به اون خدمتکار
‫ژنده‌پوش، فیون مک

77
00:03:54,320 --> 00:03:57,560
{\an8}‫به همین خاطره که تا امروز،

78
00:03:54,580 --> 00:03:56,100
‫این آخرین اخطارتونه

79
00:03:57,920 --> 00:03:59,720
{\an8}‫بچه‌ها انگشت شستشون رو می‌مکن،

80
00:03:58,300 --> 00:03:59,700
‫پنج ثانیه دیگه شلیک می‌کنیم

81
00:03:59,720 --> 00:04:01,520
‫و آدم‌های فقیر همه
‫جواب‌ها رو می‌دونن

82
00:04:01,520 --> 00:04:02,720
‫باید بریم الان، پدی

83
00:04:04,660 --> 00:04:05,860
‫هدف بگیرین

84
00:04:06,200 --> 00:04:07,520
‫برو تو کارش

85
00:04:09,150 --> 00:04:10,060
‫مراقب باش

86
00:04:24,360 --> 00:04:25,960
‫نارنجک! کیرتوش!

87
00:04:28,380 --> 00:04:31,270
‫«قهرمانان یاغی ساس»

88
00:04:31,290 --> 00:04:33,690
{\an8}‫«حمله متحدان به سیسیل»

89
00:04:32,560 --> 00:04:41,780
{\an5}‫در پی موفقیت در صخره‌های پوزه خوک، نیروهای
‫اس‌آراس مقدمات ورود نیروهای متحدین را فراهم ساختند

90
00:04:41,800 --> 00:04:52,860
{\an8}‫در عین حال نیروهای اس‌آرآس
جلوتر از ناوگان هجومی به پیش

91
00:04:41,800 --> 00:04:52,860
{\an8}‫رفتند تا بندر آگوستا در سیسیل
را به کنترل خود در بیاورند

92
00:04:57,440 --> 00:05:01,980
{\an8}‫مقاومت دشمن در هنگام هجوم به ساحل، آنچنان که
‫به ما گفته شده، از محلی به محل دیگر متفاوت بود

93
00:05:02,000 --> 00:05:07,560
{\an8}‫در جایی بسیار سرسخت بودند و در
‫جاهای دیگر مقاومت چندانی نشان نداند

94
00:05:13,520 --> 00:05:15,240
‫حرکت کنید!

95
00:05:15,240 --> 00:05:17,200
‫- برگرد.
‫- روی زانوهات

96
00:05:17,200 --> 00:05:18,400
‫اسنل!

97
00:05:18,400 --> 00:05:19,680
‫بخواب رو زمین

98
00:05:21,120 --> 00:05:22,520
‫واسه سیگار کشیدن خیلی بچه‌ای

99
00:05:23,760 --> 00:05:25,160
‫بخواب پایین!

100
00:05:27,720 --> 00:05:30,200
‫بقیه کدوم گوری هستن؟

101
00:05:30,200 --> 00:05:34,440
‫اسرا میگن واحد اصلی
‫آلمانی‌ها دیروز رفتن

102
00:05:34,440 --> 00:05:37,000
‫شاید اونا یه چیزی درباره این
‫شهر می‌دونن که ما نمی‌دونیم

103
00:05:37,000 --> 00:05:38,880
‫نه، رفیق، اینجا مال خودمونه

104
00:05:41,480 --> 00:05:43,400
‫جیمی...

105
00:05:45,040 --> 00:05:46,800
‫سیگار، نه؟

106
00:05:46,800 --> 00:05:48,360
‫سیگار؟ آره، چه بامزه

107
00:05:48,360 --> 00:05:50,520
‫نفر قبلی هم همین رو گفت

108
00:06:06,960 --> 00:06:08,480
‫مک، سمت چپ رو چک کن

109
00:06:33,720 --> 00:06:36,440
‫دیوی، اینو بنداز بالا،

110
00:06:36,440 --> 00:06:38,960
‫تا رفقامون تو نیروی
‫دریایی سلطنتی بفهمن که دیگه

111
00:06:38,960 --> 00:06:41,480
‫به خدماتشون نیازی نیست

112
00:06:41,480 --> 00:06:42,760
‫غارت ممنوع!

113
00:06:42,760 --> 00:06:45,400
‫- تا وقتی که من دستور ندم.
‫- قربان

114
00:06:45,400 --> 00:06:46,800
‫خب، گوش کنید

115
00:06:46,800 --> 00:06:48,440
‫امشب اینجا استراحت می‌کنیم

116
00:06:48,440 --> 00:06:49,920
‫بعد، اول صبح، می‌ریم...

117
00:06:49,920 --> 00:06:51,440
‫سلامتی!

118
00:06:51,440 --> 00:06:54,400
‫مشروب، غذا، بدون مردم

119
00:06:54,400 --> 00:06:59,000
‫...اول صبح، می‌ریم شمال به
‫سمت کانیزارو تا طبق دستور

120
00:06:59,000 --> 00:07:00,760
‫ایستگاه راه‌آهن
‫کاستلو رو تصرف کنیم

121
00:07:00,760 --> 00:07:04,480
‫کانیزارو دفاع میشه،
‫پس امشب زیاده‌روی نکنید

122
00:07:04,480 --> 00:07:06,360
‫هر غذایی که پیدا می‌کنید بخورید

123
00:07:06,360 --> 00:07:07,920
‫ساعت 4 صبح حرکت می‌کنیم،

124
00:07:07,920 --> 00:07:11,040
‫پس به خاطر خدا
‫هم که شده یکم بخوابید

125
00:07:13,800 --> 00:07:15,200
‫پناه بگیرید

126
00:07:15,200 --> 00:07:16,920
‫به نظرم پناهگاه‌های
‫زیرزمینی هستن

127
00:07:16,920 --> 00:07:19,280
‫چشم‌هاتون رو خوب
‫باز کنید، فهمیدید؟

128
00:07:22,520 --> 00:07:25,280
‫رجی، برو یه نگاهی
‫به اطراف بنداز

129
00:07:28,320 --> 00:07:29,880
‫بیا

130
00:07:58,680 --> 00:08:00,400
‫خدایی پدی؟

131
00:08:11,720 --> 00:08:14,160
‫می‌خوام به اونایی
‫که براشون مهمه بگم

132
00:08:14,160 --> 00:08:16,600
‫که من قصد دارم

133
00:08:16,600 --> 00:08:19,400
‫هر تیکه طلا،

134
00:08:19,400 --> 00:08:24,320
‫نقره و چیز با ارزش دیگه‌ای رو
‫از این کلیسا واسه خودم بردارم

135
00:08:24,320 --> 00:08:27,360
‫و اگه کسی مشکلی داره، من از دادن

136
00:08:27,360 --> 00:08:30,600
‫سهمش وقتی این چیزا رو تو
‫ناپل فروختم خودداری می‌کنم

137
00:08:30,600 --> 00:08:33,320
‫پدی، واسه بعضی‌هامون
‫اینجا هنوز خونه خداست

138
00:08:33,320 --> 00:08:36,480
‫پاپ پیوس دوازدهم
‫دوست صمیمی موسولینی‌ـه

139
00:08:36,480 --> 00:08:39,360
‫و یه خط مستقیم
‫با خود هیتلر داره

140
00:08:39,360 --> 00:08:41,040
‫مشکل من با خدا نیست

141
00:08:41,040 --> 00:08:43,800
‫گذاشتن تفنگت اونجا
‫بدشانسی میاره، پدی

142
00:08:43,800 --> 00:08:45,400
‫اون چیز اونجا؟

143
00:08:46,040 --> 00:08:48,040
‫اون چیزی جز چوب بلوط نیست

144
00:08:48,600 --> 00:08:50,080
‫مسیح اینجاست

145
00:08:53,880 --> 00:08:55,760
‫پدی، بهتره بیای

146
00:08:57,120 --> 00:08:59,160
‫انگلیسی بلده، ولی نه زیاد خوب

147
00:09:09,960 --> 00:09:11,520
‫پدر، منم دوباره

148
00:09:11,520 --> 00:09:12,920
‫«پدر»؟

149
00:09:12,920 --> 00:09:14,920
‫نه، نه، نه، نه، نه. گور باباش

150
00:09:14,920 --> 00:09:16,360
‫تو پدر من نیستی

151
00:09:16,360 --> 00:09:19,120
‫تو یه مست توی پتویی،

152
00:09:19,120 --> 00:09:22,320
‫که جلوی پرچمی که ازش
‫متنفرم موعظه می‌کنه

153
00:09:22,320 --> 00:09:23,880
‫چرا اینجا قایم شدی،

154
00:09:23,880 --> 00:09:25,600
‫و بقیه مردم این شهر کجان؟

155
00:09:25,600 --> 00:09:27,920
‫به همه گفتن برن

156
00:09:27,920 --> 00:09:30,400
‫و از من خواستن بمونم

157
00:09:30,400 --> 00:09:32,320
‫- پدی، چه مرگته؟
‫- فکر نکنم

158
00:09:32,320 --> 00:09:35,120
‫- از کشیش‌ها خوشش بیاد
‫- کی ازت خواست بمونی؟

159
00:09:35,120 --> 00:09:37,120
‫کسایی که صاحب این شهرن

160
00:09:37,140 --> 00:09:39,660
‫- منظورت آلمانی‌هاست؟
‫- نه، آلمانی‌ها نیستن

161
00:09:39,760 --> 00:09:40,960
‫انگلیسی بنال

162
00:09:40,960 --> 00:09:43,120
‫اونا می‌خواستن من بمونم،

163
00:09:43,120 --> 00:09:44,600
‫تا به آمریکایی‌ها یه پیغام بدم

164
00:09:44,600 --> 00:09:46,720
‫- ما آمریکایی نیستیم.
‫- پدی...

165
00:09:46,720 --> 00:09:48,560
‫- کیرتوش!
‫- پیغامت چیه؟

166
00:09:48,560 --> 00:09:51,440
‫اونا می‌خواستن من بمونم
‫تا... تا بگم که خوش اومدید،

167
00:09:51,440 --> 00:09:53,240
‫که می‌خوان به
‫آمریکایی‌ها کمک کنن

168
00:09:53,240 --> 00:09:56,360
‫یه بار دیگه به ما بگی
‫آمریکایی، می‌کشمت، فهمیدی؟

169
00:09:57,680 --> 00:09:59,880
‫پیغامت از طرف کیه؟

170
00:10:01,760 --> 00:10:04,560
‫پیغام از طرف کوزا نوستراست

171
00:10:06,440 --> 00:10:11,240
‫پدی، تو نیویورک و
‫شیکاگو بهشون میگن مافیا

172
00:10:11,240 --> 00:10:13,160
‫آل کاپون رو شنیدی؟

173
00:10:13,160 --> 00:10:14,640
‫خب، اینا از اونم بدترن

174
00:10:14,640 --> 00:10:18,080
‫به اندازه ما از آلمانی‌ها
‫متنفرن، پس می‌تونن مفید باشن

175
00:10:18,080 --> 00:10:21,920
‫مافیا صاحب این شهر
‫کوچیک آگوستاست

176
00:10:23,560 --> 00:10:26,000
‫- پس...
‫- باید نگران باشیم؟

177
00:10:26,000 --> 00:10:28,840
‫پدی، آره، باید محتاط باشیم

178
00:10:28,840 --> 00:10:32,000
‫می‌خوان سر میز بلند باهات بشینن

179
00:10:32,000 --> 00:10:35,160
‫می‌خوان نون بشکنن و شراب بخورن

180
00:10:35,160 --> 00:10:38,600
‫اونا... چیزایی می‌دونن

181
00:10:38,600 --> 00:10:40,360
‫چیزایی می‌بینن

182
00:10:40,360 --> 00:10:43,160
‫می‌تونن تو کوه‌ها بهتون کمک کنن

183
00:10:45,440 --> 00:10:49,120
‫اِم، تو، تو، تو شبیه رئیسی

184
00:10:49,120 --> 00:10:50,920
‫آره، درسته، من رئیسم

185
00:10:52,080 --> 00:10:56,440
‫کاپو دی کاپی رئیس کوه‌هاست

186
00:10:56,440 --> 00:10:58,160
‫این کلیسای اونه

187
00:10:58,160 --> 00:11:00,800
‫دوست داره باهات ملاقات کنه

188
00:11:00,800 --> 00:11:02,440
‫باشه

189
00:11:02,440 --> 00:11:05,120
‫خب، به کوزا نوسترات بگو،

190
00:11:05,120 --> 00:11:10,440
‫مافیا، کاپو دی کاپی
‫رئیست بگو نون شکسته‌ش

191
00:11:10,440 --> 00:11:13,800
‫و بطری‌های شرابش
‫رو بکنه تو کونش

192
00:11:24,520 --> 00:11:26,560
‫به نظر میاد بمباران تموم شده

193
00:11:28,000 --> 00:11:29,320
‫خب

194
00:11:29,320 --> 00:11:32,920
‫ما اینجا می‌خوابیم،
‫تو این خونه خدا

195
00:11:34,440 --> 00:11:37,080
‫با توجه به اینکه این
‫شهر اینقدر فقیره،

196
00:11:37,080 --> 00:11:41,400
‫یه جای بزرگ و قشنگی
‫واسه خودش ساخته، مگه نه؟

197
00:11:41,400 --> 00:11:44,400
‫دقیقاً ساعت 4 صبح،

198
00:11:44,400 --> 00:11:46,320
‫من اینجا تیر واقعی شلیک می‌کنم

199
00:11:46,320 --> 00:11:47,600
‫تا شما حرومزاده‌ها رو بیدار کنم

200
00:11:49,160 --> 00:11:50,800
‫کسی مشکلی داره؟

201
00:11:50,800 --> 00:11:52,640
‫اگه به چیزای اینجا آسیب بزنی،

202
00:11:52,640 --> 00:11:55,280
‫به قلب‌هامون آسیب زدی

203
00:11:58,120 --> 00:11:59,720
‫محض رضای خدا!

204
00:12:07,470 --> 00:12:09,230
‫قلبت چطوره؟

205
00:12:27,840 --> 00:12:29,880
‫می‌دونی، گاهی مثل یه پسربچه‌ای،

206
00:12:29,880 --> 00:12:31,640
‫که داره می‌بینه تا
‫کجا می‌تونه پیش بره

207
00:12:31,640 --> 00:12:33,880
‫اوه، من قصد دارم تا برلین برم

208
00:12:33,880 --> 00:12:35,520
‫این نهایت جاییه که می‌تونم برم

209
00:12:36,960 --> 00:12:39,880
‫بعدش طلب بخشش می‌کنم

210
00:12:41,880 --> 00:12:45,600
‫الان می‌خوام برم یه قدمی بزنم،

211
00:12:45,600 --> 00:12:47,800
‫ببینم می‌تونم یه
‫بانک پیدا کنم یا نه

212
00:13:25,480 --> 00:13:27,120
‫خوبی؟

213
00:13:52,680 --> 00:13:55,670
‫نباید حداقل به اون سرباز یه
‫خاکسپاری درست و حسابی می‌دادی؟

214
00:13:59,040 --> 00:14:02,360
‫اگه از من سریع‌تر بود،

215
00:14:02,360 --> 00:14:05,680
‫اگه از من دقیق‌تر بود،

216
00:14:05,680 --> 00:14:08,040
‫اگه از من کمتر می‌ترسید،

217
00:14:08,040 --> 00:14:10,880
‫اونم منو به رحمت خرچنگ‌ها

218
00:14:10,880 --> 00:14:12,800
‫و مارماهی‌ها و کرم‌ها می‌سپرد،

219
00:14:14,880 --> 00:14:17,680
‫چطوری اومدی اینجا؟ با قایق بادی

220
00:14:17,680 --> 00:14:20,040
‫سعی کردم به موقع برسم
‫واسه تفریح و سرگرمی

221
00:14:20,040 --> 00:14:22,720
‫تفریح و سرگرمی کم پیدا میشه

222
00:14:22,720 --> 00:14:24,600
‫ولی فردا کلی در انتظارمونه

223
00:14:25,330 --> 00:14:27,010
‫کانیزارو

224
00:14:27,520 --> 00:14:30,760
‫هوم. مطمئنم وقتی جنگ تموم
‫شد سر و کله‌ت پیدا میشه

225
00:14:31,800 --> 00:14:36,520
‫آره پدی، اِم، اگه خیلی خسته
‫نیستی، شاید بتونیم بشینیم

226
00:14:36,520 --> 00:14:39,120
‫با یه لیوان شراب و
‫دقیقاً در مورد اینکه چرا

227
00:14:39,120 --> 00:14:41,200
‫منو فرستادن اینجا
‫صحبت کنیم. هوم؟

228
00:14:41,200 --> 00:14:44,320
‫معتبرترین آکادمی
‫دریایی ایتالیا اینجا بود

229
00:14:44,320 --> 00:14:46,560
‫مطمئنم کلی انبار
‫شراب پر و پیمون هست

230
00:14:46,560 --> 00:14:49,320
‫متأسفانه صبح خیلی
‫زود باید بیدار شم

231
00:14:49,320 --> 00:14:50,640
‫ساعت چهار حرکت می‌کنیم

232
00:14:50,640 --> 00:14:53,600
‫نه پدی، ساعت چهار حرکت نمی‌کنید

233
00:14:54,720 --> 00:14:57,060
‫حمله به کانیزارو
‫به تعویق اُفتاده

234
00:14:57,930 --> 00:14:59,760
‫منتظریم آمریکایی‌ها
‫پیاده شدنشون رو

235
00:14:59,760 --> 00:15:03,360
‫بالاتر از ساحل انجام
‫بدن، و اون به تأخیر اُفتاده

236
00:15:05,280 --> 00:15:08,200
‫«به تعویق اُفتاده. تأخیر خورده»

237
00:15:09,320 --> 00:15:13,000
‫- این کلمه‌ها رو یادمه
‫- این یه حمله بزرگه پدی

238
00:15:13,000 --> 00:15:16,400
‫ما فقط باید به عنوان بخشی از
‫یه استراتژی هماهنگ حرکت کنیم

239
00:15:16,400 --> 00:15:18,880
‫پس، چیزی که داری میگی اینه که

240
00:15:18,880 --> 00:15:20,680
‫ما رو کنار گذاشتن

241
00:15:20,680 --> 00:15:22,320
‫نه. چیزی که دارم میگم اینه که

242
00:15:22,320 --> 00:15:24,080
‫ما موقعیتمون رو تو
‫آگوستا حفظ می‌کنیم

243
00:15:24,080 --> 00:15:27,880
‫و منتظر دستورات بعدی می‌مونیم،
‫مثل سربازها تو زمان جنگ

244
00:15:27,880 --> 00:15:30,160
‫اگه کسی بهم جنگ نده،

245
00:15:30,160 --> 00:15:31,960
‫من معمولاً خودم یه
‫جنگی راه می‌ندازم

246
00:15:31,960 --> 00:15:35,800
‫وظیفه هیچ‌کس نیست که
‫بهت یه جنگ بده که بجنگی،

247
00:15:35,800 --> 00:15:38,600
‫یه استخون بده که بجوی،
‫یه جسد بده که لگد بزنی

248
00:15:38,600 --> 00:15:41,200
‫من به جسدها تعلق دارم

249
00:15:43,920 --> 00:15:48,040
‫راستی پدی، الان
‫من افسر ارشد اینجام،

250
00:15:48,040 --> 00:15:51,120
‫یعنی می‌تونی خودت
‫رو با بازی کردن نقش

251
00:15:51,120 --> 00:15:54,240
‫دهقان زخمی شورشی سرگرم
‫کنی، که می‌دونم تفریح مورد علاقه‌ته،

252
00:15:54,240 --> 00:15:56,800
‫ولی کلام آخر رو من میگم

253
00:16:21,600 --> 00:16:23,040
‫تو برلین...

254
00:16:24,800 --> 00:16:26,680
‫...طلب بخشش می‌کنم

255
00:16:47,680 --> 00:16:52,080
‫[قلعه دی گاوی]
‫[ایتالیا. اردوگاه اسیران جنگی شماره پنج]

256
00:17:39,520 --> 00:17:41,440
‫فقط بذارش کنار در، لطفاً

257
00:17:49,760 --> 00:17:53,400
‫شکلات آوردم، سیگار،

258
00:17:53,400 --> 00:17:54,680
‫کتاب...

259
00:17:55,800 --> 00:17:57,560
‫...و پیام‌هایی از خونه

260
00:18:08,320 --> 00:18:10,320
‫قلبم رو وایسوندی

261
00:18:19,840 --> 00:18:23,920
‫می‌تونم، می‌تونم حست کنم،
‫پس این... یه رؤیا نیست

262
00:18:23,920 --> 00:18:26,840
‫خود ژنرال دوگل بهم اجازه داد

263
00:18:26,840 --> 00:18:29,200
‫اس‌او‌ای یه شبکه از
‫سوئیس اداره می‌کنه

264
00:18:29,200 --> 00:18:31,720
‫برام مدارک کارملیت درست کردن
‫(فرقه مذهبی)

265
00:18:31,720 --> 00:18:34,960
‫با قطار از ژنو اومدم

266
00:18:36,400 --> 00:18:41,320
‫باشه، اِم، وقتی راهبه‌ها اینجان،
‫نگهبان‌ها هر پنج دقیقه گشت می‌زنن

267
00:18:41,320 --> 00:18:42,480
‫اوه

268
00:18:42,480 --> 00:18:44,480
‫- وقت کافیه که بگم دوستت دارم.
‫- دوستت دارم

269
00:18:46,000 --> 00:18:48,720
‫- همین؟ واسه همین اومدی؟
‫- آره، و برای عشق‌بازی

270
00:18:48,720 --> 00:18:50,000
‫- چی؟
‫- چقدر مونده؟

271
00:18:50,000 --> 00:18:52,760
‫- چهار و نیم.
‫- پس وقت داریم. کمکم کن

272
00:18:52,760 --> 00:18:55,760
‫- منظورت کل کاره؟
‫- «کل کار» خیلی انگلیسی به نظر میاد!

273
00:18:55,760 --> 00:18:58,160
‫منظورم اینه که، آره، کل کار

274
00:18:58,160 --> 00:19:01,880
‫وقتی برگشتیم انگلیس، همیشه
‫به سکس میگیم «کل کار»

275
00:19:01,880 --> 00:19:04,680
‫- باید اینو با کارایی بالا انجام بدیم.
‫- آره، نظامی‌وار

276
00:19:04,680 --> 00:19:07,400
‫- این لباس لعنتی تله‌گذاری شده
‫- اینا رو پیچیده درست می‌کنن

277
00:19:07,400 --> 00:19:09,320
‫طراحی شده برای تأخیر

278
00:19:09,320 --> 00:19:11,840
‫- برای جلوگیری.
‫- ولی ما متوقف‌نشدنی‌ایم

279
00:19:11,840 --> 00:19:13,280
‫باورم نمیشه با قطار از ژنو اومدی

280
00:19:13,280 --> 00:19:15,120
‫- آخ!
‫- خدایا!

281
00:19:15,120 --> 00:19:16,800
‫این دیوونه‌کننده‌ترین ساختاره

282
00:19:18,600 --> 00:19:22,200
‫- دیوید، یه چیز دیگه هم هست که باید بهت بگم.
‫- هیس...

283
00:19:23,720 --> 00:19:26,680
‫- بعدش بهت میگم.
‫- اوه، حتماً

284
00:19:26,680 --> 00:19:27,960
‫ولی بعدش

285
00:19:53,720 --> 00:19:54,760
‫خب، باشه

286
00:19:55,760 --> 00:19:57,920
‫بگو چی می‌خواستی بهم بگی

287
00:19:57,920 --> 00:20:00,480
‫بریتانیایی‌ها از وقتی آمریکایی‌ها
‫وارد جنگ شدن بدتر شدن

288
00:20:00,480 --> 00:20:03,000
‫مثل یه کلاب خصوصی
‫کوچیکن و هیچی به ما نمیگن

289
00:20:03,000 --> 00:20:04,360
‫پس، دیوید...

290
00:20:07,000 --> 00:20:09,280
‫...من می‌خوام برم
‫نزدیک‌تر به خط مقدم

291
00:20:09,280 --> 00:20:12,280
‫دارم میرم اونجا. راهم
‫رو کج کردم تا تو رو ببینم

292
00:20:12,280 --> 00:20:15,200
‫از اینجا، با ویزای
‫پرتغالی میرم سیسیل

293
00:20:15,200 --> 00:20:17,040
‫بریتانیایی‌ها و آمریکایی‌ها
‫دارن میرن شمال،

294
00:20:17,040 --> 00:20:18,480
‫به سمت کانیزارو، به طرف پالرمو

295
00:20:20,000 --> 00:20:21,920
‫قصد دارم به هنگ
‫تو ملحق بشم، دیوید

296
00:20:21,920 --> 00:20:25,320
‫چون اونا همیشه اولین
‫جا هستن، و منو می‌شناسن،

297
00:20:25,320 --> 00:20:26,960
‫و فکر کنم بهم اعتماد دارن

298
00:20:26,960 --> 00:20:30,240
‫حداقل، تا جایی که
‫بتونم بهشون نزدیک میشم

299
00:20:30,240 --> 00:20:32,840
‫تو به برادرم ملحق
‫میشی، تو سیسیل

300
00:20:32,840 --> 00:20:34,360
‫به برادرم ملحق میشی، درسته؟

301
00:20:34,360 --> 00:20:36,600
‫آره، الان اون فرماندهه
‫این کار‌ها رو راحت‌تر می‌کنه

302
00:20:36,600 --> 00:20:39,480
‫اوه، الان اون فرماندهه،
‫در واقع، چون ایده من بود

303
00:20:39,480 --> 00:20:41,720
‫می‌خوام براش نامه
‫بنویسی. با رمز، البته

304
00:20:41,720 --> 00:20:42,960
‫مطمئنم یه رمزی دارید

305
00:20:42,960 --> 00:20:44,880
‫و می‌خوام بهش بگی
‫منو قبول کنه و کمکم کنه

306
00:20:46,280 --> 00:20:48,640
‫همه چیز دلیلی داره. همیشه

307
00:20:48,640 --> 00:20:50,640
‫چی؟ چه دلیلی؟

308
00:20:50,640 --> 00:20:54,200
‫با قطار راهت رو کج کردی
‫تا ازم بخوای معرفیت کنم

309
00:20:54,200 --> 00:20:56,160
‫به برادر بزرگتر معروف به جذابم،

310
00:20:56,160 --> 00:20:59,640
‫تا اون همون نقشی رو
‫ایفا کنه که من قبلاً داشتم،

311
00:20:59,640 --> 00:21:03,800
‫در حالی که من اینجا بشینم و از
‫نامه‌های شما دو تا بخونم، هوم؟

312
00:21:03,800 --> 00:21:05,480
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمم
‫انگلیسی‌ها کی شوخی می‌کنن

313
00:21:05,480 --> 00:21:08,640
‫خب، این اسکاتلندی
‫مطمئناً شوخی نمی‌کنه

314
00:21:08,640 --> 00:21:11,040
‫مگر اینکه خودم شوخی باشم

315
00:21:11,040 --> 00:21:13,480
‫دیوید، چه مرگته؟ اون برادرته

316
00:21:13,480 --> 00:21:16,640
‫برادر بزرگتر،
‫آروم‌تر و پیچیده‌ترم

317
00:21:16,640 --> 00:21:19,480
‫و در حالی که من
‫تو سلولم می‌پوسم،

318
00:21:19,480 --> 00:21:22,720
‫تو هر کاری که لازمه
‫برای هدف انجام میدی

319
00:21:22,720 --> 00:21:26,640
‫چطور جرأت می‌کنی اینجوری
‫با من حرف بزنی! عوضی!

320
00:21:31,600 --> 00:21:32,960
‫باید برم

321
00:21:36,000 --> 00:21:37,360
‫ایو...

322
00:21:39,360 --> 00:21:40,840
‫...متأسفم

323
00:21:44,640 --> 00:21:46,200
‫بریم!

324
00:21:48,360 --> 00:21:49,760
‫باشه

325
00:21:53,000 --> 00:21:55,040
‫لطفاً، نگام کن، نگام کن

326
00:21:57,200 --> 00:21:58,800
‫براش می‌نویسم

327
00:21:58,800 --> 00:22:00,320
‫براش می‌نویسم

328
00:22:03,240 --> 00:22:05,160
‫- دوستت دارم.
‫- اوه، خدایا، دوستت دارم...

329
00:22:06,360 --> 00:22:08,920
‫...و این عذابم میده

330
00:22:14,000 --> 00:22:15,760
‫وقت تموم شده

331
00:22:15,760 --> 00:22:17,000
‫بریم

332
00:22:19,200 --> 00:22:20,520
‫صبر کن!

333
00:22:42,280 --> 00:22:43,800
‫وای خدایا!

334
00:22:58,200 --> 00:23:02,080
‫مثل یه سگ از
‫اینجا می‌کَنم بیرون...

335
00:23:03,600 --> 00:23:05,400
‫...و پیشت میام

336
00:23:11,000 --> 00:23:12,480
‫قسم می‌خورم که میام

337
00:23:35,040 --> 00:23:37,840
‫قوقولی قوقو!

338
00:23:37,840 --> 00:23:41,160
‫قوقولی قوقو!

339
00:23:42,960 --> 00:23:45,360
‫پدی یه زنگ پیدا کرده
‫که به صدا در بیاره

340
00:23:45,360 --> 00:23:46,960
‫می‌خواد همه جمع بشیم

341
00:23:48,680 --> 00:23:50,440
‫از ساعت 4 صبح
‫جون سالم به در بردیم

342
00:23:51,480 --> 00:23:56,200
‫- چطوری؟
‫- آره، اِم، کنار گذاشته شدیم

343
00:23:56,200 --> 00:23:58,600
‫به همین خاطره که
‫از طناب زنگ آویزونه

344
00:24:01,240 --> 00:24:06,600
‫مثل گوژپشت تنهایی
‫که تو روحش هست

345
00:24:35,640 --> 00:24:38,800
‫از این به بعد، اگه
‫این زنگ رو شنیدید،

346
00:24:38,800 --> 00:24:40,760
‫یعنی یه فکری به ذهنم رسیده...

347
00:24:41,720 --> 00:24:44,160
‫که معمولاً،
‫برای شما، خبر بدیه،

348
00:24:44,160 --> 00:24:46,080
‫چون حال و روز خوبی ندارم،

349
00:24:46,080 --> 00:24:50,720
‫و تنها کسایی که می‌تونم خشمم
‫رو سرشون خالی کنم شمایید

350
00:24:50,720 --> 00:24:54,880
‫پس، ایده‌هام معمولاً شیطانیه

351
00:24:54,880 --> 00:24:56,840
‫اگه به اون طرف میدون نگاه کنید

352
00:24:56,840 --> 00:24:58,960
‫اونجا رو ببینید، اون در بازه

353
00:24:58,960 --> 00:25:01,000
‫داخلش یه کارگاه ریخته‌گریه،

354
00:25:01,000 --> 00:25:05,080
‫که زنجیرها و غل و زنجیره‌ای
‫نامرئی توش ساخته میشه،

355
00:25:05,080 --> 00:25:08,760
‫که ما رو تو این شهر
‫کوچیک کیری زندانی کرده

356
00:25:08,760 --> 00:25:12,880
‫و اون افسری که کنار
‫اون در نشسته، آهنگریه

357
00:25:12,880 --> 00:25:15,520
‫که این زنجیرها رو می‌سازه

358
00:25:15,520 --> 00:25:17,960
‫پدی، چه کصشعری داری تفت میدی؟

359
00:25:17,960 --> 00:25:22,840
‫از اونجایی که تو این تیکه
‫سنگ پر از کلیسا گیر اُفتادیم

360
00:25:22,840 --> 00:25:27,800
‫معلوم نیست تا کی، باید
‫خودمون رو سرگرم کنیم

361
00:25:27,800 --> 00:25:30,840
‫من قبلاً یه خروس شکار
‫کردم، پدی، بز هم هست

362
00:25:32,680 --> 00:25:34,200
‫منظورم اینه که

363
00:25:34,200 --> 00:25:38,040
‫بعدازظهرها آزادید
‫خودتون رو سرگرم کنید

364
00:25:38,040 --> 00:25:40,840
‫چون صبح‌ها، قبل از
‫اینکه خیلی گرم بشه،

365
00:25:40,840 --> 00:25:44,480
‫ما، مردان گردان ویژه
‫هوایی، تمرین می‌کنیم

366
00:25:44,480 --> 00:25:48,040
‫آماده باشیم برای لحظه‌ای
‫که اون زنجیرسازهای بزرگ،

367
00:25:48,040 --> 00:25:53,840
‫و نگهدارنده‌ها و محافظ‌ها،
‫و کنار گذارنده‌های ما،

368
00:25:53,840 --> 00:25:56,920
‫آماده بشن تا دوباره
‫ما رو توی لوله

369
00:25:56,920 --> 00:26:01,480
‫کمان انگلیسی بذارن و
‫به قلب دشمن شلیک کنن!

370
00:26:09,120 --> 00:26:11,880
‫اونایی که حواسشون جمعه
‫تا الان می‌دونن که این یعنی

371
00:26:11,880 --> 00:26:15,680
‫یه فکری به ذهنم
‫رسیده. پس، اینه اون فکر

372
00:26:15,680 --> 00:26:17,480
‫اون کوه رو می‌بینید؟

373
00:26:17,480 --> 00:26:22,520
‫فکرم اینه که... ما... مردان اس‌ای‌اس

374
00:26:22,520 --> 00:26:24,960
‫قراره از اون کوه بریم بالا

375
00:26:24,960 --> 00:26:26,480
‫یا خدا!

376
00:26:26,480 --> 00:26:29,680
‫حالا، این شهر خالیه،
‫ولی راهنماها میگن

377
00:26:29,680 --> 00:26:33,240
‫باید همیشه مراقب
‫وسایل با ارزشتون باشید

378
00:26:33,240 --> 00:26:37,240
‫پس ما تمام تجهیزاتمون
‫رو جمع می‌کنیم،

379
00:26:37,240 --> 00:26:40,040
‫و کوله‌پشتی هامون، و سلاح هامون،

380
00:26:40,040 --> 00:26:44,760
‫و همه رو با خودمون
‫می‌بریم بالای کوه، رو پشتمون

381
00:26:44,760 --> 00:26:47,480
‫حدس می‌زنم بعضی‌هاتون واقعاً از

382
00:26:47,480 --> 00:26:49,480
‫صدای این زنگ متنفر بشید

383
00:26:49,480 --> 00:26:51,640
‫ولی به خدا، به صدا در میاد

384
00:26:51,640 --> 00:26:56,360
‫تا وقتی که آزاد بشیم تا اون هیولاهایی
‫باشیم که در راه هدف والامون هستیم

385
00:26:56,360 --> 00:26:58,640
‫خب، تا ده دقیقه دیگه حرکت
‫می‌کنیم. وقت تلف نکنید

386
00:26:58,640 --> 00:27:00,280
‫خیلی‌خب، شنیدید
‫چی گفت. حرکت کنید

387
00:27:00,280 --> 00:27:03,520
‫پدی! تو هم میای با ما کوهنوردی؟

388
00:27:03,520 --> 00:27:05,840
‫یه شکایت درباره
‫رفتارت دریافت کردم

389
00:27:05,840 --> 00:27:07,760
‫تو کلیسا. از طرف کشیش

390
00:27:07,760 --> 00:27:10,720
‫همون کشیشی که وقتی
‫بیدارش کردم مست تو پتو بود

391
00:27:10,720 --> 00:27:13,080
‫مسلسلت رو روی شونه‌های
‫مسیح آویزون کردی

392
00:27:13,080 --> 00:27:15,880
‫تو کلیسا تیراندازی کردی

393
00:27:15,880 --> 00:27:18,160
‫چرا اون کشیش مست
‫به تو شکایت کرده؟

394
00:27:18,160 --> 00:27:21,120
‫فکر می‌کردم من و اون به این
‫نتیجه رسیدیم که من اینجا رئیسم

395
00:27:21,120 --> 00:27:26,640
‫شاید یه حس نامحسوسی از
‫اقتدار قدیمی‌تر رو حس کرده

396
00:27:26,640 --> 00:27:30,920
‫تاج و درجه روی شونه‌م، و این...

397
00:27:32,640 --> 00:27:34,600
‫...باعث شده فکر کنه
‫می‌تونه بهم اعتماد کنه

398
00:27:35,800 --> 00:27:38,000
‫دیگه تو صحرا نمی‌جنگی،
‫پدی. باید عادت کنی

399
00:27:38,000 --> 00:27:39,360
‫دور و بر آدم‌ها باشی

400
00:27:39,360 --> 00:27:42,840
‫کار من اینه که آدم‌ها
‫رو تبدیل به حیوون کنم،

401
00:27:42,840 --> 00:27:46,320
‫یا تبدیلشون کنم به غذای حیوونا

402
00:27:46,320 --> 00:27:49,040
‫پدی، وقتی از کوه برگردی پایین،

403
00:27:49,040 --> 00:27:51,400
‫150 نفر جدید اینجا خواهند بود

404
00:27:51,400 --> 00:27:54,560
‫یه گروهان کاملاً جدید دارن
‫به آگوستا اعزام میشن

405
00:27:54,560 --> 00:27:56,240
‫میان اینجا تا آموزش ببینن

406
00:27:56,240 --> 00:27:59,280
‫حالا، برنامه این بود که تا
‫الان شما رفته بودید شمال

407
00:27:59,280 --> 00:28:03,240
‫و هیچ همپوشانی یا
‫احتمال کنتاکتی وجود نداشت

408
00:28:03,240 --> 00:28:04,920
‫مشخصاً، الان همپوشانی خواهد بود،

409
00:28:04,920 --> 00:28:07,600
‫ولی نیازی به کنتاکت نیست

410
00:28:07,600 --> 00:28:11,120
‫- چرا باید کنتاکتی باشه؟
‫- علتش تویی

411
00:28:12,320 --> 00:28:14,680
‫و چون گروه جدید...

412
00:28:15,920 --> 00:28:18,200
‫...اسمش 2ساس هستش

413
00:28:21,680 --> 00:28:23,800
‫گردان دوم ویژه هوایی

414
00:28:27,320 --> 00:28:28,560
‫آره

415
00:28:29,800 --> 00:28:32,000
‫اونا مردانی هستن که از
‫واحدهای کماندو انتخاب شدن،

416
00:28:32,000 --> 00:28:34,360
‫که تو شمال آفریقا جنگیدن
‫مردانی که من انتخاب کردم

417
00:28:34,360 --> 00:28:37,200
‫تا دستاوردهای شما رو تکرار
‫کنن و به عنوان پشتیبان خدمت کنن

418
00:28:37,200 --> 00:28:40,960
‫پس، اسم ساس برای
‫استفاده خودتون دزدیده شده،

419
00:28:40,960 --> 00:28:44,840
‫در حالی که مردانی که اون رو مشهور
‫کردن پشت یه عنوان مبهم‌تر پنهان شدن

420
00:28:44,840 --> 00:28:47,200
‫آره، جهان یه توطئه‌ست

421
00:28:47,200 --> 00:28:49,680
‫- علیه تو، پدی.
‫- نه، جهان هوای خودشو داره،

422
00:28:49,680 --> 00:28:53,840
‫تا جایی که من می‌بینم. اونایی که کمتر
‫توانمندن، ولی خوش‌شانس‌تر به دنیا اومدن،

423
00:28:53,840 --> 00:28:55,800
‫به نظر میاد با من مشکل دارن

424
00:28:57,640 --> 00:29:00,000
‫مردان جدید شنیدن که شما
‫هنوز اینجا تو شهر خواهید بود

425
00:29:00,000 --> 00:29:02,640
‫وقتی اونا میان و خیلی
‫هیجان‌زده‌ن که اصلی‌ها رو ببینن

426
00:29:02,640 --> 00:29:07,400
‫- «اصلی‌ها».
‫- راستش، شما قهرمان‌های اونا هستید

427
00:29:07,400 --> 00:29:12,040
‫و این تویی که فرمانده
‫این هنگ دزدیده شده‌ای

428
00:29:13,640 --> 00:29:17,000
‫برادرم، دیوید، بود که پیشنهاد
‫داد من فرماندهی رو به عهده بگیرم

429
00:29:23,960 --> 00:29:28,080
‫و خدمتکار ژنده‌پوش فیون
‫مک انگشت شستش رو مکید...

430
00:29:30,320 --> 00:29:34,280
‫...و گفت، «چطور می‌دونم
‫که این قراره برام بد تموم بشه؟»

431
00:29:40,760 --> 00:29:42,080
‫حرکت می‌کنیم!

432
00:29:47,120 --> 00:29:48,440
‫خب، صف بکشید

433
00:29:49,840 --> 00:29:51,040
‫گروهان!

434
00:29:51,040 --> 00:29:52,880
‫گروهان!

435
00:29:52,880 --> 00:29:54,000
‫خبردار!

436
00:29:55,320 --> 00:29:59,360
‫از سمت راست، قدم رو سریع!

437
00:29:59,360 --> 00:30:01,080
‫چپ، راست، چپ، راست،

438
00:30:01,080 --> 00:30:03,760
‫چپ، راست، چپ، راست، چپ،

439
00:30:03,760 --> 00:30:05,560
‫راست، چپ، راست، چپ

440
00:30:15,584 --> 00:30:22,584


441
00:30:43,040 --> 00:30:47,600
‫بدون دستور من
‫کوله‌هاتون رو زمین نذارید

442
00:30:48,880 --> 00:30:52,640
‫تا وقتی به هدفمون
‫نرسیدیم استراحت نمی‌کنیم

443
00:30:52,640 --> 00:30:55,280
‫پدی، ما از اون
‫کوه کیری رفتیم بالا

444
00:30:55,280 --> 00:30:57,880
‫و از اون کوه کیری اومدیم پایین

445
00:30:57,880 --> 00:30:59,640
‫- اون هدفمون بود.
‫- نه!

446
00:31:00,960 --> 00:31:03,120
‫هدف ما معنوی بود

447
00:31:07,000 --> 00:31:08,680
‫شاید فکرش رو نکنید،

448
00:31:08,680 --> 00:31:12,040
‫ولی من شما رو بردم بالای
‫اون کوه به یه دلیل خوب

449
00:31:13,680 --> 00:31:16,680
‫پیشروی ما به تعویق اُفتاد

450
00:31:16,680 --> 00:31:19,080
‫آمریکایی‌ها ما رو عقب انداختن،

451
00:31:19,080 --> 00:31:23,280
‫و زمین از خشم من لرزید!

452
00:31:24,480 --> 00:31:26,920
‫پس من همه‌مون رو بردم بالای کوه،

453
00:31:26,920 --> 00:31:31,600
‫و از بالا، به سرتاسر
‫ایتالیا نگاه کردیم

454
00:31:31,600 --> 00:31:34,200
‫و از اون نقطه دید بالا،

455
00:31:34,200 --> 00:31:39,920
‫فهمیدیم که یه استراتژی
‫بزرگ‌تر هست که ما تابع اونیم

456
00:31:40,590 --> 00:31:43,520
‫و تو هوای خنک کوهستان،

457
00:31:43,520 --> 00:31:48,400
‫مگه نپذیرفتیم که
‫ما مهره‌هایی هستیم

458
00:31:48,400 --> 00:31:49,920
‫تو یه بازی خیلی بزرگ‌تر؟

459
00:31:51,680 --> 00:31:55,560
‫و حالا، خشم ما
‫فروکش کرده. درسته؟

460
00:31:55,560 --> 00:31:57,040
‫درسته

461
00:31:57,040 --> 00:31:59,880
‫بنابراین، ما به هدفمون رسیدیم

462
00:32:09,120 --> 00:32:10,880
‫رج خانمش رو پیدا کرده!

463
00:32:13,360 --> 00:32:17,520
‫کمرم داشت می‌شکست،
‫پس از مغزم استفاده کردم

464
00:32:18,840 --> 00:32:20,600
‫این الاغ رو می‌بینید؟

465
00:32:21,680 --> 00:32:24,520
‫این الاغ نماینده فلسفه‌ایه که

466
00:32:24,520 --> 00:32:27,040
‫من سعی دارم به همه‌تون یاد بدم

467
00:32:27,040 --> 00:32:31,800
‫رجی، پول خرید این
‫حیوون رو از کجا آوردی؟

468
00:32:31,800 --> 00:32:34,160
‫از صندوق کمک‌های کلیسا، قربان

469
00:32:34,160 --> 00:32:36,200
‫حتی بهتر!

470
00:32:36,200 --> 00:32:40,080
‫ابتکار عمل، و بعدش
‫دوباره ابتکار عمل

471
00:32:40,080 --> 00:32:44,320
‫و جایزه، یکی از
‫بهترین حیوونای طبیعت

472
00:32:44,320 --> 00:32:48,000
‫«با سری هیولایی و فریادی دلخراش،

473
00:32:48,000 --> 00:32:50,920
‫و گوش‌هایی مثل بال‌های سرگردان

474
00:32:50,920 --> 00:32:56,160
‫تقلید راه رفتن شیطان،
‫از همه چهارپایان

475
00:32:57,640 --> 00:33:02,360
‫یاغی ژنده‌پوش زمین،
‫با اراده‌ای کج و کهن

476
00:33:02,360 --> 00:33:04,840
‫گرسنگی بکش، شلاق بخور!

477
00:33:04,840 --> 00:33:06,840
‫مسخره‌م کن: من لالم...»

478
00:33:07,920 --> 00:33:10,120
‫لعنتی! بخوابید! بخوابید!

479
00:33:10,120 --> 00:33:11,560
‫یه عوضی اون بالاست!

480
00:33:16,840 --> 00:33:19,240
‫- این دیگه چه کوفتیه؟
‫- این تفنگ آلمانی نبود

481
00:33:19,240 --> 00:33:21,400
‫نه، یه تفنگ. 22 آشغاله

482
00:33:25,960 --> 00:33:27,240
‫لعنتی!

483
00:33:30,440 --> 00:33:32,320
‫برو به بگای متعالی!

484
00:33:36,680 --> 00:33:37,960
‫رایلی!

485
00:33:40,130 --> 00:33:42,140
‫کی هستین؟

486
00:33:44,760 --> 00:33:46,610
‫«نون شکسته‌ش...

487
00:33:47,260 --> 00:33:50,530
‫و بطری‌های شرابش
‫رو بکنه تو کونش»

488
00:33:50,840 --> 00:33:52,570
‫چی بلغور کرد؟

489
00:33:53,330 --> 00:33:54,570
‫یه نقل قوله!

490
00:33:55,840 --> 00:33:57,160
‫نقل قول از کی؟

491
00:33:57,750 --> 00:33:59,310
‫از تو!

492
00:34:01,200 --> 00:34:03,520
‫حدس آگاهانه،

493
00:34:03,520 --> 00:34:04,920
‫میگم داریم ساحل رو

494
00:34:04,920 --> 00:34:06,680
‫با مافیای سیسیل شریک می‌شیم

495
00:34:06,680 --> 00:34:08,080
‫بریم بچه‌ها!

496
00:34:10,840 --> 00:34:12,720
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

497
00:34:17,560 --> 00:34:19,120
‫صبر کن، پدی! ولش کن

498
00:34:20,400 --> 00:34:24,080
‫ببین، اگه بهش شلیک کنی، دشمن‌هایی
‫می‌سازیم که لازم نیست داشته باشیم

499
00:34:28,360 --> 00:34:30,800
‫پدی، ما تو یه جبهه‌ایم، لعنتی

500
00:34:30,800 --> 00:34:32,080
‫با اینا یه نگاه بنداز، پسر

501
00:34:43,680 --> 00:34:45,560
‫خداحافظ، انگلیسی!

502
00:34:57,640 --> 00:34:58,920
‫خب...

503
00:35:00,760 --> 00:35:03,640
‫...نمی‌دونم بقیه‌تون چطور، ولی

504
00:35:03,640 --> 00:35:06,280
‫این ساحل خیلی منو
‫یاد مارگیت می‌ندازه

505
00:35:07,760 --> 00:35:09,120
‫به درک

506
00:35:10,520 --> 00:35:11,920
‫من میرم یه آبتنی کنم

507
00:35:12,960 --> 00:35:14,520
‫واهو! آره!

508
00:35:14,520 --> 00:35:18,880
‫راستی، پد، اونا با کوله من
‫فرار کردن، پس از نظر فنی،

509
00:35:18,880 --> 00:35:21,160
‫اون هنوز الاغ منه

510
00:35:22,400 --> 00:35:24,480
‫- آره!
‫- ها ها ها!

511
00:35:24,480 --> 00:35:26,160
‫دارم میام!

512
00:35:28,040 --> 00:35:29,520
‫لبخند بزنید، رفقا!

513
00:35:35,520 --> 00:35:37,880
‫اینکه اینقدر خوب
‫جا داده بشیم تقریباً

514
00:35:37,880 --> 00:35:40,440
‫برای مردانم مایه خجالت میشه

515
00:35:40,440 --> 00:35:42,800
‫آرزومونه که به آگوستا
‫خوش آمدتون بگیم

516
00:35:42,800 --> 00:35:44,280
‫اوه، ممنون

517
00:35:45,480 --> 00:35:46,880
‫بفرمایید، اجازه بدید

518
00:35:51,680 --> 00:35:53,560
‫شما خیلی با اون یکی فرق دارید

519
00:35:53,560 --> 00:35:56,160
‫بله، داریم

520
00:35:56,160 --> 00:35:59,240
‫- خیلی فرق داریم
‫- اون دشمن تراشیده

521
00:35:59,240 --> 00:36:03,480
‫شهر خالی به نظر میاد، ولی همیشه
‫چشم‌هایی هست که نگاه می‌کنن

522
00:36:03,480 --> 00:36:05,400
‫خب، اون دیگه
‫زیاد اینجا نمیمونه

523
00:36:05,400 --> 00:36:07,120
‫دستورات جدید گرفتم

524
00:36:07,120 --> 00:36:08,920
‫اون و مردانش فردا
‫صبح حرکت می‌کنن

525
00:36:11,400 --> 00:36:14,280
‫- لعنتی!
‫- دنبال یه مرد روحانی می‌گردم

526
00:36:14,280 --> 00:36:17,960
‫و همین‌طور دنبال یه
‫الاغ دزدیده شده می‌گردم

527
00:36:17,960 --> 00:36:21,360
‫بیا یه لیوان شراب بخوریم و
‫هوا رو صاف کنیم، چطوره پدی؟

528
00:36:31,480 --> 00:36:33,520
‫اونان

529
00:36:33,520 --> 00:36:36,160
‫همون 2ساس‌ها

530
00:36:36,160 --> 00:36:39,640
‫- اینا کسایی هستن که بعداً میان -
‫آره، وقتی ۱ساس به خاک سپرده بشه

531
00:36:42,160 --> 00:36:45,680
‫- پس اینجا آدم هست.
‫- این یه جزیره خیلی سنتیه، پدی

532
00:36:45,680 --> 00:36:48,040
‫حساسیت‌هایی در مورد
‫زن‌ها و سربازها وجود داره

533
00:36:48,040 --> 00:36:49,760
‫به همین خاطر شهر رو خالی کردن

534
00:36:49,760 --> 00:36:52,320
‫این شهر مثل یه گیره
‫دور سرم فشار میاره،

535
00:36:52,320 --> 00:36:54,880
‫و این کشیش هم مدام داره
‫دسته‌ش رو می‌چرخونه

536
00:36:56,600 --> 00:36:59,400
‫کاملاً حس می‌کنم که
‫از من خوشت نمیاد،

537
00:36:59,400 --> 00:37:01,080
‫یا از چیزی که هستم خوشت نمیاد،

538
00:37:01,080 --> 00:37:04,800
‫- یا از خدا خوشت نمیاد.
‫- همه موارد بالا،

539
00:37:04,800 --> 00:37:06,400
‫به جز آخری

540
00:37:06,400 --> 00:37:08,600
‫- به سلامتی صلح.
‫- به سلامتی صلح

541
00:37:08,600 --> 00:37:11,600
‫به سلامتی تسلیم شکست خورده‌ها

542
00:37:16,840 --> 00:37:19,640
‫بهم گفتن امروز صبح، تو ساحل،

543
00:37:19,640 --> 00:37:22,920
‫می‌تونستن دو بار جونت رو بگیرن

544
00:37:24,440 --> 00:37:26,200
‫عمداً بهت شلیک نکردن

545
00:37:26,200 --> 00:37:30,680
‫- یه هشدار بود.
‫- یه سری چیزایی که مال اونا نیست رو برداشتن

546
00:37:33,080 --> 00:37:35,040
‫پدی...

547
00:37:35,040 --> 00:37:38,520
‫...پدر کاوالی میگه می‌خوان
‫ملاقات کنن و حرف بزنن

548
00:37:38,520 --> 00:37:43,120
‫قبل از اینکه راهی سیسیل بشیم،
‫یه توجیه غیررسمی بهمون دادن

549
00:37:43,120 --> 00:37:45,920
‫تشویقمون کردن که واحدهامون
‫با عناصر جنایتکار سازمان‌یافته

550
00:37:45,920 --> 00:37:49,320
‫تو جزیره سیسیل که
‫موسولینی اذیتشون کرده بود

551
00:37:49,320 --> 00:37:51,440
‫تماس بگیرن و ازشون استفاده کنن

552
00:37:51,440 --> 00:37:54,280
‫این مکالمه‌ایه که دیگه
‫نمی‌خوام ادامه بدم

553
00:37:54,280 --> 00:37:58,520
‫- من یه سربازم.
‫- و تو فردا حرکت می‌کنی، پدی. دستورات جدید

554
00:37:58,520 --> 00:38:00,600
‫هیچ‌کس نمی‌خواد بیشتر از
‫اونچه لازمه تو آگوستا بمونی

555
00:38:00,600 --> 00:38:02,800
‫پس میرم و شروع می‌کنم
‫به آماده کردن مردانم

556
00:38:02,800 --> 00:38:04,920
‫صبر کن!

557
00:38:04,920 --> 00:38:07,240
‫خبردار!

558
00:38:07,240 --> 00:38:09,440
‫خبردار وایسا لعنتی!

559
00:38:09,440 --> 00:38:12,560
‫به من دستور دادن که
‫روابط استراتژیک با مافیا

560
00:38:12,560 --> 00:38:14,960
‫تو این جزیره ایجاد کنم
‫من این دستور رو به تو

561
00:38:14,960 --> 00:38:19,280
‫- به عنوان یه دستور مستقیم منتقل می‌کنم
‫- فکر کنم پسرای جدیدت یه لیوان آب لازم دارن

562
00:38:19,280 --> 00:38:21,040
‫اون پایین خیلی گرمه

563
00:38:21,040 --> 00:38:24,280
‫قبل از اینکه فردا حرکت
‫کنی، یه میراث حسن نیت

564
00:38:24,280 --> 00:38:27,760
‫به جا می‌ذاری که واحدهای
‫بعدی ازش استفاده می‌کنن

565
00:38:27,760 --> 00:38:30,280
‫با اونا و مقاومت ملاقات می‌کنی

566
00:38:30,280 --> 00:38:31,640
‫باهاشون نون می‌شکنی

567
00:38:31,640 --> 00:38:34,600
‫فردا صبح، قبل از اینکه راه بیاُفتی،
‫برای صبحانه باهاشون ملاقات می‌کنی

568
00:38:34,600 --> 00:38:35,920
‫آه...

569
00:38:37,360 --> 00:38:41,270
‫یه میز بلند هست
‫که من آماده می‌کنم

570
00:38:42,180 --> 00:38:45,400
‫به نمایندگی از کل ارتش
‫بریتانیا، صلح می‌کنی

571
00:38:45,400 --> 00:38:47,560
‫این یه دستوره

572
00:38:47,560 --> 00:38:51,600
‫ولی اول، از این
‫حقیقت تحقیرآمیز که

573
00:38:51,600 --> 00:38:55,680
‫امروز، تو یه ساحل، می‌تونستن جونت
‫رو بگیرن، ولی نگرفتن، بهبود پیدا می‌کنی

574
00:38:55,680 --> 00:38:57,520
‫دو بار

575
00:38:59,760 --> 00:39:04,120
‫دوستات یه الاغ و یه کوله دارن

576
00:39:04,120 --> 00:39:06,080
‫که مال یکی از مردان منه

577
00:39:06,080 --> 00:39:10,520
‫یک ساعت وقت داری اونو به
‫نرده‌های کلیسای کیسا مادره ببندی،

578
00:39:10,520 --> 00:39:12,480
‫وگرنه خودم میام و پسش می‌گیرم

579
00:39:12,480 --> 00:39:16,000
‫به نام پدر و پسر و روح القدس

580
00:39:19,720 --> 00:39:21,360
‫کیری احمق

581
00:39:26,920 --> 00:39:29,800
‫و چپ... خبردار!

582
00:39:31,320 --> 00:39:34,080
‫و چپ... خبردار!

583
00:39:35,680 --> 00:39:37,400
‫آماده...

584
00:39:37,400 --> 00:39:38,880
‫شرق!

585
00:39:38,880 --> 00:39:40,640
‫رژه...

586
00:39:40,640 --> 00:39:41,960
‫خبردار!

587
00:39:47,100 --> 00:39:50,520
‫[گروهبان دوم جیم آلموندز]
‫[2ساس (سابقاً ساس)]

588
00:39:52,920 --> 00:39:55,080
‫می‌خواید سربازها رو
‫بازرسی کنید، قربان؟

589
00:39:56,840 --> 00:39:58,360
‫منو گذاشتن میدون
‫رو بکوبم، قربان

590
00:39:58,360 --> 00:40:00,520
‫گفتن به یکی نیاز دارن که
‫بدونه داره چه غلطی می‌کنه.

591
00:40:00,520 --> 00:40:03,640
‫پس به یه پیرمرد از کار
‫اُفتاده مثل تو رو آوردن؟

592
00:40:05,440 --> 00:40:08,080
‫آره. از اردوگاه اسرا فرار کردم

593
00:40:08,080 --> 00:40:11,440
‫و تو خوشحالی و شعفم،

594
00:40:11,440 --> 00:40:13,160
‫احمقانه داوطلب شدم

595
00:40:15,080 --> 00:40:18,280
‫ولی، پدی، با احترام

596
00:40:21,440 --> 00:40:22,840
‫راحت باش

597
00:40:27,160 --> 00:40:31,120
‫می‌تونم خواهش کنم هر
‫کاری از دستتون برمیاد

598
00:40:31,120 --> 00:40:32,800
‫بکنید تا منو از این
‫واحد بیرون بیارید؟

599
00:40:32,800 --> 00:40:37,680
‫به نسخه جدید اعتقادی نداری؟

600
00:40:37,680 --> 00:40:40,920
‫خب، مسئله اینه قربان،
‫که همه کسایی که تو

601
00:40:40,920 --> 00:40:42,840
‫این هنگ جدید هستن عاقلن

602
00:40:44,360 --> 00:40:48,160
‫- کاملاً عاقل.
‫- آره، می‌تونم ببینم که چقدر خطرناکه

603
00:40:48,160 --> 00:40:52,480
‫تصمیم‌های سنجیده می‌گیرن
‫و منطقی پیش میرن، قربان

604
00:40:54,470 --> 00:40:55,990
‫خیلی نگران‌کننده‌ست

605
00:40:58,440 --> 00:41:01,160
‫باید برم یه خر دزدیده شده رو پس بگیرم

606
00:41:01,160 --> 00:41:03,200
‫و بعدش با مافیا صبحونه بخورم

607
00:41:04,020 --> 00:41:05,120
‫البته

608
00:41:05,120 --> 00:41:08,360
‫ولی بعدش، ببینم چیکار می‌تونم بکنم

609
00:41:09,520 --> 00:41:11,040
‫ممنون قربان

610
00:41:16,480 --> 00:41:19,400
‫رژه... خبردار!

611
00:41:23,920 --> 00:41:26,520
‫آخرین باره. نمی‌تونم انجامش بدم

612
00:41:26,520 --> 00:41:28,280
‫می‌تونی انجامش بدی. بجنب!

613
00:41:30,040 --> 00:41:32,920
‫تهاجمی باش. از پاهات نیرو بگیر

614
00:41:32,920 --> 00:41:34,120
‫بجنب

615
00:41:34,120 --> 00:41:36,160
‫پشتت رو صاف نگه دار

616
00:41:36,160 --> 00:41:38,280
‫- بلند کن، بلند کن، بلند کن، بلند کن.
‫- دارم بلند می‌کنم

617
00:41:38,280 --> 00:41:41,320
‫پاها رو می‌بینی؟ نگاه کن،
‫نگاه کن، نگاه کن. اینجا. و، بالا!

618
00:41:48,360 --> 00:41:50,480
‫پدر!

619
00:41:50,480 --> 00:41:52,080
‫ببخشید، پدر

620
00:41:58,360 --> 00:42:00,640
‫می‌تونم باهاتون صحبت کنم، لطفاً؟

621
00:42:00,640 --> 00:42:02,440
‫خصوصی

622
00:42:04,080 --> 00:42:05,400
‫بیا

623
00:42:14,600 --> 00:42:15,920
‫بیا

624
00:42:17,080 --> 00:42:19,280
‫ممنون بابت این، پدر

625
00:42:20,440 --> 00:42:21,920
‫ممنون

626
00:42:30,320 --> 00:42:31,640
‫من، اِم...

627
00:42:33,240 --> 00:42:35,800
‫متأسفم پدر، من،
‫من ایتالیایی بلد نیستم

628
00:42:35,800 --> 00:42:37,280
‫امیدوارم بتونید منو درک کنید

629
00:42:38,600 --> 00:42:40,320
‫خدا متوجه میشه

630
00:42:41,800 --> 00:42:43,040
‫گناهت چیه؟

631
00:42:47,400 --> 00:42:49,600
‫با براندی یا شراب نمیشه شستش

632
00:42:49,600 --> 00:42:51,600
‫می‌دونم، چون امتحان کردم

633
00:43:04,000 --> 00:43:05,880
‫هنوز صداها رو می‌شنوم، پدر

634
00:43:07,160 --> 00:43:08,520
‫چه صداهایی؟

635
00:43:10,960 --> 00:43:14,720
‫کمک! لطفاً! قایق رو نگه دارید!

636
00:43:14,720 --> 00:43:16,200
‫دارن می‌ذارن غرق بشیم!

637
00:43:16,200 --> 00:43:19,240
‫مردهایی تو آب بودن و...
‫و می‌تونستیم نجاتشون بدیم

638
00:43:19,240 --> 00:43:20,840
‫لطفاً! قایق رو نگه دارید!

639
00:43:20,840 --> 00:43:22,920
‫من یه بچه‌دارم که هنوز ندیدمش!

640
00:43:22,920 --> 00:43:26,120
‫لطفاً، برگردید! برگردید!

641
00:43:26,120 --> 00:43:27,520
‫نه!

642
00:43:27,520 --> 00:43:31,160
‫ما، ما تو قایق‌هامون
‫جا داشتیم و، می‌دونید،

643
00:43:31,160 --> 00:43:33,840
‫فقط از کنارشون رد شدیم
‫و ولشون کردیم، همین

644
00:43:33,840 --> 00:43:35,760
‫چرا ولشون کردید؟

645
00:43:37,040 --> 00:43:38,800
‫دستور داشتیم، پدر

646
00:43:41,600 --> 00:43:45,120
‫هنوز وقتی شب‌ها سعی می‌کنم
‫بخوابم اون دستورها رو می‌شنوم

647
00:43:46,720 --> 00:43:48,600
‫می‌دونید، «سرعت رو کم نکنید

648
00:43:52,720 --> 00:43:54,440
‫به کمکشون نرید»

649
00:44:04,360 --> 00:44:09,000
‫آره، همه‌مون شب‌ها صداها
‫رو می‌شنویم، پدر، می‌دونید

650
00:44:09,000 --> 00:44:11,720
‫می‌دونم که بقیه پسرها هم
‫همین‌طورن، ولی، می‌دونید، هیچ‌کدوممون

651
00:44:11,720 --> 00:44:13,440
‫با هم در موردش حرف نمی‌زنیم

652
00:44:15,400 --> 00:44:18,960
‫اوه، آره، نمی‌تونیم
‫بیرونشون کنیم

653
00:44:35,680 --> 00:44:38,800
‫می‌دونید، ما اون
‫پسرهای بیچاره رو کشتیم

654
00:44:40,160 --> 00:44:41,760
‫می‌دونید، ولشون کردیم

655
00:44:49,560 --> 00:44:54,080
‫من زنگ رو به صدا درآوردم تا
‫نشون بدم وقت کوکتله، گروهبان کرشاو

656
00:45:00,560 --> 00:45:03,400
‫شما مزاحم آیین توبه شدید

657
00:45:06,840 --> 00:45:11,880
‫«مراقب کشیش‌های دروغینی باشید
‫که در لباس میش به سراغتان می‌آیند،

658
00:45:11,880 --> 00:45:14,080
‫ولی در باطن گرگ‌های درنده‌اند»

659
00:45:14,080 --> 00:45:19,320
‫متی، فصل 5، آیه 15

660
00:45:20,680 --> 00:45:22,160
‫ممنون، پدر

661
00:45:55,240 --> 00:46:00,560
‫صبحانه آماده‌ست!

662
00:46:00,560 --> 00:46:01,840
‫چه خوب

663
00:46:18,480 --> 00:46:20,480
‫سلاح‌هاتون رو دم
‫دست نگه دارید، پسرها

664
00:46:20,480 --> 00:46:23,960
‫رایلی، هر پچ‌پچی شنیدی ترجمه کن

665
00:46:23,960 --> 00:46:26,240
‫مک‌دیارمید، پاهات رو
‫از روی میز لعنتی بردار

666
00:46:44,480 --> 00:46:46,160
‫ما مقاومت هستیم

667
00:46:46,160 --> 00:46:48,680
‫گردان عدالت و آزادی

668
00:46:48,680 --> 00:46:50,760
‫از سیراکوز و از کوهستان

669
00:46:50,760 --> 00:46:53,160
‫سربازهایی از کوهستان

670
00:46:53,160 --> 00:46:55,040
‫باشه

671
00:46:55,040 --> 00:46:58,400
‫ما گردان ویژه هوایی هستیم

672
00:46:58,400 --> 00:47:00,040
‫مراقب تقلبی‌ها باشید

673
00:47:01,400 --> 00:47:02,880
‫چرا نمی‌شینید؟

674
00:47:02,880 --> 00:47:04,640
‫بهمون گفتن شما دیگران
‫رو هم دعوت کردید

675
00:47:04,640 --> 00:47:08,120
‫به من دستور دادن با مقاومت

676
00:47:08,120 --> 00:47:10,440
‫و افرادی که به کوزا
‫نوسترا معروفن نون بشکنم

677
00:47:10,440 --> 00:47:13,600
‫ما اینجاییم، شما اینجایید...

678
00:47:13,600 --> 00:47:15,800
‫ولی اونا اینجا نیستن

679
00:47:15,800 --> 00:47:18,480
‫من ساعت 8 زنگ رو زدم
‫شاید وقت‌شناسیشون ضعیفه

680
00:47:18,480 --> 00:47:21,480
‫اونا همیشه زودتر از موعد
‫میان. شما باهاشون کار می‌کنید؟

681
00:47:22,600 --> 00:47:24,800
‫جنگ آدم رو به
‫جاهای عجیبی می‌بره

682
00:47:24,800 --> 00:47:27,600
‫ما آنارشیست و کمونیست هستیم

683
00:47:27,600 --> 00:47:30,120
‫- اونا آشغالن.
‫- البته ما هم همین‌طور

684
00:47:30,120 --> 00:47:32,210
‫اگه دعوت شدن چرا هنوز نرسیدن، آلسیا؟

685
00:47:32,320 --> 00:47:34,760
‫بهمون گفتن شما با هم می‌جنگید

686
00:47:34,940 --> 00:47:38,160
‫ما گلو می‌بُریم. اونا تخم می‌بُرن

687
00:47:38,280 --> 00:47:40,640
‫تا وقتی جنگ تموم
‫بشه، کنارشون می‌جنگیم

688
00:47:40,640 --> 00:47:42,400
‫بعدش مطمئن میشیم که به دار آویخته میشن

689
00:47:42,400 --> 00:47:45,320
‫یه خانواده بزرگ و
‫خوشبختین اون بالای کوه!

690
00:47:46,670 --> 00:47:49,470
‫خوشم نمیاد که نیومدن و هیچ دیده‌وری هم نیست

691
00:47:49,480 --> 00:47:50,400
‫رایلی؟

692
00:47:50,410 --> 00:47:53,200
‫اوه، این یارو با کلاه فانتزی بو
‫برده یه کاسه‌ای زیر نیم کاسه‌ست

693
00:47:53,200 --> 00:47:56,280
‫هی، عزیزم. می‌دونی از
‫آخرین باری که یه زن دیدم

694
00:47:56,280 --> 00:47:58,680
‫11 نفر رو کشتم

695
00:47:58,680 --> 00:48:00,280
‫همینه، جاک؟

696
00:48:00,280 --> 00:48:02,280
‫اینه لاس عاشقانه‌ت؟

697
00:48:02,280 --> 00:48:04,520
‫اگه بخوای، می‌تونیم
‫بدون اونا حرف بزنیم

698
00:48:04,520 --> 00:48:06,320
‫- پدی، گوش کن...
‫- چرا نمی‌شینی؟

699
00:48:06,320 --> 00:48:07,960
‫- پدی!
‫- اگه قراره بیان سر قرار،

700
00:48:07,960 --> 00:48:10,040
‫همیشه اول بچه‌ها رو
‫می‌فرستن که چک کنن

701
00:48:10,040 --> 00:48:11,630
‫اونا قرار نیست بیان

702
00:48:12,080 --> 00:48:13,320
‫آروم باش

703
00:48:15,080 --> 00:48:17,080
‫چرا یه نوشیدنی
‫کوفتی نمی‌خوری، هوم؟

704
00:48:17,120 --> 00:48:19,800
‫من به شرابی که کشیش
‫آگوستا سرو کنه اعتمادی ندارم

705
00:48:19,960 --> 00:48:20,690
‫رایلی؟

706
00:48:20,700 --> 00:48:22,920
‫یارو با کلاه فانتزی
‫میگه به کشیش اعتماد نداره

707
00:48:22,920 --> 00:48:24,200
‫شاید باهاش دست بدم

708
00:48:28,560 --> 00:48:30,200
‫پدی، این چه کوفتیه؟

709
00:48:30,200 --> 00:48:31,880
‫نمی‌شنوی؟ گوش کن

710
00:48:38,520 --> 00:48:40,800
‫هی! هی! گوش کنید! گوش کنید!

711
00:48:49,040 --> 00:48:50,120
‫دارن میان!

712
00:48:51,280 --> 00:48:52,440
‫لعنتی!

713
00:49:05,080 --> 00:49:06,480
‫جاک! پیش من!

714
00:49:06,480 --> 00:49:07,960
‫برو! یک، دو، سه!

715
00:49:07,960 --> 00:49:10,200
‫برمی‌گردن!

716
00:49:10,200 --> 00:49:12,520
‫موضع بگیرید!

717
00:49:12,520 --> 00:49:14,750
‫اینبار می‌زنیمشون

718
00:49:15,960 --> 00:49:18,400
‫- خب، جاک...
‫- پناه بگیرین!

719
00:49:18,400 --> 00:49:20,520
‫لعنتی، لعنتی، لعنتی، لعنتی!

720
00:49:28,600 --> 00:49:30,440
‫خب، آماده باش،
‫صبر کن! صبر کن

721
00:49:32,080 --> 00:49:33,480
‫بزن!

722
00:49:45,320 --> 00:49:47,040
‫خشاب رو بذار!

723
00:49:47,040 --> 00:49:48,440
‫آماده‌ست!

724
00:49:52,160 --> 00:49:53,760
‫آره!

725
00:49:55,560 --> 00:49:58,360
‫اون استوکا مال منه،
‫ها؟ ادعاش می‌کنم

726
00:49:58,360 --> 00:50:00,120
‫این هشتمیه برای من

727
00:50:00,120 --> 00:50:01,800
‫حسابشون رو داری؟

728
00:50:01,800 --> 00:50:02,960
‫حسابشون رو دارم

729
00:50:06,240 --> 00:50:08,480
‫کوزا نوسترا هیچ
‫وفاداری واقعی نداره

730
00:50:08,480 --> 00:50:10,480
‫برای اونا، همه چیز شخصیه

731
00:50:10,480 --> 00:50:12,040
‫شما رو به آلمانی‌ها لو دادن

732
00:50:12,040 --> 00:50:14,440
‫چیکار کردی که
‫ناراحتشون کردی، هان؟

733
00:50:15,640 --> 00:50:17,840
‫پدی، خانم ازت سؤال پرسید

734
00:50:19,360 --> 00:50:21,560
‫این صبحانه ایده من نبود...

735
00:50:24,360 --> 00:50:26,160
‫...ولی بهم یه درس داد

736
00:50:28,120 --> 00:50:31,400
‫در مورد دستوراتی که اطاعت
‫می‌کنی گزینشی عمل کن

737
00:50:38,000 --> 00:50:39,680
‫اووف، نزدیک بود، مرد

738
00:50:49,240 --> 00:50:52,040
‫- اون کشیش کجاست؟
‫- رفته

739
00:50:52,040 --> 00:50:53,200
‫کجا رفته؟

740
00:50:53,200 --> 00:50:55,760
‫شمال، از خط مقدم رد شده

741
00:50:55,760 --> 00:50:58,640
‫و با آلمانی‌هاست. پس،
‫میز صبحانه رو چید

742
00:50:58,640 --> 00:51:00,520
‫و بعد به لوفت‌وافه خبر داد

743
00:51:00,520 --> 00:51:03,280
‫از نفسش بوی همکاری با دشمن
‫رو زیر بوی شراب حس کردم

744
00:51:03,280 --> 00:51:06,240
‫- فرمانده‌ت فقط صلیب رو دید.
‫- خب، پس،

745
00:51:06,240 --> 00:51:07,800
‫خودت این بلا رو سر
‫خودت آوردی، پدی

746
00:51:07,800 --> 00:51:10,520
‫- در مورد رفتارت تو کلیسا شنیدم.
‫- چی؟ رفتارم؟

747
00:51:11,600 --> 00:51:14,680
‫اگه تو بیابون خشابت رو خالی
‫کنی، شن و ماسه بلند می‌کنی

748
00:51:14,680 --> 00:51:17,600
‫اگه اینجا این کار رو
‫بکنی، مردم نگاه می‌کنن

749
00:51:17,600 --> 00:51:19,920
‫و خدا نگاه می‌کنه

750
00:51:19,920 --> 00:51:21,800
‫ببین، تو حتی از
‫چیزی متنفر هم نیستی

751
00:51:21,800 --> 00:51:25,800
‫نه واقعاً. تو فقط... عصبانی
‫میشی و بعد ماشه رو می‌کشی

752
00:51:25,800 --> 00:51:28,520
‫و بعد بقیه رو عصبانی می‌کنی تا
‫دیوونگی خودت طبیعی به نظر برسه

753
00:51:28,520 --> 00:51:30,320
‫یا خدا، جیمی، این خیلی...

754
00:51:30,320 --> 00:51:32,240
‫به عنوان کسی که
‫معمولاً اهمیتی نمیده،

755
00:51:32,240 --> 00:51:34,440
‫باید تغییر کنی، پدی

756
00:51:34,440 --> 00:51:36,280
‫یکی باید مجبورت کنه تغییر کنی

757
00:51:37,400 --> 00:51:39,560
‫چه خدا باشه، چه من...

758
00:51:40,800 --> 00:51:43,760
‫...یا روح اون پسر کاتولیک

759
00:51:43,760 --> 00:51:45,240
‫که تو بیابون دفنش کردی

760
00:51:47,760 --> 00:51:51,160
‫می‌خوام با اون سرهنگی حرف بزنم

761
00:51:51,160 --> 00:51:55,720
‫که منو و مردانم رو
‫فرستاد تو تله مرگ

762
00:52:03,800 --> 00:52:05,960
‫- اینو بده به گرویل‌بل، مرخصی.
‫- بله قربان

763
00:52:15,720 --> 00:52:19,760
‫دستور من به تو برای
‫نون شکستن با افرادی که

764
00:52:19,760 --> 00:52:23,120
‫نیت بدی داشتن، نتیجه
‫قضاوت اشتباه من بود

765
00:52:24,440 --> 00:52:27,120
‫من به پدر کاوالی
‫اعتماد کردم. اشتباه کردم

766
00:52:27,120 --> 00:52:29,080
‫تو درست می‌گفتی
‫عذرخواهی می‌کنم

767
00:52:34,400 --> 00:52:37,680
‫با یه شرط عذرخواهیت رو قبول می‌کنم

768
00:52:37,680 --> 00:52:40,520
‫می‌خوام درخواست کنم
‫که گروهبان دوم آلموندز

769
00:52:40,520 --> 00:52:42,600
‫منتقل بشه به گروهان من

770
00:52:45,840 --> 00:52:49,880
‫پدی، بعد از حمله به
‫کانیزارو، شما راهی

771
00:52:49,880 --> 00:52:53,280
‫سرزمین اصلی می‌شید، جایی که بخشی از
‫مأموریت ما درباره قلب‌ها و ذهن‌هاست...

772
00:52:53,280 --> 00:52:57,120
‫من به مردی با توانایی‌های خاص
‫گروهبان دوم آلموندز نیاز دارم

773
00:52:57,120 --> 00:53:00,560
‫- پدی، به حرفم گوش کن.
‫- دارم گوش می‌کنم

774
00:53:00,560 --> 00:53:04,000
‫گروهبان دوم آلموندز
‫خودش یه آدم مذهبیه

775
00:53:04,000 --> 00:53:09,160
‫شاید بتونه در مورد
‫رفتارم بهم مشورت بده

776
00:53:10,280 --> 00:53:14,160
‫- اوه.
‫- همین الان، من و اون چند کلمه‌ای حرف زدیم،

777
00:53:14,160 --> 00:53:16,850
‫و من دارم به اون
‫حرف‌ها فکر می‌کنم

778
00:53:17,470 --> 00:53:20,790
‫توصیه‌ش به من
‫اینه که باید تغییر کنم

779
00:53:24,520 --> 00:53:27,120
‫می‌دونی، مشکل تو پدی،
‫علاوه بر همه چیز دیگه

780
00:53:27,120 --> 00:53:32,720
‫خوب و بد... اینه که خیلی، خیلی باهوشی

781
00:53:34,960 --> 00:53:37,240
‫می‌دونید قربان، من
‫انگشت شستم رو می‌مکم

782
00:53:37,240 --> 00:53:40,160
‫تو از رفتار زشتت تو این جزیره

783
00:53:40,160 --> 00:53:42,760
‫به عنوان بهانه‌ای برای دزدیدن
‫یکی از بهترین مردانم استفاده می‌کنی

784
00:53:42,760 --> 00:53:46,520
‫نه، این اسم ساس
‫هست که دزدیده شده

785
00:53:50,560 --> 00:53:53,960
‫درخواست رد شد، سرگرد پدی مین

786
00:53:54,920 --> 00:53:58,200
‫حالا، یک ساعت وقت
‫داری نیروهات رو جمع کنی

787
00:53:58,200 --> 00:54:01,360
‫و گمشی بری شمال به سمت کانیزارو،

788
00:54:01,360 --> 00:54:04,680
‫جایی که آلمانی‌ها، ایتالیایی‌ها
‫و احتمالاً مافیای سیسیل

789
00:54:04,680 --> 00:54:05,880
‫منتظرتون هستن

790
00:54:05,880 --> 00:54:09,240
‫اوه، فکر کنم یک ساعت
‫بیشتر از حد کافیه برای ما

791
00:54:09,240 --> 00:54:14,600
‫که خروجمون رو از این شهر
‫ساحلی کوچولوی قشنگ سازماندهی کنیم

792
00:54:14,600 --> 00:54:18,440
‫که از خیلی جهات
‫منو یاد خونه می‌ندازه

793
00:54:18,440 --> 00:54:19,600
‫قربان

794
00:54:25,520 --> 00:54:26,840
‫خدایا

795
00:54:26,840 --> 00:54:28,400
‫خیلی هم عالی

796
00:54:43,200 --> 00:54:45,440
‫وووهوووو!

797
00:54:49,760 --> 00:54:52,320
‫این پول دولت فاشیسته
‫بچه‌ها، یادتون باشه

798
00:54:52,320 --> 00:54:53,760
‫کیسه‌هاتون رو پر کنید

799
00:54:55,120 --> 00:54:57,120
‫- کسی جلودارمون نیست، ها پد؟
‫- به کارت برس

800
00:54:59,360 --> 00:55:01,360
‫خب، بیاید، بیاید!

801
00:55:14,640 --> 00:55:16,960
‫پدی! فکر کردم مقاومت

802
00:55:16,960 --> 00:55:18,840
‫همه‌مون رو یه کم
‫معمولی نشون داد...

803
00:55:18,840 --> 00:55:21,240
‫پس هر چی می‌خواید بردارید

804
00:55:28,360 --> 00:55:33,280
‫من، اِم، به الاغه
‫آزادی شهر رو دادم،

805
00:55:33,280 --> 00:55:37,040
‫و طبق دستورات تو کاری
‫به کلیساها نداشتیم، پدی

806
00:55:37,040 --> 00:55:39,600
‫دستورات لعنتی من نبود

807
00:55:39,600 --> 00:55:41,160
‫دستورات اون مرد بود

808
00:55:48,680 --> 00:55:50,880
‫به فرمانده‌ت چی گفتی؟

809
00:55:50,880 --> 00:55:53,400
‫بهش گفتم اگه بذاره برم...

810
00:55:54,480 --> 00:55:57,720
‫...مسئولیت روح فانی پدی مین رو

811
00:55:57,720 --> 00:55:59,480
‫تا روزی که به برلین
‫برسیم به عهده می‌گیرم

812
00:56:00,640 --> 00:56:02,480
‫باهام دست داد و
‫آرزوی موفقیت کرد

813
00:56:05,880 --> 00:56:07,920
‫رج

814
00:56:07,920 --> 00:56:09,040
‫جانی

815
00:56:15,160 --> 00:56:16,680
‫مردان ساس

816
00:56:16,680 --> 00:56:19,840
‫که غریبه‌ها به عنوان
‫اس‌آراس می‌شناسنشون

817
00:56:19,840 --> 00:56:23,040
‫می‌تونم ازتون دعوت
‫کنم به دوست خوبم،

818
00:56:23,040 --> 00:56:26,720
‫وجدانم و صدای عقلم خوشامد بگید؟

819
00:56:26,720 --> 00:56:28,560
‫گروهبان دوم جیمی آلموندز!

820
00:56:40,240 --> 00:56:41,800
‫هی، مرد خوب

821
00:56:44,320 --> 00:56:46,040
‫سلامتی، بچه‌ها

822
00:56:51,720 --> 00:56:54,120
‫اون دوربین صحرایی
‫رو بده به من، میشه؟

823
00:56:54,120 --> 00:56:55,200
‫آره

824
00:57:05,960 --> 00:57:07,160
‫ای، دیوید!

825
00:57:08,160 --> 00:57:28,160
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

