﻿1
00:00:06,048 --> 00:00:07,925
‫توی ارتش بزرگ شدم،
‫توی ارتش کار کردم

2
00:00:08,008 --> 00:00:09,802
‫همیشه بهم گفتن کجا برم و کِی اونجا باشم

3
00:00:09,885 --> 00:00:11,429
‫حالا کشورم رو از زاویه‌ی دید خودم می‌بینم

4
00:00:11,512 --> 00:00:14,557
‫مسافرخونه‌ها، پول نقد، اسم مستعار.
‫سبک سفر می‌کنم.

5
00:00:14,640 --> 00:00:17,143
‫بیشتر سوار اتوبوس یا ماشین بقیه میشم.
‫عادت کردم.

6
00:00:17,226 --> 00:00:18,561
‫گروهان 110اُم

7
00:00:18,644 --> 00:00:21,522
‫واحد ویژه‌ی تحقیقات
‫پلیس نظامی رو فرماندهی کردی

8
00:00:21,605 --> 00:00:23,000
‫بازرسان ویژه رو

9
00:00:23,002 --> 00:00:24,608
‫تیم خودت خطاب کردی؟

10
00:00:24,692 --> 00:00:26,986
‫اونا سربازن. دوستای جدید لازم داری

11
00:00:27,069 --> 00:00:28,779
‫ولی می‌دونی که ما
‫بیشتر از این حرفاییم، مگه نه؟

12
00:00:40,791 --> 00:00:43,002
‫صد هزار سال قبل، یه عده بودن که

13
00:00:43,085 --> 00:00:45,671
‫کنار آتیش اردو می‌موندن و
‫یه عده هم می‌ذاشتن می‌رفتن

14
00:00:47,298 --> 00:00:50,634
‫مطمئنم من از نوادگانِ اوناییم که نمی‌موندن

15
00:00:50,718 --> 00:00:52,595
‫اینطوری‌ام دیگه

16
00:00:53,000 --> 00:01:03,500
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

17
00:01:04,000 --> 00:01:05,500
‫« دانشگاه هیون هرست »

18
00:01:07,000 --> 00:01:10,000
‫« مِین، آبوتسویل »

19
00:01:38,307 --> 00:01:40,351
‫روندش برام مهم نیست،
‫محصول نهایی برام مهمـه

20
00:01:40,434 --> 00:01:43,187
‫این محصول هم خوب
‫احساسات رو منتقل می‌کنه

21
00:01:43,270 --> 00:01:46,690
‫آهای رفیق، بهترین آهنگ درمورد آب

22
00:01:46,774 --> 00:01:48,567
‫اقیانوس، رودخونه، نهر، فرق نداره

23
00:01:48,651 --> 00:01:51,779
‫قطعاً «سرفینگ سافاری»ـه دیگه؟ نه؟
‫(از گروه بیچ بویز)

24
00:01:51,862 --> 00:01:54,740
‫«سرفینگ سافاری» یه کاور از آهنگ
‫«سوئیت لیتل سیکستین» از «چاک بری»ـه

25
00:01:54,824 --> 00:01:56,283
‫پس از اساس مُنتفی‌ـه

26
00:01:56,367 --> 00:01:58,786
‫بیخیال رفیق

27
00:01:58,869 --> 00:02:01,205
‫گل گفتی. چه کمکی ازم بر میاد؟

28
00:02:01,288 --> 00:02:03,623
‫روی تابلوتون نوشته که
‫صفحه‌ی گرامافون می‌خرید

29
00:02:05,334 --> 00:02:08,379
‫آلبوم دیسکوی اتل مرمن

30
00:02:08,462 --> 00:02:11,173
‫- سر به سرم می‌ذاری؟
‫- ولی اینجا شهرکِ دانشگاهیـه

31
00:02:11,257 --> 00:02:13,676
‫پس یه بچه‌قرتی اونا رو می‌خره تا پُزش رو بده

32
00:02:13,759 --> 00:02:14,927
‫نه...

33
00:02:44,707 --> 00:02:46,000
‫چه غلطا؟

34
00:02:56,343 --> 00:02:58,387
‫وای، وای، نه! نه، نه، نه، نه!

35
00:02:59,471 --> 00:03:01,932
‫خیلی‌خب

36
00:03:04,184 --> 00:03:06,061
‫خیلی‌خب...

37
00:03:31,253 --> 00:03:33,172
‫- نه. خواهش می‌کنم
‫- کاریت ندارم

38
00:03:38,677 --> 00:03:40,930
‫- سوار شو
‫- خب، من...

39
00:03:41,013 --> 00:03:43,057
‫شاید نیروی کمکی‌شون توی راه باشه

40
00:03:43,140 --> 00:03:44,892
‫آهای!

41
00:03:52,524 --> 00:03:53,984
‫به یه پلیس شلیک کردی

42
00:03:54,068 --> 00:03:55,611
‫نمی‌دونستم

43
00:03:55,694 --> 00:03:57,863
‫فکر کردم داره اسلحه می‌کِشه

44
00:03:57,947 --> 00:03:59,865
‫- باید همین الان بریم!
‫- چی؟

45
00:04:14,004 --> 00:04:16,006
‫چرا دارن سعی می‌کنن بدزدنت؟

46
00:04:19,301 --> 00:04:21,053
‫پلیس دانشگاه؟

47
00:04:21,136 --> 00:04:23,097
‫- شوخیت گرفته؟
‫- بزن کنار

48
00:04:23,180 --> 00:04:24,598
‫یه پلیس رو با اسلحه‌ی غیرقانونی کُشتم!

49
00:04:24,682 --> 00:04:25,766
‫خب، اتفاقی بود

50
00:04:25,849 --> 00:04:28,060
‫اصلاً نمی‌خوام درگیر توضیح و
‫جواب‌ پس‌دادن بشم

51
00:04:28,143 --> 00:04:29,687
‫سرت رو بدزد!

52
00:04:35,401 --> 00:04:36,819
‫بپا!

53
00:04:54,128 --> 00:04:55,963
‫سفت بشین

54
00:04:56,046 --> 00:04:57,047
‫اوه!

55
00:05:08,600 --> 00:05:10,394
‫ممکن بود به کُشتن بدی‌شون

56
00:05:10,477 --> 00:05:12,271
‫اونقدری سرعتشون رو کم کردم که
‫شدت ضربه زیاد نباشه

57
00:05:12,354 --> 00:05:14,148
‫ولی شرط می‌بندم پلیس‌های واقعی رو خبر کردن

58
00:05:15,232 --> 00:05:17,735
‫باید یه ماشین جدید پیدا کنم

59
00:05:32,458 --> 00:05:34,293
‫آ...

60
00:05:35,294 --> 00:05:37,463
‫با خوابگاه فقط چند کیلومتر فاصله داریم

61
00:05:37,546 --> 00:05:40,090
‫ممکنه آدم‌رباهای بیشتری پشت سرمون باشن

62
00:05:41,717 --> 00:05:43,510
‫قراره بدزدیش؟

63
00:05:43,594 --> 00:05:45,220
‫این پشت پارک کرده و سایبان گذاشته

64
00:05:47,014 --> 00:05:48,849
‫احتمالاً مال یه کارمنده که تا شب

65
00:05:48,932 --> 00:05:50,350
‫متوجه گم شدنش نمیشه

66
00:05:50,434 --> 00:05:52,895
‫فرجه‌ی خوبی بهم میده

67
00:05:52,978 --> 00:05:55,481
‫سر و گوش آب بده

68
00:05:55,564 --> 00:05:58,734
‫این کارها رو از کجا یاد گرفتی؟

69
00:05:58,817 --> 00:06:01,195
‫ماشین‌دزدی، اونطوری رانندگی کردن؟

70
00:06:01,278 --> 00:06:03,572
‫- شلیک کردن
‫- ارتش

71
00:06:03,655 --> 00:06:05,491
‫بقیه رو به مرور زمان یاد گرفتم

72
00:06:10,204 --> 00:06:11,455
‫موبایل داری؟

73
00:06:11,538 --> 00:06:12,998
‫چطور؟

74
00:06:13,082 --> 00:06:15,375
‫تا واسه خودت ماشین بگیری

75
00:06:15,459 --> 00:06:17,503
‫بهشون بگو شوکه شدی و
‫قیافه‌ام یادت نیست

76
00:06:17,586 --> 00:06:19,797
‫چی؟ نه!
‫نباید همینطوری اینجا ولم کنی

77
00:06:19,880 --> 00:06:20,964
‫اگه اونا پیدام کنن چی؟

78
00:06:21,048 --> 00:06:23,217
‫چیکار باید بکنم؟
‫ببرمت پیش پلیس‌ها؟

79
00:06:23,300 --> 00:06:24,968
‫بعد از کاری که کردم که نمیشه

80
00:06:25,052 --> 00:06:26,261
‫پس منو ببر خونه

81
00:06:26,345 --> 00:06:27,930
‫نه

82
00:06:30,349 --> 00:06:32,476
‫واسه امروز به قدر کافی بهت لطف کردم

83
00:06:32,559 --> 00:06:34,978
‫باید غیب شم

84
00:06:35,062 --> 00:06:36,355
‫خواهش می‌کنم

85
00:06:36,438 --> 00:06:39,817
‫من یه ولگردم که با اسلحه‌ی غیرقانونی
‫یه پلیس رو کُشتم

86
00:06:39,900 --> 00:06:42,111
‫اصلاً ریسک نمی‌کنم

87
00:06:42,194 --> 00:06:43,862
‫گورم رو گم می‌کنم

88
00:06:43,946 --> 00:06:45,364
‫بابام خرپولـه

89
00:06:45,447 --> 00:06:47,533
‫کلی هم آشنا داره.
‫می‌تونه کمکت کنه.

90
00:06:47,616 --> 00:06:49,284
‫چرا باید همچین کاری بکنه؟

91
00:06:49,368 --> 00:06:51,370
‫خب، پسرش رو نجات دادی

92
00:06:52,538 --> 00:06:54,957
‫مرگ اون پلیس تصادفی بود. خب؟

93
00:06:55,040 --> 00:06:57,292
‫پس، ببین، اون ممنونت میشه که

94
00:06:57,376 --> 00:06:59,837
‫نذاشتی دوباره منو بدزدن

95
00:06:59,920 --> 00:07:02,172
‫- دوباره؟
‫- اولیش پنج سال پیش بود

96
00:07:03,257 --> 00:07:04,550
‫گوشِت واسه همین اینطوری شده؟

97
00:07:04,633 --> 00:07:06,009
‫می‌خواستن زهر چشم بگیرن

98
00:07:06,093 --> 00:07:08,720
‫- چون پدرت حاضر نبود بهشون باج بده؟
‫- آره

99
00:07:08,804 --> 00:07:11,014
‫بعد اینکه گوشم رو توی
‫صندوق پستی دید، پول رو داد

100
00:07:14,059 --> 00:07:15,978
‫تاوانی که تو دادی بیشتر از اون پول بوده

101
00:07:16,061 --> 00:07:18,605
‫آدم‌ربایی توی این کشور جرم نادریـه

102
00:07:18,689 --> 00:07:20,732
‫خیلی بدشانسی که تقریباً دو بار سرت اومده

103
00:07:20,816 --> 00:07:22,234
‫شغل پدرت چیه؟

104
00:07:22,317 --> 00:07:23,443
‫واردات فرش

105
00:07:23,527 --> 00:07:25,737
‫فقط همین رو وارد می‌کنه؟

106
00:07:25,821 --> 00:07:27,906
‫اون فقط یه تاجر فرشـه

107
00:07:27,990 --> 00:07:29,908
‫ولی از چند نسل بهش ثروت رسیده و
‫همین منو طعمه کرده

108
00:07:29,992 --> 00:07:33,287
‫پس اون یارویی که توی ماشینت
‫دهنش سرویس شد راننده‌ات نبود

109
00:07:33,370 --> 00:07:35,581
‫- بادیگاردت بود
‫- آره

110
00:07:36,665 --> 00:07:39,001
‫به بابات بگو دفعه‌ی بعد
‫یکی بهترش رو استخدام کنه

111
00:07:39,084 --> 00:07:41,086
‫اون یارویی که اومد سراغت حرفه‌ای بود

112
00:07:41,170 --> 00:07:42,713
‫اگه من نبودم، موفق شده بود

113
00:07:42,796 --> 00:07:44,590
‫خیلی‌خب پس، منو ببر خونه

114
00:07:44,673 --> 00:07:46,341
‫و بذار پدرم بابت کاری که کردی
‫از خجالتت در بیاد

115
00:07:46,425 --> 00:07:49,094
‫می‌خوای ناپدید شی؟
‫پول می‌خوای؟ اون پول داره

116
00:07:49,178 --> 00:07:50,429
‫خواهش می‌کنم

117
00:07:56,268 --> 00:07:57,561
‫اسم نداری احیاناً، پسر جون؟

118
00:07:57,644 --> 00:08:00,606
‫ریچارد. ریچارد بک

119
00:08:03,442 --> 00:08:05,402
‫سوار شو، ریچارد

120
00:08:46,526 --> 00:08:48,946
‫- از ماشین پیاده شو
‫- آره، مشکلی نیست، پائولی

121
00:08:49,029 --> 00:08:50,489
‫با پدرم حرف زدم و
‫گفتم که داریم میایم

122
00:08:50,572 --> 00:08:52,199
‫به تخمم

123
00:08:52,282 --> 00:08:53,700
‫پیاده شو

124
00:08:54,785 --> 00:08:57,079
‫نه

125
00:08:57,162 --> 00:08:58,705
‫بذار کارشو بکنه

126
00:08:58,789 --> 00:09:02,042
‫- بی‌ادبـه
‫- خواهش می‌کنم

127
00:09:25,399 --> 00:09:26,858
‫می‌دونی از خدامـه چی پیدا کنم؟

128
00:09:26,942 --> 00:09:29,736
‫هورمون رشد بیشتر و سوزن سرنگ مخصوصش؟

129
00:09:32,447 --> 00:09:33,907
‫یه دلیل واسه جر دادنت، کسخل

130
00:09:33,991 --> 00:09:37,202
‫گمونم همین الان بهانه‌اش رو دستم دادی

131
00:09:38,287 --> 00:09:40,497
‫آ...

132
00:09:40,580 --> 00:09:44,126
‫اسلحه‌اش توی داشبورده، پائولی

133
00:09:44,209 --> 00:09:46,295
‫بیا، بگیرش

134
00:09:48,797 --> 00:09:50,132
‫چرا خالیـه؟

135
00:09:50,215 --> 00:09:52,092
‫چون همه‌ی تیرهاش رو شلیک کردم

136
00:10:05,272 --> 00:10:07,482
‫واسه یه تاجر فرش، امنیت و حراستش
‫زیادی سفت و سختـه

137
00:10:07,566 --> 00:10:09,901
‫بهت که گفتم. خرپولـه

138
00:10:19,494 --> 00:10:20,871
‫زیردست‌های پدرت

139
00:10:20,954 --> 00:10:22,998
‫همیشه با دوستای پسرش اینجوری حرف می‌زنن؟

140
00:10:24,374 --> 00:10:28,211
‫پائول ون‌هوون هر غلطی بخواد می‌کنه

141
00:10:37,095 --> 00:10:39,389
‫آره. گرسنه‌ای؟

142
00:10:40,474 --> 00:10:41,600
‫معلومه

143
00:10:41,683 --> 00:10:43,101
‫یه بشقاب براش می‌کشم

144
00:10:44,186 --> 00:10:45,645
‫همینی که روی پیشخوانه رو برمی‌دارم

145
00:10:45,729 --> 00:10:49,191
‫اون واسه تو نیست.
‫وقت واسه خوردن هم نداری.

146
00:10:49,274 --> 00:10:50,442
‫بک می‌خواد ببینتت

147
00:10:50,525 --> 00:10:53,070
‫دفترش طبقه‌ی بالاست،
‫انتهای راهرو دست راست

148
00:10:53,153 --> 00:10:54,571
‫می‌تونم راهش رو نشونت بدم

149
00:10:54,654 --> 00:10:56,907
‫نه. می‌خواد تنها ببینتش

150
00:10:59,368 --> 00:11:02,537
‫اون هم چپمن دوکـه، رئیس تیم امنیتی

151
00:11:03,747 --> 00:11:06,208
‫چرا بیرون غذا می‌خوره؟

152
00:11:06,291 --> 00:11:09,419
‫خدا می‌دونه. ولی بهتره حرفشو گوش کنی

153
00:11:24,101 --> 00:11:25,644
‫آقای ریچر

154
00:11:25,727 --> 00:11:27,354
‫ریچر خالی

155
00:11:27,437 --> 00:11:28,855
‫یادم می‌مونه

156
00:11:30,816 --> 00:11:32,776
‫من زکری بک هستم

157
00:11:32,859 --> 00:11:35,529
‫عجب صبح پر فراز و نشیبی داشتید

158
00:11:35,612 --> 00:11:38,073
‫شرط می‌بندم یه نوشیدنی حالت رو جا بیاره

159
00:11:38,156 --> 00:11:40,742
‫این ویسکی پنجاه ساله‌ی مک‌الانـه

160
00:11:40,826 --> 00:11:43,370
‫فقط واسه شرکای تجاری رده‌بالا بازش می‌کنم

161
00:11:43,453 --> 00:11:45,664
‫همینطور آدمایی که جون پسرم رو نجات میدن

162
00:11:55,924 --> 00:11:57,509
‫راحت باش

163
00:11:59,136 --> 00:12:00,429
‫بگیر بشین

164
00:12:07,769 --> 00:12:09,146
‫باشه

165
00:12:09,229 --> 00:12:10,981
‫نشین

166
00:12:12,065 --> 00:12:13,984
‫مطمئنم ریچارد وقتی
‫از توی ماشین باهام تماس گرفت،

167
00:12:14,067 --> 00:12:15,735
‫شنیدی در مورد تلاش
‫برای آدم‌ربایی چی بهم گفت

168
00:12:15,819 --> 00:12:17,237
‫چه نکته‌ای می‌تونی بهش اضافه کنی؟

169
00:12:17,320 --> 00:12:19,531
‫فقط اینکه اون یارویی که برای محافظتش
‫استخدام کرده بودی، به درد لای جرز دیوار می‌خورد

170
00:12:19,614 --> 00:12:21,825
‫- پشت سر مُرده حرف می‌زنی؟
‫- یه پیکاپ ابوقراضه‌ی قدیمی

171
00:12:21,908 --> 00:12:24,119
‫دور و بر یه پردیس مسکونی
‫دانشگاهی ثروتمند می‌چرخید

172
00:12:24,202 --> 00:12:26,455
‫چجور بادیگاردی همچین موضوعی رو متوجه نمیشه؟

173
00:12:26,538 --> 00:12:28,540
‫ولی تو متوجه همچین جزئیات ریزی شدی

174
00:12:28,623 --> 00:12:29,708
‫عادتمـه

175
00:12:31,293 --> 00:12:32,919
‫چرا اینقدر توی ارزیابی تهدید خِبره‌ای؟

176
00:12:33,003 --> 00:12:35,630
‫توی ارتش بودم. پلیس نظامی

177
00:12:35,714 --> 00:12:37,500
‫می‌خواستم چندتا آهنگ بفروشم تا

178
00:12:37,501 --> 00:12:39,342
‫- یه پولی به جیب بزنم
‫- شغلت همینـه؟

179
00:12:39,426 --> 00:12:43,096
‫فروختن دیسک‌های دست‌دوم توی
‫شهرک‌های دانشگاهی نیواینگلند؟

180
00:12:46,099 --> 00:12:47,267
‫پول خوبی توشـه؟

181
00:12:47,350 --> 00:12:49,352
‫- شغلی ندارم
‫- پس چطوری پول اجاره‌ات رو میدی؟

182
00:12:49,436 --> 00:12:51,271
‫خونه‌‌ای ندارم

183
00:12:51,354 --> 00:12:54,065
‫- زیاد جابجا میشم
‫- با اسلحه؟

184
00:12:54,149 --> 00:12:56,693
‫ظاهراً هر جا که میرم،
‫دردسر سراغم میاد.

185
00:12:56,776 --> 00:12:59,988
‫گویا اتفاقی یه افسر پلیس رو کُشتی

186
00:13:00,071 --> 00:13:01,781
‫فقط یه جایی می‌خوام که
‫چند روزی مخفی بشم و

187
00:13:01,865 --> 00:13:04,242
‫مقداری پول واسه خرید کارت‌شناسایی جعلی
‫تا از نو شروع کنم

188
00:13:04,326 --> 00:13:05,702
‫درخواست کوچیکی نیست

189
00:13:08,330 --> 00:13:09,539
‫ولی من بهت مدیونم

190
00:13:11,583 --> 00:13:14,085
‫بذار روش فکر کنم و...

191
00:13:14,169 --> 00:13:15,921
‫بهترین راه کمک به تو رو پیدا کنم

192
00:13:16,004 --> 00:13:17,339
‫باشه

193
00:13:17,422 --> 00:13:18,715
‫دوک

194
00:13:20,550 --> 00:13:23,470
‫جناب، میشه آقای ریچر رو
‫راهنمایی کنی برگرده آشپزخونه؟

195
00:13:23,553 --> 00:13:26,223
‫گمونم اگنس یه مقدار «شپردز پای»
‫خوشمزه درست کرده

196
00:13:38,068 --> 00:13:41,112
‫محکم گرفتمش که اثر انگشت‌ها
‫واضح باشن برای بررسی

197
00:13:44,699 --> 00:13:46,243
‫به دل نگیرید، آقای ریچر

198
00:13:46,326 --> 00:13:47,786
‫فقط باید بدونیم شما کی هستید

199
00:13:50,789 --> 00:13:53,291
‫من کسی‌ام که اون یکی گوشِ پسرت رو نجات داد

200
00:14:05,845 --> 00:14:08,223
‫اگه برم دستشویی،
‫کیرمو برام نگه می‌داری؟

201
00:14:08,306 --> 00:14:09,766
‫اگه بخوام آره

202
00:14:14,938 --> 00:14:17,190
‫آهای، کجا میری؟

203
00:14:17,274 --> 00:14:19,609
‫- ببینم پسره در چه حالیـه
‫- خودمون هواش رو داریم

204
00:14:19,693 --> 00:14:21,653
‫مثل همون آدم امروز صبحت؟

205
00:14:45,051 --> 00:14:46,803
‫اتاقک نگهبانی رو یادت رفته

206
00:14:46,886 --> 00:14:49,139
‫نه، یادم نرفته

207
00:14:50,724 --> 00:14:52,559
‫صحبتت با پدرم چطور بود؟

208
00:14:53,852 --> 00:14:56,271
‫اهل اعتماد نیست

209
00:14:56,354 --> 00:14:59,190
‫عجیبـه با این همه اتفاقی که افتاد،
‫نیومده بهت سر بزنه

210
00:15:00,483 --> 00:15:02,569
‫پشت تلفن حرف زدیم.
‫می‌دونه حالم خوبه.

211
00:15:06,740 --> 00:15:08,158
‫به زودی میاد بهم سر می‌زنه

212
00:15:10,493 --> 00:15:11,870
‫باشه

213
00:15:16,291 --> 00:15:18,293
‫مادرت کجاست؟

214
00:15:19,836 --> 00:15:23,757
‫از چهار سالگیم، قبرستون سن‌سباستین

215
00:15:34,184 --> 00:15:36,811
‫فقط چیزایی که بیرون اون پنجره
‫می‌بینی رو نقاشی می‌کنی؟

216
00:15:38,730 --> 00:15:40,607
‫هر چی توی ذهنم باشه می‌کشم

217
00:15:40,690 --> 00:15:42,067
‫تابحال نقاشی کشیدی، ریچر؟

218
00:15:43,401 --> 00:15:45,487
‫نه

219
00:15:45,570 --> 00:15:48,573
‫خب اگه می‌کشیدی،
‫چی نقاشی می‌کردی؟

220
00:15:50,283 --> 00:15:52,369
‫نمی‌دونم

221
00:15:52,452 --> 00:15:54,079
‫شاید سگ‌ها

222
00:15:55,538 --> 00:15:57,374
‫بک می‌خواد ببینتت

223
00:16:00,126 --> 00:16:02,545
‫گمونم باید برگردم دفتر

224
00:16:02,629 --> 00:16:04,255
‫برنمی‌گردیم دفتر

225
00:16:17,477 --> 00:16:18,687
‫بشین

226
00:16:20,522 --> 00:16:23,483
‫آتیش‌بازی امروز بدجور صدا کرده

227
00:16:23,566 --> 00:16:25,610
‫واسه یه شهرک دانشگاهی
‫این همه هیاهو زیادیـه

228
00:16:27,237 --> 00:16:28,446
‫لو رفتم؟

229
00:16:28,530 --> 00:16:30,990
‫اونایی که توی فروشگاه موسیقی بودن
‫مشخصات کُلی‌ت رو توصیف کردن،

230
00:16:31,074 --> 00:16:35,120
‫ولی با هر مدافع فوتبال درشت‌هیکلی
‫می‌تونه مطابقت داشته باشه، پس...

231
00:16:36,830 --> 00:16:38,039
‫هیچکس نمی‌دونه تو کی هستی

232
00:16:39,874 --> 00:16:41,292
‫ولی ما می‌دونیم

233
00:16:42,961 --> 00:16:44,170
‫اثر انگشتت رو بررسی کردیم

234
00:16:44,254 --> 00:16:46,673
‫سریع بود

235
00:16:46,756 --> 00:16:48,258
‫لابد آشناهای مهمی داری

236
00:16:48,341 --> 00:16:50,677
‫اینجا همه‌ی کارهامون مهمـن

237
00:16:54,264 --> 00:16:56,099
‫سوابقت بی‌نظیره

238
00:16:56,182 --> 00:16:57,726
‫فارغ‌التحصیل دانشکده‌ی نظامی وست‌پوینت

239
00:16:57,809 --> 00:16:59,144
‫دو تا مدال نقره‌ای،

240
00:16:59,227 --> 00:17:00,645
‫مدال شجاعت پرپل هارت

241
00:17:00,729 --> 00:17:02,063
‫شبدر سبز، الماس آبی

242
00:17:02,147 --> 00:17:04,899
‫عین یه کاسه اسمارتیز می‌مونی، نمایشی هستی

243
00:17:04,983 --> 00:17:06,401
‫پائولی هم توی ارتش بوده

244
00:17:06,484 --> 00:17:08,486
‫از افسرها خوشش نمیاد

245
00:17:10,155 --> 00:17:12,866
‫توی امتحان کمیسیون افسری قبول نشدی

246
00:17:12,949 --> 00:17:14,367
‫تعجبی نداره

247
00:17:14,451 --> 00:17:16,327
‫بعیده بتونی حتی درست بنویسیش

248
00:17:17,412 --> 00:17:19,664
‫اگه بتونم بیشتر از چندرغاز
بهت بدم چی، ریچر؟

249
00:17:19,748 --> 00:17:23,168
‫موقعی که یه نفر کم داریم،
‫گویا داره بهمون حمله هم میشه

250
00:17:23,251 --> 00:17:24,753
‫چون تاجر فرشی؟

251
00:17:24,836 --> 00:17:27,756
‫چون پولدارم. همینطور قدرتمند

252
00:17:27,839 --> 00:17:29,841
‫آره شنیدم

253
00:17:29,924 --> 00:17:31,718
‫به خاطر همین هم می‌خوای منو استخدام کنی؟

254
00:17:31,801 --> 00:17:33,011
‫شاید

255
00:17:35,138 --> 00:17:38,057
‫ولی قبلش یه آزمون کوچیک

256
00:17:43,521 --> 00:17:45,023
‫باهاش چیکار کنم؟

257
00:17:45,106 --> 00:17:47,108
‫قراره رولت روسی بازی کنی، عوضی

258
00:17:48,693 --> 00:17:52,030
‫قانون فدرال اجازه نمیده توی مصاحبه شغلی
‫ازم بپرسی که متأهل هستم یا نه،

259
00:17:52,113 --> 00:17:53,531
پس مطمئنم این کار مجاز نیست

260
00:17:53,615 --> 00:17:56,910
‫باید به چشم ببینم که دل و جرئت داری یا نه

261
00:17:56,993 --> 00:17:58,411
‫می‌تونی تابع دستورات باشی یا نه

262
00:17:59,496 --> 00:18:02,415
‫- تا واسه یه تاجر فرش کار کنم
‫- به یه پلیس شلیک کردی

263
00:18:02,499 --> 00:18:04,417
‫یا تحویلت می‌دیم،
‫یا کاری که گفتیم می‌کنی

264
00:18:04,501 --> 00:18:06,044
‫گزینه‌هات همین دو تا هستن

265
00:18:24,103 --> 00:18:26,606
‫اگه به جاش به تو شلیک کنم چی؟

266
00:18:28,107 --> 00:18:29,734
‫این میشه آخرین کاری که به عمرت کردی

267
00:18:47,335 --> 00:18:49,796
‫خوبه. این مسئله حل شد

268
00:19:02,517 --> 00:19:04,310
‫خودت رو ثابت کردی دیگه

269
00:19:10,275 --> 00:19:13,278
‫به تیم خوش اومدی، ریچر.
‫دوک همه چی رو واست ردیف می‌کنه.

270
00:19:22,871 --> 00:19:24,455
‫شوخی می‌کنی

271
00:19:24,539 --> 00:19:26,082
‫فکر کردم وارد تیم شدم

272
00:19:26,165 --> 00:19:27,876
‫همین پائولی دیوونه روی دستمـه
‫واسه هفت‌پشتم بسه

273
00:19:27,959 --> 00:19:30,253
‫لازم نیست توی غول‌تشن هم
‫با یه اسلحه اینجا ول بچرخی

274
00:19:30,336 --> 00:19:31,504
‫من که دیوونه نیستم

275
00:19:31,588 --> 00:19:34,549
‫می‌دونم گلوله باروت نداشت. مشقی‌ـه

276
00:19:43,766 --> 00:19:45,768
‫اگه خودم رو می‌کُشتم چیکار می‌کردید؟

277
00:19:45,852 --> 00:19:47,937
‫همون کاری که با نفر قبلی کردیم

278
00:20:03,286 --> 00:20:04,662
‫بیا بریم!

279
00:20:23,014 --> 00:20:25,642
‫از فردا اول صبح شروع می‌کنی.
‫تا اون موقع توی این اتاق زندونی هستی.

280
00:20:25,725 --> 00:20:26,809
‫چرا؟

281
00:20:26,893 --> 00:20:28,603
‫چون شاید الان بک بهت اعتماد داشته باشه،
‫ولی من ندارم

282
00:20:28,686 --> 00:20:31,500
‫- اگه این توفیق اجباری باب میلم نباشه چی؟
‫- زنگ بزن پلیس

283
00:21:07,433 --> 00:21:09,519
‫- بله؟
‫- وارد شدم

284
00:21:09,520 --> 00:21:14,520
‫« ریـچـر »

285
00:21:14,530 --> 00:21:16,634
‫« بر اساس رمان «متقاعدکننده»
‫اثر لی چایلد و شخصیتش، جک ریچر »

286
00:21:23,000 --> 00:21:26,000
‫« چند روز قبل »

287
00:21:43,720 --> 00:21:44,846
‫وایسا!

288
00:21:44,929 --> 00:21:46,305
‫وایسا! وایسا!

289
00:21:46,389 --> 00:21:47,515
‫وایسا!

290
00:21:53,730 --> 00:21:57,191
‫سوار بعدی می‌شیم، خب؟

291
00:22:11,956 --> 00:22:13,499
‫این کار رو نکن

292
00:22:13,583 --> 00:22:14,792
‫چی؟

293
00:22:16,294 --> 00:22:19,130
‫قراره همراه اون زن سوار اتوبوس بعدی
‫بشی و از کیفش دزدی کنی

294
00:22:20,757 --> 00:22:22,091
‫کون لقت

295
00:22:23,301 --> 00:22:24,886
‫توی این خط یه اتوبوس بیشتر نمیاد

296
00:22:24,969 --> 00:22:27,430
‫سوار قبلی نشدی چون اهدافت خوب نبودن

297
00:22:27,513 --> 00:22:30,099
‫یکی‌شون یه کیف‌دستی قفل‌دار داشت،
‫دو تای دیگه هم هیچی نداشتن

298
00:22:31,851 --> 00:22:33,227
‫زنی که اون طرف این نیمکت نشسته

299
00:22:33,311 --> 00:22:37,273
‫یه کیف لبه‌باز داره و کلاً حواسش
‫به پسر چهار ساله‌اشـه

300
00:22:37,356 --> 00:22:39,817
‫یه سرقت آسون

301
00:22:39,901 --> 00:22:41,444
‫پلیسی؟

302
00:22:41,527 --> 00:22:44,113
‫لازم نیست پلیس باشم که ببینم
‫چه روش ناشیانه‌ای داری

303
00:22:44,197 --> 00:22:46,199
‫کرایه‌ی دقیق با سکه‌های 25 سنتی؟

304
00:22:46,282 --> 00:22:50,536
‫آخه کدوم نوجوونی بعد از سال 1994
‫سکه‌ی 25 سنتی توی جیبش می‌ذاره؟

305
00:22:50,620 --> 00:22:52,371
‫نه

306
00:22:52,455 --> 00:22:54,373
‫تازه‌کاری

307
00:22:54,457 --> 00:22:56,459
‫اگه حرفه‌ای بودی، کارت بلیت داشتی

308
00:22:58,628 --> 00:23:00,254
‫قراره چیکار کنی؟

309
00:23:06,469 --> 00:23:07,678
‫بیا

310
00:23:08,638 --> 00:23:10,431
‫پول‌لازمی دیگه؟ بگیرش

311
00:23:11,724 --> 00:23:12,892
‫بعدش برو واسه خودت یه شغل پیدا کن

312
00:23:12,975 --> 00:23:15,770
‫چون نفر بعدی که موقع دزدی مچت رو بگیره
‫شاید یه صد دلاری بهت نده

313
00:23:15,853 --> 00:23:17,688
‫به جاش یه دست کتکت بزنه

314
00:23:18,815 --> 00:23:20,024
‫ممنون

315
00:23:40,086 --> 00:23:41,504
‫موبایلت رو بده من

316
00:23:44,924 --> 00:23:47,343
‫گروهان 110اُم بازرسان ویژه.
‫استوار پاول صحبت می‌کنه.

317
00:23:47,426 --> 00:23:50,179
‫جک ریچر هستم.
‫باید فوراً با مافوقت حرف بزنم.

318
00:23:50,263 --> 00:23:52,557
‫ببخشید، قربان. سرگرد ترنر در دسترس نیستن

319
00:23:52,640 --> 00:23:54,559
‫بهش بگو در اسرع وقت بهم زنگ بزنه

320
00:23:54,642 --> 00:23:56,060
‫یه لطفی بهش کرده بودم که
‫می‌خوام جبران کنه واسم

321
00:23:56,144 --> 00:23:59,021
‫شدنی هست، قربان، ولی پیام‌تون
‫به این زودی به دستش نمی‌رسه

322
00:23:59,105 --> 00:24:00,648
‫رفته مأموریت

323
00:24:00,731 --> 00:24:03,943
‫مأموریت مخفی و ارتباط به طور کامل قطع،
‫حداقل واسه دو هفته

324
00:24:04,026 --> 00:24:05,653
‫واقعاً سرگرد ریچر هستید؟

325
00:24:05,736 --> 00:24:08,197
‫یعنی همون جک ریچری که
‫گروهان 110اُم رو راه انداخته؟

326
00:24:08,281 --> 00:24:10,032
‫آره

327
00:24:10,116 --> 00:24:11,784
‫به کمکت نیاز دارم، پاول

328
00:24:11,868 --> 00:24:13,452
‫امر کنید، قربان

329
00:24:13,536 --> 00:24:16,831
‫- آمار یه پلاک رو برام در بیار
‫- البته. بگید

330
00:24:16,914 --> 00:24:17,999
‫پلاک شهروندی. ایالت مِین

331
00:24:18,082 --> 00:24:19,750
‫هفت. هفت. چهار. اُ. تی. اِل

332
00:24:20,918 --> 00:24:22,336
‫الان بررسیش می‌کنم

333
00:24:23,546 --> 00:24:25,256
‫راستی...

334
00:24:25,339 --> 00:24:26,924
‫میشه یه سؤال بپرسم؟

335
00:24:28,467 --> 00:24:29,552
‫بپرس

336
00:24:29,635 --> 00:24:33,514
‫میز قدیمی‌تون هنوز اینجاست و سمت راستش

337
00:24:33,598 --> 00:24:34,849
‫یه فرو رفتگی هست

338
00:24:34,932 --> 00:24:37,351
‫شایعه شده که کله‌ی سرهنگ رو کوبوندید اونجا

339
00:24:37,435 --> 00:24:38,561
‫درسته؟

340
00:24:38,644 --> 00:24:41,731
‫دیوید اُدانل وقتی با توپ بولینگ استن لاوری
‫بازی می‌کرد اون دسته‌گل رو به آب داد

341
00:24:41,814 --> 00:24:43,232
‫لاوری هم اینطوری تلافی کرد:

342
00:24:43,316 --> 00:24:45,776
‫موقعی که اُدانل روی مبل خوابش برده بود،
‫روی صورتش عکس کیر کشید

343
00:24:45,860 --> 00:24:49,238
‫رفیق، قصه‌های اونا رو هم شنیدیم

344
00:24:50,323 --> 00:24:51,699
‫انگار سیستمشون یه مشکلی داره

345
00:24:51,782 --> 00:24:54,535
‫می‌تونم پیداش که کردم زنگ بزنم.
‫به همین شماره زنگ بزنم؟

346
00:24:54,619 --> 00:24:58,122
‫نه. آدرس محل اقامتم رو یادداشت کن

347
00:25:06,839 --> 00:25:09,008
‫مأموران فدرال! باز کن!

348
00:25:19,032 --> 00:25:26,032


349
00:25:53,177 --> 00:25:54,720
‫کجا تشریف می‌برید، آقای ریچر؟

350
00:25:54,804 --> 00:25:56,347
‫کی گفته اسم من ریچره؟

351
00:25:56,430 --> 00:25:57,974
‫مدیر این سگ‌دونی که نگفته

352
00:25:58,057 --> 00:26:00,393
‫گفت اسمی که ثبت کردی «راب رفشنایدر»ـه
‫(بازیکن بیس‌بال اصالتاً کُره‌ای)

353
00:26:00,476 --> 00:26:02,770
‫ولی به نظر من که زیاد
‫شبیه بازیکن‌های میانی نیستی

354
00:26:02,853 --> 00:26:05,147
‫می‌خوای کنار سطل آشغال حرف بزنیم

355
00:26:05,231 --> 00:26:08,901
‫یا میشه یه جایی پیدا کنیم که
‫کمتر بوی استفراغ بده؟

356
00:26:15,074 --> 00:26:17,034
‫چه جای قشنگی

357
00:26:17,118 --> 00:26:19,078
‫«مُتل 6» پر بود

358
00:26:19,161 --> 00:26:21,747
‫اینجا به 6 نمی‌رسه نمره‌اش، 2 ئـه

359
00:26:21,831 --> 00:26:24,083
‫من که شما رو دعوت نکردم اینجا، مأمور...؟

360
00:26:24,166 --> 00:26:25,543
‫دافی. سوزان دافی

361
00:26:25,544 --> 00:26:26,921
‫اون دوتایی هم که دم در

362
00:26:27,003 --> 00:26:29,964
‫دست به کیر ولشون کردی
‫الیوت و ویلانویوا هستن‌

363
00:26:30,047 --> 00:26:31,716
‫چرا فرار کردی؟

364
00:26:31,799 --> 00:26:34,093
‫ما که گفتیم مأمور فدرال هستیم

365
00:26:34,176 --> 00:26:35,678
‫هر کسی می‌تونه هر عنوانی رو
‫به خودش نسبت بده

366
00:26:35,761 --> 00:26:39,557
‫اینجا خلافکار پَروره.
‫ترسیدم.

367
00:26:39,640 --> 00:26:42,852
‫به شما نمی‌خوره اهل ترسیدن باشید، آقای ریچر

368
00:26:44,061 --> 00:26:45,563
‫ریچر خالی

369
00:26:45,646 --> 00:26:48,065
‫باشه، ریچر. چرا از اسم مستعار استفاده می‌کنید؟

370
00:26:48,149 --> 00:26:49,442
‫حریم‌خصوصی‌ام رو دوست دارم

371
00:26:49,525 --> 00:26:52,028
‫- واسه همین آدرسی ندادی؟
‫- نه

372
00:26:52,111 --> 00:26:54,196
‫پس چرا آدرسی ندادی؟

373
00:26:54,280 --> 00:26:55,573
‫چون ندارم

374
00:26:55,656 --> 00:26:57,199
‫توی مِین چیکار می‌کنی؟

375
00:26:57,283 --> 00:26:58,576
‫دنبال شاه‌میگوی خوب می‌گشتم

376
00:26:58,659 --> 00:27:01,620
‫- شوخی نمی‌کنیم
‫- من هم همینطور

377
00:27:01,704 --> 00:27:05,291
‫توی کیپ‌می بودم، یه شاه‌میگوی آشغال خوردم،
‫بهترش رو می‌خواستم، اومدم اینجا

378
00:27:05,374 --> 00:27:08,836
‫- به نظرت بامزه‌ست؟
‫- به نظرم دارید وقتم رو تلف می‌کنید

379
00:27:08,919 --> 00:27:12,548
‫نمی‌دونم از من چی می‌خواید،
‫ولی من از شما هیچی نمی‌خوام

380
00:27:12,631 --> 00:27:14,800
‫پس برمی‌گردم اتاقم

381
00:27:14,884 --> 00:27:18,596
‫تا صبر کنی استوار پاول بهت زنگ بزنه؟

382
00:27:19,930 --> 00:27:21,640
‫خودت رو اذیت نکن.
‫زنگ نمی‌زنه.

383
00:27:21,724 --> 00:27:24,769
‫پس چطوره بشینی روی اون صندلی

384
00:27:24,852 --> 00:27:27,938
‫می‌تونی به اردک غذا بدی و
‫ما هم حرفمون رو تموم کنیم

385
00:27:29,398 --> 00:27:31,192
‫پاول فروختت

386
00:27:31,275 --> 00:27:35,321
‫زبون وا نمی‌کرد، تا اینکه به اتهام کارشکنی
‫در تحقیقات فدرال تهدیدش کردیم

387
00:27:35,404 --> 00:27:38,741
‫- بچه کم مونده بود گریه کنه
‫- خجالت‌آوره لعنتی

388
00:27:38,824 --> 00:27:40,242
‫چه تحقیقاتِ فدرالی؟

389
00:27:40,326 --> 00:27:43,913
‫ما داریم در مورد یه تجارتِ واردات فرش
‫به نام «بیزار بازار» تحقیق می‌کنیم

390
00:27:43,996 --> 00:27:46,499
‫و اداره مبارزه با مواد مخدر فکر می‌کنه
‫اونا فقط فرش وارد نمی‌کنن

391
00:27:46,582 --> 00:27:49,710
‫چند هفته پیش،
‫یه قاچاقچی سطح بالای مواد مخدر لس آنجلسی،

392
00:27:49,794 --> 00:27:52,588
‫برای ملاقات با مالکِ بیزار بازار
‫به مین پرواز کرد

393
00:27:52,671 --> 00:27:55,841
‫قاچاقچی‌های بزرگ مواد مخدر
‫برای خرید فرش 5 هزار کیلومتر سفر نمی‌کنن

394
00:27:55,925 --> 00:27:58,260
‫پس حدس می‌زنیم
‫مالکِ بیزار بازار تأمین‌کننده‌اش باشه

395
00:27:58,344 --> 00:28:01,055
‫که اون رو مسئول بیشتر سمّی می‌کنه

396
00:28:01,138 --> 00:28:03,808
‫که به غرب ایالات متحده وارد میشه

397
00:28:03,891 --> 00:28:05,744
‫مشکل اینه که نمی‌تونیم
‫چیزی از یارو پیدا کنیم

398
00:28:05,768 --> 00:28:07,228
‫نه حتی یه آدرس

399
00:28:07,311 --> 00:28:10,398
‫فکر می‌کنیم ملکش به نام شرکتی چیزی ثبت شده

400
00:28:11,690 --> 00:28:12,983
‫این چه ربطی به من داره؟

401
00:28:13,067 --> 00:28:15,611
‫شماره پلاکی که آمارش رو در آوردی
‫به ماشینی پیچ شده بود

402
00:28:15,694 --> 00:28:17,988
‫که شاه فرش رو به اون جلسه آورده بود

403
00:28:18,072 --> 00:28:20,825
‫ما شماره رو توی سیستم ثبت کرده بودیم
‫پس وقتی پاول برات بررسیش کرد

404
00:28:20,908 --> 00:28:22,493
‫ما بلافاصله خبردار شدیم

405
00:28:22,576 --> 00:28:23,786
‫چرا پلاکه رو بررسی می‌کردی؟

406
00:28:23,869 --> 00:28:25,746
‫شاید راننده‌اش زد به ماشینم و فرار کرد

407
00:28:25,830 --> 00:28:27,623
‫اون واقعاً زد به ماشینت و فرار کرد؟

408
00:28:27,706 --> 00:28:29,041
‫من ماشین ندارم

409
00:28:35,798 --> 00:28:37,924
‫زکری بک. می‌شناسیش؟

410
00:28:37,948 --> 00:28:40,428
‫لعنت بر شیطون. الیوت،
‫نباید به کسی که بازجویی می‌کنیم

411
00:28:40,511 --> 00:28:43,597
‫اسمِ سوژه رو بگی،
‫و بعد بپرسی می‌شناستش یا نه.

412
00:28:43,681 --> 00:28:45,558
‫شرمنده. لعنتی

413
00:28:45,641 --> 00:28:47,560
‫من نمی‌شناسمش.

414
00:28:49,687 --> 00:28:51,897
‫اینجا کسی رو می‌شناسی؟

415
00:28:51,981 --> 00:28:53,065
‫نه

416
00:28:54,191 --> 00:28:56,652
‫می‌دونی من چی فکر می‌کنم.
‫فکر کنم یکی رو توی اون ماشین دیدی

417
00:28:56,735 --> 00:28:59,071
‫که می‌شناختی و حالا دنبالش می‌گردی

418
00:28:59,155 --> 00:29:00,239
‫پس اون کی بود؟

419
00:29:01,907 --> 00:29:04,618
‫طبق گفته‌ی پاول،
‫تو یه جور ابرپلیس ارتش بود.

420
00:29:04,702 --> 00:29:06,996
‫سابقه‌ات رو بررسی کردیم.
‫بیشتر از تام بریدی جایزه گرفتی.

421
00:29:07,079 --> 00:29:08,122
‫کونِ لق اون خائن

422
00:29:08,205 --> 00:29:10,583
‫برای همین الان اومدیم سراغت.
‫به کمکت نیاز داریم.

423
00:29:12,084 --> 00:29:14,712
‫پس باید واقعاً درمونده باشید

424
00:29:14,795 --> 00:29:17,173
‫- رفیق، نمی‌دونی اوضاع چقدر خرابه
‫- و نمی‌خوام هم بدونم

425
00:29:17,256 --> 00:29:19,258
‫حداقل تا وقتی که یه کاری برام بکنید

426
00:29:20,968 --> 00:29:23,345
‫تو آدمی نیستی که بخوام
‫در حقش لطفی بکنم

427
00:29:23,429 --> 00:29:25,598
‫- واسه چی؟
‫- تو خیلی رو مُخی

428
00:29:25,681 --> 00:29:27,183
‫مثل یه عوضی به سؤالات جواب میدی

429
00:29:27,266 --> 00:29:29,810
‫- همیشه انقدر رُکی؟
‫- همیشه انقدر خسته‌کننده‌ای؟

430
00:29:34,648 --> 00:29:36,734
‫خب چیکار می‌تونم برات بکنم، ریچر؟

431
00:29:36,817 --> 00:29:38,986
‫سوابق بیمارستان‌های اطراف
‫لینتونِ ویرجینیا رو بررسی کن

432
00:29:39,069 --> 00:29:41,280
‫مربوط به تاریخ 13 مارس 2012
‫یا بلافاصله بعدش

433
00:29:41,363 --> 00:29:43,866
‫- دنبال چی می‌گردیم؟
‫- یه مرد آسیایی آمریکایی تقریباً 40 ساله،

434
00:29:43,949 --> 00:29:47,161
‫که با جراحات حاصل از شلیک
‫با تفنگِ کالیبر پایین به سرش،

435
00:29:47,244 --> 00:29:49,705
‫سقوط از بلندی و غرق شدن بستری شده.
‫ببینید، شما مأمور فدرالید.

436
00:29:49,705 --> 00:29:52,333
‫شما منابع در اختیار دارید.
‫چیزی پیدا کردید، بهم زنگ بزنید.

437
00:29:52,416 --> 00:29:54,960
‫شاید اون موقع بتونیم
‫در مورد چیزی که لازم دارید حرف بزنیم

438
00:30:16,190 --> 00:30:18,108
‫خب، آدمی رو که دنبالش بودی پیدا کردیم

439
00:30:18,192 --> 00:30:22,821
‫آب بدنِ نیمه‌جونش رو به ساحل آورده بود
‫توی جنوبِ فلان جای ویرجینیا

440
00:30:22,905 --> 00:30:25,074
‫- لینتون
‫- حالا هرچی

441
00:30:25,157 --> 00:30:26,909
‫زخم‌هاش با توصیفت مطابقت داشتن

442
00:30:26,992 --> 00:30:30,538
‫گلوله‌ی کالیبر پایین توی جمجمه‌اش بوده،
‫آسیب‌های داخلی شدیدی داشته.

443
00:30:30,621 --> 00:30:32,331
‫یه ساحل‌گرد پیداش کرده

444
00:30:32,414 --> 00:30:34,708
‫دکترها به نتیجه رسیدن که
‫آبِ خیلی سرد نجاتش داده

445
00:30:34,792 --> 00:30:36,501
‫- هیپوترمی
‫- آره

446
00:30:36,525 --> 00:30:38,378
‫ضربانِ قلبش رو کند کرده
‫و خونریزی نکرده،

447
00:30:38,402 --> 00:30:40,631
‫کاهش تقاضای اکسیژن
‫از آسیب مغزی جلوگیری کرده

448
00:30:40,714 --> 00:30:43,884
‫تقریباً 6 ماه طول کشیده که دکترها
‫بتونن به حالت اول برش گردونن

449
00:30:43,968 --> 00:30:46,262
‫به کادر درمان گفت چه اتفاقی براش افتاده؟

450
00:30:46,345 --> 00:30:47,888
‫ادعا کرد یادش نمیاد

451
00:30:47,972 --> 00:30:48,931
‫پرونده‌اش رو میدی؟

452
00:30:49,014 --> 00:30:52,059
‫وقتی یارو توی بیمارستان بوده
‫روان‌پزشک‌ها به طور مرتب

453
00:30:52,142 --> 00:30:53,269
‫با طرف مصاحبه می‌کردن

454
00:30:53,352 --> 00:30:55,646
‫روی داستانش اصرار داشته

455
00:30:55,729 --> 00:30:57,606
‫می‌بینی کسِ دیگه‌ای چیزی بخوره؟

456
00:30:57,690 --> 00:30:59,834
‫چیه؟ اول صبح رفته بودم
‫پیش کینکو پرونده‌ها رو کپی کنم،

457
00:30:59,858 --> 00:31:02,278
‫- وقت نداشتم صبحونه بخورم...
‫- اونا تشخیص فراموشی در اثر ضایعه دادن

458
00:31:02,361 --> 00:31:06,699
‫فکر می‌کردن اون واقعاً از حادثه و یکی دو روز قبلش
‫هیچی به یاد نمی‌آورد،

459
00:31:06,782 --> 00:31:09,159
‫ولی به نتیجه رسیدن باید یه چیزهایی
‫از قبلش به یاد بیاره

460
00:31:09,243 --> 00:31:12,538
‫اونا حس کردن شاید وانمود می‌کرده
‫چیزی به یاد نمیاره

461
00:31:12,621 --> 00:31:14,915
‫به بازجویی ازش ادامه دادن،
‫اما هیچوقت به حرف نیومد.

462
00:31:14,999 --> 00:31:16,959
‫پلیس‌های محلی بررسیش کردن؟

463
00:31:17,042 --> 00:31:19,670
‫کلانتر بخش آثار انگشتش رو چک کرده،
‫ولی توی سیستم نبودن.

464
00:31:19,753 --> 00:31:23,132
‫همچنین با شخص گُمشده‌ای مطابقت نداشته
‫و هیچکس هم نیومده دنبالش،

465
00:31:23,215 --> 00:31:24,633
‫بنابراین مجهول‌الهویه مونده

466
00:31:24,717 --> 00:31:26,570
‫ولی با توجه به نگاه عمیقی که بهش می‌کنی،

467
00:31:26,594 --> 00:31:28,137
‫فکر کنم اسمش رو می‌دونی

468
00:31:31,640 --> 00:31:34,852
‫کونِ لقت، پسر گُنده. من برات رو کردم،
‫تو هم برام رو کن.

469
00:31:34,935 --> 00:31:36,478
‫یا جایی که اهلش هستی
‫قانونی وجود نداره؟

470
00:31:36,562 --> 00:31:38,105
‫من واقعاً اهل جایی نیستم

471
00:31:38,188 --> 00:31:40,065
‫خب، من اهل یه جایی‌ام.
‫و توی خیابون امرسون،

472
00:31:40,149 --> 00:31:42,818
‫اگه کارِ درست رو انجام نمی‌دادی،
‫یه کشیده می‌خورد درِ گوشت.

473
00:31:50,200 --> 00:31:52,411
‫سرهنگ دوم فرانسیس اگزیویر کوئین

474
00:31:52,494 --> 00:31:54,246
‫از اطلاعاتِ ارتش

475
00:31:54,330 --> 00:31:57,291
‫با فروختن اسرارِ ارتش به کشورهای دشمن
‫پول اضافه در می‌آورد

476
00:31:58,626 --> 00:32:00,210
‫هیچوقت نتونستیم دستگیرش کنیم

477
00:32:00,294 --> 00:32:03,380
‫- کی از پرتگاه پرتش کرد پایین؟
‫- شاید یه مشتریِ ناراضی

478
00:32:03,464 --> 00:32:05,049
‫اون با آدم‌های بدی سر و کار داشت

479
00:32:06,050 --> 00:32:08,636
‫اگه این یارو نظامی بوده،
‫اثر انگشتش باید توی سیستم می‌بود.

480
00:32:09,845 --> 00:32:11,305
‫اون ارتباطات عمیقی
‫توی اطلاعات ارتش داشت

481
00:32:11,388 --> 00:32:14,058
‫گمونم وقتی فرار کرده
‫یه نفر از داخل اطلاعاتش رو پاک کرده

482
00:32:14,141 --> 00:32:15,851
‫شاید عکس‌هاشم پاک کردن

483
00:32:16,852 --> 00:32:19,063
‫تو کوئین رو توی ماشینِ بک دیدی

484
00:32:19,146 --> 00:32:20,564
‫آره

485
00:32:20,648 --> 00:32:22,524
‫و حالا می‌خوای پیداش کنی

486
00:32:23,942 --> 00:32:25,527
‫آره

487
00:32:25,611 --> 00:32:27,279
‫پس شاید بتونیم به همدیگه کمک کنیم

488
00:32:27,363 --> 00:32:29,073
‫بیا بریم قدم بزنیم

489
00:32:34,328 --> 00:32:37,206
‫ببین، فکر کنم می‌تونم بهت اعتماد کنم،

490
00:32:37,289 --> 00:32:39,625
‫ولی سعی دارم مطمئن شم

491
00:32:40,793 --> 00:32:42,252
‫چرا؟

492
00:32:42,336 --> 00:32:44,380
‫چون من گند زدم

493
00:32:44,463 --> 00:32:48,300
‫هفته‌ها زیر نظر گرفتن دارین پرادو،
‫همون قاچاقچی مواد لس آنجلسی،

494
00:32:48,384 --> 00:32:51,261
‫همش به خاطر یه حکمِ بد بی‌اعتبار شد

495
00:32:51,345 --> 00:32:53,263
‫چطور این اتفاق افتاد؟

496
00:32:53,347 --> 00:32:56,558
‫ما از جایی که فکر می‌کردیم زمینِ عمومیه
‫زیر نظرش گرفتیم ازش فیلمبرداری کردیم

497
00:32:56,642 --> 00:32:59,144
‫یه جنگل ملی که وسط ناکجاآباد بود

498
00:32:59,228 --> 00:33:02,356
‫اما به یه ملکِ شخصی متصل بود

499
00:33:02,439 --> 00:33:04,983
‫ما 6 متر اون طرفِ مرز بودیم
‫و نمی‌دونستیم

500
00:33:05,067 --> 00:33:07,861
‫حکم بهمون اجازه نمی‌داد
‫از اونجا فیلمبرداری کنیم

501
00:33:07,945 --> 00:33:09,822
‫نقشه‌ی نقشه‌بردار رو اشتباه خوندید؟

502
00:33:09,905 --> 00:33:12,366
‫یه افتضاح واقعی بود، خب؟

503
00:33:12,449 --> 00:33:16,370
‫یه عالمه کار هیچ و پوچ شد
‫و مبارزه با مواد مخدر پرونده رو ازمون گرفت

504
00:33:16,453 --> 00:33:18,205
‫حالا غیررسمی روش کار می‌کنید؟

505
00:33:18,288 --> 00:33:21,291
‫من نمیذارم آدم بدها قسر در برن

506
00:33:21,375 --> 00:33:23,770
‫و من رهبرِ تیم هستم. هیچکس
‫کارهای روزمره‌ام رو زیر نظر نداره.

507
00:33:23,794 --> 00:33:26,880
‫پس حالا روی بک تمرکز کردی؟

508
00:33:26,964 --> 00:33:30,217
‫پرادو برای ملاقات باهاش
‫این همه راه تا اینجا اومد،

509
00:33:30,300 --> 00:33:32,386
‫پس بک ممکنه کله‌گُنده‌تر باشه

510
00:33:32,469 --> 00:33:35,514
‫و اگه اون رو گیر بندازیم،
‫پرادو رو هم می‌گیریم، درسته؟

511
00:33:35,597 --> 00:33:38,934
‫ولی بک یه شبح از آب در اومد.
‫نتونستیم هیچی ازش پیدا کنیم.

512
00:33:39,017 --> 00:33:42,312
‫برای همین یه فکرِ بکر به ذهنم رسید
‫که با یه خبرچین قدیمی تماس بگیرم

513
00:33:42,396 --> 00:33:45,232
‫یه حسی بهم میگه
‫طبق برنامه‌ات پیش نرفت

514
00:33:45,315 --> 00:33:47,985
‫یه بچه به اسم تریسا دنیله

515
00:33:48,068 --> 00:33:50,738
‫چند سال پیش،
‫دوست پسرِ لاشی‌اش گولش زده

516
00:33:50,821 --> 00:33:53,073
‫که قطعاتِ ماشین پر از کوکائین تحویل بده

517
00:33:53,157 --> 00:33:54,575
‫خودش خبر نداشت

518
00:33:54,658 --> 00:33:56,409
‫من دستگیرش کردم،
کردمش آدمِ خودم،‏

519
00:33:56,433 --> 00:33:58,433
‫تبدیل شد به بهترین خبرچینی
‫که تا به حال داشتم

520
00:33:58,620 --> 00:34:02,040
‫این بچه انقدر معصوم و بی‌ادعاست...

521
00:34:02,124 --> 00:34:05,711
‫- هیچکس مشکوک نمیشه جاسوسه
‫- هیچکس. اون ذاتاً خبرچینه

522
00:34:05,794 --> 00:34:09,465
‫پس وقتی دیدم بیزار بازار یه آگهی آنلاین
‫برای استخدام یه منشی داده،

523
00:34:09,548 --> 00:34:10,966
‫به تریسا زنگ زدم

524
00:34:11,049 --> 00:34:13,343
‫اون با مادربزرگش زندگی می‌کنه،
‫ازش مراقبت می‌کنه،

525
00:34:13,427 --> 00:34:15,763
‫برای همین می‌دونستم پول لازم داره

526
00:34:15,846 --> 00:34:18,015
‫اون توی انبارِ بیزار بازار استخدام شد

527
00:34:18,098 --> 00:34:21,518
‫و قرار بود بهم گزارش بده
‫بک اونجا چیکار می‌کنه

528
00:34:21,602 --> 00:34:23,020
‫ولی؟

529
00:34:25,314 --> 00:34:28,025
‫حدود یه هفته پیش، ناپدید شد

530
00:34:29,318 --> 00:34:32,529
‫دیگه ازش خبری نگرفتم
‫مادربزرگش هم نمی‌دونه کجاست

531
00:34:32,613 --> 00:34:35,866
‫اون به بیزار بازار زنگ زد،
‫ولی اونا گفتن هیچوقت سرِ کار نیومده،

532
00:34:35,949 --> 00:34:39,286
‫پس پیرزنه مطمئنه که نوه‌اش
‫دوباره مواد مصرف می‌کنه

533
00:34:40,370 --> 00:34:41,872
‫ولی تو فکر می‌کنی به این سادگی نیست

534
00:34:41,955 --> 00:34:44,833
‫من معتادها رو می‌شناسم.
‫تریسا اعتیاد رو پشت سر گذاشته بود

535
00:34:44,917 --> 00:34:46,835
‫کاملاً متحول شده بود

536
00:34:46,919 --> 00:34:48,837
‫فکر کنم حین تجسس در مورد بک گیر افتاده

537
00:34:48,921 --> 00:34:50,881
‫و یه بلایی سرش اومده

538
00:34:50,964 --> 00:34:53,884
‫باید بفهمم چی شده،
‫ولی هیچ قاضی‌ای حکم صادر نمی‌کنه

539
00:34:53,967 --> 00:34:58,514
‫که توی ملکِ یه تاجر محلی سرشناس
‫دنبال یه معتاد سابق که از کار در رفته بگردم

540
00:34:58,597 --> 00:35:01,225
‫یعنی، اون 20 سالشه،
‫ولی بازم فقط یه بچه‌ست.

541
00:35:03,393 --> 00:35:06,772
‫ببین. این گوشواره‌های
‫حلقه‌ای گُنده رو میندازه

542
00:35:06,855 --> 00:35:08,649
‫مثل خواهرزاده‌ام و دوست‌هاش

543
00:35:10,692 --> 00:35:12,569
‫چرا این رو بهم نشون میدی؟

544
00:35:14,154 --> 00:35:15,906
‫چون باید بدونی اون چه شکلیه

545
00:35:15,989 --> 00:35:19,326
‫وقتی می‌فرستمت داخل تشکیلاتِ بک
‫که پیداش کنی

546
00:35:19,409 --> 00:35:21,995
‫دلم نمی‌خواد این رو بهت بگم،
‫ولی اگه تریسا توسط کسی دزدیده شده

547
00:35:22,079 --> 00:35:25,165
‫که با ایگزیویر کوئین ارتباط داره،
‫احتمالش زیاده که دیر کرده باشی.

548
00:35:25,249 --> 00:35:27,167
‫چرا همچین چیزی به من میگی؟

549
00:35:27,251 --> 00:35:28,919
‫چون باهوش‌تر از اونی
‫که بشه بهت دروغ گفت

550
00:35:29,002 --> 00:35:31,046
‫بلافاصله متوجه میشی

551
00:35:31,129 --> 00:35:32,214
‫اون انقدر بده؟

552
00:35:32,297 --> 00:35:34,424
‫اون بدترین آدمیه که توی عمرم دیدم

553
00:35:34,508 --> 00:35:37,052
‫خب، این دلیل بیشتریه که با ما همراه شی

554
00:35:37,135 --> 00:35:38,470
‫باید کوئین رو پیدا کنی

555
00:35:38,554 --> 00:35:41,765
‫وقتی این کارو می‌کنی،
‫می‌تونی کمکم کنی تریسا رو پیدا کنم.

556
00:35:41,849 --> 00:35:45,644
‫می‌دونی، من فقط یه بچه‌خوشگل نیستم.
‫نقشه دارم.

557
00:35:48,021 --> 00:35:50,399
‫پسرِ زکری بک، ریچارد

558
00:35:50,482 --> 00:35:52,609
‫پنج سال پیش، ربوده شده بود

559
00:35:52,693 --> 00:35:55,529
‫می‌دونی این روزها توی آمریکا
‫درصد وقوع آدم‌ربایی چقدره؟

560
00:35:55,612 --> 00:35:58,490
‫ممکنه سرِ جنگ قلمرویی باشه.
‫قاچاقچی‌های مواد رقیب.

561
00:35:58,574 --> 00:36:01,201
‫مخصوصاً چون آدم‌رباها
‫گوشِ بچه رو بریدن

562
00:36:01,285 --> 00:36:04,371
‫و برای بک فرستادن،
‫که در ضمن هرگز سراغ پلیس نرفت.

563
00:36:04,454 --> 00:36:06,582
‫پس تو چطور ازش خبر داری؟

564
00:36:06,665 --> 00:36:09,250
‫خب، وقتی با یه گوش قطع شده
‫توی محوطه‌ی دانشگاه بگردی،

565
00:36:09,274 --> 00:36:10,854
‫سؤال‌هایی برای بچه‌ها پیش میاد

566
00:36:10,878 --> 00:36:14,256
‫ریچارد به بعضی‌هاشون جواب داده
‫و یکی از همکلاسی‌هاش

567
00:36:14,339 --> 00:36:16,592
‫در ازای چشم پوشی ما از اتهاماتِ جزئی
‫مواد مخدرش حرف زد

568
00:36:16,675 --> 00:36:18,635
‫پس بچه‌ی بک زندگیِ سختی داشته

569
00:36:18,659 --> 00:36:20,405
‫اون چه ربطی به نقشه‌ات داره؟

570
00:36:20,429 --> 00:36:22,472
‫تو به بک نزدیک میشی

571
00:36:22,556 --> 00:36:24,975
‫از طریق نجات دادن پسرش
‫از ربوده شدن دوباره

572
00:36:25,058 --> 00:36:28,353
‫- خبرچین مخفی؟
‫- آره، چه مشکلی داره؟

573
00:36:28,437 --> 00:36:30,105
‫آخرین خبرچینت گُم و گور شده

574
00:36:30,188 --> 00:36:33,984
‫یادته قبلاً در مورد عوضی بودنت چی گفتم؟

575
00:36:34,067 --> 00:36:35,944
‫الان داری همون کارو می‌کنی

576
00:36:40,198 --> 00:36:43,035
‫خب، یه ماشین توقیفی محکم
‫از پارکینگ مبارزه با مواد مخدر برمی‌داریم،

577
00:36:43,118 --> 00:36:46,496
‫می‌کوبیم به ماشینِ بادیگارد
‫و گیرش میندازم تا نتونه حرکت کنه

578
00:36:46,580 --> 00:36:48,081
‫هنوزم باید حساب یارو رو برسیم

579
00:36:48,165 --> 00:36:49,875
‫و اونم آدمِ ساده و هالویی نیست

580
00:36:49,958 --> 00:36:52,794
‫پرونده‌ی نسبتاً سنگینی داره:
‫ضرب و جرح، سرقت مسلحانه

581
00:36:52,878 --> 00:36:54,129
‫بلده چطور از تفنگش استفاده کنه

582
00:36:54,212 --> 00:36:56,048
‫عالیه. چطور از تیر خوردن پرهیز کنیم؟

583
00:36:56,131 --> 00:36:58,050
‫چون نمی‌تونیم یارو رو بکشیم

584
00:36:58,133 --> 00:37:00,385
‫هی، بالأخره اومدی. بده من

585
00:37:01,803 --> 00:37:04,222
‫- این دیگه چه گُهیه؟ گفتم از دینک بخر
‫- دونات دوناته دیگه

586
00:37:04,306 --> 00:37:05,390
‫دهنِ کثیفت رو ببند

587
00:37:05,474 --> 00:37:07,100
‫خیلی خب، باشه،
‫پس خودم همه رو می‌خورم

588
00:37:07,184 --> 00:37:08,352
‫نگفتم نمی‌خوامشون

589
00:37:08,435 --> 00:37:10,812
‫- امروز قرص چربی‌ات رو خوردی؟
‫- هنوز منتظر بسته‌ی جدیدش هستم

590
00:37:10,896 --> 00:37:13,231
‫اوه

591
00:37:13,315 --> 00:37:16,026
‫بیاید فرض کنیم تصادف
‫بادیگارد رو شوکه کنه

592
00:37:16,109 --> 00:37:18,654
‫به این معنا نیست که
‫چندتا تیر شلیک نکنه

593
00:37:18,737 --> 00:37:21,907
‫دافی راست میگه.
‫بیشتر لازم داریم

594
00:37:23,867 --> 00:37:25,619
‫توی کویت از نارنجک فلش‌بنگ استفاده می‌کردیم

595
00:37:25,702 --> 00:37:28,497
‫وقتی می‌خواستیم یه هدف رو
‫برای بازجویی زنده نگه داریم

596
00:37:28,580 --> 00:37:31,750
‫بادیگارد آسیب جدی نمی‌بینه،
‫ولی نمی‌تونه اقدام متقابل کنه.

597
00:37:31,833 --> 00:37:35,712
‫شیشه‌ها رو می‌شکنه
‫و باعث میشه ریچارد دروغ رو باور کنه

598
00:37:35,796 --> 00:37:38,715
‫و یه موقعیت شغلی ایجاد می‌کنه.
‫بک یه بادیگارد جدید لازمش میشه.

599
00:37:38,799 --> 00:37:40,509
‫خیلی خب، شرمنده. من گیج شدم

600
00:37:40,592 --> 00:37:42,302
‫- تعجبی هم نداره
‫- اگه بادیگارد واقعاً نمیره،

601
00:37:42,326 --> 00:37:44,554
‫می‌تونه بره به بک بگه
‫واقعاً چه اتفاقی افتاده

602
00:37:44,638 --> 00:37:46,974
‫پس چطور این رو حل کنیم؟

603
00:37:47,057 --> 00:37:49,017
‫تا مدت نامعلوم نگهش می‌داریم

604
00:37:49,101 --> 00:37:51,687
‫و حتی حق تماس تلفنی هم بهش نمی‌دیم

605
00:37:51,770 --> 00:37:54,606
‫کاملاً مطمئنم طبق قانون اساسی
‫نمی‌تونید این کارو بکنید

606
00:37:54,690 --> 00:37:56,024
‫شما مأمور مبارزه با مواد مخدرید

607
00:37:56,108 --> 00:37:58,485
‫یکم مواد از اتاق مدارک بردارید
‫و توی ماشینش جاساز کنید،

608
00:37:58,568 --> 00:38:00,779
‫بگید داشته از یه قاچاقچی
‫اهل آمریکای مرکزی می‌خریدتش،

609
00:38:00,862 --> 00:38:02,697
‫اون وقت تبدیل میشه به پرونده
‫تروریسم مواد مخدر

610
00:38:02,721 --> 00:38:03,925
‫می‌تونید تا هر وقت می‌خواید نگهش دارید

611
00:38:03,949 --> 00:38:05,575
‫بدون اتهام رسمی
‫و حق گرفتن وکیل

612
00:38:07,202 --> 00:38:09,412
‫- قانون اجازه‌ی این کارو میده؟
‫- خاکسریـه، تکلیفش معلوم نیست

613
00:38:09,436 --> 00:38:12,541
‫سوراخ کونِ موش خاکستریـه.
در بهترین حالت غیرقانونی نیست.‏

614
00:38:14,584 --> 00:38:16,586
‫ولی فکر نکنم چاره‌ای داشته باشیم

615
00:38:16,670 --> 00:38:19,131
‫و وقتی گیرش بیاریم،
‫می‌تونیم ازش بازجویی کنیم. ایده‌ی خوبیه.

616
00:38:20,632 --> 00:38:22,259
فقط بچه‌خوشگل نیستم

617
00:38:23,802 --> 00:38:27,014
‫خیلی خب، این ترتیب بادیگاردمون رو میده

618
00:38:27,097 --> 00:38:28,515
‫کی نقش آدم‌ربا رو بازی می‌کنه؟

619
00:38:31,852 --> 00:38:32,978
‫من انجامش میدم

620
00:38:33,061 --> 00:38:35,856
‫نه. این کار با روحیاتِ تو سازگار نیست، گلم

621
00:38:35,939 --> 00:38:38,567
‫قراره ماشین‌ها تصادف کنن
‫و شیشه‌هاشون بشکنه

622
00:38:38,650 --> 00:38:40,068
‫ویلی، می‌تونی یه بازنشسته رو بیاری؟

623
00:38:40,152 --> 00:38:41,069
‫نه. نه. به هیچ وجه

624
00:38:41,153 --> 00:38:41,987
‫ببخشید؟

625
00:38:43,363 --> 00:38:44,531
‫منم که حکم رو خراب کردم

626
00:38:44,614 --> 00:38:49,119
‫من نقشه‌ی نقشه‌بردار رو اشتباه خوندم
‫و توی زمینِ خصوصی مستقرمون کردم

627
00:38:49,202 --> 00:38:50,912
‫من درستش می‌کنم

628
00:38:53,040 --> 00:38:56,501
‫مغز نداری اما یکم تُخم داری.
‫باشه، تو آدم‌ربامون میشی.

629
00:38:56,585 --> 00:38:59,755
‫باشه. تو به ریچارد حمله می‌کنی.
‫چطور جلوت رو بگیرم؟

630
00:38:59,838 --> 00:39:02,424
‫اون قراره از نزدیک شاهد باشه
‫و دعوای الکی، کل ماجرا رو الکی نشون میده

631
00:39:03,550 --> 00:39:04,843
‫بهش شلیک می‌کنیم

632
00:39:06,178 --> 00:39:07,804
‫جدی؟

633
00:39:07,888 --> 00:39:09,973
‫تو یه راکونِ کثیفی

634
00:39:14,394 --> 00:39:16,229
‫مطمئنی این بی‌خطره؟

635
00:39:16,313 --> 00:39:19,608
‫بچه‌ی رفیقم همیشه توی فیلم‌های هندی
‫که می‌سازه از اینا استفاده می‌کنه

636
00:39:19,691 --> 00:39:22,861
‫- بچه‌ی رفیقت
‫- جنس باکیفیتیه

637
00:39:22,944 --> 00:39:24,738
‫خیلی خب، حرکت نکن

638
00:39:26,281 --> 00:39:29,326
‫خیلی خب، انگشتت رو به سمت بچه بگیر
‫و بگو «بنگ»

639
00:39:30,452 --> 00:39:32,120
‫نه

640
00:39:32,204 --> 00:39:33,538
‫محض رضای خدا. بنگ!

641
00:39:33,622 --> 00:39:35,415
‫عالیه یا نه؟

642
00:39:35,499 --> 00:39:37,667
‫می‌تونم نزدیک قایم شم
‫و منفجرش کنم

643
00:39:38,919 --> 00:39:41,421
‫لعنت، ویلی!
‫اول بهم هشدار بده!

644
00:39:41,505 --> 00:39:43,924
‫باعث میشی سکته کنه.
‫بدش به من!

645
00:39:45,133 --> 00:39:48,720
‫خدایا! لعنتی...
‫بیخیال، بچه‌ها، اصلاً خنده‌دار نیست.

646
00:39:48,804 --> 00:39:50,514
‫به نظر من که خنده‌داره. بچه‌ها؟

647
00:39:50,597 --> 00:39:51,848
‫به نظر منم همینطوره

648
00:39:51,932 --> 00:39:53,642
‫یه جورایی خنده‌داره

649
00:39:54,976 --> 00:39:56,103
‫

650
00:39:56,186 --> 00:39:59,481
‫بعد از انفجارِ نارنجک قلابی
‫و درگیری مسلحانه،

651
00:39:59,564 --> 00:40:01,608
‫ریچارد به راحتی باهام نمیاد

652
00:40:01,691 --> 00:40:03,652
‫- تو داری فرض می‌کنی
‫- نه

653
00:40:03,735 --> 00:40:05,946
‫توی تحقیقات، فرضیات میخ تابوتت میشن

654
00:40:06,029 --> 00:40:08,240
‫من دارم یه پیش‌بینی منطقی می‌کنم
‫که بچه‌ی دانشگاهی

655
00:40:08,323 --> 00:40:10,992
‫که نزدیک بوده برای بار دوم
‫توی عمرش ربوده بشه،

656
00:40:11,076 --> 00:40:14,579
‫تا حد مرگ می‌ترسه و می‌خواد کسی که
‫نجاتش داده ببرتش پیش پلیس

657
00:40:14,663 --> 00:40:17,374
‫اگه روی این اصرار کنه،
‫همه‌ی اینا اتلاف وقته.

658
00:40:17,457 --> 00:40:19,084
‫اون بی‌راه نمیگه، ویلی

659
00:40:20,877 --> 00:40:23,588
‫قبول نکن. تو رانندگی می‌کنی،
‫فقط ببرش خونه.

660
00:40:23,672 --> 00:40:26,591
‫این مشکوکه. من سعی دارم
‫به تشکیلات باباش نفوذ کنم

661
00:40:26,675 --> 00:40:29,094
‫نباید جای هیچ شکی باقی بذاریم

662
00:40:29,177 --> 00:40:30,262
‫

663
00:40:31,346 --> 00:40:32,848
‫خب چیکار کنیم؟

664
00:40:32,931 --> 00:40:35,475
‫گزینه‌ی رفتن پیش پلیس رو کاملاً حذف می‌کنیم

665
00:40:36,810 --> 00:40:37,811
‫چطوری؟

666
00:40:39,437 --> 00:40:41,314
‫من یه پلیس رو می‌کشم

667
00:40:44,860 --> 00:40:49,114
‫زمانی از روز که این کارو می‌کنیم،
‫خیابون‌ها باید عمدتاً خالی باشن.

668
00:40:49,197 --> 00:40:51,449
‫باید یه یوزی به الیوت بدیم

669
00:40:51,533 --> 00:40:55,287
‫صدای شلیک مسلسل دستی
‫مردم اطراف رو متفرق می‌کنه

670
00:40:55,370 --> 00:40:57,080
‫یه ون برام پیدا کن

671
00:40:57,164 --> 00:41:00,208
‫شیرجه می‌زنم پشتش سنگر می‌گیرم،
‫الیوت می‌تونه حسابی تیر بارونش کنه،

672
00:41:00,292 --> 00:41:02,043
‫یه نمایش قانع‌کننده راه بندازه

673
00:41:04,171 --> 00:41:06,173
‫می‌دونی فشنگِ مشقیِ خالی باورپذیر نمیشه

674
00:41:07,465 --> 00:41:09,843
‫برام سؤال بود کی اول این رو میگه

675
00:41:09,926 --> 00:41:11,887
‫یکم فشنگِ جنگی اضافه می‌کنم

676
00:41:11,970 --> 00:41:14,681
‫قبل از رفتن به خونه‌ی بک
‫پوکه‌های خالی رو دور می‌ریزم

677
00:41:14,764 --> 00:41:16,516
‫تا متوجه فرقشون نشن

678
00:41:16,600 --> 00:41:18,435
‫این بهم اجازه میده رادیاتور
‫ماشین آدم‌ربا رو سوراخ کنم

679
00:41:18,518 --> 00:41:20,270
‫و می‌تونم به تایرهاش شلیک کنم

680
00:41:20,353 --> 00:41:23,565
‫قبل از این که الیوت و ویلانوئوا رو
‫با فشنگِ مشقی بکشم

681
00:41:27,819 --> 00:41:29,279
‫از این نقشه خوشم میاد

682
00:41:30,363 --> 00:41:33,992
‫از این نقشه خوشم نمیاد.
‫استفاده از فشنگِ جنگی احمقانه‌ست

683
00:41:34,075 --> 00:41:36,244
‫اگه یادت بره چندتا تیر شلیک کردی چی؟

684
00:41:36,328 --> 00:41:37,847
‫ممکنه یه فشنگِ واقعی
‫توی خان مونده باشه

685
00:41:37,871 --> 00:41:39,497
‫وقتی تفنگ رو به سمتِ من یا الیوت می‌گیری

686
00:41:39,581 --> 00:41:40,790
‫به این فکر کردی، زرنگ خان؟

687
00:41:40,874 --> 00:41:42,500
‫آره، فکرش رو کردم

688
00:41:42,584 --> 00:41:45,420
‫- تفنگی رو که خواستم برام آوردی؟
‫- بیا

689
00:41:45,503 --> 00:41:47,088
‫که چی؟

690
00:41:50,425 --> 00:41:52,135
‫چاقوی جیبی داری؟

691
00:42:03,480 --> 00:42:06,399
‫حالا همیشه دقیقاً می‌دونم
‫فشنگ‌های مشقی کجا شروع میشن

692
00:42:11,696 --> 00:42:13,657
‫بهترین ماشینی که توی پارکینگ توقیف بود

693
00:42:13,740 --> 00:42:15,575
‫مینی‌ون قراره کنارِ سطل آشغال باشه

694
00:42:15,659 --> 00:42:18,495
‫رخت‌آویزم قراره روی آشغال‌ها باشه

695
00:42:19,579 --> 00:42:21,665
‫درِ ماشین رو باز میذاریم.
‫فقط وانمود کن به زور بازش می‌کنی.

696
00:42:23,208 --> 00:42:24,960
‫مشکل چیه؟

697
00:42:25,043 --> 00:42:27,045
‫من بلد نیستم ماشین رو
‫بدون سوئیچ روشن کنم

698
00:42:27,128 --> 00:42:29,839
‫پوششِ روی فرمون رو شل می‌کنی،
‫سیم‌ها رو از قبل لخت می‌کنیم.

699
00:42:29,923 --> 00:42:31,967
‫اونا رو بهم می‌زنی و فوراً آدم بد میشی

700
00:42:32,050 --> 00:42:34,844
‫همچنین نقشه‌ی خیابون رو هم بررسی کردم

701
00:42:34,928 --> 00:42:37,180
‫بهترین موضع مسلطت
‫قبل از شروع همه چی،

702
00:42:37,264 --> 00:42:39,474
‫از داخل دیسک‌فروشیه

703
00:42:39,557 --> 00:42:41,142
‫ولی یه دلیلی لازم داری که بری اونجا

704
00:42:41,226 --> 00:42:42,394
‫خب؟

705
00:42:42,477 --> 00:42:44,104
‫خب من هوات رو دارم

706
00:42:52,028 --> 00:42:53,697
‫باید با اینا چیکار کنم؟

707
00:42:53,780 --> 00:42:55,281
‫رکورد‌فروشی صفحاتِ گرامافون قدیمی رو می‌خره

708
00:42:55,305 --> 00:42:57,284
‫فقط وانمود کن می‌خوای کلکسیونم رو بفروشی

709
00:43:00,287 --> 00:43:01,329
‫جواب نمیده

710
00:43:01,413 --> 00:43:02,706
‫واسه چی؟

711
00:43:02,789 --> 00:43:05,958
‫چون هیچکس باورش نمیشه کسی فکر می‌کنه
‫می‌تونه یه قرون بابتِ این آشغال‌ها بگیره

712
00:43:06,501 --> 00:43:07,502
‫کونِ لقت

713
00:43:13,091 --> 00:43:15,552
‫آلبوم دیسکوی اتل مرمن؟

714
00:43:23,727 --> 00:43:25,812
‫امشب خبری از اردک نیست؟

715
00:43:25,895 --> 00:43:28,273
‫احتمالاً نمی‌خواد توی این نقشه سهیم باشه

716
00:43:33,236 --> 00:43:34,946
‫فکر نمی‌کنی بتونیم انجامش بدیم؟

717
00:43:35,030 --> 00:43:38,033
‫اگه بتونیم برخورد گلوله‌ها رو
‫در زمانِ کاملاً درست فعال کنیم

718
00:43:38,116 --> 00:43:40,785
‫و اگه هیچکس واقعاً تیر نخوره،

719
00:43:40,869 --> 00:43:44,205
‫و اگه بتونی اون بادیگارد رو
‫به اندازه‌ی کافی نگه داری،

720
00:43:44,289 --> 00:43:45,832
‫به نظرم فقط دو مشکل احتمالی وجود داره

721
00:43:45,915 --> 00:43:48,710
‫- خیلی خب، بگو ببینم
‫- پلیس‌ها

722
00:43:48,793 --> 00:43:51,880
‫تیراندازی خیلی سریع تموم میشه،
‫ولی اونا قطعاً بعدش پیداشون میشه.

723
00:43:51,963 --> 00:43:54,674
‫و من میرم اونجا بهشون میگم
‫یه معامله‌ی مواده که خراب شده،

724
00:43:54,758 --> 00:43:57,594
‫یه تحقیقاتِ فعال مبارزه با مواد مخدره
‫و در حوزه‌ی اختیارات ماست

725
00:43:57,677 --> 00:43:58,845
‫حراستِ محوطه‌ی دانشگاه چی؟

726
00:43:58,928 --> 00:44:00,847
‫نگهبان‌ها گاهی دوست دارن
‫قهرمان‌بازی در بیارن

727
00:44:00,930 --> 00:44:03,516
‫یه اداره‌ی کوچیک بدون گشتِ مرتب

728
00:44:03,600 --> 00:44:05,477
‫یعنی، اگه اتفاقاً سرِ راهت سبز بشن،

729
00:44:05,560 --> 00:44:07,354
‫باید از شرشون خلاص شی

730
00:44:09,814 --> 00:44:11,358
‫بدون صدمه زدن بهشون

731
00:44:15,403 --> 00:44:16,738
‫مشکل دوم چیه؟

732
00:44:16,821 --> 00:44:19,032
‫ارتباط

733
00:44:19,115 --> 00:44:20,367
‫چطور باهم در تماس بمونیم؟

734
00:44:22,869 --> 00:44:26,664
‫فکر کنم سایز درستی گرفتم

735
00:44:26,748 --> 00:44:29,667
‫می‌دونی در مورد مردهای پاگُنده چی میگن دیگه؟

736
00:44:29,751 --> 00:44:33,963
‫توی پاشنه‌ی پوتینش جای بیشتری
‫برای مخفی کردن یه گوشی سرّی داره

737
00:44:35,590 --> 00:44:37,884
‫یه گوشی دولتی با اتصال ماهواره‌ای،

738
00:44:37,967 --> 00:44:39,886
‫تقریباً غیرقابل ردیابیه

739
00:44:39,969 --> 00:44:41,721
‫عمرِ باتری 14 روزه

740
00:44:41,805 --> 00:44:45,517
‫اگه بهم نیاز داشتی
‫فقط یه تماس تلفنی باهات فاصله دارم

741
00:44:52,732 --> 00:44:55,026
‫وارد شدی؟ پس اون استخدامت کرد؟

742
00:44:52,832 --> 00:44:57,069
‫{\an8}[زمان حال]

743
00:44:55,110 --> 00:44:57,987
‫آره. مصاحبه‌ی کاری جالبی داشتم

744
00:44:58,071 --> 00:45:00,031
‫مجبورم کرد رولتِ روسی بازی کنم

745
00:45:00,115 --> 00:45:02,325
‫احتمالاً فکر می‌کرد اینجوری نمایشی‌تره

746
00:45:02,409 --> 00:45:04,452
‫لعنتی. انجامش دادی؟

747
00:45:04,536 --> 00:45:05,995
‫از تفنگ خودم استفاده کردم

748
00:45:06,079 --> 00:45:07,914
‫یه خان رو علامت زده بودم، یادته؟

749
00:45:07,997 --> 00:45:10,083
‫گلوله رو گذاشتم توی اون،
‫پس حتی با گردونه‌ی بسته،

750
00:45:10,166 --> 00:45:11,459
‫همیشه می‌دونستم کجاست

751
00:45:11,543 --> 00:45:13,294
‫اگه اونی که گلوله توش بود
‫می‌اومد چی؟

752
00:45:13,378 --> 00:45:16,297
‫به مرد مسلح پشت سرم شلیک می‌کردم و
واسه خلاصی به خشونت متوسل می‌شدم

753
00:45:17,882 --> 00:45:19,717
‫- سرنخی از کوئین نداری؟
‫- هنوز نه

754
00:45:19,801 --> 00:45:21,344
‫بادیگارد در چه حاله؟

755
00:45:21,428 --> 00:45:23,596
‫اون توی اتاق کناریه

756
00:45:25,181 --> 00:45:27,684
‫بخیه‌اش زدیم،
‫چند بار بازجویی‌اش کردیم،

757
00:45:27,767 --> 00:45:29,269
‫ولی هیچی نمیگه

758
00:45:29,352 --> 00:45:31,396
‫ادعا می‌کنه بیشتر وقتش رو
‫با ریچارد می‌گذرونه

759
00:45:31,479 --> 00:45:34,023
‫- و خبر نداره از چی حرف می‌زنیم
‫- حرفش رو باور می‌کنی؟

760
00:45:34,107 --> 00:45:35,984
‫نمی‌دونم

761
00:45:36,067 --> 00:45:38,111
‫خب، شاید یه سرنخی از دختره داشته باشم

762
00:45:38,194 --> 00:45:40,989
‫رئیس حفاظت بک یه بشقاب غذا برد بیرون

763
00:45:41,072 --> 00:45:42,490
‫ممکنه برده باشتش کالسکه‌خونه

764
00:45:42,574 --> 00:45:44,659
‫جایی که فکر کنم یه سرداب مخفی هست

765
00:45:44,742 --> 00:45:46,786
‫منتظر میشم تا همه بخوابن

766
00:45:46,870 --> 00:45:48,371
‫ساعت 3 نصف شب،
‫میرم بهش سر می‌زنم.

767
00:45:48,455 --> 00:45:50,331
‫من رو در جریان قرار بده

768
00:49:15,370 --> 00:49:17,372
‫- ریچر
‫- وارد سرداب شدم

769
00:49:17,455 --> 00:49:19,248
‫تریسا اونجاست؟

770
00:49:24,003 --> 00:49:25,088
‫نه

771
00:49:26,255 --> 00:49:27,756
‫ولی اینجا بوده

772
00:49:28,780 --> 00:49:48,780
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

