﻿1
00:00:08,007 --> 00:00:11,220
‫[ سال ۱۹۹۴ ]
‫[ انگلستان، کمبریج ]

2
00:00:11,221 --> 00:00:16,221
‫♪ Queer - Garbage ♪

3
00:00:33,367 --> 00:00:35,364
‫[ رمزنگاری ریاضی ]
‫[ کاوش در نظریه‌ی اعداد جبری ]

4
00:00:37,388 --> 00:00:48,388
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

5
00:01:08,527 --> 00:01:10,385
‫[ هشدار: زمان اینجا
‫متفاوت اندازه‌گیری می‌شود ]

6
00:01:19,371 --> 00:01:22,875
‫هم‌اتاقیم یه نابغه‌ست

7
00:01:27,462 --> 00:01:30,507
‫دوست داری توی قهوه‌ت
‫یه‌کم ویسکی هم بریزم؟

8
00:01:30,591 --> 00:01:33,552
‫- آره
‫- فکر کنم ویسکی دارم

9
00:01:33,635 --> 00:01:35,262
‫سلام. حالت خوبه؟

10
00:01:37,598 --> 00:01:38,807
‫تو...

11
00:01:39,850 --> 00:01:41,810
‫معمولاً تا ساعت ۳ صبح کار می‌کنی؟

12
00:01:41,894 --> 00:01:43,645
‫ریتم‌های زیستی متفاوتی دارم

13
00:01:43,729 --> 00:01:44,897
‫هان؟

14
00:01:45,564 --> 00:01:49,443
‫ساعت داخلی بدن خودم رو تغییر دادم.
‫هر روزم ۲۱ ساعت طول می‌کشه

15
00:01:50,360 --> 00:01:52,154
‫متوجه نمیشم

16
00:01:54,198 --> 00:01:56,825
‫ترم ۸ هفته‌ست، ۵۶ روزه

17
00:01:56,909 --> 00:01:58,660
‫توی این زمان کم نمی‌تونم
‫پایان‌نامه‌ام رو تموم کنم

18
00:01:58,744 --> 00:02:05,542
‫اما اگه هر روز ۲۱ ساعت باشه،
‫یه هفته بیش‌تر گیرم میاد

19
00:02:05,626 --> 00:02:06,502
‫درسته

20
00:02:07,294 --> 00:02:10,589
‫یعنی وقتی تو داری می‌خوابی
‫من دارم صبحونه می‌خورم

21
00:02:11,298 --> 00:02:12,382
‫بهت هشدار داده بودم

22
00:02:13,133 --> 00:02:14,343
‫باشه. خب...

23
00:02:15,219 --> 00:02:18,055
‫آره، توی این چیزی که داری
‫می‌نویسی موفق باشی

24
00:02:18,138 --> 00:02:19,640
‫اثبات قضیه‌ی خودمه

25
00:02:20,349 --> 00:02:21,266
‫درسته

26
00:02:21,350 --> 00:02:22,476
‫شب بخیر، صفیا

27
00:03:30,194 --> 00:03:33,664
‫« هـدف اول »

28
00:03:36,230 --> 00:03:39,858
‫[ فرانسه، کاسیس ]

29
00:04:29,186 --> 00:04:30,187
‫به کمکت نیاز دارم

30
00:04:34,900 --> 00:04:36,026
‫تنهایی اینجا زندگی می‌کنی؟

31
00:04:36,109 --> 00:04:37,611
‫آره. پدر و مادرم اینجا نیستن

32
00:04:39,613 --> 00:04:40,739
‫چی شده؟ حالت خوبه؟

33
00:04:43,659 --> 00:04:46,203
‫گوش کن، ازت می‌خوام
‫بری تا مغازه و بیایی،‌ باشه؟

34
00:04:46,787 --> 00:04:48,580
‫- نمی‌خوای بری خونه؟
‫- نمی‌تونم

35
00:04:51,375 --> 00:04:52,501
‫خیلی‌خب

36
00:04:58,340 --> 00:05:00,384
‫یه لیست برام بنویس
‫تا برم بگیرم برات

37
00:05:00,385 --> 00:05:01,385
‫مرسی

38
00:05:19,278 --> 00:05:22,155
‫مزخرفه. تو حرفه‌ای‌تر
‫از این حرف‌هایی، صفیا

39
00:05:28,662 --> 00:05:30,789
‫سلام. استیون هستم

40
00:05:31,582 --> 00:05:33,250
‫از طرف موسسه

41
00:05:34,042 --> 00:05:35,878
‫فقط به حرف‌هام گوش بده، باشه؟

42
00:05:36,420 --> 00:05:37,754
‫تو نظریه‌پرداز اعداد
‫هستی، درسته؟

43
00:05:37,838 --> 00:05:39,339
‫برای ما حوزه‌ی مهمیه

44
00:05:39,423 --> 00:05:40,591
‫رمزنگاری

45
00:05:40,674 --> 00:05:41,967
‫نظریه‌ی جنس
‫(مطالعه‌ی ویژگی‌های
‫هندسی سطوح مختلف)

46
00:05:42,050 --> 00:05:45,387
‫ببین، اتفاقی که برای رابرت مالیندر افتاد
‫خیلی غم‌انگیز بود

47
00:05:46,305 --> 00:05:47,347
‫واقعاً بود

48
00:05:48,557 --> 00:05:51,518
‫و با بدتر شدن بیماری رِی آزبورن...

49
00:05:51,602 --> 00:05:52,895
‫آزبورن رو می‌شناسی؟

50
00:05:52,978 --> 00:05:55,606
‫اِدوارد، ما یه موسسه‌ی تحقیقاتی
‫توی کمبریج هستیم

51
00:05:55,689 --> 00:05:56,982
‫همه‌ی ستاره‌ها رو می‌شناسیم

52
00:05:57,065 --> 00:05:59,276
‫ستاره‌های گذشته، حال، آینده

53
00:06:00,819 --> 00:06:03,947
‫به آدم جدیدی نیاز داری
‫که راهنماییت کنه

54
00:06:05,365 --> 00:06:06,950
‫ترجیح می‌دیم
‫ما اون راهنما باشیم

55
00:06:10,329 --> 00:06:13,415
‫کمک مالی قابل توجه‌تری
‫در هیچ طرف از اقیانوس اطلس پیدا نمی‌کنی

56
00:06:14,917 --> 00:06:16,543
‫موسسه‌ی کپلر

57
00:06:16,627 --> 00:06:17,836
‫با بودجه‌ی خصوصی

58
00:06:17,920 --> 00:06:18,962
‫برای شکوفایی استعدادها

59
00:06:21,048 --> 00:06:23,467
‫دنیا رو نسبت به روزی
‫که خودمون به دنیا اومدیم بهتر کنیم، نه؟

60
00:06:29,306 --> 00:06:30,599
‫می‌تونی توی کمبریج بمونی

61
00:06:31,975 --> 00:06:35,395
‫شاهکارت رو تموم کنی،
‫حالا هر چی که باشه

62
00:06:35,447 --> 00:06:37,340
‫[ درآمد سالانه: ۸۰ هزار پوند ]

63
00:06:37,397 --> 00:06:38,941
‫ما ازت مراقبت می‌کنیم

64
00:06:40,817 --> 00:06:42,027
‫هر چقدر خواستی فکر کن

65
00:06:42,528 --> 00:06:43,529
‫کارتم رو داری

66
00:06:57,342 --> 00:07:00,048
‫[ سال ۱۹۹۴ ]

67
00:07:06,844 --> 00:07:07,845
‫یالا

68
00:07:08,428 --> 00:07:10,848
‫- سوف، لطفاً
‫- نه، نه

69
00:07:10,931 --> 00:07:12,220
‫صف، الان یه ماهی میشه

70
00:07:12,221 --> 00:07:15,561
‫که طبق اون زمان‌بندی
‫مزخرفت زندگی می‌کنی

71
00:07:16,103 --> 00:07:19,106
‫پاشو. کار تموم شد.
‫قراره جشن بگیریم

72
00:07:21,108 --> 00:07:22,484
‫آقای مالیندر کجاست؟

73
00:07:24,027 --> 00:07:26,280
‫- رابرت رفته
‫- منظورت چیه؟

74
00:07:27,865 --> 00:07:29,157
‫یعنی ترکم کرده

75
00:07:29,700 --> 00:07:31,660
‫یعنی رابطه‌مون تموم شد

76
00:07:31,743 --> 00:07:34,371
‫حرومزاده. حالت خوبه؟

77
00:07:34,955 --> 00:07:35,956
‫آره

78
00:07:40,544 --> 00:07:41,545
‫اینه؟

79
00:07:42,455 --> 00:07:43,588
‫اوهوم

80
00:07:43,714 --> 00:07:44,965
‫پایان‌نامه‌امه

81
00:07:50,679 --> 00:07:52,639
‫اینکه تلاش بکنم بخونمش
‫اصلاً فایده‌ای داره؟

82
00:07:53,515 --> 00:07:54,766
‫نه

83
00:07:59,897 --> 00:08:00,939
‫چی شد؟

84
00:08:02,858 --> 00:08:04,902
‫از کارم خوشش نیومد

85
00:08:06,945 --> 00:08:08,030
‫نه، جدی میگم

86
00:08:08,572 --> 00:08:09,573
‫به همین دلیل

87
00:08:09,656 --> 00:08:11,992
‫به نظرش باید این مزخرفاتِ
‫اعداد اول رو بیخیال بشم

88
00:08:12,075 --> 00:08:15,454
‫و گفت نباید به کسی نشونش بدم.
‫به هیچ وجه منتشرش نکنم

89
00:08:16,246 --> 00:08:19,249
‫چرا؟ چرا اون کار رو کرده؟
‫اون که عاشقته

90
00:08:19,333 --> 00:08:23,587
‫میگه باید بیخیالش بشم،
‫اما می‌دونه حاضر نیستم اون کار رو بکنم

91
00:08:58,622 --> 00:08:59,623
‫ممنون

92
00:08:59,706 --> 00:09:00,707
‫خواهش می‌کنم

93
00:09:33,615 --> 00:09:35,325
‫- بله؟
‫- الکس، منم تِیلا

94
00:09:35,409 --> 00:09:36,410
‫تِیلا، کجایی؟

95
00:09:36,493 --> 00:09:38,203
‫گوش کن چی میگم.
‫واحد فاسد شده

96
00:09:38,704 --> 00:09:40,706
‫یه نفر اولسن رو کشت
‫و می‌خواستن من رو هم بکشن

97
00:09:40,789 --> 00:09:42,332
‫باشه؟ حتماً به‌خاطر
‫چیزیه که دیدیم

98
00:09:42,416 --> 00:09:44,334
‫- صبر کن، تِیلا...
‫- یکی داره واحدمون رو نابود می‌کنه

99
00:09:44,418 --> 00:09:46,962
‫و ازت می‌خوام خیلی سریع
‫بهم اجازه‌ی دسترسی به فایل‌ها رو بدی

100
00:09:47,045 --> 00:09:48,547
‫باید بفهمم قضیه چیه

101
00:09:48,630 --> 00:09:50,340
‫- یکی سیستم ارتباطی‌مون رو هک کرده
‫- تِیلا...

102
00:09:50,424 --> 00:09:51,800
‫باشه؟ حتماً یکی داشته
‫به حرف‌هامون گوش می‌داده

103
00:09:51,884 --> 00:09:53,677
‫صبر کن، یکی داره در می‌زنه

104
00:09:54,219 --> 00:09:56,305
‫نه. الکس، باز نکن.
‫از پشت فرار کن

105
00:09:56,388 --> 00:09:57,681
‫- سلام؟
‫- الکس!

106
00:09:57,764 --> 00:09:59,600
‫بله، شما کی هستید؟

107
00:10:19,912 --> 00:10:21,246
‫گفتم حتماً غذا می‌خوای

108
00:10:22,247 --> 00:10:24,791
‫- غذای واقعی
‫- ممنون

109
00:10:24,875 --> 00:10:26,418
‫دوست ندارم مزاحمت بشم

110
00:10:33,467 --> 00:10:35,552
‫ازت خوشم میاد، تِیلا

111
00:10:36,970 --> 00:10:38,472
‫فکر کنم خودت می‌دونی

112
00:10:39,431 --> 00:10:41,183
‫آره، خودم متوجه شدم

113
00:10:45,395 --> 00:10:47,940
‫می‌خوای بهم بگی قضیه چیه؟

114
00:10:49,942 --> 00:10:51,985
‫شاید موقع خوردن
‫مشروب بهت بگم؟

115
00:10:52,069 --> 00:10:54,696
‫آره. باشه. شراب؟

116
00:10:55,447 --> 00:10:57,324
‫- آره
‫- باشه. قرمز یا سفید؟

117
00:10:58,242 --> 00:11:00,369
‫- هر چی خودت می‌خوری
‫- باشه

118
00:11:01,954 --> 00:11:03,622
‫شراب «پویلی فومی» چطوره؟

119
00:11:14,675 --> 00:11:15,676
‫تِیلا؟

120
00:11:37,948 --> 00:11:40,909
‫چطور ممکنه یکی مثل صفیا زمیل
‫چنین اشتباهات ساده‌ای داشته باشه؟

121
00:11:44,204 --> 00:11:45,205
‫پروفسور

122
00:11:46,373 --> 00:11:47,374
‫صفیا زمیل؟

123
00:11:47,457 --> 00:11:51,712
‫یادته؟ بهم اجازه دادی
‫تحقیقات قدیمیش رو بخونم

124
00:11:51,795 --> 00:11:53,005
‫پیش‌نویسش رو

125
00:11:53,088 --> 00:11:55,674
‫شاید کمکم کنه
‫تحقیقم رو از اول بنویسم

126
00:11:58,719 --> 00:12:00,846
‫حاصل عددهای فرد به توان سه،
‫هیچوقت زوج نمیشه

127
00:12:00,929 --> 00:12:03,307
‫اگه یه عدد فرد رو در خودش ضرب کنی،
‫جواب همیشه فرد میشه

128
00:12:03,390 --> 00:12:04,474
‫البته

129
00:12:07,603 --> 00:12:09,730
‫چرا نوشته جوابش میشه ۲؟

130
00:12:09,813 --> 00:12:12,441
‫دقیقاً. و اینجا هم
‫همون کار رو کرده. ببین

131
00:12:12,524 --> 00:12:16,695
‫«دو اِن به توان دو، منهای یک،
‫برابره با مربع. اِن برابره با شیش»

132
00:12:17,738 --> 00:12:19,489
‫جواب درست رو خط زده
‫و تغییرش داده

133
00:12:19,573 --> 00:12:23,285
‫انگار خودش می‌خواسته
‫جوابش اشتباه باشه

134
00:12:24,578 --> 00:12:26,538
‫و مدام همین اشتباه رو کرده

135
00:12:26,622 --> 00:12:29,416
‫تمام اشتباهاتش رو نوشتم

136
00:12:32,169 --> 00:12:33,712
‫یه دنباله‌ست؟

137
00:12:35,130 --> 00:12:38,842
‫فکر کنم آره. اما متوجهش نمیشم

138
00:12:42,429 --> 00:12:44,306
‫خب، باید از خودش بپرسیم

139
00:12:50,771 --> 00:12:51,855
‫قضیه چیه، اِد؟

140
00:13:00,614 --> 00:13:02,950
‫صفیا مُرده، پروفسور

141
00:13:05,494 --> 00:13:07,496
‫خیلی وقت پیش مرده

142
00:13:09,665 --> 00:13:10,958
‫خودکشی کرده

143
00:13:12,417 --> 00:13:13,502
‫نه

144
00:13:15,420 --> 00:13:16,588
‫خیلی وحشتناکه

145
00:13:19,132 --> 00:13:20,133
‫وحشتناکه

146
00:13:22,094 --> 00:13:23,136
‫چرا؟

147
00:13:25,305 --> 00:13:26,974
‫چرا، اِدوارد؟

148
00:13:32,889 --> 00:13:35,571
‫[ سال ۱۹۹۴ ]

149
00:13:37,568 --> 00:13:38,861
‫بیارمش اینجا

150
00:13:40,737 --> 00:13:42,030
‫دو تا بگیرم

151
00:13:47,119 --> 00:13:48,370
‫ضربش کنم

152
00:13:55,586 --> 00:13:57,546
‫- شیش...
‫- صف، چی...

153
00:13:57,629 --> 00:13:59,631
‫- شیش...
‫- یه نامه‌ی حقوقیه

154
00:14:01,091 --> 00:14:03,218
‫خیلی تهدیدآمیز به نظر می‌رسه

155
00:14:04,261 --> 00:14:06,221
‫- چی از جونت می‌خوان؟
‫- نظر خودت چیه؟

156
00:14:06,305 --> 00:14:07,931
‫پایان‌نامه‌ام رو می‌خوان

157
00:14:08,015 --> 00:14:10,058
‫اما کور خوندن

158
00:14:12,144 --> 00:14:16,732
‫بذارمش اینجا. یا اینجا.
‫آره. دو

159
00:14:16,815 --> 00:14:18,317
‫- دو...
‫- این خراب شده؟

160
00:14:21,528 --> 00:14:23,197
‫چرا کاورش رو درآوردی؟

161
00:14:47,304 --> 00:14:49,640
‫- هی، بدش بهم
‫- یا خدا

162
00:14:50,516 --> 00:14:52,059
‫صف، چی شده؟

163
00:15:03,654 --> 00:15:05,781
‫منظورت از این کارها چیه، صفیا؟

164
00:15:05,864 --> 00:15:08,825
‫- همه‌ش مزخرف نوشتی
‫- بازم داری با خودت حرف می‌زنی؟

165
00:15:11,370 --> 00:15:12,579
‫غم‌انگیزه

166
00:15:14,540 --> 00:15:15,541
‫مشروب به حساب من؟

167
00:15:17,209 --> 00:15:19,044
‫می‌دونی، ترجیح میدم
‫از اینجا بزنم بیرون

168
00:15:21,338 --> 00:15:22,339
‫باشه

169
00:15:36,311 --> 00:15:38,480
‫باید قضیه‌ی دانشگاه رو به بابام بگم

170
00:15:40,691 --> 00:15:44,319
‫هی، اگه پول موسسه رو بگیری،

171
00:15:44,903 --> 00:15:46,697
‫می‌تونی اون ماجرا رو
‫براش تعریف کنی

172
00:15:47,614 --> 00:15:49,950
‫«آره، من از دانشگاه اخراج شدم

173
00:15:50,033 --> 00:15:54,371
‫اما اشکالی نداره، چون یکی دیگه
‫می‌خواد من رو پولدار کنه»

174
00:15:55,914 --> 00:15:57,291
‫آره، براش مهم نیست

175
00:15:59,585 --> 00:16:00,627
‫چی؟

176
00:16:00,711 --> 00:16:02,754
‫والدینت دوست ندارن
‫اوضاع زندگیت خوب باشه؟

177
00:16:04,715 --> 00:16:07,092
‫مامانم دوست داشت. اما بابام...

178
00:16:07,968 --> 00:16:10,179
‫اون همیشه دوست داشت
‫شبیه خودش باشم

179
00:16:12,890 --> 00:16:16,185
‫زیاد با هم ارتباط برقرار نمی‌کنیم

180
00:16:19,062 --> 00:16:20,856
‫آدم بدی نیست. ما فقط...

181
00:16:21,815 --> 00:16:25,027
‫نقطه‌ی مشترکی نداریم

182
00:16:30,490 --> 00:16:31,533
‫مامانت چی؟

183
00:16:36,371 --> 00:16:38,165
‫وقتی ۱۶ سالم بود مُرد

184
00:16:44,880 --> 00:16:46,840
‫خدایا، اِد. خیلی متاسفم

185
00:16:51,553 --> 00:16:52,971
‫جهان بی‌رحمه

186
00:16:58,393 --> 00:17:00,103
‫بابا الان دوتا پسر داره

187
00:17:00,646 --> 00:17:01,772
‫بچه‌های خوبی‌ان

188
00:17:07,236 --> 00:17:09,363
‫شاید بار دوم بیش‌تر تلاش کرده

189
00:17:34,221 --> 00:17:35,722
‫من رو زیر نظر دارن

190
00:17:36,765 --> 00:17:37,766
‫تعقیبم می‌کنن

191
00:17:38,517 --> 00:17:39,518
‫کیا؟

192
00:17:40,978 --> 00:17:41,979
‫کپلر

193
00:17:43,063 --> 00:17:45,607
‫همونایی که فکر می‌کنی
‫باید پولشون رو قبول کنم

194
00:18:04,989 --> 00:18:09,390
‫[ عراق، بغداد ]

195
00:18:49,379 --> 00:18:50,589
‫دکتر ناتو؟

196
00:18:51,215 --> 00:18:52,841
‫- اکرم نزار هستم
‫- سلام

197
00:18:52,925 --> 00:18:55,135
‫از اداره‌ی فرهنگ
‫و آثار باستانی بغداد

198
00:18:55,219 --> 00:18:56,220
‫آره

199
00:18:56,303 --> 00:18:58,180
‫آندریا گفت منتظر
‫اومدن شما باشم

200
00:18:58,263 --> 00:19:00,390
‫آره. ببین، آرزوی موفقیت کرد

201
00:19:00,474 --> 00:19:02,851
‫خیلی دوست داشت
‫بیاد اینجا. اما...

202
00:19:02,935 --> 00:19:04,144
‫آره

203
00:19:04,228 --> 00:19:06,313
‫- حادثه‌ی غم‌انگیزی بود
‫- وحشتناک بود

204
00:19:08,106 --> 00:19:09,983
‫- سلام
‫- حسن قاسم هستم. مهندسِ سازه

205
00:19:10,067 --> 00:19:13,237
‫باشه. تو اینجایی که مطمئن بشی
‫اونجا رو سرمون خراب نمیشه

206
00:19:13,737 --> 00:19:15,447
‫خب، قولی نمیدم

207
00:19:15,531 --> 00:19:18,534
‫اما آره، برای ایمنی همه اینجام

208
00:19:18,617 --> 00:19:20,244
‫- باشه
‫- بوگدان

209
00:19:22,162 --> 00:19:23,455
‫رئیس تیم امنیتیه

210
00:19:23,539 --> 00:19:24,540
‫درسته

211
00:19:27,000 --> 00:19:28,669
‫- بریم؟
‫- آره، حتماً

212
00:19:33,173 --> 00:19:34,383
‫لطفاً دنبال من بیایید

213
00:19:40,472 --> 00:19:41,849
‫دکتر، مراقب پله‌ها باشید

214
00:19:42,975 --> 00:19:44,184
‫می‌تونید بذاریدش همین‌جا

215
00:20:02,494 --> 00:20:03,704
‫نظرتون چیه؟

216
00:20:06,290 --> 00:20:09,001
‫باشکوهه، نه؟

217
00:20:20,345 --> 00:20:23,807
‫باید به آندریا بگم.
‫فوق‌العاده‌ست

218
00:20:40,282 --> 00:20:41,366
‫آمین

219
00:20:41,450 --> 00:20:42,492
‫آمین

220
00:20:45,662 --> 00:20:46,663
‫پروفسور،

221
00:20:46,747 --> 00:20:49,082
‫- می‌خواید برید عقب بشینید...
‫- آره

222
00:20:49,166 --> 00:20:50,876
‫- تا من بتونم دعوت کنم...
‫- آره، البته

223
00:20:53,420 --> 00:20:55,088
‫بیا اینجا. بشین کنار من

224
00:21:03,388 --> 00:21:04,723
‫چطوره انگلیسی بگی؟

225
00:21:05,432 --> 00:21:06,517
‫هوراس

226
00:21:07,226 --> 00:21:08,894
‫شجاعان رو تحسین کنید

227
00:21:13,918 --> 00:21:20,918


228
00:21:31,792 --> 00:21:33,585
‫مطمئن نیستم، چون...

229
00:21:34,920 --> 00:21:40,175
‫راستش، دیوونگی
‫خود عمل رو کنار بذاریم...

230
00:21:42,594 --> 00:21:47,933
‫از زمانی که مُرده، لحظه‌ای نیست
‫که احساس نکنم اون یه آدم مرموز بوده

231
00:21:50,352 --> 00:21:52,354
‫تو که نگرانش نبودی، درسته؟

232
00:21:53,981 --> 00:21:58,068
‫وقتی یه استاد دانشگاه هستی،
‫همه فکر می‌کنن یه راهنما هستی

233
00:21:58,610 --> 00:22:00,946
‫منم مثل بقیه گیج شدم

234
00:22:02,030 --> 00:22:04,658
‫بعضی‌وقت‌ها جوابی وجود نداره

235
00:22:07,995 --> 00:22:12,833
‫رئیس دانشگاه توی فکر اینه
‫که یه مراسم یادبود توی دانشگاه براش بگیریم

236
00:22:13,584 --> 00:22:16,253
‫البته نه یه مراسم ترحیم

237
00:22:17,838 --> 00:22:18,672
‫یه جشن

238
00:22:18,755 --> 00:22:22,426
‫خب، باید صبر کنه
‫تا من از بغداد برگردم

239
00:22:26,972 --> 00:22:28,515
‫من عاشق کارم هستم، جیمز

240
00:22:30,684 --> 00:22:33,854
‫و اونجا ممکنه واقعاً
‫خونه‌ی حکمت باشه

241
00:22:35,814 --> 00:22:40,194
‫اگه شخصاً به دیدنش نرم،
‫خیلی در آینده پشیمون میشم

242
00:22:41,486 --> 00:22:43,197
‫و نمی‌خوایم اون اتفاق
‫بیُفته، اشتباه میگم؟

243
00:22:44,323 --> 00:22:45,532
‫نه

244
00:22:46,909 --> 00:22:48,202
‫معلومه که نه

245
00:22:48,952 --> 00:22:53,040
‫می‌دونی که من چقدر
‫کارت رو تحسین می‌کنم. باید بری

246
00:23:34,039 --> 00:23:35,249
‫کیفش رو بگیر

247
00:23:35,332 --> 00:23:37,501
‫- نه! ولم کن!
‫- کیف رو بده

248
00:24:38,729 --> 00:24:40,480
‫هی. این رو ببین

249
00:24:41,440 --> 00:24:43,275
‫ممکنه کار خدا بوده باشه

250
00:24:44,484 --> 00:24:46,862
‫خسارت انفجار رو میگم

251
00:24:47,654 --> 00:24:51,074
‫اگه انفجار فقط
‫چند سانتی‌متر اینورتر می‌بود،

252
00:24:51,950 --> 00:24:53,493
‫ممکن بود کل سقف ریزش کنه

253
00:24:54,286 --> 00:24:55,454
‫اما الان داخلشیم

254
00:24:55,537 --> 00:24:56,622
‫تقریباً هیچ آسیبی ندیده

255
00:24:56,705 --> 00:24:58,207
‫واقعاً شگفت‌انگیزه

256
00:24:58,290 --> 00:24:59,291
‫اوه، آره

257
00:25:02,836 --> 00:25:04,880
‫شاید می‌خواسته پیداش کنیم

258
00:25:04,881 --> 00:25:06,228
‫[ ‏۶۱۶ - التحریر، ساعت ۲۱ ]

259
00:25:10,260 --> 00:25:11,386
‫نزار

260
00:25:51,760 --> 00:25:53,053
‫می‌خوای بوست کنم؟

261
00:25:53,136 --> 00:25:54,429
‫پسره‌ی کونده

262
00:26:46,064 --> 00:26:46,899
‫سلام

263
00:26:48,275 --> 00:26:49,318
‫جرات داشتی که اومدی

264
00:26:49,401 --> 00:26:51,278
‫خب، تو جرات داشتی
‫که بهم گفتی

265
00:26:52,321 --> 00:26:53,947
‫فعلاً نمی‌دونی ماجرا چیه

266
00:26:55,407 --> 00:26:57,910
‫اتفاق خطرناکی داره می‌افته

267
00:26:59,369 --> 00:27:00,370
‫چی؟

268
00:27:02,789 --> 00:27:04,082
‫باید یه چیزی نشونت بدم

269
00:27:06,877 --> 00:27:10,339
‫نمی‌دونم به کی می‌تونم اعتماد بکنم،
‫اما توی اون اتاقک یه خبرهایی هست

270
00:27:18,472 --> 00:27:22,768
‫ببخشید، اما اگه قرار نیست چیزی بخوری،
‫میشه بری جای دیگه‌ای چیزی نخوری؟

271
00:27:23,435 --> 00:27:24,520
‫الان یکی دیگه می‌گیرم

272
00:27:33,028 --> 00:27:34,738
‫- یکی دیگه بهم بده
‫- باشه، حتماً

273
00:27:46,416 --> 00:27:47,459
‫ممنون

274
00:27:53,590 --> 00:27:55,634
‫چه چیزهایی رو امتحان کردی؟
‫تفاوت‌ها، نسبت‌ها؟

275
00:27:57,135 --> 00:27:58,136
‫اشکالی نداره

276
00:27:58,679 --> 00:27:59,805
‫عکسش رو گرفتم

277
00:28:01,557 --> 00:28:02,724
‫باید حذفش کنی

278
00:28:04,184 --> 00:28:05,185
‫شاید

279
00:28:06,144 --> 00:28:07,813
‫- درمورد چی تحقیق می‌کنی، اِد؟
‫- بهم نگو اِد

280
00:28:09,356 --> 00:28:11,024
‫اسمم رو از کجا می‌دونی؟

281
00:28:11,525 --> 00:28:13,151
‫وقتی بفهمی چه چیزهایی رو می‌دونم
‫خیلی تعجب می‌کنی

282
00:28:14,236 --> 00:28:16,280
‫مثلاً می‌دونم اون شب خفتت کردن

283
00:28:17,531 --> 00:28:18,532
‫حالا بشین

284
00:28:24,079 --> 00:28:25,706
‫ازت چی گرفتن؟

285
00:28:26,498 --> 00:28:28,959
‫پول‌هات رو نبردن، درسته؟
‫گوشیت رو هم نگرفتن

286
00:28:29,459 --> 00:28:31,920
‫باید بدونم روی چی داری کار می‌کنی
‫چون اونا همون رو می‌خوان،

287
00:28:32,004 --> 00:28:33,547
‫و همون رو هم ازت گرفتن

288
00:28:33,630 --> 00:28:34,965
‫تحقیق من رو نگرفتن

289
00:28:39,970 --> 00:28:40,971
‫تو کی هستی؟

290
00:28:46,393 --> 00:28:49,146
‫همین آدم‌ها اومدن سراغ منم

291
00:28:50,230 --> 00:28:52,774
‫می‌خواستن من رو بکشن.
‫پس مسخره‌بازی نمی‌کنن

292
00:28:54,067 --> 00:28:56,570
‫و تا وقتی نفهمم چه خبره،
‫فقط تو رو دارم

293
00:28:57,946 --> 00:28:59,656
‫- هی، می‌خوام کمکت کنم
‫- کمک نمی‌خوام

294
00:28:59,740 --> 00:29:00,908
‫چرا، می‌خوای

295
00:29:00,991 --> 00:29:02,784
‫بهم اعتماد کنی، می‌خوای

296
00:29:04,036 --> 00:29:05,204
‫حالا، این چیه؟

297
00:29:05,287 --> 00:29:07,414
‫چون هر چی که هست،
‫برای یه نفر ارزشمنده

298
00:29:10,375 --> 00:29:11,752
‫- مال یه دانشجوئه
‫- عالیه

299
00:29:12,377 --> 00:29:14,004
‫- اسمش چیه؟
‫- مُرده

300
00:29:20,886 --> 00:29:22,429
‫خب، مطمئنی ریاضیه؟

301
00:29:23,430 --> 00:29:25,807
‫یه دنباله از اعداده.
‫معلومه که ریاضیه

302
00:29:25,891 --> 00:29:27,684
‫خب، نمیشه یه عدد
‫فقط یه عدد باشه؟

303
00:29:29,478 --> 00:29:34,358
‫مثلاً، نمی‌دونم...
‫مثل منوی یه رستوران چینی؟

304
00:29:34,441 --> 00:29:36,109
‫از ۱۱ عدد تشکیل شده. پس...

305
00:29:36,193 --> 00:29:37,236
‫می‌تونه منوی بزرگی باشه

306
00:29:44,451 --> 00:29:45,494
‫منوی بزرگ

307
00:29:48,872 --> 00:29:50,749
‫- ممنون
‫- منم باهات میام

308
00:29:51,111 --> 00:29:53,177
‫[ سال ۱۹۹۴ ]

309
00:30:27,667 --> 00:30:29,322
‫[ رابرت مالیند ]

310
00:30:43,455 --> 00:30:45,291
‫[ سوفی ژرمن: معمای حل‌نشده ]

311
00:30:45,429 --> 00:30:46,555
‫اینم از دنباله‌مون

312
00:31:25,552 --> 00:31:26,803
‫پیداش کردم

313
00:31:31,399 --> 00:31:34,598
‫[ سوفی ژرمن: معمای حل‌نشده ]
‫[ سفر یک زن برای حل یک ادعای قدیمی ]

314
00:31:48,825 --> 00:31:49,868
‫دکتر ناتو

315
00:31:51,328 --> 00:31:52,412
‫همه چیز خوبه؟

316
00:31:52,496 --> 00:31:54,081
‫خب، در واقع نه

317
00:31:54,164 --> 00:31:57,709
‫نه، من نگران پایداری این محلم

318
00:31:59,211 --> 00:32:00,629
‫وزارتخونه تاییدش کرده

319
00:32:00,712 --> 00:32:02,798
‫درسته، باشه.
‫اما حسن کجاست؟

320
00:32:02,881 --> 00:32:04,591
‫می‌دونی، مهندس سازه کجاست؟

321
00:32:04,675 --> 00:32:07,636
‫چون باید یکی همیشه
‫اینجا باشه، پس...

322
00:32:09,471 --> 00:32:11,223
‫می‌دونی، شنیدم
‫اختلاف‌نظری وجود داره

323
00:32:11,306 --> 00:32:12,891
‫درمورد علت انفجار

324
00:32:13,392 --> 00:32:14,560
‫باشه، باشه

325
00:32:14,643 --> 00:32:16,562
‫دکتر، با دقت به حرف‌هام گوش بده

326
00:32:17,145 --> 00:32:21,900
‫اگه به تضمین‌های ما اعتماد نداری،
‫پس شاید بهتره بری

327
00:32:26,655 --> 00:32:28,490
‫پس خودم قضیه رو پیگیری می‌کنم

328
00:33:00,008 --> 00:33:01,371
‫سلام

329
00:33:01,440 --> 00:33:04,484
‫دنبال حسن قاسم می‌گردم

330
00:33:04,568 --> 00:33:05,861
‫انگلیسی بلدی؟

331
00:33:08,447 --> 00:33:10,908
‫با هم کار می‌کنیم.
‫اسم من چارانه

332
00:33:10,991 --> 00:33:12,910
‫اداره آدرس اینجا رو بهم داد

333
00:33:13,785 --> 00:33:14,786
‫چی می‌خوای؟

334
00:33:15,287 --> 00:33:17,623
‫خب، می‌خواستم باهاش حرف بزنم.
‫دیروز نیومد سر کار

335
00:33:18,624 --> 00:33:20,292
‫چند وقته اینجا نیومده.
‫نمی‌دونم کجاست

336
00:33:20,375 --> 00:33:23,170
‫وقتی اومد خونه،
‫میشه ازش بخوای... من...

337
00:33:50,030 --> 00:33:53,575
‫اینجا هیچی نیست.
‫نه نوشته‌ای، نه سرنخی، هیچی

338
00:33:54,076 --> 00:33:55,661
‫چی؟ صبر کن، بده من ببینمش

339
00:33:57,955 --> 00:33:59,623
‫تا بهم نگی کارت چیه، بهت نمی‌دمش

340
00:34:03,627 --> 00:34:04,628
‫اِن‌اِس‌اِی

341
00:34:06,797 --> 00:34:08,966
‫آژانس امنیت ملی آمریکا

342
00:34:09,632 --> 00:34:10,551
‫نظارت

343
00:34:11,635 --> 00:34:12,636
‫مزخرف نگو

344
00:34:14,221 --> 00:34:16,181
‫صبر کن، کجاهاش رو نگاه کردی؟

345
00:34:16,264 --> 00:34:18,016
‫همه‌جاش رو. کل کتاب رو گشتم

346
00:34:27,400 --> 00:34:28,235
‫باشه

347
00:34:28,860 --> 00:34:29,862
‫این دست‌خط اونه

348
00:34:30,737 --> 00:34:31,737
‫دست‌خط کی؟

349
00:34:32,364 --> 00:34:33,364
‫صفیا زمیل

350
00:34:34,241 --> 00:34:36,076
‫همون دختری که اونا
‫تحقیقش رو دزدیدن

351
00:34:40,956 --> 00:34:44,376
‫«اثبات، بتی است که همگی
‫در برابرش زانو می‌زنیم

352
00:34:45,960 --> 00:34:47,545
‫اثبات، اصل زندگی است

353
00:34:49,422 --> 00:34:52,259
‫- اثبات اینکه به ما عشق ورزیده می‌شود»
‫- اثبات اینکه به ما عشق ورزیده می‌شود

354
00:34:54,636 --> 00:34:56,054
‫اینکه ما را می‌خواهند

355
00:34:56,138 --> 00:34:57,139
‫«اینکه به ما نیاز دارند

356
00:35:00,309 --> 00:35:01,393
‫پس این اثبات من است»

357
00:35:04,354 --> 00:35:07,691
‫اثبات آنچه در حال رخ دادن است...

358
00:35:07,774 --> 00:35:08,859
‫«برای من...»

359
00:35:09,735 --> 00:35:10,736
‫چی؟

360
00:35:14,907 --> 00:35:15,908
‫مانوری چیزیه؟

361
00:35:16,533 --> 00:35:17,784
‫فکر نکنم

362
00:35:17,868 --> 00:35:20,329
‫اما... معمولاً هر چند وقت یک‌بار
‫زنگ خطر به صدا درمیاد؟

363
00:35:21,288 --> 00:35:22,372
‫هیچوقت. چرا؟

364
00:35:23,790 --> 00:35:24,833
‫هیچوقت اصلاً خوب نیست

365
00:35:24,917 --> 00:35:26,418
‫بجنبید

366
00:35:26,502 --> 00:35:27,669
‫این رو بگیر

367
00:35:27,753 --> 00:35:28,795
‫ندوئید

368
00:35:30,422 --> 00:35:32,382
‫سریع ساختمون رو تخلیه کنید

369
00:35:34,468 --> 00:35:35,469
‫...عجله نکنید

370
00:35:35,552 --> 00:35:36,553
‫صبر کن

371
00:35:36,637 --> 00:35:37,971
‫ببینید، شرمنده،
‫اما نمی‌تونید برید داخل

372
00:35:38,055 --> 00:35:39,056
‫بریم

373
00:35:41,683 --> 00:35:43,602
‫آقایون! صبر کنید

374
00:35:57,658 --> 00:35:58,909
‫باید از هم جدا بشیم

375
00:35:59,409 --> 00:36:01,495
‫ببین، فقط تو
‫براشون مهمی. برمی‌گردم

376
00:36:38,365 --> 00:36:39,575
‫برو!

377
00:37:25,537 --> 00:37:27,039
‫باشه، تحقیقت
‫درمورد چیه، اِد؟

378
00:37:27,956 --> 00:37:30,959
‫تحقیقی که رابرت مالیندر
‫آتیشش زد. چیه؟

379
00:37:31,043 --> 00:37:33,295
‫- از اون ماجرا خبر داری؟
‫- آره، داشتم نگاه می‌کردم

380
00:37:34,755 --> 00:37:36,840
‫توی سازمان امنیت ملی
‫کارم همین بود. اون رو زیر نظر داشتم

381
00:37:37,382 --> 00:37:38,258
‫چرا؟

382
00:37:38,342 --> 00:37:41,136
‫خیلی از ریاضی‌دان‌ها رو
‫زیر نظر داریم. اونم یکی‌شون بود

383
00:37:45,766 --> 00:37:47,893
‫اِد، فکر می‌کنم خودکشی رابرت
‫صحنه‌سازی شده بود

384
00:37:47,976 --> 00:37:49,645
‫به نظرم اون رو کُشتن

385
00:37:50,145 --> 00:37:53,148
‫وقتی به رئیسم گزارش دادم،
‫کشته شد و خودم به زور فرار کردم

386
00:37:53,232 --> 00:37:56,235
‫پس دوباره ازت می‌پرسم.
‫تحقیقت درمورد چیه؟

387
00:37:59,863 --> 00:38:01,949
‫ببین، اِد، من کسی هستم
‫که بهش میگی

388
00:38:02,032 --> 00:38:03,075
‫باشه؟

389
00:38:03,742 --> 00:38:05,035
‫کمکم کن این قضیه رو بفهمم

390
00:38:06,703 --> 00:38:09,039
‫الگوهای اعداد. اعداد اول

391
00:38:11,375 --> 00:38:13,043
‫الگوهایی توی اعداد اول؟

392
00:38:14,378 --> 00:38:15,963
‫- دنبال همین می‌گردی؟
‫- آره

393
00:38:19,216 --> 00:38:22,386
‫کار من انتزاعیه.
‫ریاضیات محضه

394
00:38:22,469 --> 00:38:24,471
‫آره، اما تصادفاً...

395
00:38:25,264 --> 00:38:27,850
‫سنگ بنای تمام امنیت دیجیتاله

396
00:38:28,433 --> 00:38:30,644
‫باید بدونی که اگه تو، صفیا،

397
00:38:30,727 --> 00:38:33,063
‫یا هر کَس دیگه‌ای
‫یه الگو توی اعداد اول پیدا کنید،

398
00:38:33,146 --> 00:38:34,940
‫می‌تونه هر کد دیجیتالی‌ای رو بشکنه

399
00:38:36,775 --> 00:38:41,780
‫ببین، همه‌ی قفل‌های دیجیتال بر اساس
‫انتخاب تصادفی اعداد اول ساخته شدن

400
00:38:42,447 --> 00:38:44,074
‫اگه ثابت کنی که تصادفی نیستن،

401
00:38:44,157 --> 00:38:47,160
‫می‌دونی چقدر ارزشمند
‫و خطرناک میشی؟

402
00:38:48,453 --> 00:38:51,373
‫دارم درمورد حساب‌های بانکی،
‫سیستم‌های دفاعی،

403
00:38:51,456 --> 00:38:53,375
‫سوابق دولتی، گزارش‌های
‫محرمانه صحبت می‌کنم

404
00:38:53,458 --> 00:38:56,587
‫همه‌چیز رو میشه دید.
‫دیگه هیچ‌چیز پنهان نیست

405
00:38:58,922 --> 00:39:00,716
‫این خیلی موضوع بدیه؟

406
00:39:01,258 --> 00:39:02,676
‫زیاد بیرون نمیری، نه؟

407
00:39:03,427 --> 00:39:04,511
‫ببین...

408
00:39:05,012 --> 00:39:05,846
‫تِیلا

409
00:39:05,929 --> 00:39:08,515
‫تِیلا، حالا هر چی.
‫یه یابنده‌ی اعداد اول

410
00:39:08,599 --> 00:39:11,768
‫یه قانون برای پیدا کردن
‫اعداد اول. یه نظریه‌ست

411
00:39:11,852 --> 00:39:14,938
‫مثل گرفتن نور خورشید،
‫قرار نیست ممکن باشه

412
00:39:15,022 --> 00:39:16,607
‫اما فکر می‌کنی
‫یه راهی پیدا کردی؟

413
00:39:17,524 --> 00:39:18,775
‫اینکه صفیا یه راهی پیدا کرده؟

414
00:39:19,401 --> 00:39:21,820
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم. شاید

415
00:39:22,487 --> 00:39:24,823
‫تا وقتی پایان‌نامه‌اش رو نبینم
‫نمی‌تونم مطمئنم باشم

416
00:39:29,786 --> 00:39:30,871
‫دیگه چی توی کتاب بود؟

417
00:39:47,763 --> 00:39:49,640
‫«کمبریج دیگر امن نیست

418
00:39:55,479 --> 00:39:58,649
‫- من توسط یک نوع...»
‫- ...یک نوع هندسه‌ی تاریک احاطه شده‌ام

419
00:40:00,526 --> 00:40:03,278
‫- صف!
‫- سلام! صفیا

420
00:40:03,362 --> 00:40:05,781
‫چیزی که گمان می‌کردم
‫غیرممکن است،

421
00:40:06,698 --> 00:40:08,951
‫ممکن است واقعاً ممکن باشد

422
00:40:15,082 --> 00:40:16,593
‫اگر در حال خواندن این نامه هستید،

423
00:40:16,594 --> 00:40:19,305
‫پس چیزی که از آن
‫می‌ترسیدم، اتفاق افتاده

424
00:40:22,965 --> 00:40:26,510
‫و اگرچه برای من دیگر
‫دیر است، شما باید...

425
00:40:26,593 --> 00:40:29,263
‫- چیزی که در حال رخ دادن است را آشکار کنید
‫- «...چیزی که در حال رخ دادن است را آشکار کنید»

426
00:40:38,522 --> 00:40:42,109
‫یه چکیده‌ست.
‫خلاصه‌ای از پایان‌نامه‌شه

427
00:40:42,776 --> 00:40:43,944
‫و...؟

428
00:40:44,027 --> 00:40:46,113
‫و دقیقاً همون حوزه‌ی کاری منه

429
00:40:47,865 --> 00:40:49,032
‫اون چیه؟

430
00:40:55,205 --> 00:40:56,290
‫موسسه‌ی کپلر

431
00:40:57,165 --> 00:40:59,585
‫یه موسسه‌ی تحقیقاتی تو کمبریجه

432
00:41:00,752 --> 00:41:03,463
‫ازم خواستن بهشون
‫ملحق بشم، اما...

433
00:41:03,964 --> 00:41:05,632
‫اما... اِد، چی؟

434
00:41:05,716 --> 00:41:07,259
‫ممکنه تحقیق صفیا اونجا باشه!

435
00:41:09,011 --> 00:41:10,512
‫نمی‌خوام بخشی
‫از این ماجرا باشم

436
00:41:10,596 --> 00:41:12,431
‫نه، اِد.
‫ممکنه کپلر کلید این ماجرا باشه

437
00:41:13,015 --> 00:41:14,141
‫نمی‌فهمی؟

438
00:41:14,224 --> 00:41:16,268
‫فقط اونطوری می‌تونیم
‫بفهمیم قضیه چیه

439
00:41:17,457 --> 00:41:37,457
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

