﻿1
00:00:05,000 --> 00:00:16,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:01:23,041 --> 00:01:26,958
‫« صد سال تنهایی »
‫« فصل اول: قسمت دوم »

3
00:01:56,250 --> 00:01:57,083
‫خوزه آرکادیو.

4
00:02:00,333 --> 00:02:01,166
‫خوزه آرکادیو.

5
00:02:01,916 --> 00:02:04,416
‫نمی‌دونم داری چی‌کار می‌کنی،
‫ولی باید صحبت کنیم.

6
00:02:04,500 --> 00:02:06,625
‫دارم یه سلاح خورشیدی رو طراحی می‌کنم.

7
00:02:09,291 --> 00:02:10,416
‫چی؟

8
00:02:10,500 --> 00:02:12,458
‫سلاحی که با نور خورشید کار می‌کنه.

9
00:02:12,541 --> 00:02:13,625
‫طراحیش رو ببین.

10
00:02:14,875 --> 00:02:16,708
‫به باروت نیاز نداره، اورسولا.

11
00:02:17,208 --> 00:02:18,791
‫یه ایده‌ی شگفت‌انگیزه.

12
00:02:18,875 --> 00:02:21,500
‫- برای کی شگفت‌انگیزه؟
‫- هر ارتشی.

13
00:02:21,583 --> 00:02:23,583
‫اگه بتونم یه مدل سالم بسازم،

14
00:02:24,708 --> 00:02:26,416
‫می‌تونم به دولت بفروشمش.

15
00:02:27,083 --> 00:02:30,500
‫واقعاً امیدوارم که یه روز
‫بتونی این ایده‌های بزرگی

16
00:02:31,583 --> 00:02:33,000
‫که فقط خودت می‌فهمی رو بفروشی.

17
00:02:38,541 --> 00:02:43,166
‫دهکده‌ی ساده‌ی پارسال
‫به شهری پرتحرک

18
00:02:43,250 --> 00:02:45,750
‫با فروشگاه و مغازه تبدیل شده،

19
00:02:45,833 --> 00:02:49,833
‫که یه روز، اعرابی با لباس‌های سبک و گوشواره به گوش
‫بهش خواهند آمد.

20
00:02:49,916 --> 00:02:51,500
‫- ماتیلدا!
‫- اومدم.

21
00:02:53,666 --> 00:02:54,833
‫- صبح بخیر.
‫- سلام.

22
00:02:55,333 --> 00:02:56,416
‫آماده‌ان.

23
00:02:57,333 --> 00:02:59,708
‫گمونم یه سال دیگه بتونه بپوشه‌شون.

24
00:02:59,791 --> 00:03:02,333
‫ولی به خوزه آرکادیو بگو
‫اینقدر سریع بزرگ نشه.

25
00:03:03,625 --> 00:03:04,458
‫بگیر.

26
00:03:08,583 --> 00:03:10,625
‫بیخیال. لازم نیست.

27
00:03:12,791 --> 00:03:13,666
‫ممنون.

28
00:03:14,500 --> 00:03:16,458
‫برای تو و بچه‌ها آبنبات آوردم.

29
00:03:16,541 --> 00:03:18,291
‫ممنون. بذارشون اونجا.

30
00:03:20,500 --> 00:03:22,291
‫هی، خیلی خوشمزه‌ان.

31
00:03:23,000 --> 00:03:25,625
‫جدی میگم، اورسولا. باید بفروشی‌شون.

32
00:03:25,708 --> 00:03:28,208
‫ماتیلدا، با وجود تمام کارهایی که دارم وقت نمی‌کنم.

33
00:03:28,875 --> 00:03:29,875
‫بهش فکر کن.

34
00:03:44,000 --> 00:03:46,000
‫کولی‌ها مارس برگشتن.

35
00:04:24,916 --> 00:04:25,916
‫جالبه.

36
00:04:26,583 --> 00:04:29,000
‫تو یه مخترع واقعی هستی.

37
00:04:31,166 --> 00:04:33,166
‫فکر کردم دیگه نمی‌بینمت.

38
00:04:34,333 --> 00:04:36,291
‫دنیا جای بزرگیه، خوزه آرکادیو.

39
00:04:38,333 --> 00:04:40,208
‫پیمودنش زمان‌بره.

40
00:04:42,000 --> 00:04:44,000
‫باور کن، بخشی از نقشه‌ام

41
00:04:45,541 --> 00:04:46,791
‫این بود که دوباره ببینمت.

42
00:04:48,625 --> 00:04:50,375
‫ولی نشونم بده. یادم بده.

43
00:04:53,916 --> 00:04:56,625
‫اورسولا نمی‌خواد جلوی بچه‌هامون بگم...

44
00:04:58,625 --> 00:05:00,291
‫ولی به این نتیجه رسیدم

45
00:05:01,583 --> 00:05:04,000
‫که دنیا گِرده، مثل یه پرتقال.

46
00:05:13,000 --> 00:05:14,583
‫تو هم فکر می‌کنی دیوونه شدم؟

47
00:05:15,166 --> 00:05:16,958
‫کاملاً برعکس، دوست من.

48
00:05:17,750 --> 00:05:19,833
‫همیشه می‌دونستم که واقعاً باهوشی.

49
00:05:22,875 --> 00:05:24,791
‫واسه‌ی همین برات یه چیزی آوردم.

50
00:05:27,083 --> 00:05:28,791
‫به عنوان نشونه‌ی تحسینش،

51
00:05:30,166 --> 00:05:33,916
‫همون روز ظهر، ملکیداس
‫به خوزه آرکادیو بوئندیا هدیه‌ای داد

52
00:05:35,333 --> 00:05:39,375
‫که تأثیر عمیقی روی آینده‌ی دهکده می‌گذاشت.

53
00:05:46,041 --> 00:05:49,458
‫آئورلیانو! به بابات بگو میرم بازار.

54
00:05:57,625 --> 00:06:00,416
‫- بابا، مامان فرستادم که بگم...
‫- برو بیرون.

55
00:06:09,041 --> 00:06:10,083
‫این‌ها چیه؟

56
00:06:10,791 --> 00:06:12,833
‫این؟ کیمیاگریه.

57
00:06:14,500 --> 00:06:17,333
‫- کیمیاگری؟
‫- قدیمی‌ترین علم تاریخ.

58
00:06:18,875 --> 00:06:23,250
‫می‌خوایم یه آزمایشگاه راه بندازیم
‫که بتونی با عناصر آزمایش کنی.

59
00:06:25,000 --> 00:06:25,875
‫کدوم عناصر؟

60
00:06:27,791 --> 00:06:29,875
‫همون‌هایی که ماده‌ی جهان رو می‌سازن.

61
00:06:30,541 --> 00:06:33,541
‫آمونیاک. سرب. جیوه.

62
00:06:34,166 --> 00:06:35,250
‫سولفور.

63
00:06:37,000 --> 00:06:40,125
‫دوست من، کیمیاگری، هنر استاد شدن در ماده است

64
00:06:41,500 --> 00:06:45,666
‫و تماشایی‌ترین و عالی‌ترین قدرتی
‫که یک انسان می‌تونه داشته باشه.

65
00:06:48,000 --> 00:06:48,875
‫بعد از این،

66
00:06:49,750 --> 00:06:50,958
‫میشه خدا.

67
00:06:55,625 --> 00:06:56,500
‫آئورلیانو!

68
00:06:57,541 --> 00:06:58,833
‫آئورلیانو، بیا اینجا!

69
00:06:59,958 --> 00:07:01,208
‫آئورلیانو، بیا اینجا!

70
00:07:12,875 --> 00:07:16,208
‫در حالی که خوزه آرکادیو بوئندیا
‫خودش رو وقف کیمیاگری کرده بود،

71
00:07:17,666 --> 00:07:21,416
‫اورسولا یه کسب و کار آبنبات‌فروشی فوق‌العاده راه انداخت.

72
00:07:22,541 --> 00:07:26,500
‫روزی دو بار فروخته می‌شدن،
‫به روی چوب بالسا.

73
00:07:42,750 --> 00:07:45,166
‫- تابلوی طعم رو بذار.
‫- آبنبات!

74
00:07:48,583 --> 00:07:50,375
‫هی. خوزه آرکادیو کجاست؟

75
00:08:00,083 --> 00:08:05,416
‫افرادی که از زمان تأسیس ماکوندو
‫خوزه آرکادیو بوئندیا رو می‌شناختن

76
00:08:06,000 --> 00:08:10,125
‫شگفت‌زده شده بودن
‫که به خاطر نفوذ ملکیداس، چقدر تغییر کرده.

77
00:08:11,416 --> 00:08:15,083
‫هر کیمیاگری تلاش می‌کنه
‫تا رازهای ماده رو کشف کنه،

78
00:08:15,166 --> 00:08:17,541
‫و بزرگ‌ترین مدرک از این راز...

79
00:08:19,416 --> 00:08:20,541
‫تبدیل

80
00:08:22,166 --> 00:08:23,708
‫فلزات اصلی...

81
00:08:25,708 --> 00:08:26,833
‫به طلاست.

82
00:08:29,291 --> 00:08:30,791
‫امکان نداره.

83
00:08:31,500 --> 00:08:34,750
‫اگه اونقدر آسون بود،
‫همه انجامش می‌دادن.

84
00:08:34,833 --> 00:08:36,250
‫امکان داره.

85
00:08:36,916 --> 00:08:38,500
‫برای یه کیمیاگر ممکنه.

86
00:08:45,625 --> 00:08:46,458
‫ببین.

87
00:08:49,750 --> 00:08:51,833
‫کلی مهارت و تمرین نیاز داره،

88
00:08:52,333 --> 00:08:55,625
‫پس توصیه می‌کنم با یه چیز ساده‌تر شروع کنی.

89
00:09:00,541 --> 00:09:02,791
‫«تبدیل فلزات»
‫«دوبرابر کردن طلا»

90
00:09:04,083 --> 00:09:07,291
‫...چون ایده‌ی دوبرابر کردن برام حیرت‌انگیزه.

91
00:09:07,375 --> 00:09:10,000
‫اورسولا، ملکیداس واسه‌ی غذا می‌مونه.

92
00:09:12,375 --> 00:09:15,000
‫هر چی می‌تونی بخور.
‫هر چی داریم، همینه که می‌بینی.

93
00:09:15,875 --> 00:09:18,333
‫لازم نیست، ممنون. باید برم.

94
00:09:18,875 --> 00:09:20,750
‫توی اردوگاه منتظرم هستن.

95
00:09:20,833 --> 00:09:21,666
‫خانم.

96
00:09:23,541 --> 00:09:26,250
‫ملکیداس، امشب شروع می‌کنم...

97
00:09:31,375 --> 00:09:32,541
‫فردا می‌بینمت.

98
00:09:33,125 --> 00:09:34,833
‫متأسفانه ممکن نیست.

99
00:09:35,333 --> 00:09:36,666
‫داریم وسایل‌مون رو جمع می‌کنیم.

100
00:09:37,458 --> 00:09:38,625
‫سپیده‌دم راه می‌افتیم.

101
00:09:39,250 --> 00:09:41,416
‫ولی تازه آزمایشات رو شروع کردیم.

102
00:09:41,958 --> 00:09:45,625
‫می‌دونم، ولی هر چیزی که برای ادامه دادن نیازه رو داری.

103
00:09:47,375 --> 00:09:48,416
‫به من نیاز نداری.

104
00:09:51,791 --> 00:09:52,750
‫ولی نگران نباش،

105
00:09:53,333 --> 00:09:55,125
‫قول میدم بر می‌گردم، دوست من.

106
00:10:09,166 --> 00:10:12,791
‫اگه می‌خوای دوست‌هات رو برای غذا دعوت کنی،
‫اول بپرس غذا براشون داریم یا نه.

107
00:10:12,875 --> 00:10:15,541
‫خودت رو توی اون دفتر زندانی کردی
‫و توی دنیای خودت زندگی می‌کنی.

108
00:10:15,625 --> 00:10:18,125
‫محض اطلاعت،
‫یه آزمایشگاه کیمیاگریه.

109
00:10:18,833 --> 00:10:20,000
‫و می‌دونی چیه...

110
00:10:22,333 --> 00:10:23,541
‫قراره پولدارمون کنه.

111
00:10:23,625 --> 00:10:24,791
‫دیگه وقتشه.

112
00:10:25,375 --> 00:10:27,500
‫ارثیه‌ی بابام داره ته می‌کشه.

113
00:10:36,125 --> 00:10:39,416
‫خوزه آرکادیو بوئندیا،
‫ایده‌های اون کولی رو از سرت بیرون کن.

114
00:10:39,500 --> 00:10:41,125
‫باید شکم خانواده‌مون رو سیر کنیم.

115
00:10:53,000 --> 00:10:55,500
‫خوزه آرکادیو، آئورلیانو. بیاید صبحونه.

116
00:10:58,708 --> 00:11:00,083
‫بچه‌ها رو دیدی؟

117
00:11:02,750 --> 00:11:03,583
‫نه.

118
00:11:30,125 --> 00:11:32,458
‫داره اون طرفی میره!

119
00:11:40,375 --> 00:11:43,000
‫برو اون طرف، آئورلیانو! بدو.

120
00:12:41,416 --> 00:12:43,500
‫پیلار، بچه‌هام رو ندیدی؟

121
00:12:46,291 --> 00:12:48,125
‫صبح زود رفتن و هنوز برنگشتن.

122
00:12:49,458 --> 00:12:51,166
‫حتماً یه جایی این اطرافن.

123
00:12:52,208 --> 00:12:55,416
‫نگران نباش. حالا که اومدی،
‫چطوره برات فال بگیرم؟

124
00:13:07,375 --> 00:13:08,375
‫بپرس.

125
00:13:09,291 --> 00:13:10,583
‫خوزه آرکادیو بوئندیا.

126
00:13:12,708 --> 00:13:13,541
‫بردار.

127
00:13:25,625 --> 00:13:27,583
‫دنیا رو یه جور دیگه می‌بینه.

128
00:13:32,583 --> 00:13:35,041
‫او مردی سرشار از شور و دلبستگی‌هاست.

129
00:13:35,125 --> 00:13:37,833
‫شکرگزار باش که نه خبری از خانم‌ها هست
‫نه بقیه‌ی گناه‌ها،

130
00:13:37,916 --> 00:13:40,166
‫وگرنه همیشه توی می‌خونه‌ی کاتارینو مست بود.

131
00:13:42,541 --> 00:13:45,875
‫قراره حسابی تنبیه بشن.
‫بعداً تمومش می‌کنیم. ممنون.

132
00:13:48,000 --> 00:13:49,416
‫خوزه آرکادیو.

133
00:13:49,500 --> 00:13:50,333
‫آئورلیانو!

134
00:13:59,791 --> 00:14:01,541
‫«تبدیل فلزات»
‫«دوبرابر کردن طلا»

135
00:14:14,041 --> 00:14:16,708
‫پسرها پیداشون شد.
‫عمراً حدس بزنی چی دست‌شونه.

136
00:14:18,916 --> 00:14:20,916
‫بهم بگو که سکه‌ها رو برنداشتی.

137
00:14:21,958 --> 00:14:23,000
‫کجان؟

138
00:14:23,583 --> 00:14:25,583
‫قدم به قدم فرمول رو تکرار کردم.

139
00:14:26,166 --> 00:14:27,416
‫کدوم فرمول؟

140
00:14:28,291 --> 00:14:30,583
‫یه فرایند علمی برای دوبرابر کردن طلا.

141
00:14:32,416 --> 00:14:34,708
‫اون توده به نظرت شبیه طلاست؟

142
00:14:35,666 --> 00:14:37,166
‫شاید بتونم جداش کنم.

143
00:14:37,666 --> 00:14:40,500
‫باید یکم دیگه سولفور استفاده کنم، سرب کمتر.

144
00:14:40,583 --> 00:14:43,250
‫چطور تونستی بدون پرسیدن از من انجامش بدی؟

145
00:14:43,333 --> 00:14:46,041
‫اون سکه‌ها برای کسب و کار آبنباتم بودن.

146
00:14:48,541 --> 00:14:49,458
‫کدوم کسب و کار؟

147
00:14:50,791 --> 00:14:53,083
‫علاوه بر اینکه هیچ کاری
‫برای این خانواده نمی‌کنی،

148
00:14:53,166 --> 00:14:56,000
‫اینقدری پُررو هستی
‫که هر چیز کمی که داریم رو نابود می‌کنی.

149
00:14:58,208 --> 00:15:00,708
‫هر گرم از طلا رو بر می‌گردونم.

150
00:15:01,583 --> 00:15:02,416
‫قول میدم.

151
00:15:04,208 --> 00:15:07,291
‫نه. نمی‌خوام طلا رو برگردونی.

152
00:15:08,125 --> 00:15:10,500
‫می‌خوام به خانواده‌ات رسیدگی کنی،

153
00:15:10,583 --> 00:15:13,250
‫به بچه‌هات، که به امون خدا رها شدن.

154
00:15:13,333 --> 00:15:15,041
‫مثل وحشی‌ها شدن. نگاه‌شون کن.

155
00:15:34,333 --> 00:15:35,250
‫خوزه آرکادیو.

156
00:15:36,500 --> 00:15:37,375
‫آئورلیانو.

157
00:15:39,416 --> 00:15:40,250
‫بیاید اینجا.

158
00:15:50,000 --> 00:15:50,833
‫بیاید داخل.

159
00:16:08,333 --> 00:16:12,291
‫از اون شب به بعد، خوزه آرکادیو بوئندیا
‫بهترین ساعت‌های عمرش رو براشون گذاشت.

160
00:16:13,458 --> 00:16:16,083
‫- سواد بهشون یاد داد.
‫- صبور باشید.

161
00:16:16,791 --> 00:16:19,750
‫- شگفتی‌های دنیا رو توضیح داد...
‫- یکی گرفتم!

162
00:16:19,833 --> 00:16:23,750
‫...محدودیت‌های تخیلات‌شون رو
‫به غایت شگفت‌انگیز رسوند.

163
00:16:25,291 --> 00:16:27,000
‫پسرها اونجوری یاد گرفتن

164
00:16:27,083 --> 00:16:29,750
‫که میشه پیاده از دریای اژه عبور کرد...

165
00:16:29,833 --> 00:16:30,916
‫...در آفریقای جنوبی...

166
00:16:31,000 --> 00:16:34,416
‫...جزیره به جزیره سفر کردن
‫تا به بندر سالونیک برسی.

167
00:16:34,500 --> 00:16:36,833
‫...تنها تفریح‌شون نشستن و فکر کردنه.

168
00:16:53,333 --> 00:16:54,666
‫حتی فکرشم نکن.

169
00:16:55,208 --> 00:16:56,916
‫این‌ها آماده‌ی فروشن.

170
00:16:58,125 --> 00:17:00,083
‫به خوزه آرکادیو میگم آماده بشه.

171
00:17:01,541 --> 00:17:04,250
‫باید به حضورت برسونم که شمردم‌شون
‫اگه یه وقت خواستی شیطونی بکنی.

172
00:17:14,541 --> 00:17:16,958
‫یه روز صبح، اورسولا وارد اتاق شد

173
00:17:17,958 --> 00:17:22,000
‫و با دیدن پسرش که اینقدر برای زندگی
‫مجهز بود که به نظرش غیرعادی می‌اومد،

174
00:17:23,083 --> 00:17:25,958
‫احساس شرم گیج‌کننده‌ای رو تجربه کرد.

175
00:17:26,875 --> 00:17:29,666
‫و وحشت‌های تازه عروسی خودش رو به یاد آورد.

176
00:17:31,000 --> 00:17:32,166
‫این چه قیافه‌ایه؟

177
00:17:32,916 --> 00:17:35,291
‫انگار روح پرودنسیو آگیلار رو دیدی.

178
00:17:37,791 --> 00:17:39,125
‫یه چیز بدتر دیدم.

179
00:17:39,208 --> 00:17:40,833
‫چی می‌تونه از اون بدتر باشه؟

180
00:17:42,625 --> 00:17:43,791
‫خوزه آرکادیو.

181
00:17:44,375 --> 00:17:45,875
‫الان لخت دیدمش.

182
00:17:45,958 --> 00:17:46,875
‫که چی؟

183
00:17:48,625 --> 00:17:49,958
‫عضو تنومندی داره.

184
00:17:53,458 --> 00:17:54,666
‫اورسولا، طبیعیه.

185
00:17:54,750 --> 00:17:57,541
‫داره رشد می‌کنه.
‫همه‌چیز همزمان رشد می‌کنه.

186
00:17:57,625 --> 00:17:59,083
‫طبیعی نیست، پیلار.

187
00:18:00,083 --> 00:18:01,666
‫مثل نقص عضو می‌مونه.

188
00:18:01,750 --> 00:18:03,500
‫از دمِ خوک بدتره.

189
00:18:06,666 --> 00:18:09,166
‫شاید محکومش کردم
‫که تا ابد تنها باشه.

190
00:18:09,916 --> 00:18:11,083
‫کاملاً برعکس.

191
00:18:11,666 --> 00:18:12,708
‫خوشبخت میشه.

192
00:18:15,000 --> 00:18:17,500
‫ولی اگه باعث آرامشت میشه،
‫می‌تونم آینده‌اش رو بخونم.

193
00:18:19,333 --> 00:18:20,166
‫بله لطفاً.

194
00:18:27,208 --> 00:18:28,041
‫بُر بزن.

195
00:18:39,708 --> 00:18:41,875
‫آروم باش، خوزه آرکادیو. درد نداره.

196
00:18:42,750 --> 00:18:43,625
‫سه‌تا بکش.

197
00:18:52,041 --> 00:18:53,083
‫چی میگن؟

198
00:18:59,208 --> 00:19:01,333
‫که تو رام‌نشدنی هستی، مثل تندباد.

199
00:19:14,416 --> 00:19:15,375
‫خدای من.

200
00:19:18,166 --> 00:19:21,875
‫خوزه آرکادیو حس کرد
‫انگار استخوان‌هاش داره با کف پُر میشه.

201
00:19:23,166 --> 00:19:26,958
‫یه ترس سست
‫و علاقه‌ی شدیدی به گریه کردن رو تجربه کرد.

202
00:19:31,291 --> 00:19:32,750
‫خب، کارت‌ها چی گفتن؟

203
00:19:33,750 --> 00:19:36,000
‫به خاطر خانم‌ها یا اولاد زجر نمی‌کشه.

204
00:19:40,166 --> 00:19:41,041
‫قول میدم.

205
00:20:20,666 --> 00:20:23,291
‫در آن شب وحشتناک بی‌خوابی،

206
00:20:24,000 --> 00:20:27,333
‫با اضطرابی بی‌رحمانه دوباره پیلار ترنرا رو می‌خواست.

207
00:20:31,875 --> 00:20:33,416
‫می‌خواست باهاش باشه...

208
00:20:37,041 --> 00:20:39,208
‫که هیچوقت از انبار خارج نشن،

209
00:20:39,958 --> 00:20:41,833
‫و پیلار بگه، «خدای من!»

210
00:21:03,291 --> 00:21:04,375
‫چهارشنبه...

211
00:22:43,000 --> 00:22:45,500
‫پیلار ترنرا بهش اجازه داد بفهمه

212
00:22:46,291 --> 00:22:48,583
‫که چرا مردها از مرگ می‌ترسن.

213
00:22:51,208 --> 00:22:53,500
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر. چه طعم‌هایی داری؟

214
00:22:53,583 --> 00:22:56,750
‫- تمبر هندی، کوروزو، لیمویی و پرتقالی.
‫- پرتقالی و کوروزو، لطفاً.

215
00:22:56,833 --> 00:22:57,791
‫باشه.

216
00:22:57,875 --> 00:22:59,791
‫- عزیزم.
‫- پیلار.

217
00:23:00,333 --> 00:23:01,416
‫کار و کاسبی خوبه؟

218
00:23:01,500 --> 00:23:02,833
‫به زور می‌تونیم خودمون رو برسونیم.

219
00:23:04,083 --> 00:23:05,166
‫پیش بچه‌ها بمون.

220
00:23:05,250 --> 00:23:07,625
‫- میرم از خونه بازم آبنبات بیارم.
‫- حتماً، برو.

221
00:23:07,708 --> 00:23:10,541
‫- لیمویی و کوروزو، لطفاً.
‫- بگیرشون.

222
00:23:12,083 --> 00:23:14,583
‫- یه پرتقالی.
‫- پرتقالی‌ها خوشمزه‌ان.

223
00:23:16,500 --> 00:23:19,458
‫خوزه آرکادیو، آبنبات رو بهم بده.

224
00:23:45,125 --> 00:23:46,208
‫کجا بودی؟

225
00:23:52,958 --> 00:23:55,125
‫شب اولی نیست که جیم زدی.

226
00:24:00,166 --> 00:24:01,625
‫قرار نیست بهم بگی؟

227
00:24:06,833 --> 00:24:07,875
‫با یه زن آشنا شدم.

228
00:24:08,916 --> 00:24:11,958
‫یه زن؟ با یه زن چی‌کار می‌کردی؟

229
00:24:12,791 --> 00:24:14,708
‫در واقع باید گفت، اون با من چی‌کار می‌کرد؟

230
00:24:18,541 --> 00:24:20,791
‫بدنش بوی دود میده...

231
00:24:29,250 --> 00:24:31,583
‫و خنده‌اش کبوترها رو فراری میده.

232
00:24:34,458 --> 00:24:35,666
‫وقتی لمسم می‌کنه،

233
00:24:36,333 --> 00:24:38,958
‫انگار بدنم رو بهتر از خودم می‌شناسه.

234
00:24:44,000 --> 00:24:47,208
‫کاش می‌دونستی زبون چه کارهایی می‌تونه بکنه، آئورلیانو.

235
00:24:48,666 --> 00:24:50,041
‫تعجب می‌کردی.

236
00:24:54,791 --> 00:24:58,875
‫و یه لحظه پیش میاد
‫که از لذت تقریباً دچار فروپاشی میشیم.

237
00:25:11,958 --> 00:25:13,166
‫چه حسی داره؟

238
00:25:15,666 --> 00:25:17,250
‫مثل زمین‌لرزه است.

239
00:25:24,125 --> 00:25:26,583
‫اشعه خورشید در لنز جمع میشه،

240
00:25:28,291 --> 00:25:30,541
‫بعدش هدف شروع به سوختن می‌کنه.

241
00:25:42,583 --> 00:25:44,875
‫با متمرکز کردنش روی فقط یک نقطه،

242
00:25:45,541 --> 00:25:47,625
‫اشعه خورشید می‌تونه هدف رو بسوزونه.

243
00:26:10,416 --> 00:26:12,666
‫- خودشه!
‫- مامان!

244
00:26:17,000 --> 00:26:18,541
‫دیدیش، اورسولا؟

245
00:26:18,625 --> 00:26:19,458
‫موفق شدیم.

246
00:26:21,000 --> 00:26:21,833
‫جواب میده.

247
00:26:24,250 --> 00:26:26,083
‫خیلی سال بعد،

248
00:26:26,166 --> 00:26:28,708
‫قبل از اینکه یه افسر ارتش
‫دستور شلیک رو بده،

249
00:26:29,291 --> 00:26:32,666
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا
‫به یاد اون بعد از ظهر گرم مارس افتاد

250
00:26:32,750 --> 00:26:35,000
‫که پدرش درس آموزشیش رو قطع کرد،

251
00:26:35,500 --> 00:26:38,416
‫و شنید که کولی‌ها به دهکده برگشتن.

252
00:26:38,916 --> 00:26:39,833
‫مالکیداس.

253
00:27:09,000 --> 00:27:11,333
‫بیاید!

254
00:27:12,375 --> 00:27:13,250
‫بیاید جلوتر.

255
00:27:14,125 --> 00:27:18,000
‫آخرین اکتشاف حکیمان ممفیس رو ببینید!

256
00:27:20,000 --> 00:27:23,875
‫شگفتی‌ای که به شاه سلیمان تعلق داشته.

257
00:27:28,625 --> 00:27:29,791
‫سی رئال.

258
00:27:39,815 --> 00:27:46,815


259
00:28:12,625 --> 00:28:15,666
‫صندوق یه بخار سردی داشت.

260
00:28:16,375 --> 00:28:19,208
‫داخلش یه بلوک بزرگ و شفاف بود،

261
00:28:19,875 --> 00:28:22,500
‫که سوزن‌های داخلی بی‌نهایتی داشت

262
00:28:22,583 --> 00:28:27,208
‫که توش نور غروب آفتاب به ستاره‌های رنگی شکسته شده بود.

263
00:28:27,291 --> 00:28:29,625
‫بزرگ‌ترین الماس دنیا.

264
00:28:29,708 --> 00:28:30,541
‫نه، جناب.

265
00:28:31,375 --> 00:28:32,625
‫اون یخه.

266
00:28:40,333 --> 00:28:42,708
‫این بزرگ‌ترین اختراع دوران ماست.

267
00:28:43,875 --> 00:28:46,041
‫اگه می‌خوای بهش دست بزنی
‫پنج رئال.

268
00:29:21,916 --> 00:29:22,833
‫می‌جوشه.

269
00:29:25,208 --> 00:29:32,208
‫«شگفتی‌های مجلل حکیمان ممفیس»

270
00:29:36,500 --> 00:29:39,916
‫قدرت فرمول سومری رو ببینید،

271
00:29:40,541 --> 00:29:43,541
‫که قرن‌ها مخفی بوده.

272
00:29:43,625 --> 00:29:49,000
‫«اقلیدس نامدار»

273
00:29:49,083 --> 00:29:50,375
‫این شربت

274
00:29:51,333 --> 00:29:52,625
‫شما رو

275
00:29:53,583 --> 00:29:55,000
‫نامرئی می‌کنه.

276
00:29:58,666 --> 00:30:02,083
‫ببخشید قربان. شما مالکیداسِ کیمیاگر رو می‌شناسید؟

277
00:30:02,166 --> 00:30:03,583
‫مالکیداس در کرانه‌های شنی سنگاپور

278
00:30:04,708 --> 00:30:06,500
‫مُرد.

279
00:30:10,666 --> 00:30:13,333
‫امکان نداره.
‫مالکیداس باید...

280
00:31:13,416 --> 00:31:14,583
‫مالکیداس مُرده.

281
00:31:41,833 --> 00:31:45,416
‫بهترین راه ادای احترام
‫اینه که نذارم کیمیاگری از بین بره.

282
00:32:11,041 --> 00:32:11,916
‫خوزه آرکادیو.

283
00:32:26,916 --> 00:32:28,250
‫خوزه آرکادیو...

284
00:33:05,333 --> 00:33:08,166
‫یک پنجشنبه در ماه ژانویه،
‫ساعت دو صبح،

285
00:33:08,666 --> 00:33:09,791
‫آمارانتا به دنیا اومد.

286
00:33:11,500 --> 00:33:14,083
‫اورسولا با دقت معاینه‌اش کرد.

287
00:33:15,416 --> 00:33:17,958
‫مثل سوسمار سبک و خیس بود،

288
00:33:19,458 --> 00:33:21,500
‫ولی تمام اعضای بدنش انسانی بود.

289
00:33:34,583 --> 00:33:37,666
‫- خیلی خوشگله.
‫- بدجوری یه دختر می‌خواستی.

290
00:33:38,666 --> 00:33:41,166
‫هنوز گریه نکرده. دختر خیلی آرومیه.

291
00:33:41,250 --> 00:33:43,791
‫- بله، تبریک میگم.
‫- هی، این کوکی عالیه.

292
00:33:43,875 --> 00:33:45,000
‫مال کارمنه.

293
00:33:45,083 --> 00:33:45,958
‫نون رو امتحان کن.

294
00:33:46,625 --> 00:33:48,458
‫خودم این نون عسلی رو درست کردم.

295
00:33:49,375 --> 00:33:50,666
‫هی، باباش کجاست؟

296
00:33:51,916 --> 00:33:53,500
‫حتماً توی کارگاهه.

297
00:33:53,583 --> 00:33:55,666
‫- می‌خوام بغلش کنم.
‫- به زودی میاد.

298
00:33:56,333 --> 00:33:58,916
‫موفق شدیم! اورسولا!

299
00:33:59,000 --> 00:34:00,291
‫- مامان!
‫- اورسولا!

300
00:34:02,041 --> 00:34:03,208
‫مهمون داریم.

301
00:34:03,708 --> 00:34:05,291
‫شاه کوهستان.

302
00:34:05,375 --> 00:34:07,500
‫آره، چون قرار بود اون بالا بمیره.

303
00:34:07,583 --> 00:34:09,958
‫دوستان من، ماگنیفیکو، خرینلدو.

304
00:34:11,250 --> 00:34:12,833
‫دارید به سکه‌های طلا نگاه می‌کنید.

305
00:34:13,875 --> 00:34:15,958
‫از یک آلیاژ غیرممکن به دست اومده.

306
00:34:17,125 --> 00:34:18,000
‫واقعیه؟

307
00:34:18,083 --> 00:34:18,916
‫آره.

308
00:34:19,500 --> 00:34:21,333
‫نمی‌دونی چقدر خوشحالم می‌کنه.

309
00:34:22,416 --> 00:34:24,000
‫- تبریک میگم.
‫- چندتا بز میشه باهاش خرید؟

310
00:34:24,083 --> 00:34:25,250
‫بیا از کسب و کار حرف بزنیم.

311
00:34:26,666 --> 00:34:28,416
‫پسرم، نظرت چیه؟

312
00:34:28,916 --> 00:34:30,291
‫مثل عن سگ می‌مونه.

313
00:34:31,833 --> 00:34:32,708
‫درست صحبت کن!

314
00:34:43,708 --> 00:34:44,958
‫بیاید جشن بگیریم!

315
00:34:45,041 --> 00:34:46,458
‫- بله.
‫- یه مشروب.

316
00:34:47,333 --> 00:34:49,041
‫- خوشگله.
‫- آره.

317
00:34:49,125 --> 00:34:51,166
‫چه دست کوچولوی قشنگی داری.

318
00:34:53,375 --> 00:34:55,291
‫بیا داخل. برادرهام خونه نیستن.

319
00:34:57,416 --> 00:35:00,958
‫تحقیرم می‌کنه!
‫هنوز مثل یه پسربچه باهام رفتار می‌کنه.

320
00:35:03,041 --> 00:35:05,375
‫اینقدر درگیر این مسائل احمقانه نشو.

321
00:35:07,041 --> 00:35:09,708
‫حاضر نیستم دوباره خودم رو
‫توی اون آزمایشگاه زندانی کنم.

322
00:35:12,125 --> 00:35:13,666
‫زندگی رو به روش خودم می‌گذرونم.

323
00:35:17,333 --> 00:35:18,208
‫آروم باش.

324
00:35:25,416 --> 00:35:28,166
‫خب چرا به بابات نمیگی
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟

325
00:35:35,583 --> 00:35:36,541
‫چیزی که می‌خوام

326
00:35:37,333 --> 00:35:38,500
‫با تو بودنه.

327
00:35:56,375 --> 00:35:57,291
‫منم همینطور.

328
00:36:22,791 --> 00:36:25,750
‫«برای اولین بار در آمریکا»
‫«فرش جادویی»

329
00:36:27,750 --> 00:36:28,583
‫ببین!

330
00:36:42,250 --> 00:36:45,666
‫در مقایسه با حسم وقتی باهمیم، هیچی نیست.

331
00:36:51,250 --> 00:36:52,541
‫حالا مرد شدی.

332
00:36:58,750 --> 00:37:00,125
‫قراره پسردار بشی.

333
00:37:18,666 --> 00:37:22,583
‫«اجراها»

334
00:37:37,041 --> 00:37:37,958
‫چی‌شده؟

335
00:37:38,500 --> 00:37:39,458
‫هیچی.

336
00:37:42,666 --> 00:37:43,583
‫خوزه آرکادیو.

337
00:37:45,333 --> 00:37:46,166
‫بذار بخوابم!

338
00:38:06,083 --> 00:38:09,041
‫خوزه آرکادیو بی‌اشتها شده بود
‫و خوابش نمی‌برد.

339
00:38:11,500 --> 00:38:15,833
‫اینقدر اوضاع خراب بود که،
‫گزیده شده از کینه‌ای شدید نسبت به دنیا،

340
00:38:17,458 --> 00:38:21,333
‫یک شب از تختش بلند شد
‫تا در هیاهوی جشنواره غرق شود

341
00:38:22,458 --> 00:38:24,458
‫و در آنجا کمی آرامش پیدا کنه.

342
00:38:31,416 --> 00:38:35,125
‫بعد از سرگردانی در میان
‫همه‌جور اختراعی،

343
00:38:36,166 --> 00:38:38,291
‫یه دختر کولی خیلی جوون رو دید.

344
00:38:39,333 --> 00:38:42,083
‫قشنگ‌ترین زنی که تا حالا توی زندگیش دیده بود.

345
00:38:57,791 --> 00:39:00,333
‫با اولین ارتباط،

346
00:39:01,375 --> 00:39:05,083
‫استخوان‌های دختر انگار با یه صدای شکستن نامنظم از مفصل در اومدن،

347
00:39:05,750 --> 00:39:07,625
‫مثل صدای یه جعبه دومینو.

348
00:39:12,166 --> 00:39:13,833
‫زود باشید بچه‌ها. بیدار شید.

349
00:39:16,916 --> 00:39:18,125
‫برادرت کجاست؟

350
00:39:19,000 --> 00:39:20,208
‫برنگشته.

351
00:39:34,375 --> 00:39:35,208
‫ماتیلدا.

352
00:39:38,625 --> 00:39:39,875
‫پسرم رو دیدی؟

353
00:39:41,833 --> 00:39:42,833
‫نه.

354
00:39:42,916 --> 00:39:44,750
‫آخرین بار توی خونه‌ی تو دیدمش.

355
00:39:44,833 --> 00:39:46,083
‫بریم از پیلار بپرسیم.

356
00:39:53,833 --> 00:39:54,666
‫پیلار!

357
00:39:57,083 --> 00:39:58,708
‫خوزه آرکادیو رو دیدی؟

358
00:40:07,291 --> 00:40:08,291
‫کاتارینو!

359
00:40:12,500 --> 00:40:15,250
‫- کاتارینو، پسرم رو دیدی؟
‫- پسرت رو؟ نه.

360
00:40:15,333 --> 00:40:17,291
‫دیشب پیش کولی‌ها دیدمش.

361
00:40:46,500 --> 00:40:47,708
‫کولی شده.

362
00:40:52,625 --> 00:40:54,666
‫برو. برو خونه.

363
00:40:55,416 --> 00:40:56,750
‫به بابات بگو.

364
00:41:20,041 --> 00:41:24,875
‫ظرف چند ساعت، خوزه آرکادیو بوئندیا
‫یه گروه از مردهای مجهز رو جمع کرد.

365
00:41:42,458 --> 00:41:46,958
‫بعد از سه روز جستجوی بی‌فایده... برگشتن.

366
00:42:46,083 --> 00:42:47,250
‫تا چند هفته،

367
00:42:47,333 --> 00:42:51,333
‫خوزه آرکادیو بوئندیا
‫از آشگفتی سرشار شده بود.

368
00:43:22,250 --> 00:43:24,500
‫نقره توی رشته‌ها بهتر عمل می‌کنه.

369
00:43:26,125 --> 00:43:26,958
‫خواهی دید.

370
00:43:36,833 --> 00:43:38,125
‫نگران نباش.

371
00:43:39,541 --> 00:43:41,041
‫برادرت بر می‌گرده.

372
00:43:43,833 --> 00:43:44,666
‫زود باش.

373
00:43:45,666 --> 00:43:46,666
‫چکش رو بردار.

374
00:43:52,083 --> 00:43:54,500
‫باید با چکش به نقره شکل بدی.

375
00:43:58,041 --> 00:43:58,875
‫از زیر.

376
00:44:39,333 --> 00:44:41,583
‫زمان چیزها رو در جای خودشون قرار داد.

377
00:44:51,208 --> 00:44:53,333
‫بابا؟

378
00:44:54,458 --> 00:44:55,375
‫سبد!

379
00:44:56,666 --> 00:44:58,833
‫- بابا!
‫- اون خواص ماده است.

380
00:44:58,916 --> 00:45:01,416
‫اگه درکش کنی
‫چیز خارق‌العاده‌ای نیست.

381
00:45:06,166 --> 00:45:07,583
‫در دوران زندانش،

382
00:45:08,833 --> 00:45:11,750
‫خوزه آرکادیو بوئندیا از ته قلبش دعا می‌کرد

383
00:45:11,833 --> 00:45:15,458
‫که معجزه، تبدیل فلزات به طلا نباشه،

384
00:45:16,916 --> 00:45:18,375
‫بلکه بازگشت اورسولا باشه.

385
00:45:49,833 --> 00:45:51,250
‫بابا! نگاهش کن.

386
00:46:01,708 --> 00:46:03,875
‫پنج ماه بعد، اورسولا برگشت.

387
00:46:03,958 --> 00:46:05,916
‫مامانته. برو.

388
00:46:06,000 --> 00:46:08,375
‫از اون سمت باتلاق بزرگ اومد،

389
00:46:08,458 --> 00:46:11,291
‫جایی که شهرهایی داشت
‫که هر ماه نامه می‌گرفتن

390
00:46:11,875 --> 00:46:14,041
‫و با روال زندگی خوب آشنا بودن.

391
00:46:23,250 --> 00:46:24,500
‫خوزه آرکادیو کجاست؟

392
00:46:29,208 --> 00:46:30,916
‫هیچوقت کولی‌ها رو پیدا نکردم.

393
00:46:32,708 --> 00:46:34,458
‫و هیچکس ازش چیزی نمی‌دونست.

394
00:46:59,166 --> 00:47:00,000
‫ببین.

395
00:47:02,041 --> 00:47:03,000
‫خوشگله.

396
00:47:14,916 --> 00:47:16,458
‫این آدم‌ها کی‌ان؟

397
00:47:22,083 --> 00:47:24,750
‫همه‌شون می‌خواستن شگفتی این شهری

398
00:47:25,333 --> 00:47:27,000
‫که وسط باتلاق بزرگه رو ببینن.

399
00:47:28,375 --> 00:47:29,250
‫موفق شدی.

400
00:47:30,333 --> 00:47:33,333
‫مسیرهایی که ماکوندو رو
‫به دنیا متصل می‌کنه رو پیدا کردی.

401
00:47:38,500 --> 00:47:40,958
‫می‌خوام به ویسیتاسیون و کاتائوره معرفیت کنم.

402
00:47:42,125 --> 00:47:44,083
‫توی سفر همراهم بودن.

403
00:47:44,791 --> 00:47:46,291
‫قراره با ما زندگی کنن.

404
00:47:51,333 --> 00:47:52,291
‫خوش اومدین.

405
00:47:52,375 --> 00:47:53,458
‫آقا، حالت چطوره؟

406
00:47:57,708 --> 00:47:58,916
‫حالت چطوره، آقا؟

407
00:47:59,000 --> 00:47:59,958
‫خوش اومدین.

408
00:48:12,250 --> 00:48:13,083
‫مراقب باش.

409
00:49:06,958 --> 00:49:08,333
‫دیگه هیچوقت نرو.

410
00:49:10,625 --> 00:49:11,500
‫تو هم همینطور.

411
00:49:21,333 --> 00:49:22,208
‫پیلار.

412
00:49:26,083 --> 00:49:27,375
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

413
00:49:34,333 --> 00:49:35,458
‫اون بچه‌ی کیه؟

414
00:49:37,375 --> 00:49:38,208
‫بچه‌ی منه.

415
00:49:39,833 --> 00:49:40,791
‫یه پسربچه است.

416
00:49:41,416 --> 00:49:42,708
‫پدرش کیه؟

417
00:49:45,958 --> 00:49:47,083
‫خوزه آرکادیو.

418
00:49:48,833 --> 00:49:50,500
‫اومدم بدمش به شما.

419
00:49:51,416 --> 00:49:52,833
‫حتماً داری شوخی می‌کنی.

420
00:49:56,916 --> 00:49:58,416
‫ما عاشق همدیگه شدیم، اورسولا.

421
00:50:00,208 --> 00:50:01,250
‫امکان نداره.

422
00:50:02,875 --> 00:50:04,000
‫ولی شدیم.

423
00:50:04,500 --> 00:50:05,708
‫آروم باش، آروم باش عزیزم.

424
00:50:06,208 --> 00:50:07,583
‫تو بودی.

425
00:50:09,333 --> 00:50:11,708
‫تو باعث شدی پسرم غیبش بزنه.

426
00:50:14,708 --> 00:50:18,041
‫اگه با جادوگری‌هات گولش زدی
‫و اون بچه رو درست کردی،

427
00:50:20,041 --> 00:50:21,791
‫خودت تنهایی اون حرومزاده رو بزرگ کن.

428
00:50:24,500 --> 00:50:25,333
‫نگاهش کن.

429
00:50:26,583 --> 00:50:27,416
‫نگاهش کن.

430
00:50:28,750 --> 00:50:30,750
‫ببین اورسولا. اون گوشت و خون تو رو داره.

431
00:50:39,666 --> 00:50:41,208
‫قیافه‌ی والدین‌مون رو داره.

432
00:50:42,333 --> 00:50:43,250
‫آروم، آروم...

433
00:50:45,291 --> 00:50:48,125
‫اگه اون یه بوئندیاست، باید پیش خانواده‌اش بزرگ بشه.

434
00:50:48,208 --> 00:50:49,708
‫باشه. اون بچه رو قبول می‌کنم.

435
00:50:51,416 --> 00:50:54,041
‫تا وقتی اون فاحشه
‫دیگه پاش رو توی این خونه نذاره.

436
00:50:55,416 --> 00:50:57,291
‫هیچوقت نمی‌فهمه کی به دنیا آوردتش

437
00:50:57,375 --> 00:51:00,208
‫چون کاری که اون کرده
‫باعث ننگ این خانواده است.

438
00:51:03,541 --> 00:51:05,208
‫شرایط اینه، پیلار.

439
00:51:10,000 --> 00:51:11,416
‫اینجا وضعش بهتره.

440
00:51:27,875 --> 00:51:30,333
‫اسم خوزه آرکادیو روی بچه گذاشته شد،

441
00:51:31,541 --> 00:51:34,333
‫ولی بهش می‌گفتن آرکادیو که باعث گیج شدن نشه.

442
00:51:52,708 --> 00:51:56,416
‫آئورلیانو ساعات پایان‌ناپذیری رو
‫توی آزمایشگاه می‌گذروند،

443
00:51:57,416 --> 00:52:00,916
‫هنر کار با نقره رو
‫با آزمایشات خودش یاد می‌گرفت.

444
00:52:07,750 --> 00:52:10,625
‫بلوغ نرمی صداش رو ازش گرفته بود.

445
00:52:11,541 --> 00:52:13,166
‫اون ساکت و

446
00:52:14,291 --> 00:52:16,208
‫منزوی شد.

447
00:52:19,666 --> 00:52:24,333
‫اما نگاه نافذی که موقع تولد در چشمانش داشت،
‫برگشته بود.

448
00:52:35,208 --> 00:52:36,875
‫بریم بازی!

449
00:52:37,541 --> 00:52:38,500
‫زود باش.

450
00:52:39,166 --> 00:52:40,375
‫برو قایم شو!

451
00:52:41,166 --> 00:52:42,291
‫اون چیه؟

452
00:52:43,250 --> 00:52:44,083
‫بدو!

453
00:53:00,250 --> 00:53:01,083
‫بدو!

454
00:53:03,500 --> 00:53:04,666
‫اون چیه؟

455
00:53:06,958 --> 00:53:08,125
‫- بدو!
‫- بدو!

456
00:53:09,750 --> 00:53:10,583
‫بدو!

457
00:53:11,708 --> 00:53:12,541
‫برو قایم شو.

458
00:53:15,083 --> 00:53:15,916
‫بدو.

459
00:53:16,541 --> 00:53:17,500
‫اون چیه؟

460
00:53:21,666 --> 00:53:23,250
‫آرکادیو، آمارانتا.

461
00:53:23,333 --> 00:53:24,916
‫دیگه وایو حرف نزن.

462
00:53:25,458 --> 00:53:27,125
‫گفتم اسپانیایی صحبت کن.

463
00:53:30,000 --> 00:53:30,958
‫چت شده؟

464
00:53:35,041 --> 00:53:36,125
‫یکی داره میاد.

465
00:53:48,750 --> 00:53:51,166
‫«بر اساس رمان گابریل گارسیا مارکز»

466
00:53:52,190 --> 00:54:12,190
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

