﻿1
00:00:05,200 --> 00:00:16,200
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:02:16,916 --> 00:02:18,541
‫سال‌ها بعد...

3
00:02:20,416 --> 00:02:22,583
‫وقتی سرهنگ آئورلیانو بوئندیا

4
00:02:26,958 --> 00:02:28,958
‫در مقابل جوخه‌ی اعدام قرار گرفت...

5
00:02:30,708 --> 00:02:33,166
‫بعد از ظهر دور دستی را به یاد آورد

6
00:02:35,750 --> 00:02:38,250
‫که پدرش او را برای کشف یخ برده بود

7
00:02:40,208 --> 00:02:44,447
‫«صد سال تنهایی»
‫«قسمت اول: ماکوندو»

8
00:03:08,625 --> 00:03:11,791
‫خوزه آرکادیو بوئندیا
‫و اورسولا ایگوآران دختر عمو- پسر عمو بودن.

9
00:03:13,291 --> 00:03:15,666
‫و با هم تو دهکده‌ی قدیمی بزرگ شده بودن

10
00:03:15,750 --> 00:03:19,958
‫همون جایی که اجدادشون
‫به یکی از بهترین شهرهای منطقه تبدیلش کرده بودن.

11
00:03:23,958 --> 00:03:26,708
‫خوزه آرکادیو بوئندیا،
‫بذار اورسولا یه نفس بکشه.

12
00:03:26,791 --> 00:03:28,208
‫یه کم دیگه صبر کن!

13
00:03:28,291 --> 00:03:30,166
 یه‌کم خوش باشین. جشن شماست نا سلامتی

14
00:03:30,250 --> 00:03:32,291
‫- یالا دیگه مرد. بجنب.
‫- بریم!

15
00:03:39,833 --> 00:03:42,250
‫با اینکه همه می‌دونستن ازدواج می‌کنن،

16
00:03:42,958 --> 00:03:47,291
‫وقتی خواستن با هم ازدواج کنن،
‫اقوام سعی کردن جلوشون رو بگیرن.

17
00:03:55,458 --> 00:03:58,166
‫می‌ترسیدن که دو تا آدم سالم از دو نسل

18
00:03:58,250 --> 00:04:00,333
‫که قرن‌ها با هم آمیخته شده بودن

19
00:04:00,416 --> 00:04:03,041
‫ننگ به دنیا آوردن ایگوانا* رو به دوش بکشن

20
00:04:03,181 --> 00:04:08,745
‫( در فرهنگ آمریکای لاتین، ایگوانا یک نماد کهن از چیزهای غیرطبیعی و ناخوشایند محسوب می‌شه)

21
00:04:17,000 --> 00:04:20,625
‫اگه مادر اورسولا با پیشگویی‌های شومش درباره‌ی بچه‌هاشون

22
00:04:20,708 --> 00:04:24,208
‫اونا رو نترسونده بود، خوشبخت می‌شدن.

23
00:04:39,208 --> 00:04:41,166
‫هی! بیا اینجا!

24
00:06:20,083 --> 00:06:21,125
‫این چیه؟

25
00:06:26,458 --> 00:06:27,541
‫مامانم بهم داده.

26
00:06:30,958 --> 00:06:34,458
‫باورم نمیشه هنوزم با این خرافات
‫داره اذیتت می‌کنه

27
00:06:35,458 --> 00:06:37,291
‫یا اینکه تو اصلاً گوش می‌دی.

28
00:06:38,166 --> 00:06:39,911
‫این خرافات نیست.

29
00:06:39,935 --> 00:06:41,868
‫یه چیز وحشتناک بهم گفته.

30
00:06:42,291 --> 00:06:45,166
‫چی می‌تونه وحشتناک‌تر از
‫این چیزی باشه که پوشیدی؟

31
00:06:49,208 --> 00:06:50,500
‫به دنیا آوردن یه هیولا.

32
00:06:52,250 --> 00:06:55,287
‫دخترعمو و پسرعموی مامانم با هم ازدواج کردن
‫و یه بچه‌ی ناقص داشتن.

33
00:06:55,333 --> 00:06:58,291
‫تمام عمرش با خجالت زندگی کرد.

34
00:07:00,833 --> 00:07:01,958
‫چه جور نقصی؟

35
00:07:03,166 --> 00:07:04,416
‫دم خوک داشت.

36
00:07:06,041 --> 00:07:08,791
‫یه روده‌ی پیچ خورده که سرش پر از مو بود،
‫درست عین چوب‌پنبه کِش.

37
00:07:12,875 --> 00:07:14,500
‫چرا باید همچین چیزی رو سر هم کنه؟

38
00:07:15,375 --> 00:07:17,688
‫بهم گفت وقتی با یه ساطور دمش رو قطع کردن

39
00:07:17,722 --> 00:07:19,583
‫خونریزی کرد و مُرد.

40
00:07:20,916 --> 00:07:23,125
‫برام مهم نیست اگه بچه خوک بیاریم

41
00:07:24,208 --> 00:07:25,791
‫همین‌‌که بتونن حرف بزنن کافیه.

42
00:07:28,250 --> 00:07:29,375
‫ولی برای من مهمه.

43
00:07:30,625 --> 00:07:32,208
‫من خوک نمی‌زام!

44
00:07:55,541 --> 00:07:56,833
‫در روز،

45
00:07:57,708 --> 00:07:59,791
‫خوزه از خروس‌های جنگیش مراقبت می‌کرد،

46
00:07:59,875 --> 00:08:01,208
‫و اورسولا گلدوزی می‌کرد.

47
00:08:05,958 --> 00:08:11,041
‫در شب، ساعت‌ها با خشونتی پر از عذاب
‫با هم گلاویز می‌شدن

48
00:08:12,208 --> 00:08:14,875
‫و گویا جایگزینی برای عشق‌بازی بود.

49
00:08:55,166 --> 00:08:59,000
‫خوزه آرکادیو بوئندیا و اورسولا ایگوآران
‫چند ماه اینجوری زندگی کردن.

50
00:09:09,416 --> 00:09:11,166
‫فکر نمی‌کردم بیای.

51
00:09:11,958 --> 00:09:14,125
‫رو خروست شرط بستم. آماده‌ست؟

52
00:09:14,208 --> 00:09:16,666
‫چون آماده‌ست آوردمش، رفیق.

53
00:09:18,208 --> 00:09:19,791
‫مگنیفیکو، مردم چطور شرط بستن؟

54
00:09:19,875 --> 00:09:23,541
‫- خوزه، مثل همیشه بهت ایمان دارن.
‫- آها، بوئندیا!

55
00:09:25,250 --> 00:09:27,871
‫این‌همه صبر کردی تا باهام رو در رو بشی،

56
00:09:28,188 --> 00:09:29,834
‫فقط واسه اینکه امروز شکست بخوری.

57
00:09:30,416 --> 00:09:31,791
‫باورنکردنیه!

58
00:09:32,541 --> 00:09:35,208
‫امیدوارم سوپ مرغ دوست داشته باشی
‫چون کارش تمومه.

59
00:09:35,291 --> 00:09:36,904
‫می‌فهمی چی میگم؟

60
00:09:55,333 --> 00:09:56,500
‫یالا!

61
00:09:57,708 --> 00:09:58,791
‫یالا!

62
00:10:03,375 --> 00:10:05,500
‫نوکش بزن! آفرین!

63
00:10:06,125 --> 00:10:07,708
‫بکشش!

64
00:10:07,791 --> 00:10:09,208
‫نوکش بزن!

65
00:10:09,291 --> 00:10:11,583
‫بکشش! کارش رو بساز!

66
00:10:11,666 --> 00:10:14,416
‫بکشش!

67
00:10:15,000 --> 00:10:18,208
‫نوکش بزن!

68
00:10:18,291 --> 00:10:22,875
‫د یالا، لعنتی! بزنش! کارشو بساز!

69
00:10:22,958 --> 00:10:26,166
‫آفرین! بکشش!

70
00:10:27,791 --> 00:10:29,375
‫پا شو!

71
00:10:29,458 --> 00:10:31,166
‫یالا! پا شو!

72
00:10:31,250 --> 00:10:35,000
‫خروسم!

73
00:10:37,958 --> 00:10:39,083
‫ایولا

74
00:10:46,500 --> 00:10:49,583
‫ببین رفیق، زندگی همینه دیگه.

75
00:10:50,791 --> 00:10:53,250
‫حیوون خوبی داری. تبریک میگم.

76
00:10:57,833 --> 00:10:59,083
‫بیا اینجا خوشگله.

77
00:11:00,541 --> 00:11:01,500
‫هی، بوئندیا!

78
00:11:03,416 --> 00:11:05,125
‫شاید این خروست

79
00:11:06,125 --> 00:11:08,257
‫بتونه یه لطفی در حق زنت بکنه.

80
00:11:18,708 --> 00:11:20,291
‫برو خونه یه سلاح بردار.

81
00:11:20,833 --> 00:11:22,166
‫می‌خوام بکشمت.

82
00:11:22,958 --> 00:11:24,250
‫عصبانیه.

83
00:11:25,916 --> 00:11:27,166
‫عصبانیه.

84
00:11:34,583 --> 00:11:36,000
‫چه مرگته؟

85
00:11:39,208 --> 00:11:41,166
‫- عالی بود.
‫- واقعاً.

86
00:11:49,958 --> 00:11:50,875
‫خوزه آرکادیو.

87
00:11:54,208 --> 00:11:55,208
‫خوزه آرکادیو!

88
00:13:21,041 --> 00:13:23,583
‫اگه ایگوانا به دنیا بیاری،
‫همون ایگوانا رو بزرگ می‌کنیم.

89
00:13:24,625 --> 00:13:27,708
‫ولی دیگه تو این شهر
‫به خاطر ما کسی نمی‌میره.

90
00:15:08,208 --> 00:15:11,291
‫به عنوان مقامات ارشد این شهر،

91
00:15:11,375 --> 00:15:15,666
‫من و شهردار به یه نتیجه رسیدیم.

92
00:15:15,750 --> 00:15:18,833
‫با اینکه مرگ
‫پرودنسیو آگیلار یه تراژدیه،

93
00:15:19,416 --> 00:15:23,083
‫ما به این نتیجه رسیدیم
‫که حاصل یه دوئل شرافتمندانه بوده.

94
00:15:24,541 --> 00:15:29,708
‫بنابراین، جناب خوزه آرکادیو بوئندیا

95
00:15:30,375 --> 00:15:32,208
‫بی‌گناه شناخته شده.

96
00:15:32,291 --> 00:15:33,708
‫- نه!
‫- این عادلانه نیست!

97
00:15:33,791 --> 00:15:34,625
‫افتضاحه!

98
00:15:35,333 --> 00:15:37,583
‫بسه!
‫ یکم نزاکت داشته باشین!

99
00:15:52,916 --> 00:15:55,125
‫آفرین. ممنون.

100
00:15:55,875 --> 00:15:59,166
‫فقط به چند تا نوشیدنی نیاز داری
‫تا همه اینا رو فراموش کنی.

101
00:17:11,083 --> 00:17:12,500
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

102
00:17:13,416 --> 00:17:15,291
‫می‌دونی که خودت خواستی و حقت بود.

103
00:17:16,375 --> 00:17:17,291
‫برو به جهنم.

104
00:17:44,333 --> 00:17:47,708
‫اگه هزار بارم برگردی،
‫هر دفعه می‌کشمت.

105
00:17:50,166 --> 00:17:53,166
‫خوزه آرکادیو بوئندیا
‫جرأت نکرد نیزه‌ش رو پرت کنه،

106
00:17:54,625 --> 00:17:56,583
‫و پرودنسیو آگیلار نرفت.

107
00:18:05,166 --> 00:18:07,208
‫بعد از اون هیچوقت آرامش نداشتن.

108
00:18:15,500 --> 00:18:18,348
‫نگاهِ پر از تنهایی و درماندگیِ پرودنسیو در آن شب،

109
00:18:18,368 --> 00:18:20,458
‫رهاشون نمی‌کرد...

110
00:18:27,416 --> 00:18:30,083
‫دلتنگی عمیقش وقتی
‫حسرت زنده‌ها رو می‌خورد...

111
00:18:39,083 --> 00:18:41,125
‫بی‌قراری و اضطرابش موقع گشتن خونه

112
00:18:41,208 --> 00:18:44,041
‫برای پیدا کردن کمی آب جهت
‫خیس کردن گلوی حصیری‌اش

113
00:18:48,875 --> 00:18:52,708
‫اورسولا وقتی دید مرده در به در دنبال آب،
‫ در قابلمه‌ها رو بر می‌داره

114
00:18:52,791 --> 00:18:55,250
‫دلش چنان به رحم اومد که همه جای خانه کوزه‌های آب گذاشت.

115
00:18:57,833 --> 00:19:00,000
‫چیکار باید بکنم که بری؟

116
00:19:27,958 --> 00:19:29,500
‫اشکال نداره، پرودنسیو.

117
00:19:31,083 --> 00:19:33,916
‫تا جایی که می‌تونیم از
‫این شهر دور می‌شیم،

118
00:19:34,458 --> 00:19:36,000
‫و هیچوقت برنمی‌گردیم.

119
00:20:06,000 --> 00:20:07,166
‫کجا می‌ریم؟

120
00:20:14,625 --> 00:20:17,125
‫اون طرف کوهستان دریاست.

121
00:20:21,333 --> 00:20:22,490
‫مسخره‌ست.

122
00:20:22,514 --> 00:20:24,208
‫هیچکس این مسیر رو نرفته.

123
00:20:25,541 --> 00:20:26,500
‫دقیقاً.

124
00:20:28,833 --> 00:20:30,375
‫یه جایی رو پیدا می‌کنیم

125
00:20:31,833 --> 00:20:34,916
‫که ترس‌های اجدادمون
‫روی دوشمون سنگینی نکنه.

126
00:20:36,125 --> 00:20:38,375
‫جایی که بتونیم با آرامش عاشق هم باشیم...

127
00:20:40,583 --> 00:20:41,916
‫و بچه‌هامون رو بزرگ کنیم.

128
00:20:52,958 --> 00:20:53,833
‫دریا.

129
00:20:56,666 --> 00:20:57,500
‫دریا.

130
00:21:14,041 --> 00:21:14,958
‫ممنون بابا.

131
00:21:18,666 --> 00:21:19,500
‫خداحافظ مامان.

132
00:21:22,916 --> 00:21:23,750
‫اورسولا...

133
00:21:26,750 --> 00:21:28,208
‫هر جا که بری...

134
00:21:31,166 --> 00:21:33,948
‫نمی‌تونی از سرنوشتت فرار کنی.

135
00:21:43,250 --> 00:21:44,666
‫مراقب خودتون باشین.

136
00:22:10,166 --> 00:22:11,500
‫بریم رفیق.

137
00:22:36,458 --> 00:22:39,291
‫اینجوری بود که تصمیم گرفتن
‫از کوه‌ها رد بشن.

138
00:22:40,833 --> 00:22:44,333
‫چند تا از دوست‌های خوزه آرکادیو بوئندیا،
‫جوون‌هایی مثل خودش،

139
00:22:45,666 --> 00:22:47,333
‫هیجان‌زده از این ماجراجویی،

140
00:22:48,708 --> 00:22:51,916
‫با زن و بچه‌هاشون بار و بندیل بستن

141
00:22:51,947 --> 00:22:54,500
‫و راهی جایی شدن
‫که سرزمین موعود هیچ‌کس نبود.

142
00:23:29,583 --> 00:23:30,416
‫خطرناکه

143
00:23:31,791 --> 00:23:34,041
‫مرد حلق‌آویز دنیا رو متفاوت می‌بینه.

144
00:23:39,916 --> 00:23:41,458
‫برات فال گرفته؟

145
00:23:41,541 --> 00:23:42,875
‫مدتیه که می‌گیره.

146
00:23:44,375 --> 00:23:45,208
‫ممنون.

147
00:25:45,125 --> 00:25:46,250
‫با تمام توان زور بزن!

148
00:25:46,916 --> 00:25:48,083
‫یه بار دیگه! زور بزن!

149
00:25:48,958 --> 00:25:51,833
‫محکم! داره میاد!

150
00:26:13,625 --> 00:26:17,708
‫با معده‌ای که از خوردن گوشت میمون
‫و خورشت مار داغون شده بود،

151
00:26:19,000 --> 00:26:20,776
‫اورسولا با کمک پیلار ترنرا

152
00:26:20,800 --> 00:26:23,795
‫یه پسر به دنیا آورد که کاملاً انسان بود.

153
00:27:05,083 --> 00:27:06,291
‫بریم!

154
00:27:13,250 --> 00:27:15,166
‫هی! آروم!

155
00:27:15,250 --> 00:27:17,833
‫آروم باش پسر!

156
00:27:20,958 --> 00:27:21,833
‫بگیرش!

157
00:27:38,208 --> 00:27:39,083
‫یالا گری.

158
00:28:25,416 --> 00:28:28,416
‫نگران نباش، گرینلدو.
‫الان دیگه به دریا نزدیکیم.

159
00:28:45,416 --> 00:28:47,021
‫یه روز صبح،

160
00:28:47,045 --> 00:28:48,958
‫بعد از تقریباً دو سال راه رفتن،

161
00:28:49,041 --> 00:28:53,333
‫اولین انسان‌هایی بودن که شیب غربی
‫رشته کوه رو دیدن.

162
00:29:01,250 --> 00:29:02,583
‫از قله‌ی ابری،

163
00:29:02,666 --> 00:29:06,166
‫پهنه‌ی عظیم آب مرداب بزرگ رو دیدند

164
00:29:07,500 --> 00:29:10,974
‫ که دامنش تا آن سوی جهان کشیده شده بود.

165
00:29:14,125 --> 00:29:16,533
‫ولی هیچوقت دریا رو ندیدن.

166
00:29:18,541 --> 00:29:21,666
‫- دریا کدوم گوریه؟! کجاست؟!
‫- هی! بس کن!

167
00:29:21,750 --> 00:29:22,958
‫گرینلدو، آروم باش!

168
00:29:25,916 --> 00:29:27,916
‫باید اون طرف مرداب بزرگ باشه.

169
00:30:19,083 --> 00:30:20,166
‫هی!

170
00:30:20,750 --> 00:30:22,208
‫وایسا، خواهش می‌کنم!

171
00:30:22,916 --> 00:30:23,750
‫وایسا!

172
00:30:36,375 --> 00:30:37,916
‫داریم دور خودمون می‌چرخیم.

173
00:30:39,416 --> 00:30:41,291
‫به‌خدا اگه بدونه کجاییم.

174
00:30:43,333 --> 00:30:45,416
‫باید از خشکی راهمون رو پیدا کنیم.

175
00:30:58,208 --> 00:30:59,041
‫در بعد از ظهری،

176
00:30:59,875 --> 00:31:03,291
‫بعد از چند ماه سرگردانی در مرداب‌ها،

177
00:31:04,763 --> 00:31:06,313
‫در ساحل رودخانه‌ای اردو زدن

178
00:31:06,339 --> 00:31:09,810
‫که آب زلال آن از روی سنگ‌های صیغلی بزرگی می‌گذشت

179
00:31:16,583 --> 00:31:18,791
‫مرداب بزرگ باید یه جایی تموم بشه.

180
00:31:20,750 --> 00:31:24,125
‫باید راهی پیدا کنیم که از این طرف
‫بریم اون طرف و به دریا برسیم.

181
00:31:27,250 --> 00:31:28,625
‫خوزه آرکادیو بوئندیا،

182
00:31:30,375 --> 00:31:32,375
‫وقتشه از این خیال بیای بیرون.

183
00:31:35,458 --> 00:31:37,416
‫وضع مردمت رو دیدی؟

184
00:31:38,440 --> 00:31:44,440


185
00:32:46,625 --> 00:32:49,083
‫خوزه آرکادیو بوئندیا اون شب خواب دید

186
00:32:50,458 --> 00:32:53,416
‫که یه شهر پر جنب و جوش اونجا بنا شده...

187
00:32:55,291 --> 00:32:57,416
‫با خونه‌هایی که دیوارهای آینه‌ای داشتن.

188
00:32:59,250 --> 00:33:00,916
‫پرسید این چه شهریه،

189
00:33:01,750 --> 00:33:04,833
‫در پاسخ اسمی به اون گفتن
‫که نه تا حالا شنیده بود،

190
00:33:06,375 --> 00:33:08,375
‫نه براش هیچ معنایی نداشت...

191
00:33:10,333 --> 00:33:13,333
‫ولی تو خوابش طنین ماورایی داشت...

192
00:33:16,708 --> 00:33:17,920
‫«ماکوندو»

193
00:33:28,500 --> 00:33:29,333
‫بیا.

194
00:33:30,458 --> 00:33:31,375
‫بیا.

195
00:33:47,208 --> 00:33:48,041
‫گرینلدو...

196
00:33:52,666 --> 00:33:54,625
‫می‌دونم نه دریا رو پیدا کردیم

197
00:33:55,416 --> 00:33:57,291
‫و نه جایی برای زندگی،

198
00:33:59,250 --> 00:34:01,935
‫ولی مسخره‌ست که باز هم بگردیم.

199
00:34:05,875 --> 00:34:08,666
‫هر کی آزاده راه خودش رو انتخاب کنه...

200
00:34:10,875 --> 00:34:12,708
‫ولی ما همین‌جا می‌مونیم.

201
00:34:15,166 --> 00:34:17,500
‫جایی رو که آرزوش رو داشتیم می‌سازیم.

202
00:34:18,166 --> 00:34:19,666
‫خونه‌ی بچه‌هامون رو

203
00:34:21,333 --> 00:34:25,083
‫جایی که هیچکس نتونه برای بقیه تصمیم بگیره.
‫حتی برای مردنشون.

204
00:34:30,750 --> 00:34:31,875
‫و اسم این دهکده رو...

205
00:34:34,250 --> 00:34:35,833
‫ماکوندو می‌ذاریم.

206
00:34:45,541 --> 00:34:48,291
‫خوزه آرکادیو، چرا لختی؟
‫برگرد خونه.

207
00:34:49,250 --> 00:34:53,125
‫ماکوندو یه دهکده با بیست تا خونه بود
‫که از خشت خام و نی ساخته شده بودن،

208
00:34:54,250 --> 00:34:56,500
‫و در ساحل رودخونه‌ای با آب زلال

209
00:34:56,583 --> 00:34:59,708
‫که از بستری پر از سنگ‌های صیقلی می‌گذشت بنا شده بود،

210
00:34:59,791 --> 00:35:03,183
‫سنگ‌هایی سفید و عظیم،
‫ مثل تخم‌های حیوانات ماقبل تاریخ.

211
00:35:08,500 --> 00:35:10,416
‫- سلام بابایی!
‫- پسرم!

212
00:35:11,000 --> 00:35:14,500
‫دنیای اطراف آنها اونقدر جدید بود
‫که خیلی چیزها هنوز اسم نداشتن.

213
00:35:15,500 --> 00:35:18,250
‫برای نام بردن‌شون،
‫باید به سمت‌شون اشاره می‌کردی.

214
00:35:18,333 --> 00:35:19,166
‫خوزه آرکادیو!

215
00:35:22,500 --> 00:35:26,875
‫عزیزم، این کوروزوها رو بده به مامانت
‫تا برات آب میوه درست کنه.

216
00:35:26,958 --> 00:35:27,791
‫ممنون.

217
00:35:30,416 --> 00:35:33,708
‫خوزه آرکادیو بوئندیا
‫خونه‌ها رو جوری چیده بود

218
00:35:34,708 --> 00:35:36,916
‫که از هر خونه‌ای،
‫می‌شد به رودخونه رسید

219
00:35:37,000 --> 00:35:39,083
‫و به طور مساوی آب برداشت.

220
00:35:40,791 --> 00:35:42,958
‫خیابون‌ها رو با چنان عقل سلیمی ساخته بود

221
00:35:43,041 --> 00:35:46,000
‫که هیچ خونه‌ای تو گرمای روز
‫بیشتر از بقیه آفتاب نمی‌گرفت.

222
00:35:55,416 --> 00:35:57,083
‫- سلام مامانی.
‫- باز که لختی؟

223
00:35:57,166 --> 00:35:58,416
‫خجالت نمی‌کشی؟

224
00:35:59,458 --> 00:36:00,541
‫این کوروزوها چیه آوردی؟

225
00:36:01,208 --> 00:36:02,375
‫آب میوه می‌خوای؟

226
00:36:02,875 --> 00:36:04,083
‫باشه. بیا بریم.

227
00:36:14,291 --> 00:36:15,125
‫نگاه کن!

228
00:36:17,208 --> 00:36:18,333
‫چه قشنگه.

229
00:36:20,041 --> 00:36:22,166
‫- کجا قراره زندگی کنه؟
‫- بیا.

230
00:36:39,041 --> 00:36:41,000
‫پرنده کوچولو اینجا زندگی می‌کنه.

231
00:36:45,791 --> 00:36:47,333
‫در سال‌های بعد،

232
00:36:48,250 --> 00:36:51,500
‫خوزه آرکادیو بوئندیا نه تنها خونه خودش رو،
‫بلکه که کل دهکده رو

233
00:36:51,583 --> 00:36:54,291
‫پر از انواع پرنده تروپیال، قناری،

234
00:36:55,125 --> 00:36:56,958
‫سهره و سینه‌سرخ کرد.

235
00:37:02,166 --> 00:37:05,708
‫همهمه‌ی این همه پرنده
‫اونقدر گیج‌کننده شده بود

236
00:37:06,833 --> 00:37:09,125
‫که اورسولا گوش‌هاش رو
‫با موم زنبور می‌بست

237
00:37:09,208 --> 00:37:11,000
‫تا عقلش رو از دست نده.

238
00:37:11,083 --> 00:37:12,291
‫اونو بذار اونجا.

239
00:37:15,375 --> 00:37:16,375
‫اورسولا!

240
00:37:22,500 --> 00:37:23,458
‫یه تخت.

241
00:37:29,000 --> 00:37:30,083
‫راحته.

242
00:37:30,875 --> 00:37:32,125
‫بیا امتحانش کنیم.

243
00:37:34,125 --> 00:37:34,958
‫همین الان؟

244
00:38:28,750 --> 00:38:29,833
‫اون چی بود؟

245
00:39:23,333 --> 00:39:24,625
‫تو کی هستی؟

246
00:39:26,000 --> 00:39:27,333
‫اسمم ملکیادسه.

247
00:39:28,750 --> 00:39:29,958
‫و اینم خانواده‌م هستن.

248
00:39:31,291 --> 00:39:33,125
‫گروه نمایش ما از راه دوری میاد.

249
00:39:35,958 --> 00:39:37,208
‫چطوری ما رو پیدا کردین؟

250
00:39:39,333 --> 00:39:40,208
‫پرنده‌ها.

251
00:39:41,166 --> 00:39:43,666
‫داشتیم از مرداب بزرگ رد می‌شدیم

252
00:39:45,250 --> 00:39:47,166
‫و صدای آوازشون ما رو به اینجا کشوند.

253
00:39:48,083 --> 00:39:49,750
‫از آشناییتون خوشبختم.

254
00:39:54,833 --> 00:39:56,416
‫من خوزه آرکادیو بوئندیا هستم...

255
00:39:59,000 --> 00:40:01,041
‫و اسم این شهر ماکوندوئه.

256
00:40:07,375 --> 00:40:09,307
‫خانم‌ها و آقایون،

257
00:40:09,331 --> 00:40:11,458
‫ما به این سرزمین‌ دوردست،

258
00:40:12,250 --> 00:40:16,080
‫ هشتمین عجایب دانشمندان کیمیاگر مقدونیه رو آوردیم.

259
00:40:16,875 --> 00:40:19,773
‫هر کس که می‌خواد شاهد

260
00:40:19,797 --> 00:40:21,583
‫این اختراع خارق‌العاده باشه،

261
00:40:22,166 --> 00:40:24,152
‫با من بیاد، لطفاً.

262
00:40:41,000 --> 00:40:43,500
‫امروز می‌بینید که همهٔ اشیاء جون دارن.

263
00:40:46,875 --> 00:40:49,333
‫فقط کافیه روحشون رو بیدار کنیم.

264
00:41:40,833 --> 00:41:41,750
‫این جادوئه!

265
00:41:43,708 --> 00:41:44,625
‫نه خانم.

266
00:41:45,333 --> 00:41:46,333
‫این علمه.

267
00:41:48,458 --> 00:41:50,000
‫و اگه می‌خواین بیشتر ببینید،

268
00:41:51,041 --> 00:41:53,250
‫همه‌تون دعوتید به نمایش ما سر بزنید.

269
00:42:00,416 --> 00:42:01,875
‫خوزه آرکادیو بوئندیا،

270
00:42:03,125 --> 00:42:04,541
‫که تخیلات افسارگسیخته‌ش

271
00:42:04,625 --> 00:42:07,750
‫همواره از نبوغ طبیعت،
‫معجزات و جادو فراتر می‌رفت،

272
00:42:07,833 --> 00:42:09,041
‫فکر می‌کرد می‌تونه

273
00:42:10,083 --> 00:42:11,516
‫از این اختراع بی‌مصرف

274
00:42:11,540 --> 00:42:15,441
‫برای استخراج طلا از زمین استفاده کنه.

275
00:42:20,291 --> 00:42:21,500
‫نمی‌ذارم ببریشون.

276
00:42:21,583 --> 00:42:23,583
‫ولی فلزات به این چیزا جذب می‌شن.

277
00:42:23,666 --> 00:42:25,750
‫ما به بزها برای غذا نیاز داریم.

278
00:42:25,833 --> 00:42:27,791
‫نمی‌بینی که ممکنه کلی طلا پیدا کنیم؟

279
00:42:27,875 --> 00:42:30,000
‫طلا تو این شهر به چه دردمون می‌خوره؟

280
00:42:30,583 --> 00:42:33,250
‫عزیزم،
‫ماکوندو همیشه اینجوری نمی‌مونه.

281
00:42:33,875 --> 00:42:35,583
‫باید به آینده فکر کنیم.

282
00:43:47,458 --> 00:43:50,541
‫متأسفانه نمی‌تونم آهن‌رباها رو
‫برای این هدف بهتون بفروشم.

283
00:43:52,541 --> 00:43:54,000
‫حرفت روی کاغذ درسته،

284
00:43:55,041 --> 00:43:58,458
‫ولی در کمال تعجب،
‫فلزات قیمتی جذبشون نمی‌شن.

285
00:44:11,708 --> 00:44:14,083
‫شاید با مقدارهای کم کار نکنه...

286
00:44:16,791 --> 00:44:19,625
‫ولی مطمئنم برای بیرون کشیدن
‫سنگ‌های بزرگ

287
00:44:20,166 --> 00:44:21,841
‫یا گنج‌های کامل کار می‌کنه.

288
00:44:22,666 --> 00:44:24,000
‫می‌تونم پولش رو بدم.

289
00:44:24,879 --> 00:44:27,421
‫نمی‌تونم با وجدان راحت
‫بفروشمشون، باور کنید.

290
00:44:28,250 --> 00:44:29,625
‫سرمایه‌تون از دست می‌ره.

291
00:44:34,750 --> 00:44:36,500
‫بذار خودم امتحانش کنم.

292
00:44:37,250 --> 00:44:38,750
‫چیزی برای از دست دادن نداری.

293
00:44:47,250 --> 00:44:48,083
‫بسیار خب.

294
00:44:49,958 --> 00:44:51,416
‫از شور و شوقت خوشم میاد.

295
00:45:00,416 --> 00:45:02,125
‫گرینلدو، داری چیکار می‌کنی؟

296
00:45:02,208 --> 00:45:04,166
‫قبلاً اینجا رو امتحان کردیم. اونجا رو نگاه کن.

297
00:45:04,250 --> 00:45:06,416
‫چرا زودتر بهم نگفتی؟

298
00:45:06,500 --> 00:45:09,125
‫معلومه دیگه. چون خری.

299
00:45:09,208 --> 00:45:11,625
‫- همونجا وایسا. من می‌گردم.
‫- باشه. برگرد سر کارت.

300
00:45:14,791 --> 00:45:16,666
‫هی! بیاین اینجا!

301
00:45:24,375 --> 00:45:26,000
‫باید یه چیز بزرگ باشه.

302
00:45:38,500 --> 00:45:39,375
‫یه اسکلت.

303
00:45:41,333 --> 00:45:45,916
‫تنها چیزی که بعد از یه هفته تونستیم
‫پیدا کنیم یه اسکلت لعنتیه.

304
00:46:59,541 --> 00:47:01,916
‫اون همه طلایی که می‌خواستی
‫از زمین در بیاری کجاست؟

305
00:47:11,333 --> 00:47:13,333
‫باید بزها رو برگردونی.

306
00:47:14,375 --> 00:47:15,791
‫دیگه مال ما نیستن.

307
00:47:18,666 --> 00:47:21,500
‫اگه تو با اون کولی کلاهبردار
‫حرف نمی‌زنی، من می‌زنم.

308
00:47:25,666 --> 00:47:28,166
‫نمی‌تونیم حیوون‌هامون رو اینجوری بدیم بره.

309
00:47:30,333 --> 00:47:31,250
‫مخصوصاً الان.

310
00:47:33,250 --> 00:47:34,208
‫مخصوصاً الان؟

311
00:47:38,541 --> 00:47:39,500
‫من حامله‌م.

312
00:47:44,833 --> 00:47:46,208
‫خبر فوق‌العاده‌ایه.

313
00:47:55,416 --> 00:47:57,791
‫زنم حتی نمی‌خواد تو خونه باشن.

314
00:47:59,458 --> 00:48:01,416
‫حداقل خودت با چشمای خودت دیدی.

315
00:48:02,958 --> 00:48:04,861
‫تجربه...

316
00:48:05,245 --> 00:48:06,818
‫در زندگی همه‌چیزه.

317
00:48:08,083 --> 00:48:09,961
‫راحت باش بزهات رو ببر.

318
00:48:09,985 --> 00:48:11,333
‫منتظرت هستن.

319
00:48:18,000 --> 00:48:18,916
‫ملکیادس...

320
00:48:21,541 --> 00:48:22,958
‫می‌تونم یه چیزی بپرسم؟

321
00:48:23,958 --> 00:48:24,791
‫البته.

322
00:48:29,500 --> 00:48:31,875
‫چطوری تو این مرداب‌ها گم نشدین؟

323
00:48:31,958 --> 00:48:33,125
‫خیلی خطرناکن.

324
00:48:34,583 --> 00:48:36,750
‫سفر طولانی و سختی بود،

325
00:48:37,333 --> 00:48:39,750
‫ولی ابزارهامون همیشه راهنمامون بودن.

326
00:48:41,458 --> 00:48:42,500
‫چه ابزارهایی؟

327
00:48:46,333 --> 00:48:47,208
‫یه لحظه.

328
00:48:53,958 --> 00:48:55,405
‫نگاه کن.

329
00:48:55,429 --> 00:48:56,750
‫این یه اسطرلاب هست.

330
00:48:57,458 --> 00:49:00,252
‫قرن‌هاست که انسان‌ها سعی کردن

331
00:49:00,276 --> 00:49:03,291
‫آسمون رو مطالعه کنن تا زمین رو بفهمن.

332
00:49:03,375 --> 00:49:04,250
‫بیا.

333
00:49:05,458 --> 00:49:07,458
‫علم داره فاصله‌ها رو از بین می‌بره.

334
00:49:10,541 --> 00:49:12,666
‫نگاه کن.
‫ این یه قطب‌نماست.

335
00:49:13,708 --> 00:49:14,708
‫و این یه زاویه‌سنج.

336
00:49:15,916 --> 00:49:20,416
‫خیلی زود، انسان می‌تونه تو هر جای دنیا ببینه

337
00:49:20,500 --> 00:49:22,083
‫چه اتفاقی داره می‌افته

338
00:49:23,416 --> 00:49:25,000
‫اونم بدون اینکه از خونه بیرون بره!

339
00:49:26,375 --> 00:49:28,791
‫اینا نقشه‌های پرتغالی هستن.
‫ قدیمی هستن.

340
00:49:30,041 --> 00:49:30,875
‫نگاه کن.

341
00:49:33,635 --> 00:49:36,051
‫این بهت کمک می‌کنه یاد بگیری چطور ازشون استفاده کنی.

342
00:49:43,416 --> 00:49:44,333
‫مال تو.

343
00:49:46,666 --> 00:49:47,875
‫ممنونم، ملکیادس.

344
00:49:48,375 --> 00:49:51,625
‫اون روز،
‫خوزه آرکادیو بوئندیا مطمئن شد

345
00:49:52,500 --> 00:49:55,375
‫که این شروع یه دوستی بزرگه.

346
00:50:13,208 --> 00:50:16,791
‫تمام شب رو
‫به تماشای مسیر ستاره‌ها می‌گذروند.

347
00:50:19,666 --> 00:50:23,250
‫وقتی تو استفاده و کار با ابزارهاش
‫استاد شد،

348
00:50:24,083 --> 00:50:28,166
‫درکی از فضا به دست آورد
‫که بهش اجازه می‌داد تو دریاهای ناشناخته سفر کنه،

349
00:50:29,083 --> 00:50:31,333
‫از سرزمین‌های مسکونی دیدن کنه،

350
00:50:32,166 --> 00:50:34,833
‫و با موجودات شگفت‌انگیز
‫ارتباط برقرار کنه.

351
00:50:42,875 --> 00:50:44,363
‫نمی‌دونم با این نقشه‌ها
‫داری چیکار می‌کنی،

352
00:50:44,387 --> 00:50:46,250
‫ولی برو یه جای دیگه انجامش بده.

353
00:50:47,375 --> 00:50:49,125
‫می‌خوام بفهمم ماکوندو کجاست

354
00:50:49,208 --> 00:50:51,791
‫تا بالاخره بتونم یه راه
‫به سمت تمدن پیدا کنم.

355
00:50:52,291 --> 00:50:53,625
‫من جوابش رو می‌دونم.

356
00:50:54,166 --> 00:50:56,708
‫ماکوندو همین‌جاست،
‫و سر تو تو آسمون‌هاست.

357
00:50:58,125 --> 00:50:59,833
‫خوزه آرکادیو، وقت غذاست!

358
00:51:04,250 --> 00:51:06,791
‫اول دستات رو بشور. کثیفن.

359
00:51:07,583 --> 00:51:08,458
‫بریم.

360
00:51:46,875 --> 00:51:48,208
‫خداحافظ بابا!

361
00:51:50,250 --> 00:51:51,208
‫خداحافظ پسرم!

362
00:52:35,958 --> 00:52:38,375
‫این کشتی باید حدود ۲۰۰ سال قدمت داشته باشه.

363
00:53:13,250 --> 00:53:14,625
‫باید نزدیک باشه.

364
00:53:17,458 --> 00:53:18,875
‫چی باید نزدیک باشه؟

365
00:53:19,666 --> 00:53:20,500
‫دریا!

366
00:53:39,041 --> 00:53:42,208
‫این کشف روح
‫خوزه آرکادیو بوئندیا رو در هم شکست.

367
00:53:44,375 --> 00:53:46,250
‫فکر می‌کرد این حقه‌ی سرنوشتشه

368
00:53:46,333 --> 00:53:48,708
‫که بعد از این همه فداکاری و دنبال دریا گشتن

369
00:53:49,208 --> 00:53:50,791
‫اونو نتونسته بود پیدا کنه

370
00:53:51,333 --> 00:53:54,000
‫و حالا بدون اینکه
‫دنبالش بگرده پیداش کرده.

371
00:54:03,875 --> 00:54:06,708
‫درست قبل از پیدا کردن دریا
‫تسلیم شدیم، اورسولا.

372
00:54:06,791 --> 00:54:08,416
‫ماکوندو دورتادورش آبه.

373
00:54:19,000 --> 00:54:23,208
‫یه سری اندازه‌گیری انجام دادیم،
‫ولی برای تکمیل نقشه باید بازم انجام بدیم.

374
00:54:25,166 --> 00:54:27,625
‫باید یه سفر اکتشافی دیگه بریم.

375
00:54:33,125 --> 00:54:35,000
‫باید با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنیم.

376
00:54:35,916 --> 00:54:38,416
‫نمی‌تونی دوباره بری،
‫خوزه آرکادیو بوئندیا.

377
00:54:41,458 --> 00:54:43,083
‫نمی‌بینی که بهت نیاز داریم؟

378
00:55:11,041 --> 00:55:11,958
‫خوزه آرکادیو.

379
00:55:12,791 --> 00:55:13,666
‫گوش کن.

380
00:55:17,625 --> 00:55:18,666
‫اون چیه؟

381
00:55:33,291 --> 00:55:34,166
‫بیا اینجا.

382
00:55:35,833 --> 00:55:36,750
‫گوش کن.

383
00:55:47,625 --> 00:55:49,541
‫بچه داره تو شکمم گریه می‌کنه.

384
00:55:56,458 --> 00:55:57,833
‫ماتیلدا، کمپرس‌ها رو بیار!

385
00:55:57,916 --> 00:55:59,208
‫- عجله کن!
‫- اومدم!

386
00:56:01,083 --> 00:56:03,458
‫نفس بکش! نفس عمیق بکش!

387
00:56:03,541 --> 00:56:06,291
‫زور نزن. فقط نفس بکش.

388
00:56:06,375 --> 00:56:10,208
‫اورسولا از این یقین به خودش لرزید
‫که این زوزه‌ی عمیق

389
00:56:10,291 --> 00:56:12,916
‫اولین نشونه‌ی دم خوک وحشتناکه.

390
00:56:14,875 --> 00:56:18,083
‫به درگاه خدا التماس کرد
‫که بذاره اون موجود تو رحمش بمیره.

391
00:56:20,541 --> 00:56:21,875
‫تقریباً تمومه.

392
00:56:21,958 --> 00:56:25,375
‫داره میاد!

393
00:56:25,458 --> 00:56:28,860
‫آفرین! یه بار دیگه! همینه!

394
00:56:50,250 --> 00:56:53,708
‫آئورلیانو اولین انسانی بود
‫که در ماکوندو به دنیا اومد.

395
00:56:56,815 --> 00:56:58,666
‫اون با چشم‌های باز به دنیا اومد،

396
00:56:59,791 --> 00:57:02,708
‫و با کنجکاوی بی‌تفاوتی
‫به دنیا نگاه می‌کرد.

397
00:57:04,291 --> 00:57:07,625
‫اورسولا دیگه سنگینی و عمق
‫اون نگاه رو دوباره به یاد نیاورد،

398
00:57:08,166 --> 00:57:09,500
‫تا این‌که سال‌ها بعد

399
00:57:10,208 --> 00:57:13,416
‫در بعد از ظهری، سرهنگ آئورلیانو بوئندیا
‫اولین پیشگوییش رو کرد.

400
00:57:15,291 --> 00:57:17,458
‫مامان، قابلمه داره می‌افته.

401
00:57:18,875 --> 00:57:20,458
‫قابلمه که جاش خوبه، آئورلیانو.

402
00:57:34,333 --> 00:57:38,940
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا وقتی تازه داشت
‫از پیش‌بینی‌هاش سر در می‌آورد،

403
00:57:41,381 --> 00:57:43,897
‫فکر می‌کرد که مرگ

404
00:57:43,917 --> 00:57:47,695
‫حتما با نشونه‌ای قطعی، بی‌چون و چرا،

405
00:57:47,719 --> 00:57:50,708
‫و برگشت‌ناپذیر بهش اعلام می‌شه.

406
00:57:54,083 --> 00:57:56,333
‫اما تا لحظاتی قبل از مرگش هم...

407
00:57:59,166 --> 00:58:00,916
‫خبری از هیچ نشونه‌ای نبود.

408
00:58:07,259 --> 00:58:09,676
‫«بر اساس رمان صد سال تنهایی
‫اثر گابریل گارسیا مارکز»

409
00:58:10,538 --> 00:58:30,538
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

