﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:04,920
‫می‌خواستم بهتون اطلاع بدم که من و همسرم
‫تا دو هفتۀ دیگه...

2
00:00:04,920 --> 00:00:09,180
‫- تو خونۀ کشیش اقامت می‌کنیم.
‫- عه، یه موضوع دیگه. دربارۀ نامه‌های الایزا!

3
00:00:09,280 --> 00:00:11,040
‫احیاناً تو جاش رو میدونی یا نه؟

4
00:00:11,040 --> 00:00:12,240
‫چرا همچین فکری میکنی؟

5
00:00:12,240 --> 00:00:15,080
‫- کتابم داره چاپ میشه!
‫- کتابت داره چاپ میشه!

6
00:00:18,040 --> 00:00:21,480
‫خواهش می‌کنم، اگه هرفرصتی برای فرار پیدا کردی،

7
00:00:21,480 --> 00:00:23,360
‫ردش نکن.

8
00:00:23,360 --> 00:00:26,360
‫کسی آستن، من دقیقاً
‫از همون لحظه‌ای که اولین بار

9
00:00:26,360 --> 00:00:28,440
‫دست‌هامون همدیگه رو لمس کرد، عاشقت شدم.

10
00:00:28,440 --> 00:00:31,120
‫- تو چه جوابی بهش دادی؟
‫- نمی‌تونم باهاش ازدواج کنم.

11
00:00:31,120 --> 00:00:34,000
‫اگه تو و آقای لیدردیل
‫تصمیم دارید ازدواج کنین...

12
00:00:34,000 --> 00:00:37,880
‫- بت بهت کمک کرد، مگه نه؟
‫- راستش رو بخوای، آره.

13
00:00:38,920 --> 00:00:42,200
‫ازدواج؟
‫اون هم من با آقای لیدردیل؟

14
00:00:42,200 --> 00:00:45,080
‫اوه، کاساندرا!
‫خواهر اشتباهی رو انتخاب کردی.

15
00:00:45,604 --> 00:00:51,604
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

16
00:00:52,141 --> 00:00:55,308
‫« خانم آستن »
‫« قسمت چهارم »

17
00:00:57,760 --> 00:00:59,760
‫ببین چقدر باشکوهه!

18
00:01:01,040 --> 00:01:04,760
‫- به نظرت اینجا...
‫- لطفاً، لطفاً...بیا منم ببر!

19
00:01:09,040 --> 00:01:11,480
‫- الان بهتر شد؟
‫- ممنونم.

20
00:01:26,040 --> 00:01:29,040
‫اینجا خیلی کوچیک‌‌تر از چیزیه که
‫فکرش رو می‌کردم، داندس.

21
00:01:29,040 --> 00:01:31,280
‫می‌ترسم وسایلمون خیلی زیاد باشه.

22
00:01:31,280 --> 00:01:32,920
‫نگرانیت الکیه، عزیز دلم.

23
00:01:32,920 --> 00:01:35,760
‫اگه بوفه رو بذاریم سمت این دیوار،
‫خیلی قشنگ میشه.

24
00:01:35,760 --> 00:01:38,280
‫دقیقاً زیر نقاشیِ پرترۀ پدرِ مرحوم و عزیزم.

25
00:01:38,280 --> 00:01:40,520
‫پس میزِ مجسممون رو کجا بذاریم؟

26
00:01:40,520 --> 00:01:44,000
‫اون پنجره هم
‫خیلی برای فضای این اتاق نامناسبه.

27
00:01:44,000 --> 00:01:46,320
‫باید اعتراف کنم
‫منم همیشه همین فکر رو می‌کردم.

28
00:01:46,320 --> 00:01:49,040
‫چقدر عجیب،
‫آخه قبلاً درباره‌اش حرفی نزده بودی، مامان.

29
00:01:49,040 --> 00:01:51,120
‫- لابد یادت رفته آنا.
‫- نه، مامان.

30
00:01:51,120 --> 00:01:54,280
‫تا جایی که یادم میاد همیشه می‌گفتین
‫خواهرتون، الایزا...

31
00:01:54,280 --> 00:01:56,360
‫چقدر خوش شانسه که
‫این اتاقِ زیبا گیرش اومده.

32
00:01:56,360 --> 00:01:59,120
‫مامانِ عزیزم، ساعات خوشی رو
‫کنار این پنجره گذرونده.

33
00:01:59,120 --> 00:02:01,920
‫من اینقدر بچه دارم که
‫وقت نمی‌کنم چندین ساعت یه جا بشینم.

34
00:02:01,920 --> 00:02:04,520
‫ایزابلا،
‫من الان خواهرت، بت رو دیدم.

35
00:02:04,520 --> 00:02:06,040
‫اوه.

36
00:02:06,040 --> 00:02:08,760
‫ببخشید.
‫نمی‌دونستم شماها هم اینجایید.

37
00:02:08,760 --> 00:02:12,480
‫خانم آستن،
‫باعث افتخارمه که مجدداً ملاقاتتون می‌کنم.

38
00:02:12,480 --> 00:02:14,760
‫حضورتون دقیقاً به اندازۀ
‫بودن در کنار خواهر عزیزتون...

39
00:02:14,760 --> 00:02:16,400
‫برام با ارزشه.

40
00:02:16,400 --> 00:02:20,760
‫عزیزم، خانم آستن که
‫سعادت داریم الان در کنارشون باشیم

41
00:02:20,760 --> 00:02:25,280
‫خواهر بانوی رمان‌نویس معروف،
‫خانم جین آستن هستن.

42
00:02:25,280 --> 00:02:26,840
‫تصور کن!

43
00:02:26,840 --> 00:02:29,040
‫چه باشکوه!

44
00:02:29,040 --> 00:02:30,920
‫حالا داندس، بیا بریم سراغ پرده‌ها!

45
00:02:30,920 --> 00:02:35,080
‫می‌ترسم پرده‌هامون
‫برای این پنجرۀ نسبتاً بزرگ مناسب نباشه.

46
00:02:35,080 --> 00:02:37,240
‫مامان، بهتره دیگه بریم.

47
00:02:37,240 --> 00:02:40,520
‫خانم بانبری، زنی نیست که بشه منتظرش گذاشت.

48
00:02:40,520 --> 00:02:43,040
‫مطمئنم میشه یه کاریش کرد.

49
00:02:43,040 --> 00:02:46,520
‫باید وسایل رو یکم عوض کنیم.
‫با توجه به سلیقۀ من، زیادی ساده‌ان.

50
00:02:46,520 --> 00:02:48,320
‫وسایلی رو که
‫پر زرق و برق‌تر باشن رو ترجیح میدم.

51
00:02:49,320 --> 00:02:51,120
‫خیلی متاسفم، ایزابلا.

52
00:02:51,120 --> 00:02:54,040
‫من خیلی از وضعیتت خبر نداشتم.

53
00:02:55,040 --> 00:02:57,440
‫اگه باعث شدم فکر کنی که خواهرت بت

54
00:02:57,440 --> 00:03:00,440
‫- با آقای لیدردیل...
‫- تو همچین حسی بهم ندادی، کاساندرا.

55
00:03:01,440 --> 00:03:04,600
‫اگر هم اینکار رو کرده بودی،
‫تاثیر خاصی رو چیزی نداشته.

56
00:03:05,800 --> 00:03:07,440
‫درسته...

57
00:03:08,760 --> 00:03:11,520
‫ما یه زمانی، یه حسی به هم داشتیم.

58
00:03:12,760 --> 00:03:16,280
‫اون از من خواستگاری کرد
‫و من هم رد کردم.

59
00:03:16,280 --> 00:03:18,520
‫تموم شد و رفت.

60
00:03:18,520 --> 00:03:21,560
‫عه، ایزابلا. ببخشید،
‫ولی باید یه چیزی ازت بپرسم.

61
00:03:21,560 --> 00:03:24,040
‫با میل خودت بهش جواب رد دادی

62
00:03:24,040 --> 00:03:26,400
‫یا کسی ازت خواست که درخواستش رو رد کنی؟

63
00:03:26,400 --> 00:03:29,840
‫پدرم باهاش موافق نبود.

64
00:03:31,800 --> 00:03:36,520
‫فکر می‌کرد آقای لیدردیل
‫از ما پایین‌تره.

65
00:03:39,040 --> 00:03:43,040
‫مادرِ آقای لیدردیل،
‫توی یه خونۀ بزرگ، خدمتکار بود.

66
00:03:45,040 --> 00:03:46,680
‫منظورم رو می‌فهمی؟

67
00:03:47,680 --> 00:03:49,360
‫آره، می‌فهمم.

68
00:03:51,280 --> 00:03:55,040
‫آقای لیدردیل ارث و میراث قابل توجهی
‫که بشه بهش اشاره کرد.

69
00:03:55,040 --> 00:03:57,760
‫اون به افراد فقیر خدمت‌رسانی می‌کنه.

70
00:03:59,040 --> 00:04:00,760
‫مرد خوبیه.

71
00:04:02,040 --> 00:04:04,040
‫آره، من هم این رو می‌دونم.

72
00:04:04,040 --> 00:04:06,520
‫همچنین مرد مغروری هم هست.

73
00:04:08,760 --> 00:04:10,680
‫من درخواست ازدواجش رو رد کردم.

74
00:04:12,040 --> 00:04:14,240
‫و اون دوباره از من خواستگاری نمی‌کنه.

75
00:04:16,040 --> 00:04:18,760
‫از مثالی که برام زدی دلگرم شدم، کاساندرا.

76
00:04:19,760 --> 00:04:23,040
‫بهم نشون دادی که زندگیِ مجردی...

77
00:04:23,040 --> 00:04:27,760
‫و خدمت‌رسانی به دیگران
‫چقدر می‌تونه باعث خشنودی بشه.

78
00:04:28,760 --> 00:04:31,720
‫- مگه نه؟
‫- همینطوره، عزیزم.

79
00:04:33,280 --> 00:04:35,840
‫وظیفمون در مقابل عشق‌ورزی چی میشه پس!

80
00:04:38,760 --> 00:04:42,520
‫خیلی ممنون میشم اگه
‫بری دیدن مری جین

81
00:04:42,520 --> 00:04:45,200
‫و به موضوع محل اقامتمون رسیدگی کنی.

82
00:04:56,040 --> 00:04:58,680
‫بیا تو!
‫بیا تو!

83
00:05:02,760 --> 00:05:04,680
‫پس موضوع حل شد؟

84
00:05:06,040 --> 00:05:10,400
‫من و ایزابلا، همونطور که پدر مرحوم
‫و عزیزمون آرزو داشت، با هم زندگی می‌کنیم.

85
00:05:10,400 --> 00:05:14,200
‫هرچند من ترجیح میدم خونۀ خودم بمونم.
‫اینجا خیالم راحته.

86
00:05:14,200 --> 00:05:19,440
‫- ایزابلا هم نقل مکان می‌کنه میاد اینجا...
‫- بدون شک خونۀ شما خیلی جذابه.

87
00:05:19,440 --> 00:05:22,960
‫فقط می‌ترسم برای هردوی شما،
‫جا نداشته باشه.

88
00:05:23,960 --> 00:05:27,440
‫متاسفانه،
‫هیچ‌کدومتون نمی‌تونین توش راحت باشین.

89
00:05:28,440 --> 00:05:30,040
‫هوممم.

90
00:05:31,760 --> 00:05:33,600
‫پس باید بریم سراغ اقامتگاه جدید.

91
00:05:33,600 --> 00:05:36,520
‫هرچند باید حواسمون باشه
‫توی این مسئله...

92
00:05:36,520 --> 00:05:38,440
‫کاری به نظر ایزابلا نداشته باشیم.

93
00:05:38,440 --> 00:05:41,960
‫- چون خوب بلده نصیحت کنه.
‫- خب دیگه.

94
00:05:41,960 --> 00:05:45,080
‫ایزابل قضیه‌ی کینتبری رو
‫خیلی به صرفه مدیریت کرد.

95
00:05:45,080 --> 00:05:47,120
‫دلیلش این بود که تو اینجایی!

96
00:05:47,120 --> 00:05:52,520
‫خب، صمیمانه امیدوارم که هردوتون
‫به خوبی و خوشی با هم کنار بیاید.

97
00:05:52,520 --> 00:05:54,520
‫من به معاشرت و هم‌نشینی اهمیتی نمیدم.

98
00:05:54,520 --> 00:05:57,240
‫هدفمون از با هم زندگی کردن، این چیزها نیست.

99
00:05:57,240 --> 00:06:00,280
‫هدفمون اینه،
‫دوباره ایزابلا برنگرده سر کارهایی که...

100
00:06:00,280 --> 00:06:02,760
‫باعث ناراحتی پدر عزیزمون شده بود.

101
00:06:06,040 --> 00:06:09,760
‫فکر کنم منظورتون، جریاناتِ آقای لیدردیله!

102
00:06:09,760 --> 00:06:11,640
‫اسم اون مرد رو نیار.

103
00:06:11,640 --> 00:06:14,520
‫لاس زدن‌های اون با خواهرم باعثِ...

104
00:06:14,520 --> 00:06:16,680
‫لکه‌دار شدنِ اسم و رسم پدرم شد.

105
00:06:16,680 --> 00:06:19,480
‫من باید سنتش رو ادامه بدم و حفظ کنم.

106
00:06:20,480 --> 00:06:23,760
‫فکر نمی‌کنم بشه اسمش رو لاس زدن گذاشت،
‫مری جین.

107
00:06:24,760 --> 00:06:26,760
‫من معتقدم که رابطشون، عشق و عاشقی بود.

108
00:06:26,760 --> 00:06:29,360
‫مسخره بازی در نیار.

109
00:06:29,360 --> 00:06:32,840
‫ایزابلا بخاطر اینکه اون یارو یکم بهش
‫توجه کرده بود، از خود بی‌خود شده بود.

110
00:06:34,040 --> 00:06:37,040
‫فوراً مقدمات نقل مکان کردن رو فراهم می‌کنم.

111
00:06:38,280 --> 00:06:40,680
‫تمام وسایلم رو باید با خودم بیارم.

112
00:06:40,680 --> 00:06:43,040
‫- همشون؟
‫- آره، همشون!

113
00:06:43,040 --> 00:06:45,560
‫اون‌ها وسایل باارزشی‌ان
‫که از شوهر مرحومم به جا مونده.

114
00:06:45,560 --> 00:06:48,040
‫اون‌ها رو از هند آورده بود

115
00:06:48,040 --> 00:06:51,560
‫و برام یادآورِ روزهای خیلی خوبیه.

116
00:06:51,560 --> 00:06:53,600
‫باید بگم که...

117
00:06:53,600 --> 00:06:57,280
‫اینکار رو فقط بخاطر پدرم دارم انجام میدم.
‫از روی وظیفم نیست!

118
00:07:10,040 --> 00:07:11,760
‫- خانم.
‫- هوم؟

119
00:07:12,760 --> 00:07:14,760
‫داینا، اینطور که معلومه...

120
00:07:14,760 --> 00:07:18,760
‫قراره خانم ایزابلا، با خانم مری جین دکستر
‫یکجا مستقر بشن.

121
00:07:18,760 --> 00:07:21,360
‫برای همین دیگه نیازی نیست من اینجا بمونم.

122
00:07:21,360 --> 00:07:24,040
‫به نظر میاد من دیگه زیادی اینجا موندم.

123
00:07:24,040 --> 00:07:26,280
‫فوراً میام وسایلتون رو
‫جمع و جور می‌کنم، خانم.

124
00:07:26,280 --> 00:07:28,840
‫نه، مرسی.
‫خودم وسایلم رو جمع می‌کنم.

125
00:07:28,840 --> 00:07:32,280
‫- چشم خانم، هرطور مایلین.
‫- آره داینا، اینجوری ترجیح میدم.

126
00:08:34,040 --> 00:08:37,360
‫الایزا، من و مادرم و جین
‫بابت...

127
00:08:37,360 --> 00:08:39,520
‫همدردی صمیمانه‌ات، ازت ممنونیم.

128
00:08:39,520 --> 00:08:43,440
‫مامانمون خیلی جسورانه
‫داره با غم از دست دادن پدرمون کنار میاد،

129
00:08:43,440 --> 00:08:45,360
‫هرچند قابل تحمل نیست.

130
00:08:45,360 --> 00:08:50,040
‫ولی بخوام از جین بگم،
‫انگار داره از من دور میشه.

131
00:08:51,040 --> 00:08:53,680
‫اصلاً نمی‌تونم متقاعدش کنم دست به قلم بشه

132
00:08:53,680 --> 00:08:55,760
‫حتی برای نامه نوشتن.

133
00:08:55,760 --> 00:08:58,760
‫و از این می‌ترسم که دیگه
‫هرگز سراغ نوشتن نره.

134
00:09:03,040 --> 00:09:04,440
‫مامان.

135
00:09:05,520 --> 00:09:08,520
‫وقتشه دربارۀ کارمون یکم حرف بزنیم.

136
00:09:08,520 --> 00:09:10,240
‫درسته...

137
00:09:10,240 --> 00:09:12,120
‫کارمون.

138
00:09:12,120 --> 00:09:14,000
‫خواهرت چی پس؟

139
00:09:19,760 --> 00:09:21,840
‫ممنونم که از جات پاشدی، عزیز دلم.

140
00:09:21,840 --> 00:09:23,920
‫قول میدم خیلی طول نکشه.

141
00:09:34,520 --> 00:09:39,120
‫ما دیگه نمی‌تونیم به وجودِ درآمد بابا
‫و مستمریش تکیه کنیم.

142
00:09:39,120 --> 00:09:42,040
‫و همین باعث کمبود توی منابع مالیمون شده.

143
00:09:42,040 --> 00:09:44,680
‫ولی مامان جون باید با خوشحالی اعلام کنم که

144
00:09:44,680 --> 00:09:46,520
‫پسرات به همین دلیل یه اقداماتی کردن.

145
00:09:48,760 --> 00:09:52,440
‫فرانک پیشنهاد داده که
‫در سال بهمون 100 پوند بده.

146
00:09:52,440 --> 00:09:54,920
‫اوه، عجب پسر شریفی!

147
00:09:55,920 --> 00:09:58,360
‫ولی متاسفانه نمی‌تونیم قبول کنیم.

148
00:09:58,360 --> 00:10:03,040
‫اون به زودی قراره ازدواج کنه و
‫نباید پولش رو خرج ما کنه.

149
00:10:03,040 --> 00:10:05,760
‫همین که فهمیدیم بهمون پیشنهاد داده، بسه.

150
00:10:05,760 --> 00:10:08,160
‫اگه پدرتون بود، خیلی بهش افتخار می‌کرد.

151
00:10:08,160 --> 00:10:10,040
‫موافقم مامان.

152
00:10:10,040 --> 00:10:13,760
‫جیمز و ادوارد هم مثل اون
‫سخاوتشون رو بهمون نشون دادن.

153
00:10:13,760 --> 00:10:18,280
‫الان قرار شده جیمز و فرانک
‫هر کدوم 50 پوند بهمون بدن

154
00:10:18,280 --> 00:10:20,120
‫و ادوارد هم 100 پوند بهمون میده.

155
00:10:20,120 --> 00:10:21,680
‫خدا خودش رحم کنه!

156
00:10:21,680 --> 00:10:24,360
‫پسرایی از این بهتر هم مگه وجود داره؟

157
00:10:24,360 --> 00:10:26,040
‫وایسا.

158
00:10:26,040 --> 00:10:29,520
‫ببین درست متوجه شدم که فرانک
‫به عنوان یه ملوان سخت‌کوش...

159
00:10:29,520 --> 00:10:32,440
‫که هیچ خونه و زندگی‌ای هم نداره
‫قرار بود بهمون 100 پوند بده

160
00:10:32,440 --> 00:10:35,680
‫بعد ادوارد آستن که صاحب املاک گادمرشام
‫توی کنته هم...

161
00:10:35,680 --> 00:10:39,360
‫- همون اندازه پول پیشنهاد داده و نه بیشتر!
‫- آره، جفتشون خیلی سخاوتمندن.

162
00:10:40,360 --> 00:10:43,360
‫ما باید دنبال
‫یه جای کوچیک‌تر و ارزون‌تر باشیم.

163
00:10:43,360 --> 00:10:46,280
‫ولی اگه قرار باشه
‫ایام تابستون بریم دیدن دوست‌ها و خانواده

164
00:10:46,280 --> 00:10:47,760
‫اوضاع خیلی بد پیش نمیره.

165
00:10:47,760 --> 00:10:51,520
‫اینجوری 200 پوند دستمون رو می‌گیره
‫که می‌تونیم...

166
00:10:51,520 --> 00:10:55,040
‫- به حاصل پولمون اضافه کنیم...
‫- باید بگم من نمی‌تونم پولی کمک کنم.

167
00:10:55,040 --> 00:10:56,560
‫حداقل تا یه مدت نمی‌تونم.

168
00:10:56,560 --> 00:10:59,040
‫خیلی آدم بدبختیم.

169
00:11:04,040 --> 00:11:09,280
‫تو منبع قدرت مایی، کَسی.
‫دقیقاً همونطور که پدرت درباره‌ات فکر می‌کرد.

170
00:11:10,280 --> 00:11:13,520
‫به خوبی می‌تونیم این شرایط رو مدیریت کنیم
‫مطمئنم.

171
00:11:29,760 --> 00:11:31,640
‫چیکار کنم برات؟

172
00:11:31,640 --> 00:11:33,280
‫هیچی.

173
00:11:34,280 --> 00:11:37,440
‫برای کمک به زنی که 30 ساله
‫داره روی زمین زندگی می‌کنه

174
00:11:37,440 --> 00:11:40,560
‫و هیچ چیزی برای عرضه نداره،
‫کاری از کسی بر نمیاد.

175
00:11:40,560 --> 00:11:44,760
‫خیلی از نویسنده‌ها توی یه مقطعی از زمان
‫از خودشون ناامید شدن، جین.

176
00:11:46,520 --> 00:11:48,840
‫تو کتابِ «خانم سوزان» رو
‫به آقای کرازبی فروختی.

177
00:11:48,840 --> 00:11:51,480
‫تونستی 10 پوند ازش به دست بیاری، عزیزم.

178
00:11:51,480 --> 00:11:53,840
‫پول باد‌آورده که نبوده.

179
00:11:53,840 --> 00:11:57,440
‫جفتمون هم خوب می‌دونیم که آقای کرازبی،
‫هیچ‌وقت کتابم رو منتشر نکرد.

180
00:11:57,440 --> 00:12:01,000
‫باید قبول کنم که
‫نمی‌تونم از نوشته‌هام چیزی به دست بیارم.

181
00:12:01,000 --> 00:12:03,840
‫- اوه، جین...
‫- خیلی وقت‌ها مراقبم بودی.

182
00:12:04,840 --> 00:12:08,400
‫بهم اجازه دادی تو سرم با خودم خلوت کنم
‫و بابتش ازت ممنونم.

183
00:12:09,400 --> 00:12:11,360
‫فرصت‌های زیادی نصیبم شده بود.

184
00:12:11,360 --> 00:12:13,280
‫ولی از دستشون دادم.

185
00:12:14,280 --> 00:12:16,800
‫بذار بخاطر از دست دادن بابا
‫و از دست دادن فرصت‌هام، غصه بخورم.

186
00:12:24,040 --> 00:12:27,200
‫ایزابلا، اگه اجازه بدی نظر بدم،
‫باید بگم اینجا باغ نداره.

187
00:12:27,200 --> 00:12:29,400
‫به باغ نیاز نداریم.

188
00:12:29,400 --> 00:12:32,040
‫اگه به کارت میاد
‫باید بگم من اصلاً نمیام بیرون.

189
00:12:32,040 --> 00:12:34,920
‫شاید تو نیای بیرون مری جین،
‫ولی من میام.

190
00:12:34,920 --> 00:12:38,040
‫و اگه قراره با هم زندگی کنیم،
‫جفتمون باید از خونه رضایت داشته باشیم.

191
00:12:39,040 --> 00:12:42,040
‫حق با کاساندراست.
‫باید باغ داشته باشه.

192
00:12:45,760 --> 00:12:48,280
‫تو اینجایی تا به من کمک کنی، کاساندرا.

193
00:12:55,280 --> 00:12:58,520
‫پیدا کردن یه خونۀ مقرون به صرفه...

194
00:12:58,520 --> 00:13:00,920
‫ما رو به همپشایر برگردوند، الایزا.

195
00:13:00,920 --> 00:13:04,080
‫به نظر میاد شهر ساوت‌همپتون،
‫جای خیلی مناسبیه،

196
00:13:04,080 --> 00:13:06,360
‫و قراره ما حسابی باهاش کنار بیایم.

197
00:13:11,760 --> 00:13:14,280
‫من فقط و فقط نگران جین‌ام.

198
00:13:14,280 --> 00:13:18,280
‫اون خیلی سخت با این تغییرات مواجهه میشه
‫که متاسفانه...

199
00:13:18,280 --> 00:13:22,360
‫تغییرات هم همیشه بدون اخطار قبلی
‫یهو سراغ ما میان.

200
00:13:22,360 --> 00:13:26,280
‫می‌ترسم دوباره افسردگی بیاد سراغش.

201
00:13:28,760 --> 00:13:31,520
‫به نظرت خوش‌شانس نیستیم که
‫همچین چیزی، جلوی خونمونه؟

202
00:13:31,520 --> 00:13:33,440
‫چرا، خیلی خوش‌شانسیم.

203
00:13:37,280 --> 00:13:39,680
‫بالاخره یه اقامتگاه بهتر پیدا می‌کنیم، جین.

204
00:13:40,680 --> 00:13:43,280
‫تا چند ماه دیگه
‫وقتی زن داداشمون...

205
00:13:43,280 --> 00:13:47,520
‫از بستر زایمانش پا شد
‫می‌تونیم بریم گادمرشام.

206
00:13:47,520 --> 00:13:49,600
‫محوطۀ اونجا کلی بهت روحیه میده.

207
00:13:49,600 --> 00:13:52,280
‫شبیه شخصیت «لیزی بنت» برای من می‌مونی.
‫<font color="#ffa200">(قهرمانِ رمان غرور و تعصب نوشته جین آستن)</font>

208
00:13:52,280 --> 00:13:55,360
‫با یه نگاه به یه جای زیبا،
‫همه‌چیز برات تغییر می‌کنه.

209
00:13:55,360 --> 00:13:58,320
‫با مقایسۀ من با «لیزی بنت»،
‫رسماً داری تملق می‌کنی عزیزم.

210
00:14:00,280 --> 00:14:04,040
‫شاید وقتی اونجا بودیم،
‫یه داستان نوشتی!

211
00:14:06,040 --> 00:14:07,520
‫نه.

212
00:14:07,520 --> 00:14:10,240
‫این چیزها دیگه از من گذشته.

213
00:14:16,000 --> 00:14:19,040
‫فکر کنم بتونم از باغ اینجا یه چیزایی بسازم.

214
00:14:20,520 --> 00:14:23,280
‫ولی به نظرت اینجا
‫یکم برای شما دو نفر...

215
00:14:23,280 --> 00:14:25,040
‫کوچیک نیست، ایزابلا؟

216
00:14:25,040 --> 00:14:26,840
‫کجا می‌خوای تدریس کنی؟

217
00:14:26,840 --> 00:14:29,560
‫تدریس کنه؟
‫برای چی باید تدریس کنی؟

218
00:14:29,560 --> 00:14:32,920
‫ایزابلا باید به تدریسش ادامه بده،
‫مری جین.

219
00:14:32,920 --> 00:14:36,280
‫خیلی بده که شاگردانش از داشتنش محروم بشن.

220
00:14:36,280 --> 00:14:38,360
‫حق با توئه، کاساندرا.

221
00:14:38,360 --> 00:14:40,760
‫حداقل، باید اینکار رو بکنم.

222
00:15:08,960 --> 00:15:11,280
‫اگه بعضی از نوشته‌ها رو
‫با صدای بلند بخونم خیلی کمک می‌کنه

223
00:15:11,280 --> 00:15:13,000
‫اینجوری توام می‌تونی تاییدشون کنی.

224
00:15:13,000 --> 00:15:15,760
‫باورم نمیشه که
‫سرهنگ براندون و ماریانا

225
00:15:15,760 --> 00:15:17,280
‫قراره ازدواج کنن.

226
00:15:17,280 --> 00:15:20,760
‫می‌ترسم سرنوشتشون برای تمام دنیا
‫مجهول بمونه.

227
00:15:20,760 --> 00:15:22,760
‫فکر نکنم هیچ‌وقت منتشرش کنم.

228
00:15:24,040 --> 00:15:26,360
‫- کَسی؟
‫- چی شده مامان؟

229
00:15:30,520 --> 00:15:32,520
‫از طرف آقای هابدیه.

230
00:15:32,520 --> 00:15:34,800
‫اون از کجا می‌دونه، ما کجا زندگی می‌کنیم؟

231
00:15:34,800 --> 00:15:36,280
‫عه...

232
00:15:36,280 --> 00:15:40,880
‫من و مادرش از زمانی که توی «سیدموث» بودیم
‫با هم نامه‌نگاری می‌کردیم.

233
00:15:40,880 --> 00:15:43,280
‫وقتی باباتون مُرد، خیلی بهم لطف داشت.

234
00:15:43,280 --> 00:15:44,760
‫مامان!

235
00:16:03,520 --> 00:16:06,040
‫مطمئنین چایی میل ندارید آقای هابدی؟

236
00:16:06,040 --> 00:16:09,760
‫نه ممنونم، خیلی نمی‌تونم بمونم.
‫یه عالمه کار تو شهر دارم.

237
00:16:09,760 --> 00:16:11,760
‫ساوت‌همپتون رو چجوری پیدا کردید؟

238
00:16:13,120 --> 00:16:15,280
‫اینجا خیلی باصفاست.

239
00:16:16,520 --> 00:16:19,040
‫خیلی با دربیشایر فرق داره.

240
00:16:20,040 --> 00:16:21,840
‫یا حتی با سیدموث.

241
00:16:24,040 --> 00:16:27,280
‫وقتی مادرم بهم گفت اینجا ساکن شدی

242
00:16:29,040 --> 00:16:31,520
‫حس کردم نیاز دارم دوباره ببینمت.

243
00:16:33,040 --> 00:16:35,040
‫برای چی؟

244
00:16:38,760 --> 00:16:40,520
‫می‌خواستم شخصاً...

245
00:16:41,520 --> 00:16:43,280
‫موقعیتم رو...

246
00:16:45,040 --> 00:16:46,760
‫بهت بگم.

247
00:16:48,280 --> 00:16:51,040
‫من دارم ازدواج می‌کنم، خانم آستن.

248
00:16:53,760 --> 00:16:55,280
‫کَسی!

249
00:16:56,280 --> 00:16:58,760
‫پس باید به شما و همسر آیندتون

250
00:16:58,760 --> 00:17:00,760
‫از صمیم قلب تبریک بگم.

251
00:17:02,280 --> 00:17:04,040
‫ممنونم.
‫عه...

252
00:17:05,040 --> 00:17:08,520
‫ببخشید، ولی متوجه نشدم
‫این موضوع چه ربطی به من داشت؟

253
00:17:11,520 --> 00:17:14,840
‫- ما یه زمانی با هم دوست بودیم.
‫- آره بودیم، یه مدت کوتاهی!

254
00:17:14,840 --> 00:17:17,120
‫آره، بیشتر از دوست بودیم،
‫اگه درست خاطرم باشه!

255
00:17:19,040 --> 00:17:22,040
‫و من...
‫می‌خواستم که...

256
00:17:23,160 --> 00:17:26,320
‫خودم شخصاً ببینم،
‫هنوز هم همینطور هستش یا نه!

257
00:17:26,320 --> 00:17:28,760
‫- لطفاً این رو از من نخواه.
‫- برای چی؟

258
00:17:30,280 --> 00:17:31,640
‫برای چی؟

259
00:17:32,640 --> 00:17:35,040
‫چون از چیزی مطمئن نیستی
‫یا چون...

260
00:17:35,040 --> 00:17:37,040
‫یه نگاه به اطرافت بنداز، آقای هابدی!

261
00:17:39,280 --> 00:17:42,520
‫اینجا الان جاییه که، خانواد‌ه‌ام
‫زندگی می‌کنن.

262
00:17:47,040 --> 00:17:50,120
‫شرایطمون تغییر کرده.
‫الان بیشتر از هروقت دیگه‌ای بهم نیاز دارن.

263
00:17:50,120 --> 00:17:53,520
‫آره، ولی من می‌تونستم کمکشون کنم.
‫نمی‌تونستم؟

264
00:17:56,280 --> 00:17:58,440
‫تو مهربون‌ترین مردی هستی که دیدم.

265
00:18:02,760 --> 00:18:04,680
‫ولی واقعیت اینه که...

266
00:18:05,760 --> 00:18:08,800
‫خواهرم بدون مراقبتِ دائمی من،
‫از این وضعیت نجات پیدا نمی‌کنه.

267
00:18:10,640 --> 00:18:12,760
‫من اینجا در برابرش مسئولم.

268
00:18:17,520 --> 00:18:19,960
‫عه...
‫پس نباید دیگه چیزی ازت بپرسم.

269
00:18:22,040 --> 00:18:23,600
‫ممنونم.

270
00:18:24,600 --> 00:18:27,480
‫من هم آرزو می‌کنم جفتتون
‫خوشبخت و شاد باشین.

271
00:18:59,040 --> 00:19:02,280
‫دیشب خبرهای وحشتناکی
‫به دستمون رسید، الایزا.

272
00:19:04,040 --> 00:19:06,680
‫همسرِ برادرمون ادوارد،
‫یعنی الیزابت آستن،

273
00:19:06,680 --> 00:19:10,440
‫سر زایمانش،
‫بخاطر تشنج فوت کرد.

274
00:19:10,440 --> 00:19:13,120
‫گادمرشام توی تاریکی فرو رفته.

275
00:19:13,120 --> 00:19:15,760
‫الان که دارم این رو برات می‌نویسم،
‫کَسی توی راه اونجاست.

276
00:19:16,760 --> 00:19:18,320
‫بچه‌های بیچاره‌شون...

277
00:19:18,320 --> 00:19:22,280
‫و ادوارد عزیزمون،
‫غمی که دارن، غیرقابل تصوره.

278
00:19:31,440 --> 00:19:33,040
‫داداش!

279
00:19:35,520 --> 00:19:38,040
‫- چیزی می‌خوای برات بیارم؟
‫- نه ممنونم.

280
00:19:39,040 --> 00:19:40,520
‫هیچی نمی‌خوام.

281
00:19:41,760 --> 00:19:44,040
‫پس میرم دیدن بچه‌ها.

282
00:19:45,760 --> 00:19:47,280
‫کَسی.

283
00:19:50,080 --> 00:19:52,680
‫من و بچه‌ها خیلی...

284
00:19:53,680 --> 00:19:55,440
‫دوست داریم...

285
00:19:56,520 --> 00:19:59,400
‫بیای و با ما زندگی کنی.

286
00:19:59,400 --> 00:20:01,280
‫اوه. ادوارد!

287
00:20:03,280 --> 00:20:06,120
‫من عمیقاً برای همتون ناراحتم

288
00:20:06,120 --> 00:20:09,360
‫و هرکاری در توانم باشه براتون می‌کنم
‫ولی...

289
00:20:11,040 --> 00:20:13,040
‫من نمی‌تونم باهات زندگی کنم.

290
00:20:14,760 --> 00:20:19,040
‫خونۀ من پیش جین و مامانه.
‫من در مقابلشون مسئولم.

291
00:20:20,280 --> 00:20:21,760
‫البته!

292
00:20:22,760 --> 00:20:24,800
‫درک می‌کنم.

293
00:20:39,040 --> 00:20:43,040
‫- هنوزم برنامه داری هر از گاهی روستای چاوتون رو ببینی؟
‫- آره.

294
00:20:44,280 --> 00:20:46,760
‫به نظرم برای بچه‌ها خیلی خوبه.

295
00:20:46,760 --> 00:20:50,760
‫و همونطور که مامان همیشه می‌گفت،
‫همپشایر، پادشاه تمام شهرستان‌هاست.

296
00:20:50,760 --> 00:20:53,240
‫پس شاید من یه پیشنهادی داشته باشم...

297
00:20:53,240 --> 00:20:56,760
‫که برای همه خوب باشه.
‫تو، بچه‌هات، مامان و جین.

298
00:20:57,760 --> 00:20:59,120
‫خواهش می‌کنم، بگو.

299
00:20:59,120 --> 00:21:03,280
‫اون کلبۀ کوچیک که توی چاوتون بود.
‫همونی که جلوش یه حوض با اردک داره.

300
00:21:03,280 --> 00:21:06,040
‫اون نزدیک یه خونۀ بزرگه،
‫مگه نه؟

301
00:21:06,040 --> 00:21:07,960
‫اگه ما بریم اونجا زندگی کنیم.

302
00:21:07,960 --> 00:21:11,040
‫اون هم وقتی که تو و بچه‌هات
‫توی اون خونه بزرگه زندگی می‌کنین

303
00:21:11,040 --> 00:21:12,960
‫اینجوری می‌تونیم همه‌اش ببینیمتون.

304
00:21:14,280 --> 00:21:16,040
‫فکر خوبیه کَسی.

305
00:21:17,040 --> 00:21:19,280
‫میشه گفت این بهترین راه و چاره

306
00:21:19,280 --> 00:21:20,920
‫برای هممونه.

307
00:21:24,520 --> 00:21:26,760
‫تو چقدر بزرگواری، برادر.

308
00:21:52,760 --> 00:21:54,680
‫خیلی بی‌نقصه.

309
00:21:57,040 --> 00:21:58,680
‫جین...

310
00:22:06,280 --> 00:22:09,600
‫اون میز کوچولو اون گوشه...

311
00:22:09,600 --> 00:22:11,360
‫منتظر توئه که ازش استفاده کنی.

312
00:22:11,360 --> 00:22:14,480
‫اون دست‌نوشته‌هایی که
‫تمام این مدت با خودت حمل می‌کردی...

313
00:22:14,480 --> 00:22:16,680
‫بالاخره می‌تونن خودشون رو نشون بدن.

314
00:22:20,760 --> 00:22:22,960
‫دیگه چی قراره جلوت رو بگیره؟

315
00:22:24,040 --> 00:22:25,680
‫تموم شد!

316
00:22:26,760 --> 00:22:28,440
‫بدترین روزها رو گذروندیم.

317
00:22:36,040 --> 00:22:38,360
‫این خونه خیلی جذابه،
‫مگه نه؟

318
00:22:38,360 --> 00:22:41,040
‫اندازۀ باغ هم خیلی خوبه و میشه درستش کرد.

319
00:22:41,040 --> 00:22:43,360
‫فکر کنم داخل خونه خیلی نور باشه.

320
00:22:43,360 --> 00:22:45,520
‫نیاز به پرده‌های کُلفت داریم.

321
00:22:46,520 --> 00:22:50,280
‫آفتاب به شدت می‌تونه به خود آدم
‫و وسایل آسیب بزنه.

322
00:22:50,280 --> 00:22:52,560
‫مطمئنم خیلی وقته زیر نور آفتاب بوده.

323
00:22:52,560 --> 00:22:54,760
‫مطمئنم پرده‌هامون برای اینجا مشکلی نداره.

324
00:22:54,760 --> 00:22:57,760
‫بعد هم توی همۀ اتاق‌ها به پرده
‫احتیاجی نداریم. مخصوصاً اون اتاق کوچیک...

325
00:22:57,760 --> 00:23:01,040
‫که به شدت
‫مناسب تدریس برای دانش‌آموزهای منه.

326
00:23:01,040 --> 00:23:03,360
‫ایزابلا،
‫ما سر این موضوع هنوز به توافق نرسیدیم.

327
00:23:03,360 --> 00:23:06,280
‫نمی‌تونم تصور کنم یه مشت غریبه میان خونمون.

328
00:23:06,280 --> 00:23:09,640
‫اون‌ها غریبه نیستن مری جین،
‫برای من که نیستن!

329
00:23:10,640 --> 00:23:13,040
‫اگه اینطوره، یه قفلِ محکم لازممون میشه.

330
00:23:14,280 --> 00:23:16,360
‫فردا قرارداد و اجاره‌نامۀ اینجا رو
‫امضا می‌کنیم.

331
00:23:19,280 --> 00:23:23,440
‫ایزابلا، مطمئنی که بابت تمام این‌ها

332
00:23:23,440 --> 00:23:25,520
‫راضی و خوشحالی؟

333
00:23:25,520 --> 00:23:28,040
‫همه‌چیز درست میشه کاساندرا.

334
00:23:28,040 --> 00:23:31,520
‫تا وقتی که باغ و تدریسم وسط باشه...

335
00:23:31,520 --> 00:23:34,840
‫و تا وقتی که
‫از پنجرۀ خونه‌ام هیچ خونۀ کشیشی نبینم!

336
00:23:47,760 --> 00:23:49,360
‫خانم‌ها!

337
00:23:49,360 --> 00:23:51,280
‫آقای لیدردیل.

338
00:23:51,280 --> 00:23:54,280
‫حالتون چطوره؟
‫شرط می‌بندم که خوبین.

339
00:23:54,280 --> 00:23:56,120
‫خیلی خوبیم، ممنونم.

340
00:23:59,160 --> 00:24:02,520
‫رفته بودیم یه کلبه ببینیم،
‫مگه نه، ایزابلا؟

341
00:24:02,520 --> 00:24:04,520
‫بله، درسته.

342
00:24:04,520 --> 00:24:06,520
‫برای خودتون، خانم فاول؟

343
00:24:06,520 --> 00:24:11,080
‫بله، برای خودم و خواهرم،
‫خانم مری جین دکستر.

344
00:24:11,080 --> 00:24:14,760
‫صمیمانه امیدوارم،
‫اون مکان براتون مناسب بوده باشه.

345
00:24:16,040 --> 00:24:17,760
‫من هم امیدوارم.

346
00:24:19,760 --> 00:24:23,440
‫اونجا زیباترین کلبۀ موجود بود.
‫مگه نه، ایزابلا؟

347
00:24:23,440 --> 00:24:25,400
‫آره.
‫خیلی خوشگل بود.

348
00:24:25,400 --> 00:24:27,840
‫من هم یه موقعیت جدید برام پیش اومده.

349
00:24:29,640 --> 00:24:33,040
‫بهم پیشنهاد شده توی شالبورن، جراح بشم.

350
00:24:34,760 --> 00:24:37,040
‫تا یک ماه دیگه دارم میرم.

351
00:24:45,040 --> 00:24:46,760
‫براتون آرزوی سلامتی می‌کنم.

352
00:24:48,760 --> 00:24:50,520
‫من هم همینطور.

353
00:24:53,760 --> 00:24:57,960
‫بیا کاساندرا. هنوز کلی کار داریم
‫که باید توی خونۀ کشیش انجام بدیم.

354
00:24:57,960 --> 00:25:00,520
‫خداحافظ، آقای لیدردیل.

355
00:25:15,280 --> 00:25:19,280
‫داینا، من و خواهرم یه خونه پیدا کردیم.
‫به شدت مناسبمونه.

356
00:25:19,280 --> 00:25:23,320
‫یه اتاق هم برای تو داره.
‫پس خیالت از آینده، راحت باشه.

357
00:25:23,320 --> 00:25:25,520
‫فکر نکن بهمون مدیونی.

358
00:25:25,520 --> 00:25:28,400
‫پس اگه به اختمال زیاد، یه آقای جوون...

359
00:25:29,400 --> 00:25:31,680
‫کاساندرا، واقعاً دلم می‌خواد که...

360
00:25:31,680 --> 00:25:34,040
‫ای کاش الان می‌تونستیم
‫کتاب ترغیب رو تموم کنیم

361
00:25:35,680 --> 00:25:38,040
‫این حسن ختام خوبی برای دیدارمون می‌شد.

362
00:25:40,064 --> 00:25:47,064


363
00:25:49,280 --> 00:25:53,360
‫شدت باد توی بخش بالایی کابین

364
00:25:53,360 --> 00:25:57,040
‫برای خانم‌ها زیاد بود.
‫و آن‌ها موافقت کردن که از پله‌ها پایین بیایند.

365
00:25:57,040 --> 00:26:00,280
‫همه توافق کردن که
‫آرام و با احتیاط...

366
00:26:00,280 --> 00:26:03,360
‫از پله‌های هواپیما پایین بیان
‫به جز لوئیزا.

367
00:26:03,360 --> 00:26:06,920
‫اون باید توسط کاپیتان ونت‌ورث
‫از پله‌ها پایین می‌پرید.

368
00:26:06,920 --> 00:26:09,360
‫سختی آسفالت، زیر پاهایش

369
00:26:09,360 --> 00:26:11,840
‫او را در این لحظه مردد کرد.

370
00:26:11,840 --> 00:26:13,680
‫ولی با این حال، او اینکار را کرد.

371
00:26:13,680 --> 00:26:17,040
‫او در سلامت پایین اومد.
‫و بلافاصله دوباره از پله‌ها بالا رفت.

372
00:26:17,040 --> 00:26:19,120
‫تا مجدد از پله‌ها به پایین بپرد.

373
00:26:19,120 --> 00:26:21,360
‫کاپیتان جلویش را گرفت.

374
00:26:22,360 --> 00:26:26,040
‫فکر می‌کرد لرزش‌ها خیلی شدید هستن.
‫ولی حرف‌هایش بی‌فاییده بود.

375
00:26:26,040 --> 00:26:27,640
‫اون لبخندی زد و گفت...

376
00:26:27,640 --> 00:26:29,640
‫من می‌خواهم این کار را بکنم!

377
00:26:30,640 --> 00:26:32,440
‫من می‌خواهم این کار را بکنم!

378
00:26:32,440 --> 00:26:34,520
‫کاپیتان دست‌هایش را دراز کرد.

379
00:26:34,520 --> 00:26:36,960
‫اما لوئیزا خیلی عجله داشت.

380
00:26:38,200 --> 00:26:40,680
‫او بر روی آسفالتِ زیر کابین افتاد.

381
00:26:40,680 --> 00:26:43,640
‫و جانش را از دست داد.

382
00:26:45,040 --> 00:26:46,680
‫کُشتیش؟

383
00:26:46,680 --> 00:26:49,840
‫نه زخمی داشت.
‫نه خون ریزی‌ای.

384
00:26:49,840 --> 00:26:52,200
‫هیچ کبودی هم دیده نمی‌شد.

385
00:26:52,200 --> 00:26:56,280
‫اما چشمانش بسته شده بود
‫و نفس نمی‌کشید.

386
00:26:56,280 --> 00:26:58,120
‫قیافه‌اش شبیه مُرده‌ها شده بود.

387
00:26:58,120 --> 00:27:01,280
‫وحشت به جون تمام افرادی که حضور داشتن
‫افتاده بود.

388
00:27:02,600 --> 00:27:04,280
‫اون مُرده!

389
00:27:04,280 --> 00:27:06,280
‫اون مُرده!
‫مری با فریاد میگه.

390
00:27:06,280 --> 00:27:09,040
‫جین چطور تونسته اینکار رو باهاش بکنه؟
‫یا با ما؟

391
00:27:09,040 --> 00:27:10,840
‫ادامه بده.
‫خواهش می‌کنم.

392
00:27:10,840 --> 00:27:13,600
‫هیچکس نیست به من کمک کند؟
‫این اولین کلماتی بود که کاپیتان ونت‌ورث...

393
00:27:13,600 --> 00:27:17,680
‫با تمام ناامیدی‌اش گفت...

394
00:27:17,680 --> 00:27:20,280
‫انگار تمام نیرویش از بین رفته بود.

395
00:27:20,280 --> 00:27:22,240
‫یعنی هیچکس نیست که کمکش کنه؟

396
00:27:22,240 --> 00:27:26,040
‫آن با گریه فریاد زد:
‫دست‌ها و شقیقه‌اش را بمالید.

397
00:27:26,040 --> 00:27:28,520
‫بیاید، بیاید.
‫نمک اینجاست. برش دارید.

398
00:27:28,520 --> 00:27:30,800
‫آره نمک!
‫خودشه، برش دارید!

399
00:27:30,800 --> 00:27:32,760
‫نمک بردارید!
‫نمک بردارید!

400
00:27:32,760 --> 00:27:34,760
‫کاپیتان بنویک اطاعت کرد.

401
00:27:34,760 --> 00:27:38,720
‫کاپیتان ونت‌ورث که از پا در آمده بود
‫و به دیوار تکیه کرده بود

402
00:27:38,720 --> 00:27:41,440
‫با تمام وجودش فریاد زد:

403
00:27:41,440 --> 00:27:43,080
‫وای، خدا جون!

404
00:27:43,080 --> 00:27:45,560
‫مادرش و پدرش!

405
00:27:45,560 --> 00:27:49,680
‫جراح خبر کنین!
‫آن هم گفت: یه جراح خبر کنین! همین الان!

406
00:27:49,680 --> 00:27:51,520
‫جراح.

407
00:27:51,520 --> 00:27:53,080
‫جراح.

408
00:27:54,080 --> 00:27:55,640
‫جراح.

409
00:28:02,200 --> 00:28:03,760
‫نمی‌تونم.

410
00:28:05,040 --> 00:28:06,680
‫اون افتاد!

411
00:28:08,760 --> 00:28:10,520
‫اون افتاد!

412
00:28:26,040 --> 00:28:27,760
‫اوه!

413
00:28:27,760 --> 00:28:30,520
‫- حتماً بیهوش شده.
‫- شایدم خورده زمین.

414
00:28:31,520 --> 00:28:34,040
‫نبضش به سختی می‌زنه.
‫داینا.

415
00:28:34,040 --> 00:28:36,280
‫داینا، دووم بیار.
‫داینا!

416
00:28:36,280 --> 00:28:39,520
‫ایزابلا، می‌ترسم آُسیب جدی‌ای دیده باشه.

417
00:28:39,520 --> 00:28:42,760
‫برو. برو و سریعاً آقای لیدردیل رو بیار.
‫برو ایزابلا.

418
00:28:48,280 --> 00:28:49,840
‫آقای لیدردیل!

419
00:28:50,840 --> 00:28:52,600
‫آقای لیدردیل!

420
00:28:53,760 --> 00:28:55,360
‫آقای لیدردیل!

421
00:28:56,360 --> 00:28:58,760
‫یه اتفاق وحشتناک افتاده.

422
00:29:15,040 --> 00:29:16,640
‫بدید به من.

423
00:29:37,280 --> 00:29:40,040
‫میتونم بگم جاییش نشکسته.

424
00:29:42,040 --> 00:29:45,040
‫- به مغزش ضربه وارد نشده؟
‫- تا جایی که میبینم، نه!

425
00:29:45,040 --> 00:29:48,040
‫میشه کیفم رو باز کنی و گیاه درخت فندق
‫و باند رو بدی؟

426
00:29:48,040 --> 00:29:50,760
‫- خانم آستن، یکم آب می‌دید.
‫- بله البته.

427
00:29:55,040 --> 00:29:57,080
‫قراره حسابی بدنش ورم کنه.

428
00:29:58,080 --> 00:29:59,800
‫به نظرت نمک به کارش میاد؟

429
00:29:59,800 --> 00:30:01,440
‫قطعاً.

430
00:30:18,520 --> 00:30:20,800
‫ممنون که اومدید.

431
00:30:22,520 --> 00:30:25,760
‫هروقت ازم بخوای،
‫حتماً میام.

432
00:30:26,760 --> 00:30:28,920
‫بعد از تمام اتفاقاتی که بینمون افتاد...

433
00:30:28,920 --> 00:30:31,480
‫اگه نمی‌اومدی، ازت دلخور نمی‌شدم.

434
00:30:31,480 --> 00:30:33,920
‫هیچ‌وقت بیخیال هیچ بیماری نمیشم.

435
00:30:34,920 --> 00:30:36,840
‫یا بیخیال تو...

436
00:30:36,840 --> 00:30:38,680
‫خانم ایزابلا!

437
00:30:46,560 --> 00:30:48,440
‫اون بهوش اومد.

438
00:30:51,760 --> 00:30:53,320
‫اون اومدش.

439
00:32:21,040 --> 00:32:22,520
‫اوه...

440
00:32:23,760 --> 00:32:26,480
‫داینا، تکون نخور.

441
00:32:26,480 --> 00:32:28,520
‫سرم درد می‌کنه خانم.

442
00:32:28,520 --> 00:32:30,360
‫خیلی بدجور افتادی.

443
00:32:30,360 --> 00:32:32,200
‫خیلی خوش‌شانس بودی.

444
00:32:32,200 --> 00:32:34,040
‫برات چایی درست کردم.

445
00:32:35,520 --> 00:32:38,360
‫- همون سرویس چینی خوباتونه خانم؟
‫- آره.

446
00:32:38,360 --> 00:32:40,120
‫بالاخره پیداش کردم.

447
00:32:40,120 --> 00:32:42,760
‫انگار هنوز وقت نکرده بودی جمعشون کنی.

448
00:32:42,760 --> 00:32:44,920
‫خانم ایزابلا عاشقشونه.
‫برای همین...

449
00:32:46,760 --> 00:32:49,280
‫دوست بهتر از تو پیدا نمیکنه.

450
00:32:49,280 --> 00:32:51,040
‫من رو میگید خانم؟

451
00:32:51,040 --> 00:32:54,280
‫بخاطر تو و شیطنتت

452
00:32:54,280 --> 00:32:57,880
‫خانم ایزابلا و آقای لیدردیل
‫با هم آشتی کردن.

453
00:33:00,280 --> 00:33:03,200
‫اصلاً نمی‌فهمم چی دارید میگید.

454
00:33:03,200 --> 00:33:05,120
‫اتفاقی که افتاد خیلی عجیب بود.

455
00:33:05,120 --> 00:33:08,760
‫ولی مطمئنم توی رمان خواهرم
‫دقیقاً یه همچین اتفاقی افتاده بود.

456
00:33:08,760 --> 00:33:13,360
‫راستش دقیقاً قبل از اینکه تو بیفتی
‫داشتم همین تیکه‌اش رو می‌خوندم.

457
00:33:13,360 --> 00:33:15,840
‫خیلی عجیبه خانم.

458
00:33:15,840 --> 00:33:17,360
‫هوممم.

459
00:33:20,760 --> 00:33:24,280
‫جسارت و زرنگیت رو تحسین می‌کنم.

460
00:33:25,280 --> 00:33:28,280
‫راستش من توی درک کردن اتفاقاتی که...

461
00:33:28,280 --> 00:33:31,560
‫دقیقاً زیر گوشم داشت میفتاد،
‫خیلی دیرفهم عمل کردم.

462
00:33:32,560 --> 00:33:34,680
‫ولی در نهایت بهش پی بردید.

463
00:33:35,760 --> 00:33:37,920
‫اون‌ها عاشق هم هستن خانم.

464
00:33:37,920 --> 00:33:40,040
‫همیشه عاشق هم بودن.

465
00:33:40,040 --> 00:33:41,920
‫ولی آقا بخاطر سابقۀ آقای لیدردیل

466
00:33:41,920 --> 00:33:44,440
‫هیچ چیزی از این جریان رو متوجه نمیشه.

467
00:33:45,760 --> 00:33:48,640
‫مامان ایزابلا چیزی از این جریان می‌دونه؟

468
00:33:49,640 --> 00:33:51,920
‫راستش اگه می‌دونستن، محال بود اجازه بدن.

469
00:33:51,920 --> 00:33:55,760
‫وقتی نیاز به دخالتشون بود
‫اصلاً دخالتی نمی‌کردن.

470
00:33:56,760 --> 00:33:58,520
‫حداقل نه مثل ما.

471
00:33:58,520 --> 00:34:01,040
‫این فرقیه که بین من و شما هستش خانم.

472
00:34:01,040 --> 00:34:03,520
‫دخالت کردن‌های من چیز خوبی بود.

473
00:34:12,640 --> 00:34:14,880
‫نمی‌تونم بنویسم.

474
00:34:14,880 --> 00:34:17,520
‫من فقط سربار خانواده‌ام.

475
00:34:17,520 --> 00:34:19,360
‫این چیزیه که با منه.

476
00:34:19,360 --> 00:34:21,520
‫نمی‌تونم از این حس ترسم خلاص بشم.

477
00:34:21,520 --> 00:34:24,120
‫انگار یه هیولا داره تعقیبم می‌کنه.

478
00:34:24,120 --> 00:34:26,920
‫و از این ناامیدم که اون رو همراهم دارم.

479
00:34:26,920 --> 00:34:31,040
‫من دارم از این هوایی که از نوک پا تا سرم
‫و از چپ به راست می‌وزه، لذت می‌برم.

480
00:34:31,040 --> 00:34:34,400
‫بادی که به صورت طولی،
‫عمودی و مورب می‌وزه...

481
00:34:34,400 --> 00:34:36,040
‫خوش بحالت مری.

482
00:34:36,040 --> 00:34:38,760
‫والتر اسکات هیچ ربطی به نوشتن رمان نداره

483
00:34:38,760 --> 00:34:40,520
‫مخصوصاً یه رمان خوب!

484
00:34:40,520 --> 00:34:43,840
‫اون به  عنوان یه شاعر مشهور هست
‫دیگه نیازی نیست که...

485
00:34:43,840 --> 00:34:45,440
‫این بهتره همینجا بمونه.

486
00:34:45,440 --> 00:34:48,120
‫اگه یه راهی برای رهایی من از افسردگی باشه
‫باید پیداش کنم

487
00:34:48,120 --> 00:34:50,800
‫- تمام این داروها و نسخه‌ها...
‫- همراهم میاد.

488
00:34:50,800 --> 00:34:54,040
‫من یه رمان فروختم الایزا.
‫مری.

489
00:34:54,040 --> 00:34:56,760
‫این بار مطمئنم که منتشر میشه.

490
00:35:17,040 --> 00:35:20,520
‫در حال حاضر جهان باید
‫من را با عنوان «بانو» بشناسه.

491
00:35:20,520 --> 00:35:24,480
‫خیلی خوبه که همیشه از اینکه
‫یک زن مرموز بودم لذت بردم.

492
00:35:24,480 --> 00:35:28,040
‫الایزای عزیزم
‫خوشحالم که نامه نوشتی.

493
00:35:28,040 --> 00:35:32,520
‫تمایلات تو و الیزابت برای
‫برطرف کردن دوران پوچ من برام بس بود.

494
00:35:32,520 --> 00:35:35,600
‫حتماً خوشحال خواهی شد اگر بشنوی
‫اولین نسخه کتاب «منسفیلد پارک»

495
00:35:35,600 --> 00:35:37,120
‫تماماً فروش رفت.

496
00:35:37,120 --> 00:35:40,800
‫دیگه قرار نیست بابت مشکلات مالی اذیتتون کنم.

497
00:35:40,800 --> 00:35:45,240
‫الایزا، بسیار خوشحالم
‫که از خواندن «اما» لذت بردی،

498
00:35:45,240 --> 00:35:48,760
‫هرچند ورودش به جهان اونطور که امید داشتم،

499
00:35:48,760 --> 00:35:50,520
‫هموار نبود.

500
00:35:52,520 --> 00:35:56,040
‫نشریه‌ی «کوارتلی ریویو» بر این باوره
‫که رمان فاقد رویدادهای پرکششه.

501
00:36:00,280 --> 00:36:01,840
‫چطور جرات کردن؟

502
00:36:01,840 --> 00:36:04,440
‫با عجله به پایان رسوندمش،
‫بخاطر دردی که

503
00:36:04,440 --> 00:36:06,280
‫در پشتم احساس می‌کنم.

504
00:36:06,280 --> 00:36:09,520
‫کَسی میگه حاصل ساعت‌ها نشستن

505
00:36:09,520 --> 00:36:11,760
‫و نوشتن هر روزه‌ست،

506
00:36:11,760 --> 00:36:14,680
‫اما به گمانم چیزی فراتر از این باشه.

507
00:36:15,760 --> 00:36:20,040
‫صادقانه بگم حاضرم از تمام امیدهام
‫به ثروت و موفقیت بگذرم،

508
00:36:20,040 --> 00:36:21,920
‫تا بار دیگه سلامتی‌ام رو به دست بیارم.

509
00:36:23,520 --> 00:36:25,600
‫پزشک‌های بی‌شماری دیدم،

510
00:36:25,600 --> 00:36:28,280
‫اما هیچ‌ کدوم نتونستن
‫علت بیماری‌ام را بفهمن.

511
00:36:29,760 --> 00:36:31,120
‫خیلی‌خب.

512
00:36:32,760 --> 00:36:34,280
‫آره، چیزی نیست.

513
00:36:36,360 --> 00:36:39,040
‫هرچند کَسی پا پس نمی‌کشه.

514
00:36:43,280 --> 00:36:47,040
‫من رو به چلتنهام می‌برد،
‫با این باور که آب‌های اونجا

515
00:36:47,040 --> 00:36:48,840
‫معجزه میکنن.

516
00:36:56,040 --> 00:37:00,280
‫با تمام توان تلاش میکنم خودم رو متقاعد کنم
‫نشونه‌های بیماریم رو به بهبوده...

517
00:37:01,760 --> 00:37:03,760
‫اما اینطور نیست، الایزا.

518
00:37:04,760 --> 00:37:09,040
‫این جسم رنجور و لجوج
انگار مصممه که فرو بپاشه.

519
00:37:12,040 --> 00:37:15,040
‫اما به‌زودی به کینتبری بر می‌گردم،

520
00:37:15,040 --> 00:37:18,040
‫و همین، کمی روحم رو تسلا می‌بخشه.

521
00:37:23,760 --> 00:37:26,040
‫به نظرت چطوره، الایزا؟

522
00:37:28,520 --> 00:37:30,200
‫خیلی نحیف شده.

523
00:37:31,200 --> 00:37:35,920
‫لکه‌های سیاه روی بازوهاش نگرانم کرده.

524
00:37:38,040 --> 00:37:39,800
‫مطمئنم چیزی نیست، کَسی.

525
00:37:39,800 --> 00:37:43,040
‫پزشکی توی وینچستر هست
‫که فکر می‌کنه بتونه کمک کنه.

526
00:37:44,040 --> 00:37:45,920
‫می‌خوام ببرمش اونجا.

527
00:37:46,920 --> 00:37:48,600
‫- کَسی، من...
‫- الایزا؟

528
00:37:49,600 --> 00:37:52,720
‫الایزا، عزیزم،
‫امیدوارم یادت باشه که امشب خونه نیستم.

529
00:37:52,720 --> 00:37:54,520
مهمونی شام توری‌ها در نیوبریه.

530
00:37:56,040 --> 00:37:58,040
‫امروز حال خواهرت چطوره؟

531
00:37:59,040 --> 00:38:01,040
‫همین الان داشتیم می‌گفتیم که...

532
00:38:01,040 --> 00:38:03,440
‫- به نظر می‌رسه حالش بهتره.
‫- واقعاً؟

533
00:38:03,440 --> 00:38:05,680
یه غمِ عمیقی تو چهره‌اش می‌بینم.

534
00:38:05,680 --> 00:38:09,040
‫حیف که کتاب‌هاش هیچ ثمره‌ای نداشتن.

535
00:38:09,040 --> 00:38:13,160
‫جین چهار تا رمان منتشر کرده
‫و همگی ستایش شدن.

536
00:38:13,160 --> 00:38:15,760
‫اما سودی براش نداشتن،
‫اون طور که مری میگه.

537
00:38:15,760 --> 00:38:19,120
‫رمان جدیدش رو خوندیم.
‫اسم یه زن بود. گفتی چی بود؟

538
00:38:19,120 --> 00:38:20,920
‫- اِما.
‫- بله.

539
00:38:20,920 --> 00:38:24,040
‫متأسفانه فصل اول رو خوندیم
‫و بعد پریدیم به فصل آخر.

540
00:38:24,040 --> 00:38:28,760
‫من اینکار رو نکردم.
‫تا انتها خوندم و خیلی لذت بردم.

541
00:38:31,040 --> 00:38:33,840
‫شاید رمان تازه‌ی جین به اسم «ترغیب»،

542
00:38:33,840 --> 00:38:35,760
‫بیشتر باب میل شما باشه، فولر.

543
00:38:35,760 --> 00:38:38,080
‫بهترین اثرش میشه.

544
00:38:59,520 --> 00:39:02,120
‫وینچستر شهر زیبایی به نظر می‌رسه.

545
00:39:07,040 --> 00:39:09,520
‫باید سعی کنی استراحت کنی، عزیزم.

546
00:39:09,520 --> 00:39:12,280
‫آدرس پزشک رو دارم.
‫الان میرم اونجا.

547
00:39:12,280 --> 00:39:14,360
‫نه، نمی‌خوامش.

548
00:39:14,360 --> 00:39:17,120
‫قول بهبودی داده.
‫باید همه چی رو امتحان کنیم.

549
00:39:17,120 --> 00:39:19,040
‫کافیه، کَسی. خسته‌ام.

550
00:39:20,760 --> 00:39:22,920
‫می‌خوام برگردم خونه، برم چاوتون.

551
00:39:26,040 --> 00:39:28,120
‫اما خیلی دیر شده، نه؟

552
00:39:35,440 --> 00:39:37,040
‫کَسی.

553
00:39:39,280 --> 00:39:41,280
‫چی شده؟ چی می‌خوای؟

554
00:39:41,280 --> 00:39:43,560
‫کاملاً از پا افتادی.

555
00:39:43,560 --> 00:39:45,200
‫حالم خوبه.

556
00:39:48,760 --> 00:39:50,680
‫ناراحت نشو، اما...

557
00:39:51,680 --> 00:39:54,040
‫مری آستن داره میاد.

558
00:39:55,040 --> 00:39:56,760
‫باشه.

559
00:40:11,040 --> 00:40:13,120
‫به‌ محض اینکه تونستم اومدم.

560
00:40:14,120 --> 00:40:16,480
‫من کنارش می‌مونم.
‫تو باید استراحت کنی.

561
00:40:18,040 --> 00:40:21,040
‫برو. اگه تغییری اتفاق افتاد صدات می‌کنم.

562
00:40:21,040 --> 00:40:22,680
‫بی‌درنگ.

563
00:40:25,080 --> 00:40:27,040
‫بدون تو نمی‌رم.

564
00:40:33,280 --> 00:40:36,000
‫مری، بیا کنارم بشین.

565
00:40:36,000 --> 00:40:37,520
‫باشه.

566
00:40:53,520 --> 00:40:55,760
‫هیچ وقت تو ورق ازت نمی‌بردیم.

567
00:40:55,760 --> 00:40:58,520
‫همیشه از ما باهوش‌تر بودی.
‫بیش از اندازه باهوش.

568
00:40:58,520 --> 00:41:00,880
‫و بعد برامون قطعات کوتاه می‌نواختی.

569
00:41:01,880 --> 00:41:04,440
‫تو خیلی چیزها استعداد شگرفی داشتی، جین.

570
00:41:06,040 --> 00:41:09,520
‫و بعد جیمز عزیزم با اشعارش
‫ما را مسحور می‌کرد.

571
00:41:11,280 --> 00:41:13,040
‫آره، همین ‌طور بود.

572
00:41:15,280 --> 00:41:16,840
‫وای، جین...

573
00:41:20,280 --> 00:41:22,040
‫چه روزگار خوشی بود.

574
00:41:40,520 --> 00:41:42,360
‫مری رفت؟

575
00:41:42,360 --> 00:41:44,040
‫آره، رفت.

576
00:41:48,040 --> 00:41:51,040
‫دیدن شادی شما دو نفر تأثیرگذار بود.

577
00:41:51,040 --> 00:41:54,520
‫اتفاقات ناگوار معمولاً بهترین
‫جنبه‌های مری رو نشون میدن.

578
00:41:54,520 --> 00:41:57,520
‫چیزی که نگرانش می‌کنه موفقیته.

579
00:42:00,040 --> 00:42:03,280
‫الان بیشتر از گذشته
‫من رو مایه‌ی ترحم می‌دونه.

580
00:42:04,760 --> 00:42:07,760
‫و منی که روزگاری
‫شادترین زن انگلستان بودم،

581
00:42:09,040 --> 00:42:11,280
‫از نظرش فقط یه تراژدی بودم.

582
00:42:14,040 --> 00:42:17,040
‫بقیه هم من رو مثل مری می‌دیدن؟

583
00:42:18,040 --> 00:42:19,920
‫یه موجود غمگین و عبوس؟

584
00:42:24,280 --> 00:42:26,760
مگه ‫مهمه دیگران چی فکر می‌کنن؟

585
00:42:26,760 --> 00:42:28,280
‫مهمه.

586
00:42:29,280 --> 00:42:31,040
‫برای من مهمه.

587
00:42:32,520 --> 00:42:35,680
‫نمی‌خوام دنیا از اندوه‌م باخبر بشه.

588
00:42:36,680 --> 00:42:39,040
‫فقط شادی‌های داستان‌هام رو بدونن..

589
00:42:46,520 --> 00:42:48,800
‫بگو چه می‌خوای؟

590
00:42:48,800 --> 00:42:51,840
‫جز مرگ هیچی نمی‌خوام.

591
00:42:55,280 --> 00:42:57,360
‫دیگه چیزی باقی نمانده...

592
00:42:59,120 --> 00:43:00,840
‫عزیز دلم...

593
00:43:03,360 --> 00:43:05,680
‫تا به آرامش برسی.

594
00:43:22,760 --> 00:43:24,520
‫جین آستن...

595
00:43:28,040 --> 00:43:30,280
‫تو بهترین...

596
00:43:33,760 --> 00:43:35,920
‫وفادارترین،

597
00:43:38,760 --> 00:43:40,760
‫محبوب‌ترین،

598
00:43:40,760 --> 00:43:43,280
‫و بااستعدادترین خواهر بودی.

599
00:43:46,760 --> 00:43:48,920
‫و من، کسی آستن

600
00:43:52,040 --> 00:43:55,520
‫خوشبخت‌ترین خواهر بودم
‫که تونستم تو رو دوست داشته باشم.

601
00:45:39,280 --> 00:45:42,520
‫امیدوارم مزاحمت نشده باشم، عزیزم.

602
00:45:42,520 --> 00:45:46,760
‫خوشحالم که اینطور شاد و مسرور می‌بینمت.

603
00:45:46,760 --> 00:45:49,320
‫فکر می‌کنم آقای لیدردیل...؟

604
00:45:49,320 --> 00:45:51,040
‫پیشنهاد ازدواج داده. آره!

605
00:45:51,040 --> 00:45:53,040
‫آره، داد.

606
00:45:53,040 --> 00:45:56,760
‫و من با کمال میل و از صمیم قلب پذیرفتم.

607
00:45:57,760 --> 00:46:00,400
‫ازت ممنونم که اصرار کردی برم دنبالش.

608
00:46:00,400 --> 00:46:03,520
‫از داینا هم ممنونم
‫که این فرصت رو فراهم کرد.

609
00:46:03,520 --> 00:46:05,760
‫و از جین عزیز، برای الهام‌بخشیش.

610
00:46:11,280 --> 00:46:14,760
‫فکر می‌کنم دلیل کافی برای جشن داریم، نه؟

611
00:46:16,360 --> 00:46:22,280
تازه مطمئنم که کشیش جدید
‫و همسرش نیازی به اینا نخواهند داشت.

612
00:46:28,520 --> 00:46:30,280
‫خب...

613
00:46:30,280 --> 00:46:32,120
‫دلم براتون تنگ میشه،

614
00:46:32,120 --> 00:46:34,640
‫اما از اینکه دوباره توی تخت خودم می‌خوابم،
‫خوشحالم.

615
00:46:35,640 --> 00:46:37,760
‫منم! کجایید؟

616
00:46:37,760 --> 00:46:40,480
‫خانم، این رو زمین افتاده بود.

617
00:46:40,480 --> 00:46:43,040
‫نمی‌خواستم دست آدم نامناسبی بیفته،

618
00:46:43,040 --> 00:46:44,920
‫گفتم بهتره بدمش به شما.

619
00:46:44,920 --> 00:46:47,520
‫به‌هرحال، من که خوندن بلد نیستم،
‫به دردم نمی‌خوره.

620
00:46:48,520 --> 00:46:50,280
‫مرسی، داینای عزیز.

621
00:46:51,280 --> 00:46:53,040
‫خب، چه حکایتی!

622
00:46:53,040 --> 00:46:55,760
‫بازم قصد سفر کردی
‫بدون اینکه خواهرت،

623
00:46:55,760 --> 00:46:58,040
‫تنها خواهر باقی‌مونده‌ت رو مطلع کنی؟

624
00:46:59,040 --> 00:47:01,040
‫این دیگه چه وضعیه؟ بلند شو فوراً!

625
00:47:02,040 --> 00:47:03,070
‫ایزابلا، چه خوب که برگشتم.

626
00:47:03,070 --> 00:47:06,920
‫- وگرنه تا فردا آماده نمی‌شدیم.
‫- واقعاً لطف بزرگی کردی، خاله مری.

627
00:47:08,040 --> 00:47:11,520
‫راستی مری، درباره‌ی نامه‌های الایزا...

628
00:47:13,040 --> 00:47:15,760
‫شاید بتونی تو کمد اتاقش رو بگردی.

629
00:47:15,760 --> 00:47:18,840
‫تنها جاییه که موفق نشدم بگردم.

630
00:47:18,840 --> 00:47:21,040
‫اگه درست خاطرم باشه...

631
00:47:21,040 --> 00:47:24,920
‫الایزا، نامه‌های جین رو
‫با روبان آبی بسته بود.

632
00:47:26,520 --> 00:47:29,360
‫باشه.
‫همین حالا میرم.

633
00:47:29,360 --> 00:47:31,280
‫خب، بیا ایزابلا.

634
00:47:31,280 --> 00:47:34,680
‫اون مرد نفرت‌انگیز، داندس،
‫به‌زودی از راه می‌رسه

635
00:47:34,680 --> 00:47:36,704
‫و کاساندرا هم ما رو می‌بخشه

636
00:47:36,704 --> 00:47:39,240
‫که اون رو تنها می‌ذاریم
‫تا منتظر کالسکه‌‌ش بمونه.

637
00:47:40,240 --> 00:47:41,800
‫بخشیدمت.

638
00:47:45,040 --> 00:47:47,040
‫خداحافظ، عزیزم.

639
00:47:47,040 --> 00:47:50,280
‫اقامتم تو این خونه
‫برام خیلی ارزش داشت.

640
00:47:53,520 --> 00:47:57,760
‫دو دست از بهترین ظروف چینی رو با خود ببر.

641
00:47:57,760 --> 00:47:59,760
‫کسی متوجه نمیشه.

642
00:48:00,760 --> 00:48:03,760
‫دیگه بیش از حد شلوغش نکنید.

643
00:48:03,760 --> 00:48:06,120
‫بهترین وداع‌ها همیشه کوتاه‌ترینن.

644
00:48:06,120 --> 00:48:07,600
‫داینا.

645
00:48:09,280 --> 00:48:10,760
‫خانم.

646
00:48:10,760 --> 00:48:14,640
‫مراقب خودتون باشید
‫و تو هوای بارونی بیرون نرید.

647
00:48:18,560 --> 00:48:21,760
‫پس این آخرین باریه
‫که من و تو توی این خونه همدیگه رو می‌بینیم.

648
00:48:22,760 --> 00:48:25,720
‫اینجا سرشار از خاطراتمونه
‫و حالا همه از بین میره.

649
00:48:26,720 --> 00:48:29,960
‫خاطرات تو ذهنمون محفوظ می‌مونه.

650
00:48:29,960 --> 00:48:33,120
‫تنها کاری که می‌تونیم بکنیم
‫اینه که اونا رو صادقانه،

651
00:48:34,120 --> 00:48:37,520
‫برای آیندگان بازگو کنیم.

652
00:48:37,520 --> 00:48:40,920
‫نه اینکه کسی به سرگذشت ما، زنان، علاقه‌منده!

653
00:48:44,520 --> 00:48:46,280
‫پس خداحافظ...

654
00:48:50,040 --> 00:48:51,760
‫خواهرم.

655
00:49:27,360 --> 00:49:28,880
‫برو حیوون!

656
00:49:47,040 --> 00:49:49,360
‫این، آخرین نامه‌ی من خواهد بود.

657
00:49:49,360 --> 00:49:52,680
‫دیگه توان نوشتن ندارم، الایزا،

658
00:49:52,680 --> 00:49:55,280
‫ولی بابت دوستیت ممنونم،

659
00:49:55,280 --> 00:49:57,920
‫و عمری طولانی، همراه با سلامتی
‫و شادی برات آرزو می‌کنم.

660
00:49:59,280 --> 00:50:02,840
‫ازت خواهش میکنم
‫که از کَسِ عزیز و دلبندم مراقبت کنی.

661
00:50:07,040 --> 00:50:11,040
‫حمله‌ی دیگه‌ای از این دردِ غم‌انگیز
‫من رو توی چنگال خودش گرفته،

662
00:50:11,040 --> 00:50:16,040
‫و چنان ناتوانم کرده
‫که دیگه امیدی به بهبودی ندارم.

663
00:50:17,520 --> 00:50:21,520
‫اما نباید برام دلسوزی کنی،
‫چون اگه الان مرگ من رو بطلبه

664
00:50:21,520 --> 00:50:25,280
‫مطمئنم که خوشبخت‌ترین زن دنیا خواهم بود.

665
00:50:26,760 --> 00:50:28,555
‫کلمات در وصف مهربانی خانواده‌ام

666
00:50:28,555 --> 00:50:30,096
‫در این دوران بیماری یاری‌ام نمیکنن.

667
00:50:31,887 --> 00:50:34,701
‫و کاساندرا، همواره

668
00:50:35,344 --> 00:50:37,344
‫مهربان‌ترین،

669
00:50:38,240 --> 00:50:39,990
‫باملاحظه‌ترین خواهر در طول زندگیم بوده.

670
00:50:40,080 --> 00:50:42,280
‫همیشه من رو در پناه خودش گرفته،

671
00:50:42,280 --> 00:50:45,640
‫و می‌دونم که بعد از رفتنم،
‫حافظ میراث من خواهد بود.

672
00:50:46,640 --> 00:50:48,760
‫اما چیزی که بهش بدهکارم...

673
00:50:48,760 --> 00:50:51,040
‫جز اشک کاری از دستم بر نمیاد

674
00:50:51,040 --> 00:50:55,120
‫و فقط امیدوارم که زندگیش،
‫بیش از پیش سرشار از برکت باشه.

675
00:50:56,560 --> 00:50:59,760
‫روزهای پیش رو دشوار خواهند بود.

676
00:50:59,760 --> 00:51:02,760
‫ما هرگز تحمل دوری نداشتیم...

677
00:51:04,040 --> 00:51:06,920
‫اما حالا که به این جدایی نهایی نزدیک می‌شم...

678
00:51:07,920 --> 00:51:10,760
‫به طور خودخواهانه‌ای خوشحالم که سرنوشت،

679
00:51:10,760 --> 00:51:12,920
‫بار این اندوه رو به دوش من نگذاشت.

680
00:51:14,560 --> 00:51:16,280
در اون صورت چطوری دووم میاوردم؟

681
00:51:17,520 --> 00:51:20,040
‫چه زندگی‌ای می‌تونست در انتظارم باشه،

682
00:51:20,040 --> 00:51:22,280
‫اگر اون رو در کنار خودم نداشتم؟

683
00:51:25,760 --> 00:51:27,920
‫با مهر و محبتی بی‌پایان...

684
00:51:30,520 --> 00:51:32,200
‫جین.

685
00:51:33,224 --> 00:51:53,224
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

