﻿1
00:00:00,288 --> 00:00:02,192
‫اگه خانم ایزابلا قراره خونه‌ی کشیش رو ترک کنه،

2
00:00:02,208 --> 00:00:05,392
‫من مصمم‌ هستم که مطمئن بشم
‫پیش خواهرهاش ساکن میشه.

3
00:00:05,776 --> 00:00:07,760
‫- ممنون.
‫- بت و آقای لیدردیل؟

4
00:00:08,040 --> 00:00:09,480
‫کاساندرا، اینجا بیماری هست.

5
00:00:09,480 --> 00:00:11,120
‫خانم آستن، شما نباید اینجا باشی.

6
00:00:11,120 --> 00:00:13,232
‫به نظر می‌اومد خیلی باهم صمیمی‌ان.

7
00:00:13,600 --> 00:00:15,360
‫نامه‌ای از جین پیدا کردی؟

8
00:00:16,600 --> 00:00:18,040
‫نه حتی یدونه.

9
00:00:19,760 --> 00:00:21,840
‫آستن‌های همپشایر
‫دارن اولین طرح

10
00:00:21,840 --> 00:00:24,800
‫بزرگ تعطیلاتشون رو شروع می‌کنن.

11
00:00:24,800 --> 00:00:26,000
‫آقای هنری هابدی.

12
00:00:26,000 --> 00:00:26,864
‫باعث افتخارمه، خانم.

13
00:00:27,320 --> 00:00:30,992
‫مطمئنم جرقه‌هایی بین شما رد و بدل شد.

14
00:00:31,240 --> 00:00:33,440
‫اون رو کاملاً تحت نفوذ خودت درآوردی.

15
00:00:44,280 --> 00:00:45,800
‫باید بفرستیم دنبال آقای لیدردیل.

16
00:00:45,800 --> 00:00:47,320
‫آقای لیدردیل خیلی سرش شلوغه.

17
00:00:47,320 --> 00:00:48,840
‫خودمون ازش پرستاری می‌کنیم.

18
00:00:49,840 --> 00:01:00,840
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

19
00:01:01,240 --> 00:01:03,000
‫نه... نه!

20
00:01:03,000 --> 00:01:05,480
‫همه‌چی روبه راهه. باید استراحت کنی.

21
00:01:05,480 --> 00:01:07,000
‫نامه‌ها...
‫تو باید...

22
00:01:07,000 --> 00:01:08,240
‫ایزابلا، باید... باید...

23
00:01:08,240 --> 00:01:10,160
‫هیچ نامه‌ای نیست، عزیزم.

24
00:01:10,160 --> 00:01:12,160
‫استراحت کن.

25
00:01:12,160 --> 00:01:13,440
‫نه.

26
00:01:13,440 --> 00:01:15,520
‫نه، نه. تو نه.

27
00:01:15,520 --> 00:01:17,800
‫کاساندرا، این دایناست
‫که داره پیشونیت رو خنک می‌کنه.

28
00:01:17,800 --> 00:01:19,120
‫نه، تو نه.

29
00:01:19,120 --> 00:01:21,640
‫- ایزابلا، باید نامه‌ها رو مخفی کنی.
‫- تب داره.

30
00:01:21,640 --> 00:01:23,480
‫نمی‌دونه داره چی میگه.

31
00:01:24,480 --> 00:01:25,600
‫نه.

32
00:01:25,600 --> 00:01:26,840
‫کجان؟ تو باید...

33
00:01:26,840 --> 00:01:29,560
‫- باید مخفی نگهشون داری.
‫- هیچ نامه‌ای نیست، عزیزم.

34
00:01:29,560 --> 00:01:31,000
‫استراحت کن.

35
00:01:32,000 --> 00:01:34,600
‫جین. به جین قول دادم.

36
00:01:34,600 --> 00:01:36,920
‫تو باید...
‫باید نامه‌هارو مخفی کنی.

37
00:01:36,920 --> 00:01:39,000
‫باید آروم باشی.

38
00:01:39,000 --> 00:01:41,320
‫مخفیشون کن.
‫مخفیشون کن.

39
00:01:41,320 --> 00:01:42,760
‫چیزی برای مخفی کردن نیست.

40
00:01:42,760 --> 00:01:45,240
‫خواهر عزیزم!
‫در امانی، عزیزم.

41
00:01:45,240 --> 00:01:47,000
‫نه!

42
00:01:48,480 --> 00:01:49,640
‫نه!

43
00:01:49,640 --> 00:01:50,720
‫نه!
‫کاساندرا...

44
00:01:50,720 --> 00:01:52,560
‫ببین، من...

45
00:01:52,560 --> 00:01:54,320
‫داره بدتر میشه، خانم ایزابلا.

46
00:01:54,320 --> 00:01:56,944
‫ما رو به خاطرش سرزنش می‌کنه.
‫خدا نکنه.

47
00:01:57,360 --> 00:01:59,320
‫می‌تونم الان برم و آقای لیدردیل رو بیارم.

48
00:01:59,320 --> 00:02:02,160
‫نه، تبش زود قطع میشه.

49
00:02:02,160 --> 00:02:05,000
‫علاوه براین، مطمئنم آقای لیدردیل و خواهرم

50
00:02:05,000 --> 00:02:07,320
‫خیلی مشغول‌تر از این حرفان که مزاحمشون بشیم.

51
00:02:07,320 --> 00:02:09,480
‫برو به اون خونه و ازشون یخ بگیر.

52
00:02:09,480 --> 00:02:11,120
‫این موقع سال، حتماً زیاد دارن.

53
00:02:11,120 --> 00:02:12,400
‫اوه!

54
00:02:18,520 --> 00:02:19,920
‫داینا؟

55
00:02:19,920 --> 00:02:21,280
‫مشکلی پیش اومده؟

56
00:02:21,280 --> 00:02:24,496
‫« خانم آستن »
‫« قسمت سوم »

57
00:02:24,560 --> 00:02:26,280
‫ببین، کاساندرا.

58
00:02:27,280 --> 00:02:29,000
‫داره آب میاره.
‫نه!

59
00:02:29,000 --> 00:02:30,440
‫- نه، نه!
‫- کاساندرا.

60
00:02:30,440 --> 00:02:31,720
‫باید...

61
00:02:31,720 --> 00:02:35,360
‫داریم کمکت می‌کنیم.

62
00:02:35,360 --> 00:02:37,800
‫چیزی نیست.
‫نه.

63
00:02:37,800 --> 00:02:40,680
‫سرده. سرده.

64
00:02:40,680 --> 00:02:42,000
‫سرده. کمکم کن!

65
00:02:42,000 --> 00:02:44,440
‫- داریم کمکت می‌کنیم.
‫- کمکم کن، ایزابلا.

66
00:02:44,440 --> 00:02:46,560
‫می‌دونم مریضه و متأسفم که اینو میگم،

67
00:02:46,560 --> 00:02:48,240
‫ولی خودش باعثش شده،

68
00:02:48,240 --> 00:02:51,000
‫رفته پیش خانم بت و
‫جنجال راه انداخته.

69
00:02:51,000 --> 00:02:53,160
‫کافیه، داینا.
‫دیگه نمی‌خوام چیزی بشنوم.

70
00:02:53,160 --> 00:02:54,680
‫مخلوط افیون رو بیار.

71
00:02:58,440 --> 00:03:00,520
‫نه!
‫ما اینجاییم.

72
00:03:00,520 --> 00:03:02,040
‫کاساندرا، ما اینجاییم.

73
00:03:06,880 --> 00:03:08,120
‫داینا.

74
00:03:14,440 --> 00:03:15,640
‫نه!

75
00:03:30,440 --> 00:03:32,280
‫این یکی رو ببین.
‫شاید این یکی...

76
00:03:32,280 --> 00:03:35,520
‫انگار برادرزاده‌تون صدف‌های قشنگ‌تری

77
00:03:35,520 --> 00:03:38,000
‫- واسه‌ی مجموعه‌ش پیدا کرده، خانم آستن.
‫- یا شاید این یکی؟

78
00:03:38,000 --> 00:03:40,600
‫ظاهراً که همین‌طوره، آقای هابدی.

79
00:03:40,600 --> 00:03:42,400
‫سردرگمم که چطور می‌خوایم

80
00:03:42,400 --> 00:03:44,800
‫این همه صدف رو ببریم خونه.

81
00:03:49,000 --> 00:03:53,000
‫ببخشید اگه دخالت می‌کنم،

82
00:03:53,000 --> 00:03:54,880
‫دختر دوست‌داشتنی‌ایه...

83
00:03:56,600 --> 00:04:00,000
‫...اما یه غمی توی وجودش حس می‌کنم،

84
00:04:00,000 --> 00:04:02,000
‫که برای همچین سنی عجیبه.

85
00:04:02,000 --> 00:04:04,200
‫زمانی که خیلی کوچیک بود
‫مادرش رو از دست داد.

86
00:04:05,680 --> 00:04:07,800
‫فکرمی‌کنم، هنوز زخمش تازه‌ست.

87
00:04:09,000 --> 00:04:13,600
‫بله، از دست دادن پدر یا مادر
‫اون هم توی این سن،

88
00:04:13,600 --> 00:04:16,160
‫به شدت دشواره.

89
00:04:16,160 --> 00:04:18,000
‫مادرتون از فقدان شما هم برامون گفت.

90
00:04:18,000 --> 00:04:20,320
‫واقعاً متأسفم.

91
00:04:20,320 --> 00:04:23,840
‫بله... پدرم مرد فوق‌العاده‌ای بود.

92
00:04:25,280 --> 00:04:28,240
‫مادرم بعد از اون خیلی براش سخت بود

93
00:04:28,240 --> 00:04:30,600
‫که توی خونه‌ی پدری بمونه،

94
00:04:30,600 --> 00:04:33,400
‫برای همین، زندگیمون همیشه درحرکت بوده.

95
00:04:34,720 --> 00:04:36,760
‫اما امیدوارم که به زودی
‫به اونجا برگردم.

96
00:04:38,080 --> 00:04:39,520
‫اون خونه کجاست؟

97
00:04:39,520 --> 00:04:40,840
‫داربی‌شر.

98
00:04:42,680 --> 00:04:44,280
‫فکر به داربی‌شر خوشحالتون می‌کنه؟

99
00:04:44,280 --> 00:04:45,600
‫نه، اصلاً.

100
00:04:45,600 --> 00:04:46,840
‫نه.

101
00:04:46,840 --> 00:04:50,160
‫به نظر خواهرم اونجا یه مکان نسبتاً بی‌نقصه...

102
00:04:50,160 --> 00:04:53,000
‫البته همپشایر هم همینطوره،
‫اما شروپشایر هرگز.

103
00:04:59,640 --> 00:05:01,720
‫از سوزان دارم لذت می‌برم.

104
00:05:01,720 --> 00:05:04,440
‫خواهر عزیز، باید بگم، آقای ثورپ

105
00:05:04,440 --> 00:05:06,080
‫خیلی آدم بی‌شرمیه.

106
00:05:06,080 --> 00:05:09,200
‫اگه اهل آکسفورده، خوشحالم که به اونجا نرفتم.

107
00:05:09,200 --> 00:05:11,240
‫ببینم جرأتش رو داره به کشتی من بیاد.

108
00:05:11,240 --> 00:05:12,880
‫فوراً می‌زنیمش به دکل کشتی.

109
00:05:12,880 --> 00:05:14,280
‫هیچ‌وقت سوار کشتیت نمی‌شد!

110
00:05:14,280 --> 00:05:17,440
‫آقای جان ثورپ نه دل این کار رو داره
‫نه عقلشو.

111
00:05:17,440 --> 00:05:19,560
‫شما ملوان‌ها بهترین‌ها هستین.

112
00:05:19,560 --> 00:05:22,000
‫با این حال، هیچ‌کدوم از زنان قهرمان داستانت

113
00:05:22,000 --> 00:05:23,720
‫یه برادر ملوان خوش‌تیپ نداشتن.

114
00:05:23,720 --> 00:05:26,400
‫اوه، فرانک! اگه قهرمان داستان انقدر خوش‌شانس بود

115
00:05:26,400 --> 00:05:28,680
‫که یه برادر ملوان خوش‌تیپ داشته باشه،

116
00:05:28,680 --> 00:05:31,400
‫دیگه هیچ‌کدوم از قهرمان‌هایی که می‌ساختم
‫براش جذاب نمیشد.

117
00:05:31,400 --> 00:05:34,000
‫هیچ مردی نمی‌تونست باهاش رقابت کنه.

118
00:05:34,000 --> 00:05:36,520
‫پس برای همینه که خوهرام
‫هنوز ازدواج نکردن.

119
00:05:36,520 --> 00:05:38,000
‫هیچ مردی نمی‌تونه باهام رقابت کنه.

120
00:05:38,000 --> 00:05:40,640
‫فکرمی‌کنم کَسی به زودی
‫قراره بهت خیانت کنه، برادر،

121
00:05:40,640 --> 00:05:42,200
‫با خواستگار جدیدش.

122
00:05:43,240 --> 00:05:45,600
‫خواستگار؟ لطفاً بگو کیه؟

123
00:05:45,600 --> 00:05:47,000
‫جین!

124
00:05:47,000 --> 00:05:48,880
‫ببخشید، ظاهراً حرف اشتباهی زدم.

125
00:05:48,880 --> 00:05:50,320
‫کَسی هیچ خواستگاری نداره،

126
00:05:50,320 --> 00:05:54,800
‫مخصوصاً خواستگاری که اسمش هنری یا هابدی باشه،

127
00:05:54,800 --> 00:05:56,640
‫یا هنری هابدی.

128
00:05:56,640 --> 00:05:58,000
‫بابا، لطفاً!

129
00:05:58,000 --> 00:05:59,520
‫یا هرخواستگاری با این اسم‌ها

130
00:05:59,520 --> 00:06:03,120
‫که اتفاقاً وارث یه ملک توی دربیشایره.

131
00:06:03,120 --> 00:06:05,000
‫یه ملک؟ توی دربیشایر؟

132
00:06:05,000 --> 00:06:09,360
‫- بابا، ازت خواهش می‌کنم.
‫- کافیه! دارین خواهرتون رو اذیت می‌کنین.

133
00:06:09,360 --> 00:06:13,240
‫علاوه‌براین، من هیچ مدرکی
‫از وجود چنین علاقه‌ای ندیدم.

134
00:06:13,240 --> 00:06:15,000
‫به خاطر اینه که یه راز خیلی عمیقه

135
00:06:15,000 --> 00:06:17,320
‫که فقط همه‌ی مردم سیدموث ازش باخبرن.

136
00:06:17,320 --> 00:06:19,400
‫کافیه!

137
00:06:19,400 --> 00:06:22,560
‫انگار عشق جین به داستان‌سرایی
‫از صفحه‌ی کتاب

138
00:06:22,560 --> 00:06:24,200
‫به زندگیمون منتقل شده.

139
00:06:24,200 --> 00:06:27,720
‫متأسفانه باید بگم که
‫دیگه روزانه دروغ‌های عجیبی میگه.

140
00:06:27,720 --> 00:06:30,920
‫دیگه نمی‌تونیم هیچ کلمه‌ای که
‫از دهنش بیرون میاد رو باور کنیم.

141
00:06:38,680 --> 00:06:40,760
‫کَس؟

142
00:06:40,760 --> 00:06:43,840
‫واقعاً از اینکه آقای هابدی
‫امروز همراهمون بود ناراحت شدی؟

143
00:06:43,840 --> 00:06:45,040
‫خیلی زیاد.

144
00:06:46,160 --> 00:06:48,680
‫همه‌ش کار فرانک بود.

145
00:06:48,680 --> 00:06:51,120
‫که تو هیچ نقشی توش نداشتی.

146
00:06:51,120 --> 00:06:52,520
‫کلاً هیچی.

147
00:06:52,520 --> 00:06:55,200
‫خیلی‌خب، قبول می‌کنم.

148
00:06:55,200 --> 00:06:59,000
‫اما نمی‌تونی انکار کنی که
‫آقای هابدی شدیداً شیفته‌ی توئه.

149
00:06:59,000 --> 00:07:03,480
‫البته که باید باشه. این نشون میده که
‫مردیه که سلیقه‌ی عالی‌ای داره.

150
00:07:03,480 --> 00:07:06,440
‫درواقع، به نظرمی‌رسه که
‫اون نمونه‌ای از کماله، که به نظر من

151
00:07:06,440 --> 00:07:08,280
‫خیلی اعصاب خردکنه.

152
00:07:08,280 --> 00:07:10,320
‫چون می‌دونی، به عنوان زنی که کلی عیب داره،

153
00:07:10,320 --> 00:07:13,440
‫از بی‌عیب بودن دیگران متنفرم.

154
00:07:13,440 --> 00:07:16,200
‫تو به چشم من بی‌نقصی.

155
00:07:16,200 --> 00:07:18,680
‫تو فقط بهتر از هرکس دیگه‌ای
‫با من کنار میای.

156
00:07:18,680 --> 00:07:21,360
‫این تویی که بی‌نقصی.

157
00:07:21,360 --> 00:07:23,280
‫برای همین لایق چیزی بهتر از

158
00:07:23,280 --> 00:07:25,400
‫این آینده‌ی نکبت‌بار ما هستی.

159
00:07:25,400 --> 00:07:29,400
‫جین، چرا همیشه از هیچی
‫چنین درامایی می‌سازی؟

160
00:07:29,400 --> 00:07:31,520
‫آینده‌مون نکبت‌بار نیست.

161
00:07:31,520 --> 00:07:32,800
‫هنوز والدینمون رو داریم.

162
00:07:32,800 --> 00:07:36,520
‫برادرهای خوبی داریم که
‫هیچ‌وقت فراموشمون نمی‌کنن.

163
00:07:36,520 --> 00:07:40,000
‫و مهم‌تر از همه، ما همدیگه رو داریم.

164
00:07:40,000 --> 00:07:42,680
‫مگه اینکه یه آدم خوب پیدا کنی، و خب،

165
00:07:42,680 --> 00:07:44,200
‫حتی اون موقع، من گرسنه نمی‌مونم.

166
00:07:46,000 --> 00:07:48,240
‫این آرزوی توئه؟

167
00:07:48,240 --> 00:07:50,320
‫اینکه گرسنه نمونی؟

168
00:07:50,320 --> 00:07:52,200
‫«در اینجا کاساندرا آستن دفن شده است.

169
00:07:52,200 --> 00:07:53,880
‫او گرسنه نمرد.»

170
00:07:55,760 --> 00:07:57,440
‫من هیچ گوی پیشگویی ندارم، کَس،

171
00:07:57,440 --> 00:07:59,360
‫اما یه چیزی رو به طور قطع می‌دونم...

172
00:07:59,360 --> 00:08:01,280
‫ما قراره فقیر باشیم

173
00:08:01,280 --> 00:08:04,200
‫و تبدیل به موجوداتی میشیم که
‫بهمون ترحم می‌شه

174
00:08:04,200 --> 00:08:07,640
‫یا بدتر، مسخره میشیم.

175
00:08:07,640 --> 00:08:09,600
‫این باید سرنوشت من نباشه.

176
00:08:09,600 --> 00:08:11,240
‫لازم نیست که مال تو هم این باشه.

177
00:08:12,440 --> 00:08:13,680
‫تورو بیشتر از هرچیزی دوست دارم،

178
00:08:13,680 --> 00:08:15,520
‫اما نیازی نیست مثل هم زندگی کنیم.

179
00:08:15,520 --> 00:08:19,240
‫ما دو زن متفاوت هستیم.

180
00:08:19,240 --> 00:08:22,640
‫خواهش می‌کنم، اگه هرفرصتی برای فرار پیدا کردی،

181
00:08:22,640 --> 00:08:24,240
‫ردش نکن.

182
00:08:31,360 --> 00:08:34,120
‫ایزابلا؟
‫همم؟

183
00:08:34,120 --> 00:08:37,840
‫می‌خوام توی تخت خودم... بمیرم.

184
00:08:37,840 --> 00:08:40,040
‫تو نمی‌میری، کاساندرا.

185
00:08:41,920 --> 00:08:43,640
‫نمی‌پذیرم.

186
00:08:45,160 --> 00:08:46,560
‫نامه‌ها.

187
00:08:58,360 --> 00:09:01,000
‫آقای لیدردیل، می‌تونم کمکتون کنم؟

188
00:09:01,000 --> 00:09:03,000
‫ببخشید مزاحم میشم، خانم فاول،

189
00:09:03,000 --> 00:09:04,360
‫اما الان خدمتکارتون رو دیدم،

190
00:09:04,360 --> 00:09:07,120
‫و اضطراب موجود دررفتارش
‫نگرانم کرد.

191
00:09:07,120 --> 00:09:08,840
‫نیازی به نگرانی نیست.

192
00:09:08,840 --> 00:09:12,640
‫اون فقط درحال انجام یک مأموریت بود،
‫و بهش گفتم که سریع باشه.

193
00:09:12,640 --> 00:09:14,480
‫چیزی بیشتر از این نیست.

194
00:09:14,480 --> 00:09:18,000
‫پس دقیقاً داشت طبق دستورات شما عمل می‌کرد.

195
00:09:18,000 --> 00:09:19,600
‫خوشحالم که می‌شنوم.

196
00:09:23,440 --> 00:09:25,040
‫- می‌فهمم...
‫- امیدوارم که...

197
00:09:26,600 --> 00:09:28,040
‫لطفاً، اول شما.

198
00:09:30,360 --> 00:09:33,360
‫فقط می‌خواستم بپرسم که
‫هنوز بیماری

199
00:09:33,360 --> 00:09:35,440
‫توی روستا وجود داره؟

200
00:09:35,440 --> 00:09:38,680
‫بله، ولی خوشبختانه در حال کاهشه.

201
00:09:38,680 --> 00:09:40,680
‫خوبه.

202
00:09:40,680 --> 00:09:43,000
‫چون مطمئنم خواهرم مشتاقه که

203
00:09:43,000 --> 00:09:45,000
‫برگرده پیش شاگرد‌اش.

204
00:09:45,000 --> 00:09:47,000
‫فکرمی‌کنم بت بهتون کمک می‌کرده،

205
00:09:47,000 --> 00:09:48,320
‫درسته؟

206
00:09:50,840 --> 00:09:52,560
‫البته که همینطوره.

207
00:09:52,560 --> 00:09:54,560
‫حضورش بسیار مفید بوده.

208
00:09:57,000 --> 00:09:59,280
‫اصلاً منو شگفت‌زده نمی‌کنه.

209
00:09:59,280 --> 00:10:01,480
‫اون زنیه که خیلی شایستگی داره.

210
00:10:03,760 --> 00:10:05,040
‫بله، درسته.

211
00:10:08,280 --> 00:10:10,280
‫- اگه اجازه بدین، من باید...
‫- البته.

212
00:10:10,280 --> 00:10:11,560
‫اما، ام...

213
00:10:12,680 --> 00:10:15,880
‫اول، می‌تونم بپرسم که
‫حال خانم آستن چطوره؟

214
00:10:15,880 --> 00:10:17,680
‫امید دارم که بعد از بازدیدش از روستا

215
00:10:17,680 --> 00:10:19,200
‫آسیبی ندیده باشه.

216
00:10:19,200 --> 00:10:21,240
‫نه، اصلاً.

217
00:10:21,240 --> 00:10:23,360
‫اما حتماً اون رو از لطف و نگرانی شما مطلع می‌کنم.

218
00:10:24,560 --> 00:10:27,320
‫- روز خوش.
‫- روز خوش.

219
00:10:41,360 --> 00:10:43,760
‫«کاپیتان ونت‌وورث بیشتر از همیشه

220
00:10:43,760 --> 00:10:45,440
‫از دیدن او تحت تأثیر قرار گرفته

221
00:10:45,440 --> 00:10:47,640
‫و گیج شده بود.

222
00:10:49,560 --> 00:10:52,000
‫برای اولین بار پس از دیدار دوباره‌شان،

223
00:10:52,000 --> 00:10:55,680
‫احساس کرد که میزان احساسات بین این دوشخص
‫در کمترین حد خود است.»

224
00:11:59,480 --> 00:12:01,920
‫- آقای هابدی.
‫- خانم آستن.

225
00:12:01,920 --> 00:12:03,760
‫روز زیباییه، اینطور نیست؟

226
00:12:03,760 --> 00:12:05,000
‫بله.

227
00:12:05,000 --> 00:12:06,640
‫واقعاً زیباست.

228
00:12:06,640 --> 00:12:08,200
‫ببخشید مزاحم شدم.

229
00:12:10,840 --> 00:12:12,000
‫نمیبخشی؟

230
00:12:12,000 --> 00:12:13,680
‫نه، شما مزاحم نیستین.

231
00:12:15,800 --> 00:12:18,600
‫پس شاید مایل باشید که
‫با من قدم بزنید؟

232
00:12:19,920 --> 00:12:21,080
‫امم.

233
00:12:21,080 --> 00:12:22,400
‫خوشحالم میشم.

234
00:12:44,920 --> 00:12:46,560
‫اوه!

235
00:12:46,560 --> 00:12:48,320
‫شاید بهتره یکم بشینیم؟

236
00:13:06,320 --> 00:13:08,800
‫- آقای هابدی...
‫- لطفاً، من...

237
00:13:08,800 --> 00:13:10,080
‫من باید حرف بزنم،

238
00:13:10,080 --> 00:13:12,040
‫قبل از اینکه از گفتن حتی یه کلمه هم ناتوان بشم.

239
00:13:14,320 --> 00:13:15,560
‫خانم آستن...

240
00:13:24,440 --> 00:13:25,760
‫کَسی.

241
00:13:26,880 --> 00:13:28,400
‫می‌تونم اینطوری صدات کنم؟

242
00:13:34,560 --> 00:13:38,480
‫درسته که مدت کمیه که همدیگه رو می‌شناسیم،

243
00:13:38,480 --> 00:13:40,480
‫اما به اندازه‌ی کافی زمان گذشته تا بدونم

244
00:13:40,480 --> 00:13:44,240
‫که تو زنی با شخصیتی کاملاً استثنایی هستی.

245
00:13:45,920 --> 00:13:48,160
‫نه، حتی فوق‌العاده.

246
00:13:54,960 --> 00:13:59,240
‫حقیقت اینه، کَسی آستن،

247
00:13:59,240 --> 00:14:02,720
‫از همون لحظه‌ای که اولین بار
‫دست‌هامون همدیگه رو لمس کرد، عاشقت شدم.

248
00:14:05,200 --> 00:14:09,120
‫درمورد زیباییت هیچ شکی نیست.

249
00:14:09,120 --> 00:14:13,160
‫اما این هوش، روحیه و

250
00:14:13,160 --> 00:14:15,280
‫وقار توئه که من رو اسیر خودش کرده.

251
00:14:20,760 --> 00:14:24,040
‫من واسه توام، اگر منو بپذیری.

252
00:14:52,360 --> 00:14:54,320
‫میدونم که چندان خوش سر و زبون نیستم.

253
00:14:56,840 --> 00:14:59,560
‫محض اطمینان از اینکه یه وقت برنگردم، چیزایی هست که...

254
00:15:00,600 --> 00:15:03,000
‫باید قبل از رفتنم بهت بگم.

255
00:15:03,000 --> 00:15:06,000
‫نه، برمی‌گردی.

256
00:15:06,000 --> 00:15:08,080
‫- بیا از این حرفا نزنیم.
‫- کَسی، باید بگم.

257
00:15:12,000 --> 00:15:14,280
‫اگه نمی‌تونی با من ازدواج کنی،

258
00:15:14,280 --> 00:15:16,120
‫باید آزاد باشی که
‫با یکی دیگه ازدواج کنی.

259
00:15:20,160 --> 00:15:21,560
‫بهت قول میدم، تام...

260
00:15:23,400 --> 00:15:25,240
‫...وفادارانه در برابر خدا...

261
00:15:27,240 --> 00:15:31,040
‫...که با هیچ مردی جز تو ازدواج نمی‌کنم.

262
00:16:00,400 --> 00:16:02,120
‫خب، درباره‌ش صحبت کرد؟

263
00:16:03,840 --> 00:16:05,840
‫خب؟

264
00:16:05,840 --> 00:16:07,120
‫جوابت چی بود؟

265
00:16:09,760 --> 00:16:10,880
‫ردش کردم.

266
00:16:12,000 --> 00:16:13,800
‫ردش کردی!؟

267
00:16:13,800 --> 00:16:15,200
‫مامان می‌شنوه.

268
00:16:15,200 --> 00:16:17,000
‫نباید با خبر بشه، جین.
‫تموم شد.

269
00:16:17,000 --> 00:16:18,600
‫کَسی، چرا؟ من...

270
00:16:18,600 --> 00:16:21,000
‫درکت نمی‌کنم.
‫از هنری هابدی چه ایرادی می‌تونی بگیری؟

271
00:16:21,000 --> 00:16:22,440
‫دیگه بهتر از این چی می‌خوای؟

272
00:16:22,440 --> 00:16:24,240
‫چنین ازدواجی، توی سن و سال تو،

273
00:16:24,240 --> 00:16:25,720
‫یه داستان فراتر از تخیله!

274
00:16:27,880 --> 00:16:29,480
‫لطفاً.

275
00:16:31,800 --> 00:16:34,880
‫عزیزترینم، کمکم کن درک کنم.

276
00:16:40,000 --> 00:16:41,920
‫من... نمی‌تونم باهاش ازدواج کنم.

277
00:16:43,800 --> 00:16:45,880
‫- نمی‌تونم با هیچ‌کس ازدواج کنم.
‫- چرا؟

278
00:16:45,880 --> 00:16:48,280
‫چون به تام قول دادم.

279
00:16:48,280 --> 00:16:50,000
‫تام جرأت کرده چنین چیزی ازت بخواد؟

280
00:16:50,000 --> 00:16:52,120
‫نه.

281
00:16:52,120 --> 00:16:55,160
‫نه، ازم خواست که خودم رو
‫مقید و متعهد ندونم.

282
00:16:55,160 --> 00:16:57,040
‫خب، پس نباید حس...

283
00:16:58,400 --> 00:17:00,840
‫نمی‌تونم بزنم زیر قولم، جین.

284
00:17:11,360 --> 00:17:13,040
‫خانم آستن؟

285
00:17:13,040 --> 00:17:14,880
‫خانم آستن!

286
00:17:14,880 --> 00:17:16,760
‫اوه، کاساندرا!

287
00:17:16,760 --> 00:17:18,320
‫اه، خدایا شکرت!

288
00:17:18,320 --> 00:17:20,360
‫آخه اینجا چیکار می‌کنی؟

289
00:17:20,360 --> 00:17:22,120
‫می‌شه این رو بپوشید، خانم؟

290
00:17:24,000 --> 00:17:25,200
‫داری می‌لرزی.

291
00:17:25,200 --> 00:17:26,440
‫نه.

292
00:17:26,440 --> 00:17:29,400
‫نه، کاملاً خوبم.

293
00:17:29,400 --> 00:17:30,600
‫نگام کن.

294
00:17:30,600 --> 00:17:32,120
‫به دنیای زنده‌ها برگشتم.

295
00:17:33,400 --> 00:17:36,000
‫جونم رو به تو مدیونم.

296
00:17:36,000 --> 00:17:37,400
‫مزخرفه.

297
00:17:37,400 --> 00:17:39,040
‫اون رو به خودت مدیونی.

298
00:17:41,400 --> 00:17:44,400
‫بیشتر از یه تب لازمه
‫تا کاساندرا آستن رو شکست بده.

299
00:17:46,720 --> 00:17:49,000
‫اوه، ایزابلا.

300
00:17:49,000 --> 00:17:51,520
‫تو برای مراقبت از بیمارها به دنیا اومدی.

301
00:17:54,440 --> 00:17:58,520
‫یه روزی امیدوار بودم
‫که بتونم این کار رو انجام بدم.

302
00:17:58,520 --> 00:18:00,280
‫اون زمان گذشته.

303
00:18:00,280 --> 00:18:01,440
‫بیا.

304
00:18:12,000 --> 00:18:14,000
‫و امروز حالش چطوره؟
‫هنوز توی اتاقشه.

305
00:18:14,000 --> 00:18:15,840
‫کاملاً مطمئنی که ملاقات باهاش امنه؟

306
00:18:15,840 --> 00:18:17,600
‫کاملاً مطمئنم، عمه مری.

307
00:18:17,600 --> 00:18:18,960
‫الان خیلی بهتر شده.

308
00:18:24,480 --> 00:18:25,632
‫اوه!

309
00:18:26,760 --> 00:18:30,736
‫عزیزم، نگرانت شده بودم.

310
00:18:31,080 --> 00:18:32,440
‫تو...

311
00:18:32,440 --> 00:18:37,440
‫هیچ تصوری نداری که
‫چه رنجی برام درست کردی.

312
00:18:43,280 --> 00:18:45,280
‫حتماً حال خیلی بدی داری.

313
00:18:45,280 --> 00:18:46,440
‫نه. من...

314
00:18:47,480 --> 00:18:49,560
‫...قطعاً درحال بهبودی هستم.

315
00:18:49,560 --> 00:18:52,720
‫نه، منظورم به خاطر این همه زحمتیه که درست کردی

316
00:18:52,720 --> 00:18:56,320
‫اونم در زمانی که خونه انقدر شلوغ و درهم‌ریخته بود.

317
00:18:56,320 --> 00:18:57,760
‫این یکی از اصول منه که

318
00:18:57,760 --> 00:19:00,000
‫هیچ‌کس نباید موقع بازدید مریض بشه.

319
00:19:00,000 --> 00:19:02,720
‫با افتخار میگم که هیچ‌وقت بدشانسی نیاوردم که

320
00:19:02,720 --> 00:19:05,000
‫این اصل رو زیرپا بذارم.

321
00:19:05,000 --> 00:19:06,480
‫البته، یه بار توی لندن بود که

322
00:19:06,480 --> 00:19:08,640
‫به خاطر درد صورت از پا افتادم.

323
00:19:11,000 --> 00:19:14,560
‫خب، دیگه باید ازت خداحافظی کنم.

324
00:19:14,560 --> 00:19:17,720
‫انگار خیلی از استراحت خسته شدی.

325
00:19:19,640 --> 00:19:22,000
‫و ظاهراً من و آقای بانبری آشتی کردیم،

326
00:19:22,000 --> 00:19:23,440
‫بنابراین انتظارم رو می‌کشه.

327
00:19:25,440 --> 00:19:27,560
‫اوه، و یه چیز دیگه.

328
00:19:27,560 --> 00:19:29,040
‫نامه‌های الایزا.

329
00:19:30,840 --> 00:19:34,840
‫درست متوجه شدم که تو
‫از مکان اونا با خبری؟

330
00:19:34,840 --> 00:19:36,120
‫من؟

331
00:19:36,120 --> 00:19:37,008
‫نه.

332
00:19:37,680 --> 00:19:39,000
‫چرا چنین چیزی به ذهنت رسید؟

333
00:19:40,560 --> 00:19:42,800
‫وقتی هذیون می‌گفتی، بهش اشاره کردی.

334
00:19:46,000 --> 00:19:48,840
‫به نظرمی‌رسید که
‫انگار چندتا از اون‌هارو دراختیار داری.

335
00:19:48,840 --> 00:19:51,000
‫نه، قطعاً نه.

336
00:19:51,000 --> 00:19:53,640
‫و اگه داشتم، بهت می‌گفتم.

337
00:19:53,640 --> 00:19:56,000
‫همون‌طور که گفتی، من...

338
00:19:56,000 --> 00:19:57,600
‫هذیون می‌گفتم.

339
00:19:58,640 --> 00:20:00,040
‫همم.

340
00:20:32,400 --> 00:20:34,000
‫«الایزای عزیزم،

341
00:20:34,000 --> 00:20:36,000
‫ازم خواسته بودی که
‫از بخش بعدی

342
00:20:36,000 --> 00:20:37,280
‫این داستان مطلعت کنم.

343
00:20:37,280 --> 00:20:41,000
‫پس با قلبی اندوهگین به خواسته‌ت عمل می‌کنم.

344
00:20:41,000 --> 00:20:43,640
‫یکبار دیگه، ما در ناامیدی غرق شدیم.

345
00:20:43,640 --> 00:20:46,520
‫خود آقای هابدی عامل این قضیه نبود...

346
00:20:46,520 --> 00:20:48,760
‫درواقع، برعکس.

347
00:20:48,760 --> 00:20:52,000
‫از بین کسانی که کَسی می‌تونه
‫آرزوشون رو داشته باشه

348
00:20:52,000 --> 00:20:53,480
‫خودش رو به عنوان مردی شایسته ثابت کرد.

349
00:20:54,760 --> 00:20:57,440
‫جاذبه‌شون متقابل بود.

350
00:20:57,440 --> 00:20:59,000
‫عاشق همدیگه بودن، الایزا.

351
00:20:59,000 --> 00:21:00,520
‫از این بابت مطمئنم.

352
00:21:00,520 --> 00:21:03,000
‫اما کَسی اون رو رد کرد.

353
00:21:03,000 --> 00:21:06,560
‫این دیوانگی محض
‫من رو به جنون می‌کشونه.

354
00:21:06,560 --> 00:21:09,360
‫به خاطر خود ازدواج نیست که طرفدارشم،

355
00:21:09,360 --> 00:21:11,400
‫بلکه به خاطر انتخاب خوب در ازدواجه،

356
00:21:11,400 --> 00:21:13,800
‫و این می‌تونست یه انتخاب فوق‌العاده باشه.

357
00:21:13,800 --> 00:21:17,000
‫کَسی پیشنهاد یک آینده‌ی راحت رو داشت...

358
00:21:17,000 --> 00:21:20,320
‫ثروت، ثبات، عشق و احترام...

359
00:21:20,320 --> 00:21:23,320
‫اما بی‌ثباتی رو انتخاب کرد.

360
00:21:23,320 --> 00:21:25,200
‫درک این موضوع برام سخته.

361
00:21:25,200 --> 00:21:26,600
‫فراتر از درک منه.»

362
00:21:31,280 --> 00:21:33,440
‫چطور چنین فکری کردی؟

363
00:21:33,440 --> 00:21:35,040
‫چطور ممکنه اینو بنویسی؟

364
00:21:36,560 --> 00:21:38,000
‫«نامزد سوگوار.

365
00:21:38,000 --> 00:21:39,400
‫دختر وظیفه‌شناس.

366
00:21:39,400 --> 00:21:40,800
‫عمه‌ی مهربان.

367
00:21:40,800 --> 00:21:43,360
‫این‌ها نقش‌هایی هستن که
‫کَسی دربر می‌گیره.

368
00:21:43,360 --> 00:21:47,000
‫مقصودی محترم برای دل یک مرد شایسته؟

369
00:21:47,000 --> 00:21:50,000
‫نه، ترجیح میده که این رو رد کنه.

370
00:21:50,000 --> 00:21:52,000
‫اگه خواهرم یک عیب داشته باشه،

371
00:21:52,000 --> 00:21:56,040
‫اون، اشتهای کنترل‌ناپذیر
‫به انکار لذت‌های زندگیه.»

372
00:21:58,120 --> 00:21:59,480
‫نمی‌دونستی؟

373
00:22:00,520 --> 00:22:05,040
‫نتونستی بفهمی که به خاطر تو هم بود که...
‫اون کار رو انجام دادم؟

374
00:22:08,800 --> 00:22:11,320
‫ازت خواهش می‌کنم، الایزا،

375
00:22:11,320 --> 00:22:16,280
‫به من کمک کن تا کَسی را
‫از این سوگند غیرقابل توصیف به تام آزاد کنم.

376
00:22:33,000 --> 00:22:35,440
‫کَسی، داری به نامه‌هام چیکار می‌کنی؟

377
00:22:35,440 --> 00:22:36,600
‫لطفاً!

378
00:22:36,600 --> 00:22:39,000
‫خودم همه‌چی رو اینطوری گذاشتم.

379
00:22:39,000 --> 00:22:41,000
‫ببخشید.
‫فقط می‌خواستم کمک کنم.

380
00:22:41,000 --> 00:22:42,600
‫معذرت می‌خوام.

381
00:22:42,600 --> 00:22:44,320
‫چند روز گذشته غیرقابل تحمل بوده.

382
00:22:44,320 --> 00:22:46,000
‫حتی کارم هم آرومم نمی‌کنه.

383
00:22:46,000 --> 00:22:48,840
‫این چشم‌انداز بازدید قریب‌الوقوع مری آستنه.

384
00:22:48,840 --> 00:22:50,120
‫اه، عزیزم، خواهش می‌کنم،

385
00:22:50,120 --> 00:22:52,080
‫بذار هردو باهم از کینتبری فرار کنیم.

386
00:22:52,080 --> 00:22:53,680
‫الایزا با خوشحالی ازمون استقبال میکنه.

387
00:22:53,680 --> 00:22:55,000
‫نه، جین.

388
00:22:55,000 --> 00:22:57,160
‫می‌ترسم که دیگه نتونم
‫بیشتر از این به فاول‌ها فشار بیارم.

389
00:22:57,160 --> 00:23:00,000
‫پس برای کاترین و آلتیا بیگ‌ویتر
‫در منی‌‌داون نامه می‌نویسم.

390
00:23:00,000 --> 00:23:03,000
‫- واقعاً لازمه؟
‫- آره، لازمه، وگرنه مسئول رفتار وحشتناک خودم

391
00:23:03,000 --> 00:23:06,280
‫نسبت به خواهر شوهر عزیزم نمیشم.

392
00:23:24,120 --> 00:23:27,760
‫اه، زندگی توی همپشایر چقدر لذت داره، کَسی.

393
00:23:27,760 --> 00:23:29,880
‫این واقعاً بهترین شهرستانه.

394
00:23:33,320 --> 00:23:35,560
‫ممنونم، عزیزترینم.

395
00:23:35,560 --> 00:23:36,760
‫برای چی؟

396
00:23:37,800 --> 00:23:40,880
‫برای اصرار به اینکه این سفر رو انجام بدیم.

397
00:23:40,880 --> 00:23:43,680
‫اگه به خودم بود،
‫هنوز توی خونه بودیم.

398
00:23:43,680 --> 00:23:45,520
‫تاحالا به این فکرکردی که ممکنه

399
00:23:45,520 --> 00:23:48,600
‫همیشه بهترین چیزی که
‫برات خوبه رو ندونی، کاساندرا آستن؟

400
00:23:59,680 --> 00:24:03,520
‫از این همه مزیتی که دارین آگاهی دارین، دوستان عزیزم؟

401
00:24:03,520 --> 00:24:06,800
‫داشتن تموم این چیزا در دسترستون،
‫واقعاً شگفت‌انگیزه.

402
00:24:06,800 --> 00:24:08,520
‫اه، بله، جین. می‌دونیم.

403
00:24:08,520 --> 00:24:10,240
‫هرروز شکرگزاری می‌کنیم

404
00:24:10,240 --> 00:24:12,720
‫چون می‌دونیم که همیشه اینطوری نمی‌مونه.

405
00:24:12,720 --> 00:24:14,760
‫نمی‌تونیم فراموش کنیم که
‫یه روزی برادرمون

406
00:24:14,760 --> 00:24:16,680
‫ممکنه یه همسر بیاره اینجا.

407
00:24:16,680 --> 00:24:19,560
‫احتمالاً اون زن نمی‌خواد که
‫خواهر شوهر‌هاش دورش پرسه بزنن،

408
00:24:19,560 --> 00:24:20,800
‫روز به روز بیشتر دعوا کنن.

409
00:24:20,800 --> 00:24:25,280
‫کاترین، تو و آلتیا، کم‌دعواترین زن‌هایی هستین که می‌شناسم.

410
00:24:25,280 --> 00:24:26,840
‫اصلاً اینجا کی می‌تونه عصبانی بشه؟

411
00:24:26,840 --> 00:24:28,640
‫حتی انگار منم این قابلیت رو از دست دادم.

412
00:24:30,440 --> 00:24:33,000
‫اگه من خانم هریس بیگ‌ویتر آینده بودم،

413
00:24:33,000 --> 00:24:36,000
‫تا حد امکان برای
‫خواهر‌ها اتاق فراهم می‌کردم،

414
00:24:36,000 --> 00:24:38,280
‫و بعد می‌رفتم توی خیابون‌ها
‫و درخواست بیشترش رو می‌کردم.

415
00:24:42,000 --> 00:24:45,000
‫به چیزای زندگی نگاه کنید.

416
00:24:45,000 --> 00:24:47,000
‫جایی برای رضایت واقعی.

417
00:24:47,000 --> 00:24:48,680
‫اه، این تموم چیزیه که می‌خوای؟

418
00:24:48,680 --> 00:24:52,280
‫فقط یه قطعه 150هکتاری
‫از زمین‌های سرسبز برای خودت؟

419
00:24:52,280 --> 00:24:55,440
‫من یه روح ساده‌م، با آرزوهای فروتنانه!

420
00:24:55,440 --> 00:24:58,680
‫اینجا برای من خیلی خوبه.

421
00:24:58,680 --> 00:25:00,000
‫اما برادرمون چی؟

422
00:25:00,000 --> 00:25:01,800
‫اون هم برات مناسب هست؟

423
00:25:07,640 --> 00:25:11,320
‫خب خانم‌ها، والدینتون
‫این روزا چطورن؟

424
00:25:11,320 --> 00:25:13,000
‫یه مدتی میشه که ندیدمشون.

425
00:25:13,000 --> 00:25:14,400
‫به تازگی از سفرمون

426
00:25:14,400 --> 00:25:16,480
‫از سیدموث برگشتیم...
‫درسته، کَس؟

427
00:25:16,480 --> 00:25:18,440
‫بله، درسته.

428
00:25:18,440 --> 00:25:21,040
‫شما از طرفداران دریا هستین، آريالای بیگ‌ویتر؟

429
00:25:23,520 --> 00:25:25,000
‫دریا؟

430
00:25:25,000 --> 00:25:26,400
‫خدای من، نه.

431
00:25:26,400 --> 00:25:28,520
‫این همون زیبایی‌ایه که ما
‫اینجا توی همپشایر داریم.

432
00:25:28,520 --> 00:25:29,840
‫حتی نمی‌تونیم ببینیمش.

433
00:25:29,840 --> 00:25:32,560
‫میگن که دریا برای سلامتی انسان
‫خیلی مفیده.

434
00:25:32,560 --> 00:25:35,320
‫ها! تا نگات کنه می‌تونه تورو بکشه، کاترین.

435
00:25:35,320 --> 00:25:37,480
‫خوشبختانه، والدین ما هنوز کاملاً خوبن.

436
00:25:37,480 --> 00:25:39,880
‫- ممنون.
‫- با وجود دریا.

437
00:25:39,880 --> 00:25:42,600
‫مادرمون همیشه از چندین بیماری شکایت می‌کنه،

438
00:25:42,600 --> 00:25:45,360
‫درحالی که از هیچ‌کدوم رنج نمی‌بره.

439
00:25:45,360 --> 00:25:48,240
‫- خوشبختانه، پدرمون...
‫- صبر یک قدیس رو داره.

440
00:25:50,000 --> 00:25:53,000
‫معمولاً فکرمی‌کردم که کشیش یک ده کوچیک بودن

441
00:25:53,000 --> 00:25:55,040
‫زندگی قابل حسادتیه،

442
00:25:55,040 --> 00:25:57,680
‫چون مسئولیت‌های سنگین

443
00:25:57,680 --> 00:25:59,280
‫داشتن یک زمین رو به گردن نداره.

444
00:25:59,280 --> 00:26:02,400
‫اما تصور کنین هیچ زمینی نداشته باشید
‫که به نام خودتون باشه، جناب.

445
00:26:02,400 --> 00:26:05,280
‫اگه توی باث یا لندن زندگی می‌کردید چی؟

446
00:26:05,280 --> 00:26:08,360
‫پر از دود و سروصدا و آدم‌ها؟

447
00:26:08,360 --> 00:26:12,000
‫شرط می‌بندم اون موقع
‫رویای چنین مسئولیت‌هایی رو خواهید داشت.

448
00:26:12,000 --> 00:26:14,680
‫- جین.
‫- خیلی موافق نیستم، خانم.

449
00:26:14,680 --> 00:26:18,480
‫بارها همسر مرحوم عزیزم
‫من رو به لندن برد،

450
00:26:18,480 --> 00:26:20,480
‫اما من فقط می‌خواستم توی خونه باشم.

451
00:26:21,760 --> 00:26:24,840
‫این دقیقاً همون احساسیه که
‫نسبت به استیونتون دارم.

452
00:26:24,840 --> 00:26:26,400
‫نمی‌خوام هیچ‌جای دیگه‌ای باشم.

453
00:26:30,080 --> 00:26:31,400
‫بله، خانم آستن.

454
00:26:36,160 --> 00:26:38,480
‫من علاقه‌ی زیادی به دریا دارم.

455
00:26:39,504 --> 00:26:45,504


456
00:26:47,240 --> 00:26:49,000
‫اینجا مثل بهشت نیست؟

457
00:26:49,000 --> 00:26:50,120
‫هست.

458
00:26:50,120 --> 00:26:52,000
‫و شاید یکم زیادی شراب خورده باشی.

459
00:26:52,000 --> 00:26:54,160
‫مگه میشه سرزنشم کرد وقتی انقدر شرابش خوبه؟

460
00:26:54,160 --> 00:26:58,040
‫علاوه‌ براین، شاید تا آخر شب
‫به شجاعت مستی نیاز پیدا کنم.

461
00:27:01,480 --> 00:27:03,000
‫چه ساز خوبی.

462
00:27:04,120 --> 00:27:06,080
‫برای من و کاترین بیهوده‌ست.

463
00:27:07,920 --> 00:27:09,480
‫برامون اجرا کن، جین.

464
00:27:09,480 --> 00:27:11,760
‫می‌ترسم دیگه اون پیانیستی که قبلاً بودم نباشم.

465
00:27:11,760 --> 00:27:13,360
‫ممکنه از خواسته‌ت پشیمون بشی.

466
00:27:13,360 --> 00:27:15,200
‫مزخرفه.
‫مقدمه رو اجرا کن.

467
00:27:40,000 --> 00:27:42,840
‫اه! خب، بهتون هشدار دادم!

468
00:27:42,840 --> 00:27:45,440
‫خانم جین.

469
00:27:45,440 --> 00:27:48,400
‫من رو ببخشید،
‫اما حامل یک پیام هستم.

470
00:27:48,400 --> 00:27:50,400
‫اگه محبت کنید، پسرم درخواست کرده که

471
00:27:50,400 --> 00:27:52,240
‫توی سالن غذاخوری بهش ملحق شید.

472
00:27:55,040 --> 00:27:56,600
‫باعث خوشحالیمه.

473
00:28:09,840 --> 00:28:12,200
‫پدر، خواهرا، خانم آستن.

474
00:28:15,200 --> 00:28:17,560
‫خانم آستن موافقت کردن که همسر من بشن.

475
00:28:21,520 --> 00:28:24,200
‫جین! خیلی برات خوشحالم، جین!

476
00:28:24,200 --> 00:28:26,680
‫قراره باهم خواهر بشیم!

477
00:28:26,680 --> 00:28:28,160
‫جین بیگ‌ویتر!

478
00:28:34,720 --> 00:28:36,080
‫چیکار کردی؟

479
00:28:36,080 --> 00:28:39,120
‫نباید برای این ازدواج عالی
‫بهم تبریک بگی؟

480
00:28:39,120 --> 00:28:41,480
‫وقتی بهم بگی که عاشق آقای بیگ‌ویتر هستی

481
00:28:41,480 --> 00:28:43,360
‫و بیشتر از هرکسی و هرچیزی

482
00:28:43,360 --> 00:28:45,600
‫تحسینش می‌کنی، برات آرزوی خوشبختی می‌کنم.

483
00:28:45,600 --> 00:28:47,760
‫نه من می‌تونم نه اون می‌تونه.

484
00:28:47,760 --> 00:28:49,400
‫اما وقتی شانس در خونه‌ت رو می‌زنه،

485
00:28:49,400 --> 00:28:51,200
‫احمقانه‌ست که ازش استفاده نکنی.

486
00:28:51,200 --> 00:28:53,480
‫اه، این برخلاف تموم چیزاییه
‫که بهش اعتقاد داری.

487
00:28:53,480 --> 00:28:55,400
‫این تموم چیزایی که درباره‌ی عشق گفتی

488
00:28:55,400 --> 00:28:57,000
‫یا نوشتی رو مسخره می‌کنه.

489
00:28:57,000 --> 00:28:58,360
‫عشق، جین، عشق!

490
00:28:58,360 --> 00:28:59,520
‫اینطور نیست!

491
00:28:59,520 --> 00:29:02,400
‫همیشه گفتم که عشق بدون پول ممکن نیست،

492
00:29:02,400 --> 00:29:06,000
‫پس باید امیدی باشه که با پول،
‫عشق هم می‌تونه رشد کنه.

493
00:29:06,000 --> 00:29:08,120
‫واقعاً باور داری که یه روز ممکنه
‫این مرد رو دوست داشته باشی؟

494
00:29:10,000 --> 00:29:12,560
‫نمی‌تونم پیش‌بینی کنم،
‫ولی قبول می‌کنم، احتمالش کمه.

495
00:29:12,560 --> 00:29:14,600
‫اما یکی باید یه کاری انجام بده

496
00:29:14,600 --> 00:29:17,080
‫تا آینده‌مون رو تأمین کنه.
‫اون از یه خونواده‌ی خوبه.

497
00:29:17,080 --> 00:29:18,800
‫آلتیا و کاترین می‌تونن اینجا بمونن

498
00:29:18,800 --> 00:29:20,400
‫و درکنار هم هستیم و خیالمون راحته.

499
00:29:20,400 --> 00:29:22,000
‫و تو، خواهر عزیزم،

500
00:29:22,000 --> 00:29:24,040
‫آزادی که با هابدی دوست‌داشتنیت ازدواج کنی.

501
00:29:26,120 --> 00:29:28,000
‫باید بهت بگم که هرکاری هم کنی،

502
00:29:28,000 --> 00:29:30,120
‫نمی‌تونی مجبورم کنی که با هابدی ازدواج کنم.

503
00:29:30,120 --> 00:29:32,040
‫من اون رو رد کردم. تموم شده.

504
00:29:43,000 --> 00:29:44,920
‫فکرمی‌کنی قراره اینجا خوشحال باشم؟

505
00:29:47,600 --> 00:29:49,280
‫خب، تو عاشق منی‌داونی.

506
00:29:52,840 --> 00:29:55,120
‫اما حالا قراره بانوی اینجا باشی.

507
00:29:56,440 --> 00:29:58,200
‫با تموم مسئولیت‌هایی که می‌طلبه.

508
00:30:00,160 --> 00:30:04,320
‫مطمئنم کاترین و آلتیا
‫توی تحمل کردن این بار بهت کمک می‌کنن،

509
00:30:04,320 --> 00:30:06,040
‫اما تو قراره زنش باشی، جین.

510
00:30:08,600 --> 00:30:11,680
‫و البته، بچه‌ هم میاد.

511
00:30:11,680 --> 00:30:13,560
‫اتاق‌ های زیادی هست که باید پر بشن.

512
00:30:17,640 --> 00:30:19,880
‫قراره تا آخر عمرم حامله باشم.

513
00:30:19,880 --> 00:30:21,680
‫تو بچه‌هارو دوست داری.
‫براش استعداد خاصی داری.

514
00:30:21,680 --> 00:30:23,040
‫با بچه‌های بقیه!

515
00:30:24,520 --> 00:30:28,720
‫اینطوری وقت فکرکردن یا نوشتن ندارم.

516
00:30:28,720 --> 00:30:32,000
‫دیگه نمی‌تونم چیزی بیشتر از یه نامه بنویسم.

517
00:30:32,000 --> 00:30:35,400
‫قراره یه شوهر داشته باشم، یه رئیس...

518
00:30:35,400 --> 00:30:37,360
‫یه رئیس مغرور.

519
00:30:37,360 --> 00:30:39,120
‫هریس بیگ ویتر اصلاً مغرور نیست.

520
00:30:39,120 --> 00:30:41,840
‫بیشتر بی‌عرضه‌ست!

521
00:30:41,840 --> 00:30:43,120
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

522
00:30:43,120 --> 00:30:44,760
‫عزیزم، انجامش دادی.
‫دیگه تموم شده.

523
00:30:44,760 --> 00:30:47,000
‫نه، یه اشتباه بود.
‫وحشتناک‌ترین اشتباه.

524
00:30:47,000 --> 00:30:49,240
‫نمی‌دونم با خودم چه فکری می‌کردم.

525
00:30:49,240 --> 00:30:50,680
‫صبح بهش میگم.

526
00:30:50,680 --> 00:30:52,040
‫جین!

527
00:30:54,520 --> 00:30:56,360
‫کاملاً مطمئنی که نمی‌تونی
‫باهاش کنار بیای؟

528
00:30:56,360 --> 00:30:58,000
‫ما فردا میریم.

529
00:30:58,000 --> 00:31:00,400
‫به نقل قول از یک فیلسوف آشنا،

530
00:31:00,400 --> 00:31:02,040
‫«من گرسنه نخواهم ماند.»

531
00:31:08,200 --> 00:31:10,040
‫احترام زیادی برات قائلم.

532
00:31:10,040 --> 00:31:11,800
‫نمی‌خوام همسرت باشم...

533
00:32:02,000 --> 00:32:03,240
‫اه!

534
00:32:05,000 --> 00:32:07,040
‫همیشه سروالتر اسکات.

535
00:32:08,720 --> 00:32:10,840
‫شانس بیارم که اینجا خراب نکنم.

536
00:32:44,600 --> 00:32:46,440
‫چرا دوباره اینجان؟

537
00:32:46,440 --> 00:32:47,760
‫نمی‌دونم.

538
00:32:47,760 --> 00:32:49,560
‫مری، چقدر خوشحالم که می‌بینمت.

539
00:32:49,560 --> 00:32:51,160
‫و آنا کجاست؟

540
00:32:51,160 --> 00:32:53,520
‫بدون شک، با یه معلم بی‌روح و تند مزاجه.

541
00:32:53,520 --> 00:32:55,720
‫اصلاً راضی کننده نیست.

542
00:32:57,320 --> 00:32:58,680
‫باید مستقیم برم اونجا

543
00:32:58,680 --> 00:33:00,880
‫و اصرار کنم که به آخرین افکارم گوش بدن،

544
00:33:00,880 --> 00:33:03,440
‫چون به محض اینکه شروع کنم
‫مری آستن هوا رو چک می‌کنه

545
00:33:03,440 --> 00:33:05,760
‫و اعلام می‌کنه که باید برن.

546
00:33:05,760 --> 00:33:09,000
‫باید اعتراف کنم که
‫یکم درکش می‌کنم.

547
00:33:09,000 --> 00:33:11,680
‫- کَسی!
‫تو متوجه نیستی که توی استفاده از کلمات چقدر باهوشی

548
00:33:11,680 --> 00:33:14,280
‫و چقدر راحت می‌تونی مردم رو بخندونی.

549
00:33:14,280 --> 00:33:16,800
‫- این یه موهبته، جین.
‫- سال‌هاست که به دیدنمون میاد.

550
00:33:16,800 --> 00:33:18,520
‫هیچ‌وقت متوجه ناراحتیش نشدم.

551
00:33:18,520 --> 00:33:22,720
‫شاید اون... حس می‌کنه که
‫باید درمقابل شوهرش بدرخشه.

552
00:33:22,720 --> 00:33:26,320
‫ازدواج... همیشه بهانه‌ای ناکامی‌های شخصی.

553
00:33:26,320 --> 00:33:29,520
‫این ریشه اصلی رفتارهای ضعیفه.

554
00:33:29,520 --> 00:33:32,000
‫البته توی این قضیه تو استثنا بودی.

555
00:33:32,000 --> 00:33:35,280
‫تئوری من اینه که هیجان خانم جیمز آستن بودن

556
00:33:35,280 --> 00:33:38,000
‫کاملاً مری آستن رو غره کرده.

557
00:33:38,000 --> 00:33:41,000
‫یکمی به خاطر این موضوع مغرور شده.

558
00:33:41,000 --> 00:33:44,000
‫دیدن خوشبختی یک زن متأهل
‫برای انسان ملالت آوره،

559
00:33:44,000 --> 00:33:47,440
‫ولی یه خانم مجرد خوشحالی و لذت رو پخش می‌کنه.

560
00:33:48,640 --> 00:33:51,680
‫می‌بینی؟ حتی بابا هم
‫یکم استراحت لازم داره.

561
00:33:54,400 --> 00:33:56,760
‫بیا. باید ازشون استقبال کنیم.

562
00:34:04,160 --> 00:34:07,760
‫خب، پدر، من... ما...

563
00:34:07,760 --> 00:34:10,320
‫مشتاق به پیشرفتیم.

564
00:34:10,320 --> 00:34:12,680
‫قطعاً همینطوره.

565
00:34:12,680 --> 00:34:14,400
‫حقیقت اینه که، پدر،

566
00:34:14,400 --> 00:34:16,480
‫حالا که دارم وارد سال 36 زندگیم میشم،

567
00:34:16,480 --> 00:34:21,000
‫مشتاقم مسئولیت‌های بیشتری رو به عهده بگیرم

568
00:34:21,000 --> 00:34:25,400
‫و به طور کامل نقش خودم رو
‫به عنوان مرد دین ایفا کنم.

569
00:34:25,400 --> 00:34:29,240
‫امیدوارم موافق باشین که
‫استعدادهای من برای اینکار

570
00:34:29,240 --> 00:34:30,520
‫از حد کافی هم بیشتر هستن.

571
00:34:30,520 --> 00:34:33,720
‫اه، پسر عزیزم، نیازی نیست ازت تعریف کنم.

572
00:34:33,720 --> 00:34:36,400
‫تو یک مسئول نمونه خواهی شد.

573
00:34:36,400 --> 00:34:37,640
‫نمونه.

574
00:34:39,480 --> 00:34:41,720
‫خونه، آستن...
‫خونه رو یادت نره.

575
00:34:41,720 --> 00:34:44,440
‫اه، بله، خونه.

576
00:34:44,440 --> 00:34:49,000
‫من... یعنی ما... با خونواده‌ی روبه رشدمون...

577
00:34:49,000 --> 00:34:51,240
‫الان یه بچه داریم.

578
00:34:51,240 --> 00:34:53,480
‫شما دوتا بچه دارین.

579
00:34:54,520 --> 00:34:56,480
‫آنا رو فراموش نکنیم.

580
00:34:56,480 --> 00:34:58,640
‫نه، نه، منظورم این بود که
‫حالا یه پسر داریم.

581
00:35:00,920 --> 00:35:02,280
‫به ذهنمون رسید...

582
00:35:04,000 --> 00:35:06,000
‫...بیشتر به ذهن من رسید که

583
00:35:06,000 --> 00:35:09,760
‫خونه ممکنه یکم برای شما دوتا

584
00:35:09,760 --> 00:35:11,520
‫زیادی باشه.

585
00:35:11,520 --> 00:35:16,440
‫یه مکان کوچیکتر و یکم کم‌هزینه‌تر

586
00:35:16,440 --> 00:35:18,600
‫ممکنه برای نیازهای کاهشی خانوار شما

587
00:35:18,600 --> 00:35:21,040
‫مناسب‌تر باشه... مخصوصاً حالا که

588
00:35:22,680 --> 00:35:24,720
‫فقط خواهرهام پیشتون هستن.

589
00:35:32,440 --> 00:35:37,000
‫این که تو به سرپرستی کلیسا برسی،
‫مدت‌هاست که نیت من بوده،

590
00:35:37,000 --> 00:35:41,040
‫اگرچه زمان
‫موضوع دیگه‌ایه.

591
00:35:43,240 --> 00:35:47,760
‫شاید به سبب زندگی طولانی و خوبم
‫یک مقداری موجب نابسامانی شده باشم.

592
00:35:47,760 --> 00:35:50,040
‫اه، جورج! عزیزم، لطفاً!

593
00:35:51,560 --> 00:35:54,280
‫ممنون که این رو مطرح کردی، جیمز.

594
00:35:55,640 --> 00:35:58,160
‫قصد ندارم مانع تو بشم.

595
00:35:59,560 --> 00:36:02,240
‫این نمی‌تونه خواست خدا باشه.

596
00:36:02,240 --> 00:36:05,160
‫اما باید در خلوت با مادرت صحبت کنم،

597
00:36:05,160 --> 00:36:08,560
‫تا سریعاً به نتیجه‌ای برسم

598
00:36:08,560 --> 00:36:11,720
‫که به نفع همه‌مون باشه.

599
00:36:13,400 --> 00:36:15,040
‫چای، خانم آستن؟

600
00:36:17,120 --> 00:36:19,320
‫بله، البته.

601
00:36:19,320 --> 00:36:20,560
‫خب، حالا...

602
00:37:05,240 --> 00:37:06,680
‫تموم شد.

603
00:37:20,000 --> 00:37:21,240
‫عالیه.

604
00:37:22,800 --> 00:37:24,880
‫باید فوراً
‫اون رو برای ناشر بفرستی.

605
00:37:30,080 --> 00:37:31,480
‫آماده‌ست، جین.

606
00:37:57,320 --> 00:37:59,840
‫حالا... منتظر می‌مونیم.

607
00:38:07,440 --> 00:38:09,040
‫دنبالم بیا.

608
00:38:13,000 --> 00:38:15,000
‫این بالا.
‫بله.

609
00:38:18,720 --> 00:38:20,200
‫همینه.

610
00:38:23,160 --> 00:38:25,440
‫اون رو کنار چرخ بذارید. ممنون.

611
00:38:40,520 --> 00:38:41,720
‫نه، اون رو با خودم می‌برم!

612
00:38:41,720 --> 00:38:43,320
‫نوشته‌هامه، جناب! بذاریدش!

613
00:38:43,320 --> 00:38:44,800
‫نمی‌تونید اون رو ببرید!

614
00:38:44,800 --> 00:38:46,040
‫ببخشید، خانم.

615
00:38:49,800 --> 00:38:51,720
‫ما اینو پشت سرمیذاریم، جین.

616
00:38:53,680 --> 00:38:55,160
‫قول میدم.

617
00:39:01,720 --> 00:39:03,320
‫فکرمی‌کنم یه جعبه‌ی دیگه هم هست.

618
00:39:03,320 --> 00:39:04,480
‫خیلی‌خب.

619
00:39:32,760 --> 00:39:35,800
‫آروم باش، عزیزم، آروم.

620
00:39:35,800 --> 00:39:39,000
‫به چشم یه فصل جدید بهش نگاه کن،

621
00:39:39,000 --> 00:39:40,800
‫انگار که جین اون رو نوشته.

622
00:39:42,400 --> 00:39:44,600
‫داستان‌هاش همیشه خوب تموم میشن، نه؟

623
00:39:46,000 --> 00:39:47,320
‫حرکت کن.

624
00:39:49,760 --> 00:39:51,040
‫خداحافظی کن، آنا.

625
00:39:52,520 --> 00:39:53,920
‫دست تکون بده.

626
00:40:23,200 --> 00:40:26,480
‫نمی‌فهمم چرا ایزابلا
‫اون دختر، داینا، رو نگه داشته.

627
00:40:26,480 --> 00:40:28,640
‫اون واقعاً بدترین مستخدمیه که

628
00:40:28,640 --> 00:40:31,680
‫تاحالا باهاش روبرو شدم.

629
00:40:31,680 --> 00:40:34,880
‫دوباره زنگ بزن، آنا... این بار با زور بیشتر لطفاً.

630
00:40:36,400 --> 00:40:38,880
‫طولانی‌تر، طولانی‌تر، طولانی‌تر.

631
00:40:44,080 --> 00:40:46,000
‫آه!

632
00:40:46,000 --> 00:40:48,880
‫عزیزم، حالا حتی خودت دیگه باید در رو باز کنی!

633
00:40:48,880 --> 00:40:50,480
‫اون دختر جهنمی کجاست؟

634
00:40:50,480 --> 00:40:53,000
‫آنا! چه سوپرایزی!

635
00:40:53,000 --> 00:40:54,520
‫امیدوارم سوپرایز خوشایندی باشه؟

636
00:40:54,520 --> 00:40:56,360
‫اه، بسیار خوشایند!

637
00:40:58,000 --> 00:41:00,160
‫خب باید همینجا وایسم، و منتظر بمونم
‫که بهم خوش‌آمد بگی

638
00:41:00,160 --> 00:41:01,480
‫کاساندرا؟

639
00:41:01,480 --> 00:41:05,360
‫من رو ببخش، مری.
‫خیلی وقت بود که آنا رو ندیده بودم.

640
00:41:05,360 --> 00:41:08,000
‫کاملاً غافلگیر شدم.

641
00:41:08,000 --> 00:41:10,000
‫بله، فکرمی‌کنم می‌تونم سپاسگزار باشیم

642
00:41:10,000 --> 00:41:12,480
‫که آخرین ماجرای عاشقانه‌اش به جایی نرسید

643
00:41:12,480 --> 00:41:16,040
‫و دوباره می‌تونیم از حضورش خوشحال باشیم.

644
00:41:19,000 --> 00:41:22,720
‫اه، ایزابلا هم همین اندازه از دیدنت خوشحال میشه.

645
00:41:22,720 --> 00:41:25,760
‫و منم همینطور.
‫امیدوارم به خوبی ازت مراقبت کرده باشه، عمه کَس؟

646
00:41:25,760 --> 00:41:28,560
‫کاملاً مراقب بوده.

647
00:41:28,560 --> 00:41:31,320
‫آنا، من از اتاق بالا شروع می‌کنم.

648
00:41:31,320 --> 00:41:33,720
‫می‌تونم اتاق نشیمن رو به تو بسپرم؟

649
00:41:33,720 --> 00:41:35,520
‫بله، مامان.

650
00:41:35,520 --> 00:41:37,000
‫بهم گفتن که...

651
00:41:37,000 --> 00:41:38,280
‫برای کار اینجاییم.

652
00:41:49,200 --> 00:41:50,800
‫نامه‌ها، نامه‌ها...

653
00:42:22,800 --> 00:42:24,800
‫اه، آنا.

654
00:42:24,800 --> 00:42:27,080
‫امروز پیشرفت فوق‌العاده‌ای داشتی.

655
00:42:27,080 --> 00:42:28,240
‫کشیش جدید و همسرش

656
00:42:28,240 --> 00:42:30,000
‫بسیار تحت‌تأثیر زحماتت قرار می‌گیرن.

657
00:42:30,000 --> 00:42:33,000
‫منظورت زحمات خودته.
‫ایزابلا میگه که تو یه معجزه‌ای.

658
00:42:33,000 --> 00:42:35,560
‫به جز وقتی که در آستانه‌ی مرگ بود.

659
00:42:35,560 --> 00:42:38,440
‫و امروز پای تو چطوره، عزیزم؟

660
00:42:38,440 --> 00:42:41,520
‫به نظرمی‌رسه خیلی اذیتت می‌کنه.

661
00:42:41,520 --> 00:42:42,640
‫ام، عجیبه.

662
00:42:42,640 --> 00:42:45,520
‫خب، همیشه در بخش پا خوش‌شانس بودم،

663
00:42:45,520 --> 00:42:47,000
‫برخلاف خانم بانبری.

664
00:42:47,000 --> 00:42:50,640
‫مخصوصاً امروز صبح که
‫با انتظار خوشایندی

665
00:42:50,640 --> 00:42:52,160
‫از یک روز پرزحمت بیدار شدم.

666
00:42:58,200 --> 00:43:01,360
‫باید یه خوانش دیگه رو تحمل کنیم، ایزابلا؟

667
00:43:03,680 --> 00:43:05,600
‫خودت چی رو ترجیح میدی، عمه مری؟

668
00:43:05,600 --> 00:43:07,240
‫خب، شاید بتونیم صحبت کنیم.

669
00:43:07,240 --> 00:43:10,000
‫خیلی پیش نمیاد که همه کنار هم باشیم.

670
00:43:10,000 --> 00:43:14,000
‫وقتی کاساندرا به چاوتون برگرده،
‫شاید دیگه هیچ‌وقت پیش نیاد.

671
00:43:14,000 --> 00:43:18,040
‫خیلی‌خب. درمورد چه موضوعی
‫می‌خوای صحبت کنیم؟

672
00:43:31,640 --> 00:43:34,000
‫قلاب‌دوزی کاساندرا واقعاً چشم‌گیره،

673
00:43:34,000 --> 00:43:35,240
‫اینطور نیست؟

674
00:43:35,240 --> 00:43:36,800
‫آره، تو خیلی باهوشی، عمه کَس.

675
00:43:36,800 --> 00:43:38,400
‫بله.
‫همه‌ی آستن‌ها باهوشن.

676
00:43:38,400 --> 00:43:41,440
‫همسرم هوش توانمندی داشت.

677
00:43:41,440 --> 00:43:44,000
‫پسرم، جیمز ادرواد،
‫این ویژگی رو ازش به ارث برده.

678
00:43:44,000 --> 00:43:46,200
‫بله، و جین رو فراموش نکنیم.

679
00:43:46,200 --> 00:43:51,000
‫هوش و هوشمندی دربرابر نبوغ چه ارزشی داره؟

680
00:43:51,000 --> 00:43:53,680
‫ما همیشه در سایه‌ی کسایی هستیم که
‫بیشتر از همه درخشیدن.

681
00:43:57,200 --> 00:44:02,200
‫پدرم همیشه می‌گفت که نبوغ
‫با سخت‌گیری و سخت‌پسندی همراهه.

682
00:44:02,200 --> 00:44:05,000
‫درباره‌ی جین شما هم اینطوری بود؟

683
00:44:05,000 --> 00:44:07,920
‫جین کمال‌گرا بود.

684
00:44:09,000 --> 00:44:14,400
‫خیلی از خودش و کارش توقع داشت.

685
00:44:14,400 --> 00:44:17,400
‫- اما دربرابر دیگران، اون...
‫- همیشه مهربون نبود.

686
00:44:24,160 --> 00:44:26,360
‫حداقل با من نه.

687
00:44:26,360 --> 00:44:28,440
‫خب، اما برای من بهترین عمه‌ی دنیا بود.

688
00:44:30,000 --> 00:44:32,640
‫برای دیدار با عمه جین لحظه‌شماری می‌کردم.

689
00:44:32,640 --> 00:44:34,200
‫داستان‌هام رو بهش نشون می‌دادم،

690
00:44:34,200 --> 00:44:36,400
‫و با جدیت همه‌شون رو می‌خوند،

691
00:44:36,400 --> 00:44:38,480
‫انگار که یه نویسنده‌ی واقعی بودم.

692
00:44:38,480 --> 00:44:40,480
‫کاملاً برخلاف یک آدم سخت‌گیر بود.

693
00:44:42,000 --> 00:44:43,720
‫درسته، عمه کَس؟

694
00:44:45,000 --> 00:44:46,760
‫البته که همینطور بود.

695
00:44:51,120 --> 00:44:53,320
‫اگه درست یادم باشه،
‫تا سال‌ها بعد از رفتنتون

696
00:44:53,320 --> 00:44:55,040
‫از استیونتون چندان سرزنده نبود.

697
00:45:03,360 --> 00:45:05,720
‫«به باث رسیدیم، الایزا.

698
00:45:07,200 --> 00:45:10,560
‫شور و شوق فراوان مری آستن
‫برای پا گذاشتن در اون خونه،

699
00:45:10,560 --> 00:45:12,200
‫ما رو از اونجا بیرون کرد،

700
00:45:12,200 --> 00:45:15,000
‫و تمام دارایی‌های دنیوی‌مون رو ازمون گرفت

701
00:45:15,000 --> 00:45:17,040
‫و منظره‌ای تماشایی رقم زد.»

702
00:45:42,240 --> 00:45:43,600
‫اوه...!

703
00:45:49,880 --> 00:45:54,240
‫خب، فکرمی‌کنم این اتاق‌ها
‫کاملاً برامون مناسبن.

704
00:45:55,280 --> 00:45:57,240
‫بله، همسرم.

705
00:45:57,240 --> 00:45:58,640
‫فکرمی‌کنم همین‌طوره.

706
00:46:04,200 --> 00:46:07,000
‫«مایه‌ی دلگرمیه که ترک خونه‌مون

707
00:46:07,000 --> 00:46:10,560
‫برای کَسی عزیزمون
‫ناراحتی خاصی به همراه نداشته

708
00:46:12,320 --> 00:46:14,760
‫مکان، دیگه برای کَسی اهمیتی نداره.

709
00:46:15,840 --> 00:46:17,400
‫نه اونطوری که برای من داره.»

710
00:46:18,520 --> 00:46:20,040
‫جین، عزیزم، خواهش می‌کنم.

711
00:46:22,440 --> 00:46:24,880
‫نمی‌تونی کل روز اینطوری دراز بکشی.

712
00:46:26,600 --> 00:46:28,360
‫باید سعی کنی تحملش کنی.

713
00:46:35,320 --> 00:46:38,280
‫«اراده‌ی کَسی برای این که از لذت‌های

714
00:46:38,280 --> 00:46:42,200
‫پایتخت بهره ببرم، ستودنیه،

715
00:46:42,200 --> 00:46:45,600
‫و سنگ معروف باث
‫درخشش خودش رو داره.

716
00:46:47,200 --> 00:46:49,560
‫اما می‌ترسم که نتونم
‫هم‌نشین خوبی باشم

717
00:46:51,120 --> 00:46:54,320
‫کَسی میگه که باید بهش زمان بدم

718
00:46:54,320 --> 00:46:56,320
‫و این کار رو می‌کنم،

719
00:46:56,320 --> 00:47:00,040
‫البته به خاطر اینکه چاره‌ای جز این ندارم.»

720
00:47:01,360 --> 00:47:03,160
‫باید یادت باشه، مری عزیزم،

721
00:47:03,160 --> 00:47:07,080
‫همه‌ی ما بعد از ترک استیونتون
‫خیلی رنج کشیدیم،

722
00:47:07,080 --> 00:47:08,360
‫نه فقط جین.

723
00:47:09,800 --> 00:47:13,000
‫به همین دلیله که...

724
00:47:14,400 --> 00:47:17,400
‫ایزابلا باید جایی رو پیدا کنه
‫که اون رو خونه خطاب کنه.

725
00:47:30,320 --> 00:47:31,520
‫خانم آستن.

726
00:47:31,520 --> 00:47:32,840
‫ممنون.

727
00:47:34,680 --> 00:47:36,040
‫جین!

728
00:47:39,360 --> 00:47:40,520
‫جین!

729
00:47:40,520 --> 00:47:42,080
‫«آقای کرازبی از لندن»

730
00:47:42,080 --> 00:47:44,440
‫که از بهترین مردای دنیاست، با اینکه
‫اصلاً اون رو ندیدیم...

731
00:47:44,440 --> 00:47:47,000
‫وعده می‌دهد که رمان شما «سوزان» را

732
00:47:47,000 --> 00:47:48,480
‫به مبلغ قابل توجه 10پوند

733
00:47:48,480 --> 00:47:51,160
‫بی‌درنگ منتشر کند.»
‫- ده پوند!؟

734
00:47:51,160 --> 00:47:52,480
‫قراره چاپ شم!

735
00:47:52,480 --> 00:47:54,800
‫قراره کتابت چاپ بشه!

736
00:47:54,800 --> 00:47:57,480
‫و ما پرافتخارترین آستن‌هایی هستیم
‫که تاحالا زیستن!

737
00:47:57,480 --> 00:47:59,680
‫باید بلافاصله نوشتن رمان جدید رو شروع کنم.

738
00:47:59,680 --> 00:48:02,040
‫مصمم هستم! حتماً انجامش میدم!

739
00:48:03,320 --> 00:48:05,040
‫قراره کتابم چاپ بشه!

740
00:48:06,400 --> 00:48:08,720
‫باید خداوند رو شکر کنیم!

741
00:48:08,720 --> 00:48:10,480
‫اه، خدای من!

742
00:48:10,480 --> 00:48:11,920
‫-اه!
‫- بابا؟

743
00:48:11,920 --> 00:48:14,000
‫بابا!

744
00:48:14,000 --> 00:48:17,520
‫- بابا؟
‫- اه، دختر عزیزم.

745
00:48:17,520 --> 00:48:19,400
‫خواهرت، اون...

746
00:48:21,360 --> 00:48:24,160
‫باید به خوبی ازش مراقبت کنی.

747
00:48:24,160 --> 00:48:26,200
‫- همم!
‫- جورج!

748
00:48:26,200 --> 00:48:27,800
‫باشه، بابا، حتماً.

749
00:48:27,800 --> 00:48:29,640
‫- همم!
‫- جورج!

750
00:49:27,840 --> 00:49:30,320
‫میشه چندتا عدد هم این پایین بنویسین، لطفاً؟

751
00:49:30,320 --> 00:49:31,480
‫بله، خانم.

752
00:49:33,280 --> 00:49:35,000
‫عالیه.

753
00:49:35,000 --> 00:49:36,600
‫بت، عزیزم.

754
00:49:36,600 --> 00:49:38,880
‫خانم آستن!

755
00:49:38,880 --> 00:49:41,000
‫خیلی خوشحالم که سرما‌خوردگیت خوب شده.

756
00:49:41,000 --> 00:49:43,160
‫بچه‌ها، ما یه مهمون داریم.

757
00:49:43,160 --> 00:49:44,800
‫باید یادمون باشه مودب باشیم.

758
00:49:44,800 --> 00:49:48,000
‫وقتی کسی لطف می‌کنه و
‫بهمون سر می‌زنه، چی میگیم؟

759
00:49:48,000 --> 00:49:50,360
‫روزتون بخیر!

760
00:49:50,360 --> 00:49:51,560
‫و همچنین روز شما.

761
00:49:52,840 --> 00:49:54,480
‫ادامه بدین.

762
00:49:54,480 --> 00:49:57,000
‫پس، وقتت رو اینجا می‌گذرونی؟

763
00:49:57,000 --> 00:49:58,280
‫آره.

764
00:49:58,280 --> 00:49:59,680
‫به ندرت دیگه خونه‌م.

765
00:49:59,680 --> 00:50:01,720
‫اینجا خیلی سرم شلوغه.

766
00:50:01,720 --> 00:50:04,240
‫بچه‌ها از پنج صبح میان.

767
00:50:04,240 --> 00:50:06,800
‫مادرهاشون توی کارخونه کار می‌کنن
‫و ساعت کاریشون خیلی طولانیه.

768
00:50:06,800 --> 00:50:09,440
‫زمانی که میرن، دیگه انرژی هیچکاری ندارم

769
00:50:09,440 --> 00:50:12,000
‫جز اینکه خودمو بکشونم توی اتاق و بخوابم.

770
00:50:12,000 --> 00:50:14,000
‫پس بیشتر وقتا همین‌جا می‌خوابی؟

771
00:50:14,000 --> 00:50:15,320
‫بله.

772
00:50:15,320 --> 00:50:16,680
‫اه، هیس.

773
00:50:18,520 --> 00:50:20,480
‫بت، همون‌طور که می‌دونی،

774
00:50:20,480 --> 00:50:22,560
‫تاریخ رفتن ایزابلا از خونه‌ی کشیش

775
00:50:22,560 --> 00:50:24,000
‫تقریباً نزدیکه.

776
00:50:24,000 --> 00:50:27,480
‫پس دوباره اومدم تا برای آینده‌ش

777
00:50:27,480 --> 00:50:29,320
‫ازت کمک بخوام.

778
00:50:29,320 --> 00:50:31,520
‫ایزابلا ازت خواسته که بیای؟

779
00:50:31,520 --> 00:50:33,720
‫نه، نه، اون نخواسته.

780
00:50:33,720 --> 00:50:37,000
‫اما نمی‌تونم بیکار بشینم و ببینم که

781
00:50:37,000 --> 00:50:39,880
‫از بی‌ثبات موقعیت کنونی‌ش رنج می‌بره.

782
00:50:39,880 --> 00:50:41,800
‫نمی‌خوام بی‌ادب به نظربیام، کاساندرا،

783
00:50:41,800 --> 00:50:44,400
‫اما چرا باید برات مهم باشه؟

784
00:50:46,120 --> 00:50:50,000
‫چون از زمانی که اینجا بودم،

785
00:50:50,000 --> 00:50:53,480
‫خیلی بهش علاقمند شدم.

786
00:50:53,480 --> 00:50:57,760
‫و نگران اثرات این تغییرات هستم

787
00:50:57,760 --> 00:51:01,320
‫چون مثل رنجیه که خواهرم، وقتی مجبور شدیم
‫خونه‌ی عزیزمون رو ترک کنیم، تحمل کرد.

788
00:51:04,240 --> 00:51:06,720
‫و به پدرت که درحال مرگ بود قول دادم که مطمئن بشم

789
00:51:06,720 --> 00:51:09,800
‫یا با تو یا با مری جین زندگی کنه.

790
00:51:09,800 --> 00:51:12,000
‫پدرم.

791
00:51:12,000 --> 00:51:13,440
‫حتی از توی گور.

792
00:51:15,000 --> 00:51:17,160
‫ایزابلای بیچاره، من...

793
00:51:17,160 --> 00:51:19,480
‫نگرانم که هیچ‌وقت نتونه
‫مثل من

794
00:51:19,480 --> 00:51:21,120
‫برای آینده‌ش تصمیم بگیره.

795
00:51:24,600 --> 00:51:28,000
‫بت، می‌دونم که آینده‌ت مشخصه،

796
00:51:28,000 --> 00:51:30,360
‫و بابتش خوشحالم.

797
00:51:31,560 --> 00:51:36,560
‫اما امیدوارم که اگه شما و آقای لیدردیل

798
00:51:36,560 --> 00:51:37,840
‫تصمیم به ازدواج بگیرید،

799
00:51:37,840 --> 00:51:40,600
‫شاید انقدر سخاوتمند باشه که
‫بذاره با شما زندگی کنه.

800
00:51:40,600 --> 00:51:42,280
‫ازدواج؟

801
00:51:42,280 --> 00:51:45,000
‫من و آقای لیدردیل؟

802
00:51:45,000 --> 00:51:46,160
‫آره.

803
00:51:47,600 --> 00:51:50,480
‫همچین خیال احمقانه‌ای از کجا به ذهنت رسید؟

804
00:51:50,480 --> 00:51:52,400
‫من... شما رو باهم دیدم.

805
00:51:52,400 --> 00:51:55,880
‫و برای خودت یه داستان ساختی؟

806
00:51:57,680 --> 00:52:01,520
‫اه، کاساندرا، خواهر اشتباهی رو انتخاب کردی.

807
00:52:08,640 --> 00:52:11,320
‫ما قبلاً احساساتی نسبت بهم داشتیم.

808
00:52:11,320 --> 00:52:13,000
‫من اون رو رد کردم.

809
00:52:13,000 --> 00:52:15,000
‫دیگه از من درخواست نمی‌کنه.

810
00:52:15,000 --> 00:52:17,000
‫فکرنمی‌کنم هوسرانی بوده باشه.

811
00:52:17,000 --> 00:52:18,760
‫باور دارم که عشق بوده.

812
00:52:18,760 --> 00:52:20,320
‫حرف احمقانه نزن.

813
00:52:22,920 --> 00:52:25,520
‫وقتی مادرم بهم اطلاع داد که
‫اینجا ساکن هستین،

814
00:52:25,520 --> 00:52:28,360
‫احساس کردم که نیاز دارم
‫دوباره شما رو ببینم.

815
00:52:28,360 --> 00:52:31,000
‫«بدن بی‌جان او

816
00:52:31,000 --> 00:52:33,000
‫بر روی پیاده‌رو افتاد.»

817
00:52:33,000 --> 00:52:35,000
‫اون رو کشتی؟

818
00:52:36,360 --> 00:52:37,800
‫حتماً غش کرده!

819
00:52:37,800 --> 00:52:39,800
‫برو.
‫برو بلافاصله آقای لیدردیل رو بیار!

820
00:52:39,800 --> 00:52:41,000
‫برو، ایزابلا!

821
00:52:41,000 --> 00:52:42,680
‫آقای لیدردیل!

822
00:52:43,680 --> 00:53:03,680
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

