﻿1
00:00:06,652 --> 00:00:10,400
‫[ترغیب اثر جین آستن]

2
00:00:11,424 --> 00:00:22,424
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:00:39,720 --> 00:00:43,000
‫نه خانم بتی، این صبحونه‌ی خانم هریت ـه.

4
00:00:43,000 --> 00:00:44,240
‫ادبت کجا رفته؟

5
00:00:46,480 --> 00:00:49,240
‫یه نامه براتون اومده، خانم آستن...

6
00:00:49,240 --> 00:00:52,080
‫- از کینتبری.
‫- کینتبری؟

7
00:00:52,080 --> 00:00:56,080
‫کاساندرای عزیزم،
‫این نامه را می‌نویسم تا شما را مطلع کنم

8
00:00:56,080 --> 00:00:59,880
‫پدرم، فولر، وقت زیادی ندارد.

9
00:00:59,880 --> 00:01:01,680
‫در مورد کشیش فاول ـه.

10
00:01:01,680 --> 00:01:03,320
‫در بستر مرگه.

11
00:01:03,320 --> 00:01:06,320
‫می‌دانم که این خبر ناراحت‌کننده
‫شما را عمیقاً نگران خواهد کرد

12
00:01:06,320 --> 00:01:08,120
‫ولی تحت بهترین مراقبت‌هاست

13
00:01:08,120 --> 00:01:10,160
‫و نیازی نیست که خود را با فکر آمدن

14
00:01:10,160 --> 00:01:12,120
‫به کینتبری به زحمت بیندازید.

15
00:01:15,880 --> 00:01:18,840
‫نانسی، چمدونم رو بیار.

16
00:01:21,240 --> 00:01:22,800
‫کجا می‌رید، خانم؟

17
00:01:22,800 --> 00:01:24,400
‫واضحه میرم کینتبری.

18
00:01:24,400 --> 00:01:27,640
‫مادر مرحومم، الایزا،
‫همیشه با عشق از خاطرات

19
00:01:27,640 --> 00:01:30,680
‫خوشی که شما و خواهرتان، جین اینجا داشتین
‫حرف می‌زد.

20
00:01:30,680 --> 00:01:32,640
‫اطمینان دارم که اکنون تمایل دارید یاری رسانید

21
00:01:32,640 --> 00:01:36,520
‫اما لطفاً از شما تمنا می‌کنم،
‫خود را با انجام سفر طولانی

22
00:01:36,520 --> 00:01:38,640
‫و دشوار به کینتبری به زحمت نیندازید.

23
00:01:38,640 --> 00:01:40,680
‫از وضع آسمون اصلاً خوشم نمیاد، خانم.

24
00:01:40,680 --> 00:01:43,200
‫- شاید بهتر باشه صبر کنید.
‫- اصلاً امکان نداره، نانسی.

25
00:01:43,200 --> 00:01:46,040
‫یه کار واجب تو کینتبری دارم.

26
00:01:46,040 --> 00:01:50,400
‫چندتا چیز شخصی اونجاست

27
00:01:50,400 --> 00:01:52,680
‫که باید بیارمشون.
‫مواظب بُزها باش.

28
00:01:52,680 --> 00:01:54,680
‫زیادی بهشون غذا نده.

29
00:01:54,680 --> 00:01:58,480
‫زمانی که آن لحظه‌ی اندوهناک فرا برسد،
‫دوباره برای شما خواهم نوشت.

30
00:02:03,515 --> 00:02:06,515
‫«خانم آستن»
‫«قسمت اول»

31
00:02:59,360 --> 00:03:00,960
‫بالاخره یکی باز می‌کنه.

32
00:03:00,960 --> 00:03:02,720
‫همینطور زنگ بزن!

33
00:03:06,040 --> 00:03:08,160
‫- خانم، سرما می‌خورید!
‫- حالم خوبه.

34
00:03:08,160 --> 00:03:10,480
‫- چه عجب!
‫- این سر و صدا چیه؟

35
00:03:10,480 --> 00:03:11,880
‫یه نفر اینجا داره می‌میره!

36
00:03:11,880 --> 00:03:14,120
‫ببخشید که دیر رسیدم.

37
00:03:14,120 --> 00:03:16,280
‫اومدم به خانم ایزابل فاول کمک کنم.

38
00:03:16,280 --> 00:03:17,760
‫کاساندرا؟

39
00:03:17,760 --> 00:03:19,520
‫مگه نامه‌م به دستت نرسید؟

40
00:03:19,520 --> 00:03:21,520
‫چرا، رسید. واسه همین اومدم.

41
00:03:21,520 --> 00:03:23,960
‫اصلاً انتظار نداشتیم بیای.

42
00:03:23,960 --> 00:03:25,760
‫عذر می‌خوام، ایزابل،

43
00:03:25,760 --> 00:03:27,560
‫ولی وقت تنگه.

44
00:03:27,560 --> 00:03:31,000
‫بنده خدا پدرت. این آخرین کاریه که
‫می‌تونم برای مادر عزیزت انجام بدم.

45
00:03:31,000 --> 00:03:33,400
‫- بیا تو. اون بیرون وحشتناکه.
‫- آره.

46
00:03:33,400 --> 00:03:35,960
‫- چمدون چی؟
‫- بذار همینجا توی راهرو.

47
00:03:35,960 --> 00:03:37,400
‫خودمون بر می‌داریم.

48
00:03:41,000 --> 00:03:42,200
‫چقدر اینجا می‌مونه، خانم؟

49
00:03:42,200 --> 00:03:44,320
‫نمی‌دونم، داینا.

50
00:03:50,000 --> 00:03:51,040
‫خدا به دادمون برسه، خانم.

51
00:03:51,040 --> 00:03:53,160
‫خودمون گرفتاری کم نداریم!

52
00:03:53,160 --> 00:03:54,240
‫بیا بریم، عزیزم.

53
00:03:54,240 --> 00:03:56,400
‫باید این لباسای خیس رو عوض کنی.

54
00:03:58,320 --> 00:04:01,320
‫ممنون، ممنون، عزیزم.

55
00:04:01,320 --> 00:04:03,160
‫می‌دونم که رفتارم نشون نمیده،

56
00:04:03,160 --> 00:04:06,920
‫ولی هنوز می‌تونم یه روبان رو باز کنم.

57
00:04:10,600 --> 00:04:12,960
‫ببخشید، ولی باید برگردم پیش پدرم.

58
00:04:12,960 --> 00:04:15,840
‫داینا اتاقت رو نشونت میده.

59
00:04:15,840 --> 00:04:18,720
‫اگه اشکالی نداره،
‫می‌خوام همین الان فولر رو ببینم.

60
00:04:20,160 --> 00:04:21,200
‫خیلی‌خب.

61
00:04:21,200 --> 00:04:23,880
‫ولی فقط برای یه لحظه.

62
00:04:23,880 --> 00:04:27,720
‫آقای لیدردیل، جراح‌مون،
‫نمی‌خواد پدرم زیاد اذیت بشه.

63
00:04:54,560 --> 00:04:57,920
‫آقای لیدردیل، مهمون داریم.

64
00:04:57,920 --> 00:05:00,720
‫خانم کاساندرا آستن، دوست نزدیک خانوادگی.

65
00:05:00,720 --> 00:05:01,880
‫زیاد مزاحم نمی‌شه.

66
00:05:03,120 --> 00:05:04,840
‫آقای لیدردیل.

67
00:05:04,840 --> 00:05:07,000
‫خانم آستن.

68
00:05:07,000 --> 00:05:09,080
‫حالش چطوره؟

69
00:05:09,080 --> 00:05:11,320
‫همون‌طور که بود، خانم فاول.

70
00:05:11,320 --> 00:05:13,480
‫خواب و بیداره.

71
00:05:13,480 --> 00:05:14,920
‫برای دردش یه چیزی بهش دادم.

72
00:05:14,920 --> 00:05:16,480
‫الان راحت‌تر می‌تونه استراحت کنه.

73
00:05:27,000 --> 00:05:28,440
‫فولر...

74
00:05:29,840 --> 00:05:31,400
‫منم، کاساندرا.

75
00:05:32,720 --> 00:05:34,360
‫کاساندرا آستن.

76
00:05:37,120 --> 00:05:38,400
‫کَسی...

77
00:05:42,320 --> 00:05:45,880
‫ببخشید که نمی‌تونم
‫درست و حسابی ازت استقبال کنم.

78
00:05:45,880 --> 00:05:47,240
‫مهم نیست.

79
00:05:48,400 --> 00:05:50,560
‫ایزابلا خوب ازت مراقبت کرده...

80
00:05:51,800 --> 00:05:54,080
‫و منم اومدم کمکش کنم.

81
00:05:55,240 --> 00:05:56,720
‫خوبه.

82
00:05:57,920 --> 00:06:00,800
‫- ایزابلا؟
‫- بابا؟

83
00:06:00,800 --> 00:06:03,320
‫به این دکتر بگو بره.

84
00:06:03,320 --> 00:06:06,440
‫دیگه نیازی بهش ندارم.

85
00:06:06,440 --> 00:06:09,400
‫پس من فعلاً از خدمت مرخص میشم.

86
00:06:09,400 --> 00:06:12,520
‫- استراحت کنید، کشیش فاول.
‫- استراحت؟

87
00:06:12,520 --> 00:06:16,200
‫جایی که دارم می‌رم،
‫وقت برای استراحت زیاده.

88
00:06:19,120 --> 00:06:21,360
‫من بدرقه‌تون می‌کنم، آقای لیدردیل.

89
00:06:21,360 --> 00:06:24,000
‫- لازم نیست، خانم فاول.
‫- اختیار دارید.

90
00:06:35,160 --> 00:06:36,440
‫کَسی.

91
00:06:37,800 --> 00:06:40,360
‫حالا که اینجایی،
‫یه کاری باید برام انجام بدی.

92
00:06:41,760 --> 00:06:43,760
‫قول میدی؟

93
00:06:43,760 --> 00:06:46,800
‫- چی؟
‫- ایزابلا...

94
00:06:49,440 --> 00:06:52,040
‫باید پیش خواهراش زندگی کنه.

95
00:06:52,040 --> 00:06:53,400
‫قول میدی؟

96
00:06:55,080 --> 00:06:56,320
‫نگران نباش.

97
00:06:57,640 --> 00:07:02,240
‫تو این دنیا هیچی
‫به اندازه‌ی داشتن خواهر آرامش‌بخش نیست.

98
00:07:03,520 --> 00:07:05,360
‫بریم، خانم.

99
00:07:05,360 --> 00:07:06,680
‫آقا باید استراحت کنه.

100
00:07:06,680 --> 00:07:08,120
‫اتاقتون رو نشون میدم.

101
00:07:10,520 --> 00:07:13,480
‫فردا دوباره سر می‌زنم، خانم فاول.

102
00:07:13,480 --> 00:07:18,240
‫ولی اگه حال پدرتون بدتر شد،
‫حتماً به من خبر بدید.

103
00:07:19,800 --> 00:07:22,240
‫حتماً. ممنونم.

104
00:07:29,520 --> 00:07:31,120
‫چقدر مونده...

105
00:07:32,400 --> 00:07:33,960
‫تا...؟

106
00:07:42,360 --> 00:07:45,720
‫مرگ، مثل تولد مسیر خودشو طی می‌کنه...

107
00:07:46,920 --> 00:07:49,120
‫ولی دیگه خیلی طول نمی‌کشه، ایزا...

108
00:07:51,240 --> 00:07:52,800
‫خانم فاول.

109
00:07:54,320 --> 00:07:57,520
‫تا فردا، آقای لیدردیل.

110
00:08:12,560 --> 00:08:15,120
‫اگه از قبل به خانم ایزابل خبر داده بودید، خانم،

111
00:08:15,120 --> 00:08:17,560
‫یه اتاق بهتر براتون آماده می‌کردیم.

112
00:08:17,560 --> 00:08:21,280
‫من اینقدر خسته‌م که
‫هر جا باشه خوابم می‌بره، داینا.

113
00:09:34,640 --> 00:09:36,240
‫کاری از دستم برمیاد، خانم؟

114
00:09:37,560 --> 00:09:40,200
‫وای، داینا!

115
00:09:40,200 --> 00:09:42,440
‫ببخشید. من...

116
00:09:42,440 --> 00:09:44,360
‫یه لحظه اصلاً نفهمیدم کجام.

117
00:09:44,360 --> 00:09:46,680
‫چیزی می‌خواستید، خانم؟

118
00:09:48,840 --> 00:09:52,760
‫می‌دونی؟ اصلاً یادم نمیاد
‫چرا از اتاقم بیرون اومدم.

119
00:09:52,760 --> 00:09:54,800
‫حتماً از خستگیه، خانم.

120
00:09:54,800 --> 00:09:56,360
‫بهتره برگردید به تختتون.

121
00:09:56,360 --> 00:09:59,560
‫اتاقتون اون طرفه، یادتونه؟

122
00:10:38,560 --> 00:10:42,880
‫ایزابلا، تسلیت میگم.

123
00:10:45,880 --> 00:10:49,360
‫حداقل آخرش آروم بود.

124
00:10:53,640 --> 00:10:57,320
‫اگه اجازه بدی
‫باید برم به یه سری کارها برسم.

125
00:10:57,320 --> 00:10:58,520
‫البته.

126
00:11:00,480 --> 00:11:02,320
‫اگه کاری از دستم برمیاد...

127
00:11:56,400 --> 00:11:59,040
‫تعجب می‌کنم که خواهرات بیشتر نموندن.

128
00:12:01,480 --> 00:12:03,560
‫این بهترین فرصت بود که

129
00:12:03,560 --> 00:12:06,960
‫سه‌تایی یه کم با هم صحبت کنید، نه؟

130
00:12:06,960 --> 00:12:08,240
‫ایزابلا؟

131
00:12:10,720 --> 00:12:13,400
‫به نظر میاد که خواهرم، بت،

132
00:12:13,400 --> 00:12:15,400
‫کارای مهم‌تری داره.

133
00:12:23,560 --> 00:12:24,920
‫راستش، خوشحالم

134
00:12:24,920 --> 00:12:27,600
‫که به ما زن‌ها اجازه ندادن کنار قبر بایستیم.

135
00:12:27,600 --> 00:12:30,760
‫که غم‌مون جلوی همه دیده بشه.

136
00:12:33,480 --> 00:12:37,560
‫خانم فاول، تسلیت قلبی منو بپذیرید.

137
00:12:37,560 --> 00:12:40,360
‫ممنونم، آقای داندس.

138
00:12:40,360 --> 00:12:44,000
‫اجازه بدید خاله‌م، مری آستن،
‫و دوست عزیزمون،

139
00:12:44,000 --> 00:12:45,960
‫خانم کاساندرا آستن رو معرفی کنم.

140
00:12:45,960 --> 00:12:48,960
‫آقای داندس کشیش جدید کینتبری هستن.

141
00:12:48,960 --> 00:12:51,600
‫برای این موقعیت خیلی افتخار می‌کنم.

142
00:12:53,240 --> 00:12:58,040
‫آستن؟ شما با خانم جین آستن،

143
00:12:58,040 --> 00:12:59,680
‫نویسنده‌ی بزرگ نسبتی دارید؟

144
00:12:59,680 --> 00:13:02,200
‫بله، باعث افتخاره که بگم دارم.

145
00:13:02,200 --> 00:13:05,040
‫اون خواهرم... بود.

146
00:13:05,040 --> 00:13:06,600
‫و خواهر شوهرم.

147
00:13:06,600 --> 00:13:12,120
‫من یکی از بزرگ‌ترین طرفداراشونم!

148
00:13:12,120 --> 00:13:16,400
‫نمی‌تونید تصور کنید چقدر ناراحت شدم
‫که اینقدر زود از بین ما رفتن.

149
00:13:16,400 --> 00:13:21,080
‫پس اجازه بدید بگم که از صمیم قلب متأسفم.

150
00:13:21,080 --> 00:13:22,720
‫نظر لطفتونه.

151
00:13:22,720 --> 00:13:25,280
‫همه‌ی کتاباشون رو خوندم.

152
00:13:25,280 --> 00:13:28,720
‫اون یکی که کشیش توش هست...

153
00:13:28,720 --> 00:13:31,800
‫- خب تو همه‌شون هست...
‫- «منسفیلد پارک»!

154
00:13:31,800 --> 00:13:33,320
‫آره، همونه.

155
00:13:33,320 --> 00:13:35,200
‫رمان محبوبمه.

156
00:13:35,200 --> 00:13:38,680
‫خانم آستن، چیزی که خیلیا
‫راجب خواهرتون نمی‌فهمن اینه که

157
00:13:38,680 --> 00:13:41,320
‫شناختشون از آدمای یه طبقه‌ی خاص

158
00:13:41,320 --> 00:13:46,320
‫انقدر عمیق بود
‫که تقریباً بی‌نظیر به نظر می‌رسید.

159
00:13:46,320 --> 00:13:48,400
‫حرفتون درسته.

160
00:13:48,400 --> 00:13:50,600
‫مایه‌ی تأسفه که نبوغ ایشون بیشتر

161
00:13:50,600 --> 00:13:52,960
‫مورد تقدیر عمومی قرار نگرفت.

162
00:13:52,960 --> 00:13:56,800
‫به نظر من،
‫شایسته‌ی یک زندگی‌نامه‌ی جامع و مفصله.

163
00:13:56,800 --> 00:14:00,880
‫شاید کسی که بتونه
‫«جین آستن واقعی» رو به تصویر بکشه.

164
00:14:00,880 --> 00:14:04,640
‫هر چیزی که باید از جین آستن دونست،

165
00:14:04,640 --> 00:14:06,880
‫در کتاب‌هاش هست.

166
00:14:06,880 --> 00:14:08,560
‫چیز دیگه‌ای وجود نداره.

167
00:14:08,560 --> 00:14:10,800
‫دست بردار، کاساندرا.

168
00:14:10,800 --> 00:14:12,880
‫می‌دونی که این درست نیست.

169
00:14:12,880 --> 00:14:15,560
‫زن برادرم کمی اغراق می‌کنه.

170
00:14:15,560 --> 00:14:17,840
‫چیز دیگه‌ای نیست که بدونیم.

171
00:14:17,840 --> 00:14:19,600
‫اگه شما اینطور می‌گی، عزیزم.

172
00:14:19,600 --> 00:14:22,560
‫ببخشید، ولی باید دفتر پدرم رو

173
00:14:22,560 --> 00:14:24,080
‫برای خوندن وصیت‌نامه‌ش آماده کنم.

174
00:14:24,080 --> 00:14:26,680
‫قبل از اینکه برید، خانم فاول...

175
00:14:30,000 --> 00:14:33,280
‫می‌خواستم به اطلاع برسونم
‫که من و همسرم دو هفته‌ی دیگه

176
00:14:33,280 --> 00:14:35,240
‫به صومعه نقل‌مکان می‌کنیم.

177
00:14:35,240 --> 00:14:36,480
‫دو هفته؟

178
00:14:36,480 --> 00:14:39,280
‫فکر می‌کنم دو هفته زمان کافی باشه
‫تا ترتیبات لازم

179
00:14:39,280 --> 00:14:42,200
‫- برای جابجایی‌ فراهم بشه؟
‫- نه، این...

180
00:14:42,200 --> 00:14:43,880
‫خیلی زوده.

181
00:14:43,880 --> 00:14:48,360
‫معمولاً خانواده‌ی کشیش قبلی
‫دو ماه فرصت دارن، آقای داندس.

182
00:14:48,360 --> 00:14:50,200
‫یه رسم قدیمیه.

183
00:14:50,200 --> 00:14:52,000
‫به قدمت خود کلیسا.

184
00:14:52,000 --> 00:14:54,840
‫اون رسم برای خانواده‌هاست، خانم آستن،

185
00:14:54,840 --> 00:14:58,680
‫ولی تو این مورد،
‫خانواده‌ای در کار نیست، فقط خود منم.

186
00:14:58,680 --> 00:15:02,400
‫و همسرم قراره ماه دیگه
‫چهارمین فرزندمون رو به دنیا بیاره.

187
00:15:02,400 --> 00:15:04,680
‫درسته که اول باید اون رو مستقر کنم.

188
00:15:04,680 --> 00:15:08,760
‫به‌علاوه، خیلی مشتاقم
‫که زودتر کارم رو برای کلیسا شروع کنم.

189
00:15:24,240 --> 00:15:27,360
‫فکر کنم ایزابلا برای اسباب‌کشی
‫به کمک نیاز داشته باشه.

190
00:15:31,400 --> 00:15:34,080
‫اگه تنها باشه، اصلاً نمی‌دونه چی کار کنه.

191
00:15:34,080 --> 00:15:36,480
‫خوشحال می‌شم هر چقدر لازم باشه بمونم.

192
00:15:37,680 --> 00:15:40,040
‫خب، یه بار از دوش من برداشته شد.

193
00:15:43,960 --> 00:15:47,160
‫من می‌تونم کارها رو نظارت کنم،

194
00:15:47,160 --> 00:15:50,640
‫ولی تعهدات خانوادگی دیگه‌ای دارم
‫که وقتم رو می‌گیره. اما تو...

195
00:15:51,880 --> 00:15:53,440
‫ندارم.

196
00:15:54,840 --> 00:15:56,720
‫این آقای داندس...

197
00:15:58,360 --> 00:16:01,480
‫اصلاً قابل تحمل نیست.

198
00:16:01,480 --> 00:16:03,680
‫ولی حرفاش باعث شد فکر کنم،

199
00:16:03,680 --> 00:16:07,480
‫شاید واقعاً یه زندگینامه باید نوشته بشه.

200
00:16:07,480 --> 00:16:09,400
‫راجب جین؟

201
00:16:09,400 --> 00:16:14,080
‫نه فقط جین، بلکه درباره‌ی شوهر مرحومم،

202
00:16:14,080 --> 00:16:18,120
‫جیمز آستن هم.
‫خودت می‌دونی که اونم نویسنده‌ی بااستعدادی بود.

203
00:16:18,120 --> 00:16:21,080
‫البته که نوشته‌های جین هم
‫جزئی از این کار خواهد بود.

204
00:16:22,720 --> 00:16:26,360
‫ولی کی قراره این شاهکار رو بنویسه، مری؟

205
00:16:26,360 --> 00:16:28,600
‫حالا که هر دو نویسنده‌ی خاندان آستن از دنیا رفتن؟

206
00:16:30,000 --> 00:16:33,360
‫به نظرم پسرم، جیمز ادوارد،
‫گزینه‌ی مناسبیه.

207
00:16:33,360 --> 00:16:36,600
‫به نظر میاد استعداد پدرش رو به ارث برده.

208
00:16:36,600 --> 00:16:39,320
‫باید به ایزابل بگم که هیچ‌کدوم از نامه‌های

209
00:16:39,320 --> 00:16:43,240
‫خصوصی خواهرم رو دور نریزه.

210
00:16:43,240 --> 00:16:44,720
‫خودم رسیدگی می‌کنم.

211
00:16:44,720 --> 00:16:47,640
‫حتماً تو اتاق الیزا نامه‌هایی هست که

212
00:16:47,640 --> 00:16:48,880
‫اطلاعات باارزشی توشونه.

213
00:16:48,880 --> 00:16:52,120
‫هر چی نباشه، جین و الایزا
‫همیشه با هم مکاتبه داشتن.

214
00:16:55,720 --> 00:16:57,800
‫همون ‌طور که تو و الایزا هم داشتین.

215
00:16:59,400 --> 00:17:02,480
‫الان می‌خوای این کار رو انجام بدی، عزیزم؟

216
00:17:02,480 --> 00:17:05,480
‫بالاخره، امروز روز سختی بوده.

217
00:17:05,480 --> 00:17:07,760
‫درسته. درسته.

218
00:17:07,760 --> 00:17:10,120
‫خیلی خسته‌کننده بود.

219
00:17:12,920 --> 00:17:17,720
‫فردا بعد از استراحت،
‫می‌رم سراغ نامه‌های الایزا.

220
00:17:32,200 --> 00:17:34,480
‫خانم ایزابلا حالش چطوره، داینا؟

221
00:17:34,480 --> 00:17:35,960
‫رفته قدم بزنه، خانم.

222
00:17:35,960 --> 00:17:37,800
‫می‌گه هوای تازه حالش رو بهتر می‌کنه.

223
00:17:37,800 --> 00:17:40,880
‫تو جلسه‌ی خوندن وصیت‌نامه‌ی پدرش نبود؟

224
00:17:40,880 --> 00:17:44,040
‫این جور کارا مال مرداست، خانم،
‫یا حداقل این‌طور می‌گن.

225
00:19:13,240 --> 00:19:15,400
‫نامه‌های جین کجان؟

226
00:19:18,400 --> 00:19:21,000
‫مالی، اون سگ رو از اتاق آقا ببر بیرون

227
00:19:21,000 --> 00:19:22,200
‫و بذارش بیرون.

228
00:20:08,760 --> 00:20:10,080
‫جین.

229
00:20:55,280 --> 00:20:57,200
‫الایزای عزیزم،

230
00:20:57,200 --> 00:20:59,880
‫به ‌زودی در کینتبری پیش شما خواهیم بود.

231
00:21:00,840 --> 00:21:03,400
‫تو و فولر باید خود را

232
00:21:03,400 --> 00:21:05,200
‫برای یه خونه‌ پر از آستن‌ها آماده کنید.

233
00:21:05,200 --> 00:21:07,120
‫کَسی! الایزا!

234
00:21:07,120 --> 00:21:10,400
‫مادر و پدر همراه ما سفر خواهند کرد.

235
00:21:10,400 --> 00:21:12,760
‫همان ‌طور که می‌دونی،
‫عبور از مرز همپشایر به برکشایر

236
00:21:12,760 --> 00:21:15,760
‫ممکنه خیلی خطرناک باشد.

237
00:21:19,800 --> 00:21:23,920
‫کَسی همیشه باعث آرامش ماست،

238
00:21:23,920 --> 00:21:25,400
‫ولی می‌دانم بی‌صبرانه مشتاق

239
00:21:25,400 --> 00:21:27,800
‫دیدن برادر فولر، تام ـه.

240
00:21:32,200 --> 00:21:34,480
‫کسی، چقدر خوشگل شدی.

241
00:21:34,480 --> 00:21:35,960
‫داره میاد.

242
00:21:35,960 --> 00:21:37,280
‫ساکت، جین.

243
00:21:43,120 --> 00:21:44,800
‫کسی عزیزم.

244
00:21:46,040 --> 00:21:48,760
‫ممکنه... یه خواهشی بکنم

245
00:21:48,760 --> 00:21:50,600
‫و باهات خصوصی صحبت کنم؟

246
00:21:50,600 --> 00:21:53,040
‫خصوصی، تام فاول؟

247
00:21:53,040 --> 00:21:54,960
‫چه گفتگویی می‌تونه آنقدر مهم باشه

248
00:21:54,960 --> 00:21:57,040
‫که باید دور از بقیه گفته بشه؟

249
00:21:58,560 --> 00:22:01,560
‫- خب...
‫- به جین توجه نکن، تام.

250
00:22:01,560 --> 00:22:03,960
‫تو هر برخوردی یه ماجرای
‫احساسی و پرهیجان می‌بینه.

251
00:22:25,200 --> 00:22:27,160
‫کَسی عزیزم...

252
00:22:30,600 --> 00:22:32,800
‫می‌دونی چی می‌خوام بگم.

253
00:22:32,800 --> 00:22:35,320
‫- جدّی؟
‫- باید بدونی.

254
00:22:37,240 --> 00:22:41,800
‫خب، حتی اگه بدونم،
‫خیلی دلم می‌خواد از زبون خودت بشنوم.

255
00:22:43,480 --> 00:22:47,200
‫تمام سعیمو می‌کنم که درست بگم...

256
00:22:50,320 --> 00:22:52,040
‫کاساندرا آستن...

257
00:22:53,320 --> 00:22:56,760
‫من از زمانی...

258
00:22:58,760 --> 00:23:00,400
‫که...

259
00:23:00,400 --> 00:23:03,440
‫راستش دقیقاً یادم نمیاد، ولی...

260
00:23:05,760 --> 00:23:08,840
‫ولی تو

261
00:23:08,840 --> 00:23:10,960
‫تنها زنی هستی که...

262
00:23:12,120 --> 00:23:14,840
‫که می‌تونم باهاش...

263
00:23:16,240 --> 00:23:19,800
‫زندگیم رو تصور کنم.

264
00:23:21,600 --> 00:23:23,640
‫- پس...
‫- بله.

265
00:23:23,640 --> 00:23:26,040
‫بله، بله، بله!

266
00:23:31,040 --> 00:23:33,320
‫بالاخره! گفتم خواستگاری می‌کنه!

267
00:23:33,320 --> 00:23:36,000
‫آره! من همیشه تو این چیزا درست حدس می‌زنم.

268
00:23:36,000 --> 00:23:37,240
‫درسته.

269
00:23:37,240 --> 00:23:38,960
‫معلومه که گفتی بله، درسته؟

270
00:23:40,320 --> 00:23:41,480
‫آره، گفتم بله.

271
00:23:43,760 --> 00:23:48,160
‫با اینکه از شادی شما خوشحالم،
‫ولی نمی‌تونم نفس بکشم!

272
00:23:49,360 --> 00:23:53,440
‫کَسی، داری منو با مامان و بابا تنها می‌ذاری.

273
00:23:53,440 --> 00:23:55,360
‫تو، خواهر خودم.

274
00:23:55,360 --> 00:23:58,920
‫- من چی کار کنم حالا؟
‫- زیاد که دور نمی‌رم.

275
00:23:58,920 --> 00:24:01,800
‫من برکشایر می‌مونم،
‫تو هم یه استان اون‌طرف‌تری.

276
00:24:01,800 --> 00:24:03,840
‫همون‌قدر که همیشه منو می‌دیدی، بازم می‌بینی.

277
00:24:03,840 --> 00:24:06,720
‫- الان اینو می‌گی، ولی صبر کن وقتی شوهر و بچه بیاد.
‫- نه، جین.

278
00:24:06,720 --> 00:24:09,280
‫داره اذیتت می‌کنه، عزیزم.

279
00:24:12,080 --> 00:24:13,960
‫ما همیشه خواهر می‌مونیم.

280
00:24:13,960 --> 00:24:16,200
‫- ما سه تا.
‫- چهار تا!

281
00:24:16,200 --> 00:24:18,640
‫الایزا، چطور خواهرت مری رو یادت رفت؟

282
00:24:18,640 --> 00:24:21,160
‫آره، الایزا،
‫چطور تونستی مری رو فراموش کنی؟

283
00:24:22,680 --> 00:24:27,320
‫بیاید خواهران عزیز،
‫بریم نشون بدیم که بازی کنستا

284
00:24:27,320 --> 00:24:29,480
‫چطور باید بازی بشه و چطور بُرد!

285
00:24:34,640 --> 00:24:35,920
‫جین...

286
00:24:36,880 --> 00:24:38,720
‫بدون تو نمی‌تونیم بازی کنیم.

287
00:24:46,400 --> 00:24:48,800
‫خانم ایزابلا برگشته، داینا؟

288
00:24:48,800 --> 00:24:51,280
‫نه هنوز، خانم،
‫ولی فکر نکنم دیگه طول بکشه.

289
00:24:52,880 --> 00:24:54,600
‫پس شما هم به زودی می‌رید، نه؟

290
00:24:55,640 --> 00:24:57,560
‫دیگه کاری اینجا ندارید، خانم.

291
00:24:57,560 --> 00:24:59,320
‫نه، داینا.

292
00:24:59,320 --> 00:25:02,520
‫اگه قراره دوشیزه ایزابلا در دو هفته‌ی آینده
‫خونه‌ی کشیش رو تخلیه کنه،

293
00:25:02,520 --> 00:25:05,040
‫من بیشتر از همیشه اینجا به درد می‌خورم.

294
00:25:05,040 --> 00:25:08,440
‫تصمیم دارم مطمئن بشم که
‫اون پیش خواهراش مستقر بشه.

295
00:25:34,160 --> 00:25:36,240
‫معتقدم که منافع مالکان زمین

296
00:25:36,240 --> 00:25:38,480
‫- باید همیشه حفظ بشه.
‫- مطمئنم که درست می‌گید...

297
00:25:38,480 --> 00:25:41,400
‫ممنون، الایزای عزیز، منتظر این بودم.

298
00:25:41,400 --> 00:25:44,800
‫حکومت پادشاه باید حفظ بشه،
‫حتی اگه به قیمت...

299
00:25:44,800 --> 00:25:47,880
‫تام امروز یه کم ساکته،
‫با توجه به خبری که شنیده.

300
00:25:47,880 --> 00:25:51,640
‫شاید چون با برادرشه
‫و اصلاً فرصت حرف زدن پیدا نمی‌کنه.

301
00:25:51,640 --> 00:25:54,240
‫فرانک آستن جوان
‫ه‌خوبی با تکان‌های دریا کنار می‌آیی.

302
00:25:54,240 --> 00:25:56,920
‫مطمئنم که باعث افتخار خانواده‌ات خواهی شد.

303
00:25:56,920 --> 00:25:59,120
‫ولی فکر کنم به زودی

304
00:25:59,120 --> 00:26:01,480
‫تو هم یه رقیب دریانورد پیدا کنی.

305
00:26:01,480 --> 00:26:04,760
‫- درسته، تام؟
‫- لطفاً، فولر، ترجیح می‌دم درباره‌ش حرفی نزنیم.

306
00:26:05,840 --> 00:26:09,800
‫دوستان و خانواده‌ی عزیز،

307
00:26:09,800 --> 00:26:13,520
‫یه خبر خوش برای همه دارم.

308
00:26:13,520 --> 00:26:16,680
‫برادرم تام، برای خودش
‫مناسب‌ترین همسر رو برگزیده.

309
00:26:16,680 --> 00:26:19,040
‫کَسی عزیزمون.

310
00:26:19,040 --> 00:26:20,600
‫قراره ازدواج کنن،

311
00:26:20,600 --> 00:26:23,800
‫و ما فاول‌ها از این اتفاق بسیار خوشحالیم.

312
00:26:25,240 --> 00:26:29,280
‫کَسی، علاوه بر اینکه زن بااستعداد و شایسته‌اییه،

313
00:26:29,280 --> 00:26:31,120
‫دوست عزیز ما هم هست.

314
00:26:31,120 --> 00:26:33,680
‫به سلامتی تام و کسی!

315
00:26:33,680 --> 00:26:36,240
‫امیدوارم پیوندشون پر از خوشبختی باشه.

316
00:26:36,240 --> 00:26:37,880
‫به سلامتی تام و کسی!

317
00:26:39,240 --> 00:26:42,440
‫ولی جشن ما به همین‌جا ختم نمی‌شه.

318
00:26:42,440 --> 00:26:45,720
‫تام همچنین یه حامی برای خودش پیدا کرده.

319
00:26:45,720 --> 00:26:48,800
‫عالیجناب لرد کریون.

320
00:26:48,800 --> 00:26:52,720
‫و ایشون از کشیش جوان ما خواستن
‫در یک سفر ماجراجویانه

321
00:26:52,720 --> 00:26:54,720
‫باهاشون همراه بشه.

322
00:26:54,720 --> 00:26:57,480
‫مأموریت به جزایر وینوارد...

323
00:26:57,480 --> 00:27:00,080
‫در هند غربی.

324
00:27:01,480 --> 00:27:06,720
‫پس، لیواناتون رو برای
‫تام و همه‌ی ماجراجویی‌های دریایی‌اش بالا ببرید.

325
00:27:08,440 --> 00:27:10,880
‫- به سلامتی تام!
‫- به سلامتی تام!

326
00:27:21,280 --> 00:27:23,160
‫داری می‌لرزی.

327
00:27:26,800 --> 00:27:28,200
‫بیا.

328
00:27:35,800 --> 00:27:39,640
‫کسی عزیزم، می‌دونم این برای هر دومون سخته.

329
00:27:41,200 --> 00:27:43,840
‫من... این کار رو
‫برای خودمون انجام می‌دم.

330
00:27:45,000 --> 00:27:46,960
‫برای آینده‌مون.

331
00:27:52,520 --> 00:27:56,520
‫لرد کریون قول داده
‫که بعد از برگشت یه کلیسا به من بده.

332
00:27:58,120 --> 00:27:59,880
‫کلیسای خودم، کَسی.

333
00:27:59,880 --> 00:28:02,200
‫محل اقامت کشیشی خودمون.

334
00:28:03,440 --> 00:28:06,200
‫این همیشه رویامون بوده،
‫پس یه سال چه اهمیتی داره؟

335
00:28:06,200 --> 00:28:09,920
‫- یک سال؟
‫- حداقل تا یه سال دیگه نمی‌تونیم ازدواج کنیم.

336
00:28:09,920 --> 00:28:12,920
‫پیشنهاد داده که دستمزد سخاوتمندی بپردازه.

337
00:28:12,920 --> 00:28:15,040
‫خیلی بیشتر از چیزی که اینجا درمیارم.

338
00:28:16,920 --> 00:28:21,280
‫زندگی‌مون تا همیشه تامین خواهد بود، عشق من.

339
00:28:22,840 --> 00:28:24,320
‫فقط یه ساله.

340
00:28:25,680 --> 00:28:28,400
‫فکر نکردی که قبلش با من مشورت کنی؟

341
00:28:29,840 --> 00:28:32,240
‫خب... ازم خواست که زود جواب بدم.

342
00:28:33,680 --> 00:28:35,400
‫و می‌دونستم که تو موافقت می‌کنی.

343
00:28:37,760 --> 00:28:39,640
‫همون‌طور که همیشه با هم موافقیم.

344
00:28:43,280 --> 00:28:46,480
‫کشتی‌ـم دو هفته‌ی دیگه
‫از پورتسموث حرکت می‌کنه.

345
00:28:48,520 --> 00:28:50,200
‫تا اون موقع وقت داریم.

346
00:28:57,280 --> 00:28:58,760
‫وای، جین.

347
00:29:05,160 --> 00:29:08,120
‫با کشیش ساده‌مون خوشحال بودم.

348
00:29:10,600 --> 00:29:13,320
‫یه قهرمان ماجراجو نمی‌خواستم.

349
00:29:14,600 --> 00:29:18,200
‫من و تو به اندازه‌ی کافی رمان خوندیم
‫که بدونیم نجیب‌زادگان،

350
00:29:18,200 --> 00:29:21,080
‫هرچقدر هم که خوش‌مشرب باشن،

351
00:29:21,080 --> 00:29:23,480
‫همیشه قابل اعتماد نیستن.

352
00:29:23,480 --> 00:29:26,600
‫پس باید امیدوار باشیم
‫که این لرد مرد راستگویی باشه.

353
00:29:29,000 --> 00:29:32,760
‫تام این کار رو فقط برای
‫تأمین آینده‌ی تو داره انجام میده، عزیزم.

354
00:29:32,760 --> 00:29:35,600
‫تو برای عشق ازدواج می‌کنی،
‫و این یه نعمته.

355
00:29:35,600 --> 00:29:37,920
‫عشق هزینه داره.

356
00:29:37,920 --> 00:29:41,360
‫هیچ‌کدوم از شما ثروتی ندارید،
‫پس اون باید پول به دست بیاره.

357
00:29:45,000 --> 00:29:47,520
‫همه‌ چیز درست می‌شه.

358
00:29:47,520 --> 00:29:49,040
‫می‌دونم.

359
00:29:59,064 --> 00:30:06,064


360
00:30:15,680 --> 00:30:17,640
‫یه سال تا چشم به هم بزنی تموم میشه.

361
00:30:18,600 --> 00:30:21,440
‫و تا وقتی که من نیستم
‫باید مرتب به کینتبری سر بزنی.

362
00:30:21,440 --> 00:30:22,920
‫الان اینجا خونه‌ی توئه.

363
00:30:24,120 --> 00:30:28,160
‫می‌تونم به الایزا تو نگهداری بچه‌ها کمک کنم.

364
00:30:28,160 --> 00:30:30,920
‫برای زمانی که خودمون بچه‌دار بشیم،
‫تمرین خوبیه.

365
00:30:31,960 --> 00:30:33,840
‫چند تا بچه خواهیم داشت؟

366
00:30:33,840 --> 00:30:36,040
‫چهار تا. نه، پنج تا.

367
00:30:36,040 --> 00:30:38,520
‫نه، شش تا،
‫نمی‌شه تعدادشون فرد باشه!

368
00:30:39,800 --> 00:30:41,760
‫اسمشون رو چی بذاریم؟

369
00:30:41,760 --> 00:30:44,600
‫جین، اگه اولی دختر باشه.

370
00:30:44,600 --> 00:30:46,360
‫فولر، اگه پسر باشه.

371
00:30:46,360 --> 00:30:50,240
‫جدی؟ به نظرم برای یه پسر کوچیک
‫اسم خیلی سنگینیه.

372
00:30:50,240 --> 00:30:53,080
‫خب، بالاخره یه روز مرد می‌شه.

373
00:30:53,080 --> 00:30:55,960
‫عزیزم، تو می‌دونی که من

374
00:30:55,960 --> 00:30:57,800
‫از هر اسمی که داشته باشن راضیم.

375
00:30:58,760 --> 00:31:00,120
‫ولی...

376
00:31:01,080 --> 00:31:04,120
‫قبل از رفتنم، باید یه چیزایی بهت بگم،

377
00:31:04,120 --> 00:31:06,040
‫محض احتیاط اگه برنگشتم.

378
00:31:06,040 --> 00:31:09,800
‫نه، برمی‌گردی.

379
00:31:09,800 --> 00:31:12,120
‫- نمی‌خوام درباره‌ش حرف بزنیم.
‫- کَسی، باید حرف بزنیم.

380
00:31:15,200 --> 00:31:18,600
‫وصیت‌نامه‌ای نوشتم و
‫بیشتر پولم رو برای تو گذاشتم.

381
00:31:21,400 --> 00:31:24,160
‫- این حرف رو نزن.
‫- می‌خوام مال تو باشه.

382
00:31:25,520 --> 00:31:27,040
‫تو به من قول دادی،

383
00:31:27,040 --> 00:31:29,080
‫پس باید تحت حمایت باشی، اگه من...

384
00:31:30,600 --> 00:31:32,040
‫اگه برنگشتم...

385
00:31:32,040 --> 00:31:35,760
‫نه. ما نامزدیم، این انتخاب منه.

386
00:31:35,760 --> 00:31:37,960
‫این یه کم امنیت برات میاره.

387
00:31:40,240 --> 00:31:43,240
‫کَسی، ازت می‌خوام قول بدی این ارثیه

388
00:31:43,240 --> 00:31:45,080
‫باعث نشه که اسیر یاد من بشی.

389
00:31:46,880 --> 00:31:49,440
‫اگه نمی‌تونی با من ازدواج کنی،

390
00:31:49,440 --> 00:31:51,520
‫باید این حق رو داشته باشی
‫که با کس دیگه ازدواج کنی.

391
00:31:55,000 --> 00:31:56,840
‫بهت قول میدم، تام...

392
00:31:58,400 --> 00:32:00,840
‫از صمیم قلب، اینجا در حضور خدا...

393
00:32:02,200 --> 00:32:06,320
‫که با هیچ مرد دیگه‌ای
‫جز تو ازدواج نمی‌کنم.

394
00:32:43,760 --> 00:32:45,960
‫امروز سخت‌تر از چیزی بود

395
00:32:45,960 --> 00:32:47,600
‫که تصور می‌کردم.

396
00:32:49,560 --> 00:32:53,160
‫اول، از دست دادن مادر عزیزت
‫و حالا پدرت هم...

397
00:32:54,280 --> 00:32:58,760
‫و مطمئنم که خبر
‫غیرمنتظره‌ی امروز آقای داندس هم کمکی نکرد.

398
00:32:59,920 --> 00:33:02,280
‫کاملاً غیرمنتظره بود.

399
00:33:02,280 --> 00:33:05,000
‫خب، حالا که وصیت‌نامه‌ی پدرت خونده شده،

400
00:33:05,000 --> 00:33:08,200
‫می‌تونی کارهای اسباب‌کشی رو انجام بدی.

401
00:33:08,200 --> 00:33:09,640
‫به نظر می‌رسه که همین‌طوره.

402
00:33:09,640 --> 00:33:14,120
‫ما فاول‌ها سه نسل تو این خونه زندگی کردیم.

403
00:33:14,120 --> 00:33:17,920
‫از پدر به پسر منتقل شده.

404
00:33:19,040 --> 00:33:21,760
‫و حالا باید تنها خونه‌ایه
‫که تا حالا می‌شناختم رو ترک کنم.

405
00:33:24,480 --> 00:33:27,120
‫اولین بار تو زندگیم تنها خواهم بود.

406
00:33:27,120 --> 00:33:31,240
‫نه، ایزابلا، تو تنها نخواهی بود.

407
00:33:31,240 --> 00:33:33,240
‫میری پیش خواهرهات.

408
00:33:33,240 --> 00:33:36,040
‫هنوز کاملاً قطعی نشده.

409
00:33:36,040 --> 00:33:38,520
‫پدرت می‌خواست با اونا زندگی کنی.

410
00:33:38,520 --> 00:33:40,840
‫این خواسته‌ش خیلی واضح بود.

411
00:33:40,840 --> 00:33:43,320
‫می‌دونم که خواسته‌ش چی بود.

412
00:33:43,320 --> 00:33:45,440
‫رو این موضوع خیلی حساس بود،

413
00:33:45,440 --> 00:33:47,960
‫ولی خب در مورد همه‌ چیز حساس بود.

414
00:33:51,800 --> 00:33:54,080
‫من هیچ‌وقت کاری نکردم که ناراحتش کنم،

415
00:33:54,080 --> 00:33:56,560
‫ولی احساسات من چی؟

416
00:33:58,200 --> 00:34:00,160
‫اونا چی می‌شن؟

417
00:34:00,160 --> 00:34:02,640
‫ولی اونا خواهرات هستن.

418
00:34:02,640 --> 00:34:05,960
‫هیچ رابطه‌ای نزدیک‌تر از این نیست.

419
00:34:05,960 --> 00:34:08,080
‫باید بابتش شکرگزار باشی.

420
00:34:09,960 --> 00:34:12,840
‫- شکرگزار؟
‫- بله.

421
00:34:12,840 --> 00:34:16,960
‫و خیالت راحت خواهد بود،

422
00:34:16,960 --> 00:34:19,320
‫وقتی بدونی که داری

423
00:34:19,320 --> 00:34:21,440
‫طبق خواسته‌ی پدرت زندگی می‌کنی.

424
00:34:24,520 --> 00:34:27,360
‫احساس می‌کنم یه‌دفعه خیلی خسته شدم.

425
00:34:27,360 --> 00:34:29,000
‫آماده‌م که بخوابم.

426
00:34:38,240 --> 00:34:39,880
‫الایزای عزیزم،

427
00:34:39,880 --> 00:34:42,280
‫امیدوارم بزرگواری کنی

428
00:34:42,280 --> 00:34:44,040
‫و تأخیر مرا در پاسخ به نامه‌ات ببخشی.

429
00:34:45,200 --> 00:34:47,800
‫- خیلی قشنگن، جین، نه؟
‫- بله، مامان.

430
00:34:48,920 --> 00:34:51,280
‫ما برگشتیم استیونتون.

431
00:34:51,280 --> 00:34:54,480
‫اما حقیقت اینه که منزل کشیشی آرام ما

432
00:34:54,480 --> 00:34:57,760
‫چنان در هیاهوی جشن غرق شده

433
00:34:57,760 --> 00:34:59,880
‫که پیدا کردن مکانی آرام برای نوشتن دشواره.

434
00:34:59,880 --> 00:35:01,880
‫من اونجا رو ترجیح می‌دم...

435
00:35:01,880 --> 00:35:05,040
‫آنقدر شادی و هیجان در جریانه

436
00:35:05,040 --> 00:35:07,200
‫که احساس ناخوشی و گناه می‌کنم.

437
00:35:07,200 --> 00:35:10,520
‫مامان؟ اینو ببین!

438
00:35:10,520 --> 00:35:13,320
‫دقیقاً به خاطر نمیارم
‫که در روزهای پیش از نامزدی خواهرم

439
00:35:13,320 --> 00:35:15,120
‫چگونه وقتمان رو می‌گذراندیم.

440
00:35:19,360 --> 00:35:21,960
‫جین!

441
00:35:21,960 --> 00:35:24,320
‫نظرت چیه؟

442
00:35:25,600 --> 00:35:27,600
‫خیلی زیبا...
‫هم کَسی، هم تورش.

443
00:35:27,600 --> 00:35:30,000
‫فقط امیدوارم

444
00:35:30,000 --> 00:35:31,640
‫تا روز عروسی از مد نیفته.

445
00:35:33,080 --> 00:35:35,320
‫بیا مامان، بذار جین تو آرامش بمونه.

446
00:35:35,320 --> 00:35:39,360
‫همیشه می‌دونستیم که اونا برای هم ساخته شدن.

447
00:35:39,360 --> 00:35:42,400
‫فقط نمی‌دونستیم تام کِی پیشنهاد میده.

448
00:35:42,400 --> 00:35:44,600
‫خب، آدم محتاطیه، مامان.

449
00:35:44,600 --> 00:35:46,320
‫منم دقیقاً همینجوری می‌خواستمش.

450
00:35:46,320 --> 00:35:49,200
‫خب، هیچ مردی نمی‌تونست
‫بهتر از تو رو انتخاب کنه.

451
00:35:49,200 --> 00:35:52,280
‫چنین دختر بااستعدادی برای هر مردی

452
00:35:52,280 --> 00:35:54,880
‫یه نعمته.

453
00:35:54,880 --> 00:35:59,800
‫- ولی جین بیچاره!
‫- نمی‌دونیم سرنوشتش چی می‌شه.

454
00:35:59,800 --> 00:36:01,880
‫مامان! جین همین ‌جاست.

455
00:36:01,880 --> 00:36:07,280
‫فقط می‌گم که در حالی که تو خیلی شایسته‌ای،

456
00:36:07,280 --> 00:36:08,960
‫کاساندرای عزیزم،

457
00:36:08,960 --> 00:36:11,480
‫خواهر جونت یه کم کمتر...

458
00:36:11,480 --> 00:36:16,080
‫کارآمده؟
‫فکر کنم این همون کلمه‌ایه که دنبالش می‌گردی، مامان.

459
00:36:16,080 --> 00:36:17,960
‫بیا دیگه، خانم آستن،

460
00:36:17,960 --> 00:36:21,080
‫ما دو دختر فوق‌العاده داریم.

461
00:36:21,080 --> 00:36:25,120
‫حتی اگه استعدادشون
‫به شکل‌های متفاوتی باشه.

462
00:36:26,240 --> 00:36:28,600
‫هر مردی خوش‌بخت خواهد بود
‫که یه کدومشون نصیبش بشه.

463
00:36:28,600 --> 00:36:31,920
‫پدر، بابت این تعریف پرشور سپاسگزارم

464
00:36:31,920 --> 00:36:33,360
‫ولی مامان راست می‌گه.

465
00:36:33,360 --> 00:36:35,560
‫کسی مثل یه هلوی رسیده‌ست،

466
00:36:35,560 --> 00:36:38,200
‫و تام فاول خوش‌شانس‌ترین مرد دنیاست.

467
00:36:38,200 --> 00:36:41,640
‫حالا، همسر عزیزم،
‫می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم.

468
00:36:44,640 --> 00:36:48,120
‫اگه تنها ایرادی در این نامزدی باشد

469
00:36:48,120 --> 00:36:51,200
‫اینه که باید یاد بگیرم
‫چطور بدون اون زندگی کنم.

470
00:36:52,440 --> 00:36:56,040
‫من هنوز آماده‌ی خداحافظی
‫با خواهر عزیزم نیستم.

471
00:36:58,840 --> 00:37:00,720
‫کارش تموم شد.

472
00:37:02,000 --> 00:37:04,680
‫این پارچه‌ی ابریشمی فوق‌العاده‌ست، کَسی.

473
00:37:04,680 --> 00:37:07,240
‫شاید بهتر باشه بذاریش کنار، مامان،
‫که قبل از اینکه کَسی بپوشه

474
00:37:07,240 --> 00:37:09,080
‫خراب نشه.

475
00:37:09,080 --> 00:37:11,280
‫من کاملاً معتقدم، جین،

476
00:37:11,280 --> 00:37:14,480
‫که همیشه آماده بودن بهتر از آماده نبودنه.

477
00:37:14,480 --> 00:37:17,880
‫مامان راست می‌گه، جین.
‫می‌خوام همه ‌چیز آماده باشه.

478
00:37:17,880 --> 00:37:19,920
‫خب، آنا، اول کدوم رو درست کنیم؟

479
00:37:19,920 --> 00:37:23,120
‫- عروس!
‫- یعنی من؟

480
00:37:23,120 --> 00:37:25,600
‫- نه.
‫- خب، کی پس؟

481
00:37:25,600 --> 00:37:27,440
‫عروس پدر.

482
00:37:28,400 --> 00:37:30,560
‫می‌خوای پسرم دوباره ازدواج کنه، آنا؟

483
00:37:32,640 --> 00:37:34,440
‫پس همین‌طور میشه.

484
00:37:34,440 --> 00:37:38,160
‫- چرا یه عروسی، وقتی می‌تونیم دو تا داشته باشیم؟
‫- بله!

485
00:37:38,160 --> 00:37:40,160
‫من و عمه‌هات یکی رو براش پیدا می‌کنیم.

486
00:37:40,160 --> 00:37:41,800
‫فکر فوق‌العاده‌ایه!

487
00:37:41,800 --> 00:37:44,080
‫- کَسی.
‫- چرا که نه؟

488
00:37:44,080 --> 00:37:46,120
‫می‌خوام همه مثل من خوشحال باشن.

489
00:37:46,120 --> 00:37:47,520
‫حتی تو، جین عزیزم.

490
00:37:47,520 --> 00:37:50,280
‫حاضر نیستم تو دسیسه‌های ازدواجی
‫شما دخیل باشم.

491
00:37:50,280 --> 00:37:53,880
‫نظرتون درباره‌ی خواهر الایزا، مری لوید چیه؟

492
00:37:53,880 --> 00:37:56,080
‫برای برادر جیمز؟ مامان!

493
00:37:56,080 --> 00:38:00,000
‫فکر نمی‌کنم کسی بهتر از اون باشه.
‫تو چی، کَسی؟

494
00:38:01,120 --> 00:38:02,480
‫کسی بهتر نیست.

495
00:38:02,480 --> 00:38:04,240
‫کاملاً مناسبه.

496
00:38:04,240 --> 00:38:07,640
‫پس انجام می‌شه.
‫حالا باید دو تا عروس درست کنیم، آنا.

497
00:38:07,640 --> 00:38:09,920
‫باید از عمه جین کاغذ بیشتری بگیری.

498
00:38:09,920 --> 00:38:14,440
‫بله، الایزا، مامانم دوباره افتاده تو فکر شوهر دادن!

499
00:38:14,440 --> 00:38:19,160
‫مصممه که خواهرت، مری رو
‫به عقد برادرمان جیمز در بیاره.

500
00:38:19,160 --> 00:38:21,080
‫نظرت چیه، آنا؟

501
00:38:21,080 --> 00:38:25,040
‫از مادرم اینجور نقشه‌چینی‌ها انتظار میره،

502
00:38:25,040 --> 00:38:28,560
‫ولی نقش کَسی تو این بازی خیلی تعجب‌آوره.

503
00:38:28,560 --> 00:38:31,360
‫فقط می‌تونم اینو به موقعیت جدیدش

504
00:38:31,360 --> 00:38:33,840
‫به عنوان یه زن نامزدشده نسبت بدم.

505
00:38:33,840 --> 00:38:36,520
‫خوشبختانه هنوز
‫کَسی قصد شوهر دادن منو نداره،

506
00:38:36,520 --> 00:38:40,720
‫پس می‌تونم با خیال راحت نقش سرنوشت‌سازم رو
‫به عنوان یه دختر ترشیده‌ی بدخلق ادامه بدم...

507
00:38:42,080 --> 00:38:44,040
‫...اگه کسی اجازه بده.

508
00:38:45,280 --> 00:38:49,520
‫راستش کَسی، تو و مامان
‫انگار یه جورایی تسخیر شدید.

509
00:38:49,520 --> 00:38:51,080
‫چت شده؟

510
00:38:51,080 --> 00:38:52,760
‫خواهر من کجاست؟

511
00:38:52,760 --> 00:38:54,280
‫چیزیم نشده.

512
00:38:54,280 --> 00:38:56,680
‫من کَسی آستن هستم،
‫که به زودی کسی فاول می‌شه،

513
00:38:56,680 --> 00:38:59,280
‫خوشحال‌ترین زن دنیا.
‫و اگه من اینقدر خوشحالم،

514
00:38:59,280 --> 00:39:01,040
‫پس می‌خوام همه‌ی اطرافیانم هم خوشحال باشن.

515
00:39:01,040 --> 00:39:05,120
‫خوشبختی مثل سرماخوردگی نیست
‫که بشه به بقیه منتقلش کرد.

516
00:39:05,120 --> 00:39:08,480
‫- از دستم ناراحتی؟
‫- نه، ناراحت نیستم.

517
00:39:08,480 --> 00:39:09,960
‫فقط تعجب کردم.

518
00:39:09,960 --> 00:39:11,560
‫مری لوید و جیمز؟

519
00:39:11,560 --> 00:39:13,882
‫حتی تو هم باید در این مورد
‫یه ذره تردید داشته باشی.

520
00:39:13,882 --> 00:39:16,632
‫- وقتی تو اتاقه نگاه جیمز همیشه دنبالش می‌چرخه.
‫- این که عشق نیست.

521
00:39:16,633 --> 00:39:17,633
‫پس چیه؟

522
00:39:17,600 --> 00:39:19,880
‫کنجکاوی مؤدبانه.

523
00:39:19,880 --> 00:39:22,880
‫تو که همیشه عاشقانه فکر می‌کردی.

524
00:39:22,880 --> 00:39:25,320
‫- نه، تنها مشکلی که ممکنه برامون پیش بیاد...
‫- برامون؟

525
00:39:25,320 --> 00:39:27,360
‫برادر جیمز خاطرخواه‌های خودش رو داره.

526
00:39:27,360 --> 00:39:30,880
‫- مثلاً خانم هریسون.
‫- خب، اونم یه معماست. چطور یه مرد بیوه

527
00:39:30,880 --> 00:39:34,840
‫- که خیلی هم شوخ نیست، انقدر انتخاب داره؟
‫- چون مَرده.

528
00:39:36,040 --> 00:39:38,120
‫متأسفم اگه مخالفی، جین، ولی هر چی بشه،

529
00:39:38,120 --> 00:39:39,560
‫جیمز باید دوباره ازدواج کنه.

530
00:39:39,560 --> 00:39:42,280
‫- اون بچه‌ی بیچاره مادر می‌خواد.
‫- آخه مری؟

531
00:39:42,280 --> 00:39:44,640
‫مطمئنی خانم هریسون اونجا نیست؟

532
00:39:44,640 --> 00:39:46,560
‫تو که می‌دونی برادرت چقدر تحسینش می‌کنه، کَسی.

533
00:39:46,560 --> 00:39:49,680
‫مزخرفه. اون از جیمز بلندتره.

534
00:39:49,680 --> 00:39:52,000
‫هیچ مردی زنی رو نمی‌خواد
‫که از خودش بلندتر باشه.

535
00:39:52,000 --> 00:39:54,400
‫به‌علاوه، شنیدم که از کشور رفته.

536
00:39:54,400 --> 00:39:56,800
‫خواهر عزیزم، اون فقط چشمش دنبال توئه،

537
00:39:56,800 --> 00:39:58,920
‫و فقط تو.
‫درسته، جین؟

538
00:40:11,160 --> 00:40:14,040
‫رقص سالانه‌ی شهر قراره محل اجرای

539
00:40:14,040 --> 00:40:16,640
‫این نقشه‌ی عاشقانه باشد.

540
00:40:16,640 --> 00:40:19,920
‫باید اعتراف کنم که تا حدی با مردان مجرد

541
00:40:19,920 --> 00:40:21,840
‫احساس همدردی می‌کنم.

542
00:40:21,840 --> 00:40:24,840
‫با خودم فکر می‌کنم که برادرم جیمز
‫چه احساسی خواهد داشت اگه بداند

543
00:40:24,840 --> 00:40:27,880
‫که موضوع چنین گمانه‌زنی‌های پرشوری شده،

544
00:40:27,880 --> 00:40:31,520
‫و چقدر نگاه‌های کنجکاو بِیزینگ‌استوک

545
00:40:31,520 --> 00:40:34,080
‫به دقت بر او متمرکز خواهد شد.

546
00:40:35,440 --> 00:40:38,640
‫می‌دونستم، برادرت حتی یه بارم نگاهم نکرد.

547
00:40:38,640 --> 00:40:41,680
‫- از لحظه‌ای که وارد شدیم.
‫- فقط داره با دوستاش حرف می‌زنه.

548
00:40:41,680 --> 00:40:44,160
‫زیاد غیرمنطقی نیست که با بقیه معاشرت کنه.

549
00:40:44,160 --> 00:40:46,920
‫بالاخره، این یه مهمونی اجتماعیه.

550
00:40:48,040 --> 00:40:49,920
‫نباید امیدوار می‌شدم.

551
00:40:49,920 --> 00:40:53,760
‫چرا یه مرد مثل جیمز آستن باید به من نگاه کنه؟

552
00:40:53,760 --> 00:40:56,680
‫کَسی، کاش منم مثل تو ظریف و خوش‌پوش بودم.

553
00:40:56,680 --> 00:40:59,840
‫تا حالا تو رو به این ظرافت ندیده بودم، مری.

554
00:40:59,840 --> 00:41:01,760
‫در واقع، حتی می‌تونم بگم

555
00:41:01,760 --> 00:41:04,920
‫- که تو امشب واقعاً می‌درخشی.
‫- خواهر عزیز، این آبی روشن

556
00:41:04,920 --> 00:41:07,360
‫چقدر بهت میاد.
‫کاش منم یه رنگ پیدا می‌کردم

557
00:41:07,360 --> 00:41:09,320
‫که به پوستم اینقدر بیاد.

558
00:41:09,320 --> 00:41:13,040
‫تو همه رنگی بهت میاد، الایزای عزیزم،
‫نه فقط آبی.

559
00:41:13,040 --> 00:41:14,960
‫من یکی که قصد ندارم تمام شب رو

560
00:41:14,960 --> 00:41:16,520
‫به پشت برادرم خیره بشم.

561
00:41:16,520 --> 00:41:17,960
‫بیا، کَسی،

562
00:41:17,960 --> 00:41:19,280
‫بریم یه دوری بزنیم.

563
00:41:19,280 --> 00:41:20,680
‫با من می‌رقصید؟

564
00:41:22,320 --> 00:41:24,760
‫وای نه، خانم هریسون اومده!

565
00:41:24,760 --> 00:41:27,480
‫کَسی، تو گفتی که از کشور رفته!
‫نابود شدم!

566
00:41:27,480 --> 00:41:28,800
‫مزخرف نگو.

567
00:41:28,800 --> 00:41:31,960
‫- کاری می‌کنیم که برادرم بدونه تو اینجایی.
‫- نه!

568
00:41:31,960 --> 00:41:34,120
‫کسی... چرا یه لحظه اینجا نمی‌شینیم؟

569
00:41:34,120 --> 00:41:36,040
‫فکر می‌کنی این کار درسته؟
‫جیمز کاملاً راضی به نظر می‌رسه

570
00:41:36,040 --> 00:41:37,280
‫از اینکه با خانم هریسون می‌رقصه.

571
00:41:37,280 --> 00:41:39,720
‫ممکنه این‌طور به نظر برسه،
‫ولی خودش نمی‌دونه

572
00:41:39,720 --> 00:41:41,680
‫که شاید با مری خوشبخت‌تر هم بشه.

573
00:41:41,680 --> 00:41:44,560
‫شبیه مامان حرف می‌زنی.
‫نباید بذاریم جیمز

574
00:41:44,560 --> 00:41:46,200
‫خودش سرنوشتش رو انتخاب کنه؟

575
00:41:46,200 --> 00:41:49,720
‫همین کار رو می‌کنه،
‫با کمی کمک از خواهران عزیزش.

576
00:41:49,720 --> 00:41:52,240
‫مطمئن نیستم مری لوید انتخاب درستی باشه.

577
00:41:52,240 --> 00:41:54,360
‫خواهرا‌ن لوید دوستان نزدیک ما هستن.

578
00:41:54,360 --> 00:41:56,320
‫الایزا، آره، ولی مری نه.

579
00:41:56,320 --> 00:41:58,800
‫چرا همیشه ازش ایراد می‌گیری؟

580
00:41:58,800 --> 00:42:02,240
‫مری اعتمادبه‌نفس نداره...
‫ولی وقتی ازدواج کنه شکوفا می‌شه.

581
00:42:08,480 --> 00:42:10,200
‫وای، فاجعه‌ست.

582
00:42:12,280 --> 00:42:13,720
‫بیا.

583
00:42:18,640 --> 00:42:19,800
‫زیبایی.

584
00:42:22,120 --> 00:42:23,560
‫کَ...

585
00:42:42,080 --> 00:42:43,240
‫برادر.

586
00:42:45,640 --> 00:42:47,960
‫شب خوشی بوده، نه؟

587
00:42:47,960 --> 00:42:49,360
‫بله.

588
00:42:49,360 --> 00:42:51,360
‫به نظر می‌رسه که موفق بوده.

589
00:42:52,440 --> 00:42:55,720
‫دیدم که داشتی می‌رقصیدی.
‫واقعاً استعداد خوبی داری.

590
00:42:55,720 --> 00:42:57,880
‫- جدّی می‌گی؟
‫- بله.

591
00:42:57,880 --> 00:43:01,400
‫من و مری لوید هم
‫دقیقاً در همین مورد حرف می‌زدیم.

592
00:43:01,400 --> 00:43:04,160
‫شاید بد نباشه یکم بهش توجه نشون بدی،

593
00:43:04,160 --> 00:43:07,000
‫مخصوصاً که انقدر تحسینت می‌کنه.

594
00:43:14,200 --> 00:43:15,480
‫دوشیزه لوید.

595
00:43:15,480 --> 00:43:17,520
‫آقای آستن.

596
00:43:17,520 --> 00:43:19,680
‫مایلید این رقص بعدی رو با من برقصید؟

597
00:43:25,560 --> 00:43:30,640
‫البته که آرزوی خوشبختی بی‌نهایت
‫برای مری و جیمز دارم، الایزا،

598
00:43:30,640 --> 00:43:34,280
‫ولی نمی‌تونم نگران این نباشم
‫که نکنه در این نقشه‌چینی‌ها

599
00:43:34,280 --> 00:43:36,640
‫برادرزاده‌ی عزیزمون، آنا فراموش بشه.

600
00:43:36,640 --> 00:43:39,040
‫نقشه‌چینی؟ چی...؟

601
00:43:39,040 --> 00:43:40,920
‫من که هیچ نقشه‌ای نکشیدم.

602
00:43:40,920 --> 00:43:42,880
‫من فقط نگران آنا بودم!

603
00:43:55,920 --> 00:43:58,360
‫می‌دونم که مری خواهرته، الایزا،

604
00:43:58,360 --> 00:44:01,720
‫ولی سخته تصور کنم
‫که قادر باشه نقش یه مادر رو بپذیره.

605
00:44:03,000 --> 00:44:05,440
‫شاید همه‌ رو غافلگیر کرد.

606
00:44:12,200 --> 00:44:14,760
‫کَسی، دوست داری جدیدترین فصل رو بشنوی؟

607
00:44:14,760 --> 00:44:15,960
‫تموم شد.

608
00:44:15,960 --> 00:44:17,400
‫- درباره‌ی ضیافته؟
‫- بله.

609
00:44:17,400 --> 00:44:19,280
‫بالاخره!

610
00:44:21,400 --> 00:44:24,120
‫مری بنت حتماً باید اسمش مری باشه؟

611
00:44:24,120 --> 00:44:26,840
‫غیرقابل‌تحمله.
‫اگه زن‌برادرمون مری بفهمه،

612
00:44:26,840 --> 00:44:29,320
‫خیلی خوشش نمیاد.

613
00:44:29,320 --> 00:44:32,600
‫نمی‌فهمه.
‫سلیقه‌ ادبی محدودی داره.

614
00:44:32,600 --> 00:44:35,240
‫اگه جیمز ننوشته باشه،
‫پس ارزش خوندن نداره.

615
00:44:39,680 --> 00:44:43,040
‫دیدن کَسیِ عزیزم در چنین روحیه‌ی شادی
‫مایه‌ی خوشحالیمه.

616
00:44:44,400 --> 00:44:47,880
‫یک سال کامل منتظر معشوقش مانده.

617
00:44:49,040 --> 00:44:51,880
‫- برای کی نامه می‌نویسی؟
‫- الایزا.

618
00:44:51,880 --> 00:44:54,480
‫حتماً اونم مثل ما بی‌صبرانه منتظر دیدن تام ـه.

619
00:44:54,480 --> 00:44:57,280
‫دلشوره دارم.

620
00:44:59,040 --> 00:45:01,800
‫باید اعتراف کنم منم دلشوره دارم، الایزا،

621
00:45:01,800 --> 00:45:06,160
‫چون لحظه‌ای فرا رسیده
‫که باید از کسی جدا شوم،

622
00:45:06,160 --> 00:45:09,840
‫و بایست نقش دختر مجرد خانواده رو قبول کنم.

623
00:45:09,840 --> 00:45:14,400
‫این جدایی را نمی‌پسندم
‫اما چاره‌ای جز پذیرش آن ندارم.

624
00:45:14,400 --> 00:45:15,880
‫جین؟

625
00:45:17,520 --> 00:45:20,760
‫من و تو همیشه خواهر خواهیم بود،

626
00:45:20,760 --> 00:45:22,680
‫حتی وقتی که خانم فاول بشم.

627
00:45:23,880 --> 00:45:26,320
‫تو برای همیشه با من خواهی بود.

628
00:45:30,920 --> 00:45:33,720
‫اوایل عجیبه،

629
00:45:33,720 --> 00:45:38,240
‫ولی... این چیزیه که اکثر خواهرها باید تجربه کنن.

630
00:45:38,240 --> 00:45:40,080
‫اکثر خواهرها.

631
00:45:40,080 --> 00:45:42,520
‫واقعاً این ‌طوری به خودمون فکر می‌کنی؟

632
00:45:42,520 --> 00:45:45,520
‫پس اشتباه فکر می‌کردم جایگاه خاص‌تری دارم.

633
00:45:45,520 --> 00:45:48,320
‫- جین، می‌دونی که...
‫- البته که می‌دونم.

634
00:45:49,560 --> 00:45:51,680
‫ما مثل اکثر خواهرها نبودیم.

635
00:45:55,760 --> 00:45:58,240
‫ما مثل اکثر خواهرها نبودیم.

636
00:46:11,200 --> 00:46:13,000
‫ببخشید، خانم.

637
00:46:13,000 --> 00:46:15,120
‫داشتم شومینه رو مرتب می‌کردم.

638
00:46:15,120 --> 00:46:16,560
‫برای بدکاران، هیچ آسایشی وجود ندارد.

639
00:46:16,560 --> 00:46:18,480
‫بذار باشه.

640
00:46:18,480 --> 00:46:20,080
‫همین ‌طوری خوبه.

641
00:46:21,280 --> 00:46:25,000
‫شروع کردم به جمع کردن وسایل خانم فاول.

642
00:46:25,000 --> 00:46:27,960
‫دیگه وقت زیادی نداریم.

643
00:46:27,960 --> 00:46:29,640
‫امر امر شماست، خانم.

644
00:46:33,960 --> 00:46:37,920
‫خانم مری آستن قراره به زودی برسن، خانم.

645
00:46:53,680 --> 00:46:54,920
‫مری.

646
00:47:03,280 --> 00:47:04,600
‫الایزای عزیزم.

647
00:47:05,680 --> 00:47:09,560
‫به محض اینکه نامه‌ات رسید،
‫به سمت استیونتون راه افتادیم.

648
00:47:09,560 --> 00:47:12,000
‫با اینکه از انجام این کار لذت نمی‌بردم،

649
00:47:12,000 --> 00:47:15,320
‫فکر کردم که باید با صبر و حوصله انجامش بدم.

650
00:47:16,360 --> 00:47:19,400
‫در حقیقت احساس می‌کردم که توانایی انجامش را دارم.

651
00:47:19,400 --> 00:47:21,640
‫چون حالا یک زن متأهل هستم،

652
00:47:21,640 --> 00:47:24,320
‫با یک شوهر کنارم،

653
00:47:24,320 --> 00:47:26,280
‫و من جزو خانواده‌ام.

654
00:47:26,280 --> 00:47:28,000
‫یه آستن هم هستم.

655
00:47:30,040 --> 00:47:31,600
‫وقتی تو سالن بودیم،

656
00:47:31,600 --> 00:47:34,960
‫صدای خنده‌ی کَسی و جین رو از طبقه‌ی بالا می‌شنیدم.

657
00:47:37,560 --> 00:47:39,720
‫می‌شد حدس زد همون‌جایین که همیشه بودن،

658
00:47:39,720 --> 00:47:41,640
‫تنها، ولی با هم.

659
00:47:41,640 --> 00:47:43,840
‫مثل انجمن خواهری مخفی دو نفره.

660
00:47:43,840 --> 00:47:46,800
‫درشون به روی بقیه‌ی دنیا بسته بود.

661
00:47:46,800 --> 00:47:49,560
‫و حتی لیدیا آن قدر خسته بود که بیشتر از

662
00:47:49,560 --> 00:47:53,480
‫یک جمله‌ی کوتاه نگفت:
‫«خدایا، چقدر خسته‌ام!،»

663
00:47:53,480 --> 00:47:56,200
‫همراه با یک خمیازه‌ی بلند.

664
00:47:56,200 --> 00:47:59,520
‫به نظر می‌رسد که بیش از حد می‌خندن.

665
00:47:59,520 --> 00:48:02,840
‫چی می‌تونه اینقدر براشون خنده‌دار باشه؟

666
00:48:02,840 --> 00:48:04,840
‫قبلاً برام مهم نبود، ولی اخیراً،

667
00:48:04,840 --> 00:48:06,960
‫خیلی آزاردهنده‌ست.

668
00:48:08,840 --> 00:48:10,360
‫مامان هیچ‌وقت در نمی‌زنه.

669
00:48:15,960 --> 00:48:19,560
‫به محض اینکه کَسی چهره‌ی منو دید،
‫فهمید برای چی اومدم.

670
00:48:21,200 --> 00:48:23,880
‫بهتر دیدم که تنها باهاش صحبت کنم،

671
00:48:23,880 --> 00:48:25,760
‫بدون حضور خواهرش.

672
00:48:25,760 --> 00:48:27,520
‫جین، می‌شه ما رو تنها بذاری؟

673
00:48:27,520 --> 00:48:29,040
‫نه، هیچ جا نمی‌رم.

674
00:48:29,040 --> 00:48:31,000
‫خواهش می‌کنم، جین.

675
00:48:39,000 --> 00:48:40,280
‫کاساندرا...

676
00:48:40,280 --> 00:48:42,640
‫خبر بدی داریم، کَسی.

677
00:48:42,640 --> 00:48:44,080
‫باید خودتو آماده کنی.

678
00:48:45,960 --> 00:48:47,680
‫بی‌مقدمه سر اصل مطلب رفتم.

679
00:48:48,840 --> 00:48:52,040
‫تام به خاطر تب زرد از دنیا رفته بود،

680
00:48:52,040 --> 00:48:55,480
‫و دو ماه گذشته رو در دریا دفن شده بود.

681
00:49:04,640 --> 00:49:06,120
‫کَسی، عزیزم...

682
00:49:07,080 --> 00:49:09,800
‫یه چیز دیگه هم هست که باید بهت بگیم.

683
00:49:09,800 --> 00:49:11,320
‫چیزی که باید بدونی.

684
00:49:12,440 --> 00:49:15,240
‫نباید لرد کریون رو
‫به خاطر بردن تام سرزنش کنی.

685
00:49:15,240 --> 00:49:17,440
‫از نامزدی شما بی‌خبر بود.

686
00:49:17,440 --> 00:49:19,320
‫تام این موضوع رو ازش مخفی کرده بود،

687
00:49:19,320 --> 00:49:22,320
‫چون می‌دونست اگه بفهمه،
‫هرگز یه مرد نامزددار رو با خودش نمی‌بره.

688
00:49:23,560 --> 00:49:26,480
‫میل رفتنش اونقدر قوی بود که...

689
00:49:26,480 --> 00:49:28,440
‫کسی، حرفش رو باور نکن!

690
00:49:28,440 --> 00:49:30,360
‫واقعیت داره. تو بگو، جیمز.

691
00:49:34,280 --> 00:49:36,120
‫تصمیم خود تام بود.

692
00:49:37,360 --> 00:49:40,320
‫واکنش کاساندرا کاملاً ناامیدانه بود.

693
00:49:40,320 --> 00:49:43,680
‫روی زمین افتاد و دچار حمله‌ی عصبی شد.

694
00:49:45,680 --> 00:49:47,960
‫تا به حال چنین ناله و شیونی نشنیده بودم.

695
00:49:47,960 --> 00:49:49,760
‫هیچ‌کس نمی‌تونست آرومش کنه.

696
00:49:51,280 --> 00:49:52,440
‫چی؟

697
00:49:53,760 --> 00:49:56,080
‫حتی یه کلمه هم نمی‌تونست بگه.

698
00:49:56,080 --> 00:49:59,560
‫حتماً برای هر دوی شما خیلی سخت بوده، پس...

699
00:50:00,520 --> 00:50:01,720
‫ممنونم.

700
00:50:03,600 --> 00:50:07,040
‫این غم و اندوه چه اندازه ملال‌آور و تلخه؟

701
00:50:07,040 --> 00:50:09,560
‫یعنی سرنوشت من اینه
‫که با دردسرهای تمام‌نشدنی

702
00:50:09,560 --> 00:50:13,720
‫خواهران جدیدم سر و کار داشته باشم؟
‫جایگاهی نیست که خوشایندم باشد.

703
00:50:13,720 --> 00:50:17,840
‫ولی زمانی که اتفاق بدی می‌افته،
‫بایستی حقیقت گفته شود.

704
00:50:42,960 --> 00:50:44,520
‫تو دروغ گفتی.

705
00:51:19,920 --> 00:51:21,760
‫اصلاً نامه‌ای از جین پیدا کردی؟

706
00:51:25,600 --> 00:51:27,400
‫یه دونه هم پیدا نکردم.

707
00:51:32,560 --> 00:51:35,600
‫بچه‌ها از هیجان دیوانه شدن.

708
00:51:35,600 --> 00:51:37,840
‫ولی خواهرت داره خونه‌ش رو از دست میده.

709
00:51:37,840 --> 00:51:39,480
‫ایزابل یه زن بالغه.

710
00:51:39,480 --> 00:51:40,960
‫آستن‌های همپشایر

711
00:51:40,960 --> 00:51:44,240
‫اولین برنامه‌ی بزرگ سفرشون رو شروع کردن.

712
00:51:44,240 --> 00:51:46,360
‫همون آقای محترمی نبود
‫که هر دو در سیدموث دیدیم؟

713
00:51:46,360 --> 00:51:49,560
‫چقدر عاشقانه،
‫عاشق شدن کنار دریا!

714
00:51:49,560 --> 00:51:52,720
‫اصلاً نمی‌دونم خاله مری ـت از چی حرف می‌زنه.

715
00:51:53,721 --> 00:52:13,721
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

