﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:06,500
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:07,007 --> 00:00:08,307
‫پدرو

3
00:00:08,675 --> 00:00:09,975
‫پدرو!

4
00:00:10,302 --> 00:00:11,602
‫بیدار شو!

5
00:00:13,555 --> 00:00:15,015
‫یه غافل‌گیری برات دارم

6
00:00:25,817 --> 00:00:27,653
‫پسرت پدرو اومده

7
00:00:28,737 --> 00:00:30,037
‫اومده دیدن تو

8
00:00:41,250 --> 00:00:42,550
‫بابا…

9
00:00:44,962 --> 00:00:46,262
‫منم

10
00:01:11,905 --> 00:01:13,323
‫فقط تا چند روز دیگه زنده می‌مونه

11
00:01:15,200 --> 00:01:18,036
‫هر چقدر بخوای
‫می‌تونی این‌جا بمونی

12
00:02:01,121 --> 00:02:03,749
‫بهم قول بده تلاش می‌کنی
‫واقعاً خوش‌حال باشی

13
00:02:04,458 --> 00:02:05,758
‫مزرعه رو پس می‌گیرم

14
00:02:06,793 --> 00:02:08,093
‫نه، پدرو
‫[ تگزاس، سن آنتونیو ]

15
00:02:08,094 --> 00:02:09,253
‫[ تگزاس، سن آنتونیو ]

16
00:02:09,254 --> 00:02:10,553
‫نزدیک بود کشته بشی

17
00:02:12,633 --> 00:02:14,051
‫بچه‌ت رو از دست دادی

18
00:02:16,803 --> 00:02:18,180
‫برگرد سر زندگیت

19
00:02:19,348 --> 00:02:20,648
‫بهت قول می‌دم، بابا

20
00:02:21,892 --> 00:02:24,019
‫کارهای عموت رو فراموش کن

21
00:02:25,520 --> 00:02:27,105
‫قسم بخور، پدرو

22
00:02:28,106 --> 00:02:29,406
‫کار درست رو انجام می‌دم

23
00:02:38,950 --> 00:02:40,250
‫پدرو!

24
00:02:42,371 --> 00:02:43,671
‫اما…

25
00:02:44,122 --> 00:02:45,422
‫خداروشکر!

26
00:02:45,916 --> 00:02:47,216
‫حالت خوبه!

27
00:02:47,500 --> 00:02:54,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

28
00:02:54,633 --> 00:03:00,934
‫« مـثـل آب بـرای شـکـلـات »

29
00:03:01,000 --> 00:03:04,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

30
00:03:09,523 --> 00:03:12,025
‫بعد از مرگ آقای پدرو،

31
00:03:12,109 --> 00:03:14,653
‫چندین ماه پیش‌رو
‫به شکل‌های متفاوتی سپری شدن

32
00:03:20,325 --> 00:03:21,450
‫می‌گیرمت!

33
00:03:21,451 --> 00:03:25,122
‫زندگی تیتا سرشار از خنده
‫و بازی شده بود

34
00:03:28,041 --> 00:03:29,584
‫یه حس درونی ناآشنا

35
00:03:29,876 --> 00:03:32,546
‫از آرامش و راحتی وجودش رو گرفته بود

36
00:03:32,963 --> 00:03:34,506
‫«…خواب‌هایش را آشفته می‌کرد

37
00:03:34,673 --> 00:03:37,091
‫او تنها گنجینه‌ی خود را
‫چهار بار در دست فشرد،

38
00:03:37,175 --> 00:03:39,219
‫و چهار بار آن را
‫درمیان انگشتانش جابه‌جا کرد

39
00:03:39,302 --> 00:03:40,637
‫در حالی که رویایش از بین می‌رفت

40
00:03:40,721 --> 00:03:42,805
‫و چشم باز کرد
‫و با واقعیت تلخش روبه‌رو شد

41
00:03:43,473 --> 00:03:45,016
‫در حالی که کامل بیدار شده بود…»

42
00:03:47,602 --> 00:03:48,978
‫ولی برای پدرو،

43
00:03:49,438 --> 00:03:52,232
‫زمان کندتر از همیشه می‌گذشت

44
00:03:54,860 --> 00:03:56,160
‫هیچ عجله‌ای نداشت

45
00:03:59,322 --> 00:04:01,241
‫انگار جایی برای رفتن نداشت

46
00:04:05,829 --> 00:04:07,372
‫برای گرترودیس و گروهش،

47
00:04:07,706 --> 00:04:09,416
‫هرج‌ومرج کشورشون

48
00:04:09,499 --> 00:04:13,128
‫و تهدیدی که باعث
‫فرار ناگهانی نیکولاس شد

49
00:04:13,545 --> 00:04:16,173
‫مجبورشون کرده بود
‫دست از مبارزه بکشن

50
00:04:17,132 --> 00:04:18,215
‫در اون زمان،

51
00:04:18,216 --> 00:04:22,846
‫باید پنهان می‌شدن، غذا پیدا می‌کردن
‫و زنده می‌موندن

52
00:04:29,728 --> 00:04:31,062
‫در همون زمان،

53
00:04:31,229 --> 00:04:34,608
‫اِلنا بعد از این‌که به سختی از حمله
‫به مزرعه‌ش جون سالم به در برده بود،

54
00:04:34,983 --> 00:04:37,778
‫حالش بدتر و بدتر می‌شد

55
00:04:45,911 --> 00:04:48,538
‫و فینا هیچ چاره‌ای نداشت

56
00:04:48,622 --> 00:04:51,832
‫جز این‌که غم و غصه‌‌ی خودش رو فراموش کنه
‫تا از اِلنا محافظت کنه

57
00:04:58,381 --> 00:05:00,425
‫بعد از این‌که پدرو تصمیم گرفته بود
‫تیتا رو فراموش کنه،

58
00:05:00,884 --> 00:05:03,720
‫روحش از بدنش خارج شده بود

59
00:05:07,182 --> 00:05:10,560
‫بدون تیتا زندگی اصلاً براش معنایی نداشت

60
00:05:24,658 --> 00:05:26,201
‫و روزاورا…

61
00:05:26,743 --> 00:05:31,081
‫مصمم بود کاری کنه
‫شوهرش عاشقش بشه

62
00:05:56,606 --> 00:05:57,906
‫یه بشقاب بیار

63
00:05:58,692 --> 00:06:00,861
‫زمان همین‌طور می‌گذشت

64
00:06:01,736 --> 00:06:03,036
‫بعضی‌وقت‌ها مفید بود

65
00:06:03,321 --> 00:06:06,408
‫و زخم‌ها رو شفا می‌داد،
‫و درد زندگی رو کم‌تر می‌کرد

66
00:06:13,623 --> 00:06:14,923
‫بقیه‌ی وقت‌ها،

67
00:06:15,542 --> 00:06:17,711
‫زخم‌های عمیقی به جا می‌گذاشت

68
00:06:26,887 --> 00:06:30,974
‫تنشی که بین گرترودیس و خوآن
‫به علت فرار نیکولاس وجود داشت

69
00:06:32,100 --> 00:06:35,103
‫بعد از رسیدن‌شون به یه مکان امن
‫کاهش یافت

70
00:06:48,700 --> 00:06:50,327
‫عروسی کِی برگزار می‌شه، دکتر؟

71
00:06:52,078 --> 00:06:54,497
‫وقتی تیتا حالش بهتر بشه،
‫خودش زمان رو مشخص می‌کنه

72
00:06:55,832 --> 00:06:57,207
‫عجله‌ای نداریم

73
00:07:13,642 --> 00:07:15,352
‫هر ماه که می‌گذشت،

74
00:07:16,519 --> 00:07:21,358
‫روزاورا سعی کرد هر چیزی
‫که یاد تیتا رو زنده می‌کنه رو از بین ببره

75
00:07:44,172 --> 00:07:45,840
‫دوران سختی بود،

76
00:07:46,299 --> 00:07:49,970
‫و اون سال،
‫زمستون سخت‌تر از همیشه بود

77
00:08:02,399 --> 00:08:03,984
‫به جز برخی مکان‌ها

78
00:08:04,567 --> 00:08:08,154
‫به نظر می‌رسید تیتا
‫زندگی جدیدی شروع کرده بود

79
00:08:12,742 --> 00:08:13,909
‫با این حال…

80
00:08:13,910 --> 00:08:18,665
‫نمی‌تونست به این فکر نکنه
‫که اون زندگی واقعاً متعلق به اونه یا نه

81
00:08:31,219 --> 00:08:32,519
‫جان؟

82
00:08:34,304 --> 00:08:35,604
‫بله؟

83
00:08:37,475 --> 00:08:39,769
‫بهترین زمان برای عروسی کیه؟

84
00:08:42,272 --> 00:08:43,572
‫واقعاً؟

85
00:08:45,734 --> 00:08:47,034
‫واقعاً؟

86
00:08:47,444 --> 00:08:48,744
‫آره

87
00:08:59,539 --> 00:09:00,839
‫دلفینو؟

88
00:09:01,207 --> 00:09:03,251
‫خبری راجع به مادرتون دارم، خانم تیتا

89
00:09:34,949 --> 00:09:36,249
‫ممنون

90
00:09:36,993 --> 00:09:38,293
‫ممنون

91
00:09:48,088 --> 00:09:49,296
‫دلم برات تنگ شده بود

92
00:09:49,297 --> 00:09:50,715
‫خیلی از دیدنت خوش‌حالم!

93
00:09:51,424 --> 00:09:52,724
‫منم همین‌طور

94
00:10:32,715 --> 00:10:34,015
‫حالت خوبه؟

95
00:10:38,888 --> 00:10:40,188
‫بریم؟

96
00:10:41,224 --> 00:10:42,524
‫تو برو ببین حالش چطوره

97
00:10:43,017 --> 00:10:44,936
‫من هنوز برای دیدنش آماده نیستم

98
00:11:08,251 --> 00:11:09,551
‫این‌جا چیکار می‌کنی؟

99
00:11:11,004 --> 00:11:12,304
‫کی خبرت کرده؟

100
00:11:13,673 --> 00:11:14,973
‫خانم اِلنا،

101
00:11:15,216 --> 00:11:16,516
‫حالتون خوب نیست

102
00:11:16,551 --> 00:11:17,927
‫دکتر نیاز دارید

103
00:11:18,094 --> 00:11:19,846
‫چطور جرأت کردی پات رو
‫توی خونه‌ی من بذاری؟

104
00:11:21,306 --> 00:11:23,391
‫حق نداشتی دخترم رو ببری

105
00:11:29,439 --> 00:11:30,739
‫لطفاً

106
00:11:34,903 --> 00:11:37,071
‫تیتا دچار کم‌آبی شده بود

107
00:11:37,447 --> 00:11:38,747
‫نزدیک بود بمیره

108
00:11:39,407 --> 00:11:41,659
‫نباید توی اون شرایط قرار می‌گرفت

109
00:11:42,493 --> 00:11:44,871
‫ذهن و روح تیتا بیمارن

110
00:11:46,831 --> 00:11:48,290
‫تو هیچی نمی‌دونی

111
00:11:53,671 --> 00:11:57,217
‫از کِی تا حالا یه دکتر اجازه داره
‫یه دختر جوون رو ببره خونه‌ش؟

112
00:11:58,384 --> 00:12:00,929
‫تیتا به عنوان یه بیمار خونه‌ی منه

113
00:12:01,095 --> 00:12:03,431
‫حالا لطفاً بذارید معاینه‌تون کنم

114
00:12:03,514 --> 00:12:06,059
‫خب، من مادرشم و اجازه ندادم

115
00:12:07,227 --> 00:12:10,772
‫به محض این‌که از این‌جا بلند بشم
‫برمی‌گردونمش به جایی که بوده

116
00:12:12,482 --> 00:12:14,859
‫و تو باید جواب پس بدی

117
00:12:17,111 --> 00:12:18,613
‫لطفاً بذارید دست‌تون رو ببینم

118
00:12:25,411 --> 00:12:27,455
‫پس تو رو هم فریب داده

119
00:12:30,291 --> 00:12:31,793
‫مراقب باش، دکتر

120
00:12:32,669 --> 00:12:35,046
‫تیتا می‌تونه زندگیت رو
‫پر از سختی و مشقت کنه

121
00:12:37,257 --> 00:12:39,676
‫سرنوشت پدرو موزکیز رو که دیدی

122
00:12:40,218 --> 00:12:41,468
‫درسته

123
00:12:41,469 --> 00:12:43,263
‫اتفاقی که براش افتاد
‫واقعاً تأسف‌باره

124
00:12:43,513 --> 00:12:45,348
‫هیچ‌وقت از دوست داشتن اون
‫دست نخواهد کشید

125
00:12:53,314 --> 00:12:54,614
‫بهم دست نزن!

126
00:12:55,233 --> 00:12:57,235
‫باید پاهاتون رو معاینه کنم

127
00:12:59,821 --> 00:13:01,990
‫امروز ورم کردن. مشکلی نیست

128
00:13:03,825 --> 00:13:06,536
‫من سه بار بدون کمک کسی
‫بچه زاییدم، این هیچی نیست

129
00:13:28,308 --> 00:13:29,608
‫خانم اِلنا

130
00:13:30,685 --> 00:13:32,228
‫می‌تونید پاهاتون رو تکون بدید؟

131
00:13:44,407 --> 00:13:45,707
‫سلام

132
00:13:48,786 --> 00:13:50,078
‫- کریسپین
‫- بله؟

133
00:13:50,079 --> 00:13:51,379
‫خوآن رو ندیدی؟

134
00:13:51,664 --> 00:13:54,208
‫از صبح زود مثل یه خروس بیرونه

135
00:14:06,220 --> 00:14:07,520
‫چطوری؟

136
00:14:09,557 --> 00:14:10,892
‫از فرار کردن خسته شدم

137
00:14:12,477 --> 00:14:13,777
‫از قایم شدن خسته شدم

138
00:14:14,854 --> 00:14:17,231
‫مطمئنم به زودی دستورالعمل‌های
‫جدید رو دریافت می‌کنیم

139
00:14:18,316 --> 00:14:19,650
‫باید صبور باشیم

140
00:14:20,943 --> 00:14:22,904
‫حتی نمی‌دونم برای چی می‌جنگیم

141
00:14:25,740 --> 00:14:27,784
‫فایده‌ی این همه مرگ‌ومیر چیه؟

142
00:14:29,410 --> 00:14:31,746
‫همه‌چیز مثل دوران «پورفیریو» شده

143
00:14:35,124 --> 00:14:37,001
‫برگشتیم سر نقطه‌ی اول

144
00:14:38,336 --> 00:14:40,588
‫مردم هنوز راضی نیستن

145
00:14:41,756 --> 00:14:43,883
‫گرسنگی و فقر زیادی وجود داره

146
00:14:46,219 --> 00:14:50,223
‫باید خودمون رو سروسامون بدیم
‫و مبارزه کنیم، خودت می‌بینی

147
00:14:52,183 --> 00:14:54,560
‫بدتر از همه‌چیز اینه که
‫اون موزکیز لعنتی

148
00:14:56,062 --> 00:14:58,398
‫همه‌ی سربازهاش رو فرستاده
‫تا ما رو پیدا کنن

149
00:15:02,443 --> 00:15:04,278
‫اگه وقتی پیدامون می‌کنن
‫مهمات نداشته باشیم،

150
00:15:05,822 --> 00:15:07,698
‫غذا نداشته باشیم،
‫زنده نمی‌مونیم

151
00:15:10,660 --> 00:15:12,745
‫من بار این همه کُشته رو به دوش می‌کشم

152
00:15:12,829 --> 00:15:14,129
‫ما اون بار رو به دوش می‌کشیم

153
00:15:14,789 --> 00:15:16,290
‫چرا تو همه‌چیز رو گردن می‌گیری؟

154
00:15:16,999 --> 00:15:18,751
‫گفتنش برای تو آسونه

155
00:15:20,545 --> 00:15:22,171
‫دوباره شروع شد!

156
00:15:23,756 --> 00:15:26,676
‫رفتن پدرو یه اشتباه بود،
‫اما نمی‌تونستم جلوش رو بگیرم

157
00:15:26,759 --> 00:15:28,719
‫یکی از شماست،
‫چرا نمی‌تونستی؟

158
00:15:28,845 --> 00:15:30,263
‫یکی از ماست؟

159
00:15:33,266 --> 00:15:36,310
‫اگه پدرو یکی از ماست،
‫پس نیکولاس خائن هم یکی از شماست،

160
00:15:36,394 --> 00:15:37,770
‫پس منظورت چیه؟

161
00:15:37,854 --> 00:15:41,315
‫شاید هدف‌مون از جنگیدن یکی باشه،
‫اما مثل هم نیستیم، گرترودیس

162
00:15:42,483 --> 00:15:43,783
‫خودت رو گول نزن

163
00:15:44,777 --> 00:15:47,655
‫چون توی یه مزرعه متولد شدم
‫باعث نمی‌شه یکی از اونا باشم،

164
00:15:47,738 --> 00:15:48,905
‫و خودت هم می‌دونی

165
00:15:48,906 --> 00:15:52,285
‫چون اشراف‌زاده‌م و پدر و مادر
‫فقیری نداشتم ازم متنفر نباش

166
00:16:22,690 --> 00:16:25,943
‫بچه‌ها، هر کی جرأت داره
‫از مزرعه‌ی ذرت رد بشه!

167
00:17:25,502 --> 00:17:26,802
‫تیتا!

168
00:17:33,094 --> 00:17:34,394
‫تیتا!

169
00:17:38,140 --> 00:17:39,440
‫تیتا!

170
00:17:42,103 --> 00:17:43,403
‫تیتا!

171
00:17:48,025 --> 00:17:49,325
‫باید بیایی

172
00:18:01,706 --> 00:18:03,006
‫حالش بد به نظر نمی‌رسه

173
00:18:04,125 --> 00:18:05,425
‫بهش آرامش‌بخش دادم

174
00:18:05,626 --> 00:18:06,926
‫به این زودی بیدار نمی‌شه

175
00:18:21,517 --> 00:18:23,769
‫ستون فقرات مادرت شکسته

176
00:18:25,104 --> 00:18:26,981
‫متأسفانه اعصابش هم آسیب دیدن

177
00:18:30,234 --> 00:18:31,534
‫تیتا

178
00:18:32,028 --> 00:18:33,613
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونه راه بره

179
00:18:34,905 --> 00:18:37,700
‫و احتمال زیاد عفونت کلیه هم داره

180
00:18:39,493 --> 00:18:40,911
‫چطور می‌تونیم کمکش کنیم؟

181
00:18:43,873 --> 00:18:47,918
‫تنها کاری که ازمون برمیاد اینه که
‫بریم به «ایگل پس» و مورفین بیاریم

182
00:18:48,502 --> 00:18:50,129
‫اون‌طوری دردش کمتر می‌شه

183
00:18:50,671 --> 00:18:53,966
‫باید کمکش کنیم بدنش تقویت بشه
‫تا بتونیم ببریمش بیمارستان

184
00:18:54,050 --> 00:18:55,718
‫تا کلیه‌هاش معاینه بشن

185
00:19:00,306 --> 00:19:01,606
‫من ازش مراقبت می‌کنم

186
00:19:02,600 --> 00:19:04,268
‫مجبور نیستی اون کار رو بکنی، تیتا

187
00:19:04,352 --> 00:19:05,728
‫فینا می‌تونه بهش غذا بده

188
00:19:05,978 --> 00:19:08,481
‫و داروهایی که تجویز می‌کنم رو بهش بده

189
00:19:10,149 --> 00:19:11,734
‫اون مادرمه، بهم نیاز داره

190
00:19:13,944 --> 00:19:15,244
‫خودم ازش مراقبت می‌کنم

191
00:19:17,448 --> 00:19:19,116
‫به محض این‌که بتونم، برمی‌گردم

192
00:19:20,743 --> 00:19:22,043
‫یالا!

193
00:19:22,578 --> 00:19:23,878
‫یالا!

194
00:19:26,499 --> 00:19:27,799
‫دلفینو

195
00:19:28,042 --> 00:19:29,334
‫به روزاورا خبر بده

196
00:19:29,335 --> 00:19:31,379
‫- می‌دونی گرترودیس کجاست؟
‫- آره، می‌دونم

197
00:19:31,587 --> 00:19:33,214
‫- ممنون
‫- خانم…

198
00:19:34,256 --> 00:19:35,556
‫ببخشید

199
00:19:36,634 --> 00:19:38,969
‫فرصت نشد باهاتون صحبت کنم

200
00:19:39,887 --> 00:19:42,098
‫نمی‌خواستم ببرمتون اون‌جا

201
00:19:42,264 --> 00:19:44,016
‫خانم اِلنا بهم دستور داد

202
00:19:44,266 --> 00:19:45,935
‫از همون موقع می‌دونستم، دلفینو

203
00:19:46,102 --> 00:19:47,402
‫نگران نباش

204
00:19:49,605 --> 00:19:50,905
‫یه چیز دیگه هم هست

205
00:19:51,357 --> 00:19:53,109
‫- آقای…
‫- اگه در مورد گذشته‌ست…

206
00:19:54,151 --> 00:19:55,528
‫لطفاً چیزی نگو

207
00:19:56,487 --> 00:19:57,787
‫- باشه
‫- ممنون

208
00:20:11,460 --> 00:20:13,754
‫چیه، فینا؟
‫تا حالا این‌قدر مضطرب نبودی

209
00:20:14,380 --> 00:20:16,257
‫به‌خاطر اینه که کارهای زیادی دارم

210
00:20:17,550 --> 00:20:19,093
‫اصلاً دوران راحتی نبوده

211
00:20:19,301 --> 00:20:20,970
‫خب، الان خودم برای کمک این‌جام

212
00:20:21,470 --> 00:20:23,139
‫اما دوباره می‌ری، نه؟

213
00:20:25,850 --> 00:20:27,935
‫چرا باهامون نمیایی به «ایگل پس»؟

214
00:20:30,604 --> 00:20:31,904
‫بیخیال، تیتا…

215
00:20:32,982 --> 00:20:35,359
‫خودت می‌دونی اوضاع
‫توی مزرعه چطوره

216
00:20:38,529 --> 00:20:40,489
‫یه نفر باید مراقب خانم اِلنا باشه

217
00:20:41,240 --> 00:20:42,950
‫این‌جا اوضاع خیلی پیچیده شده

218
00:20:45,077 --> 00:20:46,377
‫چی شده، فینا؟

219
00:20:48,497 --> 00:20:49,797
‫هیچی

220
00:20:52,376 --> 00:20:54,086
‫- بیا بریم همون غرفه‌ی همیشگی
‫- نه!

221
00:20:54,170 --> 00:20:56,547
‫صبر کن، تیتا،
‫گوشت اون‌جا خیلی بده

222
00:20:56,630 --> 00:20:58,674
‫همیشه بهترین گوشت رو داشتن. بیا

223
00:21:04,305 --> 00:21:05,723
‫ممنون، روز خوبی داشته باشید

224
00:21:08,392 --> 00:21:09,769
‫سلام، صبح بخیر!

225
00:21:09,977 --> 00:21:11,277
‫صبح بخیر، خانم

226
00:21:11,562 --> 00:21:12,862
‫چی دارید؟

227
00:21:13,564 --> 00:21:15,065
‫خب، همه‌چیز

228
00:21:15,232 --> 00:21:16,532
‫چی می‌خواید؟

229
00:21:18,861 --> 00:21:20,161
‫لطفاً این رو بدید بهم

230
00:21:20,654 --> 00:21:21,954
‫دم گاوه

231
00:21:22,615 --> 00:21:23,915
‫قیمتش چقدره؟

232
00:21:24,241 --> 00:21:25,576
‫‏۱۰ پزو

233
00:21:27,203 --> 00:21:28,996
‫همیشه به شما تخفیف می‌دیم

234
00:21:30,247 --> 00:21:31,372
‫بفرمایید

235
00:21:31,373 --> 00:21:32,875
‫- خیلی ممنون
‫- خیلی ممنون!

236
00:21:35,294 --> 00:21:36,594
‫صبر کنید!

237
00:21:47,139 --> 00:21:48,439
‫چیزیه که دوست داری

238
00:21:56,816 --> 00:21:58,116
‫اون چی بود؟

239
00:21:58,234 --> 00:21:59,534
‫چی چی بود؟

240
00:21:59,568 --> 00:22:00,868
‫خب، اونی که بهت داد

241
00:22:01,403 --> 00:22:02,612
‫دل و جگره

242
00:22:02,613 --> 00:22:03,863
‫بیخیال، فینا!

243
00:22:03,864 --> 00:22:06,408
‫نمی‌تونست چشم ازت برداره

244
00:22:06,492 --> 00:22:07,868
‫داستان‌تون چیه؟

245
00:22:10,996 --> 00:22:12,331
‫ازم خواستگاری کرد

246
00:22:13,332 --> 00:22:14,624
‫اما من قبول نکردم

247
00:22:14,625 --> 00:22:17,044
‫فینا! چرا بهم نگفتی؟

248
00:22:17,545 --> 00:22:20,381
‫چون قضیه‌های مهم‌تری
‫وجود داره، تیتا

249
00:22:22,800 --> 00:22:24,218
‫چرا جواب رد دادی؟

250
00:22:24,844 --> 00:22:28,305
‫معلوم بود بدجور عاشقته.
‫تو هم سرخ شدی!

251
00:22:29,640 --> 00:22:30,940
‫احتمالاً به‌خاطر گرمای هواست

252
00:22:31,475 --> 00:22:32,775
‫ببین! سبزیجات!

253
00:22:43,571 --> 00:22:44,871
‫بیا داخل، عزیزم

254
00:22:49,076 --> 00:22:50,376
‫از کوهستان اومدی

255
00:22:51,203 --> 00:22:52,503
‫از کجا فهمیدی؟

256
00:22:53,497 --> 00:22:55,833
‫بوی درخت هویساچه
‫و خاک خیس می‌دی

257
00:22:58,252 --> 00:22:59,552
‫چه کاری می‌تونم برات بکنم؟

258
00:23:09,680 --> 00:23:11,015
‫چند ماهشه؟

259
00:23:12,600 --> 00:23:14,226
‫حقیقتاً خودم هم نمی‌دونم

260
00:23:18,731 --> 00:23:21,775
‫اومدم ببینم می‌تونم
‫جلوش رو بگیرم یا نه

261
00:24:07,529 --> 00:24:09,198
‫اون پسر اذیتت کرده؟

262
00:24:10,074 --> 00:24:11,374
‫نه

263
00:24:11,784 --> 00:24:13,202
‫هیچ کاری نکرده

264
00:24:15,329 --> 00:24:16,629
‫پس کس دیگه‌ای اذیتت کرده؟

265
00:24:30,594 --> 00:24:31,678
‫فقط این‌که…

266
00:24:31,679 --> 00:24:33,555
‫وقتی اون آدم‌ها به مزرعه هجوم آوردن،

267
00:24:37,726 --> 00:24:39,103
‫من رو گرفتن

268
00:24:44,358 --> 00:24:46,527
‫با این‌که خانم اِلنا ازم دفاع کرد

269
00:24:47,528 --> 00:24:48,828
‫بدجور کتکش زدن

270
00:24:50,739 --> 00:24:52,039
‫من رو کشیدن و بردن…

271
00:24:56,453 --> 00:24:58,622
‫و نوبتی کارشون رو کردن

272
00:25:05,838 --> 00:25:07,138
‫اما آسیبی ندیدی؟

273
00:25:07,881 --> 00:25:09,258
‫جان می‌تونه معاینه‌ت کنه

274
00:25:12,469 --> 00:25:14,138
‫جسمم خیلی وقت پیش خوب شد

275
00:25:20,102 --> 00:25:21,478
‫قبلاً خسوس دوستم داشت

276
00:25:23,939 --> 00:25:25,239
‫اما الان…

277
00:25:39,413 --> 00:25:40,789
‫اگه یه مرد دوستت داشته باشه

278
00:25:41,957 --> 00:25:44,043
‫تو رو با زخم‌هات می‌پذیره

279
00:25:49,006 --> 00:25:51,633
‫حالا که خورشید دراومده
‫برم لباس‌ها رو آویزون کنم

280
00:25:51,717 --> 00:25:53,017
‫ببخشید

281
00:26:08,317 --> 00:26:09,617
‫کجا بودی؟

282
00:26:10,194 --> 00:26:11,862
‫به کریسپین گفتم دنبالت بگرده

283
00:26:11,987 --> 00:26:13,287
‫داشتم لباس می‌شستم

284
00:26:14,448 --> 00:26:15,908
‫و می‌خواستم حموم کنم

285
00:26:16,909 --> 00:26:19,203
‫- و لباس‌ها کجان؟
‫- آویزون‌شون کردم

286
00:26:20,746 --> 00:26:23,832
‫از کِی تا حالا باید کارهام رو
‫برای تو توضیح بدم؟

287
00:26:23,999 --> 00:26:26,043
‫از وقتی که رفتارت مشکوک شده

288
00:26:27,920 --> 00:26:29,220
‫می‌گی لباس شستی،

289
00:26:29,922 --> 00:26:31,507
‫اما کو لباس؟

290
00:26:36,428 --> 00:26:38,347
‫بهتره بهم بگی قضیه چیه

291
00:26:40,182 --> 00:26:41,482
‫چندین هفته‌ست…

292
00:26:44,520 --> 00:26:46,355
‫که نمی‌ذاری بهت دست بزنم

293
00:26:49,108 --> 00:26:50,408
‫موضوع اینه که…

294
00:26:51,944 --> 00:26:54,196
‫نگران کمبود غذا هستم، خوآن

295
00:26:55,197 --> 00:26:56,497
‫مثل بقیه

296
00:26:57,616 --> 00:26:59,535
‫یه‌کم آب گرم می‌کنم
‫تا قهوه بخوریم

297
00:27:48,458 --> 00:27:49,758
‫فینا!

298
00:27:58,468 --> 00:27:59,768
‫فینا!

299
00:28:17,738 --> 00:28:19,406
‫این‌جا چیکار می‌کنی، تیتا؟

300
00:28:21,116 --> 00:28:23,285
‫چطور جرأت کردی با اون دکتر
‫بیایی این‌جا؟

301
00:28:26,330 --> 00:28:27,455
‫بذار کمکت کنم

302
00:28:27,456 --> 00:28:29,541
‫- فینا کجاست؟
‫- این‌جا نیست، من کمکت می‌کنم

303
00:28:29,625 --> 00:28:31,251
‫- بهم دست نزن!
‫- ازت درخواست نکردم

304
00:28:31,335 --> 00:28:32,635
‫چی؟

305
00:28:35,505 --> 00:28:36,805
‫این چیه؟

306
00:28:37,925 --> 00:28:40,802
‫- می‌خوام با جان ازدواج کنم
‫- گفتم حق نداری ازدواج کنی

307
00:28:41,345 --> 00:28:44,139
‫دلیل برگشتنت اینه که
‫ازدواجت رو به رخم بکشی

308
00:28:44,932 --> 00:28:47,684
‫برخلاف همه‌ی کارهایی که تو کردی
‫من اومدم این‌جا بهت کمک می‌کنم

309
00:28:47,768 --> 00:28:49,068
‫«برخلاف همه‌ی کارها»

310
00:28:49,228 --> 00:28:51,605
‫مایه‌ی ننگ این خونه‌ای

311
00:28:51,980 --> 00:28:54,148
‫هیچ‌وقت نمی‌بخشمت
‫که به‌خاطر مرگ نوه‌ام

312
00:28:54,149 --> 00:28:55,692
‫من رو مقصر نشون دادی

313
00:28:55,776 --> 00:28:57,361
‫بیا گذشته رو کنار بذاریم

314
00:28:57,444 --> 00:28:59,488
‫وقتی بیمار بودم
‫ازم سوءاستفاده کردی

315
00:28:59,571 --> 00:29:00,871
‫خیلی ریاکاری

316
00:29:01,865 --> 00:29:03,742
‫- سزاوار چنین رفتاری نیستم
‫- برو بیرون!

317
00:29:05,327 --> 00:29:07,037
‫خیلی نمک‌نشناسی. برو بیرون!

318
00:29:07,329 --> 00:29:09,331
‫می‌رم و دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینیم

319
00:29:09,414 --> 00:29:10,498
‫ازدواج می‌کنم

320
00:29:10,499 --> 00:29:13,126
‫ترجیح می‌دم بمیرم
‫ولی قبول نکنم تو ازدواج کنی

321
00:29:13,418 --> 00:29:16,338
‫از شر من خلاص شدی،
‫پس هر کاری بخوام می‌کنم

322
00:29:16,546 --> 00:29:18,882
‫نمی‌خوام در نهایت مثل تو
‫تنها و ترش‌رو بشم

323
00:29:44,199 --> 00:29:45,499
‫الان چی شده؟

324
00:29:54,584 --> 00:29:55,919
‫ازم خسته شدی؟

325
00:29:58,505 --> 00:30:00,132
‫یه زمین‌دار پیدا کردی

326
00:30:05,554 --> 00:30:07,014
‫یکی از مردم خودتون

327
00:30:07,180 --> 00:30:08,932
‫هیچی نمی‌دونی، خوآن

328
00:30:10,892 --> 00:30:12,192
‫بگیر بخواب

329
00:30:14,187 --> 00:30:16,690
‫چی رو باید بدونم؟
‫هیچی بهم نمی‌گی

330
00:30:19,568 --> 00:30:20,868
‫بگو

331
00:30:23,196 --> 00:30:24,698
‫دیگه نمی‌خوام معما بشنوم

332
00:30:32,456 --> 00:30:33,790
‫رفتم پیش یه قابله

333
00:30:38,503 --> 00:30:39,803
‫چی؟ چرا؟

334
00:30:41,381 --> 00:30:43,050
‫چون حامله‌ام، خوآن

335
00:30:46,595 --> 00:30:47,895
‫چی؟

336
00:30:52,601 --> 00:30:54,686
‫و نمی‌دونم می‌خوام
‫بچه رو نگه دارم یا نه

337
00:31:03,695 --> 00:31:06,156
‫من برای مادر بودن متولد نشدم

338
00:31:42,776 --> 00:31:44,076
‫برید…

339
00:31:45,278 --> 00:31:46,578
‫فقط از این‌جا برید…

340
00:32:22,566 --> 00:32:24,901
‫اون حروم‌زاده‌ها نابودم کردن

341
00:32:28,447 --> 00:32:30,907
‫ولی وقتی به فینا حمله کردن
‫سعی کردی بهش کمک کنی

342
00:32:31,533 --> 00:32:32,909
‫بی‌فایده بود

343
00:32:34,453 --> 00:32:36,204
‫به هر حال بهش تجاوز کردن

344
00:32:38,790 --> 00:32:40,090
‫حیوون‌ها…

345
00:32:46,798 --> 00:32:49,801
‫کاش یه مَرد بودم

346
00:32:54,473 --> 00:32:57,434
‫مَردها هر زمانی که بخوان
‫طبق میل‌شون عمل می‌کنن

347
00:32:59,769 --> 00:33:01,396
‫حق دارن هر کاری بکنن

348
00:33:07,903 --> 00:33:09,988
‫من رو دو نصف کردن، تیتا

349
00:33:20,040 --> 00:33:22,542
‫تو قوی هستی، مامان،
‫از اول هم قوی بودی

350
00:33:32,052 --> 00:33:34,137
‫یه لیوان دمنوش گل ساعتی بهم بده

351
00:34:04,122 --> 00:34:11,122


352
00:34:23,311 --> 00:34:24,728
‫صبح بخیر، خانم

353
00:34:25,063 --> 00:34:26,363
‫صبح بخیر

354
00:34:31,444 --> 00:34:33,947
‫تا کِی می‌خواید ترش‌رویی کنید؟

355
00:34:36,241 --> 00:34:38,743
‫تو تنها زنی نیستی
‫که توی اون شرایط بودی

356
00:34:41,288 --> 00:34:42,588
‫بله، خانم

357
00:34:44,498 --> 00:34:45,798
‫تیتا کجاست؟

358
00:34:47,335 --> 00:34:48,635
‫بهش بگو بیاد

359
00:35:03,518 --> 00:35:05,895
‫می‌خوام دوباره تو مسئول آشپزی باشی

360
00:35:06,146 --> 00:35:07,814
‫یه غذای خوش‌مزه برام درست کن

361
00:35:09,107 --> 00:35:10,942
‫این دختر هیچ غذای خوش‌مزه‌ای
‫درست نمی‌کنه

362
00:35:11,943 --> 00:35:13,243
‫چشم، مامان

363
00:35:15,530 --> 00:35:17,240
‫منتظر چی هستی؟
‫برو غذا درست کن!

364
00:35:23,413 --> 00:35:27,125
‫این یه توجه کوچیک از طرف اِلنا بود،

365
00:35:28,043 --> 00:35:29,343
‫اما برای تیتا…

366
00:35:29,753 --> 00:35:32,005
‫اندازه‌ی یه دنیا ارزش داشت

367
00:35:33,214 --> 00:35:37,761
‫باید یه چیز خیلی خاص
‫برای مادرش درست می‌کرد

368
00:35:38,511 --> 00:35:42,182
‫به یه دستور پخت نیاز داشت تا عشق،

369
00:35:43,058 --> 00:35:45,894
‫و دلسوزیش رو نشونش بده

370
00:35:48,980 --> 00:35:52,025
‫تیتا، یه آب‌گوشت خوب
‫مثل یه نوازش خوبه

371
00:35:53,318 --> 00:35:54,778
‫مثل یه آغوش گرم

372
00:35:55,111 --> 00:35:57,864
‫مثل بیدار شدن موقع طلوع خورشید
‫بعد از دیدن کابوس

373
00:35:58,740 --> 00:36:00,040
‫مثل برگشتن به خونه

374
00:36:00,659 --> 00:36:01,993
‫جایی که احساس امنیت می‌کنیم

375
00:36:02,869 --> 00:36:06,289
‫وقتی بیمار یا ناراحت بودی

376
00:36:08,375 --> 00:36:10,085
‫این آب‌گوشت رو برات درست می‌کردم

377
00:36:11,544 --> 00:36:12,844
‫آب‌گوشت می‌تونه شفا بده

378
00:36:17,801 --> 00:36:20,095
‫مواد لازم برای درست کردن
‫این آب‌گوشت اینا هستن:

379
00:36:20,178 --> 00:36:22,639
‫دو تا دم گاو، یک پیاز،

380
00:36:22,972 --> 00:36:25,809
‫دو حبه سیر، گوجه و ذرت

381
00:36:33,775 --> 00:36:35,860
‫وقتی سیرها و پیاز رو خرد کردی،

382
00:36:35,944 --> 00:36:38,988
‫باید همراه با دم‌های گاو که
‫قبلاً ریز شدن، سرخ بشن

383
00:36:43,743 --> 00:36:47,747
‫دم‌های گاو باید توی
‫مقدار مناسبی از آب پخته بشن

384
00:36:48,039 --> 00:36:51,126
‫اگه آب زیاد باشه،
‫آب‌گوشت خیلی آبکی می‌شه

385
00:36:51,626 --> 00:36:54,546
‫یه آب‌گوشت خوش‌مزه
‫باید سوپ‌مانند و طعم‌دار باشه

386
00:36:55,922 --> 00:36:59,092
‫وقتی آب به جوش میاد
‫باید سبزیجات اضافه بشن

387
00:37:18,966 --> 00:37:27,240
‫[ سوپ دم گاو ]

388
00:37:28,454 --> 00:37:31,070
‫[ تگزاس، سن آنتونیو ]

389
00:37:35,420 --> 00:37:36,720
‫بگیر

390
00:37:37,589 --> 00:37:41,050
‫فرمان عفو ​​که شخصاً توسط
‫رئیس جمهور مکزیک امضا شده

391
00:37:41,051 --> 00:37:42,594
‫[ ایالات متحده‌ی مکزیک ]

392
00:37:42,719 --> 00:37:44,019
‫بلیت برگشتته

393
00:37:46,222 --> 00:37:48,224
‫تو کشورت پول معجزه می‌کنه

394
00:37:52,020 --> 00:37:54,814
‫از دیکتاتوری خلاص شدیم
‫اما برگشتیم سر نقطه‌ی اول

395
00:37:55,857 --> 00:37:58,568
‫شرایط زندگی افتضاحه،
‫هیچی تغییر نکرده

396
00:37:58,735 --> 00:38:03,114
‫عفو شدی، اما هنوزم براشون
‫یه شورشی محسوب می‌شی

397
00:38:05,200 --> 00:38:07,786
‫مطمئنی می‌خوای برگردی
‫به پیدراس نگراس؟

398
00:38:07,994 --> 00:38:09,329
‫مزرعه رو پس می‌گیرم

399
00:38:10,330 --> 00:38:12,457
‫و عموم به سزای عملش می‌رسه

400
00:38:12,582 --> 00:38:13,882
‫عموت…

401
00:38:14,459 --> 00:38:17,337
‫به نظرم عموت داره
‫کارهای غیرقانونی‌ای انجام می‌ده

402
00:38:18,046 --> 00:38:19,506
‫از وقتی مقام جدید گرفته،

403
00:38:19,589 --> 00:38:24,594
‫مزرعه‌های اطراف مزرعه‌ی پدرت
‫مورد حمله‌ی طرفدارهای «ویا» قرار می‌گیرن

404
00:38:25,553 --> 00:38:27,889
‫وقتی مورد حمله قرار می‌گیرن،
‫تخلیه می‌شن

405
00:38:28,389 --> 00:38:30,642
‫صاحب‌هاشون از ترس
‫اونا رو ارزون می‌فروشن

406
00:38:31,726 --> 00:38:33,186
‫کی اون مزرعه‌ها رو می‌خره؟

407
00:38:36,731 --> 00:38:40,276
‫به پدرت قول دادم
‫که تو رو درگیر ماجرا نمی‌کنم

408
00:38:42,320 --> 00:38:44,489
‫اما می‌دونم نمی‌تونم جلوت رو بگیرم

409
00:38:56,668 --> 00:39:00,547
‫اگه یه وقت به کمک دولت نیاز داشتی،

410
00:39:02,215 --> 00:39:06,761
‫بدون تردید برو سراغ ژنرال «وارگاس»
‫در مونکلووا

411
00:39:08,429 --> 00:39:09,764
‫یکی از دوست‌های قدیمیه

412
00:39:13,226 --> 00:39:14,526
‫ببخشید

413
00:39:14,811 --> 00:39:16,312
‫پدرو، درشکه آماده‌ست

414
00:39:16,563 --> 00:39:17,863
‫بیا بریم

415
00:39:22,902 --> 00:39:24,202
‫موفق باشی

416
00:39:24,821 --> 00:39:26,121
‫ممنون

417
00:39:33,705 --> 00:39:35,123
‫ببخشید، خانم

418
00:39:38,459 --> 00:39:39,759
‫بازم برام چای بیار

419
00:39:40,295 --> 00:39:41,595
‫باشه

420
00:39:57,186 --> 00:39:58,897
‫همون‌طور بود که «ناچا» گفته بود

421
00:39:59,063 --> 00:40:03,443
‫سوپ دم گاو برای اِلنا
‫مثل یه نوازش بود

422
00:40:08,823 --> 00:40:10,950
‫آغوشی سرشار از محبت،

423
00:40:11,242 --> 00:40:14,245
‫محبتی که سال‌ها حسش نکرده بود

424
00:40:54,327 --> 00:40:55,627
‫خوزه

425
00:40:58,247 --> 00:41:03,336
‫اِلنا دلسوزی تیتا رو از طریق
‫چشم‌های خوزه تروینیو حس کرد

426
00:41:06,673 --> 00:41:09,092
‫بعدش متوجه شد وقتی
‫تیتا توی اون وضعیت اون رو دیده

427
00:41:09,175 --> 00:41:11,010
‫چقدر دلش به حالش سوخته

428
00:41:20,019 --> 00:41:22,939
‫و اِلنا نمی‌تونست چنین چیزی رو تحمل کنه

429
00:41:38,496 --> 00:41:40,248
‫چی توی اون آب‌گوشته؟

430
00:41:42,709 --> 00:41:44,009
‫فینا!

431
00:41:47,088 --> 00:41:48,589
‫مسموم شدم

432
00:41:50,049 --> 00:41:51,349
‫مسموم شدم

433
00:41:52,260 --> 00:41:54,387
‫- چی توی اون آب‌گوشت ریختید؟!
‫- هیچی

434
00:41:54,470 --> 00:41:57,306
‫- تیتا می‌خواد من رو بکشه!
‫- هیچ‌کس نمی‌خواد شما رو…

435
00:41:57,390 --> 00:41:59,100
‫اجازه نمی‌دم کسی
‫من رو بکشه، فهمیدی؟

436
00:41:59,851 --> 00:42:01,185
‫چی شده؟

437
00:42:01,769 --> 00:42:03,396
‫چی توی سوپ ریختی، تیتا؟

438
00:42:03,479 --> 00:42:05,356
‫- هیچی، مامان
‫- می‌خوای من رو مسموم کنی!

439
00:42:05,440 --> 00:42:06,858
‫هیچ‌کس نمی‌خواد مسمومت کنه

440
00:42:06,983 --> 00:42:08,066
‫نمک‌نشناس!

441
00:42:08,067 --> 00:42:10,987
‫- یه‌کم آب بیار…
‫- تا وقتی نمیرم دست برنمی‌داری، نه؟

442
00:42:11,446 --> 00:42:14,866
‫فکر می‌کنی من مقصرم که
‫با موزکیز ازدواج نکردی

443
00:42:14,949 --> 00:42:18,077
‫اما خودش روزاورا رو انتخاب کرد

444
00:42:18,327 --> 00:42:20,455
‫تو اون عشق رو نابود کردی، نه من!

445
00:42:20,538 --> 00:42:22,040
‫چیزی نیست، آروم باش

446
00:42:22,123 --> 00:42:24,042
‫چرا با هم فرار نکردید؟

447
00:42:25,460 --> 00:42:28,588
‫عشق من کشته شد،
‫تو چرا باهاش فرار نکردی؟

448
00:42:28,921 --> 00:42:30,221
‫احمق!

449
00:42:31,632 --> 00:42:32,932
‫دکتر…

450
00:42:33,217 --> 00:42:34,517
‫اون می‌خواد مسمومم کنه

451
00:42:35,428 --> 00:42:38,556
‫- توی آب‌گوشت سم ریخته
‫- عفونت باعث شده هذیون بگه

452
00:42:39,098 --> 00:42:40,398
‫بیرون منتظر بمون

453
00:42:40,933 --> 00:42:42,351
‫دخترهام کجان؟

454
00:42:42,435 --> 00:42:45,146
‫باور کن، دکتر،
‫یه چیزی توی آب‌گوشت ریخته

455
00:42:45,229 --> 00:42:46,814
‫دخترم می‌خواد مسمومم کنه

456
00:42:46,898 --> 00:42:48,566
‫اصلاً مزه‌ی خوبی نداشت

457
00:42:48,733 --> 00:42:50,193
‫خانم اِلنا…

458
00:42:54,363 --> 00:42:55,663
‫چی شد، فینا؟

459
00:42:56,199 --> 00:42:57,499
‫نمی‌دونم

460
00:42:58,785 --> 00:43:01,454
‫شاید اشتباه کردم و خوش‌مزه نبوده

461
00:43:20,139 --> 00:43:21,439
‫نه، تیتا

462
00:43:22,809 --> 00:43:24,109
‫برعکس

463
00:43:27,730 --> 00:43:29,065
‫کجا می‌ری، فینا؟

464
00:43:29,690 --> 00:43:30,990
‫فینا!

465
00:43:48,126 --> 00:43:50,920
‫فکر می‌کردم رابطه‌مون داره بهتر می‌شه

466
00:43:55,341 --> 00:43:57,718
‫تیتا، باید مادرت رو ببریم بیمارستان

467
00:43:58,970 --> 00:44:02,431
‫داروها کم‌کم اثر می‌کنن، ولی باید
‫سریع به بیمارستان منتقل بشه

468
00:44:09,105 --> 00:44:10,606
‫چیزی نیست. بیا بغلم

469
00:44:21,993 --> 00:44:23,293
‫خسوس!

470
00:44:25,163 --> 00:44:26,246
‫خسوس…

471
00:44:26,247 --> 00:44:27,547
‫فینا…

472
00:44:30,668 --> 00:44:32,253
‫می‌خوام دلیل رفتنم رو توضیح بدم

473
00:44:33,296 --> 00:44:36,591
‫اما وسط حرفم نپر،
‫چون ممکنه نتونم ادامه بدم

474
00:45:14,670 --> 00:45:15,970
‫می‌دونی نظر من چیه؟

475
00:45:18,090 --> 00:45:19,390
‫چی؟

476
00:45:24,472 --> 00:45:26,390
‫به نظرم اون بچه خیلی خوش‌شانسه

477
00:45:29,310 --> 00:45:30,895
‫چون قراره تو مامانش باشی

478
00:45:37,985 --> 00:45:40,029
‫و من می‌جنگم تا اوضاع رو تغییر بدم

479
00:45:43,741 --> 00:45:45,041
‫برای تو. برای بچه

480
00:45:54,585 --> 00:45:55,885
‫گرترودیس

481
00:46:01,133 --> 00:46:02,433
‫بیا این بچه رو نگه داریم

482
00:46:14,605 --> 00:46:16,315
‫خوآن، من رو خیلی خوب می‌شناسی

483
00:46:17,900 --> 00:46:19,568
‫همیشه کاری که می‌خوام رو انجام می‌دم

484
00:46:20,403 --> 00:46:22,154
‫مامانم نتونست باهام سروکله بزنه

485
00:46:26,325 --> 00:46:28,202
‫اما اگه این بچه رو نگه دارم،

486
00:46:28,452 --> 00:46:29,752
‫همه‌چیز تغییر می‌کنه

487
00:46:30,913 --> 00:46:32,873
‫نمی‌دونم می‌تونم تغییرات رو
‫تحمل کنم یا نه

488
00:46:45,720 --> 00:46:48,514
‫اما حاضرم با کمال میل
‫تلاشم رو بکنم

489
00:46:54,729 --> 00:46:56,029
‫واقعاً؟

490
00:47:12,204 --> 00:47:14,206
‫- چی شده؟
‫- ببخشید، سرهنگ

491
00:47:14,832 --> 00:47:16,292
‫- خانم گرترودیس
‫- بله؟

492
00:47:16,500 --> 00:47:17,877
‫من از پیدراس نگراس اومدم

493
00:47:18,085 --> 00:47:19,545
‫مادرتون بهتون نیاز داره

494
00:47:39,148 --> 00:47:41,233
‫یه نفر می‌خواد من رو مسموم کنه

495
00:47:43,069 --> 00:47:44,779
‫هیچ‌کس نمی‌تونه من رو…

496
00:48:13,849 --> 00:48:16,060
‫تیتا! تیتا!

497
00:48:29,782 --> 00:48:31,082
‫زنده‌ست

498
00:48:40,084 --> 00:48:41,460
‫همه‌ی داروی استفراغ‌آور رو خورده

499
00:48:43,462 --> 00:48:44,762
‫چیکار کنیم؟

500
00:48:45,714 --> 00:48:47,508
‫متأسفانه کاری ازمون برنمیاد

501
00:48:49,051 --> 00:48:51,929
‫اگه مقدار زیادی ازش بخوری
‫خودش تبدیل به سم می‌شه

502
00:49:30,134 --> 00:49:31,886
‫تیتا توی دفترچه‌ی خاطراتش نوشت

503
00:49:32,136 --> 00:49:35,514
‫که اون‌قدر رابطه‌ی عاطفیش
‫با پدرو قوی بوده

504
00:49:36,390 --> 00:49:41,395
‫که اون روز قبل از رسیدن پدرو،
‫حضورش رو حس کرده

505
00:50:59,431 --> 00:51:00,731
‫ممنون

506
00:51:09,817 --> 00:51:12,069
‫دلفینو، وسایلمون رو ببر توی اتاقم

507
00:51:12,945 --> 00:51:14,245
‫ممنون

508
00:51:58,240 --> 00:51:59,540
‫اما…

509
00:52:01,535 --> 00:52:02,835
‫چطور…؟

510
00:52:08,959 --> 00:52:10,336
‫چرا دنبالم نگشتی؟

511
00:52:12,087 --> 00:52:13,387
‫تیتا…

512
00:52:15,841 --> 00:52:17,141
‫وقتشه

513
00:52:49,291 --> 00:52:50,591
‫مامان

514
00:52:51,960 --> 00:52:53,260
‫دخترم…

515
00:53:08,227 --> 00:53:10,104
‫حامله‌ای

516
00:53:12,940 --> 00:53:14,240
‫آره، مامان

517
00:53:40,509 --> 00:53:41,809
‫گرترودیس…

518
00:53:44,555 --> 00:53:45,931
‫به خودت فشار نیار، مامان

519
00:53:50,477 --> 00:53:52,146
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود

520
00:53:52,312 --> 00:53:53,612
‫منم دلم برات تنگ شده بود

521
00:53:55,107 --> 00:53:56,407
‫روزاورا…

522
00:53:57,693 --> 00:53:59,903
‫دیگه تو بزرگ خانواده‌ای

523
00:54:02,072 --> 00:54:04,450
‫سنت‌هامون رو حفظ کن

524
00:54:06,618 --> 00:54:09,204
‫شکوه رو به لاس پالوماس برگردون

525
00:54:13,208 --> 00:54:14,508
‫چشم، مامان

526
00:54:15,210 --> 00:54:16,510
‫بهت قول می‌دم

527
00:55:33,008 --> 00:55:35,008
‫(آنچه خواهید دید پس از تیتراژ)

528
00:55:36,000 --> 00:55:56,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

529
00:56:20,043 --> 00:56:22,362
‫[ آنچه در قسمت بعد خواهید دید… ]

530
00:56:22,462 --> 00:56:25,883
‫می‌دونم وقتی عاشق کسی هستی،
‫یهویی اون عشق از بین نمی‌ره

531
00:56:26,091 --> 00:56:27,383
‫به سلامتیت!

532
00:56:27,384 --> 00:56:29,553
‫از تیتا سوءاستفاده کردی
‫و فریبش دادی

533
00:56:29,636 --> 00:56:31,263
‫از تیتا سوءاستفاده نکردم!

534
00:56:31,346 --> 00:56:33,307
‫می‌دونی عاشق همدیگه هستیم

535
00:56:34,099 --> 00:56:36,768
‫دستور دارم پدرو موزکیز رو دستگیر کنم

536
00:56:36,894 --> 00:56:40,898
‫- ولم کنید!
‫- مطمئن می‌شم این بار واقعاً دخلت بیاد

537
00:56:41,732 --> 00:56:43,650
‫« مـثـل آب بـرای شـکـلـات »

