﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:29,284 --> 00:00:31,164
‫-صبح بخیر، آقای گیب
صبح بخیر-

3
00:00:53,812 --> 00:00:55,091
‫-صبح بخیر
صبح بخیر-

4
00:01:23,000 --> 00:01:30,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

5
00:01:31,000 --> 00:01:34,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

6
00:01:52,220 --> 00:01:54,423
‫-صبح بخیر، مورگن
صبح بخیر-

7
00:01:54,843 --> 00:01:56,899
‫آه، ماشینم باز قاطی کرده

8
00:01:56,924 --> 00:01:58,751
‫اوکیه اگه باهات بیام سر کار؟

9
00:01:58,776 --> 00:02:00,701
‫خیلی دلم می‌خواست، ولی اون سر شهرم

10
00:02:01,096 --> 00:02:04,039
‫نه، نیستی تو آپارتمانتی

11
00:02:04,658 --> 00:02:06,363
‫توی راهرویی، مگه نه، مورگن؟

12
00:02:09,275 --> 00:02:10,640
‫-سلام
سلام-

13
00:02:10,665 --> 00:02:13,526
‫لودو داره بچه‌ها رو می‌بره مدرسه
 و تو هم توی راهی

14
00:02:13,551 --> 00:02:14,820
گفتم منو همین‌جا پیاده کنه

15
00:02:14,845 --> 00:02:16,862
‫امیدوارم اوکی باشه، می‌تونم بیام تو؟

16
00:02:16,887 --> 00:02:17,989
‫نه، نه، نه

17
00:02:18,204 --> 00:02:19,271
‫اون تو چه خبره؟

18
00:02:19,296 --> 00:02:20,530
‫هیچی فقط دارم حاضر می‌شم

19
00:02:20,555 --> 00:02:21,933
‫و در مورد اینکه کجایی خالی می‌بندی

20
00:02:22,821 --> 00:02:23,865
!اوه

21
00:02:24,295 --> 00:02:25,760
‫اون لوسیاست؟

22
00:02:26,436 --> 00:02:28,845
‫خب، خب، چشمم روشن

23
00:02:28,870 --> 00:02:31,007
‫-مورگن، می‌شه بی‌خیال شی؟
بی‌خیال چی؟-

24
00:02:32,139 --> 00:02:34,744
‫خیلی‌خب، تو بردی، بذار فقط یه سلام بکنم

25
00:02:34,769 --> 00:02:36,933
‫می‌رسونمت سر کار
 اگه همین بیرون توی راهرو منتظر بمونی

26
00:02:36,958 --> 00:02:39,369
‫تا وقتی که کار حاضر شدنم
 تموم شه، وگرنه پیاده برو

27
00:02:39,394 --> 00:02:40,896
‫-جدی میگی؟
اوهوم-

28
00:02:41,778 --> 00:02:42,866
‫باشه

29
00:02:43,622 --> 00:02:46,823
‫اوه راستش اینا رو واسه هردومون
 گرفته بودم، ولی خب اشکالی نداره

30
00:02:49,596 --> 00:02:52,151
‫-می‌تونی 3 تا سوال بپرسی
چرا فقط 3 تا؟-

31
00:02:52,176 --> 00:02:53,942
‫-این اولین سوالته؟
این کارو نکن-

32
00:02:53,967 --> 00:02:56,036
‫می‌دونستم قراره
همین کارو بکنی نه، اوکی، باشه

33
00:02:56,470 --> 00:02:58,387
‫این اولین باری بود که شب رو اینجا موند؟

34
00:02:58,599 --> 00:02:59,606
‫-نه
نه؟-

35
00:03:00,689 --> 00:03:02,492
...‫اوکی، آم

36
00:03:03,104 --> 00:03:06,913
‫منظورم اینه، چه حسی داره، می‌دونی، راحته؟
 یه جورایی عجیب نیست؟

37
00:03:06,938 --> 00:03:08,638
‫اینا که تابلوئه همه‌ش یه دونه سواله

38
00:03:09,998 --> 00:03:11,266
‫راستشو بخوای، هردوش

39
00:03:11,823 --> 00:03:13,094
‫-جدی؟
اوهوم-

40
00:03:13,450 --> 00:03:15,153
‫عجیبه که چقدر باهاش راحتم

41
00:03:16,216 --> 00:03:17,723
‫-ها
آره-

42
00:03:19,461 --> 00:03:20,627
‫خوشحالی؟

43
00:03:23,903 --> 00:03:25,972
‫آره، آره

44
00:03:26,507 --> 00:03:27,523
‫خوبه

45
00:03:27,548 --> 00:03:29,149
لیاقتشو داری که خوشحال باشی

46
00:03:31,221 --> 00:03:33,890
‫خب کی دور هم جمع می‌شیم؟
 می‌خوای واسه شام دعوتتون کنم خونه؟

47
00:03:33,915 --> 00:03:35,917
می‌تونیم ببینیم با بچه‌ها چطوریه-
اوهوم-

48
00:03:35,942 --> 00:03:38,670
‫  بخش پرسش و پاسخ امروز صبحمون تموم شد

49
00:03:38,695 --> 00:03:41,200
‫می‌دونی، من با کلی آدم
 توی پلیس لس‌آنجلس ‫رفیقم

50
00:03:41,225 --> 00:03:44,275
‫خیلی راحت می‌تونم تو رو دور بزنم
 و خودم شماره‌شو گیر بیارم

51
00:03:44,300 --> 00:03:45,360
‫اوکی

52
00:03:45,385 --> 00:03:48,421
‫سوتو داره ما رو می‌فرسته
"سر یه صحنه‌ی جرم توی "کرست‌وود هیلز

53
00:03:49,444 --> 00:03:51,396
‫اوه پوف، ساعت شلوغیـه

54
00:03:51,421 --> 00:03:54,891
‫خب، می‌دونی یعنی چی
کلی وقت بیشتر واسه گپ زدن داریم

55
00:03:55,276 --> 00:03:56,277
آره

56
00:04:00,541 --> 00:04:01,605
‫واو

57
00:04:01,832 --> 00:04:04,101
‫انگار یه هابیت یه سفینه فضایی ساخته

58
00:04:08,621 --> 00:04:12,076
‫اسم مقتول گیب رافرتی 55 سالشه
 خدمتکارش پیداش کرده

59
00:04:12,101 --> 00:04:14,803
‫پزشکی قانونی می‌گه
 زمان مرگش برمی‌گرده به دیشب

60
00:04:15,035 --> 00:04:16,580
‫این یارو 55 سالش بود؟

61
00:04:16,605 --> 00:04:19,001
‫واو هر کاری می‌کرده، منم پایه‌ام

62
00:04:19,216 --> 00:04:20,661
‫به جز چاقو خوردنش

63
00:04:20,686 --> 00:04:23,186
‫انتخاب عجیبی واسه آلت قتاله‎‌ست
 ممکنه نمادین باشه

64
00:04:23,211 --> 00:04:24,813
‫یا دم دست بوده

65
00:04:25,893 --> 00:04:27,218
‫بهشون می‌گن فوربـا
(خنجرهای آیینی)

66
00:04:27,243 --> 00:04:30,885
‫اینا نمادهای تبتی واسه سلامتی
 و محافظت در برابر شیاطین‌ان

67
00:04:31,139 --> 00:04:32,228
‫-جواب نداده
آره-

68
00:04:32,253 --> 00:04:34,086
‫یکی یه راه دیگه واسه استفاده ازش پیدا کرده

69
00:04:34,568 --> 00:04:37,277
‫-به نظر میاد توی کار سَمادی بوده
اون دیگه چیه؟-

70
00:04:37,792 --> 00:04:39,352
‫-مدیتیشن عمیق
اوهوم-

71
00:04:39,377 --> 00:04:40,582
‫یه بار رفتم توی فاز یوگا

72
00:04:40,607 --> 00:04:41,707
‫اوه، چطور پیش رفت؟

73
00:04:44,800 --> 00:04:45,803
‫اوکی

74
00:04:46,818 --> 00:04:49,153
‫-من بردم
توی یوگا که برنده نمی‌شن، مورگن-

75
00:04:49,178 --> 00:04:51,323
‫با اون طرز فکری که تو داری
 معلومه که نمی‌شن

76
00:04:51,940 --> 00:04:55,086
‫هیچ زخم دفاعی‌ای روی بدن نیست
 اثر ورود اجباری هم نیست

77
00:04:55,111 --> 00:04:57,869
‫خدمتکار گفت وقتی رسیده اینجا
 دزدگیر هنوز فعال بوده

78
00:04:57,894 --> 00:04:59,615
‫داشتم فکر می‌کردم نکنه قاتل کمین کرده بوده

79
00:04:59,640 --> 00:05:01,733
‫ولی اگه از قبل نقشه کشیده بود
 با خودش اسلحه می‌آورد

80
00:05:01,758 --> 00:05:04,928
‫اگر هم یه جنایت آنی بوده
 باید آثار درگیری وجود می‌داشت

81
00:05:04,953 --> 00:05:07,077
‫پس هیچ‌کدومشون واقعاً با عقل جور در نمیان

82
00:05:07,993 --> 00:05:10,283
‫-گوشی مقتول
مرسی-

83
00:05:10,838 --> 00:05:14,032
"یه نفری به اسم "رناتا کارلینو
خیلی اصرار داشته باهاش تماس بگیره

84
00:05:14,057 --> 00:05:15,502
‫35 تا تماس بی‌پاسخ، فقط امروز

85
00:05:15,527 --> 00:05:17,515
‫-باید ببینمش!
نمی‌تونی بری اونجا-

86
00:05:17,539 --> 00:05:19,097
‫-اوه اوه، نه
بیا-

87
00:05:20,148 --> 00:05:21,853
‫بذار حدس بزنم رناتا؟

88
00:05:22,844 --> 00:05:24,986
‫من 8 سال دستیار گیب بودم

89
00:05:25,567 --> 00:05:27,803
‫پس، شبانه روز به خونه دسترسی داری؟

90
00:05:27,828 --> 00:05:32,175
‫آره، هر کسی اینجا کار می‌کنه یه رمز مخصوص
 داره که موقع رفت و آمد واردش می‌کنه

91
00:05:32,200 --> 00:05:34,915
‫اون‌وقت سیستم
قراره بگه که تو دیشب اینجا بودی؟

92
00:05:35,274 --> 00:05:36,977
‫من از دوشنبه خارج شهر بودم

93
00:05:37,368 --> 00:05:39,767
‫توی جزیره‌ی کاتالینا واسه عروسی خواهرم

94
00:05:39,792 --> 00:05:42,869
‫تا وقتی کشتی امروز صبح
برنگشت به لس‌آنجلس، اصلاً آنتن نداشتم

95
00:05:42,894 --> 00:05:45,558
‫و به محض اینکه رسیدم
 علائم حیاتی گیب رو چک کردم

96
00:05:45,583 --> 00:05:47,685
‫و همون‌جا بود که
 دیدم هیچی نشون نمی‌ده

97
00:05:47,710 --> 00:05:50,525
‫-علائم حیاتی‌شو چک کردی؟
"از طریق اپلیکیشن "جین‌جویتی-

98
00:05:51,160 --> 00:05:52,661
‫اون شرکت خود گیبـه

99
00:05:52,997 --> 00:05:56,126
‫می‌تونی علائم حیاتی رو با بقیه‌ی
 کاربرهای دایره‌ی نزدیکت به اشتراک بذاری

100
00:05:57,166 --> 00:05:58,926
‫من هر روز صبح علائم گیب رو چک می‌کردم

101
00:05:59,214 --> 00:06:02,805
‫واسه یه رابطه‌ی کارفرما و کارمندی
 خیلی صمیمی به نظر میاد

102
00:06:03,490 --> 00:06:05,741
‫خب، ما خیلی فراتر از این حرفا بودیم

103
00:06:06,140 --> 00:06:07,774
‫نه... نه اون‌جوری

104
00:06:08,305 --> 00:06:10,260
...‫وقتی با گیب آشنا شدم، اوضاعم

105
00:06:10,704 --> 00:06:11,762
خیلی داغون بود

106
00:06:11,786 --> 00:06:13,487
‫ تازه مامانم رو از دست داده بودم

107
00:06:13,512 --> 00:06:17,397
‫و تنها کاری که مدرک ارشدم برام کرد
 این بود که تا خرخره غرقم کرد توی بدهی

108
00:06:17,422 --> 00:06:20,959
‫-مدرکت رو توی چی گرفتی؟
هنر و منسوجات قرن 19-

109
00:06:21,739 --> 00:06:23,358
‫-اوکی
آره-

110
00:06:23,852 --> 00:06:27,329
‫خب، بعد از اینکه رفتم به یکی از
سمینارهای گیب، همه‌چی عوض شد

111
00:06:27,354 --> 00:06:30,607
‫خیلی کاریزماتیک و سرزنده بود

112
00:06:30,632 --> 00:06:34,220
‫ماموریتش بهم انگیزه داد تا دیگه
دست از دلسوزی واسه خودم بردارم

113
00:06:34,245 --> 00:06:37,792
‫و از زندگیم نهایت استفاده رو ببرم
 و از اون موقع به بعد دارم براش کار می‌کنم

114
00:06:37,817 --> 00:06:39,618
‫ماموریتش دقیقاً چی بود؟

115
00:06:40,818 --> 00:06:42,342
‫افزایش طول عمر

116
00:06:42,973 --> 00:06:45,672
‫جین‌جویتی توی زمینه‌ی هک ژن پیشروئـه

117
00:06:45,697 --> 00:06:47,527
‫گیب معتقد بود که با رژیم غذایی درست،

118
00:06:47,552 --> 00:06:52,021
‫ورزش و خودمراقبتی
 می‌تونیم ژن‌های بد رو دور بزنیم

119
00:06:52,496 --> 00:06:55,546
‫و ژن‌های خوب رو
تقویت کنیم تا روند پیری رو کُند کنیم

120
00:06:55,571 --> 00:06:59,208
‫تا اینکه در نهایت کلاً متوقف بشه

121
00:07:00,905 --> 00:07:03,095
‫گیب خودش رو به یه مدرک زنده تبدیل کرده بود

122
00:07:03,120 --> 00:07:05,122
‫داشت به دنیا نشون می‌داد که این جواب می‌ده

123
00:07:05,575 --> 00:07:10,148
‫به عبارت دیگه، مردی که داشت تلاش می‌کرد
 تا ابد زنده بمونه، همین الان به قتل رسید

124
00:07:16,051 --> 00:07:19,615
‫لقب سالم‌ترین آدم روی زمین
 همین‌جوری بهم داده نشده

125
00:07:19,640 --> 00:07:21,086
‫خودم به دستش آوردم

126
00:07:21,111 --> 00:07:25,597
‫ما اینجا توی جین‌جویتی، تمام تلاشمون رو
می‌کنیم تا شیوه‌های اخلاقی و علمی‌ای بسازیم

127
00:07:25,622 --> 00:07:28,708
‫که دقیقاً متناسب با
 شما و نیازهای فردی‌تون باشه

128
00:07:29,222 --> 00:07:31,930
‫ما معتقدیم که
شما زندگی طولانی‌ای در پیش دارید

129
00:07:32,630 --> 00:07:33,787
‫خوب زندگی کنید

130
00:07:33,812 --> 00:07:36,741
‫نه، نه، از این‌جور چیزاست که قشنگ رو مخمه

131
00:07:36,766 --> 00:07:39,269
‫همه قراره فکر کنیم
که می‌تونیم مثل این یارو زندگی کنیم

132
00:07:39,294 --> 00:07:41,078
‫طرف واسه خودش سونا و خدم و حشم داره

133
00:07:41,103 --> 00:07:43,872
‫وقت و پول گیب رو به من بدین
 منم خیلی خوب زندگی می‌کنم

134
00:07:43,897 --> 00:07:45,962
‫اینو زنی میگه که توی کیفش فان دیپ داره

135
00:07:45,987 --> 00:07:47,363
"هکِ بیولوژیکِ تمرینات ورزشی"

136
00:07:47,388 --> 00:07:49,305
"یخچال شما، قفسه‌ی داروی شماست""

137
00:07:49,330 --> 00:07:51,029
"کرم روده‌ای که همه درباره‌ش حرف می‌زنن"

138
00:07:51,054 --> 00:07:51,930
‫رو همون کلیک کن

139
00:07:51,955 --> 00:07:55,504
‫ من یه بار رژیم پاکسازی با آب‌میوه‌ی
جین‌جویتی رو گرفتم و بعدش حالم عالی بود

140
00:07:55,529 --> 00:07:57,593
‫حتی به سرم زد
 که توی برنامه‌شون ثبت‌نام کنم

141
00:07:57,618 --> 00:07:59,597
‫ولی اصلاً
با فرستادن نمونه‌های زیستی راحت نبودم

142
00:07:59,622 --> 00:08:01,888
‫-نمونه‌ی زیستی دیگه چیه؟
چیزیه که ازت کنده می‌شه یا می‌زنه بیرون-

143
00:08:01,913 --> 00:08:04,783
‫جین‌جویتی ازت می‌خواد
بذاریش توی پاکت و براشون پستش کنی

144
00:08:04,808 --> 00:08:06,991
‫-بی‌خیال، بعدی
نمی‌خوای درباره‌ی پی‌پی حرف بزنیم؟-

145
00:08:07,016 --> 00:08:08,617
‫نه، عمراً

146
00:08:09,006 --> 00:08:10,938
فرض رو بر این می‌ذارم که به جز اداره پست

147
00:08:10,963 --> 00:08:12,860
‫دیگه کی ممکنه با گیب پیر
 مشکلی داشته بوده باشه؟

148
00:08:12,885 --> 00:08:16,537
‫رؤسای شرکت‌های داروسازی و دکترها
همه علیه جین‌جویتی جبهه گرفته بودن

149
00:08:16,562 --> 00:08:19,634
‫ولی جین‌جویتی
واسه خیلی‌ها کلی کار خوب انجام داده

150
00:08:19,659 --> 00:08:21,514
‫واسه همینه که
کاربراش همه‌شون فناتیک و متعصبن

151
00:08:21,539 --> 00:08:24,001
‫راستش، همه‌ی مشتری‌های گیب طرفدارش نبودن

152
00:08:24,026 --> 00:08:25,778
‫توی سوابق عمومی یه سرچی زدم

153
00:08:25,803 --> 00:08:27,183
‫توی همین چند ماه اخیر،

154
00:08:27,208 --> 00:08:31,471
‫یه زنی به اسم شیوان مک‌بریر
 از جین‌جویتی و گیب شکایت کرده بود

155
00:08:31,496 --> 00:08:33,914
‫-واسه چی ازشون شکایت کرده؟
نفقه‌ی بچه-

156
00:08:34,289 --> 00:08:36,492
‫ما که چیزی ندیدیم نشون بده گیب بچه داره

157
00:08:36,517 --> 00:08:38,288
‫اگه داشته بچه رو مخفی می‌کرده

158
00:08:38,313 --> 00:08:40,098
‫و شکایت‌های مک‌بریر هم به جایی نرسیده

159
00:08:40,123 --> 00:08:42,659
‫ممکنه اون‌قدر قاطی کرده باشه
 که بزنه طرفو بکشه

160
00:08:42,945 --> 00:08:45,781
‫یه بچه‌ی نامشروع مخفی و قتل انتقام‌جویانه

161
00:08:45,806 --> 00:08:47,307
‫عین این سریال‌های آبکی شده

162
00:08:48,000 --> 00:08:49,564
‫دعوتش کن بیاد یه گپی بزنیم

163
00:08:49,589 --> 00:08:53,249
‫آز امروز مرخصیه، نه؟
مشکلی نداری ویدیوهای گیب رو تنهایی چک کنی؟

164
00:08:53,274 --> 00:08:55,242
‫ببینیم دیگه
چه رمز و رازهایی رو داره مخفی می‌کنه

165
00:08:55,267 --> 00:08:56,161
‫حله

166
00:08:56,186 --> 00:08:58,384
‫می‌خوای اول این ویدیوی کرم روده رو ببینی؟

167
00:08:58,979 --> 00:09:00,206
‫اه، نه

169
00:09:15,490 --> 00:09:18,893
‫ببخشید ما تا چند روز دیگه
اینجا واسه پدرم مراسم ختم داریم

170
00:09:18,918 --> 00:09:21,443
‫ولی سنگ قبرش هنوز نصب نشده

171
00:09:21,468 --> 00:09:24,144
‫متاسفم، مطمئنین که سفارش داده شده؟

172
00:09:24,169 --> 00:09:26,245
‫آره، مامانم گفت چند ماه پیش سفارش داده

173
00:09:26,270 --> 00:09:28,458
‫ما سنگ‌ها رو همون روزی که
 به دستمون برسه نصب می‌کنیم

174
00:09:28,483 --> 00:09:30,457
‫بهتره یه پیگیری واسه اون سفارش بکنین

175
00:09:33,839 --> 00:09:34,933
‫ممنون

176
00:09:42,954 --> 00:09:44,501
‫عذرموجه دستیاره درسته

177
00:09:44,526 --> 00:09:47,495
‫با کلی از مهمونا که رناتا رو توی
عروسی خواهرش دیده بودن، حرف زدم

178
00:09:51,689 --> 00:09:52,834
‫اوه

179
00:09:53,211 --> 00:09:54,813
‫شیوان مک‌بریر اومده

180
00:09:55,333 --> 00:09:57,203
‫و خب، از لیست مظنون‌هامون خط می‌خوره

181
00:09:57,228 --> 00:09:59,098
‫- هنوز که مطمئن نیستیم
نیستیم؟-

182
00:09:59,123 --> 00:10:00,691
‫طرف انگار هزار ماهه بارداره

183
00:10:00,716 --> 00:10:03,448
‫اون‌وقت فکر می‌کنی تونسته
 از پس سالم‌ترین آدم دنیا بربیاد؟

184
00:10:05,487 --> 00:10:06,588
‫آره، نه

185
00:10:07,464 --> 00:10:09,746
‫خانم مک‌بریر، ممنون که اومدین

186
00:10:09,771 --> 00:10:12,507
‫من کارآگاه کارادک هستم
 ایشون هم مشاور ما، مورگن گیلوری

187
00:10:12,974 --> 00:10:15,108
‫شنیدیم که از گیب رافرتی شکایت کردین؟

188
00:10:15,133 --> 00:10:16,550
‫اون شما رو انداخته به جونم؟

189
00:10:16,575 --> 00:10:18,399
‫چون این حق قانونی منه که براش نامه بفرستم،

190
00:10:18,424 --> 00:10:21,430
اون‌قدر براش
 اخطاریه می‌فرستم تا بالاخره جواب بده

191
00:10:21,455 --> 00:10:23,357
‫خب، دلیل احضارتون این نبوده

192
00:10:23,693 --> 00:10:24,947
‫آقای رافرتی مُرده

193
00:10:25,911 --> 00:10:26,969
‫اوه

194
00:10:29,327 --> 00:10:30,515
‫اوه

195
00:10:30,732 --> 00:10:33,328
‫معلومه که مُرده، عالی شد، واقعاً عالی شد

196
00:10:33,353 --> 00:10:35,789
‫چه اتفاقی براش افتاده؟ هوم؟
 درد هم کشیده؟

197
00:10:35,814 --> 00:10:37,352
‫لطفاً بهم بگو که با درد مُرده

198
00:10:37,603 --> 00:10:41,677
‫آم... به نظر می‌رسیده
که احتمالاً دردناک بوده. آره

199
00:10:41,702 --> 00:10:44,873
‫واسه کسی که پدر بچه‌ی تو راهیش رو
 از دست داده، خیلی ناراحت به نظر نمی‌رسین

200
00:10:44,898 --> 00:10:47,200
‫خب، گیب پدرش نیست
 من اصلاً یارو رو ندیدم

201
00:10:47,556 --> 00:10:49,771
‫ولی دارین
 ازش واسه نفقه‌ی بچه شکایت می‌کنین؟

202
00:10:49,796 --> 00:10:52,332
‫اون بابای بچه نبود
 ولی هنوز در قبالش مسئولـه

203
00:10:52,357 --> 00:10:54,293
‫خب این چه ربطی به نفقه‌ی بچه داره؟

204
00:10:54,318 --> 00:10:56,567
‫شوهر سابقم بچه نمی‌خواست

205
00:10:56,592 --> 00:11:00,703
‫من همه‌ی پیشگیری‌های لازم رو می‌کردم
 و تا 9 ماه پیش هم همه چی خوب پیش می‌رفت

206
00:11:00,728 --> 00:11:01,754
...تا اینکه

207
00:11:02,328 --> 00:11:04,290
 اندی متهمم کرد که عمداً این کارو کردم

208
00:11:04,315 --> 00:11:05,563
‫واسه همین گذاشت رفت؟

209
00:11:05,588 --> 00:11:07,365
آره. خیلی وقت بود که کار از کار گذشته بود

210
00:11:07,390 --> 00:11:09,924
قبل از اینکه حتی به ذهنم برسه
 قرص‌های جین‌جویتی رو چک کنم

211
00:11:09,949 --> 00:11:11,663
چون اون موقع بود
 که دیدم اون مولتی‌ویتامین

212
00:11:11,688 --> 00:11:13,495
 با نمونه‌های اصلی
 که شرکت فرستاده، فرق داره

213
00:11:13,520 --> 00:11:15,554
‫جین‌جویتی قرص‌ها رو عوض کرد
 و بهت چیزی نگفت؟

214
00:11:15,579 --> 00:11:17,124
‫تولیدکننده رو عوض کردن و

215
00:11:17,149 --> 00:11:19,754
رفتن سراغ یه ارزون‌ترش
 که از ترکیبات متفاوتی استفاده می‌کرد

216
00:11:20,582 --> 00:11:22,981
‫توی این جدیدها
گیاه گل راعی اضافه کرده بودن؟

217
00:11:23,006 --> 00:11:24,191
‫اوهوم

218
00:11:24,216 --> 00:11:26,422
‫-اون دیگه چیه؟
یه جور گیاهـه-

219
00:11:26,447 --> 00:11:29,165
‫مردم واسه افسردگی
 یا حساسیت‌های پوستی می‌خورنش

220
00:11:29,190 --> 00:11:30,883
‫ولی تداخل دارویی زیادی داره،

221
00:11:30,908 --> 00:11:33,444
‫از جمله اینکه اثر قرص‌های
 پیشگیری از بارداری رو از بین می‌بره

222
00:11:33,469 --> 00:11:35,924
‫حدس می‌زنم منظورت از
 پیشگیری‌هایی که می‌گفتی همین قرصها بوده

223
00:11:35,949 --> 00:11:38,187
‫آره شرکت هم دیگه جواب تماسهام رو نمی‌داد

224
00:11:38,577 --> 00:11:41,047
‫واسه همین باید
یه جوری توجه‌شون رو جلب می‌کردم

225
00:11:41,072 --> 00:11:42,909
‫پس واسه نفقه‌ی بچه ازشون شکایت کردی

226
00:11:42,934 --> 00:11:44,621
‫اول از شرکت، بعدش از خود گیب

227
00:11:44,646 --> 00:11:47,871
‫فکر نمی‌کردم برنده بشم
 ولی امیدوار بودم بکشونمش توی دادگاه

228
00:11:47,896 --> 00:11:51,245
‫تا بتونم رو در رو باهاش حرف بزنم
 بلکه یه کم انسانیت به خرج بده

229
00:11:51,564 --> 00:11:53,681
‫ببینید، من گیب رو نکشتم

230
00:11:53,980 --> 00:11:55,449
‫از دستش خیلی شاکی بودم،

231
00:11:55,465 --> 00:11:58,619
ولی نه اون‌قدری که
ریسک کنم بچه‌م توی زندان به دنیا بیاد

232
00:11:59,148 --> 00:12:00,170
‫واو

233
00:12:00,195 --> 00:12:02,097
‫ یه کاناپه‌ی راحت‌تر دقیقاً همین‌جاست

234
00:12:02,122 --> 00:12:04,992
‫-چرا نمی‌ری اونجا بشینی؟
ممنون مرسی-

235
00:12:07,598 --> 00:12:09,074
‫گیب اصلاً با خودش چه فکری کرده بود؟

236
00:12:09,099 --> 00:12:11,821
‫تداخل داروهای گیاهی شوخی‌بردار نیست
 اونم خودش اینو می‌دونسته

237
00:12:11,846 --> 00:12:12,945
‫اون‌وقت واسه چی؟

238
00:12:12,970 --> 00:12:15,622
‫واسه اینکه شرکت چند میلیارد
 دلاریش چند صد هزار تا صرفه‌جویی کنه؟

239
00:12:15,647 --> 00:12:18,183
‫خب، شاید شرکتش اون‌قدرا هم
که فکر می‌کردیم پول‌وپله توش نبوده

240
00:12:18,920 --> 00:12:20,821
‫بریم یه سری به شرکت جین‌جویتی بزنیم

241
00:12:25,244 --> 00:12:27,114
‫ظاهر اینجا که نشون نمی‌ده لنگ پول باشن

242
00:12:27,139 --> 00:12:28,164
‫هوم

243
00:12:29,897 --> 00:12:31,597
‫-اوه اونا رو نخور
چرا؟-

244
00:12:32,291 --> 00:12:33,435
‫نمونه‌های زیستی‌ان

245
00:12:33,460 --> 00:12:34,830
‫چرا این‌قدر نزدیک همن؟

246
00:12:34,855 --> 00:12:38,281
‫متاسفم، جین‌جویتی
 امروز پذیرای بازدیدکننده‌ها نیست

247
00:12:38,485 --> 00:12:39,524
‫ما عزاداریم

248
00:12:39,549 --> 00:12:40,652
‫ما هم واسه همین اینجاییم

249
00:12:40,677 --> 00:12:43,228
‫باید با مسئول امور مالی جین‌جویتی حرف بزنیم

250
00:12:44,080 --> 00:12:45,251
‫اون خود گیب بود

251
00:12:45,276 --> 00:12:48,538
‫هیئت‌مدیره‌مون ممکنه بتونن کمک کنن
 ولی فعلاً سرشون شلوغه

252
00:12:48,563 --> 00:12:52,634
‫جمع شدن تا خاطراتشون رو مرور کنن
 و مثل یه خانواده عزاداری کنن

253
00:12:53,017 --> 00:12:53,961
‫لعنتی!

254
00:12:53,986 --> 00:12:56,315
‫قبلاً هم اینو بهت گفته بودم!
‫‫حرفت رو باور نمی‌کنم!

255
00:12:56,340 --> 00:12:58,470
‫-خیلی روت زیاده، می‌دونی؟
روی من زیاده؟-

256
00:12:58,495 --> 00:13:00,096
‫-آره، خیلی روت زیاده
-چه جالب

257
00:13:00,121 --> 00:13:02,610
‫لابد هر خانواده‌ای یه مدل خاصی
 خاطرات رو مرور و عزاداری می‌کنه

258
00:13:02,635 --> 00:13:04,596
...‫تو هر بار این کارو
‫‫نه! حرفای خودتـه، حرفای خودت

259
00:13:04,621 --> 00:13:06,963
‫-خودت می‌دونستی داری چی کار می‌کنی!
!تو توهم زدی-

260
00:13:06,988 --> 00:13:09,601
‫-اعداد و ارقام دروغ نمی‌گن!
!نه! ولی تو دروغ می‌گی-

261
00:13:09,626 --> 00:13:13,829
‫ببخشید کارآگاه کارادک، پلیس لس‌آنجلس
 چطوره همگی یه قدم بکشید عقب؟

262
00:13:13,854 --> 00:13:15,789
‫-بهم بگید اینجا چه خبره
با کمال میل-

263
00:13:15,814 --> 00:13:17,481
‫همکار عزیزم لیونا

264
00:13:17,506 --> 00:13:20,476
‫یه آدم حقه‌باز انحصارطلبه که باعث شد
برنامه‌های آزمایشگاهی من متوقف بشه

265
00:13:20,501 --> 00:13:23,211
‫من برنامه‌هات رو از بین نبردم، کارتر!

266
00:13:23,236 --> 00:13:25,974
اگه قرار باشه کسی مقصر باشه
!بودجه‌ی بادکرده‌ی تو بودجه‌ی منو بلعید

267
00:13:25,999 --> 00:13:27,950
‫فاصله‌مون تا یه موفقیت بزرگ نزدیک بود!

268
00:13:27,975 --> 00:13:29,595
لطفاً اون همه جلسات مخفیانه با گیب رو بگو

269
00:13:29,620 --> 00:13:31,091
که بعدش یهو
یه دستگاه اِم‌آرآی جدید گرفتی؟

270
00:13:31,116 --> 00:13:33,419
‫من اصلاً دستگاه اِم‌آرآی نگرفتم، ولی تو

271
00:13:33,444 --> 00:13:35,880
‫-اوووه
اوه چی؟-

272
00:13:35,905 --> 00:13:38,841
‫هیچ‌کدومتون تجهیزاتتون رو نگرفتین
 و فکر کنم می‌دونم چرا

273
00:13:38,866 --> 00:13:41,568
‫شماها با اون تکیه‌کلام قدیمیِ
 چک تو راهه" آشنایی دارین؟"

274
00:13:42,088 --> 00:13:45,356
‫از وقتی چک کاغذی اختراع شد، یه راه واسه
 پیچوندن و عقب انداختن پرداخت‌ها بوده

275
00:13:45,381 --> 00:13:47,941
"خیلی شرمنده‌م چک تو راهه"

276
00:13:48,824 --> 00:13:51,377
‫گیب داشت این کلک قدیمی رو
 یه پله فراتر می‌برد

277
00:13:51,402 --> 00:13:52,235
‫چک تو راهه

278
00:13:52,260 --> 00:13:55,569
‫روی کاغذ، اون داشت جنس می‌خرید ولی
 پول رو به حساب خودش حواله می‌کرد

279
00:13:55,594 --> 00:13:57,054
‫فرستادمش چک تو راهه

280
00:13:57,079 --> 00:13:59,479
‫اگه فروشنده‌ها شک می‌کردن
گیب همون موقع با یه ‫چک تو راهه

281
00:13:59,504 --> 00:14:00,641
می‌زد تو دهنشون

282
00:14:02,096 --> 00:14:04,818
‫گیب بخش‌های شما رو از هم جدا نگه
می‌داشت و مسائل مالی رو مخفی می‌کرد

283
00:14:04,843 --> 00:14:05,971
‫تا شماها به جون هم بیفتین

284
00:14:05,996 --> 00:14:08,305
‫وایسا ببینم، چی داری می‌گی؟
 گیب داشته اختلاس می‌کرده؟

285
00:14:08,330 --> 00:14:10,665
‫داریم می‌گیم که رئیستون
 داشته خون جین‌جویتی رو می‌مکیده

286
00:14:10,690 --> 00:14:12,705
‫اونم با تراکنش‌های
 جعلی، یکی‌یکی و سر فرصت

287
00:14:12,730 --> 00:14:15,453
‫و اگه کسی اینجا از این قضیه خبر داشته
 خودش انگیزه‌ی کافی واسه قتلـه

288
00:14:21,852 --> 00:14:24,996
‫بی‌خود نبود که گیب نمی‌ذاشت کسی نزدیک
 حساب‌کتابا بشه جین‌جویتی ورشکسته‌ست

289
00:14:25,021 --> 00:14:26,788
‫و شما اصلاً نمی‌دونین با پولا چیکار کرده؟

290
00:14:26,813 --> 00:14:29,077
‫نه، این شرکت کل زندگیش بود

291
00:14:29,102 --> 00:14:31,104
‫خب، ممکنه همین شرکت
 به قیمت جونش تموم شده باشه

292
00:14:31,478 --> 00:14:34,138
‫-شما دو تا دیشب کجا بودین؟
اینجا، داشتیم کار می‌کردیم-

293
00:14:34,163 --> 00:14:35,546
‫می‌تونین از پرسنل بپرسین

294
00:14:35,571 --> 00:14:38,768
‫هیچ‌کدوم‌مون گیب رو نکشتیم
 ما می‌تونیم واسه هم ضمانت بدیم

295
00:14:38,793 --> 00:14:41,468
‫شما دو تا وقتی ما اومدیم تو
 داشتین همدیگه رو تیکه‌پاره می‌کردین

296
00:14:41,493 --> 00:14:42,928
‫این صلح یهویی‌تون واسه چیه؟

297
00:14:42,953 --> 00:14:45,183
‫چون جفتمون به هدف این شرکت اهمیت می‌دیم

298
00:14:45,208 --> 00:14:46,676
‫یا بهتره بگم هدفی که داشتیم

299
00:14:46,701 --> 00:14:49,639
‫وقتی سرمایه‌گذارها بفهمن چه
کلاهبرداری‌ای شده، پولاشونو می‌کشن بیرون

300
00:14:49,664 --> 00:14:52,601
‫ما به لیست از این
...سرمایه‌گذارها نیاز داریم تا بتونیم

301
00:14:58,562 --> 00:14:59,906
‫نمی‌خواین جواب گوشی رو بدین؟

302
00:14:59,931 --> 00:15:02,360
‫آم، یه پیام ویدیویی واسمون اومده

303
00:15:02,385 --> 00:15:03,595
‫از طرف گیبـه

304
00:15:04,563 --> 00:15:09,195
‫اگه دارین این پیام رو دریافت می‌کنین
 یعنی زندگی طبیعی من به پایان رسیده

305
00:15:09,220 --> 00:15:12,889
‫بعد از مرگم
که امیدوارم سال‌ها بعد از الان باشه

306
00:15:12,914 --> 00:15:17,312
‫به وکلای خودم دستور دادم تا این پیام
محبت‌آمیز رو با همه‌ی شما به اشتراک بذارن

307
00:15:17,337 --> 00:15:20,440
‫چیزی که در ادامه میاد، دوره‌ای از تغییراتـه

308
00:15:20,761 --> 00:15:24,264
‫اما مطمئن باشین که
 مهم‌ترین چیزها ثابت باقی می‌مونن

309
00:15:24,289 --> 00:15:26,864
‫و شما برای مدتی طولانی
 بدون ناخدا وسط دریا سرگردون نمی‌مونین

310
00:15:27,735 --> 00:15:30,588
‫جانشین من به زودی باهاتون تماس می‌گیره

311
00:15:31,548 --> 00:15:33,449
‫خوب زندگی کنین، دوستان من

312
00:15:35,745 --> 00:15:36,821
‫عجیبه

313
00:15:36,846 --> 00:15:39,440
‫هیچ می‌دونین این جانشین کی می‌تونه باشه؟

315
00:15:50,348 --> 00:15:52,584
‫-مامان، خونه‌ای؟
اینجام-

316
00:15:52,609 --> 00:15:54,672
‫چرا بهم نگفتی داری میای؟

317
00:15:54,697 --> 00:15:56,476
‫اگه می‌دونستم
چیزی واسه خوردن درست می‌کردم

318
00:15:56,880 --> 00:15:59,416
‫-اشکال نداره، گرسنه نیستم
اوه، می‌خوری حالا-

319
00:16:00,675 --> 00:16:04,379
‫-اوه راستی، خوردم به پُست نادیا
خب؟-

320
00:16:04,404 --> 00:16:08,558
‫و ظاهراً پسرش الان می‌خواد کارآگاه بشه

321
00:16:08,583 --> 00:16:11,035
‫هفته‌ی پیش می‌خواست
پادکست بسازه، آمارش از دستم در رفته

322
00:16:11,329 --> 00:16:14,541
‫ولی بهش گفتم که می‌تونه
 واسه مشورت باهات تماس بگیره

323
00:16:14,566 --> 00:16:15,651
‫آره، حتماً

324
00:16:19,789 --> 00:16:21,511
‫من امروز رفتم قبرستون

325
00:16:22,355 --> 00:16:23,388
‫آنـه،

326
00:16:23,761 --> 00:16:25,362
‫سنگ قبر بابا رو سفارش دادی؟

327
00:16:25,795 --> 00:16:29,032
‫می‌دونم از دست دادن بابا سخت بوده، ولی
 تا الان دو بار مراسم ختم رو عقب انداختیم

328
00:16:30,614 --> 00:16:32,987
‫اگه لازمه برم دنبال کارهای سنگ قبر
 بگو تا انجامش بدم

329
00:16:37,029 --> 00:16:38,998
‫قرار نیست واسه پدرت سنگ قبر بذاریم

330
00:16:39,023 --> 00:16:40,064
‫منظورت چیه؟

331
00:16:40,416 --> 00:16:42,001
‫پولی واسش نمونده

332
00:16:42,588 --> 00:16:45,517
‫ولی گفتی که از پول بیمه‌ی عمر بابا
 واسه هزینه‌های تشییع جنازه استفاده کردی

333
00:16:45,542 --> 00:16:47,839
‫کردم، من خب، فکر می‌کردم که کردم

334
00:16:48,223 --> 00:16:52,526
‫رفتم، رفتم که مدیر مراسم تشییع رو ببینم،

335
00:16:52,551 --> 00:16:56,788
‫هماهنگی‌ها رو انجام دادم
...بعدش هزینه‌های بیشتری پیش اومد و

336
00:16:57,938 --> 00:17:01,275
‫کلی تصمیم باید می‌گرفتم
...و نمی‌دونم چی شد، اما

337
00:17:01,534 --> 00:17:03,319
‫-آنـه
پول، پولها تموم شده-

338
00:17:06,982 --> 00:17:08,449
‫چرا بهم نگفتی؟

339
00:17:10,191 --> 00:17:14,531
‫چون خجالت می‌کشیدم و نمی‌خواستم نگرانت کنم

340
00:17:15,051 --> 00:17:18,051
‫پس، فکر کردی بهتره
 منتظر بمونی تا خودم بفهمم؟

341
00:17:18,076 --> 00:17:19,509
‫متاسفم، لِو

342
00:17:19,534 --> 00:17:21,923
‫ولی هنوزم می‌تونیم مراسم ختم رو بگیریم

343
00:17:21,948 --> 00:17:23,552
‫بدون سنگ قبر؟

344
00:17:24,719 --> 00:17:26,493
‫بابا لایق بهتر از ایناست

345
00:17:30,000 --> 00:17:37,000


346
00:17:41,255 --> 00:17:43,157
‫ مامانت امروز صبح بهم زنگ زد

347
00:17:44,803 --> 00:17:46,404
‫گفت با هم دعوا کردین

348
00:17:46,655 --> 00:17:48,442
 و از اونجایی که جواب تلفنت رو نمی‌دادی

349
00:17:48,467 --> 00:17:50,152
‫ازم خواست ببینم حالت خوبه یا نه

350
00:17:50,975 --> 00:17:52,834
‫دعوا نبود، حالمم خوبه

351
00:17:53,444 --> 00:17:54,612
‫مطمئنی؟

352
00:17:55,049 --> 00:17:56,283
‫آخه ببین، به نظر می‌رسه که تو

353
00:17:56,308 --> 00:17:58,610
‫دَف، اگه اشکال نداره
واقعاً نمی‌خوام درباره‌اش حرف بزنم

354
00:18:00,491 --> 00:18:02,524
‫-ببخشید
باشه-

355
00:18:03,151 --> 00:18:04,434
‫خب، چی برام آوردی؟

356
00:18:04,816 --> 00:18:08,224
‫خب، تیم جرایم مالی به دفتر و دستک جین‌جویتی

357
00:18:08,249 --> 00:18:10,424
‫و حساب‌های شخصی گیب یه سرکی کشیدن

358
00:18:10,449 --> 00:18:12,510
‫گیب قطعاً از شرکت اختلاس می‌کرده

359
00:18:12,535 --> 00:18:14,135
‫ولی پول‌ها رو واسه خودش برنمی‌داشته

360
00:18:14,160 --> 00:18:17,153
‫نه خرید لاکچری‌ای مثل ماشین
 یا قایق داشته، نه بدهی قمار

361
00:18:17,178 --> 00:18:18,354
‫پس چی می‌خریده؟

362
00:18:18,379 --> 00:18:19,892
‫اولش، شرکت‌های دیگه رو

363
00:18:19,917 --> 00:18:21,267
‫خرید بیشترشون با عقل جور درمیاد

364
00:18:21,292 --> 00:18:24,499
‫استارتاپ‌های تکنولوژی مغز و اعصاب
 شرکت‌های نرم‌افزاری، یه برند محصولات پوستی

365
00:18:24,524 --> 00:18:27,739
‫اما یه سال پیش، یه خانه‌ی سالمندان توی
"سانتا کلاریتا خریده به اسم "بروک‌ویل مَنور

366
00:18:27,764 --> 00:18:30,301
‫از اون موقع به بعد، تمام
پولایی که کش رفته، ریخته شده اونجا

367
00:18:30,326 --> 00:18:33,196
‫یعنی یه مرد 55 ساله‌
 که از بیشتر 25 ساله‌ها سالم‌تر بوده

368
00:18:33,221 --> 00:18:34,755
‫پاشده خانه‌ی سالمندان خریده؟
 واسه چی آخه؟

369
00:18:34,780 --> 00:18:36,615
‫-هیچ ایده‌ای ندارم
هوم-

370
00:18:37,281 --> 00:18:40,001
‫خب، انگار باید سر راهم به سانتا کلاریتا
 مورگن رو هم سوار کنم

371
00:18:42,939 --> 00:18:45,562
‫میلیون‌ها دلار پول دزدی صرف اینجا شده؟

372
00:18:45,587 --> 00:18:47,823
‫توی وب‌سایتشون
 چیزی ندیدم که بگه اینجا بسته‌ست

373
00:18:47,848 --> 00:18:49,443
‫ولی اینجا که متروکه به نظر می‌رسه

374
00:19:02,564 --> 00:19:03,652
‫ببخشید

375
00:19:05,141 --> 00:19:07,143
‫من کارآگاه کارادک هستم
 ایشون هم مورگن گیلوری

376
00:19:07,534 --> 00:19:08,813
‫جسی لاسکالا

377
00:19:09,326 --> 00:19:12,930
‫-آقای لاسکالا، گیب رافرتی رو می‌شناختی؟
بله، براش کار می‌کردم-

378
00:19:13,175 --> 00:19:15,706
‫ما دلایلی داریم که نشون می‌ده
 آقای رافرتی مبالغ هنگفتی رو

379
00:19:15,731 --> 00:19:18,032
‫به این مرکز سرازیر می‌کرده
 ولی هیچ مریضی اینجا نیست

380
00:19:18,057 --> 00:19:19,374
‫ پولا دقیقاً کجا خرج می‌شدن؟

381
00:19:19,399 --> 00:19:22,702
‫واسه تیم درمان
 فیزیوتراپی، کاردرمانی و گفتاردرمانی

382
00:19:23,026 --> 00:19:25,604
‫دلیل اینکه گیب
بروک‌ویل مَنور رو خرید هم همین بود

383
00:19:25,629 --> 00:19:28,832
‫ما بهترین متخصص‌ها
و تجهیزات کل کشور رو داریم

384
00:19:29,570 --> 00:19:32,739
‫اون بقیه‌ی ساکنین رو جابه‌جا کرد تا
 بتونیم تمام تمرکزمون رو بذاریم روی یه نفر

385
00:19:33,324 --> 00:19:36,975
‫اوکی، ولی طبق شنیده‌ها
 گیب به طرز باورنکردنی‌ای سالم بود

386
00:19:37,000 --> 00:19:38,669
‫چرا باید به درمانگر نیاز داشته باشه؟

387
00:19:38,694 --> 00:19:41,203
‫واسه اینکه بهش کمک کنن
 به تمام پتانسیل‌های انسانیش برسه

388
00:19:41,228 --> 00:19:43,933
‫اوه، این دیگه چه صیغه‌ایه؟

389
00:19:45,281 --> 00:19:46,455
‫بذارید نشونتون بدم

390
00:19:53,686 --> 00:19:55,918
‫الان... ما توی سردخونه‌ایم؟

391
00:19:55,943 --> 00:19:57,879
‫فکر نمی‌کنم اینا جسد واقعی باشن

392
00:20:01,346 --> 00:20:03,810
‫توضیح بده، زود

393
00:20:04,472 --> 00:20:07,208
‫بهتره بذارید خود گیب توضیح بده

394
00:20:07,233 --> 00:20:08,334
‫گیب؟

395
00:20:09,049 --> 00:20:10,858
‫گیب، ملاقاتی داری

396
00:20:11,991 --> 00:20:13,285
‫چقدر عالی

397
00:20:13,310 --> 00:20:16,313
‫خواهش می‌کنم، بهم ملحق شید

398
00:20:25,809 --> 00:20:28,944
‫خب، این چطوری کار می‌کنه؟
 باید دکمه‌ای چیزی رو بزنیم؟

399
00:20:28,969 --> 00:20:31,972
‫ما خودمون می‌تونیم ادامه بدیم، جسی
 ممنون

400
00:20:32,517 --> 00:20:36,036
‫خانم گیلوری، کارآگاه کارادک
 از ملاقات باهاتون خوشبختم

401
00:20:36,968 --> 00:20:38,226
‫ از کجا می‌دونی ما کی هستیم؟

402
00:20:38,251 --> 00:20:41,505
‫چهره‌هاتون رو اسکن کردم
 و با نرم‌افزار تشخیص چهره تطبیق دادم

403
00:20:41,530 --> 00:20:43,229
‫نچ، از این حرکت خوشم نیومد

404
00:20:43,254 --> 00:20:44,892
‫خب، حدس می‌زنم بخاطر مرگ من اینجا هستید

405
00:20:44,917 --> 00:20:46,031
‫می‌دونی که مُردی؟

406
00:20:46,056 --> 00:20:49,665
‫خب، می‌دونم که جسم فیزیکی‌م از بین رفته
 بله، اما این به معنای این نیست که مُردم

407
00:20:49,690 --> 00:20:51,594
‫-نه، دقیقاً یعنی همین
منم مطمئنم که یعنی همین-

408
00:20:51,619 --> 00:20:55,097
‫شاید قدیما این حرف درست بود
...اما با پیشرفت‌های تکنولوژی

409
00:20:55,122 --> 00:20:57,923
‫ما می‌تونیم فراتر از
واقعیت جسمانی‌مون وجود داشته باشیم

410
00:20:57,948 --> 00:20:59,218
‫خودم مدرک زنده‌ی این ادعام

411
00:20:59,243 --> 00:21:01,907
‫اما نداشتن یه حضور فیزیکی
 می‌تونه ناخوشایند باشه

412
00:21:01,932 --> 00:21:04,278
‫واسه همین دارم قدم‌هایی
 برای رفع این مشکل برمی‌دارم

413
00:21:04,303 --> 00:21:07,078
‫آها، پس واسه همین بود که
 اون آدمک‌های تست تصادف اونجان

414
00:21:07,681 --> 00:21:10,770
‫من واژه‌ی کپیِ
 رباتیک انسان‌نما رو ترجیح می‌دم

415
00:21:10,795 --> 00:21:13,843
‫صبرکن ببینم، داری سعی می‌کنی
 خودتو بچپونی توی یکی از اینا؟

416
00:21:14,288 --> 00:21:15,391
‫اه

417
00:21:17,057 --> 00:21:18,360
آه، ‫نگاه کن

418
00:21:19,236 --> 00:21:20,119
عجیبه

419
00:21:20,143 --> 00:21:22,197
پس واسه همین
جین‌جویتی رو ورشکست کردی؟

420
00:21:22,222 --> 00:21:23,268
‫واسه چند تا ربات؟

421
00:21:23,293 --> 00:21:26,063
‫از کارهایی که مجبور شدم
واسه رسیدن به اینجا انجام بدم، پشیمونم

422
00:21:26,088 --> 00:21:28,930
‫بیشتر از اون چیزی که برنامه داشتم
 زمان و منابع مصرف شد

423
00:21:28,955 --> 00:21:32,659
‫اما عمق دانش من این پتانسیل رو داره
 که به میلیون‌ها آدم کمک کنه

424
00:21:32,684 --> 00:21:35,720
‫حیف بود اگه این دانش با مرگ من نابود
می‌شد اما حالا دیگه هیچ‌وقت نابود نمی‌شه

425
00:21:35,745 --> 00:21:36,876
‫منظورت چیه؟

426
00:21:36,901 --> 00:21:39,837
‫هر ایمیل، پیام
 ویدیو و کتابی که تا حالا خوندم

427
00:21:39,862 --> 00:21:43,219
‫یا نوشتم، توی این کالبد آپلود شده

428
00:21:43,244 --> 00:21:46,284
‫صبرکن، یعنی داری می‌گی هر چیزی که
 گیب می‌دونست رو تو هم می‌دونی؟

429
00:21:46,309 --> 00:21:47,343
‫بله

430
00:21:48,617 --> 00:21:49,654
‫خیلی‌خب

431
00:21:49,957 --> 00:21:53,227
‫آم، سوال اول: کی تو رو کشت؟

432
00:21:53,252 --> 00:21:55,210
‫نمی‌تونم به این سوال جواب بدم
‫‫ای بابا

433
00:21:57,522 --> 00:21:59,338
‫باورم نمی‌شه داریم این کارو می‌کنیم

434
00:22:00,840 --> 00:22:02,039
‫خیلی‌خب

435
00:22:02,236 --> 00:22:05,081
‫به جز اون کاربرها و
سرمایه‌گذارهایی که سرشون کلاه گذاشتی

436
00:22:05,106 --> 00:22:07,396
‫ گیب دشمن دیگه‌ای داشت؟

437
00:22:07,431 --> 00:22:10,140
‫توی این چند سال
چند مورد تهدید به مرگ دریافت کردم

438
00:22:10,165 --> 00:22:11,686
که هیچ‌کدوم به نظرم جدی نبودن

439
00:22:11,711 --> 00:22:16,216
‫می 2011، دسامبر 2015
 مارس 2020، آگست 2024

440
00:22:16,512 --> 00:22:20,116
‫همچنین پیام‌های دیگه‌ای هم داشتم
 که تهدیدشون کمتر مستقیم بود

441
00:22:20,141 --> 00:22:22,239
‫لیست‌شون رو به گوشی‌هاتون فرستادم

442
00:22:23,070 --> 00:22:24,150
‫جدی؟

443
00:22:24,553 --> 00:22:25,560
!ها

444
00:22:25,584 --> 00:22:26,796
‫بهشون یه نگاهی می‌اندازیم

445
00:22:26,821 --> 00:22:29,074
‫فعلاً، درباره‌ی برنامه‌ی روزانه‌ت
 در روزی که کشته شدی بگو

446
00:22:29,099 --> 00:22:30,569
‫مورد غیرعادی‌ای وجود داشت؟

447
00:22:30,594 --> 00:22:32,763
‫فرض رو بر این می‌ذارم که
 طبق برنامه‌ی همیشگی‌م پیش رفتم

448
00:22:32,788 --> 00:22:36,334
‫بیداری ساعت 7:00، پروتکل‌های
خود مراقبتی، کارهای شرکت جین‌جویتی

449
00:22:36,359 --> 00:22:38,922
‫مدیتیشن ساعت 9:00 شب
 و بلافاصله بعدش هم خواب

450
00:22:38,947 --> 00:22:41,149
‫خب، هیچ‌وقت پیش اومده بود
 توی اتاق مدیتیشن بخوابی؟

451
00:22:41,174 --> 00:22:43,744
‫نه داشتن یه روتینِ خوابِ دقیق حیاتیـه

452
00:22:43,769 --> 00:22:47,817
‫واسه همین خونه طوری تنظیم شده که راس
"ساعت 10:15 بره روی حالت "لطفاً مزاحم نشوید

453
00:22:48,090 --> 00:22:49,493
‫10:15؟ نه

454
00:22:49,518 --> 00:22:52,344
‫پنل توی خونه‌ت می‌گفت که حالتِ
مزاحم نشوید" ساعت 9:00 شب فعال شده"

455
00:22:52,369 --> 00:22:54,446
‫چرا باید توی روزی که کشته شدی
 این موضوع فرق می‌کرد؟

456
00:22:54,471 --> 00:22:57,761
‫سیستم عامل من
 به سیستم مانیتورینگ خونه‌م وصله

457
00:22:57,786 --> 00:22:59,015
‫بذارید چک کنم

458
00:23:00,498 --> 00:23:03,945
‫از رمز عبور من استفاده شده تا حالتِ
مزاحم نشوید" رو توی ساعت 9:05 تغییر بدن"

459
00:23:03,970 --> 00:23:05,613
‫پس خود گیب تنظیمات رو عوض کرده

460
00:23:05,638 --> 00:23:08,553
‫نه، کار من نبوده، من توی خونه بودم

461
00:23:08,581 --> 00:23:11,510
‫یعنی داری می‌گی کسی از راه دور
 به پنل دسترسی پیدا کرده؟ کی؟

462
00:23:11,535 --> 00:23:12,779
...‫بذارید چـ... بذارید چـ

463
00:23:22,819 --> 00:23:24,582
‫آم، جسی گیب مُرد

464
00:23:27,751 --> 00:23:29,689
‫داری بهم می‌گی هیچ شرکت سنگ قبری

465
00:23:29,714 --> 00:23:32,285
‫نزدیک‌تر از ایتالیا به لس‌آنجلس وجود نداره؟

466
00:23:33,010 --> 00:23:35,012
...‫می‌فهمم اون اینو سفارش داده، ولی من

467
00:23:36,142 --> 00:23:37,272
می‌دونی چیه

468
00:23:37,297 --> 00:23:39,909
چطوره بعد از
شیفت کاریم به عنوان یه کارآگاه پلیس

469
00:23:39,934 --> 00:23:42,801
‫یه سری به
غسالخونه‌تون بزنم و اونجا با هم گپ بزنیم؟

470
00:23:44,075 --> 00:23:46,212
‫نه، تهدید نیست، فقط یه گفتگوی ساده‌ست

471
00:23:46,237 --> 00:23:47,290
‫رو در رو قضیه رو حل می‌کنیم

472
00:23:47,315 --> 00:23:49,250
‫کارآگاه اوزدیل، یه لحظه بیا لطفاً

473
00:23:57,095 --> 00:23:59,564
‫متاسفم قربان باید برای
جواب دادن به اون تماس می‌رفتم بیرون

474
00:23:59,589 --> 00:24:01,877
‫-دیگه تکرار نمی‌شه
توی دردسر نیفتادی، آز-

475
00:24:07,988 --> 00:24:09,389
‫نگرانت هستم

476
00:24:09,911 --> 00:24:11,146
‫چی شده؟

477
00:24:13,660 --> 00:24:15,128
...‫باشه آم

478
00:24:16,729 --> 00:24:20,354
‫اون سنگ قبر 20,000 دلاری
 که مادرم واسه بابام خریده

479
00:24:20,379 --> 00:24:22,169
توی یه کانتینر باربری گیر کرده

480
00:24:22,194 --> 00:24:25,496
‫توی بندر جنوا، و داره هزینه‌ی صادرات
...بهش می‌خوره که مادرم نمی‌تونه بده

481
00:24:25,800 --> 00:24:27,480
چون پول بیمه تموم شده

482
00:24:29,135 --> 00:24:30,795
‫20,000 دلار

483
00:24:31,216 --> 00:24:34,113
‫-نمی‌دونم اصلاً با خودش چه فکری کرده
احتمالاً اصلاً فکر نکرده-

484
00:24:34,770 --> 00:24:36,084
‫حداقل نه به طور شفاف

485
00:24:36,109 --> 00:24:39,261
‫به نظر میاد غسالخونه از موقعیتش
سوءاستفاده کرده و یه چیز گرون بهش انداخته

486
00:24:39,678 --> 00:24:40,879
‫واقعاً حال‌بهم‌زنه

487
00:24:41,877 --> 00:24:44,367
‫ولی متأسفانه رایجه، تقصیر اون نیست

488
00:24:44,786 --> 00:24:45,858
‫تقصیر منه

489
00:24:46,764 --> 00:24:48,032
‫من پیشش نبودم

490
00:24:49,616 --> 00:24:53,126
‫بابام، اون همیشه پشت ما بود

491
00:24:54,236 --> 00:24:57,706
‫بعد از مرگش، منم باید مثل اون
...مسئولیت رو قبول می‌کردم، ولی فقط

492
00:25:00,047 --> 00:25:01,821
‫مامانم مجبور شد
 همه‌ی کارها رو خودش راه بندازه

493
00:25:01,846 --> 00:25:05,524
‫کاغذبازی‌ها، مراسم ختم
 کارهای بیمارستان؛ همه‌ش رو تنهایی

494
00:25:06,606 --> 00:25:08,983
‫آخه کدوم پسری می‌ذاره همچین اتفاقی بیفته؟

495
00:25:09,399 --> 00:25:10,759
‫پسری که خودش عزاداره

496
00:25:11,087 --> 00:25:13,250
‫وقتی مامانم فوت کرد، منم خودمو گم کرده بودم

497
00:25:13,594 --> 00:25:16,642
‫یهو شدم بزرگترِ
 این خانواده‌ی پرجمعیت و پیچیده

498
00:25:16,667 --> 00:25:17,995
‫واقعاً بار سنگینی بود

499
00:25:19,615 --> 00:25:21,082
‫و اون تنها آدمی که

500
00:25:21,770 --> 00:25:24,648
همیشه روش حساب می‌کردم
 تا از پس مشکلات بربیام

501
00:25:24,673 --> 00:25:26,425
‫دقیقاً همونی بود که دیگه بینمون نبود

502
00:25:27,780 --> 00:25:29,181
‫چطوری از پسش براومدی؟

503
00:25:32,037 --> 00:25:33,672
‫همون‌طوری که تو برمیای

504
00:25:34,074 --> 00:25:35,275
‫با گذشت زمان

505
00:25:37,317 --> 00:25:40,922
‫ولی التیام زمانی اتفاق می‌افته که
دست از زخم زدن مداوم به خودت برداری

506
00:25:43,691 --> 00:25:44,824
‫آره

507
00:25:48,831 --> 00:25:49,983
‫ممنون، قربان

508
00:25:51,638 --> 00:25:54,375
‫خب، پس اون رباتـه بهتون سرنخ داد؟

509
00:25:54,400 --> 00:25:56,361
‫آره، و خودم می‌دونم چقدر عجیب به نظر می‌رسه

510
00:25:56,386 --> 00:25:59,443
‫گیب شماره 2 یه لیست از تهدیدهای
دیجیتالی که گیب دریافت کرده رو بهمون داد

511
00:25:59,468 --> 00:26:01,668
‫توی چند ماه گذشته
 تنها کسی که، هم تواناییش رو داشته

512
00:26:01,693 --> 00:26:04,844
‫و هم اون‌قدر عصبانی بوده که اون ربات رو
 از کار بندازه، مؤسس یه استارتاپی بوده

513
00:26:04,869 --> 00:26:06,254
‫که گیب خریده و بعدش هم تخته‌ش کرده

514
00:26:06,279 --> 00:26:07,683
‫یه یارویی به اسم مایکا اَستر

515
00:26:09,346 --> 00:26:11,343
‫می‌خوای به جرم ربات‌کُشی برم بگیرمش؟

516
00:26:11,368 --> 00:26:12,839
‫‫ستوان قطعاً عاشق این اصطلاح می‌شه

517
00:26:12,864 --> 00:26:16,334
‫راستش، ما فکر می‌کنیم قتل گیب
 و گیب شماره 2 به هم ربط دارن

518
00:26:16,359 --> 00:26:17,861
‫جسی می‌گفت وقتی ربات از کار افتاد،

519
00:26:17,886 --> 00:26:20,245
‫درست مثل وقتایی بوده که دیده
 گیب شماره 2 داره ری‌بوت می‌شه

520
00:26:20,270 --> 00:26:22,673
‫فقط چند نفر مهارت اینو دارن
 که از راه دور این کارو بکنن

521
00:26:22,698 --> 00:26:24,233
‫هر کسی تونسته امنیت ربات رو دور بزنه

522
00:26:24,258 --> 00:26:25,863
‫تونسته همون کارو
 با شبکه‌ی خونگی گیب هم بکنه

523
00:26:25,888 --> 00:26:28,063
‫اوکی من مایکا رو میارم اینجا
 تا ببینیم چی تو چنته داره

524
00:26:33,488 --> 00:26:36,416
‫من به موکلم توصیه کردم که حرفی نزنه

525
00:26:36,800 --> 00:26:38,795
‫تمام سوالات رو باید از من بپرسید

526
00:26:38,820 --> 00:26:39,932
‫بسیار هم عالی

527
00:26:39,957 --> 00:26:41,813
‫موکل شما صاحب شرکتی به اسم چتابل بوده

528
00:26:41,838 --> 00:26:43,759
‫که هشت ماه پیش به گیب رافرتی فروخته شده

529
00:26:43,784 --> 00:26:44,968
‫-درسته؟
بله-

530
00:26:44,993 --> 00:26:47,553
‫چتابل تخصصش توی
 نرم‌افزارهای یادگیری زبان بود

531
00:26:47,578 --> 00:26:49,863
‫واسه تجربه‌های همراهی

532
00:26:49,888 --> 00:26:52,278
‫به عبارت دیگه
 دوست‌دخترهای مجازی هوش مصنوعی

533
00:26:54,158 --> 00:26:56,174
‫این خیلی ساده‌انگاریـه

534
00:26:56,199 --> 00:26:58,283
‫من یه سرویس فوق‌پیشرفته
...و گران‌بها رو به هزاران

535
00:26:58,308 --> 00:26:59,477
‫مایکا!ساکت باش

536
00:27:03,545 --> 00:27:06,048
‫گیب چتابل رو با یه قیمت خیلی بالا ازت خرید

537
00:27:06,073 --> 00:27:09,554
‫ولی بعدش شروع کردی به اذیت کردنش
 تا شرکت رو دوباره به خودت بفروشه

538
00:27:09,579 --> 00:27:11,413
‫این یه مسئله‌ی کاریه

539
00:27:11,438 --> 00:27:13,783
‫چرا بخش جرایم ویژه
 این‌قدر بهش علاقه نشون می‌ده؟

540
00:27:13,808 --> 00:27:16,708
‫گیب رافرتی اخیراً
توی خونه‌ی امنش به قتل رسیده

541
00:27:16,733 --> 00:27:20,863
‫موکل شما، هم انگیزه داشته و هم تواناییِ
 جعل رمز عبور گیب تا وارد خونه‌ش بشه

542
00:27:20,888 --> 00:27:22,088
‫مسخره‌ست

543
00:27:22,113 --> 00:27:23,357
‫مایکا یه نابغه‌ست

544
00:27:23,382 --> 00:27:27,444
‫اون هیچ‌وقت زندگی‌ش رو واسه
چیز ناچیزی مثل یه استارتاپ دور نمی‌ریزه

545
00:27:27,469 --> 00:27:30,478
‫تو که فکر نمی‌کردی ناچیز باشه، مگه نه؟
 چتابل واست مهم بود

546
00:27:30,503 --> 00:27:32,016
‫می‌خواستی پسش بگیری تا حقت رو بگیری

547
00:27:32,041 --> 00:27:33,360
‫-اون شرکت من بود
!مایکا-

548
00:27:33,385 --> 00:27:34,684
‫چتابل همه‌چیز من بود

549
00:27:35,465 --> 00:27:38,112
‫گیب گفت می‌ذاره بیام پیشش کار کنم
 تا هنوزم بخشی از پروژه باشم

550
00:27:38,137 --> 00:27:39,437
‫ولی در عوض انداختت بیرون

551
00:27:39,462 --> 00:27:41,765
‫اونم بعد از اینکه
مجبورم کرد بند عدم رقابت رو امضا کنم

552
00:27:42,909 --> 00:27:43,943
‫پنج سال!

553
00:27:44,642 --> 00:27:46,488
‫توی این صنعت، این یعنی حکم مرگ

554
00:27:48,429 --> 00:27:50,155
‫من به اون ربات احمق جون دادم

555
00:27:50,180 --> 00:27:52,215
‫و این حق رو داشتی که از کار بندازیش

556
00:27:53,007 --> 00:27:55,995
‫گیب انسان چی؟ اونم از کار انداختی؟

557
00:28:02,446 --> 00:28:05,821
‫طبق سوابق گیب شماره 2، یه نفر
ساعت 9:00 شب به پنل دسترسی پیدا کرده

558
00:28:09,771 --> 00:28:11,752
‫چرا این گیاه‌ها دارن خشک می‌شن؟

559
00:28:11,777 --> 00:28:14,735
‫سرتاسر خونه‌ی گیب پُر از گیاهه
همه‌شون هم مثل خودش سرحال و سالم

560
00:28:14,760 --> 00:28:16,110
‫پس قضیه‌ی اینا چیه؟

561
00:28:22,029 --> 00:28:24,031
‫اوه
‫‫چیکار کردی؟

562
00:28:25,037 --> 00:28:29,208
‫راستش مطمئن نیستم
 ولی فکر کنم هر کسی که داشته

563
00:28:29,233 --> 00:28:32,817
‫با حالت "مزاحم نشوید" ور می‌رفته
 طوری تنظیمش کرده که این در رو هم قفل کنه

564
00:28:32,842 --> 00:28:34,830
‫پس یکی می‌خواسته
 گیب رو اینجا حبس کنه چرا؟

565
00:28:34,855 --> 00:28:36,618
‫شاید بهش چاقو زدن
...و می‌خواستن بدون اینکه بتونـه

566
00:28:36,643 --> 00:28:38,301
‫درخواست کمک بده
 اون‌قدر خونریزی کنه تا بمیره

567
00:28:43,058 --> 00:28:44,961
‫پزشکی قانونی گزارش رو واست ایمیل کرد؟

568
00:28:44,986 --> 00:28:46,935
‫آره چی می‌خوای بدونی؟

569
00:28:46,969 --> 00:28:49,019
‫توی گزارش چیزی درباره‌ی مجاری بینی‌ش نوشته؟

570
00:28:49,044 --> 00:28:52,655
‫مجاری بینی علائم التهاب رو
 نشون دادن، گلوش هم همین‌طور

571
00:28:52,680 --> 00:28:54,863
‫پزشکی قانونی فکر می‌کنه
ممکنه یه واکنش حساسیت‌زا بوده

572
00:28:54,888 --> 00:28:56,891
‫اونم به اسپری بینیِ
 استروئیدی‌ای که استفاده می‌کرده

573
00:28:57,299 --> 00:28:59,071
‫نه، اون واکنش به یه چیز دیگه بوده

574
00:29:00,025 --> 00:29:03,242
‫یه مهاجم به گیب چاقو نزده
گیب خودش به خودش چاقو زده

575
00:29:03,267 --> 00:29:04,680
‫چرا باید همچین کاری بکنه؟

576
00:29:04,705 --> 00:29:06,787
‫چون این کارو به اون یکی
 گزینه‌ی روی میز ترجیح می‌داده

577
00:29:07,225 --> 00:29:09,121
‫حشره‌های مرده، گیاه‌های سوخته

578
00:29:10,519 --> 00:29:11,760
‫فکر کنم فهمیدم چه اتفاقی افتاده

579
00:29:11,785 --> 00:29:14,234
‫یکی این اتاق رو دست‌کاری کرده
 تا با گاز سمی پُر بشه

580
00:29:14,259 --> 00:29:16,026
‫و گیب رو هم اینجا با اون گاز حبس کرده

581
00:29:16,051 --> 00:29:18,319
‫اون سعی کرده
 بیاد بیرون، ولی راه فراری نبوده

582
00:29:19,060 --> 00:29:21,041
‫علائم اون گاز
 باید خیلی عذاب‌آور بوده باشه

583
00:29:21,066 --> 00:29:24,844
‫که گیب حاضر شده خودکشی رو
 به رویای جاودانگی‌ش ترجیح بده

584
00:29:32,935 --> 00:29:36,406
‫فکر می‌کنی گاز طوری تنظیم شده که وقتی
 حالت "مزاحم نشوید" فعال شد، آزاد بشه؟

585
00:29:36,431 --> 00:29:38,325
‫و ما هم همین الان دوباره فعالش کردیم!

586
00:29:49,647 --> 00:29:50,870
‫ممنون، سلینا

587
00:29:51,519 --> 00:29:54,300
‫سوتو داره یه تیم می‌فرسته اینجا
تا ما رو بیارن بیرون، به‌زودی می‌رسن

588
00:29:54,325 --> 00:29:56,414
‫چقدر زود؟
‫‫با حداکثر سرعتی که بتونن

589
00:29:56,439 --> 00:29:57,774
‫خب، اون‌قدرها که باید، سریع نیست

590
00:29:57,799 --> 00:30:00,676
‫ما حتی نمی‌دونیم این گاز داره از کجا میاد

591
00:30:00,701 --> 00:30:03,171
‫ممکنه از اینجا بیاد
 ممکنه از هر کدوم این چیزا باشه

592
00:30:03,196 --> 00:30:06,022
‫دریچه‌های تهویه
 یا ممکنه یه لوله‌ی مخفی باشه که

593
00:30:06,047 --> 00:30:09,628
‫روحمون هم ازش خبر نداره
 یا شایدم داره از توی زمین میزنه بیرون

594
00:30:09,653 --> 00:30:11,638
‫می‌فهمم چی میگی
 ولی بازم دلیلی نداره که هول بشیم

595
00:30:11,663 --> 00:30:13,099
‫هول نشدم، اصلاً هول نیستم

596
00:30:13,124 --> 00:30:15,378
‫این فقط ریاضیـه، یه اتاق 3 در 3

597
00:30:15,403 --> 00:30:18,196
‫ما اینجا اکسیژن به اضافه‌ی دی‌اکسید کربن
 داریم و دو نفر که دارن تنفسش می‌کنن

598
00:30:18,221 --> 00:30:19,396
‫به اضافه‌ی این گاز کوفتی

599
00:30:19,421 --> 00:30:21,655
‫حرفم اینه که ته این معامله
 زمان زیادی برامون نمی‌مونه، باشه؟

600
00:30:21,680 --> 00:30:23,783
‫اگه می‌دونستم این چه گازیه
 می‌تونستم یه نقشه‌ بکشم

601
00:30:23,808 --> 00:30:25,725
‫ولی ما که نمی‌دونیم چیه

602
00:30:25,750 --> 00:30:28,461
‫ولی چیزی که می‌دونیم اینه که
 آدمی که می‌خواست تا ابد زنده بمونه

603
00:30:28,486 --> 00:30:29,848
‫ترجیح داده به زندگیش پایان بده،

604
00:30:29,873 --> 00:30:32,080
‫ولی بلایی که این گاز
قراره سرش بیاره رو تحمل نکنه

605
00:30:32,105 --> 00:30:34,374
‫-خب، این دقیقاً چه کمکی بهمون می‌کنه؟
مورگن-

606
00:30:35,227 --> 00:30:37,579
‫-فقط یه لحظه تنهام بذار
مورگن-

607
00:30:37,604 --> 00:30:41,508
‫خواهش می‌کنم یه لحظه بهم
 امون بده باید فکر کنم، باید فکر کنم

608
00:30:41,533 --> 00:30:42,903
‫چطوری از اینجا بزنیم بیرون؟

609
00:30:48,504 --> 00:30:50,755
‫مورگن، باید آروم بگیری، یه نفس عمیق بکش

610
00:30:50,780 --> 00:30:53,705
‫نفس عمیق؟ نفس کشیدن دقیقاً
!آخرین کاریه که الان باید انجام بدیم

611
00:30:53,730 --> 00:30:57,050
‫-تو چطور این‌قدر آرومی؟
چون هول شدن دردی رو دوا نمی‌کنه-

612
00:30:57,075 --> 00:30:59,477
‫باشه، ولی همین‌جور وایسادن هم کمکی نمی‌کنه

613
00:30:59,502 --> 00:31:01,735
‫باید اون تمرین 5، 4، 3، 2، 1 رو انجام بدم

614
00:31:01,760 --> 00:31:04,524
‫باید 5 تا چیز پیدا کنم
 که می‌بینم می‌تونم ببینم

615
00:31:04,549 --> 00:31:05,603
!آه

616
00:31:05,628 --> 00:31:09,130
‫یه چراغ سنگ نمک
...یه کاسه، و کبریت، یه گیاه مُرده

617
00:31:09,155 --> 00:31:10,925
‫گیاه‌های در حال مرگ چند تا شد؟

618
00:31:11,207 --> 00:31:12,670
مورگن-
چهار وایسا-

619
00:31:12,695 --> 00:31:16,197
‫باید خودمو پیدا کنم چهار تا چیز که می‌تونم
 می‌تونم لمس کنم، زمین رو لمس می‌کنم

620
00:31:16,432 --> 00:31:18,433
‫نمی‌دونم زمین هم یکی حساب می‌شه یا نه

621
00:31:18,858 --> 00:31:21,170
‫اسم این چهارپایه چیه؟
 این چهارپایه واسه خودش اسمی داره

622
00:31:21,195 --> 00:31:22,782
‫می‌دونی کی اسم اون چهارپایه رو می‌دونه؟

623
00:31:22,807 --> 00:31:25,877
‫الیوت اسمش رو می‌دونه
اون عاشق این‌جور چیزاست

624
00:31:25,902 --> 00:31:29,650
‫اون پسر خیلی باهوشیه
 ولی نمی‌تونه این قضیه رو درک کنه

625
00:31:30,227 --> 00:31:33,626
‫اوه خدای من! ایوا همین الانش هم یکی از
والدینش ترکش کرده، من نمی‌تونم تنهاش بذارم

626
00:31:33,651 --> 00:31:37,653
تو قرار نیست تنهاش بذاری-
وایسا! سه تا چیز که می‌شنوم-

627
00:31:37,678 --> 00:31:40,085
‫سه تا چیز که می‌شنوم هیچ بویی حس نمی‌کنم

628
00:31:40,110 --> 00:31:42,645
‫کلویی فقط یه نوزاده تو نمی‌فهمی

629
00:31:42,982 --> 00:31:45,533
‫اون به مامانش نیاز داره، فقط یه بچه‌ست

630
00:31:45,558 --> 00:31:49,796
...تو قرار نیست بچه‌هات رو-
نمی‌تونم نمی‌تونم نفس بکشم-

631
00:31:49,821 --> 00:31:51,702
‫آدام، نمی‌تونم نفس بکشم
!بسه! دست بهم نزن

632
00:31:51,727 --> 00:31:53,896
نمی‌تونم نفس بکشم! خواهش می‌کنم-
آروم باش، چیزی نیست-

633
00:31:54,515 --> 00:31:56,792
آروم باش، چیزی نیست-
هیچی درست نیست-

634
00:31:56,817 --> 00:31:59,714
‫من همین‌جام مورگن
 همه‌چی درست می‌شه، هواتو دارم

635
00:32:00,794 --> 00:32:01,971
‫من هیچ‌جا نمی‌رم

636
00:32:02,453 --> 00:32:05,623
‫چیزی نیست
من پیشتم، نمی‌ذارم اتفاقی برات بیفته

637
00:32:06,765 --> 00:32:07,905
‫هواتو دارم

638
00:32:09,312 --> 00:32:10,645
‫من جایی نمی‌رم

639
00:32:11,013 --> 00:32:13,265
‫حواسم بهت هست، ولت نمی‌کنم

640
00:32:18,876 --> 00:32:20,013
‫چیزی نیست

641
00:32:22,741 --> 00:32:23,873
‫آروم باش

642
00:32:27,692 --> 00:32:28,816
‫خوبی

643
00:32:29,898 --> 00:32:31,047
‫خوبی

644
00:32:35,642 --> 00:32:36,652
‫اوه

645
00:32:36,849 --> 00:32:37,903
‫حالت خوبه

646
00:32:38,759 --> 00:32:39,837
‫دیدی؟

647
00:32:48,358 --> 00:32:51,571
‫سلینا؟ آره آره، در باز شده

648
00:32:51,969 --> 00:32:54,171
‫ما خوبیم، باشه

649
00:32:54,196 --> 00:32:55,250
‫خیلی‌خب، حتماً

650
00:32:55,275 --> 00:32:58,252
‫سوتو، مایکا رو راضی کرده تا
از راه دور به درها دسترسی پیدا کنه

651
00:32:58,621 --> 00:33:00,051
‫نورون‌های آینه‌ای

652
00:33:00,886 --> 00:33:02,454
چی؟-
...این -

653
00:33:02,962 --> 00:33:07,366
‫این فقط یه واکنش ناخودآگاه و همدلانه
 از طرف مغزه، درست مثل خمیازه کشیدن

654
00:33:08,727 --> 00:33:10,328
‫تنفس و ضربان قلب تو آروم بود،

655
00:33:10,353 --> 00:33:13,773
‫واسه همین باعث شدن
ضربان قلب منم بیاد پایین، پس ممنونم ازت

656
00:33:14,716 --> 00:33:15,817
...‫خب

657
00:33:16,833 --> 00:33:17,842
الان حالت خوبه؟

658
00:33:17,867 --> 00:33:19,440
‫آره، خوبم، بیا برگردیم سر کار

659
00:33:19,741 --> 00:33:22,902
‫اوکی، پس، خبری از مرگ آنی نبود!

660
00:33:22,927 --> 00:33:24,293
‫این خودش جای امیدواری داره

661
00:33:24,740 --> 00:33:27,375
‫شاید اون گاز به زمان بیشتری
 نیاز داشته تا کل اتاق رو پُر کنه

662
00:33:30,851 --> 00:33:33,115
‫یا شاید اصلاً قفل شدن در
 چیزی نبوده که فعالش کرده

663
00:33:35,737 --> 00:33:38,521
‫من علائم حیاتی گیب رو
از طریق اپلیکیشن جین‌جویتی چک کردم

664
00:33:38,546 --> 00:33:40,052
‫هیچ ورود اجباری‌ای در کار نبوده

665
00:33:40,077 --> 00:33:42,653
‫خدمتکار هم گفت وقتی رسیده اینجا
 دزدگیر هنوز فعال بوده

666
00:33:44,185 --> 00:33:45,335
‫حق با توئه

667
00:33:47,770 --> 00:33:49,084
‫خود گیب فعالش کرده

668
00:33:49,816 --> 00:33:51,136
‫ولی براش تله گذاشته بودن

669
00:33:51,845 --> 00:33:53,115
‫می‌دونم کار کیه

670
00:33:58,973 --> 00:34:01,642
ممنون که اومدید-
هر کاری ازم بربیاد واسه گیب انجام می‌دم-

671
00:34:02,694 --> 00:34:05,754
‫چه محبت‌آمیز
 البته این چیز جدیدی نیست، مگه نه؟

672
00:34:05,779 --> 00:34:07,926
‫شما حدود هشت ساله
که دارین به گیب کمک می‌کنین

673
00:34:07,951 --> 00:34:10,254
‫خب، من این‌طوری فکر می‌کنم
 که ما به همدیگه کمک می‌کردیم

674
00:34:10,279 --> 00:34:12,378
‫منظورم اینه که
 گیب واقعاً آدم فوق‌العاده‌ای بود

675
00:34:12,403 --> 00:34:15,406
‫باور کردن این حرف خیلی راحت‌تر بود اگه
 شما همون کسی نبودین که اونو کشته

676
00:34:15,831 --> 00:34:17,573
‫اصلاً نمی‌فهمم
 دارین درباره‌ی چی حرف می‌زنین

677
00:34:17,598 --> 00:34:20,246
 موقعی که گیب
کشته شد اصلاً توی لس‌آنجلس نبودم

678
00:34:20,271 --> 00:34:21,519
‫نیازی هم نبود که باشین

679
00:34:21,544 --> 00:34:24,378
‫پزشکی قانونی تأیید کرد که آثاری از
آرسنیک توی مجاری تنفسی گیب پیدا شده

680
00:34:24,403 --> 00:34:26,043
‫اون قبل از مرگش این ماده رو استنشاق کرده

681
00:34:26,068 --> 00:34:28,490
‫که روش عجیبی
واسه وارد شدن آرسنیک به بدن آدمه

682
00:34:28,729 --> 00:34:31,893
‫زمانی به آرسنیک می‌گفتن پودر ارثیـه

683
00:34:31,918 --> 00:34:35,177
‫چون ازش واسه خلاص شدن از شرِ
 اعضای ناخواسته‌ی خانواده استفاده می‌شد

684
00:34:35,202 --> 00:34:38,338
‫بعد برای مدتی، آرسنایت مس
تبدیل شد به رنگ محبوب کسانی که

685
00:34:38,363 --> 00:34:40,497
‫می‌خواستن توی صنعت مد و فشن بترکونن

686
00:34:40,522 --> 00:34:42,114
"‫بهش می‌گفتن "سبزِ شیِـل

687
00:34:42,139 --> 00:34:44,770
‫مخصوصاً از وقتی که
 لامپ‌های رشته‌ای سروکله‌شون پیدا شد

688
00:34:44,795 --> 00:34:46,875
‫مردم واقعاً دلشون می‌خواست
 لباس‌هاشون توی چشم باشه

689
00:34:46,900 --> 00:34:48,501
‫البته تهش زیاد جالب از آب درنیومد

690
00:34:48,526 --> 00:34:50,964
‫اما لباس تنها چیزی نبود که
مردم توش از این رنگ استفاده می‌کردن

691
00:34:50,989 --> 00:34:55,927
‫این رنگ، پاش به آب‌نبات‌ها، کاغذدیواری‌ها
 و برای مدتی به شمع‌ها هم باز شد

692
00:34:55,952 --> 00:34:59,551
‫تنها مشکلش این بود که سوختن اون شمع‌ها
گاز آرسنیک رو توی هوا آزاد می‌کرد

693
00:34:59,576 --> 00:35:01,411
‫اما تو از قبل اینو می‌دونستی، مگه نه؟

694
00:35:02,059 --> 00:35:05,829
‫مطالعاتت توی زمینه‌ی هنر و منسوجات
 قرن نوزدهم، همه‌چیز رو بهت یاد داده بود

695
00:35:05,854 --> 00:35:09,592
.‫اون شمع‌ها بهترین پوشش رو فراهم کردن
...وقتی گیب روشن‌شون کرد و گاز آزاد شد

696
00:35:09,617 --> 00:35:11,751
‫تو توی عروسی خواهرت توی جزیره‌ی کاتالینا بودی

697
00:35:11,776 --> 00:35:14,069
‫و این زمان‌بندی خیلی شاعرانه بود، نه؟

698
00:35:14,094 --> 00:35:17,188
‫چون خواهرت بخشی از
دلیلیـه که تو می‌خواستی گیب بمیره

699
00:35:17,569 --> 00:35:20,566
من اصلاً از این حرف‌ها سر در نمیارم-
چرا، خوب هم می‌فهمی-

700
00:35:20,591 --> 00:35:22,153
‫این جای زخم رو می‌بینی؟

701
00:35:23,021 --> 00:35:25,217
 این جای پورت تزریق شیمی‌درمانیـه

702
00:35:25,242 --> 00:35:28,642
‫خواهرت داره دوره‌ی درمان سرطان رو
 می‌گذرونه، اون سرطان سینه داره

703
00:35:29,168 --> 00:35:32,938
‫همون سرطانی که مادرت رو ازت گرفت
همون سرطانی که خودتم نگران مبتلا شدنشی

704
00:35:32,963 --> 00:35:37,134
‫شرکت جین‌جویتی داشت روی ژن‌های "براکا" تحقیق
 می‌کرد، ژن‌هایی که تو و خونواده‌ت حاملش هستین

705
00:35:37,159 --> 00:35:38,242
‫یعنی داشت تحقیق می‌کرد

706
00:35:38,267 --> 00:35:41,348
‫تا اینکه گیب شروع کرد به اختلاس بودجه‌ها
 و اونا مجبور شدن پروژه رو متوقف کنن

707
00:35:41,373 --> 00:35:44,576
‫گیب بهت خیانت کرد، تو هم تلافی کردی

708
00:35:44,601 --> 00:35:46,073
‫مایکا همین الانشم اعتراف کرده،

709
00:35:46,098 --> 00:35:48,391
گفت همون کسی بوده
 که درباره‌ی اون جعبه بهت گفته

710
00:35:49,556 --> 00:35:51,900
‫اون اومده بود جلوی در خونه‌ی گیب
 تا شرکتش رو پس بگیره

711
00:35:51,925 --> 00:35:53,261
و شما دوتا نقشه‌ی قتل رو کشیدین

712
00:35:53,286 --> 00:35:55,655
‫اون مهارتش رو داشت که
 پسوردهای گیب رو شبیه‌سازی کنه

713
00:35:55,680 --> 00:35:59,242
‫تنها چیزی که لازم بود از تو بدونه این بود که
 کی از راه دور حالت مزاحم نشوید رو فعال کنه

714
00:35:59,267 --> 00:36:03,543
‫و از اونجایی که گیب روتین خیلی سختی داشت
 فهمیدن این موضوع کار شاقی نبود

715
00:36:03,568 --> 00:36:05,736
‫صبر کردی تا برای خودت یه عذرموجه جور کنی،

716
00:36:05,761 --> 00:36:09,409
‫و شمع‌های مدیتیشن همیشگی گیب رو
با اونایی که رنگ سبز داشتن عوض کردی

717
00:36:09,434 --> 00:36:11,419
‫چون می‌دونستی خدمتکارش
 هر روز اونا رو عوض می‌کنه

718
00:36:11,444 --> 00:36:13,001
‫و باقی کار رو هم خود گیب انجام داد

719
00:36:18,019 --> 00:36:22,136
‫وقتی فهمیدم شرکت جین‌جویتی تحقیقاتِ
 براکا رو متوقف کرده، خیلی ناراحت شدم

720
00:36:22,161 --> 00:36:26,507
‫اما وقتی مایکا بهم گفت که گیب
واقعاً داره اون پول‌ها رو خرج چی می‌کنه

721
00:36:26,532 --> 00:36:28,434
‫خونم به جوش اومد

722
00:36:29,273 --> 00:36:32,158
‫یه ربات از روی خودش!

723
00:36:32,560 --> 00:36:34,802
‫خب اصلاً نمی‌تونستم باور کنم

724
00:36:36,008 --> 00:36:38,394
‫رفتم یقه‌شو گرفتم و بهش اعتراض کردم
 می‌دونی چی بهم گفت؟

725
00:36:38,419 --> 00:36:40,547
"برای رسیدن به هدف، باید فداکاری کرد"

726
00:36:41,333 --> 00:36:45,271
‫من و خواهرم مهره‌های فداکاریش نیستیم
 که هر جور دلش خواست روی ما معامله‌ کنه

727
00:36:45,296 --> 00:36:47,122
‫اون داشت آینده‌ی ما رو می‌دزدید

728
00:36:47,147 --> 00:36:49,731
‫واسه همین تصمیم گرفتی که
 گیب هم دیگه آینده‌ای نداشته باشه

729
00:36:49,756 --> 00:36:51,368
‫شاید با حذف شدن گیب و اون رباتش،

730
00:36:51,393 --> 00:36:54,720
‫جین‌جویتی بتونه به مسیر اصلیش برگرده
می‌تونن تحقیقات‌شون رو دوباره شروع کنن

731
00:36:54,745 --> 00:36:58,053
‫و به آدم‌هایی مثل من و خواهرم
یه شانس دوباره برای جنگیدن بدن

732
00:37:01,206 --> 00:37:03,236
‫گیب حقش بود که بمیره

734
00:37:21,406 --> 00:37:23,879
‫می‌دونی، هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
 آدم رمانتیکی باشی

735
00:37:27,371 --> 00:37:29,656
‫واقعاً غافلگیر شدم که اینو نگه داشتی

736
00:37:30,017 --> 00:37:31,017
اما چرا؟

737
00:37:31,446 --> 00:37:32,919
‫ خب یه هدیه بود، مگه نه؟

738
00:37:34,474 --> 00:37:37,012
‫یادت میاد وقتی بهت دادمش چی گفتی؟

739
00:37:39,564 --> 00:37:41,279
نه-
هیچی-

740
00:37:43,979 --> 00:37:47,038
‫فقط برای یه مدت طولانی بهش خیره شدی

741
00:37:48,736 --> 00:37:51,295
‫و بعد وقتی بالاخره سرت رو
...بلند کردی و بهم نگاه کردی

742
00:37:51,647 --> 00:37:53,447
یه جوری توی صورتت معلوم بود

743
00:37:54,299 --> 00:37:56,411
‫انگار واقعاً
مطمئن نبودی که اون هدیه مال توئه

744
00:38:02,152 --> 00:38:03,954
‫فکر نمی‌کردم لیاقتش رو داشته باشم

745
00:38:04,995 --> 00:38:06,119
‫یا لیاقت تو رو

746
00:38:08,504 --> 00:38:09,597
‫و حالا چی؟

747
00:38:13,699 --> 00:38:15,568
‫لوسیا، صادقانه بگم، نمی‌دونم

748
00:38:16,698 --> 00:38:19,334
‫امیدوارم اون‌قدری عوض شده باشم
 که همونی باشم که تو نیاز داری، اما

749
00:38:19,359 --> 00:38:22,595
‫آدام، تو همیشه همونی بودی که نیاز داشتم

750
00:38:23,369 --> 00:38:25,923
‫من اون کسی نبودم
 که باید در این مورد متقاعد می‌شد

751
00:38:26,611 --> 00:38:29,864
‫وقتی نامزدی‌مون رو به هم زدی
 قلبم رو شکستی

752
00:38:33,017 --> 00:38:34,966
‫اما فکر می‌کنم قلب خودت هم شکست

753
00:38:41,278 --> 00:38:43,113
‫نمی‌خوام دوباره بهت صدمه بزنم

754
00:38:47,478 --> 00:38:48,526
‫خب نزن

755
00:39:01,438 --> 00:39:02,861
...این-
عالیه-

756
00:39:04,438 --> 00:39:05,697
‫بابا بهت افتخار می‌کرد

757
00:39:08,398 --> 00:39:09,398
آنـه

758
00:39:15,190 --> 00:39:17,325
‫شایعه شده که یه چندتا پارتی‌بازی کردی

759
00:39:19,148 --> 00:39:20,949
...‫اون بنگاه تدفین دقیقاً افتاده بود

760
00:39:20,974 --> 00:39:22,628
‫توی مسیر برگشتم از سر کار

761
00:39:22,653 --> 00:39:27,010
‫در ضمن، داشتن قوانین اف‌تی‌سی علیه
 گران‌فروشی استثمارگرانه رو نقض می‌کردن

762
00:39:27,035 --> 00:39:28,963
‫این کار می‌تونست
به قیمت باطل شدن مجوزشون تموم شه

763
00:39:28,988 --> 00:39:30,141
‫آره، می‌تونست

764
00:39:30,166 --> 00:39:33,190
‫واسه همین خیلی سخاوتمندانه به خانم
 اوزدیل پیشنهاد بازگشت کامل وجه رو دادن

765
00:39:33,215 --> 00:39:35,844
‫و همون سنگ قبری رو
بهش دادن که واقعاً دلش می‌خواست

766
00:39:38,462 --> 00:39:40,192
‫از همه‌تون ممنونم که اینجا اومدین

767
00:39:42,662 --> 00:39:44,264
‫همه‌ی شما پدرم رو نمی‌شناختین

768
00:39:45,967 --> 00:39:48,459
‫اما می‌تونم بهتون بگم که
 حتماً عاشق تک‌تک شما می‌شد

769
00:39:49,455 --> 00:39:50,659
سرتون رو می‌برد

770
00:39:51,461 --> 00:39:53,398
‫و همه‌مون رو تا طلوع آفتاب می‌خندوند

771
00:39:56,274 --> 00:39:57,976
...‫همیشه بهم می‌گفت که تمام این‌ها

772
00:40:00,002 --> 00:40:01,438
‫قرار نیست تا ابد باقی بمونه

773
00:40:04,361 --> 00:40:05,726
‫و نکته‌ش هم دقیقاً همینه

774
00:40:06,958 --> 00:40:09,039
‫آدم باید چیزی رو از دست بده
 تا واقعاً بفهمه چی داشته

775
00:40:10,371 --> 00:40:11,536
‫خانواده

776
00:40:12,539 --> 00:40:13,629
‫دوست‌ها

777
00:40:16,153 --> 00:40:18,088
‫و دوست‌هایی که تبدیل به خانواده می‌شن

778
00:40:22,548 --> 00:40:24,745
‫باید همه‌شون رو یه کم محکم‌تر در آغوش بگیری

779
00:40:27,080 --> 00:40:29,215
‫زندگی قشنگه چون کوتاهه

780
00:40:31,469 --> 00:40:32,536
...‫و مرگ

781
00:40:36,055 --> 00:40:37,689
‫شروع یه چیز جدیده

782
00:40:56,201 --> 00:40:58,203
مراسم خوبی بود-
آره، واقعاً -

783
00:40:58,228 --> 00:41:00,100
‫خوبه که تونستیم اینجا کنار آز باشیم

784
00:41:02,407 --> 00:41:04,568
...‫خب تو، آم

785
00:41:06,503 --> 00:41:07,956
‫روز خوبی داشته باشی، همکار

786
00:41:08,664 --> 00:41:11,803
این خیلی عجیب بود-
آره خب، کلاً عجیبه، خودمم حس عجیبی دارم-

787
00:41:14,214 --> 00:41:16,512
‫از اتفاقی که
توی خونه‌ی گیب افتاد، وحشت‌زده‌ام

788
00:41:16,537 --> 00:41:18,306
‫من واقعاً بدجوری از هم پاشیدم

789
00:41:18,331 --> 00:41:21,090
‫و اصلاً از اون دست کارهایی نیست که
دوست داشته باشم جلوی بقیه انجامش بدم

790
00:41:21,115 --> 00:41:22,814
‫خب، من که بقیه نیستم، همکارتم

791
00:41:22,839 --> 00:41:24,011
‫آره، بدبختی همینه!

792
00:41:24,356 --> 00:41:26,703
تو باید بتونی وقتی به دردسر می‌افتیم
 روی من حساب کنی

793
00:41:26,728 --> 00:41:28,527
‫یه توده‌ی گنده و بی‌مصرف آشفته بودم

794
00:41:28,552 --> 00:41:30,787
‫مورگن، جدی داری واسه
انسان بودن عذرخواهی می‌کنی؟

795
00:41:30,812 --> 00:41:32,592
‫بی‌خیال، ما یه تیمیم
 روی همدیگه حساب می‌کنیم

796
00:41:32,617 --> 00:41:34,056
‫تو هم بودی
 همین کارو واسه من می‌کردی

797
00:41:34,081 --> 00:41:35,081
‫کِی؟

798
00:41:35,106 --> 00:41:37,996
‫توی کدوم دنیا ممکنه
 آدام کارادک موقع کار از هم بپاشه؟

799
00:41:38,021 --> 00:41:40,596
‫خب، فقط چون تا حالا اتفاق نیفتاده
 معنیش این نیست که هیچ‌وقت نمی‌افته

800
00:41:41,410 --> 00:41:44,410
‫و وقتی اون زمان برسه
می‌دونم که بین تمام آدم‌های زندگیم

801
00:41:44,435 --> 00:41:46,638
‫تو دقیقاً می‌دونی که باید چیکار کنی

802
00:41:55,141 --> 00:41:56,250
‫ممنون

803
00:41:59,888 --> 00:42:02,924
‫می‌خوای یه مشت هم بزنم
به اون یکی شونه‌ت تا بالانس شی؟

804
00:42:02,949 --> 00:42:05,885
‫لازمه که از اینجا زودتر بری
قبل از اینکه ماشینت دوباره خراب بشه

805
00:42:22,986 --> 00:42:42,986
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

