﻿1
00:00:04,304 --> 00:00:05,930
‫ کمک! کمک!

2
00:00:15,015 --> 00:00:17,217
‫دست از سرم بردار، ولم کن

3
00:00:19,339 --> 00:00:20,814
مراقب باش کجا داری می‌ری

4
00:00:22,263 --> 00:00:23,419
‫حالت خوبه؟

5
00:00:25,527 --> 00:00:26,977
‫هی، خوبی؟

6
00:00:27,454 --> 00:00:29,054
‫‫اون می‌خواد منو بکشه

7
00:00:40,000 --> 00:00:51,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

8
00:00:51,024 --> 00:00:58,024
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

9
00:00:59,000 --> 00:01:02,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

10
00:01:11,506 --> 00:01:13,675
آدام-
لوسیا-

11
00:01:15,543 --> 00:01:18,780
واو-
آره، یه مدتی می‌شه که ندیدمت-

12
00:01:18,805 --> 00:01:20,657
‫چطوری؟ شنیدم جابه‌جا شدی

13
00:01:20,682 --> 00:01:22,584
‫آره، در واقع چند باری جابه‌جا شدم

14
00:01:22,609 --> 00:01:24,301
‫آخرین ایستگاه هم سانتافه بود

15
00:01:24,326 --> 00:01:26,529
‫سانتافه؟ تا حالا نرفتم

16
00:01:26,554 --> 00:01:29,023
‫خوشم اومد ازش
 اونجا اصلاً آسمون‌خراش نداره

17
00:01:29,048 --> 00:01:30,650
‫پر از آدمای عجیب‌غریبه

18
00:01:31,131 --> 00:01:34,003
‫شنیدم با یه پسره آشنا شدی
 قضیه جدی به نظر می‌رسید

19
00:01:34,028 --> 00:01:36,129
‫داری آمارمو درمیاری؟
...‫نه، فقط

20
00:01:36,154 --> 00:01:37,756
‫شوخی می‌کنم بابا

21
00:01:37,999 --> 00:01:39,976
‫نیک و ناتالی بهت گفتن، درسته؟
‫‫آره

22
00:01:40,001 --> 00:01:42,570
‫می‌دونی، هر از گاهی یه چیزایی می‌گن
‫‫آره

23
00:01:42,875 --> 00:01:44,810
‫منم بعضی وقتا سراغتو ازشون می‌گیرم

24
00:01:46,049 --> 00:01:48,381
...‫و خب، اون یارو موندنی نشد، واسه همین

25
00:01:48,710 --> 00:01:51,579
‫اوه، متاسفم
‫‫من که نیستم

26
00:01:53,380 --> 00:01:56,522
‫هنوز تو پلیس لس‌آنجلسی؟
‫‫آره، آره، حسابی سرمو گرم کردن

27
00:01:56,547 --> 00:01:58,469
‫آره، یادمه

28
00:01:59,386 --> 00:02:01,705
‫خلاصه که، پروژه بعدیم همین‌جا تو لس‌آنجلسه

29
00:02:02,572 --> 00:02:03,782
‫برگشتی اینجا؟

30
00:02:04,147 --> 00:02:05,234
‫فعلاً که آره

31
00:02:05,791 --> 00:02:07,836
‫خب، خوش برگشتی

32
00:02:10,728 --> 00:02:14,264
‫ببین، من یه چند دقیقه‌ای وقت دارم
 می‌خوای بشینیم یه گپی بزنیم؟

33
00:02:14,536 --> 00:02:17,292
...آه، ‫راستش، من
‫‫اوه، آره راست می‌گی، ببخشید

34
00:02:17,739 --> 00:02:20,152
‫شیفتت داره شروع می‌شه باید بری سر کار

35
00:02:22,127 --> 00:02:23,536
‫می‌تونم یه ذره دیرتر برم

36
00:02:41,247 --> 00:02:42,287
‫صبح بخیر

37
00:02:42,797 --> 00:02:45,547
‫دیر کردی
‫‫آه زمان از دستم در رفت، چیز مهمی نیست

38
00:02:45,572 --> 00:02:46,563
‫چی شده؟

39
00:02:46,868 --> 00:02:48,251
‫‫خب، بذار ببینیم

40
00:02:48,276 --> 00:02:49,612
‫"من" ضمیر اول شخصه

41
00:02:49,637 --> 00:02:52,280
‫"گم کردن" هم یعنی چیزی رو
 سر جاش نذاشتن یا از دید خارج شدن

42
00:02:52,305 --> 00:02:53,792
‫ بامزه بود ممنون، خانم ریچل

43
00:02:53,817 --> 00:02:57,286
‫منظورم اینه که چطور
 آدمی مثل تو زمان از دستش در می‌ره؟

44
00:02:57,311 --> 00:03:00,180
‫تو از اونایی که یه ماگ‌ دارن که روش نوشته:
"اگه آن‌تایمی، پس دیر کردی"

45
00:03:00,205 --> 00:03:01,824
‫نه، ندارم
‫‫هه

46
00:03:01,849 --> 00:03:04,220
‫خب، قراره یه دونه بگیری
‫‫نکن، این کارو نکن

47
00:03:04,245 --> 00:03:07,541
‫به جای اینکه تو زندگی شخصی من سرک
 بکشی، چطوره روی این پرونده تمرکز کنیم؟

48
00:03:07,566 --> 00:03:09,439
‫کاملاً مطمئنم که از پسِ جفتش برمیام
‫‫اوهوم

49
00:03:09,464 --> 00:03:12,635
.‫تصادف عابر با ماشین
 راننده داره همکاری می‌کنه

50
00:03:12,660 --> 00:03:14,804
‫به نظر می‌رسه
 یارو همین‌طوری پریده وسط خیابون

51
00:03:14,829 --> 00:03:17,249
‫نه کیف پولی، نه کارت شناسایی‌ای
 و نه از کدوم گوری اومده

52
00:03:17,274 --> 00:03:19,150
‫حتی وانستاده یه جفت کفش بپوشه

53
00:03:19,175 --> 00:03:21,311
‫اون زوجی که اونجان
چند کلمه‌ای باهاش حرف زدن

54
00:03:21,336 --> 00:03:23,911
‫گفتن تعادل نداشته، احتمالاً مست بوده

55
00:03:23,938 --> 00:03:26,480
‫طوری رفتار می‌کرده که انگار یکی دنبالشه

56
00:03:26,505 --> 00:03:29,677
‫درست قبل از اینکه این اتفاق بیفته
"داد زده: "اون می‌خواد منو بکشه

57
00:03:29,702 --> 00:03:31,163
‫کسی رو دیدن که دنبالش باشه؟

58
00:03:31,188 --> 00:03:32,622
‫واضح گفتن که کسی رو ندیدن

59
00:03:32,647 --> 00:03:35,243
‫هوم، پس لابد داشته توهم می‌زده

60
00:03:39,371 --> 00:03:41,606
‫هنوز داری به این فکر می‌کنی
 که چرا دیر کردم، نه؟

61
00:03:41,631 --> 00:03:43,599
‫آره
‫‫هوم

62
00:03:43,624 --> 00:03:46,694
‫اون حرفی که زدی رو یادته؟
 که هم بری رو مخم و هم روی پرونده کار کنی؟

63
00:03:46,719 --> 00:03:49,786
‫داشتم همین کارو می‌کردم
داشته توهم می‌زده، چون مسموم شده بوده

64
00:03:50,430 --> 00:03:52,094
‫آم، اونوقت چطور از این بابت مطمئنی؟

65
00:03:52,119 --> 00:03:53,201
‫از روی استفراغش

66
00:03:53,791 --> 00:03:55,130
‫کدوم استفراغ؟

67
00:03:57,038 --> 00:03:58,311
‫اه
‫‫اوکی

68
00:03:58,336 --> 00:04:01,187
‫پس هیچ‌کدوم‌تون تا حالا
یه بچه مستقیم تو دهنتون بالا نیاورده

69
00:04:01,212 --> 00:04:02,007
افتاد؟

70
00:04:02,032 --> 00:04:03,662
‫موقعی که داشتم می‌اومدم دیدمش

71
00:04:03,687 --> 00:04:05,121
‫مطمئنی این مال مقتوله؟

72
00:04:05,146 --> 00:04:06,762
‫خب، یه مقداریش روی لباسش بود

73
00:04:08,049 --> 00:04:11,795
خب، مگه اینکه کس دیگه‌ای رو پیدا کرده
 که بخواد استفراغش رو روش بریزه

74
00:04:11,820 --> 00:04:13,787
‫حدسم همینه، آره
‫‫چرا سیاهه؟

75
00:04:16,323 --> 00:04:18,534
‫یا خدا بوی تخم‌مرغ گندیده می‌ده

76
00:04:18,559 --> 00:04:20,837
آره، دلیلش اینه که ذغال فعاله

77
00:04:20,862 --> 00:04:23,238
‫وقتی هم که زغال
 با باکتری‌های روده واکنش می‌ده

78
00:04:23,263 --> 00:04:25,942
‫هیدروژن‌سولفید آزاد می‌کنه
 که بوی تخم‌مرغ گندیده میده

79
00:04:25,967 --> 00:04:28,886
‫تنها دلیلی هم که
 یه نفر این‌همه زغال فعال بخوره

80
00:04:28,911 --> 00:04:30,613
‫اینه که یه چیز سمی خورده باشه

81
00:04:30,638 --> 00:04:32,459
‫که همینم توضیح میده چرا توهم ‌زده

82
00:04:32,484 --> 00:04:35,383
‫پس یا اتفاقی
یه چیزی خورده، یا اینکه مسمومش کردن

83
00:04:35,408 --> 00:04:37,178
‫سوال بعدی اینه که از کجا اومده؟

84
00:04:37,745 --> 00:04:40,248
‫خب، کف پاهای مقتول بریده بریده بوده

85
00:04:40,696 --> 00:04:42,503
‫انگار از خودش رد به جا گذاشته
‫‫درسته

86
00:04:42,528 --> 00:04:44,794
‫من و مورگن رد خون رو می‌گیریم
 شماها برگردین سرِ تقاطع

87
00:04:44,819 --> 00:04:47,029
‫ببینین دوربین ترافیکی
 اون دور و برا هست که بشه چک کرد

88
00:04:47,054 --> 00:04:50,182
‫حواستون هم باشه که بچه‌های
 تشخیص هویت از اون چیزه، نمونه بردارن

89
00:04:53,870 --> 00:04:56,572
‫می‌خوای بگی چرا دیر کردی، یا حتماً باید
 رو مخت پیاده‌روی کنم تا حرف بزنی؟

90
00:04:56,597 --> 00:04:58,224
‫لوسیا رو دیدم

91
00:04:59,622 --> 00:05:02,898
‫لوسیا؟ همون نامزد سابقت که اون تابلوی رز
رو برات کشید که هنوزم رو دیوارتـه؟

92
00:05:02,923 --> 00:05:04,163
‫خودِ خودشه

93
00:05:04,188 --> 00:05:07,349
‫این که خیلی مهمه، شماها 5 سال بود
 که همدیگه رو ندیده بودین، مگه نه؟

94
00:05:07,374 --> 00:05:09,376
‫چیز مهمی نیست مورگن، فقط یه قهوه خوردیم

95
00:05:09,401 --> 00:05:11,789
‫آره جون خودت
 من از این مدل قهوه خوردن‌ها زیاد داشتم

96
00:05:11,814 --> 00:05:15,415
‫حدس می‌زنم مقتول ما، از همین‌جا اومده باشه

97
00:05:15,950 --> 00:05:18,486
حرفمون اینجا تموم نشده-
مورگن، نمی‌خوام درباره‌ش حرف بزنم-

98
00:05:18,753 --> 00:05:20,512
‫خب، پس اصلاً نباید چیزی می‌گفتی

99
00:05:24,230 --> 00:05:25,230
آها

100
00:05:25,560 --> 00:05:28,070
اون یارو ممکنه تو خیابون مرده باشه
...ولی هر بلایی که سرش اومده

101
00:05:28,095 --> 00:05:29,347
‫قطعاً همین‌جا اتفاق افتاده

102
00:05:30,164 --> 00:05:33,267
‫اسم هم داره "دکلان هارکر، 31 ساله"

103
00:05:33,292 --> 00:05:36,746
‫خبری از سموم خونگی معمولی
 دارو، یا مواد مخدر غیرقانونی نیست

104
00:05:36,771 --> 00:05:38,781
‫انگار مواد شوینده هم داشته باشه

105
00:05:38,806 --> 00:05:40,750
‫اینجا کلی چیز هست
 که می‌شد توشون سم ریخت

106
00:05:40,775 --> 00:05:42,404
‫می‌گم بچه‌های تشخیص هویت جمعشون کنن

107
00:05:42,766 --> 00:05:46,058
‫این‌همه غذای بیرون‌بر، آدم حس می‌کنه
دکلان هیچ‌وقت از این اتاق بیرون نمی‌رفته

108
00:05:46,083 --> 00:05:47,307
‫فکر می‌کنی شغلی داشته؟

109
00:05:47,332 --> 00:05:50,126
‫فاز و استایلش یه جورایی
 به بی‌کارها می‌خوره، مگه نه؟

110
00:05:50,151 --> 00:05:52,273
‫ولی نه. اون صندلی رو می‌بینی؟

111
00:05:52,298 --> 00:05:54,238
‫این مدل تاندر ثرون وی2 هستش

112
00:05:54,263 --> 00:05:57,099
‫بالشتک سرِ مغناطیسی، پشتی طبیِ چهارجهتـه

113
00:05:57,124 --> 00:05:59,669
‫و کفی صندلی با فوم نانو
‫‫اووه!

114
00:05:59,694 --> 00:06:02,838
‫ این طرف هم
دستکش‌های ضدتعریق با اصطکاک بالا داریم

115
00:06:02,863 --> 00:06:04,744
‫و یه هدفون فوق‌حرفه‌ای

116
00:06:04,769 --> 00:06:06,225
‫و بعدش هم نوبت اینه

117
00:06:07,233 --> 00:06:10,724
‫دکلان هارکر یه گیمر حرفه‌ای بوده
ورزشکار رشته‌ی ورزش‌های الکترونیک

118
00:06:10,749 --> 00:06:13,551
‫بازی‌های ویدیویی ورزش نیستن مورگن
‫‫شخصاً باهات موافقم،

119
00:06:13,576 --> 00:06:16,501
‫ولی از لحاظ فنی، گیمرهای حرفه‌ای
 نیاز به سرعت‌العملِ خیلی بالایی دارن

120
00:06:16,526 --> 00:06:19,529
‫پس ممکنه شبیه ورزشکارها به نظر نیان
 ولی مثل اونا تمرین می‌کنن

121
00:06:20,348 --> 00:06:21,565
مثل ‫الیوت؟
‫‫آره

122
00:06:21,590 --> 00:06:23,993
‫وقتی بازی نمی‌کنه، مخ منو
با حرف زدن درباره‌شون می‌خوره

123
00:06:24,018 --> 00:06:26,438
‫خب، اگه این یارو این‌قدر عشقِ گیم بوده
 پس کامپیوترش کجاست؟

124
00:06:26,463 --> 00:06:28,331
‫دقیقاً اینجا نیست

125
00:06:28,356 --> 00:06:30,616
‫شاید همونی که مسمومش کرده بردتش؟
‫‫هوم

126
00:06:36,619 --> 00:06:39,399
‫شما کی هستین؟
‫‫پلیس لس‌آنجلس، تو کی هستی؟

127
00:06:40,409 --> 00:06:41,911
‫اسمم آدیتی شاوِ

128
00:06:42,570 --> 00:06:45,306
‫دوست‌پسر سابقم
 اینجا زندگی می‌کنه، دکلان هارکر؟

129
00:06:47,489 --> 00:06:48,662
‫حالش خوبه؟

130
00:06:50,544 --> 00:06:52,547
‫متاسفم که اینو می‌گم، ولی اون مُرده

131
00:06:54,968 --> 00:06:57,200
‫خیلی دیر رسیدم
‫‫واسه چی دیر رسیدی؟

132
00:06:57,225 --> 00:06:59,394
‫دکلان امروز صبح
یه پیام صوتیِ عجیب واسم گذاشت

133
00:06:59,419 --> 00:07:01,210
‫منم به محض اینکه شنیدمش اومدم اینجا

134
00:07:01,407 --> 00:07:03,741
‫آدیتی، باید بهم کمک کنی همه‌ش تقصیر منه

135
00:07:03,766 --> 00:07:05,393
‫من اونو چندین بار کشتم

136
00:07:05,418 --> 00:07:08,576
‫بارها و بارها کشتمش
 و حالا اون می‌خواد منو بکشه

137
00:07:17,238 --> 00:07:20,107
‫هیچ می‌دونی که منظورش از
بارها و بارها کشتمش" چی بود؟"

138
00:07:20,132 --> 00:07:21,550
‫اینم جزو همون توهماتـه؟

139
00:07:21,575 --> 00:07:23,319
‫راستش، فکر می‌کنیم درباره گیم حرف می‌زد

140
00:07:23,344 --> 00:07:26,255
‫دکلان یکی از پلیرهای تاپِ
یه بازی آنلاین به اسم "بتل داینستی" بوده

141
00:07:26,280 --> 00:07:28,423
‫از این بازیها که
 شمشیر و جادو و شوالیه و اژدها داره

142
00:07:28,448 --> 00:07:30,259
‫تو بازی یکی رو می‌کشی، دوباره زنده می‌شی

143
00:07:30,284 --> 00:07:32,019
‫باز می‌کشیش و همین‌طور داستان ادامه داره

144
00:07:32,044 --> 00:07:34,705
‫واسه همین فکر می‌کنیم
خشونتِ بازی به دنیای واقعی کشیده شده

145
00:07:34,730 --> 00:07:37,691
‫اون پلیری که همه‌ش کشته می‌شده
 پیداش کرده و تو واقعیت دخلشو آورده

146
00:07:37,716 --> 00:07:39,996
‫با توجه به اون پیام صوتی
 خودِ دکلان هم همین فکرو می‌کرده

147
00:07:40,021 --> 00:07:41,885
‫معلوم شد با چه سمی مسموم شده؟

148
00:07:41,910 --> 00:07:45,446
‫پزشک قانونی هنوز داره تست می‌گیره هنوز
نوعش رو تشخیص نداده، ولی "آز" پیگیر قضیه‌ست

149
00:07:45,950 --> 00:07:47,741
‫البته بچه‌های تشخیص هویت رد خون رو

150
00:07:47,766 --> 00:07:49,912
‫روی یکی از
 ظرف‌های غذا تو آپارتمان پیدا کردن

151
00:07:49,937 --> 00:07:51,894
‫انگار انگشتِ یه نفر با منگنه بریده

152
00:07:51,919 --> 00:07:53,595
‫تستش کردن، مال دکلان نیست

153
00:07:53,814 --> 00:07:55,859
‫دکلان از تحویل بدون تماس استفاده می‌کرده

154
00:07:55,884 --> 00:07:58,187
‫طبقِ اپلیکیشن، غذا حدوداً
یک ساعت قبل از مرگش رسیده

155
00:07:58,212 --> 00:08:01,148
‫شاید وقتی غذا پشت در بوده
قاتل یه بلایی سرش آورده

156
00:08:01,173 --> 00:08:04,009
‫امیدوارم وقتی طرف رو پیدا کردیم، نمونه‌ی
دی‌اِن‌اِی داشته باشیم که باهاش تطبیق بدیم

157
00:08:05,019 --> 00:08:06,805
‫خب اون دوست‌دختر سابقش چی؟

158
00:08:06,830 --> 00:08:09,495
‫خیلی اتفاقی و دقیقاً
وقتی اون مُرده سروکله‌ش پیدا می‌شه

159
00:08:09,520 --> 00:08:11,016
‫کلید هم که داره

160
00:08:11,041 --> 00:08:13,102
‫اونم گیمره؟
‫‫آره، هست

161
00:08:13,127 --> 00:08:15,671
‫ولی به نظر صادق میاد واقعاً داغون شده بود

162
00:08:15,696 --> 00:08:17,403
‫حاضره هر کاری از دستش برمیاد واسه کمک بکنه

163
00:08:20,101 --> 00:08:22,794
‫چیه؟
‫‫هیچی، داری واسم کم‌کم نرم‌مزاج می‌شی

164
00:08:23,037 --> 00:08:25,373
‫مورگن گفت امروز صبح اتفاقی لوسیا رو دیدی

165
00:08:25,398 --> 00:08:28,359
‫جدی‌جدی می‌کشمش
‫‫خب، فعلاً دست نگه دار

166
00:08:28,384 --> 00:08:30,462
‫سپردم بهش تمام چیزایی که
تو آپارتمان پیدا کردیم رو زیر و رو کنه

167
00:08:30,487 --> 00:08:32,178
‫تا مطمئن بشیم چیزی رو از قلم ننداختیم

168
00:08:32,203 --> 00:08:35,553
‫فعلاً به حست در مورد
 دوست‌دختر سابقش اعتماد می‌کنم

169
00:08:35,578 --> 00:08:37,279
‫فقط عذر موجهش رو چک کن

170
00:08:37,636 --> 00:08:38,704
‫باشه

171
00:08:40,902 --> 00:08:44,239
‫من و دکلان قبل اینکه همدیگه رو تو دنیای
 واقعی ببینیم، توی بازی با هم آشنا شدیم

172
00:08:45,059 --> 00:08:47,133
‫"بتل داینستی" تمام زندگی‌مون بود

173
00:08:48,029 --> 00:08:50,834
‫هر‌کدوممون هرجای دیگه‌ای وصله‌ی ناجور بودیم

174
00:08:51,532 --> 00:08:53,701
‫ولی پارسال، اون گیم رو بوسید گذاشت کنار

175
00:08:54,091 --> 00:08:55,425
‫بعدشم منو پیچوند،

176
00:08:55,450 --> 00:08:59,015
‫بهم گفت دیگه
نرم خونه‌ش و دیگه جواب زنگ‌هامو نداد

177
00:08:59,431 --> 00:09:02,243
‫خب، حتماً خیلی بد بوده
 اصلاً می‌دونی چرا؟

178
00:09:02,268 --> 00:09:03,469
‫بهم نمی‌گفت

179
00:09:03,494 --> 00:09:06,967
‫اما ماه پیش، دوباره
 سر و کله‌ش توی بازی پیدا شد

180
00:09:07,748 --> 00:09:10,759
‫ازم معذرت‌خواهی کرد، گفت که عوض شده

181
00:09:11,863 --> 00:09:15,244
‫داشتیم برنامه می‌ریختیم که دوباره
...همدیگه رو توی دنیای واقعی ببینیم، اما

182
00:09:18,726 --> 00:09:19,894
‫متأسفم

183
00:09:21,262 --> 00:09:23,262
‫کامپیوتر دکلان توی آپارتمانش نبود

184
00:09:23,554 --> 00:09:24,926
‫می‌دونی چه اتفاقی براش افتاده؟

185
00:09:24,951 --> 00:09:27,118
‫وقتی گیم رو بوسید گذاشت کنار
 کل تشکیلاتش رو رد کرد رفت

186
00:09:27,143 --> 00:09:30,103
‫ولی همین الان گفتی که دوباره
 شروع کرده بود به بازی، با چی بازی می‌کرد؟

187
00:09:30,128 --> 00:09:33,716
‫فکر کنم یه لپ‌تاپ قدیمی داشت
 که وقتهای اضطراری ازش استفاده می‌کرد

188
00:09:33,741 --> 00:09:35,792
‫چیه؟
‫‫می‌خوای پیداش کنی

189
00:09:35,817 --> 00:09:37,553
‫چون فکر می‌کنی هر کی کشتتش، اونم برده

190
00:09:37,578 --> 00:09:39,330
‫داریم روی این احتمال فکر می‌کنیم

191
00:09:39,355 --> 00:09:41,451
فقط ‫تو و دکلان کلید خونه‌هاتون رو
 به هم نداده بودین، نه؟

192
00:09:41,476 --> 00:09:43,481
‫اکانتِ "ردیابی دستگاه"مون هم مشترک بود

193
00:09:51,025 --> 00:09:52,106
اوکی

194
00:09:53,027 --> 00:09:55,505
‫پس لپ‌تاپ یه جایی توی این محوطه‌ست

195
00:09:55,530 --> 00:09:58,700
‫ خب، بیا از هم جدا شیم، توی ماشین‌ها رو
 نگاه کنیم ببینیم پیداش می‌کنیم یا نه

196
00:09:58,725 --> 00:09:59,953
‫باشه، من از این طرف شروع می‌کنم

197
00:10:08,609 --> 00:10:12,931
‫چی شده؟ لکه‌بر لباس حراج خورده
 یا لوسیا بهت پیام داده؟

198
00:10:13,519 --> 00:10:14,757
‫خب، جوابشو بده

199
00:10:14,782 --> 00:10:16,272
‫داریم کار می‌کنیم می‌تونه منتظر بمونه

200
00:10:17,065 --> 00:10:18,201
‫چیه مورگن؟

201
00:10:18,226 --> 00:10:20,578
‫شما دوتا واسه این بهم زدین
 که کار رو به اون ترجیح می‌دادی

202
00:10:21,117 --> 00:10:22,698
‫اگه یه شانس دوباره می‌خوای، فکر نمی‌کنی

203
00:10:22,723 --> 00:10:24,233
‫باید نشون بدی که این‌بار فرق می‌کنه؟

204
00:10:24,258 --> 00:10:25,935
‫ هیچ‌وقت نگفتم قراره دوباره امتحانش کنیم

205
00:10:25,960 --> 00:10:28,680
‫آره خب
 نیازی نبود بگی قیافت خودش داد می‌زد

206
00:10:29,063 --> 00:10:31,554
‫قضیه پیچیده‌تر از این حرفاست
‫‫معلومه که پیچیده‌ست

207
00:10:31,579 --> 00:10:34,550
‫رابطه‌ها پیچیده‌ان
...ترسیدن هم هیچ اشکالی نداره، ولی

208
00:10:34,575 --> 00:10:36,378
‫دارم احتیاط می‌کنم، با ترسیدن فرق داره

209
00:10:36,403 --> 00:10:39,109
‫در ضمن، می‌دونی چیه؟ واقعاً الان
اصلاً دلم نمی‌خواد درباره‌ش حرف بزنم

210
00:10:40,368 --> 00:10:41,711
‫باشه، پا پس می‌کشم

211
00:10:41,736 --> 00:10:44,242
‫فقط نمی‌خوام اون‌قدر احتیاط کنی
 که گند بزنی به همه‌چی

212
00:10:45,033 --> 00:10:46,064
‫دوباره

213
00:10:47,181 --> 00:10:49,192
هی ‫بچه‌ها، بیاین اینجا

214
00:10:51,192 --> 00:10:54,396
‫چیزی داخل اینجا پیدا کردی دف؟
‫‫نه، ولی این لاستیک‌ها رو نگاه کن

215
00:10:54,421 --> 00:10:56,298
‫لایه لایه آسفالت بهشون چسبیده

216
00:10:56,323 --> 00:10:58,792
‫یه کم قبل که می‌رفتم
تصاویر دوربین‌های ترافیکی رو بگیرم

217
00:10:58,817 --> 00:11:02,138
‫نزدیکِ خونه‌ی دکلان، داشتن آسفالت یکی
 از خیابونای اون دور و بر رو تازه می‌کردن

218
00:11:02,163 --> 00:11:04,140
‫این ماشین ممکنه اونجا بوده‫
‫ایول، چه دقتی

219
00:11:04,165 --> 00:11:05,833
...‫پلاکش رو استعلام می‌گیرم، شاید بتونیم

220
00:11:07,127 --> 00:11:08,151
‫اوه!

221
00:11:16,844 --> 00:11:19,786
‫هی، از پیرهنت خوشم میاد
 واسه کمپانی "جوبیلی گیمز" کار می‌کنی؟

222
00:11:20,381 --> 00:11:22,432
...آم‫
‫اوکی، می‌تونی اینو خاموشش کنی؟

223
00:11:22,841 --> 00:11:24,927
‫ماشینِ من نیست

224
00:11:24,952 --> 00:11:27,188
‫پس همین‌طوری عشق می‌کنی
 بدوی سمت آژیرِ ماشین‌ها؟

225
00:11:27,213 --> 00:11:30,299
‫می‌شه یه لطفی کنی و
دکمه‌ی روی ریموتت رو فشار بدی؟

226
00:11:30,324 --> 00:11:31,626
‫ببینیم چی می‌شه؟

227
00:11:34,570 --> 00:11:36,928
‫دمت گرم
‫‫بی زحمت صندوق‌عقب رو هم باز کن

228
00:11:37,317 --> 00:11:40,420
‫اگه درست حدس زده باشیم
 لپ‌تاپ دکلان هارکر باید اون تو باشه

229
00:11:45,139 --> 00:11:46,508
‫ببین چی پیدا کردیم

230
00:11:47,875 --> 00:11:49,451
‫می‌تونیم یه جای خلوت با هم حرف بزنیم؟

231
00:11:50,377 --> 00:11:52,129
‫من توسعه‌دهنده‌ی ارشد بازی‌ هستم

232
00:11:52,154 --> 00:11:54,456
‫تخصصم تحلیلِ تاکتیک‌های بازیکن‌هاست

233
00:11:54,481 --> 00:11:57,952
‫دکلان وقتی فعال بود، یکی از بهترین
 پلیرهای تیم ورزش‌های الکترونیکِ ما بود

234
00:11:57,977 --> 00:12:00,961
‫پس لپ‌تاپ دکلان رو برداشتی
 تا داده‌هاش رو تحلیل کنی؟

235
00:12:00,986 --> 00:12:02,273
‫اصلاً دلیلش این نبود

236
00:12:02,298 --> 00:12:05,691
‫پس برامون توضیح بده، اینکه چطور درست
 بعد از اینکه لپ‌تاپ رو برداشتی، اونم مُرد

237
00:12:06,595 --> 00:12:07,761
‫دکلان مرده؟

238
00:12:08,963 --> 00:12:12,283
‫همسایه‌های دکلان گفتن
 دیشب صدای داد و بیداد از آپارتمانش شنیدن

239
00:12:12,308 --> 00:12:13,644
‫دعواتون سرِ چی بود؟

240
00:12:14,086 --> 00:12:15,086
هوم

241
00:12:15,111 --> 00:12:17,889
‫ممکنه به اون 100 هزار دلار
 ارز دیجیتالی که داشت ربط داشته باشه؟

242
00:12:17,914 --> 00:12:20,316
‫تمام پسوردهای
 دسترسی بهش هم توی همین لپ‌تاپـه

243
00:12:20,341 --> 00:12:22,928
‫این یعنی 100,000 تا
 دلیل واسه دزدیدن یه لپ‌تاپ

244
00:12:22,953 --> 00:12:25,522
‫حدس می‌زنم
تو به عنوان یه توسعه‌دهنده‌ی ارشد

245
00:12:25,547 --> 00:12:27,716
‫دقیقاً می‌دونستی چقدر درآمد داره، نه؟

246
00:12:28,133 --> 00:12:30,556
‫من لپ‌تاپ دکلان رو برداشتم تا بهش کمک کنم

247
00:12:31,519 --> 00:12:35,210
‫اون فقط واسه پول یا از روی
 عشق به بازی، "بتل داینستی" بازی نمی‌کرد

248
00:12:35,690 --> 00:12:38,593
‫اون اعتیاد داشت
‫‫اعتیاد؟ به یه بازی ویدیویی؟

249
00:12:38,618 --> 00:12:40,586
صددرصد
‫‫آره بابا

250
00:12:40,611 --> 00:12:43,494
‫بازی‌ها هم مثل هر اعتیاد دیگه‌ای
 گیرنده‌های دوپامینِ مغزت رو تحریک می‌کنن

251
00:12:43,519 --> 00:12:46,516
‫منم چون به داده‌هاش دسترسی داشتم
 متوجه شدم که داره این اتفاق براش می‌افته

252
00:12:46,541 --> 00:12:48,678
‫سطح بازیش افت کرده بود
 و رفتارش غیرعادی شده بود

253
00:12:48,703 --> 00:12:51,071
‫دیگه خودش نبود
‫‫پس کمکش کردی ترک کنه؟

254
00:12:51,096 --> 00:12:54,584
‫امیدوار بودم موقتی باشه
 که حالش بهتر بشه و برگرده

255
00:12:55,002 --> 00:12:58,306
‫ولی وقتی از نزدیک دیدمش
 فهمیدم که داره زجر می‌کشه

256
00:12:58,331 --> 00:13:00,073
‫کلی هم وزن کم کرده بود،

257
00:13:00,410 --> 00:13:03,892
‫نه چیزی می‌خورد و نه می‌خوابید
 از آپارتمانش هم بیرون نمی‌اومد

258
00:13:04,346 --> 00:13:07,429
‫توی انجمن "گیمرهای گمنام" چند نفری رو
 می‌شناختم، واسه همین اونجا بستریش کردم

259
00:13:07,454 --> 00:13:08,913
‫این مالِ یه سال پیشه؟

260
00:13:08,938 --> 00:13:11,568
‫همون موقعی که دکلان کل بساطش رو
 جمع کرد و آدیتی رو پیچوند

261
00:13:11,593 --> 00:13:13,690
‫خب، حالا معلوم شد
چرا نمی‌خواستی با ما حرف بزنی

262
00:13:13,715 --> 00:13:17,486
‫بعید می‌دونم رئیس‌هات خوشحال بشن بفهمن به یه
 بازیکنِ پول‌ساز کمک ‌کردی که بازی رو ترک کنه

263
00:13:17,511 --> 00:13:18,645
‫بدتر از این حرفاست

264
00:13:20,119 --> 00:13:22,221
‫دکلان کم‌کم
به بقیه گیمرها هم کمک می‌کرد ترک کنن

265
00:13:22,246 --> 00:13:25,584
‫اگه دکلان این‌قدر روی هدفش مُصر بود
 پس چرا دوباره شروع کرد به بازی؟

266
00:13:27,241 --> 00:13:28,795
‫چون ذات آدم معتاد همینه

267
00:13:29,380 --> 00:13:31,820
‫وقتی فهمیدم دوباره لغزش کرده
 حسابی از دستش شاکی شدم

268
00:13:31,845 --> 00:13:33,333
‫واسه همین دیشب رفتم اونجا

269
00:13:33,358 --> 00:13:37,237
‫ واسه همینم لپ‌تاپش رو برداشتم
 تا دوباره جلوشو بگیرم

270
00:13:37,262 --> 00:13:38,382
‫چه ساعتی بود؟

271
00:13:38,658 --> 00:13:39,965
‫‫حدوداً 2:00 صبح

272
00:13:40,209 --> 00:13:42,111
‫شاید یه ساعتی اونجا بودم

273
00:13:42,136 --> 00:13:44,922
‫خب، این یعنی
 قبل از اینکه غذا برسه، خونه‌ش بودی

274
00:13:45,459 --> 00:13:47,459
‫با هم درگیری فیزیکی هم داشتین؟

275
00:13:47,484 --> 00:13:49,673
‫نه، فقط حرف زدیم

276
00:13:49,698 --> 00:13:52,333
‫داشت سعی می‌کرد
 قانعم کنه که اوضاع تحت کنترلشه

277
00:13:52,358 --> 00:13:54,644
‫و فقط لازمه یه مرحله‌ی دیگه رو تموم کنه

278
00:13:54,669 --> 00:13:55,978
‫چه مرحله‌ای؟

279
00:13:56,003 --> 00:13:58,272
‫سخته بشه گفت
 توی بازی هزاران مرحله وجود داره

280
00:13:58,297 --> 00:14:01,603
‫مرحله‌ای هست که توش لازم باشه
 یه بازیکن رو بارها و بارها بکشی؟

281
00:14:01,628 --> 00:14:02,662
‫چطور مگه؟

282
00:14:03,344 --> 00:14:05,631
‫اون داشت این کارو می‌کرد؟
‫‫طبق گفته‌ی خودِ دکلان، آره

283
00:14:06,080 --> 00:14:08,282
‫و فکر می‌کرد همون طرف اومده تا بکشتش

284
00:14:08,307 --> 00:14:10,623
‫پس هیچ می‌دونی که
 اون بازیکن کی می‌تونه باشه؟

285
00:14:11,085 --> 00:14:12,119
‫نه

286
00:14:13,764 --> 00:14:15,495
‫ولی می‌تونم کمکتون کنم بفهمین

287
00:14:16,920 --> 00:14:19,034
‫پزشک قانونی هنوز داره
 سعی می‌کنه نوع سم رو تشخیص بده

288
00:14:19,059 --> 00:14:21,862
‫می‌گن باید یه چیزِ خیلی کمیاب و خاص باشه

289
00:14:23,497 --> 00:14:25,040
‫نمی‌دونستم فقط من دارم اینجا کار می‌کنم

290
00:14:25,065 --> 00:14:26,104
‫تنها نیستی

291
00:14:26,129 --> 00:14:27,964
‫تازه می‌خواستن برام توضیح بدن که چی پیدا کردن

292
00:14:27,989 --> 00:14:31,571
‫اون یارو تو "جوبیلی گیمز" تاریخچه‌ی
 بازیِ دکلان توی ماه گذشته رو فرستاد

293
00:14:31,596 --> 00:14:34,517
‫دکلان همون شوالیه‌ایه که
 با اسم "بیست-اسلیر" بازی می‌کرده

294
00:14:34,542 --> 00:14:36,033
و دقیقاً همون‌طور که گفته بود

295
00:14:36,057 --> 00:14:40,000
مدام داره یه
اورک" رو بارها و بارها و بارها می‌کُشه"

296
00:14:40,025 --> 00:14:41,070
مرد بیچاره

297
00:14:41,095 --> 00:14:43,225
‫از کجا می‌دونیم همیشه همون اورکـه؟

298
00:14:43,250 --> 00:14:45,403
‫خب، پلیرها می‌تونن
 شخصیت‌هاشون رو شخصی‌سازی کنن

299
00:14:45,428 --> 00:14:47,363
‫لباساشون، سلاحاشون، حتی صورتشون رو

300
00:14:47,388 --> 00:14:50,032
‫طبقِ چت‌های بازی، اسم اون اورک "درِدنـاگ"ـه

301
00:14:50,057 --> 00:14:51,580
‫حسابی هم قاطی کرده بود

302
00:14:51,605 --> 00:14:55,037
‫یه قطار مسیج فرستاده و به دکلان گفته
 که دست از "اسپاون کمپینگ" برداره

303
00:14:55,062 --> 00:14:56,564
‫وگرنه بدجوری تلافی می‌کنه

304
00:14:56,589 --> 00:14:58,575
‫حتی تهدید کرده که با اسلحه میاد سراغش

305
00:14:58,600 --> 00:15:00,821
‫دکلان که با تیر کشته نشده، مسموم شده

306
00:15:00,846 --> 00:15:03,154
‫این یکی از سوالاییه که وقتی
 یارو رو پیدا کردیم باید ازش بپرسیم

307
00:15:03,179 --> 00:15:06,348
‫ولی فعلاً، هرچند گفتنش عجیبه
 اما ما یه مظنون داریم

308
00:15:08,635 --> 00:15:09,909
‫"دردنـاگ" اورک

310
00:15:18,520 --> 00:15:21,277
‫مورگن رو فرستادم خونه
 امشب اورک‌مون رو پیدا نمی‌کنیم

311
00:15:21,724 --> 00:15:23,593
‫اینم از اون حرفاییه که آدم هر روز نمی‌شنوه

312
00:15:23,618 --> 00:15:25,362
‫کمپانیِ بازی نتونست کمک کنه، نه؟

313
00:15:25,387 --> 00:15:27,082
‫اطلاعات کاربریِ اکانت فیک بود

314
00:15:27,107 --> 00:15:29,334
‫گیمرها این کارو می‌کنن
 تا بتونن با چندتا اسم مختلف بازی کنن

315
00:15:29,359 --> 00:15:32,241
‫از روی چت‌های داخل بازیش
به نظر می‌رسه که توی گیم‌نت‌ها بازی می‌کنه

316
00:15:32,586 --> 00:15:35,120
‫داریم اون قضیه رو پیگیری می‌کنیم
 و فردا صبح با انرژیِ تازه می‌ریم سراغش

317
00:15:35,145 --> 00:15:37,540
‫راستی، اگه فردا
آن‌تایم نبودی هم مشکلی نیست

318
00:15:38,646 --> 00:15:39,823
‫دوباره شروع کردی؟

319
00:15:40,247 --> 00:15:43,250
‫اگه منظورت اینه که
دلم می‌خواد خوشحال باشی؟ خب آره

320
00:15:45,804 --> 00:15:47,386
‫بیشتر بهش فکر کردی؟

321
00:15:51,604 --> 00:15:54,764
‫بقیه جوری رفتار می‌کنن انگار
 در مورد لوسیا حق انتخاب داشتم

322
00:15:54,789 --> 00:15:57,907
‫آره، من تمومش کردم
 ببین چه ساعتی دارم از اینجا می‌زنم بیرون

323
00:15:57,932 --> 00:16:00,563
‫چرا باید چیزی رو دوباره شروع کنم
 وقتی مشکل قبلی قراره باز پیش بیاد؟

324
00:16:00,588 --> 00:16:02,993
‫تو الان داری دو ساعت
 زودتر از همیشه از اینجا می‌ری

325
00:16:03,018 --> 00:16:05,354
‫که البته اینو مدیون همکار جدیدتی

326
00:16:05,379 --> 00:16:08,185
‫در ضمن، اینم ممکنه که
 تو دیگه اون آدم سابق نباشی

327
00:16:08,210 --> 00:16:11,180
‫پس تو هم با مورگن موافقی
 باید ریسک کنم و دوباره لوسیا رو عذاب بدم

328
00:16:11,205 --> 00:16:12,941
‫منظورت لوسیا و خودتـه

329
00:16:14,028 --> 00:16:15,335
‫درکت می‌کنم

330
00:16:15,360 --> 00:16:19,572
‫منم موقعی که دخترا کوچیک بودن، همین
 اشتباهات رو در مورد "هکتور" مرتکب شدم

331
00:16:20,113 --> 00:16:21,691
‫یادته بعد از طلاق،

332
00:16:21,716 --> 00:16:24,551
‫چند سال طول کشید
 تا اصلاً دوباره باهام حرف بزنن؟

333
00:16:26,314 --> 00:16:27,715
‫تو حق انتخاب داری

334
00:16:28,137 --> 00:16:31,099
‫خیلی از پلیس‌ها از پسش برمیان
 نمی‌گم قراره راحت باشه

335
00:16:31,124 --> 00:16:32,943
‫فقط می‌گم که غیرممکن نیست

336
00:16:34,932 --> 00:16:38,335
‫دو نفر که براشون مهمی
دارن یه حرفِ واحد رو بهت می‌زنن

337
00:16:38,360 --> 00:16:39,661
‫بهش فکر کن

338
00:16:44,271 --> 00:16:45,807
‫شب بخیر
‫‫شب بخیر

339
00:17:01,660 --> 00:17:03,298
‫هی، اینجا داری چی کار می‌کنی؟
‫‫هیچی؟

340
00:17:04,943 --> 00:17:06,631
...‫اوکی واسه شروع

341
00:17:07,100 --> 00:17:09,074
 لازم نیست چیزی رو ازم قایم کنی، خب؟

342
00:17:09,099 --> 00:17:12,270
‫هر چی که هست، بدترین اتفاقی که ممکنه
 بیفته اینه که درباره‌ش حرف بزنیم، مگه نه؟

343
00:17:12,700 --> 00:17:16,036
‫دوماً، اگه قراره چیزی رو ازم قایم کنی
 لااقل بهتر انجامش بده، زودباش

344
00:17:20,474 --> 00:17:23,126
‫تو "بتل داینستی" بازی می‌کنی؟
‫‫مگه می‌شناسیش؟

345
00:17:23,151 --> 00:17:25,688
‫باهاش آشنام
هر چند وقت یه بار اینو بازی می‌کنی؟

346
00:17:25,713 --> 00:17:28,487
‫زیاد نه، واسم حکم یه دسر فکری رو داره

347
00:17:28,838 --> 00:17:30,273
‫یه جور پاکسازی ذهن قبل خواب

348
00:17:30,298 --> 00:17:32,147
‫اوکی پس چرا داشتی قایمش می‌کردی؟

349
00:17:33,174 --> 00:17:35,836
‫وقت خواب به یه دلیلی وقت خوابه
 نمی‌خواستم ناراحتت کنم

350
00:17:35,861 --> 00:17:38,760
‫ببین رفیق، من هر حسی
 داشته باشم، به خودم مربوطه

351
00:17:38,785 --> 00:17:41,537
‫ولی اگه فکر کنم داری چیزی رو
 ازم قایم می‌کنی، حالم خیلی بدتر می‌شه

352
00:17:42,271 --> 00:17:44,430
‫معذرت می‌خوام
‫‫نه، اشکالی نداره

353
00:17:45,104 --> 00:17:48,107
‫می‌خوام مطمئن بشم که می‌تونیم درباره
 این‌جور چیزا با هم حرف بزنیم، می‌فهمی؟

354
00:17:50,203 --> 00:17:52,584
‫من و تو مغزهایی داریم
 که روی چیزا قفل می‌کنن

355
00:17:52,615 --> 00:17:56,251
‫واسه همین، بعضی بازی‌های ویدیویی یه جورایی
 خطرناکن، چون انگار کنترل آدم رو دست می‌گیرن

356
00:17:56,276 --> 00:17:57,338
‫می‌دونم

357
00:17:58,133 --> 00:17:59,133
اوکی

358
00:17:59,367 --> 00:18:01,223
‫ خب، این یارو که عصا دستشه، تویی؟

359
00:18:01,248 --> 00:18:04,059
‫آره من یه جادوگرم
دارم از دست اون "گابلین‌ها" قایم می‌شم

360
00:18:04,084 --> 00:18:06,663
‫روشون جادو خوندم
 و حالا دارن سعی می‌کنن پیدام کنن

361
00:18:06,688 --> 00:18:08,170
‫اوهوم، توی چت،

362
00:18:08,195 --> 00:18:10,065
‫چرا اون طرف
داره درباره کاشتن تو حرف می‌زنه؟

363
00:18:10,090 --> 00:18:13,062
‫این یه تهدیده؟
‫‫هست، ولی نه اون‌طوری که تو فکر می‌کنی

364
00:18:13,087 --> 00:18:16,506
‫احتمالاً نوشته: "منو فارم کن" یعنی
بیا منو بکش"، ولی فقط واسه گرفتنِ طلاهام"

365
00:18:16,531 --> 00:18:17,941
‫یه جور معامله‌ست، شخصی نیست

366
00:18:17,966 --> 00:18:19,869
‫خب، اگه منظورش "فارم" بوده
پس چرا نوشته "کاشتن"؟

367
00:18:19,894 --> 00:18:21,911
‫ببین، الان من دارم
 با آدم‌های سراسر دنیا بازی می‌کنم

368
00:18:21,936 --> 00:18:24,355
‫و چت‌ها به صورت خودکار
 به انگلیسی ترجمه می‌شن

369
00:18:24,380 --> 00:18:27,780
‫بهش می‌گن بومی‌سازی
ولی بعضی وقت‌ها اشتباه ترجمه می‌کنه

370
00:18:29,369 --> 00:18:31,531
‫حتی تهدید کرده بود
 که با اسلحه می‌افته دنبالش

371
00:18:32,307 --> 00:18:33,510
‫جالبه

372
00:18:34,433 --> 00:18:38,471
‫خب، وقت خواب
به یه دلیلی وقت خوابه، بدو برو زیر

373
00:18:38,753 --> 00:18:39,787
‫هی

374
00:18:40,588 --> 00:18:42,456
‫دوسِت دارم
‫‫دوسِت دارم

375
00:18:43,970 --> 00:18:45,259
‫می‌شه فردا دوباره داشته باشمش؟

376
00:18:45,284 --> 00:18:48,127
‫اوه، دیگه بیرون اتاقتم
 واسه همین صداتو نمی‌شنوم، شب بخیر

377
00:18:57,132 --> 00:18:59,414
‫بچه‌ها، قضیه "تِـپو"ئـه

378
00:18:59,439 --> 00:19:01,676
‫"تپو" دیگه کیه؟
‫‫نه، "تپو" چیه؟

379
00:19:01,701 --> 00:19:04,317
‫یه چیزی رو کشف کردم
در واقع، دو سه تا چیز رو کشف کردم

380
00:19:04,342 --> 00:19:09,291
‫می‌دونستین 126 میلیون نفر هر روزِ خدا
دارن "بتل داینستی" بازی می‌کنن؟

381
00:19:09,316 --> 00:19:12,703
‫متأسفانه، یکی از اون آدما
 پسر منه، ولی به خاطر همین

382
00:19:12,728 --> 00:19:17,661
‫فهمیدم که مترجمِ چتِ بازی
 همیشه هم قابل اعتماد نیست

383
00:19:19,707 --> 00:19:20,911
‫هنوز معلوم نیست اون چیه

384
00:19:20,936 --> 00:19:23,694
‫"تِـپو" یه کلمه‌ی ژاپنیه که
 دو تا معنیِ کاملاً متفاوت داره

385
00:19:23,719 --> 00:19:25,980
‫حدس می‌زنم یکیش همون "اسلحه" باشه
اوهوم

386
00:19:26,005 --> 00:19:29,819
‫درسته‌ اما "تپو"
...به یه معنی دیگه هم ترجمه می‌شه

387
00:19:31,046 --> 00:19:32,166
"ماهی بادکنکی"

388
00:19:32,203 --> 00:19:34,460
اوکی، ‫آخه چطور کلمه‌ی
اسلحه" با "ماهی بادکنکی" یکیه؟"

389
00:19:34,485 --> 00:19:37,419
‫سوال خوبیه
در واقع این یه لقب واسه ماهی بادکنکی‌ه

390
00:19:37,444 --> 00:19:38,929
‫"تِـپو نی آتارو"

391
00:19:38,954 --> 00:19:40,773
‫یعنی "توپِ سمی"
و چقدر هم این اسم بامزه‌ست

392
00:19:40,798 --> 00:19:43,054
‫از این به بعد باید همین‌طوری صداشون کنیم

393
00:19:43,079 --> 00:19:45,871
‫پس وقتی اون یارو توی چت
 دکلان رو تهدید کرده، منظورش "اسلحه" نبوده

394
00:19:45,896 --> 00:19:48,207
‫داشته می‌گفت: "سمِ ماهی بادکنکی"
‫‫درسته

395
00:19:48,232 --> 00:19:50,833
‫واسه همین هم بود که آزمایشگاه
 توی تشخیصش اون‌قدر به مشکل خورد

396
00:19:50,858 --> 00:19:53,235
‫همین الان از آزمایشگاه اومدم
 بهشون گفتم دنبال چی بگردن

397
00:19:53,260 --> 00:19:57,297
‫و حدسم درست بود؛ دکلان هارکر
 با سمِ ماهی بادکنکی مسموم شده بود

398
00:19:57,322 --> 00:19:59,351
‫و اینجا نوشته که قدرتش از سیانور هم بیشتره

399
00:19:59,376 --> 00:20:03,275
‫فقط یه قطره‌ش باعث توهم
 استفراغ، فلج‌شدن و مرگ می‌شه

400
00:20:03,645 --> 00:20:05,431
‫دکلان بدون اون تصادف هم کارش تموم بوده

401
00:20:05,456 --> 00:20:07,092
‫باورم نمی‌شه ملت پول می‌دن که اینو بخورن

402
00:20:07,117 --> 00:20:08,641
‫من خوردم سالمه

403
00:20:08,666 --> 00:20:10,795
‫آره، می‌تونه سالم باشه
 البته تا وقتی که سرآشپزِ سوشی‌تون

404
00:20:10,820 --> 00:20:12,121
‫ قصدِ کشتنتون رو نداشته باشه

405
00:20:12,146 --> 00:20:14,524
‫دوره آموزشیِ دو ساله، بسیار سخت‌گیرانه‌ست

406
00:20:14,549 --> 00:20:17,493
‫قبل از اینکه اصلاً دست به چاقو بزنین
باید به دانشش مسلط بشین

407
00:20:17,518 --> 00:20:21,164
‫بدونین سم کجا مخفی شده فقط اون موقعه
که می‌تونین خارج کردنش رو یاد بگیرین

408
00:20:21,189 --> 00:20:23,223
‫بعد از اون، با آزمون روبرو می‌شید

409
00:20:23,891 --> 00:20:27,028
‫یه اجرای زنده
 از مهارت‌هاتون در حضور یک متخصص

410
00:20:27,053 --> 00:20:29,972
‫برش‌ها باید دقیق باشن
 و چیدمان بشقاب بی‌نقص

411
00:20:29,997 --> 00:20:31,866
‫حتی اگه ذره‌ای خون باقی بمونه،

412
00:20:31,891 --> 00:20:34,661
‫مردود می‌شین
 و باید همه‌چیز رو از اول شروع کنین

413
00:20:36,102 --> 00:20:40,238
‫تا وقتی که بالاخره دقیقاً
درست انجامش بدین و توی آزمون قبول بشین

414
00:20:41,150 --> 00:20:42,552
‫اگه گرفتنش این‌قدر سخته،

415
00:20:42,577 --> 00:20:44,753
‫پس حتماً فقط چندتا سرآشپز
توی شهر هستن که سروِش می‌کنن

416
00:20:45,450 --> 00:20:47,533
‫داری منو به صرف سوشی دعوت می‌کنی؟

418
00:21:00,661 --> 00:21:01,696
‫ببخشید

419
00:21:02,098 --> 00:21:03,434
‫سوالی دارید؟

420
00:21:03,459 --> 00:21:06,149
‫بله، آم... دنبال یه چیز خیلی خاص می‌گردیم

421
00:21:06,174 --> 00:21:08,118
‫واسه یه مناسبت خاصه؟

422
00:21:08,143 --> 00:21:10,813
‫بله در واقع، سالگردمـونه

423
00:21:10,838 --> 00:21:14,098
‫نه توی اینترنت دیدیم که شما
یه چیزی به اسم ماهی بادکنکی سرو می‌کنین

424
00:21:14,897 --> 00:21:16,404
‫خیلی خاصه

425
00:21:16,429 --> 00:21:20,367
‫فقط 12 تا سرآشپز
توی کل آمریکا مجوزِ سرو کردنش رو دارن

426
00:21:20,392 --> 00:21:23,358
‫درسته باورتون می‌شه سه تاشون
 همین‌جا توی لس‌آنجلس هستن؟

427
00:21:23,383 --> 00:21:25,627
‫واسه همینم اومدیم سراغ شما

428
00:21:25,953 --> 00:21:30,332
‫اخیراً مردی با سم ماهی بادکنکی به قتل رسیده
 اونم بعد از اینکه توی فضای مجازی تهدید شده

429
00:21:30,357 --> 00:21:32,976
‫اون شخص گفته بود باباش ماهی
 بادکنکی داره و می‌تونه ازش استفاده کنه

430
00:21:33,001 --> 00:21:34,302
‫و اون سه تا سرآشپز توی لس‌آنجلس؟

431
00:21:34,327 --> 00:21:36,013
‫یکیشون واسه بازسازی تعطیله،

432
00:21:36,038 --> 00:21:38,803
‫یکیشون یه پیرمرد 80 ساله‌ی
 بدون فرزنده، و بعدش می‌رسیم به شما

433
00:21:38,828 --> 00:21:41,259
‫احتمالش هست فرزندتون به ماهی‌های
 شما دسترسی داشته باشه، قربان؟

434
00:21:41,284 --> 00:21:42,802
‫من دوتا پسر دارم، ولی

435
00:21:43,511 --> 00:21:46,722
 چیزی که شما می‌گید... غیرممکنه

436
00:21:46,973 --> 00:21:48,012
‫به چه دلیل؟

437
00:21:48,037 --> 00:21:52,227
‫چون برای کار با این سم
 پروتکل‌های خیلی دقیقی وجود داره

438
00:21:52,252 --> 00:21:56,592
‫تمام بخش‌هایی که جدا می‌کنم
 جگر، تخمدان‌ها و پوست

439
00:21:56,617 --> 00:22:00,221
‫توی یه ظرف قفل‌دار
نگهداری می‌شن تا زمانی که معدوم بشن

440
00:22:00,988 --> 00:22:04,033
‫این قانونه، و من مو به مو اجراش می‌کنم

441
00:22:04,058 --> 00:22:06,027
‫هوم، مشکلی نداره نشونمون بدین؟

442
00:22:06,331 --> 00:22:07,380
‫البته که نه

443
00:22:08,796 --> 00:22:12,708
‫کلیدش فقط دست خودمه
 و این مسئله رو خیلی جدی می‌گیرم

444
00:22:12,987 --> 00:22:15,135
‫حتی واسه احتمالِ اینکه کسی مسموم بشه

445
00:22:15,501 --> 00:22:17,388
پادزهرها رو دمِ دست نگه می‌دارم

446
00:22:22,092 --> 00:22:23,349
‫ایشون پسرتونه؟

447
00:22:24,779 --> 00:22:27,190
‫یکیشونه جین، شاگردمه

448
00:22:27,628 --> 00:22:28,925
‫اون بچه رو می‌شناسی؟

449
00:22:28,950 --> 00:22:31,534
‫یه پوستر از اون بچه
 توی شرکتِ بازی‌های ویدیویی هست

450
00:22:31,559 --> 00:22:33,262
‫لباساش فرق می‌کنه و موهاش هم کوتاه‌تر بود،

451
00:22:33,287 --> 00:22:34,555
‫اما قطعاً خودِ خودشه

452
00:22:34,580 --> 00:22:36,394
‫منظورتون چیه، بازی‌های ویدیویی؟

453
00:22:36,419 --> 00:22:39,287
‫تهدیدهایی که بهشون اشاره کردیم، توی
 چتِ یه بازی ویدیویی فرستاده شده بودن

454
00:22:40,995 --> 00:22:44,534
‫اون یکی پسرم، "ریو"
 بازی‌های ویدیویی انجام می‌ده

455
00:22:44,559 --> 00:22:48,059
‫اما باز هم می‌گم که اون نمی‌تونسته
 به سم دسترسی پیدا کرده باشه

456
00:22:48,703 --> 00:22:49,925
‫اون‌ها دوقلو هستن

457
00:22:50,538 --> 00:22:53,353
‫بهتون قسم می‌خورم
 اون کاری که شما می‌گید رو نکرده

458
00:22:54,474 --> 00:22:56,500
‫خواهش می‌کنم، بهش کمک کنین

459
00:23:02,350 --> 00:23:05,186
‫من "ریو" و "جین" رو از اوزاکا آوردم اینجا،

460
00:23:05,211 --> 00:23:09,875
.‫وقتی بچه بودن
یعنی بعد از اینکه از مادرشون جدا شدم

461
00:23:10,658 --> 00:23:13,460
‫"جین" همیشه توی مدرسه و ورزش عالی بوده

462
00:23:13,485 --> 00:23:17,556
‫سخت کار می‌کنه و به
کسب‌وکار خانوادگی‌مون علاقه نشون می‌ده

463
00:23:17,610 --> 00:23:20,920
‫اما با "ریو" همیشه اوضاع سخت‌تر بوده

464
00:23:21,802 --> 00:23:23,204
‫حرف گوش نمی‌ده

465
00:23:23,571 --> 00:23:25,672
‫فقط به فکر بازی‌هاشه

466
00:23:28,109 --> 00:23:32,680
‫احساس می‌کنم سال‌ها پیش
توی همون بازی‌ها از دستش دادم

467
00:23:33,748 --> 00:23:35,448
‫حتماً تحملش خیلی سخته

468
00:23:37,066 --> 00:23:38,066
...ولی

469
00:23:38,527 --> 00:23:40,364
‫ هر دو پسرهام رو دوست دارم

470
00:23:41,222 --> 00:23:44,432
‫و همیشه سعی کردم
چیزی که براشون بهتره رو انجام بدم

471
00:23:44,457 --> 00:23:45,760
‫مطمئنیم که همین‌طوره

472
00:23:46,493 --> 00:23:48,470
‫اما بازم باید این احتمال رو در نظر بگیریم

473
00:23:48,495 --> 00:23:52,201
‫که "ریو" به سم دسترسی پیدا کرده و ازش
 برای صدمه زدن به "دکلان هارکر" استفاده کرده

474
00:23:53,316 --> 00:23:55,352
‫هر کاری بتونیم می‌کنیم
 تا اونو به سلامت اینجا بیاریم

475
00:23:55,377 --> 00:23:57,269
‫ولی برای اینکه این اتفاق بیفته
 اون باید همکاری کنه

476
00:23:57,294 --> 00:23:59,458
‫ما به کمک شما نیاز داریم
‫‫می‌دونید کجاست؟

477
00:24:01,971 --> 00:24:02,971
ایجی

478
00:24:03,252 --> 00:24:04,330
برو جین رو بیار

479
00:24:09,417 --> 00:24:13,486
‫جین، این‌ها از طرف پلیس هستن
 باید با ریو حرف بزنن

480
00:24:14,037 --> 00:24:15,318
‫می‌دونی کجاست؟

481
00:24:15,343 --> 00:24:17,533
‫اوم، اون چیزی به من نمی‌گه

482
00:24:18,310 --> 00:24:19,699
‫احتمالاً یه جایی مشغول بازیه؟

483
00:24:19,724 --> 00:24:22,413
‫دو شب پیش چطور؟
 می‌دونی اون موقع کجا بود؟

484
00:24:23,509 --> 00:24:25,711
‫اشکالی نداره
 اون‌ها می‌خوان کمک کنن

485
00:24:28,336 --> 00:24:30,351
‫نمی‌دونم فکر کنم رفته بود بیرون

486
00:24:31,337 --> 00:24:32,415
‫متأسفم

487
00:24:32,807 --> 00:24:34,308
‫اشکالی نداره، ممنون

488
00:24:35,600 --> 00:24:36,790
جین، مشتری‌ها

489
00:24:36,815 --> 00:24:37,866
خوش اومدین

490
00:24:38,279 --> 00:24:39,485
‫ببخشید
‫‫اوهوم

491
00:24:40,047 --> 00:24:42,149
‫اگه خبری از ریو شد بهتون خبر می‌دم

492
00:24:44,852 --> 00:24:47,154
‫بزرگ کردنِ دو تا پسرِ نوجوون بدون مادر؟

493
00:24:47,179 --> 00:24:48,758
‫حتماً کار سختیه
‫‫اوهوم

494
00:24:48,783 --> 00:24:52,486
‫فقط من این‌طوری فکر می‌کنم یا اون آلبوم عکس
 جوری بود که انگار بابا بین پسراش فرق می‌ذاره؟

495
00:24:52,511 --> 00:24:54,880
‫دستش روی شونه‌ی جینـه
 انگار بهش افتخار می‌کنه

496
00:24:54,905 --> 00:24:56,388
‫در مورد ریو، اصلاً این‌طور نیست

497
00:24:56,413 --> 00:25:00,211
‫آره، یا شاید ریو یه نوجوونِ بدقلقه
 که دوست نداره با باباش عکس بگیره

498
00:25:03,137 --> 00:25:04,573
‫کی بهت پیام داد؟

499
00:25:04,765 --> 00:25:06,390
‫ستوان پیام داده

500
00:25:07,561 --> 00:25:10,070
‫نوشته می‌خواد یه چیزی رو
روی لپ‌تاپ دکلان بهمون نشون بده

501
00:25:10,095 --> 00:25:13,332
‫می‌گم دفنه و آز بگردن دنبال ریو، پاتوق‌هایی
 که ازشون آنلاین می‌شه رو می‌شناسیم

502
00:25:13,357 --> 00:25:14,858
‫دقیقاً هم می‌دونیم چه شکلیه

503
00:25:20,321 --> 00:25:22,189
‫چهارشنبه‌ست، ساعت 2:30 بعد از ظهر

504
00:25:22,214 --> 00:25:24,898
‫این بچه‌ها نباید الان مدرسه باشن؟
!‫‫باشه بابا

505
00:25:25,316 --> 00:25:26,836
‫فقط می‌گم سخته تصورش کنی

506
00:25:26,861 --> 00:25:29,105
‫آدم کل زندگی‌شو به خاطر یه بازی بریزه دور

507
00:25:29,130 --> 00:25:32,675
‫نمی‌دونم منم کلی وقت پای "ان‌بی‌اِی جَم"
گذاشتم، آخرشم آدم حسابی شدم

508
00:25:33,182 --> 00:25:34,568
‫در این مورد هنوز مطمئن نیستیم

509
00:25:37,796 --> 00:25:38,862
‫هی

510
00:25:40,975 --> 00:25:42,707
‫ببخشید، تو ریو هستی؟
‫‫اوهوم

511
00:25:46,520 --> 00:25:48,161
‫هی، "درِدنـاگ"

512
00:25:48,416 --> 00:25:50,624
‫پلیس لس‌آنجلس. باید با هم گپ بزنیم

513
00:25:50,649 --> 00:25:53,585
‫بذارید اول این نکسوس رو نابود کنم
‫‫اوهوم این تویی؟

514
00:25:54,690 --> 00:25:56,304
‫خیلی‌ها با کاراکتر "اورک" بازی می‌کنن

515
00:25:56,329 --> 00:25:59,799
‫آره، ولی "درِدنـاگ" اسم کاربریِ توئه، نه؟
 خب، یکی از اسم‌هات

516
00:26:00,061 --> 00:26:02,363
‫اسم "دکلان هارکر" برات آشنا نیست؟

517
00:26:02,388 --> 00:26:03,567
‫"بیست-اسلیر"؟

518
00:26:04,033 --> 00:26:05,474
‫توی دنیای مجازی همه می‌شناسنش

519
00:26:05,499 --> 00:26:07,918
‫آره، ولی نه به خوبیِ تو، مگه نه؟

520
00:26:07,943 --> 00:26:11,160
‫دکلان داشت اذیتت می‌کرد
 نمی‌ذاشت از جات تکون بخوری

521
00:26:11,185 --> 00:26:13,215
‫و کاراکترت رو بارها و بارها می‌کشت

522
00:26:13,240 --> 00:26:16,585
‫اون‌قدر روی اعصابت رفت که
تهدید کردی توی زندگی واقعی می‌کشیش

523
00:26:16,610 --> 00:26:18,712
‫چیزی یادت اومد؟

524
00:26:20,146 --> 00:26:22,143
‫توی اداره پلیس
 حافظه‌ت رو سرِ جاش میاریم، راه بیفت

525
00:26:22,559 --> 00:26:23,647
‫بیا بریم

526
00:26:25,000 --> 00:26:30,000


527
00:26:31,669 --> 00:26:33,164
من حرف میزنم

528
00:26:33,735 --> 00:26:35,218
دهنت رو بسته نگه دار

529
00:26:38,666 --> 00:26:41,802
‫آقای یاسودا، پسرشون، ریو
ایشون هم رئیس من، ستوان سوتو

530
00:26:41,827 --> 00:26:44,621
‫از اینکه در روند پرونده همکاری می‌کنین، ممنونیم

531
00:26:44,646 --> 00:26:45,814
‫خواهش می‌کنم

532
00:26:46,040 --> 00:26:47,842
‫فقط می‌خوایم قضیه روشن بشه

533
00:26:48,083 --> 00:26:50,786
‫من هنوز معتقدم پسرم بی‌گناهه

534
00:26:50,811 --> 00:26:52,581
‫من اصلاً دکلان رو توی دنیای واقعی نمی‌شناختم

535
00:26:55,517 --> 00:27:00,087
‫خودتون گفتین رستوران‌های دیگه‌ای هم
هستن که ماهی بادکنکی سرو می‌کنن

536
00:27:00,654 --> 00:27:03,356
‫مرگ اون مردی که توصیف کردین
 خیلی وحشتناکه

537
00:27:04,164 --> 00:27:05,801
اما پسرم درست می‌گه

538
00:27:06,393 --> 00:27:09,038
‫شما هیچ دلیل واقعی‌ای ندارین
 که اونو به این ماجرا ربط بدین

539
00:27:09,063 --> 00:27:10,739
‫خب، این ممکنه درست باشه یا نباشه

540
00:27:10,764 --> 00:27:13,067
‫ریو، می‌شه لطفاً
یه نگاهی به انگشت‌هات بندازیم؟

541
00:27:14,475 --> 00:27:17,164
‫تیم ما توی صحنه‌ی جرم
خونی پیدا کرده که معتقدیم متعلق به قاتله

542
00:27:20,756 --> 00:27:23,670
‫اون زخم چیزی رو ثابت نمی‌کنه
 من صاحب رستورانم

543
00:27:24,211 --> 00:27:26,413
‫دست و بالِ پسرای من مدام زخم می‌شه

544
00:27:26,438 --> 00:27:28,584
‫شاید، اما این یه حکم دادگاهه

545
00:27:28,609 --> 00:27:31,227
که "ریو" رو ملزم می‌کنه نمونه‌ی دی‌اِن‌اِی بده

546
00:27:31,252 --> 00:27:33,954
‫اینکه بتونیم اونو
 به قتل ربط بدیم یا نه، هنوز معلوم نیست

547
00:27:34,194 --> 00:27:37,900
‫اما قبل از اینکه به اونجا برسیم
 می‌تونیم شما رو به مقتول ربط بدیم

548
00:27:37,925 --> 00:27:39,712
‫حکم دادگاه رو هم همین‌طوری گرفتیم

549
00:27:39,981 --> 00:27:43,510
‫دکلان هارکر 100 هزار دلار
ارز دیجیتال توی کامپیوترش داشت

550
00:27:43,535 --> 00:27:46,383
‫خب، مردم فکر می‌کنن ارز دیجیتال
 ناشناخته باقی می‌مونه، اما اشتباه می‌کنن

551
00:27:46,408 --> 00:27:48,844
‫در واقع ردگیریش
 حتی از پول معمولی هم راحت‌تره

552
00:27:48,869 --> 00:27:51,481
‫چون فقط به صورتِ
تراکنش‌های کامپیوتری وجود داره

553
00:27:51,506 --> 00:27:54,172
‫و اون ارز دیجیتالی که
 ما توی کامپیوتر دکلان پیدا کردیم

554
00:27:54,197 --> 00:27:55,778
‫ردش به شما می‌رسه

555
00:27:56,620 --> 00:27:57,988
‫دارن درباره چی حرف می‌زنن؟

556
00:27:58,021 --> 00:27:59,061
گفتم ساکت باش

557
00:27:59,086 --> 00:28:01,700
‫ببین، دکلان فقط محضِ خنده اذیتت نمی‌کرد

558
00:28:02,183 --> 00:28:04,268
‫بهش پول داده شده بود تا تو رو مدام بکشه

559
00:28:04,293 --> 00:28:05,402
‫توسط پدرت

560
00:28:05,643 --> 00:28:08,053
‫حدس می‌زنیم چون می‌خواسته
مجبورت کنه بازی رو بذاری کنار

561
00:28:08,078 --> 00:28:10,313
‫اگه دکلان بازی رو کوفتِت می‌کرد،

562
00:28:10,338 --> 00:28:12,274
‫احتمالاً خودت بی‌خیالش می‌شدی

563
00:28:13,595 --> 00:28:15,161
‫باید درک کنی

564
00:28:16,153 --> 00:28:17,685
من هر راهی رو امتحان کردم

565
00:28:17,710 --> 00:28:18,848
‫خب، اینو باور می‌کنیم

566
00:28:18,873 --> 00:28:20,653
‫داشتیم کلنجار می‌رفتیم
 که چطور با دکلان آشنا شدی

567
00:28:20,678 --> 00:28:22,487
‫اما بعدش یادِ انجمن "گیمرهای گمنام" افتادیم

568
00:28:22,512 --> 00:28:25,181
‫آره، شاید سعی داشتی ریو رو ببری جلساتشون

569
00:28:25,206 --> 00:28:28,918
‫شاید اون قبول نکرده
 اما تو به هر حال خودت رفتی اونجا

570
00:28:28,943 --> 00:28:32,242
‫و این‌طوری بود که
حدود یک ماه پیش با دکلان آشنا شدی

571
00:28:32,267 --> 00:28:34,238
‫درست قبل از اینکه
 دوباره بازی کردن رو شروع کنه

572
00:28:36,585 --> 00:28:39,749
‫دکلان چیزی که من
توی ریو می‌دیدم رو درک می‌کرد

573
00:28:40,668 --> 00:28:42,270
‫اینکه اصلاً نمی‌خوابید

574
00:28:43,658 --> 00:28:45,426
‫دیگه مدرسه نمی‌رفت

575
00:28:45,923 --> 00:28:47,058
...‫بعضی شب‌ها

576
00:28:48,008 --> 00:28:49,688
 ریو حتی خونه هم نمی‌اومد

577
00:28:50,497 --> 00:28:53,200
‫من از دکلان خواستم کمک کنه

578
00:28:53,668 --> 00:28:55,384
‫اما عوضش، اوضاع بدتر شد

579
00:28:55,409 --> 00:28:57,313
‫صبرِ ریو لبریز شد و تلافی کرد

580
00:28:57,338 --> 00:28:59,400
‫ببینید، اون از روی
چت‌های بازی می‌دونست که دکلان

581
00:28:59,425 --> 00:29:01,655
‫معمولاً حدود ساعت 4 صبح
 یه استراحتی واسه غذا خوردن می‌ده

582
00:29:01,680 --> 00:29:03,312
‫حتی به "تاکویِ تِـتِر" هم اشاره کرده بود

583
00:29:03,337 --> 00:29:05,597
‫پاتوق معروفیـه
واسه گیمرهایی که تا دیروقت بیدارن

584
00:29:05,622 --> 00:29:08,424
‫و ما رسیدِ همون شبی که
 دکلان مُرد رو پیدا کردیم

585
00:29:08,449 --> 00:29:11,860
‫شاید ریو پیکِ غذا رو
 تا آپارتمان دکلان تعقیب کرده

586
00:29:11,885 --> 00:29:13,487
‫صبر کرده تا اون بره،

587
00:29:13,512 --> 00:29:16,025
‫و بعدش سمِ ماهی بادکنکی رو ریخته توی بوریتوش

588
00:29:17,728 --> 00:29:19,486
چطور تونستی این کارو با من بکنی؟

589
00:29:19,511 --> 00:29:20,977
همیشه سعی کردم ازت تو محافظت کنم

590
00:29:21,002 --> 00:29:23,295
‫آقایون، فکر کنم کارمون اینجا تمومه

591
00:29:25,021 --> 00:29:26,242
‫فقط یه چیز دیگه

592
00:29:26,267 --> 00:29:28,335
‫ریو، ما به اون
 نمونه دی‌اِن‌اِی از طرف تو نیاز داریم

593
00:29:36,959 --> 00:29:38,005
‫هی

594
00:29:38,030 --> 00:29:41,558
‫هنوز منتظر جواب آزمایش دی‌اِن‌اِی ریو هستی؟
‫‫آره، آزمایشگاه گذاشتتش توی اولویت

595
00:29:41,583 --> 00:29:43,792
‫اجازه دادیم پدرش هم
 پایین توی بازداشتگاه کنارش بمونه

596
00:29:43,817 --> 00:29:45,319
‫اون فقط یه بچه‌ست

597
00:29:45,344 --> 00:29:46,563
‫می‌تونی تصورش رو بکنی؟

598
00:29:46,588 --> 00:29:48,536
‫یکی از بچه‌های من آدم بکشه؟

599
00:29:49,114 --> 00:29:50,999
‫شاید بدتر از چیزی که
...منظورمه به نظر بیاد، اما

600
00:29:51,469 --> 00:29:53,149
من مدام نگران این موضوعم

601
00:29:53,460 --> 00:29:54,770
‫نه به خاطرِ دخترهام

602
00:29:54,795 --> 00:29:56,805
‫فقط به خاطرِ خطرات شغلی‌مون

603
00:29:56,830 --> 00:29:59,601
‫آره، درک می‌کنم
 این شغل آدمو درگیر خودش می‌کنه

604
00:29:59,626 --> 00:30:01,205
‫بذار یه سوال سخت‌تر ازت بپرسم

605
00:30:01,230 --> 00:30:02,759
‫در مورد کاری که اون پدر کرد چی؟

606
00:30:03,155 --> 00:30:05,152
 هیچ‌وقت خودتو می‌بینی که تا اونجا پیش بری؟

607
00:30:05,177 --> 00:30:06,255
‫به خاطر بچه‌هام؟

608
00:30:07,139 --> 00:30:08,377
 مگه منو نمی‌شناسی؟

609
00:30:09,365 --> 00:30:10,426
‫جواب آزمایشگاه اومد

610
00:30:10,451 --> 00:30:12,888
‫همونیه که انتظار داشتیم؟
‫‫در واقع، نه

611
00:30:12,913 --> 00:30:15,084
‫خونِ توی صحنه مال ریو نبوده؟

612
00:30:15,349 --> 00:30:19,353
‫آزمایشگاه می‌گه مطابقت خانوادگیِ
 خیلی نزدیکی داره، در حد 90 درصد

613
00:30:20,064 --> 00:30:22,867
‫آم، نزدیکی از دوقلو بودن دیگه بیشتر نمی‌شه

614
00:30:25,278 --> 00:30:27,213
‫ریو دکلان رو نکشته

615
00:30:27,532 --> 00:30:28,775
‫کارِ "جین" بوده

616
00:30:34,229 --> 00:30:35,517
‫حکم جلب و ردیابیِ جین صادر شده

617
00:30:35,542 --> 00:30:38,454
‫مامورهای گشت دارن محله رو وجب به وجب
 می‌گردن و چند نفر تو مرکز مستقر شدن

618
00:30:38,478 --> 00:30:40,239
‫فوگل و مک‌نیل رو با پدره فرستادم خونه‌شون

619
00:30:40,264 --> 00:30:42,374
‫گفتن جین اونجا نیست و دوچرخه‌ش هم نیست

620
00:30:42,399 --> 00:30:44,468
‫رستورانِ پدرش رو چک کردیم؟
‫‫مامورها اونجان

621
00:30:44,493 --> 00:30:46,303
‫جین اونجا آفتابی نشده
‫‫مدرسه هم نیست

622
00:30:46,328 --> 00:30:47,496
‫دوستاش چی؟

623
00:30:47,521 --> 00:30:49,032
‫بچه‌ها، این جینـه

624
00:30:49,057 --> 00:30:51,761
‫خیلی‌خب، همه ساکت دست نگه دارین

625
00:30:51,786 --> 00:30:54,816
‫بذارش روی اسپیکر باید سعی کنیم
 راضیش کنیم که خودشو تسلیم کنه

626
00:31:01,663 --> 00:31:02,764
‫جین؟

627
00:31:04,120 --> 00:31:05,734
‫گند زدم، ریو

628
00:31:06,162 --> 00:31:07,490
‫بدجوری گند زدم

629
00:31:09,435 --> 00:31:12,021
‫جین، من ستوان سوتو هستم، از پلیس

630
00:31:12,306 --> 00:31:13,775
‫همه دارن دنبالت می‌گردن

631
00:31:13,800 --> 00:31:16,051
‫پدرت و برادرت نگران حالِتن

632
00:31:16,076 --> 00:31:18,930
‫چرا بهمون نمی‌گی کجایی
 تا یه ماشین بفرستیم بیاد دنبالت؟

633
00:31:18,955 --> 00:31:20,422
‫می‌خوایم حرف‌های تو رو هم بشنویم

634
00:31:20,795 --> 00:31:22,017
‫تقصیرِ منه

635
00:31:22,851 --> 00:31:24,218
‫من سم رو ریختم

636
00:31:24,786 --> 00:31:26,639
‫حالا اون یارو به خاطرِ من مُرده

637
00:31:27,756 --> 00:31:29,981
‫فکر می‌کردم همون کاریه که
 تو ازم می‌خواستی انجام بدم

638
00:31:32,371 --> 00:31:34,470
‫هی، ردیفه پسر، نگران نباش

639
00:31:34,495 --> 00:31:36,506
‫پلیس‌ها درکت می‌کنن می‌خوان کمک کنن

640
00:31:36,531 --> 00:31:39,767
‫جین، تو هنوز جوونی هیچ‌کس نمی‌خواد
 تا ابد بیفتی گوشه‌ی زندان

641
00:31:40,056 --> 00:31:42,659
‫اگه بهمون بگی کجایی
همه چیز راحت‌تر پیش می‌ره

642
00:31:43,673 --> 00:31:44,806
‫دوسِت دارم، ریو

643
00:31:45,840 --> 00:31:47,988
‫به بابا بگو منو ببخشه

644
00:31:51,695 --> 00:31:54,959
‫ریو، جایی رو می‌شناسی که اگه جین قصد
 داشته باشه بلایی سرِ خودش بیاره، بره اونجا؟

645
00:31:55,583 --> 00:31:56,618
‫اوم

646
00:31:57,752 --> 00:32:00,421
‫پدرمون همیشه خیلی بهمون سخت می‌گرفت

647
00:32:00,988 --> 00:32:03,286
‫وقتی من و جین نیاز داشتیم از دستش فرار کنیم،

648
00:32:03,957 --> 00:32:05,735
‫می‌رفتیم "مخزن هالیوود"

649
00:32:05,760 --> 00:32:07,886
‫و همون‌جا روی پل پیاده‌رو می‌نشستیم

650
00:32:08,596 --> 00:32:10,710
...‫اون بعضی وقتا تهدید می‌کرد که

651
00:32:11,874 --> 00:32:13,934
‫ با بی‌سیم
به نزدیک‌ترین واحدها خبر می‌دم برن اونجا

652
00:32:13,959 --> 00:32:15,590
‫"آز" و "دفنه" رو هم با خودت ببر

653
00:32:15,615 --> 00:32:17,747
‫بگو پدرشون هم همون‌جا بیاد پیشتون
‫‫منم می‌تونم بیام؟

654
00:32:17,772 --> 00:32:20,165
‫می‌تونم کمک کنم، راضیش کنم بیاد پایین
‫‫می‌دونی چیه؟

655
00:32:20,190 --> 00:32:23,160
‫همین‌جا پیش من بمون
و بذار پلیس‌ها کارشون رو بکنن، خب؟

656
00:32:23,545 --> 00:32:24,813
‫اونا برادرت رو برمی‌گردونن

657
00:32:42,880 --> 00:32:43,990
‫من بازش می‌کنم

658
00:32:47,124 --> 00:32:48,550
‫ باید یکم جذبه داشته باشی

659
00:32:49,804 --> 00:32:50,875
‫ممنون

660
00:32:52,574 --> 00:32:54,308
‫به‌زودی تماس می‌گیرن و خبر می‌دن

661
00:32:55,777 --> 00:32:56,811
‫دووم میاری؟

662
00:32:57,469 --> 00:32:58,491
‫‫آره

663
00:32:58,807 --> 00:33:00,276
‫این غذای موردعلاقه‌ی جینه

664
00:33:00,301 --> 00:33:02,732
‫موقعی که بابا حواسش نبود
 یواشکی می‌آوردش توی رستوران

665
00:33:03,350 --> 00:33:04,576
‫جدی می‌گی؟

666
00:33:05,954 --> 00:33:08,255
‫پس اون‌قدرها هم که به نظر می‌رسه
 پسرِ بی‌عیب و نقصی نبوده

667
00:33:11,659 --> 00:33:13,360
‫بیا بریم برات یه غذای درست و حسابی بگیرم

668
00:33:16,163 --> 00:33:18,365
‫راحت باش، هر چی می‌خوای بردار

669
00:33:24,096 --> 00:33:25,405
‫می‌تونم یه سوال ازت بپرسم؟

670
00:33:25,430 --> 00:33:27,804
‫توی اون عکس‌هایی که دیدم
 تو و جین خیلی صمیمی بودین

671
00:33:27,829 --> 00:33:30,362
‫ولی به نظر نمی‌رسه
که دیگه اصلاً با هم وقت بگذرونین

672
00:33:30,387 --> 00:33:31,551
‫چی شد؟

673
00:33:32,714 --> 00:33:34,248
‫ما تبدیل به دو تا آدم متفاوت شدیم

674
00:33:35,240 --> 00:33:37,508
‫جین اشتباه می‌کرد
که فکر می‌کرد همه‌ی این‌ها تقصیر اونه

675
00:33:38,820 --> 00:33:39,954
‫تقصیر منه

676
00:33:41,221 --> 00:33:44,491
‫من بهش گفتم دکلان داره چه بلایی
"سرم میاره، و اون دید که "بتل داینستی

677
00:33:44,516 --> 00:33:46,451
‫تنها جایی بود که توش احساسِ تعلق می‌کردم

678
00:33:47,266 --> 00:33:48,677
‫انگار می‌تونستم خودم باشم

679
00:33:49,770 --> 00:33:50,898
‫می‌فهمم

680
00:33:51,311 --> 00:33:53,286
‫حتماً خیلی ناراحت‌کننده بوده
 وقتی دکلان توی بازی

681
00:33:53,311 --> 00:33:54,991
‫بارها و بارها می‌کُشتت

682
00:33:55,295 --> 00:33:56,329
‫آره

683
00:33:57,605 --> 00:33:58,673
‫حسش واقعی بود

684
00:34:00,542 --> 00:34:02,381
‫متأسفم خیلی احمقانه به نظر می‌رسه
‫‫اوه

685
00:34:03,251 --> 00:34:04,663
‫‫لعنت بهت
‫اشکالی نداره

686
00:34:04,688 --> 00:34:07,289
‫من برم چندتا دستمال کاغذی بیارم
‫‫واقعاً معذرت می‌خوام

687
00:34:07,314 --> 00:34:09,751
‫اشکالی نداره، گوش کن، طوری نیست

688
00:34:10,073 --> 00:34:11,407
‫همه‌چیز درست می‌شه

689
00:34:12,954 --> 00:34:14,124
‫مورگن!

690
00:34:15,690 --> 00:34:17,138
‫یه لحظه وقت داری بیای اینجا؟

691
00:34:19,861 --> 00:34:20,895
‫آدامـه

692
00:34:21,810 --> 00:34:23,021
‫مورگن اینجاست

693
00:34:23,441 --> 00:34:24,648
‫پیداش کردین؟

694
00:34:24,673 --> 00:34:27,972
‫فقط دوچرخه‌ش رو باباش پیداش کرد
 درست وسط پیاده‌رو بود

695
00:34:30,038 --> 00:34:31,131
‫اوه، نه

696
00:34:31,156 --> 00:34:33,725
‫"آز" و "دفنه" پایینن
و دارن با غواص‌ها عملیات رو شروع می‌کنن

697
00:34:34,308 --> 00:34:36,176
‫احتمالِ اینکه زنده پیداش کنیم اصلاً زیاد نیست

698
00:34:42,874 --> 00:34:44,055
‫ریو کجاست؟

699
00:34:45,553 --> 00:34:46,988
‫آدام، بعداً باهات تماس می‌گیریم

700
00:34:48,539 --> 00:34:51,589
‫کسی ندید پسری که داشتم
 باهاش حرف می‌زدم کجا رفت؟

701
00:34:52,636 --> 00:34:55,980
‫اوضاع داره جوری پیش می‌ره که انگار
قضیه فراتر از فرار یه نوجوونِ ساده‌ست

702
00:34:56,005 --> 00:34:58,708
‫آره اصلاً چرا داشت شیرِ بادوم می‌خورد؟

703
00:34:58,733 --> 00:35:01,350
‫عدم تحمل لاکتوز، یا حساسیت غذایی؟

704
00:35:01,375 --> 00:35:04,179
‫حساسیت غذایی
در ضمن یه ماه گرفتگی هم روی بازوش دیدم

705
00:35:04,204 --> 00:35:05,404
‫خب این چرا مهمه؟

706
00:35:05,429 --> 00:35:07,082
‫فکر نمی‌کنم قراره جسدِ جین رو پیدا کنیم

707
00:35:07,107 --> 00:35:10,062
‫فکر می‌کنی خودکشی صحنه‌سازی بوده
 و ریو رفته که باهاش ملاقات کنه؟

708
00:35:10,087 --> 00:35:14,156
‫نـه، چیزی که دارم بهش اشاره می‌کنم
 خیلی عجیب‌تره فقط یکم باهام همراهی کن

709
00:35:14,181 --> 00:35:17,530
‫خب، من اینو توی کلاس زیستِ
 سال نهمِ آقای کوپر یاد گرفتم

710
00:35:17,952 --> 00:35:22,264
‫بعضی وقتا، هیچ‌کس دقیقاً نمی‌دونه هر چند وقت
 یک بار، ممکنه بارداری به صورت دوقلو شروع بشه

711
00:35:22,289 --> 00:35:24,601
‫اما بعدش
یکی از جنین‌ها اون یکی رو جذب می‌کنه

712
00:35:24,626 --> 00:35:26,828
‫و در نهایت فقط یک نوزاد به دنیا میاد

713
00:35:26,853 --> 00:35:28,720
‫اما از اونجایی که توی اون مراحل اولیه،

714
00:35:28,745 --> 00:35:31,783
‫دو تا جنین مجزا با دو مجموعه‌ی
 متفاوتِ دی‌اِن‌اِی وجود داشته

715
00:35:31,808 --> 00:35:35,235
‫نوزادی که به دنیا میاد، تمام عمرش
 هر دو مجموعه‌ی دی‌اِن‌اِی رو با هم داره

716
00:35:36,095 --> 00:35:40,132
‫آقای کوپر خودش خیلی کسل‌کننده بود
 ولی نوزادِ "دو در یک"؟ واقعاً محشره

717
00:35:40,480 --> 00:35:43,920
‫بهش می‌گن "کایمریسم" (خیمه‌شب‌بازیِ ژنتیکی)
 برگرفته از اون موجود افسانه‌ای، یعنی کایمرا

718
00:35:43,945 --> 00:35:45,696
‫که ترکیبی از حیوانات مختلفه

719
00:35:45,721 --> 00:35:48,858
‫فقط توی کایمراهای انسانی
 این قضیه ترکیبی از آدم‌های مختلفـه

720
00:35:48,883 --> 00:35:51,426
‫که باعث می‌شه بخش‌هایی از
پوست با بقیه‌ی جاها فرق داشته باشه

721
00:35:51,451 --> 00:35:53,161
‫گاهی اوقات دو تا رنگ چشم متفاوت،

722
00:35:53,186 --> 00:35:56,238
‫و حساسیت‌های غذایی
 چون بدن مدام داره به خودش حمله می‌کنه

723
00:35:56,263 --> 00:35:58,360
‫و خونی که دی‌اِن‌اِی متفاوتی
 نسبت به نمونه‌ی بزاقِ دهان داره

724
00:35:58,385 --> 00:36:00,879
‫درسته حتی فکر نمی‌کنم ریو و پدرش هم
 از این موضوع باخبر بوده باشن

725
00:36:00,904 --> 00:36:03,405
‫شرط می‌بندم
فکر می‌کردن ما قراره دی‌اِن‌اِی ریو رو

726
00:36:03,430 --> 00:36:05,967
‫با صحنه‌ی جرم مطابقت بدیم
 و لابد خیال کردن که خیلی شانس آوردن

727
00:36:05,992 --> 00:36:07,397
‫مورگن، این اصلاً منطقی نیست

728
00:36:07,422 --> 00:36:10,480
‫تو همین الان یه آلبوم عکس آوردی که نشون
می‌ده هر دو پسر تمامِ عمرشون با هم بودن

729
00:36:10,505 --> 00:36:12,801
‫تو حتی هر دو برادر رو از نزدیک دیدی
‫‫واقعاً دیدم؟

730
00:36:12,826 --> 00:36:15,495
‫ما ریو و جین رو
توی یه اتاق و هم‌زمان با هم دیدیم؟

731
00:36:16,118 --> 00:36:17,987
‫صبرکن ببینم داری می‌گی

732
00:36:18,012 --> 00:36:22,016
‫ما بازی خوردیم، اونم توسط یه پدرِ ناامید
و پسری که دارن سعی می‌کنن یه قتل رو

733
00:36:22,041 --> 00:36:24,108
‫بندازن گردنِ برادری که وجود خارجی نداره

734
00:36:31,324 --> 00:36:35,063
‫ما آلبوم عکس شما رو بررسی کردیم و از
تکنسین‌هامون خواستیم عکس‌ها رو تحلیل کنن

735
00:36:35,088 --> 00:36:36,714
‫همه‌شون به صورت دیجیتالی دستکاری شدن

736
00:36:36,739 --> 00:36:38,915
‫یکی از پسرا بعداً به عکس‌ها اضافه شده

737
00:36:39,440 --> 00:36:42,244
‫تکنسین‌ها حتی فهمیدن که
 این عکس‌ها چه زمانی دستکاری شدن

738
00:36:42,269 --> 00:36:44,179
‫تو کلِ زندگیِ ریو داشتی این کارو می‌کردی

739
00:36:44,204 --> 00:36:46,831
‫مجبورش می‌کردی مثل جین
 لباس بپوشه، مثل اون ژست بگیره

740
00:36:47,348 --> 00:36:49,358
و جای اون باشه تا توی رستورانت کار کنه

741
00:36:50,111 --> 00:36:51,512
‫این حرف مضحکـه

742
00:36:52,667 --> 00:36:54,660
‫من فقط چند تا عکس رو روتوش کردم

743
00:36:55,877 --> 00:36:57,674
‫اما این به اون معنی که شما می‌گید نیست

744
00:36:57,699 --> 00:36:59,434
‫چرا منو نگه داشتین؟

745
00:37:00,188 --> 00:37:01,898
‫من همین الان پسرم رو از دست دادم

746
00:37:01,923 --> 00:37:03,524
‫باید برای عزیزم عزاداری کنم

747
00:37:03,549 --> 00:37:05,613
‫اینکه داری عزاداری می‌کنی حقیقت داره

748
00:37:06,162 --> 00:37:07,915
‫اما تو همین الان پسرت رو از دست ندادی

749
00:37:08,713 --> 00:37:10,715
‫تو 17 ساله که داری براش عزاداری می‌کنی

750
00:37:11,743 --> 00:37:13,864
‫ما با همسر سابق‌تون توی اوزاکا صحبت کردیم

751
00:37:13,889 --> 00:37:17,526
‫اون بهمون گفت وقتی فهمیدی قراره
 دوقلو داشته باشی چقدر خوشحال بودی

752
00:37:17,551 --> 00:37:20,659
‫و چقدر هر دوی شما داغون شدین
 وقتی یکی‌شون زنده نموند

753
00:37:21,954 --> 00:37:23,898
‫و اینکه اون غم چطور به طلاق کشید،

754
00:37:23,923 --> 00:37:26,358
و چطور پسری که
 زنده مونده بود رو مقصر دونستی

755
00:37:26,843 --> 00:37:28,110
‫تمامِ عمرِ ریو،

756
00:37:28,614 --> 00:37:31,027
‫هر بار که ناامیدت کرد
 یا پاش رو از گلیمش درازتر کرد

757
00:37:31,052 --> 00:37:33,209
‫به یادش آوردی که آرزو داشتی
 اون به جای ریو، "جین" بود

758
00:37:33,234 --> 00:37:35,136
‫به همین خاطر، ریو به بازی پناه برد،

759
00:37:35,161 --> 00:37:39,569
‫جایی که می‌تونست از انتقادها و
کنترلِ تو رها باشه و بالاخره خودش باشه

760
00:37:39,857 --> 00:37:42,705
‫واسه همینه وقتی دکلان رو اجیر کردی
 تا توی بازی مدام اونو بکشه

761
00:37:42,730 --> 00:37:45,265
‫اون از کوره در رفت
 و دست به یه کار انتحاری زد

762
00:37:45,290 --> 00:37:46,926
‫دیروز صبح زود،

763
00:37:46,951 --> 00:37:50,046
‫تو متوجه شدی که
 کسی سراغِ سمِ ماهی بادکنکی رفته

764
00:37:50,071 --> 00:37:52,472
‫و همون لحظه
فهمیدی کی اونو برداشته و چرا

765
00:37:52,497 --> 00:37:54,416
‫خودت گفتی که
 همیشه پادزهر دمِ دستت داری

766
00:37:54,441 --> 00:37:56,778
‫این تو بودی که به دکلان زغالِ فعال دادی

767
00:37:57,945 --> 00:38:01,276
‫نمی‌خواستم پسرم یه قاتل بشه

768
00:38:01,301 --> 00:38:04,927
‫مشکل اینجاست که خیلی دیر رسیدی
کار از کار گذشته بود و سم اثر کرده بود

769
00:38:04,952 --> 00:38:06,085
‫بخورش!

770
00:38:06,299 --> 00:38:07,390
‫اون باهات درگیر شد

771
00:38:07,415 --> 00:38:10,413
‫توی اون کش‌مکش
 درِ شیشه‌ایِ کشویی پرت شد بیرون

772
00:38:11,225 --> 00:38:13,127
‫ و پاهاش بُرید
‫‫دکلان!

773
00:38:13,152 --> 00:38:15,286
‫سعی کردی بگیریش
 اما اون به سمت خیابون فرار کرد

774
00:38:17,357 --> 00:38:18,772
‫نتونستی نجاتش بدی

775
00:38:20,201 --> 00:38:22,245
‫پس تمام تمرکز رو گذاشتی روی نجات دادنِ پسرت

776
00:38:22,270 --> 00:38:24,213
‫می‌دونستی پلیس نوع سم رو تشخیص می‌ده،

777
00:38:24,238 --> 00:38:25,740
‫و از اونجا، ما به ریو می‌رسیم

778
00:38:26,574 --> 00:38:27,598
‫ریو

779
00:38:27,623 --> 00:38:30,804
‫پس، بعد از سال‌ها آرزو کردنِ اینکه
 کاش اون یکی پسرت زنده بود

780
00:38:30,829 --> 00:38:32,755
‫تصمیم گرفتی این قضیه رو رسمی‌ش کنی

781
00:38:32,780 --> 00:38:35,057
‫ریو باید ناپدید می‌شد برای همیشه

782
00:38:35,082 --> 00:38:37,226
‫به همین خاطر بود که ما با تو
و "جین" توی رستورانت ملاقات کردیم

783
00:38:37,251 --> 00:38:41,222
‫بعدش ریو از حرفت سرپیچی کرد، دوباره رفت به
 گیم‌نت، یعنی همون‌جایی که دستگیرش کردیم

784
00:38:41,247 --> 00:38:44,017
‫اونجا بود که فهمید تو
با استخدام کردنِ دکلان، بهش خیانت کردی

785
00:38:44,042 --> 00:38:46,778
‫وقتی جواب دی‌اِن‌اِی اومد
 تو هم حتماً به اندازه ما تعجب کردی

786
00:38:46,803 --> 00:38:49,828
‫که چرا با ریو مطابقت نداره، پس نقشه عوض شد

787
00:38:49,853 --> 00:38:53,090
‫همین که افتادیم دنبالِ جین، دیگه نمی‌تونستیم
 هر ثانیه زاغ‌سیاه تو رو چوب بزنیم

788
00:38:53,433 --> 00:38:58,033
‫مجبورش کردی یه فایل صوتی به جای جین ضبط کنه
 اسم خودتو توی گوشی‌ش به جین تغییر دادی

789
00:38:58,058 --> 00:39:00,783
‫و جوری جلوه دادی که انگار
 داره برای اعتراف تماس می‌گیره

790
00:39:00,808 --> 00:39:03,744
‫در حالی که تو بودی که داشتی
 اون فایل رو پشت خط پخش می‌کردی

791
00:39:03,769 --> 00:39:06,022
‫بعدش با ما اومدی دنبالِ جین گشتی،

792
00:39:06,047 --> 00:39:08,191
‫به این امید که باور کنیم
 اون به زندگی خودش پایان داده

793
00:39:08,216 --> 00:39:10,458
‫ریزِ مکالماتِ گوشیِ تو و ریو اینو تایید کرده

794
00:39:10,483 --> 00:39:14,487
‫تنها چیزی که واسش نیاز به کمک داشتی
 گذاشتن اون دوچرخه کنارِ مخزنِ آب بود

795
00:39:14,512 --> 00:39:16,127
‫گوشی‌ت این یکی رو هم لو داد

796
00:39:16,152 --> 00:39:18,009
‫از اداره پلیس به کمک‌آشپزت زنگ زدی،

797
00:39:18,034 --> 00:39:19,334
‫و اون این کارو برات انجام داد

798
00:39:19,359 --> 00:39:20,934
‫کمک‌آشپز همین الانشم
 داره با ما همکاری می‌کنه

799
00:39:20,959 --> 00:39:23,362
‫یک ساعت پیش ریو رو هم گرفتیم
 توی زیرزمین‌تون قایم شده بود

800
00:39:26,310 --> 00:39:28,326
‫تمامِ چیزی که می‌خواستم این بود که

801
00:39:31,839 --> 00:39:33,373
‫هر چی به صلاحِ پسرمه انجام بدم

802
00:39:33,398 --> 00:39:34,596
‫ما اینو می‌دونیم

803
00:39:35,073 --> 00:39:37,486
‫ریو هنوز به سن قانونی نرسیده
و شرایطِ این پرونده هم خیلی خاصه

804
00:39:37,511 --> 00:39:40,882
‫پس اگه هر دوتون کاملاً همکاری کنین
اون هنوزم می‌تونه آینده‌ای داشته باشه

805
00:39:42,550 --> 00:39:43,657
...‫در حال حاضر

806
00:39:44,238 --> 00:39:46,375
 این بهترین راهیه که می‌تونی بهش کمک کنی

807
00:40:08,376 --> 00:40:09,409
‫ریو

808
00:40:11,305 --> 00:40:12,764
متاسفم

809
00:40:16,294 --> 00:40:17,644
متاسفم

810
00:40:20,138 --> 00:40:21,548
...پدر

811
00:40:22,587 --> 00:40:23,994
خیلی متاسفم

812
00:40:24,779 --> 00:40:26,380
...متاسفم

813
00:40:41,609 --> 00:40:45,054
‫♪ می‌خوام اول از همه با یه
♪معذرت می‌خوام" شروع کنم

814
00:40:45,560 --> 00:40:48,944
‫♪ حق با تو بود مثل همیشه ♪

815
00:40:49,517 --> 00:40:53,120
‫♪ خیلی می‌ترسیدم که باهات روبرو بشم ♪

816
00:40:53,472 --> 00:40:56,560
‫♪ اما مطمئنم که از تهِ دلم خبر داری ♪

817
00:40:57,166 --> 00:40:59,068
‫اون "اِلف"، آدیتیه، دوست‌دختر سابق دکلان

818
00:40:59,093 --> 00:41:00,864
‫توی محیط بازی براش مراسم ختم گرفته

819
00:41:01,362 --> 00:41:02,596
‫واقعاً حرکت قشنگیه

820
00:41:03,230 --> 00:41:05,333
‫فکر کنم هر کدوم‌مون
 به روش خودش عزاداری می‌کنه

821
00:41:07,905 --> 00:41:08,940
‫هی

822
00:41:09,637 --> 00:41:10,805
‫خوبی؟

823
00:41:10,830 --> 00:41:13,614
‫آره، فقط ذوق دارم
 زودتر برسم خونه پیش بچه‌هام

824
00:41:15,810 --> 00:41:17,945
‫اوه، حالا که صحبت از "سابق"ها شد

825
00:41:18,688 --> 00:41:20,554
‫سلام، دنبال آدام کارادک می‌گردم

826
00:41:20,579 --> 00:41:23,054
‫می‌دونی، به حرف‌های تو و سلنا فکر کردم

827
00:41:23,079 --> 00:41:25,187
‫مثل همیشه، حق با شما بود

828
00:41:25,219 --> 00:41:26,796
‫می‌خوام یه شانس دیگه به این رابطه بدم

829
00:41:26,821 --> 00:41:28,656
‫باید بهش نشون بدم که این‌بار فرق می‌کنه

830
00:41:30,758 --> 00:41:33,828
‫سلام، من مورگن‌م، همکارِ این آقا
‫‫سلام

831
00:41:33,853 --> 00:41:35,127
‫سلام، من لوسیا هستم

832
00:41:35,152 --> 00:41:36,906
‫ولی حسی بهم می‌گه که اینو از قبل می‌دونستی

833
00:41:36,931 --> 00:41:38,883
‫اوهوم یه کم آمار درآوردم و پرس‌وجو کردم

834
00:41:38,908 --> 00:41:40,810
‫اوه
‫‫می‌دونی، ما واسه شام میز رزرو کردیم

835
00:41:40,835 --> 00:41:42,778
‫می‌دونم، ولی فقط چند تا سوال از لوسیا دارم

836
00:41:42,803 --> 00:41:45,318
...‫آره، ولی نباید دیر برسیم پس
‫‫اون هیچ‌وقت دیر نمی‌کنه

837
00:41:45,343 --> 00:41:47,913
‫اوه، واقعاً؟
دیروز که برای دیدنِ تو دیر کرده بود

838
00:41:48,275 --> 00:41:50,011
‫خب، ما دیگه رفع زحمت می‌کنیم
‫‫اوه

839
00:41:50,036 --> 00:41:52,605
‫از ملاقات باهات خیلی خوشحال شدم، مورگن
‫‫منم همین‌طور، خوشبختم

840
00:41:53,347 --> 00:41:54,585
‫هی، کارادک

841
00:41:55,854 --> 00:41:57,131
‫خوش بگذره

842
00:41:58,119 --> 00:42:02,988
‫♪ تا وقتی نری نمی‌تونم خودمو پیدا کنم ♪

843
00:42:11,956 --> 00:42:31,956
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

