﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:11,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:11,927 --> 00:00:14,116
‫خب دیگه، تجهیزات‌تون رو چک کنین

3
00:00:14,140 --> 00:00:16,206
‫این هوا نادره، دوستان من

4
00:00:16,590 --> 00:00:20,496
‫پرش‌های هالو چیزیه که
 خیلی از غیرنظامی‌ها تجربه نمی‌کنن

5
00:00:21,229 --> 00:00:22,279
‫آره!

6
00:00:22,304 --> 00:00:24,593
‫داریم از ارتفاع 30,000 پا می‌پریم

7
00:00:24,618 --> 00:00:27,053
 ماسک بزنین و آروم باشین

8
00:00:27,414 --> 00:00:28,969
آموزش‌تون رو به خاطر بسپارین

9
00:00:30,547 --> 00:00:32,014
‫بزن بریم، بچه‌ها

10
00:00:56,720 --> 00:01:00,206
هووو! همینو می‌گم، بچه‌ها

11
00:01:00,230 --> 00:01:01,999
‫وای، مثل گلوله فرود اومدی

12
00:01:03,132 --> 00:01:05,263
‫هی بچه‌ها، فکر کنم
 یه مشکلی برای پادیلا پیش اومده

13
00:01:08,070 --> 00:01:10,240
‫پادیلا! هی!

14
00:01:20,000 --> 00:01:27,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

15
00:01:28,000 --> 00:01:31,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

16
00:01:36,390 --> 00:01:38,850
‫این یکی خیلی منو هیجان‌زده کرده

17
00:01:39,350 --> 00:01:40,576
‫باشه، مورگن

18
00:01:40,905 --> 00:01:42,325
‫جسارتاً میشه بپرسم چرا؟

19
00:01:43,270 --> 00:01:46,126
‫آدم وقتی می‌پره زنده‌ست
اما وقتی می‌خوره زمین، مُرده‌ست

20
00:01:46,150 --> 00:01:48,338
مشتاق نیستی بفهمی
چطور میشه یه نفر رو وسط هوا کشت؟

21
00:01:48,363 --> 00:01:49,666
‫نمی‌تونیم چنین فرضی بکنیم

22
00:01:49,690 --> 00:01:52,876
‫ممکنه وسط پرش بیهوش شده
 و وقتی خورده زمین، مُرده باشه

23
00:01:52,900 --> 00:01:55,966
اگه پزشک قانونی تشخیص نداده
که قتل بوده، چرا باید اینجا باشیم؟

24
00:01:55,990 --> 00:01:58,346
‫فقط سعی کن
هیجانت رو در حد مناسبی نگه داری

25
00:01:58,370 --> 00:01:59,426
‫چی می‌دونیم؟

26
00:01:59,450 --> 00:02:02,852
‫کاپیتان آلونسو پادیلا
بازنشسته نیروی ویژه شناسایی نیروی هوایی

27
00:02:02,877 --> 00:02:05,907
‫ به عنوان روان‌درمانگر در پایگاه
کار می‌کرده اما همچنان تو نیروی ذخیره بوده

28
00:02:05,932 --> 00:02:07,811
‫هفته‌ای دو بار پرش با چتر آموزش می‌داده

29
00:02:07,836 --> 00:02:11,112
‫انگار همه ازش خوششون میومده
تا قبل از این اتفاق که یه پرش معمولی بوده

30
00:02:11,137 --> 00:02:12,656
‫ اینو تو لباس پرشش پیدا کردیم

31
00:02:13,969 --> 00:02:16,276
‫"می‌دونم چه کار می‌کنی،
"بکش کنار، وگرنه می‌میری

32
00:02:16,300 --> 00:02:18,620
‫یکی از شاگردان پادیلا
ممکنه اینو تو جیبش گذاشته باشه

33
00:02:18,645 --> 00:02:20,621
‫یا شایدم کسی دیگه روی زمین این کارو کرده

34
00:02:20,646 --> 00:02:23,325
‫هدف از این یادداشت این بوده که
از کاری که انجام می‌داده، عقب بکشه

35
00:02:23,350 --> 00:02:25,206
‫چرا کسی رو باید تهدید کنی
 اگه قصد کشتنش رو داری؟

36
00:02:25,230 --> 00:02:26,772
‫به‌علاوه، این امروز نوشته نشده

37
00:02:26,999 --> 00:02:28,863
‫گوشیم رو تو ماشین جا گذاشتم
 گوشی خودتو بده بهم

38
00:02:28,888 --> 00:02:30,666
...‫آخرین باری که گوشیمو بهت قرض دادم

39
00:02:30,690 --> 00:02:33,506
‫زنگ تماس رو گذاشتم روی
عزیزم برگشته" هنوز عوضش نکردم"

40
00:02:33,530 --> 00:02:35,336
‫ گوشی‌ت رو بده، این مربوط به کاره

41
00:02:35,360 --> 00:02:36,656
‫ خنده‌دار نبود

42
00:02:37,660 --> 00:02:40,533
‫می‌بینی، وقتی با جوهر می‌نویسی
 اولش خطت تیزه

43
00:02:40,558 --> 00:02:44,039
‫اما چون جوهر حلال‌هایی داره
 با گذشت زمان خط کم‌رنگ می‌شه

44
00:02:44,064 --> 00:02:46,289
‫به همین دلیله که
یه هاله کوچیک دور حروف می‌بینی

45
00:02:46,314 --> 00:02:50,118
‫چند روز بعد، حلال تبخیر می‌شه
 و رنگ همون‌جا باقی می‌مونه

46
00:02:50,982 --> 00:02:52,816
‫پس یادداشت حداقل چند روز پیش نوشته شده

47
00:02:52,840 --> 00:02:56,366
‫و پادیلا همین‌طوری
با یه تهدید به مرگ توی جیبش می‌گشته؟

48
00:02:56,390 --> 00:02:58,276
‫شاید سعی داشته بفهمه کی اونو نوشته

49
00:02:58,300 --> 00:03:00,076
‫یا شاید ازش به‌عنوان انگیزه استفاده می‌کرده

50
00:03:00,100 --> 00:03:02,616
‫خب، هر چی که بوده
 می‌شه گفت پادیلا متوقف نشده

51
00:03:02,640 --> 00:03:04,012
‫و قاتل هم به تهدیدش عمل کرده

52
00:03:05,270 --> 00:03:07,230
‫فکر کنم وقتشه با شاگردهاش صحبت کنیم

53
00:03:08,752 --> 00:03:11,008
‫نمی‌تونسته خیلی ساده
 دچار حمله قلبی شده باشه؟

54
00:03:11,033 --> 00:03:13,644
‫چرا؟ پادیلا چیزی درباره بدحال بودن
 گفته بود؟ ‫اتفاق غیرعادی‌ای؟

55
00:03:13,669 --> 00:03:15,335
‫نه، سرحال به نظر می‌رسید

56
00:03:15,360 --> 00:03:17,586
‫یه گفت‌وگوی خوب
 با سوزی، پزشکی قانونی، داشتم

57
00:03:17,610 --> 00:03:19,272
‫اون می‌فهمه
‫‫چی رو می‌فهمه؟

58
00:03:19,297 --> 00:03:20,898
‫سلام، من مورگن‌م
‫‫ایتن

59
00:03:20,923 --> 00:03:24,266
‫داشتم می‌پرسیدم
چند وقته آلونسو پادیلا رو می‌شناختی؟

60
00:03:24,290 --> 00:03:25,435
‫چند هفته

61
00:03:25,460 --> 00:03:26,733
 تازه اومدم اینجا

62
00:03:26,758 --> 00:03:28,564
‫به نظر می‌رسید بابت پرش عصبی باشه؟

63
00:03:28,589 --> 00:03:30,129
‫حداقل از نظر من یکی، نه

64
00:03:32,255 --> 00:03:33,804
‫ببین، کاش می‌تونستم بیشتر کمکتون کنم،

65
00:03:33,829 --> 00:03:37,550
‫ولی اگه می‌خواین با کسی حرف بزنین که
‫ خیلی بهتر از من می‌شناختش، تیناست

66
00:03:38,220 --> 00:03:41,278
‫من صاحب اینجام
 و حتی خودمم از پادیلا درس گرفتم

67
00:03:41,911 --> 00:03:44,747
‫علاقه‌ش به چتربازی واقعاً مسری بود،

68
00:03:45,029 --> 00:03:48,925
‫و تجربه نظامیش هم یه نکته جذاب بزرگ بود

69
00:03:48,950 --> 00:03:52,364
‫ولی نمی‌دونم، این اواخر به نظر می‌رسید
 که نمی‌خواست درباره‌ش حرف بزنه

70
00:03:52,730 --> 00:03:54,706
‫خب تینا، از وقتی پادیلا امروز رسید اینجا

71
00:03:54,730 --> 00:03:57,302
‫تا وقتی سوار هواپیمای پرش شد
متوجه چیز مشکوکی نشدی؟

72
00:03:57,327 --> 00:03:59,833
‫نه، همه چیز کاملاً طبیعی بود تا اینکه…

73
00:04:01,700 --> 00:04:04,045
‫ببخشید، هنوز دارم
...همه اینا رو یه جوری هضم ‌می‌کنم، خب

74
00:04:04,992 --> 00:04:05,992
...آم

75
00:04:06,908 --> 00:04:08,518
‫اون واقعاً آدم خوبی بود

76
00:04:08,830 --> 00:04:10,198
‫خب تینا، ممنون ازت

77
00:04:10,575 --> 00:04:12,705
‫اگه سؤال دیگه‌ای داشتیم، بهت خبر می‌دیم

78
00:04:17,305 --> 00:04:18,305
!هوم

79
00:04:19,087 --> 00:04:21,393
‫جالبـه
‫‫یه کارت کلید سفید و خالی

80
00:04:21,418 --> 00:04:23,156
‫خود کارت کلید خیلی جالب نیست،

81
00:04:23,180 --> 00:04:24,660
‫ولی اینکه اینجا پیدا شده جالبه

82
00:04:24,685 --> 00:04:27,238
‫ به اینجا تعلق نداره
 اینجا از کلید فلزی استفاده می‌کنن

83
00:04:27,263 --> 00:04:28,299
اوهوم

84
00:04:28,701 --> 00:04:30,739
‫می‌تونه به یه میلیون چیز مختلف مربوط باشه

85
00:04:30,764 --> 00:04:32,836
‫خب، پس بیا محدودش کنیم، مرد بزرگ

86
00:04:36,360 --> 00:04:38,496
‫خب، ببینیم اینجا چی داریم

87
00:04:38,727 --> 00:04:40,008
‫گزارش پزشکی قانونی

88
00:04:40,033 --> 00:04:42,416
‫خدای من
چطور این‌قدر سریع به دستش آوردی؟

89
00:04:42,441 --> 00:04:44,716
‫نمی‌دونم چی بگم
من فوق‌العاده جذابم، ستوان، باشه؟

90
00:04:44,740 --> 00:04:47,530
سوزی سریع‌تر پیگیریش کرد-
که بعداً درباره‌ش حرف می‌زنیم-

91
00:04:48,580 --> 00:04:49,629
‫فهمیدم

92
00:04:49,974 --> 00:04:51,940
می‌خواین بدونین پادیلا چطور مُرده؟

93
00:04:52,297 --> 00:04:54,983
هایپوکسی یعنی ‫کمبود اکسیژن

94
00:04:55,008 --> 00:04:56,171
‫خفه شده

95
00:04:56,196 --> 00:04:57,763
‫صبرکن، تکنسین‌ها تجهیزاتش رو چک کردن

96
00:04:57,788 --> 00:05:00,062
‫کلاه و ماسک اکسیژنش درست کار می‌کردن

97
00:05:00,087 --> 00:05:02,406
‫احتمال داره یه بیماری نادر پزشکی باشه؟

98
00:05:02,430 --> 00:05:04,575
‫نه، ‌نامه‌ی تهدید به مرگ رو توضیح نمی‌ده

99
00:05:04,600 --> 00:05:06,826
ما به بررسی این موضوع
 به عنوان یه قتل ادامه میدیم

100
00:05:06,850 --> 00:05:08,616
‫مگه اینکه دلیلی خلاف اونو باور داشته باشیم

101
00:05:08,640 --> 00:05:11,970
‫قتل در حین پرواز
 من این پرونده رو رایگان کار می‌کنم

102
00:05:11,995 --> 00:05:14,706
‫ اینو جدی نمی‌گم
 این فقط یه جمله‌ی معمولیه که مردم می‌گن

103
00:05:14,730 --> 00:05:16,837
خوشحالم که چنین فداکاری رو می‌بینم

104
00:05:17,630 --> 00:05:18,718
‫سالومن

105
00:05:19,188 --> 00:05:22,236
‫چه سورپرایز خوبی
 چطور می‌تونیم کمکتون کنیم؟

106
00:05:22,261 --> 00:05:26,346
‫اداره امور داخلی، اطلاعاتی دریافت کرده
که خانم گیوری با پزشکی قانونی ما

107
00:05:26,370 --> 00:05:29,516
‫بدون نظارت مناسب، تعامل کرده
...و بهش دستور داده، به قول خودش

108
00:05:29,540 --> 00:05:32,192
‫"پرونده پادیلا رو فوری بررسی کن
"این دستور مستقیم مقامات بالاست

109
00:05:32,217 --> 00:05:35,896
‫خب، نه، اون‌طوری که سوزی گفته
 این یه‌کم اغراق‌آمیزه

110
00:05:35,920 --> 00:05:37,962
‫من فقط… اون… یه لطفی در حقم کرد

111
00:05:37,987 --> 00:05:41,529
‫اون لطف، 12,000 دلار هزینه‌ی
بررسی فوری روی دستمون گذاشته

112
00:05:41,554 --> 00:05:42,850
چی؟-
مورگن-

113
00:05:42,875 --> 00:05:44,486
‫از اینکه در جریانمون گذاشتین، ممنونم

114
00:05:44,510 --> 00:05:46,906
‫و مطمئن می‌شم که دیگه هرگز تکرار نشه

115
00:05:46,930 --> 00:05:48,068
آره-
مطمئنی؟-

116
00:05:48,850 --> 00:05:51,195
‫واقعاً می‌تونی صادقانه بگی
این تنها جدیدترین نمونه

117
00:05:51,220 --> 00:05:53,590
‫از زیر پا گذاشتنِ
 مداوم قوانین توسط اون نیست؟

118
00:05:53,615 --> 00:05:55,761
‫باشه، فقط یه لحظه صبرکن

119
00:05:55,786 --> 00:05:58,812
‫من هیچ‌وقت هیچ قانونی رو
 زیر پا نذاشتم، خیلی هم ممنون

120
00:05:58,837 --> 00:06:00,078
از این بابت ‫مطمئنی؟

121
00:06:00,740 --> 00:06:02,485
‫اون یه…
‫‫ولم کنین

122
00:06:05,186 --> 00:06:06,245
وایسا

123
00:06:08,183 --> 00:06:09,239
‫بله، مطمئنم

124
00:06:09,490 --> 00:06:11,346
‫این یکی دیگه زیادی از حد گذشته

125
00:06:11,370 --> 00:06:13,476
‫دارم می‌فرستمت آکادمی آموزش کارآگاه‌ها

126
00:06:16,054 --> 00:06:19,344
‫ببخشید، اون…
...همچین چیزی وجود نداره آموزش کارآگاه

127
00:06:20,075 --> 00:06:22,502
‫باشه، این بیشتر شبیه
 کلاس آموزش اطاعت برای پلیس‌هاست

128
00:06:22,527 --> 00:06:23,583
‫کم ‌و بیش

129
00:06:23,608 --> 00:06:25,925
...‫بعد از اینکه دوره رو تموم کردی می‌تونی

130
00:06:26,782 --> 00:06:27,994
به وظایف عادی‌ت برگردی

131
00:06:28,019 --> 00:06:28,839
!آه

132
00:06:28,865 --> 00:06:30,212
‫جدی میگی؟

133
00:06:30,559 --> 00:06:31,679
!اوه

134
00:06:31,704 --> 00:06:33,826
‫باشه، فقط… اول این پرونده رو تموم ‌کنم

135
00:06:33,850 --> 00:06:35,666
‫بعد میرم… آکادمی شما

136
00:06:35,690 --> 00:06:38,280
اوه ‫نه، نمی‌تونی

137
00:06:38,687 --> 00:06:42,464
‫اگه قبول نشی
 دیگه پرونده‌ای در کار نیست

138
00:06:50,717 --> 00:06:52,382
‫می‌دونم که ازت می‌خوان آموزش ببینی،

139
00:06:52,407 --> 00:06:54,635
‫ولی قرار نیست قوانینی یاد بگیری
که نمی‌خوای رعایتشون کنی

140
00:06:54,660 --> 00:06:55,631
‫وای، تو حرف نداری

141
00:06:55,656 --> 00:06:58,105
‫راستش منم در طراحی این دوره کمک کردم

142
00:06:58,130 --> 00:06:59,720
‫البته که کمک کردی

143
00:07:00,710 --> 00:07:03,465
‫عالیه، نگران بودم که ندونم
دقیقاً باید از کی دلخور باشم

144
00:07:03,490 --> 00:07:04,873
‫در حالی که اینجا گیر افتادم

145
00:07:05,477 --> 00:07:06,985
لطفاً ‫فقط ذهن باز داشته باش

146
00:07:07,010 --> 00:07:08,960
‫داری میگی که با کسی دعوا نکنم؟

147
00:07:08,985 --> 00:07:10,711
‫دقیقاً همینو دارم می‌گم

148
00:07:10,736 --> 00:07:13,212
‫آدام، به نظر سرحال میای

149
00:07:13,237 --> 00:07:15,423
‫داتی، تو ذره‌ای تغییر نکردی

150
00:07:15,448 --> 00:07:18,264
‫مورگن سرگروهبان داتی رینولدز
 اون دوره رو برگزار می‌کنه

151
00:07:18,289 --> 00:07:20,169
‫سلام داتی، از دیدنتون خوشبختم

152
00:07:20,513 --> 00:07:24,046
‫می‌دونم حسابی سرت شلوغه
 لازم نیست مواظب من باشی

153
00:07:24,070 --> 00:07:26,506
یه فکری به ذهنم رسید
 چرا فقط امتحان نهایی رو ندم؟

154
00:07:26,530 --> 00:07:29,176
مورگن-
اینطوری که نمی‌شه-

155
00:07:29,200 --> 00:07:31,370
‫ولی... با یه ذهن باز، می‌شه

156
00:07:33,098 --> 00:07:35,167
‫به نظر میاد با این یکی
 داری کار خدا رو انجام می‌دی

157
00:07:35,192 --> 00:07:36,192
هوم

158
00:07:38,125 --> 00:07:39,805
‫چرا همچین چیزی گفت؟ یعنی چی؟

159
00:07:39,830 --> 00:07:41,085
‫یادداشت‌ها رو خونده

160
00:07:43,178 --> 00:07:44,620
‫هیچ یادداشتی وجود نداره

161
00:07:53,810 --> 00:07:55,746
‫ آی.اِی مورگن رو فرستاده مدرسه کارآگاهی؟

162
00:07:55,770 --> 00:07:57,208
‫آره، آره، می‌دونم

163
00:07:57,233 --> 00:08:01,057
‫هرچند یه نکته مثبت هم داره
 فکر کنم این واقعاً براش خوب باشه

164
00:08:01,082 --> 00:08:03,045
اوه، ‫من به کلاس اهمیت نمی‌دم

165
00:08:03,376 --> 00:08:06,509
‫می‌خوام بدونم تو گروهم
چی می‌گذره تا از همه چی جلوتر باشم

166
00:08:06,900 --> 00:08:08,150
‫کنترلش دستمه

167
00:08:08,553 --> 00:08:09,601
‫واقعا؟

168
00:08:10,110 --> 00:08:11,136
اوهوم

169
00:08:11,160 --> 00:08:12,690
‫درمورد پرونده‌ت شنیدم

170
00:08:13,126 --> 00:08:17,016
‫پادیلا تو نیروی هوایی بوده که یعنی گروه
ضربت نیروی هوایی سعی داره وارد عمل بشه

171
00:08:17,040 --> 00:08:19,483
‫دقیقاً به همین دلیل با رابط‌هام تماس گرفتم

172
00:08:19,508 --> 00:08:22,038
‫خوبه، چون رابط‌هام قبلاً باهام تماس گرفتن

173
00:08:24,800 --> 00:08:28,325
‫پس، تو قبلاً با رابط‌هات
 درباره پرونده من صحبت کردی

174
00:08:28,350 --> 00:08:30,155
‫پرونده‌های نظامی خیلی حساسن

175
00:08:30,180 --> 00:08:33,326
‫پس از نفوذم استفاده کردم
 که گروه ضربت تو کارمون دخالت نکنه

176
00:08:33,350 --> 00:08:35,826
‫خب، مرسی که کمک کردی
 از این به بعد خودم ادامه می‌دم

177
00:08:35,850 --> 00:08:38,277
‫درواقع، می‌خوام با کارادک برم خونه پادیلا

178
00:08:38,890 --> 00:08:42,206
‫چون تو خونه‌ی قربانی هم
باید نفوذت رو نشون بدی؟

179
00:08:42,230 --> 00:08:45,166
‫تو یه مشاور کم داری، ستوان
 گفتم منم یه کمکی بکنم

180
00:08:45,190 --> 00:08:47,006
‫وقتی لازم شد، پیدات می‌کنم

181
00:08:47,030 --> 00:08:50,200
‫همین حالا هم اینجام
منو به‌عنوان سلاح مخفی جدیدت در نظر بگیر

183
00:09:05,514 --> 00:09:07,554
‫سکوتت گویای خیلی چیزهاست

184
00:09:08,103 --> 00:09:10,333
‫جدی؟ به نظرت داره چی میگه؟

185
00:09:10,852 --> 00:09:12,482
نمی‌خوای من تو این پرونده باشم

186
00:09:12,799 --> 00:09:15,719
انگار بیشتر به این فکر می‌کنم
چرا می‌خوای تو این پرونده باشی

187
00:09:16,930 --> 00:09:19,340
‫رهبران خوب
مشکلات رو از پشت میزشون حل نمی‌کنن

188
00:09:19,365 --> 00:09:23,010
‫کاپیتان‌ها معمولاً تو میدان نیستن
ولی بازم هر بار و هر بار اینجایی

189
00:09:28,780 --> 00:09:30,752
‫حالا سکوت تو خیلی چیزا می‌گه

190
00:09:31,990 --> 00:09:33,490
‫خب، به نظرت داره چی میگه؟

191
00:09:33,895 --> 00:09:34,990
‫مشخص نیست

192
00:09:36,410 --> 00:09:38,290
‫آره، همین نگرانم می‌کنه

193
00:09:40,452 --> 00:09:42,556
‫خونه پادیلا تمیز و بی‌عیب و نقصه

194
00:09:42,580 --> 00:09:46,020
‫هر کتاب با گوشه‌ها تراز شده
 هر چیزی هم سر جای خودشه

195
00:09:46,380 --> 00:09:48,547
‫دقت یه سرباز تو زندگی غیرنظامی

196
00:09:49,090 --> 00:09:51,646
‫اگه نمی‌دونستم
 حدس می‌زدم خودت اینجا زندگی می‌کنی

197
00:09:52,695 --> 00:09:54,461
بیا ‫موقع رفتن، اینو بسته‌بندی ‌کنیم

198
00:09:54,720 --> 00:09:57,560
به گمونم دیدت نسبت به ارتش
 زیاد خوب نیست، کاپیتان

199
00:09:58,000 --> 00:10:00,645
نمی‌فهمم چطور نهادی که
بر پایه‌ی سلسله ‌مراتب و اطاعت ساخته شده

200
00:10:00,670 --> 00:10:02,883
با مردی که توی منطقه‌ی
 خاکستری زندگی می‌کنه جور درمیاد

201
00:10:02,908 --> 00:10:05,230
‫خب، اینو اشتباه خوندی، کارآگاه

202
00:10:05,829 --> 00:10:07,319
‫من به ارتش احترام می‌ذارم

203
00:10:07,642 --> 00:10:09,145
نظم و ‫انضباطی که القا می‌کنه

204
00:10:09,170 --> 00:10:11,966
با دونستن اینکه کِی و چطور
قوانین رو زیر پا میذاره در تضاد نیست

205
00:10:11,990 --> 00:10:14,757
به‌خصوص وقتی
 یکی از اعضای تیمت به دردسر افتاده

206
00:10:21,910 --> 00:10:23,849
‫ممکنه براتون جالب باشه بدونین،

207
00:10:24,120 --> 00:10:27,259
‫صادق‌ترین بخش بدن ما پاهاست

208
00:10:27,501 --> 00:10:30,303
‫واقعاً منو سورپرایز می‌کنه
‫‫چیزی برای گفتن داری، خانم گیلوری؟

209
00:10:30,328 --> 00:10:34,316
‫خب، آره، بیشتر سعی می‌کنم
 دامنه توجهم رو افزایش بدم

210
00:10:34,340 --> 00:10:36,316
‫می‌خوایم زودتر بریم سراغ بقیه،

211
00:10:36,340 --> 00:10:39,036
‫یا می‌خوایم یه کم تو دنیای پاها بمونیم؟

212
00:10:39,060 --> 00:10:42,193
‫این مطالب از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخورداره

213
00:10:43,269 --> 00:10:44,276
‫باشه

214
00:10:44,301 --> 00:10:47,148
‫مثلاً، همه ما با تجربه یاد گرفتیم

215
00:10:47,173 --> 00:10:49,803
‫که احساساتمون رو روی صورت‌مون مخفی کنیم

216
00:10:50,320 --> 00:10:51,860
‫خب، بیشترمون

217
00:10:52,530 --> 00:10:55,410
‫اما پاهامون با غریزه جنگ یا گریزمون هماهنگه

218
00:10:56,110 --> 00:10:58,676
‫وقتی اجدادمون توسط ببر تعقیب می‌شدن،

219
00:10:58,700 --> 00:11:02,390
‫وقت نمی‌کردن یه جواب
 شسته رفته پیدا کنن، فقط فرار می‌کردن

220
00:11:03,040 --> 00:11:06,396
‫پس وقتی کسی توی یه مکالمه راحت باشه،

221
00:11:06,420 --> 00:11:08,931
‫پاهاش آرومه و مستقیم رو به جلوئـه

222
00:11:09,272 --> 00:11:10,888
‫ولی وقتی راحت نیست،

223
00:11:11,340 --> 00:11:15,340
‫وقتی دروغ میگه
 یا دلش می‌خواد زود تموم بشه

224
00:11:15,970 --> 00:11:17,510
‫پاهاش همه چیزو نشون می‌ده

225
00:11:21,853 --> 00:11:24,906
‫باید برم بیرون، مدرسه‌ی بچه‌هام زنگ زده

226
00:11:24,930 --> 00:11:27,731
فقط ‫چند تا تأخیر کوچیکه، انگار دارم
مجرم تربیت می‌کنم، همین الان برمی‌گردم

227
00:11:27,756 --> 00:11:29,139
‫تقریباً نبودنم رو حس نمی‌کنین

228
00:11:29,690 --> 00:11:32,150
‫باشه، بریم سراغ لب‌ها

229
00:11:35,570 --> 00:11:36,844
‫دوباره شروع کرد

230
00:11:39,685 --> 00:11:41,386
‫مورگن، نمی‌تونی بهم زنگ بزنی

231
00:11:41,410 --> 00:11:42,596
‫آره، می‌دونم

232
00:11:42,620 --> 00:11:44,593
‫گوش کن، باید دوباره از ایتان ولف سوال کنی

233
00:11:44,618 --> 00:11:46,056
‫چی؟ چرا؟

234
00:11:46,080 --> 00:11:48,726
‫تو بخش دوم، مصاحبه و بازجویی
 پاهاش کامل به هم ریخته بودن

235
00:11:48,750 --> 00:11:49,806
‫فکر کنم داره دروغ میگه

236
00:11:49,830 --> 00:11:51,896
‫مورگن، اگه گیر بیفتی…
‫‫ دارم کمکت می‌کنم

237
00:11:54,939 --> 00:11:56,075
‫مورگن، باید بریم

238
00:11:56,100 --> 00:11:57,382
‫چرا؟ چه خبره؟

239
00:12:10,610 --> 00:12:12,491
‫ایست! پلیس لس‌آنجلس!

240
00:12:33,874 --> 00:12:35,316
‫درباره این آدم چه اطلاعاتی داریم؟

241
00:12:35,340 --> 00:12:38,322
یه مهندس هوافضاست
توی شرکت سیستم‌های دفاعی فلگ‌استون

242
00:12:38,347 --> 00:12:41,293
‫خب اگه کسی توانایی برنامه‌ریزی
...یه قتل هوایی رو داشته باشه

243
00:12:41,318 --> 00:12:43,188
‫دافنه عکسش رو فرستاد دایره نیروی هوایی

244
00:12:43,213 --> 00:12:44,680
‫تا ببینن کسی اونو می‌شناسه یا نه

245
00:12:44,705 --> 00:12:47,516
‫معلوم شده که یه ماه پیش
 دیده شده که با پادیلا بحث کرده

246
00:12:47,864 --> 00:12:49,383
‫حالا فقط باید بفهمیم چرا

247
00:12:57,538 --> 00:12:58,871
‫آماده‌ای حرف بزنی؟

248
00:13:00,530 --> 00:13:02,557
‫همین حالا هم به جرم ورود غیرمجاز گرفتیمت

249
00:13:02,582 --> 00:13:03,926
‫و مقاومت در برابر بازداشت

250
00:13:03,950 --> 00:13:06,056
‫ولی می‌دونی چی خیلی بدتر از اینه؟

251
00:13:06,080 --> 00:13:07,328
‫بگو، بهش بگو

252
00:13:07,682 --> 00:13:08,682
‫قتل

253
00:13:09,475 --> 00:13:12,938
‫هی، اینجاست، بالاخره توجهت جلب شد

254
00:13:12,963 --> 00:13:14,253
‫شروع کن به حرف زدن

255
00:13:15,130 --> 00:13:16,475
...‫برادرم سایلس

256
00:13:16,780 --> 00:13:20,405
خلبان آزمایشی نیروی هوایی بود
 اسم رمزش "تاندربِـرد" بود

257
00:13:20,430 --> 00:13:22,316
علائم اختلال روانی‌ خیلی شدیدی داشت

258
00:13:22,340 --> 00:13:23,880
‫و چند هفته پیش، اون…

259
00:13:25,327 --> 00:13:27,367
ماشینش رو کوبوند دور یه تیرِ تلفن

260
00:13:29,482 --> 00:13:31,152
‫به خاطر از دست دادنش متاسفیم، ایتان

261
00:13:32,543 --> 00:13:34,423
‫پادیلا روانشناسش بود،

262
00:13:35,227 --> 00:13:36,748
‫و بهش خیانت کرد

263
00:13:37,549 --> 00:13:39,985
‫آشفته بودم، عصبانی بودم

264
00:13:40,010 --> 00:13:42,715
‫گذاشتم خشمم کنترل منو به‌دست بگیره،
‫و بعد از مراسم خاکسپاری برادرم،

265
00:13:42,740 --> 00:13:44,321
‫رفتم دفترش تا باهاش روبه‌رو بشم

266
00:13:45,740 --> 00:13:47,561
‫چرا رفتی تو کلاس ‫چتربازی پادیلا؟

267
00:13:48,103 --> 00:13:50,476
‫برای این بود که مطمئن شی
‫نمی‌تونه به زندگیش ادامه بده؟

268
00:13:50,501 --> 00:13:52,571
‫چطور ممکنه من…
چطور ‫می‌تونستم بکشمش؟

269
00:13:52,596 --> 00:13:53,840
اون تو هوا مُرد

270
00:13:53,864 --> 00:13:56,044
‫تو مهندس هوافضایی، ‫خودت بهمون بگو

271
00:13:56,069 --> 00:13:57,888
‫بگو چرا خونه‌ی پادیلا بودی

272
00:14:01,801 --> 00:14:04,010
فکر کنم حقشه
که یه سر بره سلول انفرادی

273
00:14:07,720 --> 00:14:10,016
‫هی، یه بررسی کامل ازش می‌خوام

274
00:14:10,041 --> 00:14:13,956
‫وضعیت مالی، شبکه‌های اجتماعی،
‫سوابق تلفن، هرچی که هست

275
00:14:13,980 --> 00:14:15,285
‫یه لحظه صبرکن

276
00:14:15,615 --> 00:14:18,440
‫ولف زیادی باهوشه که
‫ ردپایی چیزی تو پرونده دیجیتالش بذاره

277
00:14:18,465 --> 00:14:20,518
‫مدارک اصلی تو خونه‌شه

278
00:14:20,543 --> 00:14:22,139
‫دافنه و آز باید برن اونجا

279
00:14:22,164 --> 00:14:24,996
‫ولی دلیل قانونی برای ‫تفتیش خونه‌ش نداریم

280
00:14:25,606 --> 00:14:27,408
‫تا یه ساعت دیگه حکم رو می‌گیرم

281
00:14:36,224 --> 00:14:38,396
‫شنیدین دیگه، آماده‌ی بازرسی بشین

282
00:14:48,550 --> 00:14:50,473
‫ستوان، ببین، می‌فهمم ‫با چی طرفی

283
00:14:50,498 --> 00:14:52,934
‫به نظر میاد الان حوصله دارم
‫درباره این موضوع حرف بزنم، ها؟ آره؟

284
00:14:55,900 --> 00:14:57,876
‫ببخشید، باشه؟ من فقط…

285
00:14:57,900 --> 00:15:00,756
‫خودم به شیوه‌ی خودم
‫با کاپیتان واگنر برخورد می‌کنم، باشه؟

286
00:15:01,209 --> 00:15:03,296
‫فهمیدم
‫‫ولی مورگن…

287
00:15:03,320 --> 00:15:04,693
‫می‌رم یه سر بهش بزنم
‫‫باشه

288
00:15:04,718 --> 00:15:06,952
‫چون اگه سالمن بفهمه
‫ داره با ما تماس می‌گیره…

289
00:15:06,977 --> 00:15:09,755
‫خودم مطمئن می‌شم مورگن
‫هیچ قانونی رو نه بشکنه نه دور بزنه

290
00:15:09,780 --> 00:15:11,598
‫لطفاً و ممنون
‫‫آره

291
00:15:16,184 --> 00:15:17,224
"تماس ناشناس"

292
00:15:18,294 --> 00:15:20,544
‫ستوان سوتو
‫‫حال مورگن چطوره؟

293
00:15:22,776 --> 00:15:25,356
‫جاش امنه و نگران توئه
‫کامیونتت رو پیدا کردیم

294
00:15:25,380 --> 00:15:26,467
‫چی شده؟

295
00:15:26,763 --> 00:15:29,366
‫اون طرفی که تعقیبم می‌کرد
‫نمی‌خواست بذاره به اداره پلیس برسم

296
00:15:29,390 --> 00:15:31,486
‫پس کنار زدم، کامیون رو ول کردم
‫و سریع زدم بیرون

297
00:15:31,510 --> 00:15:32,946
‫و کلاً از دید محو شدم

298
00:15:32,970 --> 00:15:35,666
‫باشه، پس بگو کجایی
‫می‌تونم بذارمت تحت حفاظت

299
00:15:35,690 --> 00:15:38,477
‫نه، نه، نه، اون فرصت دیگه گذشته
‫برای این کار دیگه خیلی دیر شده

300
00:15:38,502 --> 00:15:40,036
‫الان برنامه‌های خودمو دارم

301
00:15:40,060 --> 00:15:42,376
‫آرتور، نمی‌تونی دنبالش بری

302
00:15:42,400 --> 00:15:45,329
‫هی، اونا به من حمله کردن ‫یادته؟ دو بار

303
00:15:45,354 --> 00:15:48,006
‫می‌فهمم، اما اگه بشه بار سوم چی؟

304
00:15:48,030 --> 00:15:51,426
‫اون‌وقت دقیقاً می‌خوای چیکار کنی؟
‫‫نه، فکر نکنم واقعاً متوجه شده باشی

305
00:15:51,450 --> 00:15:53,426
‫ببین، رومن برام مثل برادر بود

306
00:15:53,450 --> 00:15:56,136
‫این یارو حتماً یه چیزی
‫درباره اتفاقی که براش افتاده می‌دونه

307
00:15:56,160 --> 00:15:57,516
‫و اگه پیداش کنی، بعدش چی؟

308
00:15:57,540 --> 00:16:01,356
اوه، ‫وادارش می‌کنم حرف بزنه
‫باورکن، به همین سادگی

309
00:16:01,380 --> 00:16:05,646
‫نه، ساده اینه که بذاری من و تیمم
‫بفهمیم چه کسی این کارو باهات کرده

310
00:16:05,670 --> 00:16:07,080
‫نمی‌خوام تو توی لیستم باشی

311
00:16:07,720 --> 00:16:09,156
‫پس منو بهش اضافه نکن

312
00:16:09,180 --> 00:16:10,263
‫آرتور

313
00:16:27,450 --> 00:16:29,692
‫لطفاً بگو ساندویچ روبنـه
‫‫هست، یه روبنـه

314
00:16:31,009 --> 00:16:33,466
‫این روبن با یه نقشه‌ی حساب‌شده
‫برای درآوردن من از اینجا اومده؟

315
00:16:33,490 --> 00:16:34,506
‫نه، اینطور نیست

316
00:16:35,049 --> 00:16:36,605
‫پس اینجا چی کار می‌کنی؟

317
00:16:36,630 --> 00:16:38,315
‫می‌خوام مطمئن شم امروز زنده می‌مونی

318
00:16:38,340 --> 00:16:40,048
‫تا فردا بتونیم آدم بدم‌ها رو بگیریم

319
00:16:40,474 --> 00:16:41,719
خیلی لطف کردی

320
00:16:41,744 --> 00:16:43,982
‫ولی مورگن، تحت هیچ شرایطی
‫نباید به ما زنگ بزنی

321
00:16:44,007 --> 00:16:46,279
‫چون اگه داتی ببینه و به سالمن بگه،
‫اون‌وقت اوضاع…

322
00:16:46,304 --> 00:16:48,372
‫می‌دونستم به همین خاطر اومدی
‫آروم باش، لطفاً

323
00:16:48,397 --> 00:16:49,888
‫داتی چیزی ندیده

324
00:16:51,090 --> 00:16:54,616
اوه، ‫دکتر میو اسلون، جراح پرواز ‫و رئیس بخش
 سلامت روانی که پادیلا اونجا کار می‌کرده

325
00:16:54,640 --> 00:16:55,946
‫می‌خواد باهام حرف بزنه

326
00:16:55,970 --> 00:16:57,782
‫باشه، اگه به چیز جالبی رسیدی، بهم پیام بده

327
00:16:57,807 --> 00:16:59,706
‫یعنی واقعاً یه کلمه از
‫حرفی که 30 ثانیه پیش زدم نشنیدی؟

328
00:16:59,730 --> 00:17:02,336
‫دقیقاً همونی رو شنیدم که
‫دلم می‌خواست بشنوم، و خیلی هم گرسنه‌م

329
00:17:02,360 --> 00:17:05,070
‫پس یا می‌مونی، یا از اینجا می‌ری

330
00:17:05,570 --> 00:17:07,610
‫بخور، و لطفاً ادب رو رعایت کن

331
00:17:14,620 --> 00:17:16,120
‫خیارشورش رو یادت رفت

332
00:17:16,990 --> 00:17:19,481
‫اینجا همون بخش سلامت روانیـه
‫که پادیلا اینجا کار می‌کرد

333
00:17:19,506 --> 00:17:22,306
‫گفتی فکر می‌کنی می‌دونی
‫چه کسی مسئول مرگشه؟

334
00:17:22,790 --> 00:17:26,340
‫نه، تا این حد نه، ‫ولی اگه من بودم
 می‌دونستم کجا دنبالش بگردم

335
00:17:26,841 --> 00:17:29,897
‫ماه پیش، بعد از مرگ ‫تاندر برد، سایلس ولف،

336
00:17:30,286 --> 00:17:32,082
‫پادیلا رفتارش عوض شد

337
00:17:32,390 --> 00:17:34,671
‫عذاب وجدان داشت،
‫انگار حس می‌کرد چیزی رو نادیده گرفته

338
00:17:34,696 --> 00:17:36,689
...‫بهم گفت نگران اینه که ‫همین اتفاق داره

339
00:17:36,714 --> 00:17:38,244
‫برای بعضی از بیماران دیگه‌ش هم می‌افته

340
00:17:38,269 --> 00:17:40,881
‫چیزی غیر از علائم اختلال روانی؟
حدس می‌زنی چی بوده؟

341
00:17:41,205 --> 00:17:43,291
‫مطمئن نیستم اصلاً
‫هیچ‌وقت به نتیجه‌ای رسیده باشه،

342
00:17:43,316 --> 00:17:44,972
‫یا حتی اینکه حق باهاش بوده یا نه

343
00:17:44,997 --> 00:17:47,954
‫ولی شروع کرد به درخواست
 معاینات پزشکی کامل برای بیماران

344
00:17:47,979 --> 00:17:49,375
خلبان‌ها رو زمین‌گیر کردن

345
00:17:49,400 --> 00:17:52,133
 که باعث تأخیر در اجرای مأموریت‌هایشون شد

346
00:17:54,260 --> 00:17:58,136
‫این کار حتماً برای پادیلا دشمن درست می‌کرد
‫یه ارزیابی بد می‌تونه یه حرفه رو نابود کنه

347
00:17:58,160 --> 00:17:59,978
‫آره تازه اگه خلبان‌ها شرایط پرواز رو نداشتن

348
00:18:00,003 --> 00:18:02,136
‫و مقامات ارشد هم از این موضوع با خبر بودن
‫و اونو نادیده گرفته باشن

349
00:18:02,160 --> 00:18:04,620
‫پادیلا می‌شد یه دردسر
‫که باید جمع‌وجورش می‌کردن

350
00:18:04,645 --> 00:18:07,677
‫اسم بیماران رو می‌دونی؟
‫پروژه‌هایی که روش کار می‌کردن؟

351
00:18:07,702 --> 00:18:09,816
‫نه، و حتی اگه می‌دونستم هم،

352
00:18:09,840 --> 00:18:12,781
‫بدون حکم دادگاه نمی‌تونم
اطلاعات محرمانه پزشکی رو افشا کنم

353
00:18:12,806 --> 00:18:14,986
‫می‌شه حداقل دفترش رو ببینیم؟

354
00:18:15,010 --> 00:18:17,494
‫حتی وسایل شخصیش هم
‫شاید یه چیزی بهمون بگه

355
00:18:17,519 --> 00:18:19,048
‫این کارو می‌تونم بکنم

356
00:18:19,073 --> 00:18:21,037
‫گفتم که، ما به هم نزدیک بودیم

357
00:18:23,635 --> 00:18:24,979
‫خب، این یکی معما حل شد

358
00:18:25,400 --> 00:18:28,876
‫دقیقاً یه کارت مثل همین
‫تو کمد پادیلا توی مدرسه چتربازی پیدا کردیم

359
00:18:28,900 --> 00:18:32,226
‫آره، این کارت‌ها همه جا
‫کنترل کل زندگیمون تو دستشونه

360
00:18:32,251 --> 00:18:34,729
‫پارکینگ، ورود به ساختمون، ‫دستگاه کپی،

361
00:18:35,197 --> 00:18:36,717
یه کارت برای همه‌چی

362
00:18:37,620 --> 00:18:39,216
‫من اتاق بغلی‌ام، ‫اگه کاری داشتین

363
00:18:39,240 --> 00:18:40,507
‫ممنون
‫‫ممنون

364
00:18:42,971 --> 00:18:45,269
‫بی‌نقصِ بی‌نقص، دقیقاً مثل خونه‌ش

365
00:18:45,294 --> 00:18:46,367
اوهوم

366
00:18:46,890 --> 00:18:49,373
‫ولی این قاب رو نگاه کن
‫عجیب نیست؟

367
00:18:49,960 --> 00:18:51,460
‫از چیزی که باید باشه ضخیم‌تره

369
00:19:14,150 --> 00:19:16,381
‫به تاندر برد گوشه عکس نگاه کن
‫‫آره

370
00:19:16,406 --> 00:19:19,410
‫این اسم مستعار سایلس ولف بود
‫همون بیمار پادیلا که فوت کرد

371
00:19:19,435 --> 00:19:21,386
‫پس شاید این عکس‌های بالا،

372
00:19:21,410 --> 00:19:24,306
‫تاچ‌داون، ویسکی،
‫سامورایی، ایس، اینا هم خلبان آزمایشی باشن

373
00:19:24,330 --> 00:19:26,556
‫و احتمالاً بیمارهای پادیلا هم بودن

374
00:19:26,580 --> 00:19:28,740
‫منطقیه، ولی این بُرد
‫داره چی رو بهمون می‌گه؟

375
00:19:29,399 --> 00:19:30,399
!آها

376
00:19:30,424 --> 00:19:33,240
‫کاش یکی بود که تو حل معما خفن باشه
‫و دم دستمون

377
00:19:33,265 --> 00:19:35,656
‫خب، نیست
 نمی‌تونیم از مورگن استفاده کنیم

378
00:19:35,680 --> 00:19:39,156
‫کار من گرفتن خلافکاراست، ‫کارادک
 اون می‌تونه کمک کنه

379
00:19:39,180 --> 00:19:41,236
‫اگه گیر بیفته
 ممکنه کارش رو از دست بده، کاپیتان

380
00:19:41,260 --> 00:19:43,850
‫نظر نمی‌خوام
‫از بُرد عکس بگیر، براش بفرست

381
00:19:55,860 --> 00:19:57,956
‫صحنه رو کنترل کنین،
‫شواهد رو حفظ کنین

382
00:19:58,839 --> 00:20:01,353
‫اگه تو هرکدومش خراب کنین
‫قاتل آزاد می‌چرخه

383
00:20:02,303 --> 00:20:07,340
‫قربانی، 45 ساله،
‫گلوله به قفسه سینه، ظاهراً سرقت نافرجام

384
00:20:07,712 --> 00:20:08,962
‫ولی سرقت نبوده

385
00:20:10,290 --> 00:20:11,627
‫ چرا اینو می‌گی؟

386
00:20:12,420 --> 00:20:14,026
‫خب، اول از همه،

387
00:20:14,050 --> 00:20:16,896
‫اسکله بارگیری جای خیلی احمقانه‌ایه
‫برای خفت‌گیری، نه؟

388
00:20:16,920 --> 00:20:19,308
‫کلی آدم مدام رفت‌وآمد دارن
‫نه حریم خصوصی داره، نه امنیت

389
00:20:19,709 --> 00:20:20,884
بعدش چی؟

390
00:20:20,909 --> 00:20:24,027
‫ از یه نفر دزدی کنم
که ‫آخرش شاید صد دلار گیرم بیاد

391
00:20:24,052 --> 00:20:26,704
‫ولی یه زنجیر طلای خفن جا می‌ذارم
‫که از ماشینم گرون‌تره؟

392
00:20:26,729 --> 00:20:28,300
‫کل ماجرا بوی صحنه‌سازی می‌ده

393
00:20:28,325 --> 00:20:31,751
‫هست دیگه، صحنه‌سازیه خب،
‫تمیز درآوردنش، ولی می‌فهمی چی می‌گم

394
00:20:32,566 --> 00:20:33,669
‫چیز دیگه‌ای هست؟

395
00:20:34,119 --> 00:20:35,959
‫خب، این همه ته‌سیگاری

396
00:20:36,646 --> 00:20:39,816
‫اینجا تقریباً نصف پاکت ته‌سیگاری ریخته

397
00:20:41,990 --> 00:20:43,315
‫آره، ببین

398
00:20:45,040 --> 00:20:48,516
‫اگه یکی نشسته اینجا سیگار می‌کشیده
‫و منتظر یکی بوده،

399
00:20:48,540 --> 00:20:51,460
‫یعنی طرف یهو بهش نپریده،
‫پس قضیه شخصیه

400
00:20:52,330 --> 00:20:56,484
‫تو سناریوی ما، مقتول با زن قاتل ‫رابطه داشته

401
00:20:56,509 --> 00:20:59,535
‫اووه، خب
‫‫آفرین

402
00:20:59,760 --> 00:21:00,790
‫ممنون

403
00:21:02,407 --> 00:21:04,286
‫حالا بیاید درباره پردازش صحنه حرف بزنیم

404
00:21:04,732 --> 00:21:05,996
‫محیط رو ایمن کنین

405
00:21:06,362 --> 00:21:10,075
‫مطمئن شین هرکسی که باید اینجا باشه
‫ثبت شده

406
00:21:10,100 --> 00:21:14,440
‫بعدش، قبل از اینکه به چیزی دست بزنین
‫مستندسازی کنین، عکس، کروکی، یادداشت

407
00:21:19,000 --> 00:21:26,000


408
00:21:30,990 --> 00:21:32,412
‫داری قوانین رو زیر پا می‌ذاری؟

409
00:21:32,437 --> 00:21:35,606
‫برخلاف عقل سلیمم، آره
‫کاپیتان واگنر، دَفنی و آز پیشم هستن

410
00:21:35,630 --> 00:21:37,244
‫سلام بچه‌ها، منو از اینجا بکشین بیرون

411
00:21:37,269 --> 00:21:39,079
‫سلام مورگن
‫‫اگه می‌تونستیم، می‌کردیم

412
00:21:39,104 --> 00:21:42,316
‫مورگن، فکر می‌کنیم هر ستون
 مربوطه به یکی از بیماران پادیلاست

413
00:21:42,340 --> 00:21:44,576
‫ولی باید کسی کمک کنه از بقیه‌ش سر دربیاریم

414
00:21:44,600 --> 00:21:47,996
اوکی ‫خب، سایه‌ها همشون نماد هستن

415
00:21:48,020 --> 00:21:51,766
‫اضطراب، خستگی، سردرگمی، سردرد

416
00:21:52,112 --> 00:21:54,126
‫همه‌شون علائم اختلال روانی پس از سانحه‌ست

417
00:21:54,150 --> 00:21:55,706
‫که ظاهراً تاندربرد داشته،

418
00:21:55,730 --> 00:21:57,836
‫ولی دکتر اسلون می‌گه
 پادیلا نسبت بهش شک داشته

419
00:21:57,860 --> 00:22:01,216
‫آره، می‌فهمم چی می‌گه
به یادداشت‌های چسبان نگاه کن

420
00:22:01,240 --> 00:22:04,857
یه زبان رنگ جهانی برای هشدار
وجود داره تا همه بتونن اونو بفهمن

421
00:22:05,122 --> 00:22:07,946
‫سفید امنه، زرد بده، قرمز بدتره

422
00:22:10,290 --> 00:22:13,766
‫پادیلا علائمشونو پیگیری می‌کرده
 ولی تاریخ‌ها رو نگاه کن

423
00:22:13,790 --> 00:22:17,206
‫تمام این آدم‌ها تقریباً همزمان
علائم‌شون شروع شده و پیشرفت کرده

424
00:22:17,231 --> 00:22:19,296
‫ولی اختلال روانی پس از سانحه
 اینجوری عمل نمی‌کنه

425
00:22:19,321 --> 00:22:20,856
‫هر کسی متفاوت باهاش برخورد می‌کنه

426
00:22:20,880 --> 00:22:25,645
‫پس علائمشون شبیه اختلال روانی بوده
 ولی از چیز دیگه‌ای بوده، چی بوده؟

427
00:22:25,670 --> 00:22:27,786
‫نمی‌دونیم، ولی هرچی بوده،

428
00:22:27,810 --> 00:22:30,726
‫به نظر می‌رسه
کندوکاو توش باعث شده پادیلا کشته بشه

429
00:22:30,751 --> 00:22:31,710
اوهوم

430
00:22:31,735 --> 00:22:32,855
‫خب، قدم بعدی چیه؟

431
00:22:32,880 --> 00:22:34,130
‫قطع کردن... تلفن؟

432
00:22:35,199 --> 00:22:36,345
‫آره، دقیقاً

433
00:22:36,370 --> 00:22:37,585
‫می‌تونم تمومش کنم…
‫‫نه

434
00:22:37,610 --> 00:22:39,191
‫مورگن، همونی که می‌گه انجام بده

435
00:22:39,860 --> 00:22:41,239
‫دفعه بعد، ازت می‌گیرمش

436
00:22:41,461 --> 00:22:43,518
‫نه یه بچه نیست
‫‫چی گفتی؟

437
00:22:44,700 --> 00:22:46,950
‫آره خانم همون چیزی بود که می‌خواستم بگم

438
00:22:52,244 --> 00:22:53,976
‫دقیقاً همون چیزی که نمی‌خواستم اتفاق بیفته

439
00:22:54,001 --> 00:22:56,685
‫باید بقیه خلبان‌های آزمایشی رو
 پیدا کنیم، بهشون بگیم تو خطرن

440
00:22:56,710 --> 00:22:58,340
‫آره، اگه هنوز زنده باشن

441
00:23:00,700 --> 00:23:04,066
‫به نظر می‌رسه یکی رو از دست دادیم
 کادموس از اساطیر یونان

442
00:23:04,090 --> 00:23:06,473
‫ولی چرا کادموس ستون خودشو نداره؟

443
00:23:06,498 --> 00:23:08,446
‫شاید کادموس یه "شخص" نیست

444
00:23:08,470 --> 00:23:12,390
‫یه "نماده" چون من یه لوگو هم
 از سیستم‌های دفاعی فلاگ‌استون می‌بینم

445
00:23:14,100 --> 00:23:16,140
‫انگار باید یه سر به سلول انفرادی بزنیم

446
00:23:20,150 --> 00:23:22,568
‫کادموس همون هواپیمای نمونه‌ست
 که سیستم‌های دفاعی فلاگ‌استون

447
00:23:22,593 --> 00:23:24,449
‫برای نیروی هوایی می‌سازه، درسته؟

448
00:23:24,860 --> 00:23:27,716
‫و به خاطر علائمی که
 پادیلا در خلبان‌های آزمایشی دیده

449
00:23:27,740 --> 00:23:30,335
‫متوجه شد چیزی درمورد هواپیما درست نیست

450
00:23:33,565 --> 00:23:35,630
...‫وقتی درباره‌ی سایلس باهاش حرف زدم

451
00:23:36,248 --> 00:23:37,516
بهم گفت حدسش چیه

452
00:23:37,540 --> 00:23:38,540
‫و ازم کمک خواست

453
00:23:39,170 --> 00:23:42,186
‫به خاطر سطح دسترسی‌م، می‌تونم به اطلاعات
تشخیصی هواپیما دسترسی داشته باشم

454
00:23:42,210 --> 00:23:43,276
‫چی فهمیدی؟

455
00:23:43,300 --> 00:23:45,776
سیستم پشتیبانی حیات یه مشکلی داره

456
00:23:46,227 --> 00:23:48,286
‫اکسیژن کافی به کابین نمی‌رسه

457
00:23:49,850 --> 00:23:51,737
‫برادرت اختلال روانی پس از سانحه نداشته

458
00:23:52,145 --> 00:23:53,825
دچار هایپوکسی شده بوده

459
00:23:53,850 --> 00:23:55,406
‫بقیه خلبان‌ها چی؟

460
00:23:55,430 --> 00:23:57,131
‫هنوز دارن با هواپیما پرواز می‌کنن

461
00:23:58,891 --> 00:24:00,376
‫می‌خواستم بهشون بگم چه خبره، ولی…

462
00:24:00,400 --> 00:24:01,456
‫می‌ترسی

463
00:24:01,480 --> 00:24:02,748
‫اوضاع خیلی جدیه

464
00:24:03,480 --> 00:24:05,756
‫سیستم پشتیبانی حیات، تعمیرش هزینه‌بره

465
00:24:06,132 --> 00:24:07,302
‫میلیاردها

466
00:24:07,766 --> 00:24:09,139
‫برنامه رو عقب میندازه

467
00:24:09,164 --> 00:24:13,004
‫چه کسی مهارت و انگیزه داشته
 پادیلا رو بکشه و راز رو حفظ کنه؟

468
00:24:14,158 --> 00:24:16,514
‫رمزی پایک، مهندس ارشد

469
00:24:17,580 --> 00:24:19,518
‫وقتی درباره‌ی چیزی که فهمیدم
 باهاش حرف زدم

470
00:24:20,081 --> 00:24:24,185
‫گفت بعد از عرضه محصول
 می‌تونیم مشکل اصلی رو پیدا کنیم

471
00:24:24,210 --> 00:24:25,566
‫مدرکش کجاست؟

472
00:24:25,590 --> 00:24:29,260
‫نمی‌دونم چند روز پیش
 روی یه فلش به پادیلا دادمش

473
00:24:29,762 --> 00:24:32,368
‫دیروز بهم پیام داد، گفت دیدارمون فوریـه

474
00:24:32,393 --> 00:24:34,522
‫برای همین تو کلاس چتربازیش بودی

475
00:24:34,547 --> 00:24:36,284
‫درباره‌ی تهدید به مرگش بهم گفت

476
00:24:37,850 --> 00:24:39,791
‫وقتی مُرده پیداش کردن، رفتم خونه‌ش

477
00:24:39,816 --> 00:24:41,626
‫دنبال فایل گشتم، ولی پیداش نکردم

478
00:24:41,651 --> 00:24:42,773
ایتن

479
00:24:43,585 --> 00:24:47,360
ما اون فایل‌ها رو پیدا می‌کنیم و
‫برای پادیلا و برادرت عدالت رو اجرا می‌کنیم

480
00:24:54,410 --> 00:24:56,676
‫کادموس همون جت نمونه‌ایـه که
سیستم دفاعی ‫فلگ‌استون

481
00:24:56,700 --> 00:24:58,686
‫داره برای نیروی هوایی
 توسعه می‌ده، درسته آقای پایک؟

482
00:24:58,710 --> 00:24:59,766
‫درسته

483
00:24:59,790 --> 00:25:02,356
...‫خبر داشتین که همه‌ی خلبان‌هاتون دارن

484
00:25:02,380 --> 00:25:05,726
‫علائم شبیه اختلال پس از سانحه
نشون می‌دن و ‫یکیشون، آقای پایک، مُرده؟

485
00:25:05,750 --> 00:25:07,190
‫البته که خبر دارم

486
00:25:07,215 --> 00:25:09,606
‫اتفاقی که برای تاندربرد افتاد غم‌انگیزه،

487
00:25:09,630 --> 00:25:13,196
‫اما هیچ ارتباطی بین علائم‌شون
‫و هواپیمای ما پیدا نکردیم

488
00:25:13,220 --> 00:25:14,834
‫مطمئنین به اندازه‌ی کافی دنبالش گشتین؟

489
00:25:14,859 --> 00:25:16,286
‫منظورتون چیه؟

490
00:25:16,310 --> 00:25:18,906
‫یعنی اینکه تو سیستم پشتیبانی حیات
‫هواپیماتون یه مشکلی هست

491
00:25:18,930 --> 00:25:20,811
‫و خلبان‌هاتون دارن کم‌کم خفه می‌شن

492
00:25:20,836 --> 00:25:22,833
‫فکر می‌کنین ما اینو بررسی نکردیم؟

493
00:25:22,858 --> 00:25:26,560
‫فکر می‌کنین اگه امن نبود،
‫یه خلبان رو می‌فرستادم تو اون کابین؟

494
00:25:26,585 --> 00:25:29,125
‫فکر می‌کنیم یه نقص طراحی باشه
‫که درست‌کردنش میلیاردها هزینه داره

495
00:25:29,150 --> 00:25:30,521
‫همین، ارزش پنهون‌کردنش رو داره

496
00:25:30,849 --> 00:25:32,756
‫مدرکی برای این حرفا دارین؟

497
00:25:32,780 --> 00:25:34,763
‫می‌خوایم تشخیص‌هاتون رو ببینیم

498
00:25:34,788 --> 00:25:35,854
‫خوبه

499
00:25:35,879 --> 00:25:39,725
‫با حکم برگردین
 از وکلا هم عبور کنین، بعد می‌تونین

500
00:25:39,750 --> 00:25:41,436
‫آقای پایک، صبح کجا بودین؟

501
00:25:41,460 --> 00:25:43,507
‫اینجا بودم، با تیمم می‌خوام صحبت کنم

502
00:25:44,210 --> 00:25:46,138
‫تا اون موقع، از آشیانه‌م خارج شید

503
00:25:48,416 --> 00:25:51,026
از ‫این مرد خیلی خوشم میاد
‫‫آره، واقعاً جذابـه

504
00:25:51,550 --> 00:25:53,866
‫به نظر من، پایک از نقص طراحی خبر داشته

505
00:25:53,890 --> 00:25:56,076
‫پادیلا هم مدرک داشته، و برای همین کشتش

506
00:25:56,100 --> 00:25:57,156
‫آره، اگه درست می‌گی،

507
00:25:57,180 --> 00:25:59,196
‫پادیلا واقعاً مدرک رو عالی مخفی کرده

508
00:25:59,220 --> 00:26:00,906
‫کامپیوتر پادیلا کجاست؟

509
00:26:00,930 --> 00:26:03,312
واحد تی.آی.دی داره بک‌آپ می‌گیره
ممکنه کمی طول بکشه

510
00:26:07,456 --> 00:26:10,464
باید وارد کامپیوتر پادیلا بشیم"
"هرچه زودتر بهتر

511
00:26:13,030 --> 00:26:17,636
‫پلیس لس‌آنجلس اولین واحد
 جرایم آمریکایی رو در 1968 تشکیل داد

512
00:26:17,660 --> 00:26:21,244
‫بعد سال 86، کمیسر جریان کاری رو بازسازی کرد

513
00:26:21,790 --> 00:26:25,000
...‫و افراد مفقود شده رو زیر نظر قرار داد

514
00:26:27,090 --> 00:26:28,856
‫خانم گیلوری، سوالی داری؟

515
00:26:28,880 --> 00:26:30,816
‫در واقع، بیشتر شبیه یه اعترافـه

516
00:26:30,840 --> 00:26:34,946
‫الان دارم می‌فهمم که همه‌ی این بخش‌ها

517
00:26:34,970 --> 00:26:37,616
‫واقعا قلب تپنده‌ی پلیس لس‌آنجلس رو می‌سازن

518
00:26:37,640 --> 00:26:41,116
‫مثلاً، نمی‌دونم
 واحد تی.آی.دی رو در نظر بگیرید

519
00:26:41,140 --> 00:26:43,076
‫حس می‌کنم همه‌مون
 خیلی بدیهی فرضش می‌کنیم

520
00:26:43,100 --> 00:26:46,996
‫موافقم
شواهد دیجیتال، هسته‌ی کار کارآگاهیـه

521
00:26:47,020 --> 00:26:49,817
‫زنجیره‌ی نگهداری، رمزنگاری، همه‌چی
‫‫آره، همه‌چی

522
00:26:49,842 --> 00:26:52,650
‫حس می‌کنم
واقعاً کمک می‌کنه قدر کارشون رو بدونیم

523
00:26:52,675 --> 00:26:55,937
اگه بتونیم عملاً درحال کار ببینیم‌شون
‫نه اینکه فقط درباره‌ش بشنویم

524
00:26:57,570 --> 00:26:59,430
‫می‌دونی چیه؟ ایده‌ی خوبیه

525
00:27:00,531 --> 00:27:03,186
‫فکر کنم یه اردوی میدانی کوچیک لازمـه

526
00:27:03,210 --> 00:27:05,170
اوه، ‫فکر خوبیه

527
00:27:08,040 --> 00:27:10,872
‫واحد تی.آی.دی
 همه‌ی‌ موارد دیجیتال رو بررسی می‌کنه

528
00:27:10,897 --> 00:27:14,216
‫گوشی‌ها، لپ‌تاپ‌ها، فضای ابری،
‫فیلم‌های نظارتی،

529
00:27:14,930 --> 00:27:17,116
‫هرچی هارد داشته باشه، از این اتاق رد می‌شه

530
00:27:17,140 --> 00:27:19,972
‫حالا، زنجیره‌ی نگهداری خیلی مهمه

531
00:27:23,960 --> 00:27:25,036
‫الو

532
00:27:25,061 --> 00:27:26,186
‫سلام، خودمم

533
00:27:26,810 --> 00:27:28,810
‫مورگن، از کجا داری زنگ می‌زنی؟

534
00:27:29,442 --> 00:27:30,680
‫صبرکن، بذار حدس بزنم

535
00:27:30,705 --> 00:27:31,994
تی.آی.دی

536
00:27:32,614 --> 00:27:34,072
‫قرار نبود از گوشیم استفاده کنم

537
00:27:34,097 --> 00:27:37,215
‫قرار نبود از هیچ گوشی‌ای استفاده کنی
‫‫خب، این خیلی واضح گفته نشده بود

538
00:27:37,240 --> 00:27:39,625
‫حدس بزن چی شده؟
‫رمز عبور کامپیوتر پادیلا رو پیدا کردم

539
00:27:39,650 --> 00:27:41,006
‫چی؟ از کجا؟

540
00:27:41,030 --> 00:27:43,833
‫یه پسر واقعاً مهربون تو تی.آی.دی
 اسمش لایل هست، می‌شناسیش؟

541
00:27:44,668 --> 00:27:46,396
‫بیخیال. خب قبل از این‌که بمیره،

542
00:27:46,420 --> 00:27:48,436
‫پادیلا چیزی رو به پرینتر دفترش فرستاده

543
00:27:48,460 --> 00:27:49,877
‫هنوز تو صف چاپ هست

544
00:27:50,579 --> 00:27:51,975
‫کارت کلید پادیلا

545
00:27:52,358 --> 00:27:53,648
‫باشه، ممنون

547
00:28:11,190 --> 00:28:13,206
‫بله؟
‫‫مورگن، گرفتیمش

548
00:28:13,230 --> 00:28:15,916
‫همه‌ی داده‌های تشخیصی کادموس
 نشون می‌ده نقص طراحی وجود داره

549
00:28:15,940 --> 00:28:18,136
‫پادیلا به مدرک دست پیدا کرده
 پایک هم می‌دونسته

550
00:28:18,160 --> 00:28:20,328
‫باور نکردنیه، فوق‌العاده‌ست

551
00:28:22,620 --> 00:28:24,291
‫شماره اشتباه گرفتی…

552
00:28:24,316 --> 00:28:25,316
اوهوم

553
00:28:26,549 --> 00:28:27,614
آره

554
00:28:28,170 --> 00:28:29,170
‫ببخشید

555
00:28:43,470 --> 00:28:45,210
‫جمع‌بندی داتی

556
00:28:45,491 --> 00:28:46,631
‫خوبه

557
00:28:46,656 --> 00:28:50,741
خانم گیلوری
"مجموعه‌ای از چالش‌های منحصر به فرد داره"

558
00:28:51,155 --> 00:28:54,112
"آشوبگر، پر هرج‌ومرج، سرسخت"

559
00:28:54,480 --> 00:28:56,505
"کله‌شق، یه گردباد تک‌نفره"

560
00:28:56,530 --> 00:28:59,130
"که می‌تونه وسط توفان وایسه"

561
00:28:59,530 --> 00:29:02,756
"و می‌فهمه کِی و چطور قوانین رو بشکنه"

562
00:29:03,609 --> 00:29:06,306
"اما... نشون می‌ده که توانایی داره"

563
00:29:06,330 --> 00:29:09,306
با پرونده‌ها ارتباط بگیره"
"به روشی که کارآگاه‌های معمولی نمی‌تونن

564
00:29:09,330 --> 00:29:12,686
‫"با نظارت درست
"می‌شه ازش به شکل مؤثری استفاده کرد

565
00:29:12,991 --> 00:29:14,252
‫داتی

566
00:29:14,750 --> 00:29:17,146
‫می‌بینی؟
می‌دونستم مخفیانه ازم خوشش میاد

567
00:29:17,170 --> 00:29:18,413
...یه راز بزرگه، ولی

568
00:29:18,438 --> 00:29:22,029
‫توصیه‌ش اینه که
خدماتت رو به‌عنوان مشاور

569
00:29:22,054 --> 00:29:26,129
‫برای جرایم بزرگ
با آموزش مداوم و نظارت دقیق نگه داریم

570
00:29:26,154 --> 00:29:30,170
‫واقعاً؟ باشه، خوبه، قبول. عالیه

571
00:29:30,498 --> 00:29:32,706
‫می‌تونم برگردم پیش تیمم؟
کلی ‫کار داریم انجام بدیم

572
00:29:32,730 --> 00:29:33,813
‫نه

573
00:29:34,560 --> 00:29:37,106
‫چون من توصیه‌ش رو قبول نمی‌کنم

574
00:29:37,530 --> 00:29:40,506
‫سرپیچی تو یه ویژگی بامزه نیست، مورگن،

575
00:29:40,530 --> 00:29:42,370
‫ دردسره، و مایه تأسفـه

576
00:29:43,490 --> 00:29:45,250
‫کارهای اداری رسمی فردا انجام می‌شه

577
00:29:46,771 --> 00:29:48,035
کدوم کار اداری؟

578
00:29:49,329 --> 00:29:50,689
دارم اخراج می‌شم؟

579
00:29:50,714 --> 00:29:51,964
‫کاملاً

580
00:30:01,030 --> 00:30:03,906
‫سیستم‌های پشتیبانی حیات واقعاً باعث
 هایپوکسی خلبان‌های آزمایشی شده بودن

581
00:30:04,521 --> 00:30:06,906
‫همه‌چی اینجاست، سیاه روی سفید
‫پایک از نقص خبر داشته

582
00:30:06,930 --> 00:30:09,996
‫اطلاعات رو از گزارش‌هایی که
برای نیروی هوایی می‌فرستاده پاک کرده

583
00:30:10,020 --> 00:30:11,652
‫طوری که هیچ‌کدوم از فرمانده‌ها نفهمیدن

584
00:30:11,677 --> 00:30:14,376
‫خبر خوب اینه که
گروه ضربت قراردادش رو لغو کرده

585
00:30:14,400 --> 00:30:16,340
‫و تحقیقات کاملی رو شروع کرده

586
00:30:16,735 --> 00:30:18,456
‫پس خلبان‌های آزمایشی الان در امنیت‌ان

587
00:30:18,480 --> 00:30:21,421
‫بله، ولی پادیلا جونش رو سرش گذاشت

588
00:30:21,446 --> 00:30:22,916
‫و پایک هم یه بهونه محکم داره

589
00:30:22,941 --> 00:30:25,296
‫پس هنوز نمی‌تونیم
ثابت کنیم که اون پادیلا رو کشته

590
00:30:25,320 --> 00:30:26,466
‫یا چطوری

591
00:30:26,490 --> 00:30:29,580
‫بهتره اون چیزی که جا انداختیم رو پیدا کنیم،
‫وگرنه این یارو با قتل قسر در می‌ره

592
00:30:30,330 --> 00:30:32,080
‫الان بدجوری جای مورگن خالیه

594
00:30:45,890 --> 00:30:47,480
‫فکر کنم خبر مورگن رو شنیدی

595
00:30:47,813 --> 00:30:48,853
‫شنیدم

596
00:30:50,810 --> 00:30:53,060
‫اون نباید تو این پرونده کار می‌کرد

597
00:30:54,639 --> 00:30:55,639
ستوان

598
00:30:56,124 --> 00:30:58,129
‫من بابت استفاده از یه دارایی ارزشمند

599
00:30:58,154 --> 00:31:01,349
‫که از ریسک‌ها خبر داشت و با این حال
 کمک می‌کرد، معذرت نمی‌خوام

600
00:31:01,757 --> 00:31:02,806
‫واو

601
00:31:03,610 --> 00:31:04,860
دستت درد نکنه

602
00:31:05,780 --> 00:31:08,401
‫لطفاً ادامه بده
 انگار هنوز حرفای بیشتری داری

603
00:31:08,426 --> 00:31:11,016
‫قول می‌دم نمی‌خوای بشنوی
‫‫نگران من نباش

604
00:31:11,540 --> 00:31:12,630
‫بفرما

605
00:31:17,540 --> 00:31:19,367
‫تو دفتر منو تصاحب کردی

606
00:31:19,680 --> 00:31:21,576
‫ تو پرونده‌هام هجوم آوردی

607
00:31:21,601 --> 00:31:24,069
‫ جلوی تیم من منو کم‌اهمیت نشون دادی

608
00:31:24,094 --> 00:31:28,827
‫همیشه راه‌های جدید پیدا می‌کنی
 که جایگاهت رو بالاتر از من نشون بدی

609
00:31:28,852 --> 00:31:31,826
‫یه جایگاهی که، به درستی، واقعاً

610
00:31:31,850 --> 00:31:35,576
‫لیاقتش رو داشتم
 ولی اینجا نشستم و تحملش کردم

611
00:31:35,600 --> 00:31:37,765
‫چون فکر می‌کردم دارم درست عمل می‌کنم

612
00:31:38,400 --> 00:31:41,172
‫کاملاً اشتباه کردم باید زودتر بهت می‌گفتم

613
00:31:41,690 --> 00:31:45,440
‫چون الان کارهایی که انجام می‌دی
 روی تیم من تاثیر گذاشته

614
00:31:46,819 --> 00:31:48,012
‫می‌دونستی

615
00:31:48,511 --> 00:31:52,721
‫مورگن روی لبه تیغ بود، و به جای اینکه
ازش محافظت کنی، یه سنگ دستش دادی

616
00:31:54,250 --> 00:31:56,206
‫از این به بعد، تا وقتی که

617
00:31:56,699 --> 00:32:00,659
‫من تو اون صندلی نشستم،  باید با من و تیمم
 با احترامی که حق‌مون هست رفتار کنی

618
00:32:02,300 --> 00:32:04,938
اگه این به کارت نمیاد
 منم اخراج کن، به جهنم

619
00:32:08,269 --> 00:32:09,428
‫فهمیدم

620
00:32:26,110 --> 00:32:27,900
‫خب، چی داریم؟

621
00:32:28,780 --> 00:32:30,426
‫مدرک‌ها رو از بالا شروع می‌کنیم

622
00:32:30,450 --> 00:32:33,065
‫پادیلا قبل از پرش حالش خوب بوده
 تو هوا هم خوب بوده

623
00:32:33,463 --> 00:32:36,970
‫پس بین آماده شدن و پرش چه چیزی تغییر کرده

624
00:32:36,995 --> 00:32:39,992
‫وقتی همه تجهیزات چک شده
 و کاملاً درست کار می‌کرده؟

625
00:32:40,017 --> 00:32:43,703
‫به عبارت دیگه، پایک چطور تونسته
 وسط هوا قتل انجام بده؟

626
00:32:43,728 --> 00:32:44,784
‫مورگن

627
00:32:45,041 --> 00:32:46,646
‫نمی‌دونستم اینجا می‌بینمت

628
00:32:46,670 --> 00:32:48,307
‫چه‌جوری؟ تو اینجایی، منم اینجام

629
00:32:48,332 --> 00:32:50,598
‫مورگن، تو نمی‌تونی روی این پرونده کار کنی

630
00:32:52,450 --> 00:32:54,529
‫ به خاطر اینه که "اخراج" شدم؟
‫‫آره

631
00:32:55,100 --> 00:32:57,966
بچه‌ها، بیخیال. فکر نمی‌کنین
 این قضیه تموم می‌شه و می‌ره؟

632
00:33:00,329 --> 00:33:01,725
‫این که دیوونه‌کننده‌ست

633
00:33:01,750 --> 00:33:03,996
‫من اینجا باارزشم، داتی هم دید

634
00:33:04,020 --> 00:33:05,773
‫سالومن هم مدارکشو ثبت کرده

635
00:33:05,798 --> 00:33:09,097
‫خب، همه می‌دونیم این پروسه
 هفته‌ها یا حتی ماه‌ها طول می‌کشه

636
00:33:09,122 --> 00:33:10,436
‫بیشتر در حد چند ساعت

637
00:33:10,461 --> 00:33:13,096
‫‫خب، پس با اتحادیه تماس می‌گیریم، درسته؟

638
00:33:13,120 --> 00:33:14,288
‫درخواست تجدیدنظر می‌زنیم

639
00:33:14,313 --> 00:33:15,733
‫مورگن، تجدیدنظر وجود نداره

640
00:33:15,758 --> 00:33:18,014
‫واقعاً متأسفم که اینطوری شد

641
00:33:20,859 --> 00:33:21,859
!اوه

642
00:33:22,997 --> 00:33:24,087
‫واو

643
00:33:25,059 --> 00:33:26,059
‫باشه

644
00:33:28,794 --> 00:33:30,074
جنبه‌ی خوب ماجرا

645
00:33:30,684 --> 00:33:33,100
بیشتر از چیزی که
 همه فکر می‌کردن دووم آوردم، نه؟

646
00:33:34,850 --> 00:33:35,932
‫حتی خودم هم

647
00:33:39,230 --> 00:33:41,665
‫این تقصیر منه
 باید تو رو از تحقیقات دور نگه می‌داشتم

648
00:33:41,690 --> 00:33:42,690
بس کن

649
00:33:43,305 --> 00:33:44,798
‫فکر می‌کنی می‌تونستی این کارو بکنی؟

650
00:33:46,291 --> 00:33:47,291
‫اشکالی نداره

651
00:33:50,070 --> 00:33:51,530
‫اشکالی نداره، من خوبم

652
00:33:55,971 --> 00:33:57,728
‫راستی، می‌دونستین اگه

653
00:33:58,007 --> 00:34:00,096
چیزی رو بعد از ساعت 6:00 عصر ثبت کنی

654
00:34:00,120 --> 00:34:01,766
‫تا روز بعد پردازش نمی‌شه؟

655
00:34:01,790 --> 00:34:02,983
‫پس، به لحاظ فنی،

656
00:34:03,008 --> 00:34:05,961
 تا فردا صبح هنوز روی سیستم هستم

657
00:34:08,116 --> 00:34:10,535
‫دیدی؟ تو مدرسه کارآگاهی حواسم جمع بوده

658
00:34:11,416 --> 00:34:14,056
‫می‌خوای شب تا صبح بیدار بمونی؟
عاشق بیداری تا صبحم

659
00:34:17,031 --> 00:34:18,281
‫ بریم سر کارمون

660
00:34:19,434 --> 00:34:21,224
‫مورگن، یه لحظه

661
00:34:27,515 --> 00:34:29,571
‫بد نیست بدونی از آرتور خبر گرفتم

662
00:34:29,596 --> 00:34:30,596
جاش امنه

663
00:34:31,194 --> 00:34:32,574
‫ولی هنوز حاضر نیست بیاد

664
00:34:33,820 --> 00:34:35,966
‫انتظار ندارم دیگه اینو ادامه بدی

665
00:34:35,990 --> 00:34:37,966
...‫وضعیت رومن خیلی خطرناک شده، و من

666
00:34:37,990 --> 00:34:39,837
‫ این دقیقاً همون چیزیه که به‌خاطرش اومدم

667
00:34:41,804 --> 00:34:42,844
‫ما اوکی‌ایم

668
00:34:50,642 --> 00:34:52,566
‫فیلیپ، باید مجبورشون کنی جنس اصل رو بدن

669
00:34:52,590 --> 00:34:54,394
‫این شوینده قلابی به درد نمی‌خوره

670
00:34:58,857 --> 00:35:00,866
‫خلبان‌هات دارن یواش‌یواش خفه می‌شن

671
00:35:00,890 --> 00:35:02,826
‫سیستم پشتیبانی حیات مشکل داره

672
00:35:02,850 --> 00:35:04,880
‫پادیلا به مدرکی دست پیدا کرده
 که پایک خبر داشته

673
00:35:04,905 --> 00:35:06,690
‫"می‌دونم داری چیکار می‌کنی
"بکش کنار، وگرنه می‌میری

674
00:35:06,715 --> 00:35:08,961
‫کلاه و ماسک اکسیژن‌ش درست کار می‌کرده

675
00:35:12,122 --> 00:35:15,660
‫به کی زنگ بزنم؟
سردخونه؟ انبار مدارک؟ نیروی هوایی؟

676
00:35:15,950 --> 00:35:17,217
‫آزمایشگاه

677
00:35:19,930 --> 00:35:21,087
‫فهمیدم چیه

678
00:35:30,955 --> 00:35:33,236
‫اومدی از نزدیک زجر کشیدنم رو ببینی؟

679
00:35:33,260 --> 00:35:35,134
نه، اون خودش یه امتیازه

680
00:35:35,159 --> 00:35:37,939
‫خب، شرکت من همه‌چیزم بود،
‫و حالا دود شده رفته هوا

681
00:35:37,964 --> 00:35:40,786
‫دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم
‫‫آزادی‌تون چی، قربان؟

682
00:35:40,810 --> 00:35:43,433
‫چون ما می‌تونیم ثابت کنیم
‫شما آلونسو پادیلا رو کشتین

683
00:35:43,738 --> 00:35:47,246
‫هجوم ناگهانی علائمی شبیه
 اختلال روانی ‫تو مرگ سایلس ولف،

684
00:35:47,270 --> 00:35:49,176
‫پادیلا رو متوجه کرد که ‫یه جای کار می‌لنگه

685
00:35:49,201 --> 00:35:51,246
‫اونم درباره همه‌ی
 خلبان‌هایی ‫که به کادموس وصل بودن

686
00:35:51,270 --> 00:35:54,962
‫پس شروع کرد دنبال جواب گشتن،
‫سروصدا راه انداخت، درخواست آزمایش پزشکی داد

687
00:35:55,009 --> 00:35:57,136
‫و شما مهندس ارشد کادموس بودین

688
00:35:57,160 --> 00:36:00,033
‫یکی شروع کنه تو کارت فضولی کنه،
‫برای خلبان‌هات دستور آزمایش بده،

689
00:36:00,058 --> 00:36:01,256
‫منم جای شما بودم می‌ترسیدم

690
00:36:01,516 --> 00:36:04,306
‫پس افتادین دنبالش،
‫درباره‌ش سؤال پرسیدین،

691
00:36:04,330 --> 00:36:06,386
‫دشمن‌تون رو شناختین
‫تا بفهمین چطور بزنینش زمین

692
00:36:06,410 --> 00:36:09,365
‫و راهش رو هم پیدا کردین،
‫چون وقتی بحث چتربازی بود،

693
00:36:09,390 --> 00:36:10,976
‫پادیلا اهل هیجان آخرهفته‌ای نبود

694
00:36:11,000 --> 00:36:12,936
‫اون نیروی ویژه شناسایی سابق بود

695
00:36:12,960 --> 00:36:16,106
‫یعنی پرش‌های هالو
‫که تجهیزات ارتفاع بالا می‌خواد

696
00:36:16,130 --> 00:36:19,236
‫مشخصاً ماسک اکسیژن،
‫که همون چیزیه که باهاش کشتینش

697
00:36:19,261 --> 00:36:23,195
‫ببین، ماسک اکسیژن و کپسولش، مثل
‫یه سیستم پشتیبانی حیات کوچیک عمل می‌کنه

698
00:36:23,220 --> 00:36:25,866
‫کپسول، هوا رو
 تحت فشار ‫به ماسک می‌فرسته

699
00:36:25,890 --> 00:36:29,996
‫و وقتی نفس می‌کشی، دی‌اکسیدکربن
‫از طریق سوپاپ خروجی آزاد می‌شه

700
00:36:30,020 --> 00:36:32,546
‫اما اگه یه سوپاپ بذاری
‫که از موادی ساخته شده باشه

701
00:36:32,570 --> 00:36:36,320
‫که تحمل دمای شدید رو نداره،
‫اون دی‌اکسیدکربن کجا می‌ره؟

702
00:36:38,335 --> 00:36:40,006
‫همون اتفاقی که برای ماسک پادیلا افتاد

703
00:36:40,031 --> 00:36:41,176
‫‫آزمایشگاه‌مون تأیید کرده

704
00:36:41,200 --> 00:36:43,593
‫سوپاپش از موادی متفاوت
‫با ماسک شاگردهاش ساخته شده بود

705
00:36:43,618 --> 00:36:47,788
‫آره، یه برند ناشناخته بوده
‫که تو پرش‌های ارتفاع بالا یخ می‌زنه

706
00:36:47,813 --> 00:36:51,418
‫مگه اینکه کسی دلیلی داشته باشه،
‫و تست کنه که از چی ساخته شده

707
00:36:51,443 --> 00:36:53,993
‫نود ثانیه بعد از پرش،
‫گیجی شروع شده

708
00:36:54,460 --> 00:36:59,192
‫ریه‌هاش پر از دی اکسید کربن شده
‫بیهوش شده، بعد تو هوا مُرده

709
00:36:59,217 --> 00:37:03,206
‫می‌دونستیم خفه شده،
‫ولی علت دقیق مرگش هایپرکاپنی بود،

710
00:37:03,231 --> 00:37:05,749
‫افزایش بیش از حد دی‌اکسیدکربن تو خون

711
00:37:05,774 --> 00:37:08,697
‫من پادیلا رو هیچ‌وقت ندیدم
‫این اطلاعات رو از کجا آوردین؟

712
00:37:08,722 --> 00:37:11,708
‫با کمک نیروی هوایی،
‫تصاویر ماهواره‌ای ازت داریم

713
00:37:11,733 --> 00:37:15,400
‫که شب قبل از قتل پادیلا
‫به مرکز چتربازی نفوذ کردی

714
00:37:15,425 --> 00:37:17,782
آره، باید کلاهِ هودت رو می‌کشیدی رو سرت

715
00:37:17,807 --> 00:37:21,231
‫رمزی پایک، تو به جرم قتل
‫آلونسو پادیلا بازداشتی

716
00:37:21,256 --> 00:37:23,525
‫برگرد. دست‌هات، آقا

718
00:37:37,146 --> 00:37:38,339
گفتی حرفی باهام داری؟

719
00:37:47,176 --> 00:37:48,942
‫این عذرخواهی نیست

720
00:37:49,309 --> 00:37:50,769
‫پای حرفم هستم

721
00:37:52,290 --> 00:37:53,469
‫بهش احترام می‌ذارم

722
00:38:04,146 --> 00:38:05,606
‫می‌خواستی در جریان باشی؟

723
00:38:06,769 --> 00:38:07,975
‫حالا هستی

724
00:38:11,319 --> 00:38:12,714
‫اینا رو کِی گرفتی؟

725
00:38:13,609 --> 00:38:14,899
‫مهمه؟

726
00:38:18,085 --> 00:38:20,185
‫سالومن به یکی از خودمون حمله کرده

727
00:38:20,746 --> 00:38:23,355
‫و داری هر کاری لازمه می‌کنی
‫که ازش محافظت کنی

728
00:38:23,908 --> 00:38:25,198
‫الان و همیشه

729
00:38:26,225 --> 00:38:28,407
‫فرقی نمی‌کنه خطر از کجا بیاد

730
00:38:32,129 --> 00:38:33,983
‫می‌تونم روی حمایتت حساب کنم؟

731
00:38:41,220 --> 00:38:42,317
‫می‌تونی

732
00:38:49,096 --> 00:38:50,409
‫شب بخیر
‫‫شب بخیر

733
00:39:02,988 --> 00:39:05,738
‫فکر کنم فهمیدم سکوتت چی می‌خواد بگه

734
00:39:06,534 --> 00:39:08,088
‫بی‌صبرانه منتظرم بشنوم

735
00:39:09,747 --> 00:39:11,303
‫ببین، آدمی مثل تو کاری رو قبول نمی‌کنه

736
00:39:11,328 --> 00:39:13,724
‫که می‌دونه از چیزی که عاشقشه دورش می‌کنه

737
00:39:13,749 --> 00:39:14,999
بودن تو ‫میدان

738
00:39:16,084 --> 00:39:18,214
‫مگه اینکه، البته، یکی مجبورش کرده باشه

739
00:39:19,799 --> 00:39:23,611
‫پس مجبورم بپرسم، اون یه نفری که
نیک واگنر ‫جرأت نمی‌کنه باهاش دربیفته کیه؟

740
00:39:28,309 --> 00:39:29,788
‫شب بخیر، کاپیتان

741
00:39:39,913 --> 00:39:42,119
‫هر چی می‌خوای بگو
حرفت به جایی نمی‌رسه

742
00:39:42,697 --> 00:39:44,507
‫اشکالی داره بازم بگم؟

743
00:39:49,462 --> 00:39:51,381
‫مورگن همین الان کمک کرد جونِ

744
00:39:51,406 --> 00:39:54,879
‫4 تا نیروی برجسته ارتش نجات پیدا کنه
‫و حق یه نفر دیگه رو بگیره

745
00:39:55,475 --> 00:39:58,489
‫گاهی زیاده‌روی می‌کنه،
اینو اصلاً انکار نمی‌کنم، ولی

746
00:39:59,364 --> 00:40:02,095
‫ این‌همه تعهد ‫و این‌جور نتیجه‌ها…

747
00:40:04,466 --> 00:40:05,984
‫این‌ها واقعاً هیچ ارزشی ندارن؟

748
00:40:07,340 --> 00:40:10,380
‫به اندازه کافی نه، متأسفم تصمیم همینه

749
00:40:12,130 --> 00:40:13,794
‫گفتم که، مجبور بودم امتحان کنم

750
00:40:27,852 --> 00:40:31,071
‫رئیس می‌دونه تو و همسرش
‫این‌قدر با هم صمیمی هستین؟

751
00:40:32,593 --> 00:40:34,311
واقعاً می‌خوای قضیه رو این‌طوری پیش ببری؟

752
00:40:35,247 --> 00:40:36,360
‫تو؟

753
00:40:37,084 --> 00:40:39,520
‫آره، همین‌طوره

754
00:41:07,910 --> 00:41:09,873
‫سلام. بیا تو

755
00:41:10,867 --> 00:41:11,867
‫مرسی

756
00:41:12,885 --> 00:41:15,076
‫راستی مورگن، زنگ در خونه
‫چی شده؟

757
00:41:15,397 --> 00:41:16,513
‫هنوز خرابه

758
00:41:17,717 --> 00:41:18,966
‫بقیه کجان؟

759
00:41:19,260 --> 00:41:21,241
تو‫ خونه لودو خوابیدن

760
00:41:21,715 --> 00:41:24,374
نشستم دارم بستنی موزی درست می‌کنم
 چون دلم به حال خودم سوخته

761
00:41:24,399 --> 00:41:25,545
‫می‌خوری؟

762
00:41:25,570 --> 00:41:27,160
‫آره، می‌خورم

763
00:41:28,530 --> 00:41:31,246
‫خب جریان چیه؟
اومدی درباره ‫پکیج اخراجم حرف بزنی؟

764
00:41:32,193 --> 00:41:34,299
‫هیچ پکیج اخراجی در کار نیست

765
00:41:35,649 --> 00:41:37,183
‫چون قراره جایی نری

766
00:41:39,485 --> 00:41:41,207
‫سالومن نظرش عوض شده

767
00:41:41,232 --> 00:41:42,290
‫جدی؟

768
00:41:42,315 --> 00:41:44,905
‫چرا؟
‫‫نمی‌دونم، فقط همین‌طوری جور شد

769
00:41:46,464 --> 00:41:48,824
‫این چیزا الکی "جور" نمی‌شن
‫منظورت چیه؟

770
00:41:50,385 --> 00:41:52,885
‫چی شده؟ گیج شدم
‫‫مورگن، اینو به‌عنوان بُردت بپذیر

771
00:41:53,633 --> 00:41:54,763
‫بی‌خیالش شو

772
00:41:55,685 --> 00:41:56,895
‫تو کاری کردی؟

773
00:42:00,808 --> 00:42:02,084
‫چیکار کردی؟

774
00:42:05,104 --> 00:42:07,104
کاری نیست که تو هم برای من انجامش ندی

775
00:42:15,237 --> 00:42:16,237
‫خوبه

776
00:42:18,142 --> 00:42:38,142
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

