﻿1
00:00:00,969 --> 00:00:03,173
‫اگه یه معما بدی دست مورگن گیلوری،

2
00:00:03,198 --> 00:00:05,532
‫تا حلش نکنه ول‌کن ماجرا نیست

3
00:00:06,674 --> 00:00:09,051
‫هی، چه خبر؟
‫‫رومن رو پیدا کردیم

4
00:00:09,076 --> 00:00:10,978
‫الان عکسش رو برات می‌فرستم
‫‫این که رومن نیست

5
00:00:11,003 --> 00:00:13,355
‫فکر کنم این چند روزه
یکی سایه‌به‌سایه داشت تعقیبم می‌کرد

6
00:00:13,380 --> 00:00:16,651
‫شاید بهتره اون ساک رو قایم کنی، چون
هر کی که رومن، داره از دستش فرار می‌کنه

7
00:00:16,676 --> 00:00:18,497
‫لابد نمی‌خواد چیزی از محتویاتش درز پیدا کنه

8
00:00:19,348 --> 00:00:21,274
‫اگه بشه این موضوع رو
 فقط بین خودمون نگه داریم

9
00:00:21,299 --> 00:00:22,793
‫نمی‌ذاریم خبرش جایی بپیچه

10
00:00:22,818 --> 00:00:25,462
‫بیا این دسته عکس رو
 با سیستم تشخیص چهره چک کنیم

11
00:00:25,487 --> 00:00:26,680
‫تو دیگه کی هستی؟

12
00:00:27,529 --> 00:00:29,029
‫اون کوله‌پشتی رو می‌خوام

13
00:00:29,673 --> 00:00:32,976
‫سرقت یه اثر هنری بزرگ
‫‫اثر رامبراند، سال 1645

14
00:00:33,001 --> 00:00:35,369
‫دزده حتماً دلیلی داشته
 که سراغ این نقاشی اومده

15
00:00:35,980 --> 00:00:38,536
‫ریس تازه با هواپیما رسیده تا برای
 پیدا کردن نقاشی بهمون کمک کنه

16
00:00:38,561 --> 00:00:40,061
‫من متخصص بازگردوندن آثار هنری‌ام

17
00:00:40,086 --> 00:00:42,017
‫اگه بتونم رامبراند رو صحیح و سالم برگردونم،

18
00:00:42,042 --> 00:00:44,648
‫شرکت بیمه دیگه مجبور نمی‌شه
 یه چک با مبلغ خیلی بالا بکشه

19
00:00:44,679 --> 00:00:46,014
‫اصلاً می‌دونی کار کیه؟

20
00:00:46,039 --> 00:00:49,208
‫خب، تو اینترنت که این‌طوری می‌گن
 بعضی‌ها بهش می‌گن ژان باپتیست

21
00:00:49,233 --> 00:00:50,994
‫اگه تابلوی دختر جوان رو پیدا کنیم،

22
00:00:51,019 --> 00:00:53,930
‫باید پسش بدیم به
 میریام وایزمن، نه خانواده فاستر

23
00:00:53,955 --> 00:00:57,261
‫یعنی سرِ خود و بدون
 اسکورت پلیس برگشتی سر صحنه جرم؟

24
00:00:57,286 --> 00:00:59,266
‫اگه نمی‌رفتم که این گیرمون نمی‌اومد

25
00:00:59,293 --> 00:01:01,445
‫من و کارآگاه کارادک
 بقیه‌ش رو خودمون ردیف می‌کنیم

26
00:01:01,470 --> 00:01:03,576
‫داری منو از پرونده می‌ذاری کنار؟

27
00:01:03,601 --> 00:01:05,733
‫نگران نباش
 باج‌گیره به همین زودی پیداش می‌شه

28
00:01:06,830 --> 00:01:09,358
‫خودِ نامردشه بریم! داشت فلنگ رو می‌بست

29
00:01:09,383 --> 00:01:12,047
‫شاید ژان باپتیست وجود خارجی نداشته
 باشه، ممکنه فقط یه افسانه باشه

30
00:01:12,072 --> 00:01:14,684
‫نگهبان به شونه چپش شلیک کرد
 و اونم دست‌خالی جیم شد

31
00:01:14,709 --> 00:01:17,319
‫من پایین تو موزه‌ام، باید بیای اینو ببینی

32
00:01:18,918 --> 00:01:20,713
‫پرونده‌مون تازه وارد یه فاز جدی شده

33
00:01:22,106 --> 00:01:33,106
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

34
00:01:56,273 --> 00:01:57,800
‫وای، یا خدا

35
00:01:59,165 --> 00:02:00,602
‫لعنت بهت، کلارک

36
00:02:01,272 --> 00:02:04,597
‫خدای من، اصلاً شوخیِ قشنگی نیست

37
00:02:04,622 --> 00:02:06,928
‫هی، حسابی شاکی شدی، چیه مگه؟
 تو که عشقِ این‌جور چیزایی

38
00:02:06,953 --> 00:02:09,038
‫زهره‌ترکم کردی اینجا محل کارمه‌ها!

39
00:02:09,063 --> 00:02:11,040
‫ببخشید ولی خدایی
 تو که پایه‌ی این‌جور چیزایی

40
00:02:11,065 --> 00:02:13,108
‫نه دیگه این‌جوری، فهمیدی؟

41
00:02:13,133 --> 00:02:15,903
‫اوکی، معذرت
 آخه طاقت نداشتم تا دیدنت صبر کنم

42
00:02:15,928 --> 00:02:17,418
‫کل روز تو فکرت بودم

43
00:02:18,183 --> 00:02:20,012
‫کلِ روز؟
‫‫خب، بیشترِ روز

44
00:02:20,849 --> 00:02:22,110
‫اوم
‫‫ یه ماچ بده

45
00:02:25,842 --> 00:02:26,938
‫اوم

46
00:02:26,963 --> 00:02:28,984
‫خیلی‌خب، بزن بریم
‫‫آره، بیا از اینجا بریم

47
00:02:29,325 --> 00:02:30,476
‫کلیدهام کو؟

48
00:02:31,042 --> 00:02:32,089
‫اوه

49
00:02:34,000 --> 00:02:41,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

50
00:02:42,000 --> 00:02:45,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

51
00:02:47,899 --> 00:02:50,245
‫قبل از اینکه پیداش کنین
کسی رو ندیدین که از اینجا دور بشه؟

52
00:02:50,270 --> 00:02:51,351
‫هیچ‌کس

53
00:02:51,376 --> 00:02:53,850
‫خب، اگه کلیدهاش از دستش نمی‌افتاد
 شاید اصلاً متوجهش نمی‌شدیم

54
00:02:54,303 --> 00:02:55,736
‫خوبه، اگه چیزی یادت اومد

55
00:02:55,761 --> 00:02:58,845
‫این قضیه به اون
نقاشی‌ای که دزدیده شده ربطی داره؟

56
00:03:08,078 --> 00:03:09,146
‫مورگن

57
00:03:09,171 --> 00:03:11,045
‫بهش زنگ زدی؟
‫‫آره

58
00:03:31,872 --> 00:03:35,344
‫مدیر موزه رو که یادته، سایرس کرو، 48 ساله

59
00:03:35,369 --> 00:03:38,124
‫علت مرگ: ضربه شدید با جسم سخت به پشتِ سر

60
00:03:38,149 --> 00:03:41,463
‫احتمالاً با آچار چرخ خودش
 که توی صندوق عقبش نیست، زدنش

61
00:03:41,488 --> 00:03:42,539
...پس

62
00:03:42,563 --> 00:03:45,860
‫ از موزه این رفیقمون یه تابلوی
 ‏20 میلیون دلاری دزدیده می‌شه

63
00:03:45,885 --> 00:03:47,717
‫و دو روز بعد، جنازه‌اش پیدا می‌شه

64
00:03:48,052 --> 00:03:49,989
‫چقدر احتمال داره
 که اینا به هم ربط نداشته باشن؟

65
00:03:50,014 --> 00:03:52,781
‫یا یه چیزایی از سرقت
 می‌دونسته یا می‌دونسته کارِ کیه

66
00:03:52,806 --> 00:03:54,815
‫شاید قبل از اینکه پاش
به اداره ما برسه، رفتن سراغش

67
00:03:54,840 --> 00:03:56,909
‫ممکنه پای ژان باپتیست وسط باشه؟

68
00:03:56,934 --> 00:03:59,935
‫بعیده. ژان باپتیست
از کل دنیا نقاشی می‌دزدیده

69
00:03:59,960 --> 00:04:01,411
‫سایرس اصلاً اهل سفر و این حرفا نبوده

70
00:04:01,436 --> 00:04:03,549
‫شاید اون و ژان باپتیست
 دست‌شون تو یه کاسه بوده

71
00:04:03,574 --> 00:04:06,221
‫فکر می‌کنی اون بوده که
 برای قرارِ باج‌گیری بهت زنگ زده؟

72
00:04:06,246 --> 00:04:09,714
‫صداش برام آشنا نبود
 ولی خودش عکسِ پولاروید رو داد بهم

73
00:04:09,739 --> 00:04:13,065
‫پس نمی‌تونیم مطمئن باشیم
 که مقتول‌مون شاهد بوده یا همدست

74
00:04:14,222 --> 00:04:15,476
‫کِی کُشتنش؟

75
00:04:15,782 --> 00:04:18,372
‫اوم، پزشکی قانونی زمان مرگ رو
 توی همین یه ساعت اخیر تعیین کرده

76
00:04:18,397 --> 00:04:19,463
‫اوه، خدا رو شکر

77
00:04:20,728 --> 00:04:22,757
‫خوب شد که انقدر زود رسیدیم اینجا

78
00:04:23,750 --> 00:04:25,451
‫توی موزه همین دستش بود

79
00:04:25,476 --> 00:04:29,011
‫آره، خب چرا قاتل باید یه ساعت 200
هزار دلاری رو روی زمین ول کنه بره؟

80
00:04:29,036 --> 00:04:32,548
‫چرا باید انقدر زحمت بکشه از مچش بازش
 کنه که بعدش چی، یادش بره ببرتش؟

81
00:04:32,573 --> 00:04:33,643
‫خب، چون قلابیـه

82
00:04:34,464 --> 00:04:36,862
‫آره، اگه اصل بود، عقربه‌ی
 ثانیه‌شمارش باید روان حرکت می‌کرد

83
00:04:36,887 --> 00:04:38,288
‫نه اینکه موقع تیک‌تیک کردن هی بپره

84
00:04:38,313 --> 00:04:39,567
‫تازه حکاکی‌ش هم خیلی کم‌عمقه

85
00:04:39,592 --> 00:04:40,978
‫بچه‌های فنی یه نگاهی بهش می‌ندازن

86
00:04:41,883 --> 00:04:44,007
‫ردیفه، یه چند لحظه باید برم جایی

87
00:04:44,819 --> 00:04:47,221
‫همه‌چی ردیفه؟
‫‫آره، فقط کارهای بچه‌هاست

88
00:04:47,601 --> 00:04:48,836
‫برسونمت؟

89
00:04:49,467 --> 00:04:50,905
‫نه، می‌خوام پیاده برم

90
00:05:19,372 --> 00:05:21,572
‫و یه سطل آشغال
 که نیاز نباشه زودبه‌زود خالیش کرد

91
00:05:21,597 --> 00:05:23,633
‫اوه ببخشید، داشتم یه حوله برمی‌داشتم

92
00:05:23,658 --> 00:05:25,026
‫کثیف‌کاری کردم
‫‫طوری نیست

93
00:05:25,051 --> 00:05:26,352
‫خودم جمعش می‌کنم
‫‫حتماً

94
00:05:32,133 --> 00:05:33,643
‫مورگن مورگن

95
00:05:33,668 --> 00:05:35,778
‫چی، تعقیبم کردی؟

96
00:05:35,803 --> 00:05:37,772
‫اومدی سر صحنه جرم
 و دو دقیقه نشده جیم شدی

97
00:05:37,797 --> 00:05:40,068
‫آره، تعقیبت کردم
 چه مرگته، چه خبره اینجا؟

98
00:05:42,610 --> 00:05:44,367
‫فکر کنم ریس همون ژان باپتیستـه

99
00:05:45,004 --> 00:05:46,594
‫ریس؟ همون مشاور هنریه؟

100
00:05:46,619 --> 00:05:50,535
‫نه، عمه‌ی من! آره دیگه، همون یارو فقط
 فکر نکنم کارش پیدا کردن آثار هنری باشه

101
00:05:50,560 --> 00:05:52,562
‫فکر کنم خودش می‌دزدتشون یا هر دو، نمی‌دونم

102
00:05:52,587 --> 00:05:54,661
‫فقط اینو می‌دونم که یه صندوق توی اتاقشه،

103
00:05:54,686 --> 00:05:56,507
‫و حدس می‌زنم اون دختر جوان داخلشه

104
00:05:57,325 --> 00:05:58,960
‫آروم باش بابا فقط یه نقاشیه دیگه

105
00:05:59,527 --> 00:06:01,277
‫اوم خب همین؟

106
00:06:01,302 --> 00:06:04,406
‫شنیدی یه صندوق آثار هنری داره
 بعد الان فکر می‌کنی طرف دزد بین‌المللیه؟

107
00:06:04,431 --> 00:06:08,536
‫نه، دیدمش، تازه جای
 یه زخم گلوله هم روی شونه چپش بود

108
00:06:08,561 --> 00:06:10,947
‫درست همون‌جایی که ژان باپتیست تیر خورده

109
00:06:11,295 --> 00:06:13,908
‫خب آخه چطوری جای زخمش رو دیدی؟
‫‫ها؟

110
00:06:13,933 --> 00:06:15,956
‫جای زخمش، خودت گفتی دیدیش

111
00:06:18,801 --> 00:06:19,910
...آم

112
00:06:20,593 --> 00:06:23,517
‫از قیافه‌ات معلومه یه ریگی به کفشته
 می‌شه بگی اون قیافه‌ت یعنی چی؟

113
00:06:23,977 --> 00:06:26,979
‫آره. آره، خودت که می‌دونی

114
00:06:28,189 --> 00:06:29,957
...‫من و اون، ما

115
00:06:31,092 --> 00:06:32,691
‫اوه اوه

116
00:06:32,716 --> 00:06:35,519
‫می‌دونی چیه؟ خودمم شوکه شدم
 نمی‌دونم می‌شه بی‌خیالِ این تیکه‌اش بشیم؟

117
00:06:35,544 --> 00:06:37,460
‫باید توی کلِ این روند پرونده تجدیدنظر کنیم

118
00:06:37,485 --> 00:06:39,119
‫خیلی‌خب، فکر کنم داری
 یه ذره پیازداغش رو زیاد می‌کنی

119
00:06:39,144 --> 00:06:41,711
‫نه، ریس از همون اولِ سرقت تا
خودِ قتل، سایه‌به‌سایه همراهمون بوده

120
00:06:41,736 --> 00:06:44,607
‫می‌فهمم چی می‌گی واسه همین
 باید یه سرک به اون صندوق بکشم

121
00:06:44,632 --> 00:06:47,328
‫مورگن، بدون حکم نمی‌تونی همین‌جوری
 بری تو اتاق مردم خودت که می‌دونی

122
00:06:47,353 --> 00:06:48,955
‫تابلوئه دیگه، اگه چیز مهمی پیدا کنم،

123
00:06:48,980 --> 00:06:50,862
‫می‌گم وقتی دعوتم کرد تو، چشمم بهش خورد

124
00:06:50,887 --> 00:06:52,188
‫این چیزی رو عوض نمی‌کنه، مورگن

125
00:06:52,213 --> 00:06:54,395
‫داری به تفتیش غیرقانونی
 شهادتِ دروغ رو هم اضافه می‌کنی

126
00:06:55,391 --> 00:06:56,791
‫نکته خوبی بود، یادداشتش می‌کنم

127
00:06:56,816 --> 00:06:58,044
...‫مورگن، مور

128
00:07:24,574 --> 00:07:25,779
"ریس ایستمن"

129
00:07:29,826 --> 00:07:30,904
سلام

130
00:07:30,929 --> 00:07:33,412
‫سلام به روی ماهت، کجا غیبت زد یهو؟

131
00:07:33,966 --> 00:07:38,125
‫آم، مجبور شدم... برم سرِ یه پرونده دیگه

132
00:07:38,150 --> 00:07:40,188
‫اوه
‫‫آره، می‌دونم

133
00:07:40,227 --> 00:07:44,307
‫آدم آرزو می‌کنه کاش ملت
دست از کُشت‌وکشتارِ همیشگی بردارن

134
00:07:44,332 --> 00:07:46,600
‫می‌دونی، دیگه واقعاً گندش رو درآوردن

135
00:07:47,716 --> 00:07:49,719
‫خب، منم شاید کم‌کم برگردم هتل

136
00:07:51,307 --> 00:07:52,307
چرا؟

137
00:07:52,824 --> 00:07:56,385
‫آم، آخه اونجا کلی کار روی زمین مونده، نه؟

138
00:07:56,410 --> 00:07:58,946
‫راستی، قضیه اون ساعته چی شد؟ یادته که؟

139
00:08:00,014 --> 00:08:02,719
‫مطمئنی همه‌چی ردیفه؟
‫‫آره، آره

140
00:08:04,539 --> 00:08:06,918
‫آخه اون‌موقع خلوت‌مون بهم خورد

141
00:08:06,943 --> 00:08:08,511
‫واقعاً هم همین‌طور بود

142
00:08:08,536 --> 00:08:12,635
‫شاید... نمی‌دونم بتونیم
از همون‌جایی که موندیم ادامه بدیم

143
00:08:24,267 --> 00:08:25,551
‫نقاشی رو پیدا کردی؟

144
00:08:25,994 --> 00:08:28,417
‫یه نقاشی پیدا کردم
 ولی اون نقاشیِ اصلی رو نه

145
00:08:28,442 --> 00:08:31,245
‫پس هنوز نمی‌دونیم
 ریس همون ژان باپتیستـه یا قاتل‌مون

146
00:08:31,270 --> 00:08:32,971
‫من تقریباً مطمئنم که خودِ ژان باپتیستـه،

147
00:08:32,996 --> 00:08:36,258
‫ولی جفت‌مون می‌دونیم اون قاتل نیست
 چون واسه زمان قتل بهونه داره، یادته که؟

148
00:08:36,283 --> 00:08:37,283
درسته

149
00:08:37,613 --> 00:08:40,629
‫خب، یه جای زخم مدرکِ محکمه‌پسندی
 نیست، مورگن ما بیشتر از اینا لازم داریم

150
00:08:40,654 --> 00:08:42,298
‫خب، منم بیشتر پیدا می‌کنم

151
00:08:42,323 --> 00:08:44,475
‫راهی که می‌خوای باهاش
 مدرک جمع کنی منو نگران می‌کنه

152
00:08:44,500 --> 00:08:46,902
‫می‌دونی چیه؟
 الان اصلاً حوصله این حرفاتو ندارم

153
00:08:46,927 --> 00:08:49,113
‫منم اصلاً دلم نمی‌خواد واگنر
 دوباره سرت داد و بیداد راه بندازه

154
00:08:49,138 --> 00:08:50,943
‫پس اگه واقعاً فکر می‌کنی
 ریس همون ژان باپتیستـه

155
00:08:50,968 --> 00:08:52,382
‫باید کاپیتان رو درجریان بذاریم

156
00:08:52,407 --> 00:08:54,243
‫اصلاً و ابداً نه

157
00:08:54,268 --> 00:08:57,179
‫تنها کاری که باید بکنی اینه که کاپیتان
 رو راضی کنی منو برگردونه سرِ پرونده

158
00:08:57,204 --> 00:08:59,148
‫اون‌وقت دقیقاً
 چطوری باید این کار رو بکنم؟

159
00:08:59,173 --> 00:09:00,652
‫خب، می‌تونی با بستنِ دهنت شروع کنی،

160
00:09:00,677 --> 00:09:02,418
‫درباره هر اتفاقی که توی اتاق هتل افتاد

161
00:09:02,443 --> 00:09:04,295
‫هوم باشه پس به کاپیتانم دروغ بگم

162
00:09:04,320 --> 00:09:05,955
‫که کجا بودی و اینا رو از کجا می‌دونیم

163
00:09:05,980 --> 00:09:07,777
‫فقط یه چیزی
سرِ هم کن که منطقی باشه

164
00:09:07,802 --> 00:09:09,692
‫و باعث بشه
 کاپیتان دوباره بهم اعتماد کنه

165
00:09:09,717 --> 00:09:11,816
‫داری قضیه رو
بیخودی واسه خودت سخت می‌کنی

166
00:09:20,327 --> 00:09:21,346
‫متأسفم

167
00:09:27,888 --> 00:09:30,858
‫پس حالا باید
هم یه دزد رو بگیریم و هم یه قاتل رو

168
00:09:31,113 --> 00:09:33,115
‫کارآگاه کارادک، خوشحالم که بهمون ملحق شدی

169
00:09:33,140 --> 00:09:34,146
‫کاپیتان

170
00:09:34,709 --> 00:09:39,539
‫گیلوری، شک ندارم یه پرونده دیگه پیدا می‌کنی
 که به استعدادهای خاصت نیاز داشته باشه

171
00:09:43,217 --> 00:09:45,886
‫توی کنفرانس مطبوعاتی
قراره درباره مقتول کلی سوال بپرسن

172
00:09:45,911 --> 00:09:47,497
‫از سایرس کرو چی می‌دونیم؟

173
00:09:47,522 --> 00:09:50,724
‫سابقه نداره
 بچه نداره، مجرده، متولد فیلیپینـه

174
00:09:50,749 --> 00:09:52,736
‫و همین‌جا توی لس‌آنجلس
فوق‌لیسانس مجسمه‌سازی گرفته

175
00:09:52,761 --> 00:09:54,938
‫سایرس 5 سال مدیر موزه بوده

176
00:09:54,963 --> 00:09:57,854
‫بعد از سرقت، سوابق تمام پرسنل رو
 چک کردیم مورد مشکوکی نبود

177
00:09:57,879 --> 00:09:59,330
‫شبکه‌های اجتماعیش چی؟

178
00:09:59,355 --> 00:10:02,842
‫این آخرین پستشه که 2 ساعت
 قبل از اینکه کشته بشه، گذاشته

179
00:10:03,270 --> 00:10:06,516
‫آمار جاش رو دربیارید
 اون باج‌گیره با ماشین شیشه دودی چی شد؟

180
00:10:06,541 --> 00:10:09,443
‫پلاک رو استعلام کردیم ماشین به نام
 یه نفر به اسم لو فاولر ثبت شده

181
00:10:09,468 --> 00:10:11,136
‫دستور توقیف ماشین رو به همه واحدها دادیم

182
00:10:11,161 --> 00:10:12,627
‫رد و نشونی از ژان باپتیست هست؟

183
00:10:12,652 --> 00:10:14,988
‫هیچی، هنوز نمی‌دونیم کیه
 یا اصلاً وجود خارجی داره یا نه

184
00:10:15,013 --> 00:10:17,960
‫من که چشمم آب نمی‌خوره، ولی
خوشحال می‌شم بهم ثابت بشه اشتباه می‌کنم

185
00:10:17,985 --> 00:10:20,473
‫اون باج‌گیره دیگه
 تماسی نگرفته که درخواستی داشته باشه؟

186
00:10:20,498 --> 00:10:22,850
‫نه، هیچ‌کدوم از
رابط‌های من توی دارک‌وب یا جاهای دیگه

187
00:10:22,875 --> 00:10:26,088
‫حتی یه پچ‌پچ هم
 درباره اون تابلوی سرقتی نشنیدن

188
00:10:26,595 --> 00:10:30,295
‫شاید هنوز رو نشده یا هر کسی که برداشته
 داره خیلی دست‌به‌عصا عمل می‌کنه

189
00:10:32,166 --> 00:10:35,363
‫عالی شد پس داریم دنبال یه
،دزد اثر هنری و یه دزد ماشین می‌گردیم

190
00:10:35,691 --> 00:10:37,028
که ممکنه جفتشون یه نفر باشن

191
00:10:37,053 --> 00:10:39,549
‫اما تنها مظنونی که تونستیم شناسایی کنیم،

192
00:10:39,574 --> 00:10:42,511
‫هنوز هم همون نوه میریام وایزمنـه

193
00:10:42,536 --> 00:10:45,031
‫پس بالاخره یکی میره آمار دربیاره
...که وقتی من و کارآگاه کارادک

194
00:10:45,056 --> 00:10:47,089
‫داشتیم تمام چراغ قرمزهای شهر رو
 رد می‌کردیم، اون کجا بوده؟

195
00:10:47,114 --> 00:10:52,094
‫پدرم اون نقاشی رو سال 1932 خرید
 ما توی کراکوف زندگی می‌کردیم

196
00:10:52,119 --> 00:10:55,055
‫من تنها کسی بودم که از کل خانواده زنده موند

197
00:10:55,080 --> 00:10:58,518
‫وقتی نازی‌ها اومدن، همه‌چی‌مون رو بردن

198
00:10:59,173 --> 00:11:02,491
‫من و مورگن می‌تونیم یه سر به خونه سایرس
 بزنیم، ببینیم چیزی پیدا می‌کنیم یا نه

199
00:11:02,516 --> 00:11:04,974
‫فقط خودت برو کارآگاه، مورگن اخراجه

200
00:11:04,999 --> 00:11:07,318
‫فارستر و اوزدیل، اگه رابطه‌ای بین

201
00:11:07,343 --> 00:11:09,836
‫سایرس و ژان باپتیست هست، می‌خوام بدونم

202
00:11:10,087 --> 00:11:13,583
‫امیدوارم دفعه بعد خواستم با خبرنگارها
حرف بزنم حرف‌های بیشتری واسه گفتن باشه

203
00:11:13,608 --> 00:11:15,009
‫برو تعقیبش کن

204
00:11:21,461 --> 00:11:22,961
‫خب، اینجا چی واسه خوردن پیدا می‌شه؟

205
00:11:22,986 --> 00:11:25,369
‫آم، می‌تونی از هویج‌های من بخوری

206
00:11:25,844 --> 00:11:28,077
یا از چوب‌شورهای بقیه

207
00:11:29,390 --> 00:11:31,448
‫پس اینجا پاتوق مشاورهاست، ها؟

208
00:11:31,884 --> 00:11:33,635
 جایی که منتظر می‌مونیم تا صدامون کنن؟

209
00:11:34,201 --> 00:11:35,768
‫ تو شاید، ولی من که نه، من رفتم

210
00:11:38,032 --> 00:11:41,702
‫ببین، در مورد اون اتفاقِ قبل
...واقعاً برنامه‌ای نداشتم من فقط یهو

211
00:11:41,965 --> 00:11:44,431
‫راستش بی‌خیال، مشکلی نیست

212
00:11:45,005 --> 00:11:47,975
‫یه کم جوگیر شدیم، همه‌چی ردیفه

213
00:11:48,977 --> 00:11:49,977
اوکی

214
00:11:51,094 --> 00:11:52,955
‫خب، اون یکی پرونده در چه حاله؟

215
00:11:53,244 --> 00:11:54,899
‫همونی که باید می‌رفتی آمارش رو بگیری؟

216
00:11:54,924 --> 00:11:57,026
‫آره، خوبه، خیلی خوب حل شد

217
00:11:57,051 --> 00:11:58,293
‫به این زودی؟
‫‫آره دیگه

218
00:11:58,318 --> 00:12:01,498
‫می‌دونی، بعضی از این پرونده‌ها
 خیلی قلق دارن

219
00:12:01,523 --> 00:12:04,091
‫ولی بعضی‌هاشون هم سه سوت حل می‌شن

220
00:12:04,116 --> 00:12:06,249
‫توی دایره جنایی هر جور پرونده‌ای پیدا می‌شه

221
00:12:08,395 --> 00:12:10,492
‫خب، تبریک می‌گم
‫‫اوهوم

222
00:12:11,864 --> 00:12:12,939
...آم

223
00:12:13,334 --> 00:12:14,603
‫یه کم بهش فکر کردم

224
00:12:20,508 --> 00:12:22,504
‫ترجیح می‌دم همون چوب‌شورهای بقیه رو بخورم

226
00:12:37,958 --> 00:12:40,661
‫کاپیتان، یه لحظه وقت دارین؟
‫‫بذار واسه بعد، کارآگاه

227
00:12:40,686 --> 00:12:43,172
‫خودت که می‌دونی اگه خبرنگارها رو
منتظر بذاریم، چه قشقرقی راه می‌ندازن

228
00:12:43,197 --> 00:12:45,874
‫قربان، می‌خوام مورگن توی
 پرونده‌ی ژان باپتیست کنار من باشه

229
00:12:45,899 --> 00:12:47,045
‫آه، جداً؟

230
00:12:47,070 --> 00:12:49,784
‫‫شما هم اگه به اندازه‌ی من رو پرونده‌های مختلف
 باهاش کار می‌کردین، همینو می‌خواستین

231
00:12:53,907 --> 00:12:56,553
‫کجا غیبت زد؟
‫‫متوجه منظورتون نمی‌شم

232
00:12:56,578 --> 00:12:59,694
‫اونجا سرِ صحنه جرم
 یهو غیبتون زد جفتتون با هم

233
00:13:00,095 --> 00:13:02,531
‫برام سخت شده
 که آمار شما دوتا رو داشته باشم

234
00:13:02,983 --> 00:13:04,885
‫پس فکر می‌کنم
 بهتره این یکی رو تنهایی کار کنی

235
00:13:05,254 --> 00:13:06,358
...کاپیتان

236
00:13:08,058 --> 00:13:10,794
من با مورگن کار می‌کنم، توی تمام پرونده‌ها

237
00:13:11,191 --> 00:13:15,195
‫ می‌دونم خودمو توی چه مسیری انداختم، اگه
 دوباره دست از پا خطا کنه، مسئولیتش با منه

238
00:13:28,365 --> 00:13:30,935
‫آخه کی یه کیف دستی رو همه‌جا با خودش
 می‌بره ولی هیچ‌وقت توش رو نگاه نمی‌کنه؟

239
00:13:30,960 --> 00:13:32,351
‫مورگن، می‌شه لطفاً تمرکز کنی؟

240
00:13:32,922 --> 00:13:35,043
‫باشه به واگنر چی گفتی
 که منو برگردوند سرِ پرونده؟

241
00:13:35,068 --> 00:13:37,561
‫مردونه باهاش حرف زدم
و اونم قبول کرد به همین سادگی

242
00:13:39,737 --> 00:13:41,654
‫ول‌کنِ معامله نیستی، نه؟
‫‫خودت چی فکر می‌کنی؟

243
00:13:41,679 --> 00:13:44,573
...‫ببین، واگنر می‌دونه که تو یه مهره‌ی
‫‫آره؟

244
00:13:44,598 --> 00:13:45,892
‫یه مهره‌ی غیرقابل‌کنترلی، باشه؟

245
00:13:45,926 --> 00:13:47,936
‫ولی می‌خواد از سیر تا پیازِ کارهات باخبر باشه

246
00:13:47,961 --> 00:13:50,804
‫در مورد منم همین‌طوره اگه این‌جوری
 پیش بریم، می‌تونیم دلش رو به دست بیاریم

247
00:13:50,829 --> 00:13:53,468
‫اما اگه بخوایم چیزی رو ازش
مخفی کنیم، دودش تو چشم من میره

248
00:13:53,493 --> 00:13:55,858
‫ولی همین الانشم داریم ازش مخفی می‌کنیم
‫‫خودم خوب می‌دونم

249
00:13:56,805 --> 00:13:58,183
‫پس باید خیلی حواست به خودت باشه

250
00:13:58,208 --> 00:13:59,877
‫بفرما، اینم از آپارتمان سایرس

251
00:14:03,509 --> 00:14:04,843
‫اوه، اوه، وایسا، وایسا

252
00:14:07,649 --> 00:14:10,456
‫سایرس تنها زندگی می‌کرد یه نفر اون توئه

253
00:14:11,641 --> 00:14:13,344
‫توقع نداشتیم کسی اینجا باشه

254
00:14:13,739 --> 00:14:15,583
‫ بابت از دست دادنش متأسفیم، امیلیو

255
00:14:16,150 --> 00:14:17,479
 چند وقته که سایرس رو می‌شناختی؟

256
00:14:17,729 --> 00:14:20,241
‫من و سایرس
 از چند ماه پیش رابطه‌مون رو شروع کردیم

257
00:14:20,798 --> 00:14:23,397
‫درست وقتی از کلمبیا رسیدم
 یکی از دوستامون ما رو به هم معرفی کرد

258
00:14:23,422 --> 00:14:25,271
‫و خب، خیلی زود با هم جور شدیم

259
00:14:25,834 --> 00:14:28,247
‫تقریباً بلافاصله
 ازم خواست که بیام پیشش زندگی کنم

260
00:14:29,203 --> 00:14:32,434
‫وقتی دیگه جواب پیام‌هام رو نداد
 نگران شدم و اومدم خونه

261
00:14:33,709 --> 00:14:35,028
‫همون‌جا بود که خبر رو دیدم

262
00:14:37,179 --> 00:14:38,346
خیلی متأسفم

263
00:14:39,724 --> 00:14:41,887
 می‌دونی، من و همکارم سایرس رو دیده بودیم

264
00:14:41,912 --> 00:14:43,814
‫به نظر مرد خیلی مهربون و خوش‌قلبی می‌اومد

265
00:14:44,519 --> 00:14:46,253
‫فکر می‌کردم تا ابد با هم می‌مونیم

266
00:14:47,449 --> 00:14:49,799
‫کسی به ذهنت می‌رسه که ممکنه
 خواسته باشه بهش آسیبی بزنه؟

267
00:14:49,824 --> 00:14:51,125
‫سایرس؟ نه اصلاً

268
00:14:51,891 --> 00:14:53,060
‫شغل خودتون چیه؟

269
00:14:53,085 --> 00:14:55,883
‫من مدرس زبان برای فدراسیون
 بین‌المللی انجمن‌ها و مؤسسات کتابداری‌ام

270
00:14:55,908 --> 00:14:58,290
‫برنامه بین‌المللیِ برای
 کمک به یادگیری زبان‌های خارجی

271
00:14:58,666 --> 00:15:00,835
‫واو، این‌ها واقعاً زیبا هستن

272
00:15:01,945 --> 00:15:05,682
‫اوه بله، ممنون اینا
سبکِ باروکِ ایتالیایی متعلق به قرن هجدهمه

273
00:15:05,707 --> 00:15:08,610
‫اوه، می‌دونم عاشقِ طرح‌های گل‌دارشم

274
00:15:09,721 --> 00:15:11,387
‫سایرس کلکسیونر بود یا شما؟

275
00:15:11,412 --> 00:15:13,931
‫من پای سایرس رو
 به دنیای اشیاء عتیقه باز کردم

276
00:15:13,956 --> 00:15:17,292
‫آره، اینا رو آخر هفته
 پیش از جمعه‌بازار رُزبول خریدیم

277
00:15:17,317 --> 00:15:18,532
‫عجب چیزی پیدا کردین!

278
00:15:19,286 --> 00:15:20,731
این یکی خیلی درخشانه

279
00:15:20,755 --> 00:15:23,257
‫واسه پولیش کردنش
 از چی استفاده می‌کنی؟ اکسید آهن؟

280
00:15:27,067 --> 00:15:28,956
...آم... من

281
00:15:29,697 --> 00:15:33,367
‫ یادم نیست از چی استفاده کردیم
 یه جور محصول شوینده بود، چطور مگه؟

282
00:15:34,199 --> 00:15:37,291
‫آخه از اکسید آهن می‌شه
 برای پولیش کردن فلزات استفاده کرد

283
00:15:37,705 --> 00:15:42,251
‫ولی اگه یه ذره پودر آلومینیوم
 بهش اضافه کنی، بهت ترمایت میده

284
00:15:42,276 --> 00:15:44,353
‫که یه ترکیب آتش‌زاست

285
00:15:44,378 --> 00:15:48,691
‫و می‌تونه تا دمای 4500 درجه فارنهایت بسوزه

286
00:15:48,716 --> 00:15:54,354
‫واسه مردم ازش برای کارهایی مثل جوشکاری
 ساخت فشفشه یا نارنجک استفاده می‌کنن

287
00:16:02,571 --> 00:16:04,259
‫آره، حتی می‌تونه شیشه رو هم ذوب کنه

288
00:16:04,588 --> 00:16:06,325
‫درست مثل سقف شیشه‌ای موزه

289
00:16:07,267 --> 00:16:10,547
‫صبر کنین، فکر می‌کنین من توی
دزدیده شدن اون نقاشی دستی داشتم؟

290
00:16:10,572 --> 00:16:14,884
‫می‌دونی، محصول جانبیِ
احتراقِ ترمایت، اکسید آلومینیومه

291
00:16:14,909 --> 00:16:17,236
‫یه جور پودرِ خیلی نرم و ریزه

292
00:16:21,248 --> 00:16:22,449
‫آره، خودِ خودشه

293
00:16:22,474 --> 00:16:24,431
‫می‌دونی، امیلیو
 فکر کنم بهتره بقیه این گفتگو رو

294
00:16:24,456 --> 00:16:26,962
‫توی اداره پلیس ادامه بدیم. امیلیو!

295
00:16:26,987 --> 00:16:28,489
‫هی! هی!

296
00:16:35,849 --> 00:16:36,880
‫برو کنار!

297
00:16:55,386 --> 00:16:58,522
‫می‌دونی، قضیه ماشین‌های دزدی اینه که
 همیشه هم نمیشه بهشون اعتماد کرد

298
00:16:59,161 --> 00:17:01,119
‫از ماشین بیا بیرون آقا، خیلی آروم و آهسته

299
00:17:05,000 --> 00:17:12,000


300
00:17:14,401 --> 00:17:16,513
‫هی، آرتوره باید جواب بدم

301
00:17:16,538 --> 00:17:18,318
‫باشه منم می‌رم به واگنر گزارش بدم

302
00:17:24,204 --> 00:17:25,482
‫آرتور، حالت خوبه؟

303
00:17:25,880 --> 00:17:27,557
‫خب، می‌تونست بهتر از این باشه

304
00:17:27,582 --> 00:17:30,158
‫داری چی می‌گی؟
‫‫یه یارویی بهم شبیخون زد

305
00:17:30,183 --> 00:17:32,094
‫دنبال کوله‌پشتیِ رومن می‌گشت

306
00:17:32,119 --> 00:17:33,863
!آخ
‫تکون نخور

307
00:17:33,888 --> 00:17:37,071
‫فرار کردم، ولی خب قبلش
 چند تا مشت و مال حسابی بهم داد

308
00:17:37,096 --> 00:17:39,410
‫اوه خدای من اوضاع چقدر بده؟

309
00:17:39,968 --> 00:17:42,471
‫سرم سخته، چیزیم نمی‌شه زنده می‌مونم

310
00:17:42,496 --> 00:17:43,755
‫خیلی‌خب کجایی؟

311
00:17:43,780 --> 00:17:45,816
‫دارن سر و صورتم رو پانسمان می‌کنن
‫‫کدوم بیمارستان؟

312
00:17:45,841 --> 00:17:49,612
‫بیمارستان‌ها خیلی سوال‌پیچت می‌کنن
 دکترِ خودمو دارم. هی، یه لحظه صبرکن

313
00:17:49,637 --> 00:17:51,481
‫هی هارولد، یه لحظه بهم وقت بده، باشه؟

314
00:17:51,506 --> 00:17:53,353
‫فقط یه دقیقه، ممنون داداش

315
00:17:55,812 --> 00:17:58,130
‫مورگن، با دقت به حرفم گوش کن، باشه؟

316
00:17:58,155 --> 00:18:00,240
‫این آدم‌ها اصلاً شوخی ندارن

317
00:18:00,789 --> 00:18:03,493
‫توی اون کوله‌ای که رومن بهم داد
باید برم بردارمش، هر چی که هست

318
00:18:03,518 --> 00:18:05,550
‫اونا می‌خوانش، اونم خیلی جدی

319
00:18:07,100 --> 00:18:08,358
‫می‌دونن که کیف پیشِ منه؟

320
00:18:08,383 --> 00:18:10,818
‫نمی‌دونم، اگر هم بدونن
 مطمئن باش من چیزی بهشون نگفتم

321
00:18:12,884 --> 00:18:15,181
‫خیلی‌خب، این یارو
فکر می‌کنی بتونی شناساییش کنی

322
00:18:15,228 --> 00:18:17,341
‫و مشخصاتش رو به یه چهره‌نگار بگی؟

323
00:18:18,600 --> 00:18:21,143
‫قبلاً هم درباره این موضوع
 حرف زده بودیم من پیشِ پلیس نمیام

324
00:18:21,168 --> 00:18:23,002
‫آرتور، همین الان بهت حمله شده!

325
00:18:23,027 --> 00:18:25,305
‫از کجا معلوم
کِی بفهمن وسایلِ رومن دست منه؟

326
00:18:25,907 --> 00:18:27,909
‫فقط بگو کجایی ما میایم پیشت

327
00:18:33,246 --> 00:18:34,414
‫خواهش می‌کنم

328
00:18:36,874 --> 00:18:38,086
‫آقا و خانم فاستر

329
00:18:38,111 --> 00:18:39,522
‫اون دیگه چه مسخره‌بازی‌ای بود؟

330
00:18:39,547 --> 00:18:41,430
‫من و گرگ کنفرانس خبری کاپیتان‌تون رو دیدیم

331
00:18:41,455 --> 00:18:43,908
‫پس می‌دونین که هر کاری از دستمون برمیاد
 می‌کنیم تا تابلوی سرقتی‌تون رو پیدا کنیم

332
00:18:43,933 --> 00:18:45,868
‫جدی؟ چون داشتیم کم‌کم فکر می‌کردیم که

333
00:18:45,893 --> 00:18:47,844
‫نکنه فقط دنبال این هستین که
ریخت‌تون رو توی اخبار نشون بدین

334
00:18:47,869 --> 00:18:50,984
‫اگه جلوی دوربین رفتنِ من بتونه
...به دستگیری یه قاتل و یه دزد کمک کنه

335
00:18:51,009 --> 00:18:54,646
‫قضیه نامه باج‌گیری به کجا رسید؟
‫‫یه مظنون رو بازداشت کردیم،

336
00:18:54,671 --> 00:18:57,084
‫و بهتون اطمینان می‌دم که داریم
 دنبالِ جواب اون سوال‌ها می‌گردیم

337
00:18:57,109 --> 00:18:59,010
‫ فعلاً که به نظر نمیاد
 دستاورد خاصی داشته باشین

338
00:18:59,035 --> 00:19:02,326
‫آقا و خانم فاستر، ما می‌دونیم که
تابلوی دختر جوان چقدر براتون ارزشمنده

339
00:19:02,351 --> 00:19:04,252
‫حالا بهتون اطمینان می‌دم که کاپیتان واگنر،

340
00:19:04,277 --> 00:19:06,089
‫و همین‌طور کلِ تیم توی دایره جنایی،

341
00:19:06,114 --> 00:19:07,697
‫دارن تمام تلاششون رو می‌کنن
 تا تابلو رو برگردونن

342
00:19:07,722 --> 00:19:09,224
‫حالا هم لطفاً بذارین کارمون رو بکنیم

343
00:19:09,249 --> 00:19:11,351
‫خودتون رو خسته نکنین وقتشه که
 یه کارآگاه خصوصیِ استخدام کنیم

344
00:19:11,376 --> 00:19:13,679
‫فکر می‌کنم
به اندازه کافی ما رو منتظر گذاشتین

345
00:19:19,493 --> 00:19:22,379
‫شما حرف منو
 نمی‌فهمین آدم اشتباهی رو گرفتین

346
00:19:22,404 --> 00:19:23,940
‫نه، ما دلمون می‌خواد
 حرفت رو باور کنیم، امیلیو

347
00:19:23,965 --> 00:19:27,001
‫ولی تو سعی کردی با یه ماشین
!دزدی از دستمون فرار کنی اونم دو بار

348
00:19:27,026 --> 00:19:29,627
‫تازه اون چیزهایی که
 توی آپارتمانت پیدا کردیم هم هست

349
00:19:29,912 --> 00:19:31,614
‫ابزاری که دقیقاً با ابزارِ سرقت مو‌ نمی‌زنه

350
00:19:31,639 --> 00:19:33,780
‫اونا مال من نیستن اصلاً تا حالا ندیدمشون

351
00:19:33,805 --> 00:19:35,036
‫‫پس چرا فرار کردی؟

352
00:19:35,061 --> 00:19:36,061
...ببین

353
00:19:36,364 --> 00:19:39,933
‫ من فکر می‌کنم تو با سایرس وارد رابطه
 شدی تا بتونی به موزه‌اش نفوذ کنی

354
00:19:40,280 --> 00:19:43,899
‫و بعدش هم اون بساط
 مأموریت غیرممکن رو راه انداختی

355
00:19:43,924 --> 00:19:46,445
‫یه سرقت، یه قتل، و یه باج‌گیری

356
00:19:46,918 --> 00:19:48,562
‫واسه کلِ این ماجرا نقشه کشیده بودی

357
00:19:49,123 --> 00:19:52,860
‫رابطه‌ی من با سایرس بی‌عیب‌ونقص نبود
 ولی من هیچ‌وقت بهش آسیب نمی‌زدم

358
00:19:52,885 --> 00:19:54,727
‫حتی واسه 20 میلیون دلار؟

359
00:19:55,035 --> 00:19:56,939
‫نقاشی رو کجا قایم کردی؟

360
00:19:56,964 --> 00:19:58,407
‫من چیزی رو قایم نمی‌کنم

361
00:19:58,432 --> 00:20:00,333
‫ولی تو برای گرفتن باج سر و کله‌ت پیدا شد
 چی شد؟

362
00:20:00,358 --> 00:20:02,478
‫ترسیدی نکنه
 نتونی براش مشتری پیدا کنی؟

363
00:20:02,503 --> 00:20:04,989
‫چون فکر می‌کنم
تو از طریق سایرس آمار ریس رو درآوردی

364
00:20:05,014 --> 00:20:08,026
‫بعد سایرس فهمید داری چکار می‌کنی
 و تو نمی‌تونستی اجازه بدی این اتفاق بیفته

365
00:20:08,051 --> 00:20:11,121
‫یا شایدم لو رفتی و فهمید
 این اولین تابلویی نیست که دزدیدی

366
00:20:13,907 --> 00:20:15,124
‫نمی‌فهمم چی می‌گید

367
00:20:15,149 --> 00:20:16,843
‫اوه، فکر کنم خیلی خوب می‌فهمی، امیلیو

368
00:20:16,868 --> 00:20:20,017
‫یا شاید ترجیح می‌دی
 با اسم ژان باپتیست صدات کنم؟

369
00:20:20,922 --> 00:20:24,327
من فقط درباره تابلوی دزدی
به‌خاطر این شنیدم که سایروس بهم گفت

370
00:20:25,957 --> 00:20:28,096
‫من دیگه به هیچ سوالی جواب نمی‌دم

371
00:20:29,664 --> 00:20:31,636
‫خیلی‌خب، دیگه کلمه‌ای حرف نزن

372
00:20:32,533 --> 00:20:34,627
‫ولی طبق این حکم دادگاه، باید اجازه بدی

373
00:20:34,665 --> 00:20:38,043
‫دنبال هرگونه علامت یا
زخمِ مشخصی روی شونه چپت بگردیم

374
00:20:38,432 --> 00:20:41,086
‫این یکی رو موقع بریدن
 آووکادو بریدم، مثل یه احمق به فنا دادم

375
00:20:41,743 --> 00:20:43,231
‫خب، خوشحالم که زنده موندی

376
00:20:47,545 --> 00:20:48,617
‫تو چی؟

377
00:20:49,050 --> 00:20:50,606
‫جای زخم؟
‫‫اوهوم

378
00:20:50,860 --> 00:20:54,364
‫من فقط یکی دارم مطمئنم که تو هم دیدیش

379
00:20:55,189 --> 00:20:57,337
‫من... فکر نمی‌کنم دیده باشم

380
00:20:57,687 --> 00:21:00,923
‫اوه، با اون قدرت مشاهده‌ای که
 تو داری، یه کم باورش سخته

381
00:21:03,263 --> 00:21:05,970
‫تابستون 2010، فستیوالِ هنر فلورانس

382
00:21:07,082 --> 00:21:09,061
اوضاع خیلی بد پیش رفت

383
00:21:09,669 --> 00:21:11,726
‫راستش اسلحه رو
 ندیدم، اما صدای شلیک رو شنیدم

384
00:21:11,751 --> 00:21:13,553
‫شانس آوردم
 که تیر به شریان اصلیم نخورد

385
00:21:22,610 --> 00:21:23,789
‫اوه

386
00:21:25,099 --> 00:21:27,369
‫یه کلکسیون کامل ازشون داره، نه؟

387
00:21:27,394 --> 00:21:28,762
‫همین‌طوره

388
00:21:32,794 --> 00:21:37,297
‫من دو سال توی ارتش کلمبیا خدمت کردم
 گردان بیست‌وهفتم جنگل در پوتومایو

389
00:21:37,322 --> 00:21:38,990
‫صبرکن، کناره‌ی دستش رو نگاه کن

390
00:21:40,354 --> 00:21:42,355
‫آره، قرمزه چرا؟
 فکر می‌کنی جایی کوبیده شده؟

391
00:21:42,380 --> 00:21:45,669
‫نه، فکر کنم
جوهره، امیلیو گفت که مدرس زبانـه

392
00:21:45,694 --> 00:21:47,691
‫احتمالاً با خودکار قرمز ورقه تصحیح می‌کرده،

393
00:21:47,716 --> 00:21:49,840
‫اما من هیچ ورقه‌ای توی آپارتمان ندیدم

394
00:21:49,865 --> 00:21:53,402
‫گفتی شغلت چیه؟
مدرس زبان هستم

395
00:21:54,703 --> 00:21:56,626
‫شاید توی دفتر کار این کارو می‌کرده،

396
00:21:56,651 --> 00:21:58,552
‫و شاید اون دفتر کار برای یه منظورِ دیگه‌ای

397
00:21:58,577 --> 00:22:00,220
‫به جز تصحیح ورقه استفاده می‌شه

398
00:22:00,534 --> 00:22:02,151
‫بچه‌ها، بزنید بریم!

399
00:22:06,606 --> 00:22:07,703
‫اون رفت

401
00:22:17,106 --> 00:22:20,624
‫خب، پس امیلیو ممکنه
دلیل دیگه‌ای برای اینجا بودن داشته باشه

402
00:22:20,649 --> 00:22:22,952
‫مثلاً قایم کردنِ نقاشی؟
‫‫یا آلت قتل

403
00:22:23,375 --> 00:22:25,281
‫چقدر جعبه اینجاست!
‫‫من این اتاق رو می‌گردم

404
00:22:25,601 --> 00:22:26,835
‫خیلی‌خب، شروع کنیم

405
00:22:32,962 --> 00:22:36,165
‫تدریس زبان می‌تونسته بهونه خوبی باشه
 تا امیلیو مدام از این کشور به اون کشور بره

406
00:22:36,190 --> 00:22:38,906
‫پوششِ خیلی مناسبیه
 واسه یه دزد بین‌المللیِ آثار هنری

407
00:22:38,931 --> 00:22:41,506
‫اوکی، اینجا هیچی نیست، جز
 یه سری پرونده‌های دانش‌آموزی

408
00:22:41,531 --> 00:22:44,019
‫اینجا هم همین‌طور
‫‫خب، اینجا چی داریم؟

409
00:22:44,805 --> 00:22:46,807
‫اوه!
‫‫اوه، ایول

410
00:22:47,034 --> 00:22:48,783
‫زنگ می‌زنم بیان درِ گاوصندوق رو باز کنن

411
00:22:55,238 --> 00:22:56,238
...آم

412
00:22:56,769 --> 00:22:58,175
‫ بچه‌ها
‫بله؟

413
00:23:04,819 --> 00:23:06,687
‫انگار بالاخره ژان باپتیست رو پیدا کردیم

414
00:23:18,900 --> 00:23:23,639
‫ظهربخیر، من کاپیتان نیک واگنر، از بخش
 جرایمِ ویژه پلیس لس‌آنجلس هستم

415
00:23:24,151 --> 00:23:27,278
‫امروز صبح
 کارآگاه‌های ما شخصی رو دستگیر کردن

416
00:23:27,303 --> 00:23:31,827
‫که معتقدیم مسئول قتلِ سایرس کرو هست

417
00:23:32,502 --> 00:23:34,790
‫با اینکه تحقیقات ما هنوز تموم نشده،

418
00:23:34,815 --> 00:23:38,920
‫اما به زودی تابلوی سرقتیِ رامبراند رو
 به صاحبان اصلیش برمی‌گردونیم

419
00:23:39,787 --> 00:23:40,976
‫سوالی هست؟

420
00:23:42,123 --> 00:23:44,829
‫به خانواده فاستر اطلاع دادید؟
‫‫بله، براشون پیغام گذاشتیم

421
00:23:45,192 --> 00:23:47,904
‫خوشحال می‌شن، به نظر نمیاد
آسیب جدی بهش وارد شده باشه

422
00:23:47,929 --> 00:23:49,057
‫هوم

423
00:23:49,783 --> 00:23:50,888
‫ببین کی اینجاست!

424
00:23:52,166 --> 00:23:53,374
‫کارآگاه‌

425
00:23:53,399 --> 00:23:55,778
‫آری، میریام، اینجا چیکار می‌کنین؟

426
00:23:55,803 --> 00:23:57,312
‫اومدیم نقاشی رو ببینیم

427
00:23:57,561 --> 00:23:59,219
مورگن دعوتمون کرد

429
00:24:22,970 --> 00:24:24,173
‫تو آرتوری؟

430
00:24:25,800 --> 00:24:27,601
‫تو هم پلیسی که سعی داره با بقیه بر بزنه؟

431
00:24:28,025 --> 00:24:29,606
‫من دوست مورگن‌م

432
00:24:30,638 --> 00:24:33,574
‫بذار فقط چیزی که باید بگم رو بگم
 تا قال قضیه کنده بشه

433
00:24:33,599 --> 00:24:34,848
‫می‌شنوم

434
00:24:35,977 --> 00:24:38,161
‫یه یارویی پشت کامیونم قایم شده بود

435
00:24:38,963 --> 00:24:40,464
‫وقتی چیزی که می‌خواست رو بهش ندادم،

436
00:24:40,489 --> 00:24:42,933
‫دست برد سمت چاقو، بعدش با هم درگیر شدیم

437
00:24:42,958 --> 00:24:44,560
‫تونستی ریختش رو ببینی؟

438
00:24:44,585 --> 00:24:46,120
‫فقط در حد چند لحظه دیدمش

439
00:24:46,145 --> 00:24:49,130
‫بعدش هم افتادیم وسط خیابون
 همه‌چی خیلی سریع اتفاق افتاد

440
00:24:49,155 --> 00:24:50,746
‫هر اطلاعاتی بدی کمک می‌کنه

441
00:24:52,093 --> 00:24:53,227
‫خیلی‌خب

442
00:24:53,794 --> 00:24:57,606
‫یه مرد سفیدپوست، حدوداً پنجاه ساله
 لاغراندام، با موهای جوگندمی

443
00:24:57,631 --> 00:25:00,227
‫یه... ریشِ بزیِ گنده هم داشت

444
00:25:00,563 --> 00:25:03,671
‫یه تتو هم داشت، شبیه یه جور پرنده بود

445
00:25:03,696 --> 00:25:05,589
‫که از زیرِ یقه پیرهنش، دقیقاً اینجا، معلوم بود

446
00:25:06,445 --> 00:25:07,581
‫داری چیکار می‌کنی؟

447
00:25:07,606 --> 00:25:10,161
‫توی کوله‌پشتیِ رومن
 عکسِ چند نفر رو پیدا کردیم

448
00:25:10,186 --> 00:25:12,636
‫یکی از اونا
کسی بود که نتونستیم شناسایی کنیم

449
00:25:14,715 --> 00:25:16,017
‫خود یاروِئه؟

450
00:25:20,821 --> 00:25:21,989
‫آره، خودشه

451
00:25:22,590 --> 00:25:24,678
‫پس ازت می‌خوام که با من بیای اداره پلیس،

452
00:25:24,703 --> 00:25:26,240
‫تا یه اظهارات رسمی ثبت کنی

453
00:25:26,784 --> 00:25:30,161
‫متأسفم، فعلاً باید به همین
 اظهارات غیررسمیِ من بسنده کنی

454
00:25:30,186 --> 00:25:31,480
...جونت

455
00:25:32,674 --> 00:25:34,215
جونت ممکنه در خطر باشه

456
00:25:34,240 --> 00:25:35,908
‫خب می‌خوای چیکار کنم، ها؟

457
00:25:35,933 --> 00:25:38,208
‫می‌خوای تا وقتی که بگیرینش
 توی سالنِ انتظارِ شما بشینم؟

458
00:25:38,233 --> 00:25:40,017
‫ببین، فقط طرف رو پیدا کنین، باشه؟

459
00:25:40,042 --> 00:25:42,155
‫چند تا از آدمات رو بذار
 مراقب مورگن و خانواده‌ش باشن

460
00:25:42,180 --> 00:25:43,985
چون خیالت تخت، از پسِ خودم برمیام

461
00:25:45,267 --> 00:25:47,523
‫کارمون تموم شد؟ خیلی‌خب

462
00:25:47,548 --> 00:25:50,251
‫شماره‌م رو بهت می‌دم، باید پیشت نگهش داری

463
00:25:50,276 --> 00:25:52,966
‫امیدوارم دیگه هیچ‌وقت این یارو رو
...نبینی، ولی به محضِ اینکه دیدیش

464
00:25:53,969 --> 00:25:54,969
بهم زنگ بزن

465
00:25:58,512 --> 00:25:59,547
‫باشه

466
00:26:06,901 --> 00:26:08,571
‫تو دعوتشون کردی؟
‫‫بله، من کردم

467
00:26:09,217 --> 00:26:11,988
‫فکر می‌کنی خانواده فاستر به این زودی
 اون نقاشی رو به کسی قرض بدن؟

468
00:26:12,013 --> 00:26:14,650
‫این آخرین باریه که
میریام وایزمن شانس دیدنش رو داره

469
00:26:14,675 --> 00:26:16,243
‫بگذریم از اینکه از نظر فنی،

470
00:26:16,268 --> 00:26:18,630
‫این نقاشی مال خودشه
 پس هیچ‌کدوم از این‌ها منصفانه نیست

471
00:26:18,655 --> 00:26:20,856
‫خب، وظیفه ما اجرای قانونه،
 حتی وقتی که منصفانه نباشه

472
00:26:20,881 --> 00:26:22,951
‫اوه، بله، ممنون که یادآوری کردی

473
00:26:22,976 --> 00:26:26,195
‫ببخشید که انقدر زود می‌رم
 ولی فردا باید پالرمو باشم

474
00:26:26,220 --> 00:26:29,431
‫یه اثر هنری سرقتیِ دیگه هست
 که به خدمات من نیاز داره

475
00:26:29,456 --> 00:26:30,490
‫اوه

476
00:26:31,358 --> 00:26:33,855
‫این دفعه هم یه دختر جوان پرشور و حاله؟

477
00:26:34,632 --> 00:26:35,987
‫یه نقاشی از یه منظره‌ست

478
00:26:37,500 --> 00:26:40,342
‫خب ریس، به نظر می‌رسه
 کارت اینجا تموم شده، ممنون

479
00:26:40,367 --> 00:26:41,735
‫باعث افتخارم بود
‫‫‌هوم

480
00:26:42,046 --> 00:26:43,226
...و محضِ اطلاع بگم

481
00:26:44,175 --> 00:26:47,412
‫منم واقعاً دلم می‌خواست دختر جوان
 به دست خود میریام وایزمن برسه

482
00:26:57,431 --> 00:26:58,733
‫حالت خوبه؟

483
00:26:59,392 --> 00:27:00,478
‫آره

484
00:27:02,223 --> 00:27:03,525
‫این اون نیست

485
00:27:05,654 --> 00:27:06,789
اون نیست

486
00:27:09,681 --> 00:27:10,881
‫منظورتون چیه؟

487
00:27:11,332 --> 00:27:13,005
‫این چشم‌های منو نداره

488
00:27:15,950 --> 00:27:20,132
‫پدرم همیشه عاشق این بود که
 چشم‌های ما مثل هم بود

489
00:27:27,310 --> 00:27:28,545
‫فکر کنم حق با اونه

490
00:27:28,570 --> 00:27:31,506
‫کارادک، به سفیدیِ چشماش نگاه کن خیلی براقه

491
00:27:32,653 --> 00:27:35,722
‫در سال 1645، نقاش‌ها از ترکیب گچ
 یا سفیدسُرب استفاده می‌کردن

492
00:27:35,747 --> 00:27:38,134
‫که یه جور نرمی کرِم‌مانند به کار می‌داد

493
00:27:38,159 --> 00:27:41,596
‫این رنگ خیلی درخشان و چشم‌زنـه
 بیشتر شبیه سفیدتیتانیومِ امروزیـه

494
00:27:41,621 --> 00:27:43,740
‫که تا سه قرن
 بعد از اون زمان اصلاً وجود نداشت

495
00:27:43,765 --> 00:27:47,143
‫در سال 1645، هیچ‌کس نمی‌تونسته با این
 سطح از درخشندگی و شفافیت نقاشی کنه

496
00:27:47,168 --> 00:27:48,667
‫اصلاً مواد اولیه‌ش وجود نداشت

497
00:27:52,974 --> 00:27:55,872
‫ببخشید که انقدر زود می‌رم
 ولی فردا باید پالرمو باشم

498
00:28:01,749 --> 00:28:03,292
‫منظورت چیه که اون دختر نیست؟

499
00:28:03,317 --> 00:28:04,935
‫مورگن می‌گه اونی که پیدا کردیم تقلبیه

500
00:28:04,960 --> 00:28:06,904
‫مگه موزه اصالتش رو تایید نکرده بود؟

501
00:28:06,929 --> 00:28:08,632
‫نه برای یه موزه کوچیک مثل هاربو،

502
00:28:08,657 --> 00:28:10,699
‫اونم وقتی تابلو از طرف کلکسیونرهای
 معتبری مثل فاسترها میاد

503
00:28:10,724 --> 00:28:13,021
‫یعنی باید باور کنیم
 که اون فقط با یه نگاه فهمیده؟

504
00:28:13,046 --> 00:28:15,829
‫خب، یه کارشناسِ تشخیص اصالت
تو راهه، ولی من حرف مورگن رو باور دارم

505
00:28:16,497 --> 00:28:17,632
‫خودش کجاست؟

506
00:28:20,065 --> 00:28:21,727
‫تو می‌تونی نفر بعدی رو ببری، باشه؟

507
00:28:22,336 --> 00:28:23,370
‫ممنون، جینا

508
00:28:24,627 --> 00:28:27,434
‫خب، من معمولاً اهلِ خداحافظی‌های
...طولانی نیستم، ولی در این مورد

509
00:28:28,044 --> 00:28:30,319
‫تابلوی اصلی پیشِ توئه؟
‫‫ببخشید، چی؟

510
00:28:30,344 --> 00:28:31,592
‫نقاشی پیش توئه؟

511
00:28:32,178 --> 00:28:33,289
‫‫شوخی می‌کنی؟

512
00:28:33,314 --> 00:28:36,130
‫از وقتی اومدی اینجا حتی یه بار هم
 درِ اون کیف رو باز نکردی، ‫توش چیه؟

513
00:28:36,502 --> 00:28:38,675
‫پس واسه همین بود که
 درباره جای زخمم پرسیدی

514
00:28:39,166 --> 00:28:42,164
‫چون فکر می‌کنی من ژان باپتیست‌م
 بعد مثلاً چیکار کردم؟

515
00:28:42,189 --> 00:28:44,491
‫وقتی حواس هیچ‌کس نبود رامبراند رو دزدیدم،

516
00:28:44,516 --> 00:28:47,741
‫تاش کردم و توی کیفم قایمش کردم؟

517
00:28:50,675 --> 00:28:52,576
‫یه راه به ذهنم می‌رسه
 که قضیه رو روشن کنیم

518
00:28:52,601 --> 00:28:54,868
‫اون تو فقط یه سری پرونده‌های
 محرمانه مشتری‌هاست، مورگن

519
00:28:54,893 --> 00:28:56,588
‫بهت اطمینان می‌دم چیز دیگه‌ای نیست

520
00:28:56,613 --> 00:28:59,947
‫خیلی‌خب، بازیابی آثار هنری
 کوهی از کاغذبازی‌های کلافه‌کننده داره

521
00:28:59,972 --> 00:29:01,283
‫حتماً همین‌طوره

522
00:29:06,002 --> 00:29:07,542
‫باشه، هر چی تو بخوای

523
00:29:20,585 --> 00:29:21,625
...ببخشید، من

524
00:29:22,077 --> 00:29:24,303
‫واقعاً فکر کردم
اونی که توی دفتر امیلیو پیدا کردیم

525
00:29:24,328 --> 00:29:26,974
...‫تقلبی بود و تو
‫‫اصلش رو دزدیدم آره، متوجه منظورت شدم

526
00:29:31,872 --> 00:29:33,974
‫پس تمام این مدت
 داشتی با من بازی می‌کردی؟

527
00:29:37,567 --> 00:29:39,245
‫همه‌ی این‌ها واقعی بود؟

528
00:29:41,382 --> 00:29:42,416
‫نه

529
00:29:44,141 --> 00:29:45,417
‫واقعی نیست

530
00:29:52,259 --> 00:29:53,479
‫مورگن، این چیه؟

531
00:29:53,504 --> 00:29:57,030
‫از دنی خواستیم بیمه‌نامه فاسترها رو
 توی ده سال گذشته بیرون بکشه

532
00:29:57,055 --> 00:29:59,451
‫حالا نگاه کن ببین سال 2019
 داشتن چی رو بیمه می‌کردن

533
00:30:00,408 --> 00:30:01,877
‫چقدر آثار هنری زیاده!
‫‫اوهوم

534
00:30:01,902 --> 00:30:03,804
‫حالا به لیست بیمه‌شون
 همین چند سال بعد نگاه کن

535
00:30:05,385 --> 00:30:07,284
...‫فقط 12 قلم جنس
‫‫و امسال؟

536
00:30:08,004 --> 00:30:09,385
‫کلاً یک مورد
‫‫دقیقاً

537
00:30:09,410 --> 00:30:12,888
‫حالا چقدر احتمال داره که از بین
 اون همه اثر هنریِ بی‌قیمتی که دارن

538
00:30:12,913 --> 00:30:16,850
‫درست همون تکه اثری دزدیده بشه که
 برحسب اتفاق، تنها مورد بیمه‌شده بوده؟

539
00:30:16,875 --> 00:30:19,516
‫فکر می‌کنم تمام هنرهایی که
 توی خونه‌شون دیدم، تقلبی بودن

540
00:30:22,597 --> 00:30:24,166
‫درست مثل همون نقاشی‌ای که پیدا کردیم

541
00:30:24,191 --> 00:30:27,504
‫من آمار فروشِ هشت مورد
 از آثارِ لیست‌شده در الحاقیه بیمه

542
00:30:27,529 --> 00:30:29,798
‫سال 2019 فاسترها رو توی بازار سیاه درآوردم

543
00:30:29,823 --> 00:30:32,642
‫بعدش بیشتر تحقیق کردیم
 اونا به آدم‌های خطرناکی بدهکارن

544
00:30:32,667 --> 00:30:34,769
‫پس داری می‌گی
 فاسترها خودشون نقشه کشیدن

545
00:30:34,794 --> 00:30:36,688
‫که نقاشی خودشون
 دزدیده بشه تا پول بیمه رو بگیرن؟

546
00:30:36,713 --> 00:30:38,414
‫اونا انقدر عاشق اون نقاشی بودن که

547
00:30:38,439 --> 00:30:41,576
‫حتی وقتی ورشکست هم شدن
 حاضر نبودن از دستش بدن

548
00:30:41,601 --> 00:30:43,919
‫بسیار خب، تهِ این قضیه به کجا می‌رسه؟

549
00:30:43,944 --> 00:30:47,791
‫یکیشون یه فکری به سرش زده
 حالا نمی‌دونم گرگ بوده یا لیندا

550
00:30:47,816 --> 00:30:51,839
‫بیا نقشه بکشیم نقاشی‌مون دزدیده بشه و
 بدون اینکه کسی بفهمه دوباره بهمون برگرده

551
00:30:51,864 --> 00:30:55,296
‫این‌طوری هم می‌تونستن پول بیمه رو
 به جیب بزنن و هم خودِ نقاشی رو نگه دارن

552
00:30:57,053 --> 00:30:59,543
‫ولی وقتی مجبور نیستی
 چرا باید اصلِ جنس رو بدی دست بقیه؟

553
00:30:59,568 --> 00:31:02,905
‫شاید ندادن. شاید فاسترها
یه نسخه تقلبیِ برای موزه ساخته بودن

554
00:31:02,930 --> 00:31:04,930
‫درسته، احتمالاً توسط همون متخصصی

555
00:31:04,955 --> 00:31:06,909
‫که بقیه تابلوهای روی دیوارشون رو جعل کرده

556
00:31:06,934 --> 00:31:08,785
‫فکر نمی‌کنم دلشون می‌خواست نقاشیِ محبوبشون

557
00:31:08,810 --> 00:31:10,689
‫با تیغ از توی قاب بریده بشه، مگه نه؟

558
00:31:10,714 --> 00:31:13,282
‫پس موزه هیچ‌وقت اصلِ نقاشی رو
 نداشته، همه‌ش صحنه‌سازی بوده؟

559
00:31:13,307 --> 00:31:15,426
‫دقیقاً، ولی هیچ‌کس
محضِ رضای خدا از موزه سرقت نمی‌کنه

560
00:31:15,451 --> 00:31:16,854
‫بچه‌ها اون ساعت رو یادتونه؟

561
00:31:16,879 --> 00:31:20,923
‫من فکر می‌کنم گرگ و لیندا اون ساعت رو
 به عنوان بیعانه به سایرس داده بودن

562
00:31:20,948 --> 00:31:23,300
‫و تا وقتی سایرس بفهمه که ساعت تقلبیه،

563
00:31:23,325 --> 00:31:26,061
‫دیگه نقاشی رو
 دزدیده بود، اونم طوری که انگار

564
00:31:26,086 --> 00:31:28,224
‫کارِ ژان باپتیست بوده تا ما بهش شک نکنیم

565
00:31:28,723 --> 00:31:31,512
‫چیزی که نمی‌دونست
این بود که خودِ نقاشی هم تقلبی بوده

566
00:31:31,537 --> 00:31:35,673
‫اونم تصمیم گرفت
 با درخواست باج، به فاسترها نارو بزنه

567
00:31:35,698 --> 00:31:37,836
‫اما وقتی فاسترها بو بردن،

568
00:31:37,861 --> 00:31:40,040
قبل از اینکه سایرس بفهمه ‫نقاشی تقلبیه

569
00:31:40,065 --> 00:31:41,479
رفتن سراغش و خِفتش کردن

570
00:31:41,503 --> 00:31:44,534
‫و تا اون موقع
 اون نقاشی رو داده بود به امیلیو

571
00:31:44,559 --> 00:31:47,484
‫اونم به خیال اینکه
 اصله، توی دفترش قایمش کرده بود

572
00:31:47,509 --> 00:31:50,054
‫فاسترها
نمی‌تونستن ریسک کنن که حقیقت لو بره

573
00:31:50,079 --> 00:31:52,871
‫باید دهنش رو می‌بستن
 واسه همین سایرس رو کشتن

574
00:31:54,068 --> 00:31:55,614
‫بازم می‌گم، مطمئن نیستم کدومشون

575
00:31:56,105 --> 00:31:57,527
‫شاید هم جفتشون با هم بودن

576
00:31:57,552 --> 00:31:59,754
‫ساعت تقلبی؟ شوخی می‌کنی؟ بی‌خیال بابا!

577
00:32:00,454 --> 00:32:02,365
‫بازم می‌گم، مطمئن نیستم کدوم

578
00:32:02,681 --> 00:32:05,618
‫خیلی‌خب، باید
 فاسترها رو برای بازجویی بیاریم اینجا

579
00:32:09,371 --> 00:32:10,566
‫اونا یه قایق تفریحی دارن

580
00:32:13,467 --> 00:32:15,879
‫فاسترها یه قایق تفریحی دارن
 عکسش رو توی خونه‌شون دیدم

581
00:32:15,904 --> 00:32:17,438
‫اسمش "ایزی مونه" بود

582
00:32:17,941 --> 00:32:19,825
‫اگه برن وسط دریا
 تا آلت قتل رو سر به نیست کنن

583
00:32:19,850 --> 00:32:21,515
‫ممکنه بتونن
 با اون نقاشی و قتل قسر در برن

584
00:32:21,540 --> 00:32:24,140
‫فارستر، اوزدیل رو بردار برید دم خونه‌شون

585
00:32:24,165 --> 00:32:26,668
‫کارادک، اهلِ قایق‌سواری هستی؟

586
00:32:36,327 --> 00:32:37,331
‫اینجا رو می‌شناسی؟

587
00:32:37,356 --> 00:32:39,238
‫آره، یکی از دوستام قایقش رو اینجا نگه می‌داره

588
00:32:39,488 --> 00:32:40,557
‫خودشونن

589
00:32:41,175 --> 00:32:42,765
‫‫دارن طناب‌ها رو باز می‌کنن، بزن بریم

590
00:32:53,641 --> 00:32:56,611
‫آره
...‫‫آره یعنی اصله، یا آره یعنی

591
00:32:56,636 --> 00:32:59,309
‫لایه‌های زیرینِ کار با رنگ‌دانه‌هایی که

592
00:32:59,334 --> 00:33:03,270
‫زمان کشیده شدنِ
 رامبراندِ اصلی موجود بوده، همخونی نداره

593
00:33:13,689 --> 00:33:16,028
‫آقا و خانم فاستر، پلیس لس‌آنجلس!

594
00:33:30,979 --> 00:33:32,212
‫ستوان سوتو هستم

595
00:33:32,237 --> 00:33:34,038
‫دوباره دارن تعقیبم می‌کنن

596
00:33:35,617 --> 00:33:37,630
‫آرتور، کجایی؟
 یه گشتی می‌فرستم سراغت

597
00:33:38,051 --> 00:33:41,890
‫تازه از تقاطع تمپل و گرند رد شدم
 راستش دارم میام پیشِ تو

598
00:33:41,915 --> 00:33:44,059
‫شاید این یارو تا خود اداره دنبالم بیاد

599
00:33:52,385 --> 00:33:53,352
‫بله؟

600
00:33:53,377 --> 00:33:55,286
‫فاسترها اینجا نیستن انگار با عجله جیم شدن

601
00:33:55,311 --> 00:33:57,279
‫ چیزای باارزش رو هم با خودشون بردن
اوهوم

602
00:33:57,304 --> 00:33:59,952
‫پس دارن فرار می‌کنن، خیلی‌خب، ممنون

603
00:34:05,854 --> 00:34:07,055
‫پس مطمئنی که تقلبیه؟

604
00:34:07,080 --> 00:34:10,183
‫این بهترین کاری بود که تا حالا دیدم
 اون خانمه از کجا فهمید؟

605
00:34:11,719 --> 00:34:13,191
‫چشم‌های خودشو نداشت

606
00:34:14,689 --> 00:34:16,147
‫می‌تونی پلاک ماشینش رو ببینی؟

607
00:34:16,791 --> 00:34:19,092
‫نه، مدام لایی می‌کشه بینِ ماشین‌ها

608
00:34:19,117 --> 00:34:21,038
‫یه جور ماشینِ سدانـه

609
00:34:21,063 --> 00:34:22,959
‫ولی یارو قشنگ می‌دونه داره چیکار می‌کنه

610
00:34:22,984 --> 00:34:26,212
‫گوش کن، نهایتاً
 تا 15-20 دقیقه دیگه می‌رسم پیشت

611
00:34:26,237 --> 00:34:29,085
‫خیلی‌خب، پس تا وقتی
 نرسیدی به اداره، پشت خط بمون

612
00:34:29,729 --> 00:34:32,287
‫ببین، چیزیم نمی‌شه، باشه؟ به‌زودی می‌بینمت

613
00:34:32,312 --> 00:34:33,383
‫آرتور!

614
00:34:40,756 --> 00:34:43,358
‫پلیس لس‌آنجلس، همین الان
 این قایق رو متوقف کن همین الان

615
00:34:43,383 --> 00:34:44,673
‫اسلحه رو بذار زمین

616
00:34:45,889 --> 00:34:48,163
‫اون تفنگِ منوره‌، گرگ؟
 واقعاً ممکنه باهاش به کسی صدمه بزنی

617
00:34:48,188 --> 00:34:49,699
‫بذارش زمین!

618
00:34:49,724 --> 00:34:52,633
‫دلم می‌خواست می‌تونستم، ولی
 پلیس لس‌آنجلس یه سری قوانین داره

619
00:34:52,658 --> 00:34:55,237
‫و زمین نذاشتنِ اسلحه
 در چنین موقعیتی، یکی از اون‌هاست

620
00:34:55,262 --> 00:34:57,732
‫گرگ، داری چیکار می‌کنی؟ لطفاً تمومش
 کن، باشه؟ دیگه خیلی زیاده‌روی کردی

621
00:34:57,757 --> 00:34:59,325
‫دارم ردیفش می‌کنم عزیزم
‫‫هیچ هم ردیفش نمی‌کنی!

622
00:34:59,355 --> 00:35:00,606
‫فکر نمی‌کنم لازم باشه
 کسِ دیگه‌ای بمیره، گرگ

623
00:35:00,631 --> 00:35:02,334
‫نمی‌فهمم داری درباره چی حرف می‌زنی!

624
00:35:03,771 --> 00:35:06,315
‫شاید ما اشتباه کرده باشیم، ولی
 مطمئنم می‌تونیم یه راهی پیدا کنیم

625
00:35:06,340 --> 00:35:07,713
‫فقط اون تفنگ منور رو بذار زمین

626
00:35:07,738 --> 00:35:10,979
‫عزیزم، خواهش می‌کنم دیگه تموم شده
 باشه؟ کجا می‌خوایم بریم؟

627
00:35:11,004 --> 00:35:12,507
‫چطوری می‌خوایم زندگی کنیم؟

628
00:35:19,095 --> 00:35:20,664
‫کجاست؟
‫‫همین پشت بود

629
00:35:29,337 --> 00:35:30,439
‫چی؟

630
00:35:30,464 --> 00:35:34,175
‫صبر کن، کجا رفته؟
 همین‌جا بود به خدا قسم می‌خورم

631
00:35:35,100 --> 00:35:36,418
‫کجا غیبش زده؟

632
00:36:05,332 --> 00:36:06,580
‫اون تو چی داری؟

633
00:36:07,953 --> 00:36:10,154
‫اگه بگم کفش‌های
 ورزشیِ یه دانش‌آموزه، باورت می‌شه؟

634
00:36:12,632 --> 00:36:13,837
‫از کجا فهمیدی؟

635
00:36:16,778 --> 00:36:18,478
‫اون چشم‌های منو نداره

636
00:36:20,214 --> 00:36:21,483
‫مگه فرقی هم می‌کنه؟

637
00:36:22,181 --> 00:36:23,486
‫من قاتل نیستم، مورگن

638
00:36:23,511 --> 00:36:24,511
فقط یه دزدی

639
00:36:24,536 --> 00:36:26,752
‫‫من واقعاً برای شرکت‌های بیمه
 آثار هنری رو بازیابی می‌کنم

640
00:36:27,818 --> 00:36:30,434
هر از گاهی هم تصمیم می‌گیری
 یکیشون رو برای خودت نگه داری؟

641
00:36:31,495 --> 00:36:33,000
‫پس تو همون ژان باپتیستی؟

642
00:36:33,025 --> 00:36:35,112
‫می‌دونی، حتی نمی‌دونم
کی اون اسم رو انتخاب کرده

643
00:36:35,137 --> 00:36:37,277
‫اون اصلاً اولین چیزی نبود که دزدیدم

644
00:36:37,303 --> 00:36:40,006
‫می‌تونی بعد از اینکه همکارم
 بازداشتت کرد، بهش شکایت کنی

645
00:36:46,188 --> 00:36:47,757
‫فکر نمی‌کنم هنوز بهش زنگ زده باشی

646
00:36:48,866 --> 00:36:51,667
‫با خودم فکر می‌کنم شاید دلیلش اینه که
 تو هم درست مثل من، دلت نمی‌خواد

647
00:36:51,692 --> 00:36:53,513
دختر جوان
 ‫دوباره به دست گرگ و لیندا برسه

648
00:36:53,538 --> 00:36:56,474
‫و می‌دونی که می‌تونم اونو به جایی
که واقعاً بهش تعلق داره برگردونم

649
00:36:58,485 --> 00:37:00,454
‫نقاشی رو دزدیدی که فقط ببخشیش بره؟

650
00:37:00,752 --> 00:37:02,115
‫توقع داری اینو باور کنم؟

651
00:37:03,524 --> 00:37:04,525
‫آره، دارم

652
00:37:05,806 --> 00:37:06,814
‫ دروغ می‌گی

653
00:37:06,839 --> 00:37:08,719
‫‫دارم سعی می‌کنم
 کار درست رو انجام بدم، مورگن

654
00:37:09,679 --> 00:37:12,287
‫من هیچ راهی ندارم که بفهمم می‌خوای
 نقاشی رو برای خودت نگه داری یا نه

655
00:37:12,727 --> 00:37:13,727
درسته

656
00:37:14,023 --> 00:37:15,806
‫ فکر کنم مجبوری بهم اعتماد کنی

657
00:37:27,548 --> 00:37:29,867
‫صبر کن، شما فکر می‌کنین
 فاسترها قسر در میرن؟

658
00:37:29,892 --> 00:37:32,360
‫فاسترها برای این کار باید
یه وکیل خیلی گردن‌کلفت داشته باشن

659
00:37:32,385 --> 00:37:33,716
‫که فکر نکنم از پسِ هزینه‌اش بربیان

660
00:37:33,741 --> 00:37:35,162
‫ولی واقعاً حیف اون همه پول، نه؟

661
00:37:35,187 --> 00:37:38,389
‫اگه اون‌قدر پول داشتم، یه عمارت توی
 مالیبو می‌خریدم یا یه تیم بسکتبال زنان

662
00:37:38,414 --> 00:37:40,984
‫اوه نه من یه پناهگاه
 برای نجات حیوانات راه می‌انداختم

663
00:37:41,009 --> 00:37:43,271
‫خیلی‌خب، الان عذاب وجدان گرفتم
‫‫عمداً این حرف رو زد

664
00:37:43,296 --> 00:37:45,810
‫آره!
‫‫قطعاً همین‌طوره می‌رم نوشیدنیِ بیشتر بگیرم

665
00:37:45,835 --> 00:37:47,682
‫اون می‌تونه
!توی پناهگاه حیوانات من زندگی کنه

666
00:37:53,720 --> 00:37:56,211
‫هنوز خبری از آرتور نشد؟
‫‫فعلاً نه، ستوان

667
00:37:56,978 --> 00:37:59,247
‫دوباره زنگ می‌زنم
 ولی اگه این بار هم جواب نداد

668
00:37:59,272 --> 00:38:01,475
‫دستور توقیف ماشینش رو صادر کن
‫‫حله

669
00:38:04,006 --> 00:38:05,006
هی

670
00:38:05,031 --> 00:38:07,350
‫شنیدم اینجا مراسم نوشیدنی دارین

671
00:38:07,755 --> 00:38:09,099
‫فکر کردم اینجا پیداتون کنم

672
00:38:09,124 --> 00:38:12,068
‫اگه قراره اخراجم کنی، می‌شه اول چند تا
نوشیدنی دیگه به حساب این پاتوق بزنم؟

673
00:38:12,093 --> 00:38:13,846
‫اوه، تو اخراج نیستی مورگن

674
00:38:14,557 --> 00:38:17,435
تو برای تیمت و
برای من مهره‌ی خیلی ارزشمندی

675
00:38:18,488 --> 00:38:19,756
‫قصد ندارم از دستت بدم

676
00:38:21,017 --> 00:38:23,153
‫این مدل عذرخواهی کردنتـه؟
‫نه

677
00:38:25,873 --> 00:38:28,618
‫خب، کنار نشستن تو این موقع دستگیری
 چه حسی داره؟ اصلاً بهت نمی‌خوره

678
00:38:28,643 --> 00:38:30,086
‫اوه نه، خودم کنار ننشستم

679
00:38:30,111 --> 00:38:32,947
‫انداختنم بیرون
ولی ممنون که پرسیدی خیلی مزخرف بود

680
00:38:32,972 --> 00:38:35,664
‫خب، نگران نباش
 توی پرونده‌ی بعدی حضور داری

681
00:38:39,086 --> 00:38:40,442
‫درباره‌ی نقاشی شنیدی؟

682
00:38:40,732 --> 00:38:43,635
‫آره آز فکر می‌کنه
 فاسترها انداختنش توی اقیانوس

683
00:38:44,198 --> 00:38:46,139
‫با عقل جور درمیاد
...از اون مدل آدم‌ها به نظر میان

684
00:38:46,164 --> 00:38:48,398
‫که می‌گن: اگه مال من نباشه
 مال هیچ‌کس هم نباید باشه

685
00:38:48,423 --> 00:38:49,953
‫واقعاً فکر می‌کنی همین اتفاق افتاده؟

686
00:38:51,440 --> 00:38:53,109
‫نمی‌دونم من فقط یه مشاورم

687
00:38:57,572 --> 00:38:59,207
‫ما از خدمه‌ی قایق تفریحی بازجویی کردیم

688
00:38:59,232 --> 00:39:01,367
‫یکیشون گفت
مردی رو با لباس غواصی دیده

689
00:39:01,392 --> 00:39:03,828
‫در حالی که چیزی دستش بوده
 از کناره‌ی قایق سر خورده توی آب

690
00:39:04,342 --> 00:39:07,827
‫واسه همین داشتم فکر می‌کردم
 شاید کارِ ژان باپتیست بوده

691
00:39:09,183 --> 00:39:11,698
‫بی‌خیال بابا، فکر نمی‌کنم
 همچین آدمی اصلاً وجود داشته باشه

692
00:39:12,071 --> 00:39:13,118
‫نه؟

693
00:39:27,602 --> 00:39:28,748
‫مادربزرگ

694
00:39:41,523 --> 00:39:42,797
‫خودِ دخترمه

695
00:39:47,151 --> 00:39:48,776
‫مادلینِ من

696
00:39:57,348 --> 00:39:58,348
سوتو

697
00:40:24,510 --> 00:40:44,510
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

