﻿1
00:00:00,828 --> 00:00:04,030
‫می‌دونی هر وقت یه نفر جدید میاد تو تیم،
‫همیشه یه کم دردسرای اولیه رو داره.

2
00:00:04,055 --> 00:00:07,200
من که وقتی به جمع ملحق شدم
.هیچی جز خوشحالی مطلق، یادم نمیاد

3
00:00:09,726 --> 00:00:12,522
‫شاید شنیده باشین که من
کاندیدای صندلی کاپیتانی بودم

4
00:00:12,547 --> 00:00:13,799
‫ولی، فعلاً باید منو تحمل کنین.

5
00:00:13,824 --> 00:00:15,324
‫نیک واگنر. کاپیتان جدیدتون.

6
00:00:15,349 --> 00:00:17,340
‫چرا انقدر خونسردی تو این شرایط؟
.از این حالت متنفرم

7
00:00:17,365 --> 00:00:19,127
‫عصبانی‌ام. حق من بود.

8
00:00:19,152 --> 00:00:22,372
‫سودا روی لبِ بدون محافظ؟
‫تو یه دیوونه‌ای.

9
00:00:22,397 --> 00:00:23,949
‫فشار روانی داره داغونش می‌کنه.

10
00:00:23,974 --> 00:00:26,903
‫اگه یه کاری خلاف قانون کنه و
.اتفاقی بیفته، اون یه پلیس نیست

11
00:00:26,928 --> 00:00:28,852
‫حالت خوبه؟
.گفتم که شلیکم تمیز بود

12
00:00:28,877 --> 00:00:29,939
.بازرسی تبرئه‌ام می‌کنه

13
00:00:29,964 --> 00:00:32,174
‫نگرانِ درجه‌ات نیستم. نگرانِ خودتم.

14
00:00:32,199 --> 00:00:35,845
‫یه سری شایعات شنیدم که
.تو با بالادست بودن زیاد کنار نمیای

15
00:00:35,870 --> 00:00:38,724
‫بعضی وقتا یادم میره
.یکی هست که هوامو داشته باشه

16
00:00:38,749 --> 00:00:39,863
‫فردا می‌بینمت، گیلوری.

17
00:00:39,888 --> 00:00:41,648
‫خبر جدیدی داری؟
.رومن رو پیدا کردیم

18
00:00:41,673 --> 00:00:43,508
الان‫ عکسشو می‌فرستم.
.اون رومن نیست

19
00:00:43,533 --> 00:00:47,357
‫رومن ازم خواست مراقب تو و ایوا باشم
.که مطمئن بشم حالتون خوبه

20
00:00:47,382 --> 00:00:50,025
‫واقعاً داشتم باور می‌کردم
.که ما رو ول نکرده

21
00:00:50,050 --> 00:00:51,230
‫من هنوز باور دارم.

22
00:00:51,255 --> 00:00:52,656
‫آرتور، اون کوله‌پشتی رو می‌خوام.

23
00:00:52,681 --> 00:00:54,581
‫پس فکر می‌کنی هرچی توی اون کیف باشه،

24
00:00:54,606 --> 00:00:57,308
‫بهت جواب میده
 و سوالای جدیدی پیش نمیاره؟

25
00:00:59,000 --> 00:01:10,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

26
00:01:23,573 --> 00:01:24,502
!ها

27
00:01:24,527 --> 00:01:26,361
‫عجیبه. دیدی؟

28
00:01:26,386 --> 00:01:27,421
‫هوم.

29
00:01:28,257 --> 00:01:29,464
تصویر ‫برنمی‌گرده.

30
00:01:29,489 --> 00:01:30,558
‫میرم چک کنم.

31
00:01:36,774 --> 00:01:38,066
‫تا اینجا که مشکلی نیست.

32
00:01:52,852 --> 00:01:54,948
‫همه چی ردیفه؟ کجایی؟

33
00:02:14,107 --> 00:02:16,151
‫پایگاه، یکی از نگهبانا افتاده.

34
00:02:44,624 --> 00:02:45,704
"آرتور"

35
00:02:49,469 --> 00:02:53,107
‫صبح بخیر.
مورگن، سلام، سلام. تو و ایوا خوبین؟

36
00:02:53,132 --> 00:02:54,601
‫آره، خوبیم. چی شده؟

37
00:02:54,626 --> 00:02:57,484
‫رک و پوست‌کنده می‌پرسم.
بازم کسی رو انداختی دنبالم؟

38
00:02:57,509 --> 00:02:59,337
‫چی؟ نه. چی داری میگی؟

39
00:02:59,362 --> 00:03:01,766
‫نمی‌دونم. فکر کنم چند روزیه
.یکی داره پا به پام میاد

40
00:03:02,235 --> 00:03:03,526
‫شایدم هیچی نیست.

41
00:03:03,551 --> 00:03:06,626
‫آرتور، اگه حس می‌کنی ممکنه
.در خطر باشی، باید به پلیس زنگ بزنی

42
00:03:06,651 --> 00:03:08,500
‫نه، فکر نکنم ایده خوبی باشه.

43
00:03:08,525 --> 00:03:10,630
‫رومن اصلاً دل خوشی
 از پلیسا نداشت، یادت رفته؟

44
00:03:10,655 --> 00:03:11,990
‫این چه ربطی به رومن داره؟

45
00:03:12,015 --> 00:03:13,836
‫منم دارم سعی می‌کنم همینو بفهمم.

46
00:03:13,861 --> 00:03:14,926
‫یعنی...

47
00:03:15,216 --> 00:03:18,396
‫تونستی چیزی از محتویات
 اون کوله‌پشتی‌ش دستگیرت بشه؟

48
00:03:22,003 --> 00:03:23,104
‫نه، هنوز نه.

49
00:03:24,787 --> 00:03:27,558
‫باشه، ببین،
،شاید بهتره فعلاً کیف رو قایم کنی

50
00:03:27,583 --> 00:03:31,487
‫چون هر کی که رومن از دستش فراری بوده،
.شاید نخواد محتویات کیف فاش بشه

51
00:03:31,512 --> 00:03:32,617
‫فهمیدی چی میگم؟

52
00:03:34,656 --> 00:03:36,224
‫آره. هی، باید برم، باشه؟

53
00:03:36,249 --> 00:03:37,591
،‫باشه، خب، ببین

54
00:03:38,067 --> 00:03:40,295
.حواستو جمع کن، باشه؟ تو و ایوا

55
00:03:40,320 --> 00:03:41,846
همیشه ‫هوشیار باش.

56
00:03:42,215 --> 00:03:43,313
‫تو هم همینطور.

57
00:03:49,197 --> 00:03:51,582
‫من و ایوا تو خونه دستکش نپوشیدیم.
 مشکلی ایجاد می‌کنه؟

58
00:03:51,607 --> 00:03:54,711
‫فقط در صورتی که شما دو نفر ممکنه
.مظنون پرونده مفقود شدن رومن باشین

59
00:03:54,736 --> 00:03:55,986
‫فکر کنم ما رو قلم بگیرین.

60
00:03:56,011 --> 00:03:57,613
‫ هیچی توی کیف آشنا به نظر نمی‌اومد؟

61
00:03:57,638 --> 00:03:59,207
‫براتون مهم نبود؟
.نه

62
00:03:59,232 --> 00:04:01,191
‫ضمناً، رومن زیاد از پلیس خوشش نمیاد،

63
00:04:01,216 --> 00:04:03,253
‫پس اگه میشه این قضیه بین خودمون بمونه.

64
00:04:03,278 --> 00:04:05,007
.فقط خودمون چند نفر

65
00:04:05,032 --> 00:04:06,199
‫ممنون.

66
00:04:10,235 --> 00:04:11,460
‫چه خبره؟

67
00:04:12,000 --> 00:04:13,857
‫ یه پرونده قدیمی رو دوباره بررسی می‌کنم.

68
00:04:16,224 --> 00:04:18,960
‫یه تماس خیلی پرسروصدا اومده.
.می‌خوام این 2 نفر روش کار کنن

69
00:04:20,081 --> 00:04:21,268
‫برو، من حواسم هست.

70
00:04:22,892 --> 00:04:24,112
‫ در رو ببند.

71
00:04:32,758 --> 00:04:34,584
‫دختره تازه هفته پیش رسیده اینجا.

72
00:04:34,609 --> 00:04:35,665
‫اسمی داره؟

73
00:04:35,690 --> 00:04:37,448
‫دختر جوونی که به طاقچه پنجره تکیه داده.

74
00:04:37,473 --> 00:04:40,030
‫شما هی میگید "دختره".
 ما داریم درباره یه نقاشی حرف می‌زنیم، نه؟

75
00:04:40,055 --> 00:04:42,300
‫اثر رامبرانت در سال 1645.

76
00:04:42,325 --> 00:04:45,347
‫تا دیشب، اینجا کنار بقیه
.شاهکارهای هلندی‌مون بود

77
00:04:45,372 --> 00:04:50,071
‫"این پرتره صمیمی، زودگذرترین لحظات
"احساسات انسانی را به تصویر می‌کشد

78
00:04:50,096 --> 00:04:51,267
‫ببخشید، از دستم در رفت.

79
00:04:51,292 --> 00:04:53,901
‫یه لیست از کارمندای موزه نیاز داریم،
.هرکی که دسترسی داشته

80
00:04:53,926 --> 00:04:54,926
.البته

81
00:04:54,951 --> 00:04:57,381
پس بهتره زنگ بزنم به خانواده فاستر
.تا خودشون از من بشنون

82
00:04:57,406 --> 00:04:58,427
‫فاسترها؟

83
00:04:58,452 --> 00:05:00,476
‫لیندا و گرگ فاستر
.این رامبرانت رو بهمون قرض دادن

84
00:05:00,501 --> 00:05:01,936
‫حدس می‌زنید چقدر ارزش داره؟

85
00:05:01,961 --> 00:05:06,504
‫فکر کنم چند سال پیش توی حراجی
.بیشتر از 20 میلیون براش پول دادن

86
00:05:07,288 --> 00:05:08,884
‫الان لیست رو براتون میارم.
.ممنونم

87
00:05:10,049 --> 00:05:12,764
آه... ‫عجیبه،
ما "جرایم مهم" هستیم، درسته؟

88
00:05:12,789 --> 00:05:14,891
‫خیلی نمی‌فهمم
.چه چیز این کار انقدر مهمه

89
00:05:14,916 --> 00:05:17,269
‫سرقت یه اثر مهم هنری
،حداکثر 10 سال زندان داره

90
00:05:17,294 --> 00:05:20,496
‫تازه غیر از اینکه دادستان اتهاماتی مثل
.نگهداری، توطئه، و ورود غیرقانونی رو اضافه کنه

91
00:05:20,521 --> 00:05:21,933
‫چطور؟ جسد مُرده رو ترجیح میدی؟

92
00:05:21,958 --> 00:05:24,801
‫نه، فقط دیدم دخترایی که واقعاً گُم شدن،
.کمتر بهشون توجه میشه

93
00:05:24,826 --> 00:05:27,550
‫خب، بخوای نخوای، امشب همه
.رسانه‌ها این خبرو بمب می‌کنن

94
00:05:27,575 --> 00:05:29,938
‫کاپیتان احتمالاً داره سعی می‌کنه
.جلوی گندِ این قضیه رو بگیره

95
00:05:29,963 --> 00:05:32,975
‫یه نگهبان میگه انقدر دود زیاد بوده
.که نتونسته دزد رو ببینه

96
00:05:33,000 --> 00:05:35,723
‫نگهبان دوم ضربه به سرش خورده،
.ولی شنیدم تیرش به سنگ نمی‌خوره

97
00:05:35,748 --> 00:05:37,522
‫پس اینجا نقطه ورودمونه؟

98
00:05:37,547 --> 00:05:39,677
‫آره، تا جایی که معلومه،
.نقطه خروج هم بوده

99
00:05:39,702 --> 00:05:42,600
‫همه چی رو دادیم آزمایشگاه تست کنن.

100
00:05:42,625 --> 00:05:44,229
‫خب، به جوابها فوریت بزن و ببین می‌تونیم

101
00:05:44,254 --> 00:05:45,786
اطلاعاتی
 ‫از بازدیدکننده‌های چند هفته اخیر بگیریم؟

102
00:05:45,811 --> 00:05:46,811
.باشه

103
00:05:47,682 --> 00:05:51,174
‫خب دزد از اینجا وارد شده،
.ولی رامبرانت اون طرفه

104
00:05:51,526 --> 00:05:54,263
‫بیشتر دزدا ترجیح میدن
.مثل "کول‌ایدمن" دیوار رو سوراخ نکنن

105
00:05:54,987 --> 00:05:58,526
‫باشه، پس این آدم
وقت گذاشته تا پنجره رو ببُره

106
00:05:58,551 --> 00:06:01,386
‫یه طناب بندازه پایین،
.و از همینجا سر بخوره بیاد پایین

107
00:06:01,411 --> 00:06:05,074
‫بعد همینجوری از کنار فرمیر، کاراواجو،

108
00:06:05,099 --> 00:06:09,203
‫ترنر، روبنس، دلاکروا و گویا رد میشه؟

109
00:06:09,228 --> 00:06:12,030
‫می‌دونی همه اینا چقدر می‌ارزن؟

110
00:06:12,055 --> 00:06:13,649
‫مطمئنم الان بهم میگی.

111
00:06:13,674 --> 00:06:15,375
‫خیلی بیشتر از رامبرانت.

112
00:06:15,400 --> 00:06:17,086
‫اگه هدف از این دزدی، پول بود،

113
00:06:17,111 --> 00:06:19,449
‫دزد باارزش‌ترین
.تکه‌ رو که می‌تونست، برمی‌داشت

114
00:06:23,848 --> 00:06:27,094
‫طرف ما حتماً می‌دونسته که
.این نقاشی گویا شاهکاره واقعی بوده

115
00:06:27,742 --> 00:06:29,240
‫شاید تحقیقاتشو انجام نداده.

116
00:06:29,265 --> 00:06:31,543
‫تک‌تک جزئیات این کار برنامه‌ریزی شده بوده.

117
00:06:31,568 --> 00:06:35,037
‫ببین، به قاب نگاه کن،
.اون خط کاملاً صافِ پایین درز داخلی

118
00:06:35,062 --> 00:06:37,640
‫درآوردن این بوم دقت و زمان خواسته.

119
00:06:37,665 --> 00:06:39,783
‫یکی این نقاشی رو
.برای یه دلیل خاصی می‌خواسته

120
00:06:39,808 --> 00:06:42,311
‫دزد هرکی بوده،
.کارش به خاطر پول نبوده

121
00:06:42,336 --> 00:06:43,871
‫این یه کار شخصی بوده.

122
00:06:44,739 --> 00:06:45,989
‫اون دختر رو می‌خواستن.

123
00:06:49,777 --> 00:06:51,444
‫گفتی 22 میلیون؟

124
00:06:51,469 --> 00:06:53,990
‫آره، ولی اگه مورگن درست بگه،
باید بیشتر راجع به رامبرانت

125
00:06:54,015 --> 00:06:56,851
‫تحقیق کنیم تا بفهمیم کی ممکنه اونو
.برده باشه و انگیزه واقعیش چی بوده

126
00:06:58,799 --> 00:07:03,386
گ / ل=چ / ی / ن=  د / ی / ال

127
00:07:08,095 --> 00:07:09,191
‫ببخشید.

128
00:07:09,216 --> 00:07:10,656
‫اینجا بخش جرایم مهمه؟

129
00:07:10,681 --> 00:07:14,010
‫شما باید آقای ایستمن باشین.
.من کاپیتان واگنر هستم، تلفنی صحبت کردیم

130
00:07:14,035 --> 00:07:15,836
‫حتماً، لطفاً، ریس صدام کنید.

131
00:07:15,861 --> 00:07:19,665
‫ریس امروز صبح از مکزیکوسیتی اومده تا
.کمکمون کنه دختر گمشده‌مون رو پیدا کنیم

132
00:07:19,690 --> 00:07:23,925
‫آره، داشتم دنبال سرنخ میز زخمی کالو
.می‌گشتم، که چیزی از آب درنیومد

133
00:07:24,190 --> 00:07:25,776
‫اه، چه جوری می‌خواین کمکمون کنین؟

134
00:07:25,801 --> 00:07:29,822
‫من متخصص بازیابی آثار هنری‌ام. کارهای هنری
.گمشده، مفقود یا دزدیده شده رو پیدا می‌کنم

135
00:07:29,847 --> 00:07:32,568
‫همه اطلاعات رو یه جا تو عنوان
.جا داده، ها؟ خیلی کار راه اندازه

136
00:07:32,593 --> 00:07:35,064
‫شما کی هستین؟
.گیلوری به‌عنوان مشاور همکاری می‌کنه

137
00:07:35,089 --> 00:07:37,973
‫درسته. و ایشون واقعاً فکر می‌کنه این
،نقاشی به اندازه کافی سر و صدا کرده

138
00:07:37,998 --> 00:07:39,981
‫دیگه نیازی به پرواز دادن کسی نیست.

139
00:07:40,006 --> 00:07:41,210
‫فاسترها فرستادنتون؟

140
00:07:41,235 --> 00:07:44,907
‫نه، شرکت بیمه.
...اگه بتونم رامبرانت رو سالم برگردونم

141
00:07:44,932 --> 00:07:47,768
‫شرکت بیمه مجبور نمیشه
.یه چک حسابی بکشه

142
00:07:47,793 --> 00:07:50,678
‫آه، چه خوب، چه خوب.
.چقدر راحت شدم

143
00:07:50,705 --> 00:07:54,824
‫باشه، پس کل این تحقیقات
.برای اینه که پول شرکت بیمه هدر نره

144
00:07:54,849 --> 00:07:58,269
‫عالیه، نه رفقا؟ خواستم مطمئن شم
.شما هم شنیدین. ادامه بدین

145
00:07:58,294 --> 00:08:00,790
‫مورگن معتقده رامبرانت فاسترها
به دلیلی غیر از پول

146
00:08:00,815 --> 00:08:02,575
‫مورد هدف قرار گرفته.

147
00:08:04,118 --> 00:08:06,890
‫خب، هر چیزی ممکنه، ولی طبق تجربه من،

148
00:08:07,226 --> 00:08:08,798
‫همیشه پای پول در میونه.
.اوهوم

149
00:08:08,823 --> 00:08:10,335
‫خب، این بار اینطور نیست.

150
00:08:10,360 --> 00:08:13,975
‫آخه سارقا آثار هنری رو نمی‌دزدن که به
.دیوار اتاقشون آویزون کنن، خانم گیلوری

151
00:08:14,662 --> 00:08:17,098
‫شاید این یکی
.این کارو کرده باشه، آقای ایستمن

152
00:08:18,518 --> 00:08:19,928
‫من و مورگن میریم ببینیم فاسترها

153
00:08:19,953 --> 00:08:21,422
.چی می‌تونن درباره نقاشیشون بگن

154
00:08:21,447 --> 00:08:23,474
‫عالیه. تو راه ریس رو هم در جریان بذارید.

155
00:08:26,380 --> 00:08:27,504
‫بریم؟

156
00:08:39,713 --> 00:08:43,202
‫همون لحظه‌ای که اونو تو حراجی دیدیم،
.فهمیدیم باید اونو داشته باشیم

157
00:08:44,525 --> 00:08:47,159
‫راستش، اگه بیشتر هم می‌گفتن،
.بازم پرداخت می‌کردیم

158
00:08:48,929 --> 00:08:50,331
‫فکر می‌کنیم اون قیمت نداره.

159
00:08:51,406 --> 00:08:54,329
‫من و گرگ همین که از کالج فارغ شدیم،
.صندوق سرمایه‌گذاری زدیم

160
00:08:54,354 --> 00:08:56,903
‫دهه‌ها، هفته‌ای 80 ساعت کار می‌کردیم.

161
00:08:56,937 --> 00:08:59,153
‫واسه همین
،وقتی به فکر بچه‌دار شدن افتادیم

162
00:08:59,178 --> 00:09:02,829
‫نمی‌تونستیم تصور کنیم دنبال یه بچه تو
.این خونه بدویم و همه جا رو بهم بریزه

163
00:09:03,177 --> 00:09:07,281
‫واسه همین، اغلب به اون دخترِ تو نقاشی
.به چشم دخترمون نگاه می‌کردیم

164
00:09:07,306 --> 00:09:09,625
‫کسی به ذهنتون نمی‌رسه
که بخواد ازتون دزدی کنه؟

165
00:09:09,650 --> 00:09:11,707
‫نه. فکر می‌کنین کار شخصی بوده؟

166
00:09:12,820 --> 00:09:15,556
‫پس چرا اونو عمومی کردین؟
 ببخشید، چی؟

167
00:09:16,848 --> 00:09:19,276
‫اوه، شما طوری درباره این نقاشی
،حرف می‌زنین انگار دخترتونه

168
00:09:19,301 --> 00:09:21,170
‫ولی من هیچ‌وقت دخترمو نذاشتم توی موزه.

169
00:09:21,195 --> 00:09:23,205
‫فقط می‌پرسم چرا اونو
.پیش خودتون نگه نداشتین

170
00:09:23,230 --> 00:09:27,068
‫قرض دادن یه شاهکار باعث میشه
.تو چشم بیاد و اعتبارش بالا بره

171
00:09:27,093 --> 00:09:29,304
‫و ارزشش.
.یه کم تو موزه باشه، قیمتشو می‌کِشه بالا

172
00:09:29,329 --> 00:09:31,313
‫می‌تونی به بالاترین قیمت بفروشیدش.

173
00:09:31,338 --> 00:09:33,626
‫اون برای فروش نیست.
.اوهوم

174
00:09:33,651 --> 00:09:35,459
‫خب، طبق تجربه من، دزدا دو مدلن.

175
00:09:35,484 --> 00:09:37,386
‫حریص و پرحرف.

176
00:09:37,411 --> 00:09:38,582
‫و این شاهکارها،

177
00:09:38,607 --> 00:09:42,001
‫توی بازار سیاه
.به قیمت حراجی فروش نمیرن

178
00:09:42,026 --> 00:09:44,160
‫پس این دزدا
.دوست دارن با بقیه حرف بزنن

179
00:09:44,185 --> 00:09:47,822
‫سراغشو می‌گیرن و کافیه فقط
یکی از این آدما با من تماس بگیره

180
00:09:48,265 --> 00:09:51,676
‫اون وقت می‌تونم کمک کنم برای بازگشت اون
.خدمتکار دوست‌داشتنی" شما مذاکره کنیم"

181
00:09:52,663 --> 00:09:54,742
‫شما بهش میگید "دختر خدمتکار"؟

182
00:09:55,096 --> 00:09:56,293
‫اون خدمتکار نیست.

183
00:09:56,562 --> 00:09:57,646
‫ببخشید؟

184
00:09:58,232 --> 00:10:00,984
‫اون از پنجره بیرون خم شده و دنبال مشتریه.

185
00:10:01,009 --> 00:10:02,311
‫اون یه دختر کار بوده.

186
00:10:02,336 --> 00:10:05,088
‫خب، یه عده حدس می‌زنن
،موضوع نقاشی یه فاحشه بوده

187
00:10:05,113 --> 00:10:07,349
‫ولی باور عمومی
...اینه که یا یه خدمتکار بوده

188
00:10:07,374 --> 00:10:09,610
‫یه خدمتکار با یه بافت طلایی؟ بیخیال.

189
00:10:09,635 --> 00:10:12,522
‫به طرز تکیه دادنش نگاه کنین.
.یه حالت خونگی داره، نه تحریک‌آمیز

190
00:10:12,547 --> 00:10:16,635
‫آزاردهنده‌ست، همینه، چون
.شبیه یه بچه‌ست، ولی داره کار می‌کنه

191
00:10:16,660 --> 00:10:18,127
‫داره به زندگی فکر می‌کنه.

192
00:10:18,152 --> 00:10:21,133
‫ این برای تحقیقات مهمه؟
.نه، نیست

193
00:10:21,158 --> 00:10:23,432
‫دیگه چی می‌تونین
 درباره خود رامبرانت بهمون بگید؟

194
00:10:23,902 --> 00:10:25,823
‫جزئیات در مورد تاریخچه مالکیتش،

195
00:10:26,565 --> 00:10:27,798
.همه‌ش اینجاست

196
00:10:35,094 --> 00:10:37,794
‫این دخترِ توی پنجره کل دنیا رو گشته.

197
00:10:38,239 --> 00:10:40,191
‫پاریس، لندن، برلین.

198
00:10:40,496 --> 00:10:42,785
.از زندگی من خیلی هیجان‌انگیزتر بوده

199
00:10:42,810 --> 00:10:45,376
‫به جز الان که احتمالاً توی
.صندوق عقب یه ون مچاله شده

200
00:10:45,401 --> 00:10:49,072
‫خب، امیدوارم
.اول کارای لازم رو انجام داده باشه

201
00:10:50,451 --> 00:10:52,561
‫این جالبه.
چیزی پیدا کردی؟

202
00:10:52,586 --> 00:10:53,606
،شاید

203
00:10:53,943 --> 00:10:58,378
‫ درست بعد از اینکه رامبرانت این دختر جوون
.رو در سال 1645 نقاشی کرد، فروختش

204
00:10:58,403 --> 00:11:01,237
‫از اون موقع، برای
.چند صد سال دست به دست شده

205
00:11:01,262 --> 00:11:03,801
‫پاریس قرن 17،
،از این قسمت سریع می‌گذرم

206
00:11:03,826 --> 00:11:07,593
‫تا وقتی که توسط یه نجیب‌زاده پروسی
.خریداری شد و تا زمان مرگش اونو نگه داشت

207
00:11:09,040 --> 00:11:11,563
‫بعد خانواده‌اش تا سال 1932 نگهش داشتن

208
00:11:11,588 --> 00:11:14,650
‫تا اینکه فرانتس فون پاپن
.ایالت آزاد پروس" رو منحل کرد"

209
00:11:14,675 --> 00:11:15,974
‫فکر کردم گفتی این جالبه.

210
00:11:15,999 --> 00:11:18,296
‫ببین، دارم سعی می‌کنم
 به این پرونده اهمیت بدم، باشه؟

211
00:11:18,321 --> 00:11:22,091
‫که در حال حاضر فقط در مورد نجات
یه شرکت بیمه‌ست از پرداخت پول

212
00:11:22,116 --> 00:11:24,619
‫به یه زوج که به نظر حالشون خوبه.

213
00:11:24,644 --> 00:11:25,872
‫بعدش کجا رفته؟

214
00:11:25,897 --> 00:11:30,333
‫دست یه تاجر لهستانی تو کراکوف افتاده
.و اونم اونو تو خونه‌اش آویزون کرده

215
00:11:30,358 --> 00:11:34,060
‫بعد همینجوری از این مجموعه
به اون مجموعه دست به دست شده

216
00:11:34,085 --> 00:11:37,837
‫تا اینکه گرگ و لیندا
.پول هنگفتی بابتش پرداختن

217
00:11:37,862 --> 00:11:39,197
‫چرا اینا مهمه؟

218
00:11:39,574 --> 00:11:40,837
‫هنوز نمی‌دونم.

219
00:11:40,862 --> 00:11:43,779
‫جواب آزمایش اون سربارهایی که
،روی زمین موزه پیدا کردیم

220
00:11:43,804 --> 00:11:47,116
‫آلومینیوم اکسید مثبت شد.
.منم یه ذره تحقیق کردم

221
00:11:47,141 --> 00:11:49,486
‫وقتی آلومینیوم با اکسید فریک ترکیب میشه،

222
00:11:49,511 --> 00:11:52,297
‫باعث یک واکنش ترمیت میشه که
.اونقدر داغه که شیشه رو ذوب می‌کنه

223
00:11:52,322 --> 00:11:54,857
‫این توضیح میده که چرا زیر نورگیر،
.خورده شیشه پیدا نکردیم

224
00:11:54,882 --> 00:11:57,269
‫این ماده توی گزارش
.یه سرقت موزه دیگه هم اومده

225
00:11:57,294 --> 00:12:00,564
‫دو سال پیش، یه نقاشی ماتیس از موزه
کونست‌هال توی روتردام دزدیده شده

226
00:12:00,589 --> 00:12:03,465
‫و آلومینیوم اکسید
.زیر نورگیر اون موزه پیدا شده

227
00:12:03,490 --> 00:12:05,842
‫این یعنی ممکنه
.کار این دزد، اولین بارش نباشه

228
00:12:05,867 --> 00:12:07,369
‫تو و دافنی دنبال موارد دیگه بگردین.

229
00:12:07,394 --> 00:12:10,898
‫تا الان 19 مورد دزدی
.با همین شیوه توی دنیا پیدا کردیم

230
00:12:10,923 --> 00:12:14,851
‫همیشه یه شاهکار هنری از یه گالری
.دزدیده شده. بین 10 تا 30 میلیون می‌ارزیده

231
00:12:14,876 --> 00:12:17,012
‫و ردپایی از آلومینیوم اکسید
 توی همه صحنه‌ها

232
00:12:17,037 --> 00:12:19,541
‫زیر یه پنجره یا نورگیر درست مثل مال ما.

233
00:12:19,566 --> 00:12:21,167
‫سرنخی از اینکه کی ممکنه باشه داریم؟

234
00:12:21,192 --> 00:12:24,303
‫خب، ظاهراً اینترنت فکر می‌کنه آره.
بعضی‌ها بهش میگن ژان باپتیست

235
00:12:24,328 --> 00:12:25,859
‫فرانسویه؟
.نه

236
00:12:25,884 --> 00:12:27,738
.ولی اولین نقاشی که دزدیده، فرانسوی بوده

237
00:12:27,763 --> 00:12:30,192
‫"اردک سفید" اثر ژان باپتیست اودری.

238
00:12:30,217 --> 00:12:32,008
‫12 سال پیش تو پاریس دزدیده شده.

239
00:12:32,274 --> 00:12:34,042
‫بگید که یکی حواسش بهشه.

240
00:12:34,067 --> 00:12:35,201
‫فقط یک بار.

241
00:12:36,390 --> 00:12:38,731
‫5 سال پیش سعی کرده
،یه پیکاسو رو تو مادرید بدزده

242
00:12:38,756 --> 00:12:41,504
‫ولی یه نگهبان به شونه چپش شلیک کرده
.و با دست خالی فرار کرده

243
00:12:41,529 --> 00:12:43,236
‫پس چرا هیچ‌کس نمی‌تونه
 این یارو رو پیدا کنه؟

244
00:12:43,261 --> 00:12:44,587
‫چون ممکنه اصلاً وجود نداشته باشه.

245
00:12:45,074 --> 00:12:46,710
‫شاید یه افسانه‌ست.
منظورت چیه؟

246
00:12:46,735 --> 00:12:48,519
‫منظورم اینه که کارش قابل تحسینه،

247
00:12:48,544 --> 00:12:51,114
‫اما اسم ژان باپتیست هر وقت
.یه دزدی حل نشده می‌مونه، میاد بالا

248
00:12:51,139 --> 00:12:54,174
‫که دزد بدون هیچ ردی اومده و رفته،
.با یه شاهکار دیگه فرار کرده

249
00:12:54,199 --> 00:12:55,884
‫حتماً ژان باپتیست بوده.

250
00:12:55,909 --> 00:12:57,158
‫ولی آیا واقعیه؟

251
00:12:57,527 --> 00:12:59,396
.شاید. ممکنه 10 نفر مختلف باشن

252
00:12:59,421 --> 00:13:01,957
‫اینم ببین. سوابق عمومی رو گشتم.

253
00:13:01,982 --> 00:13:04,389
‫یکی ادعا کرده مالک اصلی
.رامبرانتـه و شکایت کرده

254
00:13:04,414 --> 00:13:05,420
‫اسمی داریم؟

255
00:13:05,445 --> 00:13:08,097
‫آره، "آری وایزمن"،
ولی انگار سوابقش محرمانه‌ست

256
00:13:08,122 --> 00:13:10,634
آری" اولین نفریه که ممکنه "
،بعد از رای دادگاه علیه‌اش

257
00:13:10,659 --> 00:13:13,002
‫خودش دست به کار شده باشه.
آدرسشو داریم؟

258
00:13:13,027 --> 00:13:14,836
‫آره، به نظر میاد همین اطرافه.

259
00:13:14,861 --> 00:13:18,765
‫کاپیتان، اگه میشه یه کم از
.کارآگاهای ازدیل و فورستر استفاده کنم

260
00:13:18,790 --> 00:13:20,426
‫قضیه اون پرونده مختومه‌ست؟

261
00:13:22,410 --> 00:13:23,471
‫درسته.

262
00:13:25,939 --> 00:13:27,147
‫حرف معاون رو شنیدین؟

263
00:13:28,743 --> 00:13:30,077
‫می‌تونم کمکی کنم؟

264
00:13:30,102 --> 00:13:32,071
‫نه، کارمو بلدم. خبرت می‌کنم.

265
00:13:34,181 --> 00:13:38,421
‫چرا نمی‌رید ببینید این آری وایزمن به اسم
 ژان باپتیست واکنش نشون میده یا نه؟

266
00:13:46,293 --> 00:13:48,418
‫ما فقط می‌خواستیم نقاشی برگرده.

267
00:13:48,443 --> 00:13:49,677
‫چقدر می‌خواستین؟

268
00:13:50,045 --> 00:13:52,313
‫در حدی که شکایت کنیم، نه دزدی.

269
00:13:53,586 --> 00:13:55,908
‫ببخشید، فکر می‌کردین
 اون نقاشی مال شماست؟

270
00:13:55,933 --> 00:13:57,869
‫نه مال من، مال مادربزرگم.

271
00:13:58,622 --> 00:14:02,526
‫پدرم اون نقاشی رو سال 1932 خریده بود.

272
00:14:03,344 --> 00:14:07,448
‫یادمه روزی که اون رو به دیوار آویزان کرد.

273
00:14:07,473 --> 00:14:12,911
‫هر وقت همه دور هم جمع می‌شدیم،
.اون دختر اونجا بود و بهمون لبخند می‌زد

274
00:14:13,822 --> 00:14:16,572
‫همیشه حس می‌کردم جزئی از خانواده‌ست.

275
00:14:16,597 --> 00:14:18,834
.هوم
‫پدرتون سلیقه فوق‌العاده‌ای داشتن.

276
00:14:18,859 --> 00:14:20,249
‫اثر خیلی خاصیه.

277
00:14:21,304 --> 00:14:22,605
‫یکی از مورد علاقه‌های منه.

278
00:14:22,630 --> 00:14:24,164
‫ما تو کراکوف زندگی می‌کردیم.

279
00:14:24,699 --> 00:14:28,338
‫پدرم، مادرم، و دو تا برادرام،

280
00:14:28,757 --> 00:14:30,992
.جیکوب و ساموئل

281
00:14:31,773 --> 00:14:33,296
‫من کوچکترین بودم.

282
00:14:37,779 --> 00:14:40,414
‫تنها کسی که از خانواده‌مون زنده مونده.

283
00:14:43,250 --> 00:14:44,894
‫وقتی نازی‌ها اومدن،

284
00:14:46,642 --> 00:14:48,243
‫همه‌چیز رو بردن.

285
00:14:54,893 --> 00:14:56,028
خیلی ‫متأسفم.

286
00:14:57,998 --> 00:14:59,357
‫ما هنوز اینجاییم.

287
00:15:01,744 --> 00:15:04,446
‫حدس می‌زنم سال‌ها
.کاتالوگ‌های حراجی رو دنبال کردین

288
00:15:04,471 --> 00:15:08,140
‫فکر می‌کردم هیچ‌وقت پیداش نمی‌کنم،
.تا اینکه یه روز، اونجا بود، برای فروش

289
00:15:08,353 --> 00:15:09,611
...صاحبانش

290
00:15:10,490 --> 00:15:12,502
.می‌خواستن اونو بهمون بفروشن

291
00:15:13,882 --> 00:15:15,591
‫به قیمت 20 میلیون دلار.

292
00:15:16,693 --> 00:15:19,272
‫ما که 20 میلیون دلار نداریم.

293
00:15:19,821 --> 00:15:22,580
‫دادگاه گفت نمی‌تونیم ثابت کنیم دزدیده شده.

294
00:15:23,892 --> 00:15:25,101
‫همین بود؟

295
00:15:29,470 --> 00:15:32,440
‫راستش "آری"
باید بپرسیم، شما دیشب کجا بودین؟

296
00:15:33,686 --> 00:15:36,342
‫اینجا با مادربزرگم بودم.

297
00:15:37,150 --> 00:15:39,286
‫اسم شما رو تو لیست
.بازدیدکننده‌های موزه دیدم

298
00:15:39,846 --> 00:15:41,500
‫چند روز پیش اونجا بودین.

299
00:15:42,811 --> 00:15:45,078
‫می‌خواستم یه عکس بگیرم تا بهش نشون بدم.

300
00:15:45,103 --> 00:15:47,279
‫تو این چند سال از کشور خارج شدین؟

301
00:15:47,304 --> 00:15:48,440
‫نه.

302
00:15:48,861 --> 00:15:51,528
‫نه، ولی اون
.هی ازم می‌خواد ببرمش لهستان

303
00:15:51,553 --> 00:15:54,254
‫می‌خواد خونه‌ای که توش بزرگ شده رو ببینه.

304
00:15:54,279 --> 00:15:56,164
‫ الان دیگه نمی‌تونه زیاد مسافرت کنه.

305
00:15:56,189 --> 00:15:59,072
‫اون نقاشی نزدیک‌ترین چیزی بود که
.می‌تونست رفتن به خونه رو حس کنه

306
00:16:00,499 --> 00:16:01,728
‫لطفاً.

307
00:16:03,598 --> 00:16:04,833
‫ممنون.

308
00:16:14,753 --> 00:16:16,422
‫مرسی بابت کمکتون، بچه‌ها.

309
00:16:16,447 --> 00:16:20,222
‫بعد از اینکه همه اقلام تگ‌گذاری، عکس‌برداری
،و بسته‌بندی شدن، برای پزشکی قانونی

310
00:16:20,247 --> 00:16:23,133
‫به بخش تجزیه و تحلیل اطلاعات فنی میگم
.شروع به استخراج داده از گوشیش کنن

311
00:16:23,158 --> 00:16:25,435
‫امیدوارم پیامک‌ها
.و گزارش تماس‌ها رو پیدا کنیم

312
00:16:25,460 --> 00:16:27,029
‫تحلیل الیاف کوله‌پشتی رو می‌خوای؟

313
00:16:27,054 --> 00:16:28,739
‫همه‌شو. کل کارا رو می‌خوام.

314
00:16:28,764 --> 00:16:31,044
‫این همه فعالیت،
.افراد شروع می‌کنن سؤال پرسیدن

315
00:16:31,069 --> 00:16:33,238
‫اگه کاپیتان بپرسه
 داریم چکار می‌کنیم، چی بگیم؟

316
00:16:33,263 --> 00:16:34,670
‫بگو با من حرف بزنه.

317
00:16:35,617 --> 00:16:38,440
‫ بیا این دسته عکس‌ها رو
.بدیم برای تشخیص چهره

318
00:16:38,465 --> 00:16:39,500
‫باشه.

319
00:16:45,111 --> 00:16:46,924
‫خب، بیا برای آخرین بار مرور کنیم.

320
00:16:46,949 --> 00:16:49,665
‫مامان، فهمیدم. بهم اعتماد کن.
.معلومه اعتماد دارم

321
00:16:49,690 --> 00:16:52,397
‫برای همینه که به جای یه پرستار بچه،
.به تو پول بیشتری می‌دم

322
00:16:52,422 --> 00:16:54,958
‫تو عملاً هر پرستار بچه‌ای
تو کالیفرنیا رو کنار گذاشتی

323
00:16:54,983 --> 00:16:57,114
‫و منم نمی‌گم داری
.بیشتر از معمول بهم پول میدی

324
00:16:57,139 --> 00:17:00,543
‫بر اساس شرایط فعلی بازار،
.یه دستمزد کاملاً منطقی درمیاد

325
00:17:00,568 --> 00:17:01,568
،گوش کن

326
00:17:01,822 --> 00:17:04,268
‫ روتین کلوئی از وقتی
خواب بعدازظهرش کمتر شده، تغییر کرده

327
00:17:04,293 --> 00:17:05,587
‫پس میشه بهم لطف کنی؟

328
00:17:05,851 --> 00:17:07,423
‫ساعت خواب از یک تا سه.

329
00:17:07,448 --> 00:17:08,848
‫موسیقی کلاسیک با صدای کم.

330
00:17:08,873 --> 00:17:11,373
‫برای ناهار، نصف ساندویچ
.پنیر کبابی و کدو سبز پوره شده

331
00:17:11,398 --> 00:17:13,835
‫بعد از اون، می‌تونه با بلوک‌هاش
،بازی کنه، و اگه کلافه شد

332
00:17:13,860 --> 00:17:15,920
‫با زرافه آوازه‌خون حواسشو پرت کن.

333
00:17:15,945 --> 00:17:17,680
‫می‌خوام یه چیزیو خیلی واضح بگم.
.اوهوم

334
00:17:17,705 --> 00:17:20,842
‫اون کلافه میشه و بلوک‌ها رو پرت می‌کنه.

335
00:17:20,867 --> 00:17:22,937
‫آماده‌ام.
.باشه، عالیه

336
00:17:23,343 --> 00:17:26,147
‫آه، وایسا، مامان. یه لحظه.
.میشه صبر کنی؟ باید برم

337
00:17:26,172 --> 00:17:30,050
‫می‌دونم، ولی فقط‌ خواستم ببینم پلیس
داره با وسایل تو کیف بابا چکار می‌کنه؟

338
00:17:30,075 --> 00:17:31,912
‫هنوز چیزی پیدا کردن؟

339
00:17:33,487 --> 00:17:34,756
‫این چیزا زمان می‌بره.

340
00:17:34,781 --> 00:17:37,208
‫می‌دونم، ولی نمی‌تونی تحت فشار
 بذاریشون که سریع‌تر پیش بره؟

341
00:17:37,233 --> 00:17:39,268
‫نمی‌تونی صبور باشی، لطفاً؟

342
00:17:39,293 --> 00:17:41,645
‫گوش کن، یه دلیلی داره که
وسایلشو بهشون دادم، باشه؟

343
00:17:41,670 --> 00:17:44,359
‫حتماً یه چیزی پیدا می‌کنن و وقتی
.پیدا کردن، بهت خبر میدم، قول میدم

344
00:17:44,384 --> 00:17:46,087
‫باشه.
.خب. ممنون

345
00:17:46,901 --> 00:17:50,554
‫راستی، تقریباً مطمئنم اون زرافه آوازه‌خون
 خرابه، پس موفق باشی. خداحافظ

346
00:17:50,579 --> 00:17:51,698
‫جدی میگی؟
.دوسِت دارم

347
00:17:51,723 --> 00:17:52,723
.مامان

348
00:17:54,676 --> 00:17:56,109
‫شغل شما تو موزه چیه؟

349
00:17:56,920 --> 00:17:58,167
‫من خدمه گالری هستم.

350
00:17:58,192 --> 00:18:01,423
‫من تقریباً 20 ساله معاون
.متصدی گالری هالباخ هستم

351
00:18:01,448 --> 00:18:03,100
‫فقط بلیت جمع می‌کنم و حقوق می‌گیرم.

352
00:18:03,125 --> 00:18:05,360
‫هیچی در مورد
.دزدیده شدن اون نقاشی نمی‌دونم

353
00:18:05,385 --> 00:18:07,326
‫تو این چند هفته متوجه چیز غیرعادی نشدی؟

354
00:18:07,351 --> 00:18:09,006
‫شاید یه بازدیدکننده که زیادی می‌چرخیده.

355
00:18:09,031 --> 00:18:11,392
‫اوهوم. یکی هفته پیش
،رو یه نقاشی فرمیر عطسه کرد

356
00:18:11,425 --> 00:18:16,396
‫منم داستان جودیت در حال بریدن سر هولوفِرنِس
.اثر کاراواجو رو به عنوان هشدار بهش نشون دادم

357
00:18:17,302 --> 00:18:18,935
‫این کبودی روی صورتتون از کجا اومده؟

358
00:18:19,648 --> 00:18:21,131
‫رو زمین خوابم برد.

359
00:18:22,523 --> 00:18:23,570
‫هوم.

360
00:18:23,595 --> 00:18:25,646
‫مطمئنی چیز غیرعادی ندیدی؟

361
00:18:25,671 --> 00:18:28,654
‫چند روز پیش متوجه یه پسری شدم
.که دور و بر رامبرانت می‌چرخید

362
00:18:28,679 --> 00:18:33,255
‫آشنا به نظر می‌رسید، انگار چند بار دیدمش،
.ولی خب، ما آدمای زیادی رو می‌بینیم

363
00:18:33,280 --> 00:18:34,887
‫چیز خاصی ازش یادتونه؟

364
00:18:34,912 --> 00:18:37,848
‫یادمه به نظرم اومد،
.انگار تازه از دویدن برگشته

365
00:18:42,386 --> 00:18:44,254
‫آره، خودشه.

366
00:18:49,520 --> 00:18:50,721
‫آه، بیخیال.

367
00:18:50,746 --> 00:18:52,571
‫باید "آری" رو به عنوان مظنون در نظر بگیریم.

368
00:18:52,596 --> 00:18:55,912
‫اون انگیزه، وسایل داشته و مادربزرگش
.هم به اندازه خودش رامبرانت رو می‌خواد

369
00:18:55,937 --> 00:18:58,382
‫آره، چون نقاشی متعلق به اونه. درست میگم؟

370
00:18:58,407 --> 00:18:59,782
‫مخالف نیستم، ولی...

371
00:18:59,807 --> 00:19:01,137
‫نه، ولی نداره.

372
00:19:01,162 --> 00:19:04,700
‫گوش کن، وایزمن‌ها
.اینجا قربانی هستن، نه مظنون

373
00:19:05,013 --> 00:19:08,256
‫تصور می‌کنی میریام وایزمن
 با طناب از نورگیر پایین میاد؟

374
00:19:08,281 --> 00:19:11,094
‫خب، آری ژیمناسته.
.کاملاً می‌تونم تصور کنم این کارو کرده

375
00:19:11,119 --> 00:19:14,463
‫ببین، همه کارمندای موزه‌ای که
.تا حالا باهاشون حرف زدیم، شاهد دارن

376
00:19:14,667 --> 00:19:16,069
‫مورگن، داری چکار می‌کنی؟

377
00:19:16,094 --> 00:19:20,253
‫دارم تابلوی جرم رو درست می‌کنم
و جدول زمانی رو اصلاح می‌کنم

378
00:19:20,278 --> 00:19:22,385
‫تا اولین باری که نقاشی
.دزدیده شد رو  هم اضافه کنم

379
00:19:22,410 --> 00:19:23,809
سال 1939؟

380
00:19:23,834 --> 00:19:26,722
‫خب، چرا خودمون رو محدود کنیم
 به حل کردن جرم‌های قرن 21؟

381
00:19:26,747 --> 00:19:28,519
‫اگه دختر جوون رو پیدا کنیم،

382
00:19:28,544 --> 00:19:31,514
‫باید اونو به میریام وایزمن برگردونیم،
.نه فاسترها

383
00:19:32,390 --> 00:19:33,662
‫باید اینو جواب بدم.

384
00:19:34,801 --> 00:19:36,242
‫مورگن، قضیه به این سادگی نیست.

385
00:19:36,267 --> 00:19:38,312
‫نمی‌دونم چی باید بهت بگم.
.حتماً کاری هست که بتونیم انجام بدیم

386
00:19:38,337 --> 00:19:41,623
‫خب، حتی اگه صلاحیت حل کردن
،یه جرم 80 سال پیش رو داشتیم

387
00:19:41,648 --> 00:19:43,515
‫سیستم اینطوری کار نمی‌کنه.

388
00:19:43,896 --> 00:19:45,512
‫واقعاً کاش می‌تونستیم کار بیشتری بکنیم.

389
00:19:50,043 --> 00:19:55,223
گ / ل=چ / ی / ن=  د / ی / ال

390
00:20:05,238 --> 00:20:06,392
‫کی بود؟

391
00:20:07,314 --> 00:20:08,415
‫ببخشید؟

392
00:20:08,440 --> 00:20:09,508
‫کی بود؟

393
00:20:10,578 --> 00:20:12,597
‫گفتی دزدا دوست دارن با بقیه حرف بزنن

394
00:20:12,622 --> 00:20:14,344
‫و گاهی وقتا اون آدما بهت زنگ میزنن.

395
00:20:14,369 --> 00:20:15,602
‫تماس از طرف اون آدما بود؟

396
00:20:16,853 --> 00:20:17,935
‫یه مرد زنگ زد.

397
00:20:18,322 --> 00:20:21,830
‫ادعا می‌کنه جای نقاشی رو بلده.
می‌خواد برای گفتگو با من قرار بذاره

398
00:20:23,524 --> 00:20:24,559
‫کجا؟

399
00:20:26,325 --> 00:20:29,694
‫نمی‌خوای بهم بگی ‫چون نگران اینی که اگه
پلیس دخالت کنه، گند می‌زنن به همه چی؟

400
00:20:29,719 --> 00:20:33,589
‫اگه این آدم هر کی هست رو بترسونیم،
.ممکنه هیچ‌وقت نقاشی رو پس نگیریم

401
00:20:36,747 --> 00:20:38,101
‫باشه، پس منم باهات میام.

402
00:20:38,126 --> 00:20:39,717
.نمی‌تونم با پلیس‌ها برم سر قرار

403
00:20:39,742 --> 00:20:41,388
‫من که پلیسی نمی‌بینم، تو می‌بینی؟

404
00:20:49,416 --> 00:20:50,618
‫این یارو کجاست؟

405
00:20:51,578 --> 00:20:52,579
‫دیر کرده.

406
00:20:52,948 --> 00:20:54,743
‫دقیقاً چرا داره به تو زنگ می‌زنه؟

407
00:20:55,426 --> 00:20:58,634
‫خب، نمی‌خوام بگم مغرورم، ولی من
.تنها کسی‌ام که می‌تونه این کارو انجام بده

408
00:20:59,872 --> 00:21:02,081
‫ببخشید، داشتی سعی می‌کردی
 مغرور به نظر نیای؟

409
00:21:02,106 --> 00:21:05,190
‫خب، از چیزی که فهمیدم، تنها کسی هم
.که می‌تونه کار تو رو انجام بده، خودِ تویی

410
00:21:05,600 --> 00:21:07,381
‫یه کم فرق داره، ولی باشه.

411
00:21:09,101 --> 00:21:11,371
‫خب، فکر کنم یه کم وقت اضافه داریم.

412
00:21:12,370 --> 00:21:13,972
‫بیا ببینیم این یارو چطور وارد شده.

413
00:21:13,997 --> 00:21:16,296
‫خوش باش.
.بیا دیگه، تو هم با من میای

414
00:21:18,311 --> 00:21:20,480
‫به اون استعداد متکبرانه‌ت
.روی پشت بوم نیاز دارم

415
00:21:27,850 --> 00:21:29,937
‫اگه فقط بتونم...
الو؟

416
00:21:34,564 --> 00:21:35,965
‫ستوان، یه لحظه وقت دارین؟

417
00:21:36,209 --> 00:21:37,327
‫فقط خبر خوب.

418
00:21:37,706 --> 00:21:39,242
‫خب، بخش تی‌آی‌دی شلوغه.

419
00:21:39,267 --> 00:21:41,677
‫هابسون میگه باز کردن اون
،بلک‌بری ممکنه هفته‌ها طول بکشه

420
00:21:41,702 --> 00:21:43,219
‫تعداد تلفن‌ها زیاده، پیامک‌ها کم.

421
00:21:43,244 --> 00:21:45,380
‫یادآوری کن که جریمه
 پارک ماشین مادرشو چطور

422
00:21:45,405 --> 00:21:46,949
‫جلوی دادگاه ون نایز حل کردم.

423
00:21:46,974 --> 00:21:48,160
‫بهم مدیونه.

424
00:21:48,185 --> 00:21:50,390
‫شما فرق بین خبر خوب و بد رو می‌دونین؟

425
00:21:50,415 --> 00:21:52,755
‫اون عکس‌های تو کوله‌پشتی رو
.دادم برای تشخیص چهره

426
00:21:52,780 --> 00:21:55,000
‫برای اونایی که تونستیم تطبیق بدیم،
.سوابق جنایی نداشتن

427
00:21:55,025 --> 00:21:56,793
‫جریمه پارک،
.تخلف رانندگی، چیز خاصی نیست

428
00:21:56,818 --> 00:21:58,619
‫ اونایی که نتونستیم تطبیق بدیم؟
.فقط یک مورد

429
00:22:04,353 --> 00:22:06,155
‫بسیارخب، ادامه‌اش با من.

430
00:22:09,000 --> 00:22:16,000


431
00:22:18,201 --> 00:22:20,804
‫می‌دونستی یه مسابقه پوشک آلمانی هست؟

432
00:22:21,943 --> 00:22:23,481
‫هر سال تو باواریا برگزار میشه.

433
00:22:23,506 --> 00:22:25,955
‫شرکت‌کننده‌ها از نظر سرعت، کارایی،

434
00:22:25,980 --> 00:22:28,649
‫و ظرافت هنری پوشک بستن، داوری میشن.

435
00:22:29,482 --> 00:22:31,786
‫من عالی عمل می‌کنم.
کلوئی خوابیده یا نه؟

436
00:22:31,811 --> 00:22:34,897
‫بله، که منو می‌رسونه به نکته بعدی.

437
00:22:34,922 --> 00:22:38,338
‫چون من دارم در نگهداری از بچه
،بهت کمک می‌کنم و ازم پرستاری نمیشه

438
00:22:38,642 --> 00:22:40,505
‫10٪ از دستمزد رو بهم میدم.

439
00:22:46,467 --> 00:22:48,388
‫باشه، 20٪.

440
00:22:48,413 --> 00:22:49,414
‫قبوله.

441
00:22:49,837 --> 00:22:52,073
‫منم به مامان نمی‌گم داری لباساشو می‌گردی.

442
00:22:52,098 --> 00:22:53,518
‫چه سخاوتمند.

443
00:23:11,571 --> 00:23:13,540
‫اگه قول بدیم به چیزی دست نزنیم، چی؟

444
00:23:14,528 --> 00:23:16,097
‫برای من مشکلی نیست.

445
00:23:20,318 --> 00:23:21,720
‫تا حالا چیزی دزدیدی؟

446
00:23:22,370 --> 00:23:24,570
‫نه، چیزی با تاریخچه مالکیت.
تو چی؟

447
00:23:24,595 --> 00:23:27,588
‫آره، یه بار تو مدرسه ابتدایی
.کتونی همکلاسیمو دزدیدم

448
00:23:28,350 --> 00:23:30,046
‫اسکاتلند یارد از این ماجرا خبر داره؟

449
00:23:31,091 --> 00:23:32,254
‫حقش بود.

450
00:23:32,728 --> 00:23:36,133
‫توی زنگ تفریح با اون کفشا همیشه به
.ساق پای یه بچه به اسم گیدیون لگد می‌زد

451
00:23:37,167 --> 00:23:38,527
‫خب، اونا رو پوشیدی رفتی مدرسه؟

452
00:23:38,552 --> 00:23:41,680
‫نه، اونا رو دم یه مغازه دست دوم‌فروشی
.درست کنار ایستگاه اتوبوس بخشیدم

453
00:23:41,705 --> 00:23:44,608
‫اینطوری هر وقت از پنجره بیرون
.نگاه می‌کرد، می‌تونست اونا رو ببینه

454
00:23:44,633 --> 00:23:45,903
‫ای شیطون!

455
00:23:48,288 --> 00:23:50,706
‫این شیشه بازتاب‌دهنده‌ست.
منظورت چیه؟

456
00:23:50,731 --> 00:23:53,142
‫این نورگیرها همه
.یه لایه ویندوفیلم یک‌طرفه دارن

457
00:23:53,167 --> 00:23:54,769
‫دزد نمی‌تونسته تو رو ببینه.

458
00:23:54,794 --> 00:23:58,661
‫این یه بازی پر ریسکه که شیشه رو
.بشکنی، بدون اینکه بدونی کی اون پایینه

459
00:23:59,240 --> 00:24:00,408
‫ببخشید.

460
00:24:02,082 --> 00:24:03,332
‫ما داشتیم می‌رفتیم.

461
00:24:03,657 --> 00:24:06,455
‫نگهبان دیده اومدین بالا.
شما آقای ایستمن هستین؟

462
00:24:06,934 --> 00:24:08,018
‫بله، چرا؟

463
00:24:08,043 --> 00:24:10,036
.یکی از راهنماهای موزه
.اینو جلوی در پیدا کرد

464
00:24:11,052 --> 00:24:12,353
‫ندیدن کی گذاشتتش.

465
00:24:13,676 --> 00:24:15,246
بدش به ریس استمن
"فوری"

466
00:24:21,926 --> 00:24:23,998
ساعت 1 بعدازظهر امروز
"پارک "وودلی
‏500 هزار دلار بیار

467
00:24:29,048 --> 00:24:32,299
‫پس خودتون تنها بدون اسکورت پلیس
 برگشتین صحنه جرم؟

468
00:24:32,324 --> 00:24:34,721
‫خب، آره...
‫کارآگاه کارادک، شما از این خبر داشتین؟

469
00:24:34,746 --> 00:24:35,750
 خبر از چی قربان؟

470
00:24:35,775 --> 00:24:39,078
‫مدیر موزه همین الان بهم زنگ زد
 و گفت همکارتون آقای ایستمن رو برده

471
00:24:39,103 --> 00:24:41,216
‫به گشت و گذار تو صحنه جرم.

472
00:24:41,241 --> 00:24:44,211
‫ از زیر نوار رد شده، مهر و موم رو بریده.

473
00:24:44,681 --> 00:24:47,159
‫داری سعی می‌کنی
 این تحقیقات رو خراب کنی؟

474
00:24:47,184 --> 00:24:49,274
‫کاملاً واضح گفتی
.چه حسی نسبت به این پرونده داری

475
00:24:49,299 --> 00:24:52,601
‫نه، من سعی ندارم چیزی رو خراب کنم،
باشه؟ داشتم تلاش می‌کردم کمک کنم

476
00:24:52,626 --> 00:24:55,638
‫اون داشت به هر حال می‌رفت.
ترجیح می‌دادی بذارم تنها بره؟

477
00:24:55,663 --> 00:24:57,531
‫هیچ کدومتون نباید اصلاً اونجا می‌رفتین.

478
00:24:57,556 --> 00:24:59,730
‫باشه، اینو می‌فهمم و متأسفم.

479
00:24:59,767 --> 00:25:01,569
‫اما اگه نمی‌رفتیم،
.اینو به دست نمی‌آوردیم

480
00:25:01,594 --> 00:25:03,911
‫هر کی اینو گذاشته، می‌خواد
.ساعت 1:00 بعد از ظهر ملاقات کنه

481
00:25:06,474 --> 00:25:08,442
‫این کمتر از 2 ساعت بهمون وقت میده.

482
00:25:08,709 --> 00:25:10,621
‫فورستر و ازدیل هنوز با سرگرد هستن؟

483
00:25:10,646 --> 00:25:11,838
‫به عملیات نظارتی فکر می‌کنی؟

484
00:25:11,863 --> 00:25:14,265
‫آره، باید دوربین‌های امنیتی موزه رو ببینیم.

485
00:25:14,290 --> 00:25:16,422
‫شاید کسی که اینو انداخته رو شناسایی کنیم.

486
00:25:16,447 --> 00:25:18,361
‫فکر نمی‌کنین باید
ریس رهبری اینو بر عهده بگیره؟

487
00:25:18,386 --> 00:25:21,155
‫چرا باید این کارو بکنیم؟
.چون اونا می‌خوان با من صحبت کنن

488
00:25:21,180 --> 00:25:24,008
‫فکر عالی. مورگن رو هم با تو می‌فرستم
.و می‌تونین بیشتر مدارک رو خراب کنین

489
00:25:24,033 --> 00:25:25,735
‫هی، من متأسفم، باشه؟

490
00:25:25,760 --> 00:25:28,471
‫متأسفم که بدون اجازه شما
.رفتم تو یه ساختمون

491
00:25:28,496 --> 00:25:31,042
‫الان می‌فهمم که ایده بدی بود.
ایده بد؟

492
00:25:32,133 --> 00:25:35,069
‫نظرت در مورد بی‌ملاحظه و نافرمانی چیه؟

493
00:25:35,831 --> 00:25:37,489
‫همین الان گفتم متأسفم.

494
00:25:37,514 --> 00:25:40,583
وقتی تو حوزه‌ی کاری منی
،می‌دونم از قانون خوشت نمیاد

495
00:25:40,608 --> 00:25:42,943
‫ازت انتظار دارم از فرمان من پیروی کنی.

496
00:25:44,879 --> 00:25:46,280
‫اینو جلو آینه تمرین کردی؟

497
00:25:47,731 --> 00:25:51,052
‫مورگن، آروم ...
.به من نگو آروم باشم

498
00:25:52,948 --> 00:25:54,964
‫باید یکی از سرویس اطلاعات ویژه بگیریم.

499
00:25:54,989 --> 00:25:57,024
‫هر چقدر زودتر به محل تحویل باج برسیم،

500
00:25:57,048 --> 00:25:58,582
‫زودتر می‌تونیم نظارت رو شروع کنیم.

501
00:25:58,607 --> 00:26:00,098
‫باشه، عالیه.
.من و ریس باهاتون میایم

502
00:26:00,122 --> 00:26:01,038
.نه

503
00:26:01,062 --> 00:26:03,499
‫من و کارآگاه کارادک
.از اینجا به بعد رو مدیریت می‌کنیم

504
00:26:03,898 --> 00:26:05,845
‫مشاورا‌مون به اندازه کافی کار کردن.

505
00:26:06,165 --> 00:26:08,407
‫داری منو از پرونده کنار می‌ذاری؟

506
00:26:09,203 --> 00:26:10,771
‫من رفتم بالای یه سقف!

507
00:26:10,796 --> 00:26:13,921
‫اوه، عالی شد. فاسترها دارن میان بالا.
.آخرین خیر رو می‌خوان

508
00:26:13,946 --> 00:26:16,652
‫باهاشون صحبت کن.
.پایین منتظر می‌مونم. زود باش

509
00:26:16,677 --> 00:26:18,118
‫چه خبر شده؟

510
00:26:19,246 --> 00:26:21,052
‫مورگن، داشتی به چی فکر می‌کردی؟

511
00:26:21,078 --> 00:26:22,112
‫فهمیدم!

512
00:26:26,568 --> 00:26:27,893
‫به خاطر همینه که تنها کار می‌کنم.

513
00:26:32,110 --> 00:26:33,498
‫تنهایی مشروب می‌خوری؟

514
00:26:34,628 --> 00:26:36,797
‫ترجیح میدم همدم داشته باشم.
.عالیه

515
00:26:38,065 --> 00:26:39,143
‫موفق باشید.

516
00:26:46,907 --> 00:26:48,439
‫تو اون یارو رو باور می‌کنی؟

517
00:26:48,464 --> 00:26:51,587
‫منو از پرونده کنار می‌ذاره تا خودش بره
.دنبال سرنخی که ما پیدا کردیم

518
00:26:51,612 --> 00:26:54,867
‫اون می‌دونه چطور کار می‌کنم. من کار خودمو
 می‌کنم و بعد پرونده‌ها حل میشن، درسته؟

519
00:26:54,892 --> 00:26:56,213
‫مشکلش چیه؟

520
00:26:56,238 --> 00:26:58,528
‫هیچی مشکل نداره، ریس.
.این جواب اون سواله

521
00:26:58,553 --> 00:27:00,229
‫تو حق داری ناراحت باشی.

522
00:27:00,254 --> 00:27:02,966
‫آره، می‌دونم حق دارم
.چون مثل یه بچه منو توبیخ کرد

523
00:27:02,991 --> 00:27:05,163
‫من خودم بچه دارم،
.با اونا هم اینجوری حرف نمی‌زنم

524
00:27:07,628 --> 00:27:08,662
‫چیه؟

525
00:27:09,453 --> 00:27:11,020
‫پسر، دختر، قاطیه؟

526
00:27:11,466 --> 00:27:13,651
‫قاطیه. موضوع رو عوض نکن.
.باید این حرفا رو بزنم

527
00:27:13,676 --> 00:27:14,910
‫چرا هنوز داریم رانندگی می‌کنیم؟

528
00:27:14,935 --> 00:27:17,486
‫نباید الان مشغول خوردن و نوشیدن باشیم؟

529
00:27:17,511 --> 00:27:19,648
‫داری پیشنهاد می‌کنی تندتر برم؟

530
00:27:19,673 --> 00:27:22,508
‫به ماشینی که داری می‌رونی نگاه کن.
.همین الان یه سوبارو ازمون سبقت گرفت

531
00:27:22,533 --> 00:27:23,857
‫باید خجالت بکشی.

532
00:27:28,918 --> 00:27:30,059
‫اینو از کجا آوردین؟

533
00:27:30,084 --> 00:27:31,485
‫مشاورامون پیداش کردن.

534
00:27:31,510 --> 00:27:33,771
‫خبر خوب اینه که نقاشی‌تون آسیب ندیده.

535
00:27:33,796 --> 00:27:35,291
‫حالا چی میشه؟

536
00:27:35,316 --> 00:27:36,966
‫قرار بذاریم باج رو بدیم؟

537
00:27:36,991 --> 00:27:38,416
‫این چیزی نیست که من گفتم قربان.

538
00:27:38,441 --> 00:27:40,868
‫پلیس لس آنجلس هیچ‌وقت باج نمیده.
.ما هم پیشنهاد نمی‌کنیم که باج بدین

539
00:27:40,893 --> 00:27:43,513
‫باورم نمیشه. باشه.
 پس پیشنهاد می‌کنین چکار کنیم؟

540
00:27:43,538 --> 00:27:45,415
‫فقط همین‌جا می‌شینیم و کاری نمی‌کنیم؟

541
00:27:45,440 --> 00:27:47,584
،کارآگاه، ما تمام مدت منتظر تلفن بودیم

542
00:27:47,609 --> 00:27:49,945
هیچ خبری نشد، و حالا... حالا این؟

543
00:27:49,970 --> 00:27:53,249
‫کی اینو براتون فرستاده؟
سرنخی دارین؟ هیچی؟

544
00:27:53,274 --> 00:27:56,259
‫داریم یه تیم تشکیل می‌دیم تا سرنخ
.رو دنبال کنه و نقاشی شما رو برگردونه

545
00:27:56,284 --> 00:27:59,688
‫و چقدر طول می‌کشه
 تا این تیم‌تون رو تشکیل بدید؟

546
00:27:59,713 --> 00:28:01,457
،الان دارن توی اتاق عملیات جمع می‌شن

547
00:28:01,482 --> 00:28:03,377
‫و من باید اونجا باشم به جای اینجا.

548
00:28:03,402 --> 00:28:04,327
.آره

549
00:28:04,351 --> 00:28:07,531
‫کارآگاه، ما فقط می‌خوایم دخترمون برگرده.

550
00:28:07,556 --> 00:28:09,561
‫می‌فهمم قربان.
.اجازه بدید بهش رسیدگی کنیم

551
00:28:09,586 --> 00:28:11,524
‫وقتی اطلاعات بیشتری پیدا کردیم،
.بهتون خبر می‌دیم

552
00:28:12,627 --> 00:28:14,728
‫ممنون که بهمون اطلاع دادین، کارآگاه.

553
00:28:15,877 --> 00:28:16,911
‫خواهش می‌کنم.

554
00:28:19,981 --> 00:28:21,778
‫فقط یه کم بیشتر. چشم قربان.

555
00:28:21,803 --> 00:28:22,971
‫مرسی داداش.

556
00:28:25,454 --> 00:28:26,929
‫ آرتور هستم.
.سلام

557
00:28:26,954 --> 00:28:28,970
.من ایوا سینکورا هستم

558
00:28:28,995 --> 00:28:30,129
‫رئیس، می‌خوایم...

559
00:28:30,477 --> 00:28:31,480
‫الو؟

560
00:28:33,280 --> 00:28:34,381
‫ام...

561
00:28:35,216 --> 00:28:38,706
‫خواستم بهتون زنگ بزنم چون
یه سوالی بود که تو رستوران

562
00:28:38,731 --> 00:28:41,163
‫جوابشو نگرفتم، چون مامانم قاطی کرد.

563
00:28:41,188 --> 00:28:43,365
‫خب، مادرت در مورد
زنگ زدنت به من چه حسی داره؟

564
00:28:43,390 --> 00:28:45,468
‫اوه، این تماس هیچ‌وقت گرفته نشده.

565
00:28:45,493 --> 00:28:48,747
‫در واقع، احتمالاً باید بهش بگم
.که دوباره منو حبس نکنه

566
00:28:49,016 --> 00:28:50,973
‫آره خب، به نظر یه حرکت عاقلانه میاد.

567
00:28:50,998 --> 00:28:53,482
‫ببین، ایوا، من الان وسط کارم، پس...

568
00:28:53,507 --> 00:28:55,809
‫شما گفتین من شبیه پدرم هستم؟

569
00:29:00,007 --> 00:29:01,354
‫اون چجور آدمی بود؟

570
00:29:05,714 --> 00:29:06,747
‫الو؟

571
00:29:09,016 --> 00:29:11,785
‫ببین، دیگه مزاحمتون نمی‌شم.
...قول میدم. فقط

572
00:29:14,355 --> 00:29:17,333
‫متأسفم. شاید این فکر خوبی نبود.
.دیگه کاری باهاتون ندارم

573
00:29:17,358 --> 00:29:19,950
‫نه، نه، فقط یه لحظه صبر کن.

574
00:29:21,195 --> 00:29:25,132
‫اگه می‌خوای در مورد پدرت جدی صحبت
.کنیم، پس باید اینو درست انجام بدیم

575
00:29:26,433 --> 00:29:28,902
‫نمی‌دونم، شاید
...من و تو و مادرت، بتونیم

576
00:29:29,954 --> 00:29:33,081
‫نمی‌دونم. دوباره یه جایی
،تو اون غذاخوری همدیگه رو ببینیم

577
00:29:33,774 --> 00:29:34,895
‫نظرت چیه؟

578
00:29:35,154 --> 00:29:36,899
‫حتماً، آره.

579
00:29:37,356 --> 00:29:40,192
‫گوش کن، ایوا، تا وقتی اون اتفاق بیفته،
...من و تو نمی‌تونیم

580
00:29:45,408 --> 00:29:46,408
...ببین

581
00:29:46,720 --> 00:29:49,005
‫رومن همیشه کارها رو
،به روش آسون انجام نمی‌داد

582
00:29:49,557 --> 00:29:52,293
‫اما همیشه کارها رو درست انجام می‌داد.

583
00:29:52,318 --> 00:29:55,037
‫یعنی، نقش زیادی تو این داشت که
.من زندگیم رو سر و سامون بدم

584
00:29:55,062 --> 00:29:58,432
‫و باور کن، بیش از یه بار جونمو نجات داد.

585
00:30:02,136 --> 00:30:04,678
‫اون از هر نظر یه آدم درستکار بود.

586
00:30:07,841 --> 00:30:10,010
‫خب، ببین، ایوا، من باید برگردم سر کارم.

587
00:30:10,035 --> 00:30:11,872
‫هی، آرتور.
.بله

588
00:30:14,002 --> 00:30:15,070
‫ممنون.

589
00:30:16,216 --> 00:30:17,581
‫خواهش می‌کنم عزیزم.

590
00:30:23,614 --> 00:30:28,629
گ / ل=چ / ی / ن=  د / ی / ال

591
00:30:34,461 --> 00:30:36,115
‫همه چیز روبه‌راهه، کارآگاه؟

592
00:30:36,803 --> 00:30:38,167
چیزی ذهنت رو مشغول کرده؟

593
00:30:40,841 --> 00:30:42,230
‫می‌دونی، یه جایی خوندم

594
00:30:42,255 --> 00:30:45,731
‫حمل کردن سرخوردگی‌های بیان نشده
.مثل حمل کردن یه کوله‌پشتی سنگینه

595
00:30:46,231 --> 00:30:49,892
‫هر فکر ناگفته‌ای
یه سنگ دیگه به این بار اضافه می‌کنه

596
00:30:49,917 --> 00:30:51,952
‫و سفر شما رو خیلی سخت‌تر می‌کنه.

597
00:30:53,452 --> 00:30:55,119
‫اون گیج شده، قربان.
.هوم

598
00:30:55,356 --> 00:30:56,633
.آره، منم همینطور

599
00:30:57,108 --> 00:30:58,209
‫شما گیج شدین؟

600
00:31:00,862 --> 00:31:02,629
‫قربان، چیزی هست که بخواین بهم بگید؟

601
00:31:04,799 --> 00:31:08,327
‫من نمی‌تونم ازت محافظت کنم
.اگه ندونم کجایی

602
00:31:09,637 --> 00:31:13,182
 باید در موقعیتی باشم که در صورت
.بهم ریختن اوضاع بتونم کمکت کنم

603
00:31:13,207 --> 00:31:14,977
‫من باید همه چیز رو بدونم،

604
00:31:16,243 --> 00:31:18,212
‫و به خاطر این نیست که بهش اعتماد ندارم،

605
00:31:19,179 --> 00:31:20,715
‫بلکه به این دلیله که اعتماد دارم.

606
00:31:24,218 --> 00:31:25,520
‫هنوز گیج هستی؟

607
00:31:25,944 --> 00:31:27,593
‫نه.
.خوبه

608
00:31:28,648 --> 00:31:31,087
‫چون همین موضوع در مورد تو
.و هر کس دیگه‌ای هم صدق می‌کنه

609
00:31:32,025 --> 00:31:33,025
متوجهی؟

610
00:31:34,395 --> 00:31:35,530
‫بله، قربان.

611
00:31:37,665 --> 00:31:41,092
‫دفعه بعد که باهاش عصبانی شدین،
.پیشنهاد می‌کنم رویکرد دیگه‌ای پیدا کنین

612
00:31:41,143 --> 00:31:42,746
‫اوه، بله. چرا؟

613
00:31:42,771 --> 00:31:45,234
‫چون اگه این کارو نکنین،
 من و شما رو در موقعیتی قرار میده

614
00:31:45,259 --> 00:31:46,853
‫که اوضاع قطعاً بهم می‌ریزه.

615
00:32:04,458 --> 00:32:05,725
‫همه چیز امنه.

616
00:32:13,408 --> 00:32:14,928
‫فقط یه کم بی‌طاقت شدم.

617
00:32:14,953 --> 00:32:16,945
‫نگران نباش. باج‌گیر به زودی پیداش میشه.

618
00:32:16,970 --> 00:32:18,305
‫با شما، کارآگاه.

619
00:32:19,541 --> 00:32:21,308
‫با من بی‌طاقت شدی؟ چرا؟

620
00:32:21,333 --> 00:32:24,503
‫ما اینجا نشستیم، آروم و ساکت.
.فرصت کافی داری که بهم اطلاعات بدی

621
00:32:24,972 --> 00:32:26,305
‫بهتون اطلاعات چی بدم؟

622
00:32:28,691 --> 00:32:30,174
‫رومن سینکورا.

623
00:32:34,000 --> 00:32:35,229
‫بیخیال آدام.

624
00:32:36,390 --> 00:32:38,073
‫فکر می‌کنی این چیزا رو نمی‌بینم؟

625
00:32:40,880 --> 00:32:42,131
‫چی می‌خوای بدونین؟

626
00:32:46,509 --> 00:32:48,440
‫آه. ما وقت این کارو نداریم.

627
00:32:48,706 --> 00:32:50,119
.پوشش‌مون لو میره

628
00:32:51,606 --> 00:32:53,183
‫یا باج‌گیرمون می‌ترسه.

629
00:32:53,208 --> 00:32:55,444
‫ما اینجا برای نقاشی اومدیم،
.نه یه دزد ماشین

630
00:32:56,266 --> 00:32:57,423
‫بیخیالش شو.

631
00:32:57,762 --> 00:32:59,262
‫اون داره مرتکب جرم میشه.

632
00:33:00,682 --> 00:33:01,761
.اینو حلش می‌کنم

633
00:33:02,027 --> 00:33:03,074
‫کارآگاه.

634
00:33:03,474 --> 00:33:05,806
‫هی! هی مرد، این ماشین منه.

635
00:33:05,831 --> 00:33:09,227
‫داری چکار می‌کنی؟
.داداش، الان از ماشینم بیا بیرون

636
00:33:10,089 --> 00:33:12,498
‫واو! پلیس لس آنجلس،
!اسلحه رو بذار زمین

637
00:33:12,523 --> 00:33:15,013
‫الان. کنار پاهات. زود باش.

638
00:33:15,608 --> 00:33:17,654
.اون اسلحه رو الان بذار زمین

639
00:33:20,635 --> 00:33:22,941
‫بندازش. روی زمین.

640
00:33:25,773 --> 00:33:28,193
‫خوبه. دستات رو جایی بذار که ببینم، پسر.

641
00:33:30,234 --> 00:33:32,136
‫هی، اون همون یاروئه. بریم!

642
00:33:43,190 --> 00:33:44,491
‫هی! هی!

643
00:33:45,847 --> 00:33:46,878
!راه بیفت

644
00:33:48,880 --> 00:33:50,857
‫صبر کن، حالا داری ماشینو می‌دزدی.

645
00:33:50,882 --> 00:33:52,379
‫درسته. شانس آوردی.

646
00:34:09,049 --> 00:34:11,680
‫کارآگاه.
.شما ماشین منو بردید قربان

647
00:34:11,705 --> 00:34:13,759
‫آره، نمی‌تونستم صبر کنم.
.داشت فرار می‌کرد

648
00:34:20,895 --> 00:34:22,362
‫خب، من درست پشت سرتم.

649
00:34:23,806 --> 00:34:25,526
‫چی؟ تو اون ماشینو دزدیدی؟

650
00:34:25,551 --> 00:34:29,643
‫نه قربان. یک وسیله نقلیه شخصی رو در شرایط
.اضطراری مصادره کردم، چون منو ول کردین

651
00:34:29,668 --> 00:34:33,058
‫چاره‌ای نداشتم.
.بهت گفتم با اون یارو درگیر نشو

652
00:34:34,651 --> 00:34:36,345
‫داشت مرتکب جرم می‌شد!

653
00:34:43,918 --> 00:34:47,208
‫از اون ماشین بیا بیرون، کارآگاه.
صدای منو می‌شنوی؟

654
00:34:52,192 --> 00:34:53,795
‫بله، صداتون رو می‌شنوم، قربان.

655
00:34:58,298 --> 00:34:59,801
‫همین الان بزن کنار!

656
00:35:00,902 --> 00:35:02,837
‫ماشین رو بکش کنار جاده.

657
00:35:08,776 --> 00:35:09,944
‫کمک می‌خوای؟

658
00:35:10,226 --> 00:35:11,593
‫خودم حلش می‌کنم.

659
00:35:18,889 --> 00:35:21,250
‫نزدیک بود.
!کاملاً آگاهم

660
00:35:23,997 --> 00:35:25,665
‫می‌خوام حرکت خودمو انجام بدم!

661
00:35:25,893 --> 00:35:27,662
‫چه حرکتی؟ هیچ حرکتی نکن!

662
00:35:53,320 --> 00:35:55,355
.‫بریم ماشینو بین دو تا ماشین گیر بندازیم

663
00:35:55,380 --> 00:35:57,667
‫فقط بزن کنار و یه هلیکوپتر بفرست بالا.

664
00:35:57,692 --> 00:35:59,060
‫ نیاز به دید هوایی داریم.

665
00:36:00,965 --> 00:36:02,781
‫فقط به حرف من گوش کن، کارآگاه!

666
00:36:16,343 --> 00:36:18,880
‫اگه هر دو تو یه ماشین بودیم، فکر می‌کنم...

667
00:36:23,051 --> 00:36:24,132
‫ولش کن.

668
00:36:28,733 --> 00:36:31,109
‫من حتی مطمئن نیستم که اون
.باید این شغل رو داشته باشه

669
00:36:31,134 --> 00:36:33,536
‫یعنی، ستوان سوتو کاملاً شایسته بود.

670
00:36:33,561 --> 00:36:35,303
‫خب، چطور اون ترفیع گرفت؟

671
00:36:35,328 --> 00:36:37,547
‫سیاست‌بازی، پارتی‌بازی، فکر کنم.

672
00:36:37,572 --> 00:36:39,963
‫می‌دونی چی می‌تونه باشه؟
.قدش بلنده

673
00:36:39,988 --> 00:36:42,800
‫داده‌ها نشون میده افراد قدبلندتر
سریع‌تر ترفیع می‌گیرن. اینو می‌دونستی؟

674
00:36:42,825 --> 00:36:45,652
‫اما اگه نتونی یه شلوار آماده بخری،
زندگی چه فایده‌ای داره؟

675
00:36:45,677 --> 00:36:49,102
‫باشه. آخرین بار کی بود که
شلوار آماده از فروشگاه خریدی؟

676
00:36:49,127 --> 00:36:52,381
‫مطمئنم یه خیاط تو لندن
.اندازه فاق شلوارت رو حفظ کرده

677
00:36:52,406 --> 00:36:54,675
‫خب، می‌دونی، من لباس‌هایی که
.اندازه‌ام باشن رو دوست دارم

678
00:36:54,700 --> 00:36:56,148
‫اوهوم، معلومه.

679
00:36:58,427 --> 00:36:59,702
‫فکر می‌کنی منو می‌شناسی؟

680
00:37:00,510 --> 00:37:02,595
اما نمی‌تونی از این لهجه بگذری، مگه نه؟

681
00:37:03,157 --> 00:37:06,561
‫خب، صدات طوریه که انگار
با گرفتن یه چوب کراکت متولد شدی

682
00:37:07,862 --> 00:37:10,097
‫خب، بذار یه چیزی رو باهات در میون بذارم.

683
00:37:10,122 --> 00:37:12,540
‫پدر من، یه آشغال جمع‌کن بود.

684
00:37:13,534 --> 00:37:15,837
‫همیشه بیرون بود
.و آشغال‌های مردم رو جمع می‌کرد

685
00:37:16,571 --> 00:37:18,642
‫همه بچه‌های مدرسه،
.همیشه مسخره‌ام می‌کردن

686
00:37:19,006 --> 00:37:21,067
‫می‌گفتن بوش رو ازم حس می‌کنن،

687
00:37:22,067 --> 00:37:24,000
،اما وقتی وارد یه موزه می‌شدم

688
00:37:24,996 --> 00:37:26,557
‫داشتم به همون زیبایی‌ای خیره می‌شدم

689
00:37:26,582 --> 00:37:29,572
که پادشاهان و ملکه‌ها خیره می‌شدن
.و یه بچه از استیونج مثل من

690
00:37:29,884 --> 00:37:31,586
‫مهم نبود که من کی بودم.

691
00:37:32,156 --> 00:37:36,256
‫یعنی، مونالیزا به من لبخند می‌زد
.همونطور که به همه لبخند می‌زد

692
00:37:38,025 --> 00:37:39,152
‫اوم.

693
00:37:40,136 --> 00:37:43,405
‫راستش رو بگم، هنوز خیلی عصبانی‌ام،
،واسه همین کاملاً گوش نمی‌دادم

694
00:37:43,430 --> 00:37:46,470
‫ولی «آشغال جمع‌کن»
.و «مونالیزا» رو شنیدم

695
00:37:46,495 --> 00:37:49,501
‫دقیقاً مطمئن نیستم چه ارتباطی با هم
.دارن، اما شرط می‌بندم خیلی گیرا بوده

696
00:37:50,276 --> 00:37:51,491
‫همینطور بود.
‫اوهوم.

697
00:37:51,516 --> 00:37:53,484
‫یعنی، خوشحالم که نشنیدی.
 اومم؟

698
00:37:54,108 --> 00:37:58,012
به هر حال ‫تو شبیه دختری نیستی که
.جذب کسی بشی، اونم اینقدر احساساتی

699
00:37:59,714 --> 00:38:01,983
‫هوم. جذب چی میشم؟

700
00:38:04,284 --> 00:38:05,987
‫فکر می‌کنم از چالش استقبال می‌کنی.

701
00:38:10,976 --> 00:38:13,468
‫فکر می‌کنم به چیزی نیاز داری
که به اندازه کافی هیجان‌انگیز باشه

702
00:38:13,500 --> 00:38:14,834
.تا از تو سرت بیارش بیرون

703
00:38:14,859 --> 00:38:15,960
‫واقعاً؟

704
00:38:16,993 --> 00:38:18,028
‫مثلاً چی؟

705
00:38:20,576 --> 00:38:21,852
‫چند تا ایده دارم.

706
00:38:58,042 --> 00:39:00,348
‫اون پنج سال پیش سعی کرد
یه پیکاسو رو تو مادرید بدزده

707
00:39:00,373 --> 00:39:03,127
‫نگهبان به شونه چپش شلیک کرد،
.و با دست خالی فرار کرد

708
00:39:03,719 --> 00:39:05,561
تنها کسی‌ام که می‌تونه این کارو انجام بده

709
00:39:05,586 --> 00:39:08,282
‫نوزده سرقت
.در سراسر جهان با همون روش کار

710
00:39:08,307 --> 00:39:09,909
‫این اولین تجربه‌ی دزد ما نیست.

711
00:39:09,934 --> 00:39:12,176
‫به تجربه من، همیشه پای پول در میونه.

712
00:39:12,201 --> 00:39:13,512
‫تا حالا چیزی دزدیدی؟

713
00:39:13,537 --> 00:39:15,303
‫شاید ژان‌باتیست اصلاً وجود نداشته باشه.

714
00:39:15,328 --> 00:39:17,461
‫ممکنه یه افسانه باشه.
،این یه اثر خیلی خاصه

715
00:39:17,486 --> 00:39:19,166
.یکی از مورد علاقه‌های من

716
00:39:21,329 --> 00:39:22,578
‫باید جواب بدم.

717
00:39:26,374 --> 00:39:27,510
‫هی، چه خبر؟

718
00:39:27,535 --> 00:39:30,196
‫من پایین موزه‌ام، می‌خوای اینو ببینی.

719
00:39:31,588 --> 00:39:33,550
‫پرونده‌مون همین الان کاملاً باز شد.

720
00:40:10,511 --> 00:40:11,746
‫تو کی هستی؟

721
00:40:22,957 --> 00:40:23,992
‫کجاست؟

722
00:40:25,192 --> 00:40:26,761
‫اون کوله پشتی رو می‌خوام.

723
00:40:28,218 --> 00:40:48,218
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

