﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:10,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:10,563 --> 00:00:11,935
‫کجا باید بذارمش؟

3
00:00:27,472 --> 00:00:32,560
‫هر جا عشقت می‌کشه
.فقط باید کدو رو بذاری لب ایوون

4
00:00:35,268 --> 00:00:37,235
.شایدم بهتره بی‌خیال شیم بریم مهمونی

5
00:00:37,260 --> 00:00:39,887
‫بیخیال، یه‌ کم جربزه داشته باش.
‫هر دومون از پسش بر اومدیم.

6
00:00:54,757 --> 00:00:55,758
‫خودشه!

7
00:00:55,903 --> 00:00:57,004
‫آره.

8
00:00:59,542 --> 00:01:00,661
!بیا

9
00:01:15,467 --> 00:01:16,802
‫داره باهاش ​​چیکار می‌کنه؟

10
00:01:39,817 --> 00:01:41,817
‫ مامان.
‫ چیه؟ حالت خوبه؟

11
00:01:41,842 --> 00:01:43,803
حدس بزن کی‌ام؟
‫ امم...

12
00:01:43,828 --> 00:01:45,159
یه راهب زبون‌دراز؟

13
00:01:45,184 --> 00:01:46,267
‫صبرکن.

14
00:01:47,190 --> 00:01:50,070
‫بابا اینو آنلاین برام سفارش داده ‫که
.مطمئن شه قبل از هالووین به دستم می‌رسه

15
00:01:52,773 --> 00:01:55,057
‫ حالا چی؟
‫ خب، امم...

16
00:01:55,082 --> 00:01:56,405
.یه راهب دانشمند

17
00:01:56,430 --> 00:01:57,616
‫من کوپرنیک‌ام.

18
00:01:57,641 --> 00:02:00,133
اون اولین کسی بود که فهمید
.خورشید مرکز منظومه شمسیه

19
00:02:00,158 --> 00:02:03,578
‫اوه، آره. باشه.
.آره، گرفتم. عاشقشم

20
00:02:03,603 --> 00:02:04,854
‫ساعت چنده؟

21
00:02:05,398 --> 00:02:07,275
ای بابا، خوابم برده بود، ها؟

22
00:02:07,300 --> 00:02:08,362
‫اون چیه؟

23
00:02:08,749 --> 00:02:09,917
‫خب، این…

24
00:02:11,135 --> 00:02:12,595
...بذار این‌جوری بگم

25
00:02:12,620 --> 00:02:15,033
این همون دلیلیه که ‫من و خواهرت
‫الان دقیقاً با هم حرف نمی‌زنیم.

26
00:02:15,058 --> 00:02:16,577
‫داره چیکار می‌کنه؟ هنوز بیداره؟

27
00:02:16,602 --> 00:02:18,842
از وقتی تنبیهش کردی
.به‌زور از اتاقش بیرون اومده

28
00:02:18,867 --> 00:02:21,276
‫ فکر کنم باید باهاش ​​حرف بزنی.
‫ اوه، این‌طور فکر می‌کنی؟

29
00:02:21,301 --> 00:02:22,821
‫باشه، باشه، ممنون از راهنماییت،

30
00:02:22,846 --> 00:02:25,316
ولی فکر کنم می‌خوام
.این یکی رو ارسطویی حل کنم

31
00:02:26,348 --> 00:02:29,143
‫ارسطو.
اون سکوت ‫رو رساتر از فریاد می‌دونست.

32
00:02:29,557 --> 00:02:30,558
.تقریباً همونه

33
00:02:30,583 --> 00:02:34,576
‫آره، اما ارسطو همچنین معتقد بود که
 خشم ‫باید همیشه در حد اعتدال باشه،

34
00:02:34,601 --> 00:02:36,572
‫نه بیش از حد،
تو زمان مناسب ‫برای هدف مناسب.

35
00:02:36,597 --> 00:02:37,849
.زدی تو خال، بچه

36
00:02:38,926 --> 00:02:40,987
.خیلی‌خب، باشه
.بالاخره یه وقتی باهاش حرف می‌زنم

37
00:02:41,012 --> 00:02:42,203
‫نگرانش نباش.

38
00:02:43,842 --> 00:02:46,030
.اوه، یه کار اداری برام پیش اومده باید برم

39
00:02:46,055 --> 00:02:48,265
‫ برو بخواب. چرا هنوز بیداری؟
‫ آره. باشه.

40
00:02:48,290 --> 00:02:50,292
‫برو. عاشق این لباسم.

41
00:03:15,080 --> 00:03:16,884
.این فوق‌العاده‌ست

42
00:03:17,301 --> 00:03:19,100
‫این اولین هالووینیه که با همیم.

43
00:03:19,125 --> 00:03:20,755
‫جدی؟
‫ آره.

44
00:03:21,001 --> 00:03:22,300
‫بفرما، رفیق.

45
00:03:23,462 --> 00:03:25,209
‫ تو صحنه جرم شکلات نمی‌خورم.

46
00:03:25,430 --> 00:03:27,224
‫درسته، درسته.
چرا باید خوش بگذرونیم اصلاً؟

47
00:03:27,249 --> 00:03:29,394
‫فکر می‌کردم هالووین
‫تعطیلات مورد علاقه‌ت باشه.

48
00:03:29,419 --> 00:03:31,564
‫ چرا همچین فکری می‌کنی؟
آخه تنها روز سالیه که

49
00:03:31,589 --> 00:03:34,279
‫می‌تونی موهات رو باز بذاری،
لباس مبدل بپوشی

50
00:03:34,304 --> 00:03:37,516
واسه یه شب هم که شده
.یکی دیگه باشی

51
00:03:39,291 --> 00:03:40,501
!شکلات یا شیطنت

52
00:03:42,108 --> 00:03:43,332
‫باشه، اشتباه کردم.

53
00:03:43,357 --> 00:03:45,397
می‌شه بچسبیم به این مُرده‌مون؟
.آره، حتماً

54
00:03:47,452 --> 00:03:49,162
‫این دنی استرن‌بلاتـه.

55
00:03:49,187 --> 00:03:51,596
وکیل طلاق یک درصد از ثروتمندان
از جمله شهردار

56
00:03:51,621 --> 00:03:53,306
‫وقتی پارسال از همسرش جدا شد.

57
00:03:53,331 --> 00:03:54,702
چه بلایی سر دیوارا اومده؟

58
00:03:54,727 --> 00:03:57,021
‫ کی چراغ‌ها رو خاموش کرده؟
.برق کل ساختمون وصله

59
00:03:57,046 --> 00:03:59,348
اینو گرگینه‌ی سنسور حرکتی
.اون‌ور خیابون می‌گه

60
00:04:02,522 --> 00:04:03,696
.بخواب! نه

61
00:04:03,721 --> 00:04:04,805
.اون می‌دونه

62
00:04:04,830 --> 00:04:07,082
برق از پنل اصلی قطع شده
.یعنی سیم‌ها رو بریدن

63
00:04:07,107 --> 00:04:09,458
هنوز نمی‌دونم کار کی بوده
.یا کی افتاده به جون دیوارا

64
00:04:09,483 --> 00:04:11,683
.تازه، تماس با 911 هم عجیب غریب بوده

65
00:04:11,708 --> 00:04:14,062
یه چندتا نوجوون گفتن
.از پشت پنجره صدای جیغ شنیدن

66
00:04:14,087 --> 00:04:16,339
و ادعا کردن دیدن یه چیز
.سفیدِ معلق بهشون حمله کرده

67
00:04:17,389 --> 00:04:19,308
.سفید و معلق؟ بی‌خیال

68
00:04:19,333 --> 00:04:21,242
تا جایی که من می‌دونم
.می‌تونسته پرده‌ها باشه

69
00:04:21,267 --> 00:04:22,602
‫آره، یا تخیلاتشون.

70
00:04:22,627 --> 00:04:24,688
شاید استرن‌بلات به مرگ طبیعی
 مُرده، که یه بخشیش

71
00:04:24,713 --> 00:04:27,525
.دلیلیه که ما اینجاییم تا بفهمیم
.باشه، خب، رو بازوش جای کبودیه

72
00:04:27,550 --> 00:04:29,386
.انگار یکی محکم گرفتتش

73
00:04:29,411 --> 00:04:31,844
یا شایدم دنی بازوی خودشو گرفته
 مثلاً موقع یه مشکل پزشکی؟

74
00:04:31,869 --> 00:04:35,331
‫شاید حمله قلبی، درد تیر کشنده
‫تو بازو، قطعاً علامت سکته‌ست.

75
00:04:35,356 --> 00:04:38,484
‫آها. موهاش یا داره می‌ریزه
‫یا خودش داره می‌کنشون.

76
00:04:38,509 --> 00:04:40,844
‫که با اون سیاهی زیر چشماش،

77
00:04:40,869 --> 00:04:42,736
‫فکر نمی‌کنم
‫دنی اصلاً خیلی خوب خوابیده.

78
00:04:42,761 --> 00:04:43,762
‫اومم.

79
00:04:48,760 --> 00:04:50,428
خب، می‌دونیم کی
.به مجسمه چوبی رحم نکرده

80
00:04:50,453 --> 00:04:53,581
این تاولای رو دست دنی می‌گه
.خودش خرابکاری کرده

81
00:04:53,606 --> 00:04:56,291
بنزو واسه خواب، که معلومه
.خیلی هم جواب نمی‌داده

82
00:04:56,316 --> 00:04:59,205
‫و داروهای قلبی، نیتروگلیسیرین.
‫این نکته‌ی دیگه برای مرگ طبیعی.

83
00:05:00,716 --> 00:05:02,927
‫ فکر می‌کنیم
‫اینجا نشسته بوده و کار می‌کرده

84
00:05:02,952 --> 00:05:05,955
که قلبش وایساده
و موقع افتادن بشقابش رو انداخته

85
00:05:05,980 --> 00:05:07,232
.و اونجا پخش زمین شده

86
00:05:07,718 --> 00:05:10,317
حداقل دیگه مجبور نیست
.دست‌خط خودشو بخونه

87
00:05:10,556 --> 00:05:12,176
.ولی یه چیزی این وسط جور درنمیاد

88
00:05:12,201 --> 00:05:14,712
‫تصور کن تو دنی هستی.
.داره بهت سکته قلبی دست می‌ده

89
00:05:14,737 --> 00:05:17,698
می‌دونی قلبت مشکل داره
.داروی نجات‌بخش‌ت هم اونجاست

90
00:05:17,723 --> 00:05:19,748
چرا باید از دستشویی فرار کنی؟

91
00:05:19,773 --> 00:05:21,978
‫حتماً از این طرف
.داشته می‌رفته سمت یه چیزی

92
00:05:22,420 --> 00:05:23,421
‫اون؟

93
00:05:28,372 --> 00:05:31,249
‫یا ابسیدین یا تورمالین سیاه.

94
00:05:31,274 --> 00:05:33,810
‫ چرا این؟
‫ شاید یه هدیه زشت از طرف زنش؟

95
00:05:33,835 --> 00:05:36,045
‫آره، ممکنه.
‫دنی هم داره طلاق می‌گیره.

96
00:05:36,070 --> 00:05:37,582
.با زنش، لورین، تماس گرفتیم

97
00:05:37,607 --> 00:05:39,646
.لندن بوده، سفر کاری
.داره با اولین پرواز برمی‌گرده

98
00:05:39,671 --> 00:05:42,329
.پس اون چیز سفیدِ معلق، زنش نبوده
.‫هوم

99
00:05:42,354 --> 00:05:46,483
.بستگی داره کدوم زنش
 لورین استرن‌بلات یا روحِ مدی سنت کروا؟

100
00:05:47,685 --> 00:05:49,233
‫ببخشید، الان گفتین روح؟

101
00:05:49,258 --> 00:05:50,259
‫اهوم.

102
00:05:51,688 --> 00:05:53,139
‫اوه، صبرکن،
،فقط برای اینکه روشن بشه

103
00:05:53,164 --> 00:05:56,042
منظورم این نیست که
.یه روح دنی استرن‌بلات رو کشته

104
00:05:56,067 --> 00:05:57,402
.ولی داری همینو می‌گی دیگه

105
00:05:57,427 --> 00:06:01,098
من پادکست‌های جنایی واقعی دوست دارم
.بعضی‌وقتام داستان روح و جن. خجالتم نداره

106
00:06:01,123 --> 00:06:03,444
و این خونه‌ی اسپنسر
.که الان توشیم، جفتشو با هم داره

107
00:06:03,469 --> 00:06:05,948
تا حالا اسم دش اسپنسر و
 مَدی سنت کروا به گوشِت خورده؟

108
00:06:05,973 --> 00:06:09,894
ستاره‌های سینمای دهه‌ی 1940، کمدی‌های
.اسکروبال. بیشترشونم یه میمون توش بود

109
00:06:09,919 --> 00:06:11,631
‫خب، تو زندگی واقعی هم زن و شوهر بودن.

110
00:06:11,656 --> 00:06:13,914
زوجِ خفنِ اون دوران
.و اینجا هم خونه‌شون بوده

111
00:06:13,939 --> 00:06:16,358
.اینو از "خونه اسپنسر" فهمیدم
جوون‌مرگ شدن، درسته؟

112
00:06:16,383 --> 00:06:17,610
‫خب، کمی بعد از ازدواجشون،

113
00:06:17,635 --> 00:06:20,138
‫مَدی فهمیده که دَش
‫از روز اول بهش خیانت می‌کرده،

114
00:06:20,163 --> 00:06:21,438
‫و در اوج دلشکستگی،

115
00:06:21,463 --> 00:06:23,716
.با اوردوزِ سکوباربیتال خودکشی می‌کنه

116
00:06:23,741 --> 00:06:27,060
،بعد، چند ماه بعدش، تو شب هالووین

117
00:06:27,420 --> 00:06:31,788
دَش از اون بالکن
.میفته و گردنش می‌شکنه

118
00:06:34,082 --> 00:06:37,461
.به این می‌گن تصادف
.پلیس هم مرگش رو اتفاقی اعلام کرده

119
00:06:37,486 --> 00:06:39,905
،آره، ولی اونایی که تو کارِ داستان روحن

120
00:06:39,930 --> 00:06:42,516
همیشه می‌گفتن روحِ مَدی
،دَش رو از نرده‌ها هُل داده پایین

121
00:06:42,541 --> 00:06:45,110
.و هنوزم که هنوزه روحش تو این خونه‌ست
‫ اوه.

122
00:06:45,135 --> 00:06:47,013
...ببین، نمی‌گم اینا رو باور دارما، ولی

123
00:06:47,038 --> 00:06:49,707
خوبه. چون قطعاً
.یه روح دنی استرن‌بلات رو نکشته

124
00:06:49,732 --> 00:06:52,964
‫ما دو گزینه داریم.
‫یا قتل یا مرگ طبیعی.

125
00:06:54,767 --> 00:06:56,936
‫ ستوان.
‫دارم برات یه پیامک می‌فرستم.

126
00:06:56,961 --> 00:06:59,547
اون بچه‌هایی که به 911 زنگ زدن
.کنار طراح چهره‌نگارمون نشستن

127
00:06:59,572 --> 00:07:01,240
.‫کنجکاوم نظرت رو بدونم

128
00:07:03,258 --> 00:07:05,051
‫چی؟ چیه؟

129
00:07:09,501 --> 00:07:11,920
‫ببخشید، داشتی می‌گفتی…

130
00:07:22,803 --> 00:07:23,804
‫اوه، واو.

131
00:07:23,829 --> 00:07:26,707
حتی اون تورِ دال‌بُری روی
.تور عروسِ مَدی رو هم درآوردن

132
00:07:27,985 --> 00:07:30,123
‫باشه، پس تو توضیح بده.
‫چی دیدن؟

133
00:07:30,148 --> 00:07:32,728
‫اون عکسو، دف. تو آنلاین پیداش کردی.

134
00:07:32,753 --> 00:07:34,917
‫اونا هم می‌تونستن. یه شوخی هالووینه.

135
00:07:34,942 --> 00:07:37,066
خودشون گفتن به‌خاطر
.تاریخچه‌ی این خونه اومدن اینجا

136
00:07:37,091 --> 00:07:39,344
.گل شاه‌پسند، آرام‌بخشه

137
00:07:41,167 --> 00:07:44,587
گزارش اولیه پزشکی قانونی اومده
.دنی استرن‌بلات بر اثر سکته قلبی مُرده

138
00:07:44,612 --> 00:07:46,784
اولین بارش هم نبوده
.چند سال پیشم یه بار سکته کرده

139
00:07:46,809 --> 00:07:49,075
‫مگه اینکه چیزی داشته باشیم
‫که خلافش رو ثابت کنه،

140
00:07:49,100 --> 00:07:50,726
.قراره مرگش رو طبیعی اعلام کنن

141
00:07:52,650 --> 00:07:53,846
‫کسی هم اینو حس می‌کنه؟

142
00:07:54,675 --> 00:07:56,427
‫نه؟ عجیبه.

143
00:08:04,342 --> 00:08:05,552
‫این نمکه؟

144
00:08:08,655 --> 00:08:09,912
.اوه، اوه

145
00:08:09,937 --> 00:08:12,827
شاید بهتر باشه راجع به
.نظریه مرگ طبیعی یه کم ترمز کنیم

146
00:08:12,852 --> 00:08:15,063
‫ چون...
.چون آز راست می‌گه

147
00:08:15,088 --> 00:08:19,082
اولش فکر کردم فقط گرد گچه
.ولی نیست. نمکه

148
00:08:19,502 --> 00:08:20,502
،آره، ببین

149
00:08:20,776 --> 00:08:25,337
 نمک می‌رسه به
،فلوریت، عقیق، لابرادوریت

150
00:08:25,362 --> 00:08:29,467
‫ابسیدین، و فکر می‌کنم...
.کوارتز دودی

151
00:08:29,826 --> 00:08:33,174
‫پنج تا سنگ که با نمک به هم وصل شدن.
.دنی یه ستاره پنج‌پر درست کرده

152
00:08:33,199 --> 00:08:37,203
تو بعضی فرهنگا نماد محافظته
.اون دستبنده هم همین‌طور

153
00:08:37,948 --> 00:08:41,076
‫کارآگاه کارادک شاید ‫به ارواح اعتقاد
.نداشته باشه، اما قربانی ما داشته

154
00:08:41,101 --> 00:08:43,566
‫دنی فکر می‌کرده خونه‌ش جن‌زده‌ست.

155
00:08:44,385 --> 00:08:46,541
داشته یه سری چیزای
.چرت و پرت رو می‌دیده و می‌شنیده

156
00:08:46,566 --> 00:08:49,099
که نمی‌تونسته بفهمه از کجا میان
واسه همین کل خونه رو داغون کرده

157
00:08:49,124 --> 00:08:50,668
.که شاید بفهمه صداها از کجا میان

158
00:08:52,234 --> 00:08:56,196
طرف برق‌کار، سم‌پاش، لوله‌کش
.همه رو آورده تا اینجا رو چک کنن

159
00:08:56,221 --> 00:08:59,448
خب، دنی شبها یه سری
.صداها مثل جن و روح می‌شنیده

160
00:08:59,473 --> 00:09:00,749
.ولی می‌دونیم که روح نبوده

161
00:09:00,774 --> 00:09:03,110
به نظرم یکی که
،می‌دونسته قلب دنی داغونه

162
00:09:03,135 --> 00:09:05,268
وانمود کرده روح تو خونه‌ست
.تا از ترس سکته کنه

163
00:09:05,749 --> 00:09:06,834
‫این یعنی قتل.

164
00:09:06,859 --> 00:09:09,149
این بساط جادو و جنبل
.اصلاً سبک و سیاق دنی نیست

165
00:09:09,174 --> 00:09:10,956
یکی باید کمکش کرده باشه
.که اینا رو درست کنه

166
00:09:10,981 --> 00:09:13,826
کسی که می‌تونه طلسم رو باطل کنه
.شاید بتونه یه دونه هم قلابی بسازه

167
00:09:13,851 --> 00:09:15,211
،گوشی دنی رمز داره

168
00:09:15,236 --> 00:09:17,629
‫یه کم طول می‌کشه
‫تا تیم فنی بتونه هکش کنه.

169
00:09:17,654 --> 00:09:22,409
آز، هیچ‌کدوم از اون فاکتورایی که
 اونجاست، ربطی به دفع روح داره؟

170
00:09:22,660 --> 00:09:23,751
...امم

171
00:09:25,812 --> 00:09:26,897
‫نه.

172
00:09:27,734 --> 00:09:29,174
.ولی یکی اینجا هست

173
00:09:30,091 --> 00:09:31,268
"کالیوپی"

174
00:09:33,450 --> 00:09:35,648
"و فقط واسه پرونده‌م، اسم کامل "کالیوپی

175
00:09:35,673 --> 00:09:36,841
‫فقط کالیوپی.

176
00:09:37,357 --> 00:09:39,258
.می‌دونستم یه چیزی امروز فرق داره

177
00:09:40,235 --> 00:09:42,255
رابطه‌تون با آقای استرن‌بلات
 از چه نوعی بود؟

178
00:09:42,280 --> 00:09:44,508
‫گل شاه‌پسند؟ برای استرس خوبه.

179
00:09:44,533 --> 00:09:47,453
.آه، مرسی
.سر صحنه جرم به اندازه کافی دیدیم

180
00:09:48,154 --> 00:09:50,073
‫من مشاور روحانی دنی بودم.

181
00:09:50,098 --> 00:09:53,525
‫ با یک آیین سنتی بزرگ شده بود
‫و هرگز واقعاً باهاش ارتباط برقرار نکرده بود.

182
00:09:53,550 --> 00:09:55,518
‫بنابراین وقتی تو زندگی به دوراهی رسید،

183
00:09:56,012 --> 00:09:57,557
‫ترجیح داد از کائنات بپرسه.

184
00:09:57,582 --> 00:09:59,125
.روحانی بود، نه مذهبی

185
00:09:59,570 --> 00:10:00,654
اجازه می‌دید؟

186
00:10:01,066 --> 00:10:03,723
‫امروز صبح برای یکی از مراجعین‌مون
.یه فال خیلی سنگین گرفتیم

187
00:10:03,748 --> 00:10:05,313
.نیاز به زمان و تمرکز داریم

188
00:10:06,370 --> 00:10:08,747
‫در مورد چه نوع دوراهی
‫با دنی صحبت کردین؟

189
00:10:08,772 --> 00:10:12,692
‫بیشتر تجارت. مدیریت شرکت حقوقی‌ش،
‫گاهی هم سرمایه‌گذاری‌هاش.

190
00:10:12,717 --> 00:10:14,734
‫سرمایه‌گذاری‌هایی مثل خرید خونه اسپنسر؟

191
00:10:14,759 --> 00:10:16,359
‫مخصوصاً خونه اسپنسر.

192
00:10:16,384 --> 00:10:19,408
تا وقتی مراسم پاکسازی رو
،اجرا نکردم، اونجا نمی‌خوابید

193
00:10:19,433 --> 00:10:22,014
.ولی این خونه رؤیای زندگی همسرش بود

194
00:10:22,039 --> 00:10:24,249
‫متأسفانه، کارهایی که
 اونجا انجام دادم ‫دووم نیاورد.

195
00:10:24,274 --> 00:10:27,011
‫بعد از رفتن لورین،
‫یه نیروی تاریک اونجا فوران کرد.

196
00:10:27,036 --> 00:10:30,456
پس شما همونی هستین که کمکش کردین
 اون وسایل محافظتی رو بچینه، درسته؟

197
00:10:30,907 --> 00:10:32,669
‫ تو خونه بودین؟
.اوهوم

198
00:10:32,694 --> 00:10:36,884
‫پس سرمای زیرزمین رو حس کردین؟
‫صدای گریه‌ی اون زن رو شنیدین؟

199
00:10:36,909 --> 00:10:39,073
.هوم
نمی‌تونم بگم آره. کجا بود؟

200
00:10:39,098 --> 00:10:41,642
‫توی انباری پیشخدمت.
‫خب، اونجا بود که صداشو شنیدم.

201
00:10:41,667 --> 00:10:44,878
دنی همزمان تو سالن پذیرایی
.اون سر خونه شنیده بودش

202
00:10:44,903 --> 00:10:47,531
.انرژی اونجا خیلی کم و داغونه

203
00:10:47,556 --> 00:10:50,860
‫آره. راستی، ‫هزینه هر کدوم از این
 آیین‌های پاکسازی چقدره؟

204
00:10:50,885 --> 00:10:52,309
.حدود 5000 تا

205
00:10:52,334 --> 00:10:54,378
‫ دلار؟
‫ بله. چرا؟

206
00:10:54,403 --> 00:10:56,391
.اوه. منم یه لحظه نیاز به تمرکز دارم

207
00:10:56,416 --> 00:10:59,012
منظور همکارم اینه که
.شما انگار یه نهنگ گیر آوردین

208
00:10:59,037 --> 00:11:01,781
دنی حسابی ترسیده بود
.و کاملاً هم حاضر بود پول خرج کنه

209
00:11:02,326 --> 00:11:03,726
‫بله، و این آیین‌ها جواب ندادن،

210
00:11:03,751 --> 00:11:05,461
ولی خودت اینو می‌دونستی، مگه نه؟

211
00:11:05,486 --> 00:11:09,824
این شمع سبز اینجاست که کاملاً
.تو روغن ترنج و مورد خوابوندنش

212
00:11:09,849 --> 00:11:11,629
این طلسم ثروت و برکته، مگه نه؟

213
00:11:11,654 --> 00:11:13,966
فقط معمولاً این کارها تو حالتِ
،هلال رو به افزایش ماه انجام میشه

214
00:11:13,991 --> 00:11:15,667
.و همین الان ماه رو به کاهشه

215
00:11:15,946 --> 00:11:17,280
.باید بگم خیلی اطلاعاتت خوبه

216
00:11:20,238 --> 00:11:21,230
.آه

217
00:11:21,254 --> 00:11:23,448
.حتماً خدمتکارم اینو برگردونده

218
00:11:23,476 --> 00:11:25,044
‫اوه. آره.

219
00:11:25,069 --> 00:11:26,685
،فکر کنم واقعاً اطلاعاتم خوبه

220
00:11:26,710 --> 00:11:30,798
اینم می‌دونم خانمی که خودش و
،کارت‌های تاروتش رو "ما" خطاب می‌کنه

221
00:11:30,823 --> 00:11:34,827
دیگه لازم نیست واسه فهمیدن
.فازهای ماه به تقویم نگاه کنه

222
00:11:34,852 --> 00:11:36,894
‫ داری بهم میگی کلاهبردار؟
.آره

223
00:11:36,919 --> 00:11:38,271
خب کالیوپی، چی شد؟

224
00:11:38,296 --> 00:11:39,627
‫دنی از کلاهبرداری‌ت باخبر شد؟

225
00:11:39,652 --> 00:11:41,463
جلوی پول‌ها رو گرفت
واسه همین تا حد مرگ ترسوندیش؟

226
00:11:41,488 --> 00:11:42,840
‫نه، چرا باید این کارو بکنم؟

227
00:11:42,865 --> 00:11:46,234
اگه مردم بفهمن مشتری‌هام دارن می‌میرن
.کل کسب و کارم ورشکست میشه

228
00:11:46,259 --> 00:11:48,022
‫حالا، تا بازداشت نشدم،

229
00:11:48,047 --> 00:11:50,874
لطفاً برید بیرون
.و قلب‌های بسته‌تونم ببرید

230
00:11:50,899 --> 00:11:52,201
.اینجا یه فضای مقدسه

231
00:11:52,581 --> 00:11:54,396
.این یه خونه نقلی تو اِل سگوندوئه

232
00:11:54,421 --> 00:11:55,891
‫مورگن، بیا بریم.

233
00:11:55,916 --> 00:11:58,423
‫اگه باور ندارین که ‫خونه اسپنسر
جن زده‌ست، اشکالی نداره

234
00:11:58,448 --> 00:12:00,446
‫اما چیزایی که بهتون گفتم اتفاق افتاد،

235
00:12:00,471 --> 00:12:04,725
‫پس بهتره کمتر روی من تمرکز کنین
‫و دنبال علت‌ها‌شون باشین.

236
00:12:12,454 --> 00:12:14,039
‫چیه؟ حالمو بد کرد.

237
00:12:14,064 --> 00:12:16,206
‫ کِی حالت خوب بوده؟
.من یه آدم باحالم

238
00:12:16,231 --> 00:12:18,500
خب، چه کلاهبردار باشه چه نباشه
.کالیوپی حرف خوبی زد

239
00:12:18,525 --> 00:12:20,589
.کشتن مرغ تخم‌طلاش به نفعش نبوده

240
00:12:20,614 --> 00:12:22,319
‫و جزئیاتی رو بهمون داد
.که می‌تونیم ازش استفاده کنیم

241
00:12:22,344 --> 00:12:24,530
‫یه نقطه سرد تو زیرزمین،
‫زنی که گریه می‌کنه.

242
00:12:24,951 --> 00:12:27,131
‫یه نفر این ترس‌ها رو ایجاد کرده
‫تا استرن‌بلات رو بترسونه.

243
00:12:27,156 --> 00:12:28,997
و شاید یه ردی
.از خودشون جا گذاشته باشن

244
00:13:29,164 --> 00:13:31,958
‫ بله؟
‫ هی، اوضاع اونجا چطوره؟

245
00:13:31,983 --> 00:13:34,801
‫اه، عالیه. اگه عنکبوت دوست داشته باشی.

246
00:13:35,809 --> 00:13:38,591
وگرنه خبر خاصی نیست. تو چی؟

247
00:13:38,973 --> 00:13:41,364
.فقط یه موش، یه موش کوچولوی بامزه

248
00:13:41,389 --> 00:13:43,975
ویژگی خاص زیادی
.واسه تشخیص نر و مادگیش نداره

249
00:13:47,900 --> 00:13:49,049
‫مورگن؟

250
00:13:49,074 --> 00:13:52,866
کالیوپی گفت که
صدای گریه یه زن رو شنیده

251
00:13:52,891 --> 00:13:54,990
اونم ‫در دو قسمت مختلف ‫خونه، درسته؟

252
00:13:55,474 --> 00:14:00,979
خب، بچه‌هام قبلاً از طریق دریچه‌های
.اتاق خوابشون با هم حرف می‌زدن

253
00:14:03,605 --> 00:14:05,274
‫اوه، سلام.

254
00:14:38,557 --> 00:14:40,059
‫ مورگن؟
.اوهوم

255
00:14:40,453 --> 00:14:41,973
‫فکر کنم دلت بخواد اینو ببینی.

256
00:14:56,128 --> 00:14:57,213
‫مورگن، کجایی؟

257
00:14:57,238 --> 00:14:58,890
‫چی شده؟ بهم بگو.

258
00:14:59,272 --> 00:15:00,360
‫یکی…

259
00:15:00,945 --> 00:15:02,119
‫یا یه چیزی.

260
00:15:02,593 --> 00:15:05,164
‫پلیس لس‌آنجلس،
.دستاتو بذار جایی که بتونم ببینمشون

261
00:15:06,166 --> 00:15:07,596
.یه فراری دیگه هم داریم

262
00:15:15,825 --> 00:15:17,314
!وِلم کن! برو کنار

263
00:15:18,568 --> 00:15:21,863
.اصلاً انتظار اینو نداشتم
.آره، منم همین‌طور. برو اونور

264
00:15:21,888 --> 00:15:22,898
.بلندشو

265
00:15:24,412 --> 00:15:26,892
.پاشو. پاشو. رو پاهات وایستا

266
00:15:27,199 --> 00:15:29,576
‫ ولم کن. من که کاری نکردم.
‫ باشه.

267
00:15:29,601 --> 00:15:32,510
‫اینو تو دریچه هوا پیدا کردم. بذار ببینم.

268
00:15:32,535 --> 00:15:36,192
‫باشه، چند تا آی‌پد،
‫یه سری وسایل کامپیوتری،

269
00:15:36,217 --> 00:15:37,302
چیزای استاندارد

270
00:15:37,327 --> 00:15:40,212
که یکی که با یه لباس عروس تو
.زیرزمین قایم شده باید همراهش باشه

271
00:15:40,237 --> 00:15:42,415
‫ حدس می‌زنم اینا مال تو باشه.
‫ بیا. بریم مرکز پلیس.

272
00:15:42,440 --> 00:15:44,687
اونجا بیشتر می‌تونی درباره
.هیچ کاری نکردن" بهم توضیح بدی"

273
00:15:44,712 --> 00:15:45,921
.آروم. آروم

274
00:15:52,002 --> 00:15:56,298
آه، خدارو شکر. از اینکه فکر کنم
.یکی داره آفتاب می‌گیره متنفرم

275
00:15:56,323 --> 00:15:58,350
.من بیرون بودم. چنگی به دل نزد

276
00:15:58,908 --> 00:16:00,663
‫ کار چطور بود؟
‫ خیلی خوب بود.

277
00:16:00,688 --> 00:16:05,401
امروز کمک کردم جلوی یه مظنون فراری
.رو بگیریم، بیشتر با وایسادن سر جام

278
00:16:05,426 --> 00:16:07,359
‫اما با این حال، کار انجام شد.

279
00:16:07,384 --> 00:16:09,845
‫الان داره ازش بازجویی میشه،
‫برای همین یه کم وقت داشتم.

280
00:16:09,870 --> 00:16:12,967
‫فکر کردم قبل از اینکه لودو بیاد،
.بیام خونه و شام رو آماده کنم

281
00:16:12,992 --> 00:16:14,111
‫بعد باید برگردم.

282
00:16:14,136 --> 00:16:16,741
‫روزتون چطور بود؟
کلویی خوب خوابید؟

283
00:16:17,767 --> 00:16:20,570
اوه، آره، ایوا کلویی رو خوابوند
.بدون دردسر

284
00:16:20,595 --> 00:16:21,723
.مدرسه هم روال عادی بود

285
00:16:21,748 --> 00:16:24,999
‫کاملاً مطمئنم که آقای کابرال
،تفاوت جرم و وزن رو نمی‌دونه

286
00:16:25,024 --> 00:16:26,876
اما نگران نباش
،بعد کلاس بردمش یه گوشه

287
00:16:26,901 --> 00:16:28,695
.اومم. مطمئنم خیلی خوشش اومده

288
00:16:29,427 --> 00:16:31,554
‫خب نظرتون چیه؟
‫بوریتو برای شام مناسبه؟

289
00:16:33,924 --> 00:16:35,403
هنوز داریم قهر رو ادامه می‌دیم، ها؟

290
00:16:37,707 --> 00:16:42,712
ایوا واسه مهمونی هالووین این هفته
.دعوت شده، و واقعاً دلش می‌خواد بره

291
00:16:42,737 --> 00:16:45,740
ولی فکر کنم
.هنوزم به خاطر تنبیه ناراحته

292
00:16:46,731 --> 00:16:47,732
‫واقعاً؟

293
00:16:47,757 --> 00:16:50,603
فکر نمی‌کنی بهتر باشه اول
یه عذرخواهی هوشمندانه بکنه

294
00:16:50,628 --> 00:16:54,174
به خاطر نافرمانی آشکار از دستور من
 بعد بریم سراغ بقیه کارها؟

295
00:16:54,983 --> 00:16:57,138
.ایوا فکر می‌کنه هیچ کار اشتباهی نکرده

296
00:16:57,163 --> 00:16:59,061
‫عزیزم، وظیفه تو نیست
 که اینو درست کنی، باشه؟

297
00:16:59,371 --> 00:17:02,100
‫ما مشکلی نداریم. چرا یه کاری نمی‌کنی
‫که صفحه نمایش لازم نداشته باشه؟

298
00:17:02,125 --> 00:17:03,126
‫باشه.

299
00:17:09,491 --> 00:17:10,641
‫ایوا،

300
00:17:11,229 --> 00:17:12,729
‫ تا کی می‌خوای این بازی رو ادامه بدی؟

301
00:17:12,754 --> 00:17:15,296
.مامان، یه هفته‌ست که گذشته
.این خیلی ناعادلانه‌ست

302
00:17:17,884 --> 00:17:20,387
.بچه‌ها واقعاً یه موهبتن

303
00:17:29,686 --> 00:17:31,688
‫کاپیتان واگنر،
.یه لحظه

304
00:17:31,713 --> 00:17:34,303
 خواهش می‌کنم. این پرونده عجیبه، نه؟

305
00:17:34,328 --> 00:17:35,329
‫همینطوره.

306
00:17:35,354 --> 00:17:38,504
هر روز که پیش نمیاد کاپیتان اصرار کنه
.خودش از مظنون بازجویی کنه

307
00:17:38,529 --> 00:17:41,115
‫اوه، بیخیال.
‫زنی با لباس عروسی عتیقه

308
00:17:41,140 --> 00:17:43,730
وانمود کرده روحه
.تا یه مرد رو تا حد مرگ بترسونه

309
00:17:43,755 --> 00:17:45,549
 چند وقت یه بار از این پرونده‌ها پیش میاد؟

310
00:17:46,301 --> 00:17:49,281
‫شهردار از دوستان خانوادگی ماست.
‫اطلاعات جدید می‌خواد.

311
00:17:49,306 --> 00:17:52,453
‫مطمئنم که اون و نیمی از رفقای
گلف‌بازش ‫می‌خوان این پرونده بسته بشه

312
00:17:52,478 --> 00:17:54,321
‫قبل از اینکه از دفتر وکالت استرن‌بلات

313
00:17:54,346 --> 00:17:57,597
و تمام جزئیات طلاقشون
.رسانه‌ای و آبروریزی بشه

314
00:17:57,622 --> 00:17:59,466
.متوجه شدم
.ولی نباید رو کار تو تأثیری بذاره

315
00:17:59,491 --> 00:18:02,571
‫من پوشش می‌دم. ‫تو روی پرونده کار
.می‌کنی، هر چقدر هم که طول بکشه

316
00:18:02,596 --> 00:18:03,639
‫ حس قشنگیه،

317
00:18:03,664 --> 00:18:06,598
فقط اینکه همین الان
.با دپارتمان رسانه تلفنی حرف زدم

318
00:18:06,623 --> 00:18:09,578
داشتن بیانیه مطبوعاتی
در مورد دستگیری رو چک می‌کردن

319
00:18:09,603 --> 00:18:11,397
‫همونی که حدس می‌زنم الان دستته.

320
00:18:11,983 --> 00:18:14,051
‫عجله در انتشار این موضوع
‫وقتی که هنوز حقایق رو نداریم

321
00:18:14,076 --> 00:18:16,871
به نظر من
.اجازه دادن به اجرای عدالت" نیست"

322
00:18:17,833 --> 00:18:20,752
‫این دستگیری، کار پلیس شلخته‌س؟

323
00:18:20,777 --> 00:18:23,050
نه، اون روح تو خونه‌ی ماست

324
00:18:23,529 --> 00:18:25,009
.پس دیگه جای نگرانی نداری

325
00:18:33,103 --> 00:18:34,603
‫شانا کورمی.

326
00:18:35,696 --> 00:18:37,222
...با کی‌اچ‌یو

327
00:18:40,331 --> 00:18:41,749
 مبلمان کوچیکه؟

328
00:18:42,076 --> 00:18:43,535
.نه، تو گنده‌ای

329
00:18:45,655 --> 00:18:49,117
‫فکر کنم دنیا‫ واسه
 آدمای قد من ساخته نشده، ها؟

330
00:18:50,058 --> 00:18:54,086
‫به هر حال، اسمت هست کورمی.
با کی‌اچ‌یوآرام‌آی، ‫بیست و هفت ساله.

331
00:18:54,111 --> 00:18:57,573
‫نابغه جلوه‌های ویژه.
‫مهندسی برق. اوه.

332
00:18:58,353 --> 00:19:00,021
.فارغ‌التحصیل کَل آرتز کالیفرنیا. واو

333
00:19:00,046 --> 00:19:03,627
.من درخواست وکیل کردم
.بله، شنیدم، این حق شماست

334
00:19:03,652 --> 00:19:06,926
فقط اینکه این بیانیه مطبوعاتی
قبل از اومدن اونا منتشر میشه

335
00:19:06,951 --> 00:19:08,918
واسه همین گفتم یه فرصت بدم
.تا اشتباه رو اصلاح کنی

336
00:19:08,943 --> 00:19:11,149
.پس راسته. کاپیتان جدید داره مصاحبه می‌کنه

337
00:19:11,174 --> 00:19:12,194
‫اهوم.

338
00:19:12,219 --> 00:19:13,527
‫اشکالی نداره تماشا کنم؟

339
00:19:15,223 --> 00:19:16,600
.هر جور راحتی

340
00:19:16,625 --> 00:19:21,505
راستش رو بخوای، وکلا از این
.بیانیه‌ها متنفرن. دادگاه افکار عمومی

341
00:19:21,530 --> 00:19:25,966
‫وقتی به دنیا بگیم که تو قاتلی، ‫نمی‌تونی هیئت
.منصفه رو متقاعد کنی که خلاف اینو ثابت کنه

342
00:19:25,991 --> 00:19:28,118
.ولی ما با چیزی که می‌دونیم جلو می‌ریم

343
00:19:28,143 --> 00:19:30,763
تو از مهارت‌هات استفاده کردی تا یه ماجرای
روح‌زدگی پیشرفته رو صحنه‌سازی کنی

344
00:19:30,788 --> 00:19:31,956
.که ماه‌ها طول کشیده

345
00:19:31,981 --> 00:19:33,525
‫از اسباب‌بازی‌های فانتزی‌ت

346
00:19:33,550 --> 00:19:38,013
و یه اجرای الهام‌بخش به عنوان روح
مَدی سَنت کرویکس استفاده کردی

347
00:19:38,038 --> 00:19:39,623
‫که منجر به مرگ دنی شده.

348
00:19:39,882 --> 00:19:41,005
...تو اونو کشتی

349
00:19:41,325 --> 00:19:43,161
.بعدش اون بچه‌ها رو پشت پنجره دیدی

350
00:19:43,186 --> 00:19:45,090
‫اون موقع می‌دونستی پلیس‌ها میان، درسته؟

351
00:19:45,115 --> 00:19:46,901
‫حداقل الان داستان اینه.

352
00:19:48,379 --> 00:19:51,232
‫اما می‌دونی،
‫می‌دونم کلی بدهی دانشجویی داری،

353
00:19:51,257 --> 00:19:55,261
‫درضمن نمی‌تونم تو رو به استرن‌بلات ربط بدم،
‫که این یعنی یه نفر بهت پول داده.

354
00:19:55,709 --> 00:19:57,266
‫شانا، اسمشو بهم بگو،

355
00:19:57,740 --> 00:20:00,162
‫ این بیانیه مطبوعاتی هم ناپدید می‌شه.

356
00:20:00,743 --> 00:20:02,245
‫بهت برچسب قاتل نمیزنن

357
00:20:02,270 --> 00:20:04,987
.و کل این ماجرا متوقف می‌شه

358
00:20:08,010 --> 00:20:09,390
‫کمکم کن تا بهت کمک کنم.

359
00:20:11,379 --> 00:20:13,379
‫سعی کردم نجاتش بدم،
اما احیای قلبی ریوی بلد نیستم

360
00:20:13,404 --> 00:20:15,048
 اونم هیچ‌وقت در مورد
.بیماری قلبی‌ش بهم نگفته بود

361
00:20:15,073 --> 00:20:16,175
‫اون زن کیه؟

362
00:20:16,602 --> 00:20:18,010
.لورین، زن دنی

363
00:20:22,699 --> 00:20:24,117
‫واو، این…

364
00:20:25,347 --> 00:20:27,278
.خوبه
‫کار خوبیه.

365
00:20:27,303 --> 00:20:29,201
.البته، ولی هنوزم می‌تونست بهمون بگه

366
00:20:30,129 --> 00:20:32,402
‫ لورین هنوز به شهر برنگشته؟
.همین الان باید رسیده باشه

367
00:20:32,427 --> 00:20:34,443
البته یه چیزی گفت که
.اول باید بره دفترش یه سر بزنه

368
00:20:34,468 --> 00:20:35,591
.بعد بیاد ما رو ببینه

369
00:20:35,616 --> 00:20:37,367
.پس بذار کارادک و مورگن برن ببیننش

370
00:20:37,392 --> 00:20:38,893
.فکر کنم واسه ما وقت پیدا کنه

371
00:20:43,778 --> 00:20:45,923
‫فقط دارم سعی می‌کنم
مطمئن بشم ‫که ازت مراقبت میشه.

372
00:20:45,948 --> 00:20:49,910
‫نه، اینطور نیست. تو داری سعی می‌کنی
‫مطمئن بشی که از خودت مراقبت میشه.

373
00:20:49,935 --> 00:20:52,449
‫تو همیشه اون خونه رو
‫بیشتر از بابام دوست داشتی.

374
00:20:55,516 --> 00:20:58,143
‫ببخشید. پلیس لس‌آنجلس.

375
00:20:59,559 --> 00:21:01,936
‫گفتی دنی استرن‌بلات ‫پدرت بوده؟

376
00:21:01,961 --> 00:21:04,169
‫بله، من پالوما نیکولز هستم.

377
00:21:04,194 --> 00:21:05,670
.متأسفم برای از دست دادن پدرتون

378
00:21:05,695 --> 00:21:07,732
اون لورینی که اون توئه
.به نظر نمیاد مامانت باشه

379
00:21:08,130 --> 00:21:10,863
‫زن دوم بابامه، ‫اون و مامانم
.خیلی وقت پیش از هم جدا شدن

380
00:21:11,810 --> 00:21:14,316
‫صبر کن، فکر می‌کنین
 لورین ‫تو مرگش نقشی داشته؟

381
00:21:14,341 --> 00:21:15,843
‫هنوز برای اظهار نظر زوده.

382
00:21:17,029 --> 00:21:18,670
ازش بعید نیست این کارو کرده باشه

383
00:21:18,695 --> 00:21:21,332
منو دعوت کرده اینجا
.که مثلاً صلح و صفا برقرار کنه

384
00:21:22,011 --> 00:21:24,097
در واقع، می‌خواست ببینه
من چه نقشه‌هایی دارم

385
00:21:24,122 --> 00:21:25,922
‫بدن بابام هنوز حتی سرد هم نشده.

386
00:21:26,750 --> 00:21:29,628
‫اوه، ببخشید خانم نیکولز،
‫شاید ما هم از شما چند سوال داشته باشیم.

387
00:21:29,653 --> 00:21:32,050
‫ راهی هست که باهات تماس بگیریم؟
‫ آره.

388
00:21:32,640 --> 00:21:35,393
.دکتر نیکولز هستم. اینم کل اطلاعاتم

389
00:21:36,238 --> 00:21:38,646
هر وقت آماده بودین توضیح بدین
.خیلی دوست دارم بشنوم

390
00:21:38,994 --> 00:21:41,805
.جودی، من از پا افتادم. دارم می‌رم خونه

391
00:21:41,830 --> 00:21:43,915
‫هي، اگه پليس دوباره زنگ زد،

392
00:21:43,940 --> 00:21:45,966
‫بهشون بگو ‫که صبح میرم پیششون.

393
00:21:47,000 --> 00:21:48,210
.سفر رو ازتون گرفتم

394
00:21:50,337 --> 00:21:52,573
.خانم کورمی شما رو به اسم معرفی کرده

395
00:21:52,598 --> 00:21:54,948
‫میگه وقتی سر کلاسی که رفته
.صحبت کردین، با هم آشنا شدین

396
00:21:54,973 --> 00:21:57,934
و چند ماه بعد، بهش پیشنهاد
.کمک واسه یه روح‌زدگی دادین

397
00:21:57,959 --> 00:22:00,211
و در عوض
.تو شرکتتون بهش کار دادین

398
00:22:00,236 --> 00:22:03,365
‫شانا می‌گه که از قلب دنی خبر نداشته
.و ما حرفش رو باور می‌کنیم

399
00:22:03,390 --> 00:22:05,548
‫مشکل اینه که شما خبر داشتین،

400
00:22:05,573 --> 00:22:08,253
چون وقتی با هم زن و شوهر بودین
.اون یه بار سکته قلبی کرده

401
00:22:09,278 --> 00:22:10,445
‫می‌دونستم.

402
00:22:11,777 --> 00:22:13,740
 دوران نقاهتش، آخرین باری بود که

403
00:22:13,765 --> 00:22:16,101
.یادمه با هم خوب بودیم

404
00:22:16,848 --> 00:22:19,043
‫پس انگار ‫یه زمانی عاشق هم بودین.

405
00:22:19,407 --> 00:22:21,102
‫آره، یعنی، من…

406
00:22:22,723 --> 00:22:26,059
اون همیشه واسم نامه می‌نوشت

407
00:22:27,918 --> 00:22:30,192
‫ما یکی از زوج‌های فوق‌العاده تاریخ بودیم

408
00:22:30,969 --> 00:22:32,713
.مثل دش و مَدی

409
00:22:33,249 --> 00:22:35,543
‫تا اینکه دنی شروع کرد به
‫اینکه زیادی شبیه دش رفتار کنه

410
00:22:35,568 --> 00:22:36,813
‫و بهت خیانت کرد.

411
00:22:36,838 --> 00:22:38,131
‫من داغون شده بودم.

412
00:22:39,734 --> 00:22:42,275
‫و بعد وقتی تصمیم گرفتم که دیگه بسه،

413
00:22:42,744 --> 00:22:45,064
‫از هر ترفندی علیه من استفاده کرد.

414
00:22:45,089 --> 00:22:48,682
وقتی سفر بودم قفل‌ها رو عوض کرد
قسم خورد که خونه رو بهم نمی‌ده

415
00:22:49,270 --> 00:22:50,646
.همه‌ش یه مسابقه واسه بردن بود

416
00:22:50,671 --> 00:22:54,310
‫بنابراین تو هم تصمیم گرفتی کثیف بازی کنی و
‫از خرافاتش برای رسیدن به خواسته‌ت استفاده کردی.

417
00:22:54,633 --> 00:22:57,193
 ببین، می‌دونم زیاده‌روی کردم

418
00:22:57,724 --> 00:23:00,383
‫اما هرگز نمی‌خواستم اونو بکشم.

419
00:23:00,587 --> 00:23:02,037
‫فقط اون خونه رو می‌خواستم.

420
00:23:02,520 --> 00:23:05,857
یعنی، با خودم گفتم اگه به اندازه کافی
.بترسونمش، خونه رو می‌زنه به نامم

421
00:23:07,486 --> 00:23:11,699
‫صبر کن، شما دخترش رو موقع رفتن دیدین.

422
00:23:11,724 --> 00:23:15,315
...خونه به نام دنی بود. اون
.اون خونه رو برای دخترش گذاشته بود

423
00:23:15,340 --> 00:23:16,923
.دخترش وارث خونه می‌شد

424
00:23:17,394 --> 00:23:20,268
 تو لازم داشتی خونه رو
.وقتی زنده بود بهت بده

425
00:23:21,192 --> 00:23:22,360
‫آره، خب…

426
00:23:23,286 --> 00:23:27,290
این تغییری تو مردن اون نمی‌ده
.منم باید با این موضوع کنار بیام

427
00:23:30,423 --> 00:23:32,926
‫صبرکن، این دستخط دنی‌ه؟

428
00:23:33,616 --> 00:23:36,076
‫اوه، این هیچ شباهتی
.به نامه‌های توی خونه نداره

429
00:23:37,535 --> 00:23:41,383
اون دست‌خط خیلی نامرتب بود
.لرزون بود، انگار دستاش جون نداشت

430
00:23:41,853 --> 00:23:44,355
ضمن اینکه، فکر کنم تعادلش بهم خورده بود

431
00:23:44,748 --> 00:23:47,125
بیچاره ‫مثل
.مرده‌های متحرک تلوتلو می‌خورد

432
00:23:47,790 --> 00:23:50,024
‫کارادک، فکر کنم باید
‫اون قرص‌های خواب‌آور رو بررسی کنیم.

433
00:23:50,049 --> 00:23:52,076
می‌گم پزشکی قانونی
.گزارش سم‌شناسی رو سریع بده

434
00:23:52,101 --> 00:23:53,695
 صبرکن، چه خبر شده؟

435
00:23:54,427 --> 00:23:57,534
می‌تونستی دنی رو تا حد مرگ بترسونی
.ولی فکر نکنم این کارو کرده باشی

436
00:24:00,365 --> 00:24:01,814
‫فکر کنم مسمومش کردن.

437
00:24:04,554 --> 00:24:06,139
.جواب آزمایشگاه برگشت

438
00:24:07,025 --> 00:24:08,689
 اونا قرص خواب نبودن

439
00:24:08,725 --> 00:24:12,228
‫دنی استرن‌بلات ‫بر اثر مصرف
بیش از حد کلرید پتاسیم مرده

440
00:24:12,253 --> 00:24:14,129
‫که باعث حمله قلبی مرگبار شده.

441
00:24:14,154 --> 00:24:16,152
‫پزشکی قانونی گفت روش
.هوشمندانه‌ای واسه کشتنه

442
00:24:16,177 --> 00:24:18,931
بعد از مرگ، کلرید پتاسیم
به طور طبیعی تو خون زیاد میشه

443
00:24:18,956 --> 00:24:20,521
که کالبدشکافی
.هیچ‌وقت متوجهش نمی‌شه

444
00:24:20,546 --> 00:24:22,590
 یعنی اگه قرص‌ها رو آزمایش نمی‌کردیم

445
00:24:22,615 --> 00:24:25,106
‫لورین استرن‌بلات به جرم قتلی که
.مرتکب نشده بود، بازداشت می‌شد

446
00:24:25,131 --> 00:24:26,402
.یه گیر خوب از مورگن

447
00:24:26,427 --> 00:24:29,536
پس، یه نفر می‌دونسته زنش داره دنی رو
.می‌ترسونه و ازش سوءاستفاده کرده

448
00:24:29,561 --> 00:24:32,105
.‫تا اینطور وانمود کنه که از ترس روح مرده

449
00:24:32,397 --> 00:24:34,293
‫ کی؟
‫ حتماً یکی از نزدیکانش بوده،

450
00:24:34,318 --> 00:24:37,047
‫ کسی که به قرص‌ها دسترسی داره.
‫ یه نگاه دقیق‌تر به دخترش انداختی؟

451
00:24:37,072 --> 00:24:39,509
پالوما خونه رو می‌بره
ولی انگیزه پولدار بودن ضعیفه

452
00:24:39,534 --> 00:24:42,304
آخه، اون خودش جراح ارتوپده
.که با یه جراح ارتوپد دیگه ازدواج کرده

453
00:24:42,329 --> 00:24:43,414
.وضعش خوبه

454
00:24:44,045 --> 00:24:47,340
‫در مورد شرکت استرن‌بلات چطور؟
‫مگه زنش نگفت که اون خیلی سرسخته؟

455
00:24:47,365 --> 00:24:49,256
 آره، گفت
 از هر حقه کثیفی استفاده می‌کرده

456
00:24:49,281 --> 00:24:50,657
‫حتی چند مورد جدید هم اختراع کرده.

457
00:24:50,682 --> 00:24:53,356
‫شاید یه زن طلاق گرفته که یه سری
 کارا رو انجام داده و ‫دنبال انتقام بوده؟

458
00:24:53,381 --> 00:24:55,579
.یا شایدم یه وکیل رقیب
.می‌ریم شرکتش

459
00:24:55,604 --> 00:24:57,547
‫اگه اون یارو
 اونجا دشمن داشته، ‫می‌فهمیم.

460
00:24:59,426 --> 00:25:00,697
‫ به قتل رسیده؟
.اوهوم

461
00:25:01,198 --> 00:25:02,198
اوه ‫خدای من،

462
00:25:02,581 --> 00:25:04,136
.فکر کردم قلبش ایستاده

463
00:25:04,161 --> 00:25:08,040
‫می‌دونستین که آقای استرن‌بلات
 فکر می‌کرد ‫خونه‌ش، جن‌زده‌ست؟

464
00:25:08,574 --> 00:25:10,602
.انقدر واضح بود که نمی‌شد ندونی

465
00:25:11,189 --> 00:25:12,766
‫دنی داشت همه رو می‌ترسوند،

466
00:25:12,791 --> 00:25:15,086
با ‫اون دستبند عجیب و غریب،
.که از سایه‌ها هم فرار می‌کرد

467
00:25:15,111 --> 00:25:18,465
داریم فکر می‌کنیم شاید یکی از اونایی که
.تو دادگاه مقابلش وایسادن، اینو می‌دونسته

468
00:25:18,490 --> 00:25:20,373
.و از این اطلاعات علیه‌ش استفاده کرده

469
00:25:20,398 --> 00:25:21,621
.کاش اینطور بود

470
00:25:22,415 --> 00:25:24,861
‫خب، متاسفم.
.منظورمو بد رسوندم

471
00:25:24,886 --> 00:25:27,764
‫منظورم این بود که دنی
.اخیراً هیچ‌وقت تو دادگاه نبوده

472
00:25:28,087 --> 00:25:31,300
‫او بیش از حد درگیر طلاق خودش
‫و به دست آوردن اون خونه لعنتی بود.

473
00:25:31,325 --> 00:25:33,286
چند ماه پیش
.همه پرونده‌های دیگه‌ش رو واگذار کرد

474
00:25:33,311 --> 00:25:35,439
.چند هفته‌ی آخر اصلاً سر کار نیومد

475
00:25:37,066 --> 00:25:38,609
‫ببین، من نگران دوستم بودم.

476
00:25:44,881 --> 00:25:46,076
‫مگه شما نبودین؟

477
00:25:46,883 --> 00:25:48,724
‫بفرمایید. باید به همسرم زنگ بزنم.

478
00:25:52,670 --> 00:25:56,299
‫ها. خب، انگار استرن‌بلات
‫اینجا دشمن تراشی نکرده.

479
00:25:56,324 --> 00:25:58,493
.کلاً خودشو از کار کنار کشیده بوده
.اوهوم

480
00:25:59,327 --> 00:26:02,016
انگار همه راه‌ها
.بازم به خونه اسپنسر ختم میشه

481
00:26:02,945 --> 00:26:05,226
نظرت چیه دوباره
 فرضیه روح دافنه رو بررسی کنیم؟

482
00:26:06,718 --> 00:26:08,428
اصلاً نمی‌تونم این یارو رو درک کنم

483
00:26:08,453 --> 00:26:10,897
‫یعنی، از روی کینه و نفرت
 قایم شدن، ‫یه چیز دیگه‌ست،

484
00:26:10,922 --> 00:26:12,966
.ولی استرن‌بلات از خونه متنفر بود

485
00:26:12,991 --> 00:26:15,160
 خوابش نمی‌برد
.می‌دونست قلبش مشکل داره

486
00:26:15,185 --> 00:26:17,240
تو یه مرحله‌ای، آدم فکر می‌کنه
 ترس از حمله قلبی

487
00:26:17,265 --> 00:26:19,487
.باید برنده شدن تو طلاق رو بی‌اهمیت کنه

488
00:26:22,898 --> 00:26:24,335
‫داری از دست میدی، گیلوری.

489
00:26:24,360 --> 00:26:27,773
‫انگار یکی از تخته‌های جرم‌انگاری‌ت
‫توی دفتر قربانی‌مون منفجر شده.

490
00:26:28,033 --> 00:26:31,423
‫از هر طرف که نگاه کنی
.هیچی نیست جز خونه، خونه، خونه

491
00:26:31,453 --> 00:26:33,807
‫ شاید یه چیزی باشه.
‫ اون چیه؟

492
00:26:33,832 --> 00:26:37,335
‫خب، داشتم یه کم ‫تو مدارک طلاق
استرن‌بلات دنبال چیزی می‌گشتم

493
00:26:37,360 --> 00:26:40,488
.که به عنوان انگیزه قتل دنی چشمو بگیره

494
00:26:40,513 --> 00:26:41,735
‫ و؟
.چیزی چشمو نگرفت

495
00:26:41,760 --> 00:26:43,738
اما بعد متوجه یه چیز عجیب
در مورد خونه شدم

496
00:26:43,763 --> 00:26:47,767
‫ارزیابی هنگام خرید،
اونو 300 فوت مربع کوچیک‌تر نشون داده

497
00:26:47,792 --> 00:26:50,712
 نسبت به زمانی که
.تو دهه 1940 ارزیابی شده بوده

498
00:26:50,737 --> 00:26:52,360
‫یعنی، شاید این یه اشتباه باشه، اما...

499
00:26:52,388 --> 00:26:53,388
.نه

500
00:26:53,731 --> 00:26:55,804
‫نه، اینجا هم روی نقشه‌ها مشخصه.

501
00:26:55,829 --> 00:26:59,416
‫اختلاف 300 فوت مربعی
...‫بین فضای قدیمی

502
00:27:00,504 --> 00:27:01,568
‫و جدید.

503
00:27:01,942 --> 00:27:04,252
چطور ‌تونستن 300 فوت مربع رو گم کنن

504
00:27:04,277 --> 00:27:06,826
ولی طرح کلی دقیقاً یکسان باشه؟

505
00:27:06,851 --> 00:27:08,859
‫ انگار یه...
یه اتاق مخفیه؟

506
00:27:08,884 --> 00:27:10,678
 فکر کنم هنوز
.کارمون اونجا تموم نشده بچه‌ها

507
00:27:10,703 --> 00:27:13,605
فکر می‌کنم خونه اسپنسر
.رازهای بیشتری برای گفتن داره

508
00:27:13,630 --> 00:27:16,591
و حس می‌کنم تو یه راهی
 واسه فهمیدن این موضوع داری؟

509
00:27:19,000 --> 00:27:26,000


510
00:27:29,717 --> 00:27:31,469
.نیاز نبود اونو صاف کنه

511
00:27:31,494 --> 00:27:34,509
اشکالی نداره بپرسم چرا
نصف کلانتری رو کشوندی اینجا؟

512
00:27:34,534 --> 00:27:36,819
‫اشکالی نداره
‫اگه به ​​صورت داستان جواب بدم؟

513
00:27:36,844 --> 00:27:39,306
‫جوابش رو نده. داره اتفاق می‌افته.
‫همین الان داره شروع می‌شه.

514
00:27:39,331 --> 00:27:43,487
‫در اعماق دره‌های تاریک
‫اسکاتلند باستان، قلعه گلامیس قرار داره.

515
00:27:43,512 --> 00:27:47,016
 افسانه میگه که
 وارث یازدهمین ارل استراتمور

516
00:27:47,041 --> 00:27:49,884
در یه اتاق مخفی
پنهون شده بود که دیوارکشی شده بوده

517
00:27:49,909 --> 00:27:51,432
.و دیگه هرگز دیده نشده

518
00:27:51,457 --> 00:27:55,294
اما بعد، چند صد سال بعد
یه بانوی جدید تو قلعه ظهور کرد

519
00:27:55,319 --> 00:27:58,372
و تصمیم گرفت
اون اتاق مخفی بدنام رو پیدا کنه

520
00:27:58,397 --> 00:28:01,907
‫این بانو گلامیس می‌دونست که
‫اگه اتاقی واقعاً دیوارکشی شده باشه

521
00:28:01,932 --> 00:28:03,488
 باید هنوز یه پنجره داشته باشه

522
00:28:03,513 --> 00:28:05,097
‫بنابراین از ندیمه‌هایش خواست

523
00:28:05,122 --> 00:28:07,967
به هر پنجره‌ای که پیدا می‌کنن
.یه دستمال گره بزنن

524
00:28:08,761 --> 00:28:09,929
و بله، تعجب‌آور بود

525
00:28:09,954 --> 00:28:14,208
فقط یه پنجره موند
که از بیرون بدون دستمال بود

526
00:28:14,233 --> 00:28:17,153
و اینطوری بود که اون اتاق مخفی رو پیدا کرد

527
00:28:18,441 --> 00:28:19,984
.و اینم از اون

528
00:28:22,859 --> 00:28:25,195
‫حدس می‌زنم
‫اینجا اتاق صنایع دستی لورین بوده.

529
00:28:25,220 --> 00:28:26,942
.قبل از اینکه دنی بیرونش کنه

530
00:28:27,471 --> 00:28:30,265
‫باشه، اون اتاق مخفی حتماً
‫پشت این قفسه‌های کتابه.

531
00:28:31,093 --> 00:28:32,261
‫اوه!

532
00:28:32,919 --> 00:28:35,296
‫ می‌بینیش؟
‫ چرا کمکمون نمی‌کنی ببینیمش؟

533
00:28:35,321 --> 00:28:37,531
‫این پنل، اره شده‌ی ساده‌ست.

534
00:28:37,556 --> 00:28:39,462
‫این به نحوه برش چوب مربوط می‌شه.

535
00:28:39,487 --> 00:28:42,222
‫این قفسه‌ها همگی از گوشه بریده شدن،
‫بقیه‌ی خونه هم همینطور،

536
00:28:42,247 --> 00:28:44,666
‫اما این پنل ساده و اره شده.

537
00:28:44,691 --> 00:28:47,546
شاید دنی این پنل رو وقتی داشته
 اینجا رو بهم می‌ریخته شکونده

538
00:28:47,571 --> 00:28:50,491
و بعد تعمیرش کرده، ولی چرا
فقط همین یه جا رو تعمیر کرده؟

539
00:29:09,640 --> 00:29:11,750
اومم. شاید واسه اینکه اینو قایم کنه؟

540
00:29:16,845 --> 00:29:18,824
 اینجا اتاق آرایش قدیمی مَدیه

541
00:29:19,449 --> 00:29:22,619
‫اوه، و اون کلاه، همون کلاهیه که
‫ تو مراسم افتتاحیه از آخرین فیلمی که

542
00:29:22,644 --> 00:29:24,229
‫ با دش بازی کرده پوشیده بود.

543
00:29:24,254 --> 00:29:26,005
 می‌تونم چند تا از این چیزا رو بپوشم

544
00:29:26,030 --> 00:29:28,282
 قبل از اینکه بفرستنش واسه یه موزه؟

545
00:29:28,307 --> 00:29:29,613
.‫اونا مدرکن

546
00:29:29,638 --> 00:29:30,638
.حواسم هست

547
00:29:30,663 --> 00:29:34,041
‫پس فکر می‌کنیم این اتاق
بیش از 70 ساله که مخفی مونده؟

548
00:29:34,066 --> 00:29:36,858
خب، مَدی خودکشی کرده
.حتماً دَش دیوارکشی کرده

549
00:29:36,883 --> 00:29:39,153
احتمالاً چون وجدانش
 نمی‌تونسته خاطرات اون زنی که

550
00:29:39,178 --> 00:29:40,530
.به خودکشی سوقش داده رو تحمل کنه

551
00:29:40,555 --> 00:29:41,769
.این گنج رو نگاه کن

552
00:29:41,794 --> 00:29:45,422
اگه لورین شروع به ترسوندن دنی نکرده بود
.شاید این اتاق هیچ‌وقت پیدا نمی‌شد

553
00:29:45,447 --> 00:29:49,075
‫این اتاق بخشی از تاریخه.
چرا ‫دنی باید بخواد اینو از دنیا پنهون کنه؟

554
00:29:49,314 --> 00:29:52,128
خب، به همون دلیلی که وقتی شروع
.کردن به ترسوندنش، خونه رو ترک نکرد

555
00:29:52,153 --> 00:29:54,205
باید یه چیزی اینجا باشه
.که ارزش موندن رو داشته

556
00:29:54,230 --> 00:29:55,272
مثل این؟

557
00:29:56,103 --> 00:29:59,331
‫ اوه، آره، این کافیه.
‫ حالا که صحبت از جواهرات شد.

558
00:29:59,356 --> 00:30:00,750
.تنها چیزیه که خاک نگرفته

559
00:30:00,775 --> 00:30:03,445
یه شایعه هست که وقتی مَدی
،دَش رو با معشوقه‌ش دید

560
00:30:03,470 --> 00:30:05,691
دَش سعی کرد با یه
.گردنبند الماس از دلش دربیاره

561
00:30:05,716 --> 00:30:07,607
‫ اگه اون الماس‌ها واقعی باشن...
‫ اونا واقعی‌ان.

562
00:30:07,632 --> 00:30:09,265
‫ اونقدر ارزش دارن که آدم براش بکشه.

563
00:30:16,801 --> 00:30:18,984
‫هی، از این می‌خوای؟

564
00:30:20,082 --> 00:30:21,989
‫فکر کنم لیاقت
یه کم استراحت کردن رو داریم

565
00:30:22,014 --> 00:30:24,767
‫در حالی که منتظریم ببینیم
‫گردنبندی که پیدا کردی اصله یا نه.

566
00:30:26,131 --> 00:30:29,864
‫سودا روی لب بدون محافظ؟
‫تو یه دیوونه‌ای.

567
00:30:31,274 --> 00:30:33,537
.آروم می‌خورم
‫با این حرفم شرمنده‌ت کردم؟

568
00:30:33,562 --> 00:30:35,189
‫نه، نه، وقتش بود.

569
00:30:35,214 --> 00:30:36,924
.همه دوره‌های پیروزی باید به پایان برسه

570
00:30:36,949 --> 00:30:38,408
اسم اینو گذاشتی "دوره پیروزی"؟

571
00:30:38,433 --> 00:30:40,119
اشکال نداره. من قوطیشو برمی‌دارم

572
00:30:41,784 --> 00:30:43,911
هی، تو از طرفدارای دَش و مَدی هستی؟

573
00:30:44,509 --> 00:30:46,603
‫ امم.
‫ آره، بودم.

574
00:30:46,628 --> 00:30:48,880
از این همه جزئیات وحشتناک
.یکم ناامید شدم

575
00:30:48,905 --> 00:30:51,975
آره، این پرونده
.اصلاً تأییدیه‌ای برای ازدواج نیست

576
00:30:52,319 --> 00:30:53,528
تا حالا ازدواج کردی؟

577
00:30:53,784 --> 00:30:55,149
.ازدواج؟ نه

578
00:30:55,820 --> 00:30:56,946
.نه

579
00:30:57,150 --> 00:31:00,752
‫نه، منظورم اینه که عروسی‌ها خیلی خوبن.
‫اونجا... خیلی شیرینه.

580
00:31:00,777 --> 00:31:03,100
‫می‌فهمم. من فقط…

581
00:31:03,684 --> 00:31:07,876
...واسه بعضیا خوبه. من فقط
...کلاً دادگاه و کاغذبازی و

582
00:31:09,075 --> 00:31:13,048
‫می‌دونی، دائمی بودنش ‫یه جورایی
اون حس عاشقانه رو از بین می‌بره

583
00:31:18,317 --> 00:31:19,410
‫ آره؟

584
00:31:19,435 --> 00:31:20,808
.اوه، فقط دارم یه چیزایی می‌بینم

585
00:31:20,833 --> 00:31:21,879
.فکر نکنم ببینی

586
00:31:21,904 --> 00:31:23,715
‫ اگه این یه بازجویی بود...
.ولی نیست که

587
00:31:23,740 --> 00:31:25,492
‫بازجویی نیست،
‫پس ولش کن.

588
00:31:25,517 --> 00:31:26,908
‫خب، حالا می‌فهمم که حق با منه.

589
00:31:28,557 --> 00:31:29,557
!اوکی

590
00:31:30,611 --> 00:31:32,481
‫خب، چه چیزهایی می‌بینی؟

591
00:31:32,506 --> 00:31:34,716
‫خب، اول از همه،
انقدر محکم اون قوطی رو گرفتی

592
00:31:34,741 --> 00:31:36,784
.نگرانم سودا بریزه روت

593
00:31:37,632 --> 00:31:41,052
‫ماساژ گردن، کمی خودآرامی،
‫ور رفتن با آب‌نبات.

594
00:31:41,077 --> 00:31:44,329
‫ چشمات داره همه جا می‌پره
‫جز چشمای من.

595
00:31:44,354 --> 00:31:47,399
فکر کنم حرف زدن از ازدواج
.تو رو یه کم مضطرب می‌کنه

596
00:31:47,424 --> 00:31:48,592
‫باشه.

597
00:31:49,470 --> 00:31:50,470
.آره

598
00:31:50,860 --> 00:31:52,538
‫ آره، ازش خوشم نمیاد، می‌دونی.

599
00:31:53,166 --> 00:31:55,139
‫مغز من یه جوری رفتار می‌کنه که

600
00:31:55,667 --> 00:31:58,515
مطمئن بشه
‫رابطه‌ها خیلی دووم نمیارن،

601
00:31:58,540 --> 00:32:00,166
.پس همینجا تمومش کنیم

602
00:32:00,191 --> 00:32:01,212
‫ باشه.

603
00:32:01,237 --> 00:32:02,347
‫ تو چی؟

604
00:32:02,372 --> 00:32:04,138
‫من؟ اوه.

605
00:32:04,575 --> 00:32:07,409
من تو یه قرارداد چهارساله‌م
.که خیلی خوب پیش میره

606
00:32:07,434 --> 00:32:08,809
‫ واقعاً؟
‫ آره.

607
00:32:08,834 --> 00:32:12,671
‫اون منو درک می‌کنه،
‫و تا حد زیادی، من اونو درک می‌کنم.

608
00:32:16,538 --> 00:32:18,306
‫ اون خیلی خوشگله.
‫ ممنون.

609
00:32:18,331 --> 00:32:20,083
‫  اسم داره؟
‫ اینگرید.

610
00:32:20,108 --> 00:32:22,899
‫خب، تبریک می‌گم.
.به نظر میاد اینگرید واقعاً یه شانس بزرگه

611
00:32:22,924 --> 00:32:23,998
.ممنون

612
00:32:24,023 --> 00:32:26,577
‫در مورد یه زن واقعی چطور؟
‫تا حالا با یکی از اونا ازدواج کردی؟

613
00:32:28,437 --> 00:32:29,521
‫خیلی نزدیک شدم.

614
00:32:31,190 --> 00:32:32,820
.چند سال پیش فوت کرد

615
00:32:34,952 --> 00:32:35,953
‫متاسفم.

616
00:32:36,388 --> 00:32:37,487
‫آره، منم همینطور.

617
00:32:42,149 --> 00:32:43,221
‫هوم.

618
00:32:43,246 --> 00:32:44,405
.انگار بهمون نیاز دارن

619
00:32:49,862 --> 00:32:54,023
آبشار طلای سفید 18 عیار
،‏102 الماس برش بالشی عتیقه

620
00:32:54,048 --> 00:32:57,218
‫85 قیراط تراش فرانسوی
.در مجموع 317 قیراط

621
00:32:57,720 --> 00:33:02,272
طراحی شده در پاریس توسط خواهران
.مشهور اوفلیا و ژوزفین بومونت در سال 1946

622
00:33:02,297 --> 00:33:04,080
‫لهجه‌ی غلیظی داره.
‫ هوم.

623
00:33:04,105 --> 00:33:05,314
‫پس اصله.

624
00:33:05,339 --> 00:33:08,267
،طبق گفته مخاطب ما، بر اساس خود قطعه

625
00:33:08,292 --> 00:33:10,845
‫گفت حدود 10 میلیون ارزش داره.

626
00:33:11,127 --> 00:33:13,796
 به اضافه یه پیشینه جذاب
.با یه پایان غم‌انگیز هالیوودی

627
00:33:13,821 --> 00:33:15,823
و چی، قیمت رو دو برابر می‌کنه؟

628
00:33:15,848 --> 00:33:17,141
.به نظر درست میاد

629
00:33:17,166 --> 00:33:18,551
‫پس چرا هنوز اونجا بوده؟

630
00:33:18,576 --> 00:33:20,542
استرن‌بلات حتماً
.ارزشش رو تخمین زده بوده

631
00:33:20,567 --> 00:33:23,459
چرا نذاشتش تو یه گاوصندوق بزرگ یا
سعی نکرد یه میلیونر پیدا کنه که بخردش؟

632
00:33:23,484 --> 00:33:24,609
‫اون مرد وکیل طلاق بود.

633
00:33:24,634 --> 00:33:27,447
هیچ‌کس بهتر از اون نمی‌دونست اگه لورین
.می‌فهمید، می‌تونست نصفش رو ادعا کنه

634
00:33:27,472 --> 00:33:29,934
پس فکر می‌کنیم ترجیح داده
.پشت دیوار پنهونش کنه

635
00:33:29,959 --> 00:33:31,252
‫تا اینکه طلاق قطعی بشه.

636
00:33:31,277 --> 00:33:32,946
.هر کار دیگه‌ای خیلی خطرناک بوده

637
00:33:32,971 --> 00:33:35,742
‫بعد می‌تونسته اونو بفروشه و داستانی
‫در مورد جایی که پیداش کرده، سرهم کنه.

638
00:33:35,767 --> 00:33:37,207
.ولی یه نفر دیگه می‌دونسته اونجاست

639
00:33:37,232 --> 00:33:39,293
‫و نقشه اونا کشتن دنی
و ‫دزدیدن گردنبند بوده.

640
00:33:39,318 --> 00:33:41,201
 تا اینکه بچه‌ها
.شاونا رو در نقش روح مَدی دیدن

641
00:33:41,226 --> 00:33:42,769
‫و ما رو خیلی سریع به اونجا رسوند،

642
00:33:42,794 --> 00:33:45,521
که قاتل فرصت رو
.برای کامل کردن دزدی از دست داد

643
00:33:45,546 --> 00:33:48,010
خبر خوب اینه که این شخص
،نمی‌دونه گردنبند دست ماست

644
00:33:48,035 --> 00:33:49,358
‫پس می‌تونه خوب…

645
00:33:54,416 --> 00:33:56,102
فکر نکنم دنی خیلی خوب می‌خوابید

646
00:33:56,127 --> 00:33:57,384
‫فقط خونه رو می‌خواستم.

647
00:33:57,962 --> 00:33:58,963
‫نه!

648
00:33:58,988 --> 00:34:01,073
‫انرژی در اونجا خیلی کمه.

649
00:34:01,895 --> 00:34:04,208
‫داری سعی می‌کنی
مطمئن بشی که ‫از خودت مراقبت بشه.

650
00:34:07,062 --> 00:34:08,856
‫تو می‌دونی کی این کارو کرده، مگه نه؟

651
00:34:08,885 --> 00:34:10,955
‫ آره.
‫ خب؟

652
00:34:11,339 --> 00:34:13,152
.خب، بیاید فرصتش رو بهش بدیم

653
00:34:18,642 --> 00:34:23,522
بر اساس مدارکی که کارآگاهان تیم جرایم
،بزرگ پلیس لس‌آنجلس کشف کردن

654
00:34:23,547 --> 00:34:25,823
.ما لورین استرن‌بلات رو دستگیر کردیم

655
00:34:25,848 --> 00:34:28,509
‫به ظن مسموم کردن ‫شوهر سابقش

656
00:34:28,534 --> 00:34:31,287
.وکیل سرشناس دنیل استرن‌بلات

657
00:34:32,925 --> 00:34:34,387
‫ حتماً خیلی داغون شدی.

658
00:34:34,786 --> 00:34:36,287
،اگه برای آرامش ذهنت مفیده

659
00:34:36,655 --> 00:34:39,751
اونایی که از این دنیا می‌رن دیگه دردی
.که ما می‌کشیم رو حس نمی‌کنن

660
00:34:40,382 --> 00:34:41,955
‫این چیزیه که ازش مطمئن نیستم.

661
00:34:42,163 --> 00:34:43,532
" همین "رفتن به اون دنیا

662
00:34:43,557 --> 00:34:46,309
امروز صبح رفتم اونجا
.پلیس خونه رو بهم تحویل داد

663
00:34:46,334 --> 00:34:50,338
شاید همه‌ش به خاطر استرس باشه
.ولی حس کردم اونجاست

664
00:34:50,363 --> 00:34:51,990
.خب، انرژی می‌تونه باقی بمونه

665
00:34:52,015 --> 00:34:54,558
 پس ممکنه در حال درد کشیدن
.به دام افتاده باشه

666
00:34:55,318 --> 00:34:58,405
‫صبر کن. می‌تونی کمکش کنی؟

667
00:34:58,430 --> 00:34:59,602
‫البته.

668
00:34:59,853 --> 00:35:02,485
‫من یک مراسم پاکسازی رو توصیه می‌کنم.

669
00:35:07,425 --> 00:35:10,317
تنها چیزی که لازم دارم
.چند ساعت تنها بودن تو خونه‌ست

670
00:35:11,270 --> 00:35:13,851
و بعد فکر می‌کنم می‌تونیم
.روحشو به آرامش برسونیم

671
00:35:37,875 --> 00:35:38,953
‫بــو.

672
00:35:43,439 --> 00:35:45,858
‫اوه، من این نگاه رو می‌شناسم.

673
00:35:45,883 --> 00:35:48,845
‫این همون قیافه‌ی «شما کی هستین
‫و چطور منو شناختین» هستش.

674
00:35:48,870 --> 00:35:50,982
‫ همکار، می‌خوای این یکی رو از اول شروع کنی؟
‫ حتماً.

675
00:35:51,007 --> 00:35:54,615
می‌دونستی که واسه از بین بردن
 دهه‌ها کدر شدن و لکه‌دار شدن

676
00:35:54,640 --> 00:35:57,893
از یه گردنبند الماس بی‌نهایت باارزش
تنها چیزی که لازمه یه کم روغن معطره؟

677
00:35:57,918 --> 00:36:01,130
‫حالا، من گل شاه‌پسند رو توصیه می‌کنم.
‫ظاهراً برای استرس خوبه.

678
00:36:01,155 --> 00:36:03,199
‫آره، اون ‫دیوونه اون گل شاه‌پسنده.

679
00:36:03,224 --> 00:36:07,230
ببین، وقتی یه عالمه اثر انگشت
بدون لکه روی اون حلقه‌ها دیدم

680
00:36:08,052 --> 00:36:10,908
‫اون بوی آرامش‌بخش باعث شد باور کنم

681
00:36:10,933 --> 00:36:13,694
.‫که از همون اول از گردنبند خبر داشتی

682
00:36:13,719 --> 00:36:16,171
‫فکر کنم دنی بهت گفته بود
‫که جن زده شده،

683
00:36:16,196 --> 00:36:18,475
‫و تو درست از اون فرصت استفاده کردی.

684
00:36:18,500 --> 00:36:22,087
تو می‌دونستی یه نفر دیگه داره سر این
 مرد خیلی ساده‌لوح رو شیره می‌ماله

685
00:36:22,112 --> 00:36:24,747
اینکه چطور این کارو می‌کردن
خیلی مهم نبود. برات مهم نبود

686
00:36:24,772 --> 00:36:28,243
تنها کاری که لازم بود بکنی این بود
 که از ترسوندن اونا استفاده کنی

687
00:36:28,268 --> 00:36:29,812
.و چک‌های حقوقی‌ت رو بگیری

688
00:36:29,837 --> 00:36:32,517
دنی بیچاره انقدر بهت اعتماد داشت
،که وقتی گردنبند مَدی رو پیدا کرد

689
00:36:32,542 --> 00:36:33,602
.‫در موردش بهت گفت

690
00:36:33,627 --> 00:36:36,931
آخه، اون تو این خونه
،بدون مشورت با تو کاری نمی‌کرد

691
00:36:36,956 --> 00:36:39,343
.و تو یه نقشه برای کشتنش کشیدی
‫ درسته.

692
00:36:40,343 --> 00:36:43,346
‫قرص‌های خوابش رو
 با کلرید پتاسیم عوض کردی

693
00:36:43,371 --> 00:36:45,880
 و متقاعدش کردی
 هر روز صبح بهت خبر بده

694
00:36:45,905 --> 00:36:49,210
‫تا درباره تمام اتفاقات ترسناکی
‫که شب قبل افتاده بود، صحبت کنین.

695
00:36:49,235 --> 00:36:50,510
‫ببین، ما یه تیم فنی داریم.

696
00:36:50,535 --> 00:36:52,890
‫اونا گوشی دنی رو هک کردن
‫و ما پیامک‌ها رو دیدیم.

697
00:36:52,915 --> 00:36:54,619
‫خب روزی که پیامی دریافت نکردی،

698
00:36:54,644 --> 00:36:56,579
.فهمیدی که دنی دچار عارضه قلبی شده

699
00:36:56,604 --> 00:36:59,465
‫نقشه‌ت جواب داده بود، می‌تونستی
‫برگردی اینجا و گردنبند رو برداری.

700
00:36:59,490 --> 00:37:02,710
‫اما پلیس خیلی سریع رسید، ‫نه؟
.فرصتت رو خراب کردن

701
00:37:02,735 --> 00:37:06,164
پس سعی کردیم این کارو بکنیم
.یه دستگیری ساختگی برای لورین ترتیب دادیم

702
00:37:06,189 --> 00:37:08,433
‫اینطوری پالوما می‌تونه
تو ‫رو به خونه برگردونه.

703
00:37:08,458 --> 00:37:11,927
‫فکر کنم جواب داد.
هالووین مبارک. ‫شما بازداشتید.

704
00:37:20,297 --> 00:37:21,674
‫ کارادک.
.هوم

705
00:37:21,900 --> 00:37:23,861
‫ پرنده کجاست؟
‫ پرنده؟

706
00:37:23,886 --> 00:37:27,194
آره، اون کلاغ سیاه غول‌پیکر و
باحالی که روی ساعت نشسته بود

707
00:37:27,219 --> 00:37:29,554
وقتی اولین بار اومدیم اینجا
.یه سایه فوق‌العاده ترسناک می‌انداخت

708
00:37:29,579 --> 00:37:30,580
‫یادته؟

709
00:37:30,605 --> 00:37:33,285
فکر کنم فقط روی جسد تمرکز کرده بودم
.نمی‌دونم چی بهت بگم

710
00:38:13,089 --> 00:38:14,715
‫ هی.
‫ هی.

711
00:38:16,163 --> 00:38:18,080
.‫ صداتو بیرون شنیدم
‫ شنیدی؟

712
00:38:18,579 --> 00:38:20,331
‫ یه آه خیلی بلند بود.
‫ جدی؟

713
00:38:23,047 --> 00:38:24,257
‫میشه اول حرف بزنم؟

714
00:38:25,135 --> 00:38:27,451
‫ بستگی داره.
‫ همش تقصیر توئه.

715
00:38:27,476 --> 00:38:29,239
‫نه، نمی‌تونی.
‫نه، نه، نه، یعنی،

716
00:38:30,038 --> 00:38:31,557
.تو از جوونی‌های خودت عصبانی‌ای

717
00:38:32,961 --> 00:38:35,292
‫من از خیلی جهات مثل تو نیستم،

718
00:38:36,105 --> 00:38:38,313
‫اما از خیلی جهات دیگه خیلی شبیه توام.

719
00:38:39,410 --> 00:38:41,238
 همیشه به حرف مامانت گوش می‌دادی؟

720
00:38:41,495 --> 00:38:42,927
‫ خب یعنی...
‫ معلومه که نه.

721
00:38:43,889 --> 00:38:47,497
‫باعث میشه فکر کنم اگه 15 سالت بود
‫دقیقا همون کاری رو می‌کردی که من کردم،

722
00:38:47,522 --> 00:38:48,522
...چون

723
00:38:48,547 --> 00:38:50,169
‫ من و تو...
.تو و من

724
00:38:51,237 --> 00:38:52,237
...تو و من

725
00:38:52,601 --> 00:38:55,774
‫ طوری برنامه‌ریزی نشدیم که
‫اگه چیزی می‌خوایم، ​​بی‌خیال بشینیم.

726
00:38:56,398 --> 00:38:59,192
‫آخه، یه نفر هست که
‫ممکنه بتونه در مورد پدرم بهمون بگه،

727
00:38:59,217 --> 00:39:00,666
 و باید هیچ کاری نمی‌کردم؟

728
00:39:00,691 --> 00:39:02,693
می‌دونم امن‌ترین کار ممکن نبود

729
00:39:02,718 --> 00:39:04,811
ولی داشتین می‌رفتین
،به رستوران مورد علاقه‌مون

730
00:39:04,836 --> 00:39:06,088
‫نتونستم جلوی خودمو بگیرم.

731
00:39:07,086 --> 00:39:10,006
‫پس ببخشید که ترسوندمت.

732
00:39:10,670 --> 00:39:12,290
‫اما از اینکه رفتم پشیمون نیستم.

733
00:39:13,970 --> 00:39:16,997
‫خب، حرفام تموم شد، نوبت توئه.

734
00:39:18,837 --> 00:39:19,837
،باشه

735
00:39:20,122 --> 00:39:22,151
‫ عذرخواهی نکردنت رو قبول می‌کنم.

736
00:39:24,223 --> 00:39:26,558
و منم از این که سخت گرفتم
.پشیمون نیستم

737
00:39:27,520 --> 00:39:30,294
اگه قراره جونت به خطر بیفته
.نمی‌تونم دنبال بابات بگردم

738
00:39:32,075 --> 00:39:33,840
‫ازت می‌خوام که دنبالش بگردی.

739
00:39:36,537 --> 00:39:37,537
...پس

740
00:39:38,256 --> 00:39:40,638
‫اگه به معنای اینه که باید
‫شروع به گوش دادن کنم،

741
00:39:41,392 --> 00:39:42,920
.فکر می‌کنم این کار رو بکنم

742
00:39:43,728 --> 00:39:44,931
.حالا شد

743
00:39:47,193 --> 00:39:48,443
‫خیلی دوسِت دارم.

744
00:39:48,468 --> 00:39:49,844
‫منم دوسِت دارم، مامان.

745
00:39:53,144 --> 00:39:54,556
خب هنوزم تو تنبیه‌ام؟

746
00:39:54,788 --> 00:39:57,126
‫چرا سوالی که واقعاً می‌خوای
 ازم بپرسی رو ازم نمی‌پرسی؟

747
00:39:57,500 --> 00:39:59,219
‫میشه برم مهمونی هالووین اِما؟

748
00:39:59,244 --> 00:40:01,386
بستگی داره
لباس مبدل چقدر نامناسبه؟

749
00:40:01,411 --> 00:40:04,956
یه تشویق‌چی زامبی‌ه
.و دامنشم از مال تو بلندتره

750
00:40:05,550 --> 00:40:07,848
‫ منصفانه‌ست.
‫ می‌تونم نشونت بدم؟

751
00:40:07,873 --> 00:40:10,918
‫آره، اما اول می‌خوام
‫یه چیزی رو بهت نشون بدم. بیا اینجا.

752
00:40:14,721 --> 00:40:17,015
همونه...؟
.خودشه

753
00:40:18,066 --> 00:40:19,229
‫بازش کردی؟

754
00:40:19,805 --> 00:40:20,884
.آره

755
00:40:21,595 --> 00:40:24,468
یه کم طول کشید
.ولی بالاخره بازش کردم

756
00:40:24,924 --> 00:40:26,032
‫ و؟

757
00:40:26,622 --> 00:40:27,998
.هنوز نمی‌دونم

758
00:40:28,627 --> 00:40:31,963
نمی‌دونم اصلاً معنی خاصی داره
.یا اینکه کمکمون می‌کنه پیداش کنیم

759
00:40:32,471 --> 00:40:33,555
می‌تونیم ببینیم؟
‫ آره.

760
00:40:40,982 --> 00:40:43,659
‫فردا همه این وسایل رو
،به ستوان سوتو میدم

761
00:40:44,955 --> 00:40:47,192
.ولی خواستم مطمئن شم که اینو ببینی

762
00:40:55,868 --> 00:40:57,489
.این مال اجرای منه

763
00:40:58,116 --> 00:40:59,242
‫اوهوم.

764
00:41:00,144 --> 00:41:01,144
.کلاس اول

765
00:41:01,659 --> 00:41:03,856
همه‌تون گل آفتابگردون بودین، یادته؟

766
00:41:06,476 --> 00:41:07,852
از کجا اینو می‌دونسته؟

767
00:41:12,214 --> 00:41:14,090
‫خب، فکر کنم حتماً اونجا بوده.

768
00:41:28,084 --> 00:41:48,084
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

