﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:12,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:12,200 --> 00:00:14,062
‫بده، بذار من انجامش بدم.
‫اَه، نکن دیگه، وایسا.

3
00:00:14,087 --> 00:00:15,162
‫یالا دیگه. ول کن.

4
00:00:15,723 --> 00:00:17,197
.الان باعث میشی سقوط کنه
!نه

5
00:00:18,733 --> 00:00:19,784
‫نه.

6
00:00:24,057 --> 00:00:26,193
‫نگاه کن، هنوز داره فیلم می‌گیره.

7
00:00:27,194 --> 00:00:29,396
‫اون یه ماشینه؟

8
00:00:33,535 --> 00:00:34,736
اوه، ‫آه!

9
00:00:41,000 --> 00:00:48,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

10
00:00:49,000 --> 00:00:52,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

11
00:00:59,711 --> 00:01:00,721
‫چطوری پیدام کردی؟

12
00:01:00,746 --> 00:01:03,353
‫خب، وقتی جواب تلفنامو نمی‌دادی،
‫مجبور شدم نظرات مشتری‌هاتو بخونم.

13
00:01:03,824 --> 00:01:05,619
‫انگار استیو از شرکت «پن‌تِک» ‫

14
00:01:05,825 --> 00:01:08,023
.از چمن‌زنی روز پنج‌شنبه‌ش خیلی راضی بوده

15
00:01:08,048 --> 00:01:09,182
‫پنج ستاره داده.

16
00:01:09,207 --> 00:01:10,877
‫کارت چیه، مورگن؟

17
00:01:10,902 --> 00:01:13,713
‫برام سوال بود چرا کارتتو بهم دادی
‫و بعدش پیچوندی.

18
00:01:13,738 --> 00:01:16,705
‫رومن ازم خواست
.یه آماری از تو و بچه‌ش بگیرم

19
00:01:16,944 --> 00:01:18,193
‫بهش گفتم حالتون خوبه.

20
00:01:18,580 --> 00:01:19,714
‫کارم تموم شد.

21
00:01:20,247 --> 00:01:22,025
‫پس تو و رومن مثلاً چی‌این؟
‫رفیق مکاتبه‌ای؟

22
00:01:22,050 --> 00:01:25,687
‫قبل از اینکه زنگ بزنه،
‫15 سال بود با طرف حرف نزده بودم.

23
00:01:26,546 --> 00:01:29,274
‫یعنی یکی که بیشتر از یه دهه
‫باهاش حرف نزدی زنگ میزنه،

24
00:01:29,299 --> 00:01:32,602
‫و تو همه‌چی رو ول می‌کنی
‫میری نوادا یه کوله‌پشتی برداری،

25
00:01:32,627 --> 00:01:34,403
‫و بعدشم بیای
جاسوسی ‫من و دخترمو بکنی؟

26
00:01:34,428 --> 00:01:36,101
‫آره خب،
‫ظاهرش که اینطور نشون میده.

27
00:01:37,351 --> 00:01:38,586
‫می‌دونی رومن کجاست؟

28
00:01:39,433 --> 00:01:41,469
‫رومن از یه گوشی
 یه بار مصرف بهم زنگ زد، خب؟

29
00:01:41,494 --> 00:01:43,697
‫وقتی رفتم اونجا حتی ندیدمش.

30
00:01:45,073 --> 00:01:46,349
‫من اون کوله‌پشتی رو می‌خوام.

31
00:01:47,835 --> 00:01:50,053
‫خب چرا از اون رفیقای پلیست
‫در موردش نمی‌پرسی؟

32
00:01:50,078 --> 00:01:51,713
‫اونا می‌تونن کمکت کنن.
‫‫آره، حق با توئه.

33
00:01:51,738 --> 00:01:54,256
‫منم تو پلیس لس‌آنجلس ‫رفیقایی دارم،

34
00:01:54,281 --> 00:01:55,248
‫آره.

35
00:01:55,273 --> 00:01:57,409
‫تو بخش جرائم مالی.

36
00:01:57,434 --> 00:02:00,604
‫می‌تونم ازشون بخوام
‫یه سرکی به کسب و کارت بکشن.

37
00:02:00,629 --> 00:02:02,916
‫می‌دونی چیه؟
.البته که جای نگرانی نیست

38
00:02:02,941 --> 00:02:04,634
‫مطمئنم تا تک‌دلاریِ

39
00:02:04,659 --> 00:02:06,910
‫این کاسبی نقدی رو
‫به اداره مالیات گزارش کردی، مگه نه؟

40
00:02:08,007 --> 00:02:10,176
‫خوبه. زمان و مکانش رو ‫بهت خبر میدم.

41
00:02:10,430 --> 00:02:12,374
‫به کار پنج ستاره‌ت ادامه بده، آرتور.

42
00:02:15,115 --> 00:02:18,251
‫یکی از چیزایی که به عنوان سرپرستتون
‫بیشتر از همه بهش افتخار می‌کنم،

43
00:02:18,573 --> 00:02:20,917
‫تعهد این تیم به وظیفه‌شونه.

44
00:02:20,942 --> 00:02:24,177
‫شما هر روز با سخت‌ترین
جرائمی که ‫این شهر جلوتون میذاره

45
00:02:24,202 --> 00:02:26,159
‫با شرافت و سرسختی سر و کله میزنین.

46
00:02:26,648 --> 00:02:29,748
‫و «سرسخت» کلمه‌ایه که می‌تونم
‫برای توصیف کاپیتان وگنر هم به کار ببرم.

47
00:02:30,518 --> 00:02:32,394
‫سوابق کاریش گویای همه‌چیزه.

48
00:02:32,419 --> 00:02:33,999
‫خوش‌آمد بگید به کاپیتان نیک وگنر.

49
00:02:38,533 --> 00:02:40,079
‫ممنونم، ستوان سوتو.

50
00:02:40,104 --> 00:02:43,341
‫می‌دونم تغییر فرمانده چه حسی داره

51
00:02:43,366 --> 00:02:45,412
‫و چه شک و شبهه‌هایی با خودش میاره،

52
00:02:45,437 --> 00:02:47,573
‫برای همین می‌خوام
همین اول کار ‫تکلیف رو روشن کنم.

53
00:02:47,598 --> 00:02:49,311
‫اینجا نیومدم پا تو کفش کسی بکنم.

54
00:02:49,336 --> 00:02:52,607
‫کار من اینه که از شما حمایت کنم
‫تا بتونین کار خودتون رو انجام بدید.

55
00:02:53,141 --> 00:02:54,813
...مشتاقانه منتظرم که بیشتر

56
00:02:56,512 --> 00:02:57,872
.باهاتون آشنا بشم

57
00:03:01,481 --> 00:03:05,015
‫و برای شروع این فرایند،
‫می‌خوام تک به تک باهاتون جلسه بذارم.

58
00:03:05,040 --> 00:03:07,295
‫چیز رسمی‌ای نیست.
.فقط یه گپ و گفت ساده‌ست

59
00:03:07,320 --> 00:03:10,867
‫و از اونجایی که دفتر خودم طبقه سومه،
‫امیدوار بودم ستوان سوتو

60
00:03:10,892 --> 00:03:13,961
‫بدشون نیاد اگه چند روزی از
دفتر ایشون ‫به عنوان مقر استفاده کنم.

61
00:03:14,896 --> 00:03:16,731
‫هر چی لازم دارید، کاپیتان.
‫‫عالیه.

62
00:03:17,364 --> 00:03:18,416
‫ممنونم از همگی.

63
00:03:21,002 --> 00:03:23,203
‫کارآگاه آزدیل،
‫برای یه گپ وقت داری؟

64
00:03:24,384 --> 00:03:25,453
‫حتماً.

65
00:03:30,520 --> 00:03:31,520
،هی

66
00:03:32,781 --> 00:03:33,964
‫ با این قضیه مشکلی نداری؟

67
00:03:33,989 --> 00:03:35,925
منظورت اینه که از دفتر خودم بیرونم کردن

68
00:03:35,950 --> 00:03:38,226
یا کلاً منظورت کاپیتان وگنره؟

69
00:03:38,251 --> 00:03:39,219
‫جفتش.

70
00:03:41,068 --> 00:03:42,364
‫مشکلی نیست، واقعاً.

71
00:03:42,389 --> 00:03:44,920
‫چند روز اول با فرمانده جدید
‫همیشه یکم پستی بلندی داره.

72
00:03:48,998 --> 00:03:50,019
‫دفنی.

73
00:03:50,867 --> 00:03:52,194
از وگنر چی می‌دونیم؟

74
00:03:52,219 --> 00:03:54,477
‫خب، می‌دونم که از اون وگنرهاست.

75
00:03:54,502 --> 00:03:57,171
‫یعنی چی؟
‫‫وگنرها یه خاندان پلیسن تو لس‌آنجلس.

76
00:03:57,196 --> 00:03:59,833
‫پدربزرگ، پدر، عمو. همشون کاپیتان شدن.

77
00:04:00,074 --> 00:04:02,185
‫پدرش یه دهه پیش بازنشسته شد
.و رفت تو کار سیاست

78
00:04:02,210 --> 00:04:04,654
‫شنیدم باباش پارتی‌بازی کرده
.تا پسره فرمانده بشه

79
00:04:04,679 --> 00:04:06,622
‫چه حالی میده
.همچین پارتی‌ای داشته باشی

80
00:04:06,647 --> 00:04:08,689
‫هی، بچه‌ها.
.همین الان یه تلفن بهم شد

81
00:04:08,714 --> 00:04:10,860
‫یه جسد تو برکه «شی رنچ» پیدا شده.

82
00:04:10,885 --> 00:04:11,919
‫برید یه سر بزنید.

83
00:04:27,201 --> 00:04:28,202
‫با چی طرفیم؟

84
00:04:28,227 --> 00:04:30,680
‫مقتول از قفسه سینه تیر خورده.
.کارت شناسایی نداره

85
00:04:30,705 --> 00:04:33,406
‫ماشین به اسم
.توری نولان سی و یک ساله‌ست

86
00:04:33,431 --> 00:04:35,218
‫از راهنمایی رانندگی عکسش رو گرفتیم.

87
00:04:35,243 --> 00:04:37,466
‫فکر می‌کنیم مقتول ماشین رو دزدیده.

88
00:04:41,281 --> 00:04:46,093
‫نه، ماشین توری نولان رو ندزدیده.
‫خودش توری نولانـه.

89
00:04:46,118 --> 00:04:49,422
‫انگار توری تازگیا
.یه کارایی رو صورتش کرده

90
00:04:49,447 --> 00:04:53,468
‫بوتاکس، میکروپلنینگ، لیفت با نخ،
‫فیلر گونه، اکستنشن مژه.

91
00:04:53,493 --> 00:04:55,431
‫موهاشو کوتاه کرده و قهوه‌ای رنگ کرده.

92
00:04:56,664 --> 00:04:59,133
‫معلومه خیلی به خودش زحمت داده
‫تا قیافه‌شو عوض کنه.

93
00:04:59,158 --> 00:05:02,578
‫آره، یا تسلیم فشارهای
‫زن بودن تو لس‌آنجلس شده،

94
00:05:02,603 --> 00:05:04,446
‫یا داشته از دست کسی قایم میشده.
‫هوم.

95
00:05:04,471 --> 00:05:08,133
‫هی، این زخم گلوله‌ها قطعاً
‫مال یه کالیبر کوچیکه، شاید یه 380.

96
00:05:08,158 --> 00:05:10,334
‫اونا سوختگی با بخاره،
‫ولی نگاه کن، به نظر شیمیایی میان.

97
00:05:10,359 --> 00:05:12,221
‫روی لباس و پوستش هم
.لکه‌های قرمز هست

98
00:05:12,246 --> 00:05:14,701
‫هیچکدومش شبیه خون نیست.
‫یه جور رنگه؟

99
00:05:17,603 --> 00:05:18,905
‫همه شیشه‌ها نیستن.

100
00:05:19,687 --> 00:05:20,957
‫شاید با تیر ترکوندتشون.

101
00:05:27,628 --> 00:05:29,462
‫انگار توری یه انبار اجاره کرده بوده.

102
00:05:29,487 --> 00:05:33,024
‫وایسا ببینم. ‫چرا این هنوز
داره چکه می‌کنه؟ ‫بقیه داشبورد خشکه.

103
00:05:33,968 --> 00:05:35,405
‫اوکی.

104
00:05:36,938 --> 00:05:39,447
‫پس توری نولان قیافه‌شو عوض کرده،
‫اسلحه حمل می‌کرده،

105
00:05:39,472 --> 00:05:42,200
‫آخرشم بهش شلیک شده، سوزونده شده،
‫و انداختنش تو یه برکه.

106
00:05:45,246 --> 00:05:48,182
‫خب، از هر کی داشته قایم میشده،
‫انگار پیداش کرده.

107
00:05:53,420 --> 00:05:56,657
‫«هولا هاند».
تو اینجارو می‌شناسی چون

108
00:05:56,682 --> 00:05:59,128
‫ همه بارهای لس‌آنجلس که مسابقه
.اطلاعات عمومی دارن رو می‌شناسم

109
00:05:59,327 --> 00:06:02,772
‫قضاوتم نکن. کل مزه مسابقه تو بار
‫به دونستن همین اطلاعات به درد نخوره.

110
00:06:02,797 --> 00:06:04,315
‫عاشقشن.
‫‫هوم.

111
00:06:05,681 --> 00:06:07,476
‫شاید عاشقش نیستن
‫چون می‌دونی،

112
00:06:07,501 --> 00:06:09,612
‫ بیشترشون راهم نمیدن،
‫ولی برای همین اینجا نیستیم.

113
00:06:09,637 --> 00:06:11,820
‫اینجاییم چون گفتی
 توری یه انبار داشته، درسته؟

114
00:06:11,845 --> 00:06:13,213
‫آره.
‫‫اوکی.

115
00:06:13,867 --> 00:06:14,951
.تادا

116
00:06:17,278 --> 00:06:19,789
‫هیچکی بی‌دلیل
،سر از «هولا هاند» در نمیاره

117
00:06:19,814 --> 00:06:21,791
‫ به نظرم دلیل توری
.نزدیک بودن به یه جایی بوده

118
00:06:21,816 --> 00:06:23,329
‫آره، برای شروع جای خوبیه.

119
00:06:23,354 --> 00:06:25,469
‫آخرین آدرس ثبت شده
،از توری تو محله کره‌ای‌ها بوده

120
00:06:25,494 --> 00:06:27,470
‫ولی صاحبخونه‌ش گفته
.سال‌هاست اونجا زندگی نمی‌کنه

121
00:06:27,495 --> 00:06:29,411
‫بریم ببینیم چی انبار کرده بوده.
‫‫بزن بریم.

123
00:06:42,049 --> 00:06:44,258
‫اینا یعنی چی؟
‫‫هنوز نمی‌دونم.

124
00:06:47,407 --> 00:06:49,139
‫تو ماشین توری لپ‌تاپی نبود.

125
00:06:49,164 --> 00:06:50,733
‫شاید قاتل برش داشته.

126
00:06:55,428 --> 00:06:56,428
"برزیل"

127
00:06:56,891 --> 00:06:57,891
"هاوانا"

128
00:06:59,132 --> 00:07:00,227
‫واو.

129
00:07:01,338 --> 00:07:02,378
.اینا رو نگاه

130
00:07:07,695 --> 00:07:08,718
‫ها.

131
00:07:09,196 --> 00:07:11,925
‫همه اینا با جاهایی که
.رو فایل‌ها نوشته مطابقت داره

132
00:07:12,233 --> 00:07:14,635
‫توری با هویت‌های جعلی
.دور دنیا سفر می‌کرده

133
00:07:14,660 --> 00:07:16,895
‫این دختره دیگه کی بوده؟
کارمن سندیگو؟

134
00:07:22,514 --> 00:07:24,945
‫روزها طول میکشه تا
‫همه اینا رو به هم بچسبونیم.

135
00:07:28,549 --> 00:07:29,954
‫شاید لازم نباشه.

136
00:07:30,584 --> 00:07:34,204
‫خب، هر جایی که توری سفر کرده،
‫یه جور رسوایی بزرگ اتفاق افتاده.

137
00:07:34,229 --> 00:07:36,799
‫«کریستال لیک»
،به خاطر لوله‌های آب خراب

138
00:07:36,824 --> 00:07:39,044
‫یه شیوع گسترده "ای.کولای" داشته
‫تو جولای 2018.

139
00:07:39,069 --> 00:07:42,238
‫اواخر 2023، یه آژانس کاریابی
‫پرستار بچه آمریکایی،

140
00:07:42,263 --> 00:07:44,799
‫یه باند قاچاق انسان رو
‫از کامبوج اداره می‌کرده.

141
00:07:44,824 --> 00:07:46,887
‫و این علامت‌های قرمز رو اینجا می‌بینی؟

142
00:07:47,835 --> 00:07:49,108
‫اینا علامت‌های ویرایشه.

143
00:07:49,344 --> 00:07:53,673
‫و این شماره‌ها،
‫تاریخ و شماره چاپ یه مجله‌ست.

144
00:07:53,698 --> 00:07:56,060
‫توری که یه زن مرموز ‫و بین‌المللی نبوده.

145
00:07:56,085 --> 00:07:58,006
‫اون یه ‫خبرنگار تحقیقی بوده.

146
00:07:58,031 --> 00:08:01,101
‫خب، هر سوژه‌ای که دنبالش بوده،
ممکنه ‫کار دستش داده و کشته شده.

147
00:08:02,382 --> 00:08:04,495
‫توی اسناد مالی توری نولان
‫چیزی پیدا کردی؟

148
00:08:05,840 --> 00:08:06,910
‫آز.

149
00:08:07,647 --> 00:08:08,700
‫آز.

150
00:08:09,242 --> 00:08:10,766
‫اوه. ببخشید.

151
00:08:10,791 --> 00:08:13,928
از وقتی جلسه با ‫کاپیتان تموم شده،
داری ‫عجیب رفتار می‌کنی.

152
00:08:13,953 --> 00:08:16,075
‫فکر کردم گفتی ‫خوب پیش رفت.
‫‫آره، خوب پیش رفت.

153
00:08:16,510 --> 00:08:18,687
‫فکر کنم. نمی‌دونم.

154
00:08:19,767 --> 00:08:21,385
‫خودت وقتی ببینیش، ‫متوجه می‌شی.

155
00:08:24,667 --> 00:08:26,246
دافنی، ‫چی دستگیرت شد؟

156
00:08:26,507 --> 00:08:30,302
‫باشه، من مکان، ‫تاریخ‌ها و شماره‌های
‫نشریاتی که فرستادی رو چک کردم.

157
00:08:30,327 --> 00:08:33,364
‫مورگن درست می‌گفت. توری
‫خبرنگار مجله‌ی تیک‌داون بوده،

158
00:08:33,389 --> 00:08:35,992
‫یه نشریه‌ی آنلاین
‫که به خاطر افشاگری‌هاش معروفه.

159
00:08:36,017 --> 00:08:38,961
‫به گفته‌ی سردبیرش، توری
‫همیشه با اسم مستعار می‌نوشته.

160
00:08:38,986 --> 00:08:42,865
‫ظاهراً بعد از چاپ یه مقاله‌ای‫ تو روزنامه‌ی
 دانشجویی، ‫اطلاعات شخصیش فاش شده.

161
00:08:42,890 --> 00:08:45,278
‫اینکه اطلاعات خصوصیش
‫همه جای اینترنت پخش شده،

162
00:08:45,303 --> 00:08:47,412
‫اونقدر براش سخت بوده
‫که از دانشگاه انصراف داده.

163
00:08:47,437 --> 00:08:49,772
‫سردبیر می‌دونسته توری
‫الان داره روی چی کار می‌کنه؟

164
00:08:49,797 --> 00:08:51,640
‫نه، ولی این غیرعادی نبوده.

165
00:08:51,665 --> 00:08:54,103
‫می‌گفت توری وقتی ‫دنبال
یه سوژه می‌ره، ‫کاملاً غیب می‌شه.

166
00:08:54,128 --> 00:08:56,855
‫خبر خوب اینه که اصرار ‫داشتن هر بار که
مخفیه، ‫باید عکس زنده‌ بودن بفرسته،

167
00:08:56,880 --> 00:08:59,483
‫واسه همین الان دارم برات
‫عکس‌ها رو می‌فرستم.

168
00:09:03,477 --> 00:09:06,781
‫این جدیده. وقتی مُرده،
‫ناخن‌هاش همین رنگی بوده.

169
00:09:06,806 --> 00:09:08,735
‫هیچ اثری از رشد مجدد
‫اطراف ناخناش نیست.

170
00:09:08,760 --> 00:09:10,906
‫ولی مورگن، این عکس ‫می‌تونسته
 هر جایی ‫گرفته شده باشه.

171
00:09:10,931 --> 00:09:13,397
هیچ نشونه یا چیزی تو پس‌زمینه
.نیست که بتونیم ازش استفاده کنیم

172
00:09:14,287 --> 00:09:15,288
‫اشتباهه.

173
00:09:15,489 --> 00:09:16,877
‫یه "پودل داگ" توشه.

174
00:09:19,326 --> 00:09:21,128
‫ولی واقعاً هیچ پودلی ‫اینجا نیست.

175
00:09:26,235 --> 00:09:27,522
‫باشه، گرفتم.

176
00:09:27,547 --> 00:09:30,925
‫دنبال بوته‌های پودل داگ ‫می‌گردیم،
اما از کجا می‌دونی ‫همین منطقه‌ست؟

177
00:09:31,278 --> 00:09:34,790
‫چون همین چند ماه پیش
‫توی این تپه‌ها یه آتیش‌سوزی شده.

178
00:09:34,815 --> 00:09:38,442
‫بوته‌های پودل داگ پایروفت هستن.
‫گیاهانی که بعد از آتیش در میان.

179
00:09:38,467 --> 00:09:42,191
‫دونه‌هاشون خفته می‌مونن تا وقتی
‫گرمای شدید آتیش ‫بیدارشون کنه.

180
00:09:42,216 --> 00:09:44,757
‫بر اساس اندازه‌ی
 بوته ‫تو این عکسی که گرفته،

181
00:09:44,782 --> 00:09:46,850
‫اینجا با جدول زمانی ‫جور درمیاد.

182
00:09:47,606 --> 00:09:50,423
‫آره، آره، آره، نگاه کن.
‫ببین، داریم نزدیک می‌شیم. می‌بینی؟

183
00:09:50,448 --> 00:09:52,563
‫باشه، وایسا. یه بررسی کنیم.

184
00:09:52,588 --> 00:09:54,824
‫درست همینجا عکسو گرفته.
‫‫اوم.

185
00:09:55,564 --> 00:10:00,518
‫اوکی، اگه من جای توری باشم،
‫به این «ورود ممنوع» ‫بی‌اعتنایی می‌کنم.

186
00:10:00,535 --> 00:10:01,942
‫اگه جای توری باشی؟

187
00:10:03,070 --> 00:10:05,680
‫خب چرا باید گوش کنم؟ هر ساده‌لوحی
‫می‌تونه یه تابلو بخره، ‫بکوبتش به فنس.

188
00:10:05,705 --> 00:10:07,918
‫مورگن، اونی که اون تابلو رو
‫نصب کرده، شاید شوخی نداشته.

189
00:10:08,275 --> 00:10:11,413
‫توری خودشو درگیر موقعیت‌های ‫خطرناک
 و آدمای حسابی خطرناک ‫کرده،

190
00:10:11,438 --> 00:10:13,505
‫پس نمی‌دونیم داریم وارد
‫چه وضعیت خطرناکی می‌شیم.

191
00:10:22,456 --> 00:10:23,858
‫اینجا چه جور جاییه؟

192
00:10:24,410 --> 00:10:25,816
‫اوه، تو که بچه‌ی نوجوون نداری.

193
00:10:26,160 --> 00:10:27,962
‫اینجا خونه‌ی تولید محتواست.

194
00:10:42,297 --> 00:10:43,915
‫این پسرا همه‌شون اینجا زندگی می‌کنن

195
00:10:43,940 --> 00:10:46,233
و برای پلتفرم‌های پخش آنلاینشون
‫ویدیو درست می‌کنن.

196
00:10:46,258 --> 00:10:48,279
‫این می‌تونه دلیل آرایش‌های ‫توری باشه.

197
00:10:48,304 --> 00:10:50,799
‫اگه می‌خواست مخفیانه
نقش ‫یه اینفلوئنسر رو بازی کنه،

198
00:10:50,824 --> 00:10:52,496
‫باید 24 ساعته آماده‌ی دوربین می‌بود.

199
00:10:52,521 --> 00:10:53,644
‫اوم، ‫خب،

200
00:10:53,816 --> 00:10:56,299
این سوژه واقعاً در حد ‫بقیه‌ی
داستان‌هایی که دنبال می‌کرده، نیست

201
00:10:56,323 --> 00:10:57,541
‫اینجا دنبال ‫چی می‌گشته؟

202
00:10:58,893 --> 00:10:59,942
‫کمکی از دستم برمیاد؟

203
00:10:59,967 --> 00:11:02,793
‫من کارآگاه کارادک هستم. ایشونم
 مورگن ‫گیلوری، از پلیس لس‌آنجلس.

204
00:11:03,598 --> 00:11:04,964
‫این خانم رو می‌شناسی؟

205
00:11:06,307 --> 00:11:07,308
‫این دارلاست.

206
00:11:08,648 --> 00:11:09,810
‫اینجا زندگی می‌کنه.

207
00:11:11,872 --> 00:11:12,973
‫حالش خوبه؟

208
00:11:12,998 --> 00:11:16,201
‫نه، متأسفانه ‫حالش خوب نیست.
.مُرده

209
00:11:17,111 --> 00:11:20,573
‫هی. کس دیگه‌ای دلش می‌خواد
‫توی جکوزی ژله‌ای شیرجه بره؟

210
00:11:25,019 --> 00:11:26,487
‫اوه، پس یعنی نه؟

211
00:11:27,321 --> 00:11:29,392
‫دارلا...
‫خب، همون توری، فکر کنم،

212
00:11:29,417 --> 00:11:31,967
‫فقط چند هفته بود که اومده بود،
‫ولی همه دوستش داشتن.

213
00:11:31,992 --> 00:11:34,770
‫-چه نوع محتوایی ‫درست می‌کرد؟
‫-ویدیوهایی با صداهای آروم و نزدیک.

214
00:11:35,119 --> 00:11:37,106
‫کانالش زیاد تعریفی نداشت،
‫ولی داشت رشد می‌کرد.

215
00:11:37,131 --> 00:11:38,608
‫آخرین باری که ‫توری رو دیدی کی بود؟

216
00:11:38,633 --> 00:11:40,501
‫یه روز پیش، ‫شاید دو روز.

217
00:11:40,935 --> 00:11:43,538
‫وقتی همه در حال فیلمبرداری‌ان،
‫یه جورایی حواسمون به زمان نیست.

218
00:11:43,563 --> 00:11:45,398
‫کسی رو می‌شناسی
‫که بخواد بهش آسیب بزنه؟

219
00:11:45,423 --> 00:11:47,584
‫نه، همه‌مون توی کامنت‌ها
‫آدمای مزاحم داشتیم،

220
00:11:47,609 --> 00:11:49,877
‫ولی توری هیچ‌وقت اسم کسی رو
‫که نگرانش باشه، نبرد.

221
00:11:50,228 --> 00:11:52,079
‫فکر می‌کنین یکی ‫از فالوئراش کشتش؟

222
00:11:52,104 --> 00:11:53,789
‫خب، ما هیچ فرضیه‌ای رو ‫رد نمی‌کنیم.

223
00:11:53,814 --> 00:11:55,191
‫ممنون. باهاتون تماس می‌گیریم.

224
00:11:56,339 --> 00:11:58,052
‫هیچ‌کس ادعا نمی‌کنه
‫که می‌دونه چی شده.

225
00:11:58,077 --> 00:11:59,382
‫تو چیزی پیدا کردی؟

226
00:11:59,954 --> 00:12:02,591
‫فقط اینکه این بچه‌ها
‫تحت فشار خفه‌کننده‌ای ‫قرار دارن.

227
00:12:02,616 --> 00:12:04,800
‫اون شوخی‌ای که
‫پرینکز داشت انجام می‌داد؟

228
00:12:04,825 --> 00:12:08,040
‫یه جعبه‌ی 6 اونسی
‫دو پیمونه ژلاتین می‌ده.

229
00:12:08,065 --> 00:12:10,773
‫یه استخر بچگونه‌ی معمولی
‫حدود 400 گالن آب می‌بره.

230
00:12:10,798 --> 00:12:13,643
‫یعنی 3,360 جعبه ‫فقط واسه پر کردنش.

231
00:12:14,144 --> 00:12:16,818
‫حدسم اینه از راه‌اندازی
‫تا تمیزکاری چقدر می‌شه؟

232
00:12:16,843 --> 00:12:19,179
‫30 ساعت کار
‫برای یه ویدیوی 30 ثانیه‌ای.

233
00:12:20,130 --> 00:12:22,586
‫این به‌زور می‌تونه ‫توی
نمودار هدفش ‫تغییری ایجاد کنه.

234
00:12:22,611 --> 00:12:25,100
‫این یارو "فینیاس" اینجا رو
‫مثل کوره‌ی آجرپزی اداره می‌کنه.

235
00:12:30,518 --> 00:12:33,688
‫اوکی. مثل اینکه
‫مخفیگاه پرینکز رو پیدا کردیم.

236
00:12:38,425 --> 00:12:39,527
‫رنگ قرمز؟

237
00:12:39,552 --> 00:12:41,538
‫از همون رنگ قرمزی
‫که تمام بدن توری رو پوشونده بود؟

238
00:12:41,563 --> 00:12:43,518
‫چی می‌خوای بگی؟
‫که نمی‌دونی چی شده.

239
00:12:43,543 --> 00:12:46,012
‫فقط بذار حرف بزنم!
‫‫خونسرد باش. ‫باشه، داریم می‌ریم تو.

240
00:12:46,667 --> 00:12:48,389
‫چیزی هست که بخواین ‫بهمون بگید؟

241
00:12:49,770 --> 00:12:52,448
‫کار ما بود. کار ما بود. ‫ما کشتیمش.
‫‫آه. یه اتفاق بود.

242
00:12:52,473 --> 00:12:54,030
‫یکی از شماها به توری شلیک کرده؟

243
00:12:54,055 --> 00:12:55,184
‫بهش شلیک شده؟

244
00:12:55,209 --> 00:12:56,752
‫فکر می‌کنین ‫چطور کشتیدش؟

245
00:12:56,777 --> 00:12:58,112
‫اینجوری.

246
00:12:58,912 --> 00:13:00,888
‫اوه، نه، نه، نه،
‫نه، نه، نه. نه. کارادک!

247
00:13:00,913 --> 00:13:02,046
‫بهتره برگردی.

248
00:13:02,974 --> 00:13:04,219
‫اوه!
‫‫اوه، خدای من.

249
00:13:16,897 --> 00:13:21,436
‫دارلا، توری هر چهارشنبه ‫بعدازظهر
 از خونه می‌رفت بیرون ‫تا کاراشو انجام بده.

250
00:13:21,770 --> 00:13:23,662
‫چون می‌دونستیم توی ماشینشه،

251
00:13:23,882 --> 00:13:27,126
‫من و پرینکز
یه ماجرا ‫توی صندلی عقبش چیدیم.

252
00:13:27,884 --> 00:13:29,280
‫چه جور ماجرایی؟

253
00:13:29,305 --> 00:13:31,198
‫خمیردندون شیطانی.

254
00:13:31,223 --> 00:13:33,385
‫دقیقاً همونی که سر ‫کارآگاه کارادک اومد،‫

255
00:13:34,309 --> 00:13:35,309
.فقط بزرگتر

256
00:13:37,217 --> 00:13:38,265
‫نشونم بده.

257
00:13:42,079 --> 00:13:43,265
‫آماده شین.

258
00:13:43,290 --> 00:13:45,159
‫این کلی بازدید می‌خوره.

259
00:13:45,184 --> 00:13:47,518
‫ببخشید دارلا،
‫ولی خودت اینو خواستی.

260
00:13:50,739 --> 00:13:51,816
‫اوه، خدای من.

261
00:13:52,283 --> 00:13:53,558
‫چیکار کنیم؟
‫ـ نمی‌دونم.

262
00:13:53,583 --> 00:13:55,719
‫زود باش، ماشین هنوز داره می‌ره.
‫باید از اینجا بریم.

263
00:13:55,744 --> 00:13:57,507
‫فیلم گرفتن رو ‫بس کن، پرینکز!

264
00:13:58,332 --> 00:13:59,448
‫حالشو چک کردین؟

265
00:13:59,473 --> 00:14:01,528
‫خب، ما هول کردیم،
‫واسه همین به فینیاس زنگ زدیم.

266
00:14:01,885 --> 00:14:02,985
‫اون صاحب کلاد هاوسه.

267
00:14:03,010 --> 00:14:04,962
‫فینیاس گفت حال دارلا
‫خوبه ولی خیلی عصبانیه.

268
00:14:04,987 --> 00:14:06,861
‫گفت می‌خواد یه دوری بزنه
‫تا حالش جا بیاد.

269
00:14:06,886 --> 00:14:09,425
‫نه، با اون شدت ضربه،
‫توری قطعاً دچار ضربه مغزی شده بوده.

270
00:14:09,450 --> 00:14:11,035
‫نمی‌تونسته جایی بره.

271
00:14:11,060 --> 00:14:13,496
‫بچه‌ها، این یه شوخی ‫خیلی خطرناک بوده.

272
00:14:13,521 --> 00:14:16,156
‫می‌دونم. فکر نمی‌کردم
‫اینقدر انفجار بزرگی باشه.

273
00:14:16,181 --> 00:14:17,346
‫خیلی‌خب، چی توش بود؟

274
00:14:17,525 --> 00:14:21,303
‫فقط رنگ، صابون، خمیر مایه
‫و پراکساید.

275
00:14:21,328 --> 00:14:22,905
‫چقدر پراکساید؟
.زیاد

276
00:14:22,930 --> 00:14:25,187
‫زیاد. اوکی، خب،
‫این سوختگی‌های بخار رو توضیح می‌ده.

277
00:14:25,733 --> 00:14:27,920
‫وقتی هیدروژن پراکساید
‫با خمیر مایه قاطی می‌شه،

278
00:14:28,389 --> 00:14:31,706
‫کلی اکسیژن و کلی ‫گرما تولید می‌کنه.

279
00:14:31,731 --> 00:14:34,536
‫اکسیژن یه کف خفن ‫درست می‌کنه،

280
00:14:34,821 --> 00:14:38,833
‫و هرچی درصد پراکساید ‫بالاتر باشه،
‫صدای انفجار هم بزرگتره.

281
00:14:41,982 --> 00:14:44,243
‫ همچنین توضیح می‌ده که چرا
‫توی ماشین توری خونی نبوده.

282
00:14:44,268 --> 00:14:45,536
‫پراکساید همه‌چیزو تمیز کرده.

283
00:14:45,561 --> 00:14:46,663
‫اوم.

284
00:14:46,688 --> 00:14:49,089
‫توی ویدیو گفتی
 توری خودش خواسته. چرا؟

285
00:14:49,724 --> 00:14:51,844
‫پودر پروتئین اِل‌تری منو دزدید.

286
00:14:52,152 --> 00:14:53,536
"لیـو، لَـف، لیفت"

287
00:14:53,561 --> 00:14:55,429
‫قرار بود براشون
یه تبلیغ اختصاصی ‫انجام بدم.

288
00:14:55,454 --> 00:14:58,442
‫من تنها تولیدکننده‌ی محتوا ‫تو این کشورم
 که اِل‌تری رو ‫قبل از عرضه به دست آورده.

289
00:14:58,467 --> 00:15:00,901
‫قرار بود کلی
... بازدید ‫واسه کانالم بیاره، ولی

290
00:15:01,275 --> 00:15:03,312
‫ توری پودر رو قبل از اینکه
‫بتونم فیلم بگیرم، دزدید.

291
00:15:03,337 --> 00:15:04,382
‫چرا باید این کارو کنه؟

292
00:15:04,407 --> 00:15:06,547
‫احتمالاً چون کانال
‫خودش اوضاع خوبی نداشت،

293
00:15:06,572 --> 00:15:08,275
‫واسه همین می‌خواست کانال منو خراب کنه.

294
00:15:09,994 --> 00:15:12,216
‫اون احمق‌ها با اون شوخی مزخرف
‫می‌تونستن توری رو بکشن،

295
00:15:12,241 --> 00:15:14,519
‫فکر نمی‌کنم ‫اونا بهش شلیک کرده باشن.
‫فکر ‌کنم کس دیگه‌ای این کارو کرده.

296
00:15:14,864 --> 00:15:15,864
،نگاه کن

297
00:15:16,403 --> 00:15:18,167
،‫ رنگ قرمز و رد لاستیک

298
00:15:18,501 --> 00:15:20,188
‫تا اون علف‌ها ادامه پیدا کرده.

299
00:15:20,213 --> 00:15:21,891
‫فکر کنم اینجا جاییه
‫که به توری شلیک شده.

300
00:15:27,695 --> 00:15:29,926
کنجکاوم بدونم
.کی می‌خواسته این کارو بکنه

301
00:15:37,344 --> 00:15:39,022
‫برگردیم سمت ماشین.
‫ یه آگهی تعقیب می‌فرستم.

302
00:15:39,047 --> 00:15:40,750
‫یه ثانیه ‫صبر کن.

303
00:15:40,775 --> 00:15:42,961
‫الان سعی کردی
‫دنبال یه ماشین اسپورت بدوی؟

304
00:15:42,986 --> 00:15:43,999
‫ حس غریزی بود.

305
00:15:44,024 --> 00:15:47,011
‫حس غریزیت می‌گفت می‌تونی
‫به یه وی-8 تویین توربو برسی؟

306
00:15:47,036 --> 00:15:47,839
‫مورگن.

307
00:15:48,256 --> 00:15:49,799
‫شاید این بهترین روز ‫زندگیم باشه.

308
00:15:49,824 --> 00:15:50,840
.آها

309
00:15:50,865 --> 00:15:52,961
‫فقط می‌خواستم ازت بابت
‫اون هدیه‌ی زیبا تشکر کنم.

310
00:15:52,986 --> 00:15:54,021
‫باشه.

311
00:15:59,661 --> 00:16:01,328
‫ نمی‌دونستیم ‫به این زودی میایی خونه.

312
00:16:01,896 --> 00:16:03,982
‫معلومه. این چیه؟

313
00:16:04,007 --> 00:16:05,374
‫اوه، ساندویچ کره بادوم زمینی و ژله.

314
00:16:05,399 --> 00:16:06,868
‫کوکی‌ها نون نیستن.

315
00:16:06,893 --> 00:16:10,321
‫آخ. گشت هوایی داره دنبال
‫یه نفر می‌گرده، پس یکم وقت دارم.

316
00:16:10,346 --> 00:16:12,582
‫چقدر باحال. باید می‌خواستی
‫که تو پرواز باهاشون بری.

317
00:16:12,607 --> 00:16:15,209
‫اوم.
ترجیح می‌دم ‫روی زمین بالا بیارم.

318
00:16:16,242 --> 00:16:18,324
‫هی، اِلیوت،
‫می‌تونی بری خواهرتو بیاری؟

319
00:16:18,349 --> 00:16:20,103
‫فکر کردم داری
‫دنبال پرستار می‌گردی.

320
00:16:20,128 --> 00:16:21,342
‫می‌تونی بری بیاریش؟

321
00:16:21,836 --> 00:16:24,092
‫لطفاً؟
تو آدم محبوبش ‫تو کل دنیایی.

322
00:16:24,117 --> 00:16:26,002
‫می‌دونم داری اینو می‌گی ‫تا منو بپیچونی.

323
00:16:26,027 --> 00:16:27,067
‫ جواب می‌ده؟

324
00:16:27,776 --> 00:16:29,679
‫آره، ولی فقط ‫چون واقعیت داره.

325
00:16:29,704 --> 00:16:31,100
‫اون از طرفداران دو آتیشه‌ی اِلیوته.

326
00:16:31,125 --> 00:16:33,682
‫مگه همه‌مون نیستیم؟
‫‫اوم. پسر خوبیه.

327
00:16:35,563 --> 00:16:37,264
‫آخ. چندش.

328
00:16:40,334 --> 00:16:42,277
‫دلیل دیگه‌ای که می‌خواستم
‫سری به خونه بزنم این بود که

329
00:16:42,302 --> 00:16:45,346
‫بهت بگم که من آرتور رو
‫امروز صبح پیدا کردم.

330
00:16:45,707 --> 00:16:47,241
‫همون آدمی که بابامو می‌شناسه؟
‫‫اوهوم.

331
00:16:47,266 --> 00:16:48,674
‫می‌دونه کجاست؟

332
00:16:48,699 --> 00:16:51,153
‫نه، ولی قبول کرد
‫که کوله‌پشتیشو بهم بده.

333
00:16:51,178 --> 00:16:53,824
‫باشه، بریم بیاریمش.
‫‫هی، ‫یه لحظه صبر کن.

334
00:16:53,849 --> 00:16:55,991
‫ما هنوز زمان یا مکانی رو
‫مشخص نکردیم،

335
00:16:56,016 --> 00:16:58,033
‫ولی وقتی مشخص شد،
‫من کوله‌پشتی رو می‌گیرم.

336
00:16:58,325 --> 00:17:00,019
‫من نمی‌تونم باهات بیام؟
‫‫نه.

337
00:17:00,322 --> 00:17:01,409
‫چرا نه؟

338
00:17:02,074 --> 00:17:03,336
ما اصلاً نمی‌دونیم ‫این یارو کیه.

339
00:17:03,361 --> 00:17:04,853
‫اجازه نمی‌دم
‫اصلاً نزدیکت بشه. نه.

340
00:17:04,878 --> 00:17:06,979
‫ولی، مامان، اگه اطلاعاتی ‫داشته باشه...
‫‫ایوا.

341
00:17:07,628 --> 00:17:08,929
‫ بحث مذاکره نیست.

342
00:17:10,297 --> 00:17:11,331
‫باشه.

343
00:17:12,634 --> 00:17:13,935
‫خبرت می‌کنم.

344
00:17:20,842 --> 00:17:23,447
‫پیدا کردن لامبورگینی
‫نارنجی فینیاس سخت نبود.

345
00:17:23,645 --> 00:17:26,287
‫پلیس بزرگراه یک ساعت پیش
‫تو ونتورا گرفتش.

346
00:17:26,312 --> 00:17:28,015
‫تا الان که حرفی برای گفتن نداشته.

347
00:17:28,040 --> 00:17:31,026
‫ساکت موندنش احتمالاً عاقلانه‌ترین
‫کاریه که تو این مدت انجام داده.

348
00:17:31,051 --> 00:17:32,085
‫اوهوم.

349
00:17:32,654 --> 00:17:34,148
‫مزاحم که نشدم؟

350
00:17:34,381 --> 00:17:38,118
‫نه، کارآگاه‌ آز و کارادک دارن می‌ذارن
‫فینیاس یکم عرق بریزه،

351
00:17:38,143 --> 00:17:40,078
‫قبل از اینکه بازجویی رو ‫شروع کنن.

352
00:17:40,360 --> 00:17:42,730
‫خوبه. پس کارآگاه فارستر
‫یه دقیقه وقت داره.

353
00:17:43,531 --> 00:17:46,576
‫امیدوارم ناراحت نشی، ‫ولی سر میزت
 توقف کردم ‫و نتونستم مقاومت کنم.

354
00:17:46,601 --> 00:17:48,168
‫نه، برای همین کار اونجان.

355
00:17:48,870 --> 00:17:51,606
‫تا وقتی که وارد نیرو نشدم،
‫علاقه‌ای به شیرینی نداشتم.

356
00:17:51,631 --> 00:17:53,850
‫حالا دیگه نمی‌تونم روزی رو
‫بدون خوردن شکر سر کنم.

357
00:17:53,875 --> 00:17:55,643
‫اوه، خب، عادت‌های
‫بدتری هم وجود داره.

358
00:17:55,668 --> 00:17:59,003
‫درسته، و بعضی عادت‌ها هستن
‫که توی شغلتون ‫به دردتون می‌خورن.

359
00:17:59,028 --> 00:18:00,757
‫من پرونده‌تو دیدم، کارآگاه.

360
00:18:00,782 --> 00:18:03,609
‫تا حالا به شرکت در
‫آزمون گروهبانی فکر کردی؟

361
00:18:04,584 --> 00:18:05,584
...آه

362
00:18:06,126 --> 00:18:08,856
‫آره، بهش فکر کردم، ولی نه جدی.

363
00:18:08,881 --> 00:18:12,502
‫باید این کارو بکنی. یه دوستی دارم
‫که قبلاً ارزیاب آزمون بوده.

364
00:18:12,527 --> 00:18:15,203
‫می‌تونه بهت نکاتی بگه،
‫منابع درست مطالعاتی رو بهت بده.

365
00:18:16,190 --> 00:18:18,733
‫عالیه، ولی می‌دونین،
‫من واقعاً اینجا راحتم و...

366
00:18:18,758 --> 00:18:21,017
‫نه، البته که راحتی، ‫ولی ضرری نداره که

367
00:18:21,575 --> 00:18:23,786
‫نسبت به گسترش افق دیدت ‫کنجکاو باشی.

368
00:18:24,217 --> 00:18:26,016
‫مطمئنم ستوان سوتو ‫موافقه.

369
00:18:27,140 --> 00:18:29,038
‫من موافقم.
‫‫خوشحالم که می‌شنوم.

370
00:18:29,577 --> 00:18:32,145
‫ ترتیبشو می‌دم.
‫‫ممنونم.

371
00:18:36,256 --> 00:18:37,457
‫چی رو از دست دادم؟

372
00:18:37,651 --> 00:18:39,820
‫هیچی. هنوز بازجویی رو ‫شروع نکردن،

373
00:18:39,845 --> 00:18:41,580
‫ولی خوشحالم که سر زدی، مورگن.

374
00:18:41,605 --> 00:18:43,650
‫امیدوار بودم بتونیم بشینیم
‫و اون حرفو بزنیم و ببینیم...

375
00:18:43,675 --> 00:18:46,508
‫آره، اوه. می‌دونی چیه،
‫من... عالیه.

376
00:18:46,533 --> 00:18:49,210
‫ولی نمی‌تونم چون
‫باید حواسم به این باشه، ‫پس بعداً.

377
00:18:49,235 --> 00:18:51,008
‫شاید یکی بتونه ‫بگه جریان چیه.

378
00:18:51,033 --> 00:18:52,066
‫شاید.

379
00:18:52,573 --> 00:18:53,641
‫البته.

380
00:18:53,901 --> 00:18:57,005
‫بیا در مورد توری نولان حرف بزنیم.
‫‫کی؟

381
00:18:57,030 --> 00:18:59,150
‫همون خبرنگاری که بهش شلیک کردی
‫و بعد انداختیش تو برکه.

382
00:18:59,175 --> 00:19:01,476
‫فکر می‌کنیم فهمیدی که اون
‫مخفیانه تو خونه‌ی تو بوده.

383
00:19:01,501 --> 00:19:04,404
‫نگران داستانی بودی که ‫قراره منتشر کنه،
‫واسه همین از شرش خلاص شدی.

384
00:19:04,429 --> 00:19:05,598
‫منظورت دارلاست؟

385
00:19:05,623 --> 00:19:07,547
‫پس جزئیات برات آشناست
‫ولی اسم نه.

386
00:19:07,572 --> 00:19:09,404
‫من نمی‌دونستم اون دارلاست.

387
00:19:09,429 --> 00:19:11,699
‫و قطعاً نمی‌دونستم ‫که اون یه خبرنگاره.

388
00:19:11,724 --> 00:19:12,982
‫چرا توی کلاد هاوس بود؟

389
00:19:13,007 --> 00:19:15,217
‫ما هم همین سوالو داشتیم،
‫ولی بعد یه نگاهی انداختیم

390
00:19:15,242 --> 00:19:16,210
‫به صورت‌های مالی شما.

391
00:19:16,235 --> 00:19:18,704
‫ماشین اسپورت 200,000 دلاری.
‫‫اوم.

392
00:19:18,729 --> 00:19:21,023
‫چندین اقامت ‫تو هتل ایبیزا فور سیزنز.

393
00:19:21,048 --> 00:19:23,601
‫از بچه‌ها سخت کار می‌کشی، ‫و خیلی کمتر
،از چیزی که درآمد دارن، بهشون پول می‌دی

394
00:19:23,626 --> 00:19:24,927
‫بعد تمام سود رو خودت برمی‌داری.

395
00:19:24,952 --> 00:19:26,318
‫به نظر من شبیه یه داستان میاد.

396
00:19:26,343 --> 00:19:29,075
‫هر پولی که از ‫تولیدکننده‌ها می‌گیرم
‫برای اقامت و خورد و خوراک‌شونه.

397
00:19:29,100 --> 00:19:31,836
‫درسته. ماهی 50 هزار دلار برای هر کدوم.

398
00:19:31,861 --> 00:19:33,513
‫یکمی زیاده، نه، فینیاس؟

399
00:19:33,538 --> 00:19:34,974
‫حتی با استانداردهای لس‌آنجلس.

400
00:19:36,511 --> 00:19:38,587
.باید یه تست میک پاپ بگیرم
یه ‫‫چی؟

401
00:19:39,572 --> 00:19:40,847
‫باید ساعتشو ‫ببینم.

402
00:19:41,015 --> 00:19:42,071
‫ساعت، لطفاً.

403
00:19:42,315 --> 00:19:43,330
‫ممنون.

404
00:19:46,721 --> 00:19:49,358
‫به محل اتصال قطعات ‫نگاه کن.
خوردگی داره،‫می‌بینی؟

405
00:19:49,383 --> 00:19:53,407
‫این اتفاق وقتی میفته که ‫تیتانیوم
با پراکساید غلیظ ‫تماس پیدا می‌کنه،

406
00:19:54,162 --> 00:19:57,370
‫اوه. می‌بینی، فینیاس، ‫بعد از اون انفجار،
توری ‫کاملاً با اون پوشیده شده بود،

407
00:19:57,395 --> 00:19:59,492
‫و وقتی جسدشو از
‫صندلی راننده جابه‌جا کردی،

408
00:19:59,517 --> 00:20:01,757
‫باید مقدار زیادی از اونم
‫به خودت مالیده شده باشه.

409
00:20:01,782 --> 00:20:05,148
‫تو بعد از اینکه راکل و پرینکز ‫ماشین
 توری رو کف‌آلود کردن،‫توی ماشین بودی.

410
00:20:05,173 --> 00:20:07,634
‫تویی که بهش شلیک کردی
‫و بعد ماشینو جابه‌جا کردی.

411
00:20:11,025 --> 00:20:14,189
‫من جسد رو جابه‌جا کردم،
‫اما قسم می‌خورم که من نکشتمش.

412
00:20:14,214 --> 00:20:15,911
‫آه. همه جا پر از کف بود.

413
00:20:15,936 --> 00:20:18,239
‫تا وقتی که به برکه رسیدم،
‫اصلاً نمی‌دونستم بهش شلیک شده.

414
00:20:18,264 --> 00:20:20,700
‫اگه تو نکشتیش،
‫چرا جسد رو جابه‌جا کردی؟

415
00:20:20,969 --> 00:20:22,832
‫چون اجاره‌ی خونه رو از دست می‌دادم.

416
00:20:22,857 --> 00:20:25,968
‫صاحب‌خونه چند ماهه ‫داره سعی می‌کنه
‫کلاد هاوس رو بیرون کنه.

417
00:20:25,993 --> 00:20:28,145
‫همسایه‌ها از ما متنفرن،
‫و اگه بیرونمون کنن،

418
00:20:28,170 --> 00:20:29,839
‫مجبورم کل این ماجرا رو ‫تعطیل کنم.

419
00:20:29,864 --> 00:20:32,193
‫می‌تونی ثابت کنی ‫که تو نکشتیش؟
‫‫می‌تونم.

420
00:20:32,452 --> 00:20:33,954
‫شماها می‌دونید بات چیه؟

421
00:20:33,979 --> 00:20:35,878
‫کاربرهای جعلی ‫تو شبکه‌های اجتماعی.

422
00:20:35,903 --> 00:20:37,655
‫مردم ازشون استفاده می‌کنن
‫تا فالوئر‌هاشون رو زیاد کنن. آره.

423
00:20:37,680 --> 00:20:41,684
‫دقیقاً. آمار دارلا...
‫آمار توری افتضاح بود،

424
00:20:41,709 --> 00:20:45,270
‫و درست قبل از اینکه پرینکز
‫و راکل دوان دوان بیان بالا،

425
00:20:45,295 --> 00:20:48,879
‫من تو دفترم بودم و داشتم بات می‌خریدم
‫تا کانال توری رو تقویت کنم.

426
00:20:49,342 --> 00:20:51,390
‫که اگه یک دقیقه بعدش
‫قصد داشتی از شرش خلاص بشی،

427
00:20:51,415 --> 00:20:53,048
‫هرگز این کارو نمی‌کردی.

428
00:20:53,073 --> 00:20:54,141
‫دقیقاً.

429
00:20:56,691 --> 00:20:57,758
‫لعنت بهت.

430
00:21:04,766 --> 00:21:08,503
‫ما فینیاس رو به جرم دستکاری شواهد
‫و حمل و نقل غیرقانونی بازداشت کردیم.

431
00:21:08,528 --> 00:21:11,623
‫اون کیف توری رو به عنوان ‫یه معامله
 برای تخفیف در مجازات‫ بهمون داد.

432
00:21:11,648 --> 00:21:13,960
‫گفت که اونو برداشته تا کسی
‫نتونه هویت توری رو بفهمه.

433
00:21:13,985 --> 00:21:17,263
‫کسی که عاشق ماشینه ‫فکر نمی‌کرد بتونیم
 توری رو ‫از طریق شماره شاسی ماشین پیدا کنیم؟

434
00:21:17,288 --> 00:21:18,360
‫بی‌خیال.

435
00:21:19,247 --> 00:21:21,949
‫عالیه. توری قفل‌گذاری
‫فوق‌پیشرفته‌ای روی این داره.

436
00:21:21,974 --> 00:21:23,875
‫با توجه به شغلش ‫جای تعجب نداره.

437
00:21:25,527 --> 00:21:28,865
‫راکل درست می‌گفت.
‫توری واقعاً پودر پروتئین رو دزدیده.

438
00:21:28,890 --> 00:21:30,709
‫اما چرا؟ من کانال کلاد هاوس
‫توری رو چک کردم.

439
00:21:30,734 --> 00:21:32,702
‫اون هرگز تبلیغش نکرده.
‫‫آره، چرا باید تبلیغ می‌کرد؟

440
00:21:32,727 --> 00:21:34,511
‫اون واقعاً
‫به آمار خودش اهمیت نمی‌داد،

441
00:21:34,536 --> 00:21:36,706
‫این یعنی کانال کس دیگه‌ای رو هم
‫خراب نمی‌کرد.

442
00:21:36,731 --> 00:21:37,974
‫مورگن، نظرت در مورد این چیه؟

443
00:21:37,999 --> 00:21:39,934
‫چیزی تو این
نتایج آزمایشگاه ‫برات آشنا نیست؟

444
00:21:41,702 --> 00:21:44,672
‫آره، چیز خیلی جالبی نیست،
‫به جز کاستوریوم.

445
00:21:44,697 --> 00:21:46,800
‫این چیه؟
‫‫ترشحات مقعد سگ آبی.

446
00:21:47,175 --> 00:21:48,785
‫یک عامل طعم‌دهنده‌ست.

447
00:21:48,810 --> 00:21:51,287
‫اتیل متیل فنیل گلیسیدات ‫هم همینطوره.

448
00:21:51,312 --> 00:21:52,847
‫توت فرنگی مصنوعی.

449
00:21:52,872 --> 00:21:55,916
‫اینو از دعوای هفتگی با
‫بچه‌هام سر قفسه‌ی غلات می‌دونم.

450
00:21:56,731 --> 00:21:57,775
‫بله.

451
00:21:58,485 --> 00:21:59,595
‫توت فرنگی.

452
00:21:59,620 --> 00:22:02,505
‫اوکی، پس توری ‫در مورد
خونه‌ی تولید محتوا ‫تحقیق نمی‌کرده،

453
00:22:02,530 --> 00:22:04,941
‫داشته در مورد پودر پروتئین
‫تحقیق می‌کرده. چرا؟

454
00:22:04,966 --> 00:22:08,675
‫آره، این زن با افشای ‫رسوایی‌های بزرگ
‫برای خودش شهرتی دست و پا کرده بود.

455
00:22:09,156 --> 00:22:10,606
‫اون فساد رو پوشش می‌داد.

456
00:22:10,631 --> 00:22:12,967
‫حیوانات رو از آزار نجات می‌داد.

457
00:22:12,992 --> 00:22:16,228
‫اون با شرکت‌های نفتی بزرگ
‫درگیر می‌شد ‫و حالا پودر پروتئین؟

458
00:22:16,520 --> 00:22:18,824
‫دنبال کردن یه محصول
‫خرده‌پا اصلاً منطقی نیست.

459
00:22:21,942 --> 00:22:23,696
گفتیم که
 اطلاعات شخصیش لو رفته بود، درسته؟

460
00:22:23,721 --> 00:22:25,588
‫آره، یه مقاله
در مورد یه ‫هم‌کلاسیش نوشت

461
00:22:25,613 --> 00:22:27,548
‫که یه کسب و کار
‫استخدام آزمون‌دهنده رو ‫اداره می‌کرد.

462
00:22:27,575 --> 00:22:29,241
‫اون به خاطر انتقام، ‫قلدر اینترنتی شد.

463
00:22:29,266 --> 00:22:32,368
‫اسمش، امم، ‫رابرت رومانو بود.

464
00:22:33,520 --> 00:22:35,445
‫خب، فکر کنم الان اسمش بابی‌ه.

466
00:22:44,866 --> 00:22:46,634
‫ممنون.
‫‫رابرت رومانو؟

467
00:22:47,393 --> 00:22:49,430
‫واو، اسم کامل من.

468
00:22:49,455 --> 00:22:51,666
‫مامانم وقتی کار اشتباهی می‌کنم،
‫با این اسم صدام می‌کنه.

469
00:22:54,596 --> 00:22:56,794
‫صبر کنین، کار اشتباهی کردم؟
‫‫نه، فقط می‌خوایم حرف بزنیم.

470
00:22:56,819 --> 00:22:58,226
‫ تشکیلات چشمگیری ‫اینجا داری.

471
00:22:58,251 --> 00:23:01,335
‫ممنون، رفیق. آره،
‫دوران هیجان‌انگیزی در اِل‌تری‌ه.

472
00:23:01,360 --> 00:23:02,872
‫آره، پیش‌فروش‌هامون ‫فوق‌العاده‌ان.

473
00:23:02,897 --> 00:23:05,399
‫دارم سعی می‌کنم فروتن بمونم،
‫ولی یه حسی بهم می‌گه

474
00:23:05,424 --> 00:23:08,494
‫"لـیو، لَـف، لیفت"
 قراره ‫صنعت بدنسازی رو متحول کنه.

475
00:23:09,389 --> 00:23:10,426
‫واقعاً؟

476
00:23:10,451 --> 00:23:12,820
‫اوه. آخه یه جورایی به نظر می‌رسه
‫داری فقط یه عالمه

477
00:23:12,845 --> 00:23:16,818
‫پودر پروتئین فله از چین رو ‫دوباره بسته‌بندی
 می‌کنی ‫و برچسب خودتو روش می‌زنی.

478
00:23:16,843 --> 00:23:19,342
‫اوه، نه، نه، نه.
‫خیلی بیشتر از این حرفاست.

479
00:23:19,367 --> 00:23:20,893
‫هست؟
‫‫آره، آره، آره.

480
00:23:20,918 --> 00:23:23,683
‫اِل‌تری یه جنبشه، خب؟
‫این آقا می‌فهمه. معلومه.

481
00:23:23,708 --> 00:23:26,555
‫بابی،
تحویل "سن‌دیماس" ‫دیر می‌شه.

482
00:23:26,580 --> 00:23:28,282
‫لاستیک کامیون پنچر شده.

483
00:23:28,736 --> 00:23:31,520
‫اگه شما دو نفر از وزارت بهداشت اومدین،
‫گواهینامه‌هامون مطابق مقررات هستن.

484
00:23:31,545 --> 00:23:33,915
‫نگران نباش، اونا بازرس بهداشت نیستن.
‫فقط پلیسن.

485
00:23:35,383 --> 00:23:38,286
‫بچه‌ها، ایشون لامار ولپیس هستن.
‫مدیر عملیات منه.

486
00:23:38,418 --> 00:23:39,921
‫می‌تونیم کمکی بهتون بکنیم؟

487
00:23:39,946 --> 00:23:41,731
‫آره، لامار، امیدوار بودیم
‫یه نگاهی به اطراف بندازیم.

488
00:23:41,756 --> 00:23:43,409
‫حتماً، حکم بازرسی دارید؟

489
00:23:43,434 --> 00:23:45,707
‫نمی‌دونم. اینجا چیزی هست
‫که حکم بازرسی بخواد؟

490
00:23:45,732 --> 00:23:48,744
‫واو، نه، نه.
 اونا ‫حکم نمی‌خوان، رفیق.

491
00:23:48,769 --> 00:23:50,848
‫ فقط داریم صحبت می‌کنیم، درسته؟
‫‫درسته.

492
00:23:50,873 --> 00:23:53,122
‫آره. ببین، لامار، من زنگ می‌زنم
‫به سن‌دیماس.

493
00:23:53,734 --> 00:23:55,803
‫چشم، رئیس.
‫‫باشه، ممنون.

494
00:23:58,105 --> 00:24:01,181
‫می‌دونم، خیلی خشن به نظر می‌رسه، نه؟
‫این فقط کارشه.

495
00:24:01,206 --> 00:24:02,709
‫بدون اون
نمی‌تونستم ‫اینجا رو اداره کنم.

496
00:24:02,734 --> 00:24:04,128
.‫هوم
‫آره، شک ندارم.

497
00:24:04,153 --> 00:24:06,355
‫یعنی، بقیه‌ی کسب و کارهای تو
‫همه‌شون کلاهبرداری بودن، درسته؟

498
00:24:06,380 --> 00:24:08,858
‫شرکت کفش طراحیت که معلوم شد
‫جنس‌های کپیِ بی‌کیفیت بوده.

499
00:24:08,883 --> 00:24:10,960
‫اپلیکیشن کنسرتی که داشت
‫بلیت‌های جعلی می‌فروخت.

500
00:24:10,985 --> 00:24:12,848
‫آره. اون یکی باعث شد ‫به جرم
کلاهبرداری اینترنتی ‫گیر بیفتی.

501
00:24:12,873 --> 00:24:14,321
‫دو سال رو تو زندان بودی، درسته؟

502
00:24:14,346 --> 00:24:17,001
‫آره، مأموران فدرال به خاطر یه گزارش
،ناشناس بهت مشکوک شدن

503
00:24:17,026 --> 00:24:20,098
‫اما برات خیلی هم
‫ناشناس نبود، اینطور نیست؟

504
00:24:21,054 --> 00:24:23,205
‫آره، در مورد توری نولان حرف می‌زنی؟
‫‫هوم.

505
00:24:23,230 --> 00:24:25,107
‫اون ازم کینه به دل داره.
‫‫اوه، واقعاً؟

506
00:24:25,132 --> 00:24:27,576
‫فکر می‌کنی ربطی به اون زمانی داره
‫که اونقدر اطلاعات شخصیشو فاش کردی

507
00:24:27,601 --> 00:24:28,936
‫که مجبور شد ترک تحصیل کنه؟

508
00:24:28,961 --> 00:24:30,729
‫من واقعاً از اون کار پشیمونم.

509
00:24:31,839 --> 00:24:34,675
‫من یه بچه احمق بودم،
‫و کارهای احمقانه می‌کردم.

510
00:24:39,559 --> 00:24:40,593
‫لطفاً.

511
00:24:42,283 --> 00:24:44,022
‫چرا در مورد توری ‫سوال می‌پرسین؟

512
00:24:44,047 --> 00:24:46,554
‫خب، بابی، امم، اون مُرده.

513
00:24:50,117 --> 00:24:51,258
‫چه خبر بدی.

514
00:24:51,283 --> 00:24:52,319
‫اوهوم.

515
00:24:53,627 --> 00:24:55,747
‫صبر کنین، شما که فکر نمی‌کنین
‫تو این ماجرا نقشی داشتم؟

516
00:24:55,772 --> 00:24:56,739
‫قوی و باهوش.

517
00:24:56,764 --> 00:24:58,699
‫اون بی‌نقصه.
‫‫ممنون.

518
00:24:58,724 --> 00:25:00,562
‫آخرین باری که با توری
‫تماس داشتی کِی بود؟

519
00:25:00,587 --> 00:25:02,219
‫خب، یه هفته پیش بهم زنگ زد.

520
00:25:02,244 --> 00:25:04,246
‫بهم گفت که حالا یه ‫خبرنگار بزرگ شده،

521
00:25:04,271 --> 00:25:06,440
‫و این بار برای همیشه ‫منو زمین می‌زنه.

522
00:25:06,465 --> 00:25:08,551
‫خب، چطور می‌خواست ‫این کارو بکنه؟
‫‫هیچ نمی‌دونم.

523
00:25:08,576 --> 00:25:09,766
‫من قطع کردم.

524
00:25:09,986 --> 00:25:12,530
‫این نوع انرژی منفی ‫چیزی نیست که
.لـیو، لَـف، لیفت" به دنبالشه"

525
00:25:12,555 --> 00:25:16,025
‫به هر حال، همه‌ش بی‌معنیه،
‫چون اِل‌تری قانونیه.

526
00:25:16,050 --> 00:25:19,068
‫باشه، پس این موضوع که سعی می‌کرد
 شما رو زمین بزنه، ‫حتماً عصبانیت کرده.

527
00:25:19,093 --> 00:25:21,091
‫من به کسی آسیب نمی‌زنم.

528
00:25:21,116 --> 00:25:23,583
‫ هر چقدر می‌خواین ‫اطراف رو
.نگاه کنین. من مثل یه کتاب بازم

529
00:25:26,494 --> 00:25:28,515
‫مورگن
‫‫کارادک، اون مثل یه کتاب بازه.

530
00:25:29,063 --> 00:25:30,870
‫آره، من مشکلی ندارم.
‫‫اون مشکلی نداره.

531
00:25:32,406 --> 00:25:35,176
‫وقتی به توری شلیک شده،
‫ توی یه باشگاه اون سر شهر بوده.

532
00:25:36,143 --> 00:25:38,413
‫چون من هیچوقت
تمرین پا رو ‫از دست نمی‌دم.

533
00:25:38,639 --> 00:25:40,395
‫می‌تونی اینو تأیید کنی؟
‫‫بله.

534
00:25:47,148 --> 00:25:48,799
‫آه، منظورتون عذر موجه بود.

535
00:25:48,824 --> 00:25:51,264
‫آره، شریک تمرینیم می‌تونه
‫شهادتمو تأیید کنه.

536
00:25:51,289 --> 00:25:54,021
‫اوه خدا،
‫این داره بهتر و بهتر می‌شه.

537
00:25:54,500 --> 00:25:57,232
‫من عذر موجه بابی رو چک می‌کنم،
‫ببینم باشگاه دوربین داشته یا نه.

538
00:25:57,257 --> 00:26:00,303
‫داری میگی به حرف
‫شریک تمرینیش اعتماد نداری؟

539
00:26:00,328 --> 00:26:01,763
‫خب، حتی اگه
‫داستانش درست باشه،

540
00:26:01,796 --> 00:26:03,629
‫به این معنی نیست که
 هیچ ربطی به ‫مرگ توری نداشته.

541
00:26:03,654 --> 00:26:04,976
‫می‌تونسته کسی رو استخدام کنه
‫که اونو بکشه.

542
00:26:05,001 --> 00:26:06,015
‫آره، شاید.

543
00:26:06,040 --> 00:26:07,920
‫ مسیریابیش ‫نشون نمی‌ده
 که ‫به کلاد هاوس رفته باشه،

544
00:26:07,945 --> 00:26:10,093
‫با این حال نشون می‌ده
‫که حداقل هفته‌ای یکبار

545
00:26:10,118 --> 00:26:11,889
‫به جایی به نام سرنیتی آرمز
‫سر می‌زده.

546
00:26:11,914 --> 00:26:13,315
‫اوم.
‫‫شبیه یه فرقه‌ست.

547
00:26:13,340 --> 00:26:15,326
‫نه، در واقع، یه مرکز بازپروری
‫برای زندانی‌های سابقه‌داره.

548
00:26:15,351 --> 00:26:17,261
‫شاید بابی بعد از اینکه
‫از زندان آزاد شده، اونجا مونده.

549
00:26:17,286 --> 00:26:18,754
‫شاید جای خوبی باشه
‫که مطمئن شیم

550
00:26:18,779 --> 00:26:20,184
‫اون واقعاً چقدر ‫اصلاح شده.

551
00:26:23,055 --> 00:26:26,345
‫عالیه، برای ملاقات با کاپیتان
‫فراخوانده شدم.

552
00:26:26,370 --> 00:26:27,469
‫نه، ممنونم.

553
00:26:27,496 --> 00:26:30,542
‫البته زمانش خوبه ‫باید ماشینمو از ایستگاه
 بردارم ‫و به یه کار خانوادگی برسم.

554
00:26:30,567 --> 00:26:31,631
‫همه چیز مرتبه؟

555
00:26:31,656 --> 00:26:35,004
‫اوه، آره. هیچ وقت تو
‫خانواده گیلوری درامی وجود نداره.

556
00:26:35,029 --> 00:26:36,063
‫اوه، هیچوقت.

557
00:26:42,169 --> 00:26:43,991
‫کارآگاه کارادک، بفرمایید داخل.

558
00:26:46,107 --> 00:26:47,462
‫نگران نباش، مربوط به تو نیست.

559
00:26:47,487 --> 00:26:48,531
‫نگران نبودم.

560
00:26:48,556 --> 00:26:50,958
‫نباید هم باشی.
‫من حتی پرونده‌ت رو هم نخوندم.

561
00:26:51,192 --> 00:26:53,278
‫شهرتت جلوتر از خودته. بفرمایید.

562
00:26:56,000 --> 00:27:03,000


563
00:27:06,427 --> 00:27:08,370
‫مورگن گیلوری، در موردش بگو.

564
00:27:08,395 --> 00:27:10,164
‫فکر کردم این جلسه ‫در مورد منه.

565
00:27:10,189 --> 00:27:11,736
‫درسته، اما اون همکارته،

566
00:27:12,112 --> 00:27:15,352
‫و فکر می‌کنم هر دومون می‌تونیم
.اعتراف کنیم ‫که این یه مورد غیرمتعارفه

567
00:27:15,377 --> 00:27:17,485
‫و واقعاً با سبک شما ‫جور در نمیاد، کارآگاه.

568
00:27:17,905 --> 00:27:19,214
‫پس، پرونده‌ی منو خوندین.

569
00:27:19,239 --> 00:27:22,157
‫لازم نیست چیزی بخونم تا بدونم
‫آدمی هستی که ‫به نشان و سوگند پایبنده.

570
00:27:22,910 --> 00:27:26,376
‫اما مورگن، اون به نظر کسی نمیاد
‫که به قوانین پایبند باشه.

571
00:27:28,282 --> 00:27:29,725
‫خب، ما خوب با هم کار می‌کنیم

572
00:27:29,750 --> 00:27:31,284
‫اگه منظورتون اینه.
‫‫قطعاً همینطوره.

573
00:27:31,886 --> 00:27:34,655
‫از وقتی که شما دو تا با هم ‫تیم شدین،
 آمار پرونده‌هاتون ‫رفته بالا.

574
00:27:35,590 --> 00:27:37,904
‫باهوش بودی که اونو
‫به عنوان همکار خودت انتخاب کردی.

575
00:27:39,166 --> 00:27:41,862
‫اگه فکر می‌کنین کسی می‌تونه
‫مورگن رو انتخاب کنه، پس اونو نمی‌شناسین.

576
00:27:43,183 --> 00:27:44,198
‫هوم.

577
00:27:51,272 --> 00:27:53,298
‫چیز دیگه‌ای نیاز داشتی، ‫کارآگاه؟

578
00:27:56,010 --> 00:27:57,012
‫نه.

579
00:27:58,812 --> 00:28:02,258
‫هی، از کسی که سرنیتی آرمز رو اداره
 می‌کنه، ‫گاوین تیلمن، خبری گرفتم.

580
00:28:02,283 --> 00:28:04,195
‫برای ملاقات در دسترسه.
‫‫هوم. بریم.

582
00:28:22,571 --> 00:28:23,986
‫فکر کنم یه چیزی رو فراموش کردی.

583
00:28:24,011 --> 00:28:25,714
‫می‌خوام اول صحبت کنم.
‫‫در مورد چی؟

584
00:28:25,739 --> 00:28:27,750
‫این خیلی ساده‌ست.
‫تو کوله‌پشتی رو داری.

585
00:28:27,775 --> 00:28:30,009
‫تو کوله‌پشتی رو به من میدی.
‫پایان معامله.

586
00:28:33,214 --> 00:28:34,971
‫پس، واقعاً فکر می‌کنی که

587
00:28:35,845 --> 00:28:37,078
‫هر چیزی که توی اون کیفه

588
00:28:37,103 --> 00:28:38,585
،بهت جواب میده

589
00:28:38,963 --> 00:28:40,537
‫سوالات بیشتری دیگه نیست؟

590
00:28:42,382 --> 00:28:43,824
‫توشو نگاه نکردی، نه؟

591
00:28:46,073 --> 00:28:47,141
‫چرا؟

592
00:28:47,895 --> 00:28:50,686
‫نمی‌دونم، بهش فکر کردم، می‌دونی؟

593
00:28:51,198 --> 00:28:52,975
‫اما رومن رو می‌شناسم، باشه؟

594
00:28:53,000 --> 00:28:54,247
‫این مرد قابل اعتماده،

595
00:28:54,272 --> 00:28:57,770
‫و همینطوری ‫از بین مردمش
.بلند نمی‌شه و بی‌دلیل ناپدید بشه

596
00:28:58,205 --> 00:29:02,409
‫بنابراین، مدام از خودم می‌پرسم،
‫ تو 15 سال پیش چه اتفاقی افتاده

597
00:29:02,434 --> 00:29:04,820
‫که اونقدر بد بوده که
یه مرد خوب رو ‫مجبور به فرار کرده؟

598
00:29:05,209 --> 00:29:08,650
‫و اگه بخوام کاملاً صادق باشم،
‫مطمئن نیستم که بخوام ‫جوابشو بدونم.

599
00:29:08,890 --> 00:29:09,925
‫شما چطور؟

600
00:29:09,950 --> 00:29:12,287
‫بله، پس کیف رو بهمون بده.

601
00:29:12,487 --> 00:29:15,532
‫تو چطوری...
‫چطور فهمیدی من کجام؟

602
00:29:15,557 --> 00:29:18,343
‫اپلیکیشن ردیاب خانواده. ‫تو می‌تونی
 موقعیت منو ببینی، ‫منم مال تو رو.

603
00:29:18,368 --> 00:29:20,177
‫نه، این کارو ‫نمی‌کنیم، باشه؟
‫‫نه، مامان، بس کن.

604
00:29:20,202 --> 00:29:21,370
‫ما هنوز کیف رو نگرفتیم.

605
00:29:21,395 --> 00:29:23,343
‫تو می‌تونی بری، ولی من
‫بدون اون از اینجا نمی‌رم.

606
00:29:26,333 --> 00:29:27,350
‫نه، اون...

607
00:29:28,435 --> 00:29:33,073
‫تو دقیقاً شبیه پدرت می‌شی
‫وقتی می‌خواد ‫شروع به کاوش کنه.

608
00:29:36,745 --> 00:29:38,713
‫شما واقعاً پدر منو می‌شناختین؟
‫‫اوه، آره.

609
00:29:39,756 --> 00:29:42,827
‫می‌دونی، من و اون، ‫خیلی وقت پیش
 با هم بودیم. ‫یعنی با هم بزرگ شدیم.

610
00:29:43,075 --> 00:29:44,878
‫ما عملاً ‫جدایی‌ناپذیر بودیم.

611
00:29:46,020 --> 00:29:47,863
‫و اینقدر وقت ‫تو خونه‌ی من می‌گذروند،

612
00:29:47,888 --> 00:29:50,704
‫اینقدر غذا می‌خورد،
‫که مامانم اسمشو گذاشته بود "بشقاب".

613
00:29:55,896 --> 00:29:57,164
‫ما به کمکت نیاز داریم.

614
00:29:59,466 --> 00:30:03,937
‫من نمی‌فهمم چرا پدرم ‫منو ترک کرد،
‫اما باید بفهمم.

615
00:30:12,049 --> 00:30:14,114
‫خب، ببین، من ‫می‌فهمم، باشه؟

616
00:30:14,848 --> 00:30:19,380
‫وقتی صداشو شنیدم،
انگار ‫زمانی نگذشته، ‫اما گذشته بود.

617
00:30:19,993 --> 00:30:22,863
‫یعنی 15 سال زمان زیادیه
‫که کسی ناپدید بشه.

618
00:30:26,827 --> 00:30:28,088
‫و دلم براش تنگ شده.

619
00:30:28,356 --> 00:30:32,041
‫مامانم خیلی باهوشه،
‫پس اگه سرنخی تو اون کیف باشه،

620
00:30:32,066 --> 00:30:34,856
‫اون پیداش می‌کنه
‫و بعد شاید ما هم اونو پیدا کنیم.

621
00:30:40,974 --> 00:30:42,009
‫لطفاً؟

622
00:30:45,012 --> 00:30:46,847
‫باشه. اوکی.

623
00:30:47,754 --> 00:30:48,922
‫ اونو بهت می‌رسونم.

624
00:30:49,408 --> 00:30:51,377
‫عالیه. آماده‌ای؟

625
00:30:55,450 --> 00:30:57,415
‫می‌دونم نمی‌خواستی ‫ اینجا باشم...
‫‫یه کلمه نگو.

626
00:30:57,440 --> 00:30:58,820
‫نه. می‌بینی؟ کمک کردم.
‫‫ایوا، بس کن.

627
00:30:58,845 --> 00:31:01,504
...‫ اگه ‫کیف رو بهمون نمی‌داد
‫‫بعداً در موردش حرف می‌زنیم.

628
00:31:01,529 --> 00:31:05,199
‫الان، اونقدر عصبانیم که ‫به هر چیزی
 که از دهنم دربیاد ‫اطمینان ندارم.

629
00:31:13,746 --> 00:31:15,748
‫چیزی در مورد بابی رومانو
‫می‌تونی بهمون بگی؟

630
00:31:16,029 --> 00:31:17,853
‫من 22 ساله اینجارو اداره می‌کنم،

631
00:31:17,878 --> 00:31:22,015
‫و صادقانه بگم ‫هرگز کسی رو
تا حالا شبیه بابی ‫ملاقات نکردم.

632
00:31:22,457 --> 00:31:23,793
‫این چیز خوبیه؟
‫‫اوه، آره.

633
00:31:23,818 --> 00:31:26,372
‫ببینید، خیلی از آدما که اینجا میان،
‫تازه از زندان آزاد شدن.

634
00:31:26,397 --> 00:31:28,631
‫از دنیا عصبانی‌ان.
‫می‌خوان همه‌شو آتیش بزنن.

635
00:31:28,656 --> 00:31:29,709
‫اما بابی نه.

636
00:31:30,070 --> 00:31:33,368
‫اون خودشو سر و سامون داد ‫و
تصمیم گرفت ‫دنیا رو جای بهتری کنه.

637
00:31:33,393 --> 00:31:34,462
‫با پودر پروتئین؟

638
00:31:35,062 --> 00:31:39,018
‫ آره، ‫می‌دونم احمقانه به نظر می‌رسه،
‫اما بابی بهش اعتقاد داره.

639
00:31:39,366 --> 00:31:40,401
‫ضررش چیه؟

640
00:31:41,001 --> 00:31:44,235
‫خب، اگه بابی نسبت به
‫کسب‌وکارش اینقدر حساس بود،

641
00:31:44,691 --> 00:31:46,802
‫فکر می‌کنی برای محافظت از اون
‫تا کجا پیش می‌رفت؟

642
00:31:48,529 --> 00:31:49,714
‫چی می‌پرسی؟

643
00:31:49,954 --> 00:31:51,488
‫یه زنی به قتل رسیده.

644
00:31:51,513 --> 00:31:52,984
‫امم، توری نولان.

645
00:31:53,313 --> 00:31:55,801
‫اون و بابی یه گذشته‌ای ‫با هم داشتن.
‫این اسمو می‌شناسی؟

646
00:31:55,826 --> 00:31:58,636
‫بابی چند بار وقتی تازه
‫اومده بود اینجا، از توری نام برد،

647
00:31:58,661 --> 00:32:01,376
‫گفت که اون در واقع کمک کرده
‫که بابی بره زندان،

648
00:32:01,401 --> 00:32:02,847
‫اما عصبانی نبود.

649
00:32:03,356 --> 00:32:06,192
‫همونطور که گفتم، بابی همه اون
‫چیزا رو وقتی آزاد شد، پشت سر گذاشت.

650
00:32:06,217 --> 00:32:08,805
‫اما بعدش توری تهدیدش کرد.

651
00:32:08,830 --> 00:32:11,105
‫ بهمون گفت که توری بهش زنگ زده.
‫‫اوه، اون بیشتر از اینا کرده.

652
00:32:11,506 --> 00:32:13,166
‫اون سر و کله‌اش تو انبارش پیدا شد.

653
00:32:13,606 --> 00:32:15,944
‫گفت که نه تنها
‫راه‌اندازی کسب‌وکارشو خراب می‌کنه،

654
00:32:15,969 --> 00:32:18,972
‫بلکه کاری می‌کنه که بابی
‫تا آخر عمرش ‫برگرده زندان.

655
00:32:18,997 --> 00:32:20,438
‫توری چی فهمیده بود؟

656
00:32:22,029 --> 00:32:23,339
‫بابی چیزی نگفت.

657
00:32:23,712 --> 00:32:26,826
‫اما وقتی یه صبح، ‫جلسه گروهی
 آخرشو نیومد، ‫بهش زنگ زدم.

658
00:32:27,327 --> 00:32:28,926
‫اون آشفته بود.

659
00:32:29,451 --> 00:32:30,451
:اون گفت

660
00:32:31,190 --> 00:32:33,670
‫ "باید ده سال پیش
‫از شرش خلاص می‌شدم."

661
00:32:35,548 --> 00:32:38,448
‫ببین، من فکر کردم منظورش‫گرفتن حکم
.ممنوعیت نزدیک شدن یا همچین چیزیه

662
00:32:39,259 --> 00:32:40,929
‫فکر نمی‌کردم بهش آسیب بزنه.

663
00:32:45,834 --> 00:32:48,565
‫پلیس لس آنجلس.
‫‫بابی، در رو باز کن.

664
00:33:01,229 --> 00:33:02,826
‫چند وقته که بابی مُرده؟

665
00:33:02,851 --> 00:33:04,516
‫پزشکی قانونی میگه چند ساعت.

666
00:33:04,927 --> 00:33:07,839
‫یکی از کارمنداش بهمون گفت ‫که بابی
 بعد از صحبت با ما‫ خیلی ناراحت بوده،

667
00:33:07,864 --> 00:33:10,132
‫همه رو زود فرستاده خونه
‫و خودشو تو دفترش حبس کرده.

668
00:33:10,157 --> 00:33:13,536
‫و حدس می‌زنیم همونجا بوده که
‫به اندازه‌ی کافی قرص خورده ‫تا اوردوز کنه؟

669
00:33:13,561 --> 00:33:14,727
‫هوم.
‫‫چی مصرف کرده؟

670
00:33:14,752 --> 00:33:17,507
‫یه ماده مخدر جدید
برای مهمونی ‫به اسم دَزِل کیتی.

671
00:33:17,532 --> 00:33:21,243
‫یه محرک ایجادکننده سرخوشی
‫مثل اکستازی، ‫اما پنج برابر قوی‌تر.

672
00:33:21,268 --> 00:33:24,137
‫در مقادیر زیاد،
‫می‌تونه باعث ایست قلبی بشه،

673
00:33:24,162 --> 00:33:25,848
‫که فکر می‌کنیم
‫همین اتفاق برای بابی افتاده.

674
00:33:25,873 --> 00:33:27,951
‫اِل‌تری یه پوششی برای
‫قاچاق مواد مخدر بوده.

675
00:33:27,976 --> 00:33:30,110
‫بسته‌هایی ازش رو
مخفی ‫تو قوطی‌های پودر پیدا کردیم.

676
00:33:31,211 --> 00:33:34,122
‫حالا، بیشتر اینا ‫شرکت‌های واقعی‌ان
که فقط ‫پودر پروتئین می‌خرن،

677
00:33:34,147 --> 00:33:35,683
‫اما این کُد، 44889،

678
00:33:35,708 --> 00:33:37,961
‫مربوط به سفارشاتیه که ‫بسته‌های
 مواد مخدر ‫توی پودر داشتن.

679
00:33:37,986 --> 00:33:40,295
‫حدس می‌زنیم دارن به توزیع‌کننده‌ها
‫در سراسر کشور قاچاق میشن.

680
00:33:40,320 --> 00:33:42,447
‫یه اسلحه کالیبر 380 هم
 تو میز کارش پیدا کردیم

681
00:33:42,472 --> 00:33:44,712
‫که با زخم‌های
.گلوله‌ی توری مطابقت داره

682
00:33:44,737 --> 00:33:46,104
‫داریم می‌فرستیم برای آزمایش.

683
00:33:46,129 --> 00:33:47,569
‫‫سوپ گوشت گاو و جو!

684
00:33:51,332 --> 00:33:52,542
‫‫سوپ گوشت گاو و جو!

685
00:33:53,008 --> 00:33:55,010
‫تکرارش نمی‌کنه که واضح‌تر بشه، مورگن.

686
00:33:55,035 --> 00:33:58,781
‫یکی می‌خواد ما فکر کنیم که ‫بابی،
توری رو کشته ‫و بعدش اوردوز کرده.

687
00:33:58,806 --> 00:34:00,783
‫اما باور نمی‌کنی.
‫‫نه، وقتی زودتر اینجا بودیم،

688
00:34:00,808 --> 00:34:02,559
‫بابی نمی‌تونست صبر کنه
‫تا همه‌جا رو بهمون نشون بده.

689
00:34:02,584 --> 00:34:04,787
‫حالا اون ‫باهوش‌ترین آدم نیست،
‫اما حتی اونم انقدر عقل داره

690
00:34:04,812 --> 00:34:07,657
‫که نخواد پلیس ‫تو جایی که
مواد مخدر هست ‫بگرده.

691
00:34:07,682 --> 00:34:09,912
‫به علاوه، اون سوپ.
‫‫سوپ؟

692
00:34:09,937 --> 00:34:11,628
‫من دهنشو باز کردم ‫و بوش کردم،

693
00:34:11,653 --> 00:34:13,772
‫قطعاً بوی سوپ گوشت گاو و جو میده.

694
00:34:13,797 --> 00:34:15,473
‫و یه کم ازش
‫روی تیشرتش ریخته.

695
00:34:15,498 --> 00:34:17,000
‫می‌تونی اونجا ببینیش.
‫قبلاً اونجا نبود.

696
00:34:17,025 --> 00:34:20,068
‫این مرد سوپ رو خورده
‫و درست در همون زمان ‫فوت کرده.

697
00:34:20,093 --> 00:34:22,137
‫باشه؟
‫‫هیچ ظرف سوپی نیست.

698
00:34:22,162 --> 00:34:23,906
‫همه‌ی سطل‌های آشغال رو چک کردیم،
‫هیچی نیست.

699
00:34:23,931 --> 00:34:25,899
‫سینک ظرفشویی رو هم چک کردیم.

700
00:34:30,113 --> 00:34:31,915
‫این چیه؟
‫‫یه هویج؟

701
00:34:31,940 --> 00:34:34,842
‫اوهوم. و یه کپسول دَزِل کیتی
‫نیمه ذوب شده.

702
00:34:35,409 --> 00:34:38,605
‫پس، یا بابی سوپ خودشو
 مسموم کرده، ‫خورده،

703
00:34:39,079 --> 00:34:41,891
‫و بعد در اوج نشئگی،
‫بقیه‌شو ریخته تو سینک،

704
00:34:41,916 --> 00:34:44,919
‫ظرف سوپ رو جادو کرده
‫که قبل از بیهوشی ناپدید بشه

705
00:34:45,484 --> 00:34:46,480
...یا

706
00:34:46,504 --> 00:34:48,424
یا شخص دیگه‌ای ‫مواد رو تو سوپ ریخته.

707
00:34:48,455 --> 00:34:50,033
‫و اون شخص می‌خواد ما فکر کنیم

708
00:34:50,058 --> 00:34:52,777
‫که عملیات مواد مخدر ‫و قتل توری
‫همه‌ش کار بابی بوده.

709
00:34:52,802 --> 00:34:54,704
‫و حالا که اون مرده،
‫پرونده مختومه‌ست.

710
00:34:54,729 --> 00:34:57,072
‫بله. من فکر می‌کنم هر کسی که
‫بابی رو کشته، ‫توری رو هم کشته

711
00:34:57,097 --> 00:34:58,430
‫و کل ماجرا رو ‫رهبری کرده.

712
00:34:58,819 --> 00:34:59,887
‫پس مغز متفکر کیه؟

713
00:35:20,114 --> 00:35:21,898
‫ایست!
‫‫دست‌ها بالا!

714
00:35:21,923 --> 00:35:24,749
‫گاوین تیلمن، با دست‌های بالا
‫از ماشین بیا بیرون.

715
00:35:38,573 --> 00:35:40,959
‫امیدوارم کنجکاو باشی که
‫چطور اینو فهمیدیم،

716
00:35:40,984 --> 00:35:42,719
‫چون خیلی هیجان‌زده‌ام که بهت بگم.

717
00:35:42,744 --> 00:35:44,621
‫اولش، فکر کردیم،
‫"اوه، قطعاً لاماره."

718
00:35:44,646 --> 00:35:46,923
‫آره، اونو آوردیم برای
‫بازجویی، اما هیچی لو نداد.

719
00:35:46,948 --> 00:35:48,950
‫آدم وفاداریه، اینو بهش میگم.

720
00:35:48,975 --> 00:35:50,944
‫اما بابی همون لطف رو ‫در حقش نکرد.

721
00:35:50,969 --> 00:35:54,072
‫لامار خیلی سریع بهمون گفت
‫که بابی رو تو زندان ملاقات کرده،

722
00:35:54,097 --> 00:35:57,466
‫و بابی اونو وارد
‫عملیات مواد مخدر اِل‌تری خودش کرده.

723
00:35:57,491 --> 00:36:00,705
‫ببین، مشکل اینجاست که ‫
هیچ کدوم از این چیزا ‫واقعیت نداره.

724
00:36:00,730 --> 00:36:02,695
‫اولاً، بابی اصلاً نمی‌دونست
‫عملیات مواد مخدری وجود داره،

725
00:36:02,720 --> 00:36:04,883
‫و دوماً، اونا همزمان ‫تو زندان نبودن.

726
00:36:04,908 --> 00:36:05,837
‫قطعاً نبودن.

727
00:36:05,862 --> 00:36:10,368
‫بعد از اینکه آزاد شدن، ‫مدتی رو تو مرکز
 بازپروری شما ‫به نام سرنیتی آرمز گذروندن.

728
00:36:11,047 --> 00:36:13,485
‫وقتی اون ارتباط رو برقرار کردیم،
‫لامار خیلی ‫بیشتر همکاری کرد.

729
00:36:13,510 --> 00:36:14,964
‫اوه آره،
‫اون خیلی راحت تو رو لو داد.

730
00:36:14,989 --> 00:36:17,954
‫آره، اما لامار اصرار داشت
‫که هیچ ربطی به مرگ ‫توری و بابی نداشته،

731
00:36:17,979 --> 00:36:19,473
‫و عذر موجه برای اثباتش داشت.

732
00:36:19,498 --> 00:36:22,858
‫مطمئناً همینطوره، همه‌ش کار تو بود.
‫اما در مقابل کارادک و آز صادق بودی.

733
00:36:24,190 --> 00:36:26,161
‫بابی در جلساتش
‫در مورد توری به تو گفته بود،

734
00:36:26,186 --> 00:36:28,758
‫و بابی در مورد تهدیدات توری
‫با تو صحبت کرده بود.

735
00:36:28,783 --> 00:36:31,501
‫بابی نمی‌دونست ‫توری در مورد چی
صحبت می‌کنه، ‫اما تو می‌دونستی.

736
00:36:31,526 --> 00:36:34,095
‫تماس توری با بابی،
‫پوشش اونو لو داد.

737
00:36:34,120 --> 00:36:35,578
‫تو دقیقاً می‌دونستی
‫کجا پیداش کنی.

738
00:36:36,041 --> 00:36:37,640
‫بنابراین، تو کلاد هاوس ‫منتظر موندی،

739
00:36:37,665 --> 00:36:40,301
‫و وقتی ماشین توری پیداش شد،
‫بهش شلیک کردی.

740
00:36:40,822 --> 00:36:42,619
‫نمی‌تونستی وضعیت اونو پیش‌بینی کنی،

741
00:36:42,644 --> 00:36:44,279
‫اما فقط ازش
‫به نفع خودت استفاده کردی.

742
00:36:44,304 --> 00:36:45,982
‫در اون مرحله، ‫بابی یه معضل بود.

743
00:36:46,007 --> 00:36:48,810
‫لامار گفت اون بلافاصله بعد از
‫حضور ما در انبار، به تو زنگ زده.

744
00:36:49,728 --> 00:36:51,567
‫باید سرنخ‌های باز رو جمع می‌کردی.

745
00:36:52,400 --> 00:36:55,130
‫وقتی باهات تو مرکز بازپروری
‫صحبت کردیم، ‫بابی قبلاً مُرده بود.

746
00:36:56,383 --> 00:36:58,494
‫من وکیل می‌خوام.
‫‫اوه، مطمئنم که می‌خوای.

747
00:36:58,519 --> 00:36:59,854
‫شاید بیشتر از یکی.

748
00:36:59,879 --> 00:37:01,481
‫همه‌ی ذخیره‌هاتو خرج کن.

749
00:37:05,193 --> 00:37:07,144
‫با سردبیر مجله‌ی ‫تیک‌داون صحبت کردم.

750
00:37:07,169 --> 00:37:10,039
‫قرار گذاشتن آخرین مقاله‌ی توری رو
‫کامل کنن و یه شماره‌ی یادبود منتشر کنن.

751
00:37:10,064 --> 00:37:11,398
‫اوه، واقعاً؟
‫‫آره.

752
00:37:11,658 --> 00:37:14,493
‫آه، از این کار خوشم میاد.
دنیا ‫به توری‌های بیشتری نیاز داره.

753
00:37:14,869 --> 00:37:15,961
‫آره.

754
00:37:16,145 --> 00:37:18,280
‫می‌خوام از اینجا برم
‫قبل از اینکه کاپیتان بهم کمین کنه.

755
00:37:18,305 --> 00:37:20,373
‫می‌دونی، تا ابد نمی‌تونی ‫ازش دوری کنی.

756
00:37:20,398 --> 00:37:21,666
‫امم. من 3.50 دلار

757
00:37:21,691 --> 00:37:25,822
‫به کتابخونه عمومی کالور سیتی
.‫از دهه 90 بدهکارم

758
00:37:25,847 --> 00:37:28,497
‫پس، باید با این حرفت مخالفت کنم.

759
00:37:28,522 --> 00:37:31,920
‫هوم. می‌دونی همیشه یه دوره انطباق هست
‫وقتی یه آدم جدید به تیم اضافه میشه.

760
00:37:32,404 --> 00:37:33,438
‫هست؟

761
00:37:34,121 --> 00:37:37,557
من ‫وقتی وارد تیم شدم
.چیزی جز لذت مطلق رو به خاطر ندارم

762
00:37:38,458 --> 00:37:39,381
‫اوه.

763
00:37:40,148 --> 00:37:41,222
.می‌بینمت

764
00:37:52,817 --> 00:37:54,517
‫هی، کمکی می‌خوای؟

765
00:37:54,542 --> 00:37:55,693
‫نه، نمی‌خوام.

766
00:37:56,544 --> 00:37:58,780
‫فقط یه کم ضدیخ می‌خواد
‫وگرنه کج‌خلق میشه.

767
00:37:58,805 --> 00:38:01,040
‫کج‌خلق که نه، با اعتمادبه‌نفس.

768
00:38:02,015 --> 00:38:04,001
‫فکر کردم امروز میای ‫برای یه گپ و گفت.

769
00:38:04,026 --> 00:38:06,862
‫نه، اونو از خودم درآوردم
‫که زمان بخرم ‫تا بتونم ازش در برم.

770
00:38:06,887 --> 00:38:08,998
‫به علاوه، سرم شلوغ بود،
‫می‌دونی، داشتم کارمو انجام می‌دادم.

771
00:38:09,023 --> 00:38:10,658
‫آره، تو دوست داری اینجا کار کنی.

772
00:38:12,226 --> 00:38:15,406
‫این یه سواله؟
‫‫نه، این مشاهده‌ی یه متعجبه.

773
00:38:15,773 --> 00:38:16,755
‫چرا متعجب؟

774
00:38:16,780 --> 00:38:21,051
‫‫من یه شایعاتی شنیدم ‫که تو
واکنش مثبتی ‫به اقتدار نشون نمی‌دی.

775
00:38:22,703 --> 00:38:26,507
‫من واکنش مثبتی به ‫اقتداری که از قدرتش
 سوءاستفاده می‌کنه‫ نشون نمی‌دم.

776
00:38:26,754 --> 00:38:27,913
‫تو منو اینطور می‌بینی؟

777
00:38:27,942 --> 00:38:29,073
‫نمی‌دونم.

778
00:38:31,012 --> 00:38:32,379
‫هنوز در این مورد تصمیم نگرفتم.

779
00:38:32,622 --> 00:38:34,581
‫خب، در مورد چی تصمیم گرفتی؟

780
00:38:36,281 --> 00:38:37,292
...‫امم

781
00:38:37,317 --> 00:38:40,395
‫تصمیم گرفتم که
‫ماشینتو از سر راهم برداری

782
00:38:40,420 --> 00:38:41,831
‫تا بتونم برم خونه پیش بچه‌هام.

783
00:38:42,142 --> 00:38:43,367
‫باشه، گیلوری.

784
00:38:44,992 --> 00:38:46,027
‫اجازه میدم حدس بزنی.

785
00:38:50,497 --> 00:38:53,000
‫باشه
‫بذار ببینم.

786
00:38:53,935 --> 00:38:55,919
‫تو از یه خانواده‌ی قدیمی هستی، درسته؟

787
00:38:55,944 --> 00:38:58,413
‫خب، این بهم میگه تو
‫می‌تونستی راه آسون رو انتخاب کنی،

788
00:38:58,438 --> 00:39:01,664
‫اما انتخاب می‌کنی که این کارو نکنی
‫چون می‌خوای به همه ثابت کنی که می‌تونی.

789
00:39:01,689 --> 00:39:05,095
‫و این قابل احترامه،
‫اما همچنین تو رو مغرور می‌کنه.

790
00:39:05,980 --> 00:39:09,792
‫ دوست داری کاپیتان باشی.
‫از احترام لذت می‌بری،‫از اقتدار.

791
00:39:09,817 --> 00:39:10,927
‫عاشق چکمه‌هاتی.

792
00:39:10,952 --> 00:39:12,602
‫اما همچنین
 دلت برای ‫بودن تو میدون هم

793
00:39:12,627 --> 00:39:14,151
‫بیشتر از چیزی که
 فکر می‌کردی ‫تنگ شده.

794
00:39:14,176 --> 00:39:16,953
‫دوست داری تو بطن ماجرا باشی، درسته؟
‫چون باعث میشه احساس مهم بودن کنی.

795
00:39:17,859 --> 00:39:18,893
‫چیز دیگه‌ای هست؟

796
00:39:20,294 --> 00:39:21,329
‫اوهوم.

797
00:39:22,936 --> 00:39:25,873
‫دوست داری مردم رو در شک نگه داری
‫که آیا علاقه‌ت به اونا واقعیه

798
00:39:25,898 --> 00:39:28,243
‫یا فقط راهی برای
‫بدست آوردن چیزیه که می‌خوای.

799
00:39:29,203 --> 00:39:30,236
‫خیلی خوب بود.

800
00:39:31,873 --> 00:39:33,608
‫از سه تا، دو تاشو درست گفتی.

801
00:39:33,633 --> 00:39:36,180
‫اوه، واقعاً؟
کدوم یکی رو ‫اشتباه حدس زدم؟

802
00:39:41,435 --> 00:39:43,803
‫من به خوبی تو ‫توی این بازی نیستم.

803
00:39:47,154 --> 00:39:48,990
‫اما یه چیز رو مطمئناً یاد گرفتم.

804
00:39:50,120 --> 00:39:52,253
،اگه یه معما به مورگن گیلوری بدی

805
00:39:52,278 --> 00:39:54,878
.تا حلش نکنه دست از فکر کردن برنمی‌داره

806
00:40:02,116 --> 00:40:03,214
‫شب بخیر، مورگن.

807
00:40:18,586 --> 00:40:19,620
.سلام

808
00:40:21,155 --> 00:40:22,223
.سلام

809
00:40:24,592 --> 00:40:25,824
‫تو هنوز عصبانی هستی.

810
00:40:28,822 --> 00:40:30,829
‫آره، هستم.

811
00:40:32,715 --> 00:40:34,718
‫من تو رو بیشتر از هر چیزی
‫تو این دنیا دوست دارم،

812
00:40:34,743 --> 00:40:37,468
‫پس هر کاری لازم باشه
‫برای حفظ امنیت تو انجام میدم.

813
00:40:37,493 --> 00:40:40,683
‫اگه بهت میگم نه،
‫انتظار دارم گوش کنی.

814
00:40:40,708 --> 00:40:42,843
‫اما هیچ اتفاق بدی نیفتاد.
‫‫بحث این نیست.

815
00:40:42,868 --> 00:40:46,547
‫بهت گفتم نه، و تو رفتی ‫و به هر حال
 کاری که می‌خواستی رو ‫انجام دادی.

816
00:40:46,873 --> 00:40:48,598
‫آشنا به نظر می‌رسه.
‫‫ببخشید؟

817
00:40:49,045 --> 00:40:51,385
‫اگه با کسی موافق نباشی،
‫هیچ وقت به حرفش گوش نمی‌کنی.

818
00:40:51,735 --> 00:40:53,181
‫اگه جای من بودی چیکار می‌کردی؟

819
00:40:54,055 --> 00:40:55,823
‫آره، دقیقاً.
‫‫ایوا.

820
00:40:57,457 --> 00:40:59,497
‫اشتباه نمی‌کنی، باشه؟

821
00:41:00,138 --> 00:41:02,114
‫تفاوت اینجاست که ‫من یه بزرگسالم.

822
00:41:02,139 --> 00:41:04,143
‫من می‌تونم اون انتخاب‌ها رو انجام بدم.
‫تو نمی‌تونی.

823
00:41:04,170 --> 00:41:05,147
‫تو چقدر ریاکاری.

824
00:41:05,172 --> 00:41:08,411
‫باشه، خوشحالم که آمادگی آزمون
 ‫نتیجه داده، اما لطفاً ‫مراقب لحنت باش.

825
00:41:08,436 --> 00:41:10,022
‫جدی می‌گم.
‫ناجوانمردانه رفتار می‌کنی.

826
00:41:10,047 --> 00:41:12,949
‫من مامان توام.
‫ایوا، من همیشه اشتباه می‌کنم.

827
00:41:12,974 --> 00:41:14,317
‫این یکی از اونا نیست، باشه؟

828
00:41:14,342 --> 00:41:16,510
‫و اعمال، پیامدهایی دارن.
‫‫یعنی چی؟

829
00:41:16,535 --> 00:41:19,121
‫یعنی باید فکر کنم چقدر می‌خوام
‫تو رو درگیر مسائل مربوط به پدرت کنم

830
00:41:19,146 --> 00:41:21,131
‫تا وقتی که دوباره بتونم بهت اعتماد کنم.

831
00:41:21,156 --> 00:41:23,540
‫تو هیچ وقت به اندازه کافی
‫بهم اعتماد نمی‌کنی ‫چون نمی‌خوای.

832
00:41:23,565 --> 00:41:25,533
‫متأسفم، اعتماد چیزیه ‫که باید از یک...

833
00:41:25,558 --> 00:41:28,224
‫نه، بس کن. فکر می‌کنی
‫یه مامان باحالی ‫یا چیزی شبیه اون،

834
00:41:28,249 --> 00:41:29,821
‫اما در واقع فقط خجالت‌آوری.

835
00:42:20,990 --> 00:42:40,990
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

