﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:25,182 --> 00:00:27,100
‫ چند نفرین؟
‫ یه میز واسه 2 نفر لطفاً.

3
00:00:27,463 --> 00:00:29,793
‫ با آدم خاصی قرار داری؟
‫ آره، خیلی خاص.

4
00:00:29,818 --> 00:00:32,247
‫ای جان. خب، بفرما.
‫بریم سر میز بشینین.

5
00:00:34,078 --> 00:00:35,086
‫اوه. واو.

6
00:00:35,369 --> 00:00:37,055
‫بعضی آدما چقدر بی‌شعورن واقعاً.

7
00:00:37,508 --> 00:00:39,409
‫اشکال نداره. بهترین جای اینجاست.

8
00:00:41,439 --> 00:00:44,001
‫ تا اینو نگاه کنین، منم اینو تمیز کنم.

9
00:00:44,178 --> 00:00:45,248
‫اوه، ببخشید.

10
00:00:46,211 --> 00:00:48,046
‫قیافه‌م خوبه؟

11
00:00:48,331 --> 00:00:50,763
‫ به نظرم خیلی خوش‌تیپی.
‫ ممنون.

12
00:01:15,420 --> 00:01:16,858
‫بچه‌ها، پاشین دیگه، بیاین بریم.

13
00:01:16,883 --> 00:01:19,149
‫الان لودو می‌رسه. صبحونه حاضره.

14
00:01:20,807 --> 00:01:23,083
‫می‌بینم که اون نگاه
.قضاوت‌جوی منو به ارث بردی

15
00:01:23,108 --> 00:01:24,548
‫فکر می‌کردم فقط ایوا از اینا داره،

16
00:01:24,573 --> 00:01:26,783
که ‫اتفاقاً عاشق وافل‌های تست شده‌ست،
.لازمه که بدونی

17
00:01:27,151 --> 00:01:28,395
‫اوه، وافل تست شده.

18
00:01:28,697 --> 00:01:30,218
‫یکی‌شون دوست داره.
.گاهی قاطی می‌کنم کیه

19
00:01:30,243 --> 00:01:31,650
‫ وای، داغه، داغه.
.بیا

20
00:01:33,434 --> 00:01:34,560
‫اینا چیه؟

21
00:01:34,585 --> 00:01:36,220
‫یه پروژه کوچیکه دارم روش کار می‌کنم،

22
00:01:36,245 --> 00:01:38,206
،حالا که یه خورده پول اومده دستمون

23
00:01:38,231 --> 00:01:40,142
تصمیم گرفتم
.یه نیروی نیمه‌وقت استخدام کنم

24
00:01:40,167 --> 00:01:41,899
‫ این یکی رو پیشنهاد می‌کنم.
‫ اوه، جدی؟

25
00:01:41,924 --> 00:01:45,260
‫لیزر تگ بازی می‌کنه. دید محیطی بالا،
‫رفلکس‌های سریع.

26
00:01:45,285 --> 00:01:47,127
‫خصوصیات مهمیه
.حالا که کلویی داره راه می‌افته

27
00:01:47,152 --> 00:01:48,880
‫احساس می‌کنم
،به‌خاطر خوشگلی‌ش انتخابش کردی

28
00:01:48,905 --> 00:01:50,160
‫ولی داری خوب قایمش می‌کنی.

29
00:01:50,533 --> 00:01:53,400
‫اوه، می‌شناسمش.
.اون سال بالایی بود منم سال اول بودم

30
00:01:53,425 --> 00:01:54,991
‫ جدی؟ چی در موردش می‌دونی؟
‫ هیچی.

31
00:01:55,016 --> 00:01:56,570
‫سال بالایی‌ها
.با سال اولی‌ها حرف نمی‌زنن

32
00:01:56,595 --> 00:01:58,426
‫خب، شاید یه چرخی
.تو شبکه‌های اجتماعیش بزنی

33
00:01:58,451 --> 00:02:00,411
‫دارم به استخدام یه نفر پاره‌وقت فکر می‌کنم.

34
00:02:00,436 --> 00:02:01,442
‫آها، درسته.

35
00:02:01,856 --> 00:02:03,693
.امروز دوباره می‌ری سر کار تمام‌وقت

36
00:02:03,718 --> 00:02:06,161
دقیقاً و تا وقتی سر کارم
،می‌خوام مطمئن بشم

37
00:02:06,186 --> 00:02:08,252
‫که تو خونه از شماها حمایت لازم بشه.

38
00:02:08,277 --> 00:02:11,451
لودو کمک لازم داشت، منم براش جور کردم
.حالا شما بگین چی می‌خواین

39
00:02:11,476 --> 00:02:14,521
‫ هنوزم دوست دارم از سردخونه دیدن کنم.
.‫ از این ایده‌ات خوشم میاد، می‌دونی

40
00:02:14,546 --> 00:02:16,919
‫چطوره اول نشونم بدی
می‌تونی پوشک کلویی رو عوض کنی

41
00:02:16,944 --> 00:02:20,030
‫بدون اینکه از بوش بیهوش بشی،
بعد بریم سراغ فرمالدهاید؟

42
00:02:20,055 --> 00:02:21,074
‫تو چی ایوا؟

43
00:02:21,709 --> 00:02:24,003
‫من دلم می‌خواد یه خبری از بابام بشنوم.

44
00:02:28,206 --> 00:02:29,379
‫یعنی، مهم نیست.

45
00:02:29,404 --> 00:02:32,084
‫می‌دونم تا حالا فرصت نشده
،درست با ستوان سوتو حرف بزنی

46
00:02:32,109 --> 00:02:35,028
‫ولی حالا که برگشتی سر کار،
.شاید خبری داشته باشه

47
00:02:36,683 --> 00:02:38,253
‫حتماً پیگیریش می‌کنم.

48
00:02:41,021 --> 00:02:43,524
‫اما الان باید برم سر صحنه جرم.
تو کارو دست بگیر، باشه؟

49
00:02:43,549 --> 00:02:45,579
‫ببین می‌تونی اینا رو
 تا رسیدن لودو زنده نگهداری؟

50
00:02:45,604 --> 00:02:47,020
‫ دوسِت دارم. خداحافظ.
‫ دوسِت دارم.

51
00:02:47,045 --> 00:02:48,529
‫ پولی که می‌خوای
.به دختره بدی رو به من بده

52
00:02:48,554 --> 00:02:49,554
‫ اوه، حتماً.

53
00:02:49,579 --> 00:02:52,374
‫ فاکتورو بفرست بخش حسابداری، اوکی؟

54
00:02:52,749 --> 00:02:54,236
‫ خداحافظ.
‫ خداحافظ.

55
00:02:57,372 --> 00:02:59,100
‫منظورش از حسابداری فکر کنم اینه که...

56
00:02:59,125 --> 00:03:00,264
‫آره، آره، آره. فهمیدم.

57
00:03:08,819 --> 00:03:11,613
‫اسم قربانی نیتِن گولد، 46 ساله.

58
00:03:11,924 --> 00:03:13,943
‫آدرس گواهینامه‌ش نشون می‌ده
.همین محله زندگی می‌کنه

59
00:03:14,187 --> 00:03:17,637
میزبان کافه پشت این سطل آشغالا پیداش کرده
‫یه پلاستیک هم چسبونده شده رو سرش.

60
00:03:17,662 --> 00:03:19,107
‫پول و کارت‌های اعتبار‌ی هنوز سر جاشه.

61
00:03:19,132 --> 00:03:20,932
‫آره. موبایلشم هست.
‫انگار سرقت نبوده.

62
00:03:20,957 --> 00:03:22,109
‫شاید یه چیز شخصی‌تر بوده؟

63
00:03:22,697 --> 00:03:23,780
‫زنده می‌مونه؟

64
00:03:23,805 --> 00:03:27,657
‫وقتی رسیدیم ایست قلبی کرده بود.
.نبض و نفس نداشت

65
00:03:27,682 --> 00:03:30,309
‫ضربان قلب برگشته،
‫ولی هنوز به هوش نیومده.

66
00:03:30,334 --> 00:03:32,144
‫دستگاه ونتیلاتور داره جاش نفس می‌کشه.

67
00:03:32,545 --> 00:03:33,930
‫پس ممکنه مرگ مغزی شده باشه.

68
00:03:33,955 --> 00:03:35,673
‫تو بیمارستان می‌تونن دقیق‌تر بگن.

69
00:03:35,698 --> 00:03:38,451
‫ نمی‌دونیم قبل از اینکه برسیم
‫چقدر بدون اکسیژن مونده بود.

70
00:03:38,476 --> 00:03:40,248
‫احتمالاً شانس این بدبخت
‫بالاخره تموم شده.

71
00:03:40,273 --> 00:03:41,636
‫بالاخره؟ این یارو رو می‌شناسی؟

72
00:03:41,661 --> 00:03:44,582
‫نیتِن مشتری پروپاقرص‌مون بود.
.بیش از یه بار اومده بود پیشمون

73
00:03:44,607 --> 00:03:46,525
‫سابقه صدمات مشکوک داره.

74
00:03:46,550 --> 00:03:47,763
‫ مشکوک از چه نظر؟

75
00:03:48,003 --> 00:03:50,003
‫ بهمون گفت افتاده و پاش شکسته.

76
00:03:50,028 --> 00:03:52,195
‫قبل‌ترش هم گفت دستشو گاز سوزونده.

77
00:03:52,220 --> 00:03:53,848
‫همیشه می‌گفت دست و پا چلفتیه.

78
00:03:54,465 --> 00:03:56,215
‫اما فکر می‌کنی یه نفر دیگه کمکش کرده؟

79
00:03:56,451 --> 00:03:57,739
‫نیتِن آدم خوبی بود.

80
00:03:58,359 --> 00:03:59,936
‫امیدوارم کسی که این کارو کرده پیدا کنین.

81
00:04:02,154 --> 00:04:03,215
‫گفتی میزبان پیداش کرده؟

82
00:04:03,240 --> 00:04:05,866
‫آره، یه کم حالش خوب نیست، ولی
.فکر کنم بتونه چند تا سؤال جواب بده

83
00:04:11,113 --> 00:04:12,531
‫اون خیلی استرس داشت.

84
00:04:12,556 --> 00:04:14,642
‫گفت قراره با یه آدم خاصی ملاقات کنه.

85
00:04:15,632 --> 00:04:17,092
‫آه مرد بیچاره.

86
00:04:17,489 --> 00:04:18,585
‫اینجا نشسته بود؟

87
00:04:19,548 --> 00:04:21,666
‫من رفتم تو که وسایل تمیزکاریو بیارم،

88
00:04:21,691 --> 00:04:23,651
‫وقتی برگشتم بیرون فکر کردم رفته.

89
00:04:24,141 --> 00:04:26,935
‫اون سنجاق سینه رو پیدا کردم،
‫دویدم توی خیابون دنبالش بگردم.

90
00:04:26,960 --> 00:04:30,136
‫بعدش سرم شلوغ شد و
‫کلاً یادم رفت تمیزش کنم.

91
00:04:30,161 --> 00:04:31,344
‫خوبه که یادت رفت.

92
00:04:31,823 --> 00:04:33,199
‫کارادک، اینو ببین.

93
00:04:34,908 --> 00:04:37,068
‫تا حالا شده خودت چیزی رو
 پشت این میزها بریزی؟

94
00:04:37,093 --> 00:04:39,057
‫امم، یادم نمیاد این کارو کرده باشم، نه.

95
00:04:39,378 --> 00:04:41,482
‫معلومه که نکردی.
دوست داری وقتی یه چیز تُرد می‌خوری

96
00:04:41,507 --> 00:04:42,456
.لباس ایمنی بپوشی

97
00:04:42,481 --> 00:04:43,815
‫حالا فقط برای یه ثانیه وانمود کن

98
00:04:43,840 --> 00:04:46,840
‫که یه آدم عادی هستی و داری
 یه وعده غذای معمولی می‌خوری، خب؟

99
00:04:49,773 --> 00:04:53,388
‫اینجایی، تو یه روز گرم تابستونی
داری یه نوشیدنی خنک می‌خوری

100
00:04:53,413 --> 00:04:55,587
‫که اوه، اوه،
می‌ریزی همه‌شو ‫روی میز.

101
00:04:57,197 --> 00:05:01,352
‫از شکاف‌های میز می‌چکه و می‌ریزه
‫روی شلوار بی‌دفاع و تمیزت.

102
00:05:01,377 --> 00:05:02,926
‫نه!

103
00:05:05,481 --> 00:05:07,115
‫اوهوم. می‌دونم.

104
00:05:07,727 --> 00:05:09,829
‫ولی به این ریخت و پاش‌ها نگاه کن.
‫همه‌شون یه جور ریخته شدن.

105
00:05:09,854 --> 00:05:12,023
‫همه‌جا، روی زمین، روی صندلیا.

106
00:05:12,478 --> 00:05:13,875
‫حتی کسی هم روشون ننشسته.

107
00:05:15,474 --> 00:05:16,716
‫این ریخت و پاش‌ها ساختگیه.

108
00:05:16,956 --> 00:05:18,475
‫یکی می‌دونسته نیتِن قراره اینجا باشه

109
00:05:18,500 --> 00:05:20,419
‫و می‌خواسته مطمئن شه
‫کنار کوچه پشتی می‌شینه.

110
00:05:20,941 --> 00:05:23,670
‫فکر می‌کنی چه ساعتی اونو سر این میز نشوندی؟
‫و کِی تو کوچه پیداش کردی؟

111
00:05:23,695 --> 00:05:26,145
‫حدس می‌زنم حدود یه ربع به هشت رسید.

112
00:05:26,375 --> 00:05:27,862
‫باشه، پس چطور جسد رو پیدا کردی؟

113
00:05:28,146 --> 00:05:30,038
‫ صدای اردک شنیدم.
‫ اردک؟

114
00:05:30,063 --> 00:05:32,485
‫صدای کواک اردک از یه جایی تو کوچه.

115
00:05:32,964 --> 00:05:34,644
‫رفتم که نگاه کنم و...

116
00:05:36,819 --> 00:05:37,974
‫اونجا پیداش کردم.

117
00:05:38,548 --> 00:05:39,942
‫فکر کنم برای الان کافی باشه.

118
00:05:39,967 --> 00:05:41,969
‫اگه سؤال دیگه‌ای بود،
.حتماً بهت اطلاع می‌دیم

119
00:05:42,323 --> 00:05:43,349
‫باشه.

120
00:05:48,509 --> 00:05:49,465
‫چیه؟

121
00:05:49,698 --> 00:05:51,885
‫فکر کردم می‌خوای
یه تحلیل جامع شروع کنی

122
00:05:51,910 --> 00:05:54,389
‫درباره الگوهای مهاجرت
‫اردک‌ها توی منطقه لس آنجلس.

123
00:05:54,414 --> 00:05:56,014
‫ این فکر رو کردی؟ هوم.
‫ آره.

124
00:05:56,039 --> 00:05:59,216
‫خب، می‌تونستم، ولی کاملاً بی‌فایده بود
‫چون تو اون کوچه هیچ اردکی نبوده.

125
00:05:59,808 --> 00:06:02,139
‫نشونه‌ای از اردک دیدی؟ فضله‌ای نبود.

126
00:06:02,164 --> 00:06:03,545
‫کار اردک همینه دیگه. فضولات.

127
00:06:03,570 --> 00:06:05,733
‫نمی‌دونم اون چی شنیده،
‫ولی بعید می‌دونم اردک بوده باشه.

128
00:06:05,758 --> 00:06:07,525
‫خیلی‌خب، اردک‌ها رو بذاریم کنار.

129
00:06:08,041 --> 00:06:09,841
‫آپارتمان مقتول
 فقط ‫چند کوچه اون طرف‌تره.

130
00:06:09,866 --> 00:06:12,277
‫اگه امدادگرا مطمئن بودن یه نفر
‫مدام داشته بهش آسیب می‌زده،

131
00:06:12,302 --> 00:06:13,325
‫بریم ببینیم کیه.

132
00:06:20,171 --> 00:06:24,175
‫خب، کتابای آمار بازیکن‌ها،
‫نصف دوجین جدول برنامۀ تیم‌ها.

133
00:06:24,426 --> 00:06:26,205
‫نیتِن گولد واقعاً عاشق ورزش بوده.

134
00:06:26,230 --> 00:06:27,176
‫ جدی؟

135
00:06:27,393 --> 00:06:29,322
تیم مورد علاقه‌ش چی بوده؟‫
.تو بهم بگو

136
00:06:29,533 --> 00:06:32,280
‫من؟ من که نتونستم بفهمم
‫ورزش مورد علاقه‌ش چیه.

137
00:06:32,305 --> 00:06:33,421
‫همه جای اینجارو گشتم.

138
00:06:33,446 --> 00:06:37,256
‫نه کلاه بیسبالی هست،
نه لباسی، ‫نه یه پرچمی به دیوار.

139
00:06:37,281 --> 00:06:38,413
‫ولی اینجا عجیبه‌ها.

140
00:06:38,438 --> 00:06:41,289
‫اگه کسی انقدر درگیر آمار و ارقام باشه،
‫و واقعاً اهل ورزش باشه،

141
00:06:41,314 --> 00:06:42,851
‫می‌دونی اینجا باید چه شکلی می‌بود؟

142
00:06:48,666 --> 00:06:50,952
‫شبیه داخل مغازه کادویی استادیوم.

143
00:06:51,604 --> 00:06:53,867
‫اما یه چیز دیگه هم دیدم،
‫این دسته‌ی چشمگیر و قطور

144
00:06:53,892 --> 00:06:57,131
‫از قبض‌های عقب‌افتاده،
‫ورزشی که حسابی توش حرفه‌ای‌ام.

145
00:06:57,542 --> 00:06:59,103
‫انگار نیتِن فقط دو هفته وقت داشته

146
00:06:59,128 --> 00:07:00,236
‫تا همه چیزش قطع بشه.

147
00:07:00,261 --> 00:07:02,631
‫پس به نظرت نیتِن عاشق ورزش نبوده،
‫فکر می‌کنی عاشق قمار بوده.

148
00:07:03,053 --> 00:07:05,748
‫فکر نمی‌کنم قمار هم دوسِش داشته،
‫که همین می‌تونه توضیح بده

149
00:07:05,773 --> 00:07:09,110
‫اون همه آسیب‌های مرموز که
‫امدادگرا در موردش می‌گفتن.

150
00:07:09,135 --> 00:07:11,462
‫نیتِن بدهی‌هاش عقب افتاده بوده،

151
00:07:11,873 --> 00:07:13,713
‫به اون مدل آدمایی که وقتی پرداخت دیر میشه،

152
00:07:13,738 --> 00:07:15,151
‫کارشون بدتر از قطع کردن آبـه.

153
00:07:17,007 --> 00:07:17,986
‫هوم.

154
00:07:20,273 --> 00:07:21,351
‫فکر می‌کنی چیه؟

155
00:07:22,565 --> 00:07:27,243
‫نمی‌دونم. می‌تونه حساب بانکی باشه،
‫یا رمز عبور، یا شماره تلفن بین‌المللی.

156
00:07:27,268 --> 00:07:28,193
‫هوم.

157
00:07:32,185 --> 00:07:34,313
‫خب، اون آدمای ترسناکی که الان گفتی،

158
00:07:34,338 --> 00:07:36,703
‫اون طلبکارها، ‫آدرس خونه رو بلدن؟

159
00:07:36,728 --> 00:07:37,583
‫هیس.

160
00:07:44,263 --> 00:07:46,174
‫ما آدماى خوبى هستیم.
‫می‌تونستى فقط در بزنى.

161
00:07:47,553 --> 00:07:48,591
‫آخ!

162
00:07:49,453 --> 00:07:52,039
‫به ستوان زنگ بزن.
.بگو نیروی کمکی بفرسته

163
00:07:57,290 --> 00:07:58,354
‫تکون بخور.

164
00:07:58,820 --> 00:07:59,835
‫واو، واو، واو.

165
00:07:59,860 --> 00:08:01,487
‫ خوبی؟ حالت خوبه؟
‫ آره.

166
00:08:21,709 --> 00:08:23,228
‫شما با ستوان سوتو تماس گرفتید.

167
00:08:23,253 --> 00:08:26,006
‫لطفاً پیغام بذارید و در اسرع وقت
.باهاتون تماس می‌گیرم

168
00:08:29,750 --> 00:08:31,335
‫هی! پلیس!

169
00:08:44,925 --> 00:08:45,932
‫اوه.

170
00:08:47,383 --> 00:08:50,071
‫رو شکمت بخواب. رو شکمت.

171
00:08:50,096 --> 00:08:51,321
‫دستاتو بذار پشت سرت.

172
00:09:04,700 --> 00:09:05,701
‫اوهوم.

173
00:09:06,283 --> 00:09:07,742
‫"مارکو دلئون".

174
00:09:08,821 --> 00:09:11,341
‫رفیقت خیلی زود قال‌ت گذاشت،
‫مارکو. ناراحت شدی؟

175
00:09:11,366 --> 00:09:14,202
‫ اون رفیق من نیست.
‫  نه، بعد از یه همچین کاری که باهات کرد.

176
00:09:14,227 --> 00:09:16,489
‫فکر کنم منظور مارکو اینه که
‫اونا فقط همکار کاری بودن،

177
00:09:16,514 --> 00:09:17,974
‫درسته مارکو؟ اوه.

178
00:09:18,668 --> 00:09:20,545
‫ببین اینجا رو. یه چیزی پیدا کردم.

179
00:09:20,841 --> 00:09:22,312
‫خب مارکو، فکرمون اینه.

180
00:09:22,337 --> 00:09:25,316
‫تو و شریکت برای کسی کار می‌کنین
‫که نیتِن گولد بهش بدهکار بوده.

181
00:09:25,341 --> 00:09:27,302
‫و تو یا یه نفر دیگه
‫که برای رئیست کار می‌کنه

182
00:09:27,327 --> 00:09:29,579
‫امروز صبح
یه کیسه پلاستیکی ‫کشیدین سر نیتِن.

183
00:09:29,604 --> 00:09:32,392
‫راستی، اون هنوز زنده‌س.
‫ولی احتمالاً جون سالم به در نمی‌بره.

184
00:09:32,417 --> 00:09:34,895
‫به هر حال، رئیست می‌دونسته نیتِن
‫هیچ‌وقت نمی‌تونه بدهی‌هاشو پس بده،

185
00:09:34,920 --> 00:09:37,840
‫و شما رو فرستاده اینجا تا
‫هر چی می‌تونین مال با ارزش بدزدین.

186
00:09:37,865 --> 00:09:38,774
‫درسته؟

187
00:09:38,799 --> 00:09:42,162
‫چیز دیگه‌ای تو جیبش نیست؟
‫سلاحی، شیشه کوچیک تزریق؟

188
00:09:42,187 --> 00:09:43,109
.آه

189
00:09:43,726 --> 00:09:45,714
‫نه. چرا؟ به چی فکر می‌کنی؟

190
00:09:46,206 --> 00:09:48,895
‫فکر می‌کنم ممکنه در مورد
‫دوستمون مارکو اشتباه کرده باشیم.

191
00:09:48,920 --> 00:09:50,296
‫و اگه حق با من باشه،

192
00:09:50,321 --> 00:09:52,709
‫تو واقعاً باید ما رو ‫به رئیست معرفی کنی.

193
00:10:28,996 --> 00:10:30,209
‫هی. مهمون داریم...

194
00:10:32,508 --> 00:10:35,219
‫هی ری، ما اینجاییم که
‫چند تا سوال در مورد نیتِن گولد بپرسیم.

195
00:10:35,244 --> 00:10:36,791
‫من با پلیس حرف نمی‌زنم.

196
00:10:37,179 --> 00:10:38,639
‫واسه من فرقی نداره. من پلیس نیستم.

197
00:10:38,664 --> 00:10:40,614
‫و بدم نمیاد اگه این یکی اصلاً حرف نزنه.

198
00:10:41,584 --> 00:10:42,624
‫اوه، خدای من.

199
00:10:42,977 --> 00:10:45,017
‫این "ویسپرشو آلترا" نیست؟

200
00:10:45,042 --> 00:10:49,048
‫اوووف. دستگاه بُر زدن کارت برقی.
‫اینا خیلی باحالن.

201
00:10:49,073 --> 00:10:51,659
‫ همه میزهای اینجا ‫یکی از اینا رو دارن؟

202
00:10:51,684 --> 00:10:54,895
‫البته که داره.
‫اوه، مرد، کاش پسرم اینجا بود.

203
00:10:55,173 --> 00:10:57,532
‫اون الان حسابی تو فاز کارتـه.

204
00:10:57,926 --> 00:11:00,497
‫همین چند روز پیش، مجبورم کرد
‫کل یه ویدئوی یوتیوب رو تماشا کنم

205
00:11:00,522 --> 00:11:02,927
اونم ‫در مورد جزئیات کارکرد این دستگاه.

206
00:11:03,892 --> 00:11:05,393
‫چقدر عجیب و بی‌ربطه، نه؟

207
00:11:06,625 --> 00:11:07,725
‫همه برن بیرون.

208
00:11:09,607 --> 00:11:10,736
‫الان!

209
00:11:16,676 --> 00:11:17,677
‫اوه...

210
00:11:17,702 --> 00:11:18,776
‫چی شد الان؟

211
00:11:18,801 --> 00:11:22,745
،معلوم شد این دستگاه‌های بر زدن کارت
‫اونقدرا هم که مردم فکر می‌کنن تصادفی کار نمی‌کنه.

212
00:11:23,065 --> 00:11:24,063
‫درسته، ری؟

213
00:11:29,614 --> 00:11:34,000
‫و مخصوصاً این یکی،
‫یعنی "ویسپرشو آلترا"، واقعاً تصادفی نیست.

214
00:11:39,964 --> 00:11:43,486
‫به طوری که یه قمارخونه بدنام می‌تونه
‫برای دستکاری کردن شانس ازش استفاده کنه.

215
00:11:44,500 --> 00:11:47,002
‫قطعاً چیزی نیست که ری بخواد
‫ بیرون درز کنه و لو بره.

216
00:11:47,452 --> 00:11:49,996
‫تو دل و جرئت داری. اینو قبول دارم.

217
00:11:50,021 --> 00:11:52,649
‫که اومدی اینجا و ‫داری تهمت می‌زنی.

218
00:11:52,674 --> 00:11:54,676
‫در واقع ری، فکر کنم اشتباه شنیدی.

219
00:11:54,701 --> 00:11:57,474
‫به لطف همکارم، ‫تقریباً مطمئنیم که

220
00:11:57,499 --> 00:11:59,774
‫ توی حمله به آقای گولد ‫دست نداشتی.

221
00:11:59,799 --> 00:12:01,509
‫حداقل نه تو حمله امروز صبح.

222
00:12:01,534 --> 00:12:04,204
‫بله، ببین، ‫وقتی اون سرنگ خالی رو
،تو جیب مارکو پیدا کردیم

223
00:12:04,229 --> 00:12:08,144
‫فهمیدیم که می‌خواسته یه حباب هوا
‫ تو جریان خون نیتِن تزریق کنه.

224
00:12:08,471 --> 00:12:11,037
‫پس اگه مارکو رفته بوده اونجا
‫تا نیتِن رو همون موقع بکشه،

225
00:12:11,062 --> 00:12:14,482
‫معنیش اینه که شما و آدمات
‫قبلاً به نیتِن حمله نکردین.

226
00:12:14,507 --> 00:12:16,110
‫عجب پارادوکسی، نه؟ هوم؟

227
00:12:16,135 --> 00:12:20,265
‫فرستادن یه نفر برای انجام قتل
‫ثابت می‌کنه که اون قتلو تو انجام ندادی.

228
00:12:20,966 --> 00:12:23,050
‫این یکی رو بفرست واسه آلانیس، مگه نه؟

229
00:12:23,710 --> 00:12:25,378
اما این باعث می‌شه بپرسم

230
00:12:26,165 --> 00:12:30,109
‫چرا مارکو رو فقط
‫با یه سرنگ خالی فرستادی؟

231
00:12:30,134 --> 00:12:32,957
‫یعنی، تزریق حباب هوا
‫تو جریان خون یه نفر،

232
00:12:32,982 --> 00:12:35,591
‫باعث می‌شه مرگ طرف
‫شبیه عوامل طبیعی به نظر بیاد، درسته؟

233
00:12:35,616 --> 00:12:39,181
،اما کسی مثل تو
،که تو کار شهرت و اعتباره

234
00:12:39,206 --> 00:12:41,517
‫می‌خواد مرگ نیتِن ‫یه پیامی رو برسونه.

235
00:12:42,163 --> 00:12:47,127
‫مگه اینکه... یه راهی داشتی
‫که از مرگ نیتِن سود ببری،

236
00:12:47,152 --> 00:12:50,587
‫اما فقط در صورتی که
‫به نظر می‌رسید تو نکشتیش.

237
00:12:51,718 --> 00:12:54,847
‫185004606.
‫این شماره آشنا به نظر نمی‌رسه؟

238
00:12:56,932 --> 00:12:59,601
‫چرا. آشنا بود. می‌بینی؟

239
00:12:59,626 --> 00:13:02,458
‫اون شماره‌ای که تو خونه نیتِن دیدیم،
‫شماره تأمین اجتماعی ری بوده.

240
00:13:04,578 --> 00:13:06,872
‫می‌دونی،
‫قبل از سیستم تصادفی‌سازی فعلی،

241
00:13:06,897 --> 00:13:09,149
‫شماره‌های تأمین اجتماعی بر اساس
‫ایالتی که متقاضی زندگی می‌کرد

242
00:13:09,174 --> 00:13:12,511
‫و زمان ثبت درخواست ‫صادر می‌شدن.

243
00:13:15,479 --> 00:13:17,776
‫خب، من می‌تونم حدوداً سن تو رو حدس بزنم،

244
00:13:17,801 --> 00:13:20,811
می‌دونی،‫حتی با اون ده سالی که
‫زندگی سخت بهت اضافه کرده.

245
00:13:20,836 --> 00:13:24,131
‫و به لطف عکس اونجا
‫که تو رژه مامرز داری رژه می‌ری،

246
00:13:24,156 --> 00:13:27,682
‫که یه مراسم سالانه تو فیلادلفیاس،
‫حدس می‌زنم اهل پنسیلوانیا باشی.

247
00:13:27,998 --> 00:13:30,343
‫هر دو تای اینا با اون شماره‌ای
‫که پیدا کردیم همخونی داره.

248
00:13:30,368 --> 00:13:32,093
‫اما این سؤال پیش میاد.

249
00:13:32,118 --> 00:13:36,524
‫چرا نیتِن گولد باید شماره
تأمین اجتماعی‫ نزول‌خورش رو داشته باشه؟

250
00:13:36,549 --> 00:13:39,844
‫ولی تو از حرف زدن با پلیس متنفری،
‫پس این یکیو خودم جواب می‌دم.

251
00:13:39,869 --> 00:13:43,324
‫برای اینکه کسی رو ذینفع بیمه عمرت کنی،
‫به شماره تأمین اجتماعی و به یه محضر نیاز داری،

252
00:13:43,349 --> 00:13:44,971
‫که این لکه جوهر هم ‫همونو نشون می‌ده،

253
00:13:45,363 --> 00:13:48,036
‫تا اون شخص رو ‫ذینفع بیمه عمرت کنی.

254
00:13:49,252 --> 00:13:53,256
خب، ‫در واقع ری، تو نیتِن گولد رو
مجبور کردی ‫که تو رو ذینفع

255
00:13:53,281 --> 00:13:56,013
‫بیمه‌نامه‌ش کنه تا راهی باشه
‫واسه پرداخت بدهی‌هاش.

256
00:13:56,038 --> 00:13:58,073
‫و بعد چون عاشق
‫دسیسه‌چینی و تقلب بازی‌ای،

257
00:13:58,098 --> 00:13:59,932
‫مارکو رو فرستادی
.تا مطمئن شی پولتو می‌گیری

258
00:13:59,957 --> 00:14:03,107
‫من نیتِن رو مجبور به کاری نکردم.
‫این ایده خودش بود.

259
00:14:03,132 --> 00:14:05,748
‫واقعاً؟
 می‌خوای بیشتر توضیح بدی؟

260
00:14:07,774 --> 00:14:09,511
‫احساس نمی‌کنم بخواد این کارو بکنه.

261
00:14:09,536 --> 00:14:12,494
‫خب، ما می‌خوایم بدونیم کی دیگه
‫اونقدر از نیتِن عصبانی بوده که بکشتش،

262
00:14:12,519 --> 00:14:15,086
‫باید بفهمیم
 اسم کی رو ‫از بیمه عمر حذف کرده.

263
00:14:15,787 --> 00:14:16,914
‫به امید دیدار، ری.

264
00:14:22,876 --> 00:14:27,714
‫جسیکا، این فرم ذینفع قدیمی
 ‫بیمه عمر پدرته.

265
00:14:27,739 --> 00:14:29,773
‫از شرکت بیمه خواستیم ‫برامون بکِشنش.

266
00:14:29,798 --> 00:14:33,344
‫تا چند هفته پیش، تو ذینفع بودی
‫که بعد از مرگ پدرت 100,000 دلار بگیری.

267
00:14:33,656 --> 00:14:36,001
‫این باعث شد بپرسیم وقتی فرم رو عوض کرد،
‫چه حسی بهت دست داد.

268
00:14:36,532 --> 00:14:39,627
‫این اولین باریه که می‌شنوم
‫پدرم اصلاً بیمه عمر داشته،

269
00:14:39,652 --> 00:14:41,569
‫چه برسه به اینکه اسمم توش باشه.

270
00:14:41,894 --> 00:14:43,664
‫راستش، تعجب می‌کنم.

271
00:14:43,689 --> 00:14:45,474
‫تو مسائل مالی اصلاً خوب نبود.

272
00:14:45,715 --> 00:14:47,467
‫به نظر میاد
.شما دو تا با هم صمیمی نبودین

273
00:14:47,492 --> 00:14:49,458
‫اون و مامانم که هشت سالم بود
‫از هم جدا شدن...

274
00:14:50,147 --> 00:14:53,195
‫بیشتر به خاطر عادات قمارش بود،
‫فکر کنم.

275
00:14:53,220 --> 00:14:56,223
‫ مادرت الان کجاست؟
‫ دنور، با ناپدری‌م.

276
00:14:56,761 --> 00:14:59,681
‫من بعد از دانشگاه ‫برای کار برگشتم اینجا.

277
00:14:59,884 --> 00:15:01,178
‫سعی کردم طی این سال‌ها

278
00:15:01,752 --> 00:15:03,760
...‫با پدرم در ارتباط باشم، ولی

279
00:15:04,311 --> 00:15:05,645
‫ اون هیچ‌وقت پیگیر نمی‌شد.

280
00:15:05,670 --> 00:15:09,215
‫تا اینکه چند ماه پیش
‫یهویی بهم زنگ زد.

281
00:15:09,557 --> 00:15:13,386
‫گفت به زودی می‌خواد بره و
‫می‌خواست قبل از مردنش همه چیزو درست کنه.

282
00:15:15,166 --> 00:15:18,120
‫تو این چند ماه بیشتر همدیگه رو دیدیم
‫تا چند دهه گذشته.

283
00:15:19,444 --> 00:15:24,032
‫جسیکا، وقتی پدرت مورد حمله قرار گرفته،
‫یه سنجاق سینه تو جعبه کادو همراهش بوده.

284
00:15:24,362 --> 00:15:26,656
‫یه کفشدوزک بود.
‫معنی خاصی برات داره؟

285
00:15:28,668 --> 00:15:30,143
‫اوه... امم...

286
00:15:31,867 --> 00:15:35,746
‫کفشدوزک برای من
 اسم مستعارش‫ تو بچگی بود.

287
00:15:40,026 --> 00:15:42,570
‫چون می‌گفت بانمک و خوش‌شانسم.

288
00:15:45,819 --> 00:15:46,820
‫بفرمایید.
.مرسی

289
00:15:47,822 --> 00:15:49,866
‫خب، پس اگه اون هدیه برای تو بوده،

290
00:15:49,891 --> 00:15:51,994
‫تو کسی هستی که
امروز صبح پدرت ‫منتظر بود ببینه.

291
00:15:52,550 --> 00:15:53,856
‫می‌تونم بپرسم چرا نیومدی؟

292
00:15:54,901 --> 00:15:56,561
‫من اومدم، اون نیومد.

293
00:15:58,110 --> 00:16:01,688
‫پس شما تو "دادلی مارکت" ونیز بودی،
‫حدود 7:45 صبح امروز؟

294
00:16:01,907 --> 00:16:04,788
نه، من تو ‫"گراوند وایر" در "تولکا لِیک"
.منتظرش بودم

295
00:16:04,813 --> 00:16:06,333
‫قرارمون اونجا بود.

296
00:16:11,432 --> 00:16:12,452
‫ممنون، جسیکا.

297
00:16:12,477 --> 00:16:13,978
‫ خبر جدیدی شد، باهات تماس می‌گیریم.

298
00:16:16,261 --> 00:16:18,305
‫ دختر نیتِن گولد؟
‫ آره، جسیکا.

299
00:16:18,330 --> 00:16:20,475
‫داریم عذر موجهش رو چک می‌کنیم،
‫ولی تو این قضیه بهش شک نداریم.

300
00:16:20,500 --> 00:16:21,510
‫تو چی پیدا کردی؟

301
00:16:21,535 --> 00:16:25,095
‫تازه دیدم هتل روبه‌روی کافه
‫دوربین امنیتی داره.

302
00:16:25,120 --> 00:16:27,766
‫سروان گفت چک کنم ببینم
...صحنه حمله رو گرفته، ولی

303
00:16:28,251 --> 00:16:29,170
‫هیچی.

304
00:16:29,195 --> 00:16:30,321
‫چیز جالبی بود؟

305
00:16:30,346 --> 00:16:33,683
‫خب، نیتِن و دخترش
‫بیشتر عمرش با هم قهر بودن.

306
00:16:33,708 --> 00:16:37,623
‫تازگیا با هم آشتی کردن و قرار بوده
،امروز صبح همدیگه رو ببینن

307
00:16:37,648 --> 00:16:39,962
‫ولی به دلایلی
‫تو دو تا کافه‌ مختلف قرار گذاشتن.

308
00:16:39,987 --> 00:16:41,280
‫هنوز داریم سر در میاریم قضیه چیه.

309
00:16:41,635 --> 00:16:45,097
‫چیزی که گفت اینه که پدرش بهش گفته
‫قصد داره برای مدتی بره.

310
00:16:45,122 --> 00:16:48,670
‫خب، بلیط هواپیما یا اتاق هتلی
‫رزرو کرده که بفهمیم کجا می‌رفته؟

311
00:16:48,695 --> 00:16:50,924
‫دارم صورتحساب‌های بانکی
.و کارت اعتباری‌شو می‌گردم

312
00:16:50,949 --> 00:16:52,782
‫هنوز چیزی در مورد ‫برنامه‌ سفر ندیدم.

313
00:16:56,455 --> 00:16:57,598
‫خب، این عجیبه.

314
00:16:58,075 --> 00:17:01,828
‫یه اشتراک برای غذای مخصوص سگ داشته
‫که چند هفته پیش لغو کرده.

315
00:17:01,853 --> 00:17:04,208
‫ما که همین الان خونه‌ش بودیم.
‫نشونه‌ای از سگ دیدی؟

316
00:17:04,683 --> 00:17:05,684
‫من که نه.

317
00:17:06,149 --> 00:17:08,127
‫خب، حدس می‌زنم
 ممکنه سگ ‫مرده باشه،

318
00:17:08,152 --> 00:17:11,030
‫ولی اگه واگذارش کرده باشه چی؟
‫این خیلی بیشتر منطقیه.

319
00:17:11,055 --> 00:17:12,077
‫ادامه بده.

320
00:17:12,652 --> 00:17:14,972
‫خب، نیتِن
تازگی‌ها ‫با دخترش آشتی کرده،

321
00:17:14,997 --> 00:17:17,082
‫کسی که سال‌ها
‫هیچ تماسی باهاش نداشته.

322
00:17:17,107 --> 00:17:21,066
‫بدهی‌هاشو با یه نزول‌خور،
‫با واگذاری بیمه عمرش تسویه می‌کنه، درسته؟

323
00:17:21,091 --> 00:17:23,754
‫و بعد به دخترش می‌گه ‫قصد داره بره،

324
00:17:23,779 --> 00:17:25,919
‫با اینکه هیچ مدرکی از سفر نداره.

325
00:17:26,667 --> 00:17:28,311
‫اینو بذار کنار ‫واگذاری سگش،

326
00:17:28,336 --> 00:17:30,603
‫فکر می‌کنم
این مرد ‫قصد خودکشی داشته.

327
00:17:30,977 --> 00:17:33,203
‫منظورش از "برای مدتی رفتن" همین بوده.

328
00:17:33,610 --> 00:17:37,113
‫پس یکی تصمیم می‌گیره درست وقتی
.یارو می‌خواد خودشو بکشه، اونو بکشه

329
00:17:37,537 --> 00:17:38,594
‫آخه چرا؟

330
00:17:49,156 --> 00:17:51,260
‫ استویا نداشتن.
‫ اشکالی نداره.

331
00:17:51,285 --> 00:17:53,370
‫ شیر جو هم نداشتن.
‫ این یکم ناخوشاینده.

332
00:17:53,395 --> 00:17:55,509
‫ فکر نمی‌کردم تو
‫قهوه بدون کافئین‌شو رو بخوای. خب...

333
00:17:58,457 --> 00:17:59,792
‫پس آب داغ آوردی.

334
00:18:00,715 --> 00:18:01,716
‫عالیه واقعاً!

335
00:18:03,827 --> 00:18:05,904
‫اون مسئول هماهنگی ‫اهدای عضو بیمارستانه.

336
00:18:05,929 --> 00:18:07,431
‫دارن در مورد اهدای عضو صحبت می‌کنن.

337
00:18:07,866 --> 00:18:09,276
‫ پس رسماً مرگ مغزی شده؟

338
00:18:09,854 --> 00:18:10,854
‫ آره.

339
00:18:14,130 --> 00:18:15,606
‫چه بدشانسی‌ای، نه؟

340
00:18:15,631 --> 00:18:19,009
‫این دختر بیچاره
‫بالاخره با پدرش آشتی می‌کنه.

341
00:18:21,404 --> 00:18:22,436
‫خوبی؟

342
00:18:23,213 --> 00:18:26,365
‫آخه، نمی‌دونم،
‫واسه تو یه کم ساکتی.

343
00:18:27,889 --> 00:18:30,050
‫ایوا پرسید خبری از پدرش شده یا نه.

344
00:18:30,075 --> 00:18:31,825
‫هنوز در مورد آرتور ‫بهش نگفتی، ها؟

345
00:18:32,482 --> 00:18:33,650
‫ نه.
‫ هوم.

346
00:18:33,675 --> 00:18:36,116
‫خب، حتی منم شنیدم که می‌خواد
‫باهاش مثل یه آدم بزرگ رفتار کنی.

347
00:18:36,864 --> 00:18:38,241
‫شاید بهتره حرفشو باور کنی.

348
00:18:47,554 --> 00:18:49,868
‫فکر می‌کنی می‌خواسته ‫خودشو بکشه؟

349
00:18:50,732 --> 00:18:51,758
‫نمی‌دونستی؟

350
00:18:53,579 --> 00:18:54,580
‫آه.

351
00:18:55,707 --> 00:18:58,215
‫اِمِت. سگش.

352
00:18:58,679 --> 00:19:01,592
‫بابا ازم خواست
وقتی رفته سفر ‫مراقبش باشم.

353
00:19:02,286 --> 00:19:04,413
‫ولی چرا می‌خواست بمیره؟

354
00:19:04,438 --> 00:19:08,137
‫فعلاً فقط یه فرضیه‌ست، ولی فکر می‌کنیم
‫در واقع داشته از تو محافظت می‌کرده.

355
00:19:08,162 --> 00:19:11,290
‫پدرت به نزول‌خورهایی پول بدهکار بوده.
‫اونا همین‌طوری بهش آسیب می‌زدن.

356
00:19:11,315 --> 00:19:13,009
‫و کم‌کم، شاید خیلی بدتر.

357
00:19:13,034 --> 00:19:16,389
‫با شناختی که از طرز کار
 این آدما داریم، فکر می‌کنیم

358
00:19:16,414 --> 00:19:20,389
‫شاید تهدید کردن که دفعه بعد
،‫سراغ تو میان. پس با تغییر بیمه عمرش

359
00:19:20,414 --> 00:19:22,813
‫و پیشنهاد پایان دادن به زندگی خودش،
.‫فکر می‌کنیم می‌خواسته مطمئن بشه

360
00:19:22,838 --> 00:19:25,707
‫ پدرت با کسی صمیمی بود که
‫که بخواد در مورد این موضوع باهاش حرف بزنه؟

361
00:19:27,237 --> 00:19:31,011
‫من... تازه داشتیم دوباره همدیگه‌رو می‌شناختیم.

362
00:19:31,036 --> 00:19:35,082
‫من ‫اونقدر در مورد
.زندگی‌ش نمی‌دونم که بتونم بگم

363
00:19:35,605 --> 00:19:37,130
‫پدرت می‌دونست که بارداری؟

364
00:19:39,230 --> 00:19:40,481
‫شما از کجا می‌دونین؟

365
00:19:40,506 --> 00:19:42,459
‫خب، بوی اینجا داره دیوونه‌ت می‌کنه.

366
00:19:42,484 --> 00:19:45,779
‫دارم اون بیسکویت سالتین که از کیفت
.زده بیرون رو می‌بینم و چای زنجبیل هم داری

367
00:19:45,804 --> 00:19:47,168
‫چند بار جای تو بودم.

368
00:19:48,916 --> 00:19:50,023
‫تبریک می‌گم.

369
00:19:51,733 --> 00:19:52,769
‫اوه...

370
00:19:53,217 --> 00:19:55,469
‫آخرین بار که همدیگه‌رو دیدیم بهش گفتم.

371
00:19:55,886 --> 00:19:56,886
...و

372
00:19:57,855 --> 00:19:59,782
‫خیلی هیجان‌زده شد.

373
00:20:00,287 --> 00:20:03,747
‫شوخی می‌کردیم که چقدر
‫سر زدن به دکترها باحاله.

374
00:20:04,938 --> 00:20:06,853
‫این تنها چیزی بود که
.سرش با هم صمیمی شدیم

375
00:20:07,138 --> 00:20:08,514
‫در مورد جراحاتش بهت گفته بود؟

376
00:20:09,211 --> 00:20:10,712
‫ام، جراحاتش؟ نه، نه.

377
00:20:10,737 --> 00:20:13,489
‫ملاقات‌هایی که در موردش حرف زد،
‫مربوط به متخصص قلب بود.

378
00:20:13,514 --> 00:20:16,901
‫گفت تازگی‌ها یه سری
‫آزمایش و اسکن کامل انجام داده.

379
00:20:16,926 --> 00:20:18,612
‫به علائم خاصی ‫اشاره کرد؟

380
00:20:18,637 --> 00:20:21,473
‫نه. اگه چیزی هم بود،
‫کاملاً برعکس بود.

381
00:20:21,498 --> 00:20:25,710
‫خیلی تلاش کرد تا مطمئن شم
‫همه چی خوبه.

382
00:20:26,063 --> 00:20:28,824
‫چرا کسی که حالش خوبه،
‫خودشو درگیر این همه آزمایش می‌کنه؟

383
00:20:37,293 --> 00:20:39,453
‫اوه، 20 دقیقه زود اومدیم.
‫اصلاً حواسم نبود.

384
00:20:39,478 --> 00:20:42,454
‫آره. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم.
‫نمی‌دونم چطور تونستیم این کارو بکنیم.

385
00:20:42,479 --> 00:20:43,623
‫از این وضعمون خوشم اومد.

386
00:20:43,648 --> 00:20:46,313
‫می‌تونم قبل از کلاس اصلی
‫تو آزمایشگاه هیدروپونیک یه کم تنها باشم.

387
00:20:47,349 --> 00:20:49,528
‫ خداحافظ، دوسِت دارم.
‫ خداحافظ، روز خوبی داشته باشی.

388
00:20:49,553 --> 00:20:50,921
‫لذت‌های درس‌خون بودن.

389
00:20:50,946 --> 00:20:53,520
‫مطمئن نیستم باید چیکار کنم،
‫ولی از پسش برمیام.

390
00:20:54,817 --> 00:20:55,870
‫ایوا.

391
00:20:56,904 --> 00:20:58,384
‫می‌شه یه لحظه صبر کنی؟

392
00:21:00,139 --> 00:21:01,755
‫باید باهات در مورد یه چیزی صحبت کنم.

393
00:21:03,838 --> 00:21:08,009
‫پس، حداقل تا چند هفته پیش،
‫بابام تو نوادا زندگی می‌کرده؟

394
00:21:08,466 --> 00:21:09,968
‫به گفته این یارو آرتور.

395
00:21:10,890 --> 00:21:13,216
‫گفت چقدر اونجا زندگی می‌کرده؟

396
00:21:13,241 --> 00:21:14,314
‫نه.

397
00:21:16,006 --> 00:21:19,881
‫ تنها چیزی که در مورد
‫آرتور می‌دونیم اینه که باغبون بوده؟

398
00:21:19,906 --> 00:21:21,074
‫فکر کنم آره.

399
00:21:21,099 --> 00:21:24,111
‫می‌دونم اطلاعات زیادی نیست ولی
.به کندوکاو ‫ادامه می‌دیم

400
00:21:24,512 --> 00:21:26,097
‫نمی‌خواستم خیلی زود بهت بگم

401
00:21:26,122 --> 00:21:29,219
‫چون نمی‌خواستم امیدوار شی
‫و بعدش دلسرد بشی.

402
00:21:29,623 --> 00:21:31,666
‫نه، من... می‌خوام همه چیزو بهم بگی.

403
00:21:31,691 --> 00:21:35,403
‫می‌دونم که می‌خوای. حرفتو شنیدم،
 واسه همین ‫دارم اینا رو بهت می‌گم.

404
00:21:39,694 --> 00:21:41,071
‫اوه. من باید برم سر کار.

405
00:21:42,098 --> 00:21:44,470
‫ حالت خوبه؟
‫ آره، خوبم.

406
00:21:44,495 --> 00:21:46,156
‫مطمئنی؟ چون اگه نه،
‫بهش می‌گم امروز نمیام.

407
00:21:46,181 --> 00:21:48,407
‫ نه، نه، نه. مامان، خوبم.
‫ می‌خوای بپیچونی...

408
00:21:48,432 --> 00:21:49,517
‫خوبم.

409
00:21:51,406 --> 00:21:52,971
‫ باشه. دوسِت دارم.
‫ منم دوسِت دارم.

410
00:21:58,308 --> 00:21:59,988
‫می‌تونی از اینجا راه مدرسه‌تو پیدا کنی؟

411
00:22:00,580 --> 00:22:02,682
‫آره مامان، می‌زنم تو ویِـز.

412
00:22:08,000 --> 00:22:15,000


413
00:22:21,712 --> 00:22:22,712
،هی

414
00:22:22,737 --> 00:22:24,365
‫هی، دافنه، گوشی نیتِن گولد دست توئه؟

415
00:22:24,390 --> 00:22:26,184
‫آره، بخش فنی قفلشو باز کرده.

416
00:22:26,209 --> 00:22:28,335
‫نیتِن شب قبل از حمله یه ایمیل دریافت کرده،

417
00:22:28,360 --> 00:22:29,837
‫که ادعا می‌کرده
،از طرف دخترش جسیکاست

418
00:22:29,862 --> 00:22:32,323
‫و قرار ملاقاتشونو به 7:45 صبح
‫تو کافه ونیز تغییر داده.

419
00:22:32,348 --> 00:22:34,320
‫حدس می‌زنم،
‫این آدرس ایمیل جسیکا نیست.

420
00:22:34,345 --> 00:22:35,461
‫چک کردم، تقلبیه.

421
00:22:35,486 --> 00:22:37,088
‫آره، این توضیح می‌ده ‫چرا نیتِن و جسیکا

422
00:22:37,113 --> 00:22:38,549
‫تو کافه‌های مختلف بودن.

423
00:22:38,574 --> 00:22:41,118
‫هر کی این کارو کرده، می‌خواسته
‫نیتِن تنها تو اون کافه باشه.

424
00:22:41,143 --> 00:22:43,430
‫چون نیتِن و جسیکا
‫تازه با هم آشتی کرده بودن،

425
00:22:43,455 --> 00:22:46,130
‫شاید اصلاً متوجه نشده که ایمیل
‫از یه آدرس ناشناس اومده.

426
00:22:50,439 --> 00:22:52,110
...امم
‫مورگن، داری چیکار می‌کنی؟

427
00:22:52,135 --> 00:22:55,096
‫گوشی نیتِن روی 8:01 صبح آلارم داره.

428
00:22:55,121 --> 00:22:57,457
‫و آهنگ زنگش صدای اردکه.

429
00:22:58,765 --> 00:23:00,941
‫این همون صداییه که
 مسئول کافه ‫تو کوچه شنیده.

430
00:23:01,461 --> 00:23:05,048
‫قاتل می‌خواسته یه نفر
جنازه‌شو ‫حدود 8 صبح پیدا کنه.

431
00:23:06,138 --> 00:23:09,051
‫البته بعد از حمله اونقدر که
‫مطمئن بشه مرگ مغزی شده،

432
00:23:09,076 --> 00:23:11,764
‫ولی به اندازه کافی زود که مطمئن بشه
‫اعضاش هنوز قابل استفاده‌ن.

433
00:23:12,820 --> 00:23:15,767
‫فکر می‌کنم
نیتِن گولد رو ‫به خاطر قلبش کشتن.

434
00:23:26,304 --> 00:23:28,348
‫بازم سرقت شده، به پلیس زنگ بزنین.

435
00:23:29,186 --> 00:23:30,195
‫چه به موقع.

436
00:23:30,895 --> 00:23:31,935
.پلیس اینجاست

437
00:23:32,895 --> 00:23:34,659
‫ببخشید، شمارو ندیدم.

438
00:23:34,684 --> 00:23:36,561
‫ در مورد سرقت ‫چیزی می‌گفتی؟

439
00:23:36,586 --> 00:23:38,333
 در مورد زنگ زدن به پلیس شوخی می‌کنه

440
00:23:38,358 --> 00:23:40,851
‫وقتی می‌ریم مأموریت، مردم
‫از آمبولانس وسایلو می‌دزدن،

441
00:23:40,876 --> 00:23:43,498
‫این اواخر هم که کمبود دارو زیاده، بدتر شده.

442
00:23:43,523 --> 00:23:46,367
‫ما فقط صورتجلسه‌ش می‌کنیم،
‫اما داروهای کنترل‌شده نیستن.

443
00:23:46,392 --> 00:23:47,399
‫اونا قفل شدن.

444
00:23:47,934 --> 00:23:51,705
‫ داروهای کنترل‌شده نیستن، درسته؟
‫ آلبوترول. داروی آسم.

445
00:23:51,730 --> 00:23:53,107
‫تو پایگاه بیشتر داریم.

446
00:23:53,546 --> 00:23:54,843
‫کاری از دستمون برمیاد؟

447
00:23:54,868 --> 00:23:57,460
‫چند تا سؤال در مورد
‫تماس نیتِن گولد داشتیم.

448
00:23:57,485 --> 00:23:59,573
‫امیدواریم بتونین جدول زمان‌بندی رو
‫برامون توضیح بدین.

449
00:23:59,598 --> 00:24:01,013
‫حتماً، بپرسین.

450
00:24:01,038 --> 00:24:04,563
‫خب، تماس با 911
حدود 8:01، 8:02 اومده. درسته؟

451
00:24:04,588 --> 00:24:07,363
‫آره، درسته. درست بعد از اینکه
‫شیفتمون که 8:00 شروع ‌شده.

452
00:24:07,388 --> 00:24:09,472
‫و چقدر بعد از اون ‫به صحنه رسیدین؟

453
00:24:09,497 --> 00:24:11,624
‫حدود پنج دقیقه. کافه نزدیکه.

454
00:24:11,889 --> 00:24:15,559
‫و شاید سه دقیقه دیگه طول کشید
‫تا نبضشو برگردونیم.

455
00:24:15,584 --> 00:24:17,941
‫ سؤال آخر. سؤال سختیه.

456
00:24:18,587 --> 00:24:20,755
‫یه قربانی چقدر باید بیهوش باشه

457
00:24:20,780 --> 00:24:23,111
‫تا مرگ مغزی‌ش ‫تضمین بشه؟

458
00:24:25,962 --> 00:24:28,498
‫یازده دقیقه، کم و بیش.

459
00:24:30,644 --> 00:24:31,641
‫ممنونم.

460
00:24:44,816 --> 00:24:46,979
ایوا: سلام عزیزم
.فقط دارم حالت رو می‌پرسم

461
00:24:47,004 --> 00:24:48,106
‫حق با تو بود.

462
00:24:48,855 --> 00:24:49,963
‫معلومه که حق با من بود.

463
00:24:49,988 --> 00:24:52,741
‫راستی، اگه به آلبوترول نیاز داری،
‫باید به فکر ذخیره کردنش باشی.

464
00:24:52,766 --> 00:24:54,601
‫ظاهراً مشکل سرقت دارن.

465
00:24:54,626 --> 00:24:56,537
‫فکر کنم مشکلی ندارم، ولی ممنون.

466
00:24:56,964 --> 00:24:57,965
‫سوتو کجاست؟

467
00:24:57,990 --> 00:25:00,416
‫تو بیمارستان موند
.تا چند تا سؤال دیگه بپرسه

468
00:25:00,996 --> 00:25:04,360
‫زمان حمله طوری تنظیم شده بود که
 نیتِن گولد ‫تبدیل به کامل‌ترین اهداکننده عضو بشه.

469
00:25:04,385 --> 00:25:06,641
‫حداقل 11 دقیقه
 قبل از رسیدن کمک ‫بیهوش بوده.

470
00:25:06,666 --> 00:25:08,835
‫دارم بهش فکر می‌کنم.
‫فکر کنم موضوع فراتر از این حرفاست.

471
00:25:08,860 --> 00:25:10,425
‫نیتِن خودش تو ماجرا بوده.

472
00:25:10,818 --> 00:25:13,529
‫آزمایش‌های قلب.
مطمئن می‌شده ‫قلبش سالم باشه.

473
00:25:13,554 --> 00:25:15,783
‫درسته. ما قبلاً می‌دونستیم
‫قصد داشته خودشو بکشه.

474
00:25:15,808 --> 00:25:17,696
‫نیتِن با یکی هماهنگ کرده
‫که قلبشو بهش بده.

475
00:25:17,721 --> 00:25:19,657
‫ولی بعداً فهمیده داره پدربزرگ می‌شه،

476
00:25:19,682 --> 00:25:21,976
‫و نظرش عوض شده،
‫واسه همین قاتل مجبور شده بکشتش.

477
00:25:22,001 --> 00:25:23,061
‫باورنکردنیه.

478
00:25:25,900 --> 00:25:26,948
‫همه چی مرتبه؟

479
00:25:27,293 --> 00:25:28,156
‫آره.

480
00:25:28,181 --> 00:25:30,326
‫قرار نیست اون صدای بوق
‫ماشین‌های قدیمی رو بذاری، نه؟

481
00:25:30,351 --> 00:25:32,102
‫تو هر پرونده بیش از یه آهنگ زنگ بامزه؟

482
00:25:32,127 --> 00:25:34,119
‫فکر نکنم. اون دیگه افراطه.

483
00:25:34,391 --> 00:25:37,311
‫منطقیه، چون به نظر میاد
‫سؤال بعدی ما این باشه:

484
00:25:37,336 --> 00:25:39,109
‫"قلب نیتِن گولد قراره به کی برسه؟"

485
00:25:39,134 --> 00:25:41,341
‫اگه اونو پیدا کنیم،
.فکر کنم قاتل رو هم پیدا می‌کنیم

486
00:25:46,244 --> 00:25:48,915
‫ببخشید. سلام، من با پلیس کار می‌کنم.

487
00:25:48,940 --> 00:25:51,159
‫دیدم دیروز با جسیکا گولد ‫صحبت می‌کردین

488
00:25:51,184 --> 00:25:52,892
‫در مورد اهدای عضو پدرش.

489
00:25:52,917 --> 00:25:54,722
‫ بله، شما رو یادمه.
‫ آره.

490
00:25:54,747 --> 00:25:57,041
‫تصمیم گرفته شده
که قلب نیتِن به کی برسه؟

491
00:25:59,182 --> 00:26:01,226
‫مـن متأسفم، نمی‌دونم.

492
00:26:01,830 --> 00:26:03,957
‫شما مسئول هماهنگی پیوند
‫بیمارستان نیستین؟

493
00:26:04,242 --> 00:26:05,552
‫عضو کمیته هم هستین، درسته؟

494
00:26:05,577 --> 00:26:07,152
‫آره، به شماها می‌گن "کمیته خدا".

495
00:26:07,177 --> 00:26:09,722
‫شما عملاً تصمیم می‌گیرین
‫کی زنده بمونه و کی بمیره.

496
00:26:09,747 --> 00:26:12,472
‫اگه شما نمی‌تونین به سؤالات ما
 جواب بدین، ‫پس کی می‌تونه؟

497
00:26:12,771 --> 00:26:13,771
...من

498
00:26:13,796 --> 00:26:16,157
‫منظورم این بود که همین الان
‫حاضر و آماده نمی‌دونم.

499
00:26:16,567 --> 00:26:19,403
‫با دفترم قرار بذارین، ‫تا براتون پیداش کنم.

500
00:26:19,809 --> 00:26:20,893
‫باشه؟

501
00:26:23,433 --> 00:26:24,559
‫موفق شدین؟

502
00:26:25,080 --> 00:26:27,725
‫نمی‌دونستم پرسیدن اینکه
قلب اهدا شده ‫قراره کجا بره، ترسناکه،

503
00:26:27,750 --> 00:26:29,420
‫ولی اون زن از جواب دادن می‌ترسید.

504
00:26:29,445 --> 00:26:30,934
‫با جراح پیوند هم همینطور بود.

505
00:26:30,959 --> 00:26:32,770
‫احساس می‌کنم اینا دارن
‫موضع دفاعی می‌گیرن.

506
00:26:32,795 --> 00:26:35,123
‫انگار یه نفر با نفوذ زیاد
‫داره مجبورشون می‌کنه ساکت بمونن.

507
00:26:35,935 --> 00:26:38,005
‫چون شاید خودشون قلب رو می‌خوان.

508
00:26:38,030 --> 00:26:40,342
‫یه چیزی که فهمیدم، اینه که
‫جسیکا گولد رضایت داده،

509
00:26:40,367 --> 00:26:42,536
‫پس نیتِن قراره
 فردا ‫از دستگاه جدا بشه.

510
00:26:42,561 --> 00:26:44,921
‫ اعضای بدنشو همون موقع برمی‌دارن.
‫ یعنی اگه حق با ما باشه،

511
00:26:44,946 --> 00:26:47,407
‫یکی داره بیمارستان رو مجبور می‌کنه
‫قلب رو بهش بده...

512
00:26:47,432 --> 00:26:49,257
‫خوبه اول بفهمیم کیه.

513
00:26:49,863 --> 00:26:50,839
‫الو.

514
00:26:51,745 --> 00:26:53,747
‫چـی؟ کجاست؟

515
00:26:55,038 --> 00:26:56,257
‫همین الان میام.

516
00:26:56,868 --> 00:26:58,253
‫ایوا تازه دستگیر شده.

517
00:27:06,157 --> 00:27:07,189
‫ااه...

518
00:27:10,103 --> 00:27:11,469
‫چه گندی زده شده؟

519
00:27:11,933 --> 00:27:13,000
‫حالت خوبه؟

520
00:27:13,305 --> 00:27:14,691
‫لطفاً دستبندشو باز کنین.

521
00:27:14,716 --> 00:27:17,729
‫نمی‌شه. صاحب ساختمون
‫موقع خرابکاری تو ملکش مچشو گرفته.

522
00:27:18,477 --> 00:27:19,477
،ایوا

523
00:27:19,834 --> 00:27:22,489
‫  این یکی از نقاشی‌های دیواری باباته.
‫ آره، می‌دونم.

524
00:27:24,108 --> 00:27:27,445
‫ اوه، عزیزم، خیلی متأسفم.
‫ فقط تنهام بذار، باشه؟

525
00:27:29,656 --> 00:27:32,050
‫باشه.
‫خب، حالا چی می‌شه؟

526
00:27:32,075 --> 00:27:33,201
‫می‌بریمش بازداشتگاه.

527
00:27:33,226 --> 00:27:35,937
‫نه، گوش کنین، نیازی به این کار نیست،
‫باشه؟

528
00:27:35,962 --> 00:27:38,165
‫بابای خودش اینو کشیده.
‫این یه مسئله خانوادگیه.

529
00:27:38,190 --> 00:27:39,509
‫خودم درستش می‌کنم.

530
00:27:39,534 --> 00:27:42,063
‫این رو به صاحب ملک بگین.
‫یارو می‌خواد شکایت کنه.

531
00:27:42,088 --> 00:27:44,631
‫اون صاحب ملکه؟
،چطوره من برم باهاش کنار بیام

532
00:27:44,656 --> 00:27:46,342
‫بهش اطمینان بدیم
این خانم جوان ‫برمی‌گرده،

533
00:27:46,367 --> 00:27:48,661
‫بعداً این گندو تمیز می‌کنه
‫و فراموش می‌کنیم این اتفاق افتاده؟

534
00:27:48,686 --> 00:27:50,831
‫ هیچ کاغذبازی‌ای هم برای شما نداره.
‫ متأسفم، کارآگاه.

535
00:27:50,856 --> 00:27:52,608
‫اگه دختره واقعاً می‌خواست
‫این کارو درست کنه،

536
00:27:52,633 --> 00:27:54,250
‫قبل از اینکه شما برسین فرصتشو داشت.

537
00:27:54,275 --> 00:27:55,352
‫یالا، پاشو.

538
00:27:55,377 --> 00:27:58,096
‫ نه، به دخترم دست نزن، باشه؟
‫ مورگن، آروم باش.

539
00:27:58,121 --> 00:27:59,725
‫آرومم! من خوبم!

540
00:27:59,750 --> 00:28:01,731
‫ خانم!
‫ بهم نگو خانم. باشه، آقا؟

541
00:28:01,756 --> 00:28:03,776
‫الان بهم نگو خانم.
‫من به این نیاز ندارم.

542
00:28:03,801 --> 00:28:05,511
‫چیزی که ازت می‌خوام اینه که بفهمی

543
00:28:05,536 --> 00:28:07,898
‫دادن سابقه کیفری ‫به یه دختر 15 ساله

544
00:28:07,923 --> 00:28:10,323
‫به خاطر یه کم رنگ، کاملاً احمقانه‌ست.

545
00:28:10,348 --> 00:28:12,767
‫می‌تونیم همه سر این موضوع توافق کنیم؟
‫آخه، فقط یه رنگه!

546
00:28:23,261 --> 00:28:25,737
‫ ایوا...
‫ می‌شه اینجا نگی؟

547
00:28:28,625 --> 00:28:29,731
‫به خاطر اونه؟

548
00:28:30,587 --> 00:28:33,549
‫ایوا، اون زن مشکلات خودشو
.داره که باید حلش کنه

549
00:28:35,874 --> 00:28:36,900
.بهت بر نخوره

550
00:28:37,728 --> 00:28:38,692
‫آره.

551
00:28:38,717 --> 00:28:40,762
‫ ممنون، جینا.
‫ خواهش می‌کنم.

552
00:28:45,715 --> 00:28:47,706
خودت گفتی
‫"باهاش مثل یه آدم بزرگ رفتار کن،"

553
00:28:49,497 --> 00:28:50,534
.‫قابلی نداشت

554
00:29:11,117 --> 00:29:12,118
‫سلام.

555
00:29:15,002 --> 00:29:16,087
‫متأسفم.

556
00:29:18,200 --> 00:29:20,035
‫اوه، عزیزم، بیا اینجا.

557
00:29:20,637 --> 00:29:21,763
‫متأسفم.

558
00:29:22,608 --> 00:29:23,734
‫گند زدم.

559
00:29:24,383 --> 00:29:28,398
‫بعضی وقتا یادم می‌ره که یه زمان درست
 برای گفتن ‫یه خبر بزرگ به یه نفر وجود داره

560
00:29:28,423 --> 00:29:31,883
‫و یه زمان غلط، که اینم درست
‫قبل از فرستادن تو به مدرسه بود.

561
00:29:34,725 --> 00:29:35,876
‫اونطور نبود.

562
00:29:36,873 --> 00:29:39,220
‫می‌دونم گفتم می‌خوام همه چیزو بدونم،

563
00:29:39,887 --> 00:29:41,059
‫ولی اشتباه کردم.

564
00:29:41,314 --> 00:29:43,132
‫این خیلی بدتر از ندونستنه.

565
00:29:43,157 --> 00:29:44,325
‫منظورت چیه؟

566
00:29:44,794 --> 00:29:49,319
‫بابام تمام این مدت زنده بوده
‫و یه ایالت اونورتر داشته زندگی می‌کرده.

567
00:29:51,396 --> 00:29:53,430
‫و با همه چیزایی که تو داشتی پیدا می‌کردی،

568
00:29:54,346 --> 00:29:59,310
‫من واقعاً به خودم اجازه دادم باور کنم
 اون اهمیت می‌داده، ‫که مارو ول نکرده.

569
00:29:59,335 --> 00:30:00,602
‫هنوزم بهش باور دارم.

570
00:30:00,627 --> 00:30:02,712
‫ چطور؟
‫ چون می‌دونم پدرت چجور آدمی بود،

571
00:30:03,084 --> 00:30:05,753
‫و ما هنوز
‫طرف داستان اونو نشنیدیم، می‌دونی؟

572
00:30:05,778 --> 00:30:08,945
‫شاید دلیلی هست که
‫مجبور بوده دور بمونه.

573
00:30:08,970 --> 00:30:10,073
‫تمام زندگیم؟

574
00:30:10,098 --> 00:30:13,331
‫اصلاً نمی‌تونم تو کله‌م جا بدم
‫که اون دلیل چی می‌تونه باشه،

575
00:30:14,168 --> 00:30:15,573
،اما تنها چیزی که می‌دونم

576
00:30:15,598 --> 00:30:18,017
‫اینه که اون تو رو بیشتر از
‫هر چیزی تو دنیا دوست داشت.

577
00:30:20,522 --> 00:30:21,523
‫باشه.

578
00:30:23,031 --> 00:30:25,108
‫می‌دونی،
‫من الان دارم رو یه پرونده کار می‌کنم

579
00:30:25,133 --> 00:30:28,416
‫که توش این پدر
‫از دخترش جدا افتاده بوده،

580
00:30:28,838 --> 00:30:30,881
‫و همین که برگشته سر زندگیش،

581
00:30:30,906 --> 00:30:33,074
‫تنها چیزی که براش مهم بوده
‫جبران کردنه.

582
00:30:35,774 --> 00:30:37,270
‫و همه چیز به خاطر اینه؟

583
00:30:38,133 --> 00:30:39,134
‫بخشی از اونه.

584
00:30:39,497 --> 00:30:43,228
‫من دنبال کسی هستم
‫که به پیوند قلب نیاز داره.

585
00:30:43,742 --> 00:30:47,996
‫کسی که به اندازه کافی قدرت داره
‫تا یه بیمارستان رو بترسونه تا بهش قلب بدن.

586
00:30:48,021 --> 00:30:51,144
‫پس، فکر کردم
با بزرگترین ‫اهداکنندگانشون شروع کنم.

587
00:30:51,450 --> 00:30:53,327
‫ این آدما.
‫ اوهوم.

588
00:30:53,352 --> 00:30:56,688
‫داری به لیست مشهورترین
‫اهداگنندگان لس آنجلس نگاه می‌کنی.

589
00:30:59,291 --> 00:31:00,292
‫این چی؟

590
00:31:01,424 --> 00:31:03,650
‫کارسون وود.
‫به نظر میاد یه تهیه‌کننده بزرگه.

591
00:31:04,683 --> 00:31:07,645
‫این عکس برای اون افتتاحیه نبوده.
‫می‌بینی کی پشت سرشه؟

592
00:31:08,003 --> 00:31:08,962
.آها

593
00:31:09,508 --> 00:31:11,958
‫اوه خدای من. ‫مامان، جدی می‌گم،
 تو توی غار زندگی می‌کنی؟

594
00:31:11,983 --> 00:31:13,767
‫اون یه بازیگره.
‫تو تقریباً همه‌چی بازی کرده.

595
00:31:14,049 --> 00:31:15,050
‫ حق با توئه.
‫ باشه.

596
00:31:15,075 --> 00:31:17,931
‫به هر حال، تمام این ماجرا
‫سر این لباس شروع شده.

597
00:31:17,956 --> 00:31:21,945
‫اون طراح رو مسخره کرد،
‫و تا هفته‌ها با هم دعوا داشتن،

598
00:31:21,970 --> 00:31:24,094
‫ولی این حدود یک سال پیش اتفاق افتاد.

599
00:31:24,119 --> 00:31:25,523
‫ واقعاً؟
‫ اوهوم.

600
00:31:26,442 --> 00:31:27,777
‫خب، خودتو ببین.

601
00:31:28,193 --> 00:31:30,905
‫فکر می‌کردی
‫هیچ شباهتی به من نداری.

602
00:31:30,930 --> 00:31:34,448
‫ یعنی، اولش با هم دستگیر می‌شیم...
‫ باشه، باشه.

603
00:31:36,369 --> 00:31:38,829
‫ می‌تونیم این آقا رو پیدا کنیم؟
‫ آره.

604
00:31:40,732 --> 00:31:41,733
‫بذار ببینم.

605
00:31:43,714 --> 00:31:44,841
‫اینه.

606
00:31:46,619 --> 00:31:47,730
‫اومم، قدیمیه.

607
00:31:48,674 --> 00:31:49,759
‫قدیمیه.

608
00:31:50,166 --> 00:31:52,273
‫ همه‌ی اینا قدیمین.
‫ آره. اون یکی قطعاً قدیمیه.

609
00:31:52,298 --> 00:31:56,260
‫خب، اگه حق با تو باشه، این آقا
‫ماه‌هاست تو انظار عمومی دیده نشده،

610
00:31:56,285 --> 00:31:59,465
‫ولی عکس‌های قدیمی رو
‫جوری پست می‌کنه که انگار تازه‌ان.

611
00:31:59,801 --> 00:32:01,898
‫ مشکوکه.
‫ شاید بیشتر از مشکوک باشه.

612
00:32:01,923 --> 00:32:04,384
‫شاید داره پنهون می‌کنه که ‫بیماره.

613
00:32:12,918 --> 00:32:14,489
‫ حال مورگن خوبه؟
‫ آره.

614
00:32:14,514 --> 00:32:17,394
‫دیروز مجبور شد بره مدرسه ایوا،
‫ مشکل غیبت غیرمجاز رو حل کنه.

615
00:32:17,419 --> 00:32:18,420
‫اینجا چه خبره؟

616
00:32:18,445 --> 00:32:20,842
‫درست موقعی رسیدم که
‫کارسون وود داشت می‌رفت بیرون.

617
00:32:20,867 --> 00:32:23,244
‫گفتم صبر کنه،
.آدماش خوششون نیومد

618
00:32:23,269 --> 00:32:24,938
‫پس تصمیم گرفتی راه ورودی رو ببندی.

619
00:32:24,963 --> 00:32:27,424
‫ اوضاع داره یه کم شکرآب می‌شه.
‫ حله، فهمیدم.

620
00:32:29,227 --> 00:32:30,286
‫کارسون وود.

621
00:32:30,311 --> 00:32:33,615
‫کارآگاهان کارادک و فورستر، پلیس لس‌آنجلس.
‫میشه چندتا سؤال ازتون بپرسیم؟

622
00:32:33,640 --> 00:32:36,162
‫اگه قراره از جلوی در خونه‌م
 گُم شید برید، ‫بپرسید.

623
00:32:36,561 --> 00:32:37,635
‫فقط سریع باشید.

624
00:32:37,660 --> 00:32:40,624
‫اسم نیتِن گولد به گوشتون خورده؟

625
00:32:41,264 --> 00:32:42,285
‫باید بخوره؟

626
00:32:42,310 --> 00:32:44,390
‫مقتول یه پرونده قتله که
‫ما داریم روش تحقیق می‌کنیم.

627
00:32:44,415 --> 00:32:45,522
‫تا حالا نشنیدم.

628
00:32:45,964 --> 00:32:47,758
‫راستی، نمی‌دونم نگام کردین یا نه،

629
00:32:47,783 --> 00:32:50,786
‫اما من همین الان دارم می‌رم
‫پیوند قلب انجام بدم.

630
00:32:50,811 --> 00:32:52,855
‫من وقت ندارم برم مردم رو بکشم.

631
00:32:53,400 --> 00:32:55,976
‫خب، حالا که به این اشاره کردین،
‫یکی از دلایلی که اینجاییم

632
00:32:56,001 --> 00:32:57,674
‫اینه که ببینیم شما
.خریدار یه قلب جدید نیستین، آقا

633
00:32:57,699 --> 00:33:00,530
‫فکر می‌کنیم آقای گولد رو کشتن
 تا قلبش ‫برای پیوند آماده شه.

634
00:33:00,555 --> 00:33:03,626
‫در مورد اینکه اونو کشته باشین...
.شایدم چند نفر رو برای این کار استخدام کردین

635
00:33:03,651 --> 00:33:04,819
‫نمی‌تونم حرفتونو رد کنم.

636
00:33:05,645 --> 00:33:06,743
‫هی، کارادک.

637
00:33:06,768 --> 00:33:09,689
‫جی‌پی‌اس برای فرودگاه تنظیم شده،
.نه سنت‌کلِیر

638
00:33:10,134 --> 00:33:12,873
‫آقای وود، درسته که
 به بیمارستان سنت‌کلِیر فشار آوردین

639
00:33:12,898 --> 00:33:14,690
‫تا شما رو صدر ‫لیست پیوندشون بذارن؟

640
00:33:14,715 --> 00:33:17,217
‫شاید آره. شاید نه. فرقی نمی‌کنه.

641
00:33:17,242 --> 00:33:19,416
‫یه قلب بهتر توی یوتا منتظرمه.

642
00:33:19,683 --> 00:33:22,352
‫صبر کنین، یعنی می‌گین
 شما قلب نیتِن گولد رو نمی‌خواین؟

643
00:33:22,377 --> 00:33:24,088
‫همونی که توی سنت‌کلِیره؟

644
00:33:24,113 --> 00:33:28,409
‫دکتر گفت تطابقش خوب نیست،
.مسائل فنی، به من نمی‌خوره

645
00:33:28,875 --> 00:33:32,629
‫ اگه کارمون اینجا تموم شده،
.ممنون می‌شم از جلوی راهم برید کنار

646
00:33:32,654 --> 00:33:34,406
‫"وقت" تنها چیزیه که ندارم.

647
00:33:38,651 --> 00:33:39,869
‫هی، اوضاع مدرسه چطور بود؟

648
00:33:39,894 --> 00:33:41,937
‫قانعش کردم که 30 دقیقه
‫بازداشتگاه می‌تونه

649
00:33:41,962 --> 00:33:44,206
‫جای تنبیه کلاسی رو بگیره،
.حالا هرچی. به خاطر اون زنگ نزدم

650
00:33:44,231 --> 00:33:46,971
‫از طرف سوتو پیام دارم.
.بیمارستان سنت‌کلِیر زنگ زده

651
00:33:46,996 --> 00:33:48,081
‫آره، آره، می‌دونیم.

652
00:33:48,106 --> 00:33:50,316
‫کارسون وود اصلاً
‫قلب نیتِن رو نمی‌خواسته.

653
00:33:50,341 --> 00:33:51,994
.‫حدس می‌زنم برگشته توی سامانه

654
00:33:52,019 --> 00:33:54,468
‫باید برمی‌گشت، ولی دزدیده شده.

655
00:33:54,493 --> 00:33:57,417
‫ آخه قلبو چجوری می‌دزدن؟
‫ ما هم می‌خوایم همینو می‌فهمیم.

656
00:33:57,442 --> 00:33:59,617
‫بیمارستان میگه همه چیز موقع
‫خارج کردن عضو عادی بوده.

657
00:33:59,642 --> 00:34:01,756
‫قلب رو از بدن نیتِن خارج کردن،
.برای انتقال بسته‌بندی شده

658
00:34:01,781 --> 00:34:03,416
‫ قرار بوده
قلب ‫رو ببرن یه بیمارستان دیگه.

659
00:34:03,441 --> 00:34:05,243
‫ولی همون لحظه دیگه کلاً
‫ردش گم می‌شه.

660
00:34:05,268 --> 00:34:07,807
یکی که از روال کار خبر داشته
،همین‌که می‌خواستن از ساختمون ببرنش بیرون

661
00:34:07,832 --> 00:34:08,950
.‫جلوی قلب رو می‌گیره

662
00:34:08,975 --> 00:34:11,120
‫تا الان که چیزی توی
‫دوربین‌های بیمارستان پیدا نکردیم،

663
00:34:11,145 --> 00:34:12,342
‫ولی همچنان داریم می‌گردیم.

664
00:34:12,367 --> 00:34:15,995
‫ بین درآوردن قلب ‫و پیوندش
به یه نفر دیگه چقدر وقت هست؟

665
00:34:16,020 --> 00:34:19,189
‫بیمارستان می‌گه نهایت 6 ساعت،
‫که 2 ساعتش پریده.

666
00:34:19,214 --> 00:34:21,134
‫پس همین‌قدر وقت داریم.

667
00:34:22,003 --> 00:34:25,298
‫یکی که برای این قاتل خیلی مهمه،
‫الان داره عمل پیوند قلب انجام می‌ده،

668
00:34:25,323 --> 00:34:27,534
‫معنیش اینه که
بهترین شانسِ ‫ما برای پیدا کردن قاتل،

669
00:34:27,559 --> 00:34:29,895
‫همون وقتیه که اون آدم
‫توی تخت بیمارستانه.

670
00:34:29,920 --> 00:34:32,618
‫بعد اینکه حال مریض خوب شد،
‫طرف ما می‌تونه فرار کنه.

671
00:34:32,643 --> 00:34:36,359
‫حالا، دیروز احساس کردم مسئول هماهنگی
.پیوند داره یه چیزایی رو پنهون می‌کنه

672
00:34:36,384 --> 00:34:38,591
برای یه صحبت دوستانه
.دوباره بیارینش اینجا

673
00:34:38,616 --> 00:34:41,873
‫حالا که فشار وود برداشته شده،
‫شاید بیشتر دهن باز کنه.

674
00:34:43,915 --> 00:34:45,875
‫کم‌کم حس می‌کنم باید ‫یه وکیل بگیرم.

675
00:34:45,900 --> 00:34:47,428
‫اوه، حتماً می‌تونی این کارو بکنی،

676
00:34:47,453 --> 00:34:49,786
‫چون می‌تونیم به جرم
‫اخلال در تحقیقات متهمت کنیم.

677
00:34:49,811 --> 00:34:52,289
‫شاید شغلت رو از دست بدی،
‫پس گرفتن وکیل کار عاقلانه‌ایه.

678
00:34:52,314 --> 00:34:55,583
‫ولی حقیقت اینه که،
‫ما قصد نداریم دنبال تو بیفتیم.

679
00:34:55,956 --> 00:34:58,972
‫ما باید قاتل نیتِن گولد رو پیدا کنیم،
‫همین حالا.

680
00:34:58,997 --> 00:35:02,347
‫اگه کمکمون کنی، تمایل داریم
‫نقشت تو این قضیه رو کلاً فراموش کنیم.

681
00:35:02,372 --> 00:35:03,749
‫نقش من تو این قضیه؟

682
00:35:04,682 --> 00:35:06,714
‫من چاره‌ای نداشتم.

683
00:35:07,101 --> 00:35:09,739
‫اگه برای آقای وود قلب پیدا نمی‌کردیم،

684
00:35:09,972 --> 00:35:12,505
‫میلیون‌ها دلار از بودجه رو قطع می‌کرد.

685
00:35:13,073 --> 00:35:16,406
‫این پولیه که ما باهاش
‫جون کلی آدم رو نجات می‌دیم.

686
00:35:16,431 --> 00:35:18,227
‫ما اینجا نیستیم که قضاوت کنیم.

687
00:35:22,186 --> 00:35:23,180
‫باشه.

688
00:35:23,205 --> 00:35:25,059
‫ما دلیل داریم
 که فکر کنیم یه زمانی

689
00:35:25,084 --> 00:35:27,545
‫نیتِن گولد ‫و قاتلش
.با هم همکاری می‌کردن

690
00:35:27,570 --> 00:35:30,824
‫فرض کنیم کارسون وود هیچ‌وقت
دخالت نمی‌کرد، ‫اونوقت قلب به کی می‌رسید؟

691
00:35:30,849 --> 00:35:35,145
‫نیتِن گولد یه "اهدای مستقیم"
‫تعیین کرده بود.

692
00:35:35,170 --> 00:35:37,909
‫اسمی از کسی که می‌خواست
 قلبش ‫به اون برسه رو برده بود.

693
00:35:37,934 --> 00:35:42,189
‫و وقتی آقای وود بهمون فشار آورد
‫که براش یه قلب پیدا کنیم،

694
00:35:43,171 --> 00:35:47,894
‫من و کمیته،
‫اهدای مستقیم آقای گولد رو باطل کردیم.

695
00:35:49,043 --> 00:35:53,089
‫ اسم کی تو اون اهدای مستقیم بود؟
‫ نمی‌دونم.

696
00:35:53,840 --> 00:35:56,509
‫هر چی مدرک تو سیستم بیمارستان بود
‫حذف کردم.

697
00:35:56,534 --> 00:36:00,580
‫اسم گیرنده‌ی اصلی رو پاک کردی،
‫و حتی یادت نیست کی بوده؟

698
00:36:00,605 --> 00:36:02,273
‫مسئله این نیست که یادم نیست.

699
00:36:03,376 --> 00:36:04,574
‫من اصلاً نگاهش هم نکردم.

700
00:36:05,321 --> 00:36:09,142
‫اون آدم کسیه که
 نمی‌خوام ‫اصلاً بهش فکر کنم.

701
00:36:11,397 --> 00:36:14,533
‫خب، پس اسم اون هنوز
‫تو لیست پیوند هست، درسته؟

702
00:36:16,361 --> 00:36:17,362
‫آره.

703
00:36:18,542 --> 00:36:20,728
‫این همون اطلاعاتیه که از
‫مسئول هماهنگی پیوند گرفتیم؟

704
00:36:20,753 --> 00:36:21,963
‫ پایگاه داده‌ی یونوس؟
‫ بله.

705
00:36:21,988 --> 00:36:24,768
‫این لیست همه‌ی کساییه که
 تو جنوب غربی ‫ایالات متحده منتظر قلبن.

706
00:36:24,793 --> 00:36:27,546
‫خوبه، چون اون قلب فقط
‫حدود 2 ساعت دیگه قابل استفاده‌س.

707
00:36:27,571 --> 00:36:28,947
‫چجوری می‌خوایم محدودش کنیم؟

708
00:36:41,317 --> 00:36:44,120
‫نچ، نچ، نه. اوکی.

709
00:36:45,257 --> 00:36:48,888
،‫این یکی، این یکی، و این یکی

710
00:36:48,913 --> 00:36:51,104
همه‌شون ‫دورن
.و قلب به‌موقع بهشون نمی‌رسه

711
00:36:51,917 --> 00:36:54,956
‫اینا هم گروه خونی‌شون اشتباهه.

712
00:36:55,871 --> 00:36:59,416
‫و از اونجایی که یه عامل کلیدی
 تو تطابق ‫قلب، اندازه‌ی بدن گیرنده‌س.

713
00:36:59,441 --> 00:37:02,444
‫تو حذف، تو حذف،
‫تو هم که رسماً حذف.

714
00:37:03,494 --> 00:37:04,692
‫ اینم از این.

715
00:37:05,259 --> 00:37:06,342
‫ عالی بود، مورگن.

716
00:37:06,367 --> 00:37:08,137
‫می‌تونیم با تک‌تک
‫این بیمارستان‌ها تماس بگیریم...

717
00:37:08,162 --> 00:37:09,331
‫نه، لازم نیست.

718
00:37:10,407 --> 00:37:12,826
‫باید سریع یه چیزی رو چک کنم،
‫ولی اگه درست بگم،

719
00:37:13,597 --> 00:37:15,197
‫می‌دونم قاتل رو کجا پیدا کنیم.

720
00:37:20,432 --> 00:37:24,912
‫رزمری کَفِری، 70 ساله در بیمارستان
‫ایتون جنرال، مرحله‌ی نهایی نارسایی قلبی.

721
00:37:24,937 --> 00:37:27,191
‫ اون کسیه که قلب رو می‌گیره.
‫ از کجا فهمیدی؟

722
00:37:27,216 --> 00:37:30,941
‫چون تنها کسی بود که ‫تو پرونده‌ش
.نوشته بود آلبوترول مصرف می‌کنه

723
00:37:32,236 --> 00:37:35,173
‫آره، امدادگرا گفتن مردم دارن
‫آلبوترول می‌دزدن چون کمبود دارو هست.

724
00:37:35,198 --> 00:37:37,033
‫شک ندارم که
‫کمبود دارو وجود داشته،

725
00:37:37,058 --> 00:37:41,479
‫اما مردم آلبوترول نمی‌دزدیدن، یکی از
‫امدادگراها برای مادرش می‌دزدیده.

726
00:37:41,504 --> 00:37:43,589
‫ همون بود که می‌خواستی چک کنی.
‫ دقیقاً.

727
00:37:43,614 --> 00:37:46,033
‫"کَفِری" فامیل شوهر دوم رزمری بوده.

728
00:37:46,058 --> 00:37:50,843
‫شوهر اولش "بیشاپ" بوده، دقیقاً مثل
‫یکی از امدادگرهامون، کریستوفر بیشاپ.

729
00:37:50,868 --> 00:37:52,370
‫اون پسر رزمریه.

730
00:37:53,558 --> 00:37:56,412
‫کریستوفر و نیتِن به خاطر
‫جراحات نیتِن همدیگه رو می‌شناختن.

731
00:37:56,437 --> 00:37:58,456
‫احتمالاً مشکلاتشون رو
‫با هم در میون گذاشته بودن.

732
00:37:58,481 --> 00:38:00,442
‫پس وقتی نیتِن تصمیم می‌گیره
،به زندگی‌ش خاتمه بده

733
00:38:00,467 --> 00:38:02,603
‫پیشنهاد می‌کنه قلبش رو
‫به مادر کریستوفر بده.

734
00:38:02,628 --> 00:38:04,213
‫ولی بعدش نیتِن نظرش عوض می‌شه.

735
00:38:04,238 --> 00:38:06,824
‫خب کریستوفر مجبور شده
‫خودش آستین بالا بزنه.

736
00:38:07,421 --> 00:38:09,417
‫اون میزای به‌هم‌ریخته رو
درست کرد تا مطمئن شه

737
00:38:09,442 --> 00:38:11,695
‫نیتِن دقیقاً جایی بشینه
...که اون می‌خواسته

738
00:38:13,698 --> 00:38:15,818
‫و بعد جسدش رو
‫کشیده تو کوچه پشتی.

739
00:38:23,559 --> 00:38:26,144
‫و یه آلارم تنظیم کرده
 تا مطمئن شه ‫یه نفر دقیقاً سر وقت

740
00:38:26,169 --> 00:38:27,629
‫نیتِن رو پیدا می‌کنه.

741
00:38:32,530 --> 00:38:34,020
‫این قضیه، مکان و زمان رو هم توضیح می‌ده.

742
00:38:34,045 --> 00:38:36,383
‫نزدیک به ایستگاه آتش‌نشانی کریستوفر،
‫که بتونه بیاد سر شیفتش

743
00:38:36,408 --> 00:38:38,414
‫قبل از این که تماس گرفته شه
،و یه بهونه جور کنه

744
00:38:38,439 --> 00:38:41,608
‫و مطمئن شه که خودش ‫همون امدادگریه
.که داره به اون تماس رسیدگی می‌کنه

745
00:38:41,633 --> 00:38:43,606
‫همه‌ی این کارا رو کرده
.تا مادرِ در حال مرگش رو نجات بده

746
00:38:44,617 --> 00:38:47,004
‫باشه، ‫به واحد گشت می‌گم
جلو کریستوفر رو بگیرن

747
00:38:47,029 --> 00:38:48,611
‫و به بیمارستان
.ایتون جنرال هم خبر می‌دم

748
00:38:49,979 --> 00:38:51,979
‫قراره نذاریم اون قلب رو بگیره، نه؟

749
00:39:06,008 --> 00:39:09,308
‫اصلاً خبر نداشتم. به خدا قسم.

750
00:39:09,604 --> 00:39:13,691
‫فقط بهم گفتن یه قلب
‫آماده شده و موجوده.

751
00:39:15,238 --> 00:39:17,532
‫اون می‌دونه شما خبر دارین؟

752
00:39:17,557 --> 00:39:21,274
‫قلب رو با مدارک آورد
‫و گفت واسه شماست، بعدم رفت.

753
00:39:21,299 --> 00:39:24,404
‫سند اهدای مستقیم آقای گولد
‫هم هنوز اینجا ثبت بود.

754
00:39:24,429 --> 00:39:26,739
‫ما به عنوان نزدیک‌ترین فرد،
‫به کریستوفر پیام دادیم

755
00:39:26,764 --> 00:39:29,142
‫و گفتیم که باید برگرده، اونم برگشت.

756
00:39:29,765 --> 00:39:31,141
‫الان بازداشتش کردیم.

757
00:39:32,255 --> 00:39:34,465
‫می‌ره زندان، مگه نه؟

758
00:39:35,139 --> 00:39:36,140
‫امم...

759
00:39:36,639 --> 00:39:38,527
‫بهم اجازه می‌دین ببینمش؟

760
00:39:40,322 --> 00:39:41,406
‫خواهش می‌کنم.

761
00:39:47,751 --> 00:39:49,294
‫به مأمورهام می‌گم بیارنش تو.

762
00:39:49,319 --> 00:39:50,445
‫ممنونم.

763
00:39:51,305 --> 00:39:54,266
‫البته، دوباره توی لیست
‫انتظار قلب قرار می‌گیرید.

764
00:39:55,347 --> 00:39:56,473
‫واقعاً...

765
00:39:57,003 --> 00:39:59,214
‫دیگه قلب برام مهم نیست.

766
00:40:06,762 --> 00:40:08,389
‫اوه، خدای من.

767
00:40:10,672 --> 00:40:11,926
‫پسر شیرینم.

768
00:40:13,934 --> 00:40:15,089
‫سلام مامان.

769
00:40:15,539 --> 00:40:17,985
‫سلام عزیزم. هی، بیا اینجا.

770
00:40:18,823 --> 00:40:19,990
‫ببخشید.

771
00:40:21,397 --> 00:40:23,617
‫خیلی متأسفم. خیلی متأسفم.

772
00:40:23,868 --> 00:40:26,188
‫ خیلی دوسِت دارم.
‫ منم دوسِت دارم.

773
00:40:26,972 --> 00:40:29,099
‫سعی کردم. تلاش کردم.

774
00:40:44,229 --> 00:40:47,877
‫کارِ بازپرس‌های پلیس باهاش تموم شد.
‫فکر کنم پدرت می‌خواسته اینو بده به تو.

775
00:40:53,366 --> 00:40:55,756
‫راستش، قبلاً یکی دقیقاً
.مثل همینو بهم داده بود

776
00:40:57,324 --> 00:40:59,284
‫فکر کنم می‌خواسته
.اینو بده به اون خانم

777
00:41:03,829 --> 00:41:05,024
‫یه سؤال بپرسم؟

778
00:41:06,460 --> 00:41:09,338
‫پدرت تمام عمرت غایب بوده،
‫ولی تو دوباره راهش دادی تو زندگیت.

779
00:41:10,338 --> 00:41:11,373
‫چطور این کارو کردی؟

780
00:41:14,656 --> 00:41:16,575
‫فکر کنم مادرم اینجوری بارم آورده.

781
00:41:19,912 --> 00:41:20,913
‫مواظب خودت باش.

782
00:41:32,856 --> 00:41:36,568
‫آنجلا لی، 17 ساله، نقص مادرزادی.

783
00:41:36,593 --> 00:41:39,198
‫وضعیتش بدتر و بدتر شده.
‫دکترا دیگه نتونستن بهترش کنن.

784
00:41:42,779 --> 00:41:44,072
‫اون قلب رو گرفته.

785
00:41:49,764 --> 00:41:50,765
‫ممنونم.

786
00:41:52,209 --> 00:41:53,509
‫فردا می‌بینمت، گیلوری.

787
00:42:09,942 --> 00:42:29,942
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

