﻿1
00:00:04,560 --> 00:00:06,564
<font color="#ff42cc">سال 1955
باکت لین</font>

2
00:00:12,547 --> 00:00:16,049
...بانی
.می‌خوام اینو ضبط کنم

3
00:00:16,818 --> 00:00:18,853
.یه چیز مهمی هست که باید بگم

4
00:00:21,088 --> 00:00:23,689
.باشه بابا، دارم ضبط می‌کنم

5
00:00:23,714 --> 00:00:26,995
.یه رازی هست که ده ساله نگهش داشتم

6
00:00:27,439 --> 00:00:29,954
.و باید اینو از دلم بریزم بیرون

7
00:00:29,979 --> 00:00:31,064
.بابا

8
00:00:31,533 --> 00:00:33,150
.بذار اینو بگم پسرم

9
00:00:34,002 --> 00:00:36,169
.وقتشه که حقیقت رو بگم

10
00:00:37,304 --> 00:00:38,486
.روز شکرگزاری

11
00:00:39,139 --> 00:00:40,307
.ده سال پیش

12
00:00:41,408 --> 00:00:42,680
.من بودم

13
00:00:44,478 --> 00:00:45,880
.من بری رو کشتم

14
00:00:45,914 --> 00:00:47,782
.بابابزرگ. نه

15
00:00:47,815 --> 00:00:49,817
،وقتی همه‌تون خواب بودین

16
00:00:49,851 --> 00:00:53,521
،بالای پله‌های زیرزمین منتظر بری موندم

17
00:00:53,555 --> 00:00:56,423
.و هلش دادم تا بمیره

18
00:00:56,881 --> 00:01:00,552
،بعدم جسدش رو بردم توی سونا

19
00:01:00,577 --> 00:01:04,541
به امید اینکه
.همه فکر کنن یه تصادف بوده

20
00:01:04,566 --> 00:01:05,617
.نه عزیزم، درست نیست

21
00:01:05,642 --> 00:01:08,928
.نه، راسته
.دیگه وقتشه اعتراف کنم

22
00:01:10,299 --> 00:01:21,299
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

23
00:01:25,753 --> 00:01:27,774
مورگن گیلوری، پلیس لس‌آنجلس

24
00:01:29,189 --> 00:01:31,358
.تکون نخور
.مورگن گیِلوری، از جرایم بزرگ

25
00:01:32,125 --> 00:01:33,628
.جواب داد، خشکت زد

26
00:01:34,361 --> 00:01:36,760
اونو بده من. اینو از کجا آوردی؟

27
00:01:36,785 --> 00:01:38,365
.از فروشگاه ارزونی خریدم

28
00:01:38,398 --> 00:01:40,602
ظاهرا هر کی یه کم
.تو صف وایسه می‌تونه پلیس بشه

29
00:01:40,635 --> 00:01:41,869
.کلویی نتونست جلوی خودشو بگیره

30
00:01:41,903 --> 00:01:43,337
.باید یه قانونی علیه این چیزا بذارن

31
00:01:43,370 --> 00:01:45,439
.دقیقا، داشتم همینو می‌گفتم
.افتضاحه

32
00:01:46,874 --> 00:01:49,911
چرا جان با ملون این پایینه؟
.هیچوقت این طبقه نمیاد

33
00:01:49,944 --> 00:01:51,244
.نمی‌دونم

34
00:01:51,278 --> 00:01:52,747
.صبح‌بخیر سلنا

35
00:01:52,780 --> 00:01:55,516
.ملون، کارآگاه جان
چیکار می‌تونم براتون بکنم؟

36
00:01:55,550 --> 00:01:56,918
.بیا جشن بگیریم

37
00:01:56,951 --> 00:01:58,686
.یه پرونده‌ی قدیمی رو امروز صبح بستیم

38
00:01:58,720 --> 00:02:00,120
کدوم پرونده؟
...یه اعتراف گرفتیم

39
00:02:00,153 --> 00:02:01,254
"قتل "باکت لین

40
00:02:02,525 --> 00:02:03,960
کی اعتراف کرد؟

41
00:02:03,985 --> 00:02:05,635
.همونی که من و رئیس فکر می‌کردیم قاتله

42
00:02:05,660 --> 00:02:08,362
.پیرمرد در حال مرگ همه چی رو گفت

43
00:02:08,395 --> 00:02:09,973
.برامون شامپاین آورده

44
00:02:09,998 --> 00:02:11,841
.شاید قراره ستوان ترفیع بگیره

45
00:02:11,866 --> 00:02:14,267
.نه بابا
.ملون واسه همچین چیزایی نمیاد

46
00:02:14,301 --> 00:02:15,570
.ولی این یه بُرد بزرگه

47
00:02:15,603 --> 00:02:17,404
خیلیا هیچ‌وقت نمی‌تونن
.پرونده‌ی اصلیشونو حل کنن

48
00:02:17,437 --> 00:02:20,578
حق با اونه
.از شامپاین‌تون لذت ببرین

49
00:02:32,317 --> 00:02:33,890
کی ویسکی خوب داره؟

50
00:02:34,323 --> 00:02:36,093
.مورگن گیلوری، گشت مشروبات الکلی

51
00:02:36,118 --> 00:02:38,668
چجوری گیرش آوردی؟
.تو بسته‌های دوتایی می‌فروشن

52
00:02:38,693 --> 00:02:40,061
ستوان، ماجرا چی بود؟

53
00:02:40,094 --> 00:02:41,453
"قتل "باکت لین

54
00:02:41,478 --> 00:02:43,747
.جورج دانوان دم مرگش اعتراف کرده

55
00:02:43,772 --> 00:02:44,781
واو

56
00:02:44,805 --> 00:02:46,114
ده سال بعد؟

57
00:02:46,139 --> 00:02:47,835
"قتل "باکت لین

58
00:02:47,869 --> 00:02:49,971
آشنا به نظر میاد
.ولی جزئیاتش یادم نمیاد

59
00:02:50,004 --> 00:02:52,140
مورگن گیلوری جزئیات رو یادش نمیاد؟

60
00:02:52,172 --> 00:02:54,840
.ماه‌ها تو اخبار بود
سال 2014 توی غار زندگی می‌کردی؟

61
00:02:55,947 --> 00:02:57,534
.ببخشید، ببخشید

62
00:02:58,345 --> 00:02:59,847
.اوه، اوه

63
00:03:00,099 --> 00:03:02,150
حاضر بودم یه غار پیدا می‌کردم
.و توش قایم می‌شدم

64
00:03:02,525 --> 00:03:05,506
قتل توی یه عمارت بود؟
یا یه چیزی مربوط به سونا؟

65
00:03:05,531 --> 00:03:07,456
.من و ملون کارآگاه‌های تازه‌کار بودیم

66
00:03:07,481 --> 00:03:08,723
.اون به جورج مشکوک بود

67
00:03:08,756 --> 00:03:11,491
من چندتا تردید داشتم
.جورج تو دادگاه تبرئه شد

68
00:03:11,526 --> 00:03:12,969
ولی حالا اعتراف می‌کنه؟

69
00:03:12,994 --> 00:03:14,603
.الان باید اصل ماجرا رو بدونم

70
00:03:16,030 --> 00:03:17,165
.دنبالم بیاین

71
00:03:17,197 --> 00:03:19,834
،روز بعد از شکرگزاری سال 2014

72
00:03:19,867 --> 00:03:22,036
،شوهر هدر دانوان، بری جانسون

73
00:03:22,678 --> 00:03:24,547
.تو خونه‌ی خودشون به قتل رسید

74
00:03:24,572 --> 00:03:26,941
،خدمتکار جسدش رو تو سونا پیدا کرد

75
00:03:26,974 --> 00:03:29,375
.مثل کباب تگزاسی، آروم پخته شده بود

76
00:03:30,922 --> 00:03:34,378
خانواده فکر می‌کردن که بری نیمه‌شبی ،که در
.حال عرق ریختن توی سونا بوده،خوابش برده

77
00:03:34,403 --> 00:03:37,960
ولی کالبدشکافی نشون داد
.که علت مرگ شکستگی گردن بوده

78
00:03:37,985 --> 00:03:39,678
.و قبل از اینکه بره سونا مُرده بوده

79
00:03:39,703 --> 00:03:42,099
آره، نظریه این بود که قاتل
،بری رو از پله‌ها پرت کرده پایین

80
00:03:42,124 --> 00:03:43,460
گردنش رو شکسته

81
00:03:43,485 --> 00:03:44,985
بعد انداختش تو سونا
.تا جنایت رو پنهون کنه

82
00:03:45,010 --> 00:03:47,447
امیدوار بوده که همه فکر کنن
،یه مرد مست توی سونا از حال رفته

83
00:03:47,472 --> 00:03:48,805
.و دچار کم‌آبی شده

84
00:03:48,830 --> 00:03:50,164
لنور، همسر جورج، گفت

85
00:03:50,198 --> 00:03:51,986
دیده که بری چند دقیقه بعد از نیمه‌شب

86
00:03:52,011 --> 00:03:54,001
.با حوله‌اش به طرف زیرزمین می‌رفته

87
00:03:54,035 --> 00:03:55,536
این آخرین باری بوده که
.کسی بری رو زنده دیده

88
00:03:55,570 --> 00:03:58,606
همه توی تخت خواب بودن
،و گفتن هیچ صدایی نشنیدن

89
00:03:58,639 --> 00:04:01,431
ولی یه قطره خون بری
روی یکی از پیراهن‌های جورج

90
00:04:01,456 --> 00:04:03,539
که توی سبد لباس‌های چرک
.قایم شده بود، پیدا شد

91
00:04:03,564 --> 00:04:06,089
این باعث شد که
.پاش به دادگاه کشیده بشه

92
00:04:06,114 --> 00:04:08,783
فکر می‌کردم پرونده‌ی ضعیفیه
،ولی دادستان پیگیرش شد

93
00:04:08,808 --> 00:04:10,710
در نهایت
،به‌خاطر فروشنده کوکائین

94
00:04:10,752 --> 00:04:12,376
.شواهد کافی برای محکوم کردنش نبود

95
00:04:12,760 --> 00:04:14,353
فروشنده‌ی کوکائین هم بوده؟

96
00:04:14,378 --> 00:04:15,690
.بیلی راس

97
00:04:15,723 --> 00:04:19,026
الان مُرده. به‌خاطر رد کردن
چراغ قرمز با ماشین 442 طلایی‌ش

98
00:04:19,060 --> 00:04:21,495
کمی بعد از نیمه‌شب
پنج تا خونه دورتر از محل قتل

99
00:04:21,529 --> 00:04:22,997
.متوقفش کردن

100
00:04:23,030 --> 00:04:24,632
.و بری تو خونش کوکائین داشت

101
00:04:24,665 --> 00:04:27,535
وکیل مدافع یه نظریه دور از ذهن رو مطرح کرد

102
00:04:27,568 --> 00:04:29,070
،که بیلی راس به زور وارد خونه شده

103
00:04:29,103 --> 00:04:31,261
بری رو بعد از
.بهم خوردن معامله مواد، کشته

104
00:04:31,286 --> 00:04:32,921
و هیچوقت مدرکی پیدا نکردیم

105
00:04:32,946 --> 00:04:35,070
.که نشون بده بیلی راس اصلا اونجا بوده

106
00:04:35,095 --> 00:04:38,116
جورج آزاد شد، ولی ملون همیشه
.باور داشت که اون قاتل بوده

107
00:04:38,570 --> 00:04:39,774
چرا باور نکردی؟

108
00:04:41,360 --> 00:04:43,289
.حس درونی
یه جورایی جور در نمی‌اومد

109
00:04:43,314 --> 00:04:45,075
.جورج آدم محبوبی بود

110
00:04:45,100 --> 00:04:47,346
.هیچوقت سابقه خشونت نداشت

111
00:04:47,371 --> 00:04:48,789
.یه آدم خیر بود

112
00:04:48,814 --> 00:04:50,931
.تو اتاق بازرگانی آدم مهمی بود

113
00:04:50,956 --> 00:04:53,867
اون پیشقدم طرح خونه‌های ارزون قیمت بود

114
00:04:53,892 --> 00:04:55,571
.پس آدمی نبود که به قاتل بخوره

115
00:04:55,596 --> 00:04:56,712
.یه بخشش همین بود

116
00:04:56,737 --> 00:04:59,415
منم باور نکردم که
یه مرد 70 ساله که لگن مصنوعی داره

117
00:04:59,440 --> 00:05:01,212
.بتونه بری رو تا سونا حمل کنه

118
00:05:01,237 --> 00:05:02,797
.خب، بری هیکل ریزی داشته

119
00:05:02,822 --> 00:05:04,030
.هنوزم

120
00:05:04,369 --> 00:05:05,854
خب الان حس درونی‌ت چی میگه؟

121
00:05:09,462 --> 00:05:12,379
عواقب این جنایت
.برای خونواده‌ی دانوان خیلی سخت بوده

122
00:05:12,404 --> 00:05:15,630
قبلا خانواده‌ای بودن که تو بِورلی هیلز
بیشترین احترام رو داشتن

123
00:05:15,655 --> 00:05:17,226
برای ارتباطاتی که با سیاست داشتن

124
00:05:17,251 --> 00:05:19,506
و یه خیریه برای قربانیان
.خشونت خانگی به اسم خودشون

125
00:05:19,531 --> 00:05:21,080
و یهو یه شبه

126
00:05:21,105 --> 00:05:24,274
نصف آمریکا باور کردن که
.یکی از اون‌ها باید قاتل باشه

127
00:05:24,802 --> 00:05:27,070
حالا جورج به جرمش اعتراف کرده؟

128
00:05:27,095 --> 00:05:29,030
فکر می‌کنم این کار رو کرده
.تا خانواده‌ش رو تبرئه کنه

129
00:05:29,055 --> 00:05:31,224
می‌خواسته اونا بتونن
.یه زندگی‌ عادی داشته باشن

130
00:05:31,249 --> 00:05:32,975
فکر می‌کنی کی این کارو کرده؟

131
00:05:35,380 --> 00:05:36,596
.نمی‌دونم

132
00:05:38,187 --> 00:05:40,723
ممنون که تو این سفر به
.خاطرات گذشته با من همراه بودین

133
00:05:43,052 --> 00:05:44,044
.آره

134
00:05:46,399 --> 00:05:48,439
مطمئنی نمی‌خوای
اون ویسکی رو پیدا کنم؟

135
00:05:48,464 --> 00:05:51,671
نه. ولی یه کاری هست
.که می‌تونی برام انجام بدی

136
00:05:53,183 --> 00:05:56,069
هر پلیسی یه پرونده داره که
نمی‌تونه از سرش بیرون کنه

137
00:05:56,393 --> 00:05:57,711
.و اینم پرونده منه

138
00:05:58,692 --> 00:06:01,193
نمی‌تونم بپذیرم که ده سال پیش
.احساساتم رو نادیده گرفتم

139
00:06:01,218 --> 00:06:02,455
چرا این کارو نکردی؟

140
00:06:02,480 --> 00:06:04,957
گذاشتم ملون منو از پیگیری
.بیشتر حدسم منصرف کنه

141
00:06:04,982 --> 00:06:07,377
،حس می‌کردم باید طبق قوانین رفتار کنم

142
00:06:07,402 --> 00:06:09,892
.یکی از خودشون باشم به‌خاطر آینده شغلی‌ام

143
00:06:12,004 --> 00:06:14,092
خجالت می‌کشم که
.گذاشتم این اتفاق بیفته

144
00:06:20,872 --> 00:06:23,278
میشه یه نگاهی بندازی
ببینیم چه چیزی رو جا انداختیم؟

145
00:06:26,672 --> 00:06:27,796
.چشم، رئیس

146
00:07:17,831 --> 00:07:19,932
چطور می‌تونن کاشی
پشت سینک رو اینقدر تمیز نگه دارن؟

147
00:07:34,156 --> 00:07:35,859
.اوه. اوه. نه، نه. نه

148
00:08:04,332 --> 00:08:05,393
.آره

149
00:08:09,284 --> 00:08:10,485
،ستوان

150
00:08:11,529 --> 00:08:12,597
.حق با شما بود

151
00:08:14,818 --> 00:08:18,789
.جورج دانوان دامادشو از پله‌ها هل نداده

152
00:08:19,069 --> 00:08:21,360
.در واقع، هیچ‌کس این کار رو نکرده

153
00:08:29,387 --> 00:08:33,058
اول از همه، بری روی
.پله‌های زیرزمین کشته نشده

154
00:08:33,083 --> 00:08:36,253
بری توی حموم
.مشترک طبقه بالا کشته شده

155
00:08:36,278 --> 00:08:40,432
پس چی شده؟ قاتل جسد بری رو
این همه راه تا سونا به پایین منتقل کرده؟

156
00:08:40,457 --> 00:08:41,758
.دقیقا نه

157
00:08:41,783 --> 00:08:43,969
بذارید شما رو به خونه‌ی دانوان

158
00:08:43,994 --> 00:08:45,368
.و شب قتل برگردونم

159
00:08:46,146 --> 00:08:48,916
ما قاتل رو می‌بینیم که
.از راهرو طبقه بالا میاد

160
00:08:48,941 --> 00:08:50,739
،اون مرد یا زن از کنار حموم رد می‌شه

161
00:08:50,764 --> 00:08:52,758
و صدای دوش گرفتن بری رو
.از داخل می‌شنوه

162
00:08:52,783 --> 00:08:54,268
.دوش گرفتن تو پرونده نبود

163
00:08:54,293 --> 00:08:55,437
...شما

164
00:08:55,461 --> 00:08:57,704
می‌خواین همش حرفمو قطع کنین؟
.تازه شروع کردم

165
00:08:57,729 --> 00:08:58,694
.ببخشید

166
00:08:58,719 --> 00:09:01,488
قاتل، بری رو تو حموم
،تو حالت آسیب‌پذیر پیدا می‌کنه

167
00:09:01,513 --> 00:09:03,633
.اون مرد یا زن اطراف رو نگاه می‌کنه

168
00:09:06,346 --> 00:09:08,652
،و یه سشوار می‌بینه و فکر می‌کنه

169
00:09:08,677 --> 00:09:11,727
می‌دونی چی می‌تونه توی کالبدشکافی"
به جای حمله قلبی جا زده بشه"؟

170
00:09:12,740 --> 00:09:13,907
.یه برق‌گرفتگی

171
00:09:17,148 --> 00:09:18,500
.خب، برای بری دیگه تمومه

172
00:09:18,525 --> 00:09:21,435
...ولی
.حالا پریز برق داره آتیش می‌گیره

173
00:09:24,026 --> 00:09:26,306
قاتل وحشت می‌کنه
...چون خب... آتیش و این چیزا

174
00:09:29,365 --> 00:09:32,028
ولی بیشتر به این دلیل که حالا
،شواهد یه قتل باقی مونده

175
00:09:32,053 --> 00:09:34,866
،پس، کاغذ روکش‌دار صورتی رنگ سوخته

176
00:09:34,891 --> 00:09:37,860
و این خوب نیست، ولی مشکلیه که
...بعدا باید حلش کنه چون

177
00:09:38,423 --> 00:09:40,091
.اول از همه باید جسد رو جابه‌جا کنه

178
00:09:40,116 --> 00:09:42,386
حالا یادتون باشه
،طرف حدود 75 کیلو وزن داشته

179
00:09:42,411 --> 00:09:43,478
...پس

180
00:09:44,727 --> 00:09:46,426
از کانال لباسشویی میره پایین

181
00:09:46,451 --> 00:09:47,920
کانال لباسشویی؟

182
00:09:47,945 --> 00:09:48,945
.اوهوم

183
00:09:49,332 --> 00:09:50,700
اینطوری به زیرزمین رسیده؟

184
00:09:51,053 --> 00:09:52,151
.بله، دقیقا

185
00:09:53,945 --> 00:09:55,587
،اینجوری بوده که گردنش شکسته

186
00:09:55,612 --> 00:09:58,765
و همونطوری هم
.خون بری روی پیراهن جورج افتاده

187
00:09:59,729 --> 00:10:00,823
بعدش چی؟

188
00:10:00,848 --> 00:10:04,218
،بعدش قاتل جسد بری رو تا سونا می‌بره

189
00:10:07,652 --> 00:10:09,363
،با دقت بدنش رو تکیه می‌ده

190
00:10:09,388 --> 00:10:11,812
،یه بطر شراب خالی کنار جسدش می‌ذاره

191
00:10:14,359 --> 00:10:15,811
و اونو به بهترین شکل می‌پزه

192
00:10:15,836 --> 00:10:19,907
و اینطوری بوده که
.بری جانسون به دیدار معبودش شتافته

193
00:10:22,837 --> 00:10:24,806
فهمیدم
.هنوز دارین هضمش می‌کنین

194
00:10:24,831 --> 00:10:26,198
اشکالی نداره
.همه‌چی هیجان‌انگیزه

195
00:10:26,223 --> 00:10:28,044
.بذار بعضی از مدارک رو نشونتون بدم

196
00:10:28,069 --> 00:10:31,334
هر اینچ از این خونه عکاسی شده

197
00:10:31,359 --> 00:10:33,968
یادتونه اون کاغذ دیواری سوخته رو که می‌گفتم؟

198
00:10:34,288 --> 00:10:35,390
.همونجاست

199
00:10:36,641 --> 00:10:38,342
.آره، ولی نسوخته که

200
00:10:38,367 --> 00:10:39,443
.ولی ساده‌ست

201
00:10:39,468 --> 00:10:41,850
همه‌ی پریزهای دیگه
.با کاغذ دیواری پوشونده شدن

202
00:10:41,875 --> 00:10:43,333
.اونجا، اونجا و اونجا

203
00:10:43,358 --> 00:10:46,477
یعنی قاتل صفحه کاغذ دیواری رو با یه

204
00:10:46,502 --> 00:10:48,582
صفحه‌ی ساده عوض کرده
.تا رد سوختگی‌ رو مخفی کنه

205
00:10:48,607 --> 00:10:50,733
بهتون قول می‌دم
.زیر اون صفحه دیواری یه سوختگیه

206
00:10:50,758 --> 00:10:53,050
.یه مشکل هست
آه، فقط یکی؟

207
00:10:53,396 --> 00:10:56,199
دیگه کسی
.با سشوار دچار برق‌گرفتگی نمی‌شه

208
00:10:56,224 --> 00:10:58,428
.حالا ویژگی‌های ایمنی دارن
.درسته

209
00:10:58,453 --> 00:11:01,611
در سال 1990
کمیسیون ایمنی محصولات مصرفی

210
00:11:01,636 --> 00:11:04,272
،الزامات ساخت سشوارها رو اعلام کرده

211
00:11:04,297 --> 00:11:06,376
که شامل تدابیر ایمنی
.در برابر برق‌گرفتگی می‌شه

212
00:11:06,401 --> 00:11:07,799
.ولی این سشوار رو ببین

213
00:11:08,859 --> 00:11:13,047
این مدل سشوار
.ایر زان 1200 از دهه 80 میلادیه

214
00:11:13,072 --> 00:11:16,898
باشه، ولی لنور دیده که بری
.تو نیمه‌شب میره سمت زیرزمین

215
00:11:16,923 --> 00:11:18,634
.از پله‌ها، نه با کانال لباس‌شویی

216
00:11:18,659 --> 00:11:20,745
لنور هم اعتراف کرده
 که کلی شراب خورده بوده

217
00:11:20,770 --> 00:11:22,772
پس شاید چیزی که
فکر می‌کرده دیده رو ندیده

218
00:11:22,797 --> 00:11:24,788
.یا شاید داره از قاتل واقعی حمایت می‌کنه

219
00:11:28,043 --> 00:11:31,539
ده سال پیش، پاچکو اصرار داشت
که فقط باید بهونه خانواده رو

220
00:11:31,564 --> 00:11:33,063
.بعد از نیمه‌شب بررسی کنیم

221
00:11:33,087 --> 00:11:35,212
.زمانی که فکر می‌کردیم بری کشته شده

222
00:11:35,237 --> 00:11:37,214
،ولی اگه قبل از نیمه‌شب کشته شده باشه

223
00:11:37,239 --> 00:11:38,541
،قبل از اینکه کسی بره بخوابه

224
00:11:38,566 --> 00:11:40,810
.هرکدوم از اعضای خانواده می‌تونن قاتل باشن

225
00:11:40,835 --> 00:11:41,857
.آره

226
00:11:46,550 --> 00:11:47,894
.باید باهاشون صحبت کنیم

227
00:11:49,636 --> 00:11:51,992
دفنی، آز، تا برمی‌گردیم
.مواظب همه چی باشین

228
00:11:52,017 --> 00:11:53,126
...سلنا

229
00:11:54,093 --> 00:11:57,223
اگه کاپیتان بفهمه که داری یه پرونده
،بسته رو پشت سرش باز می‌کنی

230
00:11:57,248 --> 00:11:59,500
همین کار باعث شد
.جان تبعید بشه به بخش ترافیک

231
00:12:00,245 --> 00:12:01,848
.بذار من نگرانش باشم

232
00:12:09,043 --> 00:12:10,490
.من با لنور دانوان صحبت کردم

233
00:12:10,515 --> 00:12:12,250
بهش توضیح دادم که
یه سری نکات ناقص داریم

234
00:12:12,275 --> 00:12:14,076
که قبل از اینکه بتونیم
پرونده رو رسما ببندیم، باید حلش کنیم

235
00:12:14,101 --> 00:12:16,403
اون گفت که خدمتکارشون
اجازه می‌ده که بریم داخل

236
00:12:16,428 --> 00:12:18,610
تا وقتی خانواده رفتن بیرون
.تا خاکستر جورج رو پخش ‌کنن

237
00:12:18,635 --> 00:12:19,530
خوبه

238
00:12:19,555 --> 00:12:21,689
.اول باید ایدا پرپ رو پیدا کنیم

239
00:12:22,839 --> 00:12:24,120
ایدا پرپ کیه؟

240
00:12:31,110 --> 00:12:32,147
.آره

241
00:12:32,845 --> 00:12:36,962
سلام. می‌خواستم با کارآگاه‌هاتون
.در مورد قتل باکت لین صحبت کنم

242
00:12:37,299 --> 00:12:40,536
اسم من ندا دانوانه
و یه داستان دارم که می‌خوام بگم

243
00:13:05,578 --> 00:13:06,923
.اوه. سلام

244
00:13:07,756 --> 00:13:10,325
من ستوان سوتو هستم
.ایشون هم کارآگاه کارادک

245
00:13:10,350 --> 00:13:12,251
سلام. من مورگنم
.من مشاورم

246
00:13:12,276 --> 00:13:13,300
.این هم آیدا پِرپ‌ه

247
00:13:13,325 --> 00:13:15,367
داره فیلم بازی می‌کنه
.که مجبور بشه بغلش کنه

248
00:13:15,600 --> 00:13:17,124
.فکر می‌کنم منتظرمون بودین

249
00:13:17,149 --> 00:13:18,885
.آره
می‌تونیم حموم رو ببینیم لطفا؟

250
00:13:18,910 --> 00:13:20,646
همونی که طبقه بالا
کانال لباسشویی داره؟

251
00:13:20,671 --> 00:13:21,671
.اوه

252
00:13:22,363 --> 00:13:23,823
.ممنون
.اهوم

253
00:13:26,593 --> 00:13:28,967
اگه نظریه‌ات درست باشه
...باید پیداش کنیم

254
00:13:30,409 --> 00:13:31,778
اثر سوختگی؟

255
00:13:32,568 --> 00:13:34,102
،پس قاتل حتما صفحه رو عوض کرده

256
00:13:34,127 --> 00:13:35,687
.تا آتیش‌سوزی برق رو پنهون کنه

257
00:13:35,712 --> 00:13:37,089
پس اون صفحه از کجا اومده؟

258
00:13:37,114 --> 00:13:40,064
خب، اگه بخوام حدس بزنم
.می‌گم از اتاقی که بری توش بوده

259
00:13:42,575 --> 00:13:45,942
دنبال یه صفحه سوخته با همون
.کاغذ دیواری که تو حموم بود بگردین

260
00:14:00,193 --> 00:14:01,227
.هوم

261
00:14:03,758 --> 00:14:06,491
نگاه کن
.کل خونه دوربین‌ امنیتی داره

262
00:14:06,516 --> 00:14:08,516
چرا فیلم‌ها تو پرونده نیومده؟

263
00:14:08,541 --> 00:14:10,577
.بله، خانواده گفتن فیلم‌ها پاک شدن

264
00:14:10,602 --> 00:14:11,809
یه کمکی می‌کنی؟

265
00:14:17,159 --> 00:14:18,537
.آره، خوبه

266
00:14:19,379 --> 00:14:20,682
.این صفحه ماست

267
00:14:21,322 --> 00:14:22,413
.بله

268
00:14:23,484 --> 00:14:24,996
.کارت عالی بود، مورگن

269
00:14:25,021 --> 00:14:27,072
.بیا آیدا، وقت نمایشه

270
00:14:28,163 --> 00:14:29,209
.آماده‌ایم

271
00:14:29,979 --> 00:14:31,213
.اوه، سلام

272
00:14:31,238 --> 00:14:33,059
مامان رو سربلند کن، باشه؟

273
00:14:45,163 --> 00:14:46,531
.این گردن رو می‌شکونه

274
00:14:46,869 --> 00:14:48,116
.اون درست گفت

275
00:14:48,572 --> 00:14:51,307
بری تو حموم کشته شده
.و انداختنش تو کانال لباس

276
00:14:52,575 --> 00:14:53,778
آیدا حالش خوبه؟

277
00:15:02,086 --> 00:15:05,422
بچه‌ها، اینجا یه ساختمون عمومیه
.اجازه فیلمبرداری داریم

278
00:15:05,447 --> 00:15:08,311
.دارین جلوی کار خبر‌نگاری رو می‌گیرین

279
00:15:08,336 --> 00:15:10,917
.ما جلوی یه نمایش هیجان‌انگیزِ قتل رو گرفتیم

280
00:15:10,942 --> 00:15:12,276
.بذار همونطور که هست بگیم

281
00:15:12,301 --> 00:15:13,861
ببین، هر چقدرمی‌خواین فیلم بگیرین

282
00:15:13,886 --> 00:15:15,347
.ولی جلوی دوربین حرف نمی‌زنیم

283
00:15:15,906 --> 00:15:18,668
.ما یه تولید قانونی‌ایم، بچه‌ها

284
00:15:23,279 --> 00:15:24,407
<font color="#ff0000">"سونا در انتهای پله‌ها"</font>

285
00:15:25,650 --> 00:15:28,659
دیدی؟
،کن برنز هم اگه اینجا بیاد

286
00:15:28,684 --> 00:15:30,252
،همه جایزه‌هاش رو بذاره رو میز

287
00:15:30,277 --> 00:15:31,774
.بازم جلوی دوربین حرف نمی‌زنیم

288
00:15:31,799 --> 00:15:33,567
.من کِن برنز رو نمی‌شناسم

289
00:15:33,868 --> 00:15:34,868
...ولی

290
00:15:35,218 --> 00:15:36,446
،ولی اگه بهت بگم

291
00:15:36,769 --> 00:15:40,104
که می‌دونم
اعتراف جورج یه حقه‌ست، چی؟

292
00:15:42,442 --> 00:15:43,833
.با سوتو صحبت می‌کنم

293
00:15:53,995 --> 00:15:56,498
خب چرا موافقت کردی که مستند بسازی؟

294
00:15:56,523 --> 00:15:58,424
،شانزده سال تو اون خانواده بودم

295
00:15:58,449 --> 00:16:00,051
،و هیچی ندارم که نشون بدم

296
00:16:00,076 --> 00:16:01,946
.به جز یه آبروی از بین رفته

297
00:16:02,750 --> 00:16:04,715
قرارداد پیش از ازدواج
.خانواده‌ی داناوان یه جنایته

298
00:16:04,740 --> 00:16:07,141
سعی کردم حقشون رو ادا کنم
.ولی دیگه کافیه

299
00:16:07,692 --> 00:16:08,893
.این داستان منم هست

300
00:16:08,918 --> 00:16:10,753
حق دارم تعریفش کنم و
.هر طور که می‌خوام بفروشمش

301
00:16:10,778 --> 00:16:12,703
.نمی‌ذارم اون‌ها لحظات منو بگیرن

302
00:16:13,965 --> 00:16:16,901
ستوان می‌گه از قبل می‌دونستیم
.که اعتراف جورج یه حقه‌ست

303
00:16:17,726 --> 00:16:19,461
خب، نظرت چیه بهمون بگی

304
00:16:19,486 --> 00:16:22,803
چرا فکر می‌کنی اعتراف جورج دروغیه
فقط از ته دلت؟

305
00:16:22,828 --> 00:16:26,067
اگه به پلیس ثابت کنی که پرونده اونقدرها هم
،که خونواده دوست دارن بسته نیست

306
00:16:26,092 --> 00:16:28,098
.بازم دودش تو چشم خانواده‌ی داناوان می‌ره

307
00:16:28,123 --> 00:16:30,693
می‌تونی کمکمون کنی
.تا قاتل واقعی بری رو پیدا کنیم

308
00:16:33,297 --> 00:16:34,336
...باشه

309
00:16:34,660 --> 00:16:35,940
،جورج بهم زنگ زد

310
00:16:36,217 --> 00:16:40,733
بعد از اینکه دید چند هفته پیش
،برای شرکت تو مستند قرارداد بستم

311
00:16:40,758 --> 00:16:42,109
.خواهش کرد که این کارو نکنم

312
00:16:42,134 --> 00:16:44,469
گفت نمی‌خواد
.خانواده بیشتر از این بدبختی بکشن

313
00:16:45,192 --> 00:16:48,322
 جورج اینجوری بود
.از رنج کشیدن خانوادش نفرت داشت

314
00:16:48,904 --> 00:16:52,554
اگه واقعا این کارو کرده بود
.ده سال منتظر نمی‌موند تا اعتراف کنه

315
00:16:52,579 --> 00:16:53,627
.باشه

316
00:16:54,217 --> 00:16:56,722
اگه جورج نبوده
فکر می‌کنی کی بری رو کشته؟

317
00:16:57,250 --> 00:16:58,274
،نمی‌دونم

318
00:16:58,299 --> 00:17:00,478
اما همه‌شون دروغ می‌گن
.تا از همدیگه محافظت کنن

319
00:17:02,784 --> 00:17:04,672
.نمی‌تونی کاری کنی که حرف بزنن

320
00:17:11,753 --> 00:17:14,162
سونا در انتهای پله‌ها"؟"

321
00:17:14,346 --> 00:17:15,627
.اوم، حتما می‌بینمش

322
00:17:19,316 --> 00:17:21,670
.یکی از آدم‌های این خانواده قاتله

323
00:17:21,695 --> 00:17:23,800
...باید بفهمیم که کی
.هوم

324
00:17:27,807 --> 00:17:30,677
خوش اومدید. دلیل این افتخار چیه؟

325
00:17:43,263 --> 00:17:45,567
.بازم بابت فوت پدرتون متاسفیم

326
00:17:45,600 --> 00:17:46,868
چرا اومدید اینجا؟

327
00:17:46,901 --> 00:17:50,672
ما همین چند لحظه پیش خاکستر بابامونو
.از نوک صخره‌ی "پوینت دووم" پخش کردیم

328
00:17:50,705 --> 00:17:52,239
.من بهشون گفتم که می‌تونن بیان

329
00:17:53,535 --> 00:17:55,366
،خب، همونطور که تو تلفن گفتم

330
00:17:55,391 --> 00:17:57,545
.فقط چند تا سوال دیگه داریم

331
00:17:57,570 --> 00:17:59,821
قبل از اینکه رسما پرونده رو ببندیم

332
00:17:59,846 --> 00:18:02,160
.مطمئن بشیم که اعتراف تحت فشار نبوده

333
00:18:02,185 --> 00:18:03,893
فکر می‌کنید تفنگ رو سرش گذاشتیم؟

334
00:18:03,918 --> 00:18:07,417
.نه. نه، فقط یه سری کارای اداری مونده

335
00:18:07,908 --> 00:18:09,958
مطمئنم که
.اعتراف پدرتون شوکه کننده بوده

336
00:18:09,991 --> 00:18:12,060
.شک دارم که پدر قصد داشته بری رو بکشه

337
00:18:12,085 --> 00:18:13,894
حس آسودگی هم بود؟

338
00:18:14,113 --> 00:18:16,778
.یعنی رسانه‌ها خیلی با شماها مهربون نبودن

339
00:18:16,803 --> 00:18:18,833
حداقل الان همه‌ی
.حدس و گمان‌ها تموم می‌شه

340
00:18:18,866 --> 00:18:20,667
حدس و گمانی که زندگیمون رو نابود کرد؟

341
00:18:20,692 --> 00:18:24,806
یعنی این قضیه باعث شد کلارک
.همسرش رو از دست بده، منم شغلم رو

342
00:18:24,839 --> 00:18:26,957
.و مادر هم که جایگاه اجتماعی‌ش رو

343
00:18:27,440 --> 00:18:30,419
کودی قبل از قتل
.برای ام.آی.تی دعوت شده بود

344
00:18:30,444 --> 00:18:31,613
.پسر برادرم نابغه‌ست

345
00:18:31,646 --> 00:18:33,461
.آره. حالا اون نابغه بشقاب می‌شوره

346
00:18:33,486 --> 00:18:36,651
هدر مجبور شد جابجا بشه
.متی تو بلاگ‌های مربوط به قتله

347
00:18:36,684 --> 00:18:39,618
وبلاگ‌های قتل؟
"بهش می‌گن "متی بدجنس

348
00:18:40,069 --> 00:18:42,171
خب، من که به شخصه فکر می‌کنم که

349
00:18:42,196 --> 00:18:44,065
.طلاق شما تنها جنبه مثبت این ماجرا بود

350
00:18:44,689 --> 00:18:46,156
.ندا خیلی آدم خاصیه

351
00:18:46,181 --> 00:18:49,331
 شب قتل تنش خاصی بین بری و جورج بود؟

352
00:18:49,924 --> 00:18:53,200
خب، قبل از شام
.یه اتفاقی کنار استخر پیش اومد

353
00:18:53,233 --> 00:18:56,153
می‌دونی، داشتیم کنار استخر
،با پدر لیموناد می‌زدیم

354
00:18:56,178 --> 00:18:59,607
که، بری با دماغ پر از مواد
.از خونه‌ی کنار استخر اومد بیرون

355
00:18:59,641 --> 00:19:00,775
کوکائین کشیده بود؟

356
00:19:00,800 --> 00:19:03,487
.آره. و پدر وحشت کرده بود

357
00:19:03,511 --> 00:19:06,246
داشت سر بری فریاد می‌زد
.که چرا مواد آورده تو خونه

358
00:19:06,279 --> 00:19:09,017
.خصوصا وقتی که پسر معتادش اونجا بود

359
00:19:09,050 --> 00:19:12,678
این چیزی نبود که فکر می‌کرد، متی
.برادرم دوره ترک رو می‌گذرونه

360
00:19:12,703 --> 00:19:15,288
دعوای بری و جورج
کنار استخر بیشتر از این کش پیدا کرد؟

361
00:19:15,322 --> 00:19:17,424
اونا یه مدت اختلافاتشونو کنار گذاشتن

362
00:19:17,457 --> 00:19:20,128
حداقل برای یه مدت
.که بتونیم یه شام خوب بخوریم

363
00:19:20,160 --> 00:19:21,562
و شام خوبی بود؟

364
00:19:21,837 --> 00:19:22,898
...خب

365
00:19:23,444 --> 00:19:24,452
.سعی کردیم

366
00:19:25,010 --> 00:19:28,102
با یه عکس خانوادگی دیگه
.شروع شد و بعدش یه نوشیدنی

367
00:19:28,136 --> 00:19:29,637
آره
،به سلامتی خانواده

368
00:19:29,671 --> 00:19:32,364
که تو خوشی و ناخوشی
.مراقب همدیگه هستن

369
00:19:32,661 --> 00:19:34,776
.و البته، متی شروع کرد به نوشیدن

370
00:19:34,809 --> 00:19:35,977
این  فکر خوبیه، پسرم؟

371
00:19:36,010 --> 00:19:37,645
بیخیال، بابا
.نوشیدنی رو می‌تونم کنترل کنم

372
00:19:37,679 --> 00:19:40,148
خیلی طول نکشید که بری
.شروع کرد به ناراحت کردن بقیه

373
00:19:40,180 --> 00:19:41,916
فکر می‌کنم می‌تونی
.بذاری خودشون اشتباه کنن

374
00:19:41,949 --> 00:19:43,885
.می‌دونن که همیشه نجاتشون می‌دی
.و بابا ناراحت شد

375
00:19:43,918 --> 00:19:45,753
.آقای پدر نمونه حرف می‌زنه

376
00:19:45,787 --> 00:19:47,287
کودی دیگه تحمل نکرد
.و رفت بالا

377
00:19:47,320 --> 00:19:49,423
می‌دونی چیه؟
.دیگه گرسنه نیستم

378
00:19:49,456 --> 00:19:52,277
و متی گفت که بری و
.کلارک پول زیادی از دست دادن

379
00:19:52,302 --> 00:19:54,896
نمی‌دونم بابا می‌تونه منو
.دوباره به ترک بفرسته یا نه، بری

380
00:19:54,929 --> 00:19:56,931
نه بعد از همه پولی که
،اون و کلارک از دست دادن

381
00:19:56,964 --> 00:19:59,213
که تو شرکت ناموفق دوستت
.سرمایه‌گذاری کردن

382
00:19:59,728 --> 00:20:02,229
تو پولمون رو
تو چه چیزی سرمایه‌گذاری کردی؟

383
00:20:03,181 --> 00:20:06,140
 وقتی متی از اون سرمایه‌گذاری بد گفت
.جورج چه واکنشی نشون داد

384
00:20:06,174 --> 00:20:08,576
،اون اصلاً وقت نکرد واکنش نشون بده

385
00:20:08,609 --> 00:20:09,577
...به‌خاطر

386
00:20:10,417 --> 00:20:11,885
.حادثه‌ی هدر

387
00:20:12,351 --> 00:20:14,753
اوه خدا، وای خدا
بانی، صدمه دیدی؟

388
00:20:15,172 --> 00:20:17,493
ببخشید، تازه اومدم اینجا
هدر آتیش گرفت؟

389
00:20:17,518 --> 00:20:18,720
.ما اینو می‌دونستیم

390
00:20:18,753 --> 00:20:21,723
ملون فکر کرد که اینقدر مهم نیست
.که تو گزارش پرونده بیارتش

391
00:20:21,756 --> 00:20:24,585
ما فورا خاموشش کردیم
.من چیزیم نشد

392
00:20:24,804 --> 00:20:26,493
فقط مثل همیشه
.دست و پا چلفتی بودم

393
00:20:26,527 --> 00:20:28,103
بعدش چی شد؟

394
00:20:28,128 --> 00:20:31,386
بری تصمیم گرفت
.دیگه نمی‌تونه تحمل کنه. رفت بالا

395
00:20:31,870 --> 00:20:35,030
و بعد ما میز رو جمع کردیم
.و بازی مونوپولی رو آماده کردیم

396
00:20:35,929 --> 00:20:37,397
.مونوپولی اومد وسط

397
00:20:37,739 --> 00:20:38,940
.کودی برگشت

398
00:20:38,973 --> 00:20:40,474
.ببین کی برگشته
چه خبر، پسر؟

399
00:20:40,508 --> 00:20:42,375
.اون عاشق این بازیه
.خوش اومدی کودی

400
00:20:42,409 --> 00:20:44,011
.می‌دونستم نمی‌تونی مقاومت کنی
،ولی بعدش

401
00:20:44,045 --> 00:20:46,480
.بری تلویزیونشو تا ته زیاد کرد
.من ماشین مسابقه‌ام

402
00:20:46,514 --> 00:20:47,881
.امیدوارم بمیری

403
00:20:47,906 --> 00:20:50,695
چه مرگشه، اون بالا چیکار می‌کنه؟
.و بابا خوشحال نبود

404
00:20:50,720 --> 00:20:52,602
.می‌خوام اون حرومزاده رو بکشم

405
00:20:53,036 --> 00:20:55,022
جورج تهدید کرد که بری رو می‌کشه؟

406
00:20:55,056 --> 00:20:57,649
چرا تعجب می‌کنی؟
.ما اعترافنامه‌ش رو برات فرستادیم

407
00:20:57,674 --> 00:20:59,484
در طول این قضایا ندا کجا بود؟

408
00:21:00,695 --> 00:21:02,793
احتمالا داشت
.شبکه‌های اجتماعیش رو چک می‌کرد

409
00:21:05,265 --> 00:21:08,102
من کجا بودم؟
.تو همین الان گفتی که هدر آتیش گرفت

410
00:21:08,136 --> 00:21:10,838
و بعدش لازم شد
.اینستاگرامت رو چک کنی

411
00:21:10,863 --> 00:21:11,896
.آره، درسته

412
00:21:11,921 --> 00:21:15,258
به خاطر همینه که نباید
.آستین‌های گشاد برای شام بپوشی

413
00:21:16,213 --> 00:21:18,417
،خب خیلی سریع شنلش رو درآوردیم

414
00:21:19,580 --> 00:21:22,270
.و اون موقع بود که زخم‌هاشو دیدیم

415
00:21:26,465 --> 00:21:28,232
کارادک هستم
.لطفا پیام بذارید

416
00:21:28,960 --> 00:21:31,618
.کارادک جواب نمی‌ده
.خیلی‌خب. پس به سوتو زنگ بزن

417
00:21:31,643 --> 00:21:32,744
.باشه

418
00:21:39,832 --> 00:21:41,901
ندا دونوان اینجا چه غلطی می‌کنه؟

419
00:21:48,703 --> 00:21:50,611
مطمئنی اینو گفت، آز؟

420
00:21:50,645 --> 00:21:52,167
بری هدر رو اذیت می‌کرده؟

421
00:21:53,080 --> 00:21:54,302
.آره، باشه

422
00:21:54,327 --> 00:21:55,362
چی؟

423
00:21:56,250 --> 00:21:57,422
ملون دیدش؟

424
00:21:59,053 --> 00:22:00,306
.باشه، خداحافظ

425
00:22:02,472 --> 00:22:05,793
دانوان‌ها بهمون دروغ گفتن
.بری هدر رو می‌زده

426
00:22:05,845 --> 00:22:08,180
اونا اینو وقتی فهمیدن که
.شنل هدر رو از تنش درآوردن

427
00:22:08,205 --> 00:22:10,006
.و دیدن که بدنش پر از کبودیه

428
00:22:10,031 --> 00:22:12,133
این یه انگیزه قوی قتل
.برای هر کدومشون بوده

429
00:22:12,581 --> 00:22:14,711
می‌تونم بفهمم که چرا
.اینو مخفی کردن

430
00:22:14,736 --> 00:22:17,206
و چرا اون راز
.می‌تونسته خیریه‌شون رو خراب کنه

431
00:22:18,417 --> 00:22:21,742
ملون ندا رو تو مرکز دیده
.وقتمون داره تموم می‌شه

432
00:22:21,776 --> 00:22:24,411
سلنا، شاید بهتر باشه این کارو
.متوقف کنیم. خودسرانه عمل کردی

433
00:22:24,444 --> 00:22:26,614
نمی‌خوام اگه به یه بخش دیگه منتقل
.بشی، به ملون جواب پس بدم

434
00:22:26,647 --> 00:22:29,482
منم اینو نمی‌خوام
.پس بیا این پرونده رو حل کنیم

435
00:22:34,783 --> 00:22:36,591
کسی قصد داشت چیزی بهمون بگه

436
00:22:36,624 --> 00:22:38,659
در مورد اون لحظه شام روز شکرگزاری

437
00:22:38,693 --> 00:22:40,614
وقتی فهمیدین بری هدر رو می‌زده؟

438
00:22:44,932 --> 00:22:45,942
.ندا

439
00:22:47,213 --> 00:22:48,736
.این یه موضوع خانوادگی بود

440
00:22:48,769 --> 00:22:51,072
.و بعضی چیزها باید تو خانواده بمونه

441
00:22:51,105 --> 00:22:52,607
توی تحقیقات قتل؟

442
00:22:52,640 --> 00:22:54,530
میشه لطفا در موردش حرف نزنیم؟

443
00:22:54,555 --> 00:22:55,764
.درست میشه، مامان

444
00:22:57,645 --> 00:23:00,586
این بعد از این بود که
.آستین هدر آتیش گرفت

445
00:23:04,112 --> 00:23:05,586
،ما آتیش رو خاموش کردیم

446
00:23:05,611 --> 00:23:07,738
و اون موقع فهمیدیم
.بری چه کارهایی باهاش می‌کرده

447
00:23:07,763 --> 00:23:09,669
.باید اینو از تنت در بیاریم
.نه مامان حالم خوبه

448
00:23:10,987 --> 00:23:12,022
.عزیزم

449
00:23:15,329 --> 00:23:16,631
چی شده؟
چه خبره؟

450
00:23:16,664 --> 00:23:18,533
.توی حرومزاده
چطور جرأت می‌کنی؟

451
00:23:18,558 --> 00:23:19,867
فکر می‌کنی من این کارو کردم؟

452
00:23:19,901 --> 00:23:22,303
.بری انکار کرد و با عصبانیت رفت

453
00:23:22,336 --> 00:23:23,981
.من دیگه تموم کردم. تموم شد

454
00:23:24,006 --> 00:23:25,806
کسی بعدش دوباره بری رو دید؟

455
00:23:27,063 --> 00:23:28,151
.من دیدم

456
00:23:29,377 --> 00:23:31,812
داشتم یه لیوان شراب می‌خوردم
،وقتیکه داشتم تمیز می‌کردم

457
00:23:31,846 --> 00:23:34,050
...که با لباس خوابش از پله‌ها اومد پایین

458
00:23:36,918 --> 00:23:38,260
.می‌رفت سمت سونا

459
00:23:39,350 --> 00:23:41,003
چقدر مشروب خوردی؟

460
00:23:41,028 --> 00:23:44,078
یه مقداری شراب خوردم
.یادمه چقدر خوردم

461
00:23:45,912 --> 00:23:48,029
.خب، خیلی خوبه که بری مُرده

462
00:23:48,062 --> 00:23:49,664
.دلم می‌خواست خودم بکشمش

463
00:23:49,697 --> 00:23:51,132
،فرض کنیم نظریه مورگن درست باشه

464
00:23:51,165 --> 00:23:53,534
همه به جز قاتل احتمالا فکر می‌کنن
،بری هنوز زنده بوده

465
00:23:53,567 --> 00:23:55,569
.وقتی لنور می‌گه اونو دیده
.خب، بیاید جداشون کنیم

466
00:23:55,603 --> 00:23:57,738
حرف هر کسی رو از ساعت‌های
.بین شام و نیمه‌شب بگیریم

467
00:23:57,772 --> 00:23:59,273
.یک خط زمانی درست کنیم
.آره

468
00:23:59,307 --> 00:24:00,341
.باشه

469
00:24:03,778 --> 00:24:07,148
خب چرا برامون توضیح نمی‌دی
بعد از شام چی شد؟

470
00:24:07,181 --> 00:24:09,850
.هدر نمی‌تونست با بری تو یه اتاق بخوابه

471
00:24:09,884 --> 00:24:11,619
.جورج و لنور هم اجازه نمی‌دادن

472
00:24:11,652 --> 00:24:14,522
برای همین پیشنهاد دادم
.برم وسایلشو از اتاق بیارم

473
00:24:14,555 --> 00:24:16,624
درحالی که لنور کمک می‌کرد
.لباس جدید بپوشه

474
00:24:17,091 --> 00:24:19,994
وقتی رفتم اتاق بری
.داشت تلویزیون تماشا می‌کرد

475
00:24:20,027 --> 00:24:21,395
.اون به وسایلش نیاز داره

476
00:24:21,429 --> 00:24:23,898
.عصبی شد و اونا رو به سمتم پرت کرد
بگیرشون، باشه؟

477
00:24:23,931 --> 00:24:24,903
...اوه، خدای

478
00:24:25,186 --> 00:24:27,718
آشغالاشو بردار، آشغالاشو بردار. باشه
.خیلی عوضی‌ای، بری

479
00:24:28,327 --> 00:24:30,343
.این آخرین باری بود که دیدمش

480
00:24:33,074 --> 00:24:35,443
می‌فهمی چرا باید
در مورد اون اذیت و آزار ازت سوال کنم؟

481
00:24:36,811 --> 00:24:38,412
چرا نرفتی پیش پلیس؟

482
00:24:38,980 --> 00:24:40,656
.فکر می‌کردم تغییر کنه

483
00:24:41,582 --> 00:24:42,996
.علاوه بر این، شرمنده بودم

484
00:24:43,659 --> 00:24:45,553
به خاطر همینه که
 هیچوقت نرفتی بیمارستان؟

485
00:24:45,586 --> 00:24:47,855
قبل از اینکه کودی به دنیا بیاد
.من پرستار بودم

486
00:24:49,457 --> 00:24:51,425
.می‌تونستم خودم از پس زخم‌ها بربیام

487
00:24:51,459 --> 00:24:52,775
.خاله‌ام پرستار بود

488
00:24:53,561 --> 00:24:55,763
اون همیشه کمرش درد می‌کرد

489
00:24:55,796 --> 00:24:57,565
همون کارهای سنگین
که باید انجام می‌دادی

490
00:24:57,598 --> 00:24:59,033
.جابجا کردن بیمارها

491
00:24:59,767 --> 00:25:01,926
به پرستارا این چیزا رو یاد می‌دن، مگه نه؟

492
00:25:01,951 --> 00:25:03,253
می‌خوای چی رو برسونی؟

493
00:25:03,811 --> 00:25:05,034
.اشکالی نداره، عزیزم

494
00:25:05,576 --> 00:25:08,130
.آره، این جزو آموزش‌هاست

495
00:25:11,612 --> 00:25:14,945
و تا اون موقع، کودی هتل‌هایی
.تو "بوردواک و پارک پلیِس" داشت

496
00:25:14,970 --> 00:25:16,984
.مثل همیشه داشت حرف اول رو می‌زد

497
00:25:17,263 --> 00:25:20,086
و اون موقع بود که
...بری از یه فیلم جنگی رفت سمت

498
00:25:21,172 --> 00:25:22,289
.فیلم مبتذل

499
00:25:23,491 --> 00:25:25,593
کسی پیتزا سفارش داده؟

500
00:25:26,861 --> 00:25:29,098
متی و کلارک داوطلب شدن
.که جلوش رو بگیرن

501
00:25:29,463 --> 00:25:31,149
.بیا، متی
.بیا اینو درست کنیم

502
00:25:31,174 --> 00:25:34,044
و ازشون خواستم که دکوراسیون‌های
.کریسمس رو هم برام بیارن

503
00:25:34,069 --> 00:25:37,147
بعد از اینکه پسراتون رفتن بالا، صدای
.تلویزیون رو شنیدین که دوباره روشن باشه

504
00:25:37,380 --> 00:25:39,048
.نه، فکر نکنم

505
00:25:40,007 --> 00:25:42,199
چقدر طول کشید که رفتن؟
.حدود 30 دقیقه

506
00:25:44,211 --> 00:25:45,746
.اون بچه ترسو خودشو حبس کرد

507
00:25:45,780 --> 00:25:48,482
اما موفق شدیم بری رو قانع کنیم
.که تلویزیون رو خاموش کنه

508
00:25:48,517 --> 00:25:49,819
پس تهدیدش کردی؟

509
00:25:50,684 --> 00:25:52,686
.یه کم به در کوبیدیم. همین

510
00:25:53,562 --> 00:25:55,156
.ما نکشتیمش اگه منظورتون اینه

511
00:25:55,189 --> 00:25:57,741
دیگه حتی اونو ندیدم
.حداقل زنده نه

512
00:25:58,125 --> 00:26:00,227
.بعد از اون، متی و من رفتیم زیرشیروونی

513
00:26:00,261 --> 00:26:01,749
.برای دکوراسیون‌های کریسمس مامان

514
00:26:01,774 --> 00:26:03,209
چقدر بالا بودین؟

515
00:26:03,697 --> 00:26:05,014
.نیم ساعت، شاید

516
00:26:05,399 --> 00:26:06,528
هر دوتون؟

517
00:26:07,794 --> 00:26:10,733
شاید یکم به متی گیر دادم
.که جلوی بابا مشروب می‌خورد

518
00:26:10,758 --> 00:26:13,506
یه جایی بود که ناپدید شد
...و منو با تمام اون

519
00:26:14,415 --> 00:26:15,693
.جعبه‌های سنگین تنها گذاشت

520
00:26:16,277 --> 00:26:19,447
متی تنها گذاشتت زیرشیروونی؟
 چقدر تنها بودی؟

521
00:26:20,421 --> 00:26:21,693
.پونزده دقیقه

522
00:26:22,249 --> 00:26:23,884
.شاید 20 دقیقه

523
00:26:30,257 --> 00:26:32,527
متی و کلارک
هرکدوم برای مدتی کافی تنها بودن

524
00:26:32,561 --> 00:26:34,061
.که بتونن بدزدن و بری رو بکشن

525
00:26:34,095 --> 00:26:35,645
.یکی از اون‌ها ممکنه قاتل باشه

526
00:26:35,670 --> 00:26:37,640
یا شاید دروغ گفتن
،که توی زیرشیروونی بودن

527
00:26:37,665 --> 00:26:39,254
.و هر دو با هم کشتنش

528
00:26:43,632 --> 00:26:45,239
.خب برگردیم به زیرشیروونی

529
00:26:45,272 --> 00:26:48,109
لنور می‌دونه بوی کاج مصنوعی
.باعث سردردم می‌شه

530
00:26:48,142 --> 00:26:53,127
اما با این حال هر سال شمع‌های معطر
.کریسمس رو برای ایجاد فضا روشن می‌کنه

531
00:26:53,152 --> 00:26:55,483
شمع‌های لنور چه ربطی به قتل داره؟

532
00:26:55,517 --> 00:26:57,188
.بذار حرفم تموم شه

533
00:26:58,004 --> 00:27:00,589
خب لنور دوست داره شمع‌های
،معطر کریسمس رو روشن کنه

534
00:27:00,614 --> 00:27:03,651
و من مجبور شدم از خونه برم بیرون
.یه کم هوای تازه بخورم

535
00:27:05,059 --> 00:27:07,907
و دیدم بیلی راس
.داره به متی مواد می‌فروشه

536
00:27:11,294 --> 00:27:13,934
پس راس اون شب اومد خونه
.اما نه برای بری

537
00:27:13,968 --> 00:27:15,669
اومده بود که متی رو ببینه

538
00:27:16,240 --> 00:27:17,593
.متی بدجنس

539
00:27:18,139 --> 00:27:21,041
یه معتاد سابق
.که از دست برادرزنش عصبانی بود

540
00:27:21,075 --> 00:27:23,711
و درست موقع مرگ بری
.کوکائین مصرف می‌کرد

541
00:27:24,217 --> 00:27:25,806
این یه پرونده قتل خوبه، نه؟

542
00:27:29,482 --> 00:27:30,614
،خیلی‌خب

543
00:27:31,389 --> 00:27:32,389
.ممنون

544
00:27:34,655 --> 00:27:38,225
.دافنه و آز از ندا خبرهای جالبی گرفتن

545
00:27:38,259 --> 00:27:40,761
اون می‌گه دیده که متی دانوان
.داره با بیلی راس ملاقات می‌کنه

546
00:27:40,794 --> 00:27:43,285
جلوی خونه، وقتی که بهمون گفت
.زیر شیروونی بوده

547
00:27:43,964 --> 00:27:46,066
رفته بوده مواد فروش رو ببینه؟
.آره

548
00:27:46,100 --> 00:27:48,736
وکلای جورج راست می‌گفتن
.که راس به خونه اومده بود

549
00:27:48,769 --> 00:27:51,105
اما خبری از معامله مواد
.که خراب شده باشه نبود

550
00:27:51,138 --> 00:27:54,341
اگه راس اومده بود متی رو ببینه
.انگیزه‌ای برای کشتن بری نداشته

551
00:27:54,375 --> 00:27:57,785
این شاید توضیح بده که
.چرا ندا توی دادگاه اینو نگفته

552
00:27:57,996 --> 00:27:59,980
یه چیز دیگه. دافنه همچنین گفت
که همین الان دیده

553
00:28:00,014 --> 00:28:01,821
ملون و کاپیتان
.دارن مرکز رو ترک می‌کنن

554
00:28:02,509 --> 00:28:05,309
.اگه ایده‌ای داری حاضرم بشنوم

555
00:28:05,334 --> 00:28:06,778
.آره. می‌دونم. ندارم

556
00:28:06,803 --> 00:28:08,577
یه لحظه بهم فرصت بدین
.باید یه کم برگردم عقب

557
00:28:08,602 --> 00:28:10,257
خیلی چیزا هست
.که باید بهشون توجه کرد

558
00:28:10,291 --> 00:28:14,466
خب. می‌دونیم که همه
،حدود ساعت 8:00 شب دور هم بودن

559
00:28:15,796 --> 00:28:17,927
کودی وقتی جورج و بری
.شروع به دعوا می‌کنن، می‌ره

560
00:28:17,952 --> 00:28:19,541
.من گرسنه نیستم
.لطفا. کودی بمون

561
00:28:20,444 --> 00:28:22,902
بری وقتی همه بخاطر زدن هدر
.بهش اعتراض می‌کنن، می‌ره

562
00:28:22,927 --> 00:28:24,990
.من دیگه تموم کردم. تموم شد

563
00:28:25,988 --> 00:28:28,809
هدر تصمیم داره
.که هنوز شب بازی خانوادگی بذاره

564
00:28:28,842 --> 00:28:32,372
چون مامانا به سنت‌ها
.مثل یه قایق نجات تو توفان چسبیدن

565
00:28:32,397 --> 00:28:36,696
اما اول، هدر، لنور و ندا
.حدود ساعت 9:00 می‌رن بالا

566
00:28:37,418 --> 00:28:39,692
هدر و لنور میرن توی اتاق لنور
.که لباس عوض کنن

567
00:28:39,717 --> 00:28:42,691
ندا میره که وسایل هدر رو
...از اتاق بری بیاره

568
00:28:42,723 --> 00:28:44,358
 آشغالش رو بردار برو
.تو آدم عوضی‌ای، بری

569
00:28:44,391 --> 00:28:46,595
جایی که اونو
.برای آخرین بار زنده می‌بینه

570
00:28:47,795 --> 00:28:50,632
لنو و هدر برمی‌گردن پایین
.تا شب بازی رو شروع کنن

571
00:28:50,665 --> 00:28:54,068
کودی از اتاقش میاد پایین
.بازی مونوپولی شروع می‌شه

572
00:28:55,851 --> 00:28:59,154
تا وقتی که بری شروع می‌کنه
،به پخش پورن تو تلویزیونش

573
00:28:59,179 --> 00:29:02,249
که باعث میشه متی و کلارک
.برن بالا و در رو بکوبن

574
00:29:02,510 --> 00:29:04,311
،اما بعد بری تلویزیون رو خاموش می‌کنه

575
00:29:04,345 --> 00:29:06,648
پس متی و کلارک
،به جاش میرن بالا زیرشیروونی

576
00:29:06,681 --> 00:29:08,736
.که جعبه‌های کریسمس لنور رو بردارن

577
00:29:10,117 --> 00:29:12,886
اون موقعه که متی از کلارک جدا میشه
.که بره پیش فروشنده کوک

578
00:29:12,920 --> 00:29:14,623
.پس کلارک زیر شیروونی تنهاست

579
00:29:15,189 --> 00:29:17,832
بعد هر دو برادر دوباره برمی‌گردن پایین

580
00:29:17,857 --> 00:29:19,846
.سر میز بازی تقریبا همزمان

581
00:29:21,074 --> 00:29:22,409
.مونوپولی تموم میشه

582
00:29:22,434 --> 00:29:24,431
،همه میرن تو رختخواب، بجز لنور

583
00:29:24,465 --> 00:29:27,452
که تمیز کردن اتاق چایخوری رو تموم
.می‌کنه چون مامانا همیشه همینطورن

584
00:29:27,972 --> 00:29:30,310
و همون موقع‌ست که بری رو می‌بینه
.که می‌ره پایین تو زیرزمین

585
00:29:31,584 --> 00:29:33,678
.ولی می‌دونیم که بری بالا کشته شده

586
00:29:34,640 --> 00:29:37,712
و می‌دونیم که این کارو
.لنور، هدر یا ندا نکردن

587
00:29:37,746 --> 00:29:40,458
.چون بری قبل از شروع مونوپولی زنده بود

588
00:29:40,881 --> 00:29:42,825
...ولی بعد فیلم پورن خاموش شد، چی

589
00:29:45,028 --> 00:29:46,363
.آه، لعنتی

590
00:29:47,802 --> 00:29:49,490
...لطفا مزاحمت منو ببخشید

591
00:29:49,524 --> 00:29:51,392
.من صدای کاپیتان پاچِکو رو می‌شنوم

592
00:29:51,425 --> 00:29:52,556
.نه

593
00:29:53,379 --> 00:29:54,594
هووف

594
00:29:55,450 --> 00:29:56,454
...فقط

595
00:29:56,838 --> 00:29:58,641
امیدوار بودیم بذاریم امروز استراحت کنین

596
00:29:58,666 --> 00:30:00,100
...ولی متاسفانه باید

597
00:30:00,134 --> 00:30:01,168
.کاپیتان

598
00:30:01,732 --> 00:30:04,354
اینجایی. میشه ما رو ببخشید؟

599
00:30:06,206 --> 00:30:08,309
فکر کردی قرار نیست متوجه بشم؟

600
00:30:10,256 --> 00:30:12,229
.تو این پرونده رو به خطر انداختی

601
00:30:12,254 --> 00:30:13,722
.و اداره پلیس رو

602
00:30:14,181 --> 00:30:16,346
چه فکری پیش خودت کرده بودی؟

603
00:30:17,318 --> 00:30:18,520
،و خانم دانوان

604
00:30:18,553 --> 00:30:20,722
.لطفا، نهایت عذرخواهی رو دارم

605
00:30:20,755 --> 00:30:22,719
.به خاطر این مزاحمت تو روز عزاداریتون

606
00:30:27,606 --> 00:30:29,687
و ستوان؟
...این

607
00:30:31,079 --> 00:30:32,971
...آزمایش خانم نظافتچی شما

608
00:30:33,300 --> 00:30:34,902
و اینجا بود که بری
،فیلم جنگی رو عوض کرد

609
00:30:34,935 --> 00:30:36,805
.و یه فیلم مبتذل گذاشت

610
00:30:36,837 --> 00:30:39,069
.این رسما تموم شده
...کاپیتان، این آزمایش

611
00:30:39,094 --> 00:30:40,862
.ستوان
.بله

612
00:30:42,677 --> 00:30:44,082
.می‌دونم کی این کارو کرده

613
00:30:56,093 --> 00:30:57,566
.کاپیتان پاچِکو

614
00:30:57,591 --> 00:31:00,149
 وقتی شما ده سال پیش
،در مورد مرگ بری تحقیق می‌کردین

615
00:31:00,174 --> 00:31:03,243
روی اتفاقاتی که بعد از نیمه‌شب
 افتاد، تمرکز کردین، درسته؟

616
00:31:03,268 --> 00:31:05,100
.می‌دونستیم قتل اون موقع اتفاق افتاده

617
00:31:05,833 --> 00:31:08,643
لنور دیده بود که بری نیمه شب
.وارد زیرزمین می‌شه

618
00:31:08,668 --> 00:31:11,766
درسته. خب این
.خیلی منطقیه، می‌دونین

619
00:31:11,791 --> 00:31:13,394
.مگه اینکه لنور اشتباه کرده باشه

620
00:31:13,419 --> 00:31:15,171
چی؟
داری می‌گی مامانم دروغ گفته؟

621
00:31:15,196 --> 00:31:16,604
.نه. اصلا نه

622
00:31:16,629 --> 00:31:19,951
دارم می‌گم اگه لنور
فکر کرده که بری رو دیده، چی؟

623
00:31:19,976 --> 00:31:22,242
منظورم اینه، خودش اعتراف کرده
.که یه کم زیادی نوشیده بوده

624
00:31:22,267 --> 00:31:23,908
.من می‌دونم چی دیدم

625
00:31:23,933 --> 00:31:26,505
بری رو دیدم که از کنارم رد می‌شد
.و می‌رفت پایین تو زیرزمین

626
00:31:26,530 --> 00:31:29,176
خب، لباس خواب بری
.رفت پایین تو زیرزمین. بله

627
00:31:29,512 --> 00:31:30,745
.ولی بری توش نبود

628
00:31:30,770 --> 00:31:34,227
چون بری قبل از نیمه شب
.بالا کشته شده بود

629
00:31:35,853 --> 00:31:37,855
،آه، اینطور که متوجه شدم

630
00:31:37,880 --> 00:31:40,549
.می‌گی قاتل، بری رو یه جای دیگه کشته

631
00:31:41,036 --> 00:31:43,972
بعد جسدش رو از طبقه دوم
.کشیده به زیرزمین

632
00:31:43,997 --> 00:31:46,901
درست از جلوی کل خونواده
که داشتن مونوپولی بازی می‌کردن؟

633
00:31:46,926 --> 00:31:51,022
نه. من می‌گم قاتل جسد بری رو
،از کانال لباس‌شویی انداخته پایین

634
00:31:51,047 --> 00:31:52,481
.و گردنش همون موقع شکسته

635
00:31:52,506 --> 00:31:55,072
کانال لباس‌شویی؟
چه مرگشه؟ چه خبره؟

636
00:31:55,097 --> 00:31:56,409
چه اتفاقی داره می‌افته؟

637
00:31:56,434 --> 00:31:58,698
محاله یه جسد از اون کانال
.پایین بره. اصلا نمی‌شه

638
00:31:58,723 --> 00:31:59,975
.آیدا پِرپ این کارو کرد

639
00:32:00,000 --> 00:32:01,794
.آیدا پرپ یه آدم زنده نیست

640
00:32:01,819 --> 00:32:03,186
.بری هم زنده نبود

641
00:32:06,184 --> 00:32:08,483
چون کودی توی حموم بهش برق وصل کرده

642
00:32:08,508 --> 00:32:10,978
قبل از این که خانواده حتی
.منوپولی رو شروع کنه

643
00:32:12,002 --> 00:32:19,002


644
00:32:20,121 --> 00:32:23,543
تو می‌دونستی پدرت با مادرت
.چیکار می‌کرد. بچه‌ها همیشه می‌فهمن

645
00:32:24,012 --> 00:32:26,287
تو فقط می‌خواستی
.هر جور که شده ازش محافظت کنی

646
00:32:26,312 --> 00:32:28,147
چی داری می‌گی؟
باید بری، باشه؟

647
00:32:28,172 --> 00:32:31,126
میای اینجا و این اتهامات رو می‌زنی؟
فکر می‌کنی کی هستی؟

648
00:32:31,151 --> 00:32:32,348
.لطفا، ببینید

649
00:32:32,742 --> 00:32:34,676
،منم اینو بیشتر از شما باور ندارم

650
00:32:34,701 --> 00:32:37,831
اون 15 سالش بود. واقعا فکر می‌کنی
یه نوجوون می‌تونه این کارو بکنه؟

651
00:32:37,856 --> 00:32:40,190
.کودی یه نوجوون معمولی نبود
.یه نابغه بود

652
00:32:40,215 --> 00:32:43,084
بچه‌ای که ام‌آی‌تی
تو سال دوم دبیرستان جذبش می‌کرد

653
00:32:43,109 --> 00:32:45,792
و این پسر خیلی باهوش
می‌دونست که پدرش

654
00:32:45,817 --> 00:32:47,217
.داره مادرشو کتک می‌زنه

655
00:32:48,872 --> 00:32:51,810
پس کودی رو تصور کنین
.که می‌دونه پدرش چه کارایی می‌کنه

656
00:32:51,835 --> 00:32:53,369
.اون عصبانی می‌ره بالا

657
00:32:56,368 --> 00:32:58,433
یه مدتی بعد
،صدای بری رو توی حموم می‌شنوه

658
00:32:58,458 --> 00:33:00,030
.و یه فکری به سرش می‌زنه

659
00:33:07,112 --> 00:33:08,748
می‌فهمه که فرصتی پیدا کرده

660
00:33:08,773 --> 00:33:10,808
که یه بار برای همیشه
.به این آزار و اذیت پایان بده

661
00:33:18,842 --> 00:33:22,208
سشوار رو می‌اندازه تو حموم
.و بری رو می‌کشه

662
00:33:23,513 --> 00:33:24,725
.حالا کودی یه بچه باهوشه

663
00:33:24,750 --> 00:33:27,630
می‌دونه که برق گرفتگی رو
،می‌شه به عنوان حمله قلبی نوشت

664
00:33:27,655 --> 00:33:30,657
.اما یه مشکل فنی پیش‌بینی نشده داره

665
00:33:31,405 --> 00:33:32,874
.پریز آتیش می‌گیره

666
00:33:32,899 --> 00:33:35,106
پس باید یه برنامه‌ی جایگزین
سریع پیدا کنه

667
00:33:39,923 --> 00:33:42,521
 جسد بری رو از کانال لباسشویی
.می‌فرسته پایین

668
00:33:44,402 --> 00:33:46,592
.هر گونه اثر آتیش‌سوزی رو پاک می‌کنه

669
00:33:47,350 --> 00:33:49,740
و میره پایین
،و به بازی شبانه ملحق میشه

670
00:33:49,765 --> 00:33:50,963
.تا بهونه داشته باشه

671
00:33:54,112 --> 00:33:55,348
،بعد، نیمه‌شب

672
00:33:55,373 --> 00:33:57,828
وقتی همه به‌جز مادربزرگش خوابن

673
00:33:58,142 --> 00:34:01,039
کودی می‌ره پایین تو زیرزمین
.و از کنار لنور رد می‌شه

674
00:34:02,502 --> 00:34:04,772
اون لباس خواب بری رو می‌بینه
.و فکر می‌کنه که خودشه

675
00:34:06,306 --> 00:34:09,276
توی زیرزمین، کودی جسد بری رو

676
00:34:09,301 --> 00:34:10,971
.از سبد لباس‌ها می‌بره توی سونا

677
00:34:12,019 --> 00:34:14,145
می‌خواد جوری نشون بده
.که یه تصادف بوده

678
00:34:14,425 --> 00:34:16,231
...پس بطری شراب رو می‌ذاره

679
00:34:19,309 --> 00:34:21,680
...دمای سونا رو تا آخر بالا می‌بره

680
00:34:24,391 --> 00:34:26,326
.و لباس خواب رو هم جا می‌ذاره

681
00:34:28,812 --> 00:34:31,759
کودی اصلا نمی‌دونست که افتادن
.باعث شکسته شدن گردن پدرش شده

682
00:34:32,142 --> 00:34:35,622
یا اینکه خون بری روی پیراهن پدربزرگش
.تو سبد رخت چرک ریخته شده

683
00:34:35,864 --> 00:34:37,989
کی می‌تونه به‌خاطر
هیچ کدوم از اینا سرزنشت کنه؟

684
00:34:38,486 --> 00:34:40,482
می‌دونستی که پدرت داشت
.مادرتو اذیت می‌کرد

685
00:34:40,507 --> 00:34:43,143
حتما حسابی ترسیده بودی
.که ممکنه خیلی از حد بگذره

686
00:34:46,639 --> 00:34:50,200
.این مسخره‌ست. پسر من قاتل نیست

687
00:34:50,225 --> 00:34:52,353
.اون کل شب رو منوپولی بازی می‌کرد

688
00:34:52,378 --> 00:34:56,136
و بری هنوز زنده بود
داشت تلویزیون تماشا می‌کرد، یادتونه؟

689
00:34:56,161 --> 00:34:58,586
.و کانال‌ها که خودشون عوض نمی‌شن

690
00:34:58,611 --> 00:34:59,921
،کانال‌ها عوض نمی‌شن

691
00:34:59,946 --> 00:35:02,481
ولی تلویزیون‌های جورج و لنور

692
00:35:02,506 --> 00:35:04,650
از کنترل از راه دور
.و فرکانس رادیویی استفاده می‌کنه

693
00:35:06,893 --> 00:35:07,846
...یعنی

694
00:35:07,871 --> 00:35:10,498
خب، بستگی داره که
.چه‌قدر برای ریموتت برد می‌خوای

695
00:35:10,846 --> 00:35:13,038
ریموت‌های مادون قرمز
.بیشتر مواقع کار رو راه می‌‌ندازن

696
00:35:13,063 --> 00:35:16,332
ولی نیاز به خط دید مستقیم
.از ریموت به تلویزیون دارن

697
00:35:16,357 --> 00:35:17,692
،ولی اگه بخوای یکم شیک‌تر باشی

698
00:35:17,717 --> 00:35:19,159
،یه کم به اینجا کلاس بدی

699
00:35:19,184 --> 00:35:20,654
ریموت با فرکانس رادیویی

700
00:35:20,679 --> 00:35:22,646
.انعطاف‌پذیری و پوشش بهتری می‌ده

701
00:35:24,289 --> 00:35:27,351
به زبان ساده، شما می‌تونین
.از هر اتاقی تو خونه منابع رو کنترل کنین

702
00:35:27,376 --> 00:35:28,376
...پس

703
00:35:29,198 --> 00:35:31,416
اینطوری کودی کاری کرد که به نظر بیاد

704
00:35:31,441 --> 00:35:33,131
.بری هنوز موقع مونوپولی زنده بوده

705
00:35:33,156 --> 00:35:35,192
.وقتی که اون قبلا تو سبد مُرده بود

706
00:35:35,217 --> 00:35:37,199
خدا، اون بالا داره فیلم پورن می‌بینه؟

707
00:35:39,869 --> 00:35:42,296
.زیاد کردن صدای پورن یه تصادف بود

708
00:35:42,321 --> 00:35:44,718
.نمی‌خواست متی و کلارک برن بالا

709
00:35:49,985 --> 00:35:53,026
دوباره، از طرف پلیس لس‌آنجلس
...من عذرخواهی می‌کنم

710
00:35:53,051 --> 00:35:54,256
.اون درست میگه

711
00:35:55,915 --> 00:35:57,183
.من این کارو کردم

712
00:35:58,930 --> 00:36:00,326
.پدرمو کشتم، مامان

713
00:36:00,998 --> 00:36:02,499
.من بودم
چی؟

714
00:36:09,141 --> 00:36:12,129
صبر کن. دیگه چیزی نگو
.ما یه وکیل می‌خوایم

715
00:36:12,154 --> 00:36:13,702
.نه، نه. بذار اینو بگم
.نه

716
00:36:14,063 --> 00:36:15,579
.بذار اینو بگم. نه

717
00:36:15,604 --> 00:36:17,841
.مامان، این راز داره منو زنده زنده می‌خوره

718
00:36:19,185 --> 00:36:22,520
باید خیلی وقت پیش
.حقیقت رو می‌گفتم و سعی کردم

719
00:36:24,128 --> 00:36:26,183
وقتی پدربزرگ داشت می‌مُرد
.بهش گفتم چیکار کردم

720
00:36:26,208 --> 00:36:28,870
گفتم می‌خوام بیام جلو و اعتراف کنم
.ولی ازم خواست که بیشتر فکر کنم

721
00:36:31,112 --> 00:36:33,055
یه هفته بعد
.اون ویدیو اعتراف رو ساخت

722
00:36:33,080 --> 00:36:35,787
داشت ازم محافظت می‌کرد
.به قیمت ازبین بردن آبروی خودش

723
00:36:37,914 --> 00:36:40,116
مامان، من هر روز
.به کاری که کردم فکر می‌کنم

724
00:36:41,262 --> 00:36:43,999
نمی‌تونم بخوابم. نمی‌تونم
.تمرکز کنم. دارم نابود می‌شم

725
00:36:45,781 --> 00:36:48,517
احساس می‌کنم لیاقت
.هیچ موفقیتی توی زندگیم رو ندارم

726
00:36:50,414 --> 00:36:53,098
شاید وقتی دوران محکومیت رو گذروندم
بتونم خودمو توی آینه نگاه کنم

727
00:36:53,123 --> 00:36:55,035
نه، نه، نه. نه
.من معذرت می‌خوام

728
00:36:56,052 --> 00:36:57,653
.تقصیر تو نیست

729
00:36:58,487 --> 00:37:00,056
.تقصیر اون نیست

730
00:37:00,586 --> 00:37:01,698
.تقصیر منه

731
00:37:02,173 --> 00:37:03,767
.لطفا تقصیر رو بندازین گردن من

732
00:37:03,792 --> 00:37:05,659
.کودی به‌عنوان یه نوجوون محاکمه میشه

733
00:37:06,288 --> 00:37:08,371
.احتمالا کمتر از سه سال میره زندان

734
00:37:42,498 --> 00:37:43,675
،خب، کاپیتان

735
00:37:44,458 --> 00:37:47,161
حالا نظرتون در مورد آزمایش
خدمتکار نظافتچی‌مون چیه؟

736
00:37:49,165 --> 00:37:50,692
.کارِتون اونجا خوب بود

737
00:37:52,932 --> 00:37:54,355
.یه چیزی، سلنا

738
00:37:56,736 --> 00:37:58,643
دیگه هیچوقت
.پشت سر من کاری انجام نده

739
00:37:59,584 --> 00:38:01,614
وگرنه باید با بخش
.جرایم سنگین خداحافظی کنی

740
00:38:28,028 --> 00:38:29,063
مورگن؟

741
00:38:36,682 --> 00:38:38,550
.تو هنوز منو شگفت‌زده می‌کنی

742
00:38:41,045 --> 00:38:42,863
.خوش‌شانسیم که تو رو تو تیم داریم

743
00:38:44,911 --> 00:38:46,449
.همینطور شما، ستوان

744
00:38:47,088 --> 00:38:49,991
تو شغلت رو به خطر انداختی تا
.آدم درست رو پشت میله‌های زندان بندازی

745
00:38:51,529 --> 00:38:53,633
.هر پلیسی یه پرونده خاص داره

746
00:39:05,188 --> 00:39:06,325
.شب‌بخیر، مورگن

747
00:39:06,760 --> 00:39:08,040
.شب‌بخیر، کارادک

748
00:39:13,843 --> 00:39:33,843
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

