﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:02,261
‫ایتالیایی‌ها می‌خوان من برده‌شون باشم...
‫(آنچه گذشت...)

2
00:00:02,250 --> 00:00:04,140
‫هارلم از نظر اونا یه مزرعه پنبه‌ست...

3
00:00:04,340 --> 00:00:05,570
‫و من هم سرکارگر سیاه‌هام.

4
00:00:05,770 --> 00:00:07,180
‫چطوری؟ من جو کولومبوئم.

5
00:00:07,380 --> 00:00:08,750
‫سلام.

6
00:00:08,950 --> 00:00:10,750
‫می‌تونی بدهیت به خانواده‌ها رو
‫با کار کردن واسه من صاف کنی.

7
00:00:10,950 --> 00:00:13,230
‫در غیر این صورت...باید تا جمعه...

8
00:00:13,430 --> 00:00:14,710
‫تا قرون آخر پول خانواده‌ها رو بدی.

9
00:00:14,910 --> 00:00:16,280
‫عمار.

10
00:00:16,480 --> 00:00:18,280
‫تو به من خیانت کردی...

11
00:00:18,480 --> 00:00:20,150
‫به این زن خیانت کردی...

12
00:00:20,350 --> 00:00:21,980
‫به اسلام هم خیانت کردی.

13
00:00:22,180 --> 00:00:23,940
‫من زنی که عاشقشم،

14
00:00:24,140 --> 00:00:26,030
‫مسجدی که عاشقش بودم...

15
00:00:26,230 --> 00:00:27,770
‫و برادر مسلمونم که باهاش بزرگ شدم رو از دست دادم.

16
00:00:27,970 --> 00:00:31,340
‫فقط می‌خوام قبل از مرگم من رو ببخشی.

17
00:00:31,540 --> 00:00:34,730
‫با این که خیلی دلم می‌خواد،
‫نمی‌تونم خون یه سیاهپوست رو بریزم.

18
00:00:34,930 --> 00:00:38,080
‫بذارین خداوند تقدیرش رو رقم بزنه.

19
00:00:38,280 --> 00:00:39,040
‫حالا که چین توی لوئیسبرگ حبسه...

20
00:00:39,240 --> 00:00:40,480
‫همه چیز بگا رفته.

21
00:00:40,680 --> 00:00:43,350
‫به جرم کشتن یکی از افراد خودش گرفتنش، یه کصخلی به اسم...

22
00:00:43,550 --> 00:00:45,310
‫کمک کردی که پنج خانواده...

23
00:00:45,510 --> 00:00:46,570
‫کاملا به هم بریزن.

24
00:00:46,770 --> 00:00:48,220
‫امیدوارم همه‌شون همدیگه رو بکشن.

25
00:00:48,420 --> 00:00:49,530
‫اون سگ‌مصب خبرچینی می‌کنه.

26
00:00:49,730 --> 00:00:52,010
‫تامی، اون پدرش رو فرستاده زندون.

27
00:00:52,210 --> 00:00:54,190
‫این مشکل کیری شوهرته، چین.

28
00:00:54,390 --> 00:00:56,010
‫چرا اون بهش رسیدگی نمی‌کنه؟

29
00:00:56,210 --> 00:00:58,410
‫به نظرت اون نمی‌دونه که دختره باید بمیره؟

30
00:01:00,610 --> 00:01:03,200
‫آه!

31
00:01:03,400 --> 00:01:05,240
‫آقای کشیش همین الان داشت بهم می‌گفت...

32
00:01:05,440 --> 00:01:07,200
‫که برای هارلم بودجه دولتی گرفته.

33
00:01:07,400 --> 00:01:09,200
‫قراره پول زیادی به بانک سیاهان...

34
00:01:09,400 --> 00:01:12,420
‫تزریق بشه.

35
00:01:12,620 --> 00:01:13,160
‫عالیه.

36
00:01:13,360 --> 00:01:15,330
‫دستا بالا!

37
00:01:16,850 --> 00:01:19,040
‫این هم پول.

38
00:01:19,240 --> 00:01:20,680
‫هارلم؟ مال منه.

39
00:01:25,430 --> 00:01:29,180
‫ما در سال 1964 دیگه حس نمی‌کنیم...

40
00:01:29,380 --> 00:01:30,310
‫که باید بشینیم و ببینیم...

41
00:01:30,510 --> 00:01:32,700
‫که یه جور حقوق مدنی بهمون داده می‌شه یا نه.

42
00:01:32,900 --> 00:01:34,230
‫نه. ما همین الان می‌خوایمش،

43
00:01:34,430 --> 00:01:36,660
‫وگرنه به نظرمون هیچکس نباید از این حقوق برخوردار باشه.

44
00:01:47,620 --> 00:01:49,550
‫- کو، چه خبرا؟
‫- همه چیز خوبه.

45
00:01:49,750 --> 00:01:50,680
‫- جدی؟
‫- آره.

46
00:01:50,880 --> 00:01:51,770
‫خیله خب.

47
00:01:51,970 --> 00:01:55,200
‫رفتار افرادم چطور بوده؟

48
00:01:55,400 --> 00:01:57,080
‫خب، یه چند باری پستچی رو ترسوندن.

49
00:01:59,230 --> 00:02:00,860
‫همسایه‌ها ناراحت شده بودن.

50
00:02:01,060 --> 00:02:02,730
‫تا این که فهمیدن الان دارن...

51
00:02:02,930 --> 00:02:04,600
‫توی امن‌ترین محله کوئینز زندگی می‌کنن.

52
00:02:06,720 --> 00:02:08,350
‫خوبه، خوبه.

53
00:02:08,550 --> 00:02:12,390
‫آره، همسایه‌هام تقریبا به اندازه من قدردانتن.

54
00:02:14,650 --> 00:02:16,230
‫می‌دونی که اگه این سفر احمقانه به آفریقا رو بری...

55
00:02:16,420 --> 00:02:17,750
‫نمی‌تونم ازت محافظت کنم دیگه؟

56
00:02:17,950 --> 00:02:19,750
‫فقط واسه این می‌رم که می‌دونم...

57
00:02:19,950 --> 00:02:22,620
‫افرادت اینجان که از خانواده‌ام محافظت کنن.

58
00:02:22,820 --> 00:02:25,670
‫می‌کنن. قول می‌دم.

59
00:02:25,870 --> 00:02:28,060
‫می‌خوام الیس رو هم به عنوان منشیم...

60
00:02:28,260 --> 00:02:29,410
‫با خودم ببرم.

61
00:02:29,610 --> 00:02:31,410
‫می‌تونه بعد از سفرم به مکه بهم بپیونده.

62
00:02:31,610 --> 00:02:33,370
‫الیس؟

63
00:02:33,570 --> 00:02:34,770
‫نمی‌تونم همچین اجازه‌ای بهتون بدم.

64
00:02:34,960 --> 00:02:36,420
‫اون باید اینجا باشه
‫تا از مارگارت مراقبت کنه.

65
00:02:36,620 --> 00:02:39,730
‫مطمئنم میمی می‌تونه یکی دو هفته از پس کارا بربیاد.

66
00:02:39,930 --> 00:02:43,300
‫این فرصت فوق‌العاده‌ایه.

67
00:02:43,500 --> 00:02:46,520
‫بامپی، اون خیلی پتانسیل داره.

68
00:02:46,720 --> 00:02:48,520
‫از خیلی جهات دقیقا مثل خودته.

69
00:02:48,720 --> 00:02:50,770
‫این تعریف بود؟

70
00:02:53,680 --> 00:02:58,170
‫دوست من، فکر نمی‌کنی تصمیمش باید با اون باشه؟

71
00:03:00,690 --> 00:03:03,270
‫دلیلم برای رفتن به این سفر احمقانه نیست.

72
00:03:03,470 --> 00:03:06,280
‫برای تشکیل اتحاد با رهبران آفریقایی می‌رم.

73
00:03:06,470 --> 00:03:08,150
‫اگه قراره پیروز این نبرد برای آزادی توی کشورمون بشیم...

74
00:03:08,350 --> 00:03:09,670
‫به کمکشون نیاز دارم.

75
00:03:09,870 --> 00:03:12,370
‫فکر خوبیه.

76
00:03:12,570 --> 00:03:13,800
‫شاید اونا بتونن چند نفر بهم قرض بدن...

77
00:03:14,000 --> 00:03:15,460
‫تا بتونم با ایتالیایی‌ها مقابله کنم. نظرت چیه؟

78
00:03:17,830 --> 00:03:20,940
‫متوجه شده‌ام که من و تو معتقدیم...

79
00:03:21,140 --> 00:03:24,200
‫که خودمون می‌تونیم همه مشکلاتمون رو حل کنیم.

80
00:03:26,850 --> 00:03:27,770
‫نمی‌تونیم.

81
00:03:37,510 --> 00:03:39,480
‫خانم آلن، بابت همه چیز ممنونم.
‫یکشنبه می‌بینمتون.

82
00:03:47,740 --> 00:03:49,930
‫خانم جانسون، عذر می‌خوام.

83
00:03:50,130 --> 00:03:53,280
‫باعث افتخار رئیسمه که چند دقیقه از وقتتون رو در اختیارش قرار بدین.

84
00:03:53,480 --> 00:03:56,330
‫شما؟ رئیست کیه؟

85
00:03:56,520 --> 00:03:58,850
‫نگران نباشین. بهتون اطمینان می‌دم که خطری
‫تهدیدتون نمی‌کنه.

86
00:03:59,050 --> 00:04:01,630
‫پای بره توی گرما خراب می‌شه.

87
00:04:01,830 --> 00:04:04,330
‫- واقعا بهتره برم.
‫- می‌تونیم برسونیمتون.

88
00:04:04,530 --> 00:04:06,900
‫خونه‌تون توی لنوکس تراسه، درسته؟

89
00:04:07,100 --> 00:04:08,850
‫هیچ زحمتی هم نیست.

90
00:04:15,900 --> 00:04:17,520
‫خانم جانسون.

91
00:04:17,720 --> 00:04:21,220
‫من جو کولومبوئم.
‫آشنایی باهاتون باعث افتخاره. بفرمایین.

92
00:04:34,010 --> 00:04:40,010
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

93
00:04:40,012 --> 00:04:44,012
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

94
00:04:46,014 --> 00:04:49,014
‫«قسمت دوم فصل سوم»
‫«آلزادو»

95
00:06:06,520 --> 00:06:07,850
‫اون قصابی چطوره؟

96
00:06:08,050 --> 00:06:10,460
‫شنیده‌ام سرراسته‌هاش توی هارلم نظیر ندارن.

97
00:06:10,660 --> 00:06:12,070
‫نوشیدنی میل دارین؟

98
00:06:12,270 --> 00:06:13,640
‫شوهرم از این که توی روز روشن...

99
00:06:13,840 --> 00:06:16,330
‫سوارم کردی خوشش نمیاد.

100
00:06:16,530 --> 00:06:19,420
‫من هم می‌خوام در مورد همین باهاتون صحبت کنم، شوهرتون.

101
00:06:19,620 --> 00:06:22,650
‫بر کسی پوشیده نیست که شما محرم اسرارشین.

102
00:06:22,840 --> 00:06:25,820
‫شنیده‌ام که شما، به قول ما اهالی سیسیلی،

103
00:06:26,020 --> 00:06:27,430
‫کانسیه‌اشین.
‫(کلمه ایتالیایی به معنای مشاور)

104
00:06:28,630 --> 00:06:30,130
‫بعید می‌دونم.

105
00:06:30,330 --> 00:06:33,480
‫گفتم شما می‌تونین کمکش کنین ارزش...

106
00:06:33,680 --> 00:06:35,350
‫پیشنهادی که دارم بهش می‌دم رو بفهمه.

107
00:06:35,550 --> 00:06:37,750
‫من نمی‌تونم انقدر روش تاثیر بذارم.

108
00:06:37,950 --> 00:06:42,360
‫پارسال درآمد کسب و کار قطعات ماشینم 12 میلیون دلار بود.

109
00:06:42,560 --> 00:06:44,490
‫به شوهرتون پیشنهاد دادم که یه سهمی ازش داشته باشه.

110
00:06:44,690 --> 00:06:46,800
‫یه سهم درست و حسابی.

111
00:06:47,000 --> 00:06:51,670
‫در ازای تقسیم سود فروش مواد مخدر توی هارلم.

112
00:06:52,800 --> 00:06:54,590
‫من روی قاضیا...

113
00:06:54,790 --> 00:06:57,030
‫و پلیسا نفوذ دارم.

114
00:06:57,230 --> 00:06:59,640
‫می‌تونم کاری کنم که پای شوهرتون به زندان نرسه.

115
00:07:04,710 --> 00:07:07,730
‫یه لیوان نوشیدنی می‌خورم.

116
00:07:07,930 --> 00:07:09,120
‫ویسکی بدون یخ خوبه؟

117
00:07:17,070 --> 00:07:19,750
‫فقط باهاش صحبت کنین.

118
00:07:19,950 --> 00:07:23,610
‫بهش بگین که نیت من دوستیه،
‫که اصلا دنبال خشونت و درگیری نیستم.

119
00:07:24,310 --> 00:07:26,580
‫به سلامتی.

120
00:07:31,050 --> 00:07:32,760
‫خونش رو می‌ریزم!

121
00:07:32,960 --> 00:07:34,370
‫السوورث!

122
00:07:34,570 --> 00:07:37,810
‫همینجوریش هم اعصابم به اندازه کافی خرده.

123
00:07:38,010 --> 00:07:40,770
‫اون قطعا پاش رو از گلیمش درازتر کرده،
‫ولی بهم آسیبی نزد.

124
00:07:40,970 --> 00:07:42,120
‫به تخممم نیست که باهات خاله بازی کرده یا چی.

125
00:07:42,320 --> 00:07:45,730
‫تو خط قرمز منی.

126
00:07:45,930 --> 00:07:48,070
‫ببین کی داره از خط قرمز حرف می‌زنه.

127
00:07:49,680 --> 00:07:52,740
‫زیر پیانوی مارگارت تفنگ قایم کرده بودی؟

128
00:07:52,930 --> 00:07:55,510
‫پر نیست. ولی پر می‌شه.

129
00:07:56,990 --> 00:07:58,180
‫می‌دونی، شاید تو و این کولومبو...

130
00:07:58,370 --> 00:08:00,660
‫بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی شبیه هم باشین.

131
00:08:00,860 --> 00:08:02,090
‫کسی که انقدر جسوره...

132
00:08:02,290 --> 00:08:03,660
‫که زن بامپی جانسون رو وسط خیابون بکشه توی ماشینش...

133
00:08:03,860 --> 00:08:05,230
‫با اونی که حاضره...

134
00:08:05,430 --> 00:08:08,100
‫واسه صاف کردن بدهیش با یه سفیدپوست...

135
00:08:08,300 --> 00:08:10,880
‫از مردم خودش دزدی کنه فرق چندانی نداره.

136
00:08:11,080 --> 00:08:13,150
‫آره، می‌دونم چیکار کردی.

137
00:08:13,350 --> 00:08:15,890
‫فکر می‌کنی من احمقم؟

138
00:08:16,090 --> 00:08:17,850
‫هیچ اتفاقی برای بانک نمی‌افته.

139
00:08:18,050 --> 00:08:19,850
‫اصلا پول دولت بود.

140
00:08:20,050 --> 00:08:22,110
‫اونا برش می‌گردونن.

141
00:08:22,310 --> 00:08:24,940
‫در هر صورت که بهمون بدهکارن.
‫اصلا روش برچسب جبران مافات بزن.

142
00:08:25,140 --> 00:08:26,990
‫تو رک و پوست کنده...

143
00:08:27,190 --> 00:08:28,950
‫از یه نهاد ایالتی دزدی کردی.

144
00:08:29,140 --> 00:08:32,910
‫داری روز به روز پست‌تر می‌شی.

145
00:08:33,110 --> 00:08:33,990
‫حداقل این یارو کولومبو گفت انقدری نفوذ داره...

146
00:08:34,190 --> 00:08:35,210
‫که نذاره بیفتی زندان.

147
00:08:35,410 --> 00:08:36,780
‫تو حرف اون بی‌ناموس رو باور می‌کنی؟

148
00:08:36,980 --> 00:08:38,170
‫معلومه که همچین حرفی زده.

149
00:08:38,370 --> 00:08:39,700
‫حاضره هر چیزی بگه
‫تا من جیره‌خورش بشم.

150
00:08:39,890 --> 00:08:42,000
‫نمی‌خوام تو جیره‌خور کسی بشی.

151
00:08:42,200 --> 00:08:43,830
‫لامصب اگه دست من بود
‫که یه پست پشت میزی برات جور می‌کردم.

152
00:08:44,030 --> 00:08:46,140
‫اینطوری واسه خودم و بلندپروازی‌هام هم بهتر می‌شد.

153
00:08:46,340 --> 00:08:48,090
‫این دیگه چه کسشری بود؟

154
00:08:50,040 --> 00:08:53,830
‫فقط بهش فکر کن.
‫فقط همین رو ازت می‌خوام.

155
00:08:56,350 --> 00:08:58,630
‫بهتره قبل از این که بری بیرون آروم بشی.

156
00:09:02,440 --> 00:09:05,680
‫«پچ‌پچ گنگ روح انسان...

157
00:09:05,880 --> 00:09:09,800
‫در نهایت در سرزمین مقدس به وضوح شنیده خواهد شد.»

158
00:09:11,670 --> 00:09:13,690
‫حداقل این چیزیه که به گوشم رسیده.

159
00:09:13,890 --> 00:09:15,860
‫مطمئنم خداوند موقع حج...

160
00:09:16,060 --> 00:09:17,210
‫شگفتی‌های زیادی رو بهت وحی می‌کنه.

161
00:09:17,410 --> 00:09:19,130
‫چقدر خوش‌شانسی که می‌تونی بری.

162
00:09:19,330 --> 00:09:22,860
‫خواهر، به مقوله سفر علاقه‌مندی؟

163
00:09:23,770 --> 00:09:25,780
‫هر بار که سوار متروی نیویورک می‌شم
‫حداقل سه‌تا زبون خارجی به گوشم می‌رسه.

164
00:09:25,980 --> 00:09:27,000
‫تا حالا حتی به بروکلین هم نرفتم.

165
00:09:28,990 --> 00:09:31,220
‫خیلی دوست دارم که بعد از سفرم به مکه...

166
00:09:31,420 --> 00:09:33,750
‫باهام به آفریقا بیای.

167
00:09:33,950 --> 00:09:37,010
‫برای تنظیم و سازماندهی به امورم
‫به یه دستیار اجرایی نیاز پیدا می‌کنم.

168
00:09:37,210 --> 00:09:39,100
‫باهات به آفریقا سفر کنم؟

169
00:09:39,300 --> 00:09:41,670
‫کی بهتر از تو؟

170
00:09:41,870 --> 00:09:43,540
‫باید برات گذرنامه بگیریم.

171
00:09:43,740 --> 00:09:46,330
‫تو، من و بتی با هم می‌ریم آفریقا، چه شود.

172
00:09:46,530 --> 00:09:48,190
‫بتی خونه می‌مونه.

173
00:09:49,890 --> 00:09:51,850
‫همه چیز رو به راهه؟
‫اومدن من از نظرش اشکالی نداره؟

174
00:09:52,050 --> 00:09:53,940
‫راستش فکر خودش بود.

175
00:09:54,140 --> 00:09:57,810
‫شاید می‌دونه حواست حسابی بهم هست
‫که دست از پا خطا نکنم.

176
00:10:01,510 --> 00:10:03,820
‫من و مارگارت تازه جغرافیا رو شروع کردیم.

177
00:10:04,020 --> 00:10:06,220
‫خیلی خوب داره پیش می‌ره.

178
00:10:06,420 --> 00:10:08,870
‫تحصیلاتش رو توی خونه پیش می‌برم.

179
00:10:09,070 --> 00:10:11,050
‫چه کاری بهتر از رفتن به جاهایی که...

180
00:10:11,250 --> 00:10:14,910
‫روی نقشه به مارگارت نشون می‌دی، برای آموزشش بهتر؟

181
00:10:21,090 --> 00:10:22,670
‫اون کصخل چه گوهی خورده؟

182
00:10:22,870 --> 00:10:24,150
‫کصخلمون کردی دیگه؟!

183
00:10:24,350 --> 00:10:25,710
‫حالا دیگه مرام شما بی‌ناموسا اینه؟

184
00:10:25,910 --> 00:10:27,850
‫زن ملت رو از پیاده‌روهای تخمی کش می‌رین؟

185
00:10:28,050 --> 00:10:29,890
‫بامپی، ما زنا و بچه‌ها رو درگیر...

186
00:10:30,090 --> 00:10:31,200
‫کار کوفتیمون نمی‌کنیم.

187
00:10:31,400 --> 00:10:32,680
‫این بخشی از...سیکتیر بابا!

188
00:10:32,880 --> 00:10:34,330
‫همه‌تون سیکتیر کنین،‌ همه‌تون!

189
00:10:34,530 --> 00:10:37,030
‫این که پیشاپیش دارم بهت می‌گم...

190
00:10:37,230 --> 00:10:39,600
‫می‌خوام این بی‌ناموس رو بکشم،
‫نشونه احترامم به هیئت رئیساست.

191
00:10:39,800 --> 00:10:40,950
‫بس کن.

192
00:10:41,150 --> 00:10:42,910
‫اون کیری رئیسه، کسی قرار نیست رئیسا رو بکشه.

193
00:10:43,100 --> 00:10:46,340
‫بیا دیگه. بگیر بشین.

194
00:10:46,540 --> 00:10:48,910
‫دهنت سرویس،‌ واقعا فکر می‌کنی الان وقت جنگه؟

195
00:10:49,110 --> 00:10:51,960
‫اون یهودی جاکش، مورگنتاو کیری رو می‌گم...

196
00:10:52,160 --> 00:10:54,130
‫با جوجه سربازاش کرده تو کونمون.

197
00:10:54,330 --> 00:10:55,610
‫الان وقت این کاراست؟

198
00:10:55,810 --> 00:10:56,880
‫فعلا فرض می‌کنم که...

199
00:10:57,080 --> 00:10:58,830
‫در مورد شما ایتالیایی‌ها خط قرمزی وجود نداره...

200
00:10:59,030 --> 00:11:00,100
‫تا وقتی که کولومبو رو ادب کنین.

201
00:11:00,300 --> 00:11:02,320
‫بس کن بابا.
‫من طرف توئم.

202
00:11:02,520 --> 00:11:05,930
‫گهی که کولومبو با زنت زده مایه آبروریزیه.

203
00:11:06,130 --> 00:11:07,710
‫ولی بامپی، هر چقدر هم که اشتباه بوده باشه...

204
00:11:07,910 --> 00:11:09,440
‫یه خراش هم روی زنت ننداخته.

205
00:11:12,140 --> 00:11:16,030
‫تامی، ما چندین دهه‌ست که همدیگه رو می‌شناسیم.

206
00:11:16,220 --> 00:11:19,940
‫خودت می‌ذاری یه مرد دیگه زنت رو برخلاف اراده‌اش...

207
00:11:20,140 --> 00:11:21,670
‫سوار ماشین کنه؟

208
00:11:23,070 --> 00:11:25,120
‫بامپی، بهت قول می‌دم...

209
00:11:25,320 --> 00:11:27,950
‫که کولومبوی کیری رو ادب کنم.

210
00:11:28,150 --> 00:11:29,680
‫این کافی نیست.

211
00:11:31,120 --> 00:11:32,130
‫ببین چی می‌گم.

212
00:11:32,330 --> 00:11:34,870
‫جمعه شب...ساعت هفت بیا اینجا.

213
00:11:35,070 --> 00:11:37,260
‫تو، من و سران خانواده‌ها اینجا جمع می‌شیم...

214
00:11:37,460 --> 00:11:39,180
‫و قضیه هارلم رو کلا حل و فصل می‌کنیم.

215
00:11:39,380 --> 00:11:40,880
‫بهتر شد.

216
00:11:41,080 --> 00:11:42,750
‫ولی اگه اون حد و مرزا رو زیر پا بذاره...

217
00:11:42,950 --> 00:11:44,840
‫یعنی همه‌تون این کار رو کردین...

218
00:11:45,040 --> 00:11:46,230
‫اون موقع من هم می‌زنم به سیم آخر...

219
00:11:46,430 --> 00:11:47,880
‫و باهاتون درمی‌افتم.

220
00:12:01,800 --> 00:12:03,860
‫مالکوم تو رو به آفریقا دعوت کرده؟

221
00:12:04,060 --> 00:12:05,680
‫دستیارش می‌شم.

222
00:12:05,880 --> 00:12:08,340
‫باورم نمی‌شه انقدر بهم اعتماد کنه، مثل یه محرم اسرار.

223
00:12:08,540 --> 00:12:10,250
‫این فرصت فوق‌العاده‌ایه...

224
00:12:10,450 --> 00:12:12,690
‫ولی بتی مشکلی نداره؟

225
00:12:12,890 --> 00:12:14,210
‫فکر خودش بود که من با مالکوم برم.

226
00:12:14,410 --> 00:12:16,130
‫چمدوناتون رو ببندین. شما دوتا و مارگارت...

227
00:12:16,330 --> 00:12:17,830
‫قراره برین کارولینای جنوبی، خونه مادرت.

228
00:12:18,030 --> 00:12:19,960
‫- چی می‌گی تو؟
‫- کارولینای جنوبی؟

229
00:12:20,160 --> 00:12:21,870
‫حس می‌کنم قراره بین من و ایتالیایی‌ها...

230
00:12:22,070 --> 00:12:23,310
‫جنگ بشه.

231
00:12:23,510 --> 00:12:24,960
‫پیشنهاد کولومبو چی شد؟

232
00:12:25,160 --> 00:12:26,970
‫اون غیر قابل پیش‌بینیه.
‫خدا می‌دونه قدم بعدیش چیه.

233
00:12:27,170 --> 00:12:28,310
‫چند هفته طول کشید تا مارگارت اغتشاشات رو هضم کنه.

234
00:12:28,510 --> 00:12:29,970
‫تازه می‌تونه شبا راحت بخوابه.

235
00:12:30,170 --> 00:12:31,270
‫السوورث، ما نمی‌ریم.

236
00:12:31,470 --> 00:12:33,020
‫من کلی کار دارم.

237
00:12:33,210 --> 00:12:35,190
‫بابا همین امروز یکی وسط خیابون به زور سوار ماشینت کرده...

238
00:12:35,390 --> 00:12:37,060
‫اونوقت نگران منشی‌گری پاولی؟

239
00:12:37,260 --> 00:12:39,150
‫کشیش پاول و این مردم روی من حساب می‌کنن.

240
00:12:39,350 --> 00:12:40,360
‫من همینجا می‌مونم.

241
00:12:42,930 --> 00:12:46,940
‫ببین، این درخواست نیست، خب؟

242
00:12:47,140 --> 00:12:51,290
‫دفعه قبلی که رفتیم جنوب،
‫به زور خوابم می‌برد، مارگارت هم همینطور.

243
00:12:51,490 --> 00:12:55,120
‫چه کابوسایی داشتیم.

244
00:12:55,320 --> 00:12:59,220
‫حالا هم...حالا هم می‌گی قراره جنگ بشه،
‫جنگی که به راحتی می‌تونی جلوش رو...

245
00:12:59,410 --> 00:13:01,260
‫باشه.

246
00:13:01,460 --> 00:13:03,130
‫الیس، نظرت چیه تو مارگارت رو ببری کارولینای جنوبی...

247
00:13:03,330 --> 00:13:04,740
‫پیش مادر میمی؟

248
00:13:04,940 --> 00:13:06,790
‫حداقل تا وقتی که اوضاع یکم آروم بشه، خب؟

249
00:13:06,990 --> 00:13:08,880
‫مالکوم الیس رو دعوت کرده که توی سفر به آفریقا همراهیش کنه.

250
00:13:09,080 --> 00:13:10,840
‫آره، بهم گفت.

251
00:13:11,040 --> 00:13:13,000
‫ولی الان نمی‌شه.

252
00:13:20,000 --> 00:13:21,450
‫افرادمون چقدره؟

253
00:13:21,650 --> 00:13:23,810
‫اگه بچه‌های انبار رو هم در نظر بگیری،
‫55تا خودمون داریم.

254
00:13:24,000 --> 00:13:25,020
‫گروه‌ها چی؟

255
00:13:25,220 --> 00:13:26,420
‫«کمانچی‌ها»...

256
00:13:26,620 --> 00:13:28,460
‫و «ایست ساید بویز» که جیره بگیر خودمونن...

257
00:13:28,660 --> 00:13:32,810
‫بعلاوه 12 نفر از بهترین افرادمون
‫که محافظ مالکومن.

258
00:13:33,010 --> 00:13:35,340
‫اونا از جاشون تکون نمی‌خورن.

259
00:13:35,540 --> 00:13:36,770
‫بقیه گروه‌ها چی؟

260
00:13:36,970 --> 00:13:38,080
‫از وقتی که نتونستیم هروئین رو جور کنیم...

261
00:13:38,280 --> 00:13:39,430
‫دکمون می‌کنن.

262
00:13:39,630 --> 00:13:40,910
‫«ریپرها»، «سَوج اِسکالز»...

263
00:13:41,110 --> 00:13:43,220
‫و «گالیمن‌ها» باهامون چپ افتاده‌ان.

264
00:13:43,420 --> 00:13:46,180
‫وقتی جنسای مارسی برسن هم کولومبو بهشون...

265
00:13:46,370 --> 00:13:49,130
‫قول یه خط فروش مستقیم رو می‌ده.

266
00:13:49,330 --> 00:13:53,440
‫اگه اونا رو جذب کنه، بگا می‌ریم.

267
00:13:53,640 --> 00:13:54,920
‫رهبراشون رو اینجا جمع کنین.

268
00:13:55,120 --> 00:13:58,100
‫کینگستون، بون و جرالد از اسکالز.

269
00:13:58,300 --> 00:13:59,840
‫- می‌خوام ببینمشون.
‫- چیکار می‌خوای بکنی؟

270
00:14:00,040 --> 00:14:01,840
‫می‌گی بخاطر هروئین باهامون چپ افتادن، درسته؟

271
00:14:02,040 --> 00:14:04,190
‫آره.

272
00:14:04,390 --> 00:14:05,620
‫قراره چیزی که می‌خوان رو بهشون بدم.

273
00:14:10,410 --> 00:14:11,420
‫من رو ببین.

274
00:14:11,620 --> 00:14:14,250
‫من پدرت رو می‌شناختم.

275
00:14:14,450 --> 00:14:16,120
‫آره، راست می‌گی.

276
00:14:16,320 --> 00:14:18,900
‫بابام می‌گفت که با هم دوست بودین.

277
00:14:19,100 --> 00:14:21,250
‫دوست؟ اون کیری هرگز دوست من نبود.

278
00:14:21,450 --> 00:14:23,040
‫آدم گهی بود.

279
00:14:23,240 --> 00:14:25,430
‫دستورات به تخمش هم نبودن.

280
00:14:25,630 --> 00:14:27,870
‫خودت هم می‌دونی که آدم وفاداری بود.

281
00:14:28,070 --> 00:14:30,000
‫حقش این نبود که اونطوری بمیره.

282
00:14:30,200 --> 00:14:32,530
‫منظورت توی ماشین با شلوار پایین‌کشیده...

283
00:14:32,730 --> 00:14:34,350
‫و سر دوست‌دخترش لای پاشه؟

284
00:14:34,550 --> 00:14:36,830
‫به نظر من این از سرش هم زیادی بود.

285
00:14:37,030 --> 00:14:38,880
‫این رو به مادرم بگو
‫که هنوز هم عزادارشه.

286
00:14:39,080 --> 00:14:41,190
‫اگه حواس کیریت رو جمع نکنی...

287
00:14:41,390 --> 00:14:42,880
‫مادرت باید واسه یه چیز دیگه عزا بگیره.

288
00:14:43,080 --> 00:14:44,320
‫ببین، پدرت...

289
00:14:44,520 --> 00:14:47,500
‫فکر می‌کرد بیشتر از رئیسای کوفتی بارشه.

290
00:14:47,700 --> 00:14:50,150
‫کم کم دارم می‌بینم که پسر کیری...

291
00:14:50,350 --> 00:14:51,500
‫کو ندارد نشان از پدر تخمی و اینا.

292
00:14:51,700 --> 00:14:53,290
‫یادت نره که من الان خودم یه رئیسم.

293
00:14:53,490 --> 00:14:56,290
‫با زن بامپی چه گوهی می‌خوردی؟

294
00:14:56,490 --> 00:14:58,120
‫می‌خوای با این کاکاسیاه‌ها جنگ راه بندازی؟

295
00:14:58,320 --> 00:14:59,420
‫دارم سعی می‌کنم جلوی جنگ رو بگیرم.

296
00:14:59,620 --> 00:15:02,510
‫کص‌مشنگ، نزدیک بامپی و زنش نشو.

297
00:15:02,710 --> 00:15:05,340
‫وگرنه ممکنه عاقبتت مثل آقات بشه، افتاد؟

298
00:15:05,540 --> 00:15:08,000
‫من رو باش که دارم سعی می‌کنم هارلم رو برات جور کنم...

299
00:15:08,200 --> 00:15:09,610
‫اونوقت تو فقط ایراد می‌گیری.

300
00:15:09,810 --> 00:15:13,510
‫کولومبو، من از طرف همه رئیسا صحبت می‌کنم، خب؟

301
00:15:16,520 --> 00:15:19,530
‫فقط محض اطلاعت، من و خانم جانسون...

302
00:15:19,730 --> 00:15:21,010
‫صحبت دوستانه‌ای داشتیم.

303
00:15:21,210 --> 00:15:22,450
‫نشنیدی چه زری زدم؟

304
00:15:22,640 --> 00:15:24,350
‫جوش نزن بابا. گرفتم چی می‌گی.

305
00:15:27,090 --> 00:15:29,020
‫تام، از غذات لذت ببر.

306
00:15:29,220 --> 00:15:33,370
‫فقط محض اطلاعت می‌گم،
‫من اصلا شبیه پدرم نیستم.

307
00:15:40,240 --> 00:15:41,510
‫بامپی، چرا ما رو این پایین جمع کردی؟

308
00:15:41,710 --> 00:15:43,550
‫می‌بینین.

309
00:15:43,750 --> 00:15:45,290
‫دادا، چرا اومدیم اینجا؟

310
00:15:45,490 --> 00:15:47,380
‫یه نگاهی بندازین.

311
00:15:47,580 --> 00:15:49,040
‫با خانواده ریزوتوی مونترالی...

312
00:15:49,240 --> 00:15:50,910
‫300 کیلو معامله کردم.

313
00:15:51,110 --> 00:15:54,220
‫این باید واسه جبران هروئین از دست رفته کافی باشه.

314
00:15:54,420 --> 00:15:56,390
‫بامپی، به حرفت عمل کردی.

315
00:15:56,590 --> 00:16:02,960
‫قبل از این که هر چقدر بخواین بهتون بدم،
‫یه مسئله دیگه هم هست.

316
00:16:03,160 --> 00:16:06,100
‫کینگستون، به گوشم رسیده که یه مشکلی داریم.

317
00:16:06,300 --> 00:16:08,670
‫کولومبو قول داده که از واردات بعدیش بهمون یه سهمی بده...

318
00:16:08,860 --> 00:16:10,230
‫به صورت کلی فروشی.

319
00:16:10,430 --> 00:16:13,240
‫این مال قبل از این بود
‫که تو به حرفت عمل کنی.

320
00:16:13,430 --> 00:16:15,450
‫پس مشکلی نداریم.

321
00:16:15,650 --> 00:16:17,270
‫تا وقتی این جنس سالم باشه.

322
00:16:19,540 --> 00:16:21,070
‫آره.

323
00:16:21,270 --> 00:16:22,540
‫سالمه.

324
00:16:27,370 --> 00:16:28,690
‫- این هم هروئینت.
‫- پشمام!

325
00:16:28,880 --> 00:16:30,420
‫چه گوهی خوردی؟

326
00:16:45,610 --> 00:16:46,750
‫برگردین پیش افرادتون.

327
00:16:46,950 --> 00:16:50,530
‫یا با منین، یا می‌میرین.

328
00:17:03,480 --> 00:17:05,460
‫خب، خوب به نظر میاد.

329
00:17:05,660 --> 00:17:07,330
‫گویا خوب خوابیده.

330
00:17:07,530 --> 00:17:09,070
‫این کیری رو از کجا آوردی؟

331
00:17:09,270 --> 00:17:10,770
‫یه نقاش کاردرست توی روستا هست...

332
00:17:10,970 --> 00:17:13,560
‫که چند هزارتایی به چین بدهکار بود،
‫واسه همین به جاش این رو بهم داد.

333
00:17:13,760 --> 00:17:15,120
‫به نظرت ارزشش رو داشت؟

334
00:17:15,320 --> 00:17:17,340
‫نه. بعد از این که دماغش رو شکوندم اِخ کرد...

335
00:17:17,540 --> 00:17:18,560
‫ولی باز هم نقاشی رو برداشتم.

336
00:17:18,760 --> 00:17:20,040
‫آقایون محترم، زمان من محدوده.

337
00:17:20,240 --> 00:17:21,300
‫این وکیلای یهودی...

338
00:17:21,500 --> 00:17:22,700
‫ساعتی پول می‌گیرن، می‌دونی؟

339
00:17:22,900 --> 00:17:24,740
‫همه وکیلا اینطوری‌ان.

340
00:17:24,940 --> 00:17:27,560
‫باشه، خیله خب،
‫یه چند دقیقه تنهامون بذار.

341
00:17:31,700 --> 00:17:33,180
‫در رو ببند.

342
00:17:37,390 --> 00:17:40,240
‫پیغامم رو به آقای جیگانته رسوندی؟

343
00:17:40,430 --> 00:17:43,980
‫بله. چین مشکلت با بقیه رئیسا و خواسته‌ات...

344
00:17:44,180 --> 00:17:46,720
‫مبنی بر تصاحب هارلم رو می‌فهمه.

345
00:17:46,920 --> 00:17:50,200
‫پس می‌دونه که منافع من و اون یکی‌ان.

346
00:17:50,400 --> 00:17:53,500
‫این رو مشخصا گفت، ولی...

347
00:17:54,630 --> 00:17:56,510
‫ولی چی؟

348
00:17:56,710 --> 00:17:59,560
‫اگه می‌خواد من هارلم و بامپی جانسون رو تصاحب کنم...

349
00:17:59,760 --> 00:18:02,080
‫به نفوذش روی بقیه رئیسا نیاز پیدا می‌کنم.

350
00:18:02,280 --> 00:18:04,300
‫اونا می‌دونن هارلم کیری مثل معدن طلاست.

351
00:18:04,500 --> 00:18:06,780
‫آقای کولومبو، تا جایی که من می‌دونم، آقای جیگانته...

352
00:18:06,980 --> 00:18:10,650
‫حاضره به یه شرط ازت حمایت کنه.

353
00:18:12,350 --> 00:18:13,400
‫چه شرطی؟

354
00:18:13,600 --> 00:18:15,610
‫که از دخترش محافظت کنی.

355
00:18:19,220 --> 00:18:21,880
‫دخترش؟ آخه اون به چه محافظتی نیاز داره؟

356
00:18:27,450 --> 00:18:30,680
‫ما می‌دونیم که یکی دیگه از خانواده‌ها...

357
00:18:30,880 --> 00:18:33,160
‫قصد جونش رو داره.

358
00:18:33,360 --> 00:18:34,510
‫- چرا؟
‫- اینش مهم نیست.

359
00:18:34,710 --> 00:18:36,420
‫اون گم شده.

360
00:18:36,620 --> 00:18:39,890
‫شما پیداش کن و ازش محافظت کن،
‫چین هم کاری که می‌خوای رو می‌کنه.

361
00:18:43,290 --> 00:18:44,780
‫نظری داری که کجاست؟

362
00:18:44,980 --> 00:18:47,130
‫آقای کولومبو، این کار شماست.

363
00:18:47,330 --> 00:18:51,210
‫ولی آخرین کسی که اون رو دیده،
‫همسر چین بوده، الیمپیا.

364
00:18:55,950 --> 00:18:58,400
‫فکر می‌کردم چندین سال طول بکشه
‫تا به زندگی توی فیلادلفیا عادت کنم...

365
00:18:58,600 --> 00:19:00,580
‫ولی فرق زیادی با زندگی توی هارلم نداره.

366
00:19:00,780 --> 00:19:04,230
‫- چطور؟
‫- اینجا هم اغتشاش می‌شه.

367
00:19:04,430 --> 00:19:06,710
‫پلیسا نزدیک‌تر از دو محله اونورتر یه زن رو کتک زدن.

368
00:19:06,910 --> 00:19:08,800
‫اسمش ادسا بردفورده.

369
00:19:09,000 --> 00:19:10,410
‫ملت شروع به اعتراض کردن...

370
00:19:10,610 --> 00:19:12,370
‫تا به خودمون اومدیم،‌
‫دیدیم که شهر به آتیش کشیده شده.

371
00:19:12,570 --> 00:19:14,420
‫چقدر وحشتناک.

372
00:19:14,620 --> 00:19:18,590
‫مافیای ایتالیایی هم اینجا هست،
‫ولی مطمئنم خودت این رو می‌دونی.

373
00:19:18,790 --> 00:19:21,470
‫آره، دقیقا مثل محله خودمونه.

374
00:19:21,670 --> 00:19:24,820
‫من هم برای همین باید در اسرع وقت از اینجا برم.

375
00:19:25,020 --> 00:19:27,300
‫- کجا بری؟
‫- پاریس.

376
00:19:27,500 --> 00:19:29,340
‫البته وقتی که بتونم به اندازه کافی پول جمع کنم.

377
00:19:29,540 --> 00:19:32,430
‫شهر نور.

378
00:19:32,630 --> 00:19:34,780
‫ولی چرا انقدر دور؟

379
00:19:34,980 --> 00:19:38,310
‫یه اتفاق وحشتناکی توی هارلم افتاد.

380
00:19:38,510 --> 00:19:39,570
‫دیگه نمی‌تونم برگردم خونه.

381
00:19:39,770 --> 00:19:41,740
‫این رو که فهمیدم، ولی چی شده؟

382
00:19:43,700 --> 00:19:44,790
‫استلا، لطفا بهم بگو.

383
00:19:44,990 --> 00:19:46,490
‫قوه تخیلم از هر چیزی که بگی...

384
00:19:46,690 --> 00:19:48,270
‫خیلی بدتر عمل می‌کنه‌ها.

385
00:19:50,490 --> 00:19:53,460
‫یکی رو کشتم.

386
00:19:53,650 --> 00:19:56,760
‫یکی رو اجیر کرده بودن که من رو بکشه،
‫دفاع از خود هم بود.

387
00:19:56,960 --> 00:19:58,800
‫پدرت این کار رو کرده؟

388
00:20:00,540 --> 00:20:02,190
‫مادرخوانده‌ام.

389
00:20:03,590 --> 00:20:04,770
‫یا خود خدا.

390
00:20:04,970 --> 00:20:07,600
‫خانواده خوبی دارم، نه؟

391
00:20:07,800 --> 00:20:10,910
‫فکر می‌کردم خانواده واسه ایتالیایی‌ها مقدسی، چیزی باشه.

392
00:20:11,110 --> 00:20:12,820
‫واسه ما اینطور نیست.

393
00:20:13,020 --> 00:20:16,130
‫برای همین هم باید تا جای ممکن دور بشم...

394
00:20:16,330 --> 00:20:17,830
‫و زندگیم رو از اول شروع کنم.

395
00:20:18,030 --> 00:20:19,480
‫متوجه‌ام.

396
00:20:19,680 --> 00:20:22,570
‫البته خودت اون جمله معروف رو شنیدی...

397
00:20:22,770 --> 00:20:26,870
‫که می‌گه هر جایی بری، خودت و گذشته‌ات رو هم می‌بری.

398
00:20:32,530 --> 00:20:35,190
‫- بابایی دوباره توی دردسر افتاده؟
‫- بابایی جایی نمی‌ره.

399
00:20:35,390 --> 00:20:36,720
‫فقط می‌خواد تا وقتی به چندتا کار مهم رسیدگی می‌کنه...

400
00:20:36,920 --> 00:20:38,590
‫از تو محافظت کنه.

401
00:20:38,790 --> 00:20:40,460
‫من توی دردسر افتاده‌ام؟

402
00:20:40,660 --> 00:20:42,900
‫مگه تو توی دردسر هم می‌افتی؟

403
00:20:43,100 --> 00:20:44,550
‫مامان‌بزرگت گفته غذای مورد علاقه‌ات،

404
00:20:44,750 --> 00:20:46,640
‫بیسکوئیت و آبگوشت درست می‌کنه که وقتی رسیدیم بخوریم.

405
00:20:46,840 --> 00:20:49,330
‫مامان، این غذای مورد علاقه تو هم هست دیگه؟

406
00:20:50,810 --> 00:20:53,340
‫عزیز دلم، من نمیام.

407
00:20:53,540 --> 00:20:55,690
‫باباییت این دفعه واقعا به کمکم نیاز داره.

408
00:20:55,890 --> 00:20:57,560
‫ولی الیس باهات میاد.

409
00:20:57,760 --> 00:20:59,220
‫آره. باز هم روی پایتختای کشورای مختلف جهان کار می‌کنیم.

410
00:20:59,420 --> 00:21:00,570
‫بعدش می‌ریم سراغ آفریقا.

411
00:21:00,770 --> 00:21:02,690
‫ولی من هم می‌تونم به بابایی کمک کنم.

412
00:21:04,340 --> 00:21:05,260
‫اوه.

413
00:21:08,560 --> 00:21:10,790
‫مارگارت، دلمون خیلی برات تنگ می‌شه...

414
00:21:10,990 --> 00:21:12,320
‫ولی باید ازت محافظت کنیم.

415
00:21:12,520 --> 00:21:13,710
‫کی می‌خواد از شما محافظت کنه؟

416
00:21:13,910 --> 00:21:15,480
‫من چیزیم نمی‌شه.

417
00:21:18,050 --> 00:21:19,800
‫مامان، خواهش می‌کنم.

418
00:21:20,000 --> 00:21:22,450
‫تو رو خدا باهامون بیا.
‫مامان‌بزرگ یه اتاق خواب اضافه داره.

419
00:21:39,030 --> 00:21:40,210
‫نگهبان جلوی در گفت...

420
00:21:40,410 --> 00:21:42,040
‫که دوتا بی‌ناموس که شبیه ایتالیایی‌ها بودن...

421
00:21:42,240 --> 00:21:44,000
‫انداختنشون جلوی ورودی.

422
00:21:44,200 --> 00:21:45,920
‫اون کصکشا دخل بون و استوکس رو آوردن؟

423
00:21:46,110 --> 00:21:49,700
‫اشتباه نکنین، ما در یه قدمی جنگیم.

424
00:21:49,900 --> 00:21:52,660
‫این...این کار کولومبوئه.

425
00:21:52,860 --> 00:21:55,230
‫- چطور؟
‫- اون با گروه‌ها در حال مذاکره بوده.

426
00:21:55,430 --> 00:21:56,970
‫خود کینگستون گفت.

427
00:21:57,170 --> 00:21:58,410
‫حتما فهمیده که چه بلایی سر کینگستون آوردم...

428
00:21:58,610 --> 00:22:01,020
‫واسه همین می‌خواد با این بازی‌ها من رو بترسونه.

429
00:22:01,220 --> 00:22:03,450
‫حتی اگه بتونیم گروه‌ها رو سر جاشون بشونیم...

430
00:22:03,650 --> 00:22:05,940
‫باز هم شانسی جلوی پنج خانواده نداریم.

431
00:22:06,130 --> 00:22:08,100
‫داریم تسلطمون روی مرکز هارلم رو از دست می‌دیم.

432
00:22:13,050 --> 00:22:14,590
‫باید از مرکز هارلم بزنیم بیرون.

433
00:22:18,420 --> 00:22:20,720
‫با هوزه بتل قرار بذارین.

434
00:22:22,900 --> 00:22:24,430
‫از هارلم اسپانیایی؟

435
00:22:24,630 --> 00:22:26,090
‫هوزه بتل نمی‌خواد صنمی با ما داشته باشه...

436
00:22:26,290 --> 00:22:28,780
‫مخصوصا بعد از این که نوچه‌اش، گوآپو، رو کشتی.

437
00:22:28,980 --> 00:22:30,570
‫بعلاوه، مگه دستش با ایتالیایی‌ها توی یه کاسه نیست؟

438
00:22:30,770 --> 00:22:32,090
‫اونا با هم به صلح رسیدن.

439
00:22:32,290 --> 00:22:34,570
‫احتمالا یه درصدی بهشون می‌ده
‫که کاری به کارش نداشته باشن.

440
00:22:34,770 --> 00:22:37,970
‫ولی افراد داره. سلاح داره.

441
00:22:38,170 --> 00:22:40,670
‫می‌تونه کمکمون کنه وزنه قدرت رو به هم بزنیم.

442
00:22:40,870 --> 00:22:43,410
‫رئیس، امکانش نیست...

443
00:22:43,610 --> 00:22:44,840
‫توافق با ایتالیایی‌ها برامون بهتر باشه؟

444
00:22:45,040 --> 00:22:47,850
‫یعنی...اگه هوزه بتل این کار رو کرده، چرا ما نتونیم؟

445
00:22:48,050 --> 00:22:49,450
‫قرار کیری رو بذار، گوه اضافه نخور.

446
00:22:53,540 --> 00:22:54,590
‫نه.

447
00:22:54,790 --> 00:22:56,770
‫امکان نداره.

448
00:22:56,970 --> 00:23:00,030
‫آخه کی ممکنه دلش بخواد
‫یه بلایی سر استلای من بیاره؟ شما بگو.

449
00:23:00,230 --> 00:23:04,520
‫شوهرتون معتقده که کار یکی دیگه از خانواده‌ها بوده.

450
00:23:04,720 --> 00:23:06,520
‫نمی‌دونه کدوم.

451
00:23:06,720 --> 00:23:08,740
‫تا جایی که ما می‌دونیم،
‫ممکنه جون شما هم در خطر باشه.

452
00:23:08,940 --> 00:23:10,910
‫وای خدا. مطمئنی؟

453
00:23:11,110 --> 00:23:13,570
‫وکیلش اینطوری می‌گفت.

454
00:23:13,770 --> 00:23:16,750
‫وای خدا. باورم نمی‌شه.

455
00:23:16,940 --> 00:23:18,660
‫یعنی چه بلایی داره سر دنیا میاد...

456
00:23:18,860 --> 00:23:21,010
‫که حتی خانواده‌ها هم خط قرمز نیستن؟

457
00:23:21,210 --> 00:23:23,060
‫آره، گمونم دیگه کسی به قوانین احترام نمی‌ذاره.

458
00:23:23,260 --> 00:23:25,410
‫وای خدا. ولی شما احترام می‌ذاری، درسته؟

459
00:23:26,690 --> 00:23:27,800
‫البته.

460
00:23:28,000 --> 00:23:30,670
‫نه، خوبه.

461
00:23:30,870 --> 00:23:31,760
‫خوبه.

462
00:23:31,960 --> 00:23:33,940
‫خوبه. خوبه.

463
00:23:34,140 --> 00:23:36,030
‫من هم برای همین در مورد کار شوهرم...

464
00:23:36,220 --> 00:23:37,900
‫خودم رو می‌زدم به اون راه، می‌دونی؟

465
00:23:38,100 --> 00:23:40,160
‫هرگز سوالی ازش نمی‌پرسم...

466
00:23:40,360 --> 00:23:42,550
‫چون نمی‌خوام چیزی بدونم.

467
00:23:42,750 --> 00:23:43,640
‫اوهوم.

468
00:23:43,840 --> 00:23:46,170
‫درستش هم همینه.

469
00:23:46,370 --> 00:23:52,860
‫خانم جیگانته، می‌دونین استلا ممکنه کجا رفته باشه؟

470
00:23:53,690 --> 00:23:56,130
‫وای خدا. سوال خوبیه.

471
00:23:56,330 --> 00:24:01,400
‫یعنی این بچه...دوستی نداره.

472
00:24:01,600 --> 00:24:04,010
‫من از صمیم قلب دوستش دارم، ولی اون...

473
00:24:04,210 --> 00:24:06,750
‫دور و بر بقیه خیلی معذب می‌شه، می‌دونی؟

474
00:24:13,100 --> 00:24:15,010
‫می‌شه اتاقش رو ببینم؟

475
00:25:05,100 --> 00:25:07,540
‫دیلیا گرین دیگه کیه؟

476
00:25:10,240 --> 00:25:12,850
‫آره، برو،‌ سر پیچ وایسا، باشه؟

477
00:25:15,990 --> 00:25:18,000
‫انگار من اصلا اونجا نبودم.

478
00:25:18,200 --> 00:25:19,740
‫از نظر مارگارت، هنوز هم میمی مادرشه.

479
00:25:19,940 --> 00:25:22,650
‫من صرفا مثل یه امتیاز اضافه‌ام.

480
00:25:22,850 --> 00:25:25,130
‫کی جامون عوض می‌شه؟

481
00:25:25,330 --> 00:25:27,050
‫مارگارت فقط داره سعی می‌کنه از دنیایی سر دربیاره...

482
00:25:27,250 --> 00:25:28,750
‫که مدام تغییر می‌کنه.

483
00:25:28,950 --> 00:25:30,620
‫باید صبور باشی.

484
00:25:30,820 --> 00:25:34,270
‫ای کاش می‌تونستم اونطور آزادانه که خدا من رو بخشید، خودم رو ببخشم.

485
00:25:34,470 --> 00:25:36,530
‫اگه تو بودی، به عنوان یه مادر چیکار می‌کردی؟

486
00:25:46,320 --> 00:25:49,590
‫وقتی دخترا رو به بوستون فرستادم...

487
00:25:49,790 --> 00:25:53,120
‫به محض این که اتوبوس رفت گریه‌ام گرفت.

488
00:25:53,320 --> 00:25:56,690
‫بعدش رفتم خونه و ساعت‌ها خوابیدم.

489
00:25:56,890 --> 00:25:58,990
‫بالاخره لحظه‌ای به آرامش رسیده بودم.

490
00:26:01,940 --> 00:26:04,340
‫گاهی اوقات یکم جدایی لازمه.

491
00:26:07,820 --> 00:26:11,270
‫به نظرم بهتره بری آفریقا.

492
00:26:11,470 --> 00:26:12,880
‫بوستون چهار ساعت از اینجا فاصله داره.

493
00:26:13,080 --> 00:26:15,840
‫نمی‌تونم از غنا به مارگارت زنگ بزنم.

494
00:26:16,040 --> 00:26:18,880
‫غنا نفست رو می‌گیره.

495
00:26:19,080 --> 00:26:25,110
‫کوهستانای باشکوه و سرسبز، رودخونه‌های روون،

496
00:26:25,310 --> 00:26:29,150
‫و کلی چهره سیاه زیبا با لباسای روشن.

497
00:26:30,670 --> 00:26:31,930
‫ای کاش من هم می‌اومدم.

498
00:26:33,020 --> 00:26:35,020
‫چرا نمیای؟

499
00:26:35,850 --> 00:26:38,080
‫اینجا به اندازه کافی نگرانی دارم.

500
00:26:38,280 --> 00:26:39,850
‫مالکوم هم نیاز به تمرکز داره.

501
00:26:41,380 --> 00:26:45,080
‫این موهبتی عالی برای جفتمون می‌شه.

502
00:27:11,300 --> 00:27:13,519
‫مشکل اینه که ماشه‌اش زیادی سفته.

503
00:27:13,821 --> 00:27:15,641
‫باید شلش کنی.

504
00:27:16,081 --> 00:27:17,532
‫مراقب باش، داغه.

505
00:27:18,760 --> 00:27:19,720
‫هوزه.

506
00:27:21,370 --> 00:27:24,340
‫ممنون که قبول کردی همدیگه رو ببینیم.

507
00:27:24,540 --> 00:27:27,260
‫خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم.

508
00:27:27,460 --> 00:27:29,730
‫افرادم...چنس و پتی‌گرو رو یادته؟

509
00:27:31,380 --> 00:27:33,430
‫یه هدیه برات آوردم.

510
00:27:36,560 --> 00:27:40,360
‫گفتن که سنت کوبایی‌ها اینه...

511
00:27:40,560 --> 00:27:43,880
‫که بالای در نعل اسب آویزون کنن.

512
00:27:44,080 --> 00:27:46,010
‫برای دور کردن شیطان.

513
00:27:46,790 --> 00:27:48,630
‫می‌بینم خودت قبلا این کار رو کردی.

514
00:27:48,830 --> 00:27:51,930
‫من درای زیادی دارم،‌ شیطان هم تا دلت بخواد هست.

515
00:27:52,130 --> 00:27:53,940
‫اینا همیشه به کارم میان.

516
00:27:54,130 --> 00:27:55,280
‫ممنون.

517
00:27:56,360 --> 00:27:58,330
‫ام‌16‌های سفارش دولت.

518
00:27:58,530 --> 00:28:01,290
‫گویا مال ارتش آمریکان.

519
00:28:01,490 --> 00:28:03,770
‫دسترسی بهشون سخته. تحسین برانگیزه.

520
00:28:03,970 --> 00:28:05,950
‫خوب تشخیص دادی.

521
00:28:06,150 --> 00:28:08,250
‫من آشناهای قدرتمندی دارم.

522
00:28:08,450 --> 00:28:10,260
‫بیا. بیا بریم بالا.

523
00:28:10,460 --> 00:28:13,170
‫بیا بریم صحبت کنیم و قهوه بنوشیم.

524
00:28:13,370 --> 00:28:15,350
‫تو پول خوبی به جیب می‌زنی...

525
00:28:15,550 --> 00:28:20,700
‫ولی این توافق برای ایتالیایی‌ها شیرین‌تره.

526
00:28:20,900 --> 00:28:22,790
‫چرا کسب و کارم انقدر برات مهمه؟

527
00:28:22,990 --> 00:28:24,140
‫فکر می‌کنم می‌تونیم به هم کمک کنیم.

528
00:28:24,340 --> 00:28:25,750
‫شرق هارلم دست ایتالیایی‌هاست.

529
00:28:25,950 --> 00:28:27,100
‫مرکزش دست منه.

530
00:28:27,300 --> 00:28:28,930
‫هارلم اسپانیایی هم دست توئه.

531
00:28:29,130 --> 00:28:30,410
‫ولی اونا به همه چیز چنگ می‌زنن...

532
00:28:30,610 --> 00:28:32,230
‫همه کسب و کارایی که ساختیم.

533
00:28:32,430 --> 00:28:35,490
‫کاری به کارم ندارن.
‫این ارزش سهم دادن بهشون رو داره.

534
00:28:36,320 --> 00:28:39,810
‫اگه نیمی از تشکیلاتم رو بهت پیشنهاد بدم چی؟

535
00:28:40,010 --> 00:28:41,940
‫می‌خوای با من شراکت کنی؟

536
00:28:42,140 --> 00:28:43,720
‫یه شراکت برابر.

537
00:28:43,920 --> 00:28:45,640
‫ایتالیایی‌ها هرگز اجازه همچین چیزی رو نمی‌دن.

538
00:28:45,840 --> 00:28:47,160
‫تا حالا برات سوال پیش اومده که دلیلش چیه؟

539
00:28:47,360 --> 00:28:49,690
‫چون رنگ پوست من قهوه‌ای
‫و رنگ پوست تو سیاهه.

540
00:28:49,890 --> 00:28:51,250
‫خونمون هم قرمزه، دقیقا مثل اونا.

541
00:28:51,450 --> 00:28:53,300
‫قراره خون بپا شه.

542
00:28:53,500 --> 00:28:55,390
‫قراره توی هارلم جنگ بشه.

543
00:28:55,590 --> 00:28:58,220
‫سر مواد مخدر.
‫ولی این جنگ به من ربطی نداره.

544
00:28:58,420 --> 00:29:00,130
‫شاید الان نداشته باشه، ولی بهم اعتماد کن...

545
00:29:00,330 --> 00:29:03,180
‫چه بخوای چه نخوای،
‫ازت می‌خوان افراد و سلاح‌هات...

546
00:29:03,380 --> 00:29:04,880
‫رو در اختیارشون قرار بدی.

547
00:29:05,080 --> 00:29:06,270
‫تنها جنگی که بهش علاقه‌مندم...

548
00:29:06,470 --> 00:29:09,710
‫جنگ برای پس گرفتن کشورم کوباست.

549
00:29:09,910 --> 00:29:12,320
‫حاضرم جونم رو برای کشتن کاسترو بدم.
‫هروئین اصلا برام مهم نیست.

550
00:29:12,520 --> 00:29:14,710
‫جفتمون برای پس گرفتن سرزمین‌هامون می‌جنگیم.

551
00:29:14,910 --> 00:29:16,230
‫هارلم سرزمین منه.

552
00:29:17,010 --> 00:29:21,200
‫ما کوبایی‌ها به آدمایی مثل تو می‌گیم آلزادو.

553
00:29:21,400 --> 00:29:22,760
‫همون سربازای کوبایی...

554
00:29:22,960 --> 00:29:23,940
‫که سر بیرون کردن اسپانیایی‌ها مردن، درسته؟

555
00:29:24,140 --> 00:29:25,850
‫دانش خیلی بالایی داری.

556
00:29:26,050 --> 00:29:29,860
‫و ما با هم، به عنوان دوتا آلزادو،

557
00:29:30,060 --> 00:29:32,470
‫انقدر قوی می‌شیم که ایتالیایی‌ها اصلا جرات نکنن جنگ راه بندازن.

558
00:29:32,670 --> 00:29:34,990
‫به امید خدا خونی هم ریخته نمی‌شه...

559
00:29:35,190 --> 00:29:37,030
‫و شما هم کلی پولدارتر می‌شی.

560
00:29:39,250 --> 00:29:42,090
‫پیشنهاد خیلی وسوسه‌انگیزیه.

561
00:29:42,290 --> 00:29:45,870
‫قبل از پذیرفتنش، باید با مشاورم صحبت کنم.

562
00:29:55,910 --> 00:30:00,100
‫دین من سانتریاست.

563
00:30:00,300 --> 00:30:02,410
‫ما رسم داریم که قبل از تصمیمات مهم...

564
00:30:02,610 --> 00:30:05,370
‫با اوریشاها مشورت کنیم.

565
00:30:05,570 --> 00:30:07,150
‫دوست من، بفرما بشین.

566
00:30:10,280 --> 00:30:12,770
‫داره بابت اتحادمون از اوریشاها...

567
00:30:12,970 --> 00:30:14,460
‫درخواست هدایت می‌کنه.

568
00:30:21,751 --> 00:30:30,171
‫(صحبت به زبان اسپانیایی)

569
00:30:31,030 --> 00:30:33,920
‫می‌گه اون سه‌تا که به پشت افتادن...

570
00:30:34,120 --> 00:30:36,100
‫نماد اُگوندان.

571
00:30:36,300 --> 00:30:39,140
‫اُگوندا در باور ما یعنی مشکلات و حل درگیری‌ها.

572
00:30:39,340 --> 00:30:40,800
‫پس فرض می‌کنم چیز مثبتیه.

573
00:30:41,000 --> 00:30:42,280
‫صبر کن.

574
00:30:46,360 --> 00:30:47,890
‫اوگوندا تتورا.

575
00:30:48,731 --> 00:30:52,101
‫(صحبت به زبان اسپانیایی)

576
00:30:52,140 --> 00:30:54,860
‫اون اوگوندا تتوراست.
‫در باور ما یعنی چیزای منفی.

577
00:30:55,050 --> 00:30:57,990
‫پلیس. مشکلات حقوقی. دردسر.

578
00:30:58,190 --> 00:31:00,850
‫برای من که کلی از اینا پیش اومده.
‫دلیل نمی‌شه نگران بشیم.

579
00:31:02,330 --> 00:31:03,420
‫مادر.

580
00:31:04,370 --> 00:31:07,301
‫قدرت‌ها موافق...

581
00:31:07,302 --> 00:31:10,042
‫توافق ما هستن یا خیر؟

582
00:31:53,030 --> 00:31:53,990
‫اوسوگبو.

583
00:31:58,650 --> 00:32:00,530
‫این...

584
00:32:00,730 --> 00:32:02,920
‫انرژی منفیه.

585
00:32:03,120 --> 00:32:07,450
‫ببخشید. نمی‌تونم پیشنهادت رو قبول کنم.
‫ممنون مادر.

586
00:32:07,650 --> 00:32:10,150
‫همه تصمیمات کاریت رو بر اساس صدفای دریایی می‌گیری؟

587
00:32:10,350 --> 00:32:11,540
‫فقط مهم‌هاش رو.

588
00:32:11,740 --> 00:32:13,500
‫گمونم این اوریشاها...هرگز اشتباه نمی‌کنن.

589
00:32:13,700 --> 00:32:15,280
‫برادر من، ببین...

590
00:32:15,480 --> 00:32:17,630
‫شاید روح دوستم، گوآپو، که کشتی...

591
00:32:17,830 --> 00:32:19,640
‫اومده و روی نتیجه اثر گذاشته.

592
00:32:19,830 --> 00:32:23,250
‫در هر صورت، باید از صدف‌ها پیروی کنم.

593
00:32:23,450 --> 00:32:25,290
‫ببخشید.

594
00:32:25,490 --> 00:32:27,380
‫گوآپو خبرچین بود.

595
00:32:27,580 --> 00:32:29,460
‫صدف‌ها باید این رو لحاظ می‌کردن.

596
00:32:44,740 --> 00:32:48,060
‫یه دختر سفیدپوست داره ادای خدمتکارا رو درمیاره.

597
00:32:48,250 --> 00:32:49,530
‫آخرالزمون شده.

598
00:32:49,730 --> 00:32:52,270
‫این حداقل کاریه که از دستم برمیاد.

599
00:32:52,920 --> 00:32:55,010
‫خودم درستش می‌کنم.
‫می‌خوام یه چیزی بهت بدم.

600
00:33:00,610 --> 00:33:04,030
‫این پول برای بلیط فرانسه کافیه.

601
00:33:04,230 --> 00:33:05,900
‫دیلیا، من نمی‌تونم ازت پول بگیرم.

602
00:33:06,100 --> 00:33:07,600
‫پول خانواده جیگانته‌ست.

603
00:33:07,800 --> 00:33:09,080
‫اون پسرک سفیدپوستی که باهاش ازدواج کردی یه تفنگ گذاشت روی سرم...

604
00:33:09,280 --> 00:33:11,430
‫و بهم دادش. کلی دیگه هم دارم.

605
00:33:11,630 --> 00:33:14,910
‫من همین الانش هم چیزای زیادی رو ازت گرفتم...

606
00:33:15,110 --> 00:33:17,120
‫تو تنها چیزی هستی که از پسرم برام مونده.

607
00:33:17,900 --> 00:33:20,570
‫تدی اگه اینجا بود،‌ می‌خواست در امان باشی.

608
00:33:20,770 --> 00:33:23,260
‫من می‌خوام در امان باشی.

609
00:33:26,770 --> 00:33:28,230
‫ممنون.

610
00:33:31,210 --> 00:33:32,580
‫شاید توی یه دوره دیگه...

611
00:33:32,780 --> 00:33:35,540
‫می‌تونستی عروس من بشی.

612
00:33:35,740 --> 00:33:37,710
‫حالا که تدی نیست، شاید قسمت این باشه...

613
00:33:37,910 --> 00:33:40,140
‫که تو به جای جفتتمون بری و دنیا رو بگردی.

614
00:33:41,230 --> 00:33:42,940
‫ممنون.

615
00:34:02,940 --> 00:34:05,480
‫استلا جیگانته شمایی؟ دنبالم بیا.

616
00:34:05,680 --> 00:34:08,440
‫اون مجبور نیست با شما جایی بیاد.

617
00:34:08,640 --> 00:34:11,010
‫متاسفانه باید بیاد.

618
00:34:27,540 --> 00:34:28,490
‫سلام.

619
00:34:31,500 --> 00:34:33,640
‫من پیشنهاد مالکوم رو رد نمی‌کنم.

620
00:34:33,840 --> 00:34:35,160
‫باهاش می‌رم آفریقا.

621
00:34:35,360 --> 00:34:36,770
‫وایسا، وایسا، وایسا.

622
00:34:36,970 --> 00:34:38,430
‫تنها جایی که قراره بری جنوبه، با مارگارت.

623
00:34:38,630 --> 00:34:40,470
‫اون دیگه بزرگ شده.
‫از پس خودش برمیاد.

624
00:34:40,670 --> 00:34:44,040
‫فرصت سفر به آفریقا فقط یه بار توی زندگی آدم پیش میاد. من می‌رم.

625
00:34:44,240 --> 00:34:46,350
‫تو و مالکوم پاک روانی شدین.

626
00:34:46,550 --> 00:34:48,480
‫توی کوئینز به زور می‌تونم زنده نگه‌اش دارم.

627
00:34:48,680 --> 00:34:50,440
‫حالا می‌خواد بره با پادشاه‌های جهان گپ بزنه...

628
00:34:50,640 --> 00:34:52,400
‫اون هم جایی که ممکنه هر گوشه‌ای یکی کمین کرده باشه؟

629
00:34:52,600 --> 00:34:55,310
‫توی آفریقا از هیچکدومتون نمی‌تونم محافظت کنم.

630
00:34:55,510 --> 00:35:01,280
‫آفریقا، هارلم، کوئینز، کارولینای جنوبی،
‫هر جایی که برم گندکاریات می‌تونن خودشون رو بهم برسونن.

631
00:35:01,470 --> 00:35:05,370
‫بابایی، تو هرگز نتونستی ازم محافظت کنی.

632
00:35:05,570 --> 00:35:08,230
‫حالا هم قرار نیست با وانمود کردن به این کار سد راهم بشی.

633
00:35:09,540 --> 00:35:11,230
‫آهای! برگرد اینجا.

634
00:35:19,500 --> 00:35:24,560
‫می‌دونی چرا توی آلکاتراز چشمام به زور گرم می‌شدن؟

635
00:35:24,760 --> 00:35:27,340
‫چون دور و برت پر از آدمایی مثل خودت بود؟

636
00:35:27,540 --> 00:35:29,690
‫چون نمی‌دونستم چه اتفاقی برات افتاده.

637
00:35:31,560 --> 00:35:37,440
‫بدترین خوابا رو می‌دیدم...تجاوز، کتک خوردن، کشته شدن.

638
00:35:37,640 --> 00:35:41,520
‫حالا هم که دارم هارلم رو از دست می‌دم، اگه جنگ بشه...

639
00:35:45,700 --> 00:35:48,060
‫از هیچکدوممون نمی‌تونم محافظت کنم.

640
00:35:48,260 --> 00:35:49,880
‫می‌فهمی؟

641
00:35:51,320 --> 00:35:56,580
‫بابایی، کاملا می‌فهممت.

642
00:36:01,890 --> 00:36:03,550
‫اشکالی نداره اگه ازم متنفر باشی.

643
00:36:06,980 --> 00:36:09,780
‫تا وقتی بتونم زنده نگه‌ات دارم، اشکالی نداره.

644
00:36:09,980 --> 00:36:12,520
‫- این انصاف نیست.
‫- می‌دونم.

645
00:36:12,720 --> 00:36:15,180
‫من رو ببخش.

646
00:36:15,370 --> 00:36:18,740
‫ولی خواهش می‌کنم، باید کاری که برای مارگارت بهتره رو بکنیم.

647
00:36:18,940 --> 00:36:20,820
‫اون فرصت دوم جفتمونه.

648
00:36:33,490 --> 00:36:36,810
‫حرف توی شهرای کوچیک سریع پخش می‌شه.

649
00:36:37,000 --> 00:36:39,370
‫تو توی کوبا بزرگ شدی، قطعا این رو می‌دونی.

650
00:36:39,570 --> 00:36:40,900
‫خب راستش کوبا جزیره خیلی بزرگیه...

651
00:36:41,100 --> 00:36:44,470
‫ولی هر جایی که باشی، رازداری کار سختیه.

652
00:36:44,660 --> 00:36:47,510
‫البته.
‫قصد بی‌احترامی نداشتم.

653
00:36:47,710 --> 00:36:49,770
‫شنیدم بامپی جانسون یه سری بهت زده.

654
00:36:49,970 --> 00:36:51,950
‫درسته.

655
00:36:52,150 --> 00:36:53,690
‫شک ندارم برای این بود که پیشنهادی بهت بده.

656
00:36:53,890 --> 00:36:55,300
‫اشتباه می‌کنم؟

657
00:36:55,500 --> 00:36:56,560
‫خیلی هم سخاوتمندانه بود.

658
00:36:58,470 --> 00:36:59,950
‫جواب تو چی بود؟

659
00:37:00,780 --> 00:37:04,520
‫گویا فکر می‌کنه قراره سر مواد مخدر توی هارلم جنگ بشه.

660
00:37:08,520 --> 00:37:10,270
‫چیزی که نیاز هست بدونی از این قراره.

661
00:37:10,470 --> 00:37:13,150
‫من پیشنهاد منصفانه و برابری به بامپی جانسون دادم.

662
00:37:13,350 --> 00:37:15,440
‫اون دست رد به سینه‌ام زد.

663
00:37:18,880 --> 00:37:21,500
‫یه چیزی رو درست می‌گه.

664
00:37:21,700 --> 00:37:23,850
‫اگه قراری نذاره، جنگ می‌شه.

665
00:37:24,050 --> 00:37:27,510
‫جنگ توی هارلم به سود کسب و کار نیست.

666
00:37:27,710 --> 00:37:30,380
‫اون نمی‌تونه پیروز این جنگ بشه.

667
00:37:30,580 --> 00:37:34,860
‫مگه این که یکی مثل تو و سلاح‌هات...

668
00:37:35,060 --> 00:37:38,290
‫و افرادت رو جذب کنه.

669
00:37:41,770 --> 00:37:43,650
‫آروم باش.

670
00:37:43,850 --> 00:37:45,520
‫بهش جواب منفی دادم.

671
00:37:50,520 --> 00:37:54,580
‫فردا شب قراره با بامپی جانسون و خانواده‌ها...

672
00:37:54,780 --> 00:37:56,840
‫جلسه داشته باشیم.

673
00:37:57,040 --> 00:37:58,890
‫بهتره تو هم باشی.

674
00:37:59,090 --> 00:38:02,330
‫با خانواده‌ها صحبت می‌کنم
‫که توافق بهتری باهات بکنن.

675
00:38:02,530 --> 00:38:04,060
‫چطوره؟

676
00:38:06,670 --> 00:38:08,460
‫پشمام.

677
00:38:08,660 --> 00:38:11,800
‫سیگارای شما کوبایی‌ها واقعا حرف ندارن.

678
00:38:15,850 --> 00:38:18,210
‫ببخشید.

679
00:38:25,550 --> 00:38:26,990
‫مادر.

680
00:38:28,291 --> 00:38:29,681
‫یه عرض مختصری داشتم.

681
00:38:45,620 --> 00:38:47,280
‫میمی گفت مامان‌بزرگ شبا سردش می‌شه...

682
00:38:47,480 --> 00:38:51,420
‫واسه همین همه جورابا و لباس راحتی‌هات رو شستم.

683
00:38:51,620 --> 00:38:54,420
‫به نظرت هوای غنا سرد می‌شه؟

684
00:38:54,620 --> 00:38:56,110
‫تصور من اینه که همیشه آفتابیه.

685
00:38:58,890 --> 00:39:01,330
‫پادشاه‌ها اونجا زندگی می‌کنن.

686
00:39:02,940 --> 00:39:04,870
‫توی پایتختش، آکرا.

687
00:39:05,070 --> 00:39:07,040
‫دوستم، مالکوم، می‌گه پادشاه‌های بزرگ آفریقا...

688
00:39:07,240 --> 00:39:09,910
‫توی غنا دور هم جمع می‌شن
‫تا در مورد نحوه اتحاد کشوراشون صحبت کنن.

689
00:39:12,900 --> 00:39:15,960
‫فکر می‌کنی اگه هارلم شاه داشت، همه با هم کنار می‌اومدن؟

690
00:39:16,160 --> 00:39:18,360
‫خب، مالکوم هم می‌خواد همین کار رو بکنه.

691
00:39:18,560 --> 00:39:19,710
‫می‌خواد از پادشاه‌های آفریقایی راهنمایی بگیره...

692
00:39:19,910 --> 00:39:21,880
‫که بتونه اینجا اتحاد ایجاد کنه.

693
00:39:22,080 --> 00:39:23,320
‫مالکوم خیلی باهوش به نظر میاد.

694
00:39:23,520 --> 00:39:24,960
‫باهوش‌ترین مردیه که می‌شناسم.

695
00:39:26,880 --> 00:39:29,370
‫می‌فهمم چرا دلت می‌خواد باهاش بری.

696
00:39:29,570 --> 00:39:30,760
‫من هم می‌خوام بیام.

697
00:39:30,960 --> 00:39:32,460
‫من ترجیح می‌دم پیش تو باشم...

698
00:39:32,660 --> 00:39:34,720
‫تا همه پادشاه‌ها و ملکه‌های دنیا.

699
00:39:34,920 --> 00:39:37,980
‫قراره پیش مامان‌بزرگ کلی خوش بگذرونیم.

700
00:39:42,500 --> 00:39:43,640
‫نقشه‌ها چیزای باحالی‌ان.

701
00:39:43,840 --> 00:39:46,600
‫می‌شه همه‌جا بردشون.

702
00:39:46,800 --> 00:39:50,690
‫ولی مثل واقعا اونجا بودن نمی‌شه.

703
00:39:50,890 --> 00:39:55,480
‫وقتی واقعا اونجا باشی،
‫زمین پاهات رو به یاد می‌سپاره.

704
00:39:55,680 --> 00:39:58,400
‫واسه همین من می‌خوام تا می‌تونم به جاهای مختلف برم...

705
00:39:58,600 --> 00:40:00,620
‫تا کل دنیا من رو بشناسه.

706
00:40:36,780 --> 00:40:38,660
‫استلا جیگانته؟

707
00:40:38,860 --> 00:40:41,090
‫کسی بهم نگفته بود انقدر زیبایی.

708
00:40:41,290 --> 00:40:43,090
‫جو کولومبو هستم، یکی از دوستان پدرت.

709
00:40:43,290 --> 00:40:45,710
‫- از من چی می‌خوای؟
‫- می‌خوام کمکت کنم.

710
00:40:45,910 --> 00:40:47,580
‫با دزدیدنم؟

711
00:40:47,780 --> 00:40:51,020
‫اگه سعی کنی فرار کنی می‌شه دزدیدن.

712
00:40:51,220 --> 00:40:53,440
‫بیا.

713
00:40:58,270 --> 00:41:02,850
‫خب،‌تا وقتی پدرت بتونه از امنیتت اطمینان حاصل کنه...

714
00:41:03,050 --> 00:41:05,550
‫تحت مراقبت من می‌مونی.

715
00:41:05,750 --> 00:41:07,030
‫پدرم این رو بهت گفته؟

716
00:41:07,230 --> 00:41:09,770
‫از طریق فاینمن، وکیلش.

717
00:41:09,970 --> 00:41:12,430
‫- چی به تو می‌رسه؟
‫- حسن نیت پدرت.

718
00:41:12,630 --> 00:41:14,560
‫پدرت مرد خیلی قدرتمندیه.

719
00:41:14,760 --> 00:41:16,080
‫تو هم با کمال میل حاضری وقتی توی زندانه...

720
00:41:16,280 --> 00:41:17,560
‫از نقطه ضعفش سوء استفاده کنی.

721
00:41:17,760 --> 00:41:20,440
‫می‌خوام ازم خوشش بیاد، تو هم همینطور.

722
00:41:20,640 --> 00:41:22,180
‫خب اگه خواسته‌ات اینه، باید بذاری من برم.

723
00:41:22,380 --> 00:41:24,180
‫توی اروپا جام خیلی امن‌تره.

724
00:41:24,380 --> 00:41:27,050
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

725
00:41:27,250 --> 00:41:28,790
‫باید پیش خودم توی هارلم بمونی.

726
00:41:28,990 --> 00:41:31,880
‫جو، خواهش می‌کنم.

727
00:41:32,080 --> 00:41:34,100
‫تو خانواده من رو درک نمی‌کنی.

728
00:41:34,300 --> 00:41:35,960
‫فکر کنم بکنم.

729
00:41:38,180 --> 00:41:40,270
‫استلا،‌ ما پدر و مادرمون رو انتخاب نمی‌کنیم.

730
00:41:42,190 --> 00:41:46,680
‫پدر من مرد خشنی بود...

731
00:41:46,880 --> 00:41:48,500
‫یه آدم دائم‌الخمر.

732
00:41:49,670 --> 00:41:51,950
‫هرگز دوستم نداشت.

733
00:41:52,150 --> 00:41:53,640
‫حتی سعی کرد بابت جرمی که خودش کرده...

734
00:41:53,840 --> 00:41:56,080
‫من رو به پلیسا بفروشه.

735
00:41:58,150 --> 00:42:01,480
‫هنوز هم دارم تاوان حماقتش رو می‌دم.

736
00:42:01,680 --> 00:42:03,570
‫ولی زندگی همینه.

737
00:42:03,770 --> 00:42:07,480
‫چرا به پدرم نمی‌گی پیدام نکردی؟

738
00:42:07,680 --> 00:42:09,270
‫می‌تونم از کشور خارج شم.

739
00:42:09,470 --> 00:42:11,790
‫ولی می‌خوام بدونه که پیدات کردم...

740
00:42:11,990 --> 00:42:13,790
‫و چند نفر رو مسئول محافظت ازت کردم...

741
00:42:13,990 --> 00:42:15,100
‫و یه جای زندگی بهت دادم.

742
00:42:15,300 --> 00:42:16,840
‫منظورت اینه که زندانیم کردی.

743
00:42:17,040 --> 00:42:18,840
‫نه.

744
00:42:19,040 --> 00:42:23,110
‫منظورم محافظت ازت و رفتار محترمانه باهاته.

745
00:42:26,960 --> 00:42:30,670
‫استلا،‌ خیلی مهمه که پدرت بهم اعتماد کنه.

746
00:42:32,930 --> 00:42:35,600
‫واسه همین نیاز دارم که تو هم بهم اعتماد کنی.

747
00:42:47,170 --> 00:42:48,960
‫خوردنی مورد علاقه یه نفر...

748
00:42:49,160 --> 00:42:52,270
‫با آلبالو و سس شکلات اضافه.

749
00:42:52,470 --> 00:42:54,840
‫معجونه یا سالاد میوه؟

750
00:42:55,030 --> 00:42:56,790
‫نمی‌خوام فردا صبح لباسم برام تنگ بشه...

751
00:42:56,990 --> 00:42:58,700
‫خیلی ممنون.

752
00:43:00,180 --> 00:43:02,310
‫یکی اینجا هست که دلش بستنی آب شده می‌خواد.

753
00:43:04,050 --> 00:43:05,360
‫کوچولو، یکم کمک می‌خوای؟

754
00:43:07,100 --> 00:43:09,070
‫مارگارت، هنوز بخاطر ناهار سیری؟

755
00:43:09,270 --> 00:43:10,850
‫اوهوم.

756
00:43:11,050 --> 00:43:13,590
‫داره واسه غذاهای خوشمزه مامان‌بزرگ جا نگه می‌داره.

757
00:43:13,790 --> 00:43:15,680
‫چمدونامون رو بستیم و آماده رفتنیم.

758
00:43:15,880 --> 00:43:17,900
‫با وجود اون همه غذای جنوبی خوب و دشتای سرسبز...

759
00:43:18,100 --> 00:43:19,160
‫بعیده دلت برامون تنگ شه.

760
00:43:19,360 --> 00:43:20,860
‫دلم برات تنگ می‌شه.

761
00:43:21,060 --> 00:43:22,990
‫برای مامان هم همینطور.

762
00:43:23,190 --> 00:43:25,000
‫برای الیس هم همینطور.

763
00:43:25,200 --> 00:43:27,170
‫مارگارت،‌ من که باهات میام.

764
00:43:27,370 --> 00:43:30,120
‫باید با مالکوم بری آفریقا.

765
00:43:30,780 --> 00:43:32,920
‫باید بری و اون پادشاه‌ها و ملکه‌های آفریقایی رو ببینی.

766
00:43:33,120 --> 00:43:34,220
‫بهت که گفتم، تو برام خیلی مهم‌تر...

767
00:43:34,420 --> 00:43:35,700
‫از همه اونایی.

768
00:43:35,900 --> 00:43:37,050
‫من که جایی نمی‌رم،‌ برگردی همدیگه رو می‌بینیم.

769
00:43:37,250 --> 00:43:38,920
‫اون موقع می‌تونی همه رازاشون رو بهم بگی.

770
00:43:39,120 --> 00:43:40,620
‫جات پیش مالکوم امنه.

771
00:43:40,820 --> 00:43:42,230
‫جای من هم پیش مامان‌بزرگ امنه...

772
00:43:42,430 --> 00:43:44,660
‫مامان و بابا هم نمی‌خواد نگرانمون باشن.

773
00:43:45,620 --> 00:43:49,110
‫وقتی بری کارولینای جنوبی و در امان باشی،
‫نگرانیمون کم می‌شه.

774
00:43:49,310 --> 00:43:51,070
‫ما جانسونا با هم بهتر از همیشه‌ایم.

775
00:43:51,260 --> 00:43:54,980
‫ولی جانسون‌ها سرسختن. مثل تو، بابا.

776
00:43:55,180 --> 00:43:56,720
‫خودت گفتی ذاتا مچای پامون از جنس آهنن...

777
00:43:56,920 --> 00:43:58,030
‫و هیچی نمی‌تونه ما رو به زمین بزنه.

778
00:44:01,410 --> 00:44:04,120
‫خودم می‌تونم سوار اتوبوس شم، از تکالیفم عقب نیفتم...

779
00:44:04,320 --> 00:44:06,650
‫و تختم رو مرتب کنم.

780
00:44:06,850 --> 00:44:09,340
‫الیس هم می‌تونه سوار هواپیما شه و پرواز کنه و بره اون سر دنیا.

781
00:44:16,940 --> 00:44:18,750
‫ما جانسونیم.

782
00:44:18,940 --> 00:44:20,650
‫از پس هر کاری برمیایم.

783
00:44:22,390 --> 00:44:25,230
‫بله عزیزم، برمیایم.

784
00:44:28,170 --> 00:44:30,930
‫ببخشید که سد راه جانسون‌کاریای...

785
00:44:31,130 --> 00:44:32,360
‫جانسون‌ها شدم.

786
00:44:35,970 --> 00:44:38,190
‫ای داد، اون سه تا آلبالو داره.

787
00:44:39,230 --> 00:44:41,290
‫می‌دونستم.

788
00:44:41,490 --> 00:44:44,280
‫همیشه اینطوری می‌کنه.

789
00:44:46,110 --> 00:44:49,770
‫باورم نمی‌شه مارگارت صبح می‌ره.

790
00:44:50,640 --> 00:44:53,040
‫دفعه بعدی که ببینیمش دیگه یه زن بالغ شده.

791
00:44:53,240 --> 00:44:56,260
‫من هم از این متنفرم.
‫ولی باید ازش محافظت کنیم.

792
00:44:56,460 --> 00:44:58,090
‫چیزی تا انفجار نمونده.

793
00:44:58,290 --> 00:45:00,130
‫اونوقت این تقصیر کیه؟

794
00:45:00,560 --> 00:45:02,080
‫منظورت چیه؟

795
00:45:03,350 --> 00:45:06,310
‫می‌تونستی پیشنهاد کولومبو رو در نظر بگیری.

796
00:45:06,510 --> 00:45:08,710
‫می‌تونستی جلوی یه جنگ تمام عیار رو بگیری.

797
00:45:08,910 --> 00:45:12,150
‫جنگی که از قبل مشخصه که بازنده‌اشی.

798
00:45:12,350 --> 00:45:15,930
‫افرادم آماده چیزی که در پیشه هستن.

799
00:45:16,130 --> 00:45:18,980
‫داری اونا رو به یه ماموریت خودکشی می‌فرستی.

800
00:45:19,180 --> 00:45:21,810
‫این چیزیه که می‌خوای؟
‫خودت هم آماده مردن هستی؟

801
00:45:22,010 --> 00:45:23,900
‫معلومه که نه.

802
00:45:24,100 --> 00:45:24,900
‫راه حلش جلوی چشماته...

803
00:45:25,100 --> 00:45:26,330
‫ولی همه‌اش ازش فرار می‌کنی.

804
00:45:26,530 --> 00:45:29,380
‫- چه راه حلی اونوقت؟
‫- شراکت.

805
00:45:29,580 --> 00:45:32,170
‫السوورث، تو نمی‌تونی تنهایی هارلم رو بگردونی.

806
00:45:32,370 --> 00:45:34,860
‫به اتحاد نیاز داری.

807
00:45:35,060 --> 00:45:37,990
‫یکی دیگه باید باشه
‫که توی این درگیری‌ها کمکت کنه.

808
00:46:35,170 --> 00:46:36,530
‫صدفای دریایی بهت گفتن بیای اینجا؟

809
00:46:36,730 --> 00:46:38,410
‫به به، به به، تشریف آورد.

810
00:46:38,610 --> 00:46:41,240
‫معلومه که اومد. احمق که نیست.

811
00:46:41,430 --> 00:46:46,940
‫بامپی،‌ ممنون که بهمون افتخار دادی و اومدی.

812
00:46:47,140 --> 00:46:50,550
‫بیا همه اون ناملایمات رو پشت سر بذاریم.

813
00:46:50,750 --> 00:46:54,160
‫بیا روی توافق و محموله بعدی مواد که از مارسی میاد...

814
00:46:54,360 --> 00:46:55,240
‫تمرکز کنیم.

815
00:46:57,680 --> 00:46:58,950
‫باشه.

816
00:46:59,150 --> 00:47:00,990
‫بازرگان باهوشیه، نه؟

817
00:47:01,190 --> 00:47:03,430
‫این آقا سعی کرد زن من رو بترسونه!

818
00:47:03,630 --> 00:47:06,090
‫دیگه هرگز نباید همچین اتفاقی بیفته!

819
00:47:06,290 --> 00:47:08,210
‫جو، موافقی؟

820
00:47:09,650 --> 00:47:13,090
‫بابت این مسئله صادقانه معذرت می‌خوام.

821
00:47:13,290 --> 00:47:16,260
‫بامپی، بیا در مورد شرایط توافق صحبت کنیم.

822
00:47:18,130 --> 00:47:20,800
‫وقتی جنس فرانسوی برسه...

823
00:47:21,000 --> 00:47:22,930
‫من و بقیه خانواده‌ها...

824
00:47:23,130 --> 00:47:27,850
‫25 درصد از سود بامپی جانسون رو...

825
00:47:28,050 --> 00:47:29,980
‫بابت حق پخشش توی هارلم ازش می‌گیریم.

826
00:47:30,180 --> 00:47:34,160
‫حالا به عنوان یه لطف ویژه در حق دوستمون هوزه بتل...

827
00:47:34,360 --> 00:47:38,550
‫توصیه می‌کنم خانواده‌ها یه درصدی هم به ایشون بدن. بیاین بگیم 10 درصد.

828
00:47:38,750 --> 00:47:40,510
‫صبر کن. کولومبو، وایسا ببینم.

829
00:47:40,710 --> 00:47:41,950
‫یه لحظه وایسا.

830
00:47:42,150 --> 00:47:43,340
‫بتل از جنسا سهم نمی‌بره.

831
00:47:43,540 --> 00:47:45,130
‫دان کارلو، دوره و زمونه عوض شده.

832
00:47:45,320 --> 00:47:47,340
‫ما باید بزرگوارتر باشیم.

833
00:47:47,540 --> 00:47:50,090
‫برای حفظ صلح به هوزه بتل نیاز داریم.

834
00:47:50,290 --> 00:47:52,520
‫برای فروش موادمون توی هارلم هم به بامپی جانسون نیاز داریم.

835
00:47:52,720 --> 00:47:56,270
‫به نظر من که شرایط توافق منصفانه‌ان.

836
00:47:56,470 --> 00:47:58,360
‫همه موافقین؟

837
00:47:58,560 --> 00:48:00,880
‫لوکیسی‌ها موافقن.

838
00:48:01,080 --> 00:48:05,190
‫از طرف خانواده بونانو، جواب من هم مثبته.

839
00:48:05,390 --> 00:48:07,500
‫جواب گامبینو هم مثبته.

840
00:48:07,690 --> 00:48:10,110
‫من هم مشخصا تا وقتی چین زندانه جانشینشم...

841
00:48:10,310 --> 00:48:13,490
‫پس...بله.

842
00:48:14,320 --> 00:48:20,250
‫بامپی، به نظرم این توافق به نفع همه‌ست.

843
00:48:20,450 --> 00:48:22,460
‫نظرت چیه؟

844
00:48:24,500 --> 00:48:27,510
‫آقایون محترم، ممنون که قبول کردین جلسه بذاریم.

845
00:48:29,510 --> 00:48:31,210
‫باید جوابم به این معامله مثبت باشه.

846
00:48:31,410 --> 00:48:33,910
‫منصفانه‌ست.

847
00:48:34,110 --> 00:48:37,170
‫اگه جواب منفی بدم هم جنگ می‌شه.

848
00:48:39,690 --> 00:48:41,140
‫می‌گن یه شیر،‌ تا وقتی که آزاد نشده...

849
00:48:41,340 --> 00:48:43,010
‫نمی‌دونه توی قفسه.

850
00:48:43,210 --> 00:48:44,580
‫وقتی از محموله قبلی به عنوان شریک برابر بهم سهم داده شد،

851
00:48:44,780 --> 00:48:47,400
‫همچین مزه‌ای رو چشیدم.

852
00:48:47,600 --> 00:48:50,280
‫مزه آزادی رو چشیدم.

853
00:48:50,480 --> 00:48:53,370
‫دیگه هم نمی‌تونم برگردم توی قفس.

854
00:48:53,570 --> 00:48:55,660
‫واسه همین در جواب این پیشنهاد...

855
00:48:57,450 --> 00:49:00,020
‫با احترام...

856
00:49:01,540 --> 00:49:03,030
‫کون لقتون.

857
00:49:33,430 --> 00:49:35,180
‫چه سخنرانی‌ای کردی.

858
00:49:39,750 --> 00:49:42,420
‫دوستات ازت خواستن بیای بیرون و سعی کنی نظرم رو عوض کنی؟

859
00:49:42,620 --> 00:49:45,280
‫من ترجیح می‌دم دوست یه آلزادو باشم.

860
00:49:46,370 --> 00:49:47,900
‫پس صدفای دریایی چی؟

861
00:49:48,100 --> 00:49:49,210
‫حق همیشه با اونا نیست.

862
00:49:49,410 --> 00:49:51,420
‫اونا گفته بودن که با دو زن سابقم ازدواج کنم.

863
00:49:55,550 --> 00:49:56,770
‫آلزادو؟

864
00:49:58,470 --> 00:49:59,730
‫آلزادو.

865
00:50:24,099 --> 00:50:26,059
‫(حافظ رویاها - اثر لنگستون هیوز)

866
00:50:35,680 --> 00:50:38,460
‫کوچولو، تو ذاتا سرسختی جانسونا رو توی خودت داری.

867
00:50:38,484 --> 00:50:48,484
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

