﻿1
00:00:00,500 --> 00:00:05,300
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:05,710 --> 00:00:09,236
‫"الان راهت میدن تو" باشه

3
00:00:09,410 --> 00:00:10,802
‫اینجا چه خبره؟

4
00:00:10,933 --> 00:00:13,240
‫من و سامانتا داریم آنلاین جلسه میذاریم

5
00:00:13,370 --> 00:00:15,155
‫سردبیرمون داره نظرشو میگه رو کار

6
00:00:15,285 --> 00:00:17,157
‫ببخشید که از این حرفای قلمبه سلمبه میزنم

7
00:00:17,244 --> 00:00:18,810
‫آخه تو کار چاپ کتابم دیگه

8
00:00:19,811 --> 00:00:21,248
‫الو؟

9
00:00:21,335 --> 00:00:22,575
‫به به شارون، خوب شد دیدمت

10
00:00:22,640 --> 00:00:23,859
‫عه، پس دوربین روشنه

11
00:00:23,989 --> 00:00:25,402
‫فکر کردم فقط صداست

12
00:00:25,426 --> 00:00:26,707
‫با این لباسی که سامانتا پوشیده

13
00:00:26,731 --> 00:00:28,124
‫خب بریم سر اصل مطلب

14
00:00:28,255 --> 00:00:31,519
‫بیاین درباره "پدر بنیانگذار دیگه" حرف بزنیم: داستان آیزاک هیگینتوت

15
00:00:31,693 --> 00:00:32,737
‫نوشته‌هاتو خوندم

16
00:00:32,911 --> 00:00:34,130
‫همون کتابو میگه

17
00:00:34,304 --> 00:00:36,088
‫و باید بگم، دوستش نداشتم

18
00:00:36,219 --> 00:00:38,308
‫!اوه! همش تقصیر توئه سامانتا

19
00:00:38,439 --> 00:00:40,832
‫ - من عاشقش شدم
‫- کار خودم بود. خودم نوشتم

20
00:00:40,963 --> 00:00:42,573
‫وای چه عالی. خیلی خوشحالم

21
00:00:42,704 --> 00:00:45,054
‫نه به اندازه من. الان میتونم بهت بگم

22
00:00:45,141 --> 00:00:46,925
‫واسه این یکی خیلی دوندگی کردم

23
00:00:47,056 --> 00:00:50,407
‫ما معمولاً آت و آشغال چاپ میکنیم مثل این داستانای خون آشامی... چرت و پرته همش

24
00:00:50,494 --> 00:00:52,453
‫و از این کتابا که خانومای خونه‌دار میخونن لب ساحل

25
00:00:52,540 --> 00:00:53,976
‫جالب شد

26
00:00:54,063 --> 00:00:55,456
‫ولی این، این یه کتاب درست و حسابیه

27
00:00:55,543 --> 00:00:59,329
‫دیشب تو مهمونی شام بالتازار، دیوید رمنیک چند بار با سر تایید کرد

28
00:00:59,503 --> 00:01:00,722
‫این نیویورکیای پز دارو نگاه کن

29
00:01:00,852 --> 00:01:05,509
‫من همون سیب زمینی دوبار سرخ شده تو تونی روما رو بخورم خوشحال‌ترم

30
00:01:05,683 --> 00:01:07,163
‫خب، قدم بعدی چیه؟

31
00:01:07,294 --> 00:01:09,905
‫واسه بهار میخوایم چاپش کنیم. احتمالا یه تور کوچیک میریم

32
00:01:10,035 --> 00:01:11,167
‫شایدم بریم تو برنامه‌های صبحگاهی

33
00:01:11,298 --> 00:01:13,691
‫!وای خدا! میخوای با هودا روبرو شی

34
00:01:13,822 --> 00:01:16,912
‫ولی قبلش، باید یکی از بچه‌های ما منبع‌های اصلیتو چک کنه

35
00:01:17,042 --> 00:01:18,261
‫ولی من خودم منبع اصلیم دیگه

36
00:01:18,392 --> 00:01:21,917
‫راستش امیدوار بودم همین یادداشتام کافی باشه. آخه اون مدارک اصلی خیلی قدیمین

37
00:01:22,004 --> 00:01:24,354
‫نمیخوام ریسک کنم بفرستمشون

38
00:01:24,485 --> 00:01:27,966
‫نگران نباش، ما خودمون میایم پیشت. کارشناسمون کارشو خوب بلده

39
00:01:28,097 --> 00:01:29,577
‫خیلی با دقت باهاشون کار میکنه

40
00:01:29,707 --> 00:01:31,318
‫خب با اجازتون

41
00:01:31,448 --> 00:01:37,498
‫من یه جلسه دارم درباره یه رمان عاشقانه خون‌آشامی به اسم "گاز گرفته و دلباخته"

42
00:01:40,718 --> 00:01:43,939
‫نظرت راجع به داستان عشقی لوازم خونگی چیه؟ همچین چیزی هست اصلاً؟

43
00:01:44,113 --> 00:01:48,857
‫نباید نیاز به تایید باشه. هر چی بهت گفتم عین واقعیته

44
00:01:48,987 --> 00:01:51,294
‫آره خب، چه جالب که حرف یه روحو باور نمیکنن

45
00:01:51,425 --> 00:01:52,817
‫داستان‌های مایتگ

46
00:01:52,948 --> 00:01:54,515
‫خودش نوشته میشه

47
00:02:04,568 --> 00:02:06,396
‫جی تو اون ماشین داره چیکار میکنه؟

48
00:02:06,527 --> 00:02:08,137
‫داره دور از چشم همه ساندویچ میخوره

49
00:02:08,311 --> 00:02:11,880
‫اوه، یه نقشه حساب شده داره. تو ماشین میخوره که سم نفهمه

50
00:02:11,967 --> 00:02:15,840
‫بعدشم سه بار اسپری میزنه که بوی پیاز سوخاری بپره

51
00:02:15,971 --> 00:02:20,367
‫بعد پیاده میشه، البته شیشه‌ها رو میده پایین که بو از ماشین بره

52
00:02:20,497 --> 00:02:23,065
‫پاکتشو چیکار میکنه؟ سم که میبینتش

53
00:02:23,195 --> 00:02:26,373
‫نگران پاکت نباش. میندازه تو سطل آشغال بیرون

54
00:02:26,503 --> 00:02:32,596
‫ولی نمیذاره رو بقیه آشغالا باشه. عین این روانیا، آشغالای رویی رو میزنه کنار، ساندویچشو میچپونه زیرش

55
00:02:32,727 --> 00:02:34,729
‫همش الکیه، چون ما میخوایم به سم بگیم

56
00:02:34,816 --> 00:02:36,426
‫که رفته ساندویچ خورده

57
00:02:36,513 --> 00:02:37,795
‫ولی خدایی عجب تلاشی میکنه، باید تحسینش کرد

58
00:02:37,819 --> 00:02:39,429
‫- جی، مواظب باش
‫- چی شده؟

59
00:02:39,516 --> 00:02:41,276
‫داره پاشو میذاره رو یه حلزون بیچاره

60
00:02:45,479 --> 00:02:48,264
‫انگار هیچیش نشد

61
00:02:48,395 --> 00:02:50,179
‫ولی پاش از وسطش رد شد

62
00:02:50,353 --> 00:02:52,007
‫وای خدا

63
00:02:52,181 --> 00:02:53,617
‫تور میتونه لمسش کنه

64
00:02:53,748 --> 00:02:55,010
‫یعنی این همون...

65
00:02:55,184 --> 00:02:56,794
‫آره

66
00:02:56,881 --> 00:02:58,405
‫حلزون روحه

67
00:02:58,535 --> 00:03:00,407
‫هی

68
00:03:00,537 --> 00:03:02,060
‫حالا چیکار کنیم؟

69
00:03:02,191 --> 00:03:03,516
‫میخوان کتابو بیخیال شن

70
00:03:03,540 --> 00:03:04,889
‫من میشم مسخره دست

71
00:03:05,020 --> 00:03:06,630
‫- دنیای نشر
‫- سلام عزیزم

72
00:03:06,761 --> 00:03:08,001
‫تازه از باشگاه اومدم

73
00:03:08,066 --> 00:03:09,677
‫رو عضله‌های پشت و کتفم کار کردم

74
00:03:09,807 --> 00:03:11,635
‫آره جون عمت، با همبرگر و سیب زمینی و این کوفت و زهرمارا

75
00:03:11,766 --> 00:03:13,806
‫من عاشق این یارو‌ام ولی کیو داره خر میکنه؟

76
00:03:13,855 --> 00:03:15,509
‫جی، یه مشکل گنده داریم

77
00:03:15,683 --> 00:03:17,574
‫ناشر میخواد مدارک اصلی رو ببینه

78
00:03:17,598 --> 00:03:19,227
‫یکی رو میفرستن اینجا که چکشون کنه

79
00:03:19,251 --> 00:03:21,428
‫ولی منبع اصلیت که یه روحه

80
00:03:21,558 --> 00:03:23,560
‫و دقیقاً فهمیده مشکل کجاست

81
00:03:23,581 --> 00:03:23,691
‫من یه جلسه زوم دارم درباره یه رمان خون آشامی

82
00:03:23,691 --> 00:03:24,518
‫یه لحظه صبر کن
‫من یه جلسه زوم دارم درباره یه رمان خون آشامی

83
00:03:24,518 --> 00:03:24,648
‫من یه جلسه زوم دارم درباره یه رمان خون آشامی

84
00:03:24,648 --> 00:03:25,254
‫شاید یه راه حلی باشه
‫من یه جلسه زوم دارم درباره یه رمان خون آشامی

85
00:03:25,254 --> 00:03:25,278
‫شاید یه راه حلی باشه

86
00:03:25,278 --> 00:03:25,910
‫به اسم "گاز گرفته و عاشق شده"
‫شاید یه راه حلی باشه

87
00:03:25,910 --> 00:03:26,084
‫به اسم "گاز گرفته و عاشق شده"

88
00:03:26,084 --> 00:03:27,347
‫احتمالش کمه
‫به اسم "گاز گرفته و عاشق شده"

89
00:03:27,347 --> 00:03:27,498
‫به اسم "گاز گرفته و عاشق شده"

90
00:03:27,521 --> 00:03:28,961
‫ولی وقتی زنده بودم، یه دفترچه خاطرات داشتم

91
00:03:29,653 --> 00:03:31,525
‫آیزاک میگه یه دفترچه خاطرات داشته

92
00:03:31,655 --> 00:03:32,787
‫اوه، چه نفس عمیقی

93
00:03:32,874 --> 00:03:33,874
‫چی؟ کجاست؟

94
00:03:33,962 --> 00:03:35,703
‫قایمش کردم تو قلعه تیکوندروگا

95
00:03:35,790 --> 00:03:37,245
‫جایی که قهرمانانه تسلیم بریتانیایی‌ها شدم

96
00:03:37,269 --> 00:03:38,488
‫دقیقاً میدونم

97
00:03:38,619 --> 00:03:40,272
‫کجا گذاشتمش. این فوق‌العادست

98
00:03:40,447 --> 00:03:40,718
‫ولی تضمینی نیست هنوز اونجا باشه

99
00:03:40,718 --> 00:03:42,372
‫نظرت راجع به داستان عشقی لوازم خونگی چیه؟
‫ولی تضمینی نیست هنوز اونجا باشه

100
00:03:42,372 --> 00:03:42,546
‫ولی تضمینی نیست هنوز اونجا باشه

101
00:03:42,546 --> 00:03:42,579
‫همچین ژانری هست اصلاً؟
‫ولی تضمینی نیست هنوز اونجا باشه

102
00:03:42,579 --> 00:03:42,753
‫همچین ژانری هست اصلاً؟

103
00:03:42,753 --> 00:03:43,939
‫و حتی اگه باشه، ممکنه تا الان از بین رفته باشه
‫همچین ژانری هست اصلاً؟

104
00:03:43,939 --> 00:03:44,113
‫و حتی اگه باشه، ممکنه تا الان از بین رفته باشه

105
00:03:44,113 --> 00:03:44,673
‫میشه یه همچین چیزی درست کرد؟
‫و حتی اگه باشه، ممکنه تا الان از بین رفته باشه

106
00:03:44,673 --> 00:03:44,799
‫میشه یه همچین چیزی درست کرد؟

107
00:03:44,799 --> 00:03:45,767
‫ولی یه شانسی هست
‫میشه یه همچین چیزی درست کرد؟

108
00:03:45,767 --> 00:03:45,897
‫ولی یه شانسی هست

109
00:03:45,897 --> 00:03:46,235
‫نباید نیاز به تایید باشه
‫ولی یه شانسی هست

110
00:03:46,235 --> 00:03:46,366
‫نباید نیاز به تایید باشه

111
00:03:46,366 --> 00:03:47,177
‫اگه به این حرفای منفی گوش میدادم
‫نباید نیاز به تایید باشه

112
00:03:47,177 --> 00:03:47,203
‫اگه به این حرفای منفی گوش میدادم

113
00:03:47,203 --> 00:03:47,865
‫هر چی بهت گفتم عین واقعیته
‫اگه به این حرفای منفی گوش میدادم

114
00:03:47,865 --> 00:03:47,889
‫هر چی بهت گفتم عین واقعیته

115
00:03:47,889 --> 00:03:48,857
‫هیچوقت نمیتونستم با موفقیت اون قلعه رو تسلیم کنم
‫هر چی بهت گفتم عین واقعیته

116
00:03:48,857 --> 00:03:48,987
‫هیچوقت نمیتونستم با موفقیت اون قلعه رو تسلیم کنم

117
00:03:48,987 --> 00:03:49,606
‫آره خیلی عجیبه که
‫هیچوقت نمیتونستم با موفقیت اون قلعه رو تسلیم کنم

118
00:03:49,606 --> 00:03:49,630
‫آره خیلی عجیبه که

119
00:03:49,630 --> 00:03:50,051
‫یا عقب‌نشینی شجاعانه تپه بانکر رو رهبری کنم
‫آره خیلی عجیبه که

120
00:03:50,051 --> 00:03:50,075
‫یا عقب‌نشینی شجاعانه تپه بانکر رو رهبری کنم

121
00:03:50,075 --> 00:03:51,294
‫حرف یه روحو باور نمیکنن
‫یا عقب‌نشینی شجاعانه تپه بانکر رو رهبری کنم

122
00:03:51,294 --> 00:03:51,425
‫یا عقب‌نشینی شجاعانه تپه بانکر رو رهبری کنم

123
00:03:51,425 --> 00:03:51,806
‫وقایع‌نامه‌های مایتگ
‫یا عقب‌نشینی شجاعانه تپه بانکر رو رهبری کنم

124
00:03:51,806 --> 00:03:51,936
‫وقایع‌نامه‌های مایتگ

125
00:03:51,936 --> 00:03:52,817
‫این یارو تو فرار کردن بی‌رقیب بود
‫وقایع‌نامه‌های مایتگ

126
00:03:52,817 --> 00:03:52,948
‫این یارو تو فرار کردن بی‌رقیب بود

127
00:03:52,948 --> 00:03:53,914
‫خودش نوشته میشه
‫این یارو تو فرار کردن بی‌رقیب بود

128
00:03:53,914 --> 00:03:53,938
‫خودش نوشته میشه

129
00:03:53,938 --> 00:03:54,515
‫اوه، ممنون از طعنه‌ت
‫خودش نوشته میشه

130
00:03:54,515 --> 00:03:54,568
‫اوه، ممنون از طعنه‌ت

131
00:03:54,568 --> 00:03:55,244
‫جی تو اون ماشین چه غلطی میکنه؟
‫اوه، ممنون از طعنه‌ت

132
00:03:55,244 --> 00:03:55,375
‫جی تو اون ماشین چه غلطی میکنه؟

133
00:03:55,375 --> 00:03:56,396
‫آیزاک میگه تو قلعه تیکوندروگاست
‫جی تو اون ماشین چه غلطی میکنه؟

134
00:03:56,396 --> 00:03:56,439
‫آیزاک میگه تو قلعه تیکوندروگاست

135
00:03:56,463 --> 00:03:56,527
‫من قبلاً میرفتم اونجا

136
00:03:56,527 --> 00:03:57,464
‫داره دور از چشم همه ساندویچ میخوره
‫من قبلاً میرفتم اونجا

137
00:03:57,464 --> 00:03:57,638
‫داره دور از چشم همه ساندویچ میخوره

138
00:03:57,638 --> 00:03:58,137
‫با گروه پاین‌کون
‫داره دور از چشم همه ساندویچ میخوره

139
00:03:58,137 --> 00:03:58,311
‫با گروه پاین‌کون

140
00:03:58,311 --> 00:03:59,248
‫اوه، یه نقشه حساب شده داره
‫با گروه پاین‌کون

141
00:03:59,248 --> 00:03:59,379
‫اوه، یه نقشه حساب شده داره

142
00:03:59,379 --> 00:03:59,617
‫اوه، سنگفرشاش ناهمواره
‫اوه، یه نقشه حساب شده داره

143
00:03:59,617 --> 00:03:59,791
‫اوه، سنگفرشاش ناهمواره

144
00:03:59,791 --> 00:04:00,617
‫تو ماشین کوفت میکنه که سم نبینتش
‫اوه، سنگفرشاش ناهمواره

145
00:04:00,617 --> 00:04:00,641
‫تو ماشین کوفت میکنه که سم نبینتش

146
00:04:00,641 --> 00:04:01,879
‫یکم خطرناکه. البته نه به اندازه
‫تو ماشین کوفت میکنه که سم نبینتش

147
00:04:01,879 --> 00:04:01,880
‫تو ماشین کوفت میکنه که سم نبینتش

148
00:04:01,903 --> 00:04:01,967
‫بقیه اردوهامون

149
00:04:01,967 --> 00:04:02,967
‫بعدشم سه تا
‫بقیه اردوهامون

150
00:04:02,967 --> 00:04:02,991
‫بعدشم سه تا

151
00:04:02,991 --> 00:04:03,621
‫قلعه تیکوندروگا
‫بعدشم سه تا

152
00:04:03,621 --> 00:04:03,751
‫قلعه تیکوندروگا

153
00:04:03,751 --> 00:04:04,340
‫اسپری میزنه که بوی پیاز سوخاری بپره
‫قلعه تیکوندروگا

154
00:04:04,340 --> 00:04:04,471
‫اسپری میزنه که بوی پیاز سوخاری بپره

155
00:04:04,471 --> 00:04:05,080
‫فقط سه ساعت راهه عزیزم
‫اسپری میزنه که بوی پیاز سوخاری بپره

156
00:04:05,080 --> 00:04:05,254
‫اسپری میزنه که بوی پیاز سوخاری بپره

157
00:04:05,254 --> 00:04:05,840
‫بریم اون دفترچه رو بیاریم
‫اسپری میزنه که بوی پیاز سوخاری بپره

158
00:04:05,840 --> 00:04:05,971
‫بریم اون دفترچه رو بیاریم

159
00:04:05,971 --> 00:04:06,516
‫بعد پیاده میشه، البته
‫بریم اون دفترچه رو بیاریم

160
00:04:06,516 --> 00:04:06,690
‫بعد پیاده میشه، البته

161
00:04:06,690 --> 00:04:08,016
‫- منم میام
‫- پیت هم هست. من رانندگی میکنم
‫بعد پیاده میشه، البته

162
00:04:08,016 --> 00:04:08,147
‫- منم میام
‫- پیت هم هست. من رانندگی میکنم

163
00:04:08,147 --> 00:04:08,233
‫شیشه‌ها رو میده پایین که بو از مینی‌ش بره
‫- منم میام
‫- پیت هم هست. من رانندگی میکنم

164
00:04:08,233 --> 00:04:08,257
‫شیشه‌ها رو میده پایین که بو از مینی‌ش بره

165
00:04:08,257 --> 00:04:09,737
‫من جلو! من جلو!
‫شیشه‌ها رو میده پایین که بو از مینی‌ش بره

166
00:04:09,737 --> 00:04:09,867
‫شیشه‌ها رو میده پایین که بو از مینی‌ش بره

167
00:04:09,867 --> 00:04:10,367
‫- ببخشید، پیت اول گفت
‫- من شوخی کردم
‫شیشه‌ها رو میده پایین که بو از مینی‌ش بره

168
00:04:10,367 --> 00:04:10,497
‫- ببخشید، پیت اول گفت
‫- من شوخی کردم

169
00:04:10,497 --> 00:04:11,497
‫پاکتشو چیکار میکنه؟ سم که میبینتش
‫- ببخشید، پیت اول گفت
‫- من شوخی کردم

170
00:04:11,497 --> 00:04:11,521
‫پاکتشو چیکار میکنه؟ سم که میبینتش

171
00:04:11,521 --> 00:04:12,827
‫اون یه روحه
‫پاکتشو چیکار میکنه؟ سم که میبینتش

172
00:04:12,827 --> 00:04:12,914
‫پاکتشو چیکار میکنه؟ سم که میبینتش

173
00:04:12,914 --> 00:04:13,065
‫سم، روح‌ها عقب میشینن
‫پاکتشو چیکار میکنه؟ سم که میبینتش

174
00:04:13,065 --> 00:04:13,195
‫سم، روح‌ها عقب میشینن

175
00:04:13,195 --> 00:04:14,263
‫نگران پاکت نباش
‫سم، روح‌ها عقب میشینن

176
00:04:14,263 --> 00:04:14,347
‫نگران پاکت نباش

177
00:04:14,394 --> 00:04:16,308
‫- اوه
‫- اوه

178
00:04:16,439 --> 00:04:17,919
‫زشته. اوف

179
00:04:18,049 --> 00:04:20,965
‫آلبرتا [خنده]: اوه، یه حیوون روح

180
00:04:21,096 --> 00:04:22,290
‫خیلی وقته که

181
00:04:22,314 --> 00:04:23,533
‫از اینا اینجا نداشتیم

182
00:04:23,664 --> 00:04:25,064
‫حتی نمیدونستم همچین چیزی هست

183
00:04:25,143 --> 00:04:26,536
‫خیلی نادره

184
00:04:26,667 --> 00:04:29,104
‫بیشتر حیوونا مستقیم میرن بالا چون قلبشون پاکه

185
00:04:29,234 --> 00:04:30,845
‫این باید یه حلزون خیلی بد باشه

186
00:04:31,019 --> 00:04:32,455
‫چیکار کردی

187
00:04:32,542 --> 00:04:33,978
‫کوچولو؟

188
00:04:34,109 --> 00:04:35,502
‫اسمتو میذارم...

189
00:04:35,676 --> 00:04:37,286
‫اسکارگوست

190
00:04:37,417 --> 00:04:38,940
‫اوه، فهمیدم، چون روحه

191
00:04:39,070 --> 00:04:40,245
‫و کنار ماشین بود

192
00:04:40,332 --> 00:04:42,334
‫چه بامزست

193
00:04:42,422 --> 00:04:43,703
‫فکر کنم نگهش دارم به عنوان حیوون خونگی

194
00:04:43,727 --> 00:04:44,772
‫چرا باید حیوون خونگی تو باشه؟

195
00:04:44,902 --> 00:04:46,077
‫شاید من بخوام مال من باشه

196
00:04:46,208 --> 00:04:47,427
‫و بیا دیگه قضیه

197
00:04:47,601 --> 00:04:48,969
‫"پسر من تو رو کشت" رو وسط نکشیم

198
00:04:48,993 --> 00:04:49,993
‫دیگه تکراری شده

199
00:04:50,125 --> 00:04:51,213
‫چطوره نوبتی باشه

200
00:04:51,343 --> 00:04:52,693
‫حلزونه؟ مثل من و

201
00:04:52,823 --> 00:04:54,608
‫بقیه طرفدارا با دیوید کرازبی

202
00:04:54,738 --> 00:04:57,088
‫که البته حیوون خونگی نبود، ولی موهای پشتش خیلی زیاد بود

203
00:04:57,175 --> 00:04:57,872
‫منو حساب نکنید

204
00:04:58,002 --> 00:04:59,569
‫من نمیخوامش

205
00:04:59,700 --> 00:05:01,112
‫اصلاً نمیفهمم این حیوون خونگی چیه

206
00:05:01,136 --> 00:05:02,790
‫حیوون خونگی یعنی حیوونی که تو خونت زندگی میکنه

207
00:05:02,964 --> 00:05:04,139
‫تا یه روز بخوریش

208
00:05:04,313 --> 00:05:05,401
‫مثل بالدر

209
00:05:05,532 --> 00:05:08,143
‫بز وفادار و خوشمزم

210
00:05:08,273 --> 00:05:10,319
‫این یارو چند تا از دوستای حیوونیشو خورده؟

211
00:05:10,450 --> 00:05:12,234
‫نه، میدونم حیوون خونگی چیه

212
00:05:12,408 --> 00:05:14,758
‫فقط علاقه‌ای به داشتنش ندارم. مسخرست

213
00:05:14,932 --> 00:05:16,586
‫مگه تو عکس یادبودت

214
00:05:16,717 --> 00:05:18,240
‫با سگت نبودی؟

215
00:05:18,414 --> 00:05:19,284
‫اون سگ مال والدینم بود، و راستش

216
00:05:19,415 --> 00:05:21,678
‫زیاد ازش خوشم نمیومد

217
00:05:21,809 --> 00:05:23,569
‫باید ببریشون بیرون و کثافتکاریاشونو جمع کنی

218
00:05:23,637 --> 00:05:25,179
‫این مشکل دیوید کرازبی هم بود

219
00:05:25,203 --> 00:05:27,399
‫باشه خب، همون نقشه فلاور رو اجرا کنیم که "حلزون اشتراکی" باشه

220
00:05:27,423 --> 00:05:29,991
‫آره خیلی منصفانست، همه نوبتی میگیرنش

221
00:05:30,121 --> 00:05:31,185
‫و تور قول میده نخورتش

222
00:05:31,209 --> 00:05:33,560
‫هرچند حلزون خیلی خوشمزه به نظر میاد

223
00:05:33,647 --> 00:05:36,258
‫و تور هزار ساله که غذا نخورده

224
00:05:36,388 --> 00:05:38,173
‫میبینی، همین قسمت دومش

225
00:05:38,303 --> 00:05:39,383
‫اونقدری که فکر میکنی

226
00:05:39,479 --> 00:05:40,915
‫اطمینان‌بخش نیست

227
00:05:41,002 --> 00:05:42,699
‫ولی من گفتم "نمیخورم"

228
00:05:42,830 --> 00:05:46,050
‫با اینکه تور خیلی دلش میخواد

229
00:05:46,181 --> 00:05:46,964
‫نچ نچ

230
00:05:47,138 --> 00:05:49,053
‫باز همون قسمت دوم

231
00:05:49,227 --> 00:05:53,231
‫اسم "تیکوندروگا" از یه کلمه ایروکوآیی گرفته شده

232
00:05:53,362 --> 00:05:54,798
‫به معنی "بین دو آب"

233
00:05:54,929 --> 00:05:56,800
‫یا "جایی که آب‌ها به هم میرسن"

234
00:05:56,887 --> 00:05:58,715
‫فقط میگم، کل مفهوم صندلی جلو

235
00:05:58,802 --> 00:06:00,082
‫بستگی به این داره که

236
00:06:00,195 --> 00:06:01,718
‫همه بتونن همدیگه رو بشنون

237
00:06:01,892 --> 00:06:03,217
‫موقع برگشت میشینی جلو. انقدر غر نزن

238
00:06:03,241 --> 00:06:05,374
‫البته اگه اول از همه موقع رفتن سمت ماشین بگه

239
00:06:05,548 --> 00:06:07,594
‫قوانین خیلی سادست

240
00:06:07,681 --> 00:06:09,136
‫حالا اگه همه دنبالم بیاین، بهتون نشون میدم

241
00:06:09,160 --> 00:06:11,162
‫یه شمع پیه‌سوز از دوران انقلاب

242
00:06:11,293 --> 00:06:12,729
‫که هنوز فتیله داره

243
00:06:12,860 --> 00:06:13,904
‫بریم

244
00:06:14,035 --> 00:06:15,732
‫صبر کنید

245
00:06:15,863 --> 00:06:17,778
‫ولی... فتیله

246
00:06:17,908 --> 00:06:19,468
‫جی، باید دروازه شمال شرقی رو پیدا کنیم

247
00:06:19,606 --> 00:06:21,390
‫آیزاک میگه دفترچه خاطراتشو

248
00:06:21,521 --> 00:06:24,001
‫زیر یه سنگ شل، سه قدم از

249
00:06:24,088 --> 00:06:25,307
‫انتهای دیوار قایم کرده

250
00:06:25,437 --> 00:06:26,877
‫حس میکنم تو گنج ملی‌ام

251
00:06:27,004 --> 00:06:28,615
‫عاشق این حسم

252
00:06:28,745 --> 00:06:30,268
‫اوه، یه روح اینجاست. من حلش میکنم

253
00:06:30,442 --> 00:06:32,575
‫سلام، من سمم. آره، میتونم ببینمت

254
00:06:32,662 --> 00:06:34,011
‫از پله‌ها افتادم پایین

255
00:06:34,142 --> 00:06:35,665
‫دو هفته تو کما بودم

256
00:06:35,796 --> 00:06:36,666
‫وقتی بیدار شدم میتونستم روح‌ها رو ببینم

257
00:06:36,797 --> 00:06:39,103
‫سم، من این یارو رو میبینم. سلام

258
00:06:39,234 --> 00:06:41,715
‫سلام. اوه

259
00:06:41,889 --> 00:06:42,953
‫فکر کنم بازیگر نقشه. نایکی پاشه

260
00:06:42,977 --> 00:06:44,108
‫کاملاً مشخصه

261
00:06:44,282 --> 00:06:46,023
‫دنبال دروازه شمال شرقی میگردیم

262
00:06:46,154 --> 00:06:47,154
‫همون اونجاست

263
00:06:47,242 --> 00:06:48,393
‫و یه نوشیدنی انرژی‌زا دستشه

264
00:06:48,417 --> 00:06:49,679
‫اینم یه نشونه دیگه

265
00:06:53,465 --> 00:06:55,816
‫خب، اینجا آخر دیواره

266
00:06:55,946 --> 00:06:58,470
‫باشه، یک، دو، سه

267
00:06:58,645 --> 00:06:59,907
‫باید همینجا باشه

268
00:07:00,081 --> 00:07:01,521
‫مگه اینکه قدم‌های آیزاک خیلی کوچیک باشه

269
00:07:01,561 --> 00:07:03,258
‫قدش چقدره؟ من زیاد نمیشناسمش

270
00:07:03,388 --> 00:07:04,508
‫دنبال سنگ شل بگردید

271
00:07:04,564 --> 00:07:05,782
‫عجله کنید

272
00:07:05,913 --> 00:07:07,368
‫الان تور بعدی میرسه اینجا

273
00:07:07,392 --> 00:07:08,480
‫فکر کنم پیداش کردم

274
00:07:08,611 --> 00:07:10,091
‫راستش امیدوار بودم

275
00:07:10,221 --> 00:07:12,397
‫یکم سخت‌تر باشه، مثل یه معما چیزی

276
00:07:12,528 --> 00:07:15,662
‫وای خدای من [نفس عمیق] پیداش کردیم

277
00:07:16,488 --> 00:07:17,533
‫خب، بریم

278
00:07:17,664 --> 00:07:18,578
‫- من جلو
‫- من جلو

279
00:07:18,665 --> 00:07:20,014
‫ببخشید جی

280
00:07:20,144 --> 00:07:21,711
‫اه، بس کنید دیگه

281
00:07:26,977 --> 00:07:28,675
‫این مسخرست

282
00:07:28,849 --> 00:07:30,304
‫دفعه بعد سریع‌تر بگو. خواب موندی، باختی

283
00:07:30,328 --> 00:07:31,895
‫اِم، جی؟

284
00:07:32,026 --> 00:07:33,680
‫یه مشکلی داریم

285
00:07:34,594 --> 00:07:35,856
‫مطلقاً

286
00:07:36,030 --> 00:07:37,292
‫هیچ چیز به درد بخوری تو این دفترچه نیست

287
00:07:37,379 --> 00:07:39,599
‫چی؟ امکان نداره

288
00:07:39,729 --> 00:07:40,991
‫جی؟

289
00:07:41,122 --> 00:07:43,820
‫"دوشنبه، 4 آوریل 1775

290
00:07:43,907 --> 00:07:45,493
‫امروز یه چیزی خوردم به اسم ساندویچ

291
00:07:45,517 --> 00:07:47,452
‫ظاهراً تو انگلستان خیلی مد شده

292
00:07:47,476 --> 00:07:49,391
‫فکر نکنم اینجا بگیره"

293
00:07:49,521 --> 00:07:50,610
‫خب، آینده‌نگر نبوده

294
00:07:50,740 --> 00:07:52,612
‫ولی هیچکس نمیتونه بگه آیزاک هیگینتوت

295
00:07:52,699 --> 00:07:54,875
‫از موضع‌گیری جسورانه میترسید

296
00:07:55,049 --> 00:07:56,616
‫یادداشت بعدی چهار هفته بعده

297
00:07:56,746 --> 00:07:58,792
‫"هنوز نتونستم با ساندویچ کنار بیام"

298
00:07:58,922 --> 00:08:00,097
‫هه، پس هیچی

299
00:08:00,228 --> 00:08:00,288
‫درباره جنگ یا تولد ملت نیست؟

300
00:08:00,288 --> 00:08:01,814
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده
‫درباره جنگ یا تولد ملت نیست؟

301
00:08:01,814 --> 00:08:01,838
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

302
00:08:01,838 --> 00:08:03,100
‫قسم میخورم یه چیزی
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

303
00:08:03,100 --> 00:08:03,231
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

304
00:08:03,231 --> 00:08:04,338
‫درباره جرج واشنگتن نوشتم
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

305
00:08:04,338 --> 00:08:04,362
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

306
00:08:04,362 --> 00:08:05,625
‫آره نوشتی
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

307
00:08:05,625 --> 00:08:05,799
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

308
00:08:05,799 --> 00:08:08,323
‫"امروز واشنگتن رو دیدم که داشت ساندویچ میخورد
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

309
00:08:08,323 --> 00:08:08,453
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

310
00:08:08,453 --> 00:08:10,020
‫به نظر خوشش اومد"
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

311
00:08:10,020 --> 00:08:10,107
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

312
00:08:10,107 --> 00:08:12,196
‫لعنتی آیزاک، اینا همش حرف ساندویچه
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

313
00:08:12,196 --> 00:08:12,327
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

314
00:08:12,327 --> 00:08:13,937
‫و دستور پخت پای گوشت
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

315
00:08:13,937 --> 00:08:14,111
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

316
00:08:14,111 --> 00:08:15,591
‫کجاست اون چیزایی که تو کتاب باید باشه آیزاک؟
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

317
00:08:15,591 --> 00:08:15,635
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

318
00:08:15,635 --> 00:08:17,158
‫کجاست همه اون چیزایی که بهم گفتی؟
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

319
00:08:17,158 --> 00:08:17,245
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

320
00:08:17,245 --> 00:08:18,376
‫این دیوونگیه
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

321
00:08:18,376 --> 00:08:18,507
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

322
00:08:18,507 --> 00:08:20,640
‫فکر میکردم همه رو نوشتم
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

323
00:08:20,640 --> 00:08:20,770
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

324
00:08:20,770 --> 00:08:21,641
‫چطور از ساندویچ خوشت نمیاد؟
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

325
00:08:21,641 --> 00:08:21,771
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

326
00:08:21,771 --> 00:08:23,860
‫بوقلمون یا گوشت کبابی امتحان کردی؟
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

327
00:08:23,860 --> 00:08:23,947
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

328
00:08:23,947 --> 00:08:25,055
‫اوه، جلوی سس نگو "گوشت کبابی"
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

329
00:08:25,055 --> 00:08:25,079
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

330
00:08:25,079 --> 00:08:26,646
‫دوست دخترش ولش کرد رفت آربیز رو بو کنه
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

331
00:08:26,646 --> 00:08:26,776
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

332
00:08:26,776 --> 00:08:28,822
‫ممنون که به دفاع از من برخاستید
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

333
00:08:28,822 --> 00:08:28,909
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

334
00:08:28,909 --> 00:08:31,781
‫میدونی، شاید داشتم سعی میکردم
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

335
00:08:31,781 --> 00:08:31,868
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

336
00:08:31,868 --> 00:08:33,588
‫حرف انقلاب رو محدود کنم برای مبادا بریتانیایی‌ها برنده شن
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

337
00:08:33,588 --> 00:08:33,653
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

338
00:08:33,653 --> 00:08:35,333
‫نمیخواستی رد کاغذی به جا بذاری
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

339
00:08:35,333 --> 00:08:35,437
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

340
00:08:35,437 --> 00:08:36,873
‫ما دقیقاً به رد کاغذی نیاز داریم
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

341
00:08:36,873 --> 00:08:37,004
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

342
00:08:37,004 --> 00:08:38,111
‫این کل هدف ما بود از
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

343
00:08:38,111 --> 00:08:38,135
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

344
00:08:38,135 --> 00:08:39,354
‫آوردن این دفترچه
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

345
00:08:39,354 --> 00:08:39,528
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

346
00:08:39,528 --> 00:08:41,225
‫چیزی که اینجاست اصلاً کمکی نمیکنه
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

347
00:08:41,225 --> 00:08:41,356
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

348
00:08:41,356 --> 00:08:42,792
‫هنوز
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

349
00:08:42,792 --> 00:08:42,923
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

350
00:08:42,923 --> 00:08:44,446
‫اوه، جی یه نقشه‌ای داره
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

351
00:08:44,446 --> 00:08:44,576
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

352
00:08:44,576 --> 00:08:47,579
‫ما یه دفترچه 250 ساله داریم که بیشترش خالیه
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

353
00:08:47,579 --> 00:08:47,667
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

354
00:08:47,667 --> 00:08:50,278
‫چی میشه اگه جاهای خالی رو پر کنیم؟
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

355
00:08:50,278 --> 00:08:50,408
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

356
00:08:50,408 --> 00:08:52,933
‫منظورت جعل دفترچه است؟ به نظر اخلاقی نمیاد
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

357
00:08:52,933 --> 00:08:53,063
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

358
00:08:53,063 --> 00:08:55,326
‫چه اخلاقی؟ خود یارو اینجاست
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

359
00:08:55,326 --> 00:08:55,457
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

360
00:08:55,457 --> 00:08:56,676
‫یعنی، شاید اینجا باشه
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

361
00:08:56,676 --> 00:08:56,806
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

362
00:08:56,806 --> 00:08:57,914
‫بر اساس چیزایی که بهم گفتی
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

363
00:08:57,914 --> 00:08:57,938
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

364
00:08:57,938 --> 00:08:58,765
‫و من تصمیم گرفتم باور کنم
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

365
00:08:58,765 --> 00:08:58,895
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

366
00:08:58,895 --> 00:09:00,157
‫جی درست میگه
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

367
00:09:00,157 --> 00:09:01,648
‫همش اتفاقاتیه که برای من افتاده

368
00:09:01,681 --> 00:09:03,204
‫و حرفای خودم خواهد بود

369
00:09:03,334 --> 00:09:05,510
‫خب راستش، درباره دروغگو بودن...

370
00:09:05,641 --> 00:09:07,512
‫منتظر خنده‌ها...

371
00:09:07,687 --> 00:09:09,036
‫فکر میکنم نقشه خوبیه

372
00:09:09,166 --> 00:09:10,726
‫یعنی، خود دفترچه که قدیمیه

373
00:09:10,777 --> 00:09:12,363
‫و اون سخت‌ترین قسمت جعل کردن بود

374
00:09:12,387 --> 00:09:15,042
‫باشه، ولی کی میخواد اون دست‌خط قدیمی رو بنویسه؟

375
00:09:15,172 --> 00:09:16,889
‫اوه، جی تو خوشنویسی خیلی خوبه

376
00:09:16,913 --> 00:09:18,456
‫برای کارت‌های عروسیمون کلاس رفت

377
00:09:18,480 --> 00:09:20,612
‫آخی، مرسی عزیزم. هر کاری برای تو

378
00:09:20,743 --> 00:09:22,745
‫جی زن‌دوسته
‫منم زن‌دوست بودم

379
00:09:22,876 --> 00:09:24,529
‫ولی زنم یه جری‌دوست بود

380
00:09:24,660 --> 00:09:26,401
‫خب، نظرت چیه عزیزم؟

381
00:09:26,531 --> 00:09:28,011
‫میخوایم تاریخ رو بازنویسی کنیم؟

382
00:09:28,142 --> 00:09:29,404
‫به نظر همینطوره

383
00:09:29,491 --> 00:09:31,145
‫آه، به سوی دوات

384
00:09:31,275 --> 00:09:32,624
‫هورا!

385
00:09:32,755 --> 00:09:34,714
‫داریم خوش میگذرونیم

386
00:09:34,844 --> 00:09:36,628
‫تورفین

387
00:09:36,803 --> 00:09:39,283
‫عجله کن. نوبت منه با حلزون

388
00:09:39,370 --> 00:09:41,503
‫خب، همه

389
00:09:41,677 --> 00:09:43,548
‫آروم باشید، ولی...

390
00:09:43,723 --> 00:09:46,943
‫تور احتمالاً اسکارگوست رو گم کرده

391
00:09:47,074 --> 00:09:49,990
‫تور. حلزون روحه رو خوردی؟

392
00:09:50,164 --> 00:09:51,948
‫نه، باید باور کنید

393
00:09:52,079 --> 00:09:55,082
‫تور حلزون خوشمزه رو نخورده

394
00:09:55,212 --> 00:09:57,060
‫اونقدر که میخوای متقاعدکننده نیست

395
00:09:57,084 --> 00:09:59,869
‫تور، فکر نمیکنم بتونم با کسی باشم

396
00:10:00,000 --> 00:10:02,524
‫که همچین کاری با یکی از مخلوقات خدا میکنه

397
00:10:02,611 --> 00:10:05,440
‫یعنی، این مرد احتمالاً هزاران نفر رو کشته

398
00:10:05,614 --> 00:10:06,894
‫حلزون خط قرمزته؟

399
00:10:06,920 --> 00:10:08,443
‫دقیقاً. خوب گفتی، تروور

400
00:10:08,530 --> 00:10:10,140
‫فلاور، خواهش میکنم

401
00:10:10,271 --> 00:10:12,752
‫به همون اندازه که هایمدال نگهبان بیفروسته

402
00:10:12,926 --> 00:10:16,059
‫تور این کار رو نکرده

403
00:10:16,190 --> 00:10:17,452
‫من باور نمیکنم

404
00:10:17,539 --> 00:10:19,367
‫این خیلی پسته، حتی برای تو

405
00:10:19,497 --> 00:10:20,672
‫اون حلزون

406
00:10:20,803 --> 00:10:22,109
‫حیوون خونگی ما بود، تور

407
00:10:24,372 --> 00:10:25,460
‫من حلزون رو نخوردم!

408
00:10:25,634 --> 00:10:28,289
‫خب، من بردمش. من اسکارگوست رو بردم

409
00:10:28,419 --> 00:10:29,986
‫- چی؟
‫- تو بردی؟

410
00:10:30,117 --> 00:10:31,683
‫اینجاست...

411
00:10:31,814 --> 00:10:33,076
‫سالم و سرحال

412
00:10:34,904 --> 00:10:36,863
‫ولی چرا بردیش؟

413
00:10:36,993 --> 00:10:39,561
‫خب، تور داشت درباره خوردنش حرف میزد

414
00:10:39,648 --> 00:10:42,216
‫و نمیخواستم کوچولو آسیب ببینه

415
00:10:42,346 --> 00:10:43,826
‫نگاه کن چه صورت نازی داره

416
00:10:43,957 --> 00:10:45,543
‫تو همین الان گفتی از حیوونا خوشت نمیاد

417
00:10:45,567 --> 00:10:46,916
‫دروغ گفتم

418
00:10:47,003 --> 00:10:48,831
‫کی از حیوونا خوشش نمیاد؟

419
00:10:48,962 --> 00:10:50,833
‫من عاشقشونم

420
00:10:51,007 --> 00:10:52,226
‫پس چرا دروغ گفتی؟

421
00:10:52,400 --> 00:10:54,576
‫مهم نیست. مهم اینه که

422
00:10:54,706 --> 00:10:56,926
‫نمیذارم اتفاقی برای این کوچولو بیفته

423
00:10:57,013 --> 00:11:00,321
‫و این واقعیت که هیچکدومتون نمیدونستید کجاست

424
00:11:00,451 --> 00:11:01,888
‫تو یک ساعت گذشته

425
00:11:02,018 --> 00:11:04,107
‫ثابت میکنه که پیش من جاش بهتره

426
00:11:04,194 --> 00:11:05,369
‫هممم...

427
00:11:07,371 --> 00:11:09,547
‫دقیقاً همین اتفاق با دیوید کرازبی افتاد

428
00:11:09,678 --> 00:11:11,395
‫مارلا خیلی تصاحب‌گر شد و یهو

429
00:11:11,419 --> 00:11:14,509
‫بقیه‌مون داشتیم سر پس‌مونده‌های استیون استیلز دعوا میکردیم

430
00:11:14,683 --> 00:11:16,946
‫خیلی تاریک بود مرد. اه

431
00:11:17,033 --> 00:11:18,948
‫خب بچه‌ها، احتمالاً امشب تا صبح بیداریم

432
00:11:19,122 --> 00:11:21,403
‫شارون گفت کارشناس تأیید فردا صبح میاد

433
00:11:21,429 --> 00:11:22,429
‫"کارشناس تأیید"

434
00:11:22,560 --> 00:11:24,693
‫شبیه اسم کشتی‌گیرهای WWF میمونه

435
00:11:24,824 --> 00:11:26,477
‫زنده از مدیسون اسکوئر گاردن

436
00:11:26,651 --> 00:11:30,220
‫"مرد ماچو" رندی ساواج در مقابل کارشناس تأیید!

437
00:11:30,351 --> 00:11:32,919
‫- پیت، خیلی بلنده
‫- باشه

438
00:11:33,093 --> 00:11:34,766
‫- چی بنویسم؟
‫- خب، بیا با

439
00:11:34,790 --> 00:11:36,400
‫لکسینگتون و کانکورد شروع کنیم

440
00:11:36,531 --> 00:11:38,030
‫تو کتاب یه فصل کامل درباره‌ش داریم

441
00:11:38,054 --> 00:11:40,404
‫19 آوریل 1775

442
00:11:40,578 --> 00:11:43,233
‫خب، بهش بگو اینو بنویسه:

443
00:11:43,320 --> 00:11:45,627
‫همینطور که میدان نبرد رو بررسی میکنم، متوجه

444
00:11:45,801 --> 00:11:48,064
‫بوی باروت هستم

445
00:11:48,151 --> 00:11:50,850
‫و ناله‌های درد همرزمان افتاده‌ام

446
00:11:50,980 --> 00:11:53,113
‫باشه "همینطور که میدان نبرد رو بررسی میکنم،

447
00:11:53,200 --> 00:11:55,332
‫متوجه بوی باروت هستم..."

448
00:11:55,506 --> 00:11:56,725
‫"و ناله‌های درد

449
00:11:56,899 --> 00:11:58,205
‫همرزمان افتاده‌ام" زود باش

450
00:11:58,292 --> 00:11:59,946
‫کارشناس تأیید به زودی میرسه

451
00:12:00,076 --> 00:12:01,512
‫تا کارتو تأیید کنه!

452
00:12:01,643 --> 00:12:03,186
‫شاید به همین دلیل زنت یه جری‌دوست بود

453
00:12:03,210 --> 00:12:04,450
‫جی، چرا فقط دو کلمه نوشتی؟

454
00:12:04,559 --> 00:12:05,559
‫خوشنویسی سخته

455
00:12:05,690 --> 00:12:07,127
‫به همین دلیله که پنلوپه

456
00:12:07,257 --> 00:12:09,651
‫آدلمن-هافنگل

457
00:12:09,738 --> 00:12:11,696
‫از لیست عروسیمون حذف شد

458
00:12:11,827 --> 00:12:14,612
‫آه! اینجا چه خبره؟

459
00:12:14,743 --> 00:12:17,354
‫داریم دفترچه آیزاک از جنگ انقلاب رو جعل میکنیم

460
00:12:17,528 --> 00:12:18,941
‫اوه. به نظر حتی جالب‌تر از

461
00:12:18,965 --> 00:12:20,444
‫تماشای آبگرمکنه

462
00:12:20,531 --> 00:12:22,882
‫منم هستم. حالا اینو بنویس

463
00:12:22,969 --> 00:12:25,014
‫بریتانیایی‌ها از دو طرف محاصره‌مون کرده بودن

464
00:12:25,188 --> 00:12:28,148
‫مثل دو تیکه نون کت‌قرمز روی یه ساندویچ شورشی

465
00:12:28,322 --> 00:12:30,150
‫و باز برگشتیم به ساندویچ

466
00:12:34,719 --> 00:12:36,808
‫و همونطور که داشتم میمردم

467
00:12:36,896 --> 00:12:40,203
‫یه فکر عمیق به ذهنم رسید

468
00:12:40,334 --> 00:12:45,513
‫شاید باید دستامو میشستم

469
00:12:46,775 --> 00:12:50,474
‫قابل درکه. قابل درکه

470
00:12:57,133 --> 00:12:59,135
‫سلام شارون. آره

471
00:12:59,266 --> 00:13:01,485
‫من... من تازه رسیدم خونه

472
00:13:01,616 --> 00:13:04,010
‫بعد از بررسی مدارک هیگینتوت بهت زنگ میزنم

473
00:13:05,054 --> 00:13:07,056
‫باشه

474
00:13:22,506 --> 00:13:24,334
‫کسی اینجاست؟

475
00:13:28,860 --> 00:13:29,992
‫و تمومه

476
00:13:31,733 --> 00:13:32,952
‫کارت عالی بود، جی

477
00:13:33,126 --> 00:13:34,692
‫این یارو خوبه

478
00:13:34,823 --> 00:13:36,303
‫فوق‌العاده به نظر میرسه

479
00:13:36,390 --> 00:13:38,479
‫- باورم نمیشه موفق شدیم
‫- موفق به چی؟

480
00:13:38,609 --> 00:13:40,742
‫وای، چند بار باید براتون تکرار کنیم؟

481
00:13:40,872 --> 00:13:42,439
‫ما دفترچه آیزاک رو جعل کردیم

482
00:13:42,613 --> 00:13:44,765
‫چون اصلیش به درد نمیخورد و یه کارشناس تأیید

483
00:13:44,789 --> 00:13:45,829
‫همین الان داره میاد اینجا

484
00:13:45,921 --> 00:13:47,001
‫ولی این خیلی واقعی به نظر میاد

485
00:13:47,096 --> 00:13:48,445
‫شرط میبندم موفق میشیم

486
00:13:48,576 --> 00:13:50,621
‫چرا دارید اینا رو به من میگید؟

487
00:13:50,752 --> 00:13:52,188
‫اِم، سم... قیافه‌ت آشنا نیست

488
00:13:52,362 --> 00:13:54,340
‫پشت مخزن آب قایمت میکنن یا چی؟

489
00:13:54,364 --> 00:13:56,366
‫اون یکی از ما نیست. اون زنده‌ست

490
00:13:56,497 --> 00:13:57,324
‫آره، کفش پاشه

491
00:13:57,454 --> 00:13:59,413
‫چه خوش به حالش

492
00:13:59,587 --> 00:14:00,675
‫شارون منو فرستاده

493
00:14:00,849 --> 00:14:02,372
‫من کارشناس تأییدم

494
00:14:04,374 --> 00:14:05,549
‫کارشناس تأیید!

495
00:14:05,680 --> 00:14:07,334
‫از بالای رینگ!

496
00:14:08,639 --> 00:14:10,032
‫ببخشید، موقعیت بدیه

497
00:14:10,163 --> 00:14:11,443
‫با شوخی باهاش کنار میام

498
00:14:21,478 --> 00:14:23,045
‫خب ترو، چه خبره؟

499
00:14:23,132 --> 00:14:25,178
‫فقط دارم بهش وقت میدم تو نور بمونه

500
00:14:25,308 --> 00:14:27,267
‫بعدش میخوایم "لبه برنده" رو ببینیم

501
00:14:27,441 --> 00:14:29,573
‫شلی عاشق فیلم‌های عاشقانه کمدیه

502
00:14:29,704 --> 00:14:33,708
‫معلومه ارتباط عمیقی با حیوونا داری

503
00:14:33,882 --> 00:14:36,624
‫پس این کارا چی بود؟ چرا اینقدر عجیب رفتار میکردی؟

504
00:14:39,235 --> 00:14:42,195
‫اولش نمیخواستم به حلزون نزدیک شم

505
00:14:42,325 --> 00:14:45,024
‫نمیخواستم باهاش صمیمی شم

506
00:14:45,154 --> 00:14:48,375
‫چون نمیخواستم ناامیدش کنم

507
00:14:49,419 --> 00:14:51,291
‫نمیخواستم مثل باکی ناامیدش کنم

508
00:14:51,378 --> 00:14:53,510
‫باکی؟

509
00:14:53,641 --> 00:14:56,209
‫میدونی اون سگه، همون که تو عکس مرگنامه‌م بود؟

510
00:14:56,339 --> 00:14:58,385
‫- آه
‫- خب، اون سگ پدر و مادرم نبود

511
00:14:58,515 --> 00:15:00,387
‫اون سگ من بود

512
00:15:02,389 --> 00:15:03,868
‫و بهترین دوستم بود

513
00:15:03,999 --> 00:15:05,261
‫البته رقابت سختی نبود

514
00:15:05,435 --> 00:15:07,555
‫یعنی، دوستای دیگه‌ت جنازه‌ت رو انداختن تو دریاچه

515
00:15:07,698 --> 00:15:09,526
‫ولی ادامه بده. هر روز

516
00:15:09,700 --> 00:15:12,573
‫وقتی از سر کار میومدم خونه، باکی همونجا

517
00:15:12,703 --> 00:15:14,053
‫دم در منتظرم بود

518
00:15:14,183 --> 00:15:15,445
‫میپرید روم

519
00:15:15,576 --> 00:15:17,708
‫و من بهش میگفتم پسر خوب

520
00:15:17,839 --> 00:15:19,406
‫ولی یه روز

521
00:15:19,536 --> 00:15:21,886
‫روزی که مردم

522
00:15:22,017 --> 00:15:23,714
‫هیچوقت برنگشتم خونه

523
00:15:23,845 --> 00:15:26,413
‫خیلی احساس گناه میکنم

524
00:15:26,587 --> 00:15:29,459
‫اون همیشه وفادار بود و من ناامیدش کردم

525
00:15:29,590 --> 00:15:31,505
‫تو که نرفته بودی تعطیلات، تروور

526
00:15:31,635 --> 00:15:34,116
‫تو مردی، و این تقصیر تو نبود

527
00:15:34,290 --> 00:15:36,205
‫مردن تقصیر هیچکدوم از ما نیست

528
00:15:36,336 --> 00:15:38,120
‫البته در مورد من، تقصیر پسر هتی بود

529
00:15:38,294 --> 00:15:39,991
‫بفرما، بالاخره گفتش

530
00:15:40,166 --> 00:15:41,602
‫اینکه اون شب برنگشتی خونه

531
00:15:41,732 --> 00:15:45,258
‫فقط یه بار بود در یه عمر که همیشه براش اونجا بودی

532
00:15:46,694 --> 00:15:48,696
‫ممنون بچه‌ها

533
00:15:48,826 --> 00:15:50,785
‫بیچاره باکی

534
00:15:52,047 --> 00:15:54,287
‫کاش میتونستم فقط یه بار دیگه بهش بگم

535
00:15:54,354 --> 00:15:55,790
‫که پسر خوبیه

536
00:15:55,964 --> 00:15:59,054
‫سعی کن تمام خاطرات خوبی که با هم داشتید رو به یاد بیاری

537
00:15:59,185 --> 00:16:01,926
‫چون بهت میگم، باکی همونا رو یادشه

538
00:16:02,101 --> 00:16:03,493
‫یا یادش بود

539
00:16:03,580 --> 00:16:05,191
‫الان احتمالاً خوراک کرم‌ها شده

540
00:16:05,321 --> 00:16:06,801
‫اوه

541
00:16:06,931 --> 00:16:08,237
‫متأسفم، نه

542
00:16:08,368 --> 00:16:11,022
‫سگت الان 35 سالشه

543
00:16:11,110 --> 00:16:13,199
‫اشتباه از من بود

544
00:16:13,329 --> 00:16:14,609
‫شارون، نمیدونم چی بگم

545
00:16:14,765 --> 00:16:16,134
‫شارون [از کامپیوتر]: چی تو فکرت بود؟

546
00:16:16,158 --> 00:16:17,309
‫من خودمو به خطر انداختم برات

547
00:16:17,333 --> 00:16:19,727
‫- رئیسم خیلی عصبانی میشه
‫- راستش

548
00:16:19,857 --> 00:16:22,121
‫من یه منبع اصلی داشتم، ولی سیل اومد

549
00:16:22,251 --> 00:16:23,948
‫تو زیرزمین و از بین رفت

550
00:16:24,035 --> 00:16:26,734
‫چقدر راحت دروغ از دهنش میپره بیرون

551
00:16:26,864 --> 00:16:28,431
‫هر چی

552
00:16:28,562 --> 00:16:29,974
‫نمیتونیم یه کتاب غیرداستانی بدون منبع چاپ کنیم

553
00:16:29,998 --> 00:16:31,782
‫متأسفم. کتاب مرد

554
00:16:31,956 --> 00:16:34,524
‫و باهاش، میراث من

555
00:16:34,611 --> 00:16:36,831
‫هیچ کاری نمیشه کرد؟

556
00:16:36,961 --> 00:16:38,659
‫تو از کتاب خوشت اومد، شارون

557
00:16:38,789 --> 00:16:40,509
‫میتونیم به عنوان داستان تاریخی بسته‌بندیش کنیم؟

558
00:16:40,617 --> 00:16:43,446
‫گفتی بیشتر کارتون داستانیه به هر حال

559
00:16:43,577 --> 00:16:45,796
‫این نوع داستانی نیست که ما کار میکنیم

560
00:16:45,970 --> 00:16:48,190
‫مخاطبای ما به یه چیز پرمایه نیاز دارن

561
00:16:48,277 --> 00:16:49,713
‫که بتونن دندون روش بذارن

562
00:16:49,887 --> 00:16:52,629
‫و این یه ایده به ذهنم میاره

563
00:16:52,760 --> 00:16:54,762
‫قصه‌گو به نجات میاد

564
00:16:54,892 --> 00:16:56,242
‫قصه‌گو!

565
00:16:56,372 --> 00:16:58,679
‫بی‌سوادی رو شکست میده!

566
00:16:58,809 --> 00:17:00,811
‫این بهترینش بود

567
00:17:00,942 --> 00:17:03,814
‫و این هم "لبه برنده" بود

568
00:17:03,945 --> 00:17:06,426
‫خوب بود، نه؟

569
00:17:06,556 --> 00:17:09,385
‫هی. گوش کن

570
00:17:09,516 --> 00:17:13,259
‫مدت زیادی این چیزا رو با خودم حمل میکردم

571
00:17:14,303 --> 00:17:16,697
‫ممنون که کمکم کردی مستقیم باهاش روبرو شم

572
00:17:16,827 --> 00:17:21,092
‫شاید نتونم به باکی بگم، ولی میتونم به تو بگم

573
00:17:21,180 --> 00:17:22,877
‫تو پسر خوبی هستی

574
00:17:26,881 --> 00:17:28,448
‫وای خدای من

575
00:17:29,579 --> 00:17:31,451
‫اِ، داره اتفاق میفته

576
00:17:31,581 --> 00:17:34,628
‫اِ، بچه‌ها، اِ، زود بیاید اینجا!

577
00:17:35,759 --> 00:17:37,065
‫نور!

578
00:17:37,196 --> 00:17:38,980
‫تروور داره کشیده میشه بالا

579
00:17:39,154 --> 00:17:40,154
‫فکر کنم همینطوره

580
00:17:40,199 --> 00:17:41,243
‫آخرین نفری که اومد

581
00:17:41,374 --> 00:17:42,636
‫اولین نفری که میره، بوم! تی-مانی

582
00:17:42,766 --> 00:17:44,464
‫کارول چی؟

583
00:17:44,638 --> 00:17:45,963
‫فکر کنم منظورش هشت نفر اصلیه

584
00:17:45,987 --> 00:17:47,249
‫دلم براتون تنگ میشه

585
00:17:47,336 --> 00:17:48,816
‫اتفاقی که الان داره برام میفته

586
00:17:48,903 --> 00:17:50,992
‫برای تک تکتون آرزو میکنم

587
00:17:51,122 --> 00:17:52,472
‫نباید تروور الان تو هوا باشه؟

588
00:17:52,646 --> 00:17:53,690
‫نگاه کنید

589
00:17:53,821 --> 00:17:55,039
‫حلزونه

590
00:17:55,170 --> 00:17:56,215
‫داره شناور میشه

591
00:17:58,826 --> 00:18:00,480
‫اه لعنتی

592
00:18:00,654 --> 00:18:01,959
‫خیلی آروم حرکت میکنه

593
00:18:02,090 --> 00:18:03,918
‫ببخشید ترو

594
00:18:04,048 --> 00:18:05,963
‫اه، افتضاحه

595
00:18:08,531 --> 00:18:09,967
‫هی

596
00:18:10,098 --> 00:18:12,448
‫آیزاک، اِم، ما الان با ناشر حرف زدیم

597
00:18:12,622 --> 00:18:14,885
‫شنیدم. کتاب مرد

598
00:18:15,059 --> 00:18:17,148
‫خب، شاید نمرده باشه

599
00:18:17,279 --> 00:18:19,107
‫منظورت چیه؟

600
00:18:19,238 --> 00:18:20,650
‫منظورش اینه که میخوان داستانت رو تعریف کنن...

601
00:18:20,674 --> 00:18:21,675
‫به شرطی که داستانت

602
00:18:21,849 --> 00:18:24,852
‫شامل خون‌آشام بودنت باشه

603
00:18:24,939 --> 00:18:26,462
‫ببخشید؟

604
00:18:26,593 --> 00:18:28,116
‫ببین، قضیه اینه:

605
00:18:28,247 --> 00:18:29,920
‫چون منابع اولیه مناسب نداریم

606
00:18:29,944 --> 00:18:31,487
‫تنها راهی که حاضرن کتاب رو چاپ کنن

607
00:18:31,511 --> 00:18:33,817
‫اینه که یه چرخش نوجوانانه داشته باشه

608
00:18:33,948 --> 00:18:35,428
‫پس من یه خون‌آشامم؟

609
00:18:35,558 --> 00:18:37,168
‫ایده من بود. خواهش میکنم

610
00:18:37,299 --> 00:18:37,995
‫ولی بقیه چیزا همونه؟

611
00:18:38,126 --> 00:18:40,389
‫تقریباً. یه تغییرات کوچیک

612
00:18:40,563 --> 00:18:42,522
‫مثلاً، دلیل جنگ انقلاب

613
00:18:42,696 --> 00:18:44,524
‫مالیات و نمایندگی نبود

614
00:18:44,611 --> 00:18:46,656
‫این بود که سیر زیادی اون اطراف بود

615
00:18:46,743 --> 00:18:47,657
‫چی؟

616
00:18:47,744 --> 00:18:48,963
‫خون‌آشام‌ها از سیر خوششون نمیاد

617
00:18:49,137 --> 00:18:50,225
‫نه، اینو میدونم

618
00:18:50,312 --> 00:18:52,271
‫این فقط داستان من نیست

619
00:18:52,358 --> 00:18:54,318
‫ت-تو هنوز اونجایی، همون کارا رو میکنی

620
00:18:54,403 --> 00:18:56,100
‫هنوز بیرون امضای

621
00:18:56,187 --> 00:18:57,624
‫اعلامیه استقلال هستی

622
00:18:57,711 --> 00:18:59,365
‫اوه، شاید باید اونو تغییر بدی

623
00:18:59,495 --> 00:19:01,081
‫به خاطر آسیب‌پذیری آیزاک به نور خورشید

624
00:19:01,105 --> 00:19:02,411
‫نمیخوام خون‌آشام باشم

625
00:19:02,585 --> 00:19:04,370
‫سرزنشت نمیکنم، اونا خون میمکن

626
00:19:04,500 --> 00:19:06,372
‫سم، میشه به جی بگی من اینو گفتم ولی

627
00:19:06,502 --> 00:19:08,287
‫مقدمه‌چینی آیزاک رو هم بگو، وگرنه معنی نمیده

628
00:19:08,417 --> 00:19:10,463
‫- عاشقش شد؟
‫- داره پردازشش میکنه

629
00:19:10,550 --> 00:19:12,943
‫ببین آیزاک، نکته جالب فانتزی اینه

630
00:19:13,117 --> 00:19:16,251
‫که راهی قابل هضم برای گفتن داستان‌های پیچیده‌ست

631
00:19:16,338 --> 00:19:17,426
‫خون‌آشام‌ها

632
00:19:17,557 --> 00:19:19,210
‫تو سایه‌ها قایم میشن

633
00:19:19,341 --> 00:19:21,604
‫چون میترسن مردم درباره‌شون چی فکر میکنن

634
00:19:21,691 --> 00:19:23,127
‫هوم؟

635
00:19:24,825 --> 00:19:26,566
‫خب، فکر کنم میتونم درکش کنم

636
00:19:26,696 --> 00:19:27,871
‫به علاوه، یه کتاب درباره یه نماینده

637
00:19:28,002 --> 00:19:29,284
‫کنگره قاره‌ای دوم

638
00:19:29,308 --> 00:19:30,918
‫کی میخواد بخونه؟

639
00:19:31,005 --> 00:19:32,093
‫ولی یه کتاب درباره یه نماینده

640
00:19:32,223 --> 00:19:34,530
‫کنگره قاره‌ای دوم

641
00:19:34,661 --> 00:19:37,359
‫که میتونه تبدیل به خفاش بشه و فراماسون‌ها رو بترسونه؟

642
00:19:37,446 --> 00:19:40,493
‫آه. چون نذاشتن وارد باشگاهشون بشم

643
00:19:40,623 --> 00:19:42,016
‫خوشم میاد

644
00:19:42,190 --> 00:19:43,670
‫میتونم همینطور خون

645
00:19:43,844 --> 00:19:45,387
‫الکساندر همیلتون رو بمکم در حالی که التماس میکنه؟

646
00:19:45,411 --> 00:19:47,761
‫ما داریم مینویسیمش

647
00:19:47,848 --> 00:19:48,955
‫و این تنها راهیه که چاپش میکنن؟

648
00:19:48,979 --> 00:19:50,590
‫آره

649
00:19:51,460 --> 00:19:52,460
‫بیا امتحانش کنیم

650
00:19:52,505 --> 00:19:53,810
‫بیا مردم رو آموزش بدیم

651
00:19:53,941 --> 00:19:55,135
‫به تنها روشی که میتونن تحمل کنن

652
00:19:55,159 --> 00:19:57,248
‫قبول کرد، جی. همه چیز آماده‌ست

653
00:19:57,423 --> 00:19:59,990
‫برای "خون‌آشام استعماری: آیزاک هیگینتوث"

654
00:20:00,121 --> 00:20:01,252
‫ببخشید، گفتی

655
00:20:01,383 --> 00:20:02,993
‫"آیزاک هیگینتوث"؟

656
00:20:03,124 --> 00:20:04,691
‫یه عنوان موقته

657
00:20:04,821 --> 00:20:06,910
‫خب، ازش خوشم نمیاد

658
00:20:06,997 --> 00:20:07,997
‫عاشقشم. آه!

659
00:20:08,042 --> 00:20:08,825
‫یه شارون کرد

660
00:20:08,912 --> 00:20:10,610
‫هورا

661
00:20:18,139 --> 00:20:20,533
‫هی، رفیق، ببخشید

662
00:20:20,663 --> 00:20:23,449
‫این خیلی طول کشیده، و...

663
00:20:23,579 --> 00:20:24,885
‫من باید برم

664
00:20:25,059 --> 00:20:26,800
‫ولی تو... تو از پسش برمیای

665
00:20:34,111 --> 00:20:54,111
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

