﻿1
00:00:13,055 --> 00:00:17,059
<font color="#72bf6a">‫« تـل‌مـاسـه: پـیـش‌گـویـی »</font>

2
00:00:22,856 --> 00:00:25,484
‫پیروزی در تاریکی به‌دست می‌آید،

3
00:00:25,609 --> 00:00:30,948
‫اما در روشنایی جشن گرفته می‌شود.

4
00:00:34,701 --> 00:00:39,998
‫‫تاریخ یا پیشگویی؛
کدام راست‌تر می‌نماید؟

5
00:00:43,335 --> 00:00:45,961
‫وقتی انسان‌ها در برابر ربات‌های اندیشمندی

6
00:00:45,962 --> 00:00:48,112
‫که اونها رو به بردگی گرفته بودن،
‫قیام کردند…

7
00:00:51,301 --> 00:00:56,139
‫به نقل از تاریخ، در حالی که
‫پدر پدربزرگ من از میدان نبرد فرار کرد،

8
00:01:00,393 --> 00:01:04,397
‫یک نفر از خاندان آتریدیز
‫انسان‌ها رو به پیروزی رسوند…

9
00:01:09,235 --> 00:01:13,865
‫با پایان جنگ، استفاده از
‫فناوری ربات‌های اندیشمند ممنوع شد

10
00:01:15,033 --> 00:01:19,078
‫و تاریخ خاندان ما رو بزدل خواند

11
00:01:19,079 --> 00:01:22,499
‫این شد که ما رو
‫به سرزمینی متروک تبعید کردن

12
00:01:30,548 --> 00:01:32,174
‫بقیۀ هم‌خون‌های من

13
00:01:32,175 --> 00:01:35,053
‫به زندگی در سایۀ ننگ تن دادن

14
00:01:36,429 --> 00:01:39,014
‫اما تاریخی که خاندان آتریدیز نوشت

15
00:01:39,015 --> 00:01:41,351
‫سراسر دروغ بود

16
00:01:44,187 --> 00:01:48,400
‫حالا من، والیا هارکونن،
‫قراره تغییرش بدم

17
00:02:01,913 --> 00:02:04,456
‫به همین خاطر از یوغِ گذشته رها شدم

18
00:02:04,457 --> 00:02:06,583
‫و خانوادۀ جدیدی رو برای خودم انتخاب کردم:

19
00:02:06,584 --> 00:02:11,296
‫زنانی که ترسی از قدرت آتریدیزها نداشتن

20
00:02:11,297 --> 00:02:13,799
‫اونجا بود که مادر حقیقی‌م رو پیدا کردم

21
00:02:13,800 --> 00:02:15,884
‫نخستین مادر اعظم

22
00:02:15,885 --> 00:02:19,221
‫راکلا برتو آنیرول

23
00:02:19,222 --> 00:02:20,765
‫قهرمان دوران جنگ…

24
00:02:21,933 --> 00:02:24,728
‫اون خواهران رو تعلیم داد
‫تا «حقیقت‌سنج» بشن

25
00:02:27,564 --> 00:02:29,565
‫اونها رو راهی خاندان‌های بزرگ کرد

26
00:02:29,566 --> 00:02:32,110
‫تا حقیقت رو از دروغ تشخیص بدن

27
00:02:35,864 --> 00:02:38,615
‫اونها دسته‌جمعی به تمام خاندان‌ها
‫در سراسر امپراتوری

28
00:02:38,616 --> 00:02:40,660
‫نفوذ کردن

29
00:02:41,161 --> 00:02:44,164
‫راکلا می‌خواست از این راه
‫آینده رو تحت سلطه دربیاره

30
00:02:52,547 --> 00:02:56,718
‫اما خشونت و طمع
‫با خون قدرتمندان عجین شده‌بود

31
00:02:58,845 --> 00:03:01,597
‫به همین خاطر،
‫راهنمایی صرفاً کافی نبود

32
00:03:01,598 --> 00:03:03,850
‫باید دگرگون می‌شدن

33
00:03:05,352 --> 00:03:08,188
‫مادر راکلا برنامۀ مخفیانه‌ای رو شروع کرد

34
00:03:10,857 --> 00:03:13,902
‫می‌خواست رهبران بهتری
‫پا به این دنیا بذارن

35
00:03:15,403 --> 00:03:18,656
‫از همین رو،
‫یه پایگاه ژنتیکی گسترده تشکیل داد

36
00:03:19,199 --> 00:03:23,035
‫تا باهاش ازدواج‌های سلطنتی مناسبی رو ترویج

37
00:03:23,036 --> 00:03:26,081
‫و حاکمان تحتِ امر خودمون رو پرورش بده

38
00:03:30,710 --> 00:03:35,340
‫خواهران متعصب این نژادپروری رو
‫کفرآمیز می‌دونستن

39
00:03:36,758 --> 00:03:40,387
‫ولی مادر اعظم می‌دونست که
‫من باهاش هم‌نظرم

40
00:03:42,972 --> 00:03:45,975
‫و برای تحقق این هدف
‫دست به هر کاری می‌زنم

41
00:03:46,085 --> 00:03:48,745
‫« والاک ۹، سرزمین محفل خواهری »

42
00:03:48,812 --> 00:03:50,312
‫به همین علت

43
00:03:50,313 --> 00:03:53,065
‫در آخرین لحظات عمرش…

44
00:03:53,066 --> 00:03:55,985
‫من رو فراخواند

45
00:03:59,197 --> 00:04:00,489
‫والیا

46
00:04:00,490 --> 00:04:03,325
‫منم، دوروتیا

47
00:04:03,326 --> 00:04:05,578
‫والیا هارکونن

48
00:04:42,574 --> 00:04:44,075
‫تولا، همین‌جا باش

49
00:04:57,088 --> 00:04:58,714
‫این دعاها دردی دوا نمی‌کنن

50
00:04:58,715 --> 00:04:59,883
‫اون اینجا چیکار می‌کنه؟

51
00:05:03,470 --> 00:05:05,555
‫من پیش‌تونم، مادر اعظم

52
00:05:08,391 --> 00:05:10,602
‫غبار سرخ

53
00:05:12,312 --> 00:05:14,147
‫بگو تنهامون بذارن

54
00:05:16,566 --> 00:05:18,902
‫غـ… غبار…

55
00:05:26,368 --> 00:05:27,452
‫در پیشه…

56
00:05:29,913 --> 00:05:32,665
‫تیران آرافل
‫(در عِبری به معنای گرد و غبار سرخ)

57
00:06:14,666 --> 00:06:16,167
‫والیا

58
00:06:17,919 --> 00:06:22,590
‫محفل‌مون رو بزرگ…
‫و از قدرت‌مون حفاظت کن

59
00:06:23,341 --> 00:06:25,551
‫به هر ابزاری متوسل شو

60
00:06:25,552 --> 00:06:26,969
‫محفل خواهری

61
00:06:26,970 --> 00:06:29,138
‫باید قوی‌تر بشه

62
00:06:29,139 --> 00:06:31,349
‫وگرنه فرو می‌پاشه

63
00:06:34,352 --> 00:06:38,856
‫تو تنها کسی هستی که قراره

64
00:06:38,857 --> 00:06:42,902
‫حقیقت سوزان رو ببینه و درک کنه

65
00:07:02,839 --> 00:07:05,008
‫اون بهمون هشدار داد

66
00:07:05,508 --> 00:07:07,719
‫- تیران آرافل در پیشه
‫- روز حساب

67
00:07:08,720 --> 00:07:11,430
‫مجازاتی مقدس به‌دستِ یه ستم‌کار

68
00:07:11,431 --> 00:07:13,390
‫چشم‌های راکلا گویای این بود که

69
00:07:13,391 --> 00:07:16,144
‫یه روز حساب درپیش داریم

70
00:07:17,062 --> 00:07:19,021
‫باید آماده بشیم

71
00:07:19,022 --> 00:07:20,065
‫چطور؟

72
00:07:21,816 --> 00:07:24,152
‫باید یکی از خودمون رو
‫به تاج‌وتخت برسونیم

73
00:07:29,115 --> 00:07:30,450
‫یه خواهر؟

74
00:07:32,952 --> 00:07:36,581
‫اولین امپراتور زن در تاریخ امپراتوری

75
00:07:37,290 --> 00:07:40,376
‫- یکی که بهمون وفادار باشه
‫- محاله دوروتیا قبول کنه

76
00:07:40,377 --> 00:07:42,420
‫باید بکنه، کاشا

77
00:07:43,296 --> 00:07:45,924
‫تنها راه محافظت از محفل همینه

78
00:08:03,817 --> 00:08:05,818
‫مادر راکلا همیشه می‌گفت

79
00:08:05,819 --> 00:08:09,114
‫«تفرقه در هدف روا نیست»

80
00:08:15,662 --> 00:08:18,790
‫تنها ثمرۀ چنددستگیِ ما تضعیف محفله

81
00:08:25,422 --> 00:08:29,174
‫مادر پیش‌بینی می‌کرد که
‫نیرویی تاریک و غیرقابل‌تصور درراهه

82
00:08:29,175 --> 00:08:31,386
‫که می‌تونه ما رو نیست و نابود کنه

83
00:08:39,310 --> 00:08:42,689
‫باید خواهرهام رو متقاعد می‌کردم

84
00:08:45,859 --> 00:08:48,862
‫باید میراثش رو ادامه بدیم

85
00:08:50,280 --> 00:08:54,659
‫باید مرزهای انسانیت رو جابه‌جا کنیم

86
00:08:56,244 --> 00:08:58,954
‫باید با استفاده از قدرت حقیقت‌سنجی‌مون

87
00:08:58,955 --> 00:09:02,541
‫مشاور تمام خاندان‌های بزرگ حکومتی بشیم

88
00:09:02,542 --> 00:09:05,961
‫مادر راکلا از ما خواست
‫به هر ابزاری متوسل بشیم

89
00:09:05,962 --> 00:09:10,132
‫تمام ارزش‌های ما بر پایۀ فروتنی استواره

90
00:09:10,133 --> 00:09:13,010
‫تمام ارزش‌های ما بر پایۀ فروتنی استواره

91
00:09:13,011 --> 00:09:15,471
‫ذهن انسان مقدسه

92
00:09:15,472 --> 00:09:18,140
‫ذهن انسان مقدسه

93
00:09:18,141 --> 00:09:20,809
‫تحریف روح جایز نیست!

94
00:09:20,810 --> 00:09:24,022
‫تحریف روح جایز نیست!

95
00:09:29,027 --> 00:09:33,031
‫جادۀ پیشرفت همیشه پر از پَستی و بلندیه

96
00:09:35,367 --> 00:09:39,537
‫بیشتر مردم ازش فراری‌ان،
‫اما من به دل این جاده می‌زنم

97
00:09:40,372 --> 00:09:44,000
‫مادر راکلا هم به همین خاطر
‫من رو رهبر بعدی محفل کرد

98
00:09:52,884 --> 00:09:55,553
‫می‌بینم که خیلی عجله داری جاشو بگیری

99
00:09:59,974 --> 00:10:03,603
‫مادر دوروتیا…
‫داری چیکار می‌کنی؟

100
00:10:07,524 --> 00:10:10,151
‫کاری که خیلی وقت پیش باید می‌کردیم

101
00:10:21,121 --> 00:10:24,124
‫چرا می‌خوای بری سراغ فهرست نسل‌گیری؟

102
00:10:28,753 --> 00:10:33,425
‫تا ارزش‌های اصلی محفل‌مون رو احیا کنم

103
00:10:37,095 --> 00:10:38,025
‫حق نداری این کارو بکنی

104
00:10:38,100 --> 00:10:40,431
‫ما قراره راه درست رو نشون بدیم

105
00:10:40,432 --> 00:10:43,392
‫وظیفۀ ما راهنمایی امپراتوریه،
‫نه حکومت بهش

106
00:10:43,393 --> 00:10:45,811
‫ما باید راه درست رو بسازیم
‫و بقیه رو به سمتش هدایت کنیم

107
00:10:45,812 --> 00:10:47,271
‫فقط ما از پسش برمیایم

108
00:10:47,272 --> 00:10:49,732
‫تو و خواهرت، تولا، از بدو ورود

109
00:10:49,733 --> 00:10:52,193
‫خیلی خودتون رو دست بالا گرفتید

110
00:10:55,238 --> 00:10:58,615
‫تو حاضری محفل‌مون رو نابود کنی
‫تا اصولت لکه‌دار نشه

111
00:10:58,616 --> 00:11:00,617
‫مادر راکلا باهات هم‌عقیده نبود

112
00:11:00,618 --> 00:11:03,495
‫به‌جز گروه متعصبت
‫خیلی‌های دیگه هم باهات هم‌نظر نیستن!

113
00:11:03,496 --> 00:11:06,582
‫خودت حرف‌هاش رو شنیدی.
‫قسم خوردی به هر ابزاری متوسل بشی

114
00:11:06,583 --> 00:11:09,794
‫چون نمی‌خواستم دم مرگش
‫باهاش بحث کنم

115
00:11:12,130 --> 00:11:14,549
‫این اسمش ابزار نیست

116
00:11:15,342 --> 00:11:17,552
‫این یعنی ما داریم نقش خدا رو ایفا می‌کنیم

117
00:11:18,887 --> 00:11:21,181
‫بابتش هم قضاوت میشیم

118
00:11:22,640 --> 00:11:24,600
‫من به مادربزرگم احترام می‌ذارم

119
00:11:24,601 --> 00:11:28,313
‫ولی این شاهکارش باید نابود بشه

120
00:11:30,148 --> 00:11:32,441
‫التماست می‌کنم،
‫این کار رو نکن

121
00:11:32,442 --> 00:11:33,485
‫دوروتیا!

122
00:11:35,445 --> 00:11:38,865
‫وایسا!

123
00:11:41,368 --> 00:11:42,494
‫برگرد سمتم!

124
00:11:49,167 --> 00:11:50,168
‫چی؟

125
00:11:52,003 --> 00:11:54,005
‫یه مهارت جدیده که روش کار می‌کردم

126
00:11:55,965 --> 00:11:57,884
‫می‌خواستم به تو هم یادش بدم

127
00:11:59,219 --> 00:12:00,845
‫یادت هم میدم…

128
00:12:02,180 --> 00:12:03,848
‫به‌شرطی که تسلیم بشی

129
00:12:07,519 --> 00:12:14,359
‫من هیچ‌وقت تسلیم تو نمی‌شم…
‫والیا هارکونن

130
00:12:17,779 --> 00:12:20,240
‫پس خنجرت رو دربیار!

131
00:12:23,535 --> 00:12:25,495
‫فروش کن تو گلوت!

132
00:12:48,977 --> 00:12:52,062
‫اون موقع بود که فهمیدم
‫اسمِ والیا هارکونن

133
00:12:52,063 --> 00:12:56,109
‫برای همیشه توی تاریخ بدنام می‌شه

134
00:13:00,030 --> 00:13:03,198
‫ولی حقیقت من
‫در پیشگویی نهفته بود

135
00:13:03,199 --> 00:13:05,243
‫حالا چیکار کنیم؟

136
00:13:07,120 --> 00:13:09,581
‫محفل‌مون از همه چیز مهم‌تره

137
00:13:10,605 --> 00:13:21,605
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

138
00:13:41,379 --> 00:13:44,924
‫« ۳۰ سال بعد »

139
00:13:45,049 --> 00:13:49,679
‫« ۱۱۶ سال پس از پایان نبرد با ربات‌ها »

140
00:13:49,804 --> 00:13:56,811
‫« ۱۰۱۴۸ سال پیش از تولد پاول آتریدیز »

141
00:14:26,991 --> 00:14:29,118
‫خاندان واریک و خاندان کومالی

142
00:14:29,119 --> 00:14:31,579
‫درخواست حقیقت‌سنج کردن

143
00:14:33,456 --> 00:14:37,502
‫خاندان هارکونن هم
‫برای چهارمین بار درخواست داده

144
00:14:43,216 --> 00:14:45,260
‫مادر اعظم والیا؟

145
00:14:47,387 --> 00:14:49,555
‫با درخواست خاندان واریک موافقت می‌شه

146
00:14:49,556 --> 00:14:51,599
‫خاندان کومالی باید منتظر بمونه

147
00:14:53,518 --> 00:14:56,645
‫برای بار چهارم هم به خاندان هارکونن…

148
00:14:56,646 --> 00:14:58,690
‫جواب رَد بده

149
00:15:02,902 --> 00:15:05,363
‫با اجازه‌تون، خواهر آویلا

150
00:15:21,421 --> 00:15:23,048
‫نگهبان‌های امپراتوری

151
00:15:23,923 --> 00:15:25,550
‫اومدن شاهدخت رو ثبت‌نام کنن

152
00:15:26,259 --> 00:15:28,093
‫شوهر جدیدش عجب کِیسیه که

153
00:15:28,094 --> 00:15:30,764
‫هنوز هیچی نشده فراریش داده

154
00:15:32,390 --> 00:15:34,184
‫اون برادر ناتنی شاهدخته

155
00:15:37,729 --> 00:15:39,272
‫اصلاً ادعای تاج‌وتخت نداره

156
00:15:42,400 --> 00:15:45,528
‫مردی بی‌هدف فقط مایۀ شَره

157
00:15:45,904 --> 00:15:48,405
‫دقیقاً. من یکی که عاشق

158
00:15:48,406 --> 00:15:52,410
‫مردهای سرمایه‌دار و بیکارم

159
00:15:55,705 --> 00:15:56,955
‫شاید وقتی خواهرش اینجا باشه،

160
00:15:56,956 --> 00:15:58,457
‫بیشتر بهمون سر بزنه

161
00:15:58,458 --> 00:16:01,044
‫یه روز من میشم
‫زن‌داداش و حقیقت‌سنجش

162
00:16:01,628 --> 00:16:04,589
‫مگه برای این نیومده که
‫حقیقت‌سنجِ خودش بشه؟!

163
00:16:13,515 --> 00:16:15,433
‫بیاید، عجله کنید

164
00:16:20,814 --> 00:16:23,899
‫ما دختران زیادی از خاندان‌های بزرگ رو

165
00:16:23,900 --> 00:16:25,360
‫آموزش میدیم، لرد کنستانتین

166
00:16:25,860 --> 00:16:28,070
‫شاهدخت اینجا در امن و امانه

167
00:16:28,071 --> 00:16:32,157
‫هیچ‌کدوم از اون دخترها
‫وارث تاج‌وتخت شیر زرین نیستن

168
00:16:32,158 --> 00:16:34,827
‫اگه قراره خواهرم ۱۰ سال اینجا بمونه

169
00:16:34,828 --> 00:16:36,913
‫باید احتیاط کنیم

170
00:16:37,247 --> 00:16:40,959
‫درضمن، شاهدخت باید
‫اتاق مخصوص داشته باشه

171
00:16:43,003 --> 00:16:44,420
‫خواهرتون که بیاد اینجا،

172
00:16:44,421 --> 00:16:47,132
‫مثل سایر دانش‌آموزها
‫باهاش رفتار می‌شه

173
00:16:47,716 --> 00:16:49,758
‫خوابگاه خیلی راحته

174
00:16:49,759 --> 00:16:51,511
‫شدنی نیست

175
00:16:53,346 --> 00:16:55,557
‫خب، حیف شد

176
00:17:06,818 --> 00:17:08,445
‫باید زور خودمو می‌زدم دیگه

177
00:17:11,573 --> 00:17:12,991
‫مهر کنیم؟

178
00:17:31,760 --> 00:17:36,305
‫دروغ قدرتمندترین سلاح بشره

179
00:17:36,306 --> 00:17:41,977
‫به‌نظرتون کسی که این حجم از مادۀ سفید
‫توی قشر پیش‌پیشانیش باشه،

180
00:17:41,978 --> 00:17:44,314
چجور آدمیه؟

181
00:17:44,564 --> 00:17:46,398
‫- مجرمه
‫- جامعه‌ستیزه

182
00:17:46,399 --> 00:17:47,566
‫بقاجوئه

183
00:17:47,567 --> 00:17:49,110
‫درسته، خواهر جِن

184
00:17:49,361 --> 00:17:52,863
‫بقای انسان‌ها منوط به دروغه

185
00:17:52,864 --> 00:17:57,744
‫ما به دشمنان، دوستان

186
00:17:59,412 --> 00:18:01,456
‫و حتی خودمون دروغ میگیم

187
00:18:02,040 --> 00:18:07,045
دروغ‌گفتن یکی از
‫پیچیده‌ترین سازوکارهای مغزه

188
00:18:08,088 --> 00:18:12,508
‫چون بیشتر ما از دروغ‌گفتن خوشمون نمیاد

189
00:18:12,509 --> 00:18:15,387
‫بدن پسش می‌زنه

190
00:18:17,097 --> 00:18:19,682
‫- حالا چطور؟
‫- مردمک چشم گشاد می‌شه

191
00:18:19,683 --> 00:18:22,017
‫- تنفس تغییر می‌کنه
‫- عرق روی پیشونی می‌شینه

192
00:18:22,018 --> 00:18:24,186
‫درسته، همۀ این‌ها نشونه‌هایی هستن

193
00:18:24,187 --> 00:18:27,356
‫که توی حقیقت‌سنجی دنبالشون می‌گردیم

194
00:18:27,357 --> 00:18:30,401
‫مشخصاً تئوریش براتون جا افتاده

195
00:18:30,402 --> 00:18:33,278
‫ولی وجه تمایز خواهران
‫استفاده از این مهارت‌هاست

196
00:18:33,279 --> 00:18:35,907
‫فردا پیشرفت‌تون رو امتحان می‌کنیم

197
00:18:36,199 --> 00:18:38,242
‫توصیه می‌کنم امروز رو استراحت کنید

198
00:18:38,243 --> 00:18:39,536
‫کلاس تمومه

199
00:18:48,461 --> 00:18:50,338
‫مژده بده، خواهر کوچولو

200
00:18:51,297 --> 00:18:52,966
‫پس خوب پیش رفت؟

201
00:18:53,383 --> 00:18:56,011
‫۷ روز دیگه عضو محفل میشه

202
00:19:07,079 --> 00:19:12,918
‫« سالوسا سکاندوس »
‫« سرزمین خاندان امپراتوری »

203
00:19:46,561 --> 00:19:48,063
‫این دفعه نزدیک بود شکستم بدی

204
00:19:48,563 --> 00:19:49,814
‫اصلاً هم نزدیک نبود

205
00:19:57,447 --> 00:19:59,657
‫به جای شمشیر، رو بدن حریفت تمرکز کن

206
00:19:59,908 --> 00:20:03,161
‫چشم‌های آدم ممکنه دروغ بگن،
‫ولی بدنش…

207
00:20:04,579 --> 00:20:06,205
‫بدن حریفت نقشه‌ش رو لو میده،

208
00:20:06,206 --> 00:20:08,083
‫حتی قبل از اینکه خودش بفهمه

209
00:20:09,584 --> 00:20:12,671
‫شاهدخت رو ول کن، جاکِش!

210
00:20:13,046 --> 00:20:15,381
‫کنستانتین، بالاخره اومدی!

211
00:20:15,382 --> 00:20:16,799
‫مگه میشد مراسم ازدواجت با

212
00:20:16,800 --> 00:20:18,900
‫یه بچۀ تازه از پوشک دراومده رو از دست بدم؟

213
00:20:23,139 --> 00:20:24,182
‫کیران

214
00:20:25,934 --> 00:20:29,019
‫می‌ترسم آموزش شمشیرزنی تو
‫و عضویت توی محفل خواهری

215
00:20:29,020 --> 00:20:31,520
‫اون‌قدر نذی رو از خودراضی کنه
‫که دیگه نشه تحملش کرد

216
00:20:32,399 --> 00:20:34,483
‫خیلی پیشرفت کرده

217
00:20:34,484 --> 00:20:36,486
‫توی والاک ۹ خوب از پس خودش برمیاد

218
00:20:38,238 --> 00:20:40,115
‫محفل خواهری چطور بود؟

219
00:20:40,615 --> 00:20:43,534
‫خب، اگه با مناظر بی‌آب و علف
‫و ساده‌زیستی حال می‌کنی

220
00:20:43,535 --> 00:20:44,828
‫حسابی بهت خوش می‌گذره

221
00:20:49,624 --> 00:20:51,375
‫- شاهدخت
‫- می‌خوای ببینی؟

222
00:20:51,376 --> 00:20:52,836
‫اوهوم

223
00:21:01,803 --> 00:21:04,054
‫به مناسبت عروسی سلطنتی

224
00:21:04,055 --> 00:21:06,515
‫خاندان ریچیزی به خاندان کورینو

225
00:21:06,516 --> 00:21:09,561
‫یه ناوگان جدید از
‫سفینه‌های مادر بالیستا هدیه میده

226
00:21:11,146 --> 00:21:15,024
‫امپراتور کورینو پیشنهاد
خاندان ریچیزی رو بررسی کردن

227
00:21:15,025 --> 00:21:17,694
‫از نظرشون شرایطش قابل‌قبوله

228
00:21:18,236 --> 00:21:21,448
‫یه ناوگان که حریفی نداره

229
00:21:22,198 --> 00:21:24,242
‫طوفان‌های شن جلودارش نیستن

230
00:21:24,659 --> 00:21:27,703
‫فرمن‌ها هم جلوش شانسی ندارن

231
00:21:27,704 --> 00:21:29,538
‫مشکلات‌تون توی آراکیس

232
00:21:29,539 --> 00:21:31,248
‫به تاریخ می‌پیوندن

233
00:21:31,249 --> 00:21:33,543
‫خروارها اسپایس روانۀ انبارهاتون میشه

234
00:21:35,253 --> 00:21:39,423
‫راستی، به نظرم یه بخش خصوصی توی قصر

235
00:21:39,424 --> 00:21:42,302
‫می‌تونه فرآیند گذار رو راحت‌تر کنه

236
00:21:44,012 --> 00:21:45,220
‫این جزو قرارمون نبود

237
00:21:45,221 --> 00:21:47,431
‫اعلی‌حضرت،
‫شرمنده که رک حرف می‌زنم

238
00:21:47,432 --> 00:21:51,101
‫ولی مشکلات‌تون توی آراکیس رفع نمیشن

239
00:21:51,102 --> 00:21:55,273
‫مگر اینکه سفینه‌های من از برداشت اسپایس
‫در برابر حملات فرمن‌ها محافظت کنن

240
00:21:56,608 --> 00:22:02,737
<font color="#ffff00">‫« چشم دوک دنبال آراکیسه. از اینجا می‌تونه
‫بر تمام خاندان‌های بزرگ حکومت کنه »</font>

241
00:21:56,608 --> 00:22:01,737
‫سفینه‌سازی توی خون منه،{\an8}
‫سفینه‌های درجه‌‌یکی هم می‌سازم

242
00:22:02,905 --> 00:22:08,138
<font color="#fffc00">‫« اولویت‌مون ازدواجه.
‫بعداُ به حساب دوک می‌رسیم »</font>

243
00:22:01,738 --> 00:22:07,576
{\an8}‫سپهبدهات هم درجریانن که
‫سفینه‌های ما از همه بهترن

244
00:22:07,577 --> 00:22:09,411
‫همین ماه پیش شنیدم که

245
00:22:09,412 --> 00:22:11,623
‫یه حفار دیگه و یه گردان کامل رو
‫از دست دادید

246
00:22:13,958 --> 00:22:19,422
‫می‌خواید به‌خاطر این درخواست کوچیک
‫کل توافق رو به هم بزنید؟

247
00:22:31,726 --> 00:22:33,645
‫می‌خواد منو مضحکه کنه

248
00:22:56,251 --> 00:22:58,003
‫خیلی‌خب، قبوله

249
00:22:59,087 --> 00:23:00,505
‫عالیه!

250
00:23:02,007 --> 00:23:04,217
‫توی مراسم نامزدی می‌بینمتون

251
00:23:09,055 --> 00:23:12,307
‫شما می‌خواید حقیقت‌سنج
‫خاندان‌های بزرگ بشید

252
00:23:12,308 --> 00:23:14,476
‫و جریان قدرت رو شکل بدید

253
00:23:14,477 --> 00:23:18,189
‫پس اول باید بتونید روی خودتون
‫تسلط داشته باشید

254
00:23:19,357 --> 00:23:23,111
‫افسار ذهن و جسمتون بایستی
‫دست خودتون باشه

255
00:23:24,988 --> 00:23:27,407
‫فقط در این صورت
‫توانایی تشخیص حقیقت رو دارید

256
00:23:32,037 --> 00:23:34,038
‫مردان و زنانی که جلوی شما هستن

257
00:23:34,039 --> 00:23:35,832
‫زندانی‌های امپراتور‌ی‌ان

258
00:23:36,166 --> 00:23:39,001
‫اونها دزد، کلاه‌بردار و شیاد بودن

259
00:23:39,002 --> 00:23:41,712
‫شما باید تسلطِ حداقلی‌تون رو

260
00:23:41,713 --> 00:23:43,714
‫به مهارت‌های حقیقت‌سنجی نشون بدید

261
00:23:43,715 --> 00:23:46,050
‫به‌منظور سادگی،
‫تمام موانع رو

262
00:23:46,051 --> 00:23:47,926
‫از سر راه سوژه‌هاتون برداشتیم

263
00:23:47,927 --> 00:23:49,012
‫می‌تونید شروع کنید

264
00:24:00,106 --> 00:24:02,067
‫عجب جیگری هستی‌ها

265
00:24:32,222 --> 00:24:35,975
‫در کل راست میگه،
‫ولی می‌خواد فریب‌مون بده

266
00:24:36,309 --> 00:24:39,479
‫دروغ میگه،
‫این یارو دروغگوئه

267
00:24:39,854 --> 00:24:43,066
‫خداییش بهتر از اینها پیدا نشد؟

268
00:24:47,529 --> 00:24:51,281
‫خواهر، اگه به خیالت فریب‌دادن این‌قدر راحته،

269
00:24:51,282 --> 00:24:53,410
‫بگو ببینم،
‫چطوری پات به اینجا باز شد

270
00:24:54,744 --> 00:24:55,954
‫ماجرای من از این قراره:

271
00:24:56,788 --> 00:24:58,623
‫بچه که بودم…

272
00:24:59,165 --> 00:25:01,291
‫پدر و مادرم من رو به مردی فروختن
‫که راه کسب درآمدش

273
00:25:01,292 --> 00:25:03,169
‫خرید و فروش بچه بود

274
00:25:04,754 --> 00:25:06,798
‫با جزئیاتش سرتون رو درد نمیارم

275
00:25:07,257 --> 00:25:11,928
‫ولی منتظر موندم تا بالاخره
‫یه روز از چاقوهاش غافل شد

276
00:25:14,264 --> 00:25:16,266
‫تو خواب گلوش رو بریدم

277
00:25:18,560 --> 00:25:20,145
‫بعدش رفتم خونه…

278
00:25:22,147 --> 00:25:23,947
‫و با پدر و مادرم هم همین کار رو کردم

279
00:25:30,030 --> 00:25:31,948
‫قیافه‌هاتون دیدنیه

280
00:25:51,676 --> 00:25:53,845
‫این رسم خانوادگی ماست

281
00:25:54,512 --> 00:25:56,973
‫اولین بار که پدرت رو دیدم
‫همین رو پوشیده بودم

282
00:25:57,390 --> 00:25:59,142
‫اون هم اولش برای من غریبه بود

283
00:26:02,020 --> 00:26:04,022
‫این روبند مال مادرم بود

284
00:26:04,481 --> 00:26:06,691
‫کار آواره‌های هارمونتِپه

285
00:26:07,359 --> 00:26:08,818
‫خیلی ساده و بی‌آلایشه

286
00:26:09,319 --> 00:26:11,363
‫نماد قدرته

287
00:26:14,074 --> 00:26:16,910
‫کاش تو هم یه کم قدرت
‫از خودت نشون می‌دادی

288
00:26:18,411 --> 00:26:20,412
‫جای اینکه بذاری این جادوگرها

289
00:26:20,413 --> 00:26:22,707
‫تو رو بکِشونن مدرسۀ خودشون

290
00:26:24,626 --> 00:26:26,335
‫مهارت‌هایی رو از محفل خواهری یاد می‌گیرم

291
00:26:26,336 --> 00:26:28,212
‫که به درد رهبریم می‌خوره

292
00:26:28,213 --> 00:26:31,549
‫- نمی‌خواستم اینجوری مقدمات عروسی رو بچینن
‫- چرا خب؟

293
00:26:31,966 --> 00:26:34,009
‫شنیدم پرووت ریچیزی خیلی جذابه

294
00:26:34,010 --> 00:26:35,427
‫پسره فقط ۹ سالشه

295
00:26:35,428 --> 00:26:37,262
‫تا وقتی به سن قانونی برسه

296
00:26:37,263 --> 00:26:39,682
‫می‌تونم هر کاری دلم می‌خواد بکنم

297
00:26:39,683 --> 00:26:41,684
‫ای کاش از این هم کوچک‌تر بود

298
00:26:41,685 --> 00:26:42,893
‫اگه به حرفم گوش می‌کردی

299
00:26:42,894 --> 00:26:45,894
‫می‌تونستی هر جور و با هر کی که دلت می‌خواد
‫حکومت و ازدواج کنی

300
00:26:51,152 --> 00:26:54,239
‫متوجه نگاه‌هات به استاد جدیدت شدم

301
00:26:56,032 --> 00:26:58,326
‫من دارم به خواسته‌م می‌رسم

302
00:27:01,538 --> 00:27:04,749
‫جز تو، من هم مذاکره بلدم‌ها

303
00:27:25,770 --> 00:27:28,272
یه مشت افعی دورم رو پُر کردن، کاشا

304
00:27:28,273 --> 00:27:30,399
دوک ریچیزی هم از همه‌شون بدتره

305
00:27:30,400 --> 00:27:34,153
دوک افعی نیست. یه آدم معمولیـه

306
00:27:34,154 --> 00:27:36,572
اعلی‌حضرت، مادر مقدس کاشا

307
00:27:36,573 --> 00:27:38,033
استادِ شمشیرزن

308
00:27:38,616 --> 00:27:41,076
چی شده، کیران؟ -
یه سرباز از آراکیس اومده -

309
00:27:41,077 --> 00:27:42,619
نمیشه خودت کارشو راه بندازی؟

310
00:27:42,620 --> 00:27:44,496
دزموند هارتـه، قربان

311
00:27:44,497 --> 00:27:46,124
زنده مونده

312
00:28:03,141 --> 00:28:04,476
دزموند هارت

313
00:28:06,561 --> 00:28:09,772
اعلی‌حضرت -
باعث افتخارمـه -

314
00:28:09,773 --> 00:28:11,315
،دوازده‌تا مأموریت توی آراکیس داشتی

315
00:28:11,316 --> 00:28:13,935
در حالی که اکثریت
به مأموریت دوم هم نمی‌رسن

316
00:28:14,110 --> 00:28:16,154
چندین لوح تقدیر داری

317
00:28:17,113 --> 00:28:22,034
شنیده بودیم یگانت توی حملۀ
فرمن‌ها نابود شده

318
00:28:22,035 --> 00:28:24,828
با دستگاه‌های برداشت، انتقال، همه چی

319
00:28:24,829 --> 00:28:26,873
واسه همین اومدم اینجا

320
00:28:28,833 --> 00:28:31,628
چون فقط من می‌تونم حقیقت رو بهتون بگم

321
00:28:35,048 --> 00:28:37,633
…حملۀ آراکیس

322
00:28:37,634 --> 00:28:39,010
کار فرمن‌ها نبود

323
00:28:40,720 --> 00:28:43,013
یاغی‌های سیارات متحد با شما پشتش بودن

324
00:28:43,014 --> 00:28:45,808
تجهیزات‌شون مال آراکیس نبود و

325
00:28:45,809 --> 00:28:48,353
اصول و روش‌های ما رو بلد بودن

326
00:28:49,020 --> 00:28:51,980
،وقتی برداشت‌گر‌مون بار اسپایسش رو تخلیه کرد

327
00:28:51,981 --> 00:28:54,359
سفینۀ اونا جمعش کرد

328
00:28:54,776 --> 00:28:56,403
یه دزدی بود

329
00:29:00,448 --> 00:29:02,867
کاشا

330
00:29:05,870 --> 00:29:08,206
داستانش حقیقت داره، اعلی‌حضرت

331
00:29:08,873 --> 00:29:11,084
یا حداقل فکر می‌کنه حقیقتـه

332
00:29:12,961 --> 00:29:14,837
پس چرا من مطلع نشدم؟

333
00:29:14,838 --> 00:29:16,548
حتماً یه سانحۀ مستقل بوده

334
00:29:22,762 --> 00:29:25,055
تو مدت زیادی روی آراکیس بودی

335
00:29:25,056 --> 00:29:27,726
لابد دلت یه مدت مرخصی می‌خواد

336
00:29:29,561 --> 00:29:32,564
…اعلی‌حضرت، راستش امیدوار بودم که

337
00:29:33,314 --> 00:29:35,692
اینجا توی قصر یه وظیفه‌ای بهم بدید

338
00:29:36,276 --> 00:29:38,527
خب، مطمئنم می‌تونیم کاری درخورِ مردی

339
00:29:38,528 --> 00:29:40,155
با استعدادهای شما پیدا کنیم

340
00:29:41,573 --> 00:29:45,243
در همین حین…یه مهمونی بزرگ داریم

341
00:29:47,412 --> 00:29:48,747
تو هم شرکت کن

342
00:29:58,771 --> 00:30:05,771


343
00:30:31,498 --> 00:30:33,458
!نِذ

344
00:30:34,376 --> 00:30:36,127
!همش تقصیر توئـه

345
00:30:46,471 --> 00:30:47,639
!نذ

346
00:31:12,288 --> 00:31:14,498
برای خداحافظی اومدم

347
00:31:14,499 --> 00:31:17,168
کاشا، چی شده؟

348
00:31:24,676 --> 00:31:27,846
روزی که من و خواهرهام
پیدات کردیم رو یادت میاد؟

349
00:31:29,097 --> 00:31:32,517
نمی‌شد بفهمیم چی عایدمون میشه

350
00:31:33,685 --> 00:31:36,771
بچه‌ای که سال‌ها اسارت کشیده بود

351
00:31:37,731 --> 00:31:40,232
،ولی به محض اینکه دیدمت

352
00:31:40,233 --> 00:31:42,902
…فهمیدم که یه روزی

353
00:31:43,903 --> 00:31:48,700
امپراتوری‌مون رو به سمت
آینده‌ای بهتر رهبری می‌کنی

354
00:31:50,285 --> 00:31:52,494
،من باید به یه مسئله‌ای رسیدگی کنم

355
00:31:52,495 --> 00:31:53,747
ولی زود برمی‌گردم

356
00:32:40,627 --> 00:32:43,379
،کاشا به مراسم نامزدی نمی‌رسه

357
00:32:43,380 --> 00:32:45,297
ولی گفتش واسه عروسی برمی‌گرده

358
00:32:45,298 --> 00:32:46,757
خدا رو شکر

359
00:32:46,758 --> 00:32:49,051
اون رو نداشتیم، چیکار می‌کردیم؟

360
00:32:49,052 --> 00:32:51,452
ببین، می‌دونم به‌خاطر این عروسی
از دستم عصبانی‌ای

361
00:32:52,806 --> 00:32:54,683
مگه چاره‌ای داشتم؟

362
00:32:55,392 --> 00:32:57,559
شاید ازدواج ما امپراتوری رو
،متحد کرده باشه

363
00:32:57,560 --> 00:32:59,937
…ولی اتحاد مستحکمی نیست -
انقدر حرف‌های اون رو واسم تکرار نکن -

364
00:32:59,938 --> 00:33:02,538
.ثمرات ازدواج‌مون رو خوب می‌دونم
.خودم ترتیبش رو دادم

365
00:33:03,274 --> 00:33:05,275
دارم میگم خواهران اون پسر رو
انتخاب کردن چون می‌دونستن

366
00:33:05,276 --> 00:33:08,026
به‌خاطر سنش سالیان سال
وقت دارن نِذ رو بکنن یکی از خودشون

367
00:33:08,488 --> 00:33:10,949
انقدر سر این ازدواج مقاومت نکن، ناتالیا

368
00:33:12,200 --> 00:33:13,826
با اون پسر یه ناوگان جنگنده گیرم میاد که

369
00:33:13,827 --> 00:33:16,121
واسه آراکیس لازم دارم

370
00:33:20,709 --> 00:33:24,337
یه زمانی دیدگاه‌های من رو جدی می‌گرفتی

371
00:33:25,839 --> 00:33:28,299
همین هم عامل قدرت امپراتوری بود

372
00:33:29,551 --> 00:33:31,386
…آره، خب، من و تو

373
00:33:33,972 --> 00:33:36,016
نگاه متفاوتی نسبت به گذشته داریم

374
00:33:43,857 --> 00:33:45,859
باید آماده شیم

375
00:33:48,153 --> 00:33:49,195
وقتشـه

376
00:34:00,749 --> 00:34:03,375
املاین عملکرد خوبی داشت

377
00:34:03,376 --> 00:34:05,627
شاید عاقلانه باشه که راهنمایی رو
واسه شاهدخت تعیین کنیم که

378
00:34:05,628 --> 00:34:07,589
خارج از خاندان‌های سلطنتیـه

379
00:34:08,089 --> 00:34:09,341
نفر بعد

380
00:34:10,884 --> 00:34:14,303
توی این مدرسه، همه که
اهل خاندان‌های سلطنتی نیستن

381
00:34:14,304 --> 00:34:16,305
من نگران اصل و نسبش نیستم

382
00:34:16,306 --> 00:34:18,474
.زیادی مقرراتیـه
.پرهیزکاری ازش می‌باره

383
00:34:18,475 --> 00:34:21,518
ما داخل سیارات زیادی فعالیت داریم که
انواع و اقسام ساکنین رو دارن

384
00:34:21,519 --> 00:34:24,355
هدف ما وسیع‌تر کردن دیدگاه شاهدخت نیست

385
00:34:24,356 --> 00:34:26,858
می‌خوایم از دیدگاه خودمون پیروی کنه

386
00:34:28,360 --> 00:34:29,903
منظورت دیدگاه محفل خواهریـه

387
00:34:34,199 --> 00:34:36,701
پیوندهای مُریدی جدایی‌ناپذیرن

388
00:34:37,035 --> 00:34:39,037
عمر درازی دارن

389
00:34:39,579 --> 00:34:41,414
املاین تأثیر منفی روش می‌ذاره

390
00:34:42,332 --> 00:34:44,626
جِن روحیۀ سرکِشی داره، مگه نه؟

391
00:34:49,547 --> 00:34:53,551
،اگه بشه سربه‌راهش کرد
عضو خیلی مفیدی میشه

392
00:34:54,260 --> 00:34:56,513
منو یاد یه نفر میندازه

393
00:34:57,013 --> 00:34:59,682
مگه من سربه‌راه شدم؟ -
هیچ‌وقت -

394
00:34:59,683 --> 00:35:01,726
طبق نظر مادرمون

395
00:35:05,438 --> 00:35:09,024
…خب، فکر کنم شاهدخت ازش خوشش بیاد ولی

396
00:35:09,025 --> 00:35:10,902
اون تفکر خیلی مستقلی داره

397
00:35:12,153 --> 00:35:16,532
باید یکی رو برای اینذ در نظر بگیریم که
مطمئن باشیم می‌تونه کنترلش کنه

398
00:35:16,533 --> 00:35:19,034
بیشتر از این قرار نیست
تحت تأثیر کاشا باشه

399
00:35:19,035 --> 00:35:20,745
خب، تئودوشا چطوره؟

400
00:35:22,580 --> 00:35:24,916
دلیل محکمی داره که
به ما وفادار بمونه

401
00:35:25,583 --> 00:35:28,711
‫وقتی هیچ پناهی نداشت،
‫ما قبولش کردیم

402
00:35:28,712 --> 00:35:31,923
.توی درس‌هاش عالیـه
…به طور خاصی

403
00:35:32,924 --> 00:35:34,134
کارآمده

404
00:35:35,010 --> 00:35:36,428
ببینیم چی میشه

405
00:35:37,387 --> 00:35:38,762
خودتو نزن به اون راه، خواهر

406
00:35:38,763 --> 00:35:40,963
،چون سوگُلیته
بهش سخت می‌گیری

407
00:35:42,308 --> 00:35:45,729
خب، سوگلیِ جنابعالی که
عین یه برّۀ سردرگمـه

408
00:35:52,527 --> 00:35:54,529
لایلا یه ذهن‌خوان واقعیـه

409
00:35:55,697 --> 00:35:57,741
…و با توجه به اصل و نسبش

410
00:35:58,324 --> 00:36:01,161
میشه یه حقیقت‌سنجِ مادرزادی

411
00:36:02,620 --> 00:36:04,580
باید پرورشش بدیم

412
00:36:04,581 --> 00:36:07,459
ضعف چیزی نیست که پرورشش بدیم

413
00:36:08,626 --> 00:36:10,586
اون جوونـه. می‌ترسه

414
00:36:10,587 --> 00:36:12,296
احترام زیادی برات قائلـه

415
00:36:12,297 --> 00:36:15,257
به موقعش هم صاحب اون پوستۀ
سفت و سختی میشه که

416
00:36:15,258 --> 00:36:17,302
…تو باهاش ارزش بقیه رو می‌سنجی

417
00:36:18,803 --> 00:36:19,804
درست مثل خودم

418
00:36:21,181 --> 00:36:24,017
خودت رو دستِ‌کم نگیر، تولا

419
00:36:24,893 --> 00:36:28,521
مهم‌ترین معیار اینـه که
زیر اون پوستۀ سفت چیـه

420
00:37:11,189 --> 00:37:14,525
…هر دلهره‌ای که داری -
دلهره نیست -

421
00:37:14,526 --> 00:37:17,486
چیزی که دیدم یه کابوس عادی نبود

422
00:37:17,487 --> 00:37:20,782
…ترسی که داشتم رو
هنوز حس می‌کنم

423
00:37:24,327 --> 00:37:26,121
شما مثل من نذ رو نمی‌شناسید

424
00:37:27,622 --> 00:37:30,833
اون قویـه. کنترلش کار راحتی نیست

425
00:37:30,834 --> 00:37:33,711
.خب، خوبـه
.واسه همین هم انتخابش کردیم

426
00:37:33,712 --> 00:37:38,090
انگار یادت رفته که از بچگی راهنماش من بودم

427
00:37:38,091 --> 00:37:40,338
منم که جلوی دخالت ملکه رو می‌گیرم

428
00:37:40,414 --> 00:37:42,596
‫منم که در حالی که قدرت امپراتور رو
‫توی آراکیس ازش می‌گیریم،

429
00:37:42,671 --> 00:37:44,139
دلشوره‌هاش رو رفع می‌کنم

430
00:37:45,140 --> 00:37:48,517
الان وقتش نیست باورت رو
به نقشه‌ای از دست بدی که

431
00:37:48,518 --> 00:37:50,602
ده سالـه داریم روش کار می‌کنیم

432
00:37:50,603 --> 00:37:56,359
اگه این نقشه‌ات باعث و بانی همون چیزی بشه که
می‌خوایم جلوش رو بگیریم، اونوقت چی؟

433
00:37:57,277 --> 00:38:00,362
اگه روز حسابی که راکلا می‌گفت رو
به ارمغان بیاریم چی؟

434
00:38:00,363 --> 00:38:06,285
انگار خودت یادت رفته کسی که راکلا توی
بستر مرگ می‌خواست، من بودم

435
00:38:06,286 --> 00:38:08,580
منم که حقیقت سوزان رو می‌بینم

436
00:38:09,080 --> 00:38:11,249
فکر کنم خوب می‌دونم چی می‌خواست

437
00:38:17,922 --> 00:38:20,090
…چطوره امشب رو بمونی و

438
00:38:20,091 --> 00:38:22,468
هدفت رو به خودت یادآوری کنی؟

439
00:38:22,469 --> 00:38:25,888
ولی فردا باید برگردی سالوسا سکاندوس

440
00:38:25,889 --> 00:38:28,307
هیچی از کاری که اونجا داری مهم‌تر نیست

441
00:38:28,308 --> 00:38:31,478
.یه خواهر روی تخت پادشاهی
.قرارمون همین بود

442
00:38:33,271 --> 00:38:36,107
این هم ازدواجیـه که ممکنش می‌کنه

443
00:38:40,320 --> 00:38:42,113
این عروسی انجام میشه

444
00:38:49,162 --> 00:38:51,581
خاندان ریچیزی

445
00:39:25,448 --> 00:39:27,992
…اعلی‌حضرت

446
00:39:28,827 --> 00:39:31,787
،این شما و این پسرم

447
00:39:31,788 --> 00:39:35,290
…و آیندۀ نسل سلطنتی‌تون

448
00:39:35,291 --> 00:39:38,503
لرد پرووت ریچیزی

449
00:39:41,840 --> 00:39:47,512
به این امید که بذر ریچیزی
در رحِم‌های سلطنتی کاشته بشه

450
00:40:23,631 --> 00:40:25,716
،اگه کاشا فکر می‌کنه مشکلی هست

451
00:40:25,717 --> 00:40:28,136
حداقل می‌تونیم یه بررسی بکنیم

452
00:40:28,845 --> 00:40:32,057
چرا بلافاصله فرستادیش بره؟ -
بلافاصله نفرستادمش -

453
00:40:32,807 --> 00:40:34,642
حرف‌هاش رو شنیدم

454
00:40:35,143 --> 00:40:36,770
بعد فرستادمش بره

455
00:40:38,980 --> 00:40:41,107
پس تو دنبال فرمان‌برداریِ کورکورانه‌ای

456
00:40:41,816 --> 00:40:44,860
آره -
خب، حداقل این خواسته‌ات تغییر نمی‌کنه -

457
00:40:44,861 --> 00:40:47,946
من هر کاری که راکلا خواسته بود رو کردم

458
00:40:47,947 --> 00:40:50,866
.از زحمات‌مون حفاظت کردم
.محفل رو گسترش دادم

459
00:40:50,867 --> 00:40:53,911
عنان قدرت کاملاً دست ماست

460
00:40:53,912 --> 00:40:56,623
ولی هر آن ممکنـه از چنگ‌مون بره

461
00:40:57,374 --> 00:41:00,959
،من سعی دارم به تنها روشی که بلدم

462
00:41:00,960 --> 00:41:02,753
از خودمون و امپراتوری حفاظت کنم

463
00:41:02,754 --> 00:41:06,257
من شکی به تعهدت ندارم، والیا

464
00:41:13,098 --> 00:41:16,058
خب، شاید زیادی با اینذ صمیمی شده

465
00:41:16,059 --> 00:41:18,102
ازش بعید بود توی چنین زمان حساسی

466
00:41:18,103 --> 00:41:21,022
محل خدمتش رو ول کنه -
دقیقاً منظورم همینـه -

467
00:41:21,606 --> 00:41:23,775
چرا تطابق رو بررسی نمی‌کنی

468
00:41:25,110 --> 00:41:29,531
ببین شاهدخت اینذ واقعاً همونیـه که
باید بهش دل ببندیم

469
00:41:40,208 --> 00:41:44,462
.خانوادم من رو نذ صدا می‌کنن
تو رو چی صدا می‌کنن؟

470
00:41:45,130 --> 00:41:47,172
پرووت -
…خب، تو چیکار -

471
00:41:47,173 --> 00:41:48,966
مجبور نیستیم حرف بزنیم

472
00:41:48,967 --> 00:41:51,344
پدرم میگه اینا همش تشریفاتـه

473
00:42:32,218 --> 00:42:33,845
همم. آره

474
00:43:02,707 --> 00:43:06,294
خزِ نهنگ. بهترین خز نهنگِ کلِ هستی

475
00:43:07,128 --> 00:43:11,590
.سود توشـه
.راستش دو دوتا چهارتای ساده‌ست

476
00:43:11,591 --> 00:43:14,176
.مطمئنم حق با شماست، بارون هارکونن
.اجازه بدید بهش فکر کنم

477
00:43:14,177 --> 00:43:16,096
پشیمون نمیشید

478
00:43:16,346 --> 00:43:19,556
ضمناً خزِ نهنگ همیشه مُده

479
00:43:19,557 --> 00:43:22,477
واسه یونیفرم‌تون عالی میشه

480
00:43:23,061 --> 00:43:27,731
راستی، دربارۀ مَنیِ نهنگ که
خیلی ارزشمند و بِکره گفتم؟

481
00:43:27,732 --> 00:43:29,191
…کاربردهای داروییش

482
00:43:29,192 --> 00:43:31,444
میشه یه لحظه من رو ببخشید؟

483
00:43:45,208 --> 00:43:46,418
اون چیـه توی جیبت؟

484
00:43:47,627 --> 00:43:48,962
هیچی

485
00:43:54,592 --> 00:43:56,593
قصد فریب داری

486
00:43:56,594 --> 00:43:58,220
تو که حقیقت‌سنج نیستی

487
00:43:58,221 --> 00:44:01,266
هنوز نه، ولی وقتی یه دروغگو ببینم، می‌فهمم

488
00:44:07,522 --> 00:44:08,940
نشونم بده

489
00:44:51,649 --> 00:44:54,694
!اون تکنولوژی ممنوعـه

490
00:44:56,738 --> 00:44:58,365
شاهدخت اینذ، برید کنار

491
00:45:03,328 --> 00:45:07,915
نگید که از یه اسباب‌بازی کوچولو می‌ترسید -
می‌ترسیم؟ -

492
00:45:07,916 --> 00:45:11,878
تو زندگیت رو مدیون اینی که
!خاندان کورینو ربات‌های اندیشمند رو شکست دادن

493
00:45:15,840 --> 00:45:17,050
…یاویکو

494
00:45:18,259 --> 00:45:20,261
بیا منطقی باشیم

495
00:45:20,929 --> 00:45:23,932
نذار جشن‌مون سر این خراب شه

496
00:45:34,275 --> 00:45:36,695
…بیاید فعلاً

497
00:45:38,363 --> 00:45:40,532
این تخلف رو نادیده بگیریم

498
00:46:15,859 --> 00:46:17,068
مرسی، نذ

499
00:46:18,987 --> 00:46:21,196
،وقتی ازدواج‌مون نهایی شه

500
00:46:21,197 --> 00:46:22,656
،اگه دوباره همچین کاری بکنی

501
00:46:22,657 --> 00:46:25,200
خودم سوراخت می‌کنم، تخم‌سگ

502
00:46:25,201 --> 00:46:27,412
حالا اون رو بنداز دور

503
00:46:43,011 --> 00:46:44,970
نقشه‌مون درستـه

504
00:46:44,971 --> 00:46:46,764
پایگاه دادۀ ژنتیکی رو چک کردم

505
00:46:46,765 --> 00:46:48,807
اینذ انتخاب درستیـه

506
00:46:48,808 --> 00:46:50,601
این هم ازدواجیـه که باعث میشه نسل کورینو

507
00:46:50,602 --> 00:46:52,520
چندین قرن ادامه پیدا کنه

508
00:46:53,396 --> 00:46:55,481
،فکر کنم وقتی این جریانات تموم شد

509
00:46:55,482 --> 00:46:59,611
بهتره کاشا بیاد یه مدت اینجا
پیش ما روی والاک ۹ بمونه

510
00:47:01,404 --> 00:47:02,821
،شاید کاشا دربارۀ ازدواج اشتباه کنه

511
00:47:02,822 --> 00:47:04,323
ولی اون نزدیکترین فرد به امپراتوره

512
00:47:04,324 --> 00:47:06,201
به نفوذش نیاز داریم

513
00:47:07,285 --> 00:47:09,745
نمیشه که به صرفِ مخالفت

514
00:47:09,746 --> 00:47:11,664
مهره‌های نقشه رو حذف کنی

515
00:47:13,208 --> 00:47:15,125
،تولا، اگه می‌خوای ازش حفاظت کنی

516
00:47:15,126 --> 00:47:17,170
سر عقل بیارش

517
00:47:35,855 --> 00:47:37,523
،بعد این همه آموزش

518
00:47:37,524 --> 00:47:40,442
شاهدخت به عنوان یه مُرید
همینطوری میاد اینجا

519
00:47:40,443 --> 00:47:41,860
آخه این انصافـه؟

520
00:47:41,861 --> 00:47:44,906
.اون یه شاهدختـه
.هیچ‌وقت طعم انصاف رو نچشیده

521
00:47:57,544 --> 00:47:59,337
از لوورز رد شدیم

522
00:47:59,671 --> 00:48:02,674
نمیریم لوورز

523
00:48:03,675 --> 00:48:05,467
میریم دیویژن

524
00:48:05,468 --> 00:48:08,680
.آخرین شب خوش‌گذرونی‌هامون
.خودم و خودت

525
00:48:09,347 --> 00:48:11,182
…پس قبلش

526
00:48:49,054 --> 00:48:51,431
اعلی‌حضرت

527
00:48:53,308 --> 00:48:54,809
حالتون خوبـه؟

528
00:48:55,935 --> 00:48:57,937
آره، آره. چیزی نیست

529
00:49:02,984 --> 00:49:05,236
ترس می‌تونه طاقت‌فرسا باشه

530
00:49:07,322 --> 00:49:09,073
…مخصوصاً روی سیاره‌ای مثل آراکیس که

531
00:49:09,074 --> 00:49:11,283
…همه چی

532
00:49:11,284 --> 00:49:13,620
مدام در تلاشـه آدم رو بکُشه

533
00:49:16,956 --> 00:49:19,292
بعداً می‌بینی سالوسا سکاندوس هم همینـه

534
00:49:21,586 --> 00:49:23,088
نه، ممنون

535
00:49:24,422 --> 00:49:26,048
نظرت چیـه؟
به نظرت یه ناوگان جنگنده

536
00:49:26,049 --> 00:49:28,677
حلّال مشکلاتم روی آراکیس هست؟

537
00:49:30,261 --> 00:49:31,262
بله

538
00:49:33,098 --> 00:49:36,893
ولی شورش‌های رو به افزایش
داخل امپراتوری رو چاره نمی‌کنن

539
00:49:37,227 --> 00:49:39,437
اون یه سانحۀ مستقل بود

540
00:49:41,773 --> 00:49:44,776
اعلی‌حضرت، دزدی اسپایس
مشتیه نمونۀ خروار

541
00:49:46,611 --> 00:49:50,115
مشکلات شما فقط داخل
آراکیس خلاصه نمیشن

542
00:49:58,164 --> 00:49:59,790
این سؤال داره برای خیلی‌ها پیش میاد که

543
00:49:59,791 --> 00:50:02,460
شاید خیلی زود شرِ ربات‌ها رو کم کردیم

544
00:50:03,545 --> 00:50:07,007
و اینکه چرا فقط خاندان‌های بزرگ
از اسپایس سود می‌برن؟

545
00:50:09,300 --> 00:50:11,302
در جریان اینا نیستید؟

546
00:50:12,178 --> 00:50:15,015
فکر می‌کردم ساحره‌ها
از همه چی خبر دارن

547
00:50:20,061 --> 00:50:22,313
کاشا هیچ‌وقت من رو گمراه نکرده

548
00:50:24,649 --> 00:50:28,111
منتها… حس می‌کنم این عروسی اشتباهـه

549
00:50:28,987 --> 00:50:33,658
پس لغوش کنید -
کنترل آراکیس رو هم از دست بدم؟ -

550
00:50:35,493 --> 00:50:37,453
پدرم هیچ‌وقت تن به چنین خفتی نمی‌داد

551
00:50:37,454 --> 00:50:39,497
پدر اون هم همینطور

552
00:50:39,998 --> 00:50:44,002
بدون اسپایس، خاندان‌های بزرگ
من رو به خوردِ کرم‌ها میدن

553
00:50:45,879 --> 00:50:48,047
…شما به نیروهایی

554
00:50:48,048 --> 00:50:51,426
ماورای انسان‌ها و ربات‌ها باور دارید؟

555
00:50:52,927 --> 00:50:55,180
دیگه نمی‌دونم به چی باور دارم

556
00:50:57,390 --> 00:50:59,392
خب، پس این رو باور کنید

557
00:51:00,852 --> 00:51:02,854
من نباید اینجا باشم

558
00:51:03,313 --> 00:51:05,523
باید توی اون حمله می‌مُردم

559
00:51:06,024 --> 00:51:09,027
ترسی که موقع خیره‌شدن
به اون گودال حس کردم

560
00:51:13,198 --> 00:51:15,200
می‌دونید اون موقع واسه چی دعا کردم؟

561
00:51:17,535 --> 00:51:22,374
قدرت اینکه… هیچی رو حس نکنم

562
00:51:24,459 --> 00:51:27,503
،چشم که به هم زدم
داشتم با چنگ و دندون از شن‌ها میومدم بیرون

563
00:51:27,504 --> 00:51:29,338
ریه‌هام می‌سوختن و

564
00:51:29,339 --> 00:51:32,384
…وقتی نفس اول رو کشیدم

565
00:51:33,301 --> 00:51:34,969
حس کردم دوباره متولد شدم

566
00:51:36,054 --> 00:51:40,100
حس می‌کردم عوض شدم. دیگه ترسی نداشتم

567
00:51:42,477 --> 00:51:43,478
همم

568
00:51:45,021 --> 00:51:47,065
خدایان گوش‌شون به ماست

569
00:51:48,566 --> 00:51:49,901
خدایان؟

570
00:51:54,739 --> 00:51:56,908
معمولاً همسرم به دین پناه می‌بره

571
00:52:01,162 --> 00:52:03,206
…ولی باور کن

572
00:52:03,707 --> 00:52:06,918
…اگه خدایان از این عروسی کراهت‌بار نجاتم بدن

573
00:52:07,919 --> 00:52:09,879
من هم میشم یه معتقد واقعی

574
00:53:27,165 --> 00:53:28,333
با هم بخوریم؟

575
00:53:29,167 --> 00:53:30,585
…آتریدیز

576
00:53:31,670 --> 00:53:33,046
مشکلی هست؟

577
00:53:34,089 --> 00:53:35,507
طوری نیست

578
00:53:39,511 --> 00:53:40,845
مگه نه؟

579
00:53:44,349 --> 00:53:45,558
طوری نیست

580
00:54:48,246 --> 00:54:51,082
دو روز دیگه میرم یه سیارۀ دیگه

581
00:55:37,504 --> 00:55:40,506
چی شده؟
خواب بد دیدی؟

582
00:55:40,507 --> 00:55:42,550
همه چی برات شوخیـه

583
00:55:44,969 --> 00:55:46,596
اصلاً اینجا چیکار می‌کنی؟

584
00:55:53,019 --> 00:55:55,230
داستانت دروغ بود

585
00:55:56,398 --> 00:55:58,316
ولی یه حقیقتی پشتش هست

586
00:56:00,652 --> 00:56:04,489
من اینجا بزرگ شدم… توی محفل خواهری

587
00:56:05,949 --> 00:56:09,661
مادران مقدس همیشه
پدر و مادرمون رو نمی‌شناسن

588
00:56:10,495 --> 00:56:12,497
حتی اگر هم بشناسن، بهمون نمیگن

589
00:56:18,003 --> 00:56:19,671
…نگران نباش، چشم‌قشنگ

590
00:56:21,214 --> 00:56:24,467
گذشته‌مون هر طور که شده
بالاخره خِرِمون رو می‌گیره

591
00:58:27,424 --> 00:58:30,885
.چیزی نیست. قول میدم
.الان من اینجام

592
00:58:39,978 --> 00:58:41,187
پیدات کردم

593
00:58:50,196 --> 00:58:52,657
تک و تنها اینجا چیکار می‌کنی؟

594
00:58:54,075 --> 00:58:57,328
.خوابم نمی‌برد
.خواب بد دیدم

595
00:59:07,881 --> 00:59:09,341
می‌خوای واسم تعریفش کنی؟

596
00:59:12,844 --> 00:59:17,515
…من هم بودم می‌ترسیدم
بعد بلایی که سر اسباب‌بازیت اومد

597
00:59:22,479 --> 00:59:25,357
پدرم میگه دربارۀ این مسائل
زیادی سخت‌گیر شدیم

598
00:59:28,068 --> 00:59:29,693
همم

599
00:59:29,694 --> 00:59:31,987
تو واقعاً سربازی؟ -
همم -

600
00:59:31,988 --> 00:59:33,406
پس اینجا چیکار می‌کنی؟

601
00:59:34,949 --> 00:59:38,702
اینجا که جنگی نیست -
خیلی‌ها نمی‌تونن تشخیصش بدن، ولی من میدم -

602
00:59:38,703 --> 00:59:41,915
یه جنگ هست که در ملأ عام پنهانـه

603
00:59:42,499 --> 00:59:46,920
عاملش دشمنیـه که
شده عضو لاینفکی از نظام

604
00:59:47,754 --> 00:59:50,381
دشمنی که اومده جای ما فکر کنه

605
00:59:50,382 --> 00:59:52,841
ولی جنگ با ربات‌ها
خیلی وقت پیش تموم شده

606
00:59:52,842 --> 00:59:55,053
همینطوره، می‌دونم

607
00:59:55,470 --> 01:00:00,517
واسه همین اینکه دوباره داریم
کنترل میشیم، واقعاً نگران‌کننده‌ست

608
01:00:31,381 --> 01:00:34,592
واسه همین قدرت بزرگی به من عطا شده

609
01:00:35,927 --> 01:00:37,637
چجور قدرتی؟

610
01:00:38,596 --> 01:00:41,808
پیروزی توی جنگ نیازمند فداکاریـه

611
01:00:43,810 --> 01:00:47,230
خون تو هم پایمال نمیشه

612
01:00:58,575 --> 01:01:00,242
!تو رو خدا بس کن

613
01:01:00,243 --> 01:01:02,495
!درد می‌کنه! وایسا

614
01:01:08,793 --> 01:01:10,378
!لطفاً تمومش کن

615
01:01:13,840 --> 01:01:14,883
!نه

616
01:02:56,568 --> 01:02:58,153
متوجهم، مادر

617
01:02:58,820 --> 01:03:00,071
متوجهم

618
01:03:01,000 --> 01:03:21,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

