﻿1
00:00:12,355 --> 00:00:13,287
‫« آنچه گذشت »

2
00:00:13,292 --> 00:00:14,582
‫ممنون نیویورک.

3
00:00:14,583 --> 00:00:17,166
‫خیلی افتخار می‌کنم که امشب به عنوان
‫شهردار دارم باهاتون حرف می‌زنم.

4
00:00:17,167 --> 00:00:21,749
‫مقاومت ونسا در برابر شرکت تو این داستان داره به
‫شما ضربه می‌زنه، اونم پیش رأی‌دهنده‌های سنتی‌تر.

5
00:00:21,750 --> 00:00:24,957
‫من و همسرم، ما کارهایی
‫داریم که باید انجام بدیم.

6
00:00:24,958 --> 00:00:29,291
‫دکتر گلن، اجازه بدید شهردار
‫و خانم فیسک رو معرفی کنم.

7
00:00:29,292 --> 00:00:31,624
‫هکتور آیالا؟ میدونی،
‫میگن تو یه پلیس رو کشتی؟

8
00:00:31,625 --> 00:00:33,624
‫ببین، من هلش ندادم، قسم میخورم.

9
00:00:33,625 --> 00:00:35,041
‫من هنوز میخوام وکیلت باشم.

10
00:00:35,042 --> 00:00:36,707
‫هکتور... دیگه اون مردی
‫نیست که باهاش ازدواج کردم.

11
00:00:36,708 --> 00:00:37,791
‫ببر سفید؟

12
00:00:37,792 --> 00:00:38,874
‫فراموش کردی بهم بگی

13
00:00:38,875 --> 00:00:41,749
‫- که شب‌ها نقاب میزنی و قهرمان بازی درمیاری؟
‫- یکی باید از خیابون‌ها محافظت کنه.

14
00:00:41,750 --> 00:00:44,457
‫میخوام شاهدی رو که هکتور
‫توی سکو نجات داد پیدا کنی.

15
00:00:45,291 --> 00:00:47,749
‫نیکی. تو تنها کسی هستی که بین

16
00:00:47,750 --> 00:00:49,291
‫هکتور و حبس ابد پشت سر هم ایستادی.

17
00:00:49,292 --> 00:00:50,582
‫کجاست؟

18
00:00:50,583 --> 00:00:52,167
‫متأسفانه، دیگه اینجا نیست.

19
00:00:53,750 --> 00:00:54,916
‫نمیخوای این کارو بکنی.

20
00:01:07,667 --> 00:01:08,667
‫ممنون.

21
00:01:14,542 --> 00:01:16,667
‫برات غذا آوردن؟

22
00:01:18,667 --> 00:01:19,667
‫نه.

23
00:01:29,583 --> 00:01:32,583
‫لوکیو یه ساحله نزدیک جایی
‫که من تو پورتوریکو بزرگ شدم.

24
00:01:33,667 --> 00:01:36,082
‫به نظر من، قشنگ‌ترین جای دنیاست.

25
00:01:36,083 --> 00:01:41,292
‫شن‌های سفید، درخت‌های نخل، و کوکی‌ها.

26
00:01:42,250 --> 00:01:43,812
‫یه نوع قورباغه درختی کوچیکه.

27
00:01:44,417 --> 00:01:46,832
‫قور قور نمیکنه. اسم خودش رو میخونه.

28
00:01:52,958 --> 00:01:56,291
‫میخندم چون توریست‌ها، مرد،

29
00:01:56,292 --> 00:01:59,452
‫فکر میکنن پر سر و صدا و آزاردهنده‌ست،

30
00:02:00,083 --> 00:02:03,624
‫ولی برای ما بوریکواها،
‫مرد، یه صدای جادوییه.

31
00:02:05,708 --> 00:02:10,250
‫و کوکی، تا آخر عمرش یه جفت
‫داره، درسته؟ پس، هر غروب...

32
00:02:13,583 --> 00:02:18,583
‫هزاران تا از این قورباغه‌ها شروع
‫میکنن به صدا زدن تنها عشق زندگیشون.

33
00:02:22,833 --> 00:02:24,290
‫این موسیقی جزیره‌ست.

34
00:02:26,875 --> 00:02:30,023
‫تو دوباره اون ساحل رو
‫میبینی، هکتور. قول میدم.

35
00:02:30,708 --> 00:02:33,125
‫و دوباره به خانواده‌ت ملحق میشی.

36
00:02:36,934 --> 00:02:48,134
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

37
00:04:02,373 --> 00:04:09,389
‫« دردویل: تولدی دوباره »
‫« قسمت سوم »

38
00:04:42,292 --> 00:04:43,292
‫هی، چه خبره؟

39
00:04:46,042 --> 00:04:49,041
‫آروم باش. این یه کار راحته.

40
00:04:49,042 --> 00:04:50,542
‫هیچکس قهرمان بازی درنمیاره.

41
00:04:57,874 --> 00:04:59,958
‫عصر بخیر، آقایون.

42
00:05:00,042 --> 00:05:02,623
‫اوه! هوا سرده، نه؟

43
00:05:04,125 --> 00:05:07,416
‫میتونم زحمت بدم سوییچ این
‫ماشین خوشگل رو بهم بدید؟

44
00:05:07,417 --> 00:05:09,332
‫- بفرمایید.
‫- خیلی ممنون.

45
00:05:09,333 --> 00:05:13,540
‫و، کیف پولاتون هم،
‫حالا که دستتون اومده.

46
00:05:17,958 --> 00:05:19,333
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.

47
00:05:22,958 --> 00:05:24,166
‫تو هم همینطور، سوزان.

48
00:05:24,167 --> 00:05:25,957
‫میدونی این کامیون مال کیه؟

49
00:05:28,125 --> 00:05:29,500
‫خیلی سرسختی، آره؟

50
00:05:30,116 --> 00:05:31,324
‫آره.

51
00:05:33,315 --> 00:05:35,131
‫احمق کوچولوی بیچاره.

52
00:05:45,333 --> 00:05:48,749
‫{\an8}پشت سرم رو نگاه میکنم، ولی
‫من تو شهر بزرگ شدم. نمیترسم،

53
00:05:48,750 --> 00:05:50,874
‫{\an8}ولی اگه کسی به حریم خصوصیم تجاوز کنه،

54
00:05:50,875 --> 00:05:55,291
‫{\an8}هیچ مشکلی ندارم که اسلحه‌م
‫رو بذارم رو سرش. همین.

55
00:05:55,292 --> 00:05:57,791
‫{\an8} شب‌های طولانی و تاریکی داریم اینجا، مرد.

56
00:05:57,792 --> 00:06:01,291
‫{\an8}خوب علیه بد، بد علیه بد، خوب علیه خوب.

57
00:06:01,292 --> 00:06:03,957
‫{\an8}نیویورک دووم میاره؟ نمیدونم.

58
00:06:03,958 --> 00:06:06,500
‫{\an8}از من جواب میخوای؟ من ندارم، متأسفم.

59
00:06:27,792 --> 00:06:31,708
‫شنیدم سه‌لتی فروید بیکن
‫قراره دوباره حراج بشه.

60
00:06:34,125 --> 00:06:35,250
‫اون زرده.

61
00:06:37,583 --> 00:06:38,833
‫یادته.

62
00:06:40,083 --> 00:06:41,125
‫یادمه.

63
00:06:42,792 --> 00:06:46,203
‫میتونم دویست میلیون رو از
‫طریق اون فروش پولشویی کنم.

64
00:06:46,708 --> 00:06:50,541
‫میدونم که اینکه فقط
‫بشینی کنار دردناکه،

65
00:06:50,542 --> 00:06:53,833
‫ولی من دنبال اهداف بزرگتری هستم.

66
00:06:56,125 --> 00:06:57,169
‫مثلاً؟

67
00:06:58,208 --> 00:07:00,416
‫ببخشید که مزاحم شدم، قربان،

68
00:07:00,417 --> 00:07:04,416
‫ولی خواسته بودید در مورد هر اتفاقی که
‫نزدیک بندر رد هوک میفته بهتون خبر بدم.

69
00:07:04,417 --> 00:07:05,541
‫- بله.
‫- آره.

70
00:07:05,542 --> 00:07:08,916
‫دیشب، یه قتل دوگانه اتفاق
‫افتاد کمتر از یک کیلومتر از بندر.

71
00:07:08,917 --> 00:07:11,624
‫ظاهراً یه دزدی ماشین که بد پیش رفته.

72
00:07:11,625 --> 00:07:15,499
‫واقعاً کمکی نمیکنه که اونجا
‫رو به عنوان یه مقصد بفروشیم.

73
00:07:15,500 --> 00:07:18,333
‫باید تماس‌های لازم رو بگیریم...

74
00:07:19,208 --> 00:07:23,625
‫و رئیس گالو رو تشویقش کنیم
‫که اولویتش رو روی این بذاره.

75
00:07:25,875 --> 00:07:27,369
‫آره، میتونیم سعی کنیم.

76
00:07:32,083 --> 00:07:35,874
‫اونا بدرفتاری میکنن چون
‫کسی بالای سر میز نیست.

77
00:07:35,875 --> 00:07:41,100
‫بدون حضور تو یا من
‫اونجا، به جون هم میفتن.

78
00:07:42,042 --> 00:07:43,417
‫اونا موش هستن.

79
00:07:44,583 --> 00:07:48,374
‫موش‌های ته بشکه. بذار همدیگه رو بکشن.

80
00:07:48,375 --> 00:07:51,582
‫ و وقتی کارشون با هم تموم شد،

81
00:07:51,583 --> 00:07:54,460
‫هر کی که زنده موند میاد سراغ تو.

82
00:07:58,542 --> 00:08:04,875
‫اون دنیا، اون جور خشونت،
‫دشمنی‌های خونی بی‌اهمیت...

83
00:08:09,116 --> 00:08:10,448
‫هیچ کدومش به ما مربوط نیست.

84
00:08:53,042 --> 00:08:55,750
‫آره، باشه. الان میام اونجا.

85
00:09:01,833 --> 00:09:04,124
‫میدونی که تو خونه نیازی به
‫این عینک‌ها نداری، درسته؟

86
00:09:04,125 --> 00:09:06,374
‫ببخشید، با من بودید؟

87
00:09:06,375 --> 00:09:07,500
‫کی اونجاست؟

88
00:09:10,417 --> 00:09:12,877
‫پس، تو یه وکیل نابینایی
‫که میتونه مبارزه کنه.

89
00:09:15,167 --> 00:09:16,721
‫افسر پاول.

90
00:09:19,708 --> 00:09:22,207
‫میدونی، مرداک، شرط میبندم
‫قاضی کوپر علاقه‌مند باشه بشنوه

91
00:09:22,208 --> 00:09:24,332
‫که تو داری تو تحقیقات پلیس دخالت میکنی.

92
00:09:24,333 --> 00:09:25,832
‫فکر کنم منظورت اخاذیه.

93
00:09:25,833 --> 00:09:29,167
‫دقیقاً اخلاقی به نظر نمیرسه. شرط
‫میبندم تو رو از پرونده بندازه بیرون.

94
00:09:29,958 --> 00:09:31,541
‫خب، حداقل من زندان نمیرم.

95
00:09:31,542 --> 00:09:33,374
‫دستکاری شاهد جرم جدیه.

96
00:09:33,375 --> 00:09:36,333
‫حالا، شاید شانس بیاری، و دادستان
‫فقط یه بزه کوچیک بهت انتساب بده...

97
00:09:37,025 --> 00:09:38,025
‫ولی شک دارم.

98
00:09:41,292 --> 00:09:42,875
‫تو دادگاه میبینمت، افسر.

99
00:10:04,208 --> 00:10:08,042
‫فکر کنم مفهوم خونه امن
‫رو اشتباه متوجه شدی.

100
00:10:08,417 --> 00:10:10,249
‫احتمالاً زیر نظرمون دارن.

101
00:10:10,250 --> 00:10:12,333
‫میگه آرومش میکنه یا یه همچین چیزی.

102
00:10:13,375 --> 00:10:14,625
‫این واسه همینه.

103
00:10:15,250 --> 00:10:19,833
‫هی! چری کولا، برگشتی، مرد. بالاخره.

104
00:10:22,542 --> 00:10:25,832
‫همینه؟ بابا بیخیال.

105
00:10:25,833 --> 00:10:29,041
‫اولاً، این یه مهمونی
‫نیست. من رفیقت نیستم.

106
00:10:29,042 --> 00:10:32,207
‫و این فقط برای اینه که بتونم تو رو
‫بدون عرق و بالا آوردن ببرم پای شهادت.

107
00:10:32,208 --> 00:10:35,250
‫آروم باش. هواتو دارم. هی.

108
00:10:42,125 --> 00:10:45,874
‫چند وقته که با پلیس
‫نیویورک هستید، افسر پاول؟

109
00:10:45,875 --> 00:10:47,208
‫کمی بیشتر از 15 سال.

110
00:10:47,958 --> 00:10:49,166
‫ و تو این 15 سال،

111
00:10:49,167 --> 00:10:52,749
‫چند تا تقدیرنامه برای
‫عملکرد عالی دریافت کردید؟

112
00:10:52,750 --> 00:10:56,042
‫ سه تا. یکی برای درستکاری
‫و دو تا برای خدمت به جامعه.

113
00:10:56,792 --> 00:11:00,541
‫میشه گفت برای افسری
‫با سابقه شما غیرعادی بود

114
00:11:00,542 --> 00:11:02,207
‫که شب سال نو کار کنید؟

115
00:11:02,208 --> 00:11:04,124
‫ خب، من داوطلب شدم.

116
00:11:04,125 --> 00:11:07,832
‫خیلی از بچه‌های پاسگاه ما
‫خانواده دارن، میدونید، بچه دارن،

117
00:11:07,833 --> 00:11:10,249
‫و بچه‌های من بزرگ
‫شدن. مال کل هم همینطور.

118
00:11:10,250 --> 00:11:13,582
‫کل، افسر شاناهان، همکارتون؟

119
00:11:13,583 --> 00:11:16,457
‫آره. ما رو فرستادن واشنگتن هایتس،

120
00:11:16,458 --> 00:11:19,207
‫و خیلی از بچه‌ها رو فرستادن
‫تایمز اسکوئر برای مراسم توپ.

121
00:11:19,208 --> 00:11:23,082
‫شما و افسر شاناهان اون
‫شب خیلی درگیری داشتید؟

122
00:11:23,083 --> 00:11:25,041
‫ ما هیچ درگیری نداشتیم

123
00:11:25,042 --> 00:11:27,541
‫تا اینکه رسیدیم به سکوی 168ام.

124
00:11:27,542 --> 00:11:29,583
‫ اونجا چه اتفاقی افتاد؟

125
00:11:30,375 --> 00:11:32,832
‫خب، ما داشتیم یه گشت
‫معمولی رو تموم می‌کردیم.

126
00:11:32,833 --> 00:11:34,875
‫میدونید، اونجا مثل شهر ارواح بود،

127
00:11:35,000 --> 00:11:37,582
‫و... متهم، یهو از هیچ‌جا پیداش شد.

128
00:11:37,583 --> 00:11:40,291
‫یه نگاه وحشی تو چشماش بود،
‫و وقتی به اندازه کافی پلیس باشی،

129
00:11:40,292 --> 00:11:43,291
‫میفهمی اون نگاه چه معنی میده،
‫و شروع کرد به دویدن به سمت ما.

130
00:11:45,417 --> 00:11:47,499
‫به متهم گفتید وایسه؟

131
00:11:48,708 --> 00:11:50,042
‫بله، چندین بار.

132
00:11:52,375 --> 00:11:53,667
‫واکنش نشون نده، هکتور.

133
00:11:55,708 --> 00:11:57,499
‫داد زدیم و نشان‌هامون رو نشون دادیم،

134
00:11:57,500 --> 00:12:00,082
‫ولی اون همینطور میومد جلو.
‫شروع کرد به کتک زدن ما، و بعد...

135
00:12:00,083 --> 00:12:02,375
‫حس کردم کل اونو از روی من کشید.

136
00:12:03,125 --> 00:12:06,500
‫بعدش یهو دیدم یارو کل رو
‫گرفت و هلش داد جلوی قطار.

137
00:12:09,167 --> 00:12:10,167
‫انگار هیچی نبود.

138
00:12:10,917 --> 00:12:12,082
‫ انگار هیچی نبود؟

139
00:12:12,083 --> 00:12:13,666
‫اعتراض. هدایت شاهد.

140
00:12:13,667 --> 00:12:15,583
‫پذیرفته شد.

141
00:12:18,042 --> 00:12:22,042
‫افسر پاول، میدونم این چقدر برات سخته.

142
00:12:22,708 --> 00:12:25,833
‫من و کل شاناهان، هشت سال همکار بودیم.

143
00:12:26,625 --> 00:12:30,082
‫میدونید، این یعنی هشت
‫سال آبجو خوردن و بچه‌داری،

144
00:12:30,083 --> 00:12:32,416
‫و فقط حرف زدن از
‫اینکه نیکس چقدر افتضاحه.

145
00:12:34,542 --> 00:12:36,792
‫کل شاناهان بهترین دوستم بود.

146
00:12:38,167 --> 00:12:39,667
‫و حالا همه اینا تموم شده.

147
00:12:41,750 --> 00:12:43,207
‫ سوال دیگه‌ای ندارم.

148
00:12:49,958 --> 00:12:51,417
‫افسر پاول، صبح بخیر، ام...

149
00:12:52,000 --> 00:12:53,499
‫بهم گفتن چشمتون کبود شده.

150
00:12:53,500 --> 00:12:55,916
‫- امیدوارم همه چیز خوب باشه.
‫- آره، نگران نباش.

151
00:12:55,917 --> 00:12:58,041
‫میدونید، تو بوکس یه چیزی میگن.

152
00:12:58,042 --> 00:13:00,416
‫بهترین درمان برای چشم
‫کبود دست‌های سریعه.

153
00:13:00,417 --> 00:13:01,832
‫- اعتراض.
‫- پذیرفته شد.

154
00:13:01,833 --> 00:13:03,624
‫بس کنید، آقای مرداک.

155
00:13:03,625 --> 00:13:06,166
‫افسر پاول، فقط میخوام مطمئن
‫شم یه چیزی رو درست فهمیدم.

156
00:13:06,167 --> 00:13:08,874
‫شما شهادت دادید که قبل از
‫اینکه موکل من به ایستگاه برسه،

157
00:13:08,875 --> 00:13:10,292
‫اونجا مثل شهر ارواح بود.

158
00:13:11,167 --> 00:13:12,166
‫آره.

159
00:13:12,167 --> 00:13:14,874
‫یعنی شما و همکارتون تنها روی سکو بودید.

160
00:13:14,875 --> 00:13:16,124
‫ بله.

161
00:13:16,125 --> 00:13:17,749
‫خب، زبان گاهی اوقات عجیب میشه

162
00:13:17,750 --> 00:13:19,832
‫پس فقط میخوام مطمئن شم
‫داریم یه چیز رو میگیم اینجا.

163
00:13:19,833 --> 00:13:22,749
‫منظورتون از «تنها»، اینه که فقط
‫شما دو نفر بودید، هیچکس دیگه؟

164
00:13:22,750 --> 00:13:25,457
‫- درسته.
‫- هیچ مسافری منتظر قطار نبود؟

165
00:13:25,807 --> 00:13:26,974
‫نه.

166
00:13:27,833 --> 00:13:29,833
‫هیچ نوازنده خیابونی‌ای گیتار نمیزد؟

167
00:13:30,708 --> 00:13:33,207
‫- نه.
‫- باشه. پس شما تنها بودید.

168
00:13:33,208 --> 00:13:34,500
‫نه نوازنده خیابونی نه مسافر.

169
00:13:35,458 --> 00:13:38,416
‫که یعنی قطعاً هیچ خبرچین محرمانه‌ای هم

170
00:13:38,417 --> 00:13:39,874
‫- نبود که شما بزنیدش.
‫- اعتراض!

171
00:13:39,875 --> 00:13:42,499
‫امیدوارم پایه و اساس محکمی
‫برای این داشته باشید، آقای مرداک.

172
00:13:42,500 --> 00:13:43,666
‫بله، دارم، عالیجناب.

173
00:13:43,667 --> 00:13:45,707
‫افسار کوتاه، اگه منظورمو میفهمید.

174
00:13:45,708 --> 00:13:50,152
‫افسر پاول، بیایید اینطوری امتحان کنیم. تا
‫حالا با مردی به اسم نیکی تورس آشنا شدید؟

175
00:13:54,833 --> 00:13:56,124
‫هرگز اسمشو نشنیدم.

176
00:13:56,125 --> 00:13:59,832
‫عجیبه، چون تا جایی که من میدونم،
‫نیکی تورس یه خبرچین محرمانه‌ست

177
00:13:59,833 --> 00:14:01,207
‫که قبلاً با پلیس نیویورک کار میکرده.

178
00:14:01,208 --> 00:14:04,500
‫در واقع، قبلاً مستقیماً با شما
‫و افسر شاناهان کار می‌کرده.

179
00:14:06,917 --> 00:14:09,457
‫افسر پاول، آیا شما و افسر شاناهان

180
00:14:09,458 --> 00:14:12,667
‫یه قرار ملاقات از پیش تعیین شده با
‫نیکی تورس روی اون سکو اون شب داشتید؟

181
00:14:20,958 --> 00:14:22,417
‫بهت گفتم، نمیشناسمش.

182
00:14:23,917 --> 00:14:25,333
‫آره. اینو گفتی.

183
00:14:27,250 --> 00:14:28,375
‫ممنون.

184
00:14:33,708 --> 00:14:35,583
‫تورس نمیتونه شهادت بده.

185
00:14:50,500 --> 00:14:51,667
‫ تقریباً آماده‌ست.

186
00:14:52,375 --> 00:14:54,832
‫داره چیکار میکنه؟ باید نگران باشم؟

187
00:14:55,283 --> 00:14:56,408
‫آره.

188
00:14:56,500 --> 00:14:58,082
‫هی، قول دادی امنیتم تأمینه.

189
00:14:58,083 --> 00:15:00,499
‫اگه از دید دور بمونی
‫چیزیت نمیشه. بیا بریم.

190
00:15:17,000 --> 00:15:19,500
‫خیره شدن به درها باعث نمیشه زودتر برسن.

191
00:15:20,375 --> 00:15:22,083
‫کی گفته من به درها نگاه میکنم؟

192
00:15:22,708 --> 00:15:24,208
‫میان.

193
00:15:39,125 --> 00:15:40,374
‫همه بایستید.

194
00:15:40,375 --> 00:15:43,832
‫دادگاه عالی ایالت نیویورک،
‫بخش 20 در حال برگزاریه.

195
00:15:43,833 --> 00:15:46,250
‫قاضی محترم فیتزجرالد
‫کوپر ریاست میکنه.

196
00:16:04,833 --> 00:16:07,125
‫- خوبی؟
‫- آره.

197
00:16:27,791 --> 00:16:29,583
‫آقای مرداک، شاهدتون رو صدا کنید.

198
00:16:31,792 --> 00:16:34,708
‫فقط یه لحظه دیگه، عالیجناب.

199
00:16:40,333 --> 00:16:41,332
‫صبح بخیر، افسر.

200
00:16:41,333 --> 00:16:42,792
‫از ون بیا بیرون، عوضی.

201
00:16:45,000 --> 00:16:46,083
‫کجاست؟

202
00:16:49,125 --> 00:16:50,125
‫بازش کن.

203
00:16:58,583 --> 00:16:59,791
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

204
00:16:59,792 --> 00:17:01,000
‫ بجنب! بریم!

205
00:17:06,417 --> 00:17:07,625
‫اومدن.

206
00:17:15,250 --> 00:17:16,583
‫زمان‌بندی عالی بود، رفیق.

207
00:17:23,792 --> 00:17:25,791
‫میشه اسمتون رو برای ثبت در پرونده بگید؟

208
00:17:26,275 --> 00:17:28,941
‫آره. اسمم نیکی تورسه.

209
00:17:29,125 --> 00:17:30,833
‫و کجا زندگی می‌کنید، آقای تورس؟

210
00:17:31,750 --> 00:17:32,875
‫ واشنگتن هایتس.

211
00:17:33,708 --> 00:17:36,042
‫پس به ایستگاه مترو
‫خیابون 168ام نزدیکید؟

212
00:17:36,625 --> 00:17:38,542
‫آره، چهار تا کوچه با خونه‌م فاصله داره.

213
00:17:39,292 --> 00:17:40,953
‫الان کجا کار می‌کنید؟

214
00:17:41,542 --> 00:17:44,124
‫فعلاً بین دو تا شغلم.

215
00:17:44,324 --> 00:17:46,741
‫درسته، چند سال سختی رو گذروندید؟

216
00:17:47,417 --> 00:17:49,750
‫ هجده ماه پیش، به جرم
‫خرید و فروش مواد دستگیر شدم.

217
00:17:50,542 --> 00:17:54,208
‫می‌دونستم نباید این کارو می‌کردم،
‫ولی یه بچه دارم. به پول نیاز داشتم.

218
00:17:54,875 --> 00:17:57,250
‫پس داشتید به حبس محکوم می‌شدید.

219
00:17:57,917 --> 00:17:59,958
‫چی شد که اون پرونده بسته شد؟

220
00:18:01,292 --> 00:18:02,749
‫بسته شد.

221
00:18:03,167 --> 00:18:04,792
‫می‌تونید به هیئت منصفه بگید چرا؟

222
00:18:06,000 --> 00:18:09,083
‫ به پلیس‌ها گفتم
‫گاهی بهشون کمک می‌کنم.

223
00:18:09,958 --> 00:18:13,625
‫و منظورتون از «کمک»،
‫اینه که خبرچین محرمانه شدید؟

224
00:18:15,208 --> 00:18:16,208
‫آره.

225
00:18:17,042 --> 00:18:20,166
‫آقای تورس، شب سال
‫نو همین کار رو می‌کردید؟

226
00:18:20,167 --> 00:18:23,583
‫داشتید به افسر شاناهان
‫و پاول اطلاعات می‌دادید؟

227
00:18:36,958 --> 00:18:38,458
‫یادتون باشه که سوگند خوردید.

228
00:18:42,667 --> 00:18:44,833
‫نه. تمام شب خونه بودم.

229
00:18:46,917 --> 00:18:48,291
‫ببخشید، من گیج شدم.

230
00:18:48,292 --> 00:18:49,999
‫قبلاً خیلی واضح گفتید که

231
00:18:50,000 --> 00:18:52,457
‫در واقع توی ایستگاه مترو خیابون
‫168ام بودید و کتک می‌خوردید

232
00:18:52,458 --> 00:18:54,207
‫- که هکتور آیالا نجاتتون داد.
‫- اعتراض.

233
00:18:54,208 --> 00:18:55,374
‫- اعتراض!
‫- پذیرفته شد.

234
00:18:55,375 --> 00:18:56,999
‫اون خودشو به خطر انداخت، مگه نه؟

235
00:18:57,000 --> 00:18:58,958
‫- مت! مت!
‫- وکیل، بس کنید!

236
00:19:06,583 --> 00:19:08,458
‫خب، این مزخرفه.

237
00:19:09,333 --> 00:19:12,119
‫تمومش کن. خب،
‫تصمیمتون چیه، آقای مرداک؟

238
00:19:13,066 --> 00:19:14,608
‫شاهد رو پس می‌گیرم، جناب قاضی.

239
00:19:15,875 --> 00:19:17,792
‫آقای تورس، شما مرخصید.

240
00:19:49,000 --> 00:19:50,791
‫شهردار 30 دقیقه دیر کرده.

241
00:19:50,792 --> 00:19:52,291
‫به ما ملحق نمیشه.

242
00:19:52,292 --> 00:19:54,874
‫حالا، تیراندازی دو روز پیش توی بندر

243
00:19:54,875 --> 00:19:57,792
‫فقط آخرین مورد از یه سری
‫اشتباهات پر سر و صداست.

244
00:19:58,667 --> 00:20:02,874
‫دزدی کامیون‌ها، خشونت
‫توی اسکله‌ها، جنگ بین باندها...

245
00:20:02,875 --> 00:20:06,124
‫اینا تیترهایی هستن که روی
‫صفحه اول اگزمینر چاپ شدن.

246
00:20:06,125 --> 00:20:07,708
‫همه اینا امروز تموم میشه.

247
00:20:08,333 --> 00:20:10,875
‫ما از تو دستور نمی‌گیریم،
‫پسر. اینجوری کار نمی‌کنه.

248
00:20:11,750 --> 00:20:13,250
‫لوکا.

249
00:20:14,667 --> 00:20:16,667
‫این چیزیه که به ویکتور بدهکارید.

250
00:20:18,333 --> 00:20:19,417
‫غرامت.

251
00:20:25,750 --> 00:20:28,416
‫1.8 به نظر خوب میاد.

252
00:20:28,417 --> 00:20:30,166
‫عقلت رو از دست دادی؟

253
00:20:30,167 --> 00:20:32,041
‫شاید دفعه بعد، آدم‌هایی رو استخدام
‫کن که بلدن چطور یه کامیون رو بدزدن!

254
00:20:32,042 --> 00:20:33,957
‫شاید تو نباید یه مشت عوضی
‫ماشه به دست استخدام می‌کردی.

255
00:20:33,958 --> 00:20:35,999
‫بسه! دارید حرف منو ثابت می‌کنید.

256
00:20:36,000 --> 00:20:40,499
‫همه این دعواها، خونریزی‌ها، هرج
‫و مرج... داره جلوی کار رو می‌گیره.

257
00:20:40,500 --> 00:20:43,333
‫1.8 پیشنهادمون اینه.

258
00:20:44,792 --> 00:20:46,624
‫آره؟ من یه ایده بهتر دارم.

259
00:20:46,625 --> 00:20:49,416
‫چطوره صفر دلار به ویکتور
‫بدم، و تو بری به فیسک بگی

260
00:20:49,417 --> 00:20:52,082
‫اگه حرفی داره به من
‫بزنه، خودش بیاد بهم بگه؟

261
00:20:52,083 --> 00:20:54,583
‫من از پادوی شهردار دستور نمی‌گیرم!

262
00:20:56,458 --> 00:21:00,292
‫من برای شهردار کار نمی‌کنم.
‫من برای رئیس کار می‌کنم.

263
00:21:03,500 --> 00:21:05,457
‫پس وقتی آماده‌ش کردیم حالش خوب بود.

264
00:21:05,458 --> 00:21:07,707
‫اون یه مزاحم حال به هم
‫زنه، ولی حالش خوب بود.

265
00:21:07,708 --> 00:21:09,041
‫پس چه اتفاقی افتاد؟

266
00:21:09,042 --> 00:21:12,207
‫شاید پلیس‌ها رفتن سراغش،
‫یا بچه‌ش رو تهدید کردن.

267
00:21:12,208 --> 00:21:14,957
‫یا شاید از اول هم طرف ما نبود.

268
00:21:14,958 --> 00:21:16,916
‫ پس بدون نیکی چی داریم؟

269
00:21:17,250 --> 00:21:20,999
‫هیچی. کل دفاعیه‌مون رفت تو چاه.

270
00:21:22,417 --> 00:21:24,082
‫ شاید یه ردی روی کاغذ باشه،

271
00:21:24,083 --> 00:21:30,124
‫یه جور فرم ثبت نام خبرچین یا
‫سابقه پرداخت‌ها یا یه همچین چیزی؟

272
00:21:30,125 --> 00:21:32,457
‫اگه اینو پیدا کنیم، می‌تونیم دوباره به
‫عنوان شاهد متخاصم احضارش کنیم.

273
00:21:32,458 --> 00:21:34,916
‫من دنبالش گشتم. هیچی نیست.

274
00:21:34,917 --> 00:21:37,707
‫پاول همه چیز رو نقدی انجام
‫داده، هیچی تو دفترها ثبت نکرده.

275
00:21:37,708 --> 00:21:38,999
‫برای اونا شهادت داده؟

276
00:21:39,000 --> 00:21:41,833
‫- پرونده‌ای هست که بتونیم گیرش بندازیم؟
‫- چیزی پیدا نکردم.

277
00:21:42,792 --> 00:21:44,750
‫اون بی‌گناهه. می‌بریمش پای شهادت.

278
00:21:45,875 --> 00:21:48,333
‫بذار داستان خودش رو بگه. حقیقت رو.

279
00:21:50,141 --> 00:21:52,850
‫و امیدواریم هیئت منصفه اونو
‫همونجوری ببینن که ما می‌بینیم.

280
00:21:54,667 --> 00:21:55,750
‫تنها راهیه که داریم.

281
00:21:57,375 --> 00:21:59,208
‫به بوربون خیلی بیشتری نیاز داریم.

282
00:22:06,333 --> 00:22:08,917
‫کاری که داری می‌کنی، جواب نمیده.

283
00:22:10,042 --> 00:22:11,042
‫مشاوره؟

284
00:22:15,875 --> 00:22:16,917
‫بهم بگو.

285
00:22:24,083 --> 00:22:25,791
‫باک رو فرستادم پیش لوکا

286
00:22:25,792 --> 00:22:29,708
‫تا بهش بگه به ویکتور 1.8 میلیون
‫غرامت بده برای دزدی کامیون.

287
00:22:32,375 --> 00:22:34,958
‫نذار به جایی برسیم که
‫دیگه بهت اعتماد نداشته باشم.

288
00:22:42,708 --> 00:22:45,041
‫خوشم نمیاد ببینم همه
‫چیز داره از هم می‌پاشه.

289
00:22:48,375 --> 00:22:51,790
‫درک می‌کنم. می‌خواستی صلح رو حفظ کنی.

290
00:22:53,167 --> 00:22:55,667
‫گاهی وقت‌ها، صلح باید شکسته بشه،

291
00:22:56,500 --> 00:22:58,708
‫و هرج و مرج باید حکمفرما بشه،

292
00:22:59,333 --> 00:23:02,875
‫فقط برای یه لحظه، تا
‫یه نظم قوی‌تر ساخته بشه.

293
00:23:03,500 --> 00:23:06,874
‫این همون چیزیه؟ هرج و
‫مرج قبل از یه صلح قوی‌تر؟

294
00:23:06,875 --> 00:23:09,041
‫یا کفاره‌ی منه؟ برای کاری که کردم.

295
00:23:09,042 --> 00:23:11,374
‫نه. داری برای آدام تنبیهم می‌کنی.

296
00:23:11,375 --> 00:23:14,208
‫- من برای هیچی تنبیهت نمی‌کنم!
‫- داری منو کنار می‌ذاری.

297
00:23:21,250 --> 00:23:22,750
‫ممنون از صبرتون.

298
00:23:23,917 --> 00:23:26,541
‫خب، کجا بودیم؟

299
00:23:27,565 --> 00:23:34,565


300
00:23:36,333 --> 00:23:39,667
‫آقای آیالا، چند وقت یک بار
‫میرید ایستگاه مترو خیابون 168ام؟

301
00:23:40,375 --> 00:23:43,082
‫چند بار در هفته. به آپارتمان نزدیکه.

302
00:23:43,083 --> 00:23:44,624
‫شب سال نو اونجا بودید؟

303
00:23:44,625 --> 00:23:45,791
‫بله.

304
00:23:45,792 --> 00:23:48,208
‫میشه لطفاً برامون توضیح
‫بدید اون شب چه اتفاقی افتاد؟

305
00:23:48,792 --> 00:23:52,166
‫آره، من از «لا بودگا» یکم گل خریدم

306
00:23:52,167 --> 00:23:54,624
‫و داشتم به سمت ایستگاه می‌رفتم.

307
00:23:54,625 --> 00:23:56,333
‫آقای آیالا داشتین کجا می‌رفتین؟

308
00:24:00,458 --> 00:24:01,874
‫آقای آیالا؟

309
00:24:01,875 --> 00:24:07,542
‫من و همسرم با خواهرم
‫و خواهرزاده‌م زندگی می‌کنیم.

310
00:24:08,625 --> 00:24:11,393
‫من و سولِداد همیشه رویای این رو داشتیم
‫که خونۀ خودمون رو داشته باشیم؛

311
00:24:11,401 --> 00:24:14,208
‫و من بالاخره
‫به اندازه کافی پول جمع کرده بودم.

312
00:24:15,875 --> 00:24:19,750
‫پول یه آپارتمان کوچیک
‫تو برانکس جنوبی رو داده بودم.

313
00:24:20,500 --> 00:24:23,875
‫خیلی بزرگ نیست، ولی مال خودمونه.

314
00:24:24,833 --> 00:24:28,124
‫می‌خواستم گل‌ها رو برای روز بعد بذارم اونجا.

315
00:24:28,125 --> 00:24:30,500
‫چون می‌خواستین همسرتون رو غافلگیر کنین.

316
00:24:31,500 --> 00:24:32,999
‫بله.

317
00:24:33,000 --> 00:24:36,499
‫خیلی خب، پس شما داشتین
‫به سمت ایستگاه می‌رفتین.

318
00:24:36,500 --> 00:24:37,583
‫بعدش چه اتفاقی افتاد؟

319
00:24:38,333 --> 00:24:39,332
‫صدای فریاد شنیدم.

320
00:24:39,333 --> 00:24:41,708
‫به نظر میومد یکی تو دردسر افتاده،
‫پس دویدم...

321
00:24:42,327 --> 00:24:43,577
‫تا ببینم چه خبره.

322
00:24:44,208 --> 00:24:45,208
‫چی دیدین؟

323
00:24:45,792 --> 00:24:47,291
‫دیدم یه مرد داره کتک می‌خوره.

324
00:24:47,292 --> 00:24:48,832
‫مرده رو می‌شناختین؟

325
00:24:48,833 --> 00:24:51,791
‫نه. و تا دیروز توی دادگاه دوباره ندیدمش.

326
00:24:51,792 --> 00:24:53,666
‫و الان می‌دونم که اسمش نیکی تورسه.

327
00:24:56,375 --> 00:24:58,249
‫اونایی که داشتن کتک می‌زدن چی؟

328
00:24:58,250 --> 00:25:00,166
‫- اونا رو می‌شناختین؟
‫- نه.

329
00:25:00,167 --> 00:25:03,042
‫می‌دونستین که اونا مامور پلیس هستن؟

330
00:25:03,625 --> 00:25:07,541
‫نه. نه، من فریاد زدم که تمومش کنن
‫ولی اونا گوش نکردن.

331
00:25:07,542 --> 00:25:09,416
‫پس دویدم که کمک کنم.

332
00:25:09,417 --> 00:25:11,374
‫و بعدش همه‌چی خیلی سریع اتفاق افتاد.

333
00:25:11,375 --> 00:25:13,916
‫سعی کردم جداشون کنم،
‫و اونا شروع کردن به کتک زدن من

334
00:25:13,925 --> 00:25:15,307
‫و من سعی کردم باهاشون مبارزه کنم

335
00:25:15,323 --> 00:25:17,958
‫و بعدش یهویی، یکی از اونا سر خورد
‫و افتاد روی ریل.

336
00:25:20,208 --> 00:25:21,333
‫من فقط سعی داشتم کمک کنم.

337
00:25:22,167 --> 00:25:24,249
‫نمی‌خواستم کسی آسیب ببینه.

338
00:25:24,250 --> 00:25:25,683
‫می‌تونستین راهتون رو بکشین و برین.

339
00:25:26,958 --> 00:25:28,374
‫مشکل رو نادیده بگیرین.

340
00:25:28,375 --> 00:25:31,167
‫تصمیم گرفتین امنیت خودتون رو
‫به خطر بندازین تا به یه غریبه کمک کنین.

341
00:25:31,763 --> 00:25:33,263
‫این اولین بارتون نبود، مگه نه؟

342
00:25:36,125 --> 00:25:38,249
‫- متوجه نیستم.
‫- خب، منظورم اینه که

343
00:25:38,250 --> 00:25:40,749
‫شما قبلا هم خودتون رو تو خطر انداختین.
‫اونم بارها.

344
00:25:40,750 --> 00:25:42,667
‫سوال اینه که چرا؟

345
00:25:43,375 --> 00:25:44,416
‫چون اون تو دردسر افتاده بود.

346
00:25:44,417 --> 00:25:46,666
‫شما اون شب دخالت کردین،
‫چون شما یه قهرمانین.

347
00:25:46,667 --> 00:25:47,749
‫مت، این کار رو نکن.

348
00:25:47,750 --> 00:25:49,166
‫مت، نکن.

349
00:25:49,167 --> 00:25:51,957
‫آقای آیالا، با بله یا خیر جواب بدین.
‫آیا شما یاغی ببر سفید هستین؟

350
00:25:51,958 --> 00:25:53,457
‫- اعتراض دارم آقای قاضی!
‫- نظم!

351
00:25:53,458 --> 00:25:55,332
‫- بله یا نه؟ آقای آیالا؟
‫- نظم رو رعایت کنین!

352
00:25:57,750 --> 00:25:59,750
‫نظم رو تو دادگاه من رعایت کنین!

353
00:26:03,542 --> 00:26:05,792
‫جفتتون بیاین دفتر من، الان.

354
00:26:14,833 --> 00:26:17,624
‫پسرجون تو یه کثافت دغل‌کاری، می‌دونستی؟

355
00:26:17,625 --> 00:26:20,249
‫دقیقا همونجایی که هستی نشستی
‫و من رو گمراه کردی.

356
00:26:20,250 --> 00:26:22,082
‫بهم شکایت کردی،

357
00:26:22,083 --> 00:26:24,082
‫من رو فریب دادی تا نذارم
‫اطلاعات درز پیدا کنن،

358
00:26:24,083 --> 00:26:26,999
‫درباره این که چی درسته
‫و چی غلطه برام نطق کردی

359
00:26:27,000 --> 00:26:30,332
‫و الان، پررو پررو اومدی
‫دادگاه من رو به سخره می‌گیری؟

360
00:26:30,333 --> 00:26:31,749
‫قصدم این نبود جناب قاضی.

361
00:26:31,750 --> 00:26:34,082
‫اونا یجوری دستشون به شاهد اصلی من رسید.
‫مجبور شدم.

362
00:26:34,083 --> 00:26:37,249
‫پس اون سخنرانی بلندمرتبه‌ت دربارۀ
‫«جهت دادن نامنصفانه هیئت‌منصفه» چی شد؟

363
00:26:37,250 --> 00:26:39,124
‫شخصیت دوم هکتور برای این پرونده حیاتیه.

364
00:26:39,125 --> 00:26:41,416
‫کاری که به عنوان ببر سفید انجام داده،
‫نشون‌دهندۀ قدرت شخصیتشه.

365
00:26:41,417 --> 00:26:42,916
‫- خدای من.
‫- من حق این رو دارم...

366
00:26:42,917 --> 00:26:45,249
‫توی دفتر مرداک و همکاران
‫بخش دورویی هم دارین؟

367
00:26:45,250 --> 00:26:46,583
‫خیلی خب، تمومش کنین!
‫جفتتون تمومش کنین.

368
00:26:48,125 --> 00:26:51,417
‫می‌تونم این رو از صورت‌جلسه پاک کنم
‫ولی دیگه فایده‌ای نداره.

369
00:26:52,208 --> 00:26:53,666
‫می‌تونم بگم تو محاکمه اشتباه شده،

370
00:26:53,667 --> 00:26:56,042
‫اما دیگه خبرش درز کرده،
‫پس میشه گفت که کار از کار گذشته.

371
00:26:57,593 --> 00:26:59,332
‫من رو تو موقعیت خیلی سختی
‫قرار دادی آقای مرداک.

372
00:26:59,333 --> 00:27:01,249
‫قصد بی‌احترامی
‫به دادگاه رو نداشتم آقای قاضی.

373
00:27:01,250 --> 00:27:02,417
‫بذار واضح بگم.

374
00:27:03,292 --> 00:27:05,749
‫تو به‌زور این دروازه رو باز کردی آقای مرداک.
‫که یعنی...

375
00:27:05,750 --> 00:27:08,624
‫آره. فصل شکار موکل من شده. متوجهم.

376
00:27:08,625 --> 00:27:10,125
‫خب، حرفم تمومه.

377
00:27:11,125 --> 00:27:12,249
‫ممنون آقای قاضی.

378
00:27:12,250 --> 00:27:13,833
‫آم...

379
00:27:14,792 --> 00:27:17,291
‫من بالای یه هرمی نشستم

380
00:27:17,292 --> 00:27:19,332
‫که از بیشتر از 500تا
‫معاون دادستان تشکیل شده.

381
00:27:19,333 --> 00:27:21,457
‫امکان نداره وارد یه دادگاه چه بسا کوچیک بشی

382
00:27:21,458 --> 00:27:23,291
‫و یکیشون نیفته دنبالت.

383
00:27:23,292 --> 00:27:24,725
‫امیدوارم ارزشش رو داشته بوده باشه.

384
00:27:26,042 --> 00:27:29,582
‫فکر نمی‌کنم آقای آیالا منصفانه محاکمه بشه.

385
00:27:29,583 --> 00:27:32,082
‫می‌دونین چرا؟ اون اهل پورتو ریکوئه.

386
00:27:32,083 --> 00:27:33,666
‫باعث میشه تک بیفته.

387
00:27:33,667 --> 00:27:37,374
‫اگه مدارک کافی دارین، باید بره زندان.

388
00:27:37,375 --> 00:27:40,667
‫ولی منصفانه محاکمه‌ش کنین،
‫که بعید می‌دونم اتفاق بیفته.

389
00:27:49,708 --> 00:27:51,125
‫باید اول ازم اجازه می‌گرفتی.

390
00:27:53,667 --> 00:27:54,667
‫می‌دونم.

391
00:27:57,333 --> 00:27:58,875
‫راز تو نبود که بخوای برملاش کنی.

392
00:28:01,875 --> 00:28:04,167
‫فقط سعی دارم جلوی زندان رفتنت رو بگیرم.

393
00:28:04,750 --> 00:28:07,000
‫داشتیم می‌باختیم
‫و من باید یه حرکت بزرگ می‌زدم.

394
00:28:11,417 --> 00:28:14,000
‫می‌دونی هکتور، اگه تبرئه بشی،

395
00:28:15,167 --> 00:28:16,875
‫روزهای ببر سفید بودنت به سر رسیده.

396
00:28:18,292 --> 00:28:22,792
‫می‌دونی دیگه؟
‫دیگه نمی‌تونی... اون لباس رو بپوشی.

397
00:28:25,333 --> 00:28:26,833
‫فکر نکنم متوجه باشی.

398
00:28:27,875 --> 00:28:31,542
‫ببر سفید بودن چیزی فراتر از
‫پوشیدن یه لباس ساده‌ست.

399
00:28:33,167 --> 00:28:34,333
‫شخصیت منه.

400
00:28:37,750 --> 00:28:38,750
‫یه رسالته.

401
00:28:40,375 --> 00:28:43,792
‫من اون رو انتخاب نکردم.
‫اون من رو انتخاب کرد.

402
00:28:44,833 --> 00:28:46,999
‫با اینکه ازم بخوای دیگه نفس نکشم فرقی نداره.

403
00:28:49,375 --> 00:28:50,875
‫راه‌های دیگه‌ای برای کمک کردن هست.

404
00:28:52,093 --> 00:28:53,526
‫راه‌های دیگه‌ای برای تاثیر گذاشتن.

405
00:28:55,083 --> 00:28:56,958
‫راه‌هایی که نیازی به نقاب ندارن.

406
00:28:57,792 --> 00:29:00,667
‫الان باید به خانواده‌ت فکر کنی.
‫اون‌ها بهت نیاز دارن.

407
00:29:01,583 --> 00:29:02,624
‫و اگه نظر من رو بخوای،

408
00:29:02,625 --> 00:29:06,375
‫فکر کنم از اینکه چقدر دلت برای ببر سفید بودن
‫تنگ نمیشه غافلگیر بشی.

409
00:29:12,208 --> 00:29:14,707
‫تازه پسرمون رو برای یه بازی رسونده بودیم.

410
00:29:14,708 --> 00:29:15,875
‫داشتیم به خونه می‌رفتیم

411
00:29:16,458 --> 00:29:21,374
‫و یه شاسی بلند از تابلوی ایست رد میشه
‫و مستقیم می‌کوبه به ما.

412
00:29:21,375 --> 00:29:23,250
‫موتور ماشین آتیش گرفت.

413
00:29:24,250 --> 00:29:26,792
‫سعی کردم در ماشین رو باز کنم،
‫اما گیر کرده بود.

414
00:29:27,542 --> 00:29:29,250
‫فکر کردم که مطمئنا می‌میریم.

415
00:29:30,125 --> 00:29:33,041
‫تا اینکه یهویی،
‫دیدم یه نفر داره می‌دوه سمت ما.

416
00:29:33,042 --> 00:29:34,625
‫ببر سفید بود.

417
00:29:37,792 --> 00:29:39,083
‫اون جونمون رو نجات داد.

418
00:29:40,167 --> 00:29:42,082
‫چند هفته قبل،
‫داشتم از سر کار برمی‌گشتم.

419
00:29:42,083 --> 00:29:45,250
‫دیروقت بود و باید از یه کوچه‌ای
‫میانبر می‌زدم تا به خونه برم.

420
00:29:45,875 --> 00:29:49,458
‫و یه یارویی سعی کرد من رو بگیره.
‫فریاد زدم،

421
00:29:50,083 --> 00:29:51,624
‫اما دیدم که طرف یه چاقو داره.

422
00:29:51,625 --> 00:29:53,333
‫خیلی ترسیده بودم.

423
00:29:54,292 --> 00:29:58,208
‫اگه ببر سفید اونجا نبود،
‫نمی‌دونم چه اتفاقی برام می‌افتاد.

424
00:29:59,167 --> 00:30:02,624
‫و حالا بیاین از یک شخص بی‌تعصب بشنویم.

425
00:30:02,625 --> 00:30:06,791
‫این یه گزارش پلیسه که توسط
‫افسر لوکاس بارلو نوشته شده.

426
00:30:06,792 --> 00:30:10,082
‫«در شب دوم اکتبر
‫در ساعت 2:8 بامداد

427
00:30:10,083 --> 00:30:12,624
‫به یک تماس دزدی نافرجام پاسخ دادم.

428
00:30:12,625 --> 00:30:16,041
‫وقتی به صحنه رسیدم،
‫مظنون در یک کوچه پنهان شده بود

429
00:30:16,042 --> 00:30:20,041
‫و قبل از اینکه بتوانم اسلحه‌م را دربیاورم،
‫او بدون تحریک به من حمله‌ور شد.

430
00:30:20,042 --> 00:30:24,124
‫با هم درگیر شدیم.
‫و بعد، ببر سفید ظاهر شد.

431
00:30:24,125 --> 00:30:26,541
‫اون مداخله کرد، مظنون را از من جدا کرد،

432
00:30:26,542 --> 00:30:29,667
‫بعد به من در از پا در آوردن
‫و دستگیر کردن مظنون کمک کرد.»

433
00:30:32,458 --> 00:30:34,125
‫گزارشات بیشتری از پلیس.

434
00:30:34,792 --> 00:30:38,207
‫افسر رِیِز، افسر وانگ،

435
00:30:38,208 --> 00:30:41,625
‫افسر مورالز، افسر گرنت...

436
00:30:42,375 --> 00:30:45,582
‫تمام این‌ها، نسخه‌های متفاوتی
‫از یک داستان رو بیان می‌کنن

437
00:30:45,583 --> 00:30:48,667
‫و این، داستان مردی نیست
‫که با پلیس پدرکشتگی داره.

438
00:30:49,792 --> 00:30:52,541
‫در حقیقت، فکر می‌کنم
‫خیلی از کسانی که در این اتاق هستن

439
00:30:52,542 --> 00:30:54,708
‫ببر سفید رو متحد خودشون می‌دونن.

440
00:30:56,875 --> 00:30:59,083
‫آقای آیالا،
‫بیاین دربارۀ آقا و خانم برگوس صحبت کنیم.

441
00:30:59,792 --> 00:31:02,804
‫چرا زندگی خودتون رو به خطر انداختین
‫و به سمت یه ماشین در حال سوختن دویدین

442
00:31:02,828 --> 00:31:03,950
‫تا دوتا غریبه رو نجات بدین؟

443
00:31:04,424 --> 00:31:05,799
‫چون کار درست همینه.

444
00:31:06,667 --> 00:31:08,332
‫جیانا مورنو چطور؟

445
00:31:08,333 --> 00:31:10,625
‫دوباره خودتون رو تو خطر انداختین. چرا؟

446
00:31:12,682 --> 00:31:14,057
‫چون کار درست همینه.

447
00:31:14,833 --> 00:31:16,749
‫و وقتی دیدین افسر بارلو تو دردسر افتاده

448
00:31:16,750 --> 00:31:20,500
‫دویدین تا کمکش کنین، در حالی که
‫اگه کس دیگه‌ای بود فرار می‌کرد. چرا؟

449
00:31:22,958 --> 00:31:24,417
‫چون کار درست همینه.

450
00:31:27,625 --> 00:31:30,041
‫پلیس گفت که هکتور بهشون حمله کرد،

451
00:31:30,042 --> 00:31:32,708
‫که یهویی پیداش شد.
‫این چیزیه که اونا گفتن.

452
00:31:33,583 --> 00:31:36,667
‫اما چرا هکتور، ببر سفید...

453
00:31:38,333 --> 00:31:40,479
‫چرا اون باید بدون طلسمی

454
00:31:40,503 --> 00:31:43,500
‫که بهش قدرت و زور خارق‌العاده میده
‫همچین کاری بکنه؟

455
00:31:44,083 --> 00:31:47,875
‫آیا یکی از شما
‫با یک دست بسته وارد نبرد می‌شین؟

456
00:31:50,458 --> 00:31:51,583
‫من که نمیشم.

457
00:31:53,833 --> 00:31:57,917
‫هر شب، هکتور آیالا از خونه بیرون میره
‫و زندگیش رو به خطر میندازه

458
00:31:58,833 --> 00:32:02,083
‫تا محله‌ش رو در امان نگه‌داره،
‫تا از جامعه‌ای که توشه محافظت کنه.

459
00:32:03,542 --> 00:32:04,750
‫پس از خودتون بپرسین،

460
00:32:05,836 --> 00:32:07,753
‫آیا این شبیه مردیه

461
00:32:09,042 --> 00:32:11,500
‫که یه افسر پلیس رو با خونسردی تمام می‌کشه؟

462
00:32:12,333 --> 00:32:14,916
‫اون یه مرد درست‌کاره.

463
00:32:14,917 --> 00:32:16,707
‫جامعه این رو میگه.

464
00:32:16,708 --> 00:32:19,708
‫خود پلیس‌ها این رو میگن.

465
00:32:21,417 --> 00:32:24,125
‫این نقاب نیست که شخصیت اون رو تعریف می‌کنه.

466
00:32:25,125 --> 00:32:28,708
‫و چه هکتور آیالا
‫لباس یه ببر سفید رو بپوشه چه نپوشه،

467
00:32:30,458 --> 00:32:31,750
‫یه قهرمانه.

468
00:32:35,458 --> 00:32:36,583
‫ممنون.

469
00:32:42,417 --> 00:32:46,749
‫می‌دونین، هر روز صبح، من از خواب بیدار میشم،
‫همسرم رو می‌بوسم، به بچه‌هام زنگ می‌زنم،

470
00:32:46,750 --> 00:32:49,707
‫میرم سر کار
‫تا به مردم این شهر بزرگ خدمت کنم،

471
00:32:49,708 --> 00:32:51,207
‫هر یکشنبه به کلیسا میرم،

472
00:32:51,208 --> 00:32:54,082
‫روی همون نیمکت همیشگیم می‌شینم،
‫به قصبه‌م پول میدم،

473
00:32:54,083 --> 00:32:56,541
‫بعدش با ماشین
‫به کویینز میرم تا مادرم رو ببینم.

474
00:32:56,542 --> 00:32:59,083
‫آیا این باعث میشه من آدم خوبی باشم؟

475
00:33:00,292 --> 00:33:01,999
‫این سوال انحرافی بود.

476
00:33:02,000 --> 00:33:04,749
‫می‌بینین، رک بگم، یه پیش‌شرط غلطه.

477
00:33:04,750 --> 00:33:07,249
‫آدمای خوب می‌تونن کار بد انجام بدن.

478
00:33:07,250 --> 00:33:09,999
‫و آدمای بد می‌تونن کار خوب انجام بدن.

479
00:33:10,000 --> 00:33:13,041
‫انسان‌ها... همۀ ما.

480
00:33:13,042 --> 00:33:18,332
‫ما پیچیده و سردرنیاوردنی هستیم،
‫قادر به انجام کار خوب و کار بدیم.

481
00:33:18,333 --> 00:33:22,541
‫بله، هکتور آیالا ممکنه
‫چندتا کار خوب انجام داده باشه.

482
00:33:22,542 --> 00:33:25,667
‫اما باعث میشه که نتونه کار بد انجام بده؟

483
00:33:27,762 --> 00:33:29,137
‫معلومه که نه.

484
00:33:34,917 --> 00:33:38,332
‫می‌دونین وقتی قطار به یه شخص اصابت می‌کنه
‫چه اتفاقی میفته؟

485
00:33:38,333 --> 00:33:42,166
‫وقتی 100 تن فولاد بهت برخورد می‌کنه،

486
00:33:42,167 --> 00:33:46,874
‫همه استخونات درهم می‌شکنن،
‫همه اعضای بدنت بیرون می‌پاشن،

487
00:33:46,875 --> 00:33:50,291
‫بدنت مثل یه بادکنک سیرک
‫که پر از خونه مچاله میشه.

488
00:33:50,292 --> 00:33:53,375
‫اما نکتۀ جالب اینجاست که هنوز زنده‌ای.

489
00:33:54,708 --> 00:33:57,582
‫تا وقتی که قطار رو از روت برنداشتن نمی‌میری

490
00:33:57,583 --> 00:34:00,374
‫و بعدش بدنت منفجر میشه.

491
00:34:00,375 --> 00:34:03,874
‫و این دقیقا همون اتفاقیه
‫که برای افسر شاناهان افتاد

492
00:34:03,875 --> 00:34:07,624
‫وقتی که هکتور آیالا اون رو هل داد جلوی قطار.

493
00:34:07,625 --> 00:34:10,291
‫اما باید مشکلی
‫با این قضیه نداشته باشیم، درسته؟

494
00:34:10,292 --> 00:34:13,125
‫چون چندتا کار خوب واسه مردم انجام داده.

495
00:34:14,875 --> 00:34:17,375
‫چون «کار درست همین بود».

496
00:34:19,792 --> 00:34:20,917
‫اطرافتون رو نگاه کنین.

497
00:34:21,625 --> 00:34:26,457
‫این آقایون و خانم‌هایی که اینجا نشستن،
‫مجریان قانون هستن.

498
00:34:26,458 --> 00:34:30,499
‫اونا قسم خوردن که حتی در مواجهه با خطر،
‫از دیگران محافظت کنن.

499
00:34:30,500 --> 00:34:34,707
‫و هر روز خدا،
‫این مردها و زنان شجاع میرن سر کار

500
00:34:34,708 --> 00:34:38,249
‫تا به مردم این شهر خدمت کنن،
‫تا به شما خدمت کنن، تا به من خدمت کنن،

501
00:34:38,250 --> 00:34:42,133
‫و تمام این کارها رو
‫بدون نقاب زدن انجام میدن.

502
00:34:43,958 --> 00:34:48,333
‫اگه تنها نیت هکتور انجام کار خوب
‫برای جامعه‌ش بود، پس چرا پنهان میشه؟

503
00:34:49,625 --> 00:34:51,167
‫چون آخرین بار که چک کردم،

504
00:34:52,625 --> 00:34:54,708
‫قهرمان‌های واقعی نیازی به پنهان شدن ندارن.

505
00:35:53,667 --> 00:35:54,792
‫سلام.

506
00:35:55,500 --> 00:35:56,542
‫سلام.

507
00:35:58,292 --> 00:35:59,833
‫حالت خوبه؟

508
00:36:11,958 --> 00:36:13,499
‫هیئت منصفه به نتیجه‌ای رسیدن؟

509
00:36:13,500 --> 00:36:14,833
‫بله جناب قاضی.

510
00:36:16,097 --> 00:36:17,638
‫میشه متهم بایسته؟

511
00:36:22,542 --> 00:36:25,541
‫در مورد پروندۀ
‫«مدعی‌العموم دربرابر هکتور آیالا»

512
00:36:25,542 --> 00:36:28,082
‫در رابطه با اتهام قتل عمد با نیت قبلی،

513
00:36:28,083 --> 00:36:29,875
‫از نظر هیئت منصفه، متهم...

514
00:36:34,708 --> 00:36:36,333
‫بی‌گناهه.

515
00:36:37,333 --> 00:36:39,666
‫در رابطه با اتهام قتل عمد بدون نیت قبلی،

516
00:36:39,667 --> 00:36:42,792
‫از نظر هیئت منصفه، متهم بی‌گناهه.

517
00:36:44,375 --> 00:36:47,207
‫در رابطه با اتهام قتل غیرعمد درجۀ اول،

518
00:36:47,208 --> 00:36:50,124
‫از نظر هیئت منصفه، متهم بی‌گناهه.

519
00:36:53,458 --> 00:36:54,917
‫پرونده مختومه شد.

520
00:36:59,792 --> 00:37:01,292
‫تبریک میگم رفیق.

521
00:37:02,292 --> 00:37:05,167
‫آقای آیالا، شما آزادین.

522
00:37:06,083 --> 00:37:07,375
‫ممنون جناب قاضی. ممنون.

523
00:37:11,000 --> 00:37:13,083
‫- ممنون.
‫- تبریک میگم هکتور.

524
00:37:16,833 --> 00:37:19,166
‫از همه ممنونم. ممنون.

525
00:37:19,167 --> 00:37:20,951
‫آقای مرداک، جوابتون به شهردار فیسک

526
00:37:20,959 --> 00:37:22,999
‫که شما و تمام یاغی‌ها رو
‫پلیس‌کش خطاب کرده چیه؟

527
00:37:23,000 --> 00:37:25,332
‫ما ممنونیم که عدالت اجرا شد.

528
00:37:25,333 --> 00:37:28,083
‫در حال حاضر صحبت دیگه‌ای ندارم. ممنون.

529
00:37:28,107 --> 00:37:31,354
‫«هکتور آیالا بی‌گناه شناخته شد»
‫«یاغی ببر سفید آزاد شد»

530
00:37:37,625 --> 00:37:38,791
‫دنیل.

531
00:37:38,792 --> 00:37:39,875
‫بله قربان؟

532
00:37:40,417 --> 00:37:42,374
‫رفیق خبرنگارت تو بی‌بی...

533
00:37:42,375 --> 00:37:45,499
‫با نهایت احترام قربان،
‫ما توی خبرگزاری تایمز آدم داریم.

534
00:37:45,500 --> 00:37:47,083
‫بهش بگو دوباره می‌خوام ببینمش.

535
00:37:48,042 --> 00:37:49,250
‫حتما.

536
00:37:59,625 --> 00:38:01,125
‫آدم عاشق مردی میشه که آشپزی بلده.

537
00:38:01,792 --> 00:38:04,124
‫و یه نفره تو جای عمومی
‫غذا خوردن یکم افسرده‌کننده‌ست.

538
00:38:04,125 --> 00:38:06,375
‫همون رو بگو.

539
00:38:07,333 --> 00:38:10,249
‫پس این دور پیروزی مت مرداکه؟

540
00:38:10,250 --> 00:38:13,832
‫پروندۀ آیالا رو بردی
‫و حالا داری از غنایم لذت می‌بری؟

541
00:38:13,833 --> 00:38:16,458
‫هنوز نه. یه چیزی کمه.

542
00:38:17,500 --> 00:38:20,041
‫من و شریک قدیمیم،

543
00:38:20,042 --> 00:38:22,541
‫همین که از دانشکده حقوق دراومدیم،
‫اونقدری فقیر بودیم

544
00:38:22,542 --> 00:38:26,917
‫که هرچی پول داشتیم روی هم گذاشتیم
‫و یه بطری اداری شراب اومِلوِنی گرفتیم.

545
00:38:28,458 --> 00:38:30,917
‫فقط وقتی بازش می‌کردیم که پرونده رو ببریم.

546
00:38:31,542 --> 00:38:34,416
‫ناگفته نماند که اولین بطری
‫تا مدت زیادی تموم نشد.

547
00:38:37,875 --> 00:38:40,083
‫فقط یه یادآور کوچیک که...

548
00:38:41,250 --> 00:38:44,125
‫هر از گاهی، سیستم قضایی کار می‌کنه.

549
00:38:47,583 --> 00:38:51,250
‫داری دربارۀ دوستت
‫فاگی نلسون صحبت می‌کنی، درسته؟

550
00:38:55,000 --> 00:38:56,083
‫آره.

551
00:38:57,708 --> 00:38:59,608
‫برام سوال بود که
‫کی می‌خوای درباره‌ش حرف بزنی.

552
00:39:02,292 --> 00:39:03,833
‫کار راحتی نیست.

553
00:39:04,792 --> 00:39:08,708
‫اون واقعا می‌دونست که چطور
‫از لحظات خوب لذت ببره.

554
00:39:11,875 --> 00:39:13,083
‫خب پس،

555
00:39:14,917 --> 00:39:16,708
‫به افتخار مردی که آشپزی می‌کنه،

556
00:39:18,792 --> 00:39:19,958
‫یه پروندۀ برنده شده

557
00:39:20,500 --> 00:39:23,292
‫و فاگی نلسون.

558
00:39:25,250 --> 00:39:27,875
‫خدا همه‌شون رو تو گودی کف دستش نگه‌داره.

559
00:39:37,292 --> 00:39:41,500
‫حکم نهایی آیالا یه اشتباه قضایی مطلقه.

560
00:39:42,417 --> 00:39:45,624
‫خب قربان، دادگاه و هیئت منصفه
‫اون رو بی‌گناه اعلام کردن.

561
00:39:45,625 --> 00:39:50,042
‫دادگاه‌ها شکست می‌خورن.
‫هیئت منصفه اشتباه می‌کنه.
‫من بهتر از هرکسی می‌دونم.

562
00:39:53,417 --> 00:39:56,832
‫و الان، یه یاغی نقاب‌دار،

563
00:39:56,833 --> 00:40:00,042
‫یه قاتل،
‫اجازه داره تو خیابون‌ها پرسه بزنه

564
00:40:01,167 --> 00:40:04,875
‫در حالی که
‫یه افسر باتجربه پلیس نیویورک مرده.

565
00:40:20,250 --> 00:40:23,166
‫این یاغی‌ها تهدیدی بر

566
00:40:23,167 --> 00:40:28,625
‫تمامی جوامعی که
‫با حاکمیت قانون اداره میشن هستن.

567
00:40:32,333 --> 00:40:36,167
‫مردی که نقاب می‌زنه تا صورتش رو بپوشونه...

568
00:40:38,500 --> 00:40:39,667
‫یه ترسوئه.

569
00:40:44,250 --> 00:40:46,958
‫این یاغی‌ها قهرمان نیستن.

570
00:40:55,292 --> 00:40:56,875
‫و من برای شهردار شدن قولی دادم،

571
00:40:58,250 --> 00:41:02,875
‫و تبرئه هکتور آیالا ایجاب می‌کنه
‫که به قولم عمل کنم.

572
00:41:12,417 --> 00:41:14,042
‫حاکمیت قانون باید پیروز بشه.

573
00:41:15,354 --> 00:41:35,354
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

