﻿1
00:00:03,238 --> 00:00:13,238
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:13,762 --> 00:00:19,070
[در یاد و خاطره]
[کامار د لوس ریز]

3
00:00:21,113 --> 00:00:22,285
«آنچه گذشت»

4
00:00:22,913 --> 00:00:26,205
‫هی، دوست دارم فکر کنم
‫که من... ما پیشرفت کردیم.

5
00:00:29,142 --> 00:00:31,600
‫- فاگی!
‫- چرا؟ آخه چرا؟

6
00:00:35,517 --> 00:00:37,277
‫می‌خوای با دردویل؟ چیکار کنی؟

7
00:00:37,683 --> 00:00:39,017
‫من دیگه اون آدم سابق نیستم.

8
00:00:39,100 --> 00:00:42,642
‫به خودم قول دادم
‫بذارم قانون کارشو بکنه.

9
00:00:42,725 --> 00:00:44,225
‫مراقب خودت باش، مت.

10
00:00:45,767 --> 00:00:47,350
‫خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم، نه؟

11
00:00:47,433 --> 00:00:49,558
‫می‌خواستم ببینم می‌تونیم
‫یه گپ کوچولو بزنیم؟

12
00:00:49,642 --> 00:00:51,975
‫پس اگه پا کج بذاری، من اونجا خواهم بود.

13
00:00:52,058 --> 00:00:55,475
‫اگه بخوای برگردی به کارای قدیمیت،

14
00:00:55,558 --> 00:00:57,517
‫عواقبش پای خودته.

15
00:00:57,600 --> 00:00:59,517
‫ویلسون فیسک

16
00:00:59,600 --> 00:01:01,558
‫صد و دوازدهمین شهردار
‫نیویورک، انتخاب شده.

17
00:01:01,642 --> 00:01:02,642
‫برنده شد.

18
00:01:11,725 --> 00:01:13,433
‫قربان، بذارید چشمتون رو یه دستی بکشم.

19
00:01:32,647 --> 00:01:33,981
‫ممنون، نیویورک.

20
00:01:35,443 --> 00:01:38,026
‫من و ونسا، از ته دل ازتون تشکر می‌کنیم.

21
00:01:39,040 --> 00:01:42,831
‫خیلی افتخار می‌کنم که امشب به عنوان
‫شهردار دارم باهاتون حرف می‌زنم.

22
00:01:43,142 --> 00:01:45,267
‫شروع سال جدید،

23
00:01:45,350 --> 00:01:48,970
‫و مهم‌تر از همه، یه دوران
‫جدید برای بهترین شهر دنیا.

24
00:01:50,183 --> 00:01:55,017
‫این شهر داغونه. جرم و
‫جنایت، فقر، یه حس ناامنی،

25
00:01:55,100 --> 00:01:58,433
‫انگار هر لحظه ممکنه همه چی بترکه.

26
00:01:59,183 --> 00:02:02,392
‫ولی نیویورکی‌ها سرسختن.
‫بلدیم از پس خودمون بربیایم.

27
00:02:02,475 --> 00:02:06,017
‫ما نیازی به یه یاغی مسلح
‫که یه جمجمه رو سینه‌شه نداریم

28
00:02:06,100 --> 00:02:09,683
‫یا یه مرد که لباس عنکبوتی می‌پوشه.

29
00:02:09,767 --> 00:02:12,808
‫یا یه یارو که شاخ شیطون
‫سرشه تا نجاتمون بده. نه.

30
00:02:12,892 --> 00:02:15,292
‫ما دوباره بهترین خواهیم شد.

31
00:02:15,975 --> 00:02:17,159
‫فیسک، شهردار؟

32
00:02:17,183 --> 00:02:19,159
‫- من... من نمی‌تونم باور کنم.
‫- من یه قول بهتون دادم.

33
00:02:19,183 --> 00:02:21,975
‫می‌خوای چیکار کنی، بری
‫بوستون؟ تو که از سلتیکس متنفری.

34
00:02:22,058 --> 00:02:23,784
‫- قصد دارم بهش عمل کنم.
‫- داری این یارو رو می‌شنوی؟

35
00:02:23,808 --> 00:02:25,683
‫می‌شنوم؟ من عاشقشم.

36
00:02:26,308 --> 00:02:27,933
‫و اون اینه که حاکمیت قانون

37
00:02:28,017 --> 00:02:30,142
‫به شهر نیویورک برمی‌گرده.

38
00:02:30,975 --> 00:02:33,892
‫این چیزیه که من به شهر
‫نیویورک تحویل می‌دم.

39
00:02:34,725 --> 00:02:39,058
‫شهری که منو به دنیا آورد،
‫انتخابم کرد. شهری که عاشقشم.

40
00:02:40,225 --> 00:02:43,225
‫شب خوش و سال نو مبارک.

41
00:02:43,308 --> 00:02:46,017
‫من که بهت گفتم کجا بودم.

42
00:02:46,683 --> 00:02:49,142
‫یه سری کار داشتم وقتم گرفته شد.

43
00:02:50,600 --> 00:02:52,534
‫- نه، نه.
‫- تو که چیزی همرات نیست.

44
00:02:52,558 --> 00:02:53,743
‫من... هیچی، هیچی ندارم.

45
00:02:53,767 --> 00:02:54,826
‫داری چه غلطی می‌کنی، نیکی؟

46
00:02:54,850 --> 00:02:56,493
‫- سعی داری از دست ما در بری؟
‫- من باید برم.

47
00:02:56,517 --> 00:02:58,784
‫من فرار نکردم، داداش.
‫فقط، می‌دونی، سرم شلوغ بود.

48
00:02:58,808 --> 00:03:00,576
‫- فکر کنم داشتی از دستمون در می‌رفتی.
‫- نه، نه، نه، داداش.

49
00:03:00,600 --> 00:03:01,683
‫فقط داشتم کار خودمو می‌کردم.

50
00:03:01,767 --> 00:03:03,701
‫- هی.
‫- به نظر که اینطوره.

51
00:03:03,725 --> 00:03:05,267
‫هی، هی.

52
00:03:05,767 --> 00:03:08,183
‫- هی! آروم بگیرین!
‫- من چیزی ندارم.

53
00:03:09,017 --> 00:03:10,892
‫هی رفیق، این به تو ربطی نداره.

54
00:03:10,975 --> 00:03:13,392
‫هی! دارین یه آدمی رو می‌زنین
‫که نمی‌تونه از خودش دفاع کنه.

55
00:03:13,475 --> 00:03:15,142
‫- به من مربوطه.
‫- باشه، باشه.

56
00:03:15,225 --> 00:03:16,225
‫گفتم دخالت نکن.

57
00:03:21,600 --> 00:03:22,600
‫ولش کن.

58
00:03:26,350 --> 00:03:27,350
‫هی!

59
00:03:27,933 --> 00:03:28,933
‫نه.

60
00:03:44,811 --> 00:03:45,662
‫نه!

61
00:03:55,392 --> 00:03:57,808
‫پلیس نیویورک. از جات جم نخور.

62
00:04:10,952 --> 00:04:17,952
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

63
00:05:31,632 --> 00:05:38,736
‫« دردویل: تولدی دوباره »
« قسمت دوم: ظاهر قضیه »

64
00:05:47,041 --> 00:05:49,081
‫نظرت درباره غیب شدن دردویل چیه؟

65
00:05:51,392 --> 00:05:54,475
‫دردویل؟ خیلی وقته
‫اسمشو نشنیدم، داداش.

66
00:05:55,433 --> 00:05:57,183
‫دلمم براش تنگ نشده. یه دلقکه.

67
00:05:57,267 --> 00:06:00,350
‫می‌دونی، کی بهش نیاز داره؟ دردسرش
‫بیشتر از فایدشه. خدا رو شکر که رفت.

68
00:06:00,933 --> 00:06:02,975
‫قوی‌ها وظیفه دارن از
‫ضعیف‌ها محافظت کنن؟

69
00:06:03,058 --> 00:06:04,951
‫آره، دارن، ولی یه
‫جورایی نق‌نقو هم هستن.

70
00:06:04,975 --> 00:06:07,433
‫بعدشم میفتن به جون ضعیف‌ها.

71
00:06:07,517 --> 00:06:09,606
‫رئیس آتش‌نشانی کارتر ساعت ۱۰ میاد.

72
00:06:09,610 --> 00:06:12,475
‫می‌تونیم اینجا ببینیمش
‫یا تو ایستگاه آتش‌نشانی.

73
00:06:13,058 --> 00:06:17,475
‫ایستگاه آتش‌نشانی. کارتر
‫معروفه به شک و تردید،

74
00:06:17,558 --> 00:06:19,100
‫پس بهتره من برم پیشش.

75
00:06:19,183 --> 00:06:22,225
‫دقیقاً همین فکرو کردم. بعدش،
‫شیش تا ملاقات دیگه داریم.

76
00:06:22,308 --> 00:06:26,683
‫یه بار دیگه به کمیسر
‫گالو زنگ زدم. سومین باره.

77
00:06:28,975 --> 00:06:30,933
‫فکر می‌کنی این میز چند سالشه؟

78
00:06:32,225 --> 00:06:33,850
‫ببخشید؟

79
00:06:34,736 --> 00:06:38,277
‫فکر می‌کنی این میز چند
‫وقته اینجاست؟ خیلی قدیمیه.

80
00:06:40,225 --> 00:06:41,600
‫ونسا با یه نگاه می‌فهمید.

81
00:06:44,808 --> 00:06:48,100
‫آدم فکر می‌کنه. یعنی فیورلو
‫لاگواردیا اینجا می‌نشسته؟

82
00:06:49,058 --> 00:06:52,517
‫می‌دونی، اون قهرمان پدرم بود.

83
00:06:53,475 --> 00:06:54,850
‫نه، نمی‌دونستم.

84
00:07:02,683 --> 00:07:04,808
‫پدرم به مردای زیادی احترام نمی‌ذاشت.

85
00:07:05,350 --> 00:07:07,100
‫خب، در واقع به هیچکس.

86
00:07:09,267 --> 00:07:11,225
‫به جز لاگواردیا.

87
00:07:14,225 --> 00:07:18,267
‫سرسختیش. اینکه جلوی
‫تالار تامانی وایساد.

88
00:07:19,558 --> 00:07:22,100
‫فیورلو لاگواردیا، اون این شهرو ساخت.

89
00:07:26,958 --> 00:07:28,333
‫قربان...

90
00:07:28,393 --> 00:07:30,060
‫آره، من... ببخشید. بله.

91
00:07:30,065 --> 00:07:31,578
‫اوم...

92
00:07:35,683 --> 00:07:41,850
‫واقعاً مشتاقم که دادستان
‫بخش هاچبرگ رو ملاقات کنم.

93
00:07:43,142 --> 00:07:46,600
‫این دیدارهای معارفه
‫رو نمی‌شه عقب انداخت؟

94
00:07:47,725 --> 00:07:52,100
‫این چند روز اول خیلی مهمه.
‫ظاهر قضیه خیلی اهمیت داره.

95
00:07:52,183 --> 00:07:55,600
‫برقراری ارتباط راهیه که باهاش لحن
‫صحبتمون رو با افراد ذی‌نفعی تنظیم می‌کنیم

96
00:07:55,683 --> 00:07:58,100
‫که می‌تونن برنامه‌هات
‫رو به باد بدن یا موفق کنن.

97
00:07:58,183 --> 00:08:01,725
‫و بیا روراست باشیم، خیلی از
‫این آدما از ته دل ازت متنفرن.

98
00:08:09,933 --> 00:08:11,808
‫بهش عادت دارم.

99
00:08:13,017 --> 00:08:15,642
‫و یه چیز دیگه هم هست.

100
00:08:16,808 --> 00:08:22,933
‫ببخشید اگه دارم وارد حریم
‫شخصیت میشم. همسرت...

101
00:08:24,822 --> 00:08:26,017
‫ونسا چشه؟

102
00:08:28,517 --> 00:08:33,892
‫اوم، خب. سخنرانی افتتاحیه
‫بهتر از انتظار جواب داد،

103
00:08:33,975 --> 00:08:36,142
‫مخصوصاً بین رأی‌دهنده‌های جوون‌تر.

104
00:08:37,517 --> 00:08:42,933
‫اما، مقاومت ونسا در
‫برابر شرکت تو این داستان

105
00:08:43,017 --> 00:08:46,100
‫داره به شما ضربه می‌زنه،
‫اونم پیش رأی‌دهنده‌های سنتی‌تر.

106
00:08:48,558 --> 00:08:49,558
‫می‌فهمم.

107
00:08:59,892 --> 00:09:03,350
‫اوم، الان وقت مناسبی نیست،

108
00:09:03,933 --> 00:09:09,100
‫ولی من و همسرم، ما
‫کارهایی داریم که باید انجام بدیم.

109
00:09:10,808 --> 00:09:14,058
‫می‌تونی یه کم بهمون فرصت بدی؟

110
00:09:15,558 --> 00:09:17,267
‫حتماً، قربان.

111
00:09:32,000 --> 00:09:34,678
‫خب، خبر خوب اینه که تو
‫بازداشتگاهه. داره هوشیار میشه

112
00:09:34,683 --> 00:09:37,600
‫و برگشته به دنیای زنده‌ها.
‫البته منتظر معجزه هم نباش.

113
00:09:37,683 --> 00:09:40,642
‫الکل خونش 0.15 بوده و
‫دو بار سابقه داره، پس...

114
00:09:40,725 --> 00:09:42,409
‫می‌دونی این چقدر طول می‌کشه؟

115
00:09:42,433 --> 00:09:44,159
‫چون امیدوار بودم برسم سر کار

116
00:09:44,183 --> 00:09:45,993
‫و نمی‌تونم یه شیفت دیگه رو از دست بدم.

117
00:09:46,017 --> 00:09:47,659
‫حالا ببین چی میشه، قاتل پلیس.

118
00:09:49,187 --> 00:09:51,328
‫تو قراره یه اعتراف‌نامه امضا کنی.

119
00:09:51,433 --> 00:09:53,350
‫می‌دونی چیه؟ من...

120
00:09:53,433 --> 00:09:55,284
‫به یه همکار گفته بودم حال
‫یکی از موکلاشون رو بپرسم.

121
00:09:55,308 --> 00:09:57,908
‫بذار برم اینکارو بکنم. اوم، اگه
‫خبری شد بعداً بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

122
00:09:57,975 --> 00:09:59,767
‫- باشه.
‫- ممنون.

123
00:10:10,308 --> 00:10:11,308
‫مرسی.

124
00:10:17,392 --> 00:10:18,392
‫هکتور آیالا؟

125
00:10:23,933 --> 00:10:25,387
‫این یاروها کوک‌ت کردن؟

126
00:10:27,058 --> 00:10:28,683
‫- مگه فرقی هم می‌کنه؟
‫- آره.

127
00:10:29,683 --> 00:10:31,142
‫می‌کنه. واسه من مهمه.

128
00:10:32,225 --> 00:10:34,475
‫من وکیلم. اسمم متیوئه.

129
00:10:34,558 --> 00:10:35,808
‫تو وکیل تسخیری هستی؟

130
00:10:35,892 --> 00:10:38,058
‫نه. من وکیل مدافعم. دفتر خودمو دارم.

131
00:10:38,142 --> 00:10:39,742
‫من که بهت زنگ نزدم. چجوری اومدی اینجا؟

132
00:10:39,808 --> 00:10:41,683
‫می‌دونی، میگن تو یه پلیس رو کشتی؟

133
00:10:42,183 --> 00:10:44,517
‫من فقط سعی داشتم به یه نفر کمک کنم.

134
00:10:45,183 --> 00:10:46,642
‫خب، اونا اینجوری نمیگن.

135
00:10:47,600 --> 00:10:50,183
‫میگن تو رفتی سمت دو تا مأمور رو سکو...

136
00:10:50,267 --> 00:10:53,767
‫نه بابا. اون حرومزاده‌ها رو
‫سکو هیچوقت نگفتن پلیسن.

137
00:10:54,475 --> 00:10:55,600
‫هیچی نگفتن.

138
00:10:55,683 --> 00:10:58,225
‫ببین، من فقط می‌خواستم جلوی
‫یه کتک‌کاری رو بگیرم، باشه؟

139
00:10:58,767 --> 00:11:00,201
‫پس چه اتفاقی افتاد واسه مأموری که...

140
00:11:00,225 --> 00:11:02,058
‫یکیشون موقع حمله به
‫من پاش گیر کرد افتاد.

141
00:11:02,142 --> 00:11:03,892
‫ببین، من هلش ندادم، قسم می‌خورم.

142
00:11:03,975 --> 00:11:05,975
‫نمی‌خواستم کسی رو
‫بکشم. من مچین آدمی نیستم.

143
00:11:06,058 --> 00:11:08,058
‫و مطمئناً نمی‌دونستم

144
00:11:08,142 --> 00:11:09,142
‫قطار داره میاد.

145
00:11:09,642 --> 00:11:11,576
‫یعنی، یه لحظه اونجا بود،

146
00:11:11,600 --> 00:11:13,350
‫و بعد... غیبش زد.

147
00:11:17,783 --> 00:11:20,231
‫چیزی هست که بهم نگفته باشی؟

148
00:11:23,475 --> 00:11:25,835
‫نه بابا. هیچی.

149
00:11:29,892 --> 00:11:32,892
‫هنوز حسابی گیجی، مطمئنم.
‫همه چی یه کم تار و مبهمه.

150
00:11:33,725 --> 00:11:35,034
‫باید قبل از دادگاه مقدماتی

151
00:11:35,058 --> 00:11:36,058
‫چند بار دیگه مرورش کنیم.

152
00:11:36,142 --> 00:11:38,534
‫ولی فعلاً، همین کافیه.
‫ من پول وکیل ندارم.

153
00:11:38,558 --> 00:11:41,100
‫نگران اون نباش. خودم
‫می‌خوام وکالتت رو قبول کنم.

154
00:11:44,308 --> 00:11:45,600
‫خیالت راحت باشه، هکتور.

155
00:11:46,308 --> 00:11:47,308
‫صبر کن ببینم.

156
00:11:48,933 --> 00:11:50,027
‫تو نابینایی؟

157
00:11:59,475 --> 00:12:00,475
‫خفه شو!

158
00:12:02,433 --> 00:12:05,017
‫وقتی رسیدیم به مرکز سالمندان،
‫چند کلمه‌ای حرف می‌زنی،

159
00:12:05,100 --> 00:12:08,017
‫و بعد می‌خوان کلید
‫منطقه رو بهت تقدیم کنن.

160
00:12:08,100 --> 00:12:10,475
‫من که الان شهردارم. چرا
‫به کلید بروکلین نیاز دارم؟

161
00:12:10,558 --> 00:12:13,058
‫چه خوشت بیاد چه نیاد، مناطق
‫حومه پایگاه رأی تو هستن.

162
00:12:13,142 --> 00:12:14,308
‫مخصوصاً استاتن آیلند.

163
00:12:14,392 --> 00:12:16,475
‫استاتن رو داشته باشی،
‫منهتن رو نمی‌خوای.

164
00:12:17,017 --> 00:12:18,933
‫ببخشید.

165
00:12:19,017 --> 00:12:22,142
‫این شهر خرابه. من گفتم درستش می‌کنم.

166
00:12:22,225 --> 00:12:24,243
‫قربان، صد روز اول برای جا افتادنه،

167
00:12:24,267 --> 00:12:26,058
‫اینکه خوب برید تو حس و حال دفتر.

168
00:12:26,642 --> 00:12:29,433
‫الان هر کار بزرگی بکنین،
‫دارین رو خودت نشونه می‌ذارین.

169
00:12:29,517 --> 00:12:32,100
‫خوبه. نشونه‌ها توجه رو
‫جلب می‌کنن به مشکلات.

170
00:12:32,933 --> 00:12:34,600
‫شما منو استخدام کردین چون می‌دونم

171
00:12:34,683 --> 00:12:36,933
‫سیاست تو نیویورک چجوری کار می‌کنه...

172
00:12:37,017 --> 00:12:40,558
‫و الان، همه چی درباره حفظ وضع موجوده.

173
00:12:40,642 --> 00:12:43,558
‫پس توصیه‌ت به شهردار
‫تازه منصوب شده نیویورک

174
00:12:43,642 --> 00:12:45,534
‫اینه که هیچ کاری نکنه.

175
00:12:45,539 --> 00:12:46,892
‫اینجا چه خبره؟

176
00:12:46,975 --> 00:12:48,183
‫یه گودال بزرگه.

177
00:12:48,267 --> 00:12:49,808
‫تا یه دقیقه دیگه از کنارش رد می‌شیم.

178
00:12:54,058 --> 00:12:55,433
‫هی. هی، داری چیکار می‌کنی؟

179
00:12:57,683 --> 00:13:00,767
‫اوه... قربان، توصیه می‌کنم
‫هر کاری می‌خواین بکنین...

180
00:13:00,850 --> 00:13:02,826
‫لعنتی. چرا جلوشو نگرفتی؟

181
00:13:02,850 --> 00:13:05,142
‫اینش کار توئه، نه من.

182
00:13:07,267 --> 00:13:09,433
‫سرکارگر. سرکارگر کیه؟

183
00:13:09,517 --> 00:13:12,683
‫آره. چی شده؟ هی، تو شهرداری.

184
00:13:13,308 --> 00:13:14,600
‫- بله.
‫- چه خبرا؟

185
00:13:14,683 --> 00:13:17,267
‫می‌خوام هر کاری می‌کنین رو
‫ول کنین و این گودال رو پر کنین.

186
00:13:17,350 --> 00:13:19,725
‫تجهیزات و نیروی انسانیش رو دارین.

187
00:13:19,808 --> 00:13:21,568
‫هی، شرمنده قربان. کاغذبازی اداریه.

188
00:13:21,642 --> 00:13:23,475
‫منتظر تأیید مجوزیم.

189
00:13:23,558 --> 00:13:25,058
‫فرض کن تأیید شده.

190
00:13:25,142 --> 00:13:27,517
‫چشم قربان. بچه‌ها، گودال!

191
00:13:27,600 --> 00:13:30,100
‫بجنبین. همین الان! زود باشین!

192
00:13:30,183 --> 00:13:31,703
‫- اومدم.
‫- مایکی،

193
00:13:31,767 --> 00:13:33,183
‫هی، دوباره کارمون راه افتاد.

194
00:13:33,267 --> 00:13:34,850
‫- بریم.
‫- چشم قربان.

195
00:13:36,142 --> 00:13:38,142
‫ترافیک خیلی زیاده. باشه؟

196
00:13:38,642 --> 00:13:41,100
‫- عجله کنین.
‫- بله. پر کردن یه گودال مثل این،

197
00:13:41,183 --> 00:13:42,892
‫که علم موشکی نیست.

198
00:13:42,975 --> 00:13:45,350
‫یادتونه بهتون گفتم
‫کارا رو راه میندازم؟

199
00:13:45,433 --> 00:13:47,392
‫خب، الان دارم راه میندازم.

200
00:13:47,475 --> 00:13:49,350
‫آره!

201
00:13:50,475 --> 00:13:51,475
‫عاشقتم داداش.

202
00:13:52,933 --> 00:13:55,100
‫فکر کنم منظورت از ظاهر قضیه همین بود.

203
00:13:55,892 --> 00:13:58,683
‫بله، شهردار فیسک. دقیقاً همین بود.

204
00:13:58,767 --> 00:13:59,927
‫- قربان؟
‫- بله.

205
00:13:59,975 --> 00:14:02,642
‫حرکت خیلی توپی بود،
‫می‌دونی، پر کردن اون گودال.

206
00:14:02,725 --> 00:14:03,850
‫اوه، ممنون، دنیل.

207
00:14:07,600 --> 00:14:10,767
‫فرستادمت دنبال یه رانندگی در
‫حال مستی، با یه قتل پلیس برگشتی؟

208
00:14:10,850 --> 00:14:12,826
‫با این همه کاری که این
‫شرکت الان رو سرش ریخته؟

209
00:14:12,850 --> 00:14:14,618
‫پلیسا تو ایستگاه داشتن
‫تا سر حد مرگ می‌زدنش.

210
00:14:14,642 --> 00:14:15,701
‫می‌خواستی چیکار کنم؟

211
00:14:15,725 --> 00:14:17,725
‫احتمالاً تا آخر هفته زنده نمی‌موند.

212
00:14:18,690 --> 00:14:20,743
‫و، اگه بخوای بدونی،
‫فکر کنم شاید بی‌گناه باشه.

213
00:14:20,767 --> 00:14:22,576
‫به زور از پس پرونده‌های فعلیت برمیای.

214
00:14:22,600 --> 00:14:24,409
‫- باید وکیل دوم باشم.
‫ - یه پرونده پر سر و صدا مثل این

215
00:14:24,433 --> 00:14:26,326
‫- بدترین چیز تو دنیا نیست.
‫- دقیقاً برعکس چیزیه

216
00:14:26,350 --> 00:14:27,534
‫که این شرکت الان نیاز داره.

217
00:14:27,558 --> 00:14:31,058
‫باشه، همکار قدیمیم تو میدتاون
‫گزارش پلیس رو بهم داد.

218
00:14:31,142 --> 00:14:34,558
‫اون پلیس دیگه گفته قربانی‌ای در
‫کار نبوده. گفته حمله بدون تحریک بوده.

219
00:14:34,642 --> 00:14:36,642
‫اوم... خب، موکل ما میگه بوده.

220
00:14:36,725 --> 00:14:38,392
‫«اون گفت، این گفت.»

221
00:14:39,058 --> 00:14:40,475
‫مت، اگه این پرونده رو قبول کنی،

222
00:14:40,558 --> 00:14:42,933
‫به نظر میاد داری علیه
‫کل پلیس نیویورک وایمیستی.

223
00:14:43,017 --> 00:14:46,058
‫کیرستن، چی بهت گفتم که راضی
‫شدی از دفتر دادستانی بیای اینجا؟

224
00:14:47,267 --> 00:14:49,267
‫گفتی من نابغه‌ام، که البته درسته.

225
00:14:50,171 --> 00:14:52,629
‫آره درسته. دیگه چی؟

226
00:14:53,767 --> 00:14:55,308
‫گفتی پرونده‌های سخت رو قبول می‌کنیم.

227
00:14:55,392 --> 00:14:57,767
‫و کار ما اینجا مقابله
‫با پرونده‌های غیرممکنه.

228
00:15:07,767 --> 00:15:08,767
‫باشه.

229
00:15:09,267 --> 00:15:10,267
‫ممنون.

230
00:15:10,350 --> 00:15:12,850
‫فقط نیاز دارم آرنی جای
‫منو تو اظهارات راجرز بگیره.

231
00:15:12,933 --> 00:15:14,308
‫عالیه. ممنونم.

232
00:15:16,142 --> 00:15:18,725
‫با زن هکتور صحبت کن، و
‫می‌خوام اون شاهدی رو پیدا کنی

233
00:15:18,808 --> 00:15:20,350
‫که هکتور رو سکو نجاتش داده.

234
00:15:24,225 --> 00:15:25,475
‫من حرفشو باور دارم، چری.

235
00:15:27,392 --> 00:15:28,808
‫باشه.

236
00:15:29,808 --> 00:15:31,534
‫پس می‌خوای اون یارو رو رو سکو پیدا کنم؟

237
00:15:31,558 --> 00:15:32,600
‫آره.

238
00:15:32,683 --> 00:15:34,142
‫چقدر می‌خوای فشار بیارم؟

239
00:15:34,725 --> 00:15:36,225
‫هر چقدر که لازمه...

240
00:15:37,558 --> 00:15:39,225
‫و یه کم درباره هکتور برام تحقیق کن.

241
00:15:40,017 --> 00:15:42,392
‫یه چیزی تو داستانش هست که جور در نمیاد.

242
00:15:42,475 --> 00:15:45,392
‫صبر کن. بی‌گناهه یا
‫داستانش جور در نمیاد؟

243
00:15:45,475 --> 00:15:46,892
‫اوم...

244
00:15:46,975 --> 00:15:48,017
‫هر دو.

245
00:15:50,017 --> 00:15:52,159
‫اوناهاش. آقای مرداک.
‫آقای مرداک. اینجا.

246
00:15:52,183 --> 00:15:54,118
‫چرا از یه قاتل پلیس
‫دفاع می‌کنین، آقای مرداک؟

247
00:15:54,142 --> 00:15:55,826
‫- شما ضد پلیس هستین؟
‫- موکل من بی‌گناهه،

248
00:15:55,850 --> 00:15:57,826
‫و منتظر روز دادگاهش هستیم. خیلی ممنون.

249
00:15:57,850 --> 00:15:59,600
‫خانواده آیالا درباره این چی میگن؟

250
00:15:59,683 --> 00:16:00,951
‫- ممنون.
‫- فعلاً همین.

251
00:16:00,975 --> 00:16:02,951
‫نگران آبروی شرکتتون نیستین؟

252
00:16:02,975 --> 00:16:06,056
‫چه حسی دارین که می‌دونین شهردار
‫فیسک این پرونده رو از نزدیک دنبال می‌کنه؟

253
00:16:25,100 --> 00:16:27,683
‫دراکار نویر، عطر مورد
‫علاقه نیروهای برتر نیویورک.

254
00:16:29,017 --> 00:16:30,892
‫پلیس نیویورک پشت خودی‌هاشه.

255
00:16:37,517 --> 00:16:39,600
‫اون عوضی همونیه که همکارمو کشت.

256
00:16:41,017 --> 00:16:42,058
‫چطوری هکتور؟

257
00:16:42,642 --> 00:16:44,243
‫-خیلی بد، مت.
‫- باشه. دووم بیار.

258
00:16:44,267 --> 00:16:46,517
‫همونطور که گفتم، این
‫اولین قدم یه مسیر طولانیه.

259
00:16:46,600 --> 00:16:47,600
‫زنت اینجاست؟

260
00:16:49,267 --> 00:16:50,267
‫نه.

261
00:16:54,892 --> 00:16:56,892
‫- تف‌توش.
‫- چی شده؟

262
00:16:57,892 --> 00:16:58,975
‫عقابه اومده.

263
00:16:59,558 --> 00:17:00,600
‫هاکبرگ؟

264
00:17:00,683 --> 00:17:02,225
‫اوهوم.

265
00:17:07,100 --> 00:17:09,683
‫مدعی‌العموم ایالت
‫نیویورک علیه هکتور آیالا

266
00:17:09,767 --> 00:17:12,017
‫متهم به قتل عمد درجه یک، درجه دو،

267
00:17:12,100 --> 00:17:13,683
‫و آدم‌کشی درجه یک.

268
00:17:13,767 --> 00:17:16,201
‫بنجامین هاچبرگ،
‫عالیجناب، نماینده مردم

269
00:17:16,225 --> 00:17:18,909
‫- ایالت نیویورک.
‫- مت مرداک وکیل مدافع، عالیجناب.

270
00:17:18,933 --> 00:17:20,852
‫از قرائت کیفرخواست صرف
‫نظر می‌کنیم، نه از حقوق.

271
00:17:20,856 --> 00:17:22,284
‫ با توجه به جدی بودن اتهامات،

272
00:17:22,308 --> 00:17:25,183
‫دادستانی درخواست می‌کنه متهم
‫بدون قرار وثیقه بازداشت بمونه.

273
00:17:25,267 --> 00:17:26,486
‫عالیجناب، وکیل مدافع
‫درخواست می‌کنه...

274
00:17:26,490 --> 00:17:28,142
‫درخواست دادستانی پذیرفته شد.

275
00:17:28,933 --> 00:17:32,058
‫- اوم... عالیجناب، اگه اجازه بدین...
‫- گفتم قرار وثیقه رد شد.

276
00:17:33,308 --> 00:17:35,850
‫آقای آیالا یه کهنه سرباز
‫مفتخره. هیچ سابقه‌ای نداره.

277
00:17:35,933 --> 00:17:38,600
‫15 سال حسابدار رسمی
‫بوده. ایشون ستون جامعه‌شه.

278
00:17:38,683 --> 00:17:41,642
‫همچنین متهمه به قتل
‫یه افسر پلیس نیویورک.

279
00:17:41,725 --> 00:17:43,808
‫- پرونده بعدی، لطفاً.
‫- متشکرم، عالیجناب.

280
00:17:45,710 --> 00:17:47,877
‫- خیالم راحت باشه، آره؟
‫- درست میشه.

281
00:17:58,767 --> 00:18:01,350
‫می‌دونی، باید می‌فهمیدم
‫که یه نقشه‌ای تو سرته،

282
00:18:01,433 --> 00:18:03,017
‫وقتی اون شب شماره‌ت رو بهم دادی.

283
00:18:03,100 --> 00:18:04,392
‫من خبرنگارم داداش.

284
00:18:05,642 --> 00:18:09,433
‫تازه، می‌تونیم اینجا به عنوان
‫دوست‌هایی با منافع سیاسی حال کنیم.

285
00:18:09,517 --> 00:18:11,223
‫تو به من دسترسی به اون میدی، منم بهش

286
00:18:11,227 --> 00:18:12,933
‫یه خط مستقیم به جمعیت زیر 30 سال میدم.

287
00:18:13,017 --> 00:18:15,558
‫و بعد کی میشه یه قهرمان
‫تمام عیار با دو تا شست؟

288
00:18:15,642 --> 00:18:16,850
‫من.

289
00:18:16,933 --> 00:18:18,433
‫گوشیت.

290
00:18:19,100 --> 00:18:20,142
‫چی؟ کص نگو.

291
00:18:20,225 --> 00:18:22,267
‫شرط این سطح از دسترسیه.

292
00:18:23,308 --> 00:18:26,392
‫دارم از خودم محافظت
‫می‌کنم. که پست نذاری.

293
00:18:28,142 --> 00:18:29,713
‫منصفانه‌ست.

294
00:18:31,225 --> 00:18:35,142
‫ببین، اون تو آروم بازی کن، باشه؟
‫دارم یه لطفی رو جبران می‌کنم.

295
00:18:35,725 --> 00:18:37,475
‫صبر کن، فکر کردم گفتی آدم اونی.

296
00:18:38,100 --> 00:18:40,558
‫هستم. شاید یه کم بزرگش کرده باشم.

297
00:18:41,392 --> 00:18:42,392
‫واو.

298
00:18:42,933 --> 00:18:46,100
‫نمی‌تونم بفهمم خنگی یا زرنگ.

299
00:18:46,183 --> 00:18:49,308
‫خب، شاید من... نمی‌دونم چی هستم.

300
00:18:52,767 --> 00:18:53,892
‫پنج دقیقه وقت داری.

301
00:19:02,975 --> 00:19:07,100
‫باید بگم، پوشش خبری
‫شما از کمپین من عالی بود.

302
00:19:07,183 --> 00:19:10,808
‫و بی‌خودی نیست که شما یکی از
‫اولین کسایی بودین که منو جدی گرفتین.

303
00:19:12,517 --> 00:19:15,308
‫بی‌بی. مخفف چیزیه؟ بئاتریس؟ بتی؟

304
00:19:15,392 --> 00:19:18,308
‫فقط بی‌بی. اسم عموم رو روم گذاشتن.

305
00:19:20,433 --> 00:19:21,433
‫بن یوریک.

306
00:19:24,058 --> 00:19:25,058
‫آره.

307
00:19:26,058 --> 00:19:27,058
‫می‌شناختمش.

308
00:19:29,100 --> 00:19:31,017
‫خبرنگار خوبی بود.

309
00:19:37,850 --> 00:19:41,100
‫سه بار جداگانه از کمیسر
‫گالو درباره شما پرسیدم.

310
00:19:42,225 --> 00:19:43,225
‫هر بار...

311
00:19:44,433 --> 00:19:45,433
‫هیچی.

312
00:19:46,267 --> 00:19:47,558
‫حتی یه کلمه.

313
00:19:47,642 --> 00:19:48,933
‫همین منو به فکر انداخته.

314
00:19:50,517 --> 00:19:52,100
‫حتماً یه داستانی پشتشه.

315
00:19:53,767 --> 00:19:54,767
‫و هست؟

316
00:19:56,600 --> 00:20:00,058
‫یکی از منابعم تو پلیس نیویورک
‫میگه گالو الان آماده استعفاست.

317
00:20:00,933 --> 00:20:03,142
‫یعنی، گالو یه کمیسر پلیس سرشناسه.

318
00:20:03,225 --> 00:20:05,683
‫شاید محبوب‌ترینی که این
‫شهر تا حالا به خودش دیده.

319
00:20:06,183 --> 00:20:08,725
‫این شما رو تو یه دردسر حسابی میندازه.

320
00:20:09,392 --> 00:20:12,475
‫اینکه رده‌های مختلف پلیس نیویورک
‫قصد دارن پشت رفیقشون وایسن

321
00:20:12,558 --> 00:20:14,308
‫و علیه شما اعتراض کنن، جناب شهردار.

322
00:20:14,392 --> 00:20:17,017
‫یعنی، نیروی پلیس که همین
‫الانشم به شدت کم نیرو داره،

323
00:20:17,100 --> 00:20:19,392
‫و شما یاغی‌ها رو دارین
‫که جاشونو پر می‌کنن.

324
00:20:23,225 --> 00:20:26,392
‫اگه پلیس‌ها رو از دست
‫بدین، شهر رو از دست دادین.

325
00:20:28,683 --> 00:20:29,850
‫ممنون، خانم یورک.

326
00:20:34,267 --> 00:20:36,808
‫فقط یه سؤال دیگه درباره خانم فیسک.

327
00:20:38,517 --> 00:20:40,475
‫متأسفم، ولی وقتم تموم شده.

328
00:20:40,855 --> 00:20:42,063
‫از این طرف، لطفاً.

329
00:20:49,433 --> 00:20:51,517
‫ممنون، جناب شهردار. من...

330
00:20:52,558 --> 00:20:54,058
‫امیدوارم به زودی دوباره صحبت کنیم.

331
00:21:00,892 --> 00:21:04,892
‫قربان، واقعاً متأسفم. قرار نبود
‫درباره همسرتون سؤال کنه. من...

332
00:21:04,975 --> 00:21:06,225
‫اشکالی نداره، دنیل.

333
00:21:07,267 --> 00:21:12,308
‫حس می‌کنم این خانم جوون
‫عادت داره دست کم گرفته بشه.

334
00:21:14,683 --> 00:21:15,808
‫از این استفاده می‌کنیم.

335
00:21:18,933 --> 00:21:22,975
‫رویارویی با تروماهای گذشته
‫می‌تونه منجر به ایجاد مهارت‌ها

336
00:21:23,058 --> 00:21:26,017
‫و تکنیک‌هایی برای یافتن آرامش
‫بشه. همونطور که کتاب میگه،

337
00:21:26,808 --> 00:21:29,933
‫«شناسایی کن، بازجویی کن، رها کن.»

338
00:21:30,600 --> 00:21:33,100
‫خب، درباره کتاب بعدیتون چیزی نمی‌گین؟

339
00:21:34,017 --> 00:21:36,475
‫اخیراً خیلی به شخصیت‌های
‫فرافکنی شده فکر می‌کنم.

340
00:21:37,017 --> 00:21:39,725
‫اینکه چطور یه نسخه
‫دستچین شده از خودمون رو

341
00:21:39,808 --> 00:21:44,392
‫مثلاً از طریق فیلترهای شبکه‌های
‫اجتماعی یا نقاب‌ها نشون می‌دیم.

342
00:21:44,933 --> 00:21:48,517
‫هوم. جالبه. شاید حتی به موقع باشه.

343
00:21:49,142 --> 00:21:51,975
‫ممکنه. هنوز تو مراحل اولیه‌ست،

344
00:21:52,058 --> 00:21:54,683
‫ولی، اوم، حتماً یه نسخه
‫پیش‌چاپ بهتون می‌دم.

345
00:21:54,767 --> 00:21:57,725
‫ممنون. و مرسی که امروز اومدین.

346
00:21:57,808 --> 00:21:59,100
‫خواهش می‌کنم.

347
00:22:05,892 --> 00:22:08,517
‫خیلی ممنون که اومدین. واقعاً قدردانم.

348
00:22:11,100 --> 00:22:12,808
‫من... من عاشق کارهاتونم.

349
00:22:13,517 --> 00:22:14,517
‫ممنون.

350
00:22:17,392 --> 00:22:19,392
‫دکتر گلن، من نیاز... نیاز به کمک دارم.

351
00:22:20,892 --> 00:22:23,725
‫شما... شما مراجع جدید قبول می‌کنین؟

352
00:22:27,308 --> 00:22:31,100
‫همیشه می‌تونم برنامه‌م
‫رو جابجا کنم. اینم ایمیلم.

353
00:22:33,350 --> 00:22:35,267
‫مطمئنم می‌تونیم یه کاریش بکنیم.

354
00:22:35,350 --> 00:22:37,433
‫ممنون. واقعاً.

355
00:22:42,475 --> 00:22:43,475
‫میشه لطفاً...؟

356
00:22:43,975 --> 00:22:44,975
‫البته.

357
00:22:52,767 --> 00:22:53,767
‫مرسی.

358
00:22:55,558 --> 00:22:56,558
‫نه، من ممنونم.

359
00:23:06,017 --> 00:23:08,308
‫خیلی قشنگه. واقعاً، خیلی ممنون.

360
00:23:08,392 --> 00:23:10,850
‫مرسی بچه‌ها، باشه؟ می‌بینمتون.

361
00:23:12,574 --> 00:23:19,574


362
00:23:21,558 --> 00:23:23,350
‫عزیزم، باید برم به این رسیدگی کنم.

363
00:23:34,558 --> 00:23:35,995
‫چه حرکت باکلاسی، اومدن به

364
00:23:35,999 --> 00:23:37,933
‫مراسم تشییع پلیس بعد از تموم شدنش.

365
00:23:38,900 --> 00:23:42,525
‫نمی‌خواستم حواس‌ها رو از
‫مراسم پرت کنم، جناب کمیسر.

366
00:23:43,767 --> 00:23:45,308
‫ولی باید باهاتون صحبت می‌کردم.

367
00:23:46,017 --> 00:23:49,558
‫عجبم که یه آدمی مثل شما چه
‫حسی داره وقتی میاد همچین جایی.

368
00:23:50,308 --> 00:23:53,058
‫اصلاً می‌تونی احساس
‫گناه یا پشیمونی کنی؟

369
00:23:53,767 --> 00:23:54,767
‫گناه؟

370
00:23:56,308 --> 00:23:58,225
‫من افسر شاناهان رو نکشتم.

371
00:23:58,308 --> 00:24:00,475
‫شاید اونو نه، ولی خیلیای دیگه رو چرا.

372
00:24:01,142 --> 00:24:06,267
‫هنوزم برام با عقل جور در نمیادش،
‫این قضیه شهردار شدنت.

373
00:24:07,600 --> 00:24:09,892
‫یعنی امپراتوری جنایی‌ت
‫رو ول کردی که چی بشه؟

374
00:24:09,975 --> 00:24:13,225
‫که پول و قدرت کمتری داشته باشی؟

375
00:24:14,142 --> 00:24:18,415
‫که بیای جلوی یه ایتالیایی حرومزاده
‫تو قبرستون خم و راست شی؟

376
00:24:20,933 --> 00:24:24,371
‫چجوری می‌خوایم این مسئله رو حل کنیم؟

377
00:24:24,777 --> 00:24:27,283
‫تو... تو می‌دونی ساموئل ونس کی بود؟

378
00:24:27,600 --> 00:24:28,725
‫نه، البته که نمی‌دونی.

379
00:24:28,808 --> 00:24:33,433
‫شهردار ونس سال 1874 شهردار
‫نیویورک بود. یک ماه خدمت کرد.

380
00:24:34,308 --> 00:24:38,929
‫مأموریت شخصی منه که مطمئن
‫شم دوره تو از اون کوتاه‌تره.

381
00:24:40,975 --> 00:24:42,725
‫دستت برام رو شده، فیسک.

382
00:24:42,808 --> 00:24:47,451
‫تو... تو یه شهردار که عاشق
‫شهرشه نیستی. تو یه بچه ننه‌ای

383
00:24:48,017 --> 00:24:49,808
‫که می‌خواد همه دوستش داشته باشن،

384
00:24:50,354 --> 00:24:53,413
‫یه هیولا که سعی داره
‫میراثش رو بازنویسی کنه.

385
00:24:54,142 --> 00:24:55,183
‫خب، حدس بزن چی میشه؟

386
00:24:56,850 --> 00:24:57,850
‫دیگه خیلی دیره.

387
00:24:58,558 --> 00:25:00,392
‫زمانی لات، همیشه لات.

388
00:25:03,142 --> 00:25:04,767
‫می‌بینمت، کینگ‌پین.

389
00:25:18,475 --> 00:25:22,475
‫شوهرت بهت نیاز داره، سولداد.
‫مهمه که تو دادگاه دیده بشی.

390
00:25:23,433 --> 00:25:24,767
‫می‌تونم یه چیزی از جفتتون بپرسم؟

391
00:25:24,850 --> 00:25:28,183
‫ما روزنامه‌ها رو خوندیم،
‫اخبار و همه چی رو دیدیم.

392
00:25:28,267 --> 00:25:29,350
‫میشه رک باشین؟

393
00:25:29,975 --> 00:25:31,517
‫شوهر من شانسی داره؟

394
00:25:32,308 --> 00:25:34,142
‫یه پلیس نیویورک مرده.

395
00:25:34,225 --> 00:25:36,933
‫و هر وقت این اتفاق می‌افته،
‫یه ماشین بزرگ روشن میشه

396
00:25:37,017 --> 00:25:38,824
‫تا بفهمه چی اشتباه پیش رفته.

397
00:25:38,828 --> 00:25:40,475
‫و هر کی پلیس رو کشته رو مجازات کنه.

398
00:25:41,433 --> 00:25:44,725
‫مجازاتش کنه، اونم شدید. و
‫این ماشین دکمه خاموش نداره.

399
00:25:45,224 --> 00:25:47,308
‫فقط میره و میره تا یکی تاوان پس بده.

400
00:25:48,225 --> 00:25:51,517
‫ولی مت مرداک و این خانوم اینجا

401
00:25:51,600 --> 00:25:54,475
‫دو تا از بهترین وکیلایی
‫هستن که تا حالا دیدم، پس.

402
00:25:54,558 --> 00:25:57,409
‫حالا، اگه می‌تونم کت و شلوار
‫هکتور رو واسه دادگاه بدین بهم؟

403
00:25:58,683 --> 00:26:00,558
‫باشه، رو تخته. می‌تونم جمعش کنم.

404
00:26:00,642 --> 00:26:02,875
‫نه، نه، نه، نه. شما دو
‫تا بمونین و حرف بزنین.

405
00:26:08,675 --> 00:26:11,725
‫سولداد، هر چیزی که بین تو و هکتور هست،

406
00:26:12,475 --> 00:26:15,683
‫واقعاً امیدوارم بتونی کنار
‫بذاریش. اون بهت نیاز داره.

407
00:26:15,767 --> 00:26:17,808
‫به من نیاز داره، یا نیاز
‫داره تو دادگاه ظاهر شم؟

408
00:26:19,600 --> 00:26:21,808
‫دادگاه‌ها به اندازه حقایق،
‫درباره احساساتم هستن.

409
00:26:23,100 --> 00:26:26,600
‫هیئت منصفه یه جور احساس
‫می‌کنه اگه تو کنارش باشی

410
00:26:26,683 --> 00:26:28,683
‫و یه جور دیگه اگه غایب باشی.

411
00:26:30,558 --> 00:26:31,838
‫باید برم سر کار.

412
00:26:34,975 --> 00:26:36,465
‫شما ازدواج کردین؟

413
00:26:37,267 --> 00:26:38,267
‫نه، نکردم.

414
00:26:39,308 --> 00:26:40,975
‫وقتی اول با هم آشنا میشین،

415
00:26:41,600 --> 00:26:45,725
‫همه چیز به نظر باز و
‫آزاده. هر چیزی ممکنه.

416
00:26:46,350 --> 00:26:50,225
‫کم کم، این حس از بین میره.

417
00:26:50,308 --> 00:26:51,642
‫چیزا عوض شدن.

418
00:26:52,225 --> 00:26:54,642
‫هکتور... دیگه اون مردی
‫نیست که باهاش ازدواج کردم.

419
00:26:57,683 --> 00:27:00,017
‫همه اینا به یه سؤال ختم میشه.

420
00:27:00,100 --> 00:27:02,558
‫می‌خوای این مرد بقیه
‫عمرش رو تو زندون بگذرونه؟

421
00:27:04,350 --> 00:27:05,784
‫داری منو می‌بری اروپای شرقی؟

422
00:27:05,808 --> 00:27:07,528
‫آره. من مشکلی ندارم.

423
00:27:07,558 --> 00:27:08,600
‫چطوره...

424
00:27:08,683 --> 00:27:10,443
‫اوم...

425
00:27:11,017 --> 00:27:12,017
‫بلیز؟

426
00:27:12,100 --> 00:27:14,058
‫بلیز؟ بلیز رو دوست دارم.

427
00:27:14,767 --> 00:27:18,183
‫جواهر قلب حوضه کارائیب.

428
00:27:18,267 --> 00:27:20,225
‫عالیه. آره. هوای شور دریا...

429
00:27:20,308 --> 00:27:21,850
‫شن‌های گرم زیر انگشتای پامون.

430
00:27:21,933 --> 00:27:24,725
‫دو تا مای تای تو دستمون.

431
00:27:25,392 --> 00:27:29,808
‫آره، خوب به نظر میاد.
‫خب، این خیالپردازی ما...

432
00:27:31,308 --> 00:27:33,308
‫بعد از مای تای‌ها چی میشه؟

433
00:27:33,392 --> 00:27:36,350
‫اوه، اوم، احتمالاتش بی‌نهایته.

434
00:27:36,433 --> 00:27:38,142
‫- عه، جدی؟
‫- اوهوم.

435
00:27:38,225 --> 00:27:41,600
‫شاید، اوم، بعداً، بتونم یه
‫نمونه‌ش رو بهت نشون بدم.

436
00:27:41,683 --> 00:27:43,886
‫صورتحساب رو میارین لطفاً؟

437
00:27:45,475 --> 00:27:46,517
‫ببخشید.

438
00:27:47,267 --> 00:27:48,326
‫موبایل چریه.

439
00:27:48,350 --> 00:27:50,743
‫اشکالی نداره؟ من... فکر نکنم
‫زنگ بزنه مگه اینکه مهم باشه.

440
00:27:50,767 --> 00:27:52,118
‫- جواب بده.
‫- آره. دو ثانیه طول می‌کشه.

441
00:27:52,142 --> 00:27:53,342
‫بعداً جبران می‌کنی.

442
00:27:53,767 --> 00:27:56,392
‫- با سودش، قول میدم.
‫- منم می‌گیرم.

443
00:27:56,475 --> 00:27:58,933
‫چری، بگو ببینم. حدس بزن چی پیدا کردم.

444
00:28:12,600 --> 00:28:14,808
‫ببر سفید؟ جدی؟

445
00:28:14,892 --> 00:28:16,267
‫داشتی درباره من تحقیق می‌کردی؟

446
00:28:16,350 --> 00:28:18,267
‫ساعت‌ها حرف زدیم و فراموش کردی بهم بگی

447
00:28:18,350 --> 00:28:19,725
‫که شب‌ها یاغی میشی؟

448
00:28:19,808 --> 00:28:22,892
‫من لباس مخصوص یا طلسمم رو نپوشیده بودم.

449
00:28:22,975 --> 00:28:25,017
‫هیچ قدرت اضافه‌ای نداشتم. ربطی نداره.

450
00:28:25,100 --> 00:28:26,392
‫ربط داره.

451
00:28:27,558 --> 00:28:29,440
‫هویتت رو پنهان می‌کنی و میری بیرون

452
00:28:29,445 --> 00:28:30,725
‫و مسائل رو اونجوری که
‫خودت می‌خوای حل می‌کنی.

453
00:28:30,808 --> 00:28:32,728
‫ما داریم سعی می‌کنیم این رو به
‫عنوان یه اتفاق یه‌باره جا بندازیم.

454
00:28:32,767 --> 00:28:34,576
‫بعد می‌فهمم شب‌ها میری
‫بیرون دنبال دردسر می‌گردی.

455
00:28:34,600 --> 00:28:36,017
‫من دنبال دردسر نمی‌گردم.

456
00:28:37,850 --> 00:28:39,392
‫یکی باید از خیابون‌ها محافظت کنه.

457
00:28:40,100 --> 00:28:42,756
‫مردم دارن ناپدید میشن.
‫هیچکس هم انگار براش مهم نیست.

458
00:28:42,975 --> 00:28:44,767
‫اینجوری نیست که دردویل
‫هنوز این اطراف باشه.

459
00:28:48,558 --> 00:28:51,725
‫اگه من تونستم اینو بفهمم، مطمئن
‫باش دفتر دادستانی هم می‌تونه.

460
00:28:52,308 --> 00:28:55,225
‫بذار بفهمن. مردم به
‫یه قهرمان نیاز دارن.

461
00:28:56,350 --> 00:28:59,392
‫من هر شب اون بیرونم، جونم
‫رو به خطر میندازم براشون.

462
00:28:59,475 --> 00:29:01,350
‫زنت با این انتخابت موافقه؟

463
00:29:04,142 --> 00:29:05,642
‫این یه پرونده سخته، هکتور.

464
00:29:06,392 --> 00:29:07,642
‫یه پلیس مرده.

465
00:29:08,183 --> 00:29:11,017
‫و تنها راهی که می‌تونم برنده بشم اینه
‫که هر راهی که ممکنه ببازم رو بدونم.

466
00:29:14,142 --> 00:29:15,142
‫حق با توئه.

467
00:29:16,100 --> 00:29:18,864
‫حق با توئه. متأسفم. باید بهت می‌گفتم.

468
00:29:19,797 --> 00:29:22,392
‫حالت خوبه؟ به نظر میاد درد داری.

469
00:29:22,475 --> 00:29:24,642
‫هوم.

470
00:29:25,308 --> 00:29:27,100
‫زندان رایکرز آیلند تفریح نیست.

471
00:29:28,058 --> 00:29:31,850
‫کتک خوردن برای همه یکسانه.
‫نگهبان‌ها و زندانی‌ها یکی هستن.

472
00:29:32,517 --> 00:29:35,357
‫باشه، دووم بیار، خب؟ چند تا تماس
‫می‌گیرم، ببینم چیکار می‌تونم بکنم.

473
00:29:39,475 --> 00:29:40,915
‫20 دقیقه‌ست منتظره.

474
00:29:41,892 --> 00:29:43,683
‫بله. آره. بفرستش تو.

475
00:29:46,902 --> 00:29:48,326
‫خب، به نظر میاد خیلی سرت شلوغه،

476
00:29:48,350 --> 00:29:50,142
‫پس میرم سر اصل مطلب.

477
00:29:50,725 --> 00:29:54,975
‫من از سمتم استعفا می‌دم،
‫از امشب ساعت 12 شب.

478
00:29:55,058 --> 00:29:56,808
‫و به دلیل تداخل‌های
‫پیش‌بینی نشده برنامه،

479
00:29:56,892 --> 00:30:00,100
‫نمی‌تونم بمونم تا به انتقال کمک کنم.

480
00:30:00,558 --> 00:30:02,850
‫ولی به یه کمیسر پلیس جدید نیاز داری،

481
00:30:02,933 --> 00:30:06,475
‫و... و حدس بزن چی؟ به
‫کلی پلیس جدید هم نیاز داری.

482
00:30:08,350 --> 00:30:09,350
‫خداحافظ، فیسک.

483
00:30:10,100 --> 00:30:11,808
‫قبل از اینکه بری، فقط یه چیز.

484
00:30:16,488 --> 00:30:19,738
‫تو اصالتاً اهل فیلادلفیا هستی.

485
00:30:20,308 --> 00:30:22,058
‫- درسته.
‫- و می‌دونی که،

486
00:30:22,892 --> 00:30:25,392
‫ساندویچ‌های پنیر
‫استیک فیلی حرف ندارن.

487
00:30:25,475 --> 00:30:28,142
‫آقای کشمن، اسم اون مغازه‌هه
‫که دوست داریم چی بود؟

488
00:30:28,225 --> 00:30:29,475
‫جنوز، جناب شهردار.

489
00:30:29,558 --> 00:30:32,183
‫آره، جنوز، درسته. ولی
‫اون مورد علاقه توئه.

490
00:30:32,267 --> 00:30:33,517
‫من... من...

491
00:30:34,308 --> 00:30:39,973
‫فکر کنم بهترینش یکیه که من پیدا
‫کردم. در واقع یه کم خارج شهره.

492
00:30:41,767 --> 00:30:43,808
‫دی‌آنجلو تو کینگ آو پروشیا.

493
00:30:44,975 --> 00:30:49,267
‫آقای کشمن لطف کرد رفت
‫اونجا یکی برای ناهار من گرفت.

494
00:30:49,767 --> 00:30:51,683
‫خیلی خوشمزه بود.

495
00:30:54,058 --> 00:30:56,350
‫مفهوم سازش...

496
00:30:57,642 --> 00:30:59,850
‫خیلی وقته تو ذهنمه.

497
00:31:01,350 --> 00:31:05,433
‫پس یه سری پیشنهادات سازش دارم.

498
00:31:08,392 --> 00:31:12,975
‫در خصوص افزایش حقوق نیروی پلیست،

499
00:31:14,183 --> 00:31:15,183
‫صفر.

500
00:31:16,850 --> 00:31:21,350
‫و وقتی نوبت به حداقل
‫اضافه‌کاری میرسه...

501
00:31:24,517 --> 00:31:25,517
‫هیچی.

502
00:31:27,142 --> 00:31:29,142
‫و... و...

503
00:31:29,225 --> 00:31:32,267
‫- افزایش کلاس کارآموزی.
‫- آره، آره.

504
00:31:33,017 --> 00:31:34,350
‫اونم خبری نیست.

505
00:31:35,267 --> 00:31:38,225
‫خب چی میگی، جناب
‫کمیسر؟ معامله‌مون جوره؟

506
00:31:43,267 --> 00:31:45,767
‫باشه. نه، می‌مونم.

507
00:31:48,183 --> 00:31:50,058
‫مواظب باش چی آرزو می‌کنی.

508
00:31:54,731 --> 00:31:56,939
‫خوب بازی کردین.

509
00:31:57,225 --> 00:31:58,225
‫نه.

510
00:31:59,892 --> 00:32:01,683
‫اکثر مردا ضعیفن.

511
00:32:03,142 --> 00:32:07,725
‫هر مردی رو میشه با یه تیکه کاغذ خام کرد.

512
00:32:09,142 --> 00:32:11,725
‫فکر می‌کرد می‌تونه اون
‫بچه رو مخفی نگه داره.

513
00:32:13,933 --> 00:32:16,058
‫ساندویچه افتضاح بود.

514
00:32:17,100 --> 00:32:19,683
‫سابقه هکتور به عنوان ببر
‫سفید ربطی به این پرونده نداره.

515
00:32:19,767 --> 00:32:21,183
‫وکیل مدافع درخواست رد مدرک رو داره.

516
00:32:21,267 --> 00:32:23,975
‫این دیگه خیلی پرویه،
‫مرداک. اون یارو یه یاغیه.

517
00:32:24,058 --> 00:32:25,743
‫که گردنبند جادوییش همراهش نبود.

518
00:32:25,767 --> 00:32:27,909
‫یا لباس ببر سفید تنش نبود موقع حادثه.

519
00:32:27,933 --> 00:32:30,042
‫اجازه استفاده از این جور
‫اطلاعات کاملاً تحریک‌آمیز

520
00:32:30,046 --> 00:32:31,975
‫باعث پیش‌داوری ناعادلانه
‫هیئت منصفه میشه.

521
00:32:32,058 --> 00:32:35,058
‫دقیقاً با استاندارد «بیشتر
‫مضره تا مفید» مطابقت داره.

522
00:32:35,142 --> 00:32:37,808
‫چرت و پرت نگو. مستقیماً
‫به قلب پرونده مربوطه.

523
00:32:37,892 --> 00:32:39,808
‫نشون میده یه الگوی رفتاری وجود داره

524
00:32:39,892 --> 00:32:41,701
‫- که هکتور آیالا رو وادار کرده...
‫- لطفاً.

525
00:32:41,725 --> 00:32:42,808
‫افسر شاناهان رو

526
00:32:42,892 --> 00:32:45,034
‫- رو اون سکوی مترو، بکشه.
‫- عالیجناب، هیئت منصفه قراره

527
00:32:45,058 --> 00:32:47,298
‫درباره اتفاقات تراژیک یه
‫شب خاص تصمیم بگیره.

528
00:32:47,350 --> 00:32:49,558
‫دادرسی باید نه بر اساس لباس موکل من،

529
00:32:50,100 --> 00:32:52,308
‫بلکه بر اساس اتفاقات
‫اون شب روی سکو باشه.

530
00:32:56,350 --> 00:32:58,784
‫ببین... من... من می‌فهمم.
‫واقعاً. این غریزه رو درک می‌کنم

531
00:32:58,808 --> 00:33:00,618
‫که بخوای همه چی رو
‫به عنوان مدرک قبول کنی.

532
00:33:00,642 --> 00:33:02,867
‫ولی درست نیست، و با احترام،

533
00:33:02,871 --> 00:33:05,653
‫این کاری نیست که
‫شما اونجا باید انجام بدین.

534
00:33:11,475 --> 00:33:12,642
‫- باشه.
‫- وای خدای من.

535
00:33:12,725 --> 00:33:14,350
‫من درخواست رو قبول می‌کنم.

536
00:33:14,433 --> 00:33:17,142
‫به دادستانی دستور داده میشه
‫هیچ بحثی نکنه یا مدرکی

537
00:33:17,225 --> 00:33:18,975
‫درباره زندگی هکتور
‫آیالا به عنوان ببر سفید

538
00:33:19,058 --> 00:33:20,493
‫یا هر عمل قانون‌شکنانه‌ای، ارائه نده.

539
00:33:20,517 --> 00:33:22,100
‫این خیلی مزخرفه، جری.

540
00:33:22,183 --> 00:33:23,183
‫متشکرم، عالیجناب.

541
00:33:23,267 --> 00:33:25,558
‫وقتی ما جوون بودیم و
‫آبی‌پوش‌ها رو می‌دیدی،

542
00:33:26,017 --> 00:33:27,475
‫به اون دکمه‌های برنجی نگاه می‌کردی.

543
00:33:28,225 --> 00:33:30,558
‫یه چیزی می‌گفت، یه
‫معنایی داشت، می‌دونی؟

544
00:33:30,642 --> 00:33:32,808
‫ولی الان هیچی از اینا
‫نیست. دیگه احترامی نمونده.

545
00:33:34,811 --> 00:33:39,220
‫زندان‌ها شدن در گردون.
‫دست پلیس‌ها بسته‌ست.

546
00:33:39,225 --> 00:33:42,183
‫حس می‌کنم هیشکی مسئولیت‌پذیر نیست،

547
00:33:42,267 --> 00:33:46,475
‫و من خسته شدم از اینکه همش بترسم.

548
00:34:03,558 --> 00:34:04,683
‫شاهد رو پیدا کردی؟

549
00:34:05,267 --> 00:34:07,225
‫پیدا کردن روح‌ها سخته، متی.

550
00:34:07,892 --> 00:34:10,142
‫مگه واسه همین استخدامت نکردم؟

551
00:34:10,892 --> 00:34:13,725
‫دوران روح‌گیری من
‫خیلی وقته تموم شده، رفیق.

552
00:34:14,308 --> 00:34:17,808
‫هیچی پیدا نمی‌کنیم که نشون
‫بده یارو داره راست میگه.

553
00:34:19,058 --> 00:34:20,642
‫به جز اینکه واقعاً راست میگه.

554
00:34:22,308 --> 00:34:27,058
‫می‌دونم این پرونده برات
‫شخصیه. واسه همینم خطرناکه.

555
00:34:29,475 --> 00:34:32,225
‫داری میگی قضاوتم به خاطر
‫اینکه هکتور کیه مخدوش شده؟

556
00:34:33,402 --> 00:34:35,652
‫به خاطر اینکه تو کی هستی.

557
00:34:36,392 --> 00:34:37,933
‫- به خاطر اینکه کی بودی.
‫- نه بابا.

558
00:34:38,475 --> 00:34:41,933
‫- این پرونده درباره هکتور آیالاست.
‫- باشه.

559
00:34:42,725 --> 00:34:45,725
‫بیا فرض کنیم تو درست میگی
‫و من اشتباه می‌کنم. فرضاً...

560
00:34:45,808 --> 00:34:48,350
‫ولی فرضی نیست، چری، مگه نه؟

561
00:34:49,308 --> 00:34:51,267
‫هست؟

562
00:34:51,350 --> 00:34:53,475
‫می‌دونی که من می‌دونم
‫داشت راست می‌گفت.

563
00:34:53,558 --> 00:34:56,225
‫و هر دومون می‌دونیم اگه
‫نتونی ثابتش کنی فایده نداره.

564
00:34:57,392 --> 00:34:58,600
‫و اگه بخوای بدونی،

565
00:34:59,225 --> 00:35:01,808
‫من مت مرداکی که امسال دیدم رو دوست دارم.

566
00:35:02,350 --> 00:35:04,558
‫اون یارویی که رفت بیرون
‫و راه خودشو پیدا کرد،

567
00:35:04,642 --> 00:35:06,267
‫از هلز کیچن اومد بیرون، یه...

568
00:35:07,433 --> 00:35:09,642
‫کت و شلوار معمولی می‌پوشه.
‫و داره کارای خوبی می‌کنه.

569
00:35:44,183 --> 00:35:45,863
‫«اینک بره خدا.

570
00:35:45,892 --> 00:35:48,975
‫اینک او که گناهان جهان را برمی‌دارد.

571
00:35:49,058 --> 00:35:51,892
‫خوشا به حال آنان که
‫به شام بره دعوت شده‌اند.

572
00:35:52,475 --> 00:35:55,975
‫خداوندا، من لایق آن نیستم
‫که زیر سقف من بیایی،

573
00:35:56,058 --> 00:35:59,308
‫اما فقط یک کلام بگو و
‫جان من شفا خواهد یافت.»

574
00:36:05,392 --> 00:36:08,642
‫اوم، بالاخره همه کاغذبازی‌هام
‫تموم شد. من دیگه کارم تمومه.

575
00:36:15,392 --> 00:36:17,850
‫دارم میرم خونه.

576
00:37:26,600 --> 00:37:27,743
‫هدر زنگ می‌زنه.

577
00:37:30,808 --> 00:37:32,475
‫- سلام.
‫- سلام. اوم...

578
00:37:32,558 --> 00:37:35,808
‫نمی‌تونم امشب بیام رستوران.
‫دارم با یه مراجع جدید ملاقات می‌کنم.

579
00:37:35,892 --> 00:37:36,975
‫بندازیمش عقب؟

580
00:37:40,433 --> 00:37:41,909
‫فقط یه فرصت از دست رفته.

581
00:37:41,933 --> 00:37:43,100
‫آره، خوبه.

582
00:37:43,183 --> 00:37:44,267
‫مرسی.

583
00:37:49,725 --> 00:37:52,267
‫اینا واقعاً لازم نیستن.
‫جزو ملزومات دفتره.

584
00:37:56,142 --> 00:37:57,975
‫از رازداریتون ممنونیم.

585
00:38:04,183 --> 00:38:06,017
‫آقا؟ خانم.

586
00:38:09,600 --> 00:38:13,683
‫دکتر گلن، اجازه بدین شهردار
‫و خانم فیسک رو معرفی کنم.

587
00:38:19,183 --> 00:38:22,100
‫خب معمولاً دوست دارم
‫با چند تا سؤال شروع کنم.

588
00:38:23,308 --> 00:38:26,975
‫چی باعث شد بیاین مشاوره، و می‌خواین
‫چی از این جلسات به دست بیارین؟

589
00:38:29,605 --> 00:38:32,063
‫ونسا، چرا تو شروع نمی‌کنی؟

590
00:38:35,053 --> 00:38:40,257
‫من و شوهرم این چند سال اخیر
‫خیلی چیزا رو پشت سر گذاشتیم.

591
00:38:43,892 --> 00:38:47,470
‫تا همین اواخر، ما یه کسب و
‫کار پیچیده رو اداره می‌کردیم.

592
00:38:47,725 --> 00:38:49,975
‫بعد ویلسون رفت.

593
00:38:52,142 --> 00:38:53,683
‫در واقع، غیب شد.

594
00:38:55,642 --> 00:38:57,892
‫کنجکاوم بیشتر درباره‌ش بشنوم.

595
00:38:59,142 --> 00:39:00,142
‫ویلسون؟

596
00:39:03,225 --> 00:39:05,308
‫یه یاغی بهم حمله کرد.

597
00:39:07,725 --> 00:39:11,308
‫پروسه... بهبودی، خیلی پیچیده بود.

598
00:39:15,142 --> 00:39:17,225
‫نمی‌تونستم با ونسا در تماس باشم.

599
00:39:17,308 --> 00:39:19,433
‫نمی‌تونستم باهاش ارتباط داشته باشم.

600
00:39:19,975 --> 00:39:21,100
‫به نفع همه بود.

601
00:39:22,350 --> 00:39:24,308
‫به نفع تو هم بود، ونسا؟

602
00:39:25,642 --> 00:39:27,642
‫- فکر کنم از یه جهاتی، بود...
‫-  از یه جهاتی...

603
00:39:33,225 --> 00:39:34,850
‫من... من کسب و کار رو به دست گرفتم.

604
00:39:35,850 --> 00:39:36,850
‫شکوفا شد.

605
00:39:38,267 --> 00:39:40,642
‫هیچوقت اینقدر سودآور نبود.

606
00:39:41,475 --> 00:39:45,839
‫و رابطه بین مدیریت و کارگرها...

607
00:39:46,767 --> 00:39:48,808
‫قوی بود. و رضایت‌بخش.

608
00:39:49,725 --> 00:39:50,808
‫برای هر دو طرف.

609
00:39:51,925 --> 00:39:55,572
‫ولی غیبت شوهرتون برای
‫خود شما رضایت‌بخش بود؟

610
00:39:58,392 --> 00:39:59,392
‫من... اوم...

611
00:40:02,642 --> 00:40:03,725
‫تنها بودم.

612
00:40:06,933 --> 00:40:09,642
‫دلم برای ویلسون تنگ شده بود.

613
00:40:14,183 --> 00:40:18,267
‫بعد که برگشت واقعاً
‫نمی‌دونستم چه حسی بهش دارم.

614
00:40:22,642 --> 00:40:25,263
‫چرا اینجاییم؟

615
00:40:28,350 --> 00:40:30,852
‫چون انگار چاره دیگه‌ای نداریم.

616
00:40:33,392 --> 00:40:35,578
‫دوست دارم جواب تو ررو هم بدونم، ویلسون.

617
00:40:39,017 --> 00:40:41,308
‫من اینجام چون نمی‌خوام زنمو از دست بدم.

618
00:40:48,392 --> 00:40:50,284
‫- چی شده؟
‫- پیداش کردم.

619
00:40:50,308 --> 00:40:51,826
‫باشه، میام اونجا.

620
00:40:51,850 --> 00:40:53,975
‫- الان می‌خوایم اینکارو بکنیم؟
‫- آره.

621
00:40:54,058 --> 00:40:57,517
‫خیابون 185 غربی،
‫پلاک 950، آپارتمان 30.

622
00:40:57,600 --> 00:40:58,850
‫جلوی در می‌بینمت.

623
00:41:00,683 --> 00:41:01,683
‫به چری زنگ بزن.

624
00:41:03,725 --> 00:41:04,725
‫- مت.
‫- سلام،

625
00:41:04,808 --> 00:41:06,892
‫نیاز دارم برونی سمت
‫پارک فورت تریون. زود.

626
00:41:16,058 --> 00:41:17,058
‫کیه؟

627
00:41:17,850 --> 00:41:19,725
‫اسمم متیو مرداکه. من وکیلم.

628
00:41:20,308 --> 00:41:23,475
‫نماینده هکتور آیالام، مردی
‫که تو ایستگاه مترو نجاتت داد.

629
00:41:27,017 --> 00:41:28,600
‫ببین، می‌دونم منو می‌شناسی،

630
00:41:29,267 --> 00:41:30,517
‫و می‌دونم ترسیدی.

631
00:41:31,433 --> 00:41:33,517
‫ولی اومدم کمکت کنم.
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی.

632
00:41:38,517 --> 00:41:41,017
‫- . ممنون. درو ببند.
‫- اسمت چیه؟

633
00:41:41,100 --> 00:41:42,683
‫- نیکی تورس.
‫- نیکی.

634
00:41:43,267 --> 00:41:45,975
‫تو شاهد کلیدی دفاع من از هکتور آیالایی.

635
00:41:46,058 --> 00:41:47,808
‫رک بگم، تو تنها کسی هستی

636
00:41:47,892 --> 00:41:49,868
‫که بین اون و حبس ابد پشت سر هم وایساده.

637
00:41:49,892 --> 00:41:51,534
‫نمی‌تونم داداش. اگه
‫علیه پلیسا حرف بزنم،

638
00:41:51,558 --> 00:41:52,618
‫خیلی برام بد میشه.

639
00:41:52,642 --> 00:41:54,642
‫الانشم برات بده. پیدات کردن.

640
00:41:54,725 --> 00:41:56,965
‫دارن میان بکشنت. باید
‫همین الان با من بیای.

641
00:41:59,975 --> 00:42:01,451
‫لعنتی، رسیدن. نیکی، حدود

642
00:42:01,475 --> 00:42:02,534
‫20 ثانیه وقت داری قبل اینکه بیان تو.

643
00:42:02,558 --> 00:42:04,004
‫ببین داداش، من اصلاً
‫نمی‌دونم تو کی هستی.

644
00:42:04,008 --> 00:42:04,868
‫ده ثانیه. دارن میان.

645
00:42:04,892 --> 00:42:07,225
‫- از کجا بدونم تو...
‫- از پله اضطراری برو. زود باش.

646
00:42:07,308 --> 00:42:09,600
‫پلیس نیویورک. باز کنید.

647
00:42:11,517 --> 00:42:13,100
‫نیکی. یه نفر تو پارک فورت تریون دارم.

648
00:42:13,183 --> 00:42:15,265
‫پیدات می‌کنه. می‌برتت جای امن.

649
00:42:18,225 --> 00:42:19,600
‫پلیس نیویورک. باز کنید.

650
00:42:32,600 --> 00:42:33,600
‫تو وکیله‌ای.

651
00:42:34,058 --> 00:42:37,558
‫اگه دنبال مردی می‌گردین که
‫هکتور آیالا تو سکوی مترو نجاتش داد،

652
00:42:37,642 --> 00:42:38,892
‫متأسفانه، دیگه اینجا نیست.

653
00:42:42,642 --> 00:42:43,808
‫برو کنار.

654
00:42:44,475 --> 00:42:45,475
‫گفتم برو کنار!

655
00:42:50,808 --> 00:42:52,517
‫- کجا رفته؟
‫- اینجا نیست.

656
00:43:01,433 --> 00:43:02,975
‫- کجا رفته؟
‫- ببین داداش،

657
00:43:03,058 --> 00:43:05,308
‫من مشکل بینایی دارم. وگرنه
‫خیلی دوست داشتم کمک کنم.

658
00:43:30,850 --> 00:43:32,142
‫انجامش بده.

659
00:43:32,225 --> 00:43:33,350
‫اون وکیله.

660
00:43:33,433 --> 00:43:35,392
‫- خودم انجامش میدم.
‫- نه، اینکارو نکن.

661
00:43:36,225 --> 00:43:37,865
‫اینکارو نکن. نمی‌خوای اینکارو بکنی.

662
00:43:38,870 --> 00:44:08,870
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

663
00:44:22,875 --> 00:44:29,031
‫[ترانه‌ی Get Free از The Vines ]

