﻿1
00:00:11,520 --> 00:00:13,080
باید دنبال نیمه فرانسوی سلاح بگردیم

2
00:00:13,160 --> 00:00:15,920
و به عنوان یه پیشنهاد صلح
برش گردونیم به سسیل

3
00:00:16,000 --> 00:00:16,733
[ آنچه گذشت ]

4
00:00:16,786 --> 00:00:18,840
،منیانوس می‌خوان با یکی از اعضای خانواده
صحبت کنن

5
00:00:18,920 --> 00:00:22,000
،به من می‌گن وبر کجاست
و بعدش تو هم می‌ری سراغش

6
00:00:22,720 --> 00:00:24,800
.فقط یه مسئله کوچیکی هست
باید زنده گیرش بندازم

7
00:00:29,240 --> 00:00:31,040
،توی همه ماموریت‌ها
ممکنه یکم اشتباه پیش بیاد

8
00:00:31,520 --> 00:00:33,653
.این ویدیو، بی نقصه

9
00:00:33,840 --> 00:00:37,920
،ولی از لحظه‌ای که سوار اون هواپیما شدی
می‌دونستم قرار نیست وبر رو برگردونی

10
00:00:39,200 --> 00:00:41,200
دیانا. بهت اخطار دادیم

11
00:00:49,880 --> 00:00:51,440
‫چطور ممکنه که دست تو باشه؟

12
00:00:51,720 --> 00:00:55,160
‫چطور ممکنه که شما دوتا فکرکردین
‫از من باهوش‌تر هستین؟

13
00:00:55,640 --> 00:00:58,200
‫تو و 308

14
00:01:02,720 --> 00:01:03,640
‫اون کجاست؟

15
00:01:03,720 --> 00:01:05,680
‫دیگه توی موقعیتی نیست که بتونه آسیبی برسونه

16
00:01:06,880 --> 00:01:09,720
‫فقط برای اینکه بفهمی نقشه‌ای داریم یانه
‫مارو به سیسیل فرستادی؟

17
00:01:09,840 --> 00:01:12,280
‫اون کار تو بود.
‫می‌تونستی یه مامور دیگه رو انتخاب کنی

18
00:01:15,520 --> 00:01:16,680
‫من که وبر رو داشتم

19
00:01:17,520 --> 00:01:19,840
‫چیزی که لازم بود بدونم رو بهم گفت

20
00:01:20,000 --> 00:01:22,000
‫اونم یه خونواده داره

21
00:01:23,440 --> 00:01:26,560
‫چاره‌ای نداشت.
‫مجبورش کردم تا طعمه‌ی تو بشه

22
00:01:29,600 --> 00:01:31,600
‫به خاطر آژانس اینکارو کردم،

23
00:01:31,680 --> 00:01:34,040
‫و مجبور شدم تورو درجریان نذارم

24
00:01:35,200 --> 00:01:38,480
‫تو نمی‌دونی که چی به نفع سازمانه

25
00:01:41,720 --> 00:01:45,640
‫به لطف مداخله‌ی من،
‫حالا کل سلاح رو داریم

26
00:01:48,200 --> 00:01:49,240
‫مطمئنی؟

27
00:01:50,600 --> 00:01:52,760
‫اون نیمه‌ی فرانسوی که داری جعلیه

28
00:01:56,200 --> 00:01:59,800
‫سسیل می‌خواست اونو به کلاین برسونه
‫تا تنها کسی بشه که سلاح رو می‌سازه

29
00:02:02,240 --> 00:02:04,720
‫- کی می‌خواستی بهم بگی؟
‫- الان دارم میگم

30
00:02:06,120 --> 00:02:09,360
‫به لطف نقشه‌ی من اینو فهمیدیم

31
00:02:14,600 --> 00:02:15,600
‫وایسا

32
00:02:22,760 --> 00:02:23,760
‫بازکن

33
00:02:25,600 --> 00:02:26,600
‫تکون بخور

34
00:02:39,160 --> 00:02:41,080
‫وقتشه دروغ رو کنار بذاری

35
00:02:41,160 --> 00:02:42,120
‫اینو تو داری میگی؟

36
00:02:42,160 --> 00:02:45,680
‫درباره‌ی اهداف منتیکور کلی مزخرف به خوردم دادی

37
00:02:45,760 --> 00:02:48,920
‫به من و بقیه‌ی خونواده‌ها دروغ گفتی

38
00:02:49,400 --> 00:02:50,720
‫فقط همون یکبار

39
00:02:51,840 --> 00:02:52,880
‫فقط یکبار

40
00:02:53,680 --> 00:02:55,120
‫و ببین چه هزینه‌ای بابتش پرداختم

41
00:02:58,760 --> 00:03:00,840
‫تو پسرت رو به سمت مرگ فرستادی

42
00:03:02,800 --> 00:03:05,440
‫و با این وجود، طبق نقشه‌های خودت پیش رفتی

43
00:03:06,200 --> 00:03:07,880
‫تکنولوژی رو برای خودت نگه داشتی

44
00:03:08,840 --> 00:03:10,440
‫و سعی کردی به همه نارو بزنی

45
00:03:17,160 --> 00:03:20,600
‫بالاخره، جرات پیدا کردی که نگام کنی و

46
00:03:20,680 --> 00:03:22,080
‫نظرت رو درباره‌م بگی

47
00:03:22,160 --> 00:03:24,280
‫نه، بابا، همیشه جرأتشو داشتم

48
00:03:25,200 --> 00:03:27,040
‫فقط توجه‌ت رو نداشتم

49
00:03:34,040 --> 00:03:35,320
‫و دیگه از دستش دادی

50
00:03:36,480 --> 00:03:38,160
‫همچنین کارت توی منتیکور رو...

51
00:03:38,920 --> 00:03:40,520
‫دیگه توی آژانس نیستی

52
00:03:41,544 --> 00:03:52,544
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

53
00:04:48,080 --> 00:04:53,060
‫« سیتادل: دیانا »

54
00:05:09,160 --> 00:05:11,040
‫لنزها غیرفعال شدن. بریم

55
00:05:11,120 --> 00:05:13,040
‫داری اشتباه می‌کنی

56
00:05:14,120 --> 00:05:16,160
‫از کی همدیگه رو می‌شناسیم؟

57
00:05:19,440 --> 00:05:21,360
‫تو از کی لوکا رو می‌شناسی؟

58
00:05:23,680 --> 00:05:25,600
‫واقعاً نباید همچین فکری کنی

59
00:05:25,680 --> 00:05:27,680
‫من لوکا رو نکشتم

60
00:05:27,760 --> 00:05:29,680
‫تو لیاقت هیچ گهی رو نداری!

61
00:05:42,400 --> 00:05:43,400
‫ادو

62
00:05:43,853 --> 00:05:44,360
‫وایسا

63
00:05:45,400 --> 00:05:47,866
‫اگه می‌خوای سخنرانی کنی، زحمت نکش

64
00:05:48,226 --> 00:05:48,893
‫دیگه تمومه

65
00:05:49,280 --> 00:05:50,440
‫می‌خوام درک کنی

66
00:05:50,840 --> 00:05:52,906
‫می‌دونستی فرستادن اون
‫به سیسیل تله بوده؟

67
00:05:53,106 --> 00:05:54,653
‫می‌دونستم، و باهاش مخالف بودم

68
00:05:55,306 --> 00:05:57,840
‫وقتی دعوامون رو دیدی، داشتیم درباره‌ی
‫همین حرف می‌زدیم

69
00:05:58,266 --> 00:06:00,000
‫می‌دونی که همیشه از حمایت کردم

70
00:06:00,626 --> 00:06:03,200
‫واقعاً باورداشتم که شک‌وتردید‌های اون
‫بی‌جا هستن

71
00:06:04,213 --> 00:06:05,960
‫خیلی ازت ناامید شدم

72
00:06:06,786 --> 00:06:08,906
‫پشت‌سرما با یه مامور همکاری کردی

73
00:06:09,373 --> 00:06:11,213
‫دیانا فقط یه مامور نیست

74
00:06:11,400 --> 00:06:13,320
‫از کی تاحالا مأمورها اسم دارن؟

75
00:06:13,440 --> 00:06:15,360
‫از زمانی که شجاع‌ترین مأمور

76
00:06:15,440 --> 00:06:18,000
‫خواست جونش رو برای آژانسمون به خطر بندازه

77
00:06:19,000 --> 00:06:20,600
‫با اشتیاق ازش دفاع کردی

78
00:06:20,680 --> 00:06:22,040
‫چون حقش بود

79
00:06:23,200 --> 00:06:24,760
‫و به خاطر اینکه اصلاً شبیه شما دوتا نیستم

80
00:06:25,440 --> 00:06:27,760
‫مثل مهره‌ی شطرنج با همه رفتار نمی‌کنم

81
00:06:30,080 --> 00:06:31,080
‫"ما دوتا؟"

82
00:06:32,160 --> 00:06:33,160
‫آره، مامان، دوتاتون

83
00:06:33,760 --> 00:06:37,400
‫اگه اجازه میدی یه دختر کشته بشه،
‫پس هیچ فرقی با اون نداری

84
00:06:43,720 --> 00:06:44,720
‫ادو

85
00:07:06,200 --> 00:07:08,840
‫نتونستی تا وقتی که میرن توی جلسه صبرکنی؟

86
00:07:08,960 --> 00:07:11,000
‫نه، و تو؟

87
00:07:11,400 --> 00:07:12,520
‫منم نتونستم

88
00:07:14,800 --> 00:07:16,680
‫[ 8سال قبل ]

89
00:07:21,360 --> 00:07:23,000
‫فکرنمی‌کردم اینجا ببینمت

90
00:07:23,480 --> 00:07:26,200
‫پدرم می‌خواست که درباره‌ی
‫سیستم امنیتی‌م صحبت کنم

91
00:07:26,840 --> 00:07:27,840
‫خوبه

92
00:07:28,800 --> 00:07:29,880
‫و تو؟

93
00:07:29,960 --> 00:07:31,560
‫- چرا اینجایی؟
‫- سسیل؟

94
00:07:35,000 --> 00:07:36,720
‫- قراره بفهمم.
‫- سسیل؟

95
00:07:45,120 --> 00:07:46,360
‫من اینجام، مامان

96
00:07:46,440 --> 00:07:48,120
‫امروز باهام میای

97
00:07:49,080 --> 00:07:50,440
‫خیلی‌خب

98
00:08:20,200 --> 00:08:21,800
‫[ دسترسی رد شد ]

99
00:08:21,880 --> 00:08:22,880
‫لعنتی!

100
00:09:11,640 --> 00:09:12,720
‫هی!

101
00:09:14,760 --> 00:09:16,080
‫چه اتفاقی افتاده؟

102
00:09:16,160 --> 00:09:17,440
‫پدرم درباره‌مون خبرداره

103
00:09:17,520 --> 00:09:20,240
‫همه‌چی رو درباره‌ی تو، لوگانو و 301 می‌دونه

104
00:09:20,320 --> 00:09:21,840
‫لعنتی

105
00:09:21,880 --> 00:09:22,880
‫تو چی؟

106
00:09:23,400 --> 00:09:24,480
‫منو حذف کرد

107
00:09:25,520 --> 00:09:26,880
‫چطور اومدی داخل؟

108
00:09:26,960 --> 00:09:29,240
‫من سیستم امنیتی اینجا رو طراحی کردم

109
00:09:29,320 --> 00:09:31,880
‫پس همین الان مارو از اینجا ببر

110
00:09:32,040 --> 00:09:35,840
‫وقت نداریم.
‫نگهبانا یکم دیگه میرسن اینجا

111
00:09:35,880 --> 00:09:37,960
‫- اهمیتی نمیدم. نگهبانا با من.
‫- دیانا

112
00:09:38,040 --> 00:09:39,520
‫- می‌خوام از اینجا برم
‫- نه

113
00:09:40,320 --> 00:09:43,120
‫- بهم اعتماد کن.
‫- دارم. اما می‌خوان منو بکشن

114
00:09:43,200 --> 00:09:46,240
‫نه. پدرم روی نیمه‌ی آلمانی سلاح تمرکز کرده

115
00:09:46,320 --> 00:09:48,480
‫- وگرنه تا الان تورو کشته بود.
‫- اشتباه می‌کنی

116
00:09:48,520 --> 00:09:50,400
‫اینجا نگهم داشتن تا ازم بازجویی کنن

117
00:09:50,480 --> 00:09:51,880
‫و بعد حذفم کنن

118
00:09:53,480 --> 00:09:55,480
‫شاید باید به اون امید داشته باشم

119
00:09:55,520 --> 00:09:56,520
‫چرا؟

120
00:09:59,280 --> 00:10:01,000
‫زندون سلول بعدی...

121
00:10:02,080 --> 00:10:03,520
‫می‌دونی اون کیه؟

122
00:10:03,600 --> 00:10:04,600
‫نه

123
00:10:05,480 --> 00:10:06,480
‫کی؟

124
00:10:09,640 --> 00:10:11,120
‫اون مأمور سیتادلیه که

125
00:10:11,960 --> 00:10:13,640
‫برادرت رو کشته

126
00:10:15,160 --> 00:10:17,160
‫فکرمی‌کردم مرده

127
00:10:23,880 --> 00:10:25,400
‫گفت بود که اون مرده

128
00:10:37,480 --> 00:10:40,480
‫- به چی نگاه می‌کنی؟
‫- فقط دارم از دستورات پیروی می‌کنم

129
00:10:40,520 --> 00:10:42,000
‫چیزی که توش عالی هستی

130
00:10:42,080 --> 00:10:43,960
‫همه از دستورات یکی پیروی می‌کنیم

131
00:10:44,480 --> 00:10:45,480
‫تو هم همین‌طور

132
00:10:46,160 --> 00:10:48,240
‫حتی اگه تموم تلاشتو کنی
‫که خلافشو ثابت کنی

133
00:10:48,600 --> 00:10:49,760
‫من پیروی نمی‌کنم

134
00:10:50,520 --> 00:10:52,240
‫و ببین به کجا رسیدی

135
00:11:06,600 --> 00:11:08,360
‫می‌خوای من رو هم بندازی زندون؟

136
00:11:09,680 --> 00:11:12,360
‫اگه دوباره جرأت کنی مداخله کنی، میندازم

137
00:11:12,440 --> 00:11:14,000
‫و احتمالاً شکنجم میدی

138
00:11:15,400 --> 00:11:16,520
‫برای هشت سال

139
00:11:19,440 --> 00:11:20,440
‫تنهامون بذار

140
00:11:26,080 --> 00:11:27,480
‫گفته بودی که اون مرده

141
00:11:28,320 --> 00:11:29,520
‫چه فرقی می‌کنه؟

142
00:11:29,600 --> 00:11:31,080
‫بهم دروغ گفته بودی

143
00:11:31,160 --> 00:11:32,200
‫دوباره

144
00:11:33,000 --> 00:11:35,120
‫و ما آدما رو شکنجه نمیدیم

145
00:11:35,200 --> 00:11:36,200
‫نمیدیم؟

146
00:11:37,160 --> 00:11:39,160
‫و دقیقاً چیکار می‌کنیم؟

147
00:11:39,680 --> 00:11:40,800
‫کمکم کن بفهمم

148
00:11:41,480 --> 00:11:43,400
‫وقتی می‌خوایم یکی حرف بزنه،

149
00:11:44,360 --> 00:11:45,360
‫فکرمی‌کنی چیکار می‌کنیم؟

150
00:11:45,480 --> 00:11:47,440
‫- فرق داره...
‫- چطور؟

151
00:11:48,840 --> 00:11:50,240
‫تو فقط یه آدم ریاکاری

152
00:11:50,600 --> 00:11:53,160
‫جرات نداری اعتراف کنی که
‫برای خرج زندگی چیکار می‌کنی

153
00:11:53,960 --> 00:11:55,520
‫ما اسلحه می‌فروشیم، ادواردو

154
00:11:56,480 --> 00:11:58,280
‫سلاح‌هایی که بیشترشون توسط تو اختراع شدن

155
00:12:06,800 --> 00:12:08,800
‫اون مرد به چیزی که حقش بود رسید

156
00:12:10,040 --> 00:12:13,640
‫هیچ‌وقت بهت نگفتم چون
‫نمی‌تونم درباره‌ش حرف بزنم

157
00:12:16,640 --> 00:12:18,880
‫باید یه کاری می‌کردم تا حس بهتری پیدا کنم

158
00:12:19,880 --> 00:12:20,880
‫می‌فهمم

159
00:12:22,080 --> 00:12:23,920
‫شاید کار درستی نبوده باشه

160
00:12:25,920 --> 00:12:26,920
‫اما درکت می‌کنم

161
00:12:29,320 --> 00:12:31,600
‫منم خیلی گندکاری داشتم، نه؟

162
00:12:31,680 --> 00:12:34,800
‫سعی کردم جاش رو بگیرم
‫درحالی که می‌دونستم هیچ‌وقت مثل اون نمیشم

163
00:12:38,320 --> 00:12:40,040
‫لطفاً، در رو باز کن

164
00:12:40,120 --> 00:12:41,280
‫نه، داریم حرف می‌زنیم

165
00:12:41,360 --> 00:12:44,280
‫- نمی‌خوام درباره‌ی انریکو حرف بزنم.
‫- درباره‌ی منتیکور حرف می‌زنیم

166
00:12:45,720 --> 00:12:46,720
‫حق با توئه،

167
00:12:47,760 --> 00:12:49,520
‫دیگه جایی برای ریاکاری باقی نمونده

168
00:12:50,640 --> 00:12:53,080
‫اما وقت هم نداریم انقدر محتاط باشیم

169
00:12:54,600 --> 00:12:57,840
‫باید به منتیکور فرانسه حمله کنیم، نیمه‌ی دیگه‌ی سلاح رو بگیریم

170
00:12:57,920 --> 00:12:59,880
‫و دوباره کنترل و تصمیم‌گیری رو شروع کنیم

171
00:13:01,400 --> 00:13:04,800
‫حالا که ویرون شدیم باید یه جنگ راه بندازم؟

172
00:13:04,880 --> 00:13:07,560
‫- 308یه ایده داشت.
‫- بفرما شروع شد. باز کن

173
00:13:07,640 --> 00:13:09,000
‫باید به حرفش گوش کنی

174
00:13:09,120 --> 00:13:12,360
‫اون آخرین شانست برای پس گرفتن
‫قدرتیه که از دست دادی

175
00:13:15,240 --> 00:13:16,640
‫و گرفتن انتقام برادرم

176
00:13:19,160 --> 00:13:20,160
‫راه درست

177
00:13:27,480 --> 00:13:29,480
‫به‌هرحال، اون اعدام می‌شه

178
00:13:47,920 --> 00:13:48,920
‫خوب پیش رفت

179
00:13:49,760 --> 00:13:52,040
‫- مگه من نباید پروژه رو ارائه می‌دادم؟
‫- من انجامش دادم

180
00:13:53,360 --> 00:13:57,320
‫پیشنهادت واقعاً جالبه، ادواردو

181
00:13:57,400 --> 00:13:58,400
‫ممنون

182
00:14:05,760 --> 00:14:07,720
‫به پدرت گفتم که عالی هستی

183
00:14:08,680 --> 00:14:09,760
‫اون یه زانیه

184
00:14:10,600 --> 00:14:11,600
‫بریم

185
00:14:12,200 --> 00:14:14,280
‫میرم از سسیل خداحافظی کنم و بعد میام

186
00:14:22,680 --> 00:14:23,680
‫همه‌چی خوبه؟

187
00:14:25,440 --> 00:14:27,240
‫چرا مادرت خبرت کرده بود؟

188
00:14:28,560 --> 00:14:29,920
‫می‌خواد که کنارش باشم

189
00:14:30,800 --> 00:14:32,480
‫از الان به بعد، قراره درگیر ماجرا شم

190
00:14:32,960 --> 00:14:34,240
‫باید آماده بشم

191
00:14:35,760 --> 00:14:37,080
‫داره بدتر می‌شه؟

192
00:14:38,600 --> 00:14:39,600
‫خیلی مریضه

193
00:14:40,440 --> 00:14:42,280
‫اما همه‌ش به آینده فکرمی‌کنه

194
00:14:42,880 --> 00:14:44,360
‫نمی‌دونم چطور اینکارو می‌کنه

195
00:14:44,760 --> 00:14:46,560
‫حتی با استرس امروزش

196
00:14:48,120 --> 00:14:50,160
‫چرا، اونجا چه اتفاقی افتاد؟

197
00:14:54,320 --> 00:14:56,040
‫اگه نمی‌تونی بگی، اشکالی نداره

198
00:14:57,120 --> 00:14:58,600
‫بیا درباره‌ی یه چیز دیگه حرف بزنیم

199
00:15:01,960 --> 00:15:03,640
‫دیگه نمی‌تونم اینو باهات ادامه بدم

200
00:15:07,680 --> 00:15:09,120
‫یعنی چی؟

201
00:15:11,040 --> 00:15:12,160
‫ادو، لطفاً

202
00:15:12,240 --> 00:15:13,840
‫نه، سسیل، برام توضیح بده

203
00:15:14,760 --> 00:15:16,360
‫همه‌چی خیلی سریع داره حرکت می‌کنه

204
00:15:17,240 --> 00:15:21,080
‫مادرم مریضه و
‫منتیکور اهداف بزرگی داره

205
00:15:21,640 --> 00:15:23,960
‫خیلی جاه‌طلبانه‌تر از چیزی که فکرمی‌کردم

206
00:15:24,880 --> 00:15:27,240
‫باید بفهمم که چطور می‌تونم
‫با این مسئولیت کنار بیام

207
00:15:27,320 --> 00:15:30,400
‫اما می‌تونیم باهم بفهمیمش.
‫می‌خوام کنارت باشم

208
00:15:31,480 --> 00:15:34,280
‫ادو، تو یه وارث نیستی

209
00:15:40,120 --> 00:15:42,240
‫ترک کردن من اولین مأموریتته؟

210
00:15:46,720 --> 00:15:48,720
‫ما بچه‌های بنیانگذارها هستیم

211
00:15:49,360 --> 00:15:52,040
‫خودت اینو می‌دونی.
‫و منتیکور همیشه اولویت داره

212
00:15:53,600 --> 00:15:55,400
‫می‌دوم، اما فکرکردم عاشق همدیگه هستیم

213
00:16:01,200 --> 00:16:02,200
‫هستیم

214
00:16:07,224 --> 00:16:14,224


215
00:16:29,240 --> 00:16:31,160
‫بجنب، سرتو بالا بگیر

216
00:16:34,200 --> 00:16:39,840
‫دیروز رئیس شورا اعلام کرد که نمیره...

217
00:16:39,920 --> 00:16:41,920
‫برادر نابغه‌م

218
00:16:42,000 --> 00:16:43,680
‫شنیدم از پروژه‌ت خوششون اومده

219
00:16:44,600 --> 00:16:46,240
‫هیچ اهمیتی نمیدم، انریکو

220
00:16:48,120 --> 00:16:49,120
‫سسیل ترکم کرد

221
00:16:49,200 --> 00:16:50,640
‫یهویی؟

222
00:16:51,280 --> 00:16:53,720
‫برای من یهویی بود، اما برای اونا نه

223
00:16:53,800 --> 00:16:54,800
‫اونا؟

224
00:16:55,360 --> 00:16:57,440
‫ماریان داره برای جانشینی آماده می‌شه

225
00:16:57,520 --> 00:16:58,720
‫چرنده،

226
00:16:58,800 --> 00:17:01,480
‫چون سسیل رو می‌شناسم، و اون هنوز آماده نیست

227
00:17:04,000 --> 00:17:06,640
‫دیوونه‌کننده نیست که قراره کنار بابا و کلاین
‫حکومت کنه؟

228
00:17:06,760 --> 00:17:08,400
‫فکرکنم نوبتشه

229
00:17:08,480 --> 00:17:11,400
‫نه، کلاین داره به زور مارو جدا می‌کنه

230
00:17:11,480 --> 00:17:13,640
‫- تا دست‌کم گرفته نشه.
‫- منطقیه

231
00:17:15,240 --> 00:17:18,000
‫- اما تو طرف کی هستی؟
‫- تو، همیشه

232
00:17:18,080 --> 00:17:22,280
‫اما مشخصه که رابطه‌ی تو
‫یه ناهماهنگی بین سازمان‌ها ایجاد می‌کنه

233
00:17:22,320 --> 00:17:25,280
‫می‌دونی دوستت دارم، و متاسفم که
‫داری به خاطرش رنج می‌کشی،

234
00:17:25,320 --> 00:17:28,000
‫اما باید به فکرمنافع خودمون باشی

235
00:17:29,320 --> 00:17:32,880
‫و منتیکور همیشه در اولویت قرار داره

236
00:17:33,000 --> 00:17:38,320
‫یک انفجار بسیار عظیم دوموی میلان را به لرزه درآورد

237
00:17:39,080 --> 00:17:40,320
‫اه، خدای من

238
00:17:40,440 --> 00:17:42,800
‫ما متوجه جدیت این اخبار هستیم

239
00:17:42,920 --> 00:17:46,320
‫که همین الان درحال تایید هستن

240
00:17:46,440 --> 00:17:49,800
‫اما براساس اطلاعات به دست اومده...

241
00:17:49,960 --> 00:17:51,920
‫- کار ما نبوده.
‫- ادو

242
00:17:54,560 --> 00:17:56,880
‫بهم بگید که ما هیچ ربطی به این قضیه نداریم

243
00:18:01,480 --> 00:18:03,000
‫بی‌رحمانه‌ست،

244
00:18:03,800 --> 00:18:05,080
‫اما یه دلیل داره

245
00:18:05,560 --> 00:18:06,720
‫دلیل؟

246
00:18:07,320 --> 00:18:10,000
‫چه دلیل کوفتی باعث شده که
‫دومو رو نابود کنید؟

247
00:18:10,520 --> 00:18:12,800
‫مجبور بودیم چشم دنیا رو از خودمون دور کنیم

248
00:18:12,880 --> 00:18:14,680
‫تا دستامون باز شن

249
00:18:14,760 --> 00:18:18,000
‫تصاویر ما رو مات و مبهوت کردن

250
00:18:18,080 --> 00:18:20,800
‫خونواده‌ها یه لیست کامل از مأمورین سیتادل دریافت کردن

251
00:18:20,920 --> 00:18:22,040
‫در سراسر جهان

252
00:18:22,080 --> 00:18:24,680
‫پایگاه‌ها و آدرس‌هاشون

253
00:18:24,760 --> 00:18:27,080
‫در شرف انجام یه حمله‌ی جهانی هستیم

254
00:18:28,000 --> 00:18:29,680
‫امروز، قراره سیتادل رو نابود کنیم

255
00:18:29,800 --> 00:18:31,400
‫یه حواس‌پرتی لازم داشتیم

256
00:18:32,560 --> 00:18:33,640
‫حواس‌پرتی؟

257
00:18:34,680 --> 00:18:37,080
‫کشتن صدها آدم حواس‌پرتیه؟

258
00:18:37,160 --> 00:18:39,440
‫- ما تروریست نیستیم!
‫- می‌دونیم...

259
00:18:39,520 --> 00:18:42,520
‫می‌دونیم همیشه بهترین نیت‌ها رو داری

260
00:18:42,560 --> 00:18:44,080
‫اما راه دیگه‌ای نداریم

261
00:18:44,960 --> 00:18:47,800
‫این جنگه، چه خوشت بیاد چه نیاد

262
00:18:49,040 --> 00:18:51,080
‫سال‌ها پیش، یه آدم باهوش‌تر از من

263
00:18:52,240 --> 00:18:56,240
‫بهم گفت که نمی‌تونیم برای داشتن صلح
‫از جنگ دوری کنیم

264
00:18:56,640 --> 00:18:57,800
‫صلح واقعی

265
00:18:58,800 --> 00:19:00,040
‫این سرنوشت ماست

266
00:19:00,920 --> 00:19:02,320
‫درنهایت درک می‌کنی

267
00:19:02,400 --> 00:19:05,080
‫امروز حمله می‌کنیم.
‫و من مأموریت رو رهبری می‌کنم

268
00:19:05,160 --> 00:19:07,680
‫- تو؟
‫- نگران نباش، خودم درخواست دادم

269
00:19:07,800 --> 00:19:09,680
‫بهم اعتماد کنید، من آماده‌م

270
00:19:11,000 --> 00:19:13,800
‫مهمه که یه وارث خودش رو ثابت کنه

271
00:19:13,920 --> 00:19:15,320
‫باید برم

272
00:19:21,800 --> 00:19:22,920
‫انریکو

273
00:19:23,640 --> 00:19:24,640
‫انریکو

274
00:19:26,800 --> 00:19:28,720
‫کار ما این نیست که توی خط مقدم باشیم

275
00:19:28,800 --> 00:19:31,080
‫ادو، خودم می‌خوام اونجا باشم

276
00:19:31,200 --> 00:19:32,760
‫برام آرزوی موفقیت کن

277
00:19:36,000 --> 00:19:37,400
‫هیچی ندارم که بهت بگم

278
00:20:10,480 --> 00:20:11,520
‫آقای زانی،

279
00:20:11,800 --> 00:20:15,040
‫دیدن شما باعث افتخاره.
‫البته ای کاش شرایط دیگه‌ای بود

280
00:20:15,080 --> 00:20:16,200
‫یک دقیقه وقت داری

281
00:20:18,160 --> 00:20:19,320
‫من گناه‌کارم

282
00:20:19,800 --> 00:20:22,320
‫از دستورات سرپیچی کردم،
‫مبادله رو بهم زدم...

283
00:20:22,440 --> 00:20:23,960
‫یه چیزی بگو که ندوم

284
00:20:25,920 --> 00:20:27,000
‫چی می‌خوای؟

285
00:20:27,640 --> 00:20:30,080
‫می‌خوام به منتیکور فرانسه تحویل داده بشم

286
00:20:30,800 --> 00:20:32,800
‫رئیس خونواده می‌خواد بمیرم

287
00:20:33,400 --> 00:20:36,000
‫- توی فرانسه، اعدام می‌شی.
‫- اینجا هم می‌شم

288
00:20:38,920 --> 00:20:41,480
‫به غیر از منظره‌،
‫مردن توی پاریس چه سودی داره؟

289
00:20:42,800 --> 00:20:44,200
‫شاید هیچی

290
00:20:45,680 --> 00:20:48,480
‫اما اگه بتونم نقشه‌ای که توی سرم دارم رو پیش ببرم،

291
00:20:48,560 --> 00:20:49,960
‫و زنده بیرون برم،

292
00:20:50,040 --> 00:20:52,440
‫شاید نظرتون راجع به من عوض بشه

293
00:20:54,320 --> 00:20:56,440
‫پونزده ثانیه وقت داری نقشه رو بگی

294
00:20:57,480 --> 00:20:59,560
‫شما نیمه‌ی آلمانی سلاح رو دارین

295
00:20:59,680 --> 00:21:02,800
‫من یه بهونه‌ی عالی برای ورود به مقر فرانسه

296
00:21:02,920 --> 00:21:04,080
‫و دزدیدن نیمه‌ی دیگه هستم

297
00:21:04,200 --> 00:21:05,200
‫ازم استفاده کن

298
00:21:07,200 --> 00:21:08,200
‫چطوری؟

299
00:21:09,240 --> 00:21:10,560
‫مثل یک اسب تروآ

300
00:21:25,280 --> 00:21:28,080
‫متوجه شدی پسر ایده‌آل‌گرامون چیکار کرده؟

301
00:21:29,320 --> 00:21:31,000
‫همونی که درباره‌ی پاکی منتیکور سخنرانی می‌کرد

302
00:21:32,400 --> 00:21:34,720
‫اون قفل‌هارو ساخته و کلید اصلی رو نگه داشته

303
00:21:37,680 --> 00:21:40,000
‫به خاطر اینکه نمی‌دونستی
‫ازش عصبانی‌ای

304
00:21:41,000 --> 00:21:44,320
‫یا برای اینکه از چیزی که فکرمی‌کردی تواناتره؟

305
00:21:46,800 --> 00:21:49,400
‫مسئله اینه که باید تصمیم بگیرم

306
00:21:50,280 --> 00:21:51,280
‫امروز

307
00:21:52,240 --> 00:21:55,400
‫این یه فرصت خوب و فوریه

308
00:21:55,480 --> 00:21:59,200
‫اگه موفق بشیم، می‌تونیم تعادل رو به اروپا برگردونیم

309
00:21:59,600 --> 00:22:01,280
‫و هرچی که

310
00:22:02,320 --> 00:22:03,720
‫مال خودمون هست رو پس بگیریم

311
00:22:04,720 --> 00:22:06,560
‫مسئله‌ی خیلی بزرگیه

312
00:22:06,640 --> 00:22:07,840
‫دقیقاً

313
00:22:08,680 --> 00:22:10,120
‫چقدر ریسکیه؟

314
00:22:12,520 --> 00:22:14,160
‫خیلی، احتمالاً خیلی ریسک داره،

315
00:22:14,240 --> 00:22:16,760
‫چون اسب تروآ ادواردو رو می‌بره داخل

316
00:22:18,520 --> 00:22:19,520
‫چرا؟

317
00:22:19,920 --> 00:22:22,840
‫کلید اصلی‌ای که ساخته به شدت...

318
00:22:23,400 --> 00:22:25,000
‫به شدت قدرتمنده

319
00:22:26,400 --> 00:22:28,600
‫اما یه فناوری بیومتریک داره

320
00:22:29,120 --> 00:22:30,800
‫که فقط روی اون کار می‌کنه

321
00:22:34,280 --> 00:22:36,080
‫پس بحثی نمی‌مونه

322
00:22:38,880 --> 00:22:42,040
‫پسرمون برای منتیکور
‫جونش رو به خطر نمیندازه

323
00:22:44,360 --> 00:22:45,640
‫بهم قول دادی

324
00:22:49,800 --> 00:22:51,840
‫خونواده‌های بنیانگذار رو جمع می‌کنم

325
00:22:51,920 --> 00:22:54,600
‫و یه بار برای همیشه قضیه رو روشن می‌کنم

326
00:23:27,040 --> 00:23:29,240
‫دوباره باهم توی یک اتاق هستیم

327
00:23:30,840 --> 00:23:32,160
‫امیدوارم فایده‌ای داشته باشه

328
00:23:33,160 --> 00:23:34,560
‫خوشایند نیست

329
00:23:35,760 --> 00:23:37,093
‫قطعاً مفیده

330
00:23:38,160 --> 00:23:41,040
‫با نگاه کردن بهت
‫می‌تونم استرس و ترست رو تصور کنم

331
00:23:41,386 --> 00:23:44,133
‫نیازی نیست تصورکنی، اتوره

332
00:23:44,906 --> 00:23:45,706
‫واقعی هستن

333
00:23:48,266 --> 00:23:53,093
‫وجود دارن چون من اولین کسی بودم که
‫اساس اتحادمون رو دستکم گرفتم

334
00:23:53,720 --> 00:23:54,893
‫من اولین کسی بودم که...

335
00:23:55,066 --> 00:23:56,013
‫هشت سال پیش...

336
00:23:56,586 --> 00:23:58,480
‫سیب طلایی رو آوردم

337
00:23:59,413 --> 00:24:02,560
‫و حالا اون بذرها، ریشه دادن

338
00:24:03,200 --> 00:24:04,933
‫و توی قلمروهای شما هم پخش شدن

339
00:24:05,280 --> 00:24:08,813
‫و دروغ‌ها و درگیری‌های بیشتری ساختن

340
00:24:12,720 --> 00:24:15,480
‫اما امروز اینجام تا اوضاع رو درست کنم

341
00:24:17,293 --> 00:24:22,000
‫همون‌طور که می‌دونین، من تنها کسی هستم که
‫دونیمه سلاح رو دارم

342
00:24:22,573 --> 00:24:23,453
‫می‌خوام پسشون بدم

343
00:24:25,240 --> 00:24:26,960
‫حالا که می‌تونیم رومون سلطه داشته باشی؟

344
00:24:27,320 --> 00:24:30,000
‫الان می‌تونم، اما نمی‌خوام

345
00:24:33,773 --> 00:24:35,560
‫اگه همه یک سلاح داشته باشیم

346
00:24:35,893 --> 00:24:37,280
‫به صورت برابری قوی می‌شیم

347
00:24:39,013 --> 00:24:40,706
‫و سسیل رو بهت میدم...

348
00:24:41,253 --> 00:24:45,253
‫همون کسی که مسئول کشتن مأمورهاته

349
00:24:46,493 --> 00:24:49,920
‫بیاید اختلافات رو کنار بذاریم و ادامه بدیم

350
00:24:50,226 --> 00:24:52,240
‫مثل یک خونواده‌ی بزرگ و خوشحال

351
00:24:53,453 --> 00:24:57,413
‫الان وقت بازی نیست، اتوره
‫بگو چی می‌خوای

352
00:24:57,533 --> 00:24:58,440
‫چیزی نمی‌خوام

353
00:24:58,586 --> 00:25:00,493
‫باید درازاش یه چیزی بخوای

354
00:25:01,933 --> 00:25:03,680
‫برابری بین سازمان‌ها

355
00:25:04,506 --> 00:25:05,760
‫دیگه تحریمی نباشه

356
00:25:06,466 --> 00:25:09,920
‫منتیکور ایتالیا یکبار دیگه
‫به اندازه‌ی شما مهم بشه

357
00:25:10,506 --> 00:25:11,786
‫ما سه تا...

358
00:25:12,320 --> 00:25:14,240
‫برابر و در صلح

359
00:25:16,640 --> 00:25:19,893
‫بیاین منتیکور رو به حالت ایده‌ال برگردونیم

360
00:25:21,186 --> 00:25:23,386
‫به اون چیزی که 13 سال پیش مارو متحد کرد...

361
00:25:24,333 --> 00:25:25,893
‫و درکنار خونواده‌های دیگه قرار داد

362
00:25:27,973 --> 00:25:30,853
‫و بیاین دیگه با خودمون نجنگیم

363
00:25:38,160 --> 00:25:38,933
‫من هستم

364
00:25:48,626 --> 00:25:49,533
‫خیلی‌خب

365
00:25:55,000 --> 00:25:55,626
‫حالا...

366
00:25:56,946 --> 00:25:58,866
‫همه‌چی رو درباره‌ی سلاح بگید

367
00:25:59,186 --> 00:26:01,466
‫همه باید بدونیم که وقتی دونیمه‌ی سیب

368
00:26:01,533 --> 00:26:04,426
‫کنار هم باشن با چی طرفیم

369
00:26:16,240 --> 00:26:17,080
‫ولفگانگ

370
00:26:23,320 --> 00:26:26,520
‫نیمه‌ی فرانسوی سلاح جعلیه

371
00:26:27,640 --> 00:26:29,640
‫سسیل می‌خواسته تورو فریب بده

372
00:26:30,360 --> 00:26:32,760
‫چی؟ منظورت چیه؟

373
00:27:03,680 --> 00:27:04,520
‫گلادا

374
00:27:04,600 --> 00:27:06,440
‫داری منو کجا میبری؟

375
00:27:28,320 --> 00:27:29,520
‫به سسیل قول دادم

376
00:27:30,280 --> 00:27:32,920
‫زندانی و دونیمه سلاح رو براش بیارم

377
00:27:33,800 --> 00:27:35,360
‫هنوز می‌خوای بری؟

378
00:27:36,160 --> 00:27:38,440
‫- با اون ترفند کوچولوت.
‫- البته

379
00:27:39,720 --> 00:27:41,600
‫خوشحالم که نظرت عوض شد

380
00:27:42,280 --> 00:27:46,880
‫حالا که می‌دونم سلاح چیه،
‫می‌تونه کمکمون کنه تا به بزرگ‌ترین هدفمون برسیم

381
00:27:48,000 --> 00:27:50,320
‫- نابودی دنیا؟
‫- نه

382
00:27:50,400 --> 00:27:52,040
‫کنترل دنیا

383
00:27:53,200 --> 00:27:54,960
‫همون چیزی که همیشه می‌خواستی

384
00:27:59,600 --> 00:28:00,600
‫خوبه

385
00:28:01,120 --> 00:28:02,600
‫اما دیگه هیچ‌وقت بهم دروغ نگو

386
00:28:03,160 --> 00:28:04,160
‫تو هم همین‌طور

387
00:28:08,320 --> 00:28:11,280
‫حالا فقط باید موقعیت دیانا رو بفهمیم

388
00:28:11,800 --> 00:28:13,640
‫و اینکه چطور از اونجا خارجش کنیم

389
00:28:13,720 --> 00:28:16,880
‫مامور 308 ممکنه بمیره. به این مسئله آگاهه
‫و تو هم باید بدونی

390
00:28:21,440 --> 00:28:22,440
‫باشه

391
00:28:23,280 --> 00:28:24,280
‫ادو

392
00:28:27,800 --> 00:28:30,440
‫به مادرت قول دادم که نمیری

393
00:28:30,520 --> 00:28:32,280
‫اگه اتفاقی برات بیفته،

394
00:28:33,400 --> 00:28:34,920
‫هیچ‌وقت منو نمی‌بخشه

395
00:28:35,000 --> 00:28:37,720
‫منم خودم رو نمی‌بخشم

396
00:28:41,320 --> 00:28:42,600
‫پس هیچ اتفاقی نمیفته

397
00:28:57,160 --> 00:29:00,920
‫[ 8سال قبل ]

398
00:29:17,360 --> 00:29:18,360
‫نه!

399
00:30:33,640 --> 00:30:34,640
‫متئو

400
00:30:36,920 --> 00:30:38,400
‫کی اونو کشت؟

401
00:30:39,966 --> 00:30:59,966
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

402
00:31:09,480 --> 00:31:11,360
‫یک دقیقه منو با 308 تنها بذارید

403
00:31:20,720 --> 00:31:21,800
‫کامل سالمی؟

404
00:31:22,680 --> 00:31:23,680
‫آره

405
00:31:24,560 --> 00:31:26,680
‫خوشحالم که دوباره می‌بینمت

406
00:31:29,760 --> 00:31:31,720
‫پس توی پاریس هم زنده بمون

407
00:31:34,920 --> 00:31:36,280
‫آره، خیلی خوب می‌شه

408
00:31:42,600 --> 00:31:45,440
‫ما اینجاییم تا آینده‌ی منتیکور ایتالیا رو پس بگیریم

409
00:31:45,520 --> 00:31:46,840
‫هیچ‌کس عقب نمی‌مونه

410
00:31:47,800 --> 00:31:50,600
‫این خطرناک‌ترین ماموریت برای خیلی از ماست

411
00:31:51,720 --> 00:31:53,320
‫در قسمت بعد...

412
00:31:53,400 --> 00:31:55,920
‫مامور 308 حالا در بازداشت منتیکور فرانسه‌ست

413
00:31:56,920 --> 00:31:57,760
‫ادواردو

414
00:31:57,840 --> 00:32:00,000
‫این گامی به سمت یک شروع جدیده

415
00:32:00,800 --> 00:32:02,960
‫- دارم گوش میدم.
‫- ادو زانی داره بازیت میده

416
00:32:03,040 --> 00:32:05,240
‫- وقت زیادی نمونده.
‫- می‌تونه انجامش بده

417
00:32:08,720 --> 00:32:10,320
‫همه‌چی به اون بستگی داره

