﻿1
00:00:00,406 --> 00:00:04,000
.‫سلام، بلویی
.جیگو ‫می‌خواد نابودم کنه

2
00:00:04,000 --> 00:00:06,760
‫ولی نابود کردنِ تو تفریح جانبیشـه

3
00:00:06,760 --> 00:00:08,360
‫می‌خوام بدونم داستان چیـه

4
00:00:08,360 --> 00:00:11,720
‫سر هیچ و پوچ می‌خوان
‫پای منو به طلاق‌شون باز کنن!

5
00:00:11,720 --> 00:00:13,800
‫آدرس جیگو روس رو برام بفرست

6
00:00:13,800 --> 00:00:15,080
!نری خونه‌شون ها

7
00:00:15,080 --> 00:00:17,160
‫می‌خوام زیرنظر بگیرمش

8
00:00:17,160 --> 00:00:21,960
‫راستش به بهونه‌ی نوشیدنی،
‫هدفم آشنایی با شما بود

9
00:00:21,960 --> 00:00:23,320
...آم

10
00:00:24,760 --> 00:00:27,240
‫قلب سیاه جوهری به گوشِت خورده؟

11
00:00:27,240 --> 00:00:29,560
،یکی از طرفدارها، آنومی
اینترنتی من رو زیر نظر گرفته

12
00:00:29,560 --> 00:00:31,920
‫همون دختره نیست که
‫اومده بود اینجا؟

13
00:00:31,920 --> 00:00:33,760
‫چرا، ایدی لدولـه

14
00:00:33,760 --> 00:00:35,280
کُشتنش

15
00:00:35,280 --> 00:00:36,960
‫آنومی میگه ایدی رو کشته و
‫گروه هاونینگ هم

16
00:00:36,960 --> 00:00:39,120
‫مسئولیتش رو به عهده گرفته

17
00:00:39,120 --> 00:00:40,640
‫یه جنبش راستگرای آلترناتیو هستن

18
00:00:40,640 --> 00:00:43,360
‫فکر می‌کنن دارن
‫آرمان‌های وایکینگ‌ها رو زنده می‌کنن

19
00:00:43,360 --> 00:00:46,040
‫ایشون عموی ایدیـه، گرانت لدول

20
00:00:46,040 --> 00:00:48,680
‫من قراره سهم ایدی از
‫قلب سیاه جوهری رو مدیریت کنم

21
00:00:48,680 --> 00:00:50,800
ببینید آنومی کیـه

22
00:00:50,800 --> 00:00:52,840
‫می‌دونیم که دو نفر پشت بازی درک هستن

23
00:00:52,840 --> 00:00:54,560
‫آنومی و مورهاوس

24
00:00:54,560 --> 00:00:57,840
‫آره. ممکنه ‫فیلیپ اورمند و
،یاسمین ودرهد باشن

25
00:00:57,840 --> 00:00:59,120
‫دستیار شخصی‌ای که ایدی اخراج کرد

26
00:00:59,120 --> 00:01:02,560
یاسمین همون کسیـه که اون شواهد جعلی
علیه ایدی رو داد به جاش

27
00:01:02,560 --> 00:01:07,000
‫مگه کیا نیون نمی‌گفت قلب سیاه جوهری
بیشترش ایده‌ی خودش بوده؟

28
00:01:07,000 --> 00:01:10,280
‫تو هم حتماً یه حدسیاتی در مورد
هویت آنومی داشتی

29
00:01:10,280 --> 00:01:12,800
به این نتیجه رسیده بودم که
‫شاید کار فیلیپ اورمنده

30
00:01:12,800 --> 00:01:15,594
‫چون با سیس پلیس‌های بازنشسته‌ی
‫تخس اومد نورث گرو و

31
00:01:15,619 --> 00:01:17,080
‫وانمود می‌کرد نگرانشـه

32
00:01:17,080 --> 00:01:18,600
‫شک ندارم به خاطر اون اومده بود

33
00:01:20,884 --> 00:01:31,884
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

34
00:02:12,120 --> 00:02:13,640
پلیس رو وصل کن -
نه -

35
00:02:13,640 --> 00:02:15,120
!نه، نه، نه -
!خفه شو -

36
00:02:17,740 --> 00:02:21,740
<font color="#10f000">‫♪ Beth Rowley - I Walk Beside You ♪</font>

37
00:03:00,399 --> 00:03:02,466
‫« فصل ششم: قلب سیاه جوهری »
‫« قسمت سوم »

38
00:03:04,040 --> 00:03:06,360
بهمون یه عذر موجه برای
زمان مرگ ایدی لدول دادی

39
00:03:06,360 --> 00:03:09,200
گفتی برای تنبیهِ بچه‌ها مدرسه موندی

40
00:03:09,200 --> 00:03:12,200
ولی الان می‌دونیم دانش‌آموزها رو
زودتر فرستادی خونه

41
00:03:12,200 --> 00:03:14,120
چرا این کارو کردی؟

42
00:03:14,120 --> 00:03:16,680
.نگران ایدی بودم
.می‌خواستم ببینمش

43
00:03:16,680 --> 00:03:18,240
از کجا می‌دونستی کجاست؟

44
00:03:18,240 --> 00:03:19,600
خودش بهم گفت

45
00:03:19,600 --> 00:03:21,200
قبرستون هایگیت

46
00:03:21,200 --> 00:03:22,760
می‌دونستی توی قبرستونـه چون

47
00:03:22,760 --> 00:03:24,640
یه نرم‌افزار ردیابی روی گوشیش نصب کرده بودی

48
00:03:24,640 --> 00:03:27,002
.آره، با رضایت خودش
.خودش می‌خواست مکانش رو بدونم

49
00:03:27,027 --> 00:03:29,040
تو با یه عذر موجهِ کذب و نگفتنِ این که

50
00:03:29,040 --> 00:03:33,400
،گوشی ایدی رو داری
مانع اجرای عدالت شدی

51
00:03:33,400 --> 00:03:35,320
علاوه بر اینا، به خاطر

52
00:03:35,320 --> 00:03:37,160
سوءقصد به جون سم بارکلی بازداشت شدی

53
00:03:37,160 --> 00:03:39,080
دروغات همچین نتیجه‌بخش نیستن

54
00:03:39,080 --> 00:03:41,680
.می‌خوام همکاری کنم. جدی میگم
.وضع خیلی بدیـه

55
00:03:41,680 --> 00:03:43,640
خیلی‌خب

56
00:03:43,640 --> 00:03:45,160
این فرد رو می‌شناسی؟

57
00:03:51,160 --> 00:03:53,800
یاسمین ودرهده

58
00:03:53,800 --> 00:03:55,920
قبلاً برای ایدی کار می‌کرد

59
00:03:55,920 --> 00:03:58,240
در مورد رابطه‌ات باهاش بهم بگو

60
00:03:58,240 --> 00:04:00,000
داره یه کتاب در مورد
قلب سیاه جوهری می‌نویسه

61
00:04:00,000 --> 00:04:02,000
ازم مشورت می‌خواست

62
00:04:02,000 --> 00:04:04,200
چند وقتـه بهش اطلاعات میدی؟

63
00:04:04,200 --> 00:04:05,760
چند سال، ولی فقط یه کتابـه

64
00:04:08,480 --> 00:04:11,800
می‌خوام باهاتون روراست باشم، خب؟
چیزی برای مخفی کردن ندارم

65
00:04:11,800 --> 00:04:14,120
نرم‌افزار گفت ایدی تو قبرستونـه

66
00:04:14,120 --> 00:04:15,880
نگران شدم، برای همین به معنای واقعی کلمه

67
00:04:15,880 --> 00:04:18,960
از وسط بوته‌ها می‌دویدم تا
برسم اونجا و مطمئن بشم حالش خوبه

68
00:04:18,960 --> 00:04:21,440
بعد دیدم تلفتنش داره به سمت من حرکت می‌کنه

69
00:04:21,440 --> 00:04:25,040
،وقتی نزدیک شد
یه یاروی گنده‌بکِ کچل بود

70
00:04:25,040 --> 00:04:26,920
عینهو غول‌ها بود

71
00:04:26,920 --> 00:04:29,360
،بعدش منو دید
یه چیزی انداخت و فرار کرد

72
00:04:29,360 --> 00:04:30,720
گوشیِ ایدی رو انداخت

73
00:04:30,720 --> 00:04:33,480
یه مدرک خیلی مهم بود

74
00:04:33,480 --> 00:04:35,840
ممکن بود روش اثرانگشت داشته باشه

75
00:04:35,840 --> 00:04:37,659
اونوقت تو گزارشش نکردی -
نه، چون فکر کردم که -

76
00:04:37,684 --> 00:04:39,973
الان میاد خونه و نمی‌خواستم شماها
ازم بپرسید چطوری گوشیش دستِ منـه

77
00:04:39,998 --> 00:04:41,320
آره، چون اینطوری می‌فهمید که

78
00:04:41,320 --> 00:04:43,320
حرکاتش رو زیرنظر داشتی

79
00:04:45,400 --> 00:04:47,680
تو سعی داشتی تهیه‌کننده‌ها رو متقاعد کنی تا

80
00:04:47,680 --> 00:04:49,605
نوشتن فیلمنامه رو به تو بسپارن

81
00:04:51,240 --> 00:04:53,240
واسه همین گوشیش رو نگه دشتی؟

82
00:04:53,240 --> 00:04:54,720
تا بتونی ایده‌هاش رو بدُزدی؟

83
00:04:58,040 --> 00:04:59,240
آره

84
00:05:01,760 --> 00:05:03,440
حالا یه فنجون چایی بهم می‌دید؟

85
00:05:04,720 --> 00:05:06,760
توقفِ گفتگو در ساعت ۱۰:۱۱

86
00:05:06,760 --> 00:05:08,480
بازپرس مورفی از اتاق خارج میشه

87
00:05:10,720 --> 00:05:12,200
آنومی داخل بازیـه

88
00:05:12,200 --> 00:05:13,720
پس اورمند نیست

89
00:05:17,433 --> 00:05:20,233
بلیت «کامیک‌کان لایو»ات رو خریدی؟

90
00:05:21,760 --> 00:05:25,120
قراره یه غرفه برای قلب سیاه جوهری باشه

91
00:05:25,120 --> 00:05:26,480
چی بگم؟

92
00:05:27,560 --> 00:05:29,000
هنوز داری بهش فکر می‌کنی؟

93
00:05:34,240 --> 00:05:35,840
گرونـه

94
00:05:36,840 --> 00:05:38,040
خوب گفتی

95
00:05:41,000 --> 00:05:46,040
باید همه باشیم تا پیغام‌مون
به گوش تهیه‌کننده‌ها برسه

96
00:05:46,040 --> 00:05:50,080
یا بازی درک رو می‌پذیرن یا
طرفدارهاشون رو از دست میدن

97
00:05:50,080 --> 00:05:52,760
حتماً یه لباس مبدلِ ماسک‌دار بپوش

98
00:05:57,920 --> 00:06:00,280
تو لباس کیو می‌پوشی؟

99
00:06:01,920 --> 00:06:03,640
معلومـه، درک

100
00:06:06,840 --> 00:06:08,480
با رفتنش به اونجا ریسک بزرگی می‌کنه

101
00:06:08,480 --> 00:06:10,760
نه وقتی همه ماسک زدن

102
00:06:10,760 --> 00:06:12,766
خیلی‌ها لباس درک رو می‌پوشن

103
00:06:12,791 --> 00:06:16,951
یاسمین هم احتمالاً میاد -
خیلی‌خب. پس باید بلیت بخریم -

104
00:06:17,280 --> 00:06:20,560
تو فکر این بودم در مورد کتابش
باهاش مصاحبه کنم

105
00:06:20,560 --> 00:06:22,815
مطمئنم اینجوری اطلاعات بیشتری
ازش نصیبم میشه

106
00:06:22,840 --> 00:06:24,013
ایده‌ی خوبیـه

107
00:06:27,266 --> 00:06:28,586
نظرت چیـه؟

108
00:06:28,611 --> 00:06:31,240
به عنوان یه پلیس سابق، اورمند
واقعاً دروغگوی خوبی نیست

109
00:06:31,240 --> 00:06:33,795
آره. به نظرم اون چیزی که
در مورد گوشی گفت

110
00:06:33,820 --> 00:06:35,440
راست‌ترین حرفی بود که زد

111
00:06:35,440 --> 00:06:37,040
،اگه هاونینگ ایدی رو کُشته

112
00:06:37,040 --> 00:06:39,360
چرا گوشیش رو از صحنه‌ی جُرم برداشتن؟

113
00:06:39,360 --> 00:06:41,320
خطرِ این هست که
گوشی ردیابی بشه

114
00:06:41,320 --> 00:06:43,367
اورمند این رو می‌دونست. اونا هم می‌دونستن

115
00:06:43,394 --> 00:06:46,080
،ولی اگه آنومی قاتل باشه
،اینکه گوشی رو برداره منطقیـه

116
00:06:46,080 --> 00:06:48,920
به همون دلیلی که اورمند سعی کرد
گوشی رو پیش خودش نگه داره

117
00:06:48,920 --> 00:06:51,280
جفت‌شون ایده‌های ایدی رو می‌خوان

118
00:06:51,280 --> 00:06:52,680
الان دستِ بخش جرم‌شناسیـه

119
00:06:52,680 --> 00:06:55,560
شاید چیزی داخلش باشه که
هاونینگ می‌خواسته از شرش خلاص شه

120
00:06:55,560 --> 00:06:58,560
گوش کن چی میگم. هاونینگ حتماً می‌دونسته که
آنومی از ایدی بدش میاد

121
00:06:58,560 --> 00:07:01,040
اگه از داخل بازی به آنومی
نزدیک شده باشن چی؟

122
00:07:01,040 --> 00:07:03,458
،آنومی هم باهاشون همراهی کرده
حقه‌هاشون رو یاد گرفته

123
00:07:03,483 --> 00:07:07,000
شاید همونا کمکش کردن تپانچه‌ی برقی و
ماسک لاتکس گیر بیاره

124
00:07:07,000 --> 00:07:09,412
بعدش آنومی ایدی رو می‌کُشه، در حالی که

125
00:07:09,437 --> 00:07:11,440
می‌دونه قتلش میفته گردنِ هاونینگ

126
00:07:11,440 --> 00:07:14,248
با یه روزنامه‌نگار تماس می‌گیره و
تظاهر می‌کنه خودش هم روزنامه‌نگاره تا

127
00:07:14,273 --> 00:07:15,920
از این بابت مطمئن بشه

128
00:07:15,920 --> 00:07:18,480
چرا هاونینگ بمب‌های دست‌ساز رو
گردن نگرفتن ولی

129
00:07:18,480 --> 00:07:21,640
تصمیم گرفتن مرگِ ایدی رو گردن بگیرن؟

130
00:07:21,640 --> 00:07:23,200
جواب اینـه که اونا این کارو نکردن

131
00:07:23,200 --> 00:07:26,360
مسئله‌ی دیگه اینـه که آدم بمب می‌فرسته تا
بتونه فاصله‌شو حفظ کنه

132
00:07:26,360 --> 00:07:27,606
چاقو زدن به یکی خطرناکـه

133
00:07:27,631 --> 00:07:30,486
پس واقعاً نحوه‌ی مرگ ایدی با
بقیه‌ی قتل‌هاشون هم‌خونی داره؟

134
00:07:32,200 --> 00:07:33,520
نظرت تو چیـه؟

135
00:07:33,520 --> 00:07:34,760
...خب، من

136
00:07:34,760 --> 00:07:36,840
به نظرم جالبـه

137
00:07:36,840 --> 00:07:38,880
تو کَتت نمی‌ره؟

138
00:07:38,880 --> 00:07:40,360
ذهنم رو به روی احتمالات باز می‌ذارم

139
00:07:44,099 --> 00:07:47,815
منصفانه نگاه کنیم، مورفی سعی داره
یه گروه کامل تروریستی رو برملا کنه

140
00:07:47,840 --> 00:07:50,880
آره. و برای همین از قاتل ایدی غافل می‌مونه

141
00:07:53,040 --> 00:07:55,520
سم! خوشحالم می‌بینم صحیح و سالمی

142
00:07:55,520 --> 00:07:57,240
بگی‌نگی

143
00:07:57,240 --> 00:07:58,720
!آهای، آنومی رو گرفتیم

144
00:08:03,200 --> 00:08:05,360
گرفتیمش دیگه، نه؟

145
00:08:05,360 --> 00:08:08,720
آنومی هنوز داخل بازی درکـه

146
00:08:08,720 --> 00:08:10,120
شوخی‌تون گرفته؟

147
00:08:10,120 --> 00:08:12,840
پس یعنی یه عوضی عادی بود که
سعی کرد منو بکُشه؟

148
00:08:12,840 --> 00:08:15,720
به جاش دیگه اورمند جزو مظنونین نیست

149
00:08:15,720 --> 00:08:17,159
فکر نکنم ارزش شکستن دنده‌ام رو داشته باشه

150
00:08:17,184 --> 00:08:19,899
و می‌تونیم تأیید کنیم که
یاسمین ودرهد از اورمند

151
00:08:19,924 --> 00:08:22,504
اطلاعات محرمانه می‌گرفته. به لطف تو

152
00:08:23,310 --> 00:08:25,238
حتماً هَلاکی. می‌خوای بری خونه؟

153
00:08:25,263 --> 00:08:27,520
نه، خوبم. امروز باید
مراقبِ جیگو راس باشم

154
00:08:27,520 --> 00:08:28,800
ما می‌تونیم بریم

155
00:08:28,800 --> 00:08:30,816
برو خونه. استراحت کن

156
00:08:38,320 --> 00:08:39,720
سلام

157
00:08:39,720 --> 00:08:40,740
گفتم از اونجا که

158
00:08:40,765 --> 00:08:43,640
،من دارم پول همه‌ی اینا رو میدم
بهتون سر بزنم ببینم در چه حالید

159
00:08:43,640 --> 00:08:45,520
یه چیز سنگین‌تر (خشک‌تر) ندارید؟

160
00:08:45,520 --> 00:08:47,160
بهش بیسکوئیت تعارف کردم

161
00:08:47,160 --> 00:08:49,120
یه بطری تو دفترِ آقای استرایک هست

162
00:08:49,120 --> 00:08:51,105
بفرمایید -
ممنون -

163
00:08:53,493 --> 00:08:54,773
تشکر

164
00:08:56,120 --> 00:08:58,280
پت، میشه یه لباس مبدل برام جور کنی؟

165
00:08:58,280 --> 00:09:00,120
یه چیز کامیکی یا شخصیت‌های تلویزیونی چیزی؟

166
00:09:00,120 --> 00:09:01,440
حتماً ماسک داشته باشه

167
00:09:01,440 --> 00:09:03,760
حالا دیگه قراره بریم مهمونیِ بچه‌ها؟

168
00:09:03,993 --> 00:09:05,313
ممنون، پت

169
00:09:12,720 --> 00:09:17,534
خبر بد، طرفدارهای قلب سیاه جوهری. استودیوی»
،ماوریکر می‌خواد به جای هارتی

170
00:09:17,559 --> 00:09:20,734
انسان استفاده کنه و عمو گرانت هم می‌خواد
«اجازه‌ی این کار رو بهشون بده

171
00:09:20,759 --> 00:09:23,848
آره، خودشـه. آنومی چند ساعت پیش
توئیتش کرد

172
00:09:23,873 --> 00:09:25,073
واقعیت داره؟

173
00:09:25,840 --> 00:09:29,360
ببینید، این به اصطلاح طرفدارها
هیچی از هزینه‌های ساختِ

174
00:09:29,360 --> 00:09:30,920
یک فیلم سینمایی نمی‌دونن و

175
00:09:30,920 --> 00:09:34,960
اینکه فیلم‌ها باید ستاره‌های سینمایی
داخلشون باشن تا فروش کنن

176
00:09:34,960 --> 00:09:40,612
کسی نمی‌خواد یک ساعت و نیم یه
،قلبِ سیاهِ چندش‌آورِ معلق رو نگاه کنه

177
00:09:40,637 --> 00:09:43,480
پس معلومـه باید یه آدم برای نقشش بیاریم

178
00:09:43,480 --> 00:09:46,160
ولی این خبر عمومی نشده، درستـه؟

179
00:09:46,160 --> 00:09:48,480
نه. نه، هنوز اصلاً تصمیم نگرفتیم

180
00:09:48,480 --> 00:09:53,200
تا جاش بلیِ لعنتی تأیید نکنه
نمی‌تونیم عملیش کنیم

181
00:09:53,200 --> 00:09:56,440
تازه متعجب نمیشم اگه بفهمم که
خودش بوده که این اطلاعات رو دَرز داده

182
00:09:56,440 --> 00:09:59,540
...و چیزی که بیشتر ناراحتم می‌کنه اینـه که

183
00:10:00,920 --> 00:10:03,796
تازه اینجا رو گوش کن، زنگ زدن خونه‌مون

184
00:10:03,821 --> 00:10:05,960
این دیگه زیاده‌رویـه

185
00:10:05,960 --> 00:10:10,720
آره، یکی زنگ زده به زنم و
بهش گفته ایدی رو نبش قبر کنه

186
00:10:10,720 --> 00:10:12,680
چیز دیگه‌ای نگفتن؟

187
00:10:12,680 --> 00:10:16,040
همین بسـه دیگه، نیست؟
به خود من هم زنگ زدن

188
00:10:17,480 --> 00:10:20,800
:همین رو گفتن، با یه صدای رُباتی
«ایدی لدول رو نبش قبر کن»

189
00:10:20,800 --> 00:10:22,560
چیزی در مورد نامه‌ها نگفتن؟

190
00:10:24,440 --> 00:10:25,960
چی باعث شد همچین چیزی بگی؟

191
00:10:25,960 --> 00:10:27,400
به من هم زنگ زدن

192
00:10:27,400 --> 00:10:30,880
به من گفتن: «نامه‌های داخل
«تابوتِ ایدی رو بخون

193
00:10:30,880 --> 00:10:34,160
چند نفر در مورد نامه‌های
داخل تابوتش می‌دونستن؟

194
00:10:34,386 --> 00:10:36,426
خب، این مسئله رو جار نزدیم که

195
00:10:38,360 --> 00:10:41,428
می‌دونی برگزاریِ یه مراسم ختم
 چقدر زمان می‌بره؟

196
00:10:41,453 --> 00:10:45,080
،باید مراقب دو قلوها می‌بودیم
تازه دختر بزرگ‌ترم هم بود

197
00:10:45,080 --> 00:10:50,240
،می‌گفت باید بیام
با اینکه ریچ اصلاً ایدی رو ندیده بود

198
00:10:50,240 --> 00:10:51,998
احتمالاً فقط می‌خواست یه روز
مدرسه رو بپیچونه

199
00:10:52,023 --> 00:10:55,093
ولی باز هم باید یه بلیت قطار از
لیدز براش می‌گرفتم و

200
00:10:55,118 --> 00:10:58,160
پول یه مراسم ختم تو هایگیت رو هم می‌دادم

201
00:10:58,160 --> 00:11:00,360
،بعد دست بر قضا
مجبوریم زنگ بزنیم به گورکَن و

202
00:11:00,360 --> 00:11:03,200
بهش بگیم تابوت رو نبَنده

203
00:11:03,200 --> 00:11:05,120
ولی این کارو کردم

204
00:11:05,120 --> 00:11:08,560
،می‌دونی، تا اونجا رفتم
اون نامه‌های کوفتی رو دادم بهش

205
00:11:08,560 --> 00:11:11,640
پس... کیا می‌دونستن؟

206
00:11:11,848 --> 00:11:14,808
خب، گورکَن می‌دونست، و جاش و
اورمند هم می‌دونستن چون

207
00:11:14,833 --> 00:11:16,280
خودشون اونا رو نوشته بودن و

208
00:11:16,280 --> 00:11:19,480
کاتیا آپکات هم می‌دونست چون جاش
باید نامه‌شو می‌خوند تا اون براش بنویسه

209
00:11:19,480 --> 00:11:23,680
ولی جاش بلی پشیزی به مرگ ایدی اهمیت نمیده

210
00:11:23,680 --> 00:11:26,075
.اصلاً دلش می‌خواست اون از سر راه کنار بره
.این یه حقیقتـه

211
00:11:26,100 --> 00:11:27,620
چرا همچین حرفی می‌زنی؟

212
00:11:29,640 --> 00:11:31,840
چون خود ایدی بهم گفت

213
00:11:31,840 --> 00:11:33,280
پارسال بهم زنگ زد

214
00:11:35,200 --> 00:11:36,640
مشورت می‌خواست

215
00:11:36,640 --> 00:11:39,220
.چون من عضو خانواده‌ام
.چون کسب و کار حالیمـه

216
00:11:40,535 --> 00:11:42,495
ببینید، جاش بلی می‌تونه
هر کاری دوست داره بکنه

217
00:11:42,520 --> 00:11:44,540
قرار نیست چیزی که می‌خواد به دست بیاره

218
00:11:44,565 --> 00:11:47,646
آنومی هم یه بهانه‌ست تا
دهن من رو سرویس کنن

219
00:11:48,480 --> 00:11:51,448
خب، گرانت لدول کسی نیست که

220
00:11:51,473 --> 00:11:55,613
توسط یه دیپلم‌رَدیِ هنرستانیِ
مست و پاتیل دهنش سرویس بشه

221
00:11:56,920 --> 00:12:00,200
به نظرتون کاتیا آپکات باید
مظنون اصلی‌مون باشه؟

222
00:12:00,500 --> 00:12:02,460
!خب، من که از اول داشتم همینو می‌گفتم

223
00:12:05,480 --> 00:12:07,240
خب، کاتیا نیست

224
00:12:07,240 --> 00:12:09,640
می‌بینم که داره راه میره و
خودم دارم با آنومی چَت می‌کنم

225
00:12:09,640 --> 00:12:10,920
صدای پیانو زدنِ گاس رو می‌شنوی؟

226
00:12:13,880 --> 00:12:15,680
آره

227
00:12:15,680 --> 00:12:17,934
خب، فکر نکنم بتونه همزمان هم پیانو بزنه و
تایپ هم کنه، درسته؟

228
00:12:17,959 --> 00:12:21,699
پس فقط اینیگو آپکات می‌مونه که
از لیست خطش بزنیم

229
00:12:21,793 --> 00:12:23,360
اون هیچوقت از خونه نمیاد بیرون

230
00:12:23,360 --> 00:12:26,280
آره، می‌دونم، ولی موکل اصرار داره که
،روی آپکات‌ها تمرکز کنیم

231
00:12:26,280 --> 00:12:27,680
که منطقی هم هست

232
00:12:27,680 --> 00:12:29,640
آنومی هنوز اطلاعاتِ مربوط به
،فیلم رو دریافت می‌کنه

233
00:12:29,640 --> 00:12:33,746
حتماً یکی این اطلاعات رو بهش میده -
باشه. خداحافظ -

234
00:12:49,760 --> 00:12:51,440
« کاتیا آپکات خط خورد »

235
00:12:56,579 --> 00:12:59,365
خیلی وقتـه ندیدمت

236
00:12:59,390 --> 00:13:00,910
کورم؟

237
00:13:01,066 --> 00:13:04,066
یه بسته برات آوردم. امیدوارم خوشت بیاد -
پُشت خطی؟ -

238
00:13:04,091 --> 00:13:06,480
ممنون، پت -
پت کیـه؟ -

239
00:13:06,480 --> 00:13:09,520
.رئیس دفتر. نمی‌تونه بمونه واسه بعد
.باید برم، مدلین. شرمنده

240
00:13:09,520 --> 00:13:10,760
...کِی قراره بیای

241
00:13:12,175 --> 00:13:13,615
شرمنده

242
00:13:13,640 --> 00:13:14,960
دوست‌دخترت بود؟

243
00:13:15,092 --> 00:13:16,572
همونی که شبیه رابینـه؟

244
00:13:18,040 --> 00:13:19,280
شب بخیر، پت

245
00:13:39,326 --> 00:13:41,268
آفرین. رنگش هم درستـه

246
00:13:41,312 --> 00:13:43,248
خب، حرفه‌ایم دیگه

247
00:13:44,680 --> 00:13:46,400
یاسمین مصاحبه رو قبول کرد؟

248
00:13:46,400 --> 00:13:47,960
آره. آره، بابتش هیجان‌زده‌ست

249
00:13:47,960 --> 00:13:49,720
،هنوز ناشری واسه کتابش پیدا نکرده

250
00:13:49,720 --> 00:13:52,200
واسه همین فکر می‌کنه
مقاله‌ی من خیلی بهش کمک می‌کنه

251
00:13:52,200 --> 00:13:53,853
تو چی؟

252
00:13:53,878 --> 00:13:55,958
میشه درش بیاری؟ -
آره، شرمنده -

253
00:13:57,320 --> 00:13:58,846
چطوری می‌خوای آنومی رو پیدا کنی؟

254
00:13:58,871 --> 00:14:01,712
تنها چیزی که در مورد آنومی می‌دونیم
اینـه که خیلی مغروره

255
00:14:01,737 --> 00:14:04,880
می‌خواد کامیک‌کان لایو رو تبدیل کنه به
یه مراسم در مورد بازی درک

256
00:14:04,880 --> 00:14:06,920
به نظرم حتی با اینکه ماسک می‌زنه

257
00:14:06,920 --> 00:14:08,613
دلش می‌خواد تو مرکز توجه باشه

258
00:14:11,640 --> 00:14:13,280
میدی یه امتحان بکنم؟ -
نه -

259
00:14:13,446 --> 00:14:14,766
مال خودمـه

260
00:14:31,753 --> 00:14:33,073
پدر و مادرت کجان؟

261
00:14:34,186 --> 00:14:36,026
تو پدرشی

262
00:14:39,320 --> 00:14:41,160
چی می‌خونی؟

263
00:14:41,160 --> 00:14:44,504
یه گروهِ ردیت به اسم
«والدین خودشیفته»

264
00:14:44,529 --> 00:14:46,560
فکر کنم دختر جیگو روس رو پیدا کردم

265
00:14:46,560 --> 00:14:48,920
حساب‌های کاربری‌شو بررسی کردم

266
00:14:48,920 --> 00:14:50,720
اینو گوش کن

267
00:14:50,720 --> 00:14:54,120
اینقدر محکم خواهرم رو زد که»
«چشمش کبود شد

268
00:14:54,120 --> 00:14:57,480
یه بار دیدم از گردن مامانم گرفت و»
«روی پله‌ها کشیدش پایین

269
00:14:57,480 --> 00:15:00,120
.زن اولشـه
.اون رو کُتک می‌زد

270
00:15:00,120 --> 00:15:03,081
در مورد این نوشته که خواهرش
چون در اصطبل رو باز گذاشته

271
00:15:03,106 --> 00:15:04,946
تو دردسر افتاده

272
00:15:05,473 --> 00:15:07,688
.جیگو یه مزرعه تو کِنت داره
.پرورش اسب داره

273
00:15:07,719 --> 00:15:08,959
می‌خوره خودش باشه

274
00:15:10,120 --> 00:15:12,608
ولی با این نمیشه تحت فشار گذاشتش، نه؟

275
00:15:12,633 --> 00:15:14,753
اینجوری زندگی دخترش
از اینی که هست بدتر میشه

276
00:15:16,760 --> 00:15:19,760
شاید باید بریم مزرعه‌اش
توی کنت رو تحت‌نظر بگیریم

277
00:15:19,760 --> 00:15:22,480
شاید وقتی اونجاست
احساس راحتیِ بیشتری می‌کنه

278
00:15:22,480 --> 00:15:23,920
شاید بهترین فرصت‌مون باشه

279
00:15:27,920 --> 00:15:30,615
شارلوت ازش بچه داره، نه؟

280
00:15:30,640 --> 00:15:31,960
دو قلو

281
00:15:34,920 --> 00:15:36,280
،خب، اگه کارمون رو درست انجام بدیم

282
00:15:36,280 --> 00:15:38,400
شاید بتونه واسه حضانت انفرادی شکایت کنه

283
00:15:40,200 --> 00:15:42,482
اگه بچه‌هاش بتونن بدون
،پدر سوءاستفاده‌گرشون بزرگ بشن

284
00:15:42,507 --> 00:15:44,086
یعنی ارزش وقت‌مون رو داشته، نه؟

285
00:15:46,693 --> 00:15:47,933
آره. همینطوره

286
00:15:58,920 --> 00:16:01,320
کارت که با یاسمین تموم شد بهم پیامک بده

287
00:16:01,320 --> 00:16:03,600
من میرم دنبال آنومی -
باشه -

288
00:16:25,760 --> 00:16:27,160
!رئیس اومد

289
00:16:29,520 --> 00:16:30,840
آزاد

290
00:16:32,920 --> 00:16:34,520
چی گفت؟

291
00:17:20,993 --> 00:17:22,433
ونیشا؟

292
00:17:22,458 --> 00:17:24,775
.یاسمین، از دیدنت خوشحالم
چی برات سفارش بدم؟

293
00:17:24,800 --> 00:17:26,400
نه، هیچی نمی‌خوام، ممنون

294
00:17:26,400 --> 00:17:28,840
خب، خیلی ممنون که قبول کردی
باهام صحبت کنی

295
00:17:28,840 --> 00:17:32,120
می‌دونم ترجیح میدی تو غرفه‌ی
قلب سیاه جوهری باشی

296
00:17:32,120 --> 00:17:34,720
آره، مثل یه جور تجدید دیدار می‌مونه

297
00:17:34,720 --> 00:17:37,280
انگار، یه جورایی ثابت می‌کنه که طرفدارها

298
00:17:37,280 --> 00:17:38,920
واقعاً قلبِ همه چیز هستن، می‌دونی؟

299
00:17:38,920 --> 00:17:41,160
داستان‌ها همونقدر که متعلق
،به افرادی‌ان که اونا رو نوشتن

300
00:17:41,185 --> 00:17:43,000
به افرادی که اونا رو دوست دارن هم تعلق دارن

301
00:17:43,046 --> 00:17:44,766
عجب نقل‌قولِ زیبایی

302
00:17:46,506 --> 00:17:47,680
:پس اسم کتاب رو گذاشتی

303
00:17:47,718 --> 00:17:50,773
قلب‌های جوهری. سفری به درونِ»
«قلبِ طرفدارانِ قلب سیاه جوهری

304
00:17:50,798 --> 00:17:53,440
درستـه -
و برای کتابت با سازنده‌های -

305
00:17:53,440 --> 00:17:55,995
قلب سیاه جوهری کار کردی؟ -
به صورت رسمی نه، ولی -

306
00:17:56,020 --> 00:17:57,680
،با کلی از آشناهاشون کار کردم

307
00:17:57,680 --> 00:17:59,720
من‌جمله اون یارویی که
،بازی درک رو ساخته

308
00:17:59,720 --> 00:18:02,240
که عملاً تجمع‌گاهِ اصلیِ طرفدارهاست

309
00:18:02,240 --> 00:18:04,386
راستش من از همون اولش

310
00:18:04,411 --> 00:18:06,000
یکی از مدیرهاش بودم

311
00:18:06,000 --> 00:18:08,160
خب، آره، یکم در مورد سازنده‌اش خوندم

312
00:18:08,160 --> 00:18:10,720
اسمش آنومیـه، درستـه؟
اون چطور آدمیـه؟

313
00:18:10,720 --> 00:18:11,960
خیلی باهوشـه

314
00:18:13,080 --> 00:18:17,400
با فرهنگـه و... کلی مشکلات شخصی رو
پُشت سر گذاشته، می‌دونی

315
00:18:17,506 --> 00:18:20,920
مثلاً، اگه ایدی می‌خواست
منصفانه رفتار کنه، می‌ذاشت که

316
00:18:20,920 --> 00:18:24,000
،از بازی کسب درآمد کنه
چون خیلی برای طرفدارها مفید بوده و

317
00:18:24,000 --> 00:18:27,000
توی زندگیش تأثیر خیلی زیادی می‌ذاره

318
00:18:27,000 --> 00:18:29,760
پس، شماها... با هم دوستید؟

319
00:18:29,760 --> 00:18:32,600
،توی دنیای واقعی نه، ولی فضای مجازی
آره، البته

320
00:18:32,600 --> 00:18:34,120
یه راه ارتباطی باهاش بهم میدی؟

321
00:18:34,120 --> 00:18:37,440
ایشالا در مورد تو یه نقل‌قول خوب بهم میگه -
اون خیلی آدم توداریـه -

322
00:18:37,440 --> 00:18:40,520
عیبی نداره، فقط می‌خوام بگه که
تو چه آدم خارق‌العاده‌ای هستی

323
00:18:40,520 --> 00:18:43,240
اونقدر جزئیات ندارم، ولی
می‌تونم اینترنتی ازش بپرسم

324
00:18:43,240 --> 00:18:45,080
عالی میشه، ممنون

325
00:18:45,080 --> 00:18:48,160
اون یکی سازنده اسمش مورهاوسـه. درسته؟

326
00:18:48,160 --> 00:18:50,720
آره. الان یه مدتی هست فاصله گرفته

327
00:18:50,720 --> 00:18:53,920
،با یکی دیگه از مدیرها صمیمی شده
رنگ‌پریده. انگار یه چیزی بین‌شونـه

328
00:18:53,920 --> 00:18:56,120
...مُدام درحال چت با همدیگه‌ان و

329
00:18:56,120 --> 00:19:00,360
...نمی‌خوام عوضی‌بازی در بیارم ولی

330
00:19:00,360 --> 00:19:04,534
شنیدم دختره واسش عکس لُختی می‌فرسته که
خیلی ضایع‌ست

331
00:19:05,360 --> 00:19:08,055
واسه همه‌ی مدیرهای مَرد فرستاده

332
00:19:08,080 --> 00:19:10,000
من به سکس به چشم منفی نگاه نمی‌کنم و

333
00:19:10,000 --> 00:19:12,400
...حق طبیعیشـه که این کار رو بکنه ولی

334
00:19:12,400 --> 00:19:14,040
می‌فهمی چی میگم؟

335
00:19:14,040 --> 00:19:18,773
راه‌های دیگه‌ای واسه جلب احترام مرد‌ها
به غیر از فرستادن عکس از ممه‌هات هم هست

336
00:19:18,841 --> 00:19:20,514
صد البته

337
00:19:21,040 --> 00:19:23,921
خب، راستش سعی کردم در مورد
بعضی از مدیرها بخونم ولی

338
00:19:23,946 --> 00:19:26,040
هیچی در موردشون پیدا نمیشه

339
00:19:26,040 --> 00:19:28,520
آره، ما خیلی ناشناسیم

340
00:19:28,520 --> 00:19:30,440
هیچکدوم‌تون همدیگه رو نمی‌شناسید؟

341
00:19:30,440 --> 00:19:33,160
خب، فیندی و مورهاوس همدیگه رو می‌شناسن

342
00:19:33,160 --> 00:19:36,600
طبیعتاً مورهاوس و آنومی هم همدیگه رو
می‌شناسن. ولی رابطه‌شون سَرد شده

343
00:19:36,600 --> 00:19:38,840
چطوری میشه با کسی که صرفاً

344
00:19:38,840 --> 00:19:42,520
به اسم فیندی می‌شناسیش دوست شی؟

345
00:19:42,520 --> 00:19:46,628
خب، مگه نام کاربری آدم همون هویتش نیست؟

346
00:19:46,653 --> 00:19:50,440
مثلاً فیندی فوتبال دوست داره و
در مورد یورک‌شر خیلی حرف می‌زنه

347
00:19:50,440 --> 00:19:53,640
در مورد طاووس‌ها و اینکه
همیشه مادرش مریضـه هم صحبت می‌کنه

348
00:19:53,640 --> 00:19:57,000
اینجوری یه تصویر ازش تو
ذهنت ساخته میشه، مثل بقیه‌ی آدما

349
00:19:57,000 --> 00:19:59,000
تازه قلب سیاه جوهری هم
،یکی از وجه اشتراکات ماست

350
00:19:59,000 --> 00:20:00,880
روی اون هم میشه حساب کرد

351
00:20:00,905 --> 00:20:04,745
خب، وقتی کتابت منتشر بشه
قراره حسابی مشهور بشی

352
00:20:25,040 --> 00:20:27,080
خوبی، رفیق؟ خوش می‌گذره؟

353
00:20:27,080 --> 00:20:29,160
همیشه از دیدن یه درک دیگه خوشحال میشم

354
00:20:29,160 --> 00:20:32,080
بازی می‌کنی، آره؟ -
طرفدارم، پس آره -

355
00:20:32,080 --> 00:20:33,400
داخلش دست هم داری؟

356
00:20:33,400 --> 00:20:34,440
تو چی؟

357
00:20:34,440 --> 00:20:36,440
نه. ای کاش

358
00:20:36,440 --> 00:20:39,160
شنیدم آنومی شاید امروز اینجا باشه

359
00:20:39,160 --> 00:20:41,080
کسی دیدتش؟

360
00:20:41,080 --> 00:20:43,080
گمون نکنم

361
00:20:43,080 --> 00:20:44,240
خیلی‌خب

362
00:20:44,240 --> 00:20:46,040
خب، فعلاً، دادا

363
00:20:46,326 --> 00:20:47,766
فعلاً. دادا

364
00:20:50,400 --> 00:20:52,120
تازه یه جا خوندم که

365
00:20:52,120 --> 00:20:56,000
ایدی لدول مورد هدف تروریست‌های
راست‌گرا بوده؟

366
00:20:56,000 --> 00:20:59,240
و تو بودی که اون اطلاعات جعلی رو
دادی به جاش و

367
00:20:59,240 --> 00:21:02,560
ادعا کردی ایدی با آنومی همکاری می‌کنه؟

368
00:21:02,560 --> 00:21:04,080
...من

369
00:21:04,080 --> 00:21:06,345
شرمنده باید سؤال رو بپرسم

370
00:21:06,370 --> 00:21:09,141
شایعه شده که بازی مرکز
ارتباطات راست‌گراهاست

371
00:21:09,166 --> 00:21:12,000
خدای من. نه... من مخالف این چیزام، خب؟

372
00:21:12,000 --> 00:21:15,017
اونی هم که اطلاعات رو برام
فرستاد نژادپرست نیست، خب؟

373
00:21:15,042 --> 00:21:16,689
سیاه‌پوستـه

374
00:21:17,182 --> 00:21:20,440
پس هویت کسی که اطلاعات رو
واست فرستاده می‌دونی؟

375
00:21:20,440 --> 00:21:23,760
خب، رسماً که نه

376
00:21:23,760 --> 00:21:25,320
یه بازیگره

377
00:21:26,600 --> 00:21:29,000
میشه اینی که میگم ثبت نشه؟
می‌تونی؟

378
00:21:29,000 --> 00:21:31,240
میشه بگی چیز برای مخفی کردن نداشتم ولی
این محرمانه‌ست؟

379
00:21:31,240 --> 00:21:32,480
البته

380
00:21:34,560 --> 00:21:36,240
مایکل دیویده

381
00:21:36,240 --> 00:21:39,280
کسیـه که توی انیمیشن
صداپیشگیِ درک رو بهش دادن

382
00:21:39,280 --> 00:21:42,520
توی بازی نام کاربریش «وایلپاچورا»ست ولی
این یه رازه

383
00:21:42,740 --> 00:21:44,840
و مردم مُدام میگن اون نازیـه و

384
00:21:44,840 --> 00:21:46,280
واقعاً دلم می‌خواد ازش دفاع کنم ولی

385
00:21:46,280 --> 00:21:49,515
خیلی وضعیت بدیـه چون
در اصل نباید هویت واقعی‌شو بدونم

386
00:21:49,800 --> 00:21:51,960
وایلپاچورا؟

387
00:21:51,960 --> 00:21:54,240
آره، اون هم مثل من یکی از مدیراست

388
00:21:54,240 --> 00:21:56,120
و از کجا فهمیدی که

389
00:21:56,120 --> 00:21:58,840
وایلپاچورا در اصل یه بازیگر سیاه‌پوستـه؟

390
00:21:58,840 --> 00:22:02,120
!چون خودش گفت
یه نمایش جدید هم داره

391
00:22:02,120 --> 00:22:05,401
قراره شب افتتاحیه‌ی نمایش برم و
پشت صحنه ببینمش

392
00:22:05,426 --> 00:22:07,100
راست میگم

393
00:22:08,360 --> 00:22:11,360
...شرمنده، فکر نکنم

394
00:22:11,413 --> 00:22:14,400
،گمونم دیگه صحبت در مورد کتاب کافیـه

395
00:22:14,400 --> 00:22:16,360
بهتره برم با چندتا آدم دیگه هم صحبت کنم

396
00:22:16,426 --> 00:22:18,026
شرمنده -
البته -

397
00:22:19,520 --> 00:22:21,000
...خب، ممنون که

398
00:22:31,880 --> 00:22:34,200
لباست رو عوض کردی

399
00:22:34,200 --> 00:22:36,000
از کجا فهمیدی منم؟

400
00:22:36,000 --> 00:22:37,800
خب، مشخصـه

401
00:22:39,160 --> 00:22:41,000
پُشت سرت. سمت راستی

402
00:22:41,000 --> 00:22:42,840
فکر کنم اون هم داره کارِ من رو می‌کنه

403
00:22:42,840 --> 00:22:45,760
راه افتاده با تمام درک‌ها
صحبت می‌کنه و دنبال آنومی می‌گرده

404
00:22:45,760 --> 00:22:48,280
صداش یکم آشنا می‌زد

405
00:22:48,280 --> 00:22:49,760
گمونم بهتر باشه دنبالش کنیم

406
00:23:13,520 --> 00:23:15,240
از یاسمین چیزی دستگیرت شد؟

407
00:23:15,240 --> 00:23:16,600
آره، راستش خیلی زیاد

408
00:23:16,600 --> 00:23:19,000
،خیلی دوست داره خودنمایی کنه
این کارش خیلی کمک کرد

409
00:23:19,000 --> 00:23:22,480
فکر می‌کنه آنومی یه آدم باهوش و با فرهنگـه

410
00:23:22,480 --> 00:23:25,520
ولی فکر نکنم واقعاً بشناستش

411
00:23:25,520 --> 00:23:26,920
به نظرت خودش آنومیـه؟

412
00:23:27,960 --> 00:23:31,177
خب، توی طرفدارها ارتباطات خوبی داره

413
00:23:33,240 --> 00:23:36,400
ولی... فکر نکنم اونقدر باهوش باشه

414
00:23:36,400 --> 00:23:38,840
گفت اونی که اطلاعات رو داده و
گفته بدتشون به جاش

415
00:23:38,840 --> 00:23:42,760
،یکی دیگه از سازنده‌های بازیـه
یکی به اسم وایلپاچورا

416
00:23:42,760 --> 00:23:45,360
خیلی از بازیکن‌ها فکر می‌کنن نازیـه

417
00:23:45,360 --> 00:23:48,760
در هر صورت، یاسمین فکر می‌کنه
نازی نیست چون سیاه‌پوستـه

418
00:23:48,760 --> 00:23:51,040
و می‌دونی چرا فکر می‌کنه سیاه‌پوستـه؟ -
بگو -

419
00:23:51,040 --> 00:23:55,240
چون خودش بهش گفته و
گفته به کسی نگه

420
00:23:55,240 --> 00:23:57,520
اگه صرفاً تظاهر کنه که
اینقدر احمقـه چی؟

421
00:23:57,520 --> 00:24:01,040
راستش فکر کنم همینقدر احمقـه

422
00:24:01,040 --> 00:24:02,600
شاید همونطوریـه که گفتی

423
00:24:02,600 --> 00:24:05,200
هاونینگ به بازی نفوذ کرده و

424
00:24:05,200 --> 00:24:09,606
وایلپاچورا از یاسمین استفاده کرده تا
اطلاعات رو بده به جاش

425
00:24:10,360 --> 00:24:12,360
یه سرنخ دیگه هم پیدا کردم

426
00:24:12,360 --> 00:24:13,920
یه مدیر دیگه به اسم فیندی هست که

427
00:24:13,920 --> 00:24:15,920
مورهاوس رو توی دنیای واقعی می‌شناسه

428
00:24:15,920 --> 00:24:18,921
،پس اگه بتونیم فیندی رو پیدا کنیم
می‌تونیم مورهاوس رو هم پیدا کنیم و

429
00:24:18,946 --> 00:24:20,760
می‌دونیم که مورهاوس آنومی رو می‌‌شناسه

430
00:24:20,760 --> 00:24:22,640
از این فیندی چی می‌دونیم؟

431
00:24:22,640 --> 00:24:25,080
فوتبال و طاووس‌ها رو دوست داره

432
00:24:25,080 --> 00:24:27,440
.پس طرفدارِ لیدزه
.طاووس یکی از لقب‌های تیم لیدزه

433
00:24:27,440 --> 00:24:29,440
بیا توی بازی باهاشون صحبت کنیم

434
00:24:31,433 --> 00:24:34,320
خیلی‌خب، داره میره

435
00:24:34,320 --> 00:24:35,880
بزن بریم

436
00:24:35,880 --> 00:24:38,280
هی، میج. زود بگو باید برم

437
00:24:38,280 --> 00:24:40,600
اینیگو آپکات از خونه اومده بیرون

438
00:24:40,600 --> 00:24:42,360
روی پاش وایساده

439
00:24:42,360 --> 00:24:43,720
می‌خوای دنبالش کنم؟

440
00:24:43,720 --> 00:24:45,320
بقیه‌ی خانواده‌اش کجان؟

441
00:24:45,320 --> 00:24:47,000
گمونم همشون رفتن بیرون

442
00:24:47,000 --> 00:24:51,000
آره، دنبالش کن ببین چیکار می‌کنه. ممنون

443
00:24:51,000 --> 00:24:54,720
اینیگو آپکات بدون ویلچر از خونه رفته بیرون

444
00:24:54,720 --> 00:24:57,080
پس وقتی خانواده‌اش نیستن
بدون ویلچر می‌تونه راه بره

445
00:24:57,080 --> 00:24:58,480
اینطور به نظر می‌رسه

446
00:25:10,600 --> 00:25:12,480
همون واگن؟ -
آره -

447
00:25:26,880 --> 00:25:28,320
!افتاده روی ریل

448
00:25:28,320 --> 00:25:29,760
!لعنتی! یکی بلندش کنه

449
00:25:31,720 --> 00:25:33,160
!نه! رابین

450
00:25:33,160 --> 00:25:35,400
!قطار داره میاد -
قطار داره میاد -

451
00:25:35,400 --> 00:25:37,200
!یالا، یالا، یالا، یالا

452
00:25:40,000 --> 00:25:41,400
!سریع. بلندش کنید

453
00:25:52,200 --> 00:25:54,160
عن تو کله‌اتـه فکر کردی می‌تونی بلندش کنی؟

454
00:25:54,160 --> 00:25:55,520
نمی‌دونستم بی‌هوش شده

455
00:25:55,520 --> 00:25:57,080
!هُلش دادن
!عمدی بود

456
00:25:57,080 --> 00:25:58,560
اینجا دکتر یا پرستار نداریم؟

457
00:25:58,560 --> 00:25:59,840
من جراحم

458
00:25:59,840 --> 00:26:01,480
کسی دید چی شد؟ -
من دیدم -

459
00:26:01,480 --> 00:26:04,480
یکی با لباس اسکلت
هُلش داد روی ریل

460
00:26:04,480 --> 00:26:05,640
دیدی کجا رفت؟

461
00:26:05,640 --> 00:26:07,520
نه، داشتم کمک می‌کردم دوستم
برگرده روی سکو

462
00:26:07,520 --> 00:26:08,840
اون جونش رو نجات داد

463
00:26:08,840 --> 00:26:11,040
.خب، جایی نرید
.باید اظهارنامه بنویسید

464
00:26:11,040 --> 00:26:12,800
یه مردِ ۲۰ و خُرده‌ای ساله‌ی بی‌هوش که

465
00:26:12,800 --> 00:26:14,160
ضربه‌ی شدیدی به سرش وارد شده

466
00:26:14,160 --> 00:26:17,040
یه آمبولانس و دکتر بفرستید

467
00:26:17,233 --> 00:26:20,000
اسم قربانی «الیور پیچ»ـه

468
00:26:20,133 --> 00:26:22,000
توی گوشش خون هست

469
00:26:22,000 --> 00:26:23,360
نمی‌تونی اینجا سیگار بکشی

470
00:26:23,360 --> 00:26:25,200
!خودت چطوری سیگار نمی‌کشی تو این وضعیت؟

471
00:26:25,200 --> 00:26:27,960
...ملت، لطفاً برید عقب

472
00:26:27,960 --> 00:26:29,400
خوبـه

473
00:26:31,160 --> 00:26:33,480
خانم‌ها و آقایون، ایستگاه به زودی بسته میشه

474
00:26:33,480 --> 00:26:36,640
الیور پیچ اونیـه که هُلش دادن روی ریل قطار

475
00:26:36,640 --> 00:26:40,000
،پسر ایان پیچـه
همون جقی‌ای که نامزدِ شهرداری شده بود

476
00:26:40,000 --> 00:26:44,080
و طبق خالکوبیِ روی شکمش، بهش الگیز هم میگن

477
00:26:44,080 --> 00:26:45,600
یکی از اعضای هاونینگـه

478
00:26:45,600 --> 00:26:48,232
چی؟ آنومی الان دیگه اعضای
هاونینگ رو می‌کُشه؟

479
00:26:48,400 --> 00:26:51,040
‫آنومی به همه گفت ‫قراره
شبیه شخصیت دِرک لباس بپوشه و بیاد

480
00:26:51,040 --> 00:26:53,360
‫اما این کار رو نکرد.
.با یه لباس دیگه اومد

481
00:26:53,360 --> 00:26:55,360
‫الیور هم رفت سراغ همه‌ی اونایی که
‫لباس دِرک پوشیده بودن

482
00:26:55,360 --> 00:26:57,815
‫اینجوری شد که آنومی فهمید ‫کی دنبالشـه

483
00:26:57,840 --> 00:26:59,360
‫یعنی چی که کی دنبالشـه؟

484
00:26:59,360 --> 00:27:02,280
‫آنومی قتل ایدی لدول رو
‫انداخت گردن گروه هاونینگ

485
00:27:02,419 --> 00:27:04,160
‫هاونینگ هم شستش خبردار شد

486
00:27:04,160 --> 00:27:07,121
‫«الیور پیچ» با جابجایی
‫حروف «وایلپاچورا» در میاد

487
00:27:07,146 --> 00:27:09,898
‫وایلپاچورا هم یکی از مدیرهای بازی دِرکـه

488
00:27:10,560 --> 00:27:13,400
‫به نظرم الیور خودش رو انداخت وسط
تا همه رو ضدِ ایدی بکنه که

489
00:27:13,400 --> 00:27:15,720
دست بر قضا با آنومی صمیمی شد

490
00:27:15,720 --> 00:27:17,792
‫جفتشون سایه‌ی ایدی لدول رو با تیر میزدن

491
00:27:18,415 --> 00:27:21,415
‫هاونینگ خانم‌های تأثیرگذار رو ‫هدف قرار میده

492
00:27:21,440 --> 00:27:26,080
در نهایت، ‫الیور پیچ به آنومی میگه
‫از کجا تپانچه و ماسک لاتکس بخره

493
00:27:26,080 --> 00:27:28,960
‫ولی حالا که آنومی خبردار شده
‫هاونینگ دنبالشـه،

494
00:27:28,960 --> 00:27:30,520
‫به خاطر همین بر می‌گرده
‫سراغ کارهای نیمه‌تمومش

495
00:27:30,520 --> 00:27:32,400
‫مشخصـه روان‌پریشـه

496
00:27:32,400 --> 00:27:34,000
‫آره، فکر کنم همینطوره

497
00:27:34,000 --> 00:27:36,600
‫آم، اینیگو آپکات
‫توی کامیک‌کان نبود

498
00:27:36,600 --> 00:27:39,160
‫اما صد درصد مشکوکـه

499
00:27:39,160 --> 00:27:42,120
‫دنبالش که بودم، رفت یه کافه‌ای و
‫همونجا به یکی زنگ زد

500
00:27:42,120 --> 00:27:45,360
‫من هم روی میز بغلیش نشستم.
‫گوش بدید چی میگه.

501
00:27:45,360 --> 00:27:49,440
‫دختر خوشگلم، ‫باید قوی و خونسرد ‫بمونی

502
00:27:49,440 --> 00:27:51,920
‫قانوناً قلب سیاه جوهری
‫متعلق به توئـه

503
00:27:51,920 --> 00:27:53,440
‫جفتمون اینو می‌دونیم

504
00:27:53,440 --> 00:27:55,760
‫ولی دیگه نباید بهم زنگ بزنی

505
00:27:55,760 --> 00:27:57,600
‫توی تریبیولتیوم بهم پیام بده

506
00:27:59,120 --> 00:28:00,640
‫احتمال داره کاتیا پشت خط بوده باشه؟

507
00:28:00,640 --> 00:28:03,280
‫گمون نکنم زنش رو
‫«دختر خوشگلم» خطاب کنه

508
00:28:03,280 --> 00:28:04,640
اون کلمه یونانیه یعنی چی؟

509
00:28:04,640 --> 00:28:06,800
‫تریبیولتیوم. لاتینـه

510
00:28:06,800 --> 00:28:10,120
‫آم، پس باید وبسایتی پیدا کنیم که فروم داره

511
00:28:11,640 --> 00:28:13,240
‫عه، ایناهاش

512
00:28:13,240 --> 00:28:18,080
‫تریبیولتیوم عِت دلوروم،
‫متعلق به اینیگو آپکات

513
00:28:18,080 --> 00:28:20,200
‫یه فرومـه مختص بیمارهای خودایمنی

514
00:28:21,800 --> 00:28:23,880
‫ولی چرا جای ایمیل،
‫خواسته توی این وبسایت

515
00:28:23,880 --> 00:28:25,240
‫بهش پیام بدن؟

516
00:28:25,240 --> 00:28:27,760
‫شاید نخواسته کاتیا
‫ایمیل‌هاش رو ببینه

517
00:28:27,760 --> 00:28:31,080
شاید پای کسی در میونـه که
توی این وبسایت باهاش آشنا شده

518
00:28:31,080 --> 00:28:32,640
‫یکی با همین بیماری

519
00:28:32,640 --> 00:28:34,200
‫کیا نیون

520
00:28:34,200 --> 00:28:36,160
‫کیا نیون به خستگی مزمن مبتلاست

521
00:28:36,160 --> 00:28:40,640
بعلاوه بر این باور بود که
‫ایدی لدول ایده‌هاش رو دزدیده

522
00:28:40,640 --> 00:28:43,760
‫اگه همون «دختر خوشگله‌ی» اینیگو باشه...

523
00:28:43,760 --> 00:28:46,000
راستی، ‫یادتـه ازش دفاع می‌کرد؟

524
00:28:46,000 --> 00:28:49,520
‫پس حاضره دسترسی به
اطلاعاتی مثل قراردادهای فیلم و

525
00:28:49,520 --> 00:28:52,160
‫خب... هرچیزی که
‫آنومی در موردش توئیت کرده رو بهش بده

526
00:28:52,160 --> 00:28:54,280
‫به نظرم فردا باید
‫با جفتشون صحبت کنیم

527
00:28:54,280 --> 00:28:56,120
‫فردا بعد از ظهر نمی‌تونم.
‫باید به خونه‌ام برسم.

528
00:28:56,120 --> 00:28:58,000
‫اما صبح می‌تونم ‫یه چند ساعتی بیام

529
00:28:58,000 --> 00:28:59,440
‫تو به اینیگو برس،
‫من هم میرم سراغ کیا

530
00:28:59,440 --> 00:29:01,320
نباید بذاریم با همدیگه صحبت کنن

531
00:29:01,320 --> 00:29:04,840
‫میج، می‌تونی پرونده‌ی عتیقه رو
‫بسپاری به پت؟ عقب افتادیم

532
00:29:04,840 --> 00:29:07,200
‫بارکلی، تو از بازی دِرک غافل نشو

533
00:29:07,200 --> 00:29:08,920
‫یه بازیکنی به اسم فیندی پیدا کن

534
00:29:08,920 --> 00:29:12,560
‫نام کاربریش فیندی۱-۱۱ـه

535
00:29:12,560 --> 00:29:15,520
،عاشق فوتبالـه
‫پس در مورد همین صحبت کن

536
00:29:15,520 --> 00:29:19,640
‫قبل از اینکه سؤالی در مورد مورهاوس بپرسیم،
‫باید یکمی بهش نزدیک بشیم

537
00:29:19,640 --> 00:29:20,960
‫ردیفـه

538
00:29:22,682 --> 00:29:23,682
« پروفایل کیا نیون »
« آثار هنری کیا نیون »

539
00:29:28,006 --> 00:29:35,006


540
00:29:38,520 --> 00:29:42,080
‫قبل اینکه مریض بشم،
‫رابطمون با جاش از سن مارتن شروع شد

541
00:29:42,080 --> 00:29:45,720
‫بعد، مثل هر کسی، در مورد
‫دوران بچگیمون صحبت کردیم

542
00:29:46,880 --> 00:29:52,880
‫من بچه‌ی کینگز لین‌ام، توی شهرک‌مون
‫یه قصه‌ی خیلی معروفی هست که میگه

543
00:29:52,880 --> 00:29:56,760
‫یه ساحره‌ای به اسم مارگارت رید رو
زنده‌زنده توی آتیش می‌سوزونن

544
00:29:56,760 --> 00:30:02,200
‫اما قلبش از توی سینه‌اش می‌زنه بیرون و
‫میره سراغ زندگی خودش

545
00:30:05,280 --> 00:30:07,600
‫آشنا نمی‌زنه؟

546
00:30:07,600 --> 00:30:08,760
‫نه؟

547
00:30:08,760 --> 00:30:12,960
‫خب، این... چطور؟

548
00:30:14,240 --> 00:30:15,600
‫می‌بینید؟

549
00:30:16,640 --> 00:30:20,880
اینو وسط کلاس هنرم توی خواب دیدم و
بعدش خالکوبیش کردم

550
00:30:26,120 --> 00:30:29,040
‫ایدی لدول میگه خودش خالق هارتی و
‫دِرک و صفر تا صدشـه

551
00:30:29,040 --> 00:30:32,720
‫اما در واقع هم دوست‌پسرم و
‫هم ایده‌های من رو دزدیده

552
00:30:35,680 --> 00:30:37,547
« ردیابی هرزه‌های جنایتکار »

553
00:30:37,572 --> 00:30:39,774
« افسار زنت رو سِفت بچسب »

554
00:30:39,799 --> 00:30:41,579
« به قصد کُشت شلیک کنید »

555
00:30:42,540 --> 00:30:43,540
« غُرغُرو »

556
00:30:43,760 --> 00:30:45,103
« کدوم مُفیدتره؟ »
« زن یا منگنه؟ »

557
00:30:48,620 --> 00:30:54,920
‫« کیا نیون شب قبلش دوست‌پسر سابقش و
‫دوست‌دخترش رو تهدید به مرگ کرد »

558
00:30:57,640 --> 00:31:03,692
‫« توئیت‌ها رو پاک کرد و
‫این جزئیات رو همه جا پخش کرد »

559
00:31:19,160 --> 00:31:20,880
‫سلام، گاس. بابات خونه‌ست؟

560
00:31:27,960 --> 00:31:30,520
‫خانمم خونه نیست، رفته دیدن جاش

561
00:31:30,520 --> 00:31:33,320
‫کار شب و روزش شده
‫رسیدگی به این بچه

562
00:31:33,320 --> 00:31:36,200
‫راستش می‌خواستم
‫با خود شما صحبت کنم

563
00:31:36,200 --> 00:31:37,600
‫در مورد کیا نیون

564
00:31:39,320 --> 00:31:40,640
‫برو به تمرینت برس

565
00:31:44,520 --> 00:31:46,640
‫پنج دقیقه وقت داری

566
00:31:46,640 --> 00:31:47,960
‫ممنون

567
00:31:50,200 --> 00:31:53,800
‫زنم اجیرت کرده جاسوسیم رو بکنی؟

568
00:31:53,800 --> 00:31:59,160
‫کیا هم گرفتار همین وضعیت شخمی منـه

569
00:31:59,160 --> 00:32:05,080
‫کمک به همچین افرادی تنها
‫چیز مثبتیـه که برام مقدوره

570
00:32:05,080 --> 00:32:07,400
‫- چند وقت یکبار با هم صحبت می‌کنید؟
‫- صحبت کجا بود

571
00:32:08,480 --> 00:32:11,760
‫از فروم‌های وبسایتم استفاده می‌کنیم

572
00:32:11,760 --> 00:32:15,440
‫خب، هر از گاهی با تلفن
صحبت می‌کنید دیگه، نمی‌کنید؟

573
00:32:15,440 --> 00:32:17,720
‫همون وقتایی که
‫«دختر خوشگلم» خطابش می‌کنید

574
00:32:17,720 --> 00:32:20,000
‫پس افتادید دنبال من!

575
00:32:20,026 --> 00:32:21,953
‫عجب مزاحمت...

576
00:32:24,840 --> 00:32:26,615
وقیحی

577
00:32:30,240 --> 00:32:32,760
‫به خانمتون گفتید که
‫با کیا در ارتباطید؟

578
00:32:32,760 --> 00:32:34,560
‫اطلاعات بیمار محرمانه‌ست

579
00:32:34,560 --> 00:32:38,190
‫- شما که دکتر نیستید
‫- معیارهای لازم رو دارم

580
00:32:38,760 --> 00:32:42,920
‫صحبت از قلب سیاه جوهری هم
‫یکی از همین معیارهاست؟

581
00:32:42,920 --> 00:32:45,716
‫این دختر تک و تنها مونده بود

582
00:32:46,720 --> 00:32:51,360
‫این دختر از ایدی لدول
‫کینه‌ی شتری داره

583
00:32:51,360 --> 00:32:53,568
‫دختری که آنلاین
‫ایدی رو مورد آزار و اذیت قرار داد و

584
00:32:53,593 --> 00:32:56,073
‫بعد از اینکه جاش بلی
باهاش کات کرد، می‌پاییدش

585
00:32:57,520 --> 00:33:00,360
صرفاً دختری نیست که
از توصیه‌های پزشکی محروم شده

586
00:33:04,240 --> 00:33:05,880
‫به نظرتون...

587
00:33:07,840 --> 00:33:10,280
‫احتمال داره که تموم این مدت
‫هدفش سوءاستفاه از شما بوده باشه؟

588
00:33:14,880 --> 00:33:20,640
‫اکثر دکترها بر این باورن که
‫خستگی مزمن یه بیماری واقعی نیست

589
00:33:20,640 --> 00:33:26,120
‫آقای آپکات، اطلاعاتی
‫صِرف قلب سیاه جوهری

590
00:33:26,120 --> 00:33:27,680
‫در اختیار کیا نیون گذاشتید؟

591
00:33:30,960 --> 00:33:33,880
‫کیا خیال می‌کرد
‫ایده‌هاش رو ازش دزدیدن

592
00:33:33,880 --> 00:33:37,960
‫قبلاً ناشر بودم و بهش پیشنهاد دادم که
‫یه نگاهی به پرونده‌اش بندازم

593
00:33:39,160 --> 00:33:42,728
‫می‌دونم چه حسی داره وقتی یکی
‫ازت سوءاستفاده می‌کنه و میندازتت دور

594
00:33:42,753 --> 00:33:44,953
‫اون هم وقتی که به خاطر بیماریت
شدی وبال گردن بقیه

595
00:33:46,360 --> 00:33:48,080
‫جاش این بلا رو سرش آورد

596
00:33:49,360 --> 00:33:53,720
‫جزئیاتی از قول و قرارهایی که
‫خانمتون درش دخیل بود رو بهش گفتید؟

597
00:33:53,720 --> 00:33:56,240
‫مثل قرارداد فیلم‌شون با استودیوی ماوریکر؟

598
00:33:56,240 --> 00:33:58,160
‫صرفاً کلیات ماجرا بوده

599
00:33:58,160 --> 00:33:59,400
‫محض رضای خدا!

600
00:34:01,760 --> 00:34:04,120
‫کیا نه آنومیـه و

601
00:34:04,120 --> 00:34:05,760
‫نه مورهاوس

602
00:34:05,760 --> 00:34:07,080
‫بیگناهـه

603
00:34:09,360 --> 00:34:11,252
‫پلیس رو در جریان گفتگومون قرار میدم

604
00:34:11,277 --> 00:34:12,048
‫پلیس؟

605
00:34:12,073 --> 00:34:15,960
‫در عین حال، شدیداً بهتون توصیه می‌کنم
‫اگه کیا نیون به هر دلیلی

606
00:34:15,960 --> 00:34:19,880
‫باهاتون تماس گرفت، تا تبرئه نشدید
‫به پیغام‌هاش جوابی ندید

607
00:34:19,880 --> 00:34:22,400
‫تبرئه؟ به خاطر چه جرمی؟

608
00:34:22,400 --> 00:34:24,920
دست داشتن توی قتل ایدی لدول

609
00:34:33,760 --> 00:34:37,320
‫فکر کنم درست مثل یاسمین،
‫از اینیگو هم سوءاستفاده شده

610
00:34:37,320 --> 00:34:39,200
‫هندونه دادن زیر بغلش و
‫گولش زدن

611
00:34:39,200 --> 00:34:40,800
‫یادداشت‌هام رو برات می‌فرستم

612
00:34:40,800 --> 00:34:42,600
‫نزدیک خونه‌ی کیام

613
00:34:42,600 --> 00:34:44,960
‫- تا نخوندم‌شون، داخل نمیرم
‫- باشه

614
00:34:52,720 --> 00:34:59,057
‫« اینیگو آپکات خط خورد »

615
00:35:00,408 --> 00:35:05,306
« کیا نیون، دوست‌دختر سابق جاش »

616
00:35:19,920 --> 00:35:22,200
‫کورمورن استرایک،
‫برای دیدن کیا اومدم

617
00:35:22,200 --> 00:35:23,640
‫گمونم من رو بشناسه

618
00:35:23,640 --> 00:35:25,280
‫- ناخوش احوالـه
‫- کیـه؟

619
00:35:26,320 --> 00:35:27,920
‫یه آقایی به اسم کورمورن استرایک؟

620
00:35:31,160 --> 00:35:34,200
‫کیا؟ کیا؟

621
00:35:36,720 --> 00:35:40,360
‫خانم نیون، مشکلی نداره لاأقل
‫یه دست به آب برم؟

622
00:35:40,360 --> 00:35:43,240
‫از راه دور اومدم و
‫پام خیلی درد می‌کنه

623
00:35:43,240 --> 00:35:45,400
‫آم... بله، آم، از این طرف برید

624
00:35:45,400 --> 00:35:46,760
‫میرم ببینم کیا چش شد

625
00:35:49,040 --> 00:35:50,280
‫کیا!

626
00:35:59,802 --> 00:36:02,820
‫« تریبیولتیونم عِت دلوروم »

627
00:36:09,489 --> 00:36:12,629
‫« ردیابی هرزه‌های جنایتکار »

628
00:36:13,480 --> 00:36:14,720
‫کیا؟

629
00:36:24,360 --> 00:36:26,240
‫دستشویی...

630
00:36:26,240 --> 00:36:28,680
‫گفتم قبلش پام رو درست کنم

631
00:36:28,680 --> 00:36:30,760
‫آم، متأسفانه کیا رفته

632
00:36:30,760 --> 00:36:32,640
‫خدا رو شکر سرحال شد

633
00:36:32,640 --> 00:36:36,000
‫خب، روزهای خوب و بد داره.
‫ماهیت بیماریشـه.

634
00:36:36,000 --> 00:36:38,320
‫پیش متخصص‌های زیادی رفتیم و
‫هزینه کردیم...

635
00:36:38,320 --> 00:36:39,840
‫خدای من، جواب نگرفتیم

636
00:36:41,200 --> 00:36:43,080
‫خیلی وقتـه که مریضـه

637
00:36:43,080 --> 00:36:44,720
‫خودش با پلیس صحبت کرده، خب؟

638
00:36:44,720 --> 00:36:46,360
‫به قدری تحت فشار گذاشتیدش که...

639
00:36:46,360 --> 00:36:49,200
‫طاقتش طاق شده.
‫من اومدم این قائله رو ختم کنم.

640
00:36:52,280 --> 00:36:56,320
‫به نظر شما واقعاً ایدی لدول
‫آثارش، ایده‌هاش رو دزدیده؟

641
00:36:56,320 --> 00:36:59,280
‫بله، بر این باورم،
‫اما اثباتش غیرممکنـه

642
00:37:00,320 --> 00:37:02,920
‫راستشو بخواید، به نظرم جاش
‫همه رو دزدیده و داده ایدی

643
00:37:02,920 --> 00:37:05,320
‫ولی همین سخت‌ترش می‌کنه، نه؟

644
00:37:05,320 --> 00:37:09,440
‫چون مهم نیست چقدر باهاش بدرفتاری کرده،
‫همچنان دلباخته‌ی اونـه

645
00:37:09,440 --> 00:37:11,466
‫توی فضای مجازی
‫مورد آزار و اذیت قرار گرفته؟

646
00:37:12,800 --> 00:37:14,240
‫بله

647
00:37:14,240 --> 00:37:16,360
‫همیشه‌ی خدا

648
00:37:16,360 --> 00:37:19,240
‫ما رو استخدام کردن تا آنومی رو پیدا کنیم

649
00:37:19,240 --> 00:37:21,480
‫می‌دونید منظورم کیـه دیگه؟

650
00:37:21,480 --> 00:37:23,200
‫بله

651
00:37:23,200 --> 00:37:25,200
‫اگه کیا کمکمون کنه،
‫ما هم یه کارهایی براش می‌کنیم، اما...

652
00:37:27,920 --> 00:37:30,400
‫- نمیشه مجبورش کنیم که
‫- بذارید من باهاش صحبت کنم

653
00:37:30,400 --> 00:37:32,000
‫- بهتره رفع زحمت کنم
‫- خواهش می‌کنم!

654
00:37:32,000 --> 00:37:34,080
‫به خودش هم گفتم،
‫تنهایی از پسش برنمیاد

655
00:37:34,080 --> 00:37:35,840
‫فقط... بذارید باهاش صحبت کنم

656
00:37:43,840 --> 00:37:46,080
‫چطوری فکر کردی می‌تونی
‫تنهایی اینا رو ببری توی خونه؟

657
00:37:46,080 --> 00:37:48,000
‫خب، بابام قرار بود بیاد

658
00:37:48,000 --> 00:37:49,280
‫اما کمردردش عود کرده

659
00:37:51,840 --> 00:37:54,280
‫واقعاً هنوز هم حس بدی دارم از اینکه

660
00:37:54,280 --> 00:37:56,840
‫این همه هدیه‌ی عروسی گرفتم و
‫کلاً زندگی‌مون یه سال هم دووم نداشت

661
00:37:56,840 --> 00:37:59,840
بهونه‌ای بود که برات
چیزای خوب بخریم

662
00:37:59,840 --> 00:38:01,640
‫اگه واقعاً اون لیوان‌هایی که
‫برات خریدیم رو نمی‌خوای...

663
00:38:01,640 --> 00:38:04,320
‫نخیر، نخیرم، واسه اون لیوان‌ها
‫خون جیگر خوردم

664
00:38:06,160 --> 00:38:09,040
‫مت یه اسلاید بر اساس قیمت‌شون درست کرد و

665
00:38:09,040 --> 00:38:12,440
‫نوبتی انتخاب کردیم تا
‫به سقف بودجه‌مون رسیدیم

666
00:38:14,400 --> 00:38:17,920
‫وقتی از شوهر حسابدارت طلاق بگیری
‫همین میشه

667
00:38:17,920 --> 00:38:20,640
‫آره خب، فکر نمی‌کردم به اینجا ختم بشه

668
00:38:20,640 --> 00:38:22,720
‫چیزیت نمیشه

669
00:38:22,720 --> 00:38:24,160
‫راستش، من، آم...

670
00:38:24,160 --> 00:38:26,360
‫یکی بهم پیشنهاد داده

671
00:38:26,360 --> 00:38:28,000
‫جدی؟ کی؟

672
00:38:28,000 --> 00:38:29,600
‫افسر پلیسـه

673
00:38:29,600 --> 00:38:31,600
‫بعد من بهش گفتم
‫استرایک رو هم همراهم بیارم؟

674
00:38:33,800 --> 00:38:34,880
‫خیلی‌خب

675
00:38:34,880 --> 00:38:36,480
‫جای کار داری پس...

676
00:38:39,280 --> 00:38:40,960
‫تا یه ساعت دیگه باید برم

677
00:38:40,960 --> 00:38:42,320
‫کسی دیگه‌ای هست بیاد کمکت؟

678
00:38:42,320 --> 00:38:43,880
‫نیازی نیست بابا

679
00:38:43,880 --> 00:38:45,640
‫خیلی نمونده دیگه

680
00:38:47,680 --> 00:38:49,320
‫میارمش براتون

681
00:38:57,520 --> 00:38:58,800
‫مرسی قبول کردی بیای

682
00:39:01,080 --> 00:39:02,440
‫حالت چطوره؟

683
00:39:02,440 --> 00:39:04,360
‫خوب نیستم

684
00:39:04,360 --> 00:39:08,160
‫تاثیر آدرنالین که می‌پره،
‫خستگی تموم وجودم رو فرا می‌گیره

685
00:39:08,160 --> 00:39:10,240
‫اوضاع جاش چطوره؟

686
00:39:10,240 --> 00:39:12,160
‫اون هم خوب نیست

687
00:39:12,160 --> 00:39:14,440
‫ولی می‌تونی کمکش کنی

688
00:39:14,440 --> 00:39:16,640
‫من دنبال اینم بفهمم آنومی کیـه

689
00:39:16,640 --> 00:39:20,520
‫اظهار نظر کنم، ملت بهم اَنگ می‌زنن
از قصد این حرف‌ها رو می‌زنم

690
00:39:20,520 --> 00:39:22,360
‫منظورت چیـه؟

691
00:39:22,360 --> 00:39:24,840
‫مردم همیشه میگن کارم اینـه

692
00:39:24,840 --> 00:39:28,240
‫منظورت از مردم همون طرفدارهای
‫قلب سیاه جوهریـه؟

693
00:39:28,240 --> 00:39:29,920
‫من طرفدار نیستم

694
00:39:29,920 --> 00:39:31,160
خالق کارتونم

695
00:39:32,680 --> 00:39:35,360
‫ایده‌های خودم بودن،
‫جاش عملاً اقرار کرد

696
00:39:35,360 --> 00:39:36,880
‫کِی اونوقت؟

697
00:39:38,920 --> 00:39:40,600
‫دوست نداره بگم

698
00:39:40,600 --> 00:39:42,360
‫دوست داره همه چی رو بگی

699
00:39:43,560 --> 00:39:44,840
‫خودش گفته؟

700
00:39:46,840 --> 00:39:48,440
‫آره. گفت

701
00:39:55,600 --> 00:39:57,560
‫خب، بعد اینکه برگشتیم با هم،

702
00:39:57,560 --> 00:40:01,880
‫متوجه شد که احتمالاً اتفاقی
‫تموم ایده‌هام رو براش تعریف کرده

703
00:40:01,880 --> 00:40:04,028
‫می‌خواست رفع و رجوعش کنه که
‫به اسم خودم ثبت بشه اما

704
00:40:04,053 --> 00:40:06,600
‫اما بعدش ایدی
الکی دست به خودکشی زد

705
00:40:07,546 --> 00:40:09,360
‫آدم سلطه‌گری بود

706
00:40:09,360 --> 00:40:11,760
‫گمونم جاش حتی ازش می‌ترسید

707
00:40:11,760 --> 00:40:13,160
‫ممنونم

708
00:40:13,160 --> 00:40:14,800
‫خواهش می‌کنم

709
00:40:14,800 --> 00:40:18,600
‫اگه می‌دونستم شما هم معلول هستید،
‫هیچوقت فرار نمی‌کردم

710
00:40:18,600 --> 00:40:20,880
‫فقط به خاطر اینکه احتمالاً
‫درک می‌کنید زندگی با

711
00:40:20,880 --> 00:40:23,800
‫جسمی که صرفاً دردسره چطوریـه

712
00:40:25,320 --> 00:40:26,520
‫این...

713
00:40:27,760 --> 00:40:29,720
‫نمی‌دونم

714
00:40:29,720 --> 00:40:31,040
‫خائنـه

715
00:40:34,280 --> 00:40:37,760
‫قلب پاکی که می‌خواد
‫از یه جسم شرور فرار کنه

716
00:40:37,760 --> 00:40:40,680
‫متوجه هستید که هدفم از
‫خلق شخصیت هارتی چی بوده؟

717
00:40:40,680 --> 00:40:41,920
‫گمون کنم

718
00:40:43,280 --> 00:40:45,600
‫ولی باز هم سؤال دارم

719
00:40:45,600 --> 00:40:48,320
از قول و قرارهایی که با
اینیگو آپکات داشتی بهم میگی؟

720
00:40:50,720 --> 00:40:51,800
‫اینیگو...

721
00:40:51,800 --> 00:40:53,640
‫آپکات

722
00:40:53,640 --> 00:40:54,840
‫آپ، کات

723
00:40:56,440 --> 00:40:57,760
‫نمی‌شناسم

724
00:40:59,320 --> 00:41:02,480
‫به وبسایتش برای بیماران خودایمنی مراجعه کردی

725
00:41:04,800 --> 00:41:06,240
‫آها، آره

726
00:41:06,240 --> 00:41:08,640
‫آره، ازش مشاوره خواستم

727
00:41:08,640 --> 00:41:11,240
‫مامانت پول متخصص میده

728
00:41:11,240 --> 00:41:12,600
‫متخصص‌های واقعی، دکتر جماعت

729
00:41:14,240 --> 00:41:17,160
‫درستـه، اما آپکات خودش تجربه‌اش کرده

730
00:41:18,600 --> 00:41:22,800
‫بعدشم، کلاً یه سؤال ازش پرسیدم و
‫این مسئله مال سال‌ها پیشـه

731
00:41:22,800 --> 00:41:25,560
‫طی ۲۴ ساعت اخیر، دو بار
‫سایتش رو چک کردی

732
00:41:28,240 --> 00:41:31,080
‫چرا حقیقت رو نمیگی؟

733
00:41:31,080 --> 00:41:34,320
‫می‌خوای به جاش بگم پُرو پرو نشستی جلوم و
‫خواستی با دروغ خودت رو تبرئه کنی؟

734
00:41:34,320 --> 00:41:36,880
‫یا می‌تونم گفتگومون رو مکتوب کنم و
‫توی اینترنت پخش کنم

735
00:41:36,880 --> 00:41:38,400
‫نه، نه، با من این کار رو نکن!

736
00:41:38,400 --> 00:41:40,000
‫همینجوریش هم زندگیم رو سیاه کردن

737
00:41:41,000 --> 00:41:42,640
‫یه دروغ دیگه بشنوم،
‫پا میشم میرم

738
00:41:43,920 --> 00:41:45,160
‫فرصت دیگه‌ای نداری

739
00:41:54,040 --> 00:41:56,480
‫از اینیگو اطلاعات می‌گیرم

740
00:41:56,480 --> 00:41:59,280
‫در مورد قلب سیاه جوهری و جاش

741
00:41:59,280 --> 00:42:02,160
‫اما صِرف این بود که ببینم
‫دارن با اثرم چیکار می‌کنن!

742
00:42:02,160 --> 00:42:04,440
‫اصلاً حرف زدن با اینیگو فکر خودم نبود

743
00:42:04,440 --> 00:42:06,840
‫یه دختری توی توئیتر بهم پیام داد و
‫در مورد وبسایتش گفت که

744
00:42:06,840 --> 00:42:09,480
‫حرف کِشیدن ازش راحتـه

745
00:42:09,480 --> 00:42:11,200
‫مدرک دارم، وایسا

746
00:42:14,880 --> 00:42:16,960
‫آره، این... نام کاربریش همینـه، ببین

747
00:42:18,400 --> 00:42:20,560
‫رَچ‌لِدبدلی

748
00:42:20,560 --> 00:42:23,600
‫رچلد؟ رچلد چیـه؟

749
00:42:23,600 --> 00:42:27,440
‫اسمش ریچلـه و
‫نام کاربریش ریچ لِد بدلیـه

750
00:42:28,960 --> 00:42:33,040
‫مامانش لوپوس داره. به خاطر همین هم
‫با سایت اینیگو آشنا شده

751
00:42:33,040 --> 00:42:34,320
‫ریچ لد بدلی

752
00:42:36,640 --> 00:42:39,680
‫ایدی هم آثارم رو دزدید و

753
00:42:39,680 --> 00:42:41,040
‫هم جاش

754
00:42:43,160 --> 00:42:45,160
‫خوشحالم مُرده

755
00:42:45,160 --> 00:42:47,000
‫قرار نیست اَدا در بیارم

756
00:42:48,600 --> 00:42:53,240
‫زندگیم رو تباه کرد و حالا
‫طرفدارهای الدنگش به من بد و بیراه میگن!

757
00:42:53,240 --> 00:42:54,560
‫منظورت آنومیـه؟

758
00:42:54,560 --> 00:42:55,640
‫اون بدترین‌شونـه

759
00:42:57,120 --> 00:42:59,480
‫آره، وقتی که بهش گفتم...

760
00:42:59,480 --> 00:43:03,440
‫ازش خوشم نمیاد، این حرکت رو زد

761
00:43:03,440 --> 00:43:06,280
‫«این سلیطه‌ی روانی ایدی لدول و
‫دوست‌پسر سابقش رو

762
00:43:06,280 --> 00:43:08,960
‫شبِ قبل از حمله تهدید کرد»

763
00:43:13,680 --> 00:43:18,760
‫توئیت‌ها رو پاک کردم ‫اما دیگه پخش شده

764
00:43:18,760 --> 00:43:19,880
‫آره

765
00:43:21,320 --> 00:43:23,080
‫فکر کنم آنومی شماره‌ی خودم،

766
00:43:23,080 --> 00:43:26,760
‫آدرس خونه‌ام و محل کار مادرم رو
‫توی اینترنت پخش کرد

767
00:43:29,280 --> 00:43:31,800
‫یکی از بلژیک زنگ زده بود
‫به رئیس مادرم و می‌گفت:

768
00:43:31,800 --> 00:43:33,360
‫«دختر خانم نیون یه...»

769
00:43:36,960 --> 00:43:38,200
‫حتی روم نمیشه به زبون بیارمش

770
00:43:41,000 --> 00:43:42,640
‫مامانم گریه‌کنان اومد خونه

771
00:43:46,280 --> 00:43:50,480
‫حالا اگه بری به همه بگی که من دروغگوئـم،
‫فقط این وضعیت بدتر میشه

772
00:43:50,480 --> 00:43:54,640
‫اون توئیت‌های تهدیدِ جاش و ایدی چی؟
‫گرفتی پاکشون هم کردی

773
00:43:57,120 --> 00:44:02,360
‫جاش گفت قراره توی پاتوق ما،
‫همدیگه رو ببینن

774
00:44:02,360 --> 00:44:05,320
‫جوش آورده بودم،
‫حرفهام از ته دل نبود

775
00:44:07,760 --> 00:44:09,200
‫حدأقل ایدی لدول پولدار شد و

776
00:44:09,200 --> 00:44:11,320
بعد ‫این وضعیت سرش اومد

777
00:44:24,680 --> 00:44:26,440
رابین هنوز نیومده؟

778
00:44:26,440 --> 00:44:28,320
‫اسباب‌کشی داره

779
00:44:28,320 --> 00:44:29,920
‫امروز؟

780
00:44:29,920 --> 00:44:31,400
‫چرا در جریان نیستی؟

781
00:44:57,000 --> 00:44:58,480
‫سلام

782
00:44:58,480 --> 00:45:00,240
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

783
00:45:00,240 --> 00:45:02,160
‫فکر کردم واسه جابجایی وسایلت
‫کمک لازم داشته باشی

784
00:45:02,160 --> 00:45:03,640
‫آدرس اینجا رو کی بهت داد؟

785
00:45:03,640 --> 00:45:04,880
‫پت

786
00:45:04,880 --> 00:45:06,280
‫هدیه‌ی خونه‌ی جدیدت

787
00:45:06,280 --> 00:45:07,640
‫وای، مرسی

788
00:45:09,840 --> 00:45:11,440
‫خب، کیا چطور بود؟

789
00:45:11,440 --> 00:45:14,280
آنومی نیست. موقع صحبت باهاش
آنومی توی بازی نبود

790
00:45:14,280 --> 00:45:15,600
‫یه چیز بدردبخور گیرم اومد

791
00:45:15,600 --> 00:45:20,160
‫دختری به اسم ریچ لد بدلی به
‫کیا گفت چطوری از اینیگو حرف بکِشه

792
00:45:20,160 --> 00:45:22,280
‫متضاد لد بدلی(بَد) چی میشه؟

793
00:45:22,280 --> 00:45:23,760
‫لد...

794
00:45:23,760 --> 00:45:24,800
‫ول(خوب)؟

795
00:45:24,800 --> 00:45:26,200
‫ریچل لدول

796
00:45:26,200 --> 00:45:29,120
‫دختر گرانت از زن اولش

797
00:45:29,120 --> 00:45:32,280
‫مگه گرانت نگفته بود ایدی و ریچل
‫تابحال همدیگه رو ندیدن؟

798
00:45:32,280 --> 00:45:35,560
‫گمونم گرانت همچین هم
در جریان چیزی نبود

799
00:45:35,560 --> 00:45:38,440
‫کیا گفت ریچل یکی از
‫طرفدارهای دوآتیشه‌ی قلب سیاه جوهریـه

800
00:45:38,440 --> 00:45:40,440
‫مامانش هم لوپوس داره

801
00:45:40,440 --> 00:45:43,400
‫احتمالاً به خاطر همین هم هست که
‫وبسایت اینیگو رو پیدا کردن

802
00:45:43,400 --> 00:45:45,960
‫ریچل خونه‌اش لیدزه، درستـه؟

803
00:45:45,960 --> 00:45:47,560
‫آره، چطور؟

804
00:45:47,560 --> 00:45:50,248
‫خب، اگه واقعاً طرفدار
‫دوآتیشه‌ی قلب سیاه جوهری باشه پس

805
00:45:50,273 --> 00:45:52,400
‫احتمال داره که
توی بازی درک باشه

806
00:45:52,400 --> 00:45:56,400
‫یاسمین وردهد گفت که
‫فیندی طرفدار لیدز یونایتده و

807
00:45:56,400 --> 00:45:58,760
همیشه از مادرِ مریضش حرف می‌زنه

808
00:45:58,760 --> 00:46:01,360
‫گرانت گفته بود آنومی می‌دونسته که
‫زن اولش لوپوس داشته

809
00:46:01,360 --> 00:46:04,840
‫ممکنه ریچل در مورد بیماریش صحبت کرده باشه

810
00:46:04,840 --> 00:46:07,440
‫فیندی می‌دونه مورهاوس کیـه

811
00:46:07,440 --> 00:46:10,080
‫اگه ریچل لدول بتونه
‫هویت واقعی مورهاوس رو بهمون بگه...

812
00:46:10,080 --> 00:46:11,320
‫پس آنومی تو مُشت‌مونـه

813
00:46:12,680 --> 00:46:14,480
‫خب... خب، بیا بریم!

814
00:46:14,480 --> 00:46:17,480
‫خب، نمیشه که وسایلت رو
‫توی ون ول کنیم. می‌دزدن‌شون

815
00:46:17,480 --> 00:46:20,240
‫آم، خب، صبح اول وقت میریم

816
00:46:20,240 --> 00:46:22,280
‫صبح اول وقت

817
00:46:22,280 --> 00:46:25,960
‫می... می‌خوای بعد از اینکه
‫وسایل رو خالی کردیم، شام بمونی؟

818
00:46:27,040 --> 00:46:28,320
‫عالیـه

819
00:46:36,960 --> 00:46:39,160
‫اگه قرار باشه صبح اول وقت
‫راه بیفتیم،

820
00:46:39,160 --> 00:46:41,360
‫همینجا بخوابی بهتره ها

821
00:46:41,360 --> 00:46:43,560
‫مبلم تختخواب میشه

822
00:47:40,920 --> 00:47:42,880
‫وای! پزه

823
00:47:42,880 --> 00:47:47,120
‫هی بهم پیام میده میگه
‫کِی دوباره میرم نورث گرو

824
00:47:47,120 --> 00:47:49,120
‫شاید بهتر باشه...

825
00:47:49,120 --> 00:47:52,426
‫یه بهونه‌ای بیار، فقط...
‫سعی کن یکم وقت بخری

826
00:47:53,320 --> 00:47:55,400
‫آره...

827
00:47:55,520 --> 00:47:56,800
‫سلام، پز

828
00:47:56,800 --> 00:47:59,160
‫من، آم، دارم آماده میشم برم سرکار

829
00:47:59,160 --> 00:48:02,720
‫عیبی نداره، رابین خانم. عجله نکن

830
00:48:02,720 --> 00:48:06,400
‫ببین، زنگ زدم بهت بگم
‫اصلاً برام مهم نیست

831
00:48:06,400 --> 00:48:10,400
‫راستشو بخوای، از خدامـه
یه جاسوس پیدا بشه مخم رو بزنه

832
00:48:10,400 --> 00:48:12,080
‫می‌گیری منظورمو؟

833
00:48:12,080 --> 00:48:14,440
‫اسم منو از کجا فهمیدی؟

834
00:48:14,440 --> 00:48:17,080
‫والی به همه گفته اجازه ندن
‫دوباره پاتو بذاری نورث گرو و

835
00:48:17,080 --> 00:48:19,440
‫اگه کسی دیدتت،
‫حتماً بهش خبر بده

836
00:48:19,440 --> 00:48:21,080
‫والی از کجا خبردار شد؟

837
00:48:21,080 --> 00:48:25,160
‫یه ویدیو توی مترو
‫توی اینترنت پخش شده

838
00:48:25,160 --> 00:48:28,320
‫حالا گوش بده، اینجا اومدنت
‫اصلاً فکر خوبی نیست

839
00:48:28,320 --> 00:48:30,280
‫ولی می‌خوای یه موقعی
‫با همدیگه بریم کافه؟

840
00:48:30,280 --> 00:48:31,680
‫ببین پز، من باید برم

841
00:48:33,400 --> 00:48:35,080
‫اسمم رابین الکاتـه

842
00:48:35,080 --> 00:48:37,360
‫شما همونی بودید که ایشون رو
‫از روی ریل آوردید بیرون؟

843
00:48:37,360 --> 00:48:39,280
‫آم، بله

844
00:48:39,280 --> 00:48:42,880
‫آم، من و آقایی که لباس سوپرمن پوشیده بود

845
00:48:56,920 --> 00:48:59,520
‫باید یه درِ محکم‌تر برای خونه‌ات بخری

846
00:48:59,520 --> 00:49:02,920
‫چارچوبش فولاد باشه که
‫کسی نتونه با لگد بازش کنه

847
00:49:02,920 --> 00:49:06,840
‫هاونینگ‌ها براشون مهم نیست
‫سعی داشتی به الیور پیچ کمک کنی

848
00:49:06,840 --> 00:49:09,240
‫همین که بو بُردن کارآگاهی کافیـه

849
00:49:10,920 --> 00:49:12,840
‫خب، من که تازه رفتم این خونه جدیده

850
00:49:12,840 --> 00:49:15,800
‫هیچکس نمی‌دونه کجام.
‫حتی اسمم هنوز نرفته توی لیست انتخاباتی.

851
00:49:33,360 --> 00:49:35,880
‫ریچل؟ من رابین‌ام

852
00:49:35,880 --> 00:49:37,800
‫بافی‌پاز هم هستی دیگه، درستـه؟

853
00:49:37,800 --> 00:49:39,120
‫بله، همینطوره

854
00:49:40,760 --> 00:49:41,880
‫شما هم فیندی هستی

855
00:49:43,480 --> 00:49:45,080
‫کی بهت پول میده؟

856
00:49:45,080 --> 00:49:47,400
‫نمی‌تونم بهت بگم

857
00:49:47,400 --> 00:49:51,400
‫اما قلب سیاه جوهری براشون مهمـه و
‫می‌خوان جلوی آنومی رو بگیرن

858
00:49:54,040 --> 00:49:57,080
‫نیازی نیست کسی بفهمه با من صحبت کردی.
‫حتی چیزی هم یادداشت نمی‌کنم.

859
00:50:02,960 --> 00:50:04,600
‫به نظرت من چندشم؟

860
00:50:06,640 --> 00:50:08,160
‫نه، چرا باید همچین نظری داشته باشم؟

861
00:50:10,120 --> 00:50:12,520
‫ایدی دخترعموم بود

862
00:50:12,520 --> 00:50:14,280
‫من هم توی بازی دِرک
‫یکی از اونا بودم

863
00:50:16,040 --> 00:50:18,320
‫احتمالاً خیال می‌کرده همه ازش متنفر بودیم که
‫اصلاً هم حقیقت نداره

864
00:50:21,120 --> 00:50:24,320
‫وقتی فهمیدم کارتون رو اون ساخته
‫توی پوست خودم نمی‌گنجیدم

865
00:50:26,600 --> 00:50:28,600
‫اصلاً تا حالا بهش نگفتم
‫چقدر دوستش دارم

866
00:50:30,000 --> 00:50:31,800
‫هیچکس تا حالا توی خانواده‌ام
‫اینو بهش نگفته

867
00:50:34,240 --> 00:50:36,320
‫بعدش رفتم مراسم خاکسپاریش،

868
00:50:36,320 --> 00:50:39,320
‫می‌بینم ملت توی اینترنت مسخره‌بازی در میارن و
‫میگن بریم نبش قبرش کنیم

869
00:50:39,320 --> 00:50:40,480
‫حالم به هم می‌خوره

870
00:50:43,200 --> 00:50:46,360
‫ریچل، مسبب این اتفاقات تو نیستی

871
00:50:46,360 --> 00:50:47,720
‫می‌تونستم بیشتر تلاش کنم

872
00:50:50,080 --> 00:50:51,760
‫خب، الان می‌تونی کمک کنی

873
00:50:54,560 --> 00:50:55,920
‫در مورد مورهاوس بهم بگو

874
00:50:57,320 --> 00:51:00,040
‫بهترین دوستم توی بازی بود

875
00:51:00,040 --> 00:51:01,560
‫مدت طولانی‌ای خیال می‌کرد پسرم

876
00:51:01,560 --> 00:51:05,040
‫چون همیشه از علم و فضا و
‫بازی صحبت می‌کردم

877
00:51:05,040 --> 00:51:06,880
‫من هم دیگه چیزی به روش نیاوردم

878
00:51:06,880 --> 00:51:09,400
‫پسر بودن توی اینترنت کار راحت‌تریـه

879
00:51:10,680 --> 00:51:12,560
‫دیگه کسی به خاطر عکس لختی
‫بهت گیر نمیده

880
00:51:14,600 --> 00:51:16,840
‫ولی حتی وقتی که فهمید دخترم،

881
00:51:16,840 --> 00:51:18,920
‫باز هم خیلی مهربون باهام تا می‌کرد

882
00:51:20,160 --> 00:51:21,480
‫تا اینکه من به همه چی گند زدم

883
00:51:22,840 --> 00:51:24,240
‫چی شد؟

884
00:51:28,920 --> 00:51:32,400
‫وقتی فهمیدم کیـه و به روش آوردم
‫بدجور قاتی کرد و

885
00:51:32,400 --> 00:51:34,080
‫دیگه جوابم رو نمی‌داد

886
00:51:34,080 --> 00:51:36,680
‫به خاطر همین هم اعصابم خُرد شد و
‫یه جوک مسخره در مورد

887
00:51:36,680 --> 00:51:38,760
‫تک‌چرخ زدنش با ویلچر درست کردم

888
00:51:38,760 --> 00:51:40,480
‫از اون روز به بعد دیگه جوابم رو نداد

889
00:51:43,120 --> 00:51:47,520
‫الان رنگ‌پریده پیششـه و
‫دیگه برای من وقتی نداره

890
00:51:47,520 --> 00:51:50,880
‫چند وقتـه که رنگ‌پریده
‫«بازی دِرک» رو بازی می‌کنه؟

891
00:51:50,880 --> 00:51:52,880
‫چند سالی میشه

892
00:51:52,880 --> 00:51:55,320
‫خیلی وقتـه تو نخ مورهاوسـه

893
00:51:55,320 --> 00:51:57,640
‫نباید اطلاعات شخصی رو
‫به اشتراک گذاشت اما بقیه میذارن

894
00:51:57,640 --> 00:51:58,920
‫تازه می‌دونم باهاش حرف می‌زنه

895
00:52:00,680 --> 00:52:03,440
‫توی یکی از آخرین مکالمات‌مون
‫می‌گفت که چقدر نگرانـه

896
00:52:03,440 --> 00:52:07,400
‫اگه بفهمه معلولـه،
‫چه واکنشی نشون میده

897
00:52:07,400 --> 00:52:09,040
‫تو از کجا فهمیدی کیـه؟

898
00:52:10,800 --> 00:52:14,360
‫به جای حساب شخصیش،
‫با حساب مورهاوس توئیت زد

899
00:52:14,360 --> 00:52:17,640
‫کلاً ده ثانیه طول کشید تا پاکش کنه
‫اما من روش کلیک کردم

900
00:52:17,640 --> 00:52:21,040
‫یه پروژه‌ی اخترفیزیک محشر
‫توی کمبریج بود

901
00:52:21,040 --> 00:52:22,960
‫یه سر و گوشی آب دادم
‫تا اینکه فهمیدم کیـه

902
00:52:25,360 --> 00:52:26,760
‫واقعاً خوش‌قیافه‌ست

903
00:52:28,320 --> 00:52:30,240
‫قابل درکـه که چرا رنگ‌پریده تو کفِشـه

904
00:52:31,760 --> 00:52:33,440
‫گفته بود ویلچریـه؟

905
00:52:35,200 --> 00:52:36,800
‫دوران بچگیش سکته کرده بود

906
00:52:40,400 --> 00:52:43,480
‫بهش که نمیگی من کمکت کردم
‫پیداش کنی، نه؟

907
00:52:43,480 --> 00:52:44,960
‫اینجوری تا ابد ازم کینه به دل می‌گیره

908
00:52:44,960 --> 00:52:46,120
‫البته که نمیگم

909
00:52:51,560 --> 00:52:52,840
اسمش رو بهم بگو، ریچل

910
00:52:58,160 --> 00:53:00,600
‫اسمش ویکاس باردوانـه

911
00:53:00,600 --> 00:53:03,440
‫دکترای اخترفیزیک داره و
‫توی کمبریج زندگی می‌کنه

912
00:53:15,000 --> 00:53:16,560
‫احسنت، رابین

913
00:53:16,560 --> 00:53:17,880
‫دمت گرم

914
00:53:20,000 --> 00:53:22,440
‫شرمنده گفتم نیای

915
00:53:22,440 --> 00:53:23,560
‫چرا؟

916
00:53:25,080 --> 00:53:27,360
‫تو مهارتت توی خیلی چیزها بهتر از منـه

917
00:53:27,360 --> 00:53:30,040
‫اصلاً ازت عصبانی نیستم.
‫اتفاقاً خرکیف‌ام.

918
00:53:31,400 --> 00:53:32,720
‫خیلی‌خب

919
00:53:34,720 --> 00:53:36,480
‫البته یکشنبه‌ست

920
00:53:36,480 --> 00:53:37,800
‫شاید خونه نباشه

921
00:53:39,000 --> 00:53:40,880
‫اگه مورهاوس بتونه
‫ما رو به آنومی برسونه،

922
00:53:40,880 --> 00:53:43,680
‫لازم باشه دم خونه‌اش چادر می‌زنم تا برگرده

923
00:54:01,560 --> 00:54:03,600
‫ببخشید،
‫ما از دوستان ویکاس باردوان هستیم

924
00:54:03,600 --> 00:54:05,520
‫دنبال اتاقشونیم

925
00:54:05,520 --> 00:54:07,800
‫آها، از این طرفـه

926
00:54:10,080 --> 00:54:12,000
‫- خیلی ممنون از شما
‫- دستت طلا

927
00:54:17,680 --> 00:54:21,480
‫ببخشید، می‌دونید اتاق
‫ویکاس باردوان کدومـه؟

928
00:54:21,480 --> 00:54:22,960
‫بله، همینـه

929
00:54:22,960 --> 00:54:24,680
‫مشکلی پیش اومده؟

930
00:54:24,680 --> 00:54:26,880
‫خب، ما با همدیگه قرار داشتیم و

931
00:54:26,880 --> 00:54:28,320
‫اصلاً گوشیش رو جواب نمیده

932
00:54:28,320 --> 00:54:30,680
‫- سرایدار رو خبردار کردید؟
‫- بله، بله

933
00:54:30,680 --> 00:54:32,320
‫سرایدار هم نیست

934
00:54:32,320 --> 00:54:33,960
‫شاه‌کلید توی داشبوردمـه

935
00:54:33,960 --> 00:54:36,200
‫میشه باهاش بری
‫مطمئن شی بتونه بیاد داخل؟

936
00:54:36,200 --> 00:54:37,840
‫ببخشید، میشه بگید شما کی هستید؟

937
00:54:37,840 --> 00:54:40,560
‫من کارآگاه خصوصی‌ام.
‫بهتره با پلیس تماس بگیرید.

938
00:54:40,560 --> 00:54:41,680
‫معطل نکنید

939
00:54:45,720 --> 00:54:47,280
‫ماجرا چیـه؟

940
00:54:47,280 --> 00:54:49,200
‫ویکاس حرفی از دوست‌دخترش زد؟

941
00:54:49,200 --> 00:54:51,760
‫نه، آم... مطمئن نیستم
‫دوست‌دختر داشته یا نه

942
00:54:51,760 --> 00:54:54,520
‫آم، یه دختره هست که
‫توی اینترنت باهاش در ارتباطـه

943
00:54:54,520 --> 00:54:56,640
‫- حسابش رنگ‌پریده‌ست؟
‫- نمی‌دونم

944
00:54:56,640 --> 00:54:58,400
‫فقط یه بار بهش اشاره کرد

945
00:54:58,400 --> 00:55:00,520
‫- کِی؟
‫- آم، چند روز پیش

946
00:55:00,520 --> 00:55:02,240
‫هر چیزی که یادت میاد رو بگو

947
00:55:02,240 --> 00:55:03,920
‫مسئله حیاتیـه

948
00:55:03,920 --> 00:55:07,560
‫خیلی‌خب. آم... قرار بود
‫با همدیگه بریم جایی،

949
00:55:07,560 --> 00:55:09,840
‫من هم اومدم دنبالش

950
00:55:12,000 --> 00:55:15,480
‫داشت با یکی از بازیکن‌های
‫بازی خودش چت می‌کرد

951
00:55:15,480 --> 00:55:16,880
‫منو می‌شناسی

952
00:55:16,880 --> 00:55:19,800
‫- سلام
‫- سلام. ببخشید، یه لحظه

953
00:55:19,800 --> 00:55:21,400
‫باشه، طوری نیست

954
00:55:21,400 --> 00:55:23,680
‫من هم می‌دونم تو کی هستی

955
00:55:23,680 --> 00:55:25,200
‫عکس‌هات رو پیدا کردم

956
00:55:27,080 --> 00:55:29,880
‫ویکاس، به نظرم تو محشری

957
00:55:29,880 --> 00:55:36,040
‫میای با همدیگه بریم پیش رابین الکات
‫تا در مورد آنومی صحبت کنیم؟

958
00:55:36,040 --> 00:55:37,560
‫گفت رابین الکات؟

959
00:55:37,560 --> 00:55:40,440
‫آره، همون دختر شبحه‌ای که
‫توی بازی بود گفت

960
00:55:40,440 --> 00:55:41,920
‫این دختره

961
00:55:43,480 --> 00:55:45,280
‫حرف نداره

962
00:55:45,280 --> 00:55:47,400
‫هنرمنده

963
00:55:47,400 --> 00:55:49,440
‫خوشگلـه

964
00:55:49,440 --> 00:55:53,960
‫همیشه از خودش عکس می‌فرسته
‫اما من هیچ عکسی براش نمی‌فرستم

965
00:55:53,960 --> 00:55:56,680
‫خیا... خیال می‌کردم بفهمه فرار کنه اما

966
00:55:56,680 --> 00:56:01,480
الان فهمیده و ‫براش مهم نیست

967
00:56:01,480 --> 00:56:04,360
‫جدای از هنرمند بودنش، چیز دیگه‌ای هم
‫در موردش دستگیرت شد؟

968
00:56:04,360 --> 00:56:06,720
‫نه. نه، آم، زیاد در موردش حرف نزد

969
00:56:08,240 --> 00:56:11,160
‫چه خبر شده؟
‫میشه بهم بگید؟

970
00:56:11,160 --> 00:56:12,760
‫همچنان اثری از سرایدار نیست

971
00:56:12,760 --> 00:56:15,000
‫الان‌هاست که پلیس از راه برسه

972
00:56:16,024 --> 00:56:36,024
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

