﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:08,000
« این برنامه حاوی عبارات نامناسب می‌باشد »

2
00:00:08,524 --> 00:00:19,524
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:00:31,480 --> 00:00:33,680
‫کادوی تولد خدمت شما

4
00:00:33,680 --> 00:00:35,160
‫یه بار گل گرفتی برام دیگه

5
00:00:35,160 --> 00:00:37,280
‫کم لطفی کرده بودم

6
00:00:37,280 --> 00:00:40,320
‫اگه سرکار عِلیه اجازه بدید،
می‌خوام ‫براتون عطر جدید بخرم

7
00:00:40,320 --> 00:00:42,280
‫عطر دوست داشتی دیگه، نه؟

8
00:00:42,280 --> 00:00:44,800
‫- السا بهت گفته؟
‫- نمی‌خوام به سلیقه‌ی خودم باشه

9
00:00:44,800 --> 00:00:47,160
‫انتخاب با تو، من حساب می‌کنم

10
00:00:47,160 --> 00:00:50,040
‫بعدش شام مهمون منی

11
00:01:04,760 --> 00:01:06,760
‫از کجا انقدر درمورد
‫امراض دامی می‌دونی؟

12
00:01:06,760 --> 00:01:09,280
‫آم، خونواده‌ی شارلوت توی اران دامداری داشتن

13
00:01:09,280 --> 00:01:11,720
‫احتمالاً بخاطر مبلغ معاف از مالیاتـه

14
00:01:11,720 --> 00:01:15,800
‫یه چند وقتی اونجا بودم که
‫مادر ناتنیش سر از رختخواب من در آورد

15
00:01:15,800 --> 00:01:17,120
‫شوخی می‌کنی!

16
00:01:17,120 --> 00:01:18,960
‫چیکار کردی تو؟

17
00:01:18,960 --> 00:01:20,760
‫- خب...
‫- واقعاً نمی‌خوام...

18
00:01:20,760 --> 00:01:23,080
‫من... نگو بهم

19
00:01:23,080 --> 00:01:25,160
‫ترتیبش رو که ندادم بابا!

20
00:01:25,160 --> 00:01:27,920
‫- وای، نه
‫- یکِ نصفه شب بود

21
00:01:27,920 --> 00:01:30,280
‫جوری از جام پریدم که
‫افتادم روی سنگ دستشویی

22
00:01:30,280 --> 00:01:33,600
‫شارلوت بدو بدو اومد، خیال کرد از حال رفتم.
‫کارد می‌زدی خونش درنمی‌اومد.

23
00:01:33,600 --> 00:01:35,960
‫داد و هوار راه انداخت و
‫بعدش سروکله‌ی سِر آنتونی پیداش شد

24
00:01:35,960 --> 00:01:39,200
‫یارو با لباس خواب اومد،
‫حالا کمربندش هم همینجوری باز بود

25
00:01:39,200 --> 00:01:41,360
‫تا حالا شوالیه‌ی مملکت رو ندیدی که خودش

26
00:01:41,360 --> 00:01:43,960
‫سرت داد و بی‌داد کنه و
‫از اونور هم کیرش بهت چشمک بزنه،

27
00:01:43,960 --> 00:01:46,320
‫عشق و عاشقی یادت بره

28
00:01:49,400 --> 00:01:54,400
‫کلکسیون تمبر و شاتگان و سوگلی داشت

29
00:01:54,400 --> 00:01:56,240
سومین زنش بود

30
00:01:58,600 --> 00:01:59,880
‫چیه؟

31
00:01:59,880 --> 00:02:02,680
‫خب، من کی‌ام که بخوام نظر بدم؟

32
00:02:03,920 --> 00:02:05,840
‫خودم کمتر از یه سال
‫گند زدم به زندگی زناشوییم

33
00:02:05,840 --> 00:02:08,600
‫تو گند نزدی،
‫متیو بهت خیانت کرد

34
00:02:08,600 --> 00:02:10,320
‫آره، اما خودم هم...

35
00:02:12,040 --> 00:02:13,960
‫واقعاً دلم باهاش نبود

36
00:02:16,200 --> 00:02:19,640
‫می‌دونستی توی ماه‌عسل‌مون
‫می‌خواستم بزنم زیر همه‌چی؟

37
00:02:19,640 --> 00:02:21,800
‫واقعاً...

38
00:02:21,800 --> 00:02:24,320
‫جداً اشتباه محض بود، اما من...

39
00:02:24,320 --> 00:02:26,240
‫من جا زدم

40
00:02:29,680 --> 00:02:32,360
‫ولش کن، هنوز که هنوزه
‫واسم این و اون رو جور می‌کنن

41
00:02:34,480 --> 00:02:35,960
‫چطور پیش میره؟

42
00:02:37,120 --> 00:02:39,240
‫پیش نمیره

43
00:02:40,920 --> 00:02:42,800
‫هیچکدوم‌شون...

44
00:03:01,440 --> 00:03:03,120
‫ببخشید

45
00:03:03,120 --> 00:03:04,720
‫هنوز نتونستم به پاشنه‌بلند عادت کنم

46
00:03:04,720 --> 00:03:07,040
‫خودم هم باهاشون مشکل دارم

47
00:03:07,040 --> 00:03:08,200
‫برات تاکسی می‌گیرم

48
00:03:08,200 --> 00:03:10,600
‫نه، لازم نیست.
‫همینجوریش هم کلی تو خرج افتادی.

49
00:03:10,600 --> 00:03:12,920
‫مشکلی نیست.
‫همش بخاطر گل روی خودتـه.

50
00:03:12,920 --> 00:03:14,640
‫حدأقل کاریـه که از دستم برمیاد

51
00:03:14,640 --> 00:03:16,080
‫لایق بیشتر از اینایی

52
00:03:16,080 --> 00:03:17,560
‫تاکسی!

53
00:03:19,120 --> 00:03:20,960
‫استرایک، من...

54
00:03:36,280 --> 00:03:37,720
‫شب بخیر

55
00:04:27,291 --> 00:04:28,878
‫« مدیر اجرایی تولید: جی. کی. رولینگ »

56
00:04:32,000 --> 00:04:36,679
<font color="#10f000">‫♪ Beth Rowley - I Walk Beside You ♪</font>

57
00:04:36,704 --> 00:04:38,585
‫« فصل ششم: قسمت اول »
‫« قلب سیاه جوهری »

58
00:04:52,000 --> 00:04:53,440
‫مدلش موقرمز بود

59
00:04:53,440 --> 00:04:56,640
‫الیزابت سیدال. می‌شناسیش؟

60
00:04:56,640 --> 00:04:59,840
‫با رزتی که ازدواج کرد قلبش رو شکوند

61
00:05:00,840 --> 00:05:02,320
‫شما چی می‌بینی؟

62
00:05:03,680 --> 00:05:06,120
‫آم، گمونم...

63
00:05:06,120 --> 00:05:08,840
رز و گزنه

64
00:05:10,360 --> 00:05:13,280
‫انگار می‌خواد بگه مرگ و عشق مکمل همدیگه‌ان

65
00:05:13,280 --> 00:05:14,880
‫بله

66
00:05:37,040 --> 00:05:39,680
‫وقت قبلی گرفتید؟

67
00:05:39,680 --> 00:05:42,440
‫- خیر
‫- بدون وقت قبلی نمیشه

68
00:05:42,440 --> 00:05:45,520
‫خب میشه الان برای دیدن ضرب‌العجلی
‫رابین الکات وقت بگیرم؟

69
00:05:59,045 --> 00:06:01,953
« کاف. ب. استرایک »
« کارآگاه خصوصی »

70
00:06:08,120 --> 00:06:11,600
‫بابونه نماد معصومیتـه و
‫درخت بید نشونه‌ی طهارت

71
00:06:13,240 --> 00:06:15,200
‫این از کل قصه‌ی اوفلیا

72
00:06:20,320 --> 00:06:21,760
‫اوهوم

73
00:06:42,720 --> 00:06:44,800
با کسی قرار داری؟

74
00:06:44,800 --> 00:06:46,760
‫می‌تونم بهش بگم بعداً بیاد

75
00:06:46,760 --> 00:06:48,800
‫کی هست؟

76
00:06:48,800 --> 00:06:50,480
‫اسمش ایدی لدولـه

77
00:06:50,480 --> 00:06:52,160
‫اوهوم

78
00:06:53,360 --> 00:06:55,120
‫خل و چلـه؟

79
00:06:55,120 --> 00:06:56,800
‫می‌خوای ازش بپرسم؟

80
00:07:20,240 --> 00:07:22,520
‫- ماچ کردن؟
‫- اصلاً بهش دست نزده

81
00:07:22,520 --> 00:07:23,800
‫شاید خوشش نیومده

82
00:07:23,800 --> 00:07:25,520
‫بعید می‌دونم پسره دنبال نظرش

83
00:07:25,520 --> 00:07:27,880
‫درمورد نقاش‌های پیشارافائلی باشه

84
00:07:27,880 --> 00:07:30,920
‫خب میج، کار جدید چطوره؟

85
00:07:30,920 --> 00:07:32,360
‫دارم حال می‌کنم

86
00:07:32,360 --> 00:07:34,240
‫چی بهتر از هوای تازه

87
00:07:34,240 --> 00:07:35,920
‫من باید برم مِی‌فر

88
00:07:35,920 --> 00:07:38,640
‫دوربینت دم دستت باشه.
‫ماچ کردن عکس بگیر که دیگه فرصتی گیرمون نمیاد.

89
00:07:43,760 --> 00:07:45,680
‫چرا اسمتون رو نزدید روی دَر؟

90
00:07:45,680 --> 00:07:47,840
‫خب، قبل از اومدنم ‫همینطوری بود

91
00:07:47,840 --> 00:07:49,800
خب، الان که شما اینجایید

92
00:07:49,800 --> 00:07:51,800
‫حالا یه دره دیگه

93
00:07:51,800 --> 00:07:53,600
‫ببینید، واقعاً عذر می‌خوام

94
00:07:53,600 --> 00:07:57,040
‫متأسفانه اگه برای استخدام اومدی،
‫باید بگم که فعلاً ارباب‌رجوع جدید نمی‌پذیریم

95
00:07:57,040 --> 00:07:58,840
‫یه سری‌ها تو نوبت‌ان

96
00:07:58,840 --> 00:08:01,360
‫آم، میشه... سیگار بکشم؟

97
00:08:01,360 --> 00:08:03,760
‫سیگار کشیدن توی این ساختمون قدغنـه

98
00:08:03,760 --> 00:08:05,600
‫بالأخره که یکی پیدا میشه سیگار بکشه

99
00:08:05,600 --> 00:08:07,720
‫- توی ساعات اداری ممنوعـه
‫- عیبی نداره

100
00:08:07,720 --> 00:08:09,920
‫آدامس دارم...

101
00:08:11,400 --> 00:08:12,920
‫این برای شماست

102
00:08:15,520 --> 00:08:17,000
‫وقت‌مون پُره ها

103
00:08:17,000 --> 00:08:20,120
‫خب، حاضرم بیشتر پول بدم

104
00:08:20,120 --> 00:08:22,240
‫راستشو بخوای،
‫به بن‌بست خوردم

105
00:08:22,240 --> 00:08:25,000
‫پس هرچقدر بخوای پرداخت می‌کنم

106
00:08:25,000 --> 00:08:27,600
‫لاأقل میشه به حرفم گوش بدی...

107
00:08:27,600 --> 00:08:29,200
‫...خواهشاً؟

108
00:08:29,200 --> 00:08:30,960
‫دستم به جایی بند نیست

109
00:08:30,960 --> 00:08:32,720
‫می‌خوای بشینی؟

110
00:08:32,720 --> 00:08:34,360
‫نه

111
00:08:34,360 --> 00:08:36,440
‫قلب سیاه جوهری به گوشِت خورده؟

112
00:08:36,440 --> 00:08:38,920
‫آم، برنامه‌ی تلویزیونیـه دیگه، نیست؟

113
00:08:38,920 --> 00:08:41,960
‫الان آره، اول به صورت کارتون پخش شد

114
00:08:41,960 --> 00:08:43,880
‫من و دوست‌پسر سابقم ساختیمش

115
00:08:43,880 --> 00:08:47,000
‫به زودی فیلمش ساخته میشه

116
00:08:47,000 --> 00:08:49,600
‫ببخشید، واقعاً لازمـه...

117
00:08:49,600 --> 00:08:53,520
‫ما کُلی طرفدار داریم و اکثراً هم آدم‌های خوبی‌ان،
‫اما یکی‌شون هست که...

118
00:08:53,520 --> 00:08:55,160
‫وای، گه توش

119
00:08:55,160 --> 00:08:56,920
‫میشه لطفاً یه نخ سیگار بکشم؟

120
00:08:58,360 --> 00:09:00,520
‫آره، یه نخ دم پنجره بکش

121
00:09:19,800 --> 00:09:21,440
‫آم...

122
00:09:21,440 --> 00:09:24,160
‫یکی از طرفدارها
اینترنتی من رو زیر نظر گرفته و

123
00:09:24,160 --> 00:09:26,840
‫بخاطر این هم نیست که چشمش رو گرفتم

124
00:09:26,840 --> 00:09:29,080
‫ازم بیزاره

125
00:09:29,080 --> 00:09:33,000
‫انگار رسالتش اینـه که بیاد و
‫نذاره یه آب خوش از گلوم پایین بره

126
00:09:33,000 --> 00:09:37,400
‫ببین، پیام‌های توهین‌آمیزشون برام مهم نیست،
‫ولی این یکی حسابش با بقیه سَواست

127
00:09:37,400 --> 00:09:40,680
‫سه سال آزگاره که کار شب و روزش همین شده

128
00:09:40,680 --> 00:09:42,600
‫خب، اگه برات مزاحمت ایجاد کرده،
‫اونوقت پلیس می‌تونه...

129
00:09:42,600 --> 00:09:45,080
‫پیش پلیس هم رفتم،
‫کاری از دستشون برنمیاد

130
00:09:45,080 --> 00:09:47,520
‫آخه هیچکس اسم واقعیش رو نمی‌دونه

131
00:09:47,520 --> 00:09:50,760
‫تموم حساب‌های کاربریش
‫با اسم «آنومی» ثبت شده

132
00:09:50,760 --> 00:09:54,880
‫آنومی یکی از افرادی بود که از روی کارتونِ من،
‫بازی آنلاین ساخت

133
00:09:57,920 --> 00:09:59,680
‫با تموم حساب‌ها...

134
00:09:59,680 --> 00:10:01,920
‫عکس آپارتمانم رو پُست کرد

135
00:10:01,920 --> 00:10:06,080
‫چو انداخت قبلاً فاحشه بودم که
‫اصلاً و ابداً حقیقت نداره

136
00:10:06,080 --> 00:10:10,040
‫آم، حتی تونستن جاش رو قانع کنن که آنومی خود منم

137
00:10:10,040 --> 00:10:13,200
‫انگار متوسل شدم به خراب کردن خودم
‫فقط بخاطر اینکه ترحم بقیه رو جلب کنم

138
00:10:14,480 --> 00:10:17,080
‫جاش همکارمـه، با هم برنامه رو ساختیم

139
00:10:18,400 --> 00:10:20,600
‫من این آدم رو دوست داشتم و

140
00:10:20,600 --> 00:10:23,400
‫همین آدم من رو به چشم
‫یه جنده‌ی عفریته می‌بینه

141
00:10:23,400 --> 00:10:25,000
‫واقعاً...

142
00:10:27,000 --> 00:10:29,880
‫زندگیم سیاه شده

143
00:10:29,880 --> 00:10:32,240
‫انگار دیگه خودم هم دارم عقلم رو از دست میدم

144
00:10:33,640 --> 00:10:36,000
‫تازه، می‌خوای بدونی بدترین جای ماجرا کجاست؟

145
00:10:36,000 --> 00:10:38,640
‫اینکه آنومی عین کف دست منو می‌شناسه

146
00:10:39,800 --> 00:10:42,240
‫خیلی چیزمیزها درموردم می‌دونه و
‫همه‌شون هم صحت داره

147
00:10:42,240 --> 00:10:44,760
‫مثلاً اینکه یه بار خواستم خودکشی کنم...

148
00:10:44,760 --> 00:10:46,400
‫واقعاً متأسفم... متأسفم

149
00:10:46,400 --> 00:10:48,800
‫کسی چیزی نمی‌دونست، اما آنومی خبر داشت

150
00:10:49,760 --> 00:10:52,120
‫اصلاً می‌دونست توی کدوم بیمارستان بستری بودم،
‫توی توئیتر پُستش کرد

151
00:10:53,440 --> 00:10:54,960
‫نوشت هدفم جلب توجه بوده

152
00:10:58,360 --> 00:11:01,520
‫گمونم همه‌چی رو گفتم دیگه،
‫همش توی پوشه هست

153
00:11:01,520 --> 00:11:05,120
‫فکر کنم... احتمال داره

154
00:11:05,120 --> 00:11:07,640
‫یکی از هم‌خونه‌های قدیمیم باشه،
‫یه آقایی به اسم پِز...

155
00:11:07,640 --> 00:11:10,640
‫- خانم لدول...
‫- موضوع اینجاست که، نمی‌دونم

156
00:11:10,640 --> 00:11:13,280
‫این آدم رفیقم بود،

157
00:11:13,280 --> 00:11:18,000
‫حالا همش با خودم میگم: «نکنه تویی؟
‫آخه من چه هیزم تری بهت فروختم؟»

158
00:11:18,000 --> 00:11:19,440
‫تو رو خدا به دادم برس

159
00:11:20,920 --> 00:11:23,040
‫ببین...

160
00:11:23,040 --> 00:11:25,320
‫...حتی اگه بتونم بهت وقت بدم،

161
00:11:25,320 --> 00:11:28,680
تخصص‌مون همچین مواردی نیست

162
00:11:28,680 --> 00:11:31,600
‫این دفتر‌ها تخصص‌شون سایبریـه

163
00:11:31,600 --> 00:11:33,320
‫جفتشون کارشون درستـه

164
00:11:33,320 --> 00:11:34,840
‫من...

165
00:11:34,840 --> 00:11:37,400
‫واقعاً دلم می‌خواست
‫تو پیگیر کارم بشی

166
00:11:37,400 --> 00:11:40,080
‫- آم، درموردت خوندم
‫- آقای استرایک خیلی توی کارش ماهر...

167
00:11:40,080 --> 00:11:42,440
‫نه، نه، می‌خواستم خودت باشی

168
00:11:43,480 --> 00:11:45,960
‫ولی بیخیال، می‌فهمم

169
00:11:45,960 --> 00:11:47,600
‫سرت زیادی شلوغـه

170
00:11:47,600 --> 00:11:49,080
‫من هم همینطور

171
00:11:53,280 --> 00:11:55,280
‫واقعاً هیچ راهی نداره؟

172
00:11:55,280 --> 00:11:57,120
‫یکی از همین دفتر‌ها مشکلت رو حل می‌کنه

173
00:11:58,840 --> 00:12:00,880
‫گردنت چی شده؟

174
00:12:00,880 --> 00:12:02,720
‫بخاطر دست‌وپاچلفتی‌بازی‌هامـه

175
00:12:06,200 --> 00:12:10,840
‫دو ساعت از بدترین گفتگوییـه که
‫به عمرت می‌شنوی

176
00:12:10,840 --> 00:12:13,680
‫دقیقاً تهش میگه
‫توی چلسی خونه داره

177
00:12:13,680 --> 00:12:16,320
‫می‌تونی از مراجعه‌کننده جویا بشی
‫ببینی از چیزی خبر داره یا نه؟

178
00:12:16,320 --> 00:12:17,920
‫- چشم
‫- ممنونم

179
00:12:19,840 --> 00:12:22,880
‫واقعاً متأسفم کاری از دستم برنیومد

180
00:12:22,880 --> 00:12:24,320
‫ممنونم

181
00:12:24,320 --> 00:12:26,160
‫بسیارخب پس، خداحافظ

182
00:12:28,120 --> 00:12:30,840
‫یه فکری به حال این در هم بکن

183
00:12:39,320 --> 00:12:42,952
‫« جاش بلی و ایدی لدول تقدیم می‌کند: »
‫« قلب سیاه جوهری »

184
00:12:52,320 --> 00:12:55,520
‫وای، آبجیم داره میره مهمونی

185
00:12:55,520 --> 00:12:57,240
‫چرا تو رو دعوت نکرده پس؟

186
00:12:57,240 --> 00:13:00,520
‫نمی‌بینی مُرده‌ام؟! چون همین خودت
‫دیگه پوست و گوشت نذاشتی برام؟!

187
00:13:00,520 --> 00:13:03,000
‫حالا نه که به دردت می‌خورد!

188
00:13:03,000 --> 00:13:04,720
‫ناراحتم، با تموم وجودم

189
00:13:04,720 --> 00:13:06,800
‫بیخیال، رنگ‌پریده. ناسلامتی مُردی

190
00:13:06,800 --> 00:13:08,560
‫حالا دیگه اوضاع بر وفق مُراد پیش میره

191
00:13:12,400 --> 00:13:14,080
‫دور شو، موجود منفور!

192
00:13:14,080 --> 00:13:15,760
‫من منفور نیستم!

193
00:13:15,760 --> 00:13:18,240
‫یه نگاه به خودت بنداز.
‫مگه قلب درست‌وحسابی صورتی نیست؟

194
00:13:18,240 --> 00:13:20,400
‫شرارت تموم وجودت رو گرفته!

195
00:13:20,400 --> 00:13:21,880
‫میشه حدأقل با هم بازی کنیم؟

196
00:13:21,880 --> 00:13:25,080
‫ایول! بازی رو شروع کن، دادا!

197
00:13:25,080 --> 00:13:27,160
‫دِرِک می‌خواد بازی کنه!

198
00:13:27,160 --> 00:13:29,040
‫قلب سیاه جوهری نیست؟

199
00:13:29,040 --> 00:13:30,720
‫نگو که طرفدارشی

200
00:13:30,720 --> 00:13:33,520
‫- چرا؟
‫- اِکسم تو کفِش بود

201
00:13:33,520 --> 00:13:35,080
‫همش اداشون رو درمی‌آورد

202
00:13:35,080 --> 00:13:37,960
‫«ناراحتم، با تموم وجودم.»
‫«بازی رو شروع کن، دادا!»

203
00:13:37,960 --> 00:13:39,600
‫یکی بیاد منو خلاصم کنه

204
00:13:40,600 --> 00:13:42,480
‫سازنده‌اش اومده بود اینجا

205
00:13:42,480 --> 00:13:44,520
‫نه بابا! ایدی لدول؟

206
00:13:44,520 --> 00:13:47,240
‫آره. اِکست تو کفِ ایدی هم بود؟

207
00:13:47,240 --> 00:13:49,480
‫آره بابا. ایدی لدول

208
00:13:49,480 --> 00:13:52,000
‫به چشم بث،
‫یه آدم متحجره که از زمین و زمان فراریـه

209
00:13:52,000 --> 00:13:54,160
‫متعصبـه و ضدمعلولینـه

210
00:13:54,160 --> 00:13:55,600
‫حالا همچین آدمی هست؟

211
00:13:55,600 --> 00:13:57,040
‫نه احتمالاً

212
00:13:57,040 --> 00:13:59,080
‫ولی بث تموم زندگیش آنلاینـه و

213
00:13:59,080 --> 00:14:01,960
‫از عالم و آدم هم بدش میاد
‫مگر این ناشتا زده باشی

214
00:14:01,960 --> 00:14:04,240
‫یکیو شَتَک کرده باشی

215
00:14:04,240 --> 00:14:06,200
‫اینو توی دستشویی جا گذاشت

216
00:14:06,200 --> 00:14:07,440
‫آدرسش رو داده؟

217
00:14:07,440 --> 00:14:09,800
‫نه، عمداً این کار رو کرده، نه؟

218
00:14:12,960 --> 00:14:15,280
‫احتمالاً مدیر برنامه‌ داره،
‫می‌برم واسه‌ش

219
00:14:15,280 --> 00:14:16,600
‫چی، مگه نمی‌خوای پرونده‌اش رو قبول کنی؟

220
00:14:16,600 --> 00:14:18,600
‫نمیشه، جا نداریم

221
00:14:18,600 --> 00:14:20,360
‫اصلاً و ابداً

222
00:14:20,360 --> 00:14:22,360
‫نه که تا دیروقت سرکاری،

223
00:14:22,360 --> 00:14:25,120
‫عینهو بچه فراری‌ها همینجا می‌خوابی

224
00:14:25,120 --> 00:14:26,680
‫باهات موافقت کردم

225
00:14:29,080 --> 00:14:31,000
‫می‌دونی قرار بعدیم کجاست؟

226
00:14:31,000 --> 00:14:32,440
‫جاده‌ی پترتون

227
00:14:32,440 --> 00:14:34,080
بخاطر خیانت

228
00:14:48,347 --> 00:14:57,070
‫« آنومی ایدی لدول »

229
00:15:09,680 --> 00:15:13,120
‫خب، چند نفری از طرفدارهاتون
‫از روی یکی از شخصیت‌هاتون

230
00:15:13,120 --> 00:15:15,280
‫یه بازی آنلاین ساختن

231
00:15:15,280 --> 00:15:16,880
‫بله، بازی دِرِک

232
00:15:16,880 --> 00:15:18,360
‫دیدیمش

233
00:15:18,360 --> 00:15:19,920
‫جزئیاتش حرف نداره

234
00:15:19,920 --> 00:15:22,240
‫آنومی و مورهاوس، دستتون طلا

235
00:15:23,280 --> 00:15:24,720
‫البته یجورهایی عجیبـه

236
00:15:24,720 --> 00:15:29,680
‫چون توی کارتون ما،
‫بازی دِرِک واقعی نیست

237
00:15:29,680 --> 00:15:32,400
‫عرضم به حضورتون، نکته‌ی اصلی
‫اینجاست که دِرِک تموم قوانین بازی رو

238
00:15:32,400 --> 00:15:34,960
‫بداهه می‌سازه تا
‫شاهد باخت بقیه باشه

239
00:15:34,960 --> 00:15:37,040
‫بازی‌ای نیست که بشه واقعاً انجامش داد

240
00:15:37,040 --> 00:15:39,960
‫ظاهراً آنومی و مورهاوس
‫اینجاش رو متوجه نشدن

241
00:16:04,840 --> 00:16:07,880
‫رابین خیال می‌کنه احتمالاً کارت تموم شده

242
00:16:07,880 --> 00:16:11,160
‫می‌تونه پرونده‌ی عتیقه‌ها رو باهات انجام بده،
‫اگه هنوز هم دو نفر لازمـه

243
00:16:13,840 --> 00:16:16,440
‫بارکلی رو بذار باهاش

244
00:16:16,440 --> 00:16:19,080
‫سم سرگرم پرونده‌ی چلسیـه

245
00:16:19,080 --> 00:16:21,360
‫خودم پرونده‌ی چلسی رو انجام میدم

246
00:16:30,000 --> 00:16:31,720
‫- ممنونم
‫- آلن یومن

247
00:16:31,720 --> 00:16:34,360
‫رابین الکات هستم، کارآگاه خصوصی

248
00:16:34,360 --> 00:16:36,440
‫بله، ایدی گفت باهاتون صحبت کرده

249
00:16:36,440 --> 00:16:38,000
‫منتظرم بودید؟

250
00:16:38,000 --> 00:16:40,160
‫خب، گفت احتمال داره تشریف بیارید اینجا و

251
00:16:40,160 --> 00:16:42,400
‫من هم سعی کنم رأی‌تون رو بزنم

252
00:16:42,400 --> 00:16:46,080
‫مشخصات دوتا از متخصصین دیجیتالی رو
‫بهشون دادم

253
00:16:46,080 --> 00:16:48,240
‫باهاشون تماس گرفتم

254
00:16:48,240 --> 00:16:50,480
‫- توکل‌مون به خداست
‫- عالیـه

255
00:16:50,480 --> 00:16:52,200
‫این هم پرونده‌شون

256
00:16:52,200 --> 00:16:53,680
‫سلامم رو به ایدی برسونید

257
00:16:53,680 --> 00:16:56,000
‫یه لحظه

258
00:16:56,000 --> 00:16:58,640
‫گفت اگه اومدید...

259
00:16:58,640 --> 00:17:01,280
‫این رو بهتون بدم

260
00:17:01,280 --> 00:17:02,800
‫نمی‌خواست وقتتون رو بگیره،

261
00:17:02,800 --> 00:17:05,000
‫چشم امیدش به شما بود

262
00:17:05,940 --> 00:17:11,893
‫« همیشه کارهای نامحسوست رو بسپار به ارواح »

263
00:17:13,440 --> 00:17:17,840
‫می‌تونم بپرسم چرا آنومی
‫انقدر ازش متنفره؟

264
00:17:17,840 --> 00:17:21,440
‫یه بازی آنلاین مختص کارتونش ساخته

265
00:17:21,440 --> 00:17:24,480
‫خیال می‌کردم حتماً
‫به چشمش یه قهرمانـه

266
00:17:24,480 --> 00:17:26,400
‫تنها چیزی که به ذهن‌مون می‌رسه اینـه که

267
00:17:26,400 --> 00:17:29,280
‫یه دفعه توی یه مصاحبه‌ای گفت
‫از نظرش بازی دِرِک

268
00:17:29,280 --> 00:17:31,720
‫متوجه شخصیت دِرِک نشده

269
00:17:31,720 --> 00:17:33,720
‫گمونم دیدمش

270
00:17:33,720 --> 00:17:36,320
‫گفت توی کارتون،
‫بازی‌های دِرِکه اصلاً

271
00:17:36,320 --> 00:17:38,000
‫واقعی نیست

272
00:17:38,000 --> 00:17:40,880
‫از همون موقع آزار و اذیت‌های آنومی شروع شد

273
00:17:40,880 --> 00:17:43,000
‫سه سال گذشته و همچنان
‫همون آشـه و همون کاسه

274
00:17:44,200 --> 00:17:46,720
رسماً جهنم رو از سر گذرونده

275
00:17:46,720 --> 00:17:49,120
‫بعد از جداییش با جاش
‫بدجور به هم ریخت و

276
00:17:49,120 --> 00:17:52,760
‫حالا هم بهش تهمت زده
‫هر مدل کثافت‌کاریی کرده

277
00:17:52,760 --> 00:17:54,520
‫خیلی نگرانشم

278
00:17:57,760 --> 00:18:01,840
‫بهش می‌گید برنامه رو تماشا کردم و
‫خیلی خوشم اومد؟

279
00:18:01,840 --> 00:18:04,120
‫خیلی بااستعداده

280
00:18:04,120 --> 00:18:06,760
‫همینطوره. حتماً بهش میگم

281
00:18:07,960 --> 00:18:09,520
‫تشکر

282
00:18:09,520 --> 00:18:11,280
‫مراقب خودتون باشید

283
00:18:11,280 --> 00:18:13,120
‫خداحافظ

284
00:18:24,640 --> 00:18:26,080
‫- السا!
‫- سلام علیکم!

285
00:18:26,080 --> 00:18:28,280
‫مرسی که اومدی

286
00:18:28,280 --> 00:18:30,240
‫دل تو دلم نیست اینجا رو ببینی

287
00:18:40,040 --> 00:18:41,920
‫- من بیرون منتظر می‌مونم
‫- لطف می‌کنید

288
00:18:48,200 --> 00:18:51,600
‫فقط یه اتاق خواب داره،
‫اما می‌تونم مبل تختخواب‌شو بخرم

289
00:18:53,640 --> 00:18:55,920
‫به نظرم حرف نداره

290
00:18:55,920 --> 00:18:58,400
‫پروسه‌اش چطوریـه؟

291
00:18:58,400 --> 00:18:59,840
‫پروسه‌ای در کار نیست

292
00:18:59,840 --> 00:19:01,960
‫صاحبخونه فی‌الفور قصد فروش داره...

293
00:19:01,960 --> 00:19:04,360
‫کورمورن نظرش چیه؟

294
00:19:04,360 --> 00:19:06,240
‫هنوز چیزی بهش نگفتم

295
00:19:09,480 --> 00:19:11,120
‫شما دوتا چتونـه؟

296
00:19:12,680 --> 00:19:15,280
‫خب... خب، حالا بهش میگم

297
00:19:16,840 --> 00:19:19,080
‫کسشعر تحویل من نده

298
00:19:19,080 --> 00:19:21,000
‫وکالت تو خونمـه

299
00:19:25,320 --> 00:19:28,920
‫خب، با کورمورن ماه گذشته...

300
00:19:28,920 --> 00:19:31,080
‫تولدم رفتیم بیرون

301
00:19:32,280 --> 00:19:34,320
‫وقتی که داشتیم خداحافظی می‌کردیم...

302
00:19:35,440 --> 00:19:37,720
‫خواست بوسم کنه

303
00:19:37,720 --> 00:19:40,360
‫- خدای من!
‫- من هم هول شدم

304
00:19:40,360 --> 00:19:43,600
‫بگی‌نگی خودم رو عقب کشیدم

305
00:19:43,600 --> 00:19:46,600
‫هنوز که هنوزه قیافه‌اش جلوی چشممـه

306
00:19:49,160 --> 00:19:52,280
‫خیلی سریع نشوندم توی تاکسی و
‫راهیم کرد، همین

307
00:19:53,960 --> 00:19:55,680
‫دست و پام رو گم کردم

308
00:19:55,680 --> 00:19:57,120
‫چرا؟

309
00:20:01,200 --> 00:20:02,960
‫نمی‌دونم

310
00:20:02,960 --> 00:20:04,600
‫بیخیال

311
00:20:09,280 --> 00:20:10,920
‫چون...

312
00:20:12,080 --> 00:20:15,440
‫می‌دونستم الکل از سرش بپره،
‫از کارش پشیمون میشه

313
00:20:15,440 --> 00:20:17,080
‫بعدشم...

314
00:20:18,080 --> 00:20:21,400
‫تحمل نداشتم از دهنش بشنوم که

315
00:20:21,400 --> 00:20:23,080
‫کارمون اشتباه بود

316
00:20:25,240 --> 00:20:27,400
‫واقعاً دلم نمی‌خواست بهم بگه
‫دست خودش نبود

317
00:20:29,200 --> 00:20:31,320
‫حرفت چیـه؟

318
00:20:33,640 --> 00:20:35,400
‫دلت رو بُرده؟

319
00:20:41,160 --> 00:20:42,760
‫اصلاً دلم نمی‌خواد اینطوری باشه

320
00:20:44,120 --> 00:20:46,560
‫اینطوری همه‌چی به هم می‌ریزه

321
00:20:46,560 --> 00:20:48,520
‫درموردش صحبت نکردید؟

322
00:20:50,880 --> 00:20:53,520
‫راستش دفتر تموم زندگیمـه و

323
00:20:53,520 --> 00:20:55,680
‫اصلاً دلم نمی‌خواد بهش لطمه وارد بشه

324
00:20:57,800 --> 00:21:01,080
‫بعدشم الان قسط دارم.
‫باید تمرکزم رو بذارم روی کارم.

325
00:21:01,080 --> 00:21:02,960
‫عین خودش حرف می‌زنی

326
00:21:22,920 --> 00:21:25,840
‫هشت ساعت روی فاکتور
پرونده‌ی فینگرز اضافه کن

327
00:21:25,840 --> 00:21:27,320
‫ممنونم

328
00:21:31,240 --> 00:21:32,720
‫دیدی؟

329
00:21:32,720 --> 00:21:36,000
‫با ساک اومده

330
00:21:36,000 --> 00:21:37,920
‫پت، حواسم رو پرت نکن

331
00:21:37,920 --> 00:21:39,720
‫بهش میگن سندروم موفقیت

332
00:21:39,720 --> 00:21:43,120
‫به محض اینکه تموم بدهی‌هات صاف میشه و
‫زندگیت گل و بلبلـه،

333
00:21:43,120 --> 00:21:46,600
‫کم‌کم میری سراغ الکل و زن‌های بی‌سروپا و

334
00:21:46,600 --> 00:21:48,240
‫دود

335
00:21:53,080 --> 00:21:55,480
‫همون دختره نیست که
‫اومده بود اینجا؟

336
00:21:57,440 --> 00:21:59,080
‫چرا، ایدی لدولـه

337
00:22:00,080 --> 00:22:02,040
‫خبر فیلمش پخش شده؟

338
00:22:04,000 --> 00:22:06,240
‫نه، عزیزم. کشتنش

339
00:22:17,600 --> 00:22:19,280
‫« جسد ایدی لدول کشف شد »

340
00:22:24,560 --> 00:22:26,800
‫آقای استرایک...

341
00:22:28,840 --> 00:22:30,480
‫میشه بیاید اینجا؟

342
00:22:54,000 --> 00:22:55,600
‫ممنونم

343
00:22:58,640 --> 00:23:01,120
‫یه چیز سنگین‌تر می‌خوای؟

344
00:23:01,120 --> 00:23:04,520
‫نمی‌خوام با بوی الکل بشینم جلوی پلیس

345
00:23:06,240 --> 00:23:07,680
‫چیزیم نیست

346
00:23:09,320 --> 00:23:11,840
‫اگه قرار باشه هر دفعه یکی توی لندن
‫چاقو می‌خوره از حال برم که

347
00:23:11,840 --> 00:23:13,720
‫نصف عمرم رو باید بیهوش سَر کنم

348
00:23:16,840 --> 00:23:20,240
‫کشته شدنش با قبول نکردن پرونده‌اش
‫هیچ ارتباطی ندارن

349
00:23:20,240 --> 00:23:22,000
‫می‌دونی دیگه؟

350
00:23:24,920 --> 00:23:26,960
‫آره بابا، می‌دونم

351
00:23:33,440 --> 00:23:35,080
‫ولی دستش به جایی بند نبود

352
00:23:42,080 --> 00:23:43,640
‫میشه لطفاً...

353
00:23:43,640 --> 00:23:46,080
‫میشه یه چند لحظه تنهام بذاری
‫خودم رو جمع و جور کنم؟

354
00:24:00,320 --> 00:24:03,360
‫شب بخیر. بازپرس مورفی،
‫از دایره‌ی جنایی هستم

355
00:24:03,360 --> 00:24:05,400
‫ایشون آنجلا دارویش هستن

356
00:24:05,400 --> 00:24:07,640
‫کورمورن استرایک، بفرمایید از اون طرف

357
00:24:11,680 --> 00:24:13,520
‫آنومی رو چطوری هجی می‌کنید؟

358
00:24:13,520 --> 00:24:17,000
‫الف، نون، واو، میم، ی

359
00:24:17,000 --> 00:24:20,600
‫یعنی فقدان معیارهای عرف اجتماعی و اخلاقی

360
00:24:20,600 --> 00:24:23,880
‫معنی حسِ جدایی از مردم رو هم میده

361
00:24:23,880 --> 00:24:26,760
‫ایدی ازمون خواست ببینیم
‫کی دنبالشـه

362
00:24:26,760 --> 00:24:28,880
‫خیال می‌کرد حتماً طرف یکی از آشنایانشـه،

363
00:24:28,880 --> 00:24:30,600
‫چون قبلاً که دست به خودکشی زده بود،

364
00:24:30,600 --> 00:24:33,600
‫آنومی خبر داشت کدوم بیمارستان بستریش کردن

365
00:24:33,600 --> 00:24:36,440
‫اتفاقاً به یکی از هم‌خونه‌های اسبقش هم اشاره کرد

366
00:24:36,440 --> 00:24:39,240
‫والی کاردو؟

367
00:24:39,240 --> 00:24:42,400
‫گمونم طرف اسمش پِز بود،
‫فکر کنم...

368
00:24:42,400 --> 00:24:45,640
‫چیزی یادداشت نکردم، چون می‌دونستم
‫وقت خالی برای پرونده‌اش نداریم

369
00:24:45,640 --> 00:24:47,680
‫وضعیت روانیش چطور بود؟

370
00:24:47,680 --> 00:24:49,960
‫مضطرب بود

371
00:24:49,960 --> 00:24:51,400
‫برای سیگار کشیدن بی‌قراری می‌کرد

372
00:24:51,400 --> 00:24:53,120
‫ناخن‌هاش رو می‌خورد

373
00:24:54,280 --> 00:24:57,480
‫لباس‌هاش چروک بودن.
‫کیفش گرون‌قیمت بود و

374
00:24:57,480 --> 00:24:59,600
‫اما پاشنه‌ی پوتینش ترمیم لازم بود و

375
00:25:01,240 --> 00:25:04,280
‫روی گردنش ردّ کبودی انگشت بود

376
00:25:04,280 --> 00:25:07,040
‫ازش که پرسیدم،
‫جواب سربالا داد

377
00:25:09,240 --> 00:25:10,880
‫توی رابطه بود؟

378
00:25:10,880 --> 00:25:14,240
‫نامزد داشت اما جزو مظنونین نیست

379
00:25:14,240 --> 00:25:18,440
‫چیزی درمورد اینکه بخاطر عقاید سیاسی‌اش
‫مورد حمله قرار گرفته باشه، نگفت؟

380
00:25:18,440 --> 00:25:20,640
‫حرفی از سیاست نزد

381
00:25:22,200 --> 00:25:24,440
‫خب، چیز دیگه‌ای مونده که نگفته باشید؟

382
00:25:24,440 --> 00:25:27,440
‫نه، فکر کنم کارمون تمومـه

383
00:25:27,440 --> 00:25:29,280
‫ببخشید، می‌تونم بپرسم
‫چه اتفاقی براش افتاد؟

384
00:25:30,640 --> 00:25:32,920
‫می‌دونم رسماً اجازه ندارید حرفی بزنید،

385
00:25:32,920 --> 00:25:35,120
‫اما رابطه‌ی خیلی خوبی با پلیس داریم و

386
00:25:35,120 --> 00:25:37,440
‫محرمانه بودنِ پرونده‌ها رو درک می‌کنیم

387
00:25:37,440 --> 00:25:39,720
‫گمونم ایرادی نداره

388
00:25:39,720 --> 00:25:44,080
‫با آقایی به اسم جاش بلی توی
‫قبرستون هایگیت قرار داشت

389
00:25:44,080 --> 00:25:45,640
‫دوست‌پسر سابقشـه

390
00:25:45,640 --> 00:25:48,866
‫جفتشون مورد حمله قرار گرفتن.
‫از نظر ما دختره قبل از اینکه پسره از راه برسه،

391
00:25:48,891 --> 00:25:49,960
‫تموم کرده بود

392
00:25:51,040 --> 00:25:54,200
‫پسره جراحی شده،
‫اما وضعیتش وخیمـه

393
00:25:54,200 --> 00:25:55,400
‫شاهدی نبوده؟

394
00:25:55,400 --> 00:25:57,800
‫نه، دوربین‌ها هم چیزی نگرفتن

395
00:25:57,800 --> 00:26:00,400
‫گوشیش رو گرفتن، امیدواریم
‫به اندازه‌ی کافی حماقت به خرج بدن که

396
00:26:00,400 --> 00:26:01,520
‫روشنش کنن

397
00:26:02,640 --> 00:26:04,800
‫متأسفانه بیشتر از این نمی‌تونیم حرفی بزنیم

398
00:26:06,480 --> 00:26:08,000
‫ممنون از شما

399
00:26:14,360 --> 00:26:16,680
‫اگه بخوام باهاتون صحبت کنم،
‫کجا بیام سراغ‌تون؟

400
00:26:16,680 --> 00:26:18,520
‫همه‌چی به بازپرس مورفی ارجاع داده میشه

401
00:26:18,520 --> 00:26:19,960
‫متوجه شدم

402
00:26:19,960 --> 00:26:21,480
‫باز هم ممنون

403
00:26:34,846 --> 00:26:39,001
‫« والی کاردو »

404
00:26:45,840 --> 00:26:47,280
‫ببخشید، اجازه هست؟

405
00:26:47,280 --> 00:26:49,200
‫دستم رو خوندی

406
00:26:50,400 --> 00:26:52,440
‫دیدی چطوری خودش رو بازپرس مورفی معرفی کرد

407
00:26:52,440 --> 00:26:54,320
‫اما خانمه رو آنجلا دارویش؟

408
00:26:54,320 --> 00:26:56,640
‫از خانمه پرسیدم چطوری باهاش در تماس باشم،
‫حواله‌م داد به مورفی

409
00:26:56,640 --> 00:26:58,120
‫منظورت چیه؟

410
00:26:58,120 --> 00:26:59,800
‫گمونم احتمالاً از ام‌آی۵ اومده

411
00:26:59,800 --> 00:27:01,920
‫برای مبارزه با تروریسم
‫با نیروی انتظامی همکاری می‌کنن

412
00:27:03,920 --> 00:27:07,120
‫چرا باید ایدی لدول رو ترور کنن؟

413
00:27:07,120 --> 00:27:10,920
‫نمی‌دونم، اما مگه ندیدی
‫پای عقاید سیاسی‌اش رو پیش کشید؟

414
00:27:10,920 --> 00:27:13,440
‫اون یارویی هم که اسمش رو گفتن؛
‫والی کاردو

415
00:27:13,440 --> 00:27:15,840
‫صداپیشه‌ی یکی از شخصیت‌های کارتونش بود،

416
00:27:15,840 --> 00:27:17,880
‫اما بخاطر راستگرا بودنش اخراجش کرد

417
00:27:22,440 --> 00:27:24,240
‫پرونده‌ی ما که نیست، درستـه؟

418
00:27:24,240 --> 00:27:26,520
‫پس الکی وقتمون رو هدر ندیم

419
00:27:29,920 --> 00:27:31,600
‫میرم خونه

420
00:27:57,440 --> 00:27:59,080
‫فعلاً

421
00:28:10,704 --> 00:28:17,704


422
00:28:46,600 --> 00:28:49,920
‫- از کجا شروع کنیم؟
‫- خودت می‌دونی از کجا شروع کردیم

423
00:28:49,920 --> 00:28:51,600
‫آره، بخاطر این میگم!

424
00:28:51,600 --> 00:28:54,480
‫خب، از کجا شروع کنیم؟

425
00:28:54,480 --> 00:28:57,320
‫بگید ببینیم برنامه‌تون برای
‫سلطه به دنیا چیه؟

426
00:28:57,320 --> 00:29:00,160
‫گفتن نداره که.
‫کاتیا، تو چی میگی؟

427
00:29:00,160 --> 00:29:02,080
‫کاتیا مغز متفکر فعالیت‌مون توی رسانه‌هاست

428
00:29:02,080 --> 00:29:04,520
مسبب این ویدیو هم خودشـه

429
00:29:04,520 --> 00:29:06,920
‫خب، ایدی و جاش،
‫شما دو قسمت پخش کردید و

430
00:29:06,920 --> 00:29:08,560
‫واکنش فوق‌العاده‌ای دریافت کردید،

431
00:29:08,560 --> 00:29:10,440
‫حرف‌تون به تموم بچه‌هایی که
‫قلب سیاه جوهری رو

432
00:29:10,440 --> 00:29:12,600
‫کشف کردن چیه؟

433
00:29:12,600 --> 00:29:13,880
‫ممنونیم؟

434
00:29:13,880 --> 00:29:15,680
چرا سؤالی میگی بابا؟

435
00:29:15,680 --> 00:29:18,080
انگار همچین هم برات مهم نیست

436
00:29:18,080 --> 00:29:19,840
مهمـه مگه؟

437
00:29:19,840 --> 00:29:22,000
‫ممنون بابت نگاه زیباتون

438
00:29:22,000 --> 00:29:24,520
‫واقعاً قدردانیم، خیلی زیاد

439
00:29:25,660 --> 00:29:28,975
‫« برنامه‌ی والی کاردو »

440
00:29:29,000 --> 00:29:32,560
‫خب، بخاطر چهارتا جوک،
‫از صداپیشگی دِرِک حذف شدم

441
00:29:32,560 --> 00:29:34,080
‫بهش فکر کنید:

442
00:29:34,080 --> 00:29:37,920
از ‫کارتون کمدی بخاطر طراحی طنز اخراجم کردن

443
00:29:39,360 --> 00:29:41,640
‫با معلولین شوخی کردم؟ خیر

444
00:29:41,640 --> 00:29:45,040
‫به عموم مردم پیله کردم،
‫اصلاً کاری به کار اون‌ها نداشتم

445
00:29:45,040 --> 00:29:48,400
‫طرف حسابم یه مُشت احمق‌ان که
‫امثال من رو کنار می‌زنن

446
00:29:48,400 --> 00:29:49,960
‫اونم بخاطر چهارتا ارزش

447
00:29:51,560 --> 00:29:53,840
‫آخه کدوم ارزش برات مهمـه، ایدی؟

448
00:29:53,840 --> 00:29:55,520
‫چون همه می‌دونیم
‫به چه ارزش‌هایی پایبندی

449
00:29:55,520 --> 00:29:58,560
‫خوابیدن با دوست‌پسرهای بقیه،
‫دزدیدن ایده‌های مردم

450
00:29:58,560 --> 00:30:00,640
‫اینا شدن ارزش؟ چی بگم والا

451
00:30:00,640 --> 00:30:02,240
‫شاید بهتر باشه از کیا نیون بپرسیم

452
00:30:03,440 --> 00:30:06,040
چی براتون الهام‌بخش
شخصیت هارتی بود؟

453
00:30:07,760 --> 00:30:10,440
‫بچه که بودم،
‫مامانم قصه‌ی یه آدم شروری رو

454
00:30:10,440 --> 00:30:14,200
‫تعریف می‌کرد که قلبش رو
‫با یه تیکه سنگ تاخت می‌زنه

455
00:30:14,200 --> 00:30:16,480
‫تا دیگه بخاطر کارهایی که ازش سر زده

456
00:30:16,480 --> 00:30:18,517
‫احساس پشیمونی نکنه

457
00:30:18,764 --> 00:30:21,564
‫بعدش یه روز توی قبرستون بودیم و

458
00:30:21,564 --> 00:30:25,266
‫یه فکری به سرم زد که شاید
‫بعد از اینکه اون مرد شرور دفن شد،

459
00:30:25,291 --> 00:30:27,819
‫قلبش همچنان از کار نیفتاد

460
00:30:27,844 --> 00:30:30,804
‫ولی به جاش سیاه شده بود،
‫چون غرقِ شرارت بود

461
00:30:30,804 --> 00:30:33,364
‫ولی واقعاً غرق شرارت نیست

462
00:30:33,364 --> 00:30:36,404
‫فقط بخاطر صاحبش
‫کسی حرفش رو باور نمی‌کنه

463
00:30:39,004 --> 00:30:40,484
‫ممنون

464
00:30:42,444 --> 00:30:44,324
‫چه خبر، رفقا؟

465
00:30:44,324 --> 00:30:46,724
‫دیگه نمی‌تونم بگم «دادا» چون ظاهراً...

466
00:30:46,724 --> 00:30:48,644
‫نقض قانون حق نشره

467
00:30:48,644 --> 00:30:51,244
‫با اینکه ایدی وقتی با همین لحنِ خودم...

468
00:30:51,244 --> 00:30:53,993
‫این کلمه رو گفتم، ایده‌ی صدای
‫دِرِک از ابتدا به ذهنش رسید

469
00:30:54,018 --> 00:30:55,867
‫مغز آدم رد میده

470
00:30:56,164 --> 00:30:57,884
‫دیگه نمی‌تونم تست بدم

471
00:30:57,884 --> 00:30:59,791
‫چون ایدی بخاطر نژادپرستی و

472
00:30:59,816 --> 00:31:02,884
‫ضدمعلولین بودن و
‫هر کوفت دیگه‌ای منو اخراج کرد

473
00:31:02,909 --> 00:31:04,749
‫دیگه کسی سمتم نمیاد

474
00:31:06,284 --> 00:31:08,284
‫اون فقط از یه شغل اخراجم نکرد

475
00:31:08,284 --> 00:31:10,284
‫از یه صنعت بیرونم کرد

476
00:31:12,124 --> 00:31:13,684
‫اینم حال و روز الانمـه

477
00:31:15,484 --> 00:31:17,239
‫کار و بار خودم رو راه انداختم

478
00:31:18,244 --> 00:31:21,044
‫فقط من و شما، بچه‌ها، مستقیم روبه جلو

479
00:31:23,004 --> 00:31:25,234
‫نیازی هم به یه رسانه‌ی مطرح نیست

480
00:31:26,924 --> 00:31:31,724
‫جمهوری مالی و نیجریه همه‌شون با
‫فروش برده‌های آفریقایی پول پارو می‌کردن

481
00:31:31,724 --> 00:31:34,744
‫بعدش هم وقتی نیروی دریایی بریتانیا
‫کسب‌وکارشون رو تعطیل می‌کنه

482
00:31:34,769 --> 00:31:37,244
‫از کوره در میرن

483
00:31:37,524 --> 00:31:40,492
‫نیروی دریایی واسه آزادی ۱۵۰ هزار برده

484
00:31:40,517 --> 00:31:43,297
‫نزدیک به ۱۷ هزار
‫نیروی خودش رو از دست داد

485
00:31:43,524 --> 00:31:46,084
‫به این میگن تقاص پس دادن

486
00:31:46,084 --> 00:31:49,084
‫ولی این جماعت
‫گوشش از این حرف‌ها پُره

487
00:31:49,084 --> 00:31:53,524
‫نه، دوست دارن بگن: «اِی وای،
‫تمام پول‌های برده‌شون رو به باد دادن،

488
00:31:53,524 --> 00:31:56,604
‫بعدش هم ما نذاشتیم
‫آدم‌ها رو خرید و فروش کنن و

489
00:31:56,604 --> 00:31:59,724
‫حالا باید پول بیشتری بهشون بدیم!»

490
00:31:59,724 --> 00:32:01,643
‫منم برگشتم گفتم: «خب چرا؟»

491
00:32:01,668 --> 00:32:03,779
‫به جای اینکه تقاضای غرامت کنی،

492
00:32:03,804 --> 00:32:07,564
‫نظرت چیه که یه پیام تشکر
‫برای نیروی دریایی بریتانیا بفرستی؟

493
00:32:09,964 --> 00:32:12,084
‫بعداً باز هم اینا رو به سُخره می‌گیرم

494
00:32:12,084 --> 00:32:14,766
‫بیاید و بهم سر بزنید.
‫جزئیات بیشتر توی شبکه‌های اجتماعیمـه

495
00:32:14,791 --> 00:32:17,221
‫بازی رو شروع کن، دادا!

496
00:32:28,802 --> 00:32:32,258
‫« هی، وال. یه نگاهی به
‫انجمن برادری شمالی‌ترین نقطه بنداز »

497
00:32:32,283 --> 00:32:34,859
‫« لدول مُرده. ثمره‌ی خوبی داشت. بعدی کیه؟ »

498
00:32:34,884 --> 00:32:39,164
‫سؤال بعدیِ هواداران،
‫از طرف کاربر «شاگرد لپاین»

499
00:32:40,804 --> 00:32:42,444
‫شما باهم توی رابطه‌اید؟

500
00:32:46,764 --> 00:32:49,204
‫آره، تهش رو نمی‌گم

501
00:32:49,204 --> 00:32:51,284
‫یعنی می‌دونی تهش چی میشه؟

502
00:32:51,284 --> 00:32:53,084
‫حتماً به بن‌بست می‌رسه

503
00:32:53,084 --> 00:32:55,764
‫یعنی مثلاً غرقِ مشروب و مواد؟

504
00:32:56,004 --> 00:32:58,050
‫نه بابا، اونو که همین الانم توش غرقیم

505
00:33:00,084 --> 00:33:01,684
‫الان انگار توی ماه عسلیم

506
00:33:09,764 --> 00:33:11,564
‫آره، برات ایمیل می‌کنم

507
00:33:11,564 --> 00:33:13,364
‫بعداً باهات تماس می‌گیرم

508
00:33:13,364 --> 00:33:14,804
‫باشه، باشه

509
00:33:18,604 --> 00:33:21,684
‫هی، سلام. خواستم جزئیات جدیدی
‫راجع‌به ایدی لدول بهت بگم،

510
00:33:21,684 --> 00:33:23,284
‫ولی باید بین خودمون بمونـه

511
00:33:23,284 --> 00:33:24,924
‫عالیه، ممنون. بالا بریم؟

512
00:33:24,924 --> 00:33:27,204
‫- نه، نه، همینجا خوبه. باید برگردم
‫- باشه

513
00:33:27,204 --> 00:33:31,004
‫یه مقاله‌ای قراره توی روزنامه‌ها چاپ بشه

514
00:33:31,004 --> 00:33:33,724
‫توش قراره بگن حزب
‫راستگرای افراطی‌ای به اسم هاونینگ

515
00:33:33,724 --> 00:33:37,204
‫مسئولیت قتل ایدی لدول و همچنین

516
00:33:37,204 --> 00:33:40,444
‫بمب‌های دست‌سازی که برای سه عضو
‫خانم پارلمان ارسال شده رو گردن می‌گیرن

517
00:33:40,444 --> 00:33:42,804
‫روزنامه‌نگاره میگه یکی از منابع

518
00:33:42,804 --> 00:33:45,444
‫خبرش رو ایمیل کرده.
‫ولی توی چند ماه اخیر...

519
00:33:45,444 --> 00:33:48,964
‫خیلی پیگیر‌شون بودیم و
‫هر چیزی که به روزنامه‌نگاره گفتن...

520
00:33:48,964 --> 00:33:51,084
‫به نظر معتبر میاد

521
00:33:51,084 --> 00:33:53,204
‫چیز دیگه‌ای راجع‌به آنومی دستگیرت نشده؟

522
00:33:53,204 --> 00:33:55,804
‫یه نگاهی کردیم و دیدیم انگار
‫خیلی وقت گذاشته و تلاش کرده که

523
00:33:55,804 --> 00:33:57,404
‫ایدی رو نابود کنه

524
00:33:57,404 --> 00:33:59,364
‫که با یکی از راهبردهای
‫گروه هاونینگ جور درمیاد

525
00:33:59,364 --> 00:34:01,204
‫ولی بازی‌ای که ساخته...

526
00:34:01,204 --> 00:34:02,644
‫- بازی دِرِک
‫- آره

527
00:34:02,644 --> 00:34:04,084
‫سه ساله که داره اجرا میشه

528
00:34:04,084 --> 00:34:06,884
‫به نظرم بعیده که هاونینگ
‫واسه اینکه سراغ یکی از اهدافش بره

529
00:34:06,884 --> 00:34:08,684
‫بخواد یه بازی بسازه

530
00:34:08,684 --> 00:34:10,524
‫خب، سوای چیزهایی که توی این مقاله هست

531
00:34:10,524 --> 00:34:13,044
‫مدرکی هم وجود داره که
‫ثابت کنه هاونینگ ایدی رو کشته؟

532
00:34:13,044 --> 00:34:16,324
‫خب، می‌دونیم قاتل با تپانچه‌ی برقی
‫به ایدی و جاش حمله کرده و

533
00:34:16,324 --> 00:34:18,444
‫با توجه به منبع روزنامه‌نگار،

534
00:34:18,444 --> 00:34:21,044
‫هاونینگ تجهیزاتش رو
‫با بیت‌کوین از دارک وب می‌خره

535
00:34:21,044 --> 00:34:23,924
‫چیزهایی مثل لاتکس‌های
‫تغییر چهره‌ی باکیفیت و

536
00:34:23,924 --> 00:34:25,564
‫موادی که واسه ساخت بمب لازمه

537
00:34:25,564 --> 00:34:27,724
‫بهشون می‌خوره که از تپانچه‌ی برقی استفاده کنن

538
00:34:27,724 --> 00:34:29,444
‫چرا می‌خوان الان علنیش کنن؟

539
00:34:29,444 --> 00:34:32,124
‫نمی‌دونم. شاید وجدان یکی‌شون به درد اومده؟

540
00:34:32,124 --> 00:34:34,684
‫یا شاید هم تصمیم گرفتن الان وقتشـه...

541
00:34:34,684 --> 00:34:37,124
‫کاری که کردن رو گردن بگیرن

542
00:34:37,124 --> 00:34:38,604
‫کسی چمی‌دونـه

543
00:34:38,604 --> 00:34:42,124
‫یه تیم بزرگ داریم که دارن
‫روی تمامی این مسائل کار می‌کنن

544
00:34:42,124 --> 00:34:43,924
‫فقط خواستم در جریان بذارمت

545
00:34:43,924 --> 00:34:45,524
‫مرسی، واقعاً ممنونم

546
00:34:45,524 --> 00:34:48,844
‫واقعاً... واقعاً خوشحالم که دوباره می‌بینمت

547
00:34:49,024 --> 00:34:50,744
‫منم همین‌طور

548
00:35:01,644 --> 00:35:03,830
‫دفتر استرایک و الکات

549
00:35:05,124 --> 00:35:06,604
‫گوشی دست‌تون

550
00:35:07,964 --> 00:35:09,726
‫آلن یومن باهات کار داره

551
00:35:13,084 --> 00:35:15,524
‫- آقای یومن، خودم می‌خواستم باهاتون تماس بگیرم
‫- سلام

552
00:35:15,524 --> 00:35:17,764
‫واقعاً بابت اتفاقی که برای ایدی افتاد متأسفم

553
00:35:17,764 --> 00:35:20,284
‫کاش کاری از دست‌مون برمی‌اومد

554
00:35:20,284 --> 00:35:22,004
‫ممکنه هنوز کاری ازتون بربیاد

555
00:35:22,004 --> 00:35:23,849
‫می‌تونیم همدیگه رو ببینیم؟

556
00:35:25,204 --> 00:35:26,924
‫بله، البته

557
00:35:30,404 --> 00:35:32,364
‫خیلی خوشحالم دوباره می‌بینم‌تون، خانم الکات

558
00:35:32,364 --> 00:35:34,604
‫من آلن یومن‌ام، وکیل ایدی لدول

559
00:35:34,604 --> 00:35:36,900
‫ایشون ریچارد الگار هستن،
‫رئیس استودیوی ماوریکر فیلمز

560
00:35:36,925 --> 00:35:37,479
‫سلام

561
00:35:37,503 --> 00:35:40,204
‫شرکت ایشون قراره فیلم
‫«قلب سیاه جوهری» رو بسازه

562
00:35:40,204 --> 00:35:44,084
‫نذارید لهجه‌ام گمراه‌تون کنه.
‫ما یه شرکت بریتانیایی هستیم

563
00:35:44,084 --> 00:35:47,724
‫ایشون عموی ایدیـه، گرانت لدول.
‫از نزدیک‌ترین بستگانش

564
00:35:47,724 --> 00:35:50,444
‫- سلام
‫- گفتیم ایشون هم باشن

565
00:35:50,444 --> 00:35:53,484
‫من قراره سهم ایدی از
‫قلب سیاه جوهری رو مدیریت کنم

566
00:35:53,484 --> 00:35:56,844
‫- بهتون تسلیت میگم.
‫- خواهش می‌کنم بشینید

567
00:35:56,844 --> 00:35:59,684
‫خبر جدیدی از تحقیقات پلیس نشد؟

568
00:35:59,684 --> 00:36:02,924
‫خب، اونا فکر می‌کنن کار
‫عوضی‌های افراطی راستگراییه که

569
00:36:02,924 --> 00:36:06,084
‫از دست اخراج والی کاردو
‫عصبانی بودن و کشتنش

570
00:36:06,084 --> 00:36:07,324
‫روزنامه‌ها رو دیدید؟

571
00:36:07,324 --> 00:36:09,164
‫مقاله رو خوندیم، آره

572
00:36:09,164 --> 00:36:12,004
‫جاش بلی چی؟ اون چطوره؟

573
00:36:12,004 --> 00:36:14,204
‫من با کاتیا آپکات
‫یه چند باری صحبت کردم

574
00:36:14,204 --> 00:36:17,044
‫اون مدیربرنامه‌های جاشه،
‫روابط خیلی خوب باهم دارن

575
00:36:17,044 --> 00:36:18,884
‫جاش نیمه فلجه

576
00:36:18,884 --> 00:36:20,764
‫فکر نکنم خیلی چیزی یادش بیاد

577
00:36:20,764 --> 00:36:22,924
‫من باشم خیلی روی جاش بلی حساب نمی‌کنم

578
00:36:22,924 --> 00:36:24,484
‫چرا اینو میگی؟

579
00:36:24,484 --> 00:36:26,764
‫خب، فقط دارم میگم که اون
‫تنها کسیه که تمامی این اتفاقات...

580
00:36:26,764 --> 00:36:29,204
‫به نفعشـه، مگه نه؟
‫اون تنها سازنده‌ایه که مونده

581
00:36:29,204 --> 00:36:31,044
‫ولی فراموش کرده
‫تنها لدولی نیست که نفس می‌کشه

582
00:36:31,044 --> 00:36:32,924
‫اگه چاقو دو میلی‌متر به چپ می‌رفت،

583
00:36:32,924 --> 00:36:36,724
‫الان مُرده بود.
‫فکر نکنم کسی جاش رو مظنون بدونه

584
00:36:36,724 --> 00:36:39,244
‫باید قبول کنیم که ساخت این فیلم

585
00:36:39,244 --> 00:36:41,244
‫همه‌جوره به نفع جاشـه

586
00:36:41,244 --> 00:36:43,524
‫هزینه‌ی مراقبت فعلیش خیلی میشه

587
00:36:43,524 --> 00:36:46,004
‫به نظر من اون خیلی با ایدی بد برخورد کرد

588
00:36:46,004 --> 00:36:49,964
‫دوستان، اگه اجازه بدید،
‫باید بذاریم پلیس کار خودش رو بکنه

589
00:36:49,964 --> 00:36:52,484
‫ما اینجاییم که راجع‌به فیلم صحبت کنیم

590
00:36:52,484 --> 00:36:55,124
‫خب، دقیقاً.
‫کل روز رو نمی‌تونیم اینجا بشینیم

591
00:36:55,124 --> 00:36:59,764
‫خیلی‌خب، کاری که ازتون می‌خوایم
‫اینه که ببینید آنومی کیـه

592
00:36:59,764 --> 00:37:02,484
‫اون خالق بازی دِرِکـه

593
00:37:02,484 --> 00:37:04,244
‫فکر می‌کردم دوتا خالق داره

594
00:37:04,244 --> 00:37:08,404
‫درسته، ولی اون یکی، مورهاوس،
‫هیچ‌وقت برامون مشکلی نتراشیده

595
00:37:08,404 --> 00:37:11,524
‫آنومی داره ساخت فیلم رو به خطر میندازه

596
00:37:11,524 --> 00:37:13,332
‫درست قبل از مرگ ایدی،

597
00:37:13,357 --> 00:37:16,104
‫خیلی به نهایی کردن
‫قرارداد فیلم نزدیک شده بودیم

598
00:37:16,244 --> 00:37:19,403
‫حالا جانشین ایدی،
‫گرانت، باید قرارداد رو امضا کنه،

599
00:37:19,503 --> 00:37:23,459
‫ولی با شرایط کنونی،
‫جاش پا پیش نمی‌ذاره

600
00:37:23,484 --> 00:37:25,764
‫نه تا وقتی آنومی همچنان مشغول به کاره

601
00:37:25,764 --> 00:37:27,724
‫جاش فقط پول بیشتری می‌خواد

602
00:37:27,724 --> 00:37:30,204
‫جاش می‌دونه که آنومی
‫چقدر می‌تونه شرور باشه

603
00:37:30,204 --> 00:37:32,244
‫می‌ترسه که آنومی توجه‌شو
‫معطوف به خودش کنه

604
00:37:32,244 --> 00:37:35,964
‫نه، آنومی هدفش منم.
‫همین الانش هم دربه‌در دنبال منه

605
00:37:35,964 --> 00:37:38,124
‫چه کارهایی می‌کنه؟

606
00:37:38,124 --> 00:37:41,324
‫خب، مثلاً میگه من و هدر
‫یه رابطه‌ای رو شروع کردیم

607
00:37:41,324 --> 00:37:43,484
‫حقیقت داره؟ قصد فضولی ندارم

608
00:37:43,484 --> 00:37:46,035
‫فقط می‌خوام بدونم
‫اطلاعات آنومی صحت داره یا نه

609
00:37:47,164 --> 00:37:50,564
‫خب، ازدواج اولم فقط به ظاهر تموم شده بود

610
00:37:50,564 --> 00:37:53,644
‫ولی مسائل دیگه‌ای هم مطرح بود،
‫برای مثال، همسر سابقم لوپوس داشت

611
00:37:53,644 --> 00:37:56,804
‫اون با هرکسی که توی این
‫پروژه‌ی تولید فیلم دخیله دشمنی داره

612
00:37:56,804 --> 00:38:00,604
‫و اگه به همین ترتیب ادامه بده،
‫ضربه‌ی بدی به نام و شُهرت شرکت می‌زنه

613
00:38:00,604 --> 00:38:03,004
‫نه، ولی با جاش دشمنی‌ای نداره، مگه نه؟

614
00:38:03,004 --> 00:38:04,684
‫همیشه جاش رو به حال خودش می‌ذاره

615
00:38:04,684 --> 00:38:07,724
‫این فیلم اصلاً قرار نبود
‫محتوای خاصی داشته باشه

616
00:38:07,724 --> 00:38:09,964
‫ولی حالا جاش جا زده و

617
00:38:09,964 --> 00:38:13,084
‫از طرفی هم نامزد ایدی
‫بابت فیلمنامه دنبال دستمزد می‌گرده

618
00:38:13,084 --> 00:38:15,004
‫اینا ربطی به جلسه‌ی امروز نداره

619
00:38:15,004 --> 00:38:17,084
‫نامزد ایدی کیه؟

620
00:38:17,084 --> 00:38:18,844
‫یه جوونی به اسم فیلیپ اورمند

621
00:38:18,844 --> 00:38:20,284
‫پسره یه مفت‌خور به تمام معناست

622
00:38:20,284 --> 00:38:24,524
‫برید پیدا کنید آنومی کیه تا ما هم بتونیم
‫جاش رو راضی به امضای قرارداد کنیم

623
00:38:24,524 --> 00:38:26,964
‫این کاریه که بخاطرش
‫دست به دامن شما شدیم

624
00:38:26,964 --> 00:38:30,484
‫راه‌های سایبری‌ای که گفتید هم
‫امتحان کردیم ولی به جایی نرسیدیم

625
00:38:30,484 --> 00:38:33,124
‫سیستم امنیتی بازی خیلی حرفه‌ایه

626
00:38:33,124 --> 00:38:34,764
‫باید روش دیگه‌ای رو امتحان کنیم

627
00:38:34,764 --> 00:38:37,724
‫می‌تونم بپرسم حقوق بازی هم
‫جزئی از قرارداد فیلم بود؟

628
00:38:37,724 --> 00:38:39,484
‫آره، هنوز هم هستن

629
00:38:39,484 --> 00:38:42,524
‫پس می‌تونید طبق قانون حق نشر
‫اجرای بازی دِرِک رو غیرفعال کنید و

630
00:38:42,524 --> 00:38:44,324
‫اینجوری سراغ آنومی برید؟

631
00:38:44,324 --> 00:38:46,324
‫بازیش رو پولی نکرده

632
00:38:46,324 --> 00:38:51,222
‫واسه همین سخته که بخوایم سر
‫ضرر مالی تشکیل پرونده بدیم و

633
00:38:51,247 --> 00:38:54,684
‫از اونجایی که کسی رو
‫واسه احضار به دادگاه نداریم...

634
00:38:54,684 --> 00:38:57,044
‫دقیقاً. باید بفهمیم اسم واقعی آنومی چیه

635
00:38:58,924 --> 00:39:02,124
‫چقدر قصد دارید که
‫بی سر و صدا پیش برید؟

636
00:39:02,124 --> 00:39:03,804
‫می‌خوایم محتاطانه باشه

637
00:39:03,804 --> 00:39:06,044
‫مدیر برنامه‌ی جاش می‌دونه داریم
‫چیکار می‌کنیم و هوامون رو داره

638
00:39:06,044 --> 00:39:08,004
‫پس می‌تونید با کاتیا صحبت کنید

639
00:39:08,004 --> 00:39:10,405
‫شاید با جاش هم بتونید،
‫به نظر می‌رسه که اون هم موافقـه

640
00:39:12,244 --> 00:39:16,884
‫شما انتخاب اول ایدی بودید،
‫و من فکر می‌کنم که دلیل محکمی داشته

641
00:39:16,884 --> 00:39:18,764
‫پس...

642
00:39:18,764 --> 00:39:20,444
‫فکر می‌کنید بتونید کمک‌مون کنید؟

643
00:39:20,444 --> 00:39:21,964
‫حتماً

644
00:39:21,964 --> 00:39:23,444
‫مگه اینکه...

645
00:39:23,444 --> 00:39:24,924
‫منم پایه‌ام

646
00:39:29,164 --> 00:39:30,844
‫ممنون

647
00:39:34,084 --> 00:39:36,164
‫یه سؤالی داشتم

648
00:39:36,164 --> 00:39:37,918
‫اگه از هویت اصلی آنومی باخبر بشیم...

649
00:39:38,764 --> 00:39:40,844
‫قصد دارید چیکارش کنید؟

650
00:39:40,844 --> 00:39:42,484
‫وقتی اسمش رو فهمیدیم،

651
00:39:42,484 --> 00:39:46,964
‫بعدش دیگه کار سختی نیست
‫که شکارچی‌مون رو شکار کنیم

652
00:39:46,964 --> 00:39:49,484
‫مدارکی از ظاهرسازی،

653
00:39:49,484 --> 00:39:51,244
‫بی‌توجهی نژادی،

654
00:39:51,244 --> 00:39:53,204
‫آزار جنسی پیدا می‌کنیم

655
00:39:53,204 --> 00:39:54,764
‫همیشه یه مدرکی هست

656
00:39:54,764 --> 00:39:56,604
‫منتشرش می‌کنیم

657
00:39:56,604 --> 00:39:58,644
‫کسایی که با خلافکارها دمخور میشن

658
00:39:58,644 --> 00:40:00,524
‫با همون‌ها هم ریق رحمت رو سر می‌کشن

659
00:40:02,764 --> 00:40:04,484
‫ممنون

660
00:40:04,484 --> 00:40:06,124
‫پس دست‌به‌کار می‌شیم

661
00:40:06,659 --> 00:40:09,579
‫« آنومی کیه؟ »

662
00:40:09,604 --> 00:40:13,524
‫ایدی مطمئن بود که آنومی
‫کسی بود که اون رو می‌شناخت

663
00:40:13,524 --> 00:40:16,844
‫سعی کرد با بررسی
‫توئیت‌های آنومی خودش سر دربیاره

664
00:40:16,844 --> 00:40:19,084
‫وقتی ایدی خودکشی کرد،

665
00:40:19,084 --> 00:40:21,964
‫آنومی ظرف یک ساعت متوجه‌ی قضیه شد

666
00:40:21,964 --> 00:40:24,604
‫و به همین ترتیب وقتی که
‫راجع‌به فیلم صحبت می‌کردن،

667
00:40:24,604 --> 00:40:27,644
‫آنومی می‌دونست پای
‫کدوم شرکت فیلمسازی وسطـه

668
00:40:27,644 --> 00:40:32,164
‫بنابراین آنومی کسیه که
‫مشخصاً به اطلاعات داخلی دسترسی داره

669
00:40:32,164 --> 00:40:34,284
‫حالا، این گروه اول مظنونین

670
00:40:34,284 --> 00:40:36,164
‫کسایی هستن که جاش و ایدی
‫باهاشون کار کردن

671
00:40:36,164 --> 00:40:39,084
‫اکثرشون توی یک گروه هنرمندان
‫توی هایگیت...

672
00:40:39,084 --> 00:40:41,324
‫باهم زندگی می‌کنن.
‫میشه چراغ رو خاموش کنی، میج؟

673
00:40:43,004 --> 00:40:44,804
‫غرقِ مشروب و مواد؟

674
00:40:44,804 --> 00:40:47,164
‫نه بابا، اونو که همین الانم توش غرقیم

675
00:40:47,164 --> 00:40:48,804
‫الان انگار توی ماه عسلیم

676
00:40:50,244 --> 00:40:52,484
‫دست تنها که نیستیم

677
00:40:52,484 --> 00:40:55,364
‫گروه نورث گرو، سلام کن

678
00:40:56,844 --> 00:41:00,444
‫نیلز فقط صاحب‌خونه و
‫به خودی خود یه هنرمند نیست،

679
00:41:00,444 --> 00:41:02,404
‫ولی امروز اون فیلم‌بردارمون هم هست

680
00:41:02,404 --> 00:41:04,444
‫کلی کار بهم سپردید

681
00:41:04,444 --> 00:41:06,844
‫اون نیلز دیانگـه

682
00:41:06,844 --> 00:41:09,131
‫صاحبِ خونه‌ای که توش زندگی می‌کنن

683
00:41:11,404 --> 00:41:13,644
‫خانم‌ها و آقایون، ایشون پز پیرسـه

684
00:41:13,644 --> 00:41:15,684
‫هر چند الان اکثراً با خانم‌ها صحبت می‌کنم

685
00:41:15,684 --> 00:41:20,180
‫و این همون کسیه که
‫ایدی گفت مظنون اصلیـه

686
00:41:22,179 --> 00:41:23,406
‫جاتون خالی، دخی‌ها

687
00:41:23,431 --> 00:41:25,191
‫هر وقت خواستید یه سر بزنید

688
00:41:25,216 --> 00:41:26,816
‫بگو نقش چی رو بازی می‌کنی

689
00:41:26,924 --> 00:41:30,524
‫من نقش مگزپای رو بازی می‌کنم،
‫یه زاغیِ دزد

690
00:41:30,524 --> 00:41:33,964
‫و اینکه با لهجه‌ی اسکاوس صحبت می‌کنم
‫کاملاً تصادفیـه

691
00:41:33,964 --> 00:41:35,884
‫ولی اگه یه وقتی این مصاحبه مفقود شد،

692
00:41:35,884 --> 00:41:38,244
‫احتمالاً از بس کسشعر بوده
‫هیچکس توی اینترنت نذاشتتش

693
00:41:41,124 --> 00:41:43,644
‫- از من که یه‌بار گرفتی!
‫- یه تعظیم بکن، دختر

694
00:41:43,644 --> 00:41:46,364
‫ایشون کاتیا آپکاتـه

695
00:41:46,364 --> 00:41:50,244
‫اولش مدیر روابط عمومی‌شون بود که
بعداً شد مدیر برنامه‌شون

696
00:41:50,244 --> 00:41:52,524
‫ایدی رفت ولی جاش باهاش موند

697
00:41:52,524 --> 00:41:55,324
‫کتیا به تمام مذاکراتِ
‫قراردادهاشون دسترسی داشت

698
00:41:58,204 --> 00:42:00,204
‫هی، چرا من آخری‌ام؟

699
00:42:00,204 --> 00:42:03,324
‫چون تو اصل کاری، رفیق.
‫همیشه خبر داغ رو آخر میگن

700
00:42:03,324 --> 00:42:07,004
‫درسته، دادا! چون دِرِک اصل کاریـه!

701
00:42:07,004 --> 00:42:09,044
‫منظورت اینه که «والی» اصل کاریـه؟

702
00:42:09,044 --> 00:42:11,164
‫بازی رو شروع کن، دادا!

703
00:42:12,684 --> 00:42:15,404
‫والی کاردو کسیه که خیلی نظر پلیس رو...

704
00:42:15,404 --> 00:42:18,164
‫به عنوان مظنون قتل ایدی جلب کرده

705
00:42:18,164 --> 00:42:20,644
‫رفتم یه نگاهی به نظرات زیر این ویدئو کردم

706
00:42:20,644 --> 00:42:22,724
‫خیلی‌هاشون دارن میگن که...

707
00:42:22,724 --> 00:42:24,722
‫یه سری به «انجمن برادری شمالی‌ترین نقطه» بزنه

708
00:42:24,747 --> 00:42:25,780
‫چی هست؟

709
00:42:25,804 --> 00:42:27,524
‫یه جنبش راستگرای آلترناتیو

710
00:42:27,524 --> 00:42:30,764
‫فکر می‌کنن دارن
‫آرمان‌های وایکینگ‌ها رو زنده می‌کنن

711
00:42:30,764 --> 00:42:33,044
‫بعید می‌دونم وایکنیگ‌های اصیل
‫خودشون انقدر...

712
00:42:33,044 --> 00:42:35,804
‫درگیر فمنیسم و اصالت نژاد بوده باشن

713
00:42:37,204 --> 00:42:40,044
‫من حس می‌کنم که اونا گروهی هستن
‫که اطلاعات رو به خورد هونینگ میدن

714
00:42:40,044 --> 00:42:43,044
‫همونایی که قتل ایدی رو به عهده گرفتن

715
00:42:43,044 --> 00:42:46,004
‫نورث گرو کلاس‌های شبانه‌ی هنر گذاشته که...

716
00:42:46,004 --> 00:42:48,884
‫هر کسی می‌تونه توش ثبت‌نام کنه،
‫واسه همین منم با مریم...

717
00:42:48,884 --> 00:42:51,244
‫که همسر نیلزه،
‫توی یه کلاس ثبت‌نام کردم

718
00:42:51,244 --> 00:42:53,044
‫تا اینجوری حواسم به نیلز و پز باشه

719
00:42:53,044 --> 00:42:54,804
‫بازم با هویت «ونیشا هال» میری؟

720
00:42:54,804 --> 00:42:58,284
‫نه، اسمم جسیکائه، مدیر بازاریابی

721
00:42:58,284 --> 00:43:01,364
‫که همیشه از اینکه از کلاس‌های
‫پیشرفته‌ی هنر بیرون اومده پشیمونـه

722
00:43:01,364 --> 00:43:03,484
‫بقیه چی؟

723
00:43:03,484 --> 00:43:06,644
‫این کیا نِوینـه.
‫دوست‌دختر سابق جاش

724
00:43:06,644 --> 00:43:10,684
‫این هم یاسمین ودرهده
‫دستیار شخصی‌ای که ایدی اخراج کرد

725
00:43:10,684 --> 00:43:12,804
‫ایدی نهایتاً اسم جفت‌شون رو خط زد

726
00:43:12,804 --> 00:43:14,884
‫چون وقتی جاش با کیا به‌هم زد

727
00:43:14,884 --> 00:43:17,364
‫کیا دیگه به اطلاعات داخلی دسترسی نداشت

728
00:43:17,364 --> 00:43:19,524
‫یاسمین هم به همین صورت

729
00:43:19,524 --> 00:43:23,564
‫نه که بگیم آنومی نیستن،
‫فقط توی اولویت پایین‌تری‌ان

730
00:43:23,564 --> 00:43:25,604
‫و نویسنده‌ی یاسمین چی؟

731
00:43:25,604 --> 00:43:29,164
‫داره یه کتابی راجع‌به هوادار
‫قلب سیاه جوهری بودن می‌نویسه

732
00:43:29,164 --> 00:43:31,484
‫خب، پس کتابی که تعطیلات باید بخونم جور شد

733
00:43:31,484 --> 00:43:34,444
‫نفر آخری که اضافه کردیم
‫کسی نیست که ایدی بهش مظنون بوده

734
00:43:34,444 --> 00:43:36,564
‫فیلیپ اورمند، نامزدش

735
00:43:36,564 --> 00:43:38,438
‫اورمند با ایدی زندگی می‌کرد،

736
00:43:38,463 --> 00:43:41,065
‫واسه همین به اطلاعات شخصیش دسترسی داشت

737
00:43:41,124 --> 00:43:45,084
‫همچنین روی گردنش جای کبودی بود
‫که طفره رفت و توضیح نداد واسه چیه

738
00:43:45,084 --> 00:43:47,284
‫پس حتماً باید حواس‌مون بهش باشه

739
00:43:47,284 --> 00:43:50,604
‫باید هرچه زودتر هر چقدر که می‌تونیم
‫گزینه‌های اشتباه رو از لیست خط بزنیم

740
00:43:50,604 --> 00:43:52,804
‫همه آنومی رو توی توئیتر دنبال کنید

741
00:43:52,804 --> 00:43:55,084
‫اگه آنومی فعال باشه و مظنون‌تون

742
00:43:55,084 --> 00:43:57,844
‫پشت کامپیوتر یا گوشیش نباشه،
‫اونوقت می‌تونیم اسمش رو خط بزنیم

743
00:43:57,844 --> 00:43:59,324
‫آنومی معمولاً چند وقت یه‌بار توئیت می‌زنه؟

744
00:43:59,324 --> 00:44:03,284
‫روزی پنج شیش‌تا می‌زنه.
‫اگه وارد مجادله‌ای بشه، بیشتر

745
00:44:03,284 --> 00:44:05,724
‫باید توی بازی دِرِک هم عضو بشیم

746
00:44:05,724 --> 00:44:07,924
‫آنومی همیشه توشه

747
00:44:07,924 --> 00:44:10,884
‫دوست‌دختر سابقم وقتی که داشت
‫باهاش حرف میزد دلش غنج می‌رفت

748
00:44:10,884 --> 00:44:13,444
‫انگار که پاپ رو دیده.
‫خیلی مسخره‌ست

749
00:44:13,970 --> 00:44:15,635
‫« بازی دِرِک »

750
00:44:15,854 --> 00:44:17,179
‫« عضویت »

751
00:44:17,204 --> 00:44:20,564
‫دِرِک میگه بازیکن جدید نمی‌گیریم!

752
00:44:21,884 --> 00:44:24,204
‫شاید می‌ترسن که سر و کله‌ی پلیس پیدا شه؟

753
00:44:24,204 --> 00:44:26,604
‫مورفی گفت شاید هونینگ داره
‫از بازی استفاده می‌کنه

754
00:44:26,604 --> 00:44:29,044
‫تا علیه ایدی نفرت‌پراکنی کنه،
‫پس، گمونم آره

755
00:44:30,964 --> 00:44:35,484
‫احتمالش هست که دوست‌دختر سابقت
‫بذاره با حساب کاربری اون وارد شیم؟

756
00:44:35,484 --> 00:44:38,324
‫الان یه یک سالی میشه باهم حرف نزدیم

757
00:44:39,524 --> 00:44:42,004
‫آره، رابطه‌مون با کلی سکس
‫توی روز تموم شد

758
00:44:42,004 --> 00:44:43,884
‫فقط مشکل اینجا بود که
من باهاش سکس نمی‌کردم

759
00:44:43,884 --> 00:44:46,444
‫ببخشید. فراموشش کن

760
00:44:46,444 --> 00:44:48,044
‫بریم سراغ توئیتر

761
00:44:48,044 --> 00:44:50,284
‫بارکلی، تو حواست به
‫نامزدش، فیلیپ اورمند، باشه

762
00:44:50,284 --> 00:44:53,364
‫توی گاسپل اوک تدریس می‌کنه و
‫توی فینچلی زندگی می‌کنه

763
00:44:53,364 --> 00:44:56,044
‫میج، تو حواست به کاتیا آپکات باشه

764
00:44:56,044 --> 00:44:58,004
‫منم والی رو زیر نظر می‌گیرم

765
00:45:50,364 --> 00:45:53,284
‫مسخره نمی‌کنم،
‫ولی باید بیشتر از این تیپ‌ها بزنی

766
00:45:54,444 --> 00:45:57,444
‫آره، جسیکا نگران اینه که مردم فکر کنن

767
00:45:57,444 --> 00:45:58,964
‫واسه پول و پله حاضره هر کاری بکنه

768
00:45:58,964 --> 00:46:00,844
‫جسیکا می‌تونه با شیطون دست‌به‌یکی کنه و

769
00:46:00,844 --> 00:46:04,324
‫برخلافِ خودِ واقعیت، ظاهرش واسه
‫اکثر پسرها هیچ اهمیتی نداشته باشه

770
00:46:04,324 --> 00:46:07,284
‫قبل از اینکه بری میشه
‫یه نگاه به جدول زمان‌بندی بندازی؟

771
00:46:07,284 --> 00:46:10,124
‫این هفته ۶۰ ساعت کار کردی

772
00:46:10,124 --> 00:46:12,444
‫آره، می‌دونم.
‫باید نیروهای بیشتری پیدا کنیم

773
00:46:14,124 --> 00:46:15,884
‫فعلاً

774
00:46:18,364 --> 00:46:22,084
‫اگه یه‌بند کار کنه
‫از کجا می‌خواد دوست‌پسر پیدا کنه؟

775
00:46:22,084 --> 00:46:24,204
‫شاید با استرایک داره تیک‌وتاک می‌زنه

776
00:46:24,204 --> 00:46:26,324
‫عاقل‌تر از این حرف‌هاست

777
00:46:27,364 --> 00:46:30,124
‫اومدم پارک ریجنت و از مردم می‌پرسم

778
00:46:30,124 --> 00:46:31,684
‫جمعه شب دوست دارن شام چی بخورن

779
00:46:31,684 --> 00:46:33,324
‫یکی رو اینجا گیر آوردم.
‫یه یاروی عجیبیه

780
00:46:33,324 --> 00:46:34,764
‫یه مورد خوب جلومه

781
00:46:34,764 --> 00:46:36,844
‫ببخشید، رفیق!
‫ببخشید، رفیق!

782
00:46:36,844 --> 00:46:39,684
‫می‌خوای صحبت کنی؟ نه؟

783
00:46:39,684 --> 00:46:41,244
‫- بارکلی؟
‫- انگلیسی حرف می‌زنی؟

784
00:46:41,244 --> 00:46:43,644
‫نامزد ایدی رو دارم می‌پام

785
00:46:43,644 --> 00:46:45,284
‫چسبیده به گوشیش

786
00:46:46,324 --> 00:46:48,404
‫توئیتر آنومی هم خبری نیست

787
00:46:48,404 --> 00:46:51,244
‫- پس همه آماده‌اید دیگه؟
‫- آره، دارم از یکی از اون...

788
00:46:51,244 --> 00:46:52,724
‫اکانت‌هام که روش چندتایی
‫دنبال‌کننده هست استفاده می‌کنم

789
00:46:52,724 --> 00:46:54,524
‫از اکانت‌های جدید بهترن، نه؟

790
00:46:54,524 --> 00:46:57,324
‫همین که اسمت روش نباشه خوبه

791
00:46:57,324 --> 00:46:59,964
‫نام کاربریم «تارتان ریزلا»ـه

792
00:46:59,964 --> 00:47:01,564
‫درجه‌یکی، بارکلی

793
00:47:01,564 --> 00:47:03,839
‫- خیلی‌خب، من دیگه برم.
‫- باشه، می‌بینمت

794
00:47:03,864 --> 00:47:05,604
‫- من واسه کالیفرنیام
‫- خیلی‌خب

795
00:47:05,604 --> 00:47:09,164
‫- نظرت راجع‌به غذای اینجا چیه؟
‫- خب، آره. غذاش خوبه

796
00:47:09,164 --> 00:47:11,004
‫نودل دوست داری؟

797
00:47:11,004 --> 00:47:13,364
‫- چی؟
‫- نودل! نودل دوست داری؟

798
00:47:13,389 --> 00:47:17,037
‫- کون لقت، مرد! خل و چل
‫- نودل دوست نداره!

799
00:47:44,844 --> 00:47:47,193
‫سلام، من جسیکام.
‫واسه کلاس طراحی فیگور اومدم

800
00:47:47,218 --> 00:47:49,019
‫کلاس خودمه

801
00:47:49,044 --> 00:47:50,884
‫من مریم‌ام، دنبالم بیا

802
00:47:58,404 --> 00:48:00,804
‫اینم از این

803
00:48:00,804 --> 00:48:03,444
‫خیلی‌خب، آماده‌ی نقاشی‌ایم

804
00:48:05,044 --> 00:48:07,084
‫حالا فقط یه فیگور می‌خوایم

805
00:48:07,084 --> 00:48:08,524
‫یه لحظه

806
00:48:08,524 --> 00:48:10,764
‫داریم کلاس رو شروع می‌کنیم

807
00:48:13,244 --> 00:48:16,404
‫ایشون پرستونـه، همون پِز خودمون

808
00:48:16,404 --> 00:48:20,070
‫همینجا زندگی می‌کنه.
‫شخصاً خودش هم هنرمند بااستعدادیـه

809
00:48:21,164 --> 00:48:23,484
‫جسیکا هنرجوی جدیدمونـه.
‫جسیکا، چرا بهمون نمیگی که

810
00:48:23,484 --> 00:48:25,244
‫واسه چی اومدی این کلاس؟

811
00:48:25,244 --> 00:48:28,244
‫سلام، من جسیکام

812
00:48:28,244 --> 00:48:31,164
‫توی کلاس پیشرفته‌ی هنر شرکت کردم
‫ولی بعدش دیگه فعالیتی نداشتم

813
00:48:31,164 --> 00:48:34,644
‫کارم بازاریابیـه و

814
00:48:34,644 --> 00:48:36,924
‫گمونم اینجام چون فکر می‌کنم

815
00:48:36,924 --> 00:48:39,244
‫زندگی بیشتر از بازاریابیـه

816
00:48:39,244 --> 00:48:40,924
‫گمونم فقط...

817
00:48:42,604 --> 00:48:44,644
‫گمونم فقط عاشق نقاشی‌ام

818
00:48:44,644 --> 00:48:46,964
‫خب، جای درستی اومدی

819
00:48:46,964 --> 00:48:48,604
‫خیلی‌خب، همگی شروع کنید

820
00:49:43,564 --> 00:49:46,924
‫دستش رو خیلی خوب درآوردی.
‫مشخصـه یه چیزهایی بلدی

821
00:49:46,924 --> 00:49:49,044
‫- ممنون
‫- ولی اونجاشو...

822
00:49:50,444 --> 00:49:52,524
‫هنوز به اونجاش نرسیدم

823
00:49:52,524 --> 00:49:56,084
‫کشیدن آلت خیلی آسون‌تر از دستـه

824
00:49:57,444 --> 00:49:59,844
‫خیلی‌خب، وقت تمومه، دوستان

825
00:49:59,844 --> 00:50:01,404
‫توی آشپزخونه نوشیدنی هست

826
00:50:23,164 --> 00:50:25,164
‫تف توش

827
00:50:32,604 --> 00:50:35,204
‫واو، بی‌نظیره

828
00:50:35,204 --> 00:50:39,044
‫مریم پنج شیش سالِ پیش این اثر رو خلق کرد

829
00:50:39,044 --> 00:50:41,284
‫هر کسی که می‌بینی یکی از دوست‌هاشـه

830
00:50:41,284 --> 00:50:43,404
‫من اونی‌ام که روی سقف داره کمک می‌کنه

831
00:50:43,404 --> 00:50:46,084
‫لدول و بلی هم اونجان

832
00:50:46,084 --> 00:50:48,324
‫لدول و کی گفتی؟

833
00:50:48,324 --> 00:50:50,404
‫یعنی واقعاً نمی‌شناسی‌شون؟

834
00:50:50,404 --> 00:50:52,924
‫اونا خالقین قلب سیاه جوهری‌ان

835
00:50:52,924 --> 00:50:55,724
‫همینجا باهم آشنا شدن.
‫این خونه خاطره‌انگیزه

836
00:50:55,724 --> 00:50:57,484
‫اولین باره اینجا می‌بینمت

837
00:50:57,484 --> 00:50:59,604
‫واسه کلاس نقاشی رنگ روغن ثبت‌نام کردم

838
00:51:00,604 --> 00:51:02,404
‫ایدی ماه قبل به قتل رسید

839
00:51:02,404 --> 00:51:05,324
‫آره، همینطوره.
‫یکی از دوست‌های من بود

840
00:51:05,324 --> 00:51:08,084
‫بنابراین مرگش چیزی نیست
‫که بخوای راجع‌بهش اراجیف ببافی

841
00:51:08,084 --> 00:51:10,764
‫پس به بهونه‌ی نقاشی این‌ورا پیدات نشه

842
00:51:10,764 --> 00:51:12,444
‫قبرستون ته خیابونـه

843
00:51:12,444 --> 00:51:14,283
‫یالا، برو اونجا یه سر و گوشی آب بده

844
00:51:14,308 --> 00:51:16,059
‫اگه دنبال سوغاتی می‌گردی
‫شاید هنوز یه قطره‌ی خونی

845
00:51:16,084 --> 00:51:17,976
‫روی چمن‌ها پیدا کنی

846
00:51:28,124 --> 00:51:30,164
‫متأسفم

847
00:51:30,164 --> 00:51:31,644
‫هوادارها رو نمیشه تحمل کرد

848
00:51:32,884 --> 00:51:35,032
‫خیلی بابت مرگ دوستت متأسفم

849
00:51:36,884 --> 00:51:38,819
‫چه میشه کرد، هان؟

850
00:51:41,924 --> 00:51:45,964
‫ایدی اون بالاست. داره از روی
‫درخت واسه جاش سیب میندازه

851
00:51:47,764 --> 00:51:52,204
‫«وضعیت آنومی در جامعه‌ای که...»

852
00:51:52,204 --> 00:51:53,764
‫اینو ولش کن

853
00:51:53,764 --> 00:51:56,853
‫نظرت چیه که دوتایی بریم
‫یه نوشیدنی درست و حسابی بزنیم؟

854
00:51:56,878 --> 00:52:01,347
‫راستش صبح زود کار دارم،
‫ولی واسه هفته‌ی بعد چطوره؟

855
00:52:02,204 --> 00:52:04,604
‫آره، یادت نره

856
00:52:11,315 --> 00:52:16,545
‫« وضعیت آنومی در جامعه‌ای که اعضای آن در
‫هم‌بستگی و ارتباط طولانی باشند غیرممکن است »

857
00:52:26,724 --> 00:52:29,484
‫والی، تو از هر نظر جذابی

858
00:52:29,484 --> 00:52:31,724
‫مهمتر از همه
‫می‌دونی چطور مزه بریزی و

859
00:52:31,724 --> 00:52:34,524
‫این نکته‌ی ارزشمندیـه،
‫چون اکثریت مردم توی این کشور

860
00:52:34,524 --> 00:52:37,844
‫توی عمق وجودشون اونا هم
‫مثل ما یه مشت نژادگرای علمی‌ان

861
00:52:37,844 --> 00:52:40,564
‫ولی می‌ترسن حرفی که
‫توی دلشونـه رو به زبون بیارن

862
00:52:40,564 --> 00:52:43,364
‫ولی تو دقیقاً حرفی رو
‫به زبون میاری که توی دلتـه و

863
00:52:43,364 --> 00:52:45,764
‫واسه همینه مردم دوستت دارن

864
00:52:45,764 --> 00:52:48,484
‫اگه خواستی به ما ملحق شی،
‫می‌تونیم این ویژگی رو تقویت کنیم

865
00:52:53,324 --> 00:52:56,364
‫میج، تو بی‌نظیری.
‫تونستی حسابش رو بگیری

866
00:52:56,389 --> 00:52:58,549
‫آره، بدجوری مدیونمی

867
00:53:01,524 --> 00:53:03,964
‫ببین، نمی‌تونی همینجوری بری داخلش

868
00:53:03,964 --> 00:53:06,644
‫بث یه عمره داره این بازی رو می‌کنه،
‫مردم می‌شناسنش

869
00:53:06,644 --> 00:53:08,644
‫می‌خوای یکم راجع‌بهش برام تعریف کنی؟

870
00:53:08,644 --> 00:53:11,342
‫آره. یه سلیطه‌ی دروغگوی خائنـه

871
00:53:11,367 --> 00:53:14,659
‫احتمالاً بیشتر از اینا نیازم بشه.
‫شرمنده، دیروقتـه

872
00:53:14,684 --> 00:53:18,244
‫- نه، طوری نیست.
‫- واقعاً ممنونتم

873
00:53:18,244 --> 00:53:20,084
‫خیلی‌خب، نام کاربری:

874
00:53:20,084 --> 00:53:24,404
‫«بافی‌پاز۹۵۰۳۷»
‫همه‌شو یه‌جا بنویس

875
00:53:25,724 --> 00:53:27,244
‫رمز عبور:

876
00:53:27,244 --> 00:53:29,699
‫اِیکاش‌بااِلن‌توی‌رابطه‌بودم

877
00:53:44,284 --> 00:53:47,004
‫خب، این صفحه‌ی اصلیـه
‫که همه باهم آشنا میشن

878
00:53:47,004 --> 00:53:49,924
‫کلِ بازی علناً یه تالار گفت‌وگوی باشکوهـه

879
00:53:49,924 --> 00:53:51,844
‫عجیبه، نمی‌ذاره ازش اسکرین‌شات بگیرم

880
00:53:51,844 --> 00:53:53,844
‫نه، نقص قوانینـه

881
00:54:02,904 --> 00:54:06,219
‫روی «بافی‌پاز» دوتا کلیک کن
‫تا از نقطه‌نظر اون ببینی

882
00:54:20,945 --> 00:54:22,229
‫« استیسی سیاهِ جوهری »

883
00:54:22,254 --> 00:54:25,573
‫سلام، بافی‌پاز.
‫پارسال دوست، امسال آشنا

884
00:54:28,524 --> 00:54:30,484
‫سلام، حالت چطوره؟

885
00:54:34,724 --> 00:54:37,364
‫- آره، نه. خوشم اومد
‫- جداً؟

886
00:54:45,284 --> 00:54:47,324
‫حالت خوبه؟

887
00:54:48,524 --> 00:54:50,204
‫پاشو، رفیق

888
00:54:51,604 --> 00:54:53,204
‫خوبی، دادا؟

889
00:55:03,671 --> 00:55:05,657
‫آنومی: می‌بینم برگشتی!

890
00:55:11,764 --> 00:55:13,884
‫بله، دلم واسه اینجا تنگ شده بود

891
00:55:16,324 --> 00:55:19,084
‫نژاد محبوب سگت؟

892
00:55:19,084 --> 00:55:20,644
‫سؤال انحرافیـه

893
00:55:20,644 --> 00:55:22,564
‫بث عاشق گربه‌هاست

894
00:55:26,506 --> 00:55:27,979
‫گربه

895
00:55:31,804 --> 00:55:35,604
‫بامزه بود. خوش برگشتی

896
00:55:35,604 --> 00:55:37,284
‫همراه من بیا

897
00:56:11,844 --> 00:56:13,364
‫آخ!

898
00:56:24,324 --> 00:56:25,764
‫هـوی!

899
00:56:28,164 --> 00:56:29,444
‫بیا اینجا!

900
00:56:35,524 --> 00:56:37,604
‫براوو و کیلو، پشتیبانی فوری می‌خوام!

901
00:56:37,604 --> 00:56:40,044
‫مظنون ۱۹۲ سانتـه، ژاکت چرمی تنشـه

902
00:56:40,044 --> 00:56:42,244
‫صورتش تتو داره و

903
00:56:42,244 --> 00:56:44,416
‫کله‌اش هم به طرز وحشتناکی کچلـه

904
00:56:49,324 --> 00:56:50,764
‫چه خبره؟

905
00:56:50,764 --> 00:56:52,244
‫تابحال اینو ندیده بودم

906
00:56:52,244 --> 00:56:54,044
‫نمی‌دونم داره تو رو کجا می‌بره

907
00:56:58,524 --> 00:57:00,484
‫سؤالت رو ازم بپرس

908
00:57:04,124 --> 00:57:05,604
‫کدوم سؤال رو؟

909
00:57:07,184 --> 00:57:10,394
‫برگشتی چون دنبال جواب می‌گشتی

910
00:57:11,204 --> 00:57:13,818
‫می‌خوای بدونی قتل ایدی لدول کار من بوده؟

911
00:57:17,644 --> 00:57:19,364
‫آره، کار من بوده

912
00:57:21,303 --> 00:57:24,423
‫قابلت هم نداشت

913
00:57:27,895 --> 00:57:47,895
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

