﻿1
00:00:20,500 --> 00:00:33,800
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:01:07,990 --> 00:01:10,550
<i>‫ عشق یه... </i>

3
00:01:11,000 --> 00:01:15,240
<i>‫ یه سرابه </i>
<i>‫ یه وهمه </i>

4
00:01:15,380 --> 00:01:17,070
<i>‫ به‌خاطر تمامی اعتصاباتت اندرو </i>

5
00:01:17,070 --> 00:01:20,430
<i>‫  من فکر می‌کردم تصور شما از این رابطه </i>
<i>‫  سرشار از عشقه </i>

6
00:01:20,430 --> 00:01:24,830
<i>‫ و همچنین شجاعانه‌ست </i>
<i>‫ با توجه به نزدیکی زیادتون به این موضوع </i>

7
00:01:25,160 --> 00:01:27,320
<i>‫ منظورتون خودکشی همسرمه؟ </i>

8
00:01:28,110 --> 00:01:29,150
<i>‫ بله </i>

9
00:01:32,610 --> 00:01:35,130
<i>‫ بذارید اینجوری بگم </i>

10
00:01:39,330 --> 00:01:42,960
<i>‫ وقتی افیجی فوت کرد... </i>

11
00:01:45,450 --> 00:01:47,410
<i>‫ منظورم اینه وقتی الی فوت کرد... </i>

12
00:01:47,410 --> 00:01:49,130
<i>‫ گوش کن... </i>

13
00:02:05,770 --> 00:02:07,730
‫منم
‫بیداری؟

14
00:02:07,730 --> 00:02:09,090
‫به قطار که رسیدی؟

15
00:02:09,090 --> 00:02:12,250
‫آره، و ممنون که بهم مرخصی بیشتری دادی
‫مت بهم نیاز داره

16
00:02:12,250 --> 00:02:14,810
‫اما گوش کن، من یه برنامه
‫از اندرو فنکورت دارم می‌بینم

17
00:02:14,810 --> 00:02:18,210
‫وقتی درمورد اولین همسرش ازش پرسیدند
‫قسم می‌خورم که صداش کرد افیجی

18
00:02:28,010 --> 00:02:29,890
‫افیجی؟

19
00:02:30,090 --> 00:02:32,330
‫جملاتت رو بلند بلند بخون

20
00:02:33,770 --> 00:02:36,720
‫«عشقش به او مانند هوسی خودسرانه بود»

21
00:02:36,730 --> 00:02:39,560
‫نه نه، کلماتش مناسب نیستند

22
00:02:39,570 --> 00:02:42,670
‫باید کلمات جدیدی براش بکار ببریم

23
00:03:09,410 --> 00:03:11,290
‫فکر می‌کنم لئونارا کواین بیگناهه

24
00:03:12,650 --> 00:03:14,330
‫سر اون یکی پام شرط می‌بندم

25
00:03:15,770 --> 00:03:16,810
‫دیگه حرفی ندارم

26
00:03:43,090 --> 00:03:44,840
‫سلام لئونارا

27
00:03:44,850 --> 00:03:47,370
‫ایشون ایلسا هربرته
‫وکیلت

28
00:03:48,650 --> 00:03:51,520
‫وقتمون خیلی محدوده
‫بنابراین با توجه به اینکه...

29
00:03:51,530 --> 00:03:52,690
‫کی می‌تونم برم خونه؟

30
00:03:54,730 --> 00:03:57,480
‫باید چندتا سوال رو با هم بررسی کنیم

31
00:03:58,130 --> 00:04:02,000
‫کسی کلید خونه‌ی توی جاده‌ی تالگارد رو داره؟

32
00:04:02,010 --> 00:04:03,520
‫اندرو فنکورت

33
00:04:03,530 --> 00:04:05,760
‫موقعی که داشتیم سقف رو تعمیر می‌کردیم
‫چندتا کلید اضافه هم ساختیم

34
00:04:05,770 --> 00:04:07,000
‫اما نتونستم پیداشون کنم

35
00:04:07,010 --> 00:04:10,280
‫تا حالا شده کلید‌ها دست یه نفر دیگه باشه
‫حتی واسه یه روز؟

36
00:04:10,290 --> 00:04:12,680
‫بعضی‌وقتا اجاره‌ش می‌دادیم

37
00:04:12,680 --> 00:04:15,070
‫بنابراین فکر می‌کنم افرادی باشن که
‫قبلا رفته باشن اونجا

38
00:04:16,580 --> 00:04:18,540
‫اون خونه مثل یه کابوسه

39
00:04:18,550 --> 00:04:21,780
‫نمی‌تونیم بفروشیمش
‫و اندرو نمی‌ذاره به کسی اجاره‌ش بدیم

40
00:04:21,790 --> 00:04:24,180
‫و پول دربیاریم
‫چون از اوون خوشش نمیاد

41
00:04:24,190 --> 00:04:26,510
‫به‌جایی رسید که اوون گفت
‫اصلا ولش کنیم

42
00:04:28,310 --> 00:04:30,780
‫میشه درمورد کارت بانکیت حرف بزنیم؟

43
00:04:30,790 --> 00:04:34,060
‫به پلیسا گفتم که اصلا از این چیزا خبر ندارم

44
00:04:34,070 --> 00:04:36,140
‫روبنده، طناب و لباس سرتاپایی

45
00:04:36,150 --> 00:04:39,260
‫همش 6 ماه پیش با کارت بانکی خونوادگی شما خریداری شده

46
00:04:39,260 --> 00:04:41,500
‫و به خونه‌ی توی جاده‌ی تالگارد تحویل داده شده

47
00:04:43,870 --> 00:04:48,560
‫احتمالش هست که شوهرتون این چیزا رو

48
00:04:48,560 --> 00:04:50,560
‫واسه خودش خریده باشه؟

49
00:04:54,370 --> 00:04:56,040
‫نمی‌دونم

50
00:04:56,050 --> 00:04:57,600
‫طناب رو شاید

51
00:04:57,930 --> 00:04:59,490
‫از بسته شدن خوشش می‌اومد

52
00:05:01,050 --> 00:05:03,360
‫فقط بهم گفت هزینه‌ش رو پرداخت کنم
‫منم کردم

53
00:05:03,370 --> 00:05:05,090
‫به اینجور چیزا کاری نداشتم

54
00:05:06,210 --> 00:05:09,360
‫اوون درمورد بمبیکس موری
‫بهتون چیزی گفته بود؟

55
00:05:09,370 --> 00:05:11,040
‫می‌گفت کتابیه درمورد اینکه

56
00:05:11,050 --> 00:05:13,200
‫یه کرم ابریشم زنده‌زنده جوشونده میشه

57
00:05:13,210 --> 00:05:16,010
‫همونطوری که منتقدها اونو جوشی می‌کنن
‫همین

58
00:05:17,530 --> 00:05:21,560
‫دادستان از این به عنوان یه مدرک
‫برای باخبری شما

59
00:05:21,570 --> 00:05:25,090
‫از محتویات کتاب استفاده می‌کنه

60
00:05:26,490 --> 00:05:27,920
این دیگه چجور کمکیه؟

61
00:05:27,930 --> 00:05:30,080
‫ایلسا داره کارش رو می‌کنه

62
00:05:30,090 --> 00:05:32,960
‫من قبلا جواب تمام این سوالات رو دادم

63
00:05:34,470 --> 00:05:36,180
‫هدف پلیس فرق داره

64
00:05:36,190 --> 00:05:38,980
‫من دارم این سوالات رو می‌پرسم
‫تا نذارم بیفتی زندان

65
00:05:38,990 --> 00:05:41,340
‫خب من که کاری نکردم
‫همین کافیه، مگه نه؟

66
00:05:41,350 --> 00:05:43,140
‫حقیقت زشت اینجاست که ممکنه نباشه

67
00:05:43,150 --> 00:05:45,580
‫یعنی چی که ممکنه نباشه؟
‫جریان چیه؟

68
00:05:45,590 --> 00:05:47,260
‫- گوش کن، ما باید...
‫- خفه شی!

69
00:05:47,270 --> 00:05:48,670
‫من اینو می‌شناسم
‫اما تو رو نمی‌شناسم

70
00:05:49,990 --> 00:05:53,020
‫قرار بود نذاری اینجوری بشه
‫بهم قول دادی

71
00:05:53,030 --> 00:05:57,020
‫ایلسا یکی از دوستامه
‫کارش درسته، من بهش اعتماد دارم

72
00:05:57,030 --> 00:06:00,380
‫تو هم باید بهش اعتماد کنی
‫می‌دونم خیلی ناراحتی

73
00:06:00,390 --> 00:06:03,070
‫می‌دونم ترسیدی
‫اما ما طرف توئیم

74
00:06:06,990 --> 00:06:08,830
‫من فقط دودوم رو می‌خوام

75
00:06:39,690 --> 00:06:42,690
‫گوشی رابین، مت هستم
‫چیزی می‌خواید به رابین بگم؟

76
00:06:45,930 --> 00:06:47,570
‫شرمنده...گفتی گِل؟

77
00:06:57,850 --> 00:06:59,610
‫حالت خوبه؟

78
00:07:03,390 --> 00:07:06,310
‫به‌خاطر تمیز کردن اضافه‌ی ماشینی که
‫کرایه کرده بودی، بهت زنگ زدند

79
00:07:07,790 --> 00:07:09,510
‫جریان چیه؟

80
00:07:11,150 --> 00:07:13,740
‫هفته‌ی پیش...باید یه ماشین می‌روندم

81
00:07:13,750 --> 00:07:14,830
‫به کجا؟

82
00:07:16,990 --> 00:07:18,390
‫به سمت دوون

83
00:07:19,870 --> 00:07:22,860
‫باید از یه مظنون بازجویی می‌کردیم
‫و کورمورن هم نمی‌تونه رانندگی کنه

84
00:07:22,870 --> 00:07:26,620
‫واسه همین نتونستی توی چیدن
‫مراسم مادرم کمک کنی؟

85
00:07:26,630 --> 00:07:28,150
‫شدی بودی تاکسیش؟

86
00:07:31,630 --> 00:07:32,670
‫نه، من...

87
00:07:45,950 --> 00:07:50,540
‫خیلی افتضاحه...دسترسی
‫انگیزه، دادن پول واسه ابزار

88
00:07:51,630 --> 00:07:54,100
‫و اینجوری هم که با پلیس دعوا می‌کنه
‫خودش بدترین دشمن خودشه

89
00:07:54,110 --> 00:07:56,830
‫تنها چیزی که کارت بانکی ثابت می‌کنه
‫اینه که براش پاپوش دوختند

90
00:08:00,350 --> 00:08:02,390
‫کورم؟ همه‌چی مرتبه؟

91
00:08:02,910 --> 00:08:04,910
[ هرچیزی که فکرش رو می‌کردی ]
[ می‌تونست مال تو باشه ]

92
00:08:09,190 --> 00:08:12,530
‫خوبه
‫فقط شارلوته

93
00:08:15,430 --> 00:08:17,060
‫خبری از برگشت نیست

94
00:08:17,070 --> 00:08:20,620
‫آره، نیک هم واضح بهم گفت

95
00:08:20,630 --> 00:08:21,750
‫من خوبم

96
00:08:34,190 --> 00:08:36,300
‫باید باهات حرف بزنم

97
00:08:36,310 --> 00:08:38,900
‫دوباره می‌خوای توی روزنامه چاپ کنی
‫که آدم اشتباهی رو بازداشت کردم؟

98
00:08:38,910 --> 00:08:40,180
‫اصلا کار جالبی نبود

99
00:08:40,190 --> 00:08:42,780
‫روزنامه‌ای که من خوندم نوشته
‫«زنی متهم به قتل

100
00:08:42,790 --> 00:08:44,180
‫آموزش دیده در قصابی»

101
00:08:44,190 --> 00:08:45,790
‫براش پاپوش دوختند ریچ

102
00:08:45,790 --> 00:08:48,590
‫از خودت بپرس
‫بنظرت اونقدری باهوشه تا

103
00:08:48,590 --> 00:08:51,820
‫این قتل پیچیده رو سرهم کنه؛
‫هیچی واسه گروه پزشکی به جا نذاره

104
00:08:51,830 --> 00:08:54,540
‫شاهد بدرد بخوری نباشه؛
‫سرنخی نباشه...هیچی...!

105
00:08:54,550 --> 00:08:58,460
‫اما اونقدری احمق باشه که
‫از کارت بانکی خودش استفاده کنه؟

106
00:08:58,470 --> 00:09:01,500
‫باب، من ازت به عنوان رفیقم خوشم میاد
‫و زندگیم رو مدیونتم

107
00:09:01,510 --> 00:09:03,020
‫که البته به همین خاطر
‫حاضرم لطف زیادی بهت بکنم

108
00:09:03,030 --> 00:09:05,940
‫اما توی این مورد
‫داری اشتباه می‌کنی رفیق

109
00:09:05,950 --> 00:09:08,620
‫اندرو فنکورت هم کلید اون ملک رو داشته

110
00:09:08,630 --> 00:09:12,340
‫اندرو فنکورت از قبل از توزیع شدن این کتاب
‫از کواین متنفر بوده

111
00:09:13,850 --> 00:09:15,690
‫چرا نمی‌ری در خونه‌ی اون؟

112
00:09:17,090 --> 00:09:19,770
‫می‌ذارم به حساب اینکه روز بدی داشتی باب

113
00:09:48,390 --> 00:09:50,540
‫فکر می‌کردم قرار بود توی کتابخونه باشی

114
00:09:50,550 --> 00:09:53,900
‫آره اما...برنامه عوض شد

115
00:09:53,910 --> 00:09:56,270
‫و بعدش هم صندلی‌های قطاری که زودتر می‌اومد
‫رزرو شده بود

116
00:09:56,270 --> 00:09:58,590
‫در بدترین حالت دوساعت الاف می‌شدی

117
00:09:58,590 --> 00:10:01,030
‫من واسه اینکه بیام دیدنت
‫همیشه دو ساعت الاف می‌شدم

118
00:10:02,470 --> 00:10:05,260
‫توی راهرو می‌نشستم

119
00:10:05,270 --> 00:10:06,390
‫به‌خاطر تو

120
00:10:07,910 --> 00:10:10,020
‫چون توی موقعیت افتضاحی بودی
‫و من دوستت داشتم

121
00:10:10,030 --> 00:10:11,070
‫می‌دونم

122
00:10:16,350 --> 00:10:17,460
‫باید زودتر می‌اومدم

123
00:10:17,470 --> 00:10:20,660
‫نمی‌خوام رئیست نزدیک عروسیمون بشه

124
00:10:20,670 --> 00:10:23,220
‫اگه موقع مرگ مادرم
‫نمی‌تونه یکی دوروز بیخیالت بشه

125
00:10:23,230 --> 00:10:24,380
‫چجور آدمیه؟

126
00:10:25,890 --> 00:10:27,290
‫مت...

127
00:10:32,450 --> 00:10:35,480
‫تقصیر کورمورن نبود

128
00:10:35,490 --> 00:10:36,730
‫ام...

129
00:10:41,290 --> 00:10:42,650
‫تصمیم خودم بود که بمونم

130
00:10:50,850 --> 00:10:54,400
‫از زمانی که یادم میاد
‫همیشه می‌خواستم یه کاراگاه بشم

131
00:10:54,410 --> 00:10:57,730
‫اصلا به‌خاطر همین بود که
‫روانشناسی خوندم

132
00:10:58,850 --> 00:11:01,680
‫و بعد...

133
00:11:01,690 --> 00:11:04,170
‫چندین سال حس می‌کردم
‫که دیگه چنین فرصتی ندارم

134
00:11:08,670 --> 00:11:10,420
‫اما حالا فرصتش رو پیدا کردم

135
00:11:10,430 --> 00:11:13,670
‫می‌دونم تو خوشت نمیاد و...

136
00:11:15,790 --> 00:11:17,460
‫فکر می‌کنم واسه همین بهت دروغ گفتم

137
00:11:17,470 --> 00:11:19,660
‫و متاسفم

138
00:11:19,670 --> 00:11:22,740
‫خیلی خیلی متاسفم

139
00:11:22,750 --> 00:11:26,110
‫چون باید به‌خاطر تو میومدم اینجا، اما...

140
00:11:32,350 --> 00:11:33,870
‫نمی‌خوام اینکارو از دست بدم

141
00:11:41,350 --> 00:11:42,950
‫معلومه که می‌خوام خوشحال باشی

142
00:11:52,490 --> 00:11:54,850
‫خیلی خیلی متاسفم که زودتر خودمو نرسوندم

143
00:11:57,530 --> 00:12:00,250
‫بیا فراموشش کنیم و بگیم که
‫نمیشد کاریش کرد

144
00:12:09,990 --> 00:12:11,950
‫کی برمی‌گردی؟

145
00:12:15,470 --> 00:12:18,950
‫خب، پروندت چطوره؟

146
00:12:19,990 --> 00:12:22,670
‫نمی‌دونم
‫ایلسا، پرونده چطوره؟

147
00:12:23,830 --> 00:12:27,750
‫خب اگه بخوای نیفته زندان
‫باید بگم پرونده‌ی وحشتناکیه

148
00:12:29,390 --> 00:12:31,950
‫- دخترش رو دیدی؟
‫- نه

149
00:12:31,950 --> 00:12:35,220
‫بچه‌ی خوبیه
‫گرچه واسه این دنیا ساخته نشده

150
00:12:35,230 --> 00:12:37,100
‫فکر کنم همسایه داره باهاش
‫سر و کله می‌زنه

151
00:12:37,110 --> 00:12:38,870
‫سازمان حمایت از کودکان بی‌سرپرست مطلع شده؟

152
00:13:22,230 --> 00:13:23,900
‫یکشنبه‌ست

153
00:13:23,910 --> 00:13:25,380
‫می‌دونم

154
00:13:25,390 --> 00:13:28,220
‫فکر می‌کنم بهتره بیشتر درمورد اندرو فنکورت
‫تحقیق کنیم

155
00:13:28,230 --> 00:13:30,220
‫نظرت چیه؟

156
00:13:30,230 --> 00:13:33,790
‫روز تعطیلی این همه راه نیومدم
‫که قبض برق بدم

157
00:13:33,790 --> 00:13:35,550
‫آدرسش رو گیر آوردم
‫بیا بریم

158
00:13:39,450 --> 00:13:42,920
نویسنده‌ی تحسین‌شده‌ی انگلیس
در یکی از خیابان‌های فرعی لندن

159
00:13:42,930 --> 00:13:44,400
در حال درآوردن روبنده؟

160
00:13:44,410 --> 00:13:46,810
‫ممکنه فقط واسه بیرون اومدن از جاده‌ی تالگارد
‫پوشیده باشتش

161
00:13:46,810 --> 00:13:49,370
‫- و بعد توی ماشینی جایی درش آورده باشه
‫- آره

162
00:13:49,370 --> 00:13:51,000
‫بذار یه نگاه اونجا بندازیم

163
00:13:51,010 --> 00:13:53,370
‫ببینیم دل و روده‌ها رو اون پشت
‫دفن نکرده باشه

164
00:14:01,730 --> 00:14:03,240
‫می‌خوای کمک کنی برم بالا؟

165
00:14:03,250 --> 00:14:04,730
‫نه نه نه
‫خودم میرم

166
00:14:09,410 --> 00:14:11,490
‫خب اینجا که نمیشه چیزی دفن کرد

167
00:14:13,850 --> 00:14:15,920
‫لعنتی

168
00:14:15,930 --> 00:14:17,970
‫- حالت خوبه؟
‫- لعنتی

169
00:14:17,970 --> 00:14:19,600
‫حرومی خم نمیشه

170
00:14:19,610 --> 00:14:21,040
‫خدا

171
00:14:21,050 --> 00:14:22,640
‫خوبم

172
00:14:24,150 --> 00:14:25,460
‫خیلی‌خب، دستت رو بنداز گردن من

173
00:14:25,470 --> 00:14:26,660
‫نه نه، خوبم

174
00:14:26,670 --> 00:14:29,300
‫مشخصه که نیستی
‫وزنت رو بنداز رو شونه‌ی من

175
00:14:29,310 --> 00:14:30,910
‫یه میخونه همین نزدیکه

176
00:14:32,390 --> 00:14:34,550
‫- رشوه؟
‫- انگیزه

177
00:14:34,550 --> 00:14:36,020
‫متاسفم رابین

178
00:14:36,030 --> 00:14:37,780
‫این یه قلم زیادیه

179
00:14:37,790 --> 00:14:39,390
‫هروقت خسته شدی بگو که وایسیم

180
00:15:03,930 --> 00:15:06,850
‫چه کارایی که نباید واسه سلامتش بکنی

181
00:15:06,850 --> 00:15:08,770
‫پودر زدن و کرم زدن و وان آبگرم...

182
00:15:10,690 --> 00:15:12,090
‫تولدت مبارک

183
00:15:14,010 --> 00:15:15,720
‫از کجا می‌دونستی؟

184
00:15:15,730 --> 00:15:18,410
‫شماره پاسپورتت رو هم حفظم

185
00:15:18,410 --> 00:15:21,850
‫تبریک میگم، آقای کورمورن بلو استرایک

186
00:15:25,260 --> 00:15:27,060
‫می‌خوای بگی بلو از کجا اومده؟

187
00:15:27,060 --> 00:15:28,210
‫نخیر

188
00:15:31,810 --> 00:15:33,210
‫یه‌چیزی واست گرفتم

189
00:15:37,890 --> 00:15:40,440
‫توی رسید اسمش رو نوشته
‫«مزه‌ی کورنوال»

190
00:15:41,950 --> 00:15:43,910
‫اما قضاوتش پای خودت

191
00:15:51,470 --> 00:15:54,590
‫سه کیلومتری جایی که این تولید شده
‫بزرگ شدم، خوشمزه‌س

192
00:15:55,750 --> 00:15:56,790
‫خوبه

193
00:15:58,630 --> 00:15:59,950
‫رابین این خیلی...

194
00:16:01,110 --> 00:16:02,270
‫خوشم اومد

195
00:16:03,510 --> 00:16:05,550
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

196
00:16:15,030 --> 00:16:17,580
‫تهیه شده از شیر گاو کورنوال

197
00:16:17,590 --> 00:16:20,950
‫که تنها علف‌های کورنوال را می‌خورند
‫و به کورنوال خیره می‌شوند

198
00:16:23,750 --> 00:16:27,630
‫کورنوال هم دقیقا همین مزه رو میده

199
00:16:29,230 --> 00:16:32,340
‫فنکورت نزدیک همپستد هیث زندگی می‌کنه
یه پارک تفریحیه

200
00:16:32,350 --> 00:16:35,260
‫واسش راحته شب بره توی جنگل
‫بدون اینکه کسی مشکوک بشه

201
00:16:35,270 --> 00:16:38,110
‫- ممکنه روده‌ها رو اونجا دفن کرده باشه
‫- پلیس هنوز نرفته سروقتش؟

202
00:16:38,110 --> 00:16:40,620
‫نمیرن
‫چون لئونارا رو گرفتند

203
00:16:40,630 --> 00:16:43,020
‫اما فنکورت که توی بمبیکس موری هم هست
‫هرکی باشه فکر می‌کنه که...

204
00:16:43,030 --> 00:16:45,140
فکر نکنم واحد ادبی پلیس

205
00:16:45,150 --> 00:16:46,510
واسه این مورد خبر شده باشه

206
00:16:47,550 --> 00:16:51,380
فنکورت تخیل خوبی واسه این کارا داره

207
00:16:52,890 --> 00:16:55,000
‫اکثر چیزایی که درموردش خوندی

208
00:16:55,010 --> 00:16:56,770
‫نشون میده که چقد دوست داره داستان‌های خشنی بنویسه

209
00:16:58,370 --> 00:17:00,210
‫می‌خوام فردا برم سراغ فنکورت

210
00:17:01,450 --> 00:17:03,840
‫پات تا فردا خوب میشه؟

211
00:17:03,850 --> 00:17:05,650
‫آره، مشکلی نداره

212
00:17:20,670 --> 00:17:22,340
‫بلاخره وقت صبحم خالیه

213
00:17:22,350 --> 00:17:24,870
‫چرا؟

214
00:17:26,270 --> 00:17:27,830
‫من می‌تونم برم سراغ فنکورت

215
00:17:29,470 --> 00:17:30,780
‫تو که هنوز آموزش ندیدی

216
00:17:30,790 --> 00:17:33,070
‫می‌خوام برم
‫مراقبم

217
00:17:34,190 --> 00:17:36,940
‫و لیز تسل هم قبول کرد درمورد فنکورت
‫باهات حرف بزنه

218
00:17:36,950 --> 00:17:39,150
‫واسه ناهار میاد
‫بنابراین لازم نیست وایسی

219
00:18:00,870 --> 00:18:02,350
‫فقط یه لیوان آب

220
00:18:03,910 --> 00:18:05,270
‫لئونارا چطوره؟

221
00:18:07,310 --> 00:18:08,740
‫خب دستگیر شده

222
00:18:08,750 --> 00:18:10,100
‫بله

223
00:18:10,110 --> 00:18:11,980
‫بنابراین، خودت که می‌دونی چجوریه

224
00:18:11,990 --> 00:18:16,060
‫اورلاندو نصف دلیلیه که
‫اوون رو تحمل کردم

225
00:18:16,070 --> 00:18:17,740
‫امیدوارم یکی ازش مراقبت کنه

226
00:18:17,750 --> 00:18:20,020
‫فکر نکنم خونواده‌ی دیگه‌ای داشته باشن

227
00:18:20,030 --> 00:18:22,220
‫خب بلاخره گشنه که نمی‌مونه، مگه نه؟

228
00:18:22,230 --> 00:18:25,260
‫اینجا مثلا انگلیسه
‫هنوزم یکم فرهنگ داریم

229
00:18:25,270 --> 00:18:27,630
‫خونواده‌ی کواین زیاد چیزی ندارن

230
00:18:31,310 --> 00:18:33,750
‫طی این سال‌ها من کمک زیادی بهشون کردم

231
00:19:10,490 --> 00:19:12,690
‫میشه درمورد اندرو فنکورت حرف بزنیم؟

232
00:19:12,690 --> 00:19:15,610
‫- واسه چی؟
‫- فکر می‌کنم که اندرو و کواین اختلاف داشتند

233
00:19:15,610 --> 00:19:17,960
‫مال خیلی وقت پیش بود

234
00:19:17,970 --> 00:19:20,480
‫همتون زمانی دوست بودید، مگه نه؟

235
00:19:20,490 --> 00:19:22,600
‫من مدیر جفتشون بودم

236
00:19:22,610 --> 00:19:25,320
‫حتما داشتن یه موکل مثل اندرو فنکورت
‫موفقیت زیادی حساب می‌شده

237
00:19:25,330 --> 00:19:29,120
‫وقتی من گرفتمش زیر پر و بالم
‫هنوز جایزه‌ی بزرگی برنده نشده بود

238
00:19:30,630 --> 00:19:32,940
‫ما با هم...دوست بودیم

239
00:19:32,950 --> 00:19:34,980
‫اون موقع جفتمون کتاب می‌نوشتیم

240
00:19:34,990 --> 00:19:37,950
‫البته اون شد اندرو فنکورت و من
‫بیخیال شدم

241
00:19:39,230 --> 00:19:44,070
‫اندرو نوشته‌های من رو می‌گفت
‫«مشتقی رقت‌انگیز»

242
00:19:46,190 --> 00:19:47,590
‫شکی هم نیست

243
00:19:50,070 --> 00:19:52,420
‫چرا سازمان شما رو ترک کرد؟

244
00:19:52,430 --> 00:19:55,500
‫چون اوون هجونامه‌‌ی طعنه‌آمیزی
‫از کتاب زنش نوشت

245
00:19:55,510 --> 00:19:57,100
‫و من نمی‌خواستم به این خاطر
اخراجش کنم

246
00:19:57,110 --> 00:20:00,780
‫من از سانسور کردن متنفرم و
‫خوشم نمیاد تهدید بشم

247
00:20:02,290 --> 00:20:04,370
‫اندرو وادارم کرد تا انتخاب کنم
‫همینکارو هم کردم

248
00:20:06,570 --> 00:20:09,960
‫اما بعد از اینکه زن فنکورت
‫خودش رو به‌خاطر اون هجونامه کشت

249
00:20:09,970 --> 00:20:11,040
‫شما...

250
00:20:11,050 --> 00:20:13,080
‫هرکسی که خودش رو سر یه انتقاد مسخره بکشه

251
00:20:13,090 --> 00:20:15,480
‫اصلا حق نوشتن نداره

252
00:20:15,490 --> 00:20:18,640
‫می‌دونی...می‌دونی چند نفر فکر می‌کنن
‫که می‌تونن کتاب بنویسن؟

253
00:20:18,650 --> 00:20:24,970
‫چقدر ساعت که تلف شده و چه مزخرفاتی نوشته شده
‫الی فنکورت جلو...

254
00:20:26,850 --> 00:20:30,120
‫یا حداقل اندرو کارش رو خوند و جلوش رو گرفت

255
00:20:31,130 --> 00:20:33,640
‫روپر فقط به‌خاطر لطف به اندرو
‫کتاب زنش رو چاپ کرد

256
00:20:33,650 --> 00:20:35,280
‫که لطفی هم در حقش نبود

257
00:20:35,290 --> 00:20:39,850
‫من و اندرو خیلی ساله با هم رابطه‌ای نداریم

258
00:22:43,280 --> 00:22:45,280
[ الی فنکورت ]

259
00:22:51,310 --> 00:22:54,790
‫این هجونامه از کتاب الی فنکورت که گفتید
‫چرا کواین نوشتتش؟

260
00:22:56,790 --> 00:22:58,460
‫از آدم اشتباهی داری می‌پرسی

261
00:22:58,470 --> 00:23:00,380
‫اما اگه کواین و فنکورت دوست بودند...

262
00:23:00,390 --> 00:23:02,980
‫اونا هیچوقت دوست واقعی نبودند

263
00:23:02,990 --> 00:23:04,510
‫اندرو اوون رو تحمل می‌کرد

264
00:23:05,790 --> 00:23:08,220
‫اوون یه جک زشت و سرگرم کننده بود

265
00:23:08,230 --> 00:23:10,540
‫اوون هم از اندرو متنفر بود؟

266
00:23:10,550 --> 00:23:12,270
‫میشه گفت بهش حسادت می‌کرد

267
00:23:13,750 --> 00:23:16,780
‫تا حالا شده از انتخاب کواین
‫به‌جای فنکورت پشیمون بشید؟

268
00:23:16,790 --> 00:23:19,820
‫- با توجه به اینکه فنکورت...
‫- هیچوقت پشیمون نشدم

269
00:23:19,830 --> 00:23:22,270
‫پشیمونم از اینکه اندرو
‫مجبورم کرد انتخاب کنم

270
00:23:24,110 --> 00:23:26,070
‫فکر می‌کنم زمانی عاشقش بودید

271
00:23:32,950 --> 00:23:35,870
‫به نظر می‌رسه خوب تونستی زندگیهامون رو
‫غربال کنی

272
00:23:39,050 --> 00:23:42,360
‫چیزی هست که واقعا بخوای ازم بپرسی

273
00:23:42,370 --> 00:23:45,690
‫یا ازم خواستی بیام اینجا تا
‫سر خاطرات قدیم عذاب بکشم؟

274
00:23:45,690 --> 00:23:47,110
‫متاسفم...

275
00:23:47,110 --> 00:23:49,570
‫اصلا پرسیدن چنین چیزی
‫چه منظوری پشتشه؟

276
00:23:50,730 --> 00:23:52,880
‫من خیلی...

277
00:23:52,890 --> 00:23:55,050
‫من به صورت متعدد پس زده شدم

278
00:23:56,330 --> 00:23:57,850
‫هم توسط اندرو
‫و هم دیگران

279
00:23:59,050 --> 00:24:01,290
‫تنها با یه سگ زندگی می‌کنم
‫که داره نفسای آخرش رو می‌کشه

280
00:24:03,050 --> 00:24:05,930
‫با اشاره کردن به این بدبختیای من
‫چی عایدت میشه؟

281
00:24:05,930 --> 00:24:08,490
‫- متاسفم اگه که من...
‫- مزخرف نگو

282
00:24:10,290 --> 00:24:14,730
‫حداقل با ساخت یه شغل موفق
‫یکم آسوده‌خاطر شدم

283
00:24:17,910 --> 00:24:19,940
‫اما اونو هم کواین نابود کرد

284
00:24:19,950 --> 00:24:22,910
‫من دیگه...دیگه نمی‌تونم...

285
00:24:26,710 --> 00:24:27,990
‫لیاقتم بیشتر از ایناست

286
00:24:29,310 --> 00:24:30,790
‫متاسفم که ناراحتتون کردم

287
00:24:31,870 --> 00:24:33,820
‫باور کنید قصدم فقط کمک به لئوناراست

288
00:24:35,330 --> 00:24:36,690
‫تو از آدما توقع زیادی داری

289
00:24:38,010 --> 00:24:39,210
‫تو بی‌رحمی

290
00:24:59,610 --> 00:25:03,250
‫خب این هجونامه‌ایه که کواین
‫از کتاب الی فنکورت نوشته

291
00:25:04,650 --> 00:25:07,400
‫به قبرش بسته شده بود
‫یکی می‌خواسته اندرو رو مسخره کنه

292
00:25:07,410 --> 00:25:10,240
‫یا ازش اخاذی کنه چون مدرک داشته که
‫فنکورت، کواین رو کشته

293
00:25:10,250 --> 00:25:12,360
‫کارت خیلی خوب بود رابین

294
00:25:12,370 --> 00:25:14,240
‫راستش اینجوری هم نبود
‫زیاد گند زدم

295
00:25:14,250 --> 00:25:16,720
‫گمش کردم و بعد از کنارم رد شد!

296
00:25:16,730 --> 00:25:18,330
‫خب یکم آموزش ببینی درست میشه

297
00:25:36,910 --> 00:25:38,790
‫- مت؟
‫- اینجام

298
00:25:44,550 --> 00:25:45,950
‫داره تموم میشه

299
00:25:48,470 --> 00:25:50,110
‫عجب

300
00:25:52,790 --> 00:25:54,020
‫ممنون

301
00:25:54,530 --> 00:25:57,240
‫تا حالا سعی کردی یه لباس زنونه رو
‫اتو کنی؟

302
00:25:57,250 --> 00:25:58,570
‫اصلا سر و ته نداره

303
00:25:59,610 --> 00:26:01,970
‫خب مشکل سینه داشتن همینه

304
00:26:07,770 --> 00:26:09,840
‫خیلی کارت عالیه

305
00:26:09,850 --> 00:26:12,490
‫یادم رفته بود که یه‌جورایی...
‫یه‌جورایی آرامش بخشه

306
00:26:28,590 --> 00:26:30,590
‫می‌خوای بعدا فیلم ببینیم؟

307
00:26:32,470 --> 00:26:34,820
‫راستش من باید کار کنم

308
00:26:34,830 --> 00:26:37,060
‫یکی هست که باید باهاش حرف بزنیم

309
00:26:37,070 --> 00:26:39,030
‫امشب تنها فرصتمونه

310
00:26:39,030 --> 00:26:41,310
‫شرمنده، اگه می‌دونستم که برمی‌گردی

311
00:26:41,310 --> 00:26:44,590
‫سعی می‌کردم از زیرش در برم

312
00:26:45,710 --> 00:26:47,070
‫میشه بذاریم واسه فرداشب؟

313
00:26:49,030 --> 00:26:50,070
‫اشکالی نداره

314
00:27:04,230 --> 00:27:06,020
‫ما مهمانان دنیل چارد هستیم

315
00:27:06,030 --> 00:27:08,030
‫کورمورن استرایک با یک همراه

316
00:27:12,670 --> 00:27:15,470
‫همراه؟
هنوزم از من خوشش نمیاد نه؟

317
00:27:28,670 --> 00:27:30,780
‫از کم شدن فروش کتابها گلایه می‌کنن

318
00:27:30,790 --> 00:27:33,220
‫اما هرکسی رو که تا حالا توی انتشارات دیدم

319
00:27:33,230 --> 00:27:35,670
‫یا یه لیوان تو دستشه
‫یا فقط واسه ناهار میاد بیرون

320
00:27:37,070 --> 00:27:38,590
‫زندگی بدی نیست، مگه نه؟

321
00:28:00,650 --> 00:28:02,160
‫متیو کی برمی‌گرده؟

322
00:28:02,170 --> 00:28:03,290
‫برگشته

323
00:28:06,930 --> 00:28:08,330
‫یه مهمونی که میشه داخلش سیگار کشید

324
00:28:15,530 --> 00:28:17,440
‫ممنون

325
00:28:17,450 --> 00:28:19,050
‫باید ژاکت می‌پوشیدم

326
00:28:34,150 --> 00:28:39,110
‫طی دوره‌ای از تغییرات مداوم
‫در دنیای انتشارات

327
00:28:40,390 --> 00:28:42,900
‫یک حقیقت

328
00:28:42,910 --> 00:28:44,230
‫به قوت خود باقی مانده

329
00:28:45,310 --> 00:28:50,180
‫اگه با نویسندگان فوق‌العاده کار کنی
‫خواننده پیدا میشه

330
00:28:50,190 --> 00:28:51,590
‫- درسته
‫- آره

331
00:28:51,590 --> 00:28:54,580
‫در همین بحث، امشب

332
00:28:54,590 --> 00:28:59,740
‫مفتخرم اعلام کنم که
‫به قولی، یکی از بهترین نویسندگان

333
00:28:59,750 --> 00:29:04,350
‫تاریخ انگلیس بعد از 20 سال
‫به روپر چارد برمی‌گرده

334
00:29:05,990 --> 00:29:09,020
‫خانوم‌ها و آقایون
‫اندرو فنکورت

335
00:29:11,110 --> 00:29:13,780
‫- چه شخصی
‫- خیلی ممنون بابت تعاریفت، تشکر همگی

336
00:29:13,790 --> 00:29:17,630
‫خوشحالم که برگشتم
‫مثل بازگشت به خونه می‌مونه

337
00:29:21,230 --> 00:29:24,350
‫من واسه چارد می‌نوشتم
‫بعد واسه روپر نوشتم

338
00:29:25,790 --> 00:29:27,500
‫روزهای خوبی بودند

339
00:29:27,510 --> 00:29:30,940
‫من یه مرد جوان عصبانی بودم
‫و حالا شدم یه مرد پیر عصبانی

340
00:29:35,030 --> 00:29:37,220
‫خوشحالم که می‌تونم واسه شما عصبانی باشم

341
00:29:45,990 --> 00:29:48,070
‫- بریم قاطی جمع؟
‫- آره

342
00:30:08,950 --> 00:30:12,470
‫می‌بینم توی انتخاب نوشیدنی
‫دو دل شدید

343
00:30:12,900 --> 00:30:16,020
‫تضمین می‌کنم شامپاین مسموم نیست
‫خودم انتخابش کردم

344
00:30:17,930 --> 00:30:19,730
‫پس همونو می‌خورم

345
00:30:21,910 --> 00:30:23,790
‫شامپاین
‫دوتا

346
00:30:28,890 --> 00:30:31,840
‫می‌خوام سوالی ازتون بپرسم که
‫توی اینجور مراسم

347
00:30:31,850 --> 00:30:35,200
‫فقط باعث دعوا و مرافعه

348
00:30:35,210 --> 00:30:36,930
‫اخیرا چیز خوبی خوندید؟

349
00:30:38,970 --> 00:30:42,600
‫راستش اگه بخوام روراست باشم
‫آخرین چیزی که خوندم

350
00:30:42,610 --> 00:30:44,370
‫بمبیکس موری بوده

351
00:30:45,730 --> 00:30:50,890
‫اوون کواین به ذات و حرفه‌ی اصلی خودش رو کرده...
‫نوشته‌های توهین‌آمیز

352
00:30:53,410 --> 00:30:55,210
‫نظرت درمورد توصیف من چی بود؟

353
00:30:57,050 --> 00:30:59,160
‫شما هم خوندیدش؟

354
00:30:59,170 --> 00:31:00,770
‫درموردش برام گفتند

355
00:31:06,230 --> 00:31:09,950
‫اوون یه نویسنده‌ی پیش پا افتاده
‫با تکبری زیاد بود

356
00:31:12,110 --> 00:31:16,060
‫این نوع حرف‌ها به شدت

357
00:31:16,070 --> 00:31:17,590
‫خوشنودش می‌کرد

358
00:31:19,950 --> 00:31:21,830
‫میشه به یه نفر معرفیتون کنم؟

359
00:31:22,870 --> 00:31:24,230
‫حتما

360
00:31:39,770 --> 00:31:42,770
‫کورمورن استرایک
‫ایشون اندرو فنکورت هستند

361
00:31:46,690 --> 00:31:51,280
‫کاراگاه یک‌پا
‫درموردتون خوندم آقای استرایک

362
00:31:51,290 --> 00:31:53,600
‫دارم مرگ اوون کواین رو بررسی می‌کنم

363
00:31:53,610 --> 00:31:55,560
‫امیدوار بودم بتونیم با هم حرف بزنیم

364
00:31:55,570 --> 00:31:57,570
‫خب...حالا که اینجاییم

365
00:31:58,570 --> 00:32:01,400
‫و انتخاب طعمه‌تون رو هم تحسین می‌کنم

366
00:32:01,410 --> 00:32:04,730
‫واقعا فریب خوردم

367
00:32:05,810 --> 00:32:09,640
‫با توجه به اینکه شما هم صاحب بودید
‫احتمالا کواین رو توی جاده‌ی تالگارد دیدید

368
00:32:09,650 --> 00:32:11,320
‫10 ساله نرفتم اونجا

369
00:32:13,330 --> 00:32:16,130
‫از دوستتون جو نورث بهتون ارث رسیده

370
00:32:16,130 --> 00:32:19,690
‫از دست دادن یک دوست و همسر در یک سال
‫حتما خیلی سخت بوده

371
00:32:19,690 --> 00:32:21,040
‫من همسرم رو از دست ندادم

372
00:32:21,050 --> 00:32:23,570
‫شب توی تاریکی توی آشپزخونه
‫پام گیر کرد به جسدش و افتادم

373
00:32:26,010 --> 00:32:29,490
‫به کواین درمورد هجونامه‌ای که نوشته بود
‫گله‌ای نکردید؟

374
00:32:29,490 --> 00:32:31,720
‫- نه
‫- اما مطمئنید که کواین نوشته بود؟

375
00:32:31,730 --> 00:32:34,410
‫- بله، بدون شک
‫- کسی می‌تونه حرفتون رو تایید کنه؟

376
00:32:34,410 --> 00:32:36,290
‫یه نخ بهم میدی؟

377
00:32:40,370 --> 00:32:45,080
‫شنیدم نامزد سابقت
‫قراره ازدواج کنه

378
00:32:45,090 --> 00:32:48,760
‫تو توی پاورقی‌های مقالاتی که درموردش می‌نویسن
‫جا شدی

379
00:32:50,270 --> 00:32:52,070
‫ستودنیه

380
00:32:54,270 --> 00:32:58,660
‫بهم بگو به زن‌های دردسرساز جذب میشی

381
00:32:58,670 --> 00:33:01,190
‫یا بعد از اینکه جذبشون شدی
‫منجر میشی دردسرساز بشن؟

382
00:33:03,150 --> 00:33:05,420
‫بهتره از شما بپرسم

383
00:33:05,430 --> 00:33:06,910
‫ما فقط همکاریم

384
00:33:09,150 --> 00:33:11,940
‫چرا کواین از بمبیکس استفاده کرد
‫تا نوشتن هجونامه‌ی

385
00:33:11,950 --> 00:33:13,540
‫کتاب همسر شما رو انکار کنه؟

386
00:33:13,550 --> 00:33:15,740
‫مال 30 سال پیش بوده
‫دیگه فرقی نمی‌کرد که

387
00:33:15,750 --> 00:33:18,380
‫الی فکر می‌کرد اگه با یه نویسنده ازدواج کنه

388
00:33:18,390 --> 00:33:21,860
‫می‌تونه طرز نگاه بقیه رو بهش تغییر بده

389
00:33:21,870 --> 00:33:24,780
‫وقتی چنین چیزی هم جواب نداد
‫خودش سعی کرد نویسنده بشه

390
00:33:24,790 --> 00:33:28,470
کواین بازتابی از خودش رو در درون الی می‌دید

391
00:33:29,550 --> 00:33:32,270
‫اکثر نویسنده‌ها تخیل خوبی ندارن آقای استرایک

392
00:33:33,550 --> 00:33:36,380
‫در نهایت درمورد خودشون می‌نویسن

393
00:33:36,390 --> 00:33:39,900
‫کواین هم مثل الی، یک نویسنده‌ی
‫ناموفق بود که می‌خواست

394
00:33:39,910 --> 00:33:44,070
‫از طریق نوشتن، جایگاهی پیدا کنه
‫اما دائما در سایه‌ی من

395
00:33:45,910 --> 00:33:47,830
‫مراقب خودتون باشید آقای استرایک

396
00:33:51,990 --> 00:33:53,710
‫دوشیزه طعمه

397
00:34:28,030 --> 00:34:30,150
‫- سلام
‫- سلام

398
00:34:33,910 --> 00:34:36,750
‫- رابین
‫- سلام، بیاید تو، بفرمایید

399
00:34:45,550 --> 00:34:49,660
‫پس...بله...
‫بفرمایید بشینید

400
00:34:49,670 --> 00:34:53,630
‫- قهوه...می‌خورید؟
‫- نیاز نیست، تشکر

401
00:34:57,050 --> 00:35:00,240
‫- ممنون که بهمون وقت دادید
‫- بله، هرکاری واسه اوون می‌کنم

402
00:35:00,250 --> 00:35:02,770
‫حرومزاده

403
00:35:06,250 --> 00:35:08,450
‫توی مهمونی روپر چارد می‌خواستم بیام پیشتون

404
00:35:08,450 --> 00:35:11,330
‫اما بعد از سخنرانی فنکورت غیبتون زد

405
00:35:11,330 --> 00:35:12,330
‫بله

406
00:35:15,610 --> 00:35:18,760
‫نظرتون درمورد اندرو فنکورت چیه؟

407
00:35:18,770 --> 00:35:20,850
‫- نظر خودم شخصا؟
‫- بله

408
00:35:20,850 --> 00:35:24,360
‫نویسنده‌ای فوق‌العاده
‫آدمی افتضاح

409
00:35:24,370 --> 00:35:27,760
‫- بمبیکس رو خوندید؟
‫- بله، هردومون

410
00:35:27,770 --> 00:35:29,600
‫اما درموردش با بقیه حرف می‌زنید؟

411
00:35:29,610 --> 00:35:31,680
‫می‌دونید که هر بخشش چه مفهومی داره؟

412
00:35:31,690 --> 00:35:33,960
‫من شما رو داخلش پیدا نکردم

413
00:35:33,970 --> 00:35:36,850
‫من کاترم
‫یک ویراستار

414
00:35:36,860 --> 00:35:37,790
‫آهان

415
00:35:37,790 --> 00:35:41,280
‫اما واسه نمایش دادن من
‫کواین شایعه‌ی قدیمی که

416
00:35:41,290 --> 00:35:43,610
‫فنکورت پدر دخترمه رو دوباره پیش کشید

417
00:35:44,730 --> 00:35:47,120
‫به سلامتیت اوون!
‫خدا بیامرزتت پسر

418
00:35:47,130 --> 00:35:50,290
‫حتما چیزی که درموردتون گفته
‫براتون دردناک بوده

419
00:35:51,330 --> 00:35:54,560
کسی که دنبال رفاقت و دلسوزی همیشگیه
‫میره تو ارتش نه انتشارات

420
00:35:54,570 --> 00:35:58,520
‫اگه کسی رو می‌خواید که با شکست شما سرافراز میشه
‫با یه نویسنده کار کنید

421
00:35:58,530 --> 00:36:00,530
وفاداری ندارن

422
00:36:05,330 --> 00:36:06,930
‫معلومه که دردناک بود

423
00:36:08,970 --> 00:36:12,720
‫خیلی‌خب، بگذریم
‫من می‌خوام نوشیدنی بخورم

424
00:36:12,730 --> 00:36:16,810
فقط چندتایی که واسه امروز عصر هشیار باشم
‫میاید کمک؟

425
00:36:17,850 --> 00:36:19,320
‫چی درنظر دارید؟

426
00:36:19,330 --> 00:36:21,040
‫دارم به شراب بارولو فکر می‌کنم

427
00:36:21,050 --> 00:36:22,680
‫خیلی عالیه

428
00:36:24,190 --> 00:36:25,980
‫باریکلا

429
00:36:25,990 --> 00:36:27,380
‫یکم زوده، نه؟

430
00:36:27,390 --> 00:36:29,550
‫باعث میشه حس کنه ما طرفشیم

431
00:36:31,150 --> 00:36:34,270
‫- و منم عاشق بارولوئم
‫- صحیح

432
00:36:43,030 --> 00:36:45,340
‫دیروز با لیز تسل حرف می‌زدم

433
00:36:45,350 --> 00:36:47,710
‫امیدوارم از دنده‌ی خوبش دیده باشیش
‫چون می‌تونه یه عوضی بیشرف باشه

434
00:36:52,590 --> 00:36:57,390
‫اینم به سلامتی وفاداری...تازه یافت شده

435
00:37:08,370 --> 00:37:12,000
‫بعد از مرگ الی
‫لیز رفت سراغ اندرو

436
00:37:12,010 --> 00:37:15,640
‫و اندرو همون روزا با افتخار تمام

437
00:37:15,650 --> 00:37:19,120
بهم گفت که
نتونسته واسه لیز شق کنه

438
00:37:19,130 --> 00:37:20,800
‫عوضی

439
00:37:20,810 --> 00:37:23,240
‫جالبیش اینجاست که لیز به من نگفته بود

440
00:37:23,250 --> 00:37:25,090
‫نبایدم گفته باشه

441
00:37:26,330 --> 00:37:32,770
‫بگذریم، غرور شکسته تنها دلیلیه که لیز
‫کواین رو به جای اندرو انتخاب کرد

442
00:37:35,250 --> 00:37:38,120
‫فکر می‌کنید فنکورت انگیزه‌ای واسه کشتن کواین داشته؟

443
00:37:38,130 --> 00:37:42,520
‫خب...ظاهرا...اون کتاب ادعا می‌کنه که
‫خود فنکورت

444
00:37:42,530 --> 00:37:44,480
‫هجونامه‌ی زنش رو نوشته...

445
00:37:44,490 --> 00:37:46,440
‫واقعیت داره؟

446
00:37:47,950 --> 00:37:51,350
‫یعنی فنکورت می‌تونه آدم بکشه؟

447
00:37:54,590 --> 00:37:58,100
‫فنکورت توی توصیف نفرت که خیلی کارش درسته

448
00:37:58,110 --> 00:38:01,340
‫یه شرارتیه که از جایی سرچشمه می‌گیره

449
00:38:01,350 --> 00:38:02,620
‫حتی اگه پوشونده بشه

450
00:38:02,630 --> 00:38:05,020
‫می‌دونی، نویسنده‌ها اینجوری خودشون رو لو میدن

451
00:38:05,030 --> 00:38:08,380
‫همیشه بیشتر از اینکه خودشون بدونن
‫توی نوشته‌هاشون نمود پیدا می‌کنن

452
00:38:08,390 --> 00:38:11,580
‫دنیل چارد هم یه نظریه‌ی جالب
‫شبیه به همین در مورد بمبیکس داشت

453
00:38:11,590 --> 00:38:14,900
‫دنیل اصلا از چیزی که کواین درموردش گفت
‫خوشحال نبود

454
00:38:14,910 --> 00:38:17,830
‫فکر می‌کرد که اون کتاب
‫بیشتر از یه نویسنده داشته باشه

455
00:38:21,710 --> 00:38:25,030
‫واقعا نظر جالبیه

456
00:38:33,230 --> 00:38:35,020
‫خیلی‌خب، بفرمایید

457
00:38:35,030 --> 00:38:39,070
‫قسمت‌های زیادیش هست که
‫مثل نوشته‌های سابق کواینه

458
00:38:39,070 --> 00:38:42,790
‫داستان‌های ترسناک خیره‌کننده
‫اما قسمت‌هاییش هم هست که...

459
00:38:45,830 --> 00:38:50,900
‫من حدود 20 سال نوشته‌هاش رو ویرایش می‌کردم

460
00:38:50,910 --> 00:38:53,790
‫و تا حالا ندیده بودم از نقطه ویرگول استفاده کنه

461
00:38:56,030 --> 00:38:59,020
‫و توی اون نوشته، چندین نقطه ویرگول دیده میشه

462
00:38:59,030 --> 00:39:03,870
‫این از اون چیزایی نیست که یه نویسنده سر پیری
‫بخواد یاد بگیره

463
00:39:06,390 --> 00:39:09,190
‫تشکر
‫کمک زیادی کردید

464
00:39:14,070 --> 00:39:15,820
‫تشکر

465
00:39:15,830 --> 00:39:17,710
‫خیلی‌خب، من میرم فولهام

466
00:39:21,990 --> 00:39:23,860
‫شرمنده بابت اون موقع

467
00:39:26,370 --> 00:39:27,850
‫اگه می‌دونستم که مُرده، من...

468
00:39:29,410 --> 00:39:30,850
‫اشکالی نداره

469
00:39:32,290 --> 00:39:35,400
‫یادمه یه چیزی گفتید درمورد اینکه

470
00:39:35,410 --> 00:39:38,130
‫توی کتاب بعدیش ازتون استفاده می‌کنه

471
00:39:39,130 --> 00:39:41,400
‫به نظر می‌رسید انتظار داشتید

472
00:39:41,410 --> 00:39:42,930
‫کتاب دیگه‌ای باشه

473
00:39:44,250 --> 00:39:47,770
‫اون عاشقم بود، می‌گفت می‌خواد با من باشه
‫و باهام کار کنه

474
00:39:48,890 --> 00:39:53,080
‫و بعد...می‌دونید که من خودم نویسندم

475
00:39:53,090 --> 00:39:56,370
‫و این حرف واسم معنای زیادی داره...
‫بهم گفت که داره یه کتاب می‌نویسه

476
00:39:56,370 --> 00:40:02,480
‫که من داخلشم و بعد که خوندمش
اسمم رو گذاشته بود هارپی

477
00:40:02,490 --> 00:40:05,320
‫سرطان خواهرم رو مسخره کرده

478
00:40:05,330 --> 00:40:08,280
‫خیلی خیلی زیاد دردناک بود

479
00:40:08,290 --> 00:40:10,200
‫- با هم دعواتون نشده بود؟
‫- همیشه می‌گفت عاشق منه

480
00:40:10,210 --> 00:40:12,930
‫و می‌گفت حالا که توی کتابشم
‫می‌تونیم با هم باشیم

481
00:40:17,910 --> 00:40:19,630
‫من آتیشش زدم

482
00:40:20,950 --> 00:40:25,150
‫هرگز به یه نویسنده اعتماد نکن
‫باید اینو روی دستم خالکوبی می‌کردم

483
00:40:26,550 --> 00:40:29,460
‫من عاشقش بودم و اون...
‫اون تحقیرم کرد

484
00:40:30,970 --> 00:40:32,480
‫این منطقیه

485
00:40:32,490 --> 00:40:35,120
‫یا میشه گفت خیلی قسمت‌هاش منطقی نیست

486
00:40:35,130 --> 00:40:37,800
‫اما تنها راه توجیه‌ش همینه

487
00:40:37,810 --> 00:40:39,080
‫اول از همه، عنوان کتاب

488
00:40:39,090 --> 00:40:42,440
‫لئونارا گفت کواین بهش گفته
‫کرم‌های ابریشم جوشانده میشن

489
00:40:42,450 --> 00:40:45,000
اما ‫کرم ابریشمی که توی بمبیکسه
‫تیکه پاره میشه

490
00:40:45,010 --> 00:40:47,920
‫اما البته توی کتاب هم نوشته که
‫قهرمان داستانش

491
00:40:47,930 --> 00:40:51,000
‫توسط یه مایع سوزانده میشه
‫و محوطه هم اتفاقی پر بوده از جوهرنمک

492
00:40:51,010 --> 00:40:52,880
‫این تصادفی نیست

493
00:40:52,890 --> 00:40:55,400
‫کاترین کنت انتظار کتاب دیگه‌ای رو داشته

494
00:40:55,410 --> 00:40:58,560
‫جری والدگریو و دنیل چارد
‫هردو نوشته‌های غریبی رو

495
00:40:58,570 --> 00:41:01,520
‫در متن دیدند
‫مدام دارن بهمون یه چیز رو با اشکال مختلف میگن

496
00:41:01,530 --> 00:41:04,330
‫یه‌جای بمبیکس موری مشکل داره

497
00:41:04,330 --> 00:41:07,410
‫بنابراین به یه تحلیلگر ادبیات نیاز داریم
‫کسی که بتونه نحوه‌ی نوشتن رو مقایسه کنه

498
00:41:08,410 --> 00:41:10,200
‫باشه، خودم ترتیبش رو میدم

499
00:41:10,210 --> 00:41:12,880
‫شاید خونه‌ی کواین یه چیز دیگه‌ای هم پیدا بشه

500
00:41:12,890 --> 00:41:14,530
‫حالا چیکار داری؟

501
00:41:15,570 --> 00:41:19,080
‫فقط یه موقعیت هست که می‌دونیم
‫کواین درمورد کتاب با یه نفر حرف زده

502
00:41:19,090 --> 00:41:22,000
‫ناهار با لیز تسل
‫موقعی که اخراج شده

503
00:41:22,010 --> 00:41:24,320
‫دوباره می‌خوای بری رستوران؟

504
00:41:24,330 --> 00:41:25,810
‫الزامیه

505
00:41:31,650 --> 00:41:33,080
‫لطف کردی اومدی ال

506
00:41:33,090 --> 00:41:35,010
‫می‌تونم با برادرم

507
00:41:35,010 --> 00:41:37,770
‫توی رستوران مورد علاقه‌م باشم
‫چرا نیام؟

508
00:41:37,770 --> 00:41:39,960
‫بابا هنوز امیدواره که بری ملاقاتش

509
00:41:39,970 --> 00:41:41,650
‫چطوری؟

510
00:41:42,810 --> 00:41:46,570
‫پیگیری رسانه‌ها، دوست‌دخترای خوشگل...
‫شکایتی ندارم

511
00:41:47,770 --> 00:41:49,960
‫تو اینجا آشنا داری، مگه نه؟

512
00:41:49,970 --> 00:41:51,120
‫آره، زیاد میام اینجا

513
00:41:51,130 --> 00:41:53,800
‫می‌خوام یکی رو پیدا کنم که
‫یه دعوایی رو اینجا دیده

514
00:41:53,810 --> 00:41:57,920
‫خب فرانکی هستش
‫اون همه رو می‌شناسه

515
00:41:59,430 --> 00:42:02,380
‫رفیق، میشه به فرانکی بگی بیاد اینجا
‫تا چند کلمه حرف بزنیم؟

516
00:42:02,390 --> 00:42:03,870
‫ممنون

517
00:42:07,030 --> 00:42:09,140
‫بقیه‌ی خونواده چطورن؟

518
00:42:09,150 --> 00:42:12,670
جماعت روگبی؟
‫اونام خوبن

519
00:42:14,310 --> 00:42:16,860
‫اسم بابا رو هم توی تالار مشاهیر راک اند رول ثبت کردند

520
00:42:16,870 --> 00:42:19,900
‫- دیدی؟
‫- نه، توجه نکردم

521
00:42:21,410 --> 00:42:22,920
‫آره، دور و برت رو که نگاه می‌کنی

522
00:42:22,930 --> 00:42:25,080
‫همه دارن پیر میشن

523
00:42:25,090 --> 00:42:27,890
‫گرچه تالار دی‌جی‌ها
‫مثل مشاهیر ابهت نداره، مگه نه؟

524
00:42:44,050 --> 00:42:45,880
‫سلام، من با کورمورن استرایک کار می‌کنم

525
00:42:45,890 --> 00:42:49,440
‫میشه بیام داخل و یه نگاهی بندازم؟

526
00:42:49,450 --> 00:42:52,640
‫حقیقتش از یکم استراحت بدم نمیاد
‫اورلاندو بالاست

527
00:42:52,650 --> 00:42:55,170
‫- من میرم بهش میگم
‫- ممنون، من رابینم

528
00:42:55,170 --> 00:42:57,090
‫- سلام
‫- از دیدنتون خوشحالم

529
00:43:34,270 --> 00:43:35,780
‫سلام ال

530
00:43:35,790 --> 00:43:38,200
‫فرانکی، این برادرم کورمورنه

531
00:43:38,240 --> 00:43:39,310
‫سلام

532
00:43:39,310 --> 00:43:42,700
‫- میشه 5 دقیقه بهمون وقت بدی؟
‫- فقط باید زود باشید

533
00:43:42,710 --> 00:43:46,580
‫ظاهرا این دو نفر حدود 2 هفته پیش
‫یه درگیری داشتند

534
00:43:46,590 --> 00:43:49,150
‫آره، پلیس درموردشون ازمون پرسید

535
00:43:49,150 --> 00:43:51,710
‫- آخرین جایی بوده که دیده شده، نه؟
‫- شما اون روز کار می‌کردید؟

536
00:43:52,710 --> 00:43:54,700
‫خدا، خیلی مسخره بودند

537
00:43:54,710 --> 00:43:57,780
‫به جایی رسیدند که یارو بلند شد
‫انگشتش رو گرفت سمت زنه و داد زد

538
00:43:57,790 --> 00:44:02,100
‫«روزی خواهد رسید که همگان می‌فهمند
‫نتوانستی کیر فنکورت را شق کنی»

539
00:44:03,950 --> 00:44:05,700
‫مشخصه که چرا نتونستی فراموش کنی

540
00:44:07,210 --> 00:44:09,520
‫به‌نظرت داشتند ادا در میاوردند؟

541
00:44:09,530 --> 00:44:12,280
‫مَرده که زیادی جوگیر شده بود
‫از اینکه توجه جلب کرده خوشش اومد

542
00:44:12,290 --> 00:44:16,440
‫گرچه زنه خیلی عصبانی شده بود و
‫به طرف می‌گفت بشینه و خفه‌خون بگیره

543
00:44:16,450 --> 00:44:18,320
‫مَرده هم راهش رو کشید و رفت

544
00:44:18,330 --> 00:44:20,360
‫پس مَرده داشته نقش بازی می‌کرده؟

545
00:44:20,370 --> 00:44:23,120
‫من باید برم، اشکالی نداره؟

546
00:44:23,130 --> 00:44:25,120
‫ما انعام زیادی میدیم

547
00:44:25,130 --> 00:44:26,730
‫ممنون عزیزم

548
00:44:28,810 --> 00:44:31,440
‫تا حالا هیچ خدمتکاری بهم نگفته عزیزم

549
00:44:31,450 --> 00:44:34,370
‫به‌خاطر اینه که انعام زیاد نمیدی

550
00:44:49,790 --> 00:44:51,740
‫تو سگ داری؟

551
00:44:51,750 --> 00:44:55,420
‫آره...یعنی خونوادم دارن

552
00:44:55,430 --> 00:44:57,110
‫اسمش رو گذاشتیم راونتری

553
00:44:58,630 --> 00:45:00,380
‫من یه سگ می‌خوام

554
00:45:00,390 --> 00:45:02,260
‫چجور سگی؟

555
00:45:02,270 --> 00:45:04,070
‫فقط یه سگ می‌خوام

556
00:45:07,110 --> 00:45:09,140
‫اسمت چیه؟

557
00:45:09,150 --> 00:45:10,750
‫رابین

558
00:45:11,910 --> 00:45:14,700
‫من دودوئم
‫من یه پرندم

559
00:45:14,710 --> 00:45:17,270
‫- رابین هم اسم پرنده‌ست
‫- آره

560
00:45:18,590 --> 00:45:19,950
‫می‌خوای یه رابین برات بکشم؟

561
00:45:24,710 --> 00:45:25,910
‫باشه

562
00:45:49,430 --> 00:45:50,990
‫بفرما

563
00:45:57,970 --> 00:45:59,960
‫دیگه چی اون تو داری؟

564
00:45:59,970 --> 00:46:02,240
‫نمی‌تونم داخلش رو بهت نشون بدم

565
00:46:02,250 --> 00:46:05,880
‫چیزایی که دزدیدم رو اینجا قایم می‌کنم

566
00:46:05,890 --> 00:46:07,410
‫آهان

567
00:46:09,850 --> 00:46:13,520
‫اگه چیزی از خودم بهت بدم
‫تا بدزدی...

568
00:46:13,530 --> 00:46:15,130
‫میشه یه نگاه داخلش بندازم؟

569
00:46:20,270 --> 00:46:23,350
‫هه، خیلی خرج برمی‌داری

570
00:46:25,950 --> 00:46:26,990
‫باشه

571
00:46:28,870 --> 00:46:29,950
‫بفرما

572
00:46:41,590 --> 00:46:42,990
‫عجب

573
00:47:04,970 --> 00:47:07,290
‫می‌خوای بدزدیش؟

574
00:47:09,450 --> 00:47:12,610
‫- اشکالی داره؟
‫- نه، می‌تونی بدزدیش

575
00:47:14,370 --> 00:47:15,930
‫ممنون اورلاندو

576
00:47:18,970 --> 00:47:20,640
‫حالا می‌خوای بریم بیرون؟

577
00:47:20,650 --> 00:47:23,410
‫نه، تو پیش من می‌مونی

578
00:47:28,730 --> 00:47:30,960
‫بمون، بمون، بمون!

579
00:47:30,970 --> 00:47:33,800
‫دوباره میام پیشت، قول میدم
‫قول میدم

580
00:47:33,810 --> 00:47:37,360
‫بمون

581
00:47:38,870 --> 00:47:40,180
‫می‌تونی آرومش کنی؟

582
00:47:40,190 --> 00:47:43,860
‫فقط دلتنگ مادرشه
‫چیزی نیست، مگه نه دودو؟

583
00:47:43,870 --> 00:47:45,590
‫زودباش عزیزم
‫بیا بریم

584
00:47:49,070 --> 00:47:51,750
‫اسمای عادی
‫ادی بوی و کیت

585
00:47:53,510 --> 00:47:55,750
توی اینکه ادبیات منسوخی استفاده نشده

586
00:48:05,910 --> 00:48:07,620
‫خوب تونستی اینو پیدا کنی

587
00:48:07,630 --> 00:48:09,420
‫ظاهرا خیلیا از آکسفورد
‫سراغش رو گرفتند

588
00:48:09,430 --> 00:48:12,340
‫چون داستان‌های ابتدایی فنکورت
‫داخلش چاپ شده

589
00:48:13,350 --> 00:48:14,740
‫چطوره؟

590
00:48:14,750 --> 00:48:18,620
‫خیلی‌خب، می‌بینید توی این داستان‌های کوتاه

591
00:48:18,630 --> 00:48:20,740
‫و اینجا توی این هجونامه

592
00:48:20,750 --> 00:48:23,100
‫تنظیم عبارتی غیرعادی بکار رفته

593
00:48:23,110 --> 00:48:24,580
‫و توی این نوشته هم همینطور

594
00:48:24,590 --> 00:48:28,180
‫نقطه ویرگول، بیشتر از حد عادی
‫استفاده شده

595
00:48:28,190 --> 00:48:30,300
‫و آره، اینجا رو ببینید

596
00:48:30,310 --> 00:48:33,870
‫فنکورت همیشه بعد از لیست کردن
‫یه کاما می‌ذاره که توی هر سه نوشته قابل مشاهده‌ست

597
00:48:33,870 --> 00:48:38,590
‫توی نوشته‌ی کواین...
‫هیچ کامایی بعد از لیست دیده نمیشه

598
00:48:41,370 --> 00:48:44,560
‫از اون چیزایی که نویسنده‌ها
‫یا همیشه رعایت می‌کنن یا هیچوقت

599
00:48:44,570 --> 00:48:46,680
‫مدرکه؟

600
00:48:46,690 --> 00:48:48,560
‫نه

601
00:48:48,570 --> 00:48:51,280
‫اما این چیزا با همدیگه...

602
00:48:51,290 --> 00:48:54,000
‫شرط می‌بندم هرکسی که این هجونامه رو نوشته

603
00:48:54,010 --> 00:48:58,490
‫بمبیکس موری رو هم نوشته
‫و احتمالا این داستان کوتاه رو هم همینطور

604
00:48:58,490 --> 00:49:00,970
‫- البته گفتنش سخته
‫- منم روش شرط می‌بندم

605
00:49:02,610 --> 00:49:04,960
‫یه انتقام ماهرانه‌ست، مگه نه؟

606
00:49:05,970 --> 00:49:11,160
‫داستانی از کینه به شکل هجونامه‌ای مخفی از جانب کواین

607
00:49:11,170 --> 00:49:14,640
‫داستانی که منجر به تنفر معشوقه‌ی کواین
‫زنش

608
00:49:14,650 --> 00:49:16,440
‫و تمامی همکارانش از کواین شده

609
00:49:16,450 --> 00:49:18,720
‫انتقام خیلی فراگیریه

610
00:49:18,730 --> 00:49:20,040
‫اما خیلی پیچیده‌ست

611
00:49:20,050 --> 00:49:21,930
‫همینه که از هم مجزاشون می‌کنه

612
00:49:26,530 --> 00:49:31,080
‫آنستیس، آخرین لطف
‫باید بهم اعتماد کنی

613
00:49:31,090 --> 00:49:34,170
‫باید حکم تفتیش بگیری

614
00:49:41,570 --> 00:49:44,250
‫- مطمئنی؟
‫- بدون شک

615
00:49:55,790 --> 00:49:57,990
‫شبیه گردهمایی توی بامبیکس موریه

616
00:50:11,270 --> 00:50:13,980
‫آقای چارد، آقای فنکورت
‫چند لحظه وقت دارید؟

617
00:50:13,990 --> 00:50:16,150
‫درمورد بمبیکس موریه

618
00:50:28,830 --> 00:50:32,070
‫من هجونامه‌ی کتاب همسرتون رو خوندم
‫آقای فنکورت

619
00:50:34,190 --> 00:50:36,500
‫به نظرتون چطور بود؟

620
00:50:36,510 --> 00:50:38,910
‫چیزی که متعجبم کرد این بود که
‫خیلی کینه‌توزانه بود

621
00:50:42,710 --> 00:50:44,110
‫بمبیکس چطور؟

622
00:50:45,750 --> 00:50:48,510
‫هر دو توسط یک نفر نوشته شدند

623
00:50:49,630 --> 00:50:52,550
‫- اینو که می‌دونیم
‫- اوون کواین نویسنده نبوده

624
00:50:56,130 --> 00:50:59,160
‫نتونستم اسم اون کتاب تاسف‌بار رو بشنوم

625
00:50:59,170 --> 00:51:00,290
‫و نیام عذرخواهی کنم...

626
00:51:01,450 --> 00:51:02,960
‫از هردوتون

627
00:51:02,970 --> 00:51:04,120
‫شبتون بخیر خانوم تسل

628
00:51:04,130 --> 00:51:07,520
‫داشتم بهشون می‌گفتم که
‫اوون کواین، بمبیکس موری رو ننوشته

629
00:51:07,530 --> 00:51:10,240
‫حداقل اون نسخه‌ای که شماها خوندید رو ننوشته

630
00:51:10,250 --> 00:51:12,760
‫یه کتابی نوشته به اسم بمبیکس موری

631
00:51:12,770 --> 00:51:15,480
‫و می‌خواسته باهاش یکم تسویه حساب کنه

632
00:51:15,490 --> 00:51:19,680
‫آبروی چندتا رفیق قدیمی رو ببره
‫اما داستانش درمورد

633
00:51:19,690 --> 00:51:24,290
‫شق نکردن آقای فنکورت
‫توی نوشته‌هایی که ما پیدا کردیم نبوده

634
00:51:28,710 --> 00:51:31,180
‫منظورت چیه؟

635
00:51:31,190 --> 00:51:33,780
‫شما هجونامه‌ی کتاب الی فنکورت رو نوشتید

636
00:51:33,790 --> 00:51:36,460
‫همونی که به‌خاطرش خودش رو کشت

637
00:51:36,470 --> 00:51:38,710
‫اوون کواین می‌دونست که کار شما بوده

638
00:51:41,150 --> 00:51:43,460
‫تهمت خیلی بدی دارید می‌زنید

639
00:51:43,470 --> 00:51:46,660
‫شما یه داستان کوتاه واسه کلکسیون آکسفورد نوشتید

640
00:51:46,670 --> 00:51:51,100
‫شیوه‌ی نوشتار با بمبیکس موری

641
00:51:51,110 --> 00:51:54,620
‫و هجونامه‌ی کتاب الی فنکورت
‫دقیقا یکسانه

642
00:51:54,630 --> 00:51:57,860
‫اندرو، به حرفاش گوش نکن
‫همش چرت و پرته

643
00:51:57,870 --> 00:52:00,860
‫همش توی کتابیه که نوشتید
‫خانوم تسل

644
00:52:00,870 --> 00:52:03,420
‫وقتی اندرو به نوشته‌هات بها نداد
‫دلت شکست

645
00:52:03,430 --> 00:52:05,630
‫و دوباره بعد از اینکه عشقت رو پس زد

646
00:52:10,250 --> 00:52:11,350
[ هوس ]

647
00:52:15,150 --> 00:52:18,580
‫اوون کواین واسه نگه داشتن رازت
‫یه قیمتی داشت

648
00:52:18,590 --> 00:52:21,380
‫تو اون خونواده رو از سر دلسوزی
‫حمایت نمی‌کردی

649
00:52:21,390 --> 00:52:24,460
‫نزدیک 30 سال ازت باج گرفت

650
00:52:24,470 --> 00:52:27,580
‫مجبورت کرد اونو به جای اندرو
‫انتخاب کنی

651
00:52:27,590 --> 00:52:29,460
‫آقای استرایک بیچاره

652
00:52:29,470 --> 00:52:32,060
‫اینقدری درمونده‌ی پول شده که
‫مجبوره به هرچیزی اتکا کنه

653
00:52:32,070 --> 00:52:35,020
‫فکر شما بود که کواین
‫توی رستوران فیلم بازی کنه

654
00:52:35,030 --> 00:52:37,180
‫سرتون داد بزنه و بره بیرون

655
00:52:37,190 --> 00:52:39,820
‫و بعدش بره توی جاده‌ی تالگارد مخفی بشه

656
00:52:39,830 --> 00:52:42,700
‫درحالی که رسانه‌ها به نزاعش با شما
‫و غیب شدنش دامن می‌زنند

657
00:52:42,710 --> 00:52:44,510
‫توی گذشته که خوب واسش تبلیغ شده بود

658
00:52:46,810 --> 00:52:47,910
‫مزخرفه

659
00:52:47,910 --> 00:52:51,020
‫بعد از اون به خونه‌ی لئونارا رفتید
‫تا بهش قوت قلب بدید

660
00:52:51,030 --> 00:52:52,580
‫درحالی که کواین گم شده بود

661
00:52:52,590 --> 00:52:55,580
‫از اون موقعیت استفاده کردید
‫تا تک‌تک دفترچه‌ها رو از اتاق کواین

662
00:52:55,590 --> 00:52:59,380
‫که نوشته‌های بمبیکس موری واقعی
داخلشون بود رو جمع کنید

663
00:52:59,390 --> 00:53:02,190
‫اما نتونستید همه‌ی ردها رو نابود کنید

664
00:53:06,790 --> 00:53:09,860
‫من تونستم چند صفحه از نوشته‌های واقعی

665
00:53:09,870 --> 00:53:12,110
‫و نوار ماشین تحریر رو پیدا کنم

666
00:53:13,230 --> 00:53:14,950
‫پلیس تونسته یه ماشین تحریر

667
00:53:14,950 --> 00:53:18,150
‫با همون مدلی که کواین داشته رو

668
00:53:18,150 --> 00:53:22,510
‫از توی برکه‌ی کنار خونه‌ی دوستت دارکوس پنگلی
‫پیدا کنه

669
00:53:25,710 --> 00:53:27,470
‫به زودی می‌رسن اینجا

670
00:53:28,750 --> 00:53:32,590
‫اسیدی که استفاده کردی
‫بدجوری روی گلوت اثر داشته

671
00:53:47,230 --> 00:53:48,390
‫رابین

672
00:53:55,590 --> 00:53:56,870
‫وایسا

673
00:54:23,910 --> 00:54:25,550
‫رابین؟

674
00:54:38,070 --> 00:54:39,620
‫حالت خوبه؟

675
00:54:39,630 --> 00:54:41,980
‫آره، خوبم
‫خوبم

676
00:54:48,590 --> 00:54:50,030
‫بله، نگه می‌دارم

677
00:55:03,590 --> 00:55:05,190
‫رابین؟

678
00:55:13,400 --> 00:55:15,920
‫فکر کنم خبر خوبی باشه
‫یه تاکسی خبر می‌کنی؟

679
00:55:41,570 --> 00:55:45,210
‫- کجاست؟
‫- توی زندان، تحت مراقبت تا خودکشی نکنه

680
00:55:47,930 --> 00:55:50,920
‫پلیس کتاب واقعی شوهرت رو
‫توی خونه‌ی اون پیدا کرده

681
00:55:50,930 --> 00:55:53,730
‫دنیل چارد می‌خواد بخونتش
‫واسه اینکه چاپش کنه

682
00:55:55,090 --> 00:55:58,410
‫این یکی شاید چند نسخه‌ای فروش داشته باشه

683
00:56:02,040 --> 00:56:03,240
<i>!چی گفتم مگه؟</i>

684
00:56:19,970 --> 00:56:22,690
‫- مامانی، مامانی
‫- دودوی من

685
00:56:44,550 --> 00:56:48,270
‫- آنستیس جوابت رو میده؟
‫- مجبوره، جونش رو نجات دادم

686
00:56:48,270 --> 00:56:49,750
‫و به‌هرحال مثل اکثر پلیسا

687
00:56:49,750 --> 00:56:52,110
‫دوست نداره ببینه آدم اشتباهی
‫زندانی شده

688
00:56:52,110 --> 00:56:54,510
‫درضمن فریزرش رو هم گشتند

689
00:56:54,510 --> 00:56:57,550
‫- نگو که روده‌ها...
‫- خوردشون داده به سگش

690
00:56:57,550 --> 00:56:58,990
‫حالم بهم خورد

691
00:57:00,630 --> 00:57:02,590
‫میتو با این زخما مشکلی نداره؟

692
00:57:03,590 --> 00:57:07,790
‫بهش گفتم بدتر از اینا رو بعد از مسابقات راگبیش دیدم

693
00:57:07,790 --> 00:57:10,230
‫و ادعای تساوی حقوق مرد و زن کردم

694
00:57:10,230 --> 00:57:12,230
‫من میرم ایستگاه

695
00:57:12,310 --> 00:57:17,400
‫آهان من...من...نامزد سابقت
‫یه سری عکس واسه‌ت فرستاده

696
00:57:17,400 --> 00:57:19,360
‫من تصادفی بازشون کردم

697
00:57:19,780 --> 00:57:21,620
‫اون دیگه مشکل من نیست

698
00:57:21,700 --> 00:57:24,330
‫خیلی‌خب پس
‫فردا می‌بینمت

699
00:57:24,440 --> 00:57:26,120
‫رابین؟

700
00:57:26,180 --> 00:57:28,060
‫یه‌چیزی واسه‌ت دارم

701
00:57:30,590 --> 00:57:32,630
‫- چیه؟
‫- بازش کن

702
00:57:37,630 --> 00:57:41,210
‫«دوره‌ی نظارتی
‫تو پیداش کن، من پولش رو میدم»

703
00:57:42,040 --> 00:57:44,240
‫واقعا؟

704
00:57:44,240 --> 00:57:45,880
‫پس...شریکیم، آره؟

705
00:57:52,910 --> 00:58:32,910
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

