﻿1
00:00:00,570 --> 00:00:03,920
‫درمورد خواهرمه، لولا لاندری
‫فکر می‌کنم به قتل رسیده

2
00:00:03,930 --> 00:00:06,580
‫- اون ازش می‌ترسید
‫- از کی؟

3
00:00:06,870 --> 00:00:10,380
‫- تونی یکم...
‫- خونواده چیز پیچیده‌ایه

4
00:00:10,380 --> 00:00:12,780
‫- لولا؟
‫- بعضی وقتا با هم دعواشون میشد

5
00:00:12,780 --> 00:00:15,620
‫در حال حاضر کسی توی خونه‌ی
‫دیبی مک هست؟

6
00:00:15,620 --> 00:00:17,780
‫اون روز چیزی به اینجا تحویل داده نشد؟

7
00:00:17,780 --> 00:00:21,460
‫گل، لباس، دست‌کش چرمی
‫یه طراح مد

8
00:00:22,960 --> 00:00:24,360
‫گی سومه

9
00:00:24,360 --> 00:00:26,440
‫اول رفتیم به وشتی

10
00:00:26,440 --> 00:00:28,520
‫یه لباس‌فروشی توی خیابون کاندویته

11
00:00:28,520 --> 00:00:31,040
‫یکی از دوستاش رو اونجا دید
‫راشل

12
00:00:31,040 --> 00:00:32,800
‫دوست صمیمی لولا، کیارا پورتر

13
00:00:32,800 --> 00:00:34,680
‫دوست‌پسر معروفش، ایوان دافیلد

14
00:00:34,680 --> 00:00:37,280
‫تا حالا کسی بهت گفته که
‫خیلی خیلی خوشگلی؟

15
00:00:38,560 --> 00:00:41,200
‫زیادی...شرکتی و خشک بود

16
00:00:41,200 --> 00:00:42,600
‫منظورت مثل کار منه؟

17
00:00:45,280 --> 00:00:47,280
‫من هیچوقت خمار نمیشم

18
00:00:47,280 --> 00:00:48,440
‫خوش به حالت

19
00:00:48,440 --> 00:00:50,720
‫این پای حرومزاده داره می‌کشتم

20
00:00:58,240 --> 00:00:59,680
‫کار تو بود

21
00:00:59,680 --> 00:01:01,480
‫تو لولا رو کشتی

22
00:01:02,480 --> 00:02:02,480
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

23
00:02:32,940 --> 00:02:35,860
<i>‫ جاده خالیه </i>
<i>‫ سرعتتون رو حفظ کنید، تمام </i>

24
00:02:35,860 --> 00:02:37,380
<i>‫ دریافت شد </i>

25
00:02:40,100 --> 00:02:42,260
‫خانوم انستیس بیچاره‌ست؟

26
00:02:42,260 --> 00:02:43,620
‫مزخرف نگو

27
00:02:43,620 --> 00:02:45,220
‫مثل من دیگه گیرش نمیاد

28
00:02:52,340 --> 00:02:54,860
‫خیلی دوست دارم زودتر برگردم خونه
‫و واسه اولین بار پسرم رو بغل کنم

29
00:02:54,860 --> 00:02:56,860
<i>‫ آماده باشید </i>
<i>‫ راه مسدود شده </i>

30
00:03:01,340 --> 00:03:04,140
<i>‫ یک مرد افغان درحال تعویض تایر </i>
<i>‫ تمام </i>

31
00:03:04,140 --> 00:03:06,260
‫هی

32
00:03:06,260 --> 00:03:07,780
‫ماشین رو جابه‌جا کن
‫برو

33
00:03:07,780 --> 00:03:09,700
‫سوار شو و برو کنار

34
00:03:09,700 --> 00:03:11,180
‫هوی

35
00:03:11,180 --> 00:03:12,860
<i>‫ وایسید، وایسید </i>

36
00:03:17,100 --> 00:03:18,580
‫هی، سوار ماشین شو

37
00:03:18,580 --> 00:03:20,620
‫دو بچه‌ی افغان توی جاده هستن

38
00:03:30,660 --> 00:03:33,260
‫سوار ماشین شو و تکونش بده
‫یالا

39
00:03:34,980 --> 00:03:38,540
‫مراقب باشید، مرد افغان در حال نزدیک شدن
‫به جلوی ماشین

40
00:03:40,620 --> 00:03:42,420
‫دریافت شد

41
00:03:42,420 --> 00:03:44,700
‫- ادامه بدید، راه بیفتید
‫- اطاعت

42
00:03:46,540 --> 00:03:47,940
‫نه، وایسا، وایسا!

43
00:03:47,940 --> 00:03:49,420
‫ترمز کن
‫نگه دار

44
00:04:51,820 --> 00:04:53,180
‫گروهبان استرایک؟

45
00:04:53,180 --> 00:04:54,420
‫استرایک، صدام رو می‌شنوی؟

46
00:04:55,860 --> 00:04:57,660
‫گروهبان استرایک، صدام رو می‌شنوید؟

47
00:06:36,830 --> 00:06:38,830
<i>من بیرون وشتی منتظرم
کجایی؟</i>

48
00:06:38,960 --> 00:06:40,960
<i>نزدیکم</i>

49
00:07:12,860 --> 00:07:14,300
‫ممنون

50
00:07:24,980 --> 00:07:26,580
‫چه امری داشتید؟

51
00:07:26,580 --> 00:07:28,300
‫ام...

52
00:07:28,300 --> 00:07:29,740
‫بله

53
00:07:29,740 --> 00:07:31,500
‫دوست دارم چندتا لباس امتحان کنم

54
00:07:33,380 --> 00:07:35,940
‫وای، خیلی بهتون میاد

55
00:07:38,220 --> 00:07:40,260
‫منتظر موندم تا برادرم برسه و ببینه

56
00:07:40,260 --> 00:07:41,580
‫واسه زنش می‌خوایم بخریم

57
00:07:41,580 --> 00:07:44,100
‫سبزه رو امتحان کن
‫فکر می‌کنم به رنگ پوستت بیشتر بیاد

58
00:07:44,100 --> 00:07:45,300
‫اونم...؟

59
00:07:45,300 --> 00:07:47,300
‫- سبزه...راستش خیلی خوشگله
‫- خیلی‌خب

60
00:07:50,020 --> 00:07:51,810
‫اون آدم معروفی بود که داشت می‌رفت؟

61
00:07:51,810 --> 00:07:52,820
‫نمی‌دونم

62
00:07:52,820 --> 00:07:54,860
‫کیارا پورتر که نبود، نه؟

63
00:07:54,860 --> 00:07:56,020
‫نه، اونو ندیدمش

64
00:07:56,020 --> 00:07:58,220
‫گرچه کیارا هر از گاهی میاد اینجا

65
00:07:58,220 --> 00:08:00,180
‫لولا لاندری هم زیاد می‌اومد اینجا، نه؟

66
00:08:00,180 --> 00:08:02,060
‫وشتی همیشه توی لیست خریدش بود

67
00:08:02,060 --> 00:08:04,340
‫یکی از ده تا کاری که توی لندن می‌کرد

68
00:08:05,840 --> 00:08:07,360
‫روزی که مُرد...

69
00:08:07,360 --> 00:08:08,800
‫اومد به همین اتاق

70
00:08:10,400 --> 00:08:12,160
‫نه بابا!

71
00:08:12,160 --> 00:08:14,800
‫مو به تنم سیخ شد!

72
00:08:18,080 --> 00:08:20,480
‫می‌دونی، میگن شبی که مُرده

73
00:08:20,480 --> 00:08:21,680
‫با دیبی مک قرار داده، اما...

74
00:08:21,680 --> 00:08:23,520
‫فکر نمی‌کنم لولا به ایوان خیانت می‌کرد

75
00:08:25,600 --> 00:08:26,760
‫چیه؟

76
00:08:26,760 --> 00:08:29,680
‫اتفاقا می‌خواست بکنه
‫باور کن

77
00:08:29,680 --> 00:08:31,320
‫اما اونکه عاشق ایوان بود!

78
00:08:31,320 --> 00:08:33,600
‫عکسای مراسم نامزدیشونو مگه ندیدی؟

79
00:08:33,600 --> 00:08:34,360
‫چرا

80
00:08:35,860 --> 00:08:38,580
‫خب من حرفاشون رو شنیدم

81
00:08:38,580 --> 00:08:39,980
‫حرفای کیو؟
‫لولا و ایوان؟

82
00:08:39,980 --> 00:08:42,700
‫نه نه، اون گاو بی‌ادب که همراهش آورده بود

83
00:08:42,700 --> 00:08:44,620
‫اما مل، صداشون رو روی گوشیش ضبط کرد

84
00:08:44,620 --> 00:08:46,260
‫- نه بابا!
‫- چرا

85
00:08:46,260 --> 00:08:49,180
‫یکم شیطونیه، ماها نمی‌دونستیم
‫کار درستیه یا نه

86
00:08:49,180 --> 00:08:51,140
‫اما قسم خورد که نمی‌خواد
‫بدتش دست رسانه‌ها

87
00:08:51,140 --> 00:08:52,740
‫فقط واسه دوستاش پخش می‌کنه

88
00:08:54,300 --> 00:08:57,580
‫- وایسا، مل کیه؟
‫- امروز نیومده، مرخصیه

89
00:08:57,580 --> 00:09:00,980
‫اما باور کن
‫لولا لاندری پشت ایوان یه کارایی می‌کرد

90
00:09:00,980 --> 00:09:03,100
‫و به جز دیبی مک، دیگه پای کی می‌تونه وسط باشه؟

91
00:09:04,380 --> 00:09:05,820
‫برو بیرون و ببین چطوره

92
00:09:45,620 --> 00:09:47,140
‫نظرت چیه؟

93
00:09:48,660 --> 00:09:49,940
‫بد نیست

94
00:09:51,100 --> 00:09:52,340
‫بد نیست؟

95
00:09:52,340 --> 00:09:54,060
‫خیلی خوشگل شده

96
00:09:54,060 --> 00:09:58,380
‫اما بخوایم منصف باشیم، فک کنم برادر منم
‫هیچوقت نمیگه که خیلی خوشگل شدم

97
00:10:19,880 --> 00:10:21,400
‫خوب بود

98
00:10:21,400 --> 00:10:23,200
‫بعدا خودم میام سراغ مل

99
00:10:24,360 --> 00:10:26,960
‫امروز صبح یکم سرم درد می‌کرد

100
00:10:26,960 --> 00:10:29,030
‫- من که...؟
‫- چیز بدی نگفتی

101
00:10:29,040 --> 00:10:30,270
‫اوهوم

102
00:10:30,880 --> 00:10:33,000
‫- راستش خیلی هم بامزه بودی
‫- خوبه

103
00:10:34,440 --> 00:10:36,520
‫- اونقد بده؟
‫- بدتر از اینا رو داشتم

104
00:10:37,880 --> 00:10:39,120
‫اما نه اخیرا

105
00:10:50,540 --> 00:10:51,740
‫بیا اینو ببین

106
00:10:58,780 --> 00:11:01,340
‫این کسی بود که بریستو
‫دربه‌در دنبالش می‌گشت

107
00:11:02,900 --> 00:11:04,820
‫میره سمت آپارتمان و برمی‌گرده

108
00:11:04,820 --> 00:11:07,260
‫یکم مضطربه، اما ممکنه یکی از طرفدارای
‫دیبی مک باشه

109
00:11:07,260 --> 00:11:09,260
‫که منتظره قهرمانش رو از نزدیک ببینه

110
00:11:09,260 --> 00:11:11,340
‫این 10 دقیقه قبل از افتادن لولاست

111
00:11:13,140 --> 00:11:14,500
‫و دوربین بعدی

112
00:11:15,940 --> 00:11:17,980
‫- این بعد از افتادن لولاست‌؟
‫- آره

113
00:11:17,980 --> 00:11:21,980
‫همون آدم، سریع داره میره
‫اضطرابش کم شده و با هدف قدم می‌زنه

114
00:11:21,980 --> 00:11:24,460
‫- همون آدم نیست
‫- چرا همچین حرفی می‌زنی؟

115
00:11:25,960 --> 00:11:28,120
‫چون لباسش یه علامت روش داره

116
00:11:28,120 --> 00:11:28,960
‫دقیقا، آره

117
00:11:28,960 --> 00:11:30,560
‫اینا دوتا آدم مختلفن

118
00:11:30,560 --> 00:11:33,200
‫نمی‌تونیم صورتش رو ببینیم
‫اما دستاش رو ببین

119
00:11:33,200 --> 00:11:34,680
‫دستکش چرمی

120
00:11:34,680 --> 00:11:37,280
‫گی سومه یه لباس و یه جفت دستکش
‫تحویل آپارتمان دیبی مک داده بود

121
00:11:37,280 --> 00:11:39,110
‫پس می‌تونسته از لباس‌ها
‫واسه تغییر قیافه استفاده کنه

122
00:11:39,110 --> 00:11:39,720
‫آره

123
00:11:39,720 --> 00:11:41,600
‫باید با گی سومه حرف بزنم

124
00:11:41,600 --> 00:11:43,880
‫ببینم این دومیه واقعا لباسای اونو پوشیده یا نه

125
00:11:43,880 --> 00:11:45,520
‫موفق باشی

126
00:11:45,520 --> 00:11:46,640
‫تو هم باهام میای

127
00:11:47,600 --> 00:11:48,840
‫آهان

128
00:11:58,020 --> 00:12:01,060
‫حس ماموت پشمالویی رو دارم که
وارد قفس آهویی زیبا شده

129
00:12:02,340 --> 00:12:03,540
‫آره

130
00:12:03,540 --> 00:12:06,100
‫من 5 دقیقه‌ی پیش
‫از این کیفم خیلی خوشم می‌اومد

131
00:12:06,100 --> 00:12:07,420
‫بیا بریم

132
00:12:09,460 --> 00:12:11,180
‫نه، همینجاست

133
00:12:12,900 --> 00:12:15,100
‫- ببخشید...
‫- لباس پردار رو بیارید

134
00:12:15,100 --> 00:12:17,020
‫عکس‌برداری میلان با ماست

135
00:12:17,020 --> 00:12:18,500
‫ببخشید

136
00:12:34,500 --> 00:12:36,100
‫شما که وقت قبلی ندارید

137
00:12:39,240 --> 00:12:41,880
تو که نیومدی یه سر بهمون بزنی
بنابراین ما باید می‌اومدیم

138
00:12:41,880 --> 00:12:43,760
‫اسم اصلیت کوینه، مگه نه؟

139
00:12:43,760 --> 00:12:46,440
‫فقط می‌خوام چندتا لباس رو تایید کنی

140
00:12:46,440 --> 00:12:48,680
‫از استودیوی من برو بیرون

141
00:12:48,680 --> 00:12:49,960
‫فکر می‌کنم لباس‌ها مال تو باشن

142
00:12:49,960 --> 00:12:51,960
‫و شاید یه سرنخ از مرگ لولا
‫بدست آورده باشم

143
00:12:53,600 --> 00:12:55,480
‫به این که علاقه داری، نه؟

144
00:12:57,200 --> 00:12:58,600
‫بیا

145
00:12:59,880 --> 00:13:01,320
‫فک کنم از تو خوشش اومده

146
00:13:07,100 --> 00:13:08,580
‫اون لباسای توئه، نه؟

147
00:13:10,540 --> 00:13:12,340
‫از کجا آوردتش؟

148
00:13:12,340 --> 00:13:14,420
‫اونا که هنوز توی بازار پخش نشدن

149
00:13:14,420 --> 00:13:15,860
‫مطمئنی که طراحی خودته؟

150
00:13:15,860 --> 00:13:17,340
‫مطمئی که اون دماغته؟

151
00:13:17,340 --> 00:13:18,620
‫دربان آپارتمان لولا

152
00:13:18,620 --> 00:13:20,900
‫گفت چندتا لباس از طرف تو
‫واسه دیبی مک دریافت کرده

153
00:13:20,900 --> 00:13:22,340
‫چی براش فرستادی؟

154
00:13:22,340 --> 00:13:23,500
‫تریشا

155
00:13:23,500 --> 00:13:24,820
‫بله گی؟

156
00:13:24,820 --> 00:13:27,300
‫یه لباس دیبی مک
‫با یه جفت دستکشای جدید رو بیار

157
00:13:39,460 --> 00:13:41,460
‫نظر لولا درمورد دیبی مک چی بود؟

158
00:13:41,460 --> 00:13:43,580
‫هیچ نظری نداشت

159
00:13:43,580 --> 00:13:46,740
‫مدام بهش می‌گفتم
‫«عزیزم اگه یکی 3 تا آهنگ واسه من ساخته بود

160
00:13:46,740 --> 00:13:49,860
‫لخت پشت در می‌نشستم منتظرش»

161
00:13:51,360 --> 00:13:54,400
‫نمی‌فهمم که چرا دافیلد رو انتخاب کرد

162
00:13:54,400 --> 00:13:56,760
‫یه بچه سوسول سفید پوست بزله‌گو

163
00:13:56,760 --> 00:13:59,320
‫به جای اینکه دنبال یه سیاه‌پوست باشه

164
00:13:59,320 --> 00:14:00,880
‫تا کجا پیش رفت؟

165
00:14:00,880 --> 00:14:03,280
‫دنبال باباش می‌گشت چون آفریقایی بود

166
00:14:03,280 --> 00:14:05,840
‫مادرش یه سفیدپوست از کانینگ تاون بود

167
00:14:05,840 --> 00:14:08,760
‫صداش می‌کردیم خانوم مفیدورن

168
00:14:08,760 --> 00:14:11,600
‫یه مدتی بود که کوکو توی کتابخونه بود

169
00:14:11,600 --> 00:14:13,040
‫حسابی ذوق زده شده بود

170
00:14:13,040 --> 00:14:15,440
‫چون ظاهرا پدرش استادی چیزی بوده

171
00:14:15,440 --> 00:14:16,560
‫کدوم کتابخونه؟

172
00:14:16,560 --> 00:14:18,480
‫نمی‌دونم
‫یه‌جایی توی میدون راسل؟

173
00:14:19,680 --> 00:14:22,240
‫راستش زیاد توجه نمی‌کردم
‫همه گوش کری می‌دادن

174
00:14:22,240 --> 00:14:25,000
‫- بجز راشل
‫- آره، اون خوب می‌دونست چجوری لولا رو بازی بده

175
00:14:35,340 --> 00:14:38,500
‫فک کنم واسه دستای گنده و پشمالوی تو
‫یکم کوچیک باشن

176
00:14:39,700 --> 00:14:42,700
‫گرچه کیارا اصلا بدش نیومده بود

177
00:14:42,700 --> 00:14:45,580
‫نه عزیزم، 5 ستاره رو بهت داد

178
00:14:46,940 --> 00:14:48,740
‫تازه اون خیلیا رو داره که باهاشون مقایسه‌ت کنه

179
00:15:50,380 --> 00:15:52,300
‫و رفتند داخل

180
00:15:53,380 --> 00:15:55,460
‫دعوا شروع میشه
‫صداها میره بالا

181
00:15:55,460 --> 00:15:57,140
‫چجوری رفتند توی بالکن؟

182
00:15:57,140 --> 00:15:58,750
‫شاید در از قبل باز بوده

183
00:15:58,750 --> 00:15:59,820
‫آره، اما برف میاد

184
00:15:59,820 --> 00:16:02,460
‫لولا اکثرا حس می‌کرده که زندانیه
‫واسه همین بازشون می‌کرده

185
00:16:02,460 --> 00:16:05,620
‫یا، با اوج گرفتن بحثشون
‫پشتش رو به طرف کرده

186
00:16:05,620 --> 00:16:08,300
‫دقیقا کاری که هر کسی می‌کنه
‫اگه بخوای که از خونه برن بیرون

187
00:16:08,300 --> 00:16:11,340
‫بدون اینکه بفهمه تنسی بستیگویی
‫اون پایین داشته می‌لرزیده

188
00:16:11,340 --> 00:16:12,230
‫اوهوم

189
00:16:16,380 --> 00:16:18,660
‫فکر می‌کنم خیلی ناگهانی و وحشیانه بوده

190
00:16:18,660 --> 00:16:20,860
‫تنسی که صدای کمک نشنیده

191
00:16:20,860 --> 00:16:23,500
‫امیدوارم...که حداقل سریع بوده باشه

192
00:16:28,400 --> 00:16:31,000
‫حالا من زمان خیلی کمی دارم
‫بنابراین یه اشتباه بزرگ می‌کنم

193
00:16:31,000 --> 00:16:33,000
‫گل‌ها رو اینجا جا می‌ذارم

194
00:16:33,000 --> 00:16:35,960
‫بنابراین بعد از سقوط
‫فورا توی عکس‌های پلیس دیده شدند

195
00:16:39,840 --> 00:16:42,040
‫اینا رو اینجا جا نمی‌ذارم حیفن

196
00:16:49,660 --> 00:16:51,260
‫از این مسیر راه میرم

197
00:16:52,820 --> 00:16:53,860
‫سرش رو می‌گیرم پایین

198
00:16:55,860 --> 00:16:58,180
‫و همینطوری که داشتم می‌رفتم
‫کلاه رو سرم و دستکش به دستام

199
00:16:58,180 --> 00:17:00,100
‫راحت می‌تونستم قسر در برم

200
00:17:01,620 --> 00:17:03,420
‫درضمن اینو هم پیدا کردم

201
00:17:03,420 --> 00:17:05,290
‫- کارت کتابخونه واسه...
‫- سواس

202
00:17:05,300 --> 00:17:06,260
‫اوهوم

203
00:17:06,260 --> 00:17:08,100
‫میدون راسل

204
00:17:08,100 --> 00:17:10,620
‫می‌تونیم فردا بریم اونجا
‫ببینیم دنبال چی می‌گشته

205
00:17:10,620 --> 00:17:13,660
‫آره، اما صبح باید برم دیدن بریستو

206
00:17:13,660 --> 00:17:15,740
‫من می‌تونم تنها برم

207
00:17:15,740 --> 00:17:17,140
‫باشه

208
00:17:18,940 --> 00:17:20,140
‫امروز کارت خوب بود

209
00:17:20,140 --> 00:17:21,220
‫ممنون

210
00:17:35,520 --> 00:17:37,200
‫اینا چین؟

211
00:17:37,200 --> 00:17:38,600
‫اسکیت‌بورد

212
00:17:38,600 --> 00:17:40,040
‫منظورم اینه که...

213
00:17:40,040 --> 00:17:42,000
‫امروز توی بازسازی صحنه‌ی حادثه
‫ازشون استفاده کردیم

214
00:17:46,080 --> 00:17:48,360
‫گوش کن، شرمنده که دیشب دیر کردم

215
00:17:50,280 --> 00:17:52,920
‫- باید بهت زنگ می‌زدم
‫- حرف منم همین بود

216
00:17:52,920 --> 00:17:55,420
‫من نمی‌خوام کنترلت دست من باشه
‫فقط نگرانت میشم

217
00:17:55,420 --> 00:17:56,440
‫می‌دونم

218
00:17:56,440 --> 00:17:58,720
‫تو اینجوری نیستی

219
00:17:58,720 --> 00:18:00,120
‫آشتی؟

220
00:18:09,500 --> 00:18:13,300
‫- امروز با یه مشاور حرف زدم
‫- خب؟

221
00:18:13,300 --> 00:18:15,940
‫اگه بخوایم یه محل مناسب
‫نزدیک مترو و مدرسه‌ها بگیریم

222
00:18:15,940 --> 00:18:19,540
‫باید حقوقمون رو بذاریم رو هم

223
00:18:23,660 --> 00:18:25,860
‫بهشون گفتی که کارو قبول می‌کنی؟

224
00:18:25,860 --> 00:18:27,820
‫نه هنوز

225
00:18:37,360 --> 00:18:38,960
‫ویسکی بزرگ

226
00:18:43,560 --> 00:18:45,360
‫و یه آبجو

227
00:19:24,460 --> 00:19:26,860
‫این چارلیه قبل از مرگش

228
00:19:26,860 --> 00:19:30,620
‫- کریکت بازی می‌کرد، بازیکن خوبی بود
‫- یادمه

229
00:19:30,620 --> 00:19:33,580
‫الک می‌گفت که روزی واسه تیم ملی
‫بازی می‌کنه

230
00:19:35,580 --> 00:19:39,020
‫و اینم لولاست
‫روزی که اومد پیش ما

231
00:19:40,520 --> 00:19:43,440
‫عاشق اون دستکشای قرمز بود

232
00:19:46,120 --> 00:19:48,320
‫هنوزم دارمشون

233
00:19:48,320 --> 00:19:51,000
‫جان گفت که یه سری اقلام رو
‫از آپارتمانش برداشتید

234
00:19:51,000 --> 00:19:52,800
‫واسه یادبود

235
00:19:52,800 --> 00:19:56,080
‫- مثلا چی؟
‫- چندتا خرت و پرت

236
00:19:56,080 --> 00:19:58,560
‫می‌خواید واستون فیلم بذارم بانو بی؟

237
00:19:58,560 --> 00:19:59,920
‫اوهوم

238
00:20:02,880 --> 00:20:07,080
‫- میشه رمزش رو بخونید؟
‫- حتما، لئوپارد

239
00:20:07,080 --> 00:20:10,600
‫لئوپارد، زبون بسته

240
00:20:10,600 --> 00:20:12,920
‫خط تیره، 1942

241
00:20:12,920 --> 00:20:15,440
‫1942
‫سال تولدم

242
00:20:20,760 --> 00:20:22,240
‫صبح بخیر

243
00:20:22,240 --> 00:20:25,240
‫کیک؟

244
00:20:27,980 --> 00:20:30,060
‫واقعا خوش شانسی

245
00:20:30,060 --> 00:20:32,860
‫- آقای بون برام آوردن
‫- واقعا؟

246
00:20:32,860 --> 00:20:36,380
‫ممنون خیلی...خیلی لطف کردید

247
00:20:36,380 --> 00:20:38,100
‫فقط چندتا سوال کوچیک دارم

248
00:20:38,100 --> 00:20:41,820
‫می‌دونستی لولا دنبال خونواده‌ی اصلیش می‌گشت؟

249
00:20:41,820 --> 00:20:45,060
‫آره، یه‌چیزایی می‌دونستم

250
00:20:46,300 --> 00:20:48,580
‫سعی کردم کاری به کارش نداشته باشم

251
00:20:48,580 --> 00:20:50,140
‫دلایلشم که واضحه

252
00:20:51,180 --> 00:20:53,380
‫نمی‌دونی پدرش کی بود؟

253
00:20:53,380 --> 00:20:54,620
‫راستش دوست دارم فکر کنم

254
00:20:54,620 --> 00:20:56,700
‫پدرش مردی بود که بزرگش کرد اما...

255
00:20:59,540 --> 00:21:02,860
‫- متاسفم، نه
‫- اون یه دانش‌آموز آفریقایی بود

256
00:21:02,860 --> 00:21:04,820
‫نیجریه‌ای بود فکر کنم

257
00:21:06,460 --> 00:21:07,980
‫الک بهم گفت

258
00:21:11,200 --> 00:21:13,720
‫مجبور شد یه وکیل دیگه بگیره
‫واسه کارای اداریش

259
00:21:13,720 --> 00:21:16,340
‫- چون تونی زیر بار نرفت
‫- واسه چی؟

260
00:21:17,130 --> 00:21:19,340
‫- نمی‌خواست لولا رو به فرزندخوندگی بگیریم
‫- چرا؟

261
00:21:19,360 --> 00:21:20,440
‫به‌خاطر چارلی

262
00:21:21,600 --> 00:21:24,680
‫تونی یه چیزی به الک گفت که
‫شوهرم رو خیلی عصبانی کرد

263
00:21:24,680 --> 00:21:26,560
‫و شروع کردند به سرزنش کردن همدیگه

264
00:21:26,560 --> 00:21:29,560
‫و الک گفت که تونی دیگه حق نداره
‫بیاد توی این خونه

265
00:21:29,560 --> 00:21:33,040
‫اما اون برادرم بود...
‫هیس، اینجاش قشنگه

266
00:21:34,920 --> 00:21:37,280
<i>‫ خب قراره حسابی غافلگیر بشن </i>

267
00:21:38,280 --> 00:21:41,760
‫دفعه‌ی قبلی که همو دیدیم
‫گفتی شب مرگ لولا، تونی اینجا بود

268
00:21:41,760 --> 00:21:46,160
‫حافظه‌ی خوبی دارید
‫ببخشید، بله

269
00:21:46,160 --> 00:21:50,600
‫من طبقه‌ی بالا بودم و
‫اونم پایین پیش مامان بود

270
00:21:50,600 --> 00:21:53,040
‫اما توی راه‌پله دیدمش

271
00:21:53,040 --> 00:21:55,640
‫- اون فیلم رو با تو ندید؟
‫- نه، قبل از فیلم از اینجا رفت

272
00:21:55,640 --> 00:21:57,160
‫- رفت به آکسفورد
‫- آره

273
00:22:00,520 --> 00:22:04,440
‫ببینم از اسناد حزانت
‫چی می‌تونم پیدا کنم

274
00:22:04,440 --> 00:22:06,320
‫خیلی خوب میشه

275
00:22:06,320 --> 00:22:08,040
‫عاشق اون دستکش‌ها بود

276
00:23:12,440 --> 00:23:15,000
‫سلام
‫واسه لباسه برگشتید؟

277
00:23:15,000 --> 00:23:17,520
‫نه، مل هستش؟

278
00:23:17,520 --> 00:23:18,920
‫توی اتاق پروئه

279
00:23:24,720 --> 00:23:26,720
‫مل شمایید؟

280
00:23:26,720 --> 00:23:29,880
‫بنده کورمورن استرایک هستم
‫واسه خونواده‌ی لولا لاندری کار می‌کنم

281
00:23:29,880 --> 00:23:32,360
‫اومدم براتون توضیح بدم که

282
00:23:32,360 --> 00:23:35,000
‫ضبط یک مکالمه‌ی خصوصی و اشتراک گذاشتنش

283
00:23:35,000 --> 00:23:36,360
‫با دیگر اعضا بدون رضایت طرفین چه عواقبی داره

284
00:23:36,360 --> 00:23:38,120
‫اما قبلش باید صدایی که

285
00:23:38,120 --> 00:23:40,200
‫روی گوشیت ضبط کردی رو بهم بدی

286
00:23:51,260 --> 00:23:54,620
<i>‫ - اینجا رو امضا کن </i>
<i>‫ - مطمئنی؟ </i>

287
00:23:54,620 --> 00:23:57,900
<i>‫- تا حالا اینقد مطمئن نبودم عزیزم</i>
<i>‫- لازمش که ندارن، نه؟</i>

288
00:23:57,900 --> 00:24:00,740
<i>‫باورم نمیشه، امشب می‌خوام ببینمش راش</i>

289
00:24:00,740 --> 00:24:02,140
<i>‫بعد از این همه وقت</i>

290
00:24:02,140 --> 00:24:04,980
‫همون موقع برگشته ببینه کسی گوش می‌کرده یا نه

291
00:24:04,980 --> 00:24:06,940
‫این سلبرتی‌ها خیلی پارانویدند

292
00:24:08,540 --> 00:24:10,700
‫«امشب می‌خوام ببینمش»

293
00:24:10,700 --> 00:24:15,140
‫- منظورش دیبی مکه؟
‫- نتیجه‌ی واضح همینه

294
00:24:15,140 --> 00:24:17,860
‫- توی ساوس چه خبر؟
‫- هیچی

295
00:24:17,860 --> 00:24:20,620
‫خب سابقه‌ی کتاب‌های لولا

296
00:24:20,620 --> 00:24:23,380
‫نشون میداد که دنبال کتاب‌هایی
‫از تاریخ غنا می‌گشته

297
00:24:23,380 --> 00:24:26,460
‫بخوام دقیقتر بگم
‫چندین بار یه مقاله‌ی دکتری

298
00:24:26,460 --> 00:24:29,420
‫که توسط جاسویا آجیمن نوشته شده رو گرفته

299
00:24:29,420 --> 00:24:30,940
‫که اونجا دانشجو بوده

300
00:24:32,940 --> 00:24:33,980
‫آجیمن

301
00:24:35,060 --> 00:24:37,540
‫- نیجریه‌ای نیست؟
‫- نه، غناییه

302
00:24:37,540 --> 00:24:40,260
‫گرچه تقدیم کردن مقاله‌ش به نظر جالبه

303
00:24:44,220 --> 00:24:47,140
‫«تقدیم به همسر دوست داشتنی‌ام امی
‫و فرزندمان جونا

304
00:24:47,140 --> 00:24:49,420
‫و تشکر فراوان از کشیش خورخه دوران

305
00:24:49,420 --> 00:24:50,820
‫«از کلیسای نور مقدس

306
00:24:50,820 --> 00:24:53,660
‫برای آموختن فروتنی و ایمان
‫به فردی که بی‌وفا بود»

307
00:24:55,460 --> 00:24:57,460
‫«فردی که بی‌وفا بود»

308
00:24:57,460 --> 00:25:01,460
‫حدس می‌زنم که اون پدر اصلی لولا باشه

309
00:25:01,460 --> 00:25:04,180
‫آره

310
00:25:04,180 --> 00:25:06,580
‫من باید برم دیدن پروفسور اینرایت

311
00:25:06,580 --> 00:25:08,620
‫استاد راهنمای دکتراش

312
00:25:08,620 --> 00:25:11,980
‫هنوز توی سواسه
‫اما امروز صبح کلاس داشت، فعلا

313
00:25:17,000 --> 00:25:18,880
‫اقتصاد سیاسی غنا

314
00:25:18,880 --> 00:25:20,680
‫خصوصا در دوره‌ی نکرومه

315
00:25:20,680 --> 00:25:24,360
‫راستش دوست داشتم با جوسایا آجیمن حرف بزنم

316
00:25:24,360 --> 00:25:27,440
‫متاسفانه دکتر آجیمن
‫دیگه همراه ما نیستند

317
00:25:27,440 --> 00:25:29,040
‫خب میشه لطفا بهم بگید

318
00:25:29,040 --> 00:25:31,320
‫کجا می‌تونم پیداشون کنم؟

319
00:25:31,320 --> 00:25:33,600
‫نزدیک یه سال پیش فوت کرد

320
00:25:35,560 --> 00:25:36,600
‫آهان

321
00:25:38,120 --> 00:25:40,800
‫شما اولین کسی نیستید که
‫اومده دنبالشون می‌گرده

322
00:25:44,320 --> 00:25:47,210
‫پس لولا هم باید دقیقا
‫همین‌چیزا رو فهمیده باشه

323
00:25:47,210 --> 00:25:47,950
‫اوهوم

324
00:25:49,440 --> 00:25:51,640
‫پروفسور اینرایت گفت که
‫دختره خیلی ناراحت بوده

325
00:25:51,640 --> 00:25:53,600
‫یعنی لولا رو نمی‌شناخته؟

326
00:25:53,600 --> 00:25:56,360
‫اون یه متخصص در تقسیمات کشوری
‫دوره‌ی پس از استعمار

327
00:25:56,360 --> 00:25:58,000
‫در جنوب صحرای آفریقاست

328
00:25:58,000 --> 00:26:00,840
‫فکر کنم دیگه دنبال کردن سلبرتی‌ها
‫از دستش در رفته

329
00:26:00,840 --> 00:26:02,880
‫پس آجیمن هم بن‌بسته

330
00:26:02,880 --> 00:26:05,680
‫نه، چون تونستم پاستور دوران رو پیدا کنم

331
00:26:05,680 --> 00:26:09,280
‫پنطیکاستیسمی که توی مقدمه‌ی دکتراش
‫بهش اشاره کرده بود

332
00:26:09,280 --> 00:26:10,960
‫کلیسا توی توتینگه

333
00:26:10,960 --> 00:26:14,400
‫و عکسای زیادی هم از خونواده‌ی آجیمن داره
‫من‌جمله...

334
00:26:16,920 --> 00:26:18,240
‫نه این یکی

335
00:26:22,180 --> 00:26:23,980
‫عجب

336
00:26:23,980 --> 00:26:25,620
‫آجیمنه با پسر جونا

337
00:26:26,820 --> 00:26:29,160
‫حالا مشخص شد که لولا به کی رفته

338
00:26:29,160 --> 00:26:29,940
‫اوهوم

339
00:26:29,940 --> 00:26:31,980
‫آبی، قرمز، آبی

340
00:26:31,980 --> 00:26:33,900
‫پرچم ارتشه

341
00:26:33,900 --> 00:26:35,060
‫سرباز پیاده

342
00:26:38,820 --> 00:26:41,740
‫لولا گفت که
‫«باورم نمیشه امشب می‌خوام ببینمش»

343
00:26:43,220 --> 00:26:44,740
‫و توی اتاق پروی وشتی:

344
00:26:44,740 --> 00:26:46,700
‫«بعد از این همه وقت، امشب قراره ببینمش»

345
00:26:46,700 --> 00:26:47,900
‫منتظر اون بوده

346
00:26:49,400 --> 00:26:50,960
‫نه دیبی مک

347
00:26:50,960 --> 00:26:53,520
‫فکر کرده که قراره برادرش رو
‫واسه اولین بار ببینه

348
00:26:54,880 --> 00:26:57,680
‫- فکر نمی‌کنی که...
‫- میرم چندتا زنگ بزنم

349
00:27:11,600 --> 00:27:13,520
‫ناراحت کننده‌ست

350
00:27:13,520 --> 00:27:15,600
‫خیلی واسه پیدا کردنش ذوق‌زده بودم
‫اما...

351
00:27:19,080 --> 00:27:21,880
‫همیشه یه چیز ناراحت‌کننده‌ای
‫پشت همه‌ی قضایا هست

352
00:27:23,760 --> 00:27:25,240
‫کجا میری؟

353
00:27:25,240 --> 00:27:27,000
‫که به جان درمورد برادر لولا بگم

354
00:27:27,024 --> 00:27:34,024


355
00:27:37,140 --> 00:27:38,340
‫برادر؟

356
00:27:40,420 --> 00:27:43,180
‫می‌دونی، باعث شدی
حس عجیبی بهم دست بده

357
00:27:43,180 --> 00:27:45,100
‫بایدم همینطور باشه

358
00:27:45,100 --> 00:27:48,180
‫از اصطلاح «برادر واقعی» متنفرم

359
00:27:48,180 --> 00:27:50,020
‫«والدین واقعی» هم همینطور

360
00:27:50,020 --> 00:27:52,220
‫والدین واقعی من کسایی بودند که
‫منو بزرگ کردند

361
00:27:52,220 --> 00:27:55,020
‫- منم کاملا موافقم
‫- پدر...پدر خودت چی؟

362
00:27:55,020 --> 00:27:56,700
‫تا جایی که به جانی روگبی مربوط بود

363
00:27:56,700 --> 00:27:58,340
‫من واسش یه لرزش توی کمر بودم

364
00:27:59,540 --> 00:28:02,220
‫خب این برادره

365
00:28:03,720 --> 00:28:06,400
‫این سربازه همونیه که
‫توی فیلم دیدیم؟

366
00:28:06,400 --> 00:28:08,080
‫فعلا تصمیمی نگرفتم

367
00:28:08,080 --> 00:28:10,400
‫فکر می‌کنی باید درمورد آجیمن
‫به پلیس بگیم؟

368
00:28:14,480 --> 00:28:17,040
‫شرمنده جان، باید فورا برم
‫دیدن کسی

369
00:28:17,040 --> 00:28:18,480
‫نه، نگران نباش

370
00:28:40,020 --> 00:28:42,620
‫صبح بخیر قربان
‫لطفا همراهم بیاید

371
00:29:01,100 --> 00:29:02,780
‫بهم گفتن که تو هم نظامی بودی

372
00:29:05,500 --> 00:29:06,780
‫عملیات هلمند؟

373
00:29:22,000 --> 00:29:23,720
‫تقصیر منه که خودش رو کشت

374
00:29:25,280 --> 00:29:27,520
‫همش تقصیر منه

375
00:29:29,000 --> 00:29:30,560
‫واسه چی؟

376
00:29:30,560 --> 00:29:32,560
‫شبی که مُرد می‌خواست منو ببینه

377
00:29:34,880 --> 00:29:37,360
‫آخرش کم آوردم

378
00:29:42,360 --> 00:29:43,640
‫این توئی، مگه نه؟

379
00:29:46,480 --> 00:29:47,720
‫بگو چی شد

380
00:29:48,920 --> 00:29:51,560
‫بابا وقتی داشت می‌مرد
‫بهم گفته بود

381
00:29:53,060 --> 00:29:55,220
‫می‌گفت نمی‌دونست مادرش نگهش داشته یا نه

382
00:29:55,220 --> 00:29:57,300
‫زنی که باها پدرت توی لندن زندگی می‌کرد؟

383
00:29:58,380 --> 00:30:01,180
‫پدرم اون موقع یه دانشجو بود
‫و مامان توی آکرا بود
‫(آکرا: پایتخت غنا)

384
00:30:01,180 --> 00:30:02,820
‫بعد یه دفعه لولا بهت زنگ می‌زنه

385
00:30:02,820 --> 00:30:06,060
‫- نمی‌خواست رسانه‌ها خبردار بشن
‫- از گوشی دوستش استفاده کرده

386
00:30:06,060 --> 00:30:07,820
‫آره، یکی به اسم راشل

387
00:30:07,820 --> 00:30:10,260
‫یه دفعه فهمیدی یه خواهر ناتنی داری

388
00:30:10,260 --> 00:30:11,420
‫که یه سوپرمدل معروفه

389
00:30:13,060 --> 00:30:16,500
‫خیلی واسم زیاد بود
‫بدجوری گیج شده بودم

390
00:30:16,500 --> 00:30:20,100
‫لولا اون همه ماشین لوکس و آپارتمان داشت

391
00:30:20,100 --> 00:30:22,780
‫- و مامان
‫- متوجهم

392
00:30:24,540 --> 00:30:25,780
‫واقعا؟

393
00:30:29,660 --> 00:30:31,380
‫قلب مادرم رو می‌شکست

394
00:30:35,040 --> 00:30:36,520
‫حالش زیاد خوب نیست

395
00:30:38,440 --> 00:30:41,360
‫اول به لولا جواب رد دادم
‫اما مدام زنگ میزد

396
00:30:41,360 --> 00:30:43,560
‫هی دنبال می‌کرد

397
00:30:43,560 --> 00:30:45,960
‫- می‌شناختیش؟
‫- نه

398
00:30:45,960 --> 00:30:50,040
‫اون خیلی...اون از همه‌چی مایه می‌ذاشت
‫می‌دونی؟

399
00:30:50,040 --> 00:30:53,920
‫به جایی رسیدیم که گفت
‫«همه‌ی پولهام مال تو»

400
00:30:53,920 --> 00:30:56,960
‫و منم گفتم
‫«پولت واسم مهم نیست»

401
00:30:56,960 --> 00:31:00,080
‫اما همیشه هم می‌گفت که
‫توی وصیت‌نامه‌ش همه‌چیز رو

402
00:31:00,080 --> 00:31:02,080
‫به من واگذار می‌کنه تا عموش رو عصبانی کنه

403
00:31:06,140 --> 00:31:07,700
‫بعدش خیلی احساس گناه کردم

404
00:31:11,340 --> 00:31:15,180
‫اگه رفته بودم
‫هنوز زنده بود

405
00:31:15,180 --> 00:31:17,900
‫اینکه خواستی از مادرت حمایت کنی
‫کار خوبی بوده

406
00:31:19,980 --> 00:31:22,100
‫گفت درک می‌کنه که مادرم چه فکری می‌کنه

407
00:31:22,100 --> 00:31:23,700
‫نمی‌خواد دل کسی رو بشکنه

408
00:31:26,060 --> 00:31:27,140
‫همین

409
00:31:29,180 --> 00:31:31,620
‫انگار دنبال یه‌چیزی می‌گشت، می‌دونی؟

410
00:31:37,000 --> 00:31:38,160
‫به‌نظر دختر خوبی بود

411
00:31:42,440 --> 00:31:43,800
‫منم همین فکرو می‌کنم

412
00:32:30,540 --> 00:32:32,180
‫- بهتون زنگ می‌زنم
‫- باشه

413
00:32:34,020 --> 00:32:36,840
‫فکر کنم باید زاغ سیا چوب زدن رو هم
‫به لیست کارات اضافه کنم

414
00:32:37,940 --> 00:32:40,940
‫خواهرزادت گفت شب مرگ لولا

415
00:32:40,940 --> 00:32:43,900
‫توی چلسی پیش خواهرت بودی
‫درسته؟

416
00:32:43,900 --> 00:32:45,300
‫عذرت اینه

417
00:32:45,300 --> 00:32:47,390
‫من عذر می‌خوام چیکار؟

418
00:32:47,390 --> 00:32:48,260
‫خودت بگو

419
00:32:48,260 --> 00:32:50,060
‫می‌تونی ثابت کنی که اونجا نبودم؟

420
00:32:50,060 --> 00:32:52,900
‫همون موقعی که قرار بوده پیش خواهر مریضت باشی

421
00:32:52,900 --> 00:32:55,300
‫توی هتل مورد علاقه‌ی با کارت اعتباریت

422
00:32:55,300 --> 00:32:57,100
‫پول مشروب حساب کردی

423
00:32:58,600 --> 00:33:01,000
‫چرا نمی‌خواستی خونواده‌ی بریستو
‫لولا رو به فرزندخوندگی بگیره؟

424
00:33:03,120 --> 00:33:04,160
‫اینکه...

425
00:33:07,040 --> 00:33:09,040
‫اصلا...

426
00:33:09,040 --> 00:33:12,680
‫یوت بهم گفت که اصلا نمی‌خواستی
‫لولا رو به فرزندخوندگی بگیرن

427
00:33:12,680 --> 00:33:15,880
‫گرچه خوب که از اموال لولا حفاظت کردی

428
00:33:17,120 --> 00:33:21,120
‫من همیشه خوبی لولا رو می‌خواستم
‫همیشه

429
00:33:21,120 --> 00:33:22,560
‫از همون روز اول

430
00:33:25,880 --> 00:33:26,920
‫چلسی

431
00:34:20,180 --> 00:34:21,780
‫بانسن

432
00:34:21,780 --> 00:34:23,260
‫چه خبرا شنکر؟

433
00:34:29,220 --> 00:34:31,660
‫چند روز پیش گل گذاشتم رو قبر مادرت

434
00:34:31,660 --> 00:34:34,060
‫لطف کردی

435
00:34:34,060 --> 00:34:35,460
‫کاری داری؟

436
00:34:38,640 --> 00:34:41,280
‫مشخصات یه ماشینه
توی محل همیشگیش

437
00:34:41,280 --> 00:34:43,000
‫- خیلی‌خب، می‌خوای دو دره‌ش کنیم؟
‫- نه

438
00:34:44,750 --> 00:34:45,780
‫بیخیال

439
00:34:45,790 --> 00:34:48,440
‫ماشین همونجایی که هست باشه
‫نمی‌خواد بدزدیش

440
00:34:48,440 --> 00:34:51,080
‫اما اگه بتونی بری داخلش و
‫یه سر و گوشی آب بدی...

441
00:34:51,080 --> 00:34:52,800
‫- چه سر و گوشی؟
‫- هدایت‌کننده

442
00:34:52,800 --> 00:34:54,360
‫می‌خوام این آدرس رو وارد کنی

443
00:34:54,360 --> 00:34:56,520
‫ببینی قبلا رفته اونجا یا نه

444
00:35:01,300 --> 00:35:03,700
‫سلام، رابین الکات هستم
‫قبلا...

445
00:35:03,700 --> 00:35:05,820
‫بله، منابع انسانی

446
00:35:05,820 --> 00:35:09,020
‫تماس گرفتم تا بگم شرایطم عوض شده

447
00:35:09,020 --> 00:35:11,100
‫بنابراین نمی‌تونم کار رو قبول کنم

448
00:35:11,100 --> 00:35:13,460
‫اما اگه میشه قدردانی من رو
‫اطلاع بدید

449
00:35:14,660 --> 00:35:16,980
‫بله، تشکر
‫خیلی ممنون

450
00:35:30,720 --> 00:35:33,320
‫- درموردش اصلا حرف نزدیم
‫- درموردش حرف زدیم

451
00:35:33,320 --> 00:35:35,520
‫باشه، اما تصمیمی که نگرفتیم

452
00:35:35,520 --> 00:35:37,800
‫- این روی جفتمون تاثیر داره
‫- آره، اما بیشتر من

453
00:35:37,800 --> 00:35:39,880
‫گوش کن من...

454
00:35:39,880 --> 00:35:41,760
‫من...

455
00:35:41,760 --> 00:35:43,760
‫من از کاری که حالا می‌کنم خوشم میاد

456
00:35:45,200 --> 00:35:47,640
‫همیشه دوست داشتم چنین کاری داشته باشم

457
00:35:47,640 --> 00:35:48,680
‫چنین کاری؟

458
00:35:51,220 --> 00:35:53,180
‫تا جایی که یادمه
‫دنبال روان‌شناسی بودی

459
00:35:53,180 --> 00:35:56,260
‫نه بایگانی کردن واسه یه
‫کاراگاه یه پا توی سوهو

460
00:35:57,940 --> 00:36:01,420
‫خوشم اومد که همه‌چی رو
مسخره جلوه دادی

461
00:36:01,420 --> 00:36:04,260
‫می‌دونی، توی یه جنگ
‫پاش رو از دست داده

462
00:36:04,260 --> 00:36:06,860
‫که فقط مایه‌ی تلف کردن
‫زمان و پول بوده

463
00:36:06,860 --> 00:36:10,260
‫این دیگه حرف بدیه

464
00:36:10,260 --> 00:36:11,420
‫خب...

465
00:36:13,420 --> 00:36:15,060
‫شاید بهتره ببینیش

466
00:36:16,540 --> 00:36:18,460
‫- ببینمش؟
‫- آره

467
00:36:18,460 --> 00:36:21,540
‫می‌تونیم...بعد از کار با هم
‫بریم یه‌چیزی بخوریم یا یه کاری بکنیم

468
00:36:21,540 --> 00:36:24,460
‫و وقتی که تو میری بخوابونیش
‫من باید تنها برگردم خونه؟

469
00:36:27,460 --> 00:36:29,580
‫- پس ولش کن
‫- شوخی کردم

470
00:36:29,580 --> 00:36:30,940
‫شوخی کردم بابا

471
00:36:49,400 --> 00:36:51,380
‫فکر می‌کنی به خاطر نوشتن یه وصیت‌نامه
‫کشته شده؟

472
00:36:51,380 --> 00:36:52,040
‫نه

473
00:36:52,040 --> 00:36:54,880
‫من نه، اما راشل همچین فکری می‌کرد

474
00:36:54,880 --> 00:36:55,980
‫من که نمی‌فهمم

475
00:36:55,980 --> 00:36:57,440
‫فکر می‌کنم راشل از قاتل باج می‌گرفته

476
00:36:57,440 --> 00:36:59,960
‫چون تنها کسی بوده که
‫از وصیت‌نامه خبر داشته

477
00:36:59,960 --> 00:37:01,760
‫- خب وصیت‌نامه کجاست؟
‫- نمی‌دونم

478
00:37:05,840 --> 00:37:07,320
‫اگه لازم باشه
‫دوباره هم آدم می‌کشه

479
00:37:32,460 --> 00:37:34,860
‫- دفتر کورمورن استرایک
‫- تماس گرفتی؟

480
00:37:34,860 --> 00:37:36,660
شکایت از وصیت‌نامه از ریچموند

481
00:37:36,660 --> 00:37:38,030
‫- خودشه
‫- هماهنگ شده

482
00:37:38,130 --> 00:37:39,170
‫عالیه

483
00:37:41,120 --> 00:37:44,160
‫راستش...یه چیز دیگه هست که
‫می‌خواستم بهت بگم

484
00:37:45,600 --> 00:37:47,000
‫ااا...

485
00:37:49,960 --> 00:37:53,880
<i>‫ من هیچوقت قبول نمی‌کنم که با اون </i>
<i>‫ به یه جزیره‌ی متروکه برم </i>

486
00:37:54,880 --> 00:37:57,520
‫شبی که لولا مُرد
‫یادتون هست که تونی اینجا بود یا نه؟

487
00:37:59,680 --> 00:38:03,920
‫درست خاطرم نیست

488
00:38:03,920 --> 00:38:06,560
‫حافظه‌ی بلند مدتم خوب کار می‌کنه

489
00:38:06,560 --> 00:38:10,520
‫اما داروها همه‌چیز رو بهم می‌ریزه

490
00:38:10,520 --> 00:38:12,720
‫متوجهم

491
00:38:12,720 --> 00:38:15,280
‫البته تو و چارلی رو یادمه

492
00:38:15,280 --> 00:38:17,280
‫خیلی جور بودید

493
00:38:18,360 --> 00:38:21,880
‫مادرت مدلی چیزی بود

494
00:38:21,880 --> 00:38:23,360
‫درسته

495
00:38:23,360 --> 00:38:25,760
‫خیلی خوشگل بود

496
00:38:26,880 --> 00:38:28,600
‫تو اصلا بهش نرفتی

497
00:38:29,760 --> 00:38:32,360
‫جانی هم زیاد قیافه‌ای نداره

498
00:38:32,360 --> 00:38:37,800
‫شوهرم الک، دوست همجنس‌باز زیاد داشت

499
00:38:37,800 --> 00:38:39,480
‫مجلس اعیان

500
00:38:40,980 --> 00:38:43,540
‫و می‌گفت که براش مهم نیست

501
00:38:43,540 --> 00:38:45,620
‫اگه دور و بر جانی کوچولو باشن

502
00:38:45,620 --> 00:38:48,420
‫«فقط به‌خاطر اینکه همجنس‌بازن یوت

503
00:38:48,420 --> 00:38:52,260
‫دلیل نمیشه که بگی سلیقه ندارن»

504
00:38:58,680 --> 00:39:00,520
‫موقع ناهاره بانو بی

505
00:39:00,520 --> 00:39:02,320
‫اشکالی نداره برم دستشویی؟

506
00:39:02,320 --> 00:39:03,440
‫اوهوم

507
00:39:05,560 --> 00:39:06,600
‫بفرمایید

508
00:40:57,600 --> 00:40:58,920
‫بالاست

509
00:41:48,260 --> 00:41:50,060
‫من جات بودم نمی‌رفتم تو

510
00:42:05,500 --> 00:42:07,700
‫هدایت‌کننده آدرس رو داشت

511
00:42:11,500 --> 00:42:13,340
‫- صحیح
‫- اینو هم پیدا کردیم

512
00:42:13,340 --> 00:42:14,740
‫بهت گفتم که دست...

513
00:42:26,840 --> 00:42:28,280
‫این یکی مهمون ما

514
00:42:30,000 --> 00:42:32,320
‫اما رفیقم وقتی سوار ماشین شد
‫و می‌دونست نباید بدزدتش

515
00:42:32,320 --> 00:42:34,440
‫حسابی دلش شکست

516
00:42:34,440 --> 00:42:36,400
‫امیدوارم با این دلش آروم بگیره

517
00:42:50,400 --> 00:42:51,880
‫گرفتمش واردل

518
00:43:04,020 --> 00:43:06,660
‫خبری نشده؟
‫بازداشتش کردند؟

519
00:43:08,700 --> 00:43:10,620
‫برو خونه

520
00:43:10,620 --> 00:43:14,060
‫راستش حالا منتظر کسی نیستم
‫برو

521
00:43:15,220 --> 00:43:17,060
‫امشب خبری نمیشه

522
00:43:32,440 --> 00:43:34,320
‫من...

523
00:43:34,320 --> 00:43:36,680
‫من کار منابع انسانی رو قبول نکردم

524
00:43:37,680 --> 00:43:38,720
‫عجب

525
00:43:40,160 --> 00:43:43,240
‫من دیگه نمی‌تونم حقوقت رو بدم
‫وقتی که این کار...

526
00:43:44,240 --> 00:43:45,480
‫می‌دونم

527
00:43:47,760 --> 00:43:48,840
‫شب بخیر

528
00:44:17,620 --> 00:44:19,420
‫امشب یکم دیر میام

529
00:44:43,960 --> 00:44:47,160
‫یارویی که توی دوربین امنیتی دیده شده
‫اما نرفتند دنبالش

530
00:44:47,160 --> 00:44:48,640
‫توئی، مگه نه؟

531
00:45:01,640 --> 00:45:04,280
‫گفت که ازش می‌ترسه

532
00:45:11,280 --> 00:45:12,840
‫از جلو چشمم گمشو

533
00:45:57,700 --> 00:45:59,220
‫آهای؟

534
00:46:04,300 --> 00:46:05,380
‫آهای؟

535
00:46:07,820 --> 00:46:10,180
‫پس تویی جان

536
00:46:10,180 --> 00:46:12,060
‫منتظر کس دیگه‌ای بودی؟

537
00:46:12,060 --> 00:46:14,460
‫شاید آره
‫اما خوشحالم

538
00:46:14,460 --> 00:46:16,660
‫پیتزا می‌خوای؟
‫یه تیکه مونده

539
00:46:16,660 --> 00:46:18,260
‫گرچه پپرونیش رو برداشتم

540
00:46:19,760 --> 00:46:21,360
‫نه ممنون

541
00:46:22,840 --> 00:46:23,960
‫بشین

542
00:46:29,200 --> 00:46:30,800
‫به‌خاطر تموم زحماتت

543
00:46:30,800 --> 00:46:33,280
‫پیدا کردن جونا آجیمن نتیجه‌ی خیلی خوبی بود

544
00:46:34,440 --> 00:46:36,280
‫خیلی سخاوت‌مندانه‌س

545
00:46:38,880 --> 00:46:40,480
‫ام...

546
00:46:40,480 --> 00:46:42,680
‫مارشا گفت امروز رفتی اونجا

547
00:46:42,680 --> 00:46:44,680
‫راستش یکم غافلگیر شدم

548
00:46:46,180 --> 00:46:47,940
‫- سیگار؟
‫- نه ممنون

549
00:46:48,940 --> 00:46:52,860
‫بهم زنگ زدند تا برم پیش یه موکل احتمالی
‫توی ریچموند

550
00:46:52,860 --> 00:46:55,300
‫اما مشخص شد که چنین کسی وجود نداشته

551
00:46:57,700 --> 00:46:59,300
‫آره

552
00:46:59,300 --> 00:47:01,780
‫به منشیم گفتم بزنه

553
00:47:01,780 --> 00:47:04,260
‫متاسفم جان، می‌خواستم یکم
‫از سر راهم بری کنار

554
00:47:06,100 --> 00:47:09,260
‫در ارتباط با تونی لاندری
‫یه سری اخبار ناراحت‌کننده دارم

555
00:47:12,700 --> 00:47:14,580
‫می‌دونه که تو لولا رو کشتی

556
00:47:16,060 --> 00:47:18,940
‫- ببخشید؟
‫- می‌دونه که تو لولا رو کشتی

557
00:47:20,980 --> 00:47:24,060
‫شاید اقرار نکنه، اما...

558
00:47:24,060 --> 00:47:26,180
‫ته قلبش می‌دونه

559
00:47:26,180 --> 00:47:29,020
‫غیرممکنه آدم از چیزی خبر داشته باشه
‫که واقعیت نداره

560
00:47:31,860 --> 00:47:33,860
‫روزی که لولا مُرد

561
00:47:35,780 --> 00:47:37,500
‫تو رفتی به خونه‌ش

562
00:47:38,620 --> 00:47:41,140
‫از اینکه جونا رو پیدا کرده بود
‫خیلی عصبانی بودی

563
00:47:44,740 --> 00:47:46,940
‫اونجا رو ترک کردی

564
00:47:46,940 --> 00:47:49,180
‫رفتی طبقه‌ی پایین

565
00:47:49,180 --> 00:47:51,180
‫اما از ساختمون بیرون نرفتی

566
00:48:03,180 --> 00:48:05,980
‫طبقه‌ی پایین رو واسه استقبال از
‫دیبی مک آماده کرده بودند

567
00:48:11,880 --> 00:48:13,720
‫اونجا چند قلم چیز پیدا کردی

568
00:48:34,640 --> 00:48:37,400
‫گل‌ها و لباس‌ها واسه فرار کردنت

569
00:48:45,000 --> 00:48:48,080
‫نمی‌دونم کی تصمیم گرفتی خواهرت رو بکشی

570
00:48:48,080 --> 00:48:50,720
‫همونطوری که نمی‌دونم چه لحظه‌ای تصمیم گرفتی

571
00:48:50,720 --> 00:48:54,520
‫برادرت رو از لب صخره بندازی پایین

572
00:48:54,520 --> 00:48:56,080
‫اما تصمیم گرفتی

573
00:48:56,080 --> 00:48:57,800
‫و بعد برگشتی

574
00:49:15,320 --> 00:49:16,800
‫خیلی متاسفم

575
00:49:16,800 --> 00:49:20,000
‫من زیاد بلد نیستم انکار کنم

576
00:49:20,000 --> 00:49:22,920
‫که ظاهرا باید حالا بکنم
‫من فقط...

577
00:49:24,920 --> 00:49:27,840
‫من واقعا ناامید شدم

578
00:49:27,840 --> 00:49:28,960
‫بازش کن

579
00:49:32,360 --> 00:49:34,920
‫دنبال همین می‌گشتی، مگه نه؟

580
00:49:34,920 --> 00:49:38,120
‫توی کیف سومه بود که
‫مادرت از آپارتمان لولا برداشته بود

581
00:49:40,660 --> 00:49:44,660
‫درمورد آستر جداشدنی نمی‌دونستی
‫مگه نه؟

582
00:49:44,660 --> 00:49:46,660
‫کل این مدت جلوی چشمت بوده

583
00:49:47,900 --> 00:49:51,020
‫ظاهرا راشل ازش خبر داشته

584
00:49:51,020 --> 00:49:53,380
‫- واسه همین کشتیش
‫- من اصلا ندیدمش!

585
00:49:53,380 --> 00:49:56,700
‫پس چرا هدایت‌کننده‌ی ماشینت
‫آدرسش رو ذخیره کرده بود؟

586
00:49:59,500 --> 00:50:02,300
‫راشل دوست خوبی واسه لولا نبود

587
00:50:02,300 --> 00:50:04,140
‫می‌خواست به‌خاطر وصیت‌نامه
‫ازت اخاذی کنه

588
00:50:04,140 --> 00:50:06,660
‫البته خبر نداشت که
‫تو چجور آدمی هستی

589
00:50:06,660 --> 00:50:08,420
‫که قبلا چیکار کردی

590
00:50:15,160 --> 00:50:19,120
‫توی دومین دعواتون
‫لولا درمورد وصیت‌نامه بهت گفت

591
00:50:19,120 --> 00:50:20,680
‫و اینجوری سرنوشتش رقم خورد

592
00:50:26,920 --> 00:50:29,240
‫همش رسید به مامان

593
00:50:29,240 --> 00:50:31,960
‫لولا بدون وصیت‌نامه فوت کرد
‫به من چیزی ارث نرسید

594
00:50:31,960 --> 00:50:35,000
‫آره، اما بعد از اینکه مادرت بمیره
‫که زیاد هم طول نمی‌کشه، به تو می‌رسه

595
00:50:36,560 --> 00:50:39,280
‫اما من فکر می‌کنم پول
‫دومین محرکت بوده

596
00:50:39,280 --> 00:50:40,600
‫حسادت

597
00:50:44,760 --> 00:50:47,520
‫این زنگ دوچرخه‌ی چارلیه
‫مگه نه؟

598
00:50:47,520 --> 00:50:50,320
‫همونی که وقتی افتاد توی دره
‫زیر پاش بود

599
00:50:51,520 --> 00:50:53,960
‫اول برادرت چارلی

600
00:50:53,960 --> 00:50:55,400
‫بعد لولا

601
00:50:56,400 --> 00:50:58,840
‫اونوقت منو استخدام کردی
‫تا واسه جونا پاپوش بدوزی

602
00:50:58,840 --> 00:51:00,640
‫من باهات همدردی می‌کنم

603
00:51:00,640 --> 00:51:03,640
‫با فرق گذاشتن مادرت...بین بچه‌هاش

604
00:51:03,640 --> 00:51:06,080
‫بچه خوشگله، بچه باهوشه
‫بچه بامزه‌هه

605
00:51:07,680 --> 00:51:09,560
‫تو همیشه دومی بودی

606
00:51:09,560 --> 00:51:11,040
‫ولمون کن

607
00:51:11,040 --> 00:51:13,360
‫نمی‌خواد بگی عصبانیتم انباشته شده

608
00:51:13,360 --> 00:51:16,080
‫نه؟ خیلی‌خب باشه
‫من خودمم زیاد طرفدار این نظریه نیستم

609
00:51:16,080 --> 00:51:18,280
‫گرچه هیئت‌منصفه خیلی دوستش داره

610
00:51:18,280 --> 00:51:20,920
‫بذار بچسبیم به چیزایی که می‌دونیم

611
00:51:20,920 --> 00:51:23,680
‫تونی همیشه شک داشت که
‫تو توی مرگ چارلی دست داشتی

612
00:51:23,680 --> 00:51:26,120
‫و سعی کرد جلوی والدینت رو
‫از گرفتن یه بچه‌ی دیگه بگیره

613
00:51:26,120 --> 00:51:28,800
‫- چون واسه لولا می‌ترسید
‫- خودش اینا رو بهت گفته، مگه نه؟

614
00:51:30,300 --> 00:51:32,940
‫اون شب اصلا نزدیک خونه‌تون نبوده

615
00:51:32,940 --> 00:51:34,500
‫اول این حرفت مشکوکم کرد

616
00:51:34,500 --> 00:51:37,020
‫اما بعد فهمیدم اینکه تو
‫واسش عذر ساختی

617
00:51:37,020 --> 00:51:39,660
‫این معنی رو داشته که
‫واسه خودت هم جور کردی

618
00:51:39,660 --> 00:51:42,140
‫توی لاندری یه بزدل بی جراته

619
00:51:43,940 --> 00:51:46,260
‫اما یه قاتل نیست

620
00:51:46,260 --> 00:51:47,500
‫تو هستی

621
00:51:56,400 --> 00:51:58,000
‫دیگه کافیه

622
00:52:03,200 --> 00:52:05,640
‫مادرت یه معتاد بود

623
00:52:05,640 --> 00:52:08,520
‫پدرت اصلا نمی‌خواد بدونه که وجود داری

624
00:52:08,520 --> 00:52:10,960
‫تا خرخره توی قرض و بدهی رفتی

625
00:52:10,960 --> 00:52:13,480
‫و توی دفترت زندگی می‌کنی
‫و آت و آشغال می‌خوری

626
00:52:16,120 --> 00:52:18,960
‫- برو پیش پلیس ببین بهت چی میگن
‫- رفتم

627
00:52:20,960 --> 00:52:24,200
‫درضمن باید بدونی که چرم، ‫متخلخله

628
00:52:24,200 --> 00:52:26,960
‫از انتقال مدارک قانونی جلوگیری نمی‌کنه

629
00:52:26,960 --> 00:52:28,680
‫یه اشتباه رایجه

630
00:52:28,680 --> 00:52:31,800
‫اما باعث میشه که مجرم شروع کنه به عرق کردن

631
00:52:31,800 --> 00:52:35,440
‫مخصوصا وقتی که حسابی هیجان زده باشن
‫مثل اون شب تو

632
00:52:35,440 --> 00:52:38,160
‫واسه دوتا قتل میری زندان جان

633
00:52:38,160 --> 00:52:39,920
‫البته باید 3 تا باشه

634
00:52:46,480 --> 00:52:49,560
‫حان، می‌دونی که دیگه تموم شده

635
00:53:23,820 --> 00:53:25,100
‫کورمورن؟

636
00:53:28,460 --> 00:53:31,180
‫- کورمورن؟
‫- برو بیرون!

637
00:53:47,060 --> 00:53:49,060
‫کورمورن؟

638
00:53:49,060 --> 00:53:51,500
‫کورمورن، بس کن
‫بسه، بس کن، بسه...

639
00:53:54,580 --> 00:53:56,940
‫لعنتی

640
00:53:56,940 --> 00:53:59,740
‫خونریزی شدید داری
‫یه آمبولانس خبر می‌کنم

641
00:54:01,380 --> 00:54:02,700
‫و یه تاکسی

642
00:54:04,860 --> 00:54:06,820
‫من با اون حرومزاده جایی نمیرم

643
00:54:57,540 --> 00:54:59,940
‫ناراحت شدم که درمورد بانو بریستو شنیدم

644
00:54:59,940 --> 00:55:02,180
‫دیگه وقتش بود

645
00:55:02,180 --> 00:55:03,940
‫در آرامش رفت

646
00:55:06,020 --> 00:55:07,500
‫چرا منو خبر کردی؟

647
00:55:08,860 --> 00:55:12,020
‫من و خواهرم قبل از مرگش
‫توافق کردیم که به خواسته‌ی لولا

648
00:55:12,020 --> 00:55:14,630
‫برای دادن اموالش به جونا آجیمن احترام بذاریم...

649
00:55:14,630 --> 00:55:15,500
‫خیلی‌خب

650
00:55:15,500 --> 00:55:19,300
‫و اینکه مبلغی زیاد رو برای
‫تلاش‌های شما بهتون بدیم

651
00:55:19,300 --> 00:55:20,420
‫تشکر

652
00:55:22,260 --> 00:55:25,100
‫حس می‌کنم فکر بدی درمورد من می‌کنید
‫آقای استرایک

653
00:55:29,560 --> 00:55:33,640
‫هیچوقت اطمینان نداشتم
‫وقتی جان و چارلی توی دره بودند

654
00:55:33,640 --> 00:55:35,520
‫چه اتفاقی بینشون افتاد

655
00:55:35,520 --> 00:55:38,360
‫اونقدری بودی که نخوای بذاری
‫لولا رو به فرزندی بگیرن

656
00:55:38,360 --> 00:55:41,000
‫بنابراین تصور کن چی میشد
‫اگه به یوت می‌گفتم

657
00:55:41,000 --> 00:55:42,760
‫لولا رو هم کشته

658
00:55:42,760 --> 00:55:44,640
‫تصور کن چه بلایی سرش می‌اومد

659
00:55:45,920 --> 00:55:48,880
‫هیچوقت با مرگ چارلی هم نتونست کنار بیاد و...

660
00:55:48,880 --> 00:55:50,480
مرگ خودش هم نزدیک بود

661
00:56:00,320 --> 00:56:01,680
‫خونواده

662
00:56:01,680 --> 00:56:03,200
‫- آره
‫- آره

663
00:56:17,900 --> 00:56:19,900
‫بله حتما
‫بهشون اطلاع میدم

664
00:56:19,900 --> 00:56:22,060
‫خیلی ممنون
‫خدافظ

665
00:56:22,060 --> 00:56:24,540
‫تلفن مدام داره زنگ می‌خوره

666
00:56:29,420 --> 00:56:30,660
‫ممنون

667
00:56:57,200 --> 00:56:59,440
‫می‌دونم قیمتش چقدره
‫یادت که نرفته؟

668
00:56:59,440 --> 00:57:01,120
‫به‌عنوان پاداش بهش نگاه کن

669
00:57:05,800 --> 00:57:08,200
‫من بهت نگفتم

670
00:57:08,200 --> 00:57:10,160
‫چی رو؟

671
00:57:11,160 --> 00:57:13,480
‫چیزی که می‌خواستم بگم

672
00:57:13,480 --> 00:57:15,880
‫شبی که جان بریستو بهت حمله کرد

673
00:57:22,160 --> 00:57:25,200
‫از مصاحبه‌های کاری بی‌هدف
‫خسته شدم

674
00:57:25,200 --> 00:57:26,880
‫از اینجا خوشم میاد

675
00:57:28,760 --> 00:57:31,600
‫تونی لاندری سر حرفش موند
‫و پولش رو داد

676
00:57:31,600 --> 00:57:32,920
‫بدهی‌هام رو دادم

677
00:57:34,440 --> 00:57:35,480
‫خب...

678
00:57:42,640 --> 00:57:45,960
‫- میشه کار من دائمی باشه؟
‫- آره

679
00:57:45,960 --> 00:57:49,320
‫البته یکم واسه افزایش حقوقت زوده

680
00:57:49,320 --> 00:57:50,640
‫اشکالی نداره

681
00:57:51,840 --> 00:57:53,280
‫خیلی‌خب پس

682
00:57:55,960 --> 00:57:57,400
‫اوه

683
00:57:57,660 --> 00:57:59,580
‫دفتر کورمورن استرایک

684
00:58:02,000 --> 00:58:04,080
‫در حال حاضر سرمون خیلی شلوغه

685
00:58:04,080 --> 00:58:06,880
‫اما اگه بهم اطلاعات تماستون رو بدید من...

686
00:58:13,520 --> 00:58:14,680
‫آهان

687
00:58:15,880 --> 00:58:17,280
‫خیلی‌خب، تشکر

688
00:58:18,280 --> 00:58:33,280
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

